درس‌هایی از انیمیشن گربه چکمه پوش - صفحه 23 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

813 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    نرجس گفته:
    مدت عضویت: 1539 روز

    سلام، به روی ماه همه.

    دیشب رفتم این انیمیشن رو دیدم،

    به این فکر میکردم که چقدر استاد عمقی نگاه کرد به این کارتون که اگر من بودم فکر نمیکنم میفهمیدم،

    که مثلا اون سگه بخاطر رویکرد مثبت اندیشی راه براش اسون شده بود،

    که بنظرم همه نکته هایی دیگه یه طرف همین نکته سگه یه طرف ،

    شاید این یه کارتون باشه و بعضی ها بگن تخیلات هست، اما برای من انگار اون سگه الگو خوشبینی شد، انگار کاملا واقعا بود، که در این حد وقتی خانوادت حتی ترد ت کردن باز هم یه طور ببینم که بقول خود سگه از مسیر لذت ببر.

    خیلی لذت بردم، حس خوبیه در این بین استاد کتاب و یا کارتون یا فیلم هایی که مورد تایید شون هست رو به ما معرفی کنن، حس خوبیه،

    از طرفی هم انگار کلی ذوق داره میگم خدای من عزیزم، استاد هم این فیلم رو دیده. یا این کتابو خونده.

    تحسین میکنم این همه نکته بینی استاد رو، که کاملا مشخصه در همه چیز اینطور نکته بین هستن، بقول خودشون به دنبال قانون هستن.

    خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      غزل عطائی گفته:
      مدت عضویت: 2651 روز

      سلام به نرجس جان عزیزم.

      تاحالا کسی رو با این نام زیبا مورد خطاب قرار نداده بودم و ازین بابت خوشحال و سپاسگزارم.

      شما خیلی نام زیبایی دارید .سلیقه خودتون و خانوادتون رو تحسین میکنم‌

      دومین تحسینم از بابت اینه که چقدر سرییع رفتین و انیمیشن رو تماشا کردین. عملگرا بودنتون رو تحسین میکنم. چقدر این رفتار شما خوبه که کارارو پشت گوش نمیندازید . خداروشکر که در مدار خوندن کامنتتون قرار گرفتم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        نرجس گفته:
        مدت عضویت: 1539 روز

        سلاام دوست عزیزم، متشکرم که یاداور شدی نامم رو هم خودم انتخاب کردم، من انتخاب کردم نیمه شعبان به دنیا بیام، به همین واسطه نشونه ای شد برای خانواده ام که نامم رو نرجس بذارند.

        گفتید خداروشکر در مدار خوندن کامنت من قرار گرفتید،

        برام تلنگری بود که هیچ چیز اتفاقی نیست حتی خوندن کامنت، همه اش به اعتبار خداست. و باید تشکر کنم و جهت دهی خدارو درک کنم.

        دوست عزیز من هم هدایت شدم به خوندن پروفایل شما، کاملا اتفاقی دستم خورد روی نام شما،

        من هم از خدا وند بسیااااار سپاسگزارم که بابت پروفایل شما، به این جهت که نشونه ای بود برای من، نشونه ای در جهت داشتن خانواده ای منسجم در جهت خدا، و این خدا یعنی همه چی، عشق ثروت سعادت شادی و و و،

        در جهت خواسته ای قلبی من بود من هم بسیار بسیار مشتاق هستم روزی با همسر و فرزندانم بشینیم عباس منشن گوش بدیم و کلی نکته های مثبت ببینیم بگیم و بشنویم، کلی خدا خونه بشیم.

        در پروفایل شما، نوشتید معجزات بزرگ و کوچیک، خیییییییلی قشنگ میشه جای بزرگ و کوچیک حذف بشه، بنظرم این ذهن ماست که داره ارزش انجام مارهای خدارو پایین میاره، همش ارزشمند هستند، قشنگ تر بگیم سوپرایز خدا،

        خییییییلی لذت بردم از نتایجی که گرفتید، خدارو وووووو هزار هزار مرتبه شکر، با کسی ازدواج کردید که هم جهت هستید، خدارو هزار مرتبه شکر، ان شالله ساعتها و ساعتها لذت ببرید از گوش دادن به صدای استاد ، عشق کنی وقتی هایی که شما متوجه نکته ای نشدی ولی همسرت متوجه شده و بهت میگه، بنظرم خیلی میتونی عشق خدارو کنی که همسری داده در جهت خدا شناسی،

        بقول استاد خیر دنیا و اخرت رو ببینید.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
        • -
          غزل عطائی گفته:
          مدت عضویت: 2651 روز

          به نام خدای بزرگ و شکست ناپذیرم .

          سلام به دوست ارزشمندم نرجس بانو .

          خیلی خیلی ممنونم به خاطر اینکه در پاسخ پیامم به شما ، برام نوشتین ‌. خیلی از نوع نگاهتون لذت بردم.

          سپاسگزارم به خاطر تحسینتون .

          در پاسخ به آرزوی زیبایی که برای من داشتین و من خیلی ممنون و سپاسگزارم به خاطر محبتتون ،دوست داشتم براتون بنویسم .

          اتفاقا همسرم اصلا اهل قانون و اجرای قانون به این شکل نیست و حتی اصلا استاد رو قبول نداره و گاها به من متذکر میشه که حواست باشه هاااا :)))))

          من اوایل تمام فکر و آرزوم این بود که چقدر خوب میشد که ایشون هم به این قوانینی که من اینجا یاد گرفتم پایبند باشه و باهم پیش بریم، تا این که در نهایت خودم به درک عمیقتری در این باره رسیدم ‌.

          این که فقط یک راه برای درک بهتر جهان هستی وجود نداره و خدا همه آدمهارو خیلی ویژه هدایت میکنه و حتی درک بالایی بهشون میده طوری که اون درک میتونه بهشون در داشتن زندگی عالیتر کمک کنه. و من باید پذیرای هر مسیر جدیدی باشم که منو به انسان بهتری تبدیل میکنه و و تغییر ندم جهان بیرونمو.

          شاید آدمایی که هم اندیشه ما نیستن هم مطالب ارزشمندی برای یاد دادن بهمون داشته باشن …

          خداوند از بینهایت راه مارو هدایت میکنه.

          در نهایت باید بگم که خوندن پیامنون خیلی دلچسب و لذتبخش بود برام و ازتون خیلی ممنونم .

          عاشقتونم . در پناه خدای جان باشید .

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    Maryam گفته:
    مدت عضویت: 1674 روز

    سلامم به استاد عزیزم امیدوارم حالتون عالی باشه

    انیمیشن خیلی قشنگیه من خودم قسمت های قبلشو دیدم و واقعا تحسین میکنم دیدگاهتون رو واینکه چقدر رفتار جناب سگ حس خوبی داشت و یجورایی بهت امیدمیداد واقعا حس آرامش داشت برام .

    اینکه نقشه به دست هرکدوم بود اون باغ تغییر میکرد و متناسب با فکر و باور اونا میشد خیلی جالب بود و اینو میشه به قرآن و دنیا تشبیه کرد ک کتاب همونه و نوشته ها هم همون و همه در یک دنیا زندگی میکنیم ولی هرکی متناسب با فکرو باور و ظرف خودش اونو میبینه و میفهمه و دیدگاها متفاوته و این انیمیشن این واقعیت رو برام آشکار کرد و کلی درس های دیگه و واقعا سرشار از امید بود برام.

    مرسی واقعا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    محمدصادق بهادری گفته:
    مدت عضویت: 999 روز

    سلام استاد عزیز واقعا توضیحاتتون بی‌نظیر بود از اینکه ما اگه بتوانیم در هر شرایطی حال خودمان را خوب و احساسمان را به طور واقعی از درون خوب نگه داریم واقعا مسیر پیش رویمان درست میشه از حاشیه دور میشه و به جاهای خوبی میرسه اگه در مسیر هدف بزرگمان به طور متداوم قدم های کوچیک برداریم و تکامل رسیدن به اون خواسته رو طی کنیم وااااقعا هم از مسیر لذت میبریم و هم به خواسته فوق‌العاده ارزشمندمون می‌رسیم جا داره من یه کارتون بسیار عالی و فوق‌العاده مهاجرت migration را معرفی کنم که در سال 2023 تولید شده و در این کارتون هم بنظرم بسسسسسیار باور فراوانی و جسارت داشتن در انجام کار ها رو نشون میده و وقتی تو واقعا تغیییر میکنی جهان هم به خدمت تو درمیاد و به قول خودتون جهان کرنش میکه واقعا وقتی داشتم توضیحاتتون رو گوش میدادم و توجه میکردم که چجوری این کارتون گربه چکمه پوش رو تحلیل میکردید دقیقا من داشتم کارتون مهاجرت رو میدیدم و بعد از اتمام تحلیل شما نشستم وقت گذاشتم و دوباره کارتونی رو که دیدم تحلیل کردم واقعا از زاویه خوب دیدن کار آسونی نیست ولی اگه متعهد بشیم که این کار رو بکنیم وااااقعا جهان جای فوق‌العاده زیبایی میشه و باز هم تشکر میکنم از استاد عزیزم که با تحلیل کارتون به این قشنگی به ما یادآوری میکنه که باید در هر لحظه از زندگی فقط خودمان هواسمان به کنترل ذهنمان باشه ونه هیچ کس دیگری چون این وظیفه ماست که بتوانیم حال خودمان را خوب نگه داریم نه هیچ کس دیگری

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    بابک چالاکی گفته:
    مدت عضویت: 3800 روز

    سلام به شما استاد نازنینم

    سلام به مریم خانوم خوش قلب

    سلام به خاص ترین دوستان زندگیم

    من دیشب با داداشم نشستیم این انیمیشن رو نگاه کردیم و من بارها حین دیدن این انیمیشن چشمام اشکی شد

    چون یادم بود که شما راجع به این انمیشن فایل گذاشتید و صحبت کردید منم با یه نگاه عمیق تری این انیمیشن رو دیدم

    از همون ثانیه اول دیدم که گربه چقدر برای خودش ارزش قائله و به طبع مردم هم براش ذوق میکنن. به میزانی که ما برای خودمون ارزش قایل باشیم دیگران هم برای ما ارزش قائلن و ذوق میکنن

    دیدم که در لحظه اوج احساسی گربه، یهو با یه ضربه محکمی انیمیشن ساکت شد و همه چیز انگار قطع شد به یکباره. داداشم گفت : چه یهو… (منظورش شوکه کننده بود)

    درست در لحظاتی که من تو زندگیم مغرور شدم، نشانه های کوچکی برام اومده و ندیدم، نشانه بعدی بزرگتر، من ندیدم و انقدر ندیدم و نفهمیدم که یهو جهان با یه پتک کوبیده تو سرم بلکه بیدار شم و از اسب غرورم پیاده شم

    این درسش برای من حیلی قشنگه. در زمینه عمل به قوانین. نوشتم و تمارین و کار کردن روی ذهنم. رعایت قانون سلامتی. اعراض از نازیبایی ها و با توجه اگاهانه و عمدی و عادت سازی برای دیدن خواسته ها.

    جهان با کسی تعارف نداره. خداوند پسر خاله من نیست که من هر جهلی رو انجام بدم و برای من تبصره قائل بشه. هر زمانی من یادم بره که بندگی الله رو کنم و دنبال روی انسان ها یا هرچیزی غیر خداوند باشم، دارم از مسیر خارج میشم. آسان میشم برای سختی ها.

    مفهوم قشنگ دیگری که دیدم تو این انیمیشن این بود که اگر من در مدار زیبایی ها باشم، این فقط برای من زیباست و هر کسی که در مدار پایین تری از من باشه، نمیتونه لذت ببره و همونایی که برای من زیبایی و آرامش بهمراه داره، برای دیگرانی که در مدار زیبایی ها نیستن رنج آور و سخت و ناخوشاینده. پس من نباید سعی کنم دیگران رو متقاعد کنم. حتی نباید ازین موضوع تعجب کنم اگر کسی آرامش من رو توهم به حساب میاره. یا اگر من جایی ذهنم داره زیبایی های حقیقی زندگی دیگران رو میبینه نباید انکارشون کنم صرف اینکه برای من غیر منطقیه. گربه ها تو اون صحنه به دو دلیل زیبایی مسیر سگ رو پذیرفتن که من باید یاد بگیرم:

    1. باورپذیر شدن به وسیله دیدن و تایید کردن

    2. با دیدن آرامش دیگران، تسلیم شدن و از خر شیطون پایین اومدن.

    درس دیگه ای که گرفتم این بود که زمانی که گربه فهمید که آسیب پذیر و فانی شونده است، شروع کرد به جنگیدن واقعی. جهاد اکبر. پذیرفتن اینکه غرور براش خطرناکه، هیچ چیزی در این جهان پایدار نیست و با غرور و ترس نمیشه تمام ابعاد زندگی رو تجربه کرد. عوض اینکه رو زندگی ایراد بذاریم که چرا اونطوری نیست که ما میخوایم، بپذیریم که باید قوانینشو یاد بگیریم و با قوانین تغییر ناپذیر جهان بازی کنیم و تو این قوانین استاد بشیم. اون موقع آسان میشیم برای آسانی ها. اون موقع دست به خاک میزنیم طلا میشه. اون موقع خداوند با همزمانی هاش مارو در بهترین زمان در بهترین مکان قرار میده.

    حتی به جای اعتبار دادن به خودمون ، اعتبار رو بدیم به خداوند، خواهیم دید که همه چیز و همه کس عاشق ما میشن و این اعتبار دادن به خداوند و سپاسگزاری ازش خداوند تنها و بهترین ضمانت برای افزایش نعمت هاست و آسان شدن برای آسانی ها و زیبایی ها.

    درس های زیادی برای حرف زدن هست، تو این انیمیشن که نتیجه عمل به الهامات تمام اعضای سازنده اشه.

    خداوندا هدایتم کن تا همواره بندگیتو کنم و با اولین نشانه ها تسلیم بشم و هدایت بشم به مدار های بالاتر. خدایاشکرت

    استادعزیزم ممنونم که انقدر برای خودت و این وبسایت الهی و همکلاسی هام ارزش قائلی و بهترین آثار الهی و الهامی خودت رو با ما به اشتراک میذاری.

    در پناه الله باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    زهرا محمد خانی گفته:
    مدت عضویت: 1232 روز

    سلام استاد و مریم جان

    فیلمشو گرفتم و دیدم خیلی خفن بود کلی لذت بردم

    خودمو چقد به فکر برد که کلن من 10تا ارزوم چیه یا بیشتر خونه ماشین سلامتی رابطه عاطفی خوب دوستای خوب دیگه ارامش که بیشترشونو دارم و میتونم از لحظات زندگیم کلی لذت ببرم کلی عشق کنم کای کارا کلی فرصتا هس برای لذت بردن کلی انرژی گرفتم از این انیمیشن خداجون شکرت اخیش

    سگه خیلی با مزه بود شخصیتش خیلی کاراش عین قانون بود منم همینو میخام

    راحت ترییین کارا لذت بخش ترین کارهارو داشت

    خیلی شجاع بود از چیزی نمیترسید کلی ارزوش رنگی رنگی بود ینی فک کنم تو نقشه همه چیش اسون لذت بخش بود من عاشق اسونیم عاشق زیبایی عاشق سپاس گزاری عاشق حس و حاله خوبم شکرررت خداجون هر لحظه کنارمی حواست بهم حس و برام میخای کلی لذت ببرم شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  6. -
    یداله رحمانی قورتانی گفته:
    مدت عضویت: 1292 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام استاد عزیزم و مریم خانم و تمام همسفران و دوستان دوست داشتنی که از خوندن کامنتاتون لذت میبرم و کیف میکنم واقعا از تک تک دوستان و استاد که این محیط را ایجاد کرده سپاسگزارم و خدا را شکر که هدایت شدم به همچین جایی

    وقتی عنوان فایلا دیدم حال کردم چون من به شخصه عاشق کارتون بودم از بچگی گرفته تا الان که 32سالمه و دقیقا از پارسال که تلویزیون را گذاشتم کنار بازم اگه جایی کارتون بود می‌دیدم و مثل شما استاد می‌گشتم تو فیلم دنبال نکاتی که بهم حال خوب بده آخه در کل من با انیمیشن حال میکنم و این کارتون هم دیده بودم و من عاشق او سگ بودم و دقیقا مثل مریم خانوم اونجایی که فقط اون نقشه براش راحت بود مونده بودم که چقدر احساس خوب مهم یا مثلاً همون جا که گل ها به اونا حمله میکردند و فقط با اون کار نداشتند چقدر نکته داره چقدر درس داره واقعا یا دقیقا چند روز پیش بود که تو ذهنم یک سری نجواها بود و نمی‌تونستم کنترلش کنم عصر که رفتم خونه کارتون پوریا ولی داشت من عاشق این کارتون هم هستم واقعا خیلی درس داره بهتون پیشنهاد میکنم حتما ببینید دقیقا همون روز داشت نشون میداد که یکی از یارای پوریا هم نجوا اومده بود سراغش خیلی قشنگ بود که با هم جنگیدند کشتی گرفتن و در آخر به لطف خدا تونست بر اون افکار منفی پیروز بشه و نشون میداد فقط باید تلاش کنی،هر بار که یک قسمت از این کارتونا میبینم فقط درس و نکته داره برام و همیشه به خانومم میگم که ببین چقدر این نکته را جالب و آموزنده هستش برای ما و لذت میبرم،قبلا میگفتم کارتونم نباید ببینم ولی امروز گفتم چقدر عالی که منم با دیدن کارتونا هم لذت میبرم و هم نکات اموزندشا بلد میکنم هر کارتونی که دیدم ی نکته برام داشته و همیشه به خانومم گفتم،انگار دوست دارم همیشه بچه باشم یه خصوص از وقتی پدر شدم که بیشتر لذت میبرم بیشتر با پسرم بازی میکنم البته که من بیشتر از پسرم از بازی کردن لذت میبرم و حال میکنم خدا شاهده که اینقدر من از ی بچه 2/5سال درس میگیرم که حد نداره اینکه اینقدر خودشان دوست داره می‌ره جلو آینه و ملی با خودش حرف میزنم و میگه و می‌خنده اینکه اصلا نگران هیچی نیست هر جور ولش کنی می‌ره بیرون و هزاران هزار درس که من ازش میگیرم و به خودم میگم اصل زندگی کردن مثل اینه و جالب ما میگیم چرا اینجوریه باید مثل ما باشه،یا وقتی حس و حالم خوبه انگار می‌فهمه اینقدر بهم حال میده که حد نداره اگه بخوام بگم که باید ساعت ها بگم اونا که بچه دارند اگه دقت کنند میفهمند و اونایی که ندارند انشالله که پدر و مادر باشند و لذت ببرند و حال کنند،دقیقا وقتی میخواد ی کاری بکنه اینقدر تلاش می‌کنه تا انجامش بده،و از وقتی این چیزا را درک کردم خیلی بیشتر با هم در صلح هستیم،و اونجایی که در مورد ترس گفتید من دقیقا اون تجربه را داشتم آخه من قبلاً خیلی از یک میترسیدم و پارسال وقتی دوره عزت نفس را شروع کردم و قانون سلامتی صبحا پیاده میرفتم سرکار نزدیک 7کیلومتر اونم وسط بیابون،اولش میترسیدم آخه بیابون پر از سگ های ولگرد بود اولین بار وقتی داشتم میرفتم یهو دیدم ی گله سگ به طرف من دویدن و پارس میکردم منم ی لحظه ترسیدم ولی گفتم برگی هم بدون اذن خدا از درخت نمیفته و خدا حافظ منه و دقیقا تا نزدیک من اومدند و کاریم نداشتند و از اون به بعد دیگه ترسم کمتر شد چون دیدم وقتی نترسم و فرار نکنم اصلا کاری به آدم ندارند،واقعا عاشقتونم استاد که هر فایلی که میذارید دقیقا همون چیزیه که میخواستم بشنوم،واقعا ازتون ممنونم،خیلی خوشحالم خیلی حسم خوبه و مطمنم امروز کلی اتفاق قشنگ و عالی برام میفته،واقعا مطمنم،امشب حتما میام زیر این کامنت بنویسم تا مطمنم بشم که صد در صد پشت احساس خوب اتفاقات خوبه،صد در صد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      یداله رحمانی قورتانی گفته:
      مدت عضویت: 1292 روز

      سلااااام

      وااااای که دیروز چه روز فوق‌العاده ای بود و چقدر لذت بردم

      وقتی مغازه سرکار بودم ی لحظه دیدم ی موتور خفن و بزرگ ی نیش ترمز زد و رفت و دوباره برگشت و وایساد و پیاده شد ی مرد آلمانی بود که اومده بود ایران برای گردش اومد توی رستوران و دست و پا شکسته و با مترجم گوشی با هم حرف زدیم و به قول خودش با هم دوست شدیم،وای که چقدر خدا را شاکر بودم آخه وقتی شغلشا پرسیدم فهمیدم مثل خودم آشپز هستش و وقتی عکساشا نشونم داد فهمیدم سرآشپز ی کشتی خیلی بزرگ هستش چقدر حال کردم و احساسم خوب شد و جالبه که 2دلار بهم داد که گفتم نگه میدارم ب عنوان یادگاری از ی دوست آلمانی و خدا را شکر کردم که به این راحتی پول وارد زندگیم شد،و بعدشم تا شب کلی اتفاق عالی دیگه،خدا را شکر کردم که قوانینش چقدر عالی و خوب جواب میده،خدایا شکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    نجمه سادات جعفری گفته:
    مدت عضویت: 1668 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به تمام دوستان عزیز هم فرکانسی و اساتید قشنگم

    انشاالله که حال همگی عالی باشه .

    من این انیمیشن رو دیده بودم و خودمم به چندتا از نکته هاش دقت کرده بودم یکی ترس بود ، اینکه تا وقتی ترس ترس رو رها نکنی ترس هم تورو رها نمیکنه ، یکی هم ندیدن نعمت هایی که داری بود ، وقتی که تمام اون شخصیت ها دنبال ستاره بودن و در اخر همه ستاررو رها کردن چون اون ارزو رو داشتن و در اون زندگی که میخواستن میتونستن زندگی کنن .

    به یچیز اشاره نکردین استاد اونم ارزوی گربه ی سیاه بود همون گربه ای که عاشق گربه چکمه پوش بود ، اون ارزو میکرد یکی باشه که بهش اعتماد کنه ، یه ادم توی زندگیش داشته باشه که بتونه از تنهایی بگذره .

    و چقدر من با این شخصیت هم دردی کردم چقدر حس کردم که منم نیاز به این ارزو دارم . میدونین استاد شما به اون دیدگاه زیبا رسیدین شما به اون نگاه متفاوت رسیدین ، همینجور که میدونیم یک زندگیه متفاوت وجود نداره دنیای متفاوت وجود نداره یه دیدگاه متفاوت ما نیاز داریم در این دنیا . شما به این زیبایی این انیمیشن رو دیدین من و در تماااام طول فیلم منتظر بودم که اون سگی که شخصیتش نماد مثبت اندیشی بود ادم بده ی داستان باشه ، همیشه منتظر بودم دستش رو شه همیشه منتظر بودم نارو بزنه از پشت خنجر بزنه ، همینقدر بی اعتماد و دیدگاه منفی ، و میدونم از کدوم باور من داره نشعت میگیره میدونم چشمه ی این باور کجاس .

    چقدر دیدگاه ها متفاوت و قشنگه ، زمانی که اون شخصیت سگه مثبت اندیش صحبت میکرد بقیه به چشم یک احمق بهش نگاه میکردن و چقدررررررر استاد ما میترسیم ازین نگاه ، چقدر ما انسان ها میترسیم متفاوت تر از بقیه نظر بدیم و صحبت کنیم که نکنه بهمون بگن خوش خیاله احمق ، چقدر میترسیم که متفاوت باشیم در دنیایی که هیچکسسسس نمیبینه چقدر میترسیم متفاوت باشیم در دنیایی که همه درگیر چیز هایی هستن که هیچ اهمیتی نداره ، میترسیم خوش بین باشیم بهمون بگن رویا پرداز میترسیم حرف بزنیم بگن خوش خیال .

    من تا الان که این فایل رو گوش نکردم نفهمیدم که چقدررررر انسان بی اعتمادی هستم که حتی به خودمم اعتماد ندارم به خدای خودم اعتماد ندارم میترسم کارو به خدا بسپارم به رب العالمین بسپارم رها باشم و لذت ببرم ، از انسان هایی که توی زندگیم دارم . چرا من همیشه منتظرم یک شخص بیاد وارد زندگیه من شه بهم عشق رو بفهمونه اعتماد رو نشونم بده ، من چرا این باور هارو داشتم‌⁉️

    کجای ذهن من این نیاز بود که الان دیدمش .

    و در اخر شخصیت گربه ای که ارزوی وجود کسی رو در زندگیش داشت که بهش نشون بده دنیا جای قشنگیه نگاهی به ادمای اطرافش انداخت و دید که در طول تمام این روز هایی که دنبال ستاره بودن این شخصیت ها پا به پاش اومدن و چقدر کنار هم بودن و لذت بردن .

    میخوام یه نگاهی بندازم

    میخوام چشامو باز کنم به اطراف

    میخوام چشامو ببندم به راهی که منتظر یه شخص خاص بودم

    میخوام همین الان بفهمم

    میخوان زمان حال رو متوجه شم

    اینده رو رها کنم و گذشته رو به خاطره ها بسپارم

    نگاه متفاوت اشتباه نیست ،خجالت نداره ، بزار انسان های هم فرکانس با تو وارد زندگیت بشن ،

    چقدر زندگی و ارزوی های شخصیت های انیمیشن زندگی خیلی از ما هارو به تصویر کشیده بود .

    خداوند رو هزار مرتبه سپاس گذارم که الان چشم هام باز شد . یک‌ ماهه که با چشم های بسته و بی اعتماد دارم راه میرم و زمین میخورم و چقدر خسته بودم و شکسته تا اینکه الان بعد از مدت ها برای حال خوبم وارد سایت شدم و این هدایت بی نظیر چشمام هامو بازه باز کرد به دنیای زیبایی که دارم و در طول سه سال براش زحمت کشیدم و الان در جایگاهی قرار دارم که ارزوشو داشتم و متوجه نیستم ، نمیبینم ، کور بودم ، دنبال حال خوب بودم ، من سه سال پیش رویای زندگیه الانمو داشتم و الان دارم توی رویای بی اعتمادی با چشم بسته زندگی میکنم ، ممنونم استاد چشمام باز شد ، و شفای ادمی همینه ، چشم باز به زمان حال .

    انشاالله که همگی سعادتمند و عاقبت بخیر باشید در دنیا و اخرت خدانگهدارتون ️️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  8. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 2275 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان مهربانم

    و به همه دوستان گلم

    چقدر همزمانی هست توی دنیا و من واقعا بهش رسیدم و درک کردم که به هر چیزی که فکر می کنم جهان همون فکر رو برام تثبیت می کنه

    پس به قول استاد چقدر خوبه که باهوش بایم و از این سیستم برای رسیدن به خواسته هامون استفاده کنیم . یعنی آگاهانه به چیزهایی که دوست داریم فکر کنم توجه کنیم راجع به اون با خودمون حرف بزنیم.

    من دیشب قبل از خوابم یه حسی بهم گقت ببینم استاد چهدفایل جدیدی رو گذاشته و تقریبا تا وسطهای فایل رو دیدم ولی از اونجا که خوابم میومد و دوست داشتم با تمرکز بیشتر ببینم اسپ کردم و خوابیدم.

    صبح که بلند شدم بعد از سپاسگزاری و نوشتن برنامه روزانه ام و شروع کردم به تمرین جلسه سوم دوره کف قوانین زندگی ، به اینکه خواسته اصلی من چیه و ترمز هام در خصوص اون چی هست.

    خوب خواسته ای که من دارم و هدف اصلیم گذاشتم ” رسیدین به استقلال مالی ، زمانی و مکانی در مسیر علایقم در مسیری که من رو به خودشکوفایی برسونه ، و راهی که هر چی جلو می رم بیشتر لذت می برم و بیشتر سرجای خودم قرار می گیرم هست.”

    و ترمزهایی یه برای اون نوشتم،

    1. گی به مهارت می رسم در مسیر ورزش یوگا که هدایت شدم.

    2. کی به درامدزایی می رسم ، دوباره باید از نو این مسیر رو شروع کنم و کی کی کی ?

    و جوابهایی که به خودم دادم

    1.فاطمه جان یادت میاد یه زمانی که بیمه کار می کردی از خدات بود یه ساعت وقت داشته باشی ورزش کنی .

    الان تو اون نعمت رو داری ، آزاد و رها از هر چیز با ارامش در خونه خودت نشستی و همه چیز عالیه ، بچه ات در آرامش کامل خوابیده و تو با لذت داری کارهایی که دوست داری انجام می دی . هم داری با خودت و خدای خودت خلوت می کنی و روی فایلهای استاد که بهترین و کارآمدترین درسهای زندگی در اون هست رو کار می کنی و هم ورزش می کنی.

    و حتی در همین جا که هستی از اونجا که داری کارهای مورد علاقه ات انجام می دی و مجبور نیستی کاری رو برخلاف میلت و فقط به خاطر پول انجام بدی ، چقدر مملوع رحمت خداوند هستی.

    و همینجا تو در مقصد هستی و لذت ببر .

    من همین که دارم ورزش می کنم و روی خودم کار می کنم لذت می برم و مهارت خودش خود به خود ایجاد می شه .

    2. فاطمه جان من پول و ثروتی رو نمی خوام که دنبالش برم و پولی رو نمی خوام که فکر کردن بهش من رو از در صلح بودن با خودم و ارتباط شیرینم با خدام دور کنه.

    من پول و ثروتی رو می خوام که بی حساب هست و خود خدا گفته و خودش دنبالم بیاد .

    پس دیگه دنبالش نیستم که هی بگم پس کی پس کی .

    من پس هدف اصلی ام رو اصلاح کردم ” تجربه روزی بی حسابی که خودش به دنبالم میاد وقتی که من دارم نهایت لذتی رو که می تونم از نعمتهایی که همین الان دارم می برم.”

    و چقدر آروم شد قلبم و چقدر از این عجله کردن من رو رها کرد.

    آخه پاشنه آشیل من چسبیدن به خواسته هست .

    شاید این کامنت رو باید توی دوره کشف قوانین می گذاشتم ولی نمی دونم چطور هدایت شدم نوشته های دفتر تمرینم رو اینجا بنویسم.

    بعد که اومد فایل دیشب رو پلی کردم و دیدم ، چقدر جالب بود که همین حرفها رو استاد با داستان گربه چکمه پوش برام تکرار کردند.

    و خدایا سپاسگزارم که همیشه داری با من حرف می زنی و برای مهر تایید اینکه این حرفهای تو هست که به من زده می شه بازم نشونه به من می دی.

    عاشقتم که تو بهترین ربی هستی که می تونه وجود داشته باشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      زکیه لرستانی گفته:
      مدت عضویت: 1981 روز

      سلام فاطمه جان دوست عزیزم

      چقد کامنتت حس وحال خوبی بهم داد یا بهتر بگم

      عین ی آب سردی بود ک افتاد رو آتیش و ذهن من چقد خنک شد با این آگاهی هایی ک از کامنتت دریافت کردم

      چقد قشنگ با حوصله و منطق ذهنتو آروم کردی

      و ب آرامش رسیدی

      خیییلی عالیه تحسینت میکنم آفرین

      چ سوالات ب جایی

      چ پاسخ های عالی

      دمت گرم واقعا

      منم این سوال هی تو ذهنم تکرار میشه

      پس کی ب خواسته هات میرسی کی،کی؟

      الان شدم ک باید برای ذهنم منطق بیارم

      ک چقد همه چی داره قدم ب قدم بهم گفته میشه دارم رشد میکنم

      یک شبه ک ی برج و نمیسازن

      یک شبه ک استاد استاد نشده

      تکاملشو طی کرده

      مداومت داشته

      ادامه داده

      رشد کرده

      و هرروز خودشو بهبود داده

      و…

      ک الان اینقد قشنگ بدون هیچ کاغذ و یاد داشتی ساعت ها میتونه

      درمورد قانون

      خدا

      توحید و.. صحبت کنه

      پس منم باید هر روز خودمو بهبود بدم و ذهنم با منطق ساکت کنم

      ک اگه برای بقیه شده برای منم میشه

      قانون خدا همیشه ثابت بودت و هست

      من فقط باید عمل کنم و رو خودم کار کنم

      و فقط سمت خودمو انحام بدم خداوند هم سمت خودشو ب راحتی و زیبایی انجام میده

      سپاسگزارم ک ب ندای درونت گوش دادی و اینجا نوشتی

      مرسی عزیزم ک وقت گذاشتی و نوشتی

      ب الله یکتا میسپارمت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    آرزو رضائیان گفته:
    مدت عضویت: 1082 روز

    به نام خدایی که از رگ گردن به من نزدیکتره

    سلام

    داستان دیدن و پی بردن به اون چیزی که داریم داستانه منه ، مثل همین دختری که بلاخره قدر خرس ها رو دونست و فهمیدن به ستاره آرزو نیازی ندارن مثل پاندای کونگ فو کار که فهمید هیچ فرمول جادویی توی نامه ی جنگجوی اژدها نیست .

    من اوایل یه جورایی از خانوادم از انتخاب همسرم به شدت ناراضی بودم و به شدت میخواستم چیزایی رو داشته باشم که ندارم و هرچی به دست میاوردم سیر نمیشدم و حریص تر و ناراضی تر و عصبی تر میشدم دائم میدوییدم تا ببشتر داشته باشم تا خلأ درونم رو پر کنم و هی خودم و همه رو سرزنش میکردم که یه مسبب پیدا کنم، آره منم اومده بودم اینجا دنبال ستاره ی آرزو…

    منم اومده بودم دنبال همون فرمول جادوییه…

    ولی به مرور دیدم فرمول جادویی درون منه من کجا دارم دنبالش میرم؟؟؟

    ولی به مرور دیدم این خودمم که مشکل دارم و اگه دنیا دنیا نعمت و ثروت و روابط خوب و سلامتی هم برام بیاد باز این درون درب و داغون منه که همه چیو تخریب میکنه و هییییییچ ستاره ی آرزویی چاره کارم نیست.

    کم کم دیدم اطرافمو ، دیدم نعمتامو ، دیدم افرادی که چقدر ماهن دیدم غرق چه خوشبختی ام ولی این اجازه رو دادم که شیطان خوب به قولش عمل کنه که قسم خورده انسان رو گمراه کنه تا «شکرگزار» نباشه

    کم کم ورق رو برگردوندم

    الان در این مقطع میگم من بهتررررین همسر دنیا رو دارم که هرچی میگذره هم هر روز از روز قبل فوق العاده تره ، من بهترین اطرافیان ، بهترین نعمت ها رو در بهترین حالت دارم و حاضر نیستم با هییییییچ ستاره ی آرزویی عوضشون کنم ، من راضی ام راضی

    این روزا انقدررررر راضی ام که درک نمیکنم چرا قبلا شاکی بودم؟؟؟ انقدر حالم با خودم خوبه که درک نمیکنم چرا بقیه با خودشون میجنگن!؟

    گاهی دلم میخواد این درکمو به همه هم بدم تا احساس خوشبختی در دل همه بیدار شه و اونا هم بینا بشن وبفهمن و متوجه بشن که فرمول چیه و ولی همونجا زیپ دهنمو میکشممم…

    سپاس استاد عزیز

    خدایا صدهزارررر مرتبه شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    حسین و نرگس گفته:
    مدت عضویت: 2058 روز

    با عرض سلام خدمت استاد گرامی، خانم شایسته و دوستان عزیزم، چقدر جالب بود این فایل… چه همزمانی عجیبی!! واقعا این حد از ارتباط بین این

    فایل و اتفاقات این چند روز برام حیرت انگیزه!!

    چند روز پیش تصمیم گرفتم برای شروع یه تغییر بزرگ در زندگیم یک سری برنامه روی لپ تاپ نصب کنم که با توجه به تعطیلی های این چند وقت

    به بهترین نحو از فرصت استفاده کنم

    و با توجه به نیاز برنامه لازم بود سیستم عاملو عوض کنم

    خیلی شیک و مجلسی فایل ایزو رو از محل کار گرفتم و فلش و بوتیبل کردم و رفتم تو کارش که آقا بعد ویندوز بشینم برنامه هارو نصب کنم که آقا ما میخوایم حرفه ای بشیم و بشینیم تا یک بعد نیمه شب کد بزنیم !!! و کلی هم در راستای برنامه ای که داشتم تصویرسازی کرده بودم…

    تا اینکه رفتم خونه فلشو زدم و کار رو شروع کردم… اونم یه کار خیلی ساده!!! نصب ویندوز که حالا بعدش قراره برم سراغ موضوع اصلی…

    متوجه شدم فلش بوتیبل نیست!!! کلی نشستم وقت گذاشتم و از فایل ایزو فلشو بوتیبل کردم.. ویندوز و نصب کردم دیدم نرم افزار باهاش مشکلداره… با اینکه تو خود سایت تولید کننده هیچ اشاره ای به این موضوع نشده بود… مجبور شدم یه ویندوز دیگه تهیه کنم…

    گفتم خوب حالا این و یه ساعته نصب میکنم و تا شب میشینم کلی کار میکنم… باز داستان تکرار شد… دونه به دونه log file ها رو بررسی کردم

    و خطاها رو پیدا کردم و سرچ کردم… حل نشد!!! تا رسیدم به اینجا که آقا مشکل از ورژن ویندوزه با اینکه هیچ اشاره ای به این موضوع نشده.

    خلاصه دوباره یه ورژه دیگه… این بار اصلا سیستم ویندوزو نمیشناخت!!! دی وی دی مشکل داره… دی وی دی رو عوض کردم!!! نکنه رایترم خراب شده! باز تکرار ماجرا… یه مورد جدید!!! وسط کار برق رفت!! خخخخخ دیگه خدایا نوکرتم حساب اینجاشو نکرده بودم!!! باور میکنید سه روز وقت گذاشتم برای کاری که یه ساعت بیشتر طول نمیکشه و من بارها و بارها انجامش داده بودم و آدم کم تجربه ای نبودم (من اصلا یه مدت تو یه مغازه کارای کامپیوتر، نصب قطعات و … انجام میدادم و حتی سرور یه درمانگاه رو راه اندازی کرده بودم

    و سیستم ها و دستگاه های خودپردازو بهش متصل کرده بودم!!) خلاصه تا دیروز که تسلیم شدم با یه فکر… مشکل کجاست؟ چی تو مخ منه که نمیزاره کارا جلو بره؟

    گفتم بزار برم خونه مادرم اینا هم تجدید دیدار بشه هم قرار بود خواهر زادمو بیارم خونمون با دخترم بازی کنه…

    اونجا یه صحبتهایی کردیم که ناگهان در حین این صحبتها من باگمو پیدا کردم!!!

    من مدتها بود از توانمندیهام میگفتم و ناآگاهانه خودمو مقایسه میکردم!!!

    شب قبلش هم عموم و خانوادش اومده بودن خونه مادرم میهمانی و من کلی متعجب بودم که اِ فلانی خونه خریده اونم با کار آزاد؟!! بعد جلو من

    با غرور نشسته و سعی میکنه منو دست بندازه و همش سعی میکنه از خودش بگه!!!چه آدم مغروری!!تو هرچی داری از خدا داری تو کاره ای نیستی!!! غافل از اینکه اون آدم مغرور که هیچ کاری هم تو زندگیش نکرده و اگه چیزی هم بوده لطف خدا بوده منم!!! دایم برای اینکه روی ضعفهام

    سرپوش بزارم توانمندی دیگرانو نادیده میگرفتم یا هزار جور دلیل تو ذهنم واسشون میاوردم!!! اونم منی که با مباحث توحیدی آشنام!!!

    خلاصه بعد از دیدار با مادرم و فهمیدن ماجرا استغفار کردم و دائم این ذکر یونسیه بود که همه وجودم باهاش هم نوا شده بود…

    لا اله الا انت..سبحانک انی کنت من الظالمین… خدا منو بخشید… وقتی رفتم خونه دوباره شروع کردم به کار و جالب بود که همه چی بدون مشکل خاصی انجام شد…

    قانون به درستی کار میکنه… من دیگه مدتهاست کشیک نفسمو میکشم که هرجا گیرپاژ شدم سریع مچشو بگیرم…

    خداوند از سر تقصیرات من بگذره. خداوند در جایگاه صدقه…یعنی وقتی انسان ایرادشو پیدا میکنه و صادقانه بهش اعتراف میکنه خداوند درجا میبخشش و امورشو اصلاح میکنه…

    اینکه وقتی من دچار غرور شدم کارم گره خورد این نبود که خدای عزیزم بگه چون منیت داری نمیزارم کارت انجام بشه نه… خداوند عزیز و مقتدره و همه عالم قائم به وجودشه…

    من همیشه از یه مثال استفاده میکنم… این که بخواهیم با داشتن منیت و تکیه به توانمندیهای خودمنون یا هر کسی جز خدا به خواستمون برسیم مثل این میمونه

    که بریم توی خلا و سعی کنیم نفس بکشیم…ذات نا یافته از هستی بخش چون تواند که بود هستی بخش…

    نقطه مقابلش هم نفس کشیدن در هوای معشوقه… موضوع اینه نه اینکه خدایی انسان گونه هست که وایساده مچ بنده هاشو بگیره

    در پناه رب جلیل موفق و موید باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای: