«گاریِ زهوار در رفته ی افکار محدودکننده» را رها کن - صفحه 23


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل صوتی «گاریِ زهوار در رفته ی افکار محدودکننده» را رها کن
    18MB
    20 دقیقه
  • دانلود با کیفیت HD
    243MB
    20 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

312 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علی میرفخررجایی گفته:
    مدت عضویت: 1725 روز

    به نام خداوند بخشنده و بخشایشگر

    به نام خداوند هدایتگر

    خداوندی که در هر لحظه در حال هدایت و پاسخ به درخواست ها و فرکانس های ماست

    خداوندی که هرگز خوابش نمی‌بره

    خداوندی که فرمانروای کل کیهانه و قدرتی بالاتر از اون نیست

    خداوندی که از روح خودش در ما دمید و به ما مقام جانشینی عطا کرد و امر کرد که فقط خودش رو پرستش کنیم و فقط از خودش درخواست کنیم

    با فرکانس هامون با کانون توجهمون با باور هامون ،

    سلام استاد جان سلام مریم خانوم سلام بچه های عزیز سایت

    سپاسگذار خداوند هستم که به اشک ها و احساس من موقع گفتن ایاک نعبد و اسم نستعین اهدنا صراط المستقیم های سر نماز 4 سال پیش پاسخ داد

    زمانی که اینقدر حالم باهاش سر نماز خوب بود

    که هیچ چیزی رو با وقت گذروندن با خدای خودم عوض نمی‌کردم

    آخه حالم باهاش خوب بود

    عاشق احساس خوبی بودم که سر نماز باهاش داشتم

    عاشق لحظاتی بودم که خودمو از این دنیای مادی جدا میکردم و به کسی وصل میشدم که نمیدیدمش اما وقتی باهاش صحبت میکردم وقتی آیه های قرآن رو می‌خوندم بهم حس قدرت میداد بهم حس بی نیازی میداد بهم اعتماد به نفس میداد عزت نفس میداد بهم آرامش میداد

    پر میشدم از عشق

    پر میشدم از احساس خوب

    پر میشدم از آرامش

    پر میشدم از تواضع و فروتنی

    پر میشدم از قدرت و توانمندی

    پر میشدم از امید واری از توکل از ایمان

    و الان خیلی بهتر متوجه میشم که دلیل اتفاقات خوب اون روزهای من

    اینکه همه چیز برام خوب پیش می‌رفت

    هر بار و خطایی ازم دور میشد

    اتفاقات خوشحال کننده برام رخ میداد

    ماشین خارجی زیر پام بود

    ارتباطم با همه ی آدم ها عالی بود،اذتباطم با شاگردهامون عالی بود

    کسب و کارمون در رونق بود

    همه بهم احترام میگذاشتن

    همه برام همه کاری میکردن

    دلیلش فقط و فقط نزدیکی به خودش بود

    دلیلش لذت بردن از کاری بود که انجام میدادم

    دلیلش افکار و فرکانس های جدید بود که داشتم به جهان ارسال میکردم

    در مورد مردم جهان در مورد ثروت در مورد خداوند

    ،

    و وقتی که سوالم این شد که خدایا تو کی هستی واقعا ؟ چرا اینقدر همه چیز برام خوب پیش میره؟ چرا اینقدر همه بهم احترام میگذارن؟ چرا اینقدر روابط فوق‌العاده داره وارد زندگیم میشه؟ چرا اینقدر تاثیر گذارم؟ چرا همه چیز برای من خیلی متفاوت تر از بقیه داره پیش میره؟

    ،

    وقتی که هم فرکانس شدم با استاد

    منو وارد شناخت حقیقت جهان و خودش کرد

    ،

    واقعا خدارو شاکرم ،

    زمانی با استاد درگیر شدم که به خاطر تضادهایی که تو زندگیم به وجود اومد کنترل ذهن خیلی برام سخت شده بود

    منی که همیشه حالم خوب بود همیشه پر انرژی بودم همیشه امید وار و در از انگیزه بودم

    به شدت افکار منفی و احساس قربانی شدن و ترس از آینده به سمتم حجوم آورده بودم

    چالش تغییر خدا هم برام به وجود اومده بود

    اون روز ها فقط پناه آورده بودم یه شندین فایل های استاد و ورزش خودم

    آروم آروم داشتم جور دیگه ای به اتفاقات نگاه میکردم

    اینقدر ادامه دادم که تونستم به تموم اتفاقاتی که برام رخ داده بود یه جور دیگه نگاه کنم و بگم هر چی بوده خودم خلقش کردم و آروم آروم وارد مسیر مثبت شدم

    ،

    از همون روز های اول متوجه می‌شدم که جنس اتفاقات داره تغییر می‌کنه .

    بعد از چند ماه نشانه ها منو کشوند به خرید دوره ی دوازده قدم

    یادمه با فایل های رایگان و کنترل ذهنم و درخواست کردن و تجسم کردن

    فروشم تو کار پدرم در مدت زمان کوتاه به یک میلیارد در ماه رسید یا دوماه

    دقیق یادم نیست

    نگاهم چندین برابر بیشتر از قبل مثبت شده بود

    البته نسبت به بعضی از افراد خانوادم کینه داشتم

    و دلیل اتفاقات ناگوارم رو اونا میدونستم که این تنها موردی بود که اون روز ها کاری داشت به من وصل میکرد

    چندین برابر بیشتر از قبل علی بی غم شده بودم

    ارتباطم با آدمها بازهم از قبل بهتر و بهتر شده بود

    اون موقع یه بدهی بالا آوردم بودم سر چک هایی که اولین بار کشیده بودم و نتوانسته بودم پاسشون کنم

    اون روز ها تو شرایطی بودم که به خاطر کلی باور خوب کلی نعمت دریافت کرده بودم اما به خاطر چندین باور اشتباه که تو دوره ی ثروت استاد میگن

    نعمت هامو از دست داده بودم که هیچ بدهکار هم شده بودم

    تازه خداوند بهم لطف داشت و نذاشت اوضاع خیلی بدتر بشه

    ،

    خلاصه بعد از خوردن فایل های رایگان و خوندن کتابهای استاد

    وارد دوره ی دوازده قدم شدم

    دوره ی دوازده قدم باعث شد که تمام تمرکزمو بگذارم روی ورزش خودم و درآمدم هم از همین هنر ورزشیم ایجاد کنم

    مصمم شدم که توی بوکس که هم عاشقش بودم هم توش بهتر بودم به قهرمانی سازمان WBC برسم

    ،هدایت ها اتفاق افتاد دستان خداوند اومدن

    اون موقع توی اصفهان بودم

    همونجا خدا یک مربی عالی در سطح جهانی وارد زندگیم کرد و پازل بوکس منو تکمیل کرد

    و بعد از چند مبارزه موفق تو اصفهان ،

    به خاطر تغییر مدار و فرکانسم و اینکه واقعا دوستداشتم برم تهران

    خیلی راحت با کل خانواده مهاجرت کردیم تهران

    به منطقه ی خوش آب و هوای رودهن

    که چندین برابر من زیبایی و حس خوب و آرامش اونجا تجربه کردم

    از توی پارک شروع کردم آموزش دادن

    و آروم آروم میرفتم تو باشگاها برای مبارزه

    و بعد از دوسال

    دو تا باشگاه فوق العاده تومنطقه ی خودمون دستم بود و اسم من نه تنها توی تهران بلکه ایران پیچیده بود از شهرهای دیگه هم بعضاً شاگرد داشتم

    چندین قهرمانی و بهترینش هم که قهرمان بهترین های ایران

    و دقیقا بعد از 3 سال از اون هدفی که روز اول مصمم شدم که به دستش بیارم تیک خورد و من اولین بازیمو توی سازمان WBC انجام دادم

    بدهیم توی همون دوسال اول پرداخت شد

    و کلی مدارمالیم احساس لیاقتم‌ محبوبیتم شهرتم موفقیتم باور هام تغییر کرد

    اینها همش به خاطر کار کردن روی دوازده قدم قدم چهار و عزت نفس و شیوه ی حل مسائل بود

    هر روز درکم نسبت به خالق بودنم بیشتر میشد

    ،

    تا

    وارد دوره ی ثروت شدم و قدم‌های 5 و 6 و 7 رو به ترتیب خریدم

    ،

    یه بز داشتم که همه ی نگاهم به همون بزه بود و میخواستم تموم خوشبختیم رو از همون بزه به دست بیارم

    تنها رؤیای من قهرمانی بود

    اما وقتی بهش رسیدم

    و باورهام به شدت داشت تغییر می‌کرد

    وقتی که صدای قلبم رو بهتر داشتم درک میکردم

    وقتی که واقعا حتی به خودم هم نمیتونستم دروغ بگم

    هم جسمم آلارم داد هم حسم

    دیگه نه حسم توی تمرین خوب بود نه حال جسمیم

    مسابقه ها پشت مسابقه داشت بهم پیشنهاد میشد

    حتی داشتم آماده شده بودم برای مسابقه ی بعدی و همه چیشم خودش جور شد اما چشم اندازی دیگه توی این مسیر نداشتم

    و حسم گفت کنسل کن همه چی رو

    ،

    آروم آروم تلاش کردم که با ندای قلبم همسو بشم

    ،

    من توی اون 3 سال واقعا شخصیتم تغییر کرد

    خیلی تغییرات داشتم

    مخصوصا توی بحث عزت نفس

    مهم نبودن نظر دیگران

    احساس لیاقت

    پذیرفتن مسئولیت 100 درصد اتفاقات زندگیم

    بخشیدن همه

    ،

    دیگه رسیدم به جایی که واقعا تو هم چیز به دنبال چرایی و معنا بودم

    چون دیگه باید همیشه این قلب من حالش خوب میبود

    و هر کجا میدیدم حالش خوب نیست شک میکردم و استاپ میکردم و به دنبال اون حس خوبه میگشتم،

    یک سال 3 ماه 3 ماه سفر کردم تنهایی

    کاری که قبلا اصلا نمیدونستم انجام بدم و کلی ترس داشت برام

    و این تنهایی های بیشتر و دور شدن از محیط و فضای قبلی باعث شد که من تازه خودمو بهتر بشناسم خواسته هامو بهتر بشناسم مدتی قلبمو بشنوم و یک جورایی معنا و هدف زندگیمو بشناسم

    با دوره ی احساس لیاقت

    به کلی توانایی و پتانسیل در خودم پی بردم که اینقدر با خودم تکرار کردم و شده جزئی از باورهای و شخصیتم

    و اینقدر احساس لیاقت رو تو وجودم پیدا کردم که

    مدت ها بود به دنبال یک تغییر و فضایی برای رشد بودم

    قلب من اینو فریاد میزد

    ،

    و الان یک‌ماهو خورده ای هست که استانبول هستم

    سرنخ معنا و هدف زندگیمو پیدا کردم و دارم میرم جلو

    یه جورایی از سردرگمی یکسال پیش بیرون اومدم

    الان اینجا احساس آرامش بیشتری دارم

    حس میکنم توی مسیری قدم گذاشتم که لایقش هستم

    خودمو لایق بهترین شهرهای و کشور های دنیا می‌دونم

    دوست دارم تو کشور و شهری زندگی کنم که اطرافم پر هست از فراوانی از شادی از اشتیاق از رشد از پیشرفت

    پر هست از افرادی که از من موفق ترن مثبت اندیش ترن محترم ترند به دنبال رشد و پیشرفت هستن

    الان اینجا استانبول واقعا متفاوت تره واقعا فراوانی موج میزنه اطرافم

    آب و هوای بسیار بسیار عالی که من دوست دارم

    مردم خوب

    فضاهای تفریحی خوب

    و اینجا الا آرامش دارم

    اینجا خیلییییی باورهای توحیدی داره بهم کمک می‌کنه

    خیلی فایل ها داره بهم کمک می‌کنه که بتونم ذهنمو کنترل کنم و خودمو هرروز بیشتر بیارم تو مسیر درست

    اهرم رنج و لذت خود به خود داره تو ذهنم کار می‌کنه که بر نگردم به عقب انشاالله

    و قلبم میتپه برای اینکه کار جدیدم رو رسالت وجودیمو استارت بزنم

    دارم سعی میکنم باور های خوب رو دوباره به یاد بیارم

    دارم سعی میکنم ذهنمو کنترل کنم تا هربار شرایطم بهتر بشه

    وقتی اومدم استانبول صفر صفر بودم

    الان شکر خدا شکر خدا بعد از یک ماه هر روز اوضاع داره برام بهتر میشه

    درآمدم داره بیشتر میشه

    خونم از یه جایی که توی شروع کار برام قنیمت بود ولی اصلا لایقم نبود تغییر پیدا کرد و هدایت شدم به یک جای بسیار بسیار بهتر و با آرامش و تمیزی بیشتر و هر بار که به تضادی بر میخورم همینطوری سعی میکنم از ناخواسته اعتراض کنم و توی ذهنم خواستمو بسازم

    اصلا خودمو وارد این چالش کردم که زندگی جدید رو همینطوری با استفاده از قانون پله به پله بسازم

    حس میکنم که هر بار دارم قوی تر میشم دارم متوکل تر میشم .ایمان به خداوند داره هر بار بیشتر و بیشتر میشه

    بزرگترین چالشی که دارم همینه که بتونم دهنمو کنترل کنم

    بتونم تمرکزمو از روی نازیبایی ها بردارم و بگذارم روی زیبایی ها و نعمت هایی که همین الان دارم

    بتونم نگاه مثبتم رو به همه چیز حفظ کنم و بهتترشون کنم

    بتونم ذهنمو مدیریت کنم که منو برنگردونه به قبل

    و به لذت های موقتی و وابستگی های قبلی

    وبا بزرگ کردن لذت هایی که با مهاجرت در 5 سال آینده میتونم تجربه کنم حرکت رو به جلو رو ادامه بدم مصمم تر ، با احساس خوب

    عجله نکنم

    اجازه بدم تکاملم طی بشه

    زود نخوام جا بزنم

    درسته زبونه اینارو من نمی‌فهمم الان

    و من خودم زبان انگلیسی رو خیلی بیشتر بلدم و بیشتر دوستش دارم

    اما تو همین یک ماهه چون همش سرو کارم با خود ترکهاست

    انگار هر روز حس میکنم دارم بیشتر یاد میگیرم

    انگار داره آروم آروم سرعت میگیره

    و مطمئنم زبانشون رو هم راحت یاد میگیرم

    ،

    دارم سعی میکنم هر بار خواسته هامو واضح تر به جهان ارسال کنم

    یک نمونش

    دوست دارم به کشور و شهری هدایت بشم که درصد خیلی کمتری از مردم سیگار میکشن و خیلی حتی تو محیط های عمومی کمتر اسن مورد رو میبینم و باهاش برخورد میکنم

    دوست دارم خیابون هاش خیلی تمیز و مرتب باشه

    دوست دارم خونه های مرتب تر و جذاب تر داشته باشه

    دوست دارم خلاقیت و نوآوری بیشتری ببینم و تجربه کنم

    دوست دارم زبون اون شهر و کشور انگلیسی باشه

    و

    به همین شکل هم تمرکزم روی زیبایی ها باشه هم روی خواسته های برخواسته از دل تضاد ها

    ،

    هر حرفی رو که می‌شنوم باور نکنم با این باور که هر کس داره نتیجه ی افکار خودشو میگیره

    من میتونم تجربه ی متفاوت از یک آدم نسبت به بقا دستیم داشته باشم با هزاران فکتی که از قبل توی ذهنمه

    ذهنمو کنترل کنم و خودمو لایق بدونم

    دهنمو کنترل کنم و هر روز دلیل اصلی دریافت ثروت و نعمت هارو به یاد بیارم

    باور کنم که دریافت ثروت و نعمت ها ربط نداره به موقعیت جغرافیای ربطی ندارد به شغل به تحصیلات به عوامل بیرونی

    و همش به ذهنیت و باورهای من بر میگرده

    و به اندازه ی ظرف من وارد زندگیم میشه

    سعی کنم تسلیم جریان هدایت باشم و هر اتفاقی در این مسیر افتاد سعی کنم جوری بهش نگاه کنم که احساسم بهتر بشه و به خودم بگم این حتما هدایتی هست برای اینکه به مسیر بهتر هدایت بشم

    چیزی که توی همین یک ماهه بارها و بارها تجربش کردم

    قشنگ حمایت الله رو حس میکنم که چطور حواسش بهم هست و چطور داره ازم مراقبت می‌کنه

    هرکجا به نفعم باشه هدایت می‌کنه اونجا باشم

    هر کجا برام مضر باشه هدایت می‌کنه اونجا نباشم

    توی همین یک ماهه اتفاقاتی رو تجربه کردم که بهم ثابت شده که احساس لیاقت ، توحید ، یکتا پرستی چطور می‌تونه نتیایج متفاوت برام رقم بزنه

    چطور میتونم وجه مثبت آدم هایی رو ببینم که از نظر دیگران بدترین آدم هست

    چطور میتونم از افرادی درخواست کنم که بقیه میترسن درخواست کنن چون خودشونو لایق نمی‌دونن خودشونو خارجی می‌دونن و باور دارم اونا با خارجیان خوب نیستن ، و من درخواست میکنم و وجه مثبتشونو میبینم و نتیجه‌ی. متفاوت میگیرم و اونا هاج و واج فقط نگاه میکنن

    اینجا بهم ثبات شد که چطور باورهای ثروت آفرین کار میکنن

    که با کنترل ذهن هدایت میشی که هر روز کار داشته باشی

    بعضی روز ها انعام اضافه تر بگیری

    چطور اتفاقات رقم میخوره که رییس ما بیاد بگه تو اصلا بشو مسئول آسایشگاه و تو دیگه نمی‌خواد اصلا اجاره بدی

    چطور اتفاقات رقم میخوره که من با رییسی که همه ازش میترسن میرم پارک میرم دم ساحل پیاده روی

    ،

    دارم بهتر درک میکنم که

    تو خود پای در راه بنه و هیچ مپرس خود راه بگویدت که چون باید کرد

    دیروز دست دوتا از بچه ها کارت اقامت دیدم همون موقع خواستش تو وجودم شکل گرفت

    و خودمو هم لایقش می‌دونم به خدا هم گفتم من نمی‌دونم خودت کارای منو خیلی راحت و عزت مندانه انجام بده

    این زمین زمین توعه

    تو خودت گفتی مگر زمین خدا پهناور نبود که مهاجرت کنید؟

    بیا

    من الان به حرفت گوش دادم و اومدم خودت برام درستش کن

    که نشونه هاشو دیدم

    و توکل به خدا

    ،

    این چالش و مسیری هست که آگاهانه خودمو واردش کردم البته با هدایت قلبم که قبل از اتفاقاتی که توی ایران میخواست بیفته منو هدایت کرد به این هجرت

    که الان خیلی راضیم از این تصمیم که اصلا از اون اخبار منفی از اون صحبت ها از اون ترس ها دوره دورم

    و یک چشم اندازی به سمت جلو دارم به سمت دنیای بهتر به سمت آزادی بیشتر به سمت جایی که لایقش هستم

    ،

    فقط نباید از این مسیر دور بشم

    ،

    دارم سعی میکنم دوباره از دوره ی دوازده قدم استفاده کنم

    از قدرت تجسم

    از تمرین ستاره ی قطبی

    ،

    به یاد بیارم خالق بودن خودمو

    اینکه منم که دارم اتفاقات رو رقم میزنم با افکارم با فرکانس هام با کانون توجهم

    ،

    اینکه بتونم کسب و کار جدیدم رو به صورت آنلاین استارتشو بزنم انشاالله

    باورهاشو بسازم

    ،

    هر روز دارم سعی میکنم با شندین فایلهای صوتی ترجمه های قرآن ، روی تقویت ایمانم و همراهی خداوند کار کنم که واقعا می‌تونه تو همه ی جنبه ها بهم کمک کنه

    توی احساس خوبم احساس ایمانم احساس توکلم

    توی اینکه نگران روزیم‌ نباشم

    روی کسی به غیر از خدا حساب باز نکنم

    به کسی به غیر از خودش وابسته نشم

    به کسی باج ندم

    راحت از آدمها با نگاه توحیدی درخواست کنم

    خودمو لایق بهترین ها بدونم خودمو ارزشمند بدونم

    ،

    و در کل سعی کنم خودمو توی مسیر حفظ کنم ،انشاالله

    ،

    و به قول این فایل

    سعی کنم گاری‌های زهوار در رفته رو رها کنم و هر چرخ این کاری راحت تر بچرخه و بشه موتور بعد بشه ماشین بعد بشه هواپیما و همینطور کیفیتش هی بهتر و بهتر بشه انشاالله

    ،

    خدارو شکر که بهم فرصتی داد بنویسم

    خدا و شکر که بهم فرصتی داد به یاد بیارم که از کجا استارت زدم و الان کجام

    و با ایمان و توکل و تعد بیشتری این مسیرو ادامه بدم به امید خدا

    ،

    استاد

    مربی

    خیلی ازتون ممنونم

    انشاالله خداوند هدایت کنه و مارو همیشه توی این مسیر حفظ کنه

    انشاالله سری بعدی که میام اینجا و کامنتمو میخونم

    توی مسیر مورد علاقم باشم توی شهر و کشوری که لیاقتشو دارم و دارم از تک به تک لحظات زندگیم لذت میبرم

    البته که همین الان هم دارم لذت میبرم

    خدارو شکر میکنم

    از همه دوستانم هم سپاسگذارم

    همگی در پناه رب العالمین باشیم انشاالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 29 رای:
    • -
      محسن توحیدی گفته:
      مدت عضویت: 641 روز

      علی جان رفیق، سلامِ دِل!

      چی بگم جز اینکه محتوای دلت واین همه عمق و صداقتی که نوشتی، واقعاًآدمو تکون میده!

      میبینم که چه مسیر پرماجرایی رو طی کردی، از اشکها و حس ناب سر نماز تامهاجرت، از بوکس و قهرمانی تاپیدا کردن مسیرِ دل و قلبت. واقعاً هر خطی که نوشتی پر از ایمان، توکل و لیاقتِ واقعی بود.

      داداش، این چیزایی که تجربه کردی، نه شانسی بود نه اتفاقی… همه‌اش ثمره‌ی قلب پاکت، افکار و فرکانس خوبت بود. وقتی آدم با خودش صادق باشه و باخدای خودش همصدا بشه، دقیقاً همینه که میگی: هر چیزی درست و به وقت خودش سر راهت میاد.

      یه نکته‌ی طلایی هم که تو تجربه کردی اینه که زندگی، مسیرش نه با عجله، نه با ترس، بلکه با آرامش و اعتماد پیش میره. تو خوب یاد گرفتی که دلتو بشنوی، قلبتو راهنما کنی و قدمها رو باایمان برداری.

      علی جان، باهمین حس خوب، همین ایمان و همین پشتکار، مطمئنم که بقیه مسیرت هم عالیتر پیش میره. همینطور ادامه بده، تمرین کن، تجسم کن، به هدایت دل و خدا اعتماد کن و بدون که لایق بهترینها هستی.

      دستت درد نکنه که با این انرژی و صداقت نوشتیش، واقعاً آدمو دلگرم میکنه.

      همیشه در پناه حق باشی رفیق، پر از نور و برکت.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1135 روز

      به نام خدای مهربانم خدایی که وفتی بهش وصل میشی و از ته قلبت ازش هدایت میخوای هدایتت میکنه فقط باید قدم برداریم و پا روی ترسها بذاریم و ایمانمون و اعتمادمون رو بهش نشون بدیم بعد خودش برامون معجزه میکند

      سلام به دوست شجاع و با جسارتم با اراده و با تعهدم علی آقای عزیز

      آفرین آفرین مرحبا

      به قول استاد وقتی چرخ زندگیت روی غلتک میافته اونم باز هم به خودت و افکار و باورها و ایمانت و کنترل ذهنت و کانون توجه ات بستگی داره چقدر زندگیت چرخش روون تر میشه چقدر همه چی برات خود بخود مهیا میشه

      خدا خودش گفته از تو حرکت از من برکت تو حرکت کن من کنارت هستم

      خیلی خوشحال شدم از اینکه به ندای قلبت گوش دادی و از اون ورزش بوکس بیرون اومدی و به هدایت گوش دادی چون آماده دریافتش بودی نوش جونت اینهمه فراوانی و موفقیت در زندگیت

      بهترینها نصیبتون

      در پناه‌ خداوند مهربانم باشین سالم و ثروتمند باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    افسانه نوشادی گفته:
    مدت عضویت: 931 روز

    سلام

    منم که دارم با افکارم باورهام زندگیم رو خلق می کنم هیچ چیز بیرونیه دیگری دخیل نیست

    برای رسیدن به خواسته ای باید افکار و باورهای هماهنگ با اون رو داشته باشی وقتی افکار و باورهای هماهنگ با خواستت به جهان ارسال میکنی نتایج هماهنگ با همون فرکانست رو جهان بهت میده

    افکار و باورهای محدود کننده رو باید از بین برد تا یک زندگیه شاد و لذت بخش رو تجربه کنی و باید بهای آن را بپردازی ورودی هاتو کنترل کنی و افکار و باورهای متفاوت از قبل رو ایجاد کنی تا نتایج متفاوت از قبل رو بگیری یک شبه نیست تغییر ،زمان می برد، تکامل می خواد طی بکنی، ولی می شود و شدنی است،همین طور که برای شما استاد شده

    می شود زندگی خوبی را تجربه کرد اگر افکار و باورهای خوبی داشته باشی

    رسیدن به خواسته ها و رویاها شدنیه اگر افکار و باورهای هماهنگ با اون خواستت و رویات ایجاد کنی و بعد افراد، شرایط، به طور طبیعی برخورد می کنی و خیلی راحت به خواسته هات می رسی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    فرشته کوهستانی گفته:
    مدت عضویت: 1538 روز

    بنام الله یکتا

    سلام بر استاد نازنینم مریم جانم و دوستان گلم

    کنترل افکار بیشتر مواقع بقدری سخته که گاهی از پا میافتم

    بخصوص وقتی که اطرافیانت همه در امواج منفی این دوران غرق شده باشند

    بیشتر مواقعی که افسار افکارم از دستم در میره …بلطف الله هدایت میشم به صحبتهای شما

    که به والله که چراغ راهم میشه

    خداروشکر میکنم برای دریافت آگاهی ها

    راستش یه آرزوی بزرگ دارم که فکر میکنم من فرستاده شدم تا برسم بهش

    دائما با خودم زمزمه میکنم من میتونم،من لایق دریافت آگاهی ها هستم،من لایق دریافت زیبایی ها هستم،من لایق دریافت عشق هستم تا زندگیم و بهشت کنم

    من از مرحله ی گاری زوال در رفته گذشته ام….ولی هنوز تو سربالایی هستم

    استاد عزیزم برام انرژی بفرستید و دعا کنید بتونم تو مسیر با سرعت و راحتی بیشتری پیش برم

    سعادتمند و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    فاطمه پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1719 روز

    به نام خدای مهربان

    من از بچه‌های 12 قدم هستم

    دور دوم تحقیق این دوره رو شروع کردم و در فایل های قدم چهارم دارم سپری می کنم

    استاد من با تعهد به این دوره تمام زندگیم در یک سال از این رو به اون رویی که خودم می خواستم شد حتی بهتر ، بیشتر.

    قسم می خورم که روزی که شروع کردم اصلاً نمی دونستم که از کجا و چجوری من به این همه نتایج می رسم.

    من اصلاً خبر نداشتم که همه چی با هم وارد زندگیم میشه

    از روابط ،،،، که خیلی بهتر شده

    از سلامتی ،،،، که عالی تر شده

    از نظر مالی بگم که مثال زدنی نیست

    از عزت نفس بگم که حرف ندارن.

    من از هر نظر که بخوام بگم اصلا و هرگز ربطی به پور هدایتی قبل ندارم

    اینققققققققدر تغییرات هست که پول خودش وارد زندگیم میشه

    من روز اول که وارد این دوره شدم با ترس قدم بعدی رو خرید می کردم که تخفیف سامان بشه.

    اما وقتی متعهدانه تصمیم گرفتم رو خودم کار کنم، نه تنها به راحتی

    به راحتی

    به راحتی

    دوره قانون آفرینش وارد زندگیم شد بلکه

    دوره هم جهت با جریان خداوند

    دوره عزت نفس

    دوره روانشناسی ثروت 1

    به راحتی به راحتی وارد زندگیم شده

    استاد من خیلی دوست داشتم که چکاپ فرکانسی قدم اول و مقایسه با قدم 12 رو براتون فیلم بفرستم اما موفق نشدم .

    ولی همین‌جا اعلام می کنم که

    من فاطمه پور هدایتی

    اصلاً و هرگز و هرگز و هرگز…..

    ربطی به آدم قبلی ندارم

    مثل بمب دارم فقط می ترکونم

    خدایا سپاسگزارم

    خدایا سپاسگزارم

    خدایا سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  5. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 1957 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بنام خدایی ک رحمان و رحیم است و صاحب فضل عظیم است

    بنام خدایی هادی، خدایی ک همیشه داره مارو هدایت میکنه

    بنام خدای حمایت گر،خدای ک همیشه از ما حمایت میکنه

    بنام خدایی ک همیشه هدایتش و میفرسته ،از باکتری گرفته تا کیهان

    بنام خدای رحمان،خدایی ک رحمتش همه چیز و در بر گرفته،براش فرقی نداره تو کی هستی،چی هستی ،مث خورشید ،مث بارون ب همه ی موجودات میتابه،میباره

    بنام خدای رزاق ، وهاب،خدایی ک رزق میده از جایی ک فکرش و نمیکنی،روزی بی حساب میده

    خدایا هرآنچه دارم از آن توست،

    از تو ب من رسیده،من بدون هدایت تو هیچی نیستم ،من سخت بهت فقیرم و نیازمند

    خدایا من تسلیم هستم،باتمام وجودم,اجازه میدم و ازت درخواست میکنم ک هدایتم کنی،

    من ب هرخیری ازسمت شما سخت فقیرم و محتاج

    الهی صدهزار مرتبه شکرت رب العالمینم

    سلام ب خانواده عزیزم

    سلام ب استاد عزیزم و مریم جانم

    سلام ب دوستان عزیزم

    الهی شکرت ک یکبار دیگه بهم فرصت نوشتن دادی میخوام ی ردپای خوب و ارزشمند از خودم ثبت کنم

    خدایا خودت بگو من مینویسم.

    من تازه دارم درک میکنم ک خداوند سیستمه ک فقط ب من میگه تو چی میخوایی ؟؟

    من هرچی بگی و برات فراهم میکنم

    خداوند برای من چیزی نمیخواد

    خداوند ب جای من تصمیم نمیگیره

    خداوند برای من انتخاب نمیکنه

    من باید با فرکانسم و کانون توجهم ازش درخواست کنم

    خداوند در لحظه پاسخ میده

    دیروز و روز گذشته سوزن چرخم نوکش پریده بود،و خوب دوخت نمیزد

    هرچی فک کردم ک آیا سوزن دارم تو وسایل خیاطیم یا ن ؟

    ذهنم میگفت نداری تموم کردی

    الانم دسترسی نداری ب بازار میخوایی چیکار کنی

    ولی قلبم میگفت هست

    ولی. من پیدا نمیکردم

    میخواست حال منو بگیره نجواها چون دارم ی سری کش مو ک بهم گفته شده رو میدوزم و هربار ی پارچه ی خوشگل برای این کار تو وسایلم پیدا میکنم خداروشکر

    دیروز ظهر گفتم خدایا خودت هدایتم کن ،من همه جارو گشتم پیدا نکردم

    من از تو سوزن میخوام

    بهم بگو کجاست

    و تو دفترم داشتم گفتگوهای ذهنی مثبت جلسه 2 احساس لیاقت و می‌نوشتم و تکرار میکردم

    ک ی تصویری اومد تو ذهنم

    ی کارتن جا بیسکویت دارم ک وسایل ریز خیاطیم و گذاشتم داخلش ک جلو دستم باشه، ک الان کنار تختم هست و دفتر و کتاب هام روش بود

    اون تصویره داشت بهم میگفت ک داخل اون کارتون گذاشتی، همون جا ی گوشه از کارتونهای

    بعد دفتر وگذاشتم زمین و بلند شدم اومدم سروقت کارتون ،بعد جای سوزن هارو پیدا کردم،داخلش و ک نگاه کردم دیدم

    سه تا سوزن داخلشه:))

    الهی صدهزار مرتبه شکرت عاشقتم،بارها ب همین سادگی و زیبایی هدایت هاتو دریافت کردم و آسانم کردی برای آسانی ها

    و دیروز ک اربعین بود ب همراه مادر و آجیم و خواهر زاده ام کیان رفتیم پیاده روی تا امامزاده روستامون

    ن ب نیت اربعین بلکه برای دیدن زیبایی های خداوند و برای سلامتیم باهاشون رفتم

    قبرستون ما کنار همین امام زاده اس

    و من حتی یکبار پای برهنه این مسیرو رفتم ک حاجتم و از امام حسین بگیرم :))

    غافل از اینکه من خودم در هرلحظه دارم زندگیم و خلق میکنم

    خداوند من رو خالق زندگی خودم قرار داده

    و تنها کسی ک باید ازش درخواست کنم خداونده ن هیچ واسطه ی دیگه

    من در هرلحظه دسترسی دارم ب خداوند و نعمتها ولی باید در فرکانس مناسبش قرار بگیرم

    القصه ..

    موقعی ک رسیدیم ب اول قبرستون ،این بار احساس من با دفعه های قبل فرق داشت

    همیشه از مسیر جاده میرفتم.

    این بار حسم گفت از وسط قبرها برو

    و سنگ قبرها رو نگاه کن

    من سلام کردم ب همه شون

    و تو دلم گفتم منم ب زودی ب شما میپیوندم ،قرار نیست تا ابد زنده باشم

    این عمر ی روز تموم میشه ،و خداروشکر الان زنده ام

    و فرصت دارم زندگی کنم

    ب خودم گفتم ببین زکیه

    ببین،این آدم هایی ک اینجا با آرامش خوابیدن خیلی ها فقیر بودن

    خیلی ها ثروتمند

    خیلی ها زیبا بودن

    خیلی چهره ی معمولی داشتن یا ب ظاهر نازیبا بودن

    خیلی ها پوست سفید داشتن

    خیلی ها پوست سبزه یا تیره داشتن

    خیلی ها بلند قد بودن

    خیلی ها کوتاه قد یا قد متوسط داشتن

    خیلی ها تو بچگی مرگ سراغشون اومده.

    خیلی ها تو نوجوانی و جوانی

    خیلی ها تو میانسالی

    و خیلی ها تو پیری

    همه ی این آدم ها روح خداوند رو در درونشون داشتن. همه ارزشمند بودن

    فارغ از چهره شون

    فارغ از اندام شون

    فارغ از سطح تحصیلاتشون

    اونا اومدن توی این کره ی خاکی،زندگی کردن،تجربه کردن کردن و فرصتشون تموم شد رفت، الان برگشتن ب اصلشون

    حالا هرکس باتوجه ب باورهایی ک داشته

    و فرکانسهایی ک فرستاد

    داره اون دنیا ب زندگی ابدیش ادامه میده

    این دنیا خیلی کوتاه و گذراست

    و چقد من خوشبختم قبل اینکه فرصتم تموم بشه هدایت شدم ب این مسیر خودشناسی و خدا شناسی

    آکاه شدم ک چقد تا الان قدرت داده بودم ب بقیه تو زندکیم

    چقد شرک ورزیدم

    چقد احساس خوبم ب بیرون خودم گره زدم

    چقد نجواها منو هربار زمین گیر میکرد

    چقد احساس بدبختی میکردم

    فک میکردم اشتباهی اومدم توی این دنیا

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت بخاطر آگاهی هایی ک هرروز بهم رزق میدی

    هرروز داره درکم بهتر از دیروز میشه

    هرروز اتفاقات زندگیم قشنگ تر میشه

    ب میزانی ک روی خودم کار میکنم

    اتفاقات ،آدم ها و شرایط بهتری و تجربه میکنم

    و من میخوام آگاهانه خالق زندگیم باشم ،زندگی و در تمام ابعاد تجربه کنم

    من لیاقتش و دارم

    همین ک ب این زندگی و کره ی خاکی دعوت شدم یعنی ارزشش و داشتم ک اومدم

    ارزش استفاده از تمام نعمت های خوب دنیا رو

    دیروز هدایتم شدم ب فایل تسلیم بودن در برابر خداوند ،قبلش این فایل رو هم دیده بودم

    احساسم گفت ،قلبم بهم گفت زکیه تو الان آماده شدی ک از دوره 12 قدم استفاده کنی

    تسلیم باش

    بزار خدا هدایتت کنه این بار

    زور نزن ک خودت همه چی رو مدیریت کنی.زمان و انرژی و استفاده از فایل ها رو

    هر زمان ک بهت گفته شد گوش بده.

    کامنت بزار

    فک کن

    بنویس

    من هستم کنارت

    منی ک از هیچ تو رو خلق کردم

    تو رو از یک نطفه ی ناچیز خلق کردم

    رشد ‌و پرورشت دادم

    بهت رزق دادم،غذاتو قبل اینکه ب دنیا بیایی آماده کردم

    ازت محافظت کردم

    چطوره ک الان نمیتونم هدایتت کنم

    زمانت رو ،کارکردن روی دوتا دوره رو باهم

    دیدن بقیه فایل ها رو

    خوندن کامنت ها و نوشتن کامنت رو

    من باعشق هدایتت میکنم.

    من مشتاق ترم ب تو ک بیایی سمتم

    من عاشق توام

    تو جیگر گوشه ی منی

    هیچ میدونی من چ قدرتی دارم

    هیچ میدونی تا الان چ کارهایی برات انجام دادم

    هیچ میدونی من کی هستم

    من رب تو ام

    کسی ک این کیهان و با این دم و دستگاه رو خلق کردم دارم هدایتش میکنم

    خواسته های تو ک چیزی نیست برای من

    تو فقط از من درخواست کن

    فقط بگو چی میخوایی

    من اجابتت میکنم

    من برات کافی هستم

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت

    تو از سرم هم زیادی هستی

    من میخوام بهت اعتماد کنم

    من میخوام باورت کنم

    من میخوام ظرفم و بزرگتر کنم.

    من تورو از خودت میخوام

    من میخوام قلبم و محکم کنی بی ایمانت

    من فرمون و میدم دست خودت

    تو منو ببر

    من میخوام بهت تکیه کنم

    من میخوام ایمان بیارم بهت .

    میخوام حرفهای استاد و مث وحی منزل باور کنم

    و مث بقیه ی دوستانم پا بزارم جای پای استاد موحدم ک مسیر رسیدن ب تورو بهم نشون میده هربار

    ولی من هربار رها میکنم.

    اینبار فرق داره

    من جوونم و میخوام بزارم

    تمام وجودم و بزارم ک عمل کنم ب آگاهی ها و اصلا منتظر نتیجه نباشم

    میخوام فقط با تو از مسیر لذت ببرم

    همه چی همراه تو میاد تو زندکیم

    من بهت ایمان دارم

    میخوام محکم ترش کنی برام

    الهی صدهزار مرتبه شکرت ک قبل از مرگم بهم فرصت دادی ک پیدات کنم

    در مدار این آکاهی ها قرار بگیرم

    ازت ممنونم بخاطر اینکه پرده از گوش،چشم و قلبم برداشتی

    و مسیر و بهم نشون دادی

    تنها کاری ک باید انجام بدم

    استمرار و تعهد در مسیره

    تصحیح مسیره

    باور کردن و عمل کردن ب تمرینات هست

    همه چی درست میشه

    من ایمان دارم

    خدایا شکرت بخاطر خوشبختی روز افزون

    خدایا شکرت ک دیروز احساس دلسوزی نداشتم برای کسایی ک تو قبرستون خوابیده بودن

    دیگه فکر نکردم ک خدای خشمگین داره در هرلحظه عذاب میده بشون

    باخودم گفتم خدا عادله زکیه.هرکس نتیحه فرکانس خودش و میگیره

    پاسخ سبستم ب فرکانس ایمان و باور ب خدا تجربه ب وجه رحیم بودن خداونده

    و پاسخ سیستم ب فرکانس کفر،شرک و تکبر عذاب خداونده

    تجربه وجه منتقم و مکر خداونده

    خداوند بینهایت بخشنده اس برای کسی ک وجه دهنده بودنش و رحمان بودنش و باور کرده

    خداوند عذاب سخت میده ب کسی ک کفر بورزه و تکذیب کنه رحمتش رو برکتش رو

    نعمتهاش رو

    خدایا تنها تورا بندگی میکنم و تنها از تو یاری میخوام

    من رو ب راه راست

    راه کسایی ک نعمت دادی

    هدایت کن

    .

    عاشقتمممم رب قشنگم مرسی ک بهم فرصت نوشتن دادی

    مررسی بابت انگستان سالم و زیبام

    ک تونستم بنویسم.

    مرررسی بابت گوشی قشنگم

    مرررسی بابت نتی ک دارم

    مررسی بابت تخت راحتم

    مرسی بابت اتاق قشنگی ک دارم

    مرررسی بابت قلبم ک باز شده ب سمت تو

    مرررسی بابت هوای خنک خونه.

    مرسی بابت نفس عمیقی ک میتونم بکشم و ریه های سالمی ک دارم و میتونم پره اکسیژن کنم و آروم بفرستم بیرون

    و احساس سبکی کنم

    خدایا شکرت ،امروز بهم گفتی نهار و تو درست کن جای مادر

    من چشم گفتم خییلی خوشمزه شد

    مررریی بابت دیروز کلی بهم خوش گذشت

    چنتا مسیر جدید و با خواهرزاده ام کیان رفتیم

    میدونستم این هدایت توعه از زبون کیان

    برای همین ب حرفش گوش دادم

    باعث شد ب چنتا از آرزوهام برسم

    دیدن آبشاری ک تو بچگی با دوستام خییلی میرفتیم و خیلی خوش میکذشت

    دیروز هدایت شدم بهش

    چقد تغییر کرده بود

    یاد اون خاطرات برام زنده شد و ازش فیلم گرفتم خیلی حس خوبی داشت

    خیلی دوسداشتم دوباره ببینمش

    و ی هدایت دیگه ی میونبر تو مسیر زدیم و رسیدیم ب ی چشمه

    خدای من چقدددد آبش خنک بود

    چقددد درختچه هایی ک اونجا بودن سایه خنکی داشتن

    چ نسیم خنکی می‌وزید

    چقد ماهی کوچیک با بچه قورباغه با قورباغه هایی ک تو آب شناور بودن

    حس جریان داشتن حیات و زندگی ب آدم منتقل میکرد

    چقد آب بازی کردیم منو کیان خخخخخ

    کلی همو خیس کردیم ک تو مسیر برگشت خنک مون بشه باد ک بهمون میخورد خییلی حال میداد

    الهی شکرت بابت فراوانی گله هایی ک تو مسیر مدیدیم

    سگهای نگهبان گله

    پرنده ها ک پرواز میکردن

    آواز میخوندن

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    وقتی رسیدیم ب داخل امامزاده خیلی گرم بود کولر نداشت

    حسم گفت برو بیرون ی قرآن هم ببر باخودت منم همین کارو کردم

    و خداروشکر تونستم آگاهانه توی اون محیط یادآوری کنم قانون رو ب خودم

    در امامزاده باز مونده بود و بخاطر طوفان پره خاک شده بود

    خواهرم شروع کرد ب جارو زدن

    بعد ک من اومدم بیرون کفشهام و در آوردم چهار زانو نشستم روی زمین

    خیلی منظره ی خوبی داشت درختهای سرسبز با آسمون و پرنده ها و سکووووت محض قبرستون

    مامانم ی کم بعد اوند گفت برو با نیت بقیه امامزاده رو ک خواهرت داره جارو میزنه جارو کن تا حاجتت و بده

    گفتم مامان گرمم هست بیخیال خخخخ

    از حرف من تعجب کرد

    تو دلم گفتم نیاز نیست برای رسیدن ب خواسته ام هیچ امامزاده ای و جارو بزنم

    نیاز نیست از کسی ب غیر خدا بخوام

    نیاز نیست کار فیزیکی انجام بدم،زجر بکشم ک ب خواسته ام برسم

    خداوند خواسته ی منو میدونه و در زمان مناسب ک من آماده باشم بهم میده

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    دیروز آرایش خاصی نکردم

    حتی سرمه هم نکشیدم

    دوسداشتم خودم باشم

    چون ارزشمندی من ب واسطه ی درونم هست ن ظاهرم

    من باید گاری زواردرفته باورهای محدود کننده و باورهای نامناسب و از خودم جدا کنم

    این کار یکباره اتفاق نمیفته

    آروم آروم اول چرخ هاش و روغن کاری میکنم ک راحت‌تر بره بعد چرخشو عوض میکنم

    و بارها رو سبک تر میکنم

    کفش مناسب می‌پوشم

    و آروم آروم مسیرم صاف میشه و بعد سرازیری

    و یکباره ک ب خودم میام میبینم ی ماشین خوشگل دارم جای اون گاری داغون با چرخ خراب

    همه چی آروم آروم اتفاق میفته ک خودمم متوجه نمیشم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    عاشقتممممم

    ردپای 24مرداد 404

    تاریخ عضویت 1770

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    علی بردبار گفته:
    مدت عضویت: 2087 روز

    سلام به رفقای عزیزم

    وای! پرت شدم به سال99…!

    تازه وارد دوره 12 قدم شده بودم و بروز نتایج عجیب و غریب، هر روز و هر روز، حسابی من رو ترسونده بود.

    اون موقع، جایی کار میکردم که هیچ چیزش باب طبعم نبود. نه آدمها، نه محیط و نه کارم.

    داستان گالیور رو خوندید؟ توی قسمت اول گالیور، قهرمان داستان یک مرتبه میون یک دهکده مال آدم کوچولوها پرت میشه.

    فضای اطراف من، اون موقع اینجور بود.

    بعدها، و بعد از گذشتن پاندمی، از اون محیط بازنشسته شدم و شغل جدیدم رو خودم انتخاب کردم…. معجزه آسا.

    بعدها، خودم بودم و خودم و سایت عباسمنش و بچه ها.

    چون روند تغیرات اطرافم خیلی سریع و ترسناک شده بود، خزیدن دوره را متوقف کردم، چون حس میکردم فقط اطرافم داره تغییر میکنه و یه چیزی در وجودم درست نیست! با تغییر اطراف پیش نمیره و اینجا بود که رفتم به قسمت دوم داستان گالیور! یعنی ورود به سرزمین غول‌ها!

    نتایجی که از زندگی بچه های سایت میدیدم، بعضا خیلی خیلی غریب بود. این روند، منی رو که سالها به گاری شکسته عادت کرده بودم، ترسوند!

    حالا دوباره دارم گاری رو آپارات میکنم.

    ببینم چی میشه، ولی هرچی بشه، بابت این سال‌های لذت بخش از شما ممنونم.

    از اینکه یک پشتوانه باور نکردنی اینجا دارم که همیشه مددکار من بوده، بینهایت شادم.

    خوشبخت و خوش شانس و پولدار باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  7. -
    مریم مهدوی فر گفته:
    مدت عضویت: 1132 روز

    در عشق اگر چه که قدم بر قدم است

    آنست قدم که آن قدم از قدم است

    در خانهٔ نیست هست بینی بسیار

    می‌مال دو چشم را که اکثر عدم است

    سلام به استاد بزرگوارم و مریم بانوی نازنینم

    و همه دوستانم در ادامه لذّت بردن از این مسیر

    بهشتی

    خداروبی نهایت شاکروسپاسگزارم بابت این لحظه و این‌فرصت طلاییه زندگیم که در گوشه‌ای دنج دوراز هرگونه هیاهو در کمال آرامش و خلوتی عاشقانه با پروردگارم نشسته‌ام و به لطف

    هدایت های زیبایش و آنچه در ذهن بازوپاک و قلب آرامم جاری می کند با عشق در این‌مکان مقدس می نویسم که نوشتن هم قدرت اوست بر سرانگشتانم، الهی شکرت.

    امروز ،صبحانه و ناهار دعوت خداوند بودیم و قسمت مان غذای پرخیروبرکت نذری شد و حتی برای صبحانه و ناهار فردا هم دعوت مان کرد و اینها رزق بغیرالحسابی ست که برایم قدروارزش گرانبهایی دارد ،چقدر زندگیم پرخیروبرکت شده

    چقدر وجودم لبریز از آرامش هست و احساس سبکی

    می کنم ،چقدر ذهنم آرام است بسان آرامشی که رو به دریا نشسته باشی و صدای زیبای امواج تمام وجودت را دربربگیرد و تو فقط محو قدرت و عظمتش می شوی و قطرات اشکی که از گوشه چشمانت سرازیر می شود اما از جنس شوق

    و شعف و سراپا شکرگزاری برای بودنت ،

    آگاهانه زیستنت و ایمان و یقین به خداوندی که همه چیز برایت شده است و دلت آرام است

    نه فکری،نه عجله ای نه نگرانی هیچ و هیچ

    چون فضای ذهنت را به گلستانی از زیبایی ها

    مبدل کرده ای و هر لحظه فقط مشغول صفا دادن و توجه

    و عشق دادن به این زیبایی ها هستی و مراقبی که علف هرزی سردرنیاورد و این زیبایی را بهم بریزد،

    خیلی مراقب افکاری هستی که در طول شبانه روز

    به آنها می اندیشی و دیگر اجازه نمی دهی هر فکری وارد حریم خصوصی و زیبای ذهنت شود

    به جورایی دیگر اصل را آموخته ای و تابلوی ورود ممنوع قرار داده ای که هر فکری حساب کار دستش بیاید، بنابراین‌تمام تمرکزت می رود جایی که باید و در لحظه مشغول هر کاری که هستی

    مثلا دارم آشپزی می کنم دیگر امکان ندارد فکر مزاحمی دخالت کند در آشپزی که با عشق انجام می دهم

    چون من میزبان‌محترم و عزیزی دارم

    که کنارم هست و می خواهم صدای زیبای

    هدایت هایش را در حین آشپزیم ، با جان و دل بشنوم

    یا کنار عزیزدلم که هستم با تمام وجودم کنارش باشم و به او و صحبت هایش باعشق گوش فرا دهم

    چون این عشقی هست که از خداوند دارم و در واقع همان عشق واقعی به خودم

    چون وقتی عاشق خودت باشی می توانی عشق را نثار عزیزانت کنی بدون‌توقع

    همان کاری که خداوند از بدو شکل گرفتن مان برایمان انجام داد و آسمان ها و زمین را مُسخر ما گردانید و امروز آگاهانه بدانیم و درک کنیم که هدف از آفرینش ما

    چه بوده است .

    من به شخصه از وقتی کارکرد دوره شگفت انگیز 12 قدم را متعهدانه شروع کردم و با شورواشتیاق

    ادامه دادم همه چیز در وجود و زندگیم تغییر اساسی کرد و واقعا خداوند تعهد و استمرار و ذوق و شوقت را که می بیند پاداش می دهد و چه پاداشی بی نظیر تر و معجزه وارتراز آرامش و احساس عالی و داشتن یک زندگیه طبیعی و ساده و راحت ، سوار بر خفن ترین ماشین زمان ،زمانی

    که از هر لحظه اش نهایت بهره را برده و فقط

    از زندگیت لذّت می بری .

    تمام توجه و تمرکزت روی اصول و قوانینی هست که تو را قدمی به جلو می برد و دوری از هر

    حاشیه حتی فرسنگ ها دورشدن از نزدیک ترین افراد زندگیت چون به درک واقعی معنای زندگی

    دست یافته ای

    دیگر می دانی باید حال من خوب باشد ،باید از زندگیم لذّت ببرم

    و در نهایت آرامش به وظایفی که دارم رسیدگی کنم به هدف هایم و مفید وباارزش زندگی کردنم

    و به سهم خودم موجب رشدوگسترش وجودم

    زندگیم و دنیایم باشم تا آخرتم را به زیبایی ساخته

    باشم .

    چکاپ فرکانسی باعث شد در انتهای این دوره

    بی نظیر تغییرات خودم را صادقانه ببینم و در مرور دوباره هر قدم ،بیشتر شاهد آن بودم و تفاوت برایم به لطف خداوند و عمل به صحبت‌ها و نکات ارزشمند استاد ،زمین تا آسمان بود .

    واقعیت زندگی من شد تمرکز بر زیبایی ها و سلول به سلول داشته های مادی و معنوی ام ،مراقب

    ورودهای ذهنم و هرجایی و با هر کسی نشست و برخاست نکردن و به خلوتی بی نظیر دعوت شدم که در آزادی زمانی فوق‌العاده ای قرار گرفتم و توانستم با تمرکز عالی تری قوانین الهی را در زندگیم اجرا کنم و سعی کنم هرروز از دیروزم بهترو بهتر شود .

    من در این مسیر زیبا و لبریز از عشق و آگاهی

    فقط سعی کردم آرام باشم و با هدایت های خداوند قدم از قدم بردارم و این به زیباتردیدن مسیر کمک بیشتری به من کرد و از یه جایی به بعد قسم می خورم دیگر نه فکری نه خیالی،نه نگرانی و نه هیچ چیز دیگر نتوانست ذره ای روی حال و احوالات قشنگم که با وجود خداوند کنارم

    بدست آورده بودم اثری بگذارد،

    من هرروز عاشق تر،صبورتر،آرام تر و با ایمان تر به مسیر زیبایی که دعوت شدم ادامه دادم و هرروز هم این مسیر زیبایی های بیشتری را به من نشان داد و من هم شیفته تر و عاشقانه تر ادامه دادم

    و دارم‌معجزاتی رو می بینم که فقط هر کسی خودش آن را درک می کند و می داند که خداوند

    چه کرده و می کند با وجود و زندگیش …..

    استاد تلائلو نور حضور شما ،نوری که از توحیدی

    بودنتان بر زندگیم در همه ابعاد تابیدن‌گرفت ،

    چنان اثربخش و حیاتی بود که من فقط در جای جای وجود و زندگیم رنگین کمانی از زیبایی هایش را به نظاره نشستم و اشک شوق ها ریختم و شکرگزارتر وسپاسگزارتر شدم و بر ایمان ،یقین و توکلم هر روز افزود و نتیجه اش امروز ذهن آرام و قلبی که لبریز عشق هست ،عشق به معبودش و من دیگر چه بخواهم که با داشتن او تمام نداشتن ها برایم بی‌معنا تفسیر می شود …..

    در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت، ثروتمند، سعادتمند، موفق و عالی باشید و بدرخشید و سهم تان زندگی در بهشت دنیا و آخرت باشد عزیزانم.

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    متشکرم متشکرم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  8. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1471 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    موارد اساسی و نکات کلیدیِ این فایل چیست؟

    -ما با باورها و افکار خود نتایج و اتفاقات زندگی خود را خلق و ایجاد می کنیم

    -با افکار و باورهای خود فرکانس هایی را آگاهانه و ناآگاهانه به جهان ارسال کرده و از جنس همان را دریافت می کنیم

    -باورها حاصل تکرار هزاران باره ی افکار در ذهن ماست

    -اگر با داشتن باورهای مناسب به نکات مثبت توجه کنیم احساس خوبی داشته و از جنس همان احساس را به زندگی خود جذب و دعوت می کنیم

    -اگر با داشتن باورهای نامناسب به نکات منفی توجه کنیم احساس بدی داشته و از جنس همان را به زندگی خود جذب و دعوت می کنیم

    -افکار منفی و نامناسب در ذهن ما مانند گاری با چرخ های زنگ زده است که آن را با خود به سراشیبی کوه حمل می کنیم

    -نعمت های خداوند بی انتهاست با باورها و افکار مخرب خود جلوی دریافت نعمت ها را می گیریم

    -همواره از خداوند خیر خوبی سعادت در دنیا و اخرت را طلب کرده و از او بخواهیم ما را به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت داده هدایت کند

    -با داشتن افکار و باورهای مثبت با چالش ها و تضادهای کمتری مواجه شده و واقعیت زندگی ما با عموم جامعه متفاوت خواهد شد

    -با تعهد پرداخت بهاء بر روی باورها و افکار خود کار کرده تا نتایج متفاوت از عموم جامعه کسب کنیم

    -قدم اول برای تغییر این است که بپذیریم خالق نتایج و اتفاقات زندگی خود هستیم

    -تا زمانی که نپذیریم خالق بی چون و چرای اتفاقات زندگی خود با باورها و افکارمان هستیم نمی توانیم شرایط و نتایج زندگی خود را تغییر دهیم

    کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟

    -ما خالق اتفاقات و شرایط زندگی خود با افکار و باورهایمان هستیم

    -باورها حاصل تکرار میلیون ها و میلیارد بار افکار درست یا نادرست است

    -اتفاقات شرایط و نتایج زندگی ما با افکار و باورهایمان به صورت آگاهانه یا نااگاهانه خلق و ایجاد می شود

    -افکار منفی مانند گاری با چرخ های زنگ زده است که ان را در سرازیری کوه حمل می کنیم

    -نعمت های خداوند بی انتهاست با داشتن افکار و باورهای نامناسب جلوی دریافت آن را می گیریم

    -با تعهد و پرداخت بهاء بر روی باورهای خود کار کرده تا نتایجی متفاوت از عموم جامعه کسب کرده و واقعیت زندگی ما متفاوت از انها شود

    -با کار کردن بر روی باورهایمان با تضادها و چالش های کمتری مواجه می شویم

    چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟

    -پرداخت بهاء و تعهد به ادامه ی مسیر کار کردن بر روی باورها و افکار به ما کمک کرده هر بار شرایط ما بهتر شود و گاری سنگینی که ان را با سختی و تقلا بر سربالایی کوه می کشیدیم سبک تر شود

    افکار و باورهای ما مهم ترین عامل شرایط و نتایج کنونی ماست که تغییر آن سخت و دشوار اما با تکرار و تمرین مکرر شدنی و امکان پذیر است

    از زمانی که با تعهد و پرداخت بهاء بر روی باورهای خود کار می کنیم نتایج زندگی ما در تمام ابعاد متحول شده و واقعیت زندگی ما نسبت به گذشته بسیار متفاوت شده است

    برنامه‌ی شخصی‌ِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل»‌ چیست؟

    -برنامه شخصی ما بیشتر پذیرفتن این اصل است که ما خالق اتفاقات و نتایج زندگی خود با افکار وباورهایمان هستیم و با ارسال فرکانس ها به صورت اگاهانه و ناآگاهانه اتفاقات و شرایط زندگی خود را رقم می زنیم باید بتوانیم به جای مقصر دانستن دیگران و عوامل بیرونی و داشتن شرک بپذیریم ما خالق بی چون و چرای اتفاقات زندگی خود آگاهانه و ناآگاهانه هستیم و می توانیم شرایط و نتایج زندگی خود را با تغییر باورها و افکارمان به شدت دگرگون کنیم

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1471 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    -تمام اتفاقات زندگی ما آگاهانه یا ناآگاهانه با افکار و باورهایمان خلق و ایجاد می شوند

    -باورها همان افکار تکرار شونده هستند

    -در هر لحظه با باورها و افکار خود در حال ارسال فرکانس هایی به جهان هستی هستیم

    -اگر تمرکز ما بر نازیبایی ها و نکات منفی است و احساس بدی داریم از جنس همان احساس را جذب و به زندگی خود دعوت کرده ایم

    -اگر بتوانیم با تمرکز بر زیبایی ها و نکات مثبت به احساس خوب دست یابیم از جنس همان احساس را به زندگی خود جذب و دعوت کرده ایم

    -داشتن افکار منفی مانند گاری زنگ زده است که ان را با خود پای پیاده بدون کفش در سربالایی کوه حمل می کنیم

    -اگاهانه سعی کنیم با تمرکز بر نکات مثبت و از زاویه ای متفاوت به مسائل نگاه کردن به احساس خوب دست یافته و گاری زنگ زده از افکار و باورهای منفی را رها کنیم

    -به تدریج با تغییر باورها و افکارمان مسیر زندگی برای ما اسانتر و روان تر خواهد شد

    -ورودی های خود را به شدت مدیریت و کنترل کرده شبکه های اجتماعی و اخبار منفی را به کلی از زندگی خود حذف کرده باورهای مناسب در ذهن خود ایجاد کنیم تا واقعیت زندگی ما برخلاف عموم جامعه زیبا شود

    -تغییر باورها و افکار باعث می شود با تضادها و چالش های کمتری مواجه شده و چرخ زندگی ما آسان و روان شود

    -افراد متعهد که برای تغییر باورها و افکار خود بهاء پرداخت می کنند می توانند ذهن خود را کنترل کرده و زندگی دلخواه خود را خلق کنند

    -با ادامه مسیر کار کردن بر روی باورها و افکارمان نتایج زندگیمان بزرگتر و بزرگتر خواهد شد

    -نعمت های خداوند بی انتهاست با داشتن مقاومت و ترمز های ذهنی که همان گاری با چرخ های زنگ زده است جلوی دریافت نعمت های بی انتهای الهی را می گیریم

    -شرط اول برای تغییر پذیرفتن این اصل است که: ما با باورها و افکار خود زندگی مان را خلق می کنیم بنابرای باید متعهدانه بر روی باورهای خود کار کرده و ورودی های خود را کنترل کنیم

    -هم سعادت در دنیا و هم سعادت در آخرت را از خداوند درخواست کنیم و از او بخواهیم ما را به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت داده نه گمراهان و مورد غضب واقع شدگان هدایت کند

    -به نشانه های الهی توجه کنیم

    -نشانه های الهی شخصی و بسته به افراد مختلف متفاوت است

    -خداوند همواره با زبان نشانه ها با ما صحبت می کند

    -با تغییر افکار و باورهایمان می توانیم بهشت واقعی را در همین دنیا تجربه کنیم

    -نتایج زندگی ما با تغییر باورها و افکارمان تغییر می کند

    -با ادامه ی مسیر درست و تغییر باورها خداوند پاداشی به ما عطا می کند که اکنون برایمان غیر قابل تصور است

    -اوضاع و شرایط ما می تواند با تغییر باورها و افکارمان به کلی متحول و دگرگون شود

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    سلما مصدق گفته:
    مدت عضویت: 2997 روز

    سلام و درود

    مهم احساس خوبه

    احساس خوب = اتفاقات خوب

    به میزانی که بتونی احساست رو خوب نگه داری و از زندگیت لذت ببری و به اتفاقات جوری نگاه کنی که بهت احساس بهتری بده به همون اندازه میتونی اتفاقات خوب رو تجربه کنی و به خواسته هات برسی.

    این کلیده

    این فایل نشانه امروزمه چه همزمانی جالبی گفتین قدم 5 آماده اس اتفاقا من قدم 4 رو دیروز تموم کردم و امروز میخوام برم سراغ قدم 5 انشالله.

    خدایا شکرت که تونستم قدم 5 رو هم تهیه کنم.

    خدایا شکرت که تو این مدار هستم.

    خدایا هدایتم کن به راه راست به راه کسانی که به اونها نعمت داده ای نه راه کسانی که به اونها غضب کرده ای و نه راه گمراهان.

    استاد شما از فرش به عرش رسیدید و منم از خدا میخوام همینو تو زندگیم تجربه کنم.

    الان حدود 5 سال از شروع این دوره گذشته و شما کوانتومی پیشرفت کردید.

    اون تعهدی که شما داشتید برای تغییر شخصیتتون رو من ندارم و به دانسته‌ هام به اندازه کافی عمل نمیکنم ولی از خودم ناامید نمیشم و قدم ها رو در هر صورت ادامه میدم. با اینکه از عملکردم رضایت ندارم ولی حاضر هم نیستم این دوره رو رها کنم.

    خدایا هدایتم کن کمکم کن تا استمرار داشته باشم و از این به بعد بیشتر به آگاهی هام عمل کنم.

    واقعا با تمام وجودم میخوام تغییر کنم. شخصیتمو و زندگیمو تغییر بدم کمکم کن. هدایتم کن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای: