این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2022/09/abasmanesh-4.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2022-09-20 07:03:092022-12-12 06:40:37قضاوت دیگران در حالی که در شرایط آنها نبوده ایم
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
اول خداروشکر میکنم برای دیدن این فضای زیبای پرادایس،واقعا زیباست و لذت میبرم و از خدا ممنونم که درک این قشنگیا و چشیدن طعم لذتش را بهم داده.
و از شما هم خیلی ممنونم که این زیبایی ها را با ما به اشتراک میگذارید تا ذهن ما فراوانی را بفهمد،زیبایی ها را ببیند و به دیدن زشتی ها عادت نکند بلکه به دیدن قشنگیها عادت کند.به ما یادآوری کند که همه چی از یک رویا شروع می شود و اگر شروع کنیم و قدم برداریم
و تعهد داشته باشیم و مصمم باشیم و ایمان داشته باشیم که می شود و مثل شما دانسته هایمان را عمل کنیم و فقط در حد حرفهای قشنگ نمونه،ما نیز به این زیبایی ها میرسیم و هیچ چیز غیر ممکن نیست.
اما در مورد قضاوت کردن چقدر زیبا گفتید استاد.به نظرم راحت ترین کار دنیا،قضاوت کردنه،چون در مورد خودمان نیست در مورد دیگریه و ما بیرون گودیم و هیچ درکی از اون شرایط نداریم.چون حرفه دیگه و همه بلدن بگن آی فلان باید میشد و این کارو میکرد و اون کارو میکرد،چه آدم بی فکریه،فلانی چه شانسی آورد،بهمانی معلوم نیس چه زد و بندی کرد و به کجا رسید،فلانی رو دیدی ازدواج نکرده طلاق گرفت و …خیلی خیلی که پره و همه ما روزانه داریم می شنویم و اینها متاسفانه فرعیات هستن و هیچ تفکری پشتش نیس،چون نمیدونیم چه مسیری رو طی کرده،چه سختیهایی را پشت سر گذاشته،چه عذابهایی کشیده و…
فقط حرفه.چون اگر فکر کنیم و خودمان را به قول شما جای همون شخصی که داریم قضاوتش میکنیم بذاریم و بررسی کنیم که تو چه شرایط سخت روحی،روانی،فشار زندگی و استرس و هزاران دلیل دیگه اون تصمیم را گرفته که از نظر خودش قطعابهترین تصمیم را با توجه به شرایطی که در آن قرار داشته گرفته و مطمئن بوده که اون تصمیم حتما به بهتر شدن شرایطش کمک میکنه. ما نمیدانیم
که اگر تو همون شرایط بودیم چیکار میکردیم.
احتمال خیلی خیلی زیاد ما هم با همون شرایط همون تصمیم را میگرفتیم و همان کارو میکردیم. که بارها برام اتفاق افتاده و تجربه کردم و تو اطرافیانم دیدم که یکیو قضاوت کردن و بعد از مدتی مشابه یا عین همون شرایط هم برا خودم هم برا اطرافیان پیش اومده خودم به عینه تجربه کردم.و قشنگ یادم افتاد که من فلانی را به خاطر همین کار سرزنشش کردم و الان دقیقا خودم همان کارو دارم میکنم من یقین دارم که قضاوت کنیم هم قضاوت میشیم هم عینا یا مشابه اون اتفاق برامون میفته،الان نمیگم خیلی بهتر شدم ولی روی خودم کار میکنم و به این اعتقاد قلبی دارم که اگر کسی را قضاوت کنم جهان تمام تلاشش را می کند که منو تو شرایط مشابه قرار بده و بهم ثابت کنه که همه ما آدمها در شرایط مشابه مثل هم عمل می کنیم….و همیشه به خودم میگم خدیجه حواست باشه این ها دور کردن تو از هدفت هستن،این موضوع ها فقط انرژی تو را میگیرند و وقتتو تلف میکنن و فقط حستو بد میکنن اینها فقط گمراه کننده هستن اینها هم باید باشند تا تو را به خودت ثابت کنن و بفهمی که واقعا تو مسیرت ثابت هستی یا نه،اینها تورو از واقعیت خودت و هدفت دور میکنن.سعی میکنم که همیشه به خودم یادآوری کنم حواست باشه،اگه دور بشی همیشه درجا میزنی،همیشه راکد میمونی و فرصت هات از بین میره و تو فقط به فرعیات چسبیدی و به جای قطع کردن فرعیات و حرکت به جلو داری با اونها فرصت هاتو میسوزونی،چون ذهن ما هیچ وقت خاموش نیس و همیشه در حال فعالیته و چقدر خوبه که کنترلشو دستمون بگیریم و آگاهانه تو مسیر درست هدایتش کنیم و نذاریم ما رو بندازه تو جاده خاکی.اگر خودمان را به این کارها عادت بدیم میشه جزئی از زندگی ما و خودش نوعی ترمزه چون جایی از مغزت درگیره و داره شیره انرژیتو میکشه ما گاز میدیم ولی ترمز دستی را نخوابوندیم،چون کانون توجه ما سمت چیزی غیر از اصل شده،توجه ما سمت غیره.پس بنابراین حرکتی در کار نخواهد بود و اینگونه از قدرت درون خودمان غافل میشیم که ما اومدیم که خالق زیباییها باشیم و زیبایی هارو گسترش بدیم نه اینکه زشتی هارو به نمایش بگذاریم و آنها را گسترش بدیم و از خدای مهربان میخوام که ما را تو مسیر هدایت کنه.
استاد عزیزم و مریم جان مهربان از شما هم که وقت و انرژی و دانسته های گران بهاتون را به رایگان با ما به اشتراک میگذارید و ما را آگاه میکنید که مسیر درست زندگی را بریم و ما برای این حواشی به دنیا نیامدیم که اگه این بود قطعا بی معنی بود، واقعا تشکر میکنم،الله مهربان نگه دار شما دو بزرگوار باشد
سلام خدمت استاد عزیز و مریم دوست داشتنی و مهربونم ❤️
از مریم جان بی نهایت سپاسگزارم که همیشه دوست دارن این اطلاعات قشنگ رو در اختیار ما بزارن
من دو شب هست که واقعا با احساس بسیار بدی میخوابم و نجواهای ذهنم خاموش نمیشد
حتی وسط خواب منو بیدار میکرد و شروع میکرد به حرف زدن دیگه به عجز رسیده بودم
هر چیزی که به ذهنم میرسید انجام میدادم نمیخواستم تو احساس بدم بمونم ولی نجواهای ذهنم بر من غالب بود و دقیقا دیشب ساعتای دو بود از خداوند خواستم کمکم کنه تا بتونم این موضوع رو حل کنم
و خداوند به من گفت زهرا جان مشکل تو اینه که قضاوت میکنی این قضاوت رو تمومش کن تا رها بشی به دست و پاهات زنجیر بستی
اون چیزی که تو فکر میکنی نیست شاید اگر خودتم تو اون شرایط بودی همین کارو میکردی
این فایل خیلی برای من به موقع بود
بی نهایت ازتون سپاسگزارم بابت این فایل زیبا بابت آگاهی هایی که زندگی مارو میتونه زیر و رو کنه خیلی درس بزرگی داشت استاد
با اینکه من از این موضوع اطلاع داشتم و قبلا هم از زبان شما شنیده بودم اما ذهنم نمیزاشت این آگاهی رو به یاد بیارم و منو عذاب میداد و ما باید همیشه اینقدر موضوعات مهم رو به خودمون یادآوری کنیم تا جزیی از ما بشه و ناخودآگاه بهش عمل کنیم
قربونتون برم من که همیشه به فکر ما هستید مریم خانم، واقعا واقعا مرسی ازتون😘
چقدر دلمون برای این ویو از پارادایس تنگ شده بود🤤الله اکبر چقدر زیباست 🤤
چقدر قشنگ گفتید استاد جان، واقعا منم همیشه سعی میکنم هیچ کسی رو قضاوت نکنم، چون قشنگ این رو درک میکنم که من اون نیستم، من خودمم، من به جای اون زندگی نمیکنم، من زندگی خودمو دارم، من اصلا حقی ندارم راجب اون تصمیم بگیرم و تمرکزم باید روی خودم باشه، برا همین هیچ وقت قضاوت نمیکنم کسی رو، و این باعث شده دیگران رو بهتر درک کنم، بهتر بفهمم، از هیچ کسی متنفر نشم،و سعی میکنم ناراحت نشم، چون هرکسی یه عقبه و باورای خودش رو داره در زندگیش و ما نمیتونیم جای دیگران تصمیم بگیریم، به قول شما از دور نشستن و دستور دادن خیلی راحته، وقتی توی اون شرایط قرار میگیری، همه چیز تغیر میکنه
😂😂عاشقتم استاد عزیزم دقیقا روزی نیست که ما این حرف های روشنفکرانه رو نشنویم و هرکسی هم یه پا استادی هست در این زمینه
چقدر قشنگ، قضاوت کردن باعث میشه تمرکزمون بره روی منفی ها و بیشتر اون ها رو جذب کنیم
دیدن شما دو عزیز همیشه در قاب زیبای پرادایز منو ذوق زده میکنه و میگم وای دختر خودتو آماده کن برای شنیدن کلی آگاهی ناب کلی حرف درست و درمون❤️
قضاوت کردن و قضاوت شدن هر دو از ما انرژی روانی بالایی رو میگیره وقتی میشینیم حتی نه در بیان فقط در فکرمون آدمهای اطرافمان رو قضاوت میکنیم اولین ضربه و آسیب رو به خودمون میزنیم چون انرژی و زمان ما که هر ثانیه اش با ارزشه صرف چیزی و کسی غیر خودمون میشه و آسیب بعدیش اینه که ما مدام با خودمون و درونمون در جنگیم و این جنگ رو خودمون درست کردیم بی دلیل .و دور میشیم و کدر میشیم . زمانی که داریم قضاوت میکنیم فردی رو یا رفتاری رو که از نظر ما اشتباست پس داریم به اون اشتباه و اون ناخواسته توجه میکنیم و حتما نکته ای و چیزی در آدمهای اطراف و محیط اطراف داره ما رو اذیت میکنه یا مطابق خواست ما سلیقه ما و باورهای ما نیست ما مدام داریم قدم به قدم از مسیر دور میشیم و اصلا چرا؟واقعا سودی که از قضاوت دیگران به ما داده میشه چیه؟ چه چیزی قراره به ما اضافه کنه ؟من از زمانیکه با شما آشنا شدم سعی کردم این رفتار رو کنترل کنم و به خیال خودم همیشه فکر میکردم دارم به طرف مقابلم ادوایز میدم و دارم کمکش میکنم ولی بعداً متوجه شدم نه عزیزم تو داری عملکرد اون شخص رو زیر سوال میبری که بگی من چیزی حالیمه و تو نه پس تو داری با قضاوت کردن اون آدم خودت رو عالم دهر جا میزنی که پشت کمبود عزت نفست مخفی بشی و گاهی به این نتیجه میرسم که داشتن عزت نفس بالا با قضاوت نکردن دیگران ارتباط تنگاتنگی داره چون من متوجه شدم آدمهایی با عزت نفس پایین بیشتر درگیر قضاوت کردن هستند چون حربه خوبی دستشونه که با بزرگ کردن رفتار نادرست دیگران از نظر خودشون و سرزنش کردن اون آدم پشت شخصیت نادرست خودشون پنهان بشن .من سالها همسرم رو به خاطر اشتباهات بیزینسی که انجام داده بود سرزنش و قضاوت میکردم و ایشون رو مسبب به هم خوردن شرایط زندگیم میدونستم و این رفتار من نه تنها چیزی رو درست نکرد بلکه باعث شد ایشون که بیزینس من موفقی بود و فقط به خاطر اعتماد به یه دوست و ضمانت ایشون در بانک دچار مشکلات زیادی بشه با حرفهای من ضعیفتر شد و مدام خودش رو سرزنش میکرد و من بعد از آشنایی با شما به خودم گفتم تو اصلا تو شرایط اون مگه بودی یا اصلا مگه یه کار بیزینسی کردی یا اصلا مگه میدونی چرا اون تصمیم رو گرفته ؟شاید پشت اون تصمیم نگاه این آدم ایجاد رفاه بیشتر برای خانواده بوده ؟این آدم همون آدمیه که کلی ثروت ساخته و سالها یه زندگیه درست و در رفاه رو تو خارج از ایران فراهم کرده پس در کنارش باش و اول با خودت به صلح برس و بعد با آدمهای اطرافت .چون با ادامه دادن این روش زندگی و این ناسپاسی تو هر آنچه باقی مونده هم از دست خواهد رفت.و من بعد از اشنا شدن با شما به این درک رسیدم و ترمز با سرعت به سمت بدبختی رفتن رو یه جایی دیگه کشیدم.
ممنونم ازتون استاد بابت این آگاهی و این درک صحیح شما نسبت به همه مسائل زندگی که هر چی میشنویم و هر چی میخونیم و مینویسیم میبینیم بازم انگار اول خط هستیم و ما کجا و این راه بیپایان کجا.دوستون دارم وصدای شما و آگاهیهای شما اون چیزیه که دلم میخواد تا زمان مرگ همراه من باشه .
خداوند رو سپاسگزارم، بابت این همه زیبایی، بابت زیبایی شما خوبان، و بهشتی که درش زندگی میکنید، فایلهای شما نه تنها مطالب فوق العاده عمیق و مهمی داره، بلکه تمرکز برنکات مثبت هم هست، مرسی که همه جوره ذهن و روح مارو تقویت میکنید ♥♥
آدم وقتی که توی این مسیر میوفته، فکر میکنه که همه چیزش دیگه درسته و شده خدا، شده آدمی که از اطرافیانش بهتر میفهمه، بیشتر میفهمه و خیلی راحت میتونه راجع به کارها و رفتارهاشون نظر بده! در صورتی که وقتی به این فایل گوش بدیم میفهمیم که ما اصصصصلا در جایگاهی نیستیم که بخوایم راجع به دیگران و کارهاشون قضاوت کنیم، یاد میگیریم که احترام بذاریم به عقاید دیگران.
اینکه بتونیم راه خودمون رو بریم، کارخودمون رو بکنیم، ایمان خودمون رو تقویت کنیم باید بشه اصل زندگیمون. کاری به این نداشته باشیم که دیگران چه میکنند و چه نمیکنند.
اینکه میخوان تغییر کنن یا نکنن به ما ربطی نداره. ما مسئول زندگی دیگران نیستیم. اگه که مسیر ما درست باشه، درست قدم برداریم، به موفقیت هایی که میخوایم برسیم، دیگرانی که خواستار تغییر باشند میبینند و شاید بخوان که بتونن مثل ما تغییر کنن.
خیلی سخته، اینکه بفهمی که تو، جای بقیه زندگی نمیکنی که براحتی بخوای تصمیم بگیری!
مثلا در مورد فوتبال که خودم خیلی بیننده ش هستم:
من به عنوان ببینده همیشه میگم واااای چرا تو عمق پاس ندادی! وای چرا سانتر نکردی، وای چرا اینجوری شوت زدی و … بلد نیستی، فلانی بهمانی
درصورتی که من دارم از زاویه ای بازی رو تماشا میکنم که اون فوتبالیست درون اون زمین همچین دیدی نداره، من نمیدونم که اون لحظه چه فکری کرده، چی دیده، علت تصمیمش چی بوده، از دید خودم قضاوتش میکنم خیلی راحت!
یا میایم میگیم چرا سرمربیمون فلان بازیکن خارجی رو بازی نمیده، اون که خیلی خوبه، اینجوریه اونجوریه، درصورتی که من هیچ علمی از فوتبال ندارم، فقط یه تماشاچی هستم! چطور میتونم قضاوت کنم وقتی هیچی از فوتبال حالیم نیست؟ ( این من، فقط من نیستم یک جامعه رو در نظر بگیرید)
در مورد هررررچیزی احساس علامه دهر بودن داریم و فکر میکنیم اگه که نظر ندیم از بقیه عقب میوفتیم. همون قضیه گوسفند زندگی کردنه.
وقتی قضیه ای پیش میاد همیشه یاد شما میوفتم، به این فکر میکنم که اگه الان استاد بود توی این موقعیت چی میگفت؟
میگفت: “عه هممممه دارن به این موضوع واکنش نشون میدن؟ پس من یه مسیر دیگه رو انتخاب میکنم، که توی زندگیم جذبش نکنم، چرا که توجه به مسائل از جنس اون قضیه وارد زندگیم میکنه”
از وقتی این حرفهای شما رو شنیدم، همممه چیز رو گذاشتم کنار، مخصوصا در خصوص مسائل اجتماعی (توی فوتبال هنوز به این جایگاه نرسیدم دارم تلاش میکنم که اونجا هم توجهم رو کم کنم)
دیگه هیچ ری اکشنی به هیچ موضوعی نشون نمیدم، و از شبکات اجتماعی هم رفتم، وقتی هم کسی ازم بپرسه چرا واکنشی نداری، خیلی راحت میگم دلم نمیخواد روی این مسائل تمرکز بذارم!
داشتم به این فکر میکردم که چه خوب میشد میتونستم ذهنم رو جوری تنظیم کنم که وقتی به یک ناخواسته ای برمیخورم، یهو توی ذهنم یه نوتیفیکشن بیاد با صدای بلند بهم بگه، آهای حواست باشه داری چیکار میکنی، فلان فایل استاد رو یادت هست که چی گفته؟ همون رو انجام بده و از مسیرت منحرف نشو.
مرسی بابت این فایل عالی که یادآوری بی نظیر و به موقعی بود
ممنون از بودنتون، از آرامشتون، از حال خوبتون که باعث میشه منم آرامش بگیرم و بهتر روی خودم کار کنم
این فایل شما در جواب یکی از سوالهای من بود که همیشه باهاش دست و پنجه نرم میکردم.
به شدت همیشه عادت دارم افراد اتفاقات موقعیتها رو قضاوت کنم و به عبارتی تو دسته ی خوب و بد قرارش بدم.همیشه از این موضوع رنج میبرم. تا اتفاق جدیدی میفته یا با شخص جدیدی آشنا میشم سریع ذهنم شروع میکنه به کنکاش که این رفتار خوب بود این رفتار بد این قضیه باید اینجوری میشد اون باید اونجوری میشد.یعنی آدما رو همینجوری که هستن نمیتونم بپذیرم یعنی باید یه جورایی همیشه قضاوتشون کنم رفتارشونو ارزیابی کنم در نهایت بهشون یه برچسب بزنم که فلان آدم خوبه یا مثلا فلان آدم بده.که تکلیفمو با آدما بدونم.یعنی ذهن من نمیتونه بپذیره که این آدم هرچی که هست هرکاری که کرده و میکنه هیچ فرقی برای من نداره هیچ تاثیری تو زندگی من نداره اون آدم هرچی که هست قسمتی از خداونده .و به خاطر همین یک موضوع ارزشمنده و تمام.نیازی به هیچ گونه ارزش گذاری نداره.نیازی به هیچ گونه قضاوتی نداره که من مدام ذهنمو درگیر کنم که این آدم بالاخره خوبه یا بد.نیازی نیست که ما از همه چی سر دربیاریم .کافیه فقط فقط یه کلمه بگیم من نمیدونم من هیچی نمیدونم و تمام.همه ی ما آدما هممون هم خوبی داریم هم بدی.چقدر زندگی قشنگ میشه همدیگه رو همینجوری که هستیم بپذیرم و نخوایم به هم دیگه برچسب بزنیم.
خالق دلم خودت میدونی که این فایل در جواب درخواست ناخوادآگاه من به تو بود خودت کمکم کن که از قضاوتها رها شم تا آسوده شم.
استاد این فایل چقدر مناسبه برای این اتفاقات اخیری که در ایران رخ داده
من دارم ذهنم رو کنترل میکنم که این چیزهارو نشنوم و روی نکات منفی تمرکزنکنم هنوز هم نمیدونم دقیقا چه اتفاقی افتاده و اصلا هم دوست ندارم بدونم. چیزی که برای من مهمه اینه که روی اصلاح خودم روی تغییر خودم وقت بزارم و سرم توی زندگیم باشه و هیچ ارتباطی به من نداره که اون بیرون چه اتفاق ناگوار و نازیبایی داره رخ میده! اگر اتفاق خوب و خوشحال کننده ای باشه قطعا مطلع میشم چون ذهنم رو دارم عادت میدم که روی نکات مثبت متمرکز باشه و به همین خاطر،جهان هدایتم میکنه به سمت دیدن و شنیدن اتفاقات خوب و پیشرفت و زیبایی.
از خانواده و همکار و اطرافیان یه چیزایی شنیدم که سعی کردم توجهی نکنم و وقتی سعی داشتن نظر من رو راجع به حرفاشون بدونن، آگاهانه میگفتم گور بابای حرف مردم برام مهم نیست چه اتفاقی افتاده و من هیچ نظری ندارم همین.
براشون این عکس العمل خیلی تعجب آور بود اما از طرفی براشون جالب هم بود که من در آرامش دارم زندگیمو میکنم و کاری به کسی ندارم. خیلیاشون بهم میگفتن خوش بحالت که عین خیالت نیست و راحت داری زندگیتو میکنی و منم میگفتم شما هم میتونید بی تفاوت باشین اما میگفتن ما خودمون رو مسئول میدونیم و باید برای کشورمون قدم برداریم!
من حرفاشون رو درک نمیکردم و تلاشی هم برای قانع سازی انجام نمیدادم چون یاد گرفتم باید آگاهانه ورودی های ذهنم رو کنترل کنم. چون یاد گرفتم که بیام تمرکز بزارم روی زیبایی ها و خوبی ها تا در همین مدار قرار بگیرم. چون دارم هر روز بیشتر این مطلب رو درک میکنم که جهان آینه ی من است هر فرکانسی که ارسال بکنم همون رو دریافت میکنم اگر احساسم خوب باشه اتفاقات خوب رو تجربه میکنم پس نباید اجازه بدم عوامل بیرونی باعث برهم زدن این حس خوب من بشن.
استاد راجع به این قضاوت کردن که گفتید، خیلیا دارن الان دولت و مسئولین رو قضاوت میکنن چون فقط نتیجه رو میبینن و بقول شما در شرایط اونها قرار نگرفتن.
پدرِ من آدمی هست که فکرمیکنم ذهنش رو عادت به انتقاد کردن داده. چون دارم این رو بوضوح در رفتارش میبینم و بازخوردش رو در زندگیش.
مثلا وقتی از خونه سوار ماشین میشیم تا مقصد که برسیم به هرجایی که نگاه میکنه یه ایرادی میگیره و تمرکزش درکل روی نکات منفی هست و خیلی خیلی کم پیش میاد که من ببینم پدرم از چیزی یا کسی تعریف بکنه. وقتی چیزی میخریم و بهش نشون میدیم سریع یه عیبی ازش درمیاره و من خیلی وقته دیگه چیزی رو بهش نشون نمیدم چون دوست ندارم اون حس بد بهم منتقل بشه. و اون هر روز داره نا امید تر و بیمارتر میشه به این دلیل که تمرکزش روی نکات منفی هست و بدنبال همین باعث احساس بد در اون شده و با هیچکس و هیچ چیزی درصلح نیست و معتقده چون جد و آبادش اینطوری زندگی کردن اون هم باید همینطوری زندگی بکنه!
شخصیت قبل من خیلی خیلی شبیه به شخصیت پدرم بود درکل ازش الگو میگرفتم اما از یجایی به بعد دیدم بابا خودم دارم عذاب میشکم و هیچی از زندگیم نمیفهمم و آخرسر مثل پدرم توی ۵۰ سالگی از همه چیزناامید میشینم جلوی تلویزیون و خبرهای مختلف رو دنبال میکنم! پس وقت تغییره برای همین دارم تلاش میکنم که زندگیم رو اونجوری که واقعا دوست دارم رقم بزنم و واقعا لذت ببرم از لحظه به لحظه ی نفس کشیدنم و باخودم و جهانم در صلح باشم. دارم بازخورد این کنترل ذهنم رو در زندگیم میبینم که چقدر بهم کمک میکنه ک باعث شده من توانمند تربشم و احساسم بهتر بشه و باعشق بیشتری برای اهدافم قدم بردارم.
استاد من دارم میبینم افرادِ خیلی خیلی کمی قادر به کنترل ذهنشون حتی در ساده ترین چیزها هستن اما من خداروصد هزار مرتبه شکر دارم بیشتر این بحث مهم رو یاد میگیرم بخاطر این فایل های فوق العاده و این آگاهی های بینظیر
الهی شکر
ان شاالله که هرروز بیشتر از قبل پیشرفت کنیم و بتونیم اینطوری با موفقیت هامون شما رو خوشحال کنیم
استاد عزیزم ، من این درس را از شما خدا را صد هزار مرتبه شکر خوب خوب خوب یاد گرفتم و الان هدایت شدم به این فایل رویایی و عالی
الهی صد هزار مرتبه شکر
اون هفته جای همگی خالی رفته بودیم طبیعت گردی ، چهارده نفر بودیم مهمون یکی از دوستان دل و جگر و قلوه خیلی هم زیاد و فراوان اورده بود خدا راشکر که همین را هم جذب کرده بودم که خدایا ازت یه دل و جگر عالی را می خواهم
همه مهمون این شخص بودیم و خیلی هم خوش گذشت، این هفته توسط یکی از دوستان خبر دادن که گفته نفری صد هزار تومان باید به حسابش واریز کنیم برای جگر و این را هم بگم که گفته بود ////به غیر ازما //// همه باید نفری این مبلغ را واریز کنند
بعد همسرم به من گفت این موضوع را و من هم هیچی نگفتم، یعنی هیچ کس را قضاوت نکردم چون درسش را خوب یاد گرفتم خدا را شکر
حالام حالم عالیه چون هیچ کس را بر روی دایره نیاورم ولی اگه به قبلا من بود این کار را می کردم ولی الان نه خدا را شکر
الهی صد هزار مرتبه شکر
امروز تونستم ذهنم را به صورت آشکارا و مشخص کنترل کنم خدایا شکرت یکی از جاری هام داشت در مورد گرونی می گفت و من هم تونستم ذهنم را کنترل کنم و حرف را عوض کنم و جهت دهی آگاهانه به سمت مورد و حرف دیگه ایی کنم خدایا شکرت و اون هم دیدم حرف را عوض کرد و دیگه ادامه نداد وقتی دید من نمیگم در صورتیکه قبلا من ته ذهنم میگفتم نه بابا زشته ؟!!! حالا بعد از چند وقت من این جاری ام را دیدم !! بزار با هم حرف بزنیم یا به خودم میگفتم اگه باهاش ادامه ندم پیش خودش میگه حتما نمی دونه و خبر نداره
این فایل برام در نشانه امروز اومد و یکبار گوش دادم و چند تا کامنت خوندم و ی حسی گفت کامنت بنویسم.
استاد من چند ماهی هست خیلی تلاش کردم که این نشتی انرژی ام رو که برای دیگران خیلی حرف میزنم و قضاوت میکنمرو کنار بذارم که واقعا خیلی سخته
واقعا کنترل ذهن میخواد
واقعا تعهد میخواد
چون سریع از دست آدم در میره.
دیشب توی خلوتی از خدا خواستم که کمک کنه تغییر کنم .خواستم هدایتم کنه بهم آگاهی بده که از این مسیر الهی که توش هستم از این همه فایل و چندتا دوره ای که دارم بتونم استفاده کنم و تغییر کنم.
و گفتم خدا من آماده ام تغییر کنم تو هدایتم کن.
و انگار خدا گفت تو باید اول درک کنی که نمیتونی دیگران رو قضاوت کنی
و با گوش دادن این فایل دیدم چقدر من درگیر این عادت قضاوت دیگران
غیبت کردن دیگران
تمرکز روی دیگران
واقعا اعتراف میکنم با این روال واقعا کار سختیه روی خودت تمرکز کنی .
یعنی الان ی کم درککردم که تا زمانی که نتونی مضرات این تمرکز و قضاوت دیگران رو درک کنی آماده نمی شی برای تغییر
اولین قدم .سکوت
سکوت سکوت سکوت سکوت
و من نمیدونممن نمیدونم من جای اون نبودم نمیدونم
من نمیدونماین رو باید هر لحظه به ذهنم بگم که تا بفهمه بابا فقط روی خودت تمرکز کن بذار مسیرت رو پیدا کنی بیراهه نکنی .
ندیگران رو قضاوت کن و ن از قضاوت دیگران بترس.
کاری رو که دلت میگه بکن
از خدا میخوام قدرت تغییر رو در وجودم و ذهنم فعال کنه. هدایت کنه .چون من خیلی ضربه خوردم از اینکه تمرکزم روی دیگران گذاشتم .
دوست دارم و تصمیم دارم و تعهد کتبی نوشتم تا از این به بعد تمام سعی ام رو بکنم که کسی رو قضاوت نکنم
غیبت کسی رو نکنم
تمرکزم رو فقط روی خودم بذارم تا پیشرفت کنم تا تغییر کنم.
تا از این هدایت پروردگارم که من رو آورده توی سایت بهترین بهره رو ببرم.
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته مهربان.
اول خداروشکر میکنم برای دیدن این فضای زیبای پرادایس،واقعا زیباست و لذت میبرم و از خدا ممنونم که درک این قشنگیا و چشیدن طعم لذتش را بهم داده.
و از شما هم خیلی ممنونم که این زیبایی ها را با ما به اشتراک میگذارید تا ذهن ما فراوانی را بفهمد،زیبایی ها را ببیند و به دیدن زشتی ها عادت نکند بلکه به دیدن قشنگیها عادت کند.به ما یادآوری کند که همه چی از یک رویا شروع می شود و اگر شروع کنیم و قدم برداریم
و تعهد داشته باشیم و مصمم باشیم و ایمان داشته باشیم که می شود و مثل شما دانسته هایمان را عمل کنیم و فقط در حد حرفهای قشنگ نمونه،ما نیز به این زیبایی ها میرسیم و هیچ چیز غیر ممکن نیست.
اما در مورد قضاوت کردن چقدر زیبا گفتید استاد.به نظرم راحت ترین کار دنیا،قضاوت کردنه،چون در مورد خودمان نیست در مورد دیگریه و ما بیرون گودیم و هیچ درکی از اون شرایط نداریم.چون حرفه دیگه و همه بلدن بگن آی فلان باید میشد و این کارو میکرد و اون کارو میکرد،چه آدم بی فکریه،فلانی چه شانسی آورد،بهمانی معلوم نیس چه زد و بندی کرد و به کجا رسید،فلانی رو دیدی ازدواج نکرده طلاق گرفت و …خیلی خیلی که پره و همه ما روزانه داریم می شنویم و اینها متاسفانه فرعیات هستن و هیچ تفکری پشتش نیس،چون نمیدونیم چه مسیری رو طی کرده،چه سختیهایی را پشت سر گذاشته،چه عذابهایی کشیده و…
فقط حرفه.چون اگر فکر کنیم و خودمان را به قول شما جای همون شخصی که داریم قضاوتش میکنیم بذاریم و بررسی کنیم که تو چه شرایط سخت روحی،روانی،فشار زندگی و استرس و هزاران دلیل دیگه اون تصمیم را گرفته که از نظر خودش قطعابهترین تصمیم را با توجه به شرایطی که در آن قرار داشته گرفته و مطمئن بوده که اون تصمیم حتما به بهتر شدن شرایطش کمک میکنه. ما نمیدانیم
که اگر تو همون شرایط بودیم چیکار میکردیم.
احتمال خیلی خیلی زیاد ما هم با همون شرایط همون تصمیم را میگرفتیم و همان کارو میکردیم. که بارها برام اتفاق افتاده و تجربه کردم و تو اطرافیانم دیدم که یکیو قضاوت کردن و بعد از مدتی مشابه یا عین همون شرایط هم برا خودم هم برا اطرافیان پیش اومده خودم به عینه تجربه کردم.و قشنگ یادم افتاد که من فلانی را به خاطر همین کار سرزنشش کردم و الان دقیقا خودم همان کارو دارم میکنم من یقین دارم که قضاوت کنیم هم قضاوت میشیم هم عینا یا مشابه اون اتفاق برامون میفته،الان نمیگم خیلی بهتر شدم ولی روی خودم کار میکنم و به این اعتقاد قلبی دارم که اگر کسی را قضاوت کنم جهان تمام تلاشش را می کند که منو تو شرایط مشابه قرار بده و بهم ثابت کنه که همه ما آدمها در شرایط مشابه مثل هم عمل می کنیم….و همیشه به خودم میگم خدیجه حواست باشه این ها دور کردن تو از هدفت هستن،این موضوع ها فقط انرژی تو را میگیرند و وقتتو تلف میکنن و فقط حستو بد میکنن اینها فقط گمراه کننده هستن اینها هم باید باشند تا تو را به خودت ثابت کنن و بفهمی که واقعا تو مسیرت ثابت هستی یا نه،اینها تورو از واقعیت خودت و هدفت دور میکنن.سعی میکنم که همیشه به خودم یادآوری کنم حواست باشه،اگه دور بشی همیشه درجا میزنی،همیشه راکد میمونی و فرصت هات از بین میره و تو فقط به فرعیات چسبیدی و به جای قطع کردن فرعیات و حرکت به جلو داری با اونها فرصت هاتو میسوزونی،چون ذهن ما هیچ وقت خاموش نیس و همیشه در حال فعالیته و چقدر خوبه که کنترلشو دستمون بگیریم و آگاهانه تو مسیر درست هدایتش کنیم و نذاریم ما رو بندازه تو جاده خاکی.اگر خودمان را به این کارها عادت بدیم میشه جزئی از زندگی ما و خودش نوعی ترمزه چون جایی از مغزت درگیره و داره شیره انرژیتو میکشه ما گاز میدیم ولی ترمز دستی را نخوابوندیم،چون کانون توجه ما سمت چیزی غیر از اصل شده،توجه ما سمت غیره.پس بنابراین حرکتی در کار نخواهد بود و اینگونه از قدرت درون خودمان غافل میشیم که ما اومدیم که خالق زیباییها باشیم و زیبایی هارو گسترش بدیم نه اینکه زشتی هارو به نمایش بگذاریم و آنها را گسترش بدیم و از خدای مهربان میخوام که ما را تو مسیر هدایت کنه.
استاد عزیزم و مریم جان مهربان از شما هم که وقت و انرژی و دانسته های گران بهاتون را به رایگان با ما به اشتراک میگذارید و ما را آگاه میکنید که مسیر درست زندگی را بریم و ما برای این حواشی به دنیا نیامدیم که اگه این بود قطعا بی معنی بود، واقعا تشکر میکنم،الله مهربان نگه دار شما دو بزرگوار باشد
🙏🌺🌸🌸
سلام خدمت استاد عزیز و مریم دوست داشتنی و مهربونم ❤️
از مریم جان بی نهایت سپاسگزارم که همیشه دوست دارن این اطلاعات قشنگ رو در اختیار ما بزارن
من دو شب هست که واقعا با احساس بسیار بدی میخوابم و نجواهای ذهنم خاموش نمیشد
حتی وسط خواب منو بیدار میکرد و شروع میکرد به حرف زدن دیگه به عجز رسیده بودم
هر چیزی که به ذهنم میرسید انجام میدادم نمیخواستم تو احساس بدم بمونم ولی نجواهای ذهنم بر من غالب بود و دقیقا دیشب ساعتای دو بود از خداوند خواستم کمکم کنه تا بتونم این موضوع رو حل کنم
و خداوند به من گفت زهرا جان مشکل تو اینه که قضاوت میکنی این قضاوت رو تمومش کن تا رها بشی به دست و پاهات زنجیر بستی
اون چیزی که تو فکر میکنی نیست شاید اگر خودتم تو اون شرایط بودی همین کارو میکردی
این فایل خیلی برای من به موقع بود
بی نهایت ازتون سپاسگزارم بابت این فایل زیبا بابت آگاهی هایی که زندگی مارو میتونه زیر و رو کنه خیلی درس بزرگی داشت استاد
با اینکه من از این موضوع اطلاع داشتم و قبلا هم از زبان شما شنیده بودم اما ذهنم نمیزاشت این آگاهی رو به یاد بیارم و منو عذاب میداد و ما باید همیشه اینقدر موضوعات مهم رو به خودمون یادآوری کنیم تا جزیی از ما بشه و ناخودآگاه بهش عمل کنیم
سلاااااام به روی ماهتون استادان عزیزم😍💚
سلاام بهتون خوشتیپ ها، خوشگل ها 😘🤩
قربونتون برم من که همیشه به فکر ما هستید مریم خانم، واقعا واقعا مرسی ازتون😘
چقدر دلمون برای این ویو از پارادایس تنگ شده بود🤤الله اکبر چقدر زیباست 🤤
چقدر قشنگ گفتید استاد جان، واقعا منم همیشه سعی میکنم هیچ کسی رو قضاوت نکنم، چون قشنگ این رو درک میکنم که من اون نیستم، من خودمم، من به جای اون زندگی نمیکنم، من زندگی خودمو دارم، من اصلا حقی ندارم راجب اون تصمیم بگیرم و تمرکزم باید روی خودم باشه، برا همین هیچ وقت قضاوت نمیکنم کسی رو، و این باعث شده دیگران رو بهتر درک کنم، بهتر بفهمم، از هیچ کسی متنفر نشم،و سعی میکنم ناراحت نشم، چون هرکسی یه عقبه و باورای خودش رو داره در زندگیش و ما نمیتونیم جای دیگران تصمیم بگیریم، به قول شما از دور نشستن و دستور دادن خیلی راحته، وقتی توی اون شرایط قرار میگیری، همه چیز تغیر میکنه
😂😂عاشقتم استاد عزیزم دقیقا روزی نیست که ما این حرف های روشنفکرانه رو نشنویم و هرکسی هم یه پا استادی هست در این زمینه
چقدر قشنگ، قضاوت کردن باعث میشه تمرکزمون بره روی منفی ها و بیشتر اون ها رو جذب کنیم
عاشقتونم من😍💚😘
سلام به استاد عزیزم و مریم بانو
دیدن شما دو عزیز همیشه در قاب زیبای پرادایز منو ذوق زده میکنه و میگم وای دختر خودتو آماده کن برای شنیدن کلی آگاهی ناب کلی حرف درست و درمون❤️
قضاوت کردن و قضاوت شدن هر دو از ما انرژی روانی بالایی رو میگیره وقتی میشینیم حتی نه در بیان فقط در فکرمون آدمهای اطرافمان رو قضاوت میکنیم اولین ضربه و آسیب رو به خودمون میزنیم چون انرژی و زمان ما که هر ثانیه اش با ارزشه صرف چیزی و کسی غیر خودمون میشه و آسیب بعدیش اینه که ما مدام با خودمون و درونمون در جنگیم و این جنگ رو خودمون درست کردیم بی دلیل .و دور میشیم و کدر میشیم . زمانی که داریم قضاوت میکنیم فردی رو یا رفتاری رو که از نظر ما اشتباست پس داریم به اون اشتباه و اون ناخواسته توجه میکنیم و حتما نکته ای و چیزی در آدمهای اطراف و محیط اطراف داره ما رو اذیت میکنه یا مطابق خواست ما سلیقه ما و باورهای ما نیست ما مدام داریم قدم به قدم از مسیر دور میشیم و اصلا چرا؟واقعا سودی که از قضاوت دیگران به ما داده میشه چیه؟ چه چیزی قراره به ما اضافه کنه ؟من از زمانیکه با شما آشنا شدم سعی کردم این رفتار رو کنترل کنم و به خیال خودم همیشه فکر میکردم دارم به طرف مقابلم ادوایز میدم و دارم کمکش میکنم ولی بعداً متوجه شدم نه عزیزم تو داری عملکرد اون شخص رو زیر سوال میبری که بگی من چیزی حالیمه و تو نه پس تو داری با قضاوت کردن اون آدم خودت رو عالم دهر جا میزنی که پشت کمبود عزت نفست مخفی بشی و گاهی به این نتیجه میرسم که داشتن عزت نفس بالا با قضاوت نکردن دیگران ارتباط تنگاتنگی داره چون من متوجه شدم آدمهایی با عزت نفس پایین بیشتر درگیر قضاوت کردن هستند چون حربه خوبی دستشونه که با بزرگ کردن رفتار نادرست دیگران از نظر خودشون و سرزنش کردن اون آدم پشت شخصیت نادرست خودشون پنهان بشن .من سالها همسرم رو به خاطر اشتباهات بیزینسی که انجام داده بود سرزنش و قضاوت میکردم و ایشون رو مسبب به هم خوردن شرایط زندگیم میدونستم و این رفتار من نه تنها چیزی رو درست نکرد بلکه باعث شد ایشون که بیزینس من موفقی بود و فقط به خاطر اعتماد به یه دوست و ضمانت ایشون در بانک دچار مشکلات زیادی بشه با حرفهای من ضعیفتر شد و مدام خودش رو سرزنش میکرد و من بعد از آشنایی با شما به خودم گفتم تو اصلا تو شرایط اون مگه بودی یا اصلا مگه یه کار بیزینسی کردی یا اصلا مگه میدونی چرا اون تصمیم رو گرفته ؟شاید پشت اون تصمیم نگاه این آدم ایجاد رفاه بیشتر برای خانواده بوده ؟این آدم همون آدمیه که کلی ثروت ساخته و سالها یه زندگیه درست و در رفاه رو تو خارج از ایران فراهم کرده پس در کنارش باش و اول با خودت به صلح برس و بعد با آدمهای اطرافت .چون با ادامه دادن این روش زندگی و این ناسپاسی تو هر آنچه باقی مونده هم از دست خواهد رفت.و من بعد از اشنا شدن با شما به این درک رسیدم و ترمز با سرعت به سمت بدبختی رفتن رو یه جایی دیگه کشیدم.
ممنونم ازتون استاد بابت این آگاهی و این درک صحیح شما نسبت به همه مسائل زندگی که هر چی میشنویم و هر چی میخونیم و مینویسیم میبینیم بازم انگار اول خط هستیم و ما کجا و این راه بیپایان کجا.دوستون دارم وصدای شما و آگاهیهای شما اون چیزیه که دلم میخواد تا زمان مرگ همراه من باشه .
بنام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استاد عزیزم، مریم عزیزم و دوستان خوبم.
خداوند رو سپاسگزارم، بابت این همه زیبایی، بابت زیبایی شما خوبان، و بهشتی که درش زندگی میکنید، فایلهای شما نه تنها مطالب فوق العاده عمیق و مهمی داره، بلکه تمرکز برنکات مثبت هم هست، مرسی که همه جوره ذهن و روح مارو تقویت میکنید ♥♥
آدم وقتی که توی این مسیر میوفته، فکر میکنه که همه چیزش دیگه درسته و شده خدا، شده آدمی که از اطرافیانش بهتر میفهمه، بیشتر میفهمه و خیلی راحت میتونه راجع به کارها و رفتارهاشون نظر بده! در صورتی که وقتی به این فایل گوش بدیم میفهمیم که ما اصصصصلا در جایگاهی نیستیم که بخوایم راجع به دیگران و کارهاشون قضاوت کنیم، یاد میگیریم که احترام بذاریم به عقاید دیگران.
اینکه بتونیم راه خودمون رو بریم، کارخودمون رو بکنیم، ایمان خودمون رو تقویت کنیم باید بشه اصل زندگیمون. کاری به این نداشته باشیم که دیگران چه میکنند و چه نمیکنند.
اینکه میخوان تغییر کنن یا نکنن به ما ربطی نداره. ما مسئول زندگی دیگران نیستیم. اگه که مسیر ما درست باشه، درست قدم برداریم، به موفقیت هایی که میخوایم برسیم، دیگرانی که خواستار تغییر باشند میبینند و شاید بخوان که بتونن مثل ما تغییر کنن.
خیلی سخته، اینکه بفهمی که تو، جای بقیه زندگی نمیکنی که براحتی بخوای تصمیم بگیری!
مثلا در مورد فوتبال که خودم خیلی بیننده ش هستم:
من به عنوان ببینده همیشه میگم واااای چرا تو عمق پاس ندادی! وای چرا سانتر نکردی، وای چرا اینجوری شوت زدی و … بلد نیستی، فلانی بهمانی
درصورتی که من دارم از زاویه ای بازی رو تماشا میکنم که اون فوتبالیست درون اون زمین همچین دیدی نداره، من نمیدونم که اون لحظه چه فکری کرده، چی دیده، علت تصمیمش چی بوده، از دید خودم قضاوتش میکنم خیلی راحت!
یا میایم میگیم چرا سرمربیمون فلان بازیکن خارجی رو بازی نمیده، اون که خیلی خوبه، اینجوریه اونجوریه، درصورتی که من هیچ علمی از فوتبال ندارم، فقط یه تماشاچی هستم! چطور میتونم قضاوت کنم وقتی هیچی از فوتبال حالیم نیست؟ ( این من، فقط من نیستم یک جامعه رو در نظر بگیرید)
در مورد هررررچیزی احساس علامه دهر بودن داریم و فکر میکنیم اگه که نظر ندیم از بقیه عقب میوفتیم. همون قضیه گوسفند زندگی کردنه.
وقتی قضیه ای پیش میاد همیشه یاد شما میوفتم، به این فکر میکنم که اگه الان استاد بود توی این موقعیت چی میگفت؟
میگفت: “عه هممممه دارن به این موضوع واکنش نشون میدن؟ پس من یه مسیر دیگه رو انتخاب میکنم، که توی زندگیم جذبش نکنم، چرا که توجه به مسائل از جنس اون قضیه وارد زندگیم میکنه”
از وقتی این حرفهای شما رو شنیدم، همممه چیز رو گذاشتم کنار، مخصوصا در خصوص مسائل اجتماعی (توی فوتبال هنوز به این جایگاه نرسیدم دارم تلاش میکنم که اونجا هم توجهم رو کم کنم)
دیگه هیچ ری اکشنی به هیچ موضوعی نشون نمیدم، و از شبکات اجتماعی هم رفتم، وقتی هم کسی ازم بپرسه چرا واکنشی نداری، خیلی راحت میگم دلم نمیخواد روی این مسائل تمرکز بذارم!
داشتم به این فکر میکردم که چه خوب میشد میتونستم ذهنم رو جوری تنظیم کنم که وقتی به یک ناخواسته ای برمیخورم، یهو توی ذهنم یه نوتیفیکشن بیاد با صدای بلند بهم بگه، آهای حواست باشه داری چیکار میکنی، فلان فایل استاد رو یادت هست که چی گفته؟ همون رو انجام بده و از مسیرت منحرف نشو.
مرسی بابت این فایل عالی که یادآوری بی نظیر و به موقعی بود
ممنون از بودنتون، از آرامشتون، از حال خوبتون که باعث میشه منم آرامش بگیرم و بهتر روی خودم کار کنم
دوستتون دارم ♥♥♥
استاد عزیزم و مریم نازنین سلام.
این فایل شما در جواب یکی از سوالهای من بود که همیشه باهاش دست و پنجه نرم میکردم.
به شدت همیشه عادت دارم افراد اتفاقات موقعیتها رو قضاوت کنم و به عبارتی تو دسته ی خوب و بد قرارش بدم.همیشه از این موضوع رنج میبرم. تا اتفاق جدیدی میفته یا با شخص جدیدی آشنا میشم سریع ذهنم شروع میکنه به کنکاش که این رفتار خوب بود این رفتار بد این قضیه باید اینجوری میشد اون باید اونجوری میشد.یعنی آدما رو همینجوری که هستن نمیتونم بپذیرم یعنی باید یه جورایی همیشه قضاوتشون کنم رفتارشونو ارزیابی کنم در نهایت بهشون یه برچسب بزنم که فلان آدم خوبه یا مثلا فلان آدم بده.که تکلیفمو با آدما بدونم.یعنی ذهن من نمیتونه بپذیره که این آدم هرچی که هست هرکاری که کرده و میکنه هیچ فرقی برای من نداره هیچ تاثیری تو زندگی من نداره اون آدم هرچی که هست قسمتی از خداونده .و به خاطر همین یک موضوع ارزشمنده و تمام.نیازی به هیچ گونه ارزش گذاری نداره.نیازی به هیچ گونه قضاوتی نداره که من مدام ذهنمو درگیر کنم که این آدم بالاخره خوبه یا بد.نیازی نیست که ما از همه چی سر دربیاریم .کافیه فقط فقط یه کلمه بگیم من نمیدونم من هیچی نمیدونم و تمام.همه ی ما آدما هممون هم خوبی داریم هم بدی.چقدر زندگی قشنگ میشه همدیگه رو همینجوری که هستیم بپذیرم و نخوایم به هم دیگه برچسب بزنیم.
خالق دلم خودت میدونی که این فایل در جواب درخواست ناخوادآگاه من به تو بود خودت کمکم کن که از قضاوتها رها شم تا آسوده شم.
در پناه الله یکتا شاد و ثروتمند باشید.
بنام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به اعضای خانوادم
استاد این فایل چقدر مناسبه برای این اتفاقات اخیری که در ایران رخ داده
من دارم ذهنم رو کنترل میکنم که این چیزهارو نشنوم و روی نکات منفی تمرکزنکنم هنوز هم نمیدونم دقیقا چه اتفاقی افتاده و اصلا هم دوست ندارم بدونم. چیزی که برای من مهمه اینه که روی اصلاح خودم روی تغییر خودم وقت بزارم و سرم توی زندگیم باشه و هیچ ارتباطی به من نداره که اون بیرون چه اتفاق ناگوار و نازیبایی داره رخ میده! اگر اتفاق خوب و خوشحال کننده ای باشه قطعا مطلع میشم چون ذهنم رو دارم عادت میدم که روی نکات مثبت متمرکز باشه و به همین خاطر،جهان هدایتم میکنه به سمت دیدن و شنیدن اتفاقات خوب و پیشرفت و زیبایی.
از خانواده و همکار و اطرافیان یه چیزایی شنیدم که سعی کردم توجهی نکنم و وقتی سعی داشتن نظر من رو راجع به حرفاشون بدونن، آگاهانه میگفتم گور بابای حرف مردم برام مهم نیست چه اتفاقی افتاده و من هیچ نظری ندارم همین.
براشون این عکس العمل خیلی تعجب آور بود اما از طرفی براشون جالب هم بود که من در آرامش دارم زندگیمو میکنم و کاری به کسی ندارم. خیلیاشون بهم میگفتن خوش بحالت که عین خیالت نیست و راحت داری زندگیتو میکنی و منم میگفتم شما هم میتونید بی تفاوت باشین اما میگفتن ما خودمون رو مسئول میدونیم و باید برای کشورمون قدم برداریم!
من حرفاشون رو درک نمیکردم و تلاشی هم برای قانع سازی انجام نمیدادم چون یاد گرفتم باید آگاهانه ورودی های ذهنم رو کنترل کنم. چون یاد گرفتم که بیام تمرکز بزارم روی زیبایی ها و خوبی ها تا در همین مدار قرار بگیرم. چون دارم هر روز بیشتر این مطلب رو درک میکنم که جهان آینه ی من است هر فرکانسی که ارسال بکنم همون رو دریافت میکنم اگر احساسم خوب باشه اتفاقات خوب رو تجربه میکنم پس نباید اجازه بدم عوامل بیرونی باعث برهم زدن این حس خوب من بشن.
استاد راجع به این قضاوت کردن که گفتید، خیلیا دارن الان دولت و مسئولین رو قضاوت میکنن چون فقط نتیجه رو میبینن و بقول شما در شرایط اونها قرار نگرفتن.
پدرِ من آدمی هست که فکرمیکنم ذهنش رو عادت به انتقاد کردن داده. چون دارم این رو بوضوح در رفتارش میبینم و بازخوردش رو در زندگیش.
مثلا وقتی از خونه سوار ماشین میشیم تا مقصد که برسیم به هرجایی که نگاه میکنه یه ایرادی میگیره و تمرکزش درکل روی نکات منفی هست و خیلی خیلی کم پیش میاد که من ببینم پدرم از چیزی یا کسی تعریف بکنه. وقتی چیزی میخریم و بهش نشون میدیم سریع یه عیبی ازش درمیاره و من خیلی وقته دیگه چیزی رو بهش نشون نمیدم چون دوست ندارم اون حس بد بهم منتقل بشه. و اون هر روز داره نا امید تر و بیمارتر میشه به این دلیل که تمرکزش روی نکات منفی هست و بدنبال همین باعث احساس بد در اون شده و با هیچکس و هیچ چیزی درصلح نیست و معتقده چون جد و آبادش اینطوری زندگی کردن اون هم باید همینطوری زندگی بکنه!
شخصیت قبل من خیلی خیلی شبیه به شخصیت پدرم بود درکل ازش الگو میگرفتم اما از یجایی به بعد دیدم بابا خودم دارم عذاب میشکم و هیچی از زندگیم نمیفهمم و آخرسر مثل پدرم توی ۵۰ سالگی از همه چیزناامید میشینم جلوی تلویزیون و خبرهای مختلف رو دنبال میکنم! پس وقت تغییره برای همین دارم تلاش میکنم که زندگیم رو اونجوری که واقعا دوست دارم رقم بزنم و واقعا لذت ببرم از لحظه به لحظه ی نفس کشیدنم و باخودم و جهانم در صلح باشم. دارم بازخورد این کنترل ذهنم رو در زندگیم میبینم که چقدر بهم کمک میکنه ک باعث شده من توانمند تربشم و احساسم بهتر بشه و باعشق بیشتری برای اهدافم قدم بردارم.
استاد من دارم میبینم افرادِ خیلی خیلی کمی قادر به کنترل ذهنشون حتی در ساده ترین چیزها هستن اما من خداروصد هزار مرتبه شکر دارم بیشتر این بحث مهم رو یاد میگیرم بخاطر این فایل های فوق العاده و این آگاهی های بینظیر
الهی شکر
ان شاالله که هرروز بیشتر از قبل پیشرفت کنیم و بتونیم اینطوری با موفقیت هامون شما رو خوشحال کنیم
خداروشکر که عضو این سایتم و هر روز آگاه تر میشم
عاشقتونم♥️
دقیقا، قضاوت کردن درست نیست حتی قضاوت خودمون! این قسمتش واقعا سختترین هست!
تو یک کتاب خوندم : اگر تو جای من بودی تو نبودی، من بودی و دقیقا همان کاری را میکردی که من کردم!
باید آویزه گوشمون کنیم خیلی سریع فراموش میشه گرچه ممکنه لفظی انجام ندیم ولی آیا در ذهنمون هم خواهیم توانست؟!
به نام تنها فرمانروای جهان و جهانیان
الهی شکر
…..
استاد عزیزم ، من این درس را از شما خدا را صد هزار مرتبه شکر خوب خوب خوب یاد گرفتم و الان هدایت شدم به این فایل رویایی و عالی
الهی صد هزار مرتبه شکر
اون هفته جای همگی خالی رفته بودیم طبیعت گردی ، چهارده نفر بودیم مهمون یکی از دوستان دل و جگر و قلوه خیلی هم زیاد و فراوان اورده بود خدا راشکر که همین را هم جذب کرده بودم که خدایا ازت یه دل و جگر عالی را می خواهم
همه مهمون این شخص بودیم و خیلی هم خوش گذشت، این هفته توسط یکی از دوستان خبر دادن که گفته نفری صد هزار تومان باید به حسابش واریز کنیم برای جگر و این را هم بگم که گفته بود ////به غیر ازما //// همه باید نفری این مبلغ را واریز کنند
بعد همسرم به من گفت این موضوع را و من هم هیچی نگفتم، یعنی هیچ کس را قضاوت نکردم چون درسش را خوب یاد گرفتم خدا را شکر
حالام حالم عالیه چون هیچ کس را بر روی دایره نیاورم ولی اگه به قبلا من بود این کار را می کردم ولی الان نه خدا را شکر
الهی صد هزار مرتبه شکر
امروز تونستم ذهنم را به صورت آشکارا و مشخص کنترل کنم خدایا شکرت یکی از جاری هام داشت در مورد گرونی می گفت و من هم تونستم ذهنم را کنترل کنم و حرف را عوض کنم و جهت دهی آگاهانه به سمت مورد و حرف دیگه ایی کنم خدایا شکرت و اون هم دیدم حرف را عوض کرد و دیگه ادامه نداد وقتی دید من نمیگم در صورتیکه قبلا من ته ذهنم میگفتم نه بابا زشته ؟!!! حالا بعد از چند وقت من این جاری ام را دیدم !! بزار با هم حرف بزنیم یا به خودم میگفتم اگه باهاش ادامه ندم پیش خودش میگه حتما نمی دونه و خبر نداره
واقعا خدایا شکرت
خدایا شکرت برای وجود استاد عزیزم
به نام خدای مهربون
سلام استاد عزیزم
و سلام خدمت خانم شایسته عزیزم
و سلام خدمت همگی.
این فایل برام در نشانه امروز اومد و یکبار گوش دادم و چند تا کامنت خوندم و ی حسی گفت کامنت بنویسم.
استاد من چند ماهی هست خیلی تلاش کردم که این نشتی انرژی ام رو که برای دیگران خیلی حرف میزنم و قضاوت میکنمرو کنار بذارم که واقعا خیلی سخته
واقعا کنترل ذهن میخواد
واقعا تعهد میخواد
چون سریع از دست آدم در میره.
دیشب توی خلوتی از خدا خواستم که کمک کنه تغییر کنم .خواستم هدایتم کنه بهم آگاهی بده که از این مسیر الهی که توش هستم از این همه فایل و چندتا دوره ای که دارم بتونم استفاده کنم و تغییر کنم.
و گفتم خدا من آماده ام تغییر کنم تو هدایتم کن.
و انگار خدا گفت تو باید اول درک کنی که نمیتونی دیگران رو قضاوت کنی
و با گوش دادن این فایل دیدم چقدر من درگیر این عادت قضاوت دیگران
غیبت کردن دیگران
تمرکز روی دیگران
واقعا اعتراف میکنم با این روال واقعا کار سختیه روی خودت تمرکز کنی .
یعنی الان ی کم درککردم که تا زمانی که نتونی مضرات این تمرکز و قضاوت دیگران رو درک کنی آماده نمی شی برای تغییر
اولین قدم .سکوت
سکوت سکوت سکوت سکوت
و من نمیدونممن نمیدونم من جای اون نبودم نمیدونم
من نمیدونماین رو باید هر لحظه به ذهنم بگم که تا بفهمه بابا فقط روی خودت تمرکز کن بذار مسیرت رو پیدا کنی بیراهه نکنی .
ندیگران رو قضاوت کن و ن از قضاوت دیگران بترس.
کاری رو که دلت میگه بکن
از خدا میخوام قدرت تغییر رو در وجودم و ذهنم فعال کنه. هدایت کنه .چون من خیلی ضربه خوردم از اینکه تمرکزم روی دیگران گذاشتم .
دوست دارم و تصمیم دارم و تعهد کتبی نوشتم تا از این به بعد تمام سعی ام رو بکنم که کسی رو قضاوت نکنم
غیبت کسی رو نکنم
تمرکزم رو فقط روی خودم بذارم تا پیشرفت کنم تا تغییر کنم.
تا از این هدایت پروردگارم که من رو آورده توی سایت بهترین بهره رو ببرم.
از صمیم قلب همگی تون رو دوست دارم .