اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استادشماگفتین ویژگیهای مثبت همسرتونو َشکرگزاری کنید من ویژگیهای مثبت همسرمو شکرگزاری میکنم هروز ودردفترم مینویسم وقصدم جداشدن 100درصد هست .وقتی ویژگیهاشوشکرگزاری کردم دیشب قران بازکردم بخونم اتفاقی برخوردم به سوره انفال کل سوره راخوندم خیلی مرتبط شدبا مسایل زندگیم که قدم به قدم نشانه هارو دنبال میکنم البته هرچی بیشترسکوت میکنم نشانه ها واضحترمیاد
برخوردم به این ایه 9سوره انفال
به یادارید هنگامی راکه استغاثه وزاری به پرودرگار خودمیکردید پس دعای شمارا اجابت کرد و وعده داد که من سپاهی منظم ازهزارفرشته به مددشملمیفرستم .به همین دلیل خدابمن الهام کرده کامنت بزار برای استادت و باهاش مشورت کن تا الهامات منو واضح بفهمی این ایه رو که دیدم گفتم چه جالب من که نمیدونستم این ایه این قسمت قران هست ویاد این فایل اجابت دعاها افتادم که شما این ایه رومثال زدی وگفتی درجنگ هزارفرشته به کمک پیامبراومده ومن دیشب که خودم این ایه1 روخوندم گفتم نشانه هست که باید منتظر هزارفرشته باشم .
ایه 10سوره انفال
واین فرشتگان را خدانفرستاد مگرانکه بشارت ومژده فتح باشد تا دلهای شمارامطمین سازد وبدانید که نصرت وپیروزی نیست مگرازجانب خداکه خدارا کمال قدرت وحکمت است.
ایه 15 سوره انفال
ای اهل ایمان هرگاه باتهاجم وتعرض کافران درمیدان کارزار روبروشوید مبادا ازبیم انها پشت کرده وازجنگ بگریزید.
ایه 16 سوره انفال
هرکه روز جنگ به انها پشت نمود وفرارکرد به طرف غضب وخشم خدا روی اورده وجایگاهش دوزخ که بدترین منزل است خواهدبود مگرانکه ازمیمنه وبمیسره ویازقلب به جناح برای مصالح جنگی رود یا ازفرقه ای به یاری فرقه ای دیگرشتابد .
برداشت من ازاین نشانه اینه که خدا داره بمن میگه پرنیا ارتش یک نفره خودتی وباید وارد جنگ بشی خدا برات هزارتا فرشته میفرسته مبادا ازکافران بترسی وازجنگ فرارکنی وگرنه باغضب خدامواجه میشی چون چندروز پیش ازخدادوتا سوال پرسبدم وخداگفت دوتا نشونه بهت میدم یکیش این بود یک تماس ازامریکا داشتم اونیکی نشونه رو دیشب خدا با این ایه ها جوابمو داد !!
ایه 17سوره انفال
ای مومنان نه شما بلکه خداکافران راکشت وای رسول چون توتیرافکندی نه توبلکه خدا افکند وشکست کافران راخدا برای این خواست که مومنان رابه پیش امد خوشی بیازماید که خدا شنوای دعای خلق ودانا است.
ایه 26سوره انفال
وای مومنان به یادارید زمانی راکه عده قلیلی درمیان دشمنان بسیاربودید که شما راضعیف وخوار درزمین مکه می شمردند وازهجوم مردم مشرک برخود ترسان بودید بعداز ان خداشمارا درپناه خود اورد وبه یاری خود نیرومندی ونصرت به شماعطا کرد وازبهترین غنائم وطعام ها روزی فرمود باشد که شکرنعمتش بجای ارید .
برداشت من ازاین ایه این بودکه من تاچندوقت دیگه میخام خدابمن یک واحدنوساز 250متری درعظیمیه کرج بنام بده وبک ماشین النترا درحدنوسفید بنامم بده ولوازم کل خونه رونوبده وروزی 1/5میلیون تومان به حسابم بریزه ویک خدمتکار برام بفرسته چجوریش بمن ربطی نداره من ازمریم مقدس چیزی کم ندارم باید بده وظیفشه فعلا ایناروخدابده بعدش به مرحله طلاق برسم ودراین جنگ پیروزبشم به یاری خدا
خداراسپاسگذارم که امروز رافرصت دوباره به منوخانواده ام داده است که بالذت بردن ازفرصتهای ناب خدادراختارمون گذاشته جهان هستی راگسترش دهیم.
وازنعمت سلامتی خودم وخانواده ام وپرنسس الهیمان تابی نهایتها خداراسپاسگذارم.
داستان دیدن این فایل مقدس وتوحیدی کلیداجابت دعاها راتوی دروه ی نتایج دوستان قسمت14بودم که هدایت شدم روانشناسی ثروت واین کنج روبه صورت معجزه وارخدابرام پنهان کرده بودروبه دستم دادبافهم ودرکش الهی فقط درتوانم سپاسگذاری هست.
وروز1404/7/14که با21مین روزتولدپرنسس الهیمان (جیگرگوشه نوه مون بودخداکنج قرآنی کلام الهی روبه من هدیه داد گفت لیلا لیاقتشوداری.متشکرم خداجون.)
استادتوی هرفایل شماازایمان+باور+توکل+توحید+یکتاپرستی+سپاسگذاری +احساس خوب =اتفاقات خوب +کنترل ذهن وتشخیص اصل ازفرع کلیه ی به اصطلاح واجبات روباجون ودل توضیح میدین که درهمینجابازهم ازشما، مریم جون، آقاابراهیم عزیز، خانم فرهادی مهربون ودیگه نمیدونم چه کسی دیگه هست وازعزیزانی که عضو و ساکن این بهشت هستند سپاسگذاری وخداقوت میگم.
دوستتون دارم.
وقتی که ازحضرت زکریاگفتین که ازخدادرخواست کردوسریع ذهن وفکرش جفتک زدن ومنطقی هم عذر آوردن که ماپیریم زنم نازاس که حالاخداوندمیادمیگه تو میدونی از چه انرژی درخواست می کنی ؟!!!!
به گویش مشهدی آقاخدایقه ی آقازکریارو گرفت وبایک دست اززمین بلندش کردوگفت:
(یَرَه توباکی بودی ازموچی خواستی؟بعدم به زمین گرم زدش)وبعدم بلندش کردوخاکهای لباس آقازکریارو تکون دادگفت برو پی کارت یَرَه بِچَه رِفتی)خخخخخخخخخخخ.
زمانی تو نبودی من بودم وقبل از اولاددادن به تووهمسرت که ابزارو، وسیله ی اولیه ش هستین وسیله ی خیرهستین من قبلش اینکارو کردم که اشاره به حضرت مریم علیه السلام است بدون هیچ شخصی به او،اولادعنایت کردم. که حتی اقوام خودش ومردم روستابه او تهمت زدن استغفرالله به اوشک کردندوتهمت زنا زدند که خدابازهم راه نجات مریم رااز مردم بی دین نشان داد که روزه ی سکوت بگیراینجاهم خدابه ماازفوائدروزه سخن میگویدوازکلام خودش که سکوت است میگویدپس بایدمنه لیلا درمقابل هراتفاقی فقط لال مونی بگیرم هم گفتارو کلام هم ذهنم خاموش باشد که نامش میشودسکوت ( وسکوت زبان مقدس خداس) خدایاچقدربرام روشن گفتی باخودم گفتم فقط به خاطرباورهای فقر زکریابودکه خدامریم باکره رو باردارکرد و امید دردل اوانداخت.
اون اولادش بی پدرهم بشه پیامبر خدا.
که تاابدهاهم نام نیک خودش وهم نام نیک مادرمقدسش برای بندگان خدابه یادگار،و درهرزمان ومکان زنده بماند.
که درس زندگی ماباشد وجایگاه این اتفاق توی معتبرترین سندکه کتاب خداوهدایت زندگی بشربه نام قرآن است ثبت شده است.
خدایابه کجاپناه ببرم پناهم بده ای پناهنده.
استادماهروقت هرچیزی رو نیت کردیم بخریم تاپولش رو جورکردیم اون خواسته ی ماچندبرابرشد.
و، واقعاازته دل من سخن گفتین که تاحالااصلا نمیدونستم که خداهمه چی درخواستهای مارو اجابت کرده یعنی چه؟؟
که مشکل ازطرف منه گیرندس که باشرایط مااصلا امکان پذیرنیست واقعاهمین جوری بوده !!!!
خدایاحالاکه چیزفهمم کردی توی عمل برام آسون کن.
ومن تاالان میگفتم توکلم وایمان وباورم به خداس دروغ هم نمیگویم ولی الان باشنیدن این فایل متوجه شدم که من اصلا معنی اینهارو نمیدونم چی بهش میگین کلمه، واژه هرچی که قشنگتراست همونه .
ومن نمیدونستم همین خطاها همین اشکالات زکریا رو چندبرابرش رو منم دارم وتابه الان همش توی همون امواج اشتباه وخطاهای خودم قرق بودم ونفسم بنداومده الهی خیرببینی استادالهییییییئییییییی نجاتم بده خدایا ازدلم که خبرداری چقدرصافِ ولی ناآگاهم وعمری ازمن گذشته که الان میگم الخیروفی ماوقع ولی خودت میدونی اون طورکه بایدزندگی میکردم هدفمندانه والهی باشه رو نداشتم ومقصرهم کسی نیست آخه منم مقصرنیستم چی شدکه اینطورشد؟؟؟!!!!
همش تواین مسئله موندم که چرااینجوری زندگیم پیش رفت.
ای که مراخوانده ای راه نجات نشانم بده.
اشکهام جلوی چشمام رو گرفته ولی مینویسم ذهنم سرزنشم میکنه ولی جلوش مثل شیرایستاده ام میگم هیچ خجالتی نداردکه بروی خانه ی پدرت به اشتباهاتت اعتراف کنی اونم اشتباهاتی که از روی ندانم کاری بوده اینجاازخانه ی پدرومادرفیزیکی ام بهترمیتونم حرف دلمو بزنم چون من بچه بودم ازدواج کردم پدرومادرم سنشون بالابود پدرم انقدرسنش بالابودکه مادرم بادختراولی پدرم هم سن بودندشایدخواهرم ازمادرم بزرگتربوده.
استادمن سنم بهم اجازه نمیده که این حرف راواضح کنم ولی بازهم میگویم زمانی که نمازهم برمن واجب نبودبلند میشدم جلوی مادرم ادای نمازرادرمی آوردم.فکرکنم خواهرهای بزرگترم هم همینطوربودند !!!!!!!
حالاخدایابگوکه دوباره چطور زندگی رو شروع کنم؟؟؟!!!
وقتی که شماقرآن میخوانیدمیگم اینجای آیه ی شریفه اینجورتلفظ میشه قران خواندم عالیه ولی فهم ودرکم وعمل بایدعالی باشه البته اونم خودش بزرگترین نعمت که سوادخواندن قرآن رو دارم وخداکمکم میکنه درس قرآن رو تویی زندگیم یادبگیرم وعمل کنم و نتیجه ببینم.
میشه قبل عمل وبعدعمل اونایی که عکس میذارن قبلش چی بودن وحالاچی شدن.
منم میخوام بابهترین آگاهی ها زندگی روبالذت تجربه کنم وقتی که ازاین فرکانس رفتم فرکانس ابدی نشینم افسوس بخورم که خدایا این بقچه ای به نام مغزبسته بندی ازکارخانه ی الهی که همراهم کردی به صورت آک آوردم تحویلت بدم!!!!!!!
نه من تمام اون فرصتهاونعمتهای آسان روالان میخوام تجربه کنم اونم باعزیزان زندگیم.
برای سپاسگذاری فکرمیکردم به هرچی دارم خب بگم خدایاشکرت وحالاشنیدم که اسم دیگرش به یادآوردن اتفاقاتی که تابحال برامون رخ داده خدایاتوراسپاسگذارم بابت رویدادهای گذشته وحال وآینده که تجربه میکنیم.
برای ایه ی ومن یتق الله بازبیشتربه گوشم خورده بودبازذهنم میگه توکه طلاق نگرفتی همیشه ازاول زندگی بخاطرآبروداری سرت رو تولاک خودت بردی و زندگیت رو گذروندی ومنم درجوابش میگم شکرخدا4تاپسرهای خوبی دارم وشوهرم هرچه بوده الان خوشیم توخونه روتخت پادشاهی خانمی میکنم وصبح وشبم رو برای درآوردن یک لقمه نون به هم ندوختم خداروشکر.
وبرای اونجایی که خداوندبه پیغمبرمیگه راضیت میکنم موندم که خب خدابه پیغمبراین حرفهارو زد.
چی ربطی به الان من داره من بایدچکارکنم ؟
من میخوام ازلحظات وفرصتهای نابی که خدابه من داده بهترین استفادهها رو بکنم نه که بازمثل الان ازانچه گذشته پشیمون باشم که خدایاچراازاول منوبه خودم وخودت روبه من معرفی نکردی واصلا دنبال مقصرهم نیستم.
فقط تاهستم دوست دارم خوب زندگی کنم قبل از آشنایی با قانون جذب که توقرآن میخوندم ویاازدیگران میشنیدم دنیابازیچه ولهو، ولعب است اصلا ارزش نداره!!!!!!!
میگفتم خدایاتواین لهولعبهای بیهوده روبه من بده لذتش رو ببرم بعدخدابزرگه خب لهولعب رو به مانگفتن که انگشت قضاوت گذاشتن روی دیگرانه.
لهولعب پشت سردیگران حرف زدن است البته من 80٪روبه رو حرف می زدم رک بودم که این هم کارخوبی نیست.ونکته های دیگرچون به خوردما خورانده شده بودآدمهایی که ثروتمندندبوی بهشت حتی به دماغشون هم نمیرسه!!!!!!
میگفتم حالااین دنیارو خوش باشیم خدایابه مابده وبازهم شرایط واوضاع مالی خیلی منطقی وشیک ومجلس میومدپرده رو جلومیکشیدوبه قول استادهمه چی درنطفه خفه می شدیااینکه به قول خودم شب پشمهارا توی خیالات وآروزوهام می ریشدم وبه نخ تبدیل میکردم به قول حالائیهاتجسم خلاق داشتم وصبح که بیدارمیشدم هم چی پشم میشد!!!!!
وتمام سیستم بدنم به هم میریخت نابودمیشدم.ذهنم میگفت باکدوم پول وارثی که به تووعزیزدلت رسیده؟؟؟؟؟!¡
همین الان که این خط بالارونوشتم تومغزم جرقه خوردکه من چقدرخوب میتونستم تجسم کنم ولی منطق ذهنم خیلی به صورت نرم وریزواردعمل میشد وکاسه وکشکولم را مثل آرد نرم میکردومیرفت پی کارش فقط کمبودهمه چی وباورهای کمبودکه همه ترمزهای مخفی دروجودم مثل عنکبوت تاربسته بودرو درمن ریشه دواند رو به رخم میکشیدوبه اوپناه پسغاله هامی نشست تماشامیکردوازناامیدی من اوامیدواربودوبه خدامیگفت این هم ازبنده ی قرآن خون ونمازخونت جولان میداد اونهم جولانگاهش کجابودتوی قلبم بودالان یادم میادچقدرشب وروز به قول عزیزمون آقای احمدی لرزه های چندریشتری تووجودم بودهرچندسیم ارت راوصل میکردم هیچ جوابی نمیدیدم اگرهم میدیدم زودگذربودچون تمام سیمهاسوخته بوداصلابرقی وصل نمیشدجای سالم نداشتم خدایافقط توبگو چه قدمی روبردارم که این دردسرطان زااوضاع وشرایط ماکه نمیشود صاحب فلان خانه وفلان ماشین وسلامتی وحساب بانکی شد .
خدایااین چاشنی نشدن ها روازوجودم پاک کن وهیچی بلدنیستم وتوان انجام هیچکاری روبه غیرازگریه ندارم وبلدنیستم ترمزهای سرطان زای ذهن ومغزم راپاک کنم ای که دستت میرسدکاری بکن ای خدایی که خداییت روبلدی بندگی روباایمان وتوکل وباور وسپاسگذاری وتجسم خلاق والهامات تشخیص اصل ازفرع توحیدویکتاپرستی رودرمنه مشرک زنده کن.آمین.
خدایامن که چندین باراعتراف کردم توی همین سایت بهشتی درسته که اینجاهیچ خطری تهدیدت نمیکند ولی خودت بگوچقدرآبروبایدبذارم که من نمیتوانم تومیتوانی من نمیدانم تومیدانی من حتی برای درخواست کردن ازتوهم هیچ زرنگی هم ندارم واجابت توواجابت کردن ازطرف خودم راهم درک نمیکنم پس توی این دنیابه چه کاری آمده ام رسالتم چیست؟
من هنوزتوهمین سوال موندم بعدتوبه من میگی اشرف مخلوقات هستم خدایادلم گرفته مگه چقدروقت توی دنیارو دارم که هنوز نه خودم روشناختم نه تورا نه رسالتم را……!!!!!!!!!!!!!
عاشقتونم استاد وازآقای استاداحمدی خیلی خیلی سپاسگذارم به خاطروجودش دراین سایت خداراسپاسگذارم خدایاتوراسپاسگذارم بابت این همکلاسیهام که من حتی خودم. رونمیشناسم وبااین بزرگان همکلاس وهمدرس شدم به خاطراین محبتی که به من داری تابی نهایتها سپاسگذارم.
خیلی این فایل بحاله البته کل سایت بحاله فایلهای دیگه مدارمنوبالاآورده که این فایل رزق وروزی من شده استادهرچی ازقرآن وخداوپیغمبرهاویکتاپرستی وباور ایمان والی آخر که اصل هست بگین بازهم جاداره ازاین اصلیهابرامون بگین بی نهایت سپاسگذارم. آخیش دلم خنک شدچون ازروزی که این رزق روخدابه من دادگفتم میام میگم حدوا از1401/12/توی سایت ثبت نام کردم روزوشب فایل گوش میکنم حتی توی حمام وسرویس وووووووووو.
حالااومدم بگم من چیزی نفهمیدم وذهنم میگفت بروبگوتاموردتمسخردیگران قراربگیریم خندیدم مثل خودش شیک و زیبا مجلسی گفتم جولان هاتودادی لطفاسکوت کن بله چیزی یادنگرفتم یعنی هنوزخودباوری وخداباوری رو یادنگرفتم تمام خخخخخخخخخخخ این خنده هم برای پیروزی درون لیلا دربرابرذهن لیلا الهیییییییئییییییییییییییییییییییییییییییییییییی تابی نهایتهاشکرت.
به نام خداوند بخشنده مهربان که هر آنچه دارم از آن توست
سلام خدمت استاد عزیز ودوستداشتنی
سلام خدمت بانوی زیبا وعزیزم خانم شایسته
سلامژخدمت خانواده عزیزم شب همگی بخیر عزیزان
خداوند قدرت مطلقه
باید به خودمون یادآوری کنیم که چقدر نعمت وبرای خودمون منطقی کنید که میشود وقتی ما درخواست میکنیم از طرف خداوند اجابت میشود به شرط ایمان به شرط اینکه بپذیریم که میشود چون ما از ارباب درخواست کردیم فقط باید بیاد بیاریم که چه وقتهایی بوده ناتوان بودیم که خداوند کارها را برامون انجام داده
مادر من در جوانی ستون فقراتش شکسته شد
شش سال فلج بود حتی جراحی نکرد چون در اون زمان دکترا کفته بودن ریسکش بالا ست ممکنه پنجاه درصد برای همیشه فلج بشی ولی خدا را هزار مرتبه شکر بعد از شش سال خوب شد الان هفتاد سالشه خدا رو شکر خیلی سرحاله و هزاران مورد دیگر
فقط کافیه بیاد بیاریم وبرای خودمن منطقی کنیم که هر چه بخوایم میشود
واقعا این فایل به تنهایی یک دوره کامله ممونم استاد عزیزم که اینقدر سخاوتمند هستی که تمام فایلها زیبایت رو با ما به اشتراک میذاری
خدایا سپاسگزارم برای این خانواده عزیز ودست داشتنی
ممنونم از استاد عزیزم وتک تک دوستان که کامنت زیبای من رو که با عشق نوشتم می خونن
خدایا شکرت برای تمام نعمتهایی که بهم بخشیدی
در پناه الله شاد سلامت ثروتمند در دنیا وآخرت باشید
سلام و درود ؛ دو باره به استاد،”همیشه در صحنه توحیدیم!……
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللهَ ذِکْراً کَثیراً [41]
اى کسانى که ایمان آوردهاید! خدا را بسیار یاد کنید.
…………………
این فایل..اجابت دعا…میدونی چه حکمی داره!…
حکمش اینه..که داره قانون زندگی کردن رو در یه چشم بهم زدن به ما یاداوری میکند…
استادم..شما اینروزا با فایلهای توحیدتون..داریید اب پاکی رو روی دستمون میریزیدد…
این ذهن چموش اینقدر ،آوایش زیاد هست….اینقدر حلاجیش از همه طرفی زیاده…که باید بتونیم …فقط بهش منطق بدییم..
با منطقی کردن ایات قران…خیلی خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم…دقیقا توی ایه زیبای طه..همون داستان موسی…که باید وارد کاخ فرعون میشد…و اون قسمت موسی وجودش ترس گرفت…
و با دعای زیبایش که شما در فایل گذشته بهمون یاداوری کردین…و همین دعای توحیدی باعث شد که ” موسی ، قدمهاشو برداره…..
و تقاضاشو به فرعون بگه!…
و اونجایی که موسی ترسید.خداوند بهش گفت..یادت میاد به مادرت وحی کردیم..و تورو نجات داد..و بعداش تو رو به مادرت برگردوندیم…
شما با یاداوری کردن این سوره زیبای ضحی..این پترن و الگوی تکرار شدنی رو در داستان موسی هم دیدم..بخودم برگشت خوردم…
همین دو هفته پیش من هدایت شدم.به مسیر بعدی برای بیزنسم….
خداوند بهم گفت باید اینکار رو انجام بدی…تا چند ساعت ذهنم دروری میگفت.کجا تو میتونی.ولی گفتم خداوند بهم کمک میکنه..
استادم من با همین وسیله ایی که فعلا در دسترسم نبود…تونستم چیزی رو خلق کنم.بخداوندی خودش.اصلا بهش فکرم نکرده بودم میخاد چی بشه…
کار من نیاز به یه سیستم خاص داشت…که باید طبق اون برنامه انجام میشد..ولی برای من در دسترس نبود…ذهنم شروع کرد برو پیش فلان شخص…
اون میگفت !….و من منطقی میکردم..میگفتم اگه رفتم از اون شخص کمک خاستم این اتفاقات پیش میاد!…
و میخاد باهاش:سرو کله بزنی..و بخاد حرفهای ناجور بزنه.
دوستداشتم ایده الهامیم جوری پیش بره.که هیچ نیازی به هیچکسی نداشته باشم.
و دقیقا با چند تا تکنیک و الهام از خداوند .که واقعا معجزه الهی بود من تونستم با کمترین هزینه کارمو بجای خیلی خوبی بکشونم.
و دقیقا همینم شد….
لطف خداوند شامل حالم شد!…
خداوند با کمترین هزینه.با چند تا اموزش یکی یکی ، درها رو برویم باز کرد..امروز تقریبا کارم تو این مرحله تمام شد.و مورد تایید قرار گرفت…
همین دو هفته پیش..چه درهایی که من اصلا فکرشو نمیکردم.براحتی با کمترین هزینه کارمو پیش:بردم..
و خیلی کارهای دیگه..از رفتن به قبرستان در محله تاریکی که روزهای شوم ،من بود.و یه عمر کابوس براش میدیدم…که خداوند روزی که هدایتم کرد..بهم گفت نترس.!پیش برو من بهت میگم…و در طی چند مرحله تونستم این مسیر را طی چند بار تکرار کنم.
مسیری که میتونست خطرات زیادی رو برای من بوجود بیاره.ولی من با قدرت بیشتری اینکار رو دنبال میکردم..
و خیلی جاهای ترسناکتر بود اونم تنهایی…تونستم بهش غلبه کنم.
و طی این دو سال خورده ایی که عضو سایتم اینقدر وضعیت زندگیم در تمام ابعاد رشد کرده.که زبانم قاصره از اینهمه،شکرگزاری!….
ولی ذهنم..متوجه نیست….امان از این ذهن..که فقط کارش:مقایسه هست…
بخدا اینقدر ارامش دارم.اینقدر هزینه های زندگیم پایین اومده..منیکه که گذشته ها هر چی درامد داشتم….میرختم تو دهن نشتیها…
و این نشتیها از همه طرف به من حمله ور میشدن!…
و اجازه نمیداد من حالم خوب باشه..
ولی امروز در همه جوانب حالم خوبه..ولی به محض اینکه تو معرض مقایسه قرار میگیرم.دقیقا سرو کله احساس:بد رو فورا متوجه میشم.ولی لطف خداوند شامل حالم شد ..که یه اتفاقی پیش بیاد.که اون مطلب اونجا محو بشه…
اینروزا…بصورت تکاملی دارم کارمو پیش میبرم..هر جا از خداوند هدایت خاستم.فورا کن فیکون میشه..
به محض اینکه روی ذهنم حساب باز میکنم….هر کاری انجام میدم که اونکار به درستی پیش بره..نمیشه!دقیقا آواشو میشنوم.
مثل کسی که افتاده تو لجن..فقط داره دست و پا میزنه و نمیزاره تو کارتو پیش ببری!….
پس….ما باید بتونیم همیشه سپاسگزار داشته های قبلمون باشیم.داشته هایی که قدم به قدم در گذشته برخورد به تضادها.و هدایت شدیم تو این مسیر بینظیر بهشتی…و وعده هایی که خداوند مدام بهمون الهام میکنه رو جدی بگیریم…
وعده هایی که خداوند تو خواب بصورت واضح اون اتفاق رو بهم نشون داده…بیام اونروزا اون الهامات رو برای خودم بیاد بیارم… و بگم میشود…
هر چقدر بیشتر این باور به امکان پذیری ،رو بگم میشود..مسیر بیشتر برام هموار میشود…و من با لذت بیشتری به خاسته ام میرسم..
خداوند بصورت واضح بهم گفت..این اتفاق از طرف من انجام شده…فقط باید این مسیر رو ادامه بدی…اینده خوبی رو پیش رو داری…فقط یادت بمونه…که میشود..
من با همین .چند بار گوش دادن.و برگشتن و فکر کردن….چقدر نکات مهمی برویم باز شد..چقدر فهمیدم…ما انسانها…نادان و ضعیف هستیم…
هر چقدر مخصوصا خلقتمونو برای خودمون بیاد بیارییم بیشتر برام واضح میشود…که ما خیلی ناتوانیم…خیلی:ضعیف بودنمو میبینم….
حدودا چند ماه پیش..حالت سکته قلبی تو حین خواب گرفتم…
جوری که نمیتونستم دستمو تکون بدم.نمیتونستم پاهامو حرکت بدم….. مثل جرقه ایی آتش ،تو قلبم روشن و خاموش میشد.اون لحظه حتی نمیتونستم حرفم بزنم….خداوند بهم نشون داد…لحظه مرگ رو…که انسان به جایگاهی میرسه..که حتی نمیتونه بخودشم کمک کنه..
..بخدا مرگ یه چشم بهم زدنی بیش نیست..بخودم یاداوری میکنم..که خداوند یه ان میتونه همه چیز،رو تموم کنه…
اینقدر دردش شدید بود…که میگفتم خدایا ،تموش کن…
از شخصی سوال گرفتم..گفت سکته قلبی هست…
چون علایمش بهمچنین پکیچی میخورد..
خیلی خیلی نشانه های خداوند رو دیدم.ولی ناگفته نمونه ذهن، همیشه کار خودشو انجام میده..ولی با یاداوری میتونیم خلع سلاحش کنیم.که یادمون بمونه ..کدوم ” نقطعه قرار گرفتیم..
چند روز پیش میخاستم یه قدم برای کارم بردارم..ذهنم اونچیزی گفت.که از نظر خودش:درسته.هر کاری کردم که اونکار درست پیش بره..وارد عملیات نمیشد..همون لحظه تسلیمش:شدم..قدم بعدی رو یه ،آن،”برام انجام داد..خیلی راحت و خیلی اسان!…
پس چقدر خوبه همیشه باورهای خوب و عالی داشته باشیم.و مخصوصا تسلیم بودن…هر چقدر تسلیمش باشیم قدم به قدم هدایتمون میکنه…
و خیلی راحت بدون اینکه کمترین مشکلی برامون پیش بیاد..از جایی بعد از باور کردن بهش…بهت کمک میکته.که اصلا فکرشو نمیکردی بخاد به این سادگی انجام بشه..
من بهمچنین پکیچی اینروزا رسیدم..هر چقدر در مدار خداوند و توکل و ایمان باشی…کارات راحت تر و ساده تر پیش میره…ذهن هیچ وقت نمیتونسته بهش فکر کنه….و بعد سرسپزدگی رو میبینی…
وعده هایی بهم الهام شده.بصورت واضح..که مدام دارم بخودم بیاد میارم..که بتونم این مسیر رو با قدرت بیشتری طی کنم..
خداوند بصورت واضح بهم گفت…نترس..ادامه بده.جهان در انتظار توست…جهان در انتظار توست..
دقیق وعده فزونی رو بهم یاداور نمود.همین باور..باعث شد..کارهایم براحتی طی این دو هفته به سادگی انجام بشه…
حتی درخاست سلامتی یه قسمت از بدنم داشتم..الان نزدیک به چند هفته هست.دارم انجامش میدم..و من بهبود پیدا کردم..
سلامتی که من باید میلیونها تومن هزینه میکردم.با یه ماده ساده انجام شد…که اطزافیانم به تعجب رسیدن.
واقعا
واقعا
واقعا ،”با خداوند همه چیزو همه کس برات میشه…..و اطرافتو” تو وسط .اتفاقات ناجالب از نظر ذهن منطقی…برات آرام و نرم و روان میکند…
و شخص من!.. به همچنین پکیچی رسیدم..و هر چقدر برای خودم بیاد بیارم…ذهنم جفتکش کمتر میشه…
و بیشتر میدونم ،روی دوش خدا نشستن چه حکمی داره.!؟..
اره حکمش اینه..جسارتتت توکلت در همه جنبه ها قوی قوی تر میشود..
در نهایت میخام بگم….
انشالله که بتونیم این مسیر هدایتی رو قدم به قدم پیش ببریم.و بتونیم زندگی سعادتمندی رو در دنیا و اخرت ،برای خودمان رقم بزنیم.
و بتونیم باور کنیم….که میشود…..
پس “نحوه زندگی کردن در این دنیا قانونی داره..که با استفاده از این قانون میتونیم زندگی رو در تمامی جنبه هاش..بهتر و بهتر کنیم..
زندگی که در تمام جنبهایش عالی و با کیفیت باشد..و برای این عالی شدن.باید بتونیم باورهایی بسازیم.که به ما کمک کند…
خدایا چنانکن سرانجام کار تو خوشنود باشی و ما رستگار.
استاد من یک سوالی در خصوص این آیات همیشه داشتم. آیا حضرت ذکریا تا اون سن این تقاضا رو از خداوند نکرده بوده ( با توجه به اینکه او پیامبر است و حتما همیشه تنها منبع اجابت درخواست هاش رو خداوند میدونسته) و یا اینکه تا اون سن این درخواست رو از خداوند داشته ولی همین باورهای محدود کننده اش اجازه نداده بوده اجابت بشه. هر چند افزایش سن و نازا شدن همسرش در سنین جوانیش وجود نداشته که بخواد به عنوان یک باور محدود کننده در نظر داشته باشه
ما انسان ها همیشه وقت دنبال نتایج هستیم درین چند وقت است روی یک دوره ای کار میکنم و فکر میکنم چرا نتایج نمیایه در لحظه دنبال نتایج هستم
از همین امروز تصمیم گرفتیم که روی خود به بهترین شکل کار میکنم و نتایج حقم است باید نتایج بگیرم به همین منظور شروع کردیم اینبار با تمام انرژی به مدت سه ماه روی برنامه های خودم کار کنم و نتایج میایه از بی نهایت طریق همان قسم که در سخترین مراحل زندگیم خداوند آمد و دستمه گرفته حالا هم در هر لحظه خداوند میایه دستمه میگرد چطور و چنان اش را نمیدانم ولی از بینهایت طریق زمانیکه من هیچی نداشتم همرایم بود وحالا هم ایره حس میکنم در هر لحظه خداوند کنارم است .
خدایا تو خودت در هر لحظه کمکم کن برای تمام آگاهی های دارم عمل کنم و این همه پلان های روی کار دارم و این همه اهداف گوناگون که فعلا دارم خدایا کمکم کن
در کامنت بعدی از تمام نتایج خود میگم تا باشد ردی پای بگذارم از خود که چگونه من نتایج گرفتم از بی نهایت طریقه از بی نهایت شکل ممکن خدایا شکرت بی نهایت
برای تمام آگاهی این فایل و این همه زحمات که استاد میکشند خدا را هزاران مرتبه شکر !
من باید قدرت آن کسی که ازش درخواست دارم را درک کنم اگر این قدرت رادرک کنم و حس کنم دیگه ذهنم قدرت به انحراف کشیدن آن را ندارد و برایش نمیتونه نمیتونه هزار دلیل بر انجامش ندارم
بدون به زبون بگی مهم نیست آنچه در ذهنته مهمه اگر ذهنت میگه میشه و باورهات رو روزانه کار کنی و قوی بشه میشه
و نمونه براش پیدا کنی و منطقی کنی برای ذهنت ،
سپاسگذاری بهترین مسیر وقتی فرکانس و تمرکز روی سپاسگذاری باشه یعنی روی فراوانی هست پس طبق قانون در مسیر دریافت خواسته هات قرار میگیری و تمرکز روی ورودیهای ذهنت و پاکسازی آنها و سپاسگذار بودن باعث میشه خروجیهات عالی و به صورت تصاعدی در مسیر خواسته هات قرار میگیری و روی جنبه های فراوانی کار کنی
خداوند میگوید آنقدر به شما میدهم که راضی شود
خدای مهربان آنقدر بهم عطا کن که راضی شوم سپاس سپاس سپاس
امکان پذیر بودن بهبود هر شرایطی مهمه که جز باوهات بشه
اگر بندگان من از من سوال کردند بگو من بهشون نزدیک واجابت میکنم خواسته های بندگانم که درخواست کنند از من
امروز دوباره مطالبی که نوشته بودم رو برای فیلم برداری سبک سنگین کردم و چیزهایی که باید میگفتم رو بهشون اضافه کردم.
میخواستم اولین فیلم تدریسم رو ضبط کنم. براش آماده شدم و حتی دوربین رو هم آماده ی فیلم برداری گذاشتم. اما یهو یادم افتاد میکروفونم شارژ نداره.
میکروفون رو زدم به شارژ و بعدش دیگه وقت نکردم بیام ضبط کنم چون نازنین دخترم بیدار شد.
بنابراین ضبط اولین فیلم تدریسم موند برای فردا. دیگه همه چیز مُحَیاست و فقط باید فیلم برداری رو شروع کنم. توکل به خدای مهربانم.
تعهد دوم:
کامنت گذاشتم و گزارش دادم.
تعهد سوم:
امروز روز بسیار زیبایی برام بود.
اتفاقات خوبی افتاد.
همسر نازنینم صبح موند خونه و من از بودن در کنارش لذت بردم. خداوندا سپاسگزارم که توی زندگیم دارمش و سلامته.
عصر دخترکم رو گذاشتم توی آغوشی و رفتم توی پارکینگ و توی زیرزمین قدم زدم. خدایا شکرت که دختر نازنینم رو سالم و سلامت بهم هدیه دادی.
امروز لبخندهای خوبی از آدم های خوب دریافت کردم. پروردگار مهربانم سپاسگزارم که این انسان های مهربان از آشنایان و عزیزان من هستن.
دوباره شب دخترکم رو گذاشتم توی آغوشی و رفتم توی زیرزمین قدم زدم. این بار با صدا با خدا صحبت کردم. آگاهی های این فایل رو مرور کردم و ازش برای هدفم هدایت خواستم. بهش گفتم من اجابتت کردم، تو هم اجابتم کن. خدایا چقدر قلبم تازه شد. سپاسگزارم که برای مناجات با خودت بهم فرصت دادی.
همین الان یهو از بیرون صدای آتیش بازی شنیدم و نورش رو هم توی خونه دیدم. سریع دویدم رفتم پای پنجره. از این پنجره به اون پنجره میدویدم که بتونم آتیش بازی رو بهتر ببینم. از ذوق و شوق بالا و پایین میپریدم. اصلا حواسم نبود امشب سال نو میلادیه. همسر نازنینم از اتاق اومد بیرون و وقتی ذوق و شوق منو دید، کلی خوشحال شد. بعد با هم از این پنجره به اون پنجره دویدیم و از این آتیش بازی طولانی سال 2025 کلی لذت بردیم. خدایا زبانم از شکر نعمتت قاصره. پروردگارا سپاسگزارم. شکرت. خدای مهربان من، تو کمکم کردی که امشب بتونم این حد از لذت رو تجربه کنم. خداوندا شکرت. شکرت. سپاس.
و سلام به دوستان نازنینم که با نوشتن نتایج و ابمانشون با داشتن کنترل ذهن و باورهای توحیدیشون کلا سایت رو ترکوندن
و راه رسیدن به خواسته و رسیدن به شناخت خدا رو برامون هموار و هموار کردن و ما الان آسان و راحت به لطف خداوند میریم و لذت میبریم از مسیر سپاسگزارم از همه عزیزان سایت
یکی از کارهای بزرگ و مهم ما در زندگی تا زمانی که زنده هستیم کنترل ذهن ماست
توانایی داشتن کنترل ذهن باعث میشود که درونت رو درست کنی باورهای توحیدیت را بهبود بدی
نگاه توحیدی خیلی به ما کمک میکند تا مسائل به نفع ما رقم بخورد و کارها آسان تر انجام شود
و هر چه ایمان و توکل ما زیاد باشد میتوانیم مقاومتهای ذهن رو بشکونیم در مقابل رسیدن به خواسته هامون
با منطق آوردن و الگو دیدن بهتر ذهن منطقی میشه و نجواهاش متوقف میشه
استاد عزیزم بهترین کلید اجابت دعاها همان داشتن ایمان و توکل و اعتماد و باور کردن قدرت خداوند ست
استادشماگفتین ویژگیهای مثبت همسرتونو َشکرگزاری کنید من ویژگیهای مثبت همسرمو شکرگزاری میکنم هروز ودردفترم مینویسم وقصدم جداشدن 100درصد هست .وقتی ویژگیهاشوشکرگزاری کردم دیشب قران بازکردم بخونم اتفاقی برخوردم به سوره انفال کل سوره راخوندم خیلی مرتبط شدبا مسایل زندگیم که قدم به قدم نشانه هارو دنبال میکنم البته هرچی بیشترسکوت میکنم نشانه ها واضحترمیاد
برخوردم به این ایه 9سوره انفال
به یادارید هنگامی راکه استغاثه وزاری به پرودرگار خودمیکردید پس دعای شمارا اجابت کرد و وعده داد که من سپاهی منظم ازهزارفرشته به مددشملمیفرستم .به همین دلیل خدابمن الهام کرده کامنت بزار برای استادت و باهاش مشورت کن تا الهامات منو واضح بفهمی این ایه رو که دیدم گفتم چه جالب من که نمیدونستم این ایه این قسمت قران هست ویاد این فایل اجابت دعاها افتادم که شما این ایه رومثال زدی وگفتی درجنگ هزارفرشته به کمک پیامبراومده ومن دیشب که خودم این ایه1 روخوندم گفتم نشانه هست که باید منتظر هزارفرشته باشم .
ایه 10سوره انفال
واین فرشتگان را خدانفرستاد مگرانکه بشارت ومژده فتح باشد تا دلهای شمارامطمین سازد وبدانید که نصرت وپیروزی نیست مگرازجانب خداکه خدارا کمال قدرت وحکمت است.
ایه 15 سوره انفال
ای اهل ایمان هرگاه باتهاجم وتعرض کافران درمیدان کارزار روبروشوید مبادا ازبیم انها پشت کرده وازجنگ بگریزید.
ایه 16 سوره انفال
هرکه روز جنگ به انها پشت نمود وفرارکرد به طرف غضب وخشم خدا روی اورده وجایگاهش دوزخ که بدترین منزل است خواهدبود مگرانکه ازمیمنه وبمیسره ویازقلب به جناح برای مصالح جنگی رود یا ازفرقه ای به یاری فرقه ای دیگرشتابد .
برداشت من ازاین نشانه اینه که خدا داره بمن میگه پرنیا ارتش یک نفره خودتی وباید وارد جنگ بشی خدا برات هزارتا فرشته میفرسته مبادا ازکافران بترسی وازجنگ فرارکنی وگرنه باغضب خدامواجه میشی چون چندروز پیش ازخدادوتا سوال پرسبدم وخداگفت دوتا نشونه بهت میدم یکیش این بود یک تماس ازامریکا داشتم اونیکی نشونه رو دیشب خدا با این ایه ها جوابمو داد !!
ایه 17سوره انفال
ای مومنان نه شما بلکه خداکافران راکشت وای رسول چون توتیرافکندی نه توبلکه خدا افکند وشکست کافران راخدا برای این خواست که مومنان رابه پیش امد خوشی بیازماید که خدا شنوای دعای خلق ودانا است.
ایه 26سوره انفال
وای مومنان به یادارید زمانی راکه عده قلیلی درمیان دشمنان بسیاربودید که شما راضعیف وخوار درزمین مکه می شمردند وازهجوم مردم مشرک برخود ترسان بودید بعداز ان خداشمارا درپناه خود اورد وبه یاری خود نیرومندی ونصرت به شماعطا کرد وازبهترین غنائم وطعام ها روزی فرمود باشد که شکرنعمتش بجای ارید .
برداشت من ازاین ایه این بودکه من تاچندوقت دیگه میخام خدابمن یک واحدنوساز 250متری درعظیمیه کرج بنام بده وبک ماشین النترا درحدنوسفید بنامم بده ولوازم کل خونه رونوبده وروزی 1/5میلیون تومان به حسابم بریزه ویک خدمتکار برام بفرسته چجوریش بمن ربطی نداره من ازمریم مقدس چیزی کم ندارم باید بده وظیفشه فعلا ایناروخدابده بعدش به مرحله طلاق برسم ودراین جنگ پیروزبشم به یاری خدا
به نام خدا وسلام به خدا.
سلام به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم.
خداراسپاسگذارم که امروز رافرصت دوباره به منوخانواده ام داده است که بالذت بردن ازفرصتهای ناب خدادراختارمون گذاشته جهان هستی راگسترش دهیم.
وازنعمت سلامتی خودم وخانواده ام وپرنسس الهیمان تابی نهایتها خداراسپاسگذارم.
داستان دیدن این فایل مقدس وتوحیدی کلیداجابت دعاها راتوی دروه ی نتایج دوستان قسمت14بودم که هدایت شدم روانشناسی ثروت واین کنج روبه صورت معجزه وارخدابرام پنهان کرده بودروبه دستم دادبافهم ودرکش الهی فقط درتوانم سپاسگذاری هست.
وروز1404/7/14که با21مین روزتولدپرنسس الهیمان (جیگرگوشه نوه مون بودخداکنج قرآنی کلام الهی روبه من هدیه داد گفت لیلا لیاقتشوداری.متشکرم خداجون.)
استادتوی هرفایل شماازایمان+باور+توکل+توحید+یکتاپرستی+سپاسگذاری +احساس خوب =اتفاقات خوب +کنترل ذهن وتشخیص اصل ازفرع کلیه ی به اصطلاح واجبات روباجون ودل توضیح میدین که درهمینجابازهم ازشما، مریم جون، آقاابراهیم عزیز، خانم فرهادی مهربون ودیگه نمیدونم چه کسی دیگه هست وازعزیزانی که عضو و ساکن این بهشت هستند سپاسگذاری وخداقوت میگم.
دوستتون دارم.
وقتی که ازحضرت زکریاگفتین که ازخدادرخواست کردوسریع ذهن وفکرش جفتک زدن ومنطقی هم عذر آوردن که ماپیریم زنم نازاس که حالاخداوندمیادمیگه تو میدونی از چه انرژی درخواست می کنی ؟!!!!
به گویش مشهدی آقاخدایقه ی آقازکریارو گرفت وبایک دست اززمین بلندش کردوگفت:
(یَرَه توباکی بودی ازموچی خواستی؟بعدم به زمین گرم زدش)وبعدم بلندش کردوخاکهای لباس آقازکریارو تکون دادگفت برو پی کارت یَرَه بِچَه رِفتی)خخخخخخخخخخخ.
زمانی تو نبودی من بودم وقبل از اولاددادن به تووهمسرت که ابزارو، وسیله ی اولیه ش هستین وسیله ی خیرهستین من قبلش اینکارو کردم که اشاره به حضرت مریم علیه السلام است بدون هیچ شخصی به او،اولادعنایت کردم. که حتی اقوام خودش ومردم روستابه او تهمت زدن استغفرالله به اوشک کردندوتهمت زنا زدند که خدابازهم راه نجات مریم رااز مردم بی دین نشان داد که روزه ی سکوت بگیراینجاهم خدابه ماازفوائدروزه سخن میگویدوازکلام خودش که سکوت است میگویدپس بایدمنه لیلا درمقابل هراتفاقی فقط لال مونی بگیرم هم گفتارو کلام هم ذهنم خاموش باشد که نامش میشودسکوت ( وسکوت زبان مقدس خداس) خدایاچقدربرام روشن گفتی باخودم گفتم فقط به خاطرباورهای فقر زکریابودکه خدامریم باکره رو باردارکرد و امید دردل اوانداخت.
اون اولادش بی پدرهم بشه پیامبر خدا.
که تاابدهاهم نام نیک خودش وهم نام نیک مادرمقدسش برای بندگان خدابه یادگار،و درهرزمان ومکان زنده بماند.
که درس زندگی ماباشد وجایگاه این اتفاق توی معتبرترین سندکه کتاب خداوهدایت زندگی بشربه نام قرآن است ثبت شده است.
خدایابه کجاپناه ببرم پناهم بده ای پناهنده.
استادماهروقت هرچیزی رو نیت کردیم بخریم تاپولش رو جورکردیم اون خواسته ی ماچندبرابرشد.
و، واقعاازته دل من سخن گفتین که تاحالااصلا نمیدونستم که خداهمه چی درخواستهای مارو اجابت کرده یعنی چه؟؟
که مشکل ازطرف منه گیرندس که باشرایط مااصلا امکان پذیرنیست واقعاهمین جوری بوده !!!!
خدایاحالاکه چیزفهمم کردی توی عمل برام آسون کن.
ومن تاالان میگفتم توکلم وایمان وباورم به خداس دروغ هم نمیگویم ولی الان باشنیدن این فایل متوجه شدم که من اصلا معنی اینهارو نمیدونم چی بهش میگین کلمه، واژه هرچی که قشنگتراست همونه .
ومن نمیدونستم همین خطاها همین اشکالات زکریا رو چندبرابرش رو منم دارم وتابه الان همش توی همون امواج اشتباه وخطاهای خودم قرق بودم ونفسم بنداومده الهی خیرببینی استادالهییییییئییییییی نجاتم بده خدایا ازدلم که خبرداری چقدرصافِ ولی ناآگاهم وعمری ازمن گذشته که الان میگم الخیروفی ماوقع ولی خودت میدونی اون طورکه بایدزندگی میکردم هدفمندانه والهی باشه رو نداشتم ومقصرهم کسی نیست آخه منم مقصرنیستم چی شدکه اینطورشد؟؟؟!!!!
همش تواین مسئله موندم که چرااینجوری زندگیم پیش رفت.
ای که مراخوانده ای راه نجات نشانم بده.
اشکهام جلوی چشمام رو گرفته ولی مینویسم ذهنم سرزنشم میکنه ولی جلوش مثل شیرایستاده ام میگم هیچ خجالتی نداردکه بروی خانه ی پدرت به اشتباهاتت اعتراف کنی اونم اشتباهاتی که از روی ندانم کاری بوده اینجاازخانه ی پدرومادرفیزیکی ام بهترمیتونم حرف دلمو بزنم چون من بچه بودم ازدواج کردم پدرومادرم سنشون بالابود پدرم انقدرسنش بالابودکه مادرم بادختراولی پدرم هم سن بودندشایدخواهرم ازمادرم بزرگتربوده.
استادمن سنم بهم اجازه نمیده که این حرف راواضح کنم ولی بازهم میگویم زمانی که نمازهم برمن واجب نبودبلند میشدم جلوی مادرم ادای نمازرادرمی آوردم.فکرکنم خواهرهای بزرگترم هم همینطوربودند !!!!!!!
حالاخدایابگوکه دوباره چطور زندگی رو شروع کنم؟؟؟!!!
وقتی که شماقرآن میخوانیدمیگم اینجای آیه ی شریفه اینجورتلفظ میشه قران خواندم عالیه ولی فهم ودرکم وعمل بایدعالی باشه البته اونم خودش بزرگترین نعمت که سوادخواندن قرآن رو دارم وخداکمکم میکنه درس قرآن رو تویی زندگیم یادبگیرم وعمل کنم و نتیجه ببینم.
میشه قبل عمل وبعدعمل اونایی که عکس میذارن قبلش چی بودن وحالاچی شدن.
منم میخوام بابهترین آگاهی ها زندگی روبالذت تجربه کنم وقتی که ازاین فرکانس رفتم فرکانس ابدی نشینم افسوس بخورم که خدایا این بقچه ای به نام مغزبسته بندی ازکارخانه ی الهی که همراهم کردی به صورت آک آوردم تحویلت بدم!!!!!!!
نه من تمام اون فرصتهاونعمتهای آسان روالان میخوام تجربه کنم اونم باعزیزان زندگیم.
برای سپاسگذاری فکرمیکردم به هرچی دارم خب بگم خدایاشکرت وحالاشنیدم که اسم دیگرش به یادآوردن اتفاقاتی که تابحال برامون رخ داده خدایاتوراسپاسگذارم بابت رویدادهای گذشته وحال وآینده که تجربه میکنیم.
برای ایه ی ومن یتق الله بازبیشتربه گوشم خورده بودبازذهنم میگه توکه طلاق نگرفتی همیشه ازاول زندگی بخاطرآبروداری سرت رو تولاک خودت بردی و زندگیت رو گذروندی ومنم درجوابش میگم شکرخدا4تاپسرهای خوبی دارم وشوهرم هرچه بوده الان خوشیم توخونه روتخت پادشاهی خانمی میکنم وصبح وشبم رو برای درآوردن یک لقمه نون به هم ندوختم خداروشکر.
وبرای اونجایی که خداوندبه پیغمبرمیگه راضیت میکنم موندم که خب خدابه پیغمبراین حرفهارو زد.
چی ربطی به الان من داره من بایدچکارکنم ؟
من میخوام ازلحظات وفرصتهای نابی که خدابه من داده بهترین استفادهها رو بکنم نه که بازمثل الان ازانچه گذشته پشیمون باشم که خدایاچراازاول منوبه خودم وخودت روبه من معرفی نکردی واصلا دنبال مقصرهم نیستم.
فقط تاهستم دوست دارم خوب زندگی کنم قبل از آشنایی با قانون جذب که توقرآن میخوندم ویاازدیگران میشنیدم دنیابازیچه ولهو، ولعب است اصلا ارزش نداره!!!!!!!
میگفتم خدایاتواین لهولعبهای بیهوده روبه من بده لذتش رو ببرم بعدخدابزرگه خب لهولعب رو به مانگفتن که انگشت قضاوت گذاشتن روی دیگرانه.
لهولعب پشت سردیگران حرف زدن است البته من 80٪روبه رو حرف می زدم رک بودم که این هم کارخوبی نیست.ونکته های دیگرچون به خوردما خورانده شده بودآدمهایی که ثروتمندندبوی بهشت حتی به دماغشون هم نمیرسه!!!!!!
میگفتم حالااین دنیارو خوش باشیم خدایابه مابده وبازهم شرایط واوضاع مالی خیلی منطقی وشیک ومجلس میومدپرده رو جلومیکشیدوبه قول استادهمه چی درنطفه خفه می شدیااینکه به قول خودم شب پشمهارا توی خیالات وآروزوهام می ریشدم وبه نخ تبدیل میکردم به قول حالائیهاتجسم خلاق داشتم وصبح که بیدارمیشدم هم چی پشم میشد!!!!!
وتمام سیستم بدنم به هم میریخت نابودمیشدم.ذهنم میگفت باکدوم پول وارثی که به تووعزیزدلت رسیده؟؟؟؟؟!¡
همین الان که این خط بالارونوشتم تومغزم جرقه خوردکه من چقدرخوب میتونستم تجسم کنم ولی منطق ذهنم خیلی به صورت نرم وریزواردعمل میشد وکاسه وکشکولم را مثل آرد نرم میکردومیرفت پی کارش فقط کمبودهمه چی وباورهای کمبودکه همه ترمزهای مخفی دروجودم مثل عنکبوت تاربسته بودرو درمن ریشه دواند رو به رخم میکشیدوبه اوپناه پسغاله هامی نشست تماشامیکردوازناامیدی من اوامیدواربودوبه خدامیگفت این هم ازبنده ی قرآن خون ونمازخونت جولان میداد اونهم جولانگاهش کجابودتوی قلبم بودالان یادم میادچقدرشب وروز به قول عزیزمون آقای احمدی لرزه های چندریشتری تووجودم بودهرچندسیم ارت راوصل میکردم هیچ جوابی نمیدیدم اگرهم میدیدم زودگذربودچون تمام سیمهاسوخته بوداصلابرقی وصل نمیشدجای سالم نداشتم خدایافقط توبگو چه قدمی روبردارم که این دردسرطان زااوضاع وشرایط ماکه نمیشود صاحب فلان خانه وفلان ماشین وسلامتی وحساب بانکی شد .
خدایااین چاشنی نشدن ها روازوجودم پاک کن وهیچی بلدنیستم وتوان انجام هیچکاری روبه غیرازگریه ندارم وبلدنیستم ترمزهای سرطان زای ذهن ومغزم راپاک کنم ای که دستت میرسدکاری بکن ای خدایی که خداییت روبلدی بندگی روباایمان وتوکل وباور وسپاسگذاری وتجسم خلاق والهامات تشخیص اصل ازفرع توحیدویکتاپرستی رودرمنه مشرک زنده کن.آمین.
خدایامن که چندین باراعتراف کردم توی همین سایت بهشتی درسته که اینجاهیچ خطری تهدیدت نمیکند ولی خودت بگوچقدرآبروبایدبذارم که من نمیتوانم تومیتوانی من نمیدانم تومیدانی من حتی برای درخواست کردن ازتوهم هیچ زرنگی هم ندارم واجابت توواجابت کردن ازطرف خودم راهم درک نمیکنم پس توی این دنیابه چه کاری آمده ام رسالتم چیست؟
من هنوزتوهمین سوال موندم بعدتوبه من میگی اشرف مخلوقات هستم خدایادلم گرفته مگه چقدروقت توی دنیارو دارم که هنوز نه خودم روشناختم نه تورا نه رسالتم را……!!!!!!!!!!!!!
عاشقتونم استاد وازآقای استاداحمدی خیلی خیلی سپاسگذارم به خاطروجودش دراین سایت خداراسپاسگذارم خدایاتوراسپاسگذارم بابت این همکلاسیهام که من حتی خودم. رونمیشناسم وبااین بزرگان همکلاس وهمدرس شدم به خاطراین محبتی که به من داری تابی نهایتها سپاسگذارم.
خیلی این فایل بحاله البته کل سایت بحاله فایلهای دیگه مدارمنوبالاآورده که این فایل رزق وروزی من شده استادهرچی ازقرآن وخداوپیغمبرهاویکتاپرستی وباور ایمان والی آخر که اصل هست بگین بازهم جاداره ازاین اصلیهابرامون بگین بی نهایت سپاسگذارم. آخیش دلم خنک شدچون ازروزی که این رزق روخدابه من دادگفتم میام میگم حدوا از1401/12/توی سایت ثبت نام کردم روزوشب فایل گوش میکنم حتی توی حمام وسرویس وووووووووو.
حالااومدم بگم من چیزی نفهمیدم وذهنم میگفت بروبگوتاموردتمسخردیگران قراربگیریم خندیدم مثل خودش شیک و زیبا مجلسی گفتم جولان هاتودادی لطفاسکوت کن بله چیزی یادنگرفتم یعنی هنوزخودباوری وخداباوری رو یادنگرفتم تمام خخخخخخخخخخخ این خنده هم برای پیروزی درون لیلا دربرابرذهن لیلا الهیییییییئییییییییییییییییییییییییییییییییییییی تابی نهایتهاشکرت.
به نام خداوند بخشنده مهربان که هر آنچه دارم از آن توست
سلام خدمت استاد عزیز ودوستداشتنی
سلام خدمت بانوی زیبا وعزیزم خانم شایسته
سلامژخدمت خانواده عزیزم شب همگی بخیر عزیزان
خداوند قدرت مطلقه
باید به خودمون یادآوری کنیم که چقدر نعمت وبرای خودمون منطقی کنید که میشود وقتی ما درخواست میکنیم از طرف خداوند اجابت میشود به شرط ایمان به شرط اینکه بپذیریم که میشود چون ما از ارباب درخواست کردیم فقط باید بیاد بیاریم که چه وقتهایی بوده ناتوان بودیم که خداوند کارها را برامون انجام داده
مادر من در جوانی ستون فقراتش شکسته شد
شش سال فلج بود حتی جراحی نکرد چون در اون زمان دکترا کفته بودن ریسکش بالا ست ممکنه پنجاه درصد برای همیشه فلج بشی ولی خدا را هزار مرتبه شکر بعد از شش سال خوب شد الان هفتاد سالشه خدا رو شکر خیلی سرحاله و هزاران مورد دیگر
فقط کافیه بیاد بیاریم وبرای خودمن منطقی کنیم که هر چه بخوایم میشود
واقعا این فایل به تنهایی یک دوره کامله ممونم استاد عزیزم که اینقدر سخاوتمند هستی که تمام فایلها زیبایت رو با ما به اشتراک میذاری
خدایا سپاسگزارم برای این خانواده عزیز ودست داشتنی
ممنونم از استاد عزیزم وتک تک دوستان که کامنت زیبای من رو که با عشق نوشتم می خونن
خدایا شکرت برای تمام نعمتهایی که بهم بخشیدی
در پناه الله شاد سلامت ثروتمند در دنیا وآخرت باشید
واقعا استاد عزیزم شما تمام استادین
چقدر این فایل عالی چقدر ارزشمند چقدرزیبا
به نام خدای زیبا
سلام به عزیزانم الهی درپناه الله باشیم
خدایا شکرت که مینویسم
خدایا شکرت که منو ازاون زندگی که نمیخواستم نجات دادی
خدایا شکرت که پسرم سالم ازمدرسه اومد
خدایا شکرت به خاطر کاری که بلدم انجام بدم وپول به دست بیارم
خدایا شکرت که حرفای زیبای استاد رومیشنوم خدایا شکرت به خاطر خونه ی که داریم وازخودمون هست
خدایا شکرت به خاطر خانواده ی که دارم
به خاطر معلم مهربون پسرم
خدایا هرآنچه دارم ازتوست
ذهن من آروم باش توکاری نمیتونی بکنی خداوند کنارمنه
بچه های عزیزم دوستانم عزیزم میدونم تجربه کردین که ذهنتون میاد و ازچیزهایی که وجود نداره مارومیترسونه
اما ایناوسوسه شیطانه چون کارش همینه
اما کسی که خداروداره گول نمیخوره میدونه خداکنارشه همه چی روبه زیباترین شکل میچینه برامون همونطور که تاالان انجام داده
به یادبیارزینب خدایی که همیشه کمکت کرد ومیکنه اون خداهست هرلحظه
منیکه وقتی رفتم امتحان قرآنمو بدم هیچی بلد نبودم وگفتم خدایا همه چی باتو توبخون توبه من فرمان بده
وبه بهترین شکل خوندم واشتباهی نداشتم
اصلا باورم نمیشد دلم میخواست ازشدت شوق به سجده برم درمقابل پرورگارم
همون خدا خواسته های دیگه ی من رو هم به راحتی اجابت میکنه وکنارمه هرلحظه
خدایا شکرت
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام و درود ؛ دو باره به استاد،”همیشه در صحنه توحیدیم!……
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللهَ ذِکْراً کَثیراً [41]
اى کسانى که ایمان آوردهاید! خدا را بسیار یاد کنید.
…………………
این فایل..اجابت دعا…میدونی چه حکمی داره!…
حکمش اینه..که داره قانون زندگی کردن رو در یه چشم بهم زدن به ما یاداوری میکند…
استادم..شما اینروزا با فایلهای توحیدتون..داریید اب پاکی رو روی دستمون میریزیدد…
این ذهن چموش اینقدر ،آوایش زیاد هست….اینقدر حلاجیش از همه طرفی زیاده…که باید بتونیم …فقط بهش منطق بدییم..
با منطقی کردن ایات قران…خیلی خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم…دقیقا توی ایه زیبای طه..همون داستان موسی…که باید وارد کاخ فرعون میشد…و اون قسمت موسی وجودش ترس گرفت…
و با دعای زیبایش که شما در فایل گذشته بهمون یاداوری کردین…و همین دعای توحیدی باعث شد که ” موسی ، قدمهاشو برداره…..
و تقاضاشو به فرعون بگه!…
و اونجایی که موسی ترسید.خداوند بهش گفت..یادت میاد به مادرت وحی کردیم..و تورو نجات داد..و بعداش تو رو به مادرت برگردوندیم…
شما با یاداوری کردن این سوره زیبای ضحی..این پترن و الگوی تکرار شدنی رو در داستان موسی هم دیدم..بخودم برگشت خوردم…
همین دو هفته پیش من هدایت شدم.به مسیر بعدی برای بیزنسم….
خداوند بهم گفت باید اینکار رو انجام بدی…تا چند ساعت ذهنم دروری میگفت.کجا تو میتونی.ولی گفتم خداوند بهم کمک میکنه..
استادم من با همین وسیله ایی که فعلا در دسترسم نبود…تونستم چیزی رو خلق کنم.بخداوندی خودش.اصلا بهش فکرم نکرده بودم میخاد چی بشه…
کار من نیاز به یه سیستم خاص داشت…که باید طبق اون برنامه انجام میشد..ولی برای من در دسترس نبود…ذهنم شروع کرد برو پیش فلان شخص…
اون میگفت !….و من منطقی میکردم..میگفتم اگه رفتم از اون شخص کمک خاستم این اتفاقات پیش میاد!…
و میخاد باهاش:سرو کله بزنی..و بخاد حرفهای ناجور بزنه.
دوستداشتم ایده الهامیم جوری پیش بره.که هیچ نیازی به هیچکسی نداشته باشم.
و دقیقا با چند تا تکنیک و الهام از خداوند .که واقعا معجزه الهی بود من تونستم با کمترین هزینه کارمو بجای خیلی خوبی بکشونم.
و دقیقا همینم شد….
لطف خداوند شامل حالم شد!…
خداوند با کمترین هزینه.با چند تا اموزش یکی یکی ، درها رو برویم باز کرد..امروز تقریبا کارم تو این مرحله تمام شد.و مورد تایید قرار گرفت…
همین دو هفته پیش..چه درهایی که من اصلا فکرشو نمیکردم.براحتی با کمترین هزینه کارمو پیش:بردم..
و خیلی کارهای دیگه..از رفتن به قبرستان در محله تاریکی که روزهای شوم ،من بود.و یه عمر کابوس براش میدیدم…که خداوند روزی که هدایتم کرد..بهم گفت نترس.!پیش برو من بهت میگم…و در طی چند مرحله تونستم این مسیر را طی چند بار تکرار کنم.
مسیری که میتونست خطرات زیادی رو برای من بوجود بیاره.ولی من با قدرت بیشتری اینکار رو دنبال میکردم..
و خیلی جاهای ترسناکتر بود اونم تنهایی…تونستم بهش غلبه کنم.
و طی این دو سال خورده ایی که عضو سایتم اینقدر وضعیت زندگیم در تمام ابعاد رشد کرده.که زبانم قاصره از اینهمه،شکرگزاری!….
ولی ذهنم..متوجه نیست….امان از این ذهن..که فقط کارش:مقایسه هست…
بخدا اینقدر ارامش دارم.اینقدر هزینه های زندگیم پایین اومده..منیکه که گذشته ها هر چی درامد داشتم….میرختم تو دهن نشتیها…
و این نشتیها از همه طرف به من حمله ور میشدن!…
و اجازه نمیداد من حالم خوب باشه..
ولی امروز در همه جوانب حالم خوبه..ولی به محض اینکه تو معرض مقایسه قرار میگیرم.دقیقا سرو کله احساس:بد رو فورا متوجه میشم.ولی لطف خداوند شامل حالم شد ..که یه اتفاقی پیش بیاد.که اون مطلب اونجا محو بشه…
اینروزا…بصورت تکاملی دارم کارمو پیش میبرم..هر جا از خداوند هدایت خاستم.فورا کن فیکون میشه..
به محض اینکه روی ذهنم حساب باز میکنم….هر کاری انجام میدم که اونکار به درستی پیش بره..نمیشه!دقیقا آواشو میشنوم.
ذهن کارش لجبازی هست .ذهن کارش محدود کنتده هست!…به محض اینکه ازش اطاعت میکنی.حال بدشو بهت نشون میده..
مثل کسی که افتاده تو لجن..فقط داره دست و پا میزنه و نمیزاره تو کارتو پیش ببری!….
پس….ما باید بتونیم همیشه سپاسگزار داشته های قبلمون باشیم.داشته هایی که قدم به قدم در گذشته برخورد به تضادها.و هدایت شدیم تو این مسیر بینظیر بهشتی…و وعده هایی که خداوند مدام بهمون الهام میکنه رو جدی بگیریم…
وعده هایی که خداوند تو خواب بصورت واضح اون اتفاق رو بهم نشون داده…بیام اونروزا اون الهامات رو برای خودم بیاد بیارم… و بگم میشود…
هر چقدر بیشتر این باور به امکان پذیری ،رو بگم میشود..مسیر بیشتر برام هموار میشود…و من با لذت بیشتری به خاسته ام میرسم..
خداوند بصورت واضح بهم گفت..این اتفاق از طرف من انجام شده…فقط باید این مسیر رو ادامه بدی…اینده خوبی رو پیش رو داری…فقط یادت بمونه…که میشود..
من با همین .چند بار گوش دادن.و برگشتن و فکر کردن….چقدر نکات مهمی برویم باز شد..چقدر فهمیدم…ما انسانها…نادان و ضعیف هستیم…
هر چقدر مخصوصا خلقتمونو برای خودمون بیاد بیارییم بیشتر برام واضح میشود…که ما خیلی ناتوانیم…خیلی:ضعیف بودنمو میبینم….
حدودا چند ماه پیش..حالت سکته قلبی تو حین خواب گرفتم…
جوری که نمیتونستم دستمو تکون بدم.نمیتونستم پاهامو حرکت بدم….. مثل جرقه ایی آتش ،تو قلبم روشن و خاموش میشد.اون لحظه حتی نمیتونستم حرفم بزنم….خداوند بهم نشون داد…لحظه مرگ رو…که انسان به جایگاهی میرسه..که حتی نمیتونه بخودشم کمک کنه..
اینقدر درد شدید بود.میگفتم خدا نگهدار….!!!! مُردم……
..بخدا مرگ یه چشم بهم زدنی بیش نیست..بخودم یاداوری میکنم..که خداوند یه ان میتونه همه چیز،رو تموم کنه…
اینقدر دردش شدید بود…که میگفتم خدایا ،تموش کن…
از شخصی سوال گرفتم..گفت سکته قلبی هست…
چون علایمش بهمچنین پکیچی میخورد..
خیلی خیلی نشانه های خداوند رو دیدم.ولی ناگفته نمونه ذهن، همیشه کار خودشو انجام میده..ولی با یاداوری میتونیم خلع سلاحش کنیم.که یادمون بمونه ..کدوم ” نقطعه قرار گرفتیم..
چند روز پیش میخاستم یه قدم برای کارم بردارم..ذهنم اونچیزی گفت.که از نظر خودش:درسته.هر کاری کردم که اونکار درست پیش بره..وارد عملیات نمیشد..همون لحظه تسلیمش:شدم..قدم بعدی رو یه ،آن،”برام انجام داد..خیلی راحت و خیلی اسان!…
پس چقدر خوبه همیشه باورهای خوب و عالی داشته باشیم.و مخصوصا تسلیم بودن…هر چقدر تسلیمش باشیم قدم به قدم هدایتمون میکنه…
و خیلی راحت بدون اینکه کمترین مشکلی برامون پیش بیاد..از جایی بعد از باور کردن بهش…بهت کمک میکته.که اصلا فکرشو نمیکردی بخاد به این سادگی انجام بشه..
من بهمچنین پکیچی اینروزا رسیدم..هر چقدر در مدار خداوند و توکل و ایمان باشی…کارات راحت تر و ساده تر پیش میره…ذهن هیچ وقت نمیتونسته بهش فکر کنه….و بعد سرسپزدگی رو میبینی…
وعده هایی بهم الهام شده.بصورت واضح..که مدام دارم بخودم بیاد میارم..که بتونم این مسیر رو با قدرت بیشتری طی کنم..
خداوند بصورت واضح بهم گفت…نترس..ادامه بده.جهان در انتظار توست…جهان در انتظار توست..
دقیق وعده فزونی رو بهم یاداور نمود.همین باور..باعث شد..کارهایم براحتی طی این دو هفته به سادگی انجام بشه…
حتی درخاست سلامتی یه قسمت از بدنم داشتم..الان نزدیک به چند هفته هست.دارم انجامش میدم..و من بهبود پیدا کردم..
سلامتی که من باید میلیونها تومن هزینه میکردم.با یه ماده ساده انجام شد…که اطزافیانم به تعجب رسیدن.
واقعا
واقعا
واقعا ،”با خداوند همه چیزو همه کس برات میشه…..و اطرافتو” تو وسط .اتفاقات ناجالب از نظر ذهن منطقی…برات آرام و نرم و روان میکند…
و شخص من!.. به همچنین پکیچی رسیدم..و هر چقدر برای خودم بیاد بیارم…ذهنم جفتکش کمتر میشه…
و بیشتر میدونم ،روی دوش خدا نشستن چه حکمی داره.!؟..
اره حکمش اینه..جسارتتت توکلت در همه جنبه ها قوی قوی تر میشود..
در نهایت میخام بگم….
انشالله که بتونیم این مسیر هدایتی رو قدم به قدم پیش ببریم.و بتونیم زندگی سعادتمندی رو در دنیا و اخرت ،برای خودمان رقم بزنیم.
و بتونیم باور کنیم….که میشود…..
پس “نحوه زندگی کردن در این دنیا قانونی داره..که با استفاده از این قانون میتونیم زندگی رو در تمامی جنبه هاش..بهتر و بهتر کنیم..
زندگی که در تمام جنبهایش عالی و با کیفیت باشد..و برای این عالی شدن.باید بتونیم باورهایی بسازیم.که به ما کمک کند…
خدایا چنانکن سرانجام کار تو خوشنود باشی و ما رستگار.
استاد من یک سوالی در خصوص این آیات همیشه داشتم. آیا حضرت ذکریا تا اون سن این تقاضا رو از خداوند نکرده بوده ( با توجه به اینکه او پیامبر است و حتما همیشه تنها منبع اجابت درخواست هاش رو خداوند میدونسته) و یا اینکه تا اون سن این درخواست رو از خداوند داشته ولی همین باورهای محدود کننده اش اجازه نداده بوده اجابت بشه. هر چند افزایش سن و نازا شدن همسرش در سنین جوانیش وجود نداشته که بخواد به عنوان یک باور محدود کننده در نظر داشته باشه
بنام رب جهانیان !
خدایا امروزم را آغاز میکنم به یاد تو !
سلام مجدد بر استاد نهایت گرامی
ما انسان ها همیشه وقت دنبال نتایج هستیم درین چند وقت است روی یک دوره ای کار میکنم و فکر میکنم چرا نتایج نمیایه در لحظه دنبال نتایج هستم
از همین امروز تصمیم گرفتیم که روی خود به بهترین شکل کار میکنم و نتایج حقم است باید نتایج بگیرم به همین منظور شروع کردیم اینبار با تمام انرژی به مدت سه ماه روی برنامه های خودم کار کنم و نتایج میایه از بی نهایت طریق همان قسم که در سخترین مراحل زندگیم خداوند آمد و دستمه گرفته حالا هم در هر لحظه خداوند میایه دستمه میگرد چطور و چنان اش را نمیدانم ولی از بینهایت طریق زمانیکه من هیچی نداشتم همرایم بود وحالا هم ایره حس میکنم در هر لحظه خداوند کنارم است .
خدایا تو خودت در هر لحظه کمکم کن برای تمام آگاهی های دارم عمل کنم و این همه پلان های روی کار دارم و این همه اهداف گوناگون که فعلا دارم خدایا کمکم کن
در کامنت بعدی از تمام نتایج خود میگم تا باشد ردی پای بگذارم از خود که چگونه من نتایج گرفتم از بی نهایت طریقه از بی نهایت شکل ممکن خدایا شکرت بی نهایت
برای تمام آگاهی این فایل و این همه زحمات که استاد میکشند خدا را هزاران مرتبه شکر !
در حفظ الله باشید !
سلام و درود به همهی عزیزان
روز اول
من باید قدرت آن کسی که ازش درخواست دارم را درک کنم اگر این قدرت رادرک کنم و حس کنم دیگه ذهنم قدرت به انحراف کشیدن آن را ندارد و برایش نمیتونه نمیتونه هزار دلیل بر انجامش ندارم
بدون به زبون بگی مهم نیست آنچه در ذهنته مهمه اگر ذهنت میگه میشه و باورهات رو روزانه کار کنی و قوی بشه میشه
و نمونه براش پیدا کنی و منطقی کنی برای ذهنت ،
سپاسگذاری بهترین مسیر وقتی فرکانس و تمرکز روی سپاسگذاری باشه یعنی روی فراوانی هست پس طبق قانون در مسیر دریافت خواسته هات قرار میگیری و تمرکز روی ورودیهای ذهنت و پاکسازی آنها و سپاسگذار بودن باعث میشه خروجیهات عالی و به صورت تصاعدی در مسیر خواسته هات قرار میگیری و روی جنبه های فراوانی کار کنی
خداوند میگوید آنقدر به شما میدهم که راضی شود
خدای مهربان آنقدر بهم عطا کن که راضی شوم سپاس سپاس سپاس
امکان پذیر بودن بهبود هر شرایطی مهمه که جز باوهات بشه
اگر بندگان من از من سوال کردند بگو من بهشون نزدیک واجابت میکنم خواسته های بندگانم که درخواست کنند از من
در پناه خداوند یکتا شاد و پیروز و سعادتمند باشید
کامنت بیست و چهارم
11 دی 1403
تعهد اول:
امروز دوباره مطالبی که نوشته بودم رو برای فیلم برداری سبک سنگین کردم و چیزهایی که باید میگفتم رو بهشون اضافه کردم.
میخواستم اولین فیلم تدریسم رو ضبط کنم. براش آماده شدم و حتی دوربین رو هم آماده ی فیلم برداری گذاشتم. اما یهو یادم افتاد میکروفونم شارژ نداره.
میکروفون رو زدم به شارژ و بعدش دیگه وقت نکردم بیام ضبط کنم چون نازنین دخترم بیدار شد.
بنابراین ضبط اولین فیلم تدریسم موند برای فردا. دیگه همه چیز مُحَیاست و فقط باید فیلم برداری رو شروع کنم. توکل به خدای مهربانم.
تعهد دوم:
کامنت گذاشتم و گزارش دادم.
تعهد سوم:
امروز روز بسیار زیبایی برام بود.
اتفاقات خوبی افتاد.
همسر نازنینم صبح موند خونه و من از بودن در کنارش لذت بردم. خداوندا سپاسگزارم که توی زندگیم دارمش و سلامته.
عصر دخترکم رو گذاشتم توی آغوشی و رفتم توی پارکینگ و توی زیرزمین قدم زدم. خدایا شکرت که دختر نازنینم رو سالم و سلامت بهم هدیه دادی.
امروز لبخندهای خوبی از آدم های خوب دریافت کردم. پروردگار مهربانم سپاسگزارم که این انسان های مهربان از آشنایان و عزیزان من هستن.
دوباره شب دخترکم رو گذاشتم توی آغوشی و رفتم توی زیرزمین قدم زدم. این بار با صدا با خدا صحبت کردم. آگاهی های این فایل رو مرور کردم و ازش برای هدفم هدایت خواستم. بهش گفتم من اجابتت کردم، تو هم اجابتم کن. خدایا چقدر قلبم تازه شد. سپاسگزارم که برای مناجات با خودت بهم فرصت دادی.
همین الان یهو از بیرون صدای آتیش بازی شنیدم و نورش رو هم توی خونه دیدم. سریع دویدم رفتم پای پنجره. از این پنجره به اون پنجره میدویدم که بتونم آتیش بازی رو بهتر ببینم. از ذوق و شوق بالا و پایین میپریدم. اصلا حواسم نبود امشب سال نو میلادیه. همسر نازنینم از اتاق اومد بیرون و وقتی ذوق و شوق منو دید، کلی خوشحال شد. بعد با هم از این پنجره به اون پنجره دویدیم و از این آتیش بازی طولانی سال 2025 کلی لذت بردیم. خدایا زبانم از شکر نعمتت قاصره. پروردگارا سپاسگزارم. شکرت. خدای مهربان من، تو کمکم کردی که امشب بتونم این حد از لذت رو تجربه کنم. خداوندا شکرت. شکرت. سپاس.
به نام خدای مهربانم خدایی که قدرتش را میپرستم
سلام به استاد عزیزم و مریم بانو شایسته مهربان
و سلام به دوستان نازنینم که با نوشتن نتایج و ابمانشون با داشتن کنترل ذهن و باورهای توحیدیشون کلا سایت رو ترکوندن
و راه رسیدن به خواسته و رسیدن به شناخت خدا رو برامون هموار و هموار کردن و ما الان آسان و راحت به لطف خداوند میریم و لذت میبریم از مسیر سپاسگزارم از همه عزیزان سایت
یکی از کارهای بزرگ و مهم ما در زندگی تا زمانی که زنده هستیم کنترل ذهن ماست
توانایی داشتن کنترل ذهن باعث میشود که درونت رو درست کنی باورهای توحیدیت را بهبود بدی
نگاه توحیدی خیلی به ما کمک میکند تا مسائل به نفع ما رقم بخورد و کارها آسان تر انجام شود
و هر چه ایمان و توکل ما زیاد باشد میتوانیم مقاومتهای ذهن رو بشکونیم در مقابل رسیدن به خواسته هامون
با منطق آوردن و الگو دیدن بهتر ذهن منطقی میشه و نجواهاش متوقف میشه
استاد عزیزم بهترین کلید اجابت دعاها همان داشتن ایمان و توکل و اعتماد و باور کردن قدرت خداوند ست
در پناه خداوند مهربانم سالم و ثروتمند باشین