درس‌هایی از انیمیشن گربه چکمه پوش - صفحه 14 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

813 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    جمال خسروی گفته:
    مدت عضویت: 1525 روز

    سلام استاد بی نظیر وبسیار عزیزم

    سلام بانوی قشنگ ومهربان این خانواده سبز

    سلام دوستان با صفای

    سلام بر خودم که هستم وتمرین میکنم که بودنم یعنی آفرینش. سلام وصد سلام

    سپاسگذارم

    فایل امروز اشکم و در آورد آنقدر شاد وخوشحالم کرد که جملات عاجز هستند تا معنای خوشحالیم رو ابراز بدارم خدایا شکرت که درک میکنم .

    سپاسگذارم که لذت بردن‌من بسیار تغیر کرد من اکنون با قوانین جهان که در این خانواده آنرا یاد گرفتم زندگی میکنم سپاسگذاری میکنم واستمرارم باعث شده که لذت بردن خودش یک نوع لذت رردن است الهی صد هزار مرتبه شکرت .

    سپاسگذارم .

    سپاسگذارم که صبح روز جمعه با اوج شادی شروع شد

    سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  2. -
    فررانه فلاح گفته:
    مدت عضویت: 1342 روز

    به نام الله مهربان. سلام به استاد عزیزم و مریم جان مهربان و سلام به دوستای خوبم ..استاد بازم سپاسگذارم از اینکه دستی هستی از دستان خداوند برای هدایت ما..استادبهشتتون زیباس اون دریاچه زیبا اون کلبه چوبی قشنگ روی اب.‌اسمان ابی.‌سکوت و ارامش اونجا حقا که لایقش هستین..وقتی داشتی درمورد این انیمشن صحبت میکردی من صحنه های اون فیلم جلوی چشمم رد میشد من این کارتون رو به لطف بچه خواهرم که داشت ازشبکه پخش میشد دیده بود البته از نصف اخرش..میدونی چی برام جالب بود؟نگاه و‌درکتون از این کارتون..چیزی که من اصلا حتی بهش فکرم نکردم..بعد دیدن و گوش دادن فایلتون رفتم مجدد دانلود کردم و دیدم.‌انگار تازه متوجه درک این فیلم.شدم.این فرق شما و ما شاگردهاس استاد..واقعا ازتون سپاسگذارم برای هدایت ما و اموزشهای در قبال فایل رایگان..درک توحید و اینکه فقط باید روی خدا حساب کنیم..من یه مدته بشدت روی فایلها و دورههایی که از شما تهیه کرد تمرکز کردم ..چند روز پیش سر شیفت بودم توی بخش دیالیز کار میکنم دیگه اخرین شیفت من بودم با چهارتا بیمار..اخرین بیمار رو به دستگاه دیالیز وصل کردم اما دمای دستگاه بشدت بالا رفت و مرتب دستگاه الارم میزد و دیالیز انجام نمیشد..رنگ زدم به مهندسش(اینم بگم مهندسهای این دستگاه تهران هستن و گاهی یه ماه زمان میبره برای درست شدنشون)اون هم یه سری اموزش داد برای درست شدن انجام بدم..بیمار خیلی استرس داشت .‌بیمار رو از دستگاه جدا کردم و باید خاموشش میکردم اخر هفته بود و بیمار حتما باید دیالیز میشد و دستگاه خالی نبوود.میدونی استاد من حس میکنم خدا خواست من رو ازمایش کنه..ببینه واقعا خوب میتونم ذهنم رو کنترل کنم..استاد من اگه فرزانه قبل بود استرس شدید میگرفتم که الان دستگاه خراب شد..باید بمونم تا اخرشب..آنکال هم خودم بودم یا صبح جمعه که تعطیلی ماست مجبور بشم بیام برای دیالیزوووووو..خلاصه من سکوت کردم و توجهمو از روی خرابی دستگاه برداشتم.اموزشهاس مهندسو انجام دادم و مجدد دستگاه روشن کردم بیمارخیلی استرس داشت..با خنده بهش گفتم نگران نباش درست میشه..وقتی بیمار رو مجدد وصل کردم بازم دستگاه کار نکرد.تماس گرفتم گفت دستگاه باید دو روز خاموش شه..اشک بیمار دراومد منم اروم همون لحظه از خدا خواستم که دستگاه درست بشه..استاد یهو دستگاه خودبخود کار .‌البته نه بخودی خودبلکه خدا اون رو درست کرد..من میدونستم..و فقط خندیدم..خواستم بگم خدا همیشه و همه جا کنارمونه فقط کافیه ازش بخوایم..وبهش ایمان داشته باشیم..خیلی خوشحال شدم که تو نستم ذهنمو کنترل کنم..امیدوارم تا وقتی زنده هستم همیشه روی خودم کار کنم و فقط ایمانم به الله باشه.‌من در گذشته افکار خوبی نداشتم خیلی ناشکر بودم.‌توی همه چیز خدارو مقصر میدونستم.‌استاد سپاسگذارم که دستی از دستان خدا شدی برای هدایت ما.‌ از خداوند هم برای تمامی چیززهایی که توی زندگیم هست..و همچنین سلامتی ..سپاسگذارم. درپناه حق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  3. -
    حسین عبادی گفته:
    مدت عضویت: 2090 روز

    بنام خداونده هدایت کننده بنام خداوندی که من رو آفرید برای لذت بردن

    سلام به استاد عزیزم و بانو شایسته مهربان

    چقدر جالب بود داستان این انیمیشن

    فَإِذَا جَاءَتْهُمُ الْحَسَنَهُ قَالُوا لَنَا هَٰذِهِ ۖ وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَهٌ یَطَّیَّرُوا بِمُوسَىٰ وَمَنْ مَعَهُ ۗ أَلَا إِنَّمَا طَائِرُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَلَٰکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ

    پس هرگاه که نیکویی (و پیشامد خوشی) بدانها می‌رسید به شایستگی خود نسبت می‌دادند، و هرگاه بدی (و پیشامد ناگواری مانند قحط و سختی) بر آنها می‌آمد فال بد به موسی و همراهانش می‌زدند. آگاه باشند که فال بد آنها نزد خداست (یعنی رنج و سختی‌ها که بر آنان پیش آید کیفر از جانب خداست) لیکن اکثر آنها بر این آگاه نیستند.

    خدایا خودت هر لحظه به من کمک کن و هر لحظه که سپاسگزار تمام مهربانیات باشم.

    خیلی خوب که تو این مسیر.

    منم منم گفتنم کمتر شده یادم قبلا ها میگفتم من فلان کردم من فلان کارو انجام دادم مننننننننننن

    منی که دماغش بگیری پس میوفته و میمیره

    چقدر خوبه این روزام الهی شکرتتتت

    چند روز پیش بلیط پرواز میخواستم واس خانومم بگیرمممم بلیط وجود نداشت زنگ دادشم زدم گفتم دادش میتونی بلیط پرواز برام ردیف کنی گفت باشه.

    بعد چند ساعت گفت ردیفه حسین.

    زنگ به خانومم زدم گفتم خانومم بلیط ردیف شد.گفت چجورییی گفتم عباس دیگه عباسسسسسسسس

    یه لحظه به خودم اومدم گفتم چییییی گفتی… یه الارم خیلی بزرگ زنگ زد تو گوشمممم گفتممم خدایااااا ببخشید و توبه

    میخوام بگم ماها باید خیلی تو مدار بالا قرار بگیریم که مثل استاد هدایت بشیم و با آگاهی کمال درک کنیم که تو نیستی فقد فقد رب اعتبارشششششش واس خداستتتت

    منی که همیشه به لطف اموزهای استاد تویه هر صحبتی که میکنم میگم لطف خدا شامل حالم شده

    چطورررر اون لحظه فراموش کردم.

    و گفتم عباسسسس

    خدااااااااا

    اینجاست که میتونم مچ خودم رو بگیریم بگم حسین ببین….ببین اینجوریاست.تویی که میگی خدا جاهایی که خدا ردیف میکنه رو فراموشش میکنی حواست باشه همیشهههه مرور کن ببین چجوری شده چه هدایت‌های شدی سر به زیر باش مقابل ربت حسینیان برگرد و ببین تویه لحظه لحظه هات ببین رنگ خدارو بشنو صحبتهاشووووو

    خدایاااااااا شکرررررررررررت

    خودت دستمون بگیر و مثل همیشه آلارم رو بزن الهی شکرت

    خدایا صد هزار بار شکررررررت شکرتتتتتتتتتتت

    وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَیَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّیِّئَاتُ عَنِّی ۚ إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ

    و اگر آدمی را به نعمتی پس از محنتی که به او رسیده باشد رسانیم (مغرور و غافل شود و) گوید که دیگر روزگار زحمت و رنج من سرآمده، سرگرم شادمانی و مفاخرت گردد

    حسین تو هر چیزی داری از خداوند

    خدایا من هیچی نیستم همچین تویی تو خدایی اگر تو نباشی من هیچی نیستم هیچیززززز خدایا من خاک درگاه توام.

    خدایا همیشه ازت میخوام که به من کمک کنی.یادواری کنی که جایگاه من کجاست یادم باشه جایگاه خداوند کجاست.هررررررررر چیزی که دارم هر چیززززززز اگر ثروت اگر سلامتی اگر این خونه ای که خودش بهم داد اگر حقوق اگر دارم اگر اعتبار اگر عشق اگرررررررر هر چیزی که هست همششش تویی رب من الهی شکرت خدای خوب و قشنگم

    در پناه جان جانان رب العالمین همیشه شاد سلامت و ثروتمند باشید

    خدایا ازت میخوام همیشه در مقابلت سر به زیر باشم

    الهی شکرت رب من بینهایت شکرت خدای قشنگم فرمانروای من

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  4. -
    فرزانه رضایی گفته:
    مدت عضویت: 1346 روز

    سلام میکنم به استاد خوبم و خانم شایسته عزیز و دوستان

    از این فایل و سری فایل های درس هایی از… استاد این بار این انگیزه رو گرفتم که این سوال رو به فانوس دریایی شب یا گزارش هرروزم اضافه کنم.

    درس هایی از…

    اگر میخوام غنی تر زندگی کنم، هربار کمی غنی تر، باید از تمام آنچه می‌بینم و می‌شنوم استفاده کنم. مثل استاد که همیشه در حال دیدن مثال ها و تقویت باورهاشون هستند حتی توی خواب.

    مدتی هست که متوجه شدم من هم وقتی در حال تماشای محتوایی هستم همش توی فکرم، لحظاتی هست که تحت تاثیر قرار می‌گیرم و لحظاتی که انگیزه می‌گیرم و تصمیمی می‌گیرم ولی چون کمتر پیش میاد کتبی بنویسم شون و اون نوشته ها رو دوره کنم اون درس رو هم یادم میره.

    مثلا این روزا سری مستند مسافرتی هست که دارم تماشا میکنم، به یک همزمانی جالبی خوردم، بعد از اینکه فایل های کنترل ذهن رو گوش دادم، در این برنامه سوالی شد که شما وقتی فکرتون زیادی شلوغ میشه چجوری ذهنتون رو کنترل می‌کنید؟ دقیقا این سوال پرسیده شد و برام جالب بود. پاسخ طرف مقابل این بود که: “من به خودم میگم دیگه بسه و تمام؛ میرم سراغ چیز دیگه ای، و این عادت رو تمرین کردم و حالا وقتی به خودم میگم بسه واقعا ذهنم بس میکنه.”

    یه جای دیگه همین برنامه که چهار بازیگر در سفر هستند، یکی شون داشت شوخی می‌کرد با بقیه که چیکار کنیم بهتون کاراکتر اضافه کنیم که پیشنهاد نقش گانگستری بگیرید و به شوخی گفت بیا دندون جلویی ات رو بکشیم! و همینجوری که داشتند غذا می‌خوردند ایمپلنت دندون جلویی خودش در اومد!!! برام خیلی جالب بود گفتم جهان چه سریع دست به کار شد!

    قسمت دیگه همین برنامه، بهشون گفتند امروز کار مزرعه انجام بدید و بابت دستمزد، غذا و جای خواب به دست بیارید. یکی شون که مدل مارک هایی مثل Levi’s و Calvin Klein بوده برای اولین بار سوار تراکتور چمن زن شد و مشغول کار شد، ازش پرسیدند تابحال کار شبیه به این رو انجام داده بودی؟ گفت نه. پرسیدند پس چجوری گفتی از پسش برمیای؟ گفت این کار رو نکردم ولی قبل از اینکه مدل بشم کارهای مختلفی کرده بودم و یاد گرفتم که نگم نه، بگم میرم امتحان میکنم بلاخره یادش میگیرم دیگه.

    (یعنی یادآوری تجربیات گذشته به صورتی که در شروع کاری بهمون قدرت بده، دوره عزت نفس جلسه 1)

    همین شخص (بازیگر سریال kingdom) تعریف کرد که من نمی‌دونستم که میتونم مدل بشم، فقط پولام رو جمع کردم و تست دادم برای یک برند معروف، و بین 1000 نفر شرکت کننده، جزو نفراتی بودم که رفتم مرحله ی آخر، قبول نشدم اما یهو به خودم اومدم، که عه میشه. میشه. اگر تا مرحله ی آخر رفتم پس میشه… و ادامه دادم و شد.

    قبلا هم برای سرگرمی برنامه تماشا می‌کردم و این عادت و تفریح منه ولی نگاهم عوض شده، و به محتواهای خوبی هدایت میشم. هم حالم رو خوب میکنه، هم کشورهای دیگه و جهان بزرگ تر رو میبینم، هم اینجوری چیزهایی که دارم یاد میگیرم به شکل مثال واقعی نشونم داده میشه و حس میکنم واقعا به برنامه های خوبی هدایت میشم خدا رو شکر.

    ممنونم استاد از این فایل و تمام فایل هایی که می‌گذارید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  5. -
    عارفه محمودی گفته:
    مدت عضویت: 1689 روز

    بــــــــــــنام خــــــــــــدایی که بشــــــــــــدت کافیست

    سلام به استاد توحیدیم وسلام به همراه زندگیش خانم شایسته مهربانم سلام.

    سلام به تمامی دوستانم در مسیر خودشناسی و خداشناسی سلام.

    صبح که فایل رو دیدم امدم کامنت نوشتم بعد پاکش کردم به خودم گفتم چرا باید کامنتی بنوسیم که از خودم بگم پاکش کردم. بعد یادکامنت یزدان عزیز افتادم که دیشب ازش خوندم نوشته بود چرا من باید همیشه میگم وقتایی که حالم خوبه باید کامنت بنویسم؟و …… وکامنت یزدان عزیز که در فایل های الگوهای تکرارر شوند باعث شد برنجوای ذهنم دستور سکوت بدم و بیاموبنویسم.

    استاد یه چیزی داخل پرانتز بنویسم بعد کامنتم در رابطه با فایل بنویسم.

    (استاد وقتی داستان گربه رو برامون توضیح می دادید.گربه ها 7 یا 9 تا جون دارند. می تونم بگم باتوجه به تجربه شخصی خودم در گذشته ….ما انسانها می تونیم بی نهایت جون داشته باشیم و روح بشیم در عین حال که یه یکی هستیم. یعنی من بینهایت عارفه رو ببنیم اما یه عارفه باشم،عارفه که جسم، عارفه که به یک آسمان تاریک خیره شده و داره آسمان رو می بینه،و عارفه که این دو عارفه رو می بینه و به سمت آسمان صعود می کنه درصورتی اون ترس از ارتفاع وواوج گرفتن رو داره تجربه می کنه. می تونه از همان آسمان هرکدوم عارفه که می بینه همان بشه و حس حالش رو درک کنه، چیزی که من وقتی شما فرمودید گربه 7 جون داره خواستم بگم ما انسانها بی نهایت جون داریم در عین حال که یکی هستیم و اون یکی می تونه با نگاه کردن به هرکدوم از این روح ها وحتی جسمی که مثل ماهی لب ساحل در حال جون دادن همان بشه و حس حالش رو دریافت کنه.)

    و دومین مورد که در رابطه با انتهای داستان گربه و همراهانش بود می تونم بگم همه ما بارها این تجربه رو داشتیم که با گذر زمان متوجه شدیم.چقدر ما نعمت ها داشتیم اما ندیدیم و درگیر مساله پوچ بیهوده شدیم فکر کردم یا خدااا من چقدر بدبختم ،و حرص شو خوردیم و ناراحت شدیم و دربیشتر مسائل که من،من عارفه به جای سپاسگزار بودن از سلامتی که دارم همان سلامتی دوپای نازنین سالم که دارم که هرکجا می تونم باهش برم کلی کارهام انجام بدم…. سلامتی به نظرم چیزی که میشه در زمان هایی درگیر یکسری مسائل زندگی به ظاهر حل نشدنی میشی می تونی فقط برای سلامتیت شکر کنی….. (نه اینکه آرزو مرگ کردن بمیرم من راحت شم )

    خب دیگه اون عارفه گذشته اینجوری بود الان دیگه شاگرد استادعباس منش شدم باید بگم خدابیامرز عارفه قدیم رو

    خدایااا بابت آشنایتم با استاد شکر خدایاشکرتتتتت .

    استاد ازروقتی امدم برای توحید عملی 9 کامنت گذاشتم نشد بود که اینقدر برگردم عقب چه برسه یکبارربنویسم وتعریف کنم و بخوام ازدید و آگاهی هایی که از شما دریافت کردم یکبار نگاه کنم به تجربه خودم از زندگی همیشه سکوت حرف نزدن در رابطه با اتفاقات پیشی می گرفتم و حتی خودمم می گفتم یه تلنگر بود همین…

    و بخوام یکبار با این آگاهای هایی که دریافت کردم طی این مدت به اندازه ظرف وجودی خودم، به زندگی خودم،و واکنش ها و افکار خودم نگاه کنم. وقتی داستان گربه و همراهانش رو تعریف می کردید من دقیقااااا اینو تجربه کرده بودم.

    ‏تجربه که گربه داستان داشت

    تجربه که فینال و پایان داستان یه زندگی که زندگی کردی،لحظه پایانی متوجه میشی چقدررر این موضوعات پوچ بی اساس بودن که به خاطرش آرزو مرگ خودمان رو می کنیم…. حالا به قول گفتی هزار یک دعا می کنی مستجاب نمی شود اما یک دعا در یه زمان زود به اجابت می رسه. الله اکبر

    گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود

    گاهی گدایِ گدایی و بخت باتو یار نیست گاهی تمام شهر گدایِ تو میشود.

    گاهی تمامِ آبی این آسمان ما یکباره تیره گشته و بی رنگ میشود

    گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود از هرچه زندگیست، دلت سیر میشود

    گویی به خواب بود جوانی­مان، گذشت گاهی چه زود فرصتمان دیر میشود/ گاهی چه زود فرصتمان دیر میشود

    حالا این داستان گربه و همراهانش واقعیت زندگی خیلی از امثال منه بعضی وقتا نیاز از اون عارفه که درگیر اون مسئله میشه و مساله شده خودمو بکشم بیرون از دور نگاه کنم.

    ‏استاد جان چقدر سپاسگزار شما هستم بابت دروه به صلح رسیدن با خودمان که 9 جلسه ی آرامش در پرتو آگاهی سایت چقدرررررر من دوستش دارم. چقدر ما رو آروم میکنه.چقدر منو از کالبد جسمم بیرون می کشه….

    استاد خیلی شما دوست دارم می دونید چرا چون همیشه یه جوری به موضوع نگاه می کنی می تونه منطقی ترینش که در عین حال توحیدی ترین نگاه می تونه باشه.

    وقتی داستان گربه و همراهانش رو تعریف می کردیدو نکاتی که براش بیان می کردید من هیچ وقت به این منیت ها غرورها و من من کردن هام وناسپاس بودن هام ناسپاس بودن هام و خیلی از مسائل دیگه نگاه نکرده بودم. درگیر یکسری حاشیه ها شدم و یا شده بودم. می دونید دنبال چیزایی که اصل نبودن فرع بود. اینکه احساسات مو برای چه چیزاا بی خودکی درگیر کردم می کنم و فرکانس فرستادم کمی جدی نگرفتن رو باید بیشتر تمرین کنم. به قولی هروقت درگیر مشکلات مساله شدم بگم اینا واقعیت ماجرااای زندگی من نیست. در جایگاه شاهد و ناظر باشم و تسلیم فقط نگاه کنم تا احساساتی نشم که فرکانس ارسال بشه احساس بد اتفاقات بد منجربشه

    توی یکی از قسمت های سریال زندگی دربهشت شما فرمودید خانم شایسته در برخورد با بعضی مسایل به خودش میگه من چه فرکانسی فرستادم که این وجه طرف رو برانگیخته کردم نه اینکه طرف رو مقصر مسائل مشکلات بدونم

    من هستم که زندگیم رو خلق می کنم….ببین من چه فرکانسی فرستادم این وجه دیگران رو برانگیخته کردم

    بهتر باخودم و خدای خودم در صلح باشم به مشکلات بگم من یه خدایی بزرگ دارم نه به خدا بگم من مشکل بزرگی دارم…..

    همان شعر معروف حافظ که شما در فایل هاتون بارها برامون خونید.

    دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش

    و از شما پنهان نشاید کرد سر می فروش

    گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع

    سخت می گردد جهان بر مردمان سختکوش

    ویه جمله که خیلی خوب شما مطرح می کنید ومن بارها از خودم سوال می پرسم اینکه آیا این این باور این نگاهی که من به زندگی دارم چقدر کمک کرده در گذشته به من یا می کنه در حال حاضر .

    مثل سگ داستان من خوش بین نبودم خو مسلما چک لگد ها رو از روزگار می خوردم و خوردم اما متوجه نبودم و نمیشدم.

    استاد هرچه بیشتر فایل های شما رو دنبال می کنم بیشتر خودم میشناسم.بیشتر متوجه میشم دنبال فرع بودم یا اصل

    ‌ این داستان گربه و همراهانش ، داستان خیلی از ماهاست که هرکدوم داریم در زندگی تجربه می کنیم و یا کردیم.

    با اینکه فکر می کنیم در مسیر هستیم اما نیستیم فکر می کنیم که هستیم در ولقع مثل همان الله اکبر نماز می ماند برای من ، که فکر می کنم با الله اکبر گفتن نمازم شروع شد و باید توجه م به نمازم باشه چون که دارم نماز می خونم اما اینگونه نبود.

    با الله اکبری که سر سجاده ام می گم هزار یک فکردر ذهنم مرور میشه آیا هیچ متوجه جمله هایی که در پیش گاه الله میگم هستم ؟

    همان ایاک نعبد و ایاک نستعین که شما بارهااا در فایل های توحید عملی می فرمایید و با صدای بلند درگوشم من شنیده میشه من باهش غریبه ام باورتون میشه منی که روزی 10بار توی نمازهام می گم ایاک نعبد و ایاک نستعین ،10 بار سوره حمد رو کامل می خونم اما واقعااااا دارم میگم واعتراف می کنم اون حمدی که با تمرکز در فایل های شما درکش می کنم کجا واون حمدی که سر نمازهام می خونم کجاااا.

    من معنی بسم الله الرحمن رحیم معنی بخشنده بودن خدا از شما یاد گرفتم و توی کامنت هام مفصل توضیح دادم چه دیدگاهی به آیه بسم الله الرحمن الرحیم هزاران بار در همین مدت زندگی داشتم کجا و از:شما معنی درستش رو دریافت کردم کجااااا خدایا شکرت

    بله قصه در مسیر توحید بودن عمل به توحید، فرکانس و کنترل ذهن همان قصه نماز خوندن که من فکر می کنم دارم نماز می خوانم اماجای دیگه سِیر می کنم

    فکر می کنم توی سایتم روی خودم دارم کار می کنم اما درگیر ……

    بعد میگم چرا نتایج برای من لاک پشت وار می اد.

    و جمله پایانیم وقتی پی می بریم چقدر ما نعمت داشتیم و سپاسگزاری نبودیم توجه بهشون نکردیم افسوس می خوریم و ومتوجه میشیم که مسائل چقدر اینقدر پوچ هستند وقتی که که از دور از بیرون بهش نگاه کنیم. وقتی که متوجه می شویم که فرصت ها زندگی ما و یا فرصت ما تمام شده است اما قبل از اینکه به این مرحله برسیم بهتر بهش برسیم..

    خدایا شــــکرت بابت این آگاهی هاا

    استاد جان بی نهایت ازتون سپاسگزارم.

    درپناه الله مهربان.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  6. -
    الهه السادات میرمحمدی گفته:
    مدت عضویت: 2547 روز

    به نام خدای قشنگ

    استاد عزیز سلام

    من بعد از فایل شما و دیدن انیمیشن، توو ذهنم این سوال ایجاد شد که غرور از کجا میاد و چی میشه که ماها مغرور میشیم

    و امروز که کامنت سید علی خوشدل رو خوندم فهمیدم غرور از عدم عزت نفس میاد

    زمانی ما مغرور میشیم که میخوایم توجه و تایید دیگران رو با موفقیت ها و خونه و ماشین و موبایلمون جلب کنیم.

    وقتی این کارو میکنیم که یادمون میره این ماییم که ارزشمندیم نه دارایی یا حساب بانکی و….

    و چیزی که من توو فایلهای شما دیدم این بوده، اینکه شما از ثروت تون لذت میبرید و انقدررر عزت نفس دارید که دنبال نشون دادن ثروت تون به بقیه نیستید و اصلا لذتی از این کار نمی برید.

    به خاطر همینه که ادم وقتی فایلهای شما رو میبینه اصلا حس غرور نمیکنه و کاملا متوجه فروتنی و تواضع و آزادی و لذت شما میشه. چون شما انقدررررر روی توحید و عزت نفس تون کار کردید که ذره ای احساس نیاز نمیکنید که ثروت تونو به رخ بکشید یا ابزاری باشه برای جلب توجه

    و دیدم که من تووی زمینه چقدر باید کار کنم روی خودم روی توحیدعملی و عزت نفسم.

    استاد ممنون از شما بابت این فایلای قشنگ

    :)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      حمید رضا نارنجی ثانی گفته:
      مدت عضویت: 2230 روز

      سلام به الهه عزیز

      کامنت شما چقدر تاثیر گزار بود

      وقتی بجای خودت و خدای خودت قدرتو میدی به خونه و ماشین و …. یعنی داری فریاد میزنی من که ارزشی ندارم این خونه این ماشین این ساعت این گوشی این دفتر کار و …. ارزشمنده و دنیا هم بهت ثابت میکنه که آره تو بی ارزشی و همین واکنشی بهت نشون میده.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    پروانه کاکویی گفته:
    مدت عضویت: 1528 روز

    سلام به استاد و خانم شایسته و بچهای سایت

    {تصمیم گرفتم نکاتی که نت برداری میکنم رو به صورت کامنت هم بنویسم

    که توالی کامنت ها توی پروفایلم نقشه ی راهی باشه که اومدم.}

    اولین نکته که مهمترین نکته ی صحبت های استاد بود این بود

    که

    ادمیزاد اگر فقط به عقل خودش تکیه کنه

    هدایت و راهنمایی و کمک های خدا درعین اینکه ازشون استفاده

    میکنه ,رو فراموش میکنه.

    و این چقدرمیتونه تو مسیر اشتباه بندازتش.

    این تو وجودخیلی از ادماست که اگر اگاه به هدایت همیشگی خدانباشن به خودشون غره میشن

    و کردیت و اعتبار همه ی دستاوردهاو نعمت های خدارو به خودشون میدن.

    خودمن هم دراکثر مواقع همین فکراشتباه رو دارم

    و هیوچ وقت فکرنکرده بودم بهش.

    این موضوع باعث شده که من وقتی نیاز به کمک و راهنمایی دارم ,اولین نفر خدا نمیاد تو ذهنم

    توموقعیت های سخت ازش کمک نمیخوام و فقط روی خودم حساب میکنم

    یا به قول استاد شرک میورزم و قدرت رو به همه میدم غیراز خدا.

    نویسنده این سناریو به خوبی درک کرده بود که ادما هرچی توزندگیشون دارن

    بخاطر افکار باورها و فرکانس هاییه که به جهان هستی ارسال میکنن.دنیا ایینه ی باورهای ماست.

    هرچی که داریم و هرچی که نداریم بخاطر فکر و باوریه که حاکم بر ذهن ماست.

    این مفهوم واقعی خالق زندگی خود بودنه.

    به اشتباه از بچگی تقدیر و سرنوشت رو برای ما پررنگ میکنن .(درصورتی که همه ی بخشهای زندگی یه ادم اگر باورهاشو تغییر بده به باورهای مناسب ,میتونن صدو هشتاددرجه عوض شن.)

    اگرباورهای مناسبی بسازیم میتونیم زندگی رو اون جوری تجربه کنیم که میخوایم.

    این قانون خداست و قوانین خدا بی تغییرند.

    کلید اموزه های استاد به نظر من اینه:

    {{{{احساس خوب =اتفاقات خوب}}}}

    ادم ها میتونن مثل کاراکترسگ توی انیمیشن,

    خوش بین باشن و به چیزهای خوب و مثبت توجه و فکرکنن

    تا همه چیز براشون اسونتر بشه (خداوند اسونشون کنه برای اسانی ها )

    و میتونن برعکس این عمل کنن

    و دنیا بهشون نشون بده که باورها و افکارشون درسته.

    مرسی که وقت گذاشتید و کامنتمو خوندید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  8. -
    شهین سیف اللهی خیاوی گفته:
    مدت عضویت: 1327 روز

    به نام خداوند بخشنده بخشایشگرِمن

    سلام استاد عزیز و خانم شایسته مهربان

    سلام به همه ی اعضای خوب و نازنین

    استاد درست یک ماه پیش من این قسمت از انیمیشن گربه چکمه پوش رو بواسطه ی پسر کوچکم که مثلا نگا می‌کرد تماشاکردم البته چون از شبکه ماهواره ای تماشامیکردم دوبله ی خوبی نداشت واسه همین بعضی قسمتها و مکالمه هاش رو مثل شما تحلیل نکردم ولی واقعا تحسینتون میکنم که یک انیمیشن رو که من خودم برای لذت بردن سطحی نگاه میکنم ولی شماها نگاهتون خیلی خاص و عالی هست واقعا آفرین، و خودم رو هم تحسین میکنم که با شما اشناشدم و هربار چیزهای جالب و مفیدی ازتون یادمیگیرم خدایا سپاسگذارم.

    درمورد انیمیشن واقعا گذراز لذتی که داشت من هم تاحدودی دربارش فکرکردم اون قسمتهاش که سگ و دوست گربه اش با نقشه رفتن دنبال ستاره واقعا منم درک کردم درون انسان هرطور باشه فکرش قلبش ، تو مسیری که میرن تاثیرمیذاره سخت بگیری سخت و سنگلاخ میشه، آرام باشی و آسون بگیری مثل آب روون میشه، استاد عزیز خیلی خوشحالم که از وقتی باشما آشناشدم روحیاتم خیلی فرق کرده به خودم سخت نمیگیرم قلبم روحم ذهنم رو آروم میکنم و خداروشکر که درارامش و امنیت و خوشی که خودم با ایمان به خدای مهربانم بدست می‌آورم در مسیر زندگی قدم برمیدارم. خدایا سپاسگذارم

    برای همه ی انسانها آرامش امنیت سلامتی سعادت و ثروت از درگاه خداوند سخاوتمند خواستارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  9. -
    محمد اردشیری گفته:
    مدت عضویت: 1731 روز

    وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ

    متکبرانه روی از مردم برمگردان، و در زمین با ناز و غرور راه مرو، همانا خدا هیچ خودپسند فخرفروش را دوست ندارد.

    به نام خداوندبخشنده ومهربان

    سلام به استادخوش قلب ومهربونم سلام به خانم شایسته ی شایسته

    سلام به همه ی دوستان همفرکانس وهم خانواده ایم

    چه موضوع خوب وعالی استادجان،دقیقابه اندازه یه دوره درس داشت ورونمایی ازپاشنه آشیل هایی که مانمیتونستیم شناساییش کنیم

    استاداین غرورواقعامثل شرک ورزیدن یه جاهایی مخفیه اصن نمیتونی شناساییش کنی تااینکه یه تلنگری بهت بخوره وبفهمی که ای دادمن اینجاغرورداشتم من اینجامنیت داشتم

    این فایل دقیقامنوهدایت کردکه رورفتارام دقت بیشتری کنم واولین درسی که بهم دادغرورومنیت روبزارم کنار،غرورومنیتی که ازنظرخودم وجودنداشته من یه آدم خاکی وکوچیک مجازم ولی الان که ریزترشدم دیدم نه همین تصورخاکی بودنمم ازغرورمیومدوالان میفهمم که چه جاهایی غرورداشتم چه جاهایی کاری برام انجام شده خداروشکرکردم ولی پیش خودم میگفتم خوب شدفلان کاروکردم که نتیجش این شدوناخودآگاه اعتبارشوبه خودم دادم بخاطرغرورم وکم کم این رفتارادرمن نهادینه شده بودن بدون اینکه خودم بفهمم دارم چی سرخودم میارم

    من ازوقتی باشمااستادآشناشدم خب خیلی اطرافم خلوت ترشده یعنی خیلیاشوخودم فاصله گرفتم چون ورودی صحیحی ازشون نداشتم وترجیحم این بودتودایره شون نباشم ولی خب بعضیاهم یه جورایی دیدخوبی نسبت به من نداشتن البته ازنظرمن این بوده ونمیدونم شایدغرورمن داشتم همون منیت که من بیشترمیدونم من آگاهیم بالاتره من چارتاکتاب بیشترخوندم و…..همه ایناباعث شده بودن که یه غروردرونم شکل بگیره والان تونستم اینوشناسایی کنم وخداوندروهزاران بارشاکرم که هدایت شدم

    درس دومی که این فایل به من داده ودرکل یکی ازپایه های اصلی آموزه های شماست همون دیدن دنیاازدریچه ی خوب ومثبته واینکه ماباباورهامون اتفاقاتورقم میزنیم وبارهاتجربه کردیمش

    واقعاانسان فراموشکاره

    وجوددائم دراین سایت واین مسیرباعث این میشه ک ماهروقت فراموش کنیم که توجه به زیباییهاکنیم بایه فایل هدایت میشیم‌وبازبرمیگردیم به مسیروچقدخوبه که این سایت هست شماهستیدوخداوندبزرگ داره همه مون روتویه مسیرهدایت میکنه

    ودرس بعدی این بودکه من همین یه جون رودارم اززندگیم لذت ببرم ازین چیزایی که دارم لذت ببرم ازاحساس خوبی که وجودداره داشته هایی که هستن بابتشون سپاسگذارباشم وباحال خوبم ادامه بدم

    استادازنظرمن دیدگاههای سنتی که ازگذشتگان مابهمون رسیده بخاطراین همیشه باورهای مخربی داشتیم وخیلیاهنوزم دارن که دیدگاهشون اینه دوتاجون دارن واگه اینجاذلالت بکشن سختی بکشن اون دنیامیتونن بجاش لذت ببرن وتوبهشت باشن وازنعمتهای بهشتی استفاده کنن درحالی که این جونی که خدابهشون داده روبراش ارزشی قاعل نمیشن وبایه سری باورهاتباهش میکنن

    خب بارهاهمه مون ایجورآدمارودیدیم‌وخودمونم قبل ازین آگاهی هاوهدایت هاکم وبیش ازین دیدگاههاداشتیم واین باعث شده بودکه بخودمون بگیم ثروت اخه وفلان پولداردزده خلافکاره کلاهبرداره وبه قضاوت رفتیم ایناهمش فرعه وبایدبه اصل بپردازیم واصل لذت بردن اززیباییهای مسیره نه حاشیه ها،اصل اینه که من کیم وچطورمیتونم روزبه روزبهتربشم روزبروزتوحیدی تربشم روزبروزباتوکل به خدای بزرگم قوت قلب بیشتری داشته باشم

    من بایدحالموخوب نگه دارم تومسیرباشم ازمسیرلذت ببرم بابت خانواده خوب آدمای خوبی که توزندگیم هستن ایناهمه روزی هستن که خدابرای من فرستاده ووقتی حالت خوب باشه همه اتفاقای خوب برات میفته وبارهابراهمه مون اتفاق افتاده که هروقت باتمام وجودحالمون خوب بوده آدمای خوب اومدن تومسیرزندگیمون اتفاقای خوب افتاده

    بعدمیببنیم نقشه ی زندگی مامثل سگ داستان ماچقدزیباوجذابه میبینیم که تضادهامثل گلهای داستان چطوربرامون راهوبازمیکنن وماروهل میدن به پله ی بعدی

    استادموضوع خوبی اشاره کردیددرموردترس سگها،واقعاهمیشه ازقدیم میگفتن که سگ‌ترستواحساس میکنه وبه مامیگفتن هروقت سگ افتاددنبالت بشین دیگه برمیگرده حالااحتمالافلسفه اش این بوده که یعنی میخای سنگ برداری یاچیزی که باهاش بزنیش وهمیشه همینجورجواب داده ومن بارهاامتحان کردم هروقت ترسیدم دقیقاسگ وحشی ترشده وچقدزیباشمامقایسش کردیدباترسهامون که واقعاجهان ترس مارومتوجه میشه وهرجاترس داشتیم دقیقاهمون چیزی که ازش میترسیدیم اتفاق افتاده وتاوقتی پاروی ترسهامون نزاشتیم به نتیجه مطلوب نرسیدیم واین فایل شهامت بیشتری به من دادکه این روزهادارم روترسهام کارمیکنم تاتمرین قدم اولمومحکم تر انجام بدم

    استادعزیزم وخانم شایسته ی مهربون ازتون بسیارسپاسگذارم بابت این درسهای آموزنده بابت این همه حسن نیتتون بابت این عشقی که به همه ی مادارید.

    خدای خوب ومهربونم هزاران بارسپاسگذارم که باهمه ی غروری که ندانسته داشتم میبخشی وعاجزانه طلب هدایت دارم

    پروردگاراهمه ی مارابه راه راست به راه آنان که نعمت داده ای نه آنان که غضب کرده ای هدایت کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  10. -
    نازنین خشنود گفته:
    مدت عضویت: 1674 روز

    سلام استاد عزیزم سلام مریم جانم سپاسگزارم از شما بنده های خوب خداوند واقعاً این فایل پر از آگاهی‌های ناب خالص و عالی بود نمیدوووووونم چطور از خداوند سپاسگزاری کنم ک انقدر چشم منو باز کرددده گوش های منو شنوا کرد

    چقدرررر احتیاج داشتم ب این حرف هاااا

    راستش من تا همین یک ساعت پیش که این فایلو گوش بدم همیشه به خودم سخت می‌گرفتم زندگی رو با آدما ارتباط برقرار نمی‌کردم بهشون عشق نمی‌دادم سر اینکه می‌گفتم من باید سریع برم به کارهای خودم و هدف خودم برسم و و حتی خودم را از هم صحبتی با خانواده‌ام هم محروم کرده بودم با این توجیه که اون‌ها قانون رو نمی‌دونن اون‌ها هیچی از زندگی کردن نمی‌دونن و منی که قانون رو می‌دونم نباید وقت خودم رو کنار اون ها تلف کنم

    در صورت اینکه آغوش مادر وقت تلف کردن نیست

    بغل کردن دختر یک ساله‌ای که کلی انرژی و شور و هیجان توی خونمون آورده وقت تلف کردن نیست

    صحبت کردن و گفتن و خندیدن با خواهرهام وقت تلف کردن نیست

    گفتن یک خوش آمد و سلام و احوالپرسی و احساس خوب دادن به فردی که سال‌ها به خونمون نیومده بود و حالا مهمونمون شده وقت تلف کردن نیست

    کمک کردن به مادرم توی چیدن یک سفره صبحانه وقت تلف کردن نیست

    صحبت کردن راجع به نکات مثبت زندگی و لذت بردن و خوش و بش کردن با دوست پسرم وقت تلف کردن نیست

    تماشا کردن رئالیتی شویی که برای اومدن فصل جدیدش ذوق و شوق داشتم وقت تلف کردن نیست

    کنار خانوادم نشستن و با لذت صبحانه خوردن وقت تلف کردن نیست

    می‌دونید استاد من همیشه از یک طرف بوم میفتم

    اونقدر کمالگرا هستم که وقتی برای خودم هدفی رو انتخاب می‌کنم حتی اگر یک دقیقه (واقعاً بدون اغرار حتی اگر یک دقیقه )وقتم را به چیزی به جز اون اختصاص بدم از خودم ناراضی و ناخشنودم

    و توجیهمم اینه ک من قانون تمرکز لیزری رو میدونم

    اما یکی نیست بگه دختر خوبم نازیی خانومم

    ایا قانون احساس خوب اتفاقات خوبم میدونی؟

    قانون احساس بد اتفاقات بدم میدونی؟

    میدونی ک باید هرلحظه سپاسگزار باشی و روی نکات مثبت تمرکز کنی ؟

    میدونی ک احساس گناه بعد از خوردن 200کالری اضافه ی غذا چ فرکااااانس مخربی رو ارسال میکنه؟

    یا داری ادای اونایی ک ب قانون عمل میکننو درمیاری ؟

    من همیشه باتوجیهات مضخرف خودمو از ادما دور میکردم ازوجودشون از برکتشون

    اماحالا نگاه جامع تری ب زندگی دارم وامیدوارم خداوند منو هدایت کنه ک بتونم این اگاهی هارو واقعا در عمل اجرا کنم ن فقط این حرفا در قالب یک کامنت باشه

    میدونین استاد الان ک دارم فکر میکنم میخوام مث اون سگه زندگی کنم

    چقدرررر ذوق کردم و اشک ریختم واسه اون تیکه ی ک مریم جون توضیح داد ک خونواده ی اون سگه میخواستن برای همیشه خودشونو از شر اون سگه خلاص کنن

    اما نگاه اون سگ چقدررر زیبا بود

    زندگی رو سخت نمیگرفت

    گفت اسان گیرکارها کز روی طبع سخت میگیرد جهان برمردمان سخت کوش

    سگی ک مهربون بود و خوش بین و همه چیز رو زیبا میدید مسیر خواستش هم زیبا و لذت بخش بود خداااای من چقدر قشنگ چقدرررر احتیاج داشتم بهش

    وحتی اگر همین یدونه اگاهی رو در زندگیم اجرا کنم

    کلیییییییی جلو تر هستم و زندگی سراسر بهشته

    ممنون استاد جان کلی حرف دیگه دارم ک بخودم گفتم بجای اینکه اینجا بنویسم الان برم بهشون

    عمل کنم کنار خانوادم و لذت ببرم

    دوستتون دارم هم شمارو هم مریم خانم قشنگموووو

    دختر کرمانیییی زیبایی ک همشهری خودمه

    عاشقتونم

    درپناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای: