این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/03/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-03-07 07:45:292025-04-30 07:34:38درسهای زندگی از یک بازی | قسمت 2
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خداوند را هزارن مرتبه سپاسگزارم بابت یک روز فوق العاده الهی شکرت
سلام به استاد عزیزم مریم جان عزیز و دوستان خوبم
چقدر بدن استاد عزیزم زیباتر شده به لطف قانون سلامتی و روش درست تغذیه الهی شکرت
چقدر خوبه این خانه جدید چقدر انرژی خوبی میده الهی شکرت
همین قدم های ساده و متوالی و نگه داشتن مومنتوم مثبت باعث شده که استاد اینقدر خوب اولا وابسته کسی نباشه و بعد به این ایده خوب هدایت بشود در بازی کردن پینگ پانگ و هر زمان دلش خواست بازی می کند الهی شکرت
ولی من خیییلی وخت شده بخاطر مقاومت های ذهنم در جا خواسته ام را خفه کردم حتی نگذاشتم به بقیه اش فکر کند این فرق نتایج پایدار استاد است
به خواسته اش آنقدر مومنتوم مثبت می دهد که هدایت می شود به قدم های بعدی و نگران چگونگی نیست
تا حالا که جلسه چهارم در این دوره فوق العاده هستم خیییلی بهتر درک میکنم و تعمق میکنم چرا بعضی وخت نمی توانم به خواستم برسم
اگر خواسته من بالا شدن در کوه باشد و اگر افکار من به جای مومنتوم دادن مثبت به آن خواسته به این باشد نه من خسته میشم سخته نمیشه چطور بروم .
اتفاقی که می افتاد من اصلا اقدامی انجام نمی دهم و همانجا از آن خواسته ام دست می کشم
و بعد نتیجه این می شود مه اعتماد به نفس من از بین می رود و همیشه در هر تصمیم ترس سراغ من می آید و دو دل می شوم و همین شخصیت ام را از بین می برد
در این چند روز در هر جا وختی حالم بد می شود سریع تایم اوت میگیرم نمی گذارم دامنه این احساسات زیاد شود و مومنتوم منفی بیگیرم
خدا را شکر به لطف این دوره قرار است خییییلی اتفاقات عالی برایم رقم بخورد
من صدای قلبم را گوش کردم و این دوره را خریدم و واقعا راضی هستم خدایا شکرت
سلام به استادعزیزم وهمه ی دوستانی که توی این مسیرزیبا هستن.
کامنت دوست عزیزمون سمانه جان روخوندم .
دیدم چه وجه تشابهی. فک میکردم فقط من نگران بالارفتن سنم هستم.نگران نرسیدن به نتایج بزرگ.نرسیدن به خواسته هام.باوجوداینکه من تقریبا نزدیک یک ساله که کمی متعهدانه به این فایلها نگاه میکنم نتایج کوچیک زیادی داشتم که اگع اون ذهنیت قبل روداشتم میگفتم پیش امده اتفاقی بوده دری به تخته ی خورده یا……
اماالان هرموقع ناامیدمیشم هرموقع میگم اووووه کوتابرسی به فلانی وفلانی پیرشدی رفته بازبه خودم یااوری میکنم که تواون نتایج روباکنترل ذهن باتوکل به خدا باایمان که ازاستادیادگرفتی خلق کردی.
حق نداری ناامیدبشی حق نداری کم بیاری.حق نداری فک کنی شانسی بوده.مگع نه اینکه تایه ذره روورودی هام کارمیکنم شرایط ازهمونجا تعقیر میکنه .
توی یه فایلی استاد میگفت من یه جایی به این نتیجه رسیدم که خوندن کتابهای بیشتر به من کمک بیشتری نمیکنه من بایداین قوانین روادامه بدم بعد امدم رواموزه هایی که داشتم وقت گذاشتم اوناروتکرارکردم وتکرار تا این نتایج خلق شد.
منم باید باهمین چیزای خیلی کمی که یادگرفتم تکرارکنم دنبال پیشرفت باشم.قانون تکامل روطی کنم .به خودم به جهان اجازه بدم تاتکامل ایجاد بشه نتایج بزرگ هم پیش میاد.
به قول استاد توی بگرانت داره رانت میشه داره یه چیزایی عوض میشه.داره یه جونه هایی رشدمیکنه ایمان میخواد.ازخدامیخوام کمکمون کنه تااین اموزه هاروتکرارکنیم.بابت نتایجمون شاکر باشیم وادامه بدیم دلسردنشیم.ممنونم استادعزیز .
توی ذهنم کلی مسیر رشدکسب وکارمو مرور کردم اشتاهاتمو به خودم یاداوری کردم.پیشرفتامو بولد کردم وبزرگشون کردم وتموم اون موفقیت هاروازخداشاکرم که مهرشماروتودلم انداخت.
یه وقتایی یادم میاد که اون اوایل صدای شمارومی شنیدم بی اختیار اشک میریختم طنین صداتون یه حس زیبایی رودروجودم شکل میداد.
اون بغضی که باشنیدتون کلامتون بودروهمیشه دوست داشتم ودارم.
درود به استاد عزیزم قبلا پستی تو تلگرام دیده بودم که مجری برنامه تلویزیون با شرکت کننده برای مسابقه به صورت زنده تلفنی صحبت میکردن و مجری طبق معمول از شرکت کننده پرسید چه کسانی کنارتون هستن که به شما کمک کنن وشرکت کننده پاسخ داد مادرم .خواهرم و پسر 7 ماهم .مجری در پاسخ گفت ای جانم پسر 7 ماهتون چند سالشه و شرکت کننده مجدد پاسخ داد 7 ماهشه و باز هم مجری سوالش رو تکرار کرد و بعد از اون متوجه شد …..که متاسفانه اکثر افراد میگفتن عجب گافی داد ……ولی این موضوع به طور ناخود اگاه اتفاق افتاد وقتی یه موضوعی یا کاری زیاد تکرار بشه مغز میفرستش تو نا خود اگاه یا به نوعی براش مسیر عصبی شکل میده که نیروی زیادی مصرف نشه اینجا هم داستان همینه ما مسیر عصبی مون شکل گرفته که وقتی از یکی می پرسیم چند سالته یا چند سالشه بگه فلان سالشه یا فلان سالمه ولی شرکت کننده میگه 7 ماهشه پس ذهن مجری میگه نه جواب سوال درست نبود خارج از قالب بود و دوباره می پرسه. پس به دو نتیجه میرسیم یکی اینکه برای کسب مهارت تو هر کاری مرحله به مرحله با تکرار و تکرار و تکرار پیش بریم تا مسیر عصبیش تو مغز ما شکل بگیره و دوم اینکه قبل از یادگیری هر مهارت باید دقت بیشتری داشته باشیم تا به درست ترین شکل ممکن و با جزییات صحیح در ذهن ما نهادینه بشه و اگر غیر از این باشه تغیرش بسیار سخت و زمان بر هست.استاد بی نظیرم به جرات میتونم بگم مسیر و اموزه های شما تنها انتخاب درستیه که میتونستم داشته باشم و بی وقفه در این مسیر با چشم بسته در حرکتم و ایمان دارم نتایج فوق العاده ای کسب خواهم کرد که البته همه چیز به خودمون بر میگرده که تو مسیری که قدم گذاشتیم تکرار و تمرین داشته باشیم .مرسی از وجودتون دوستتون دارم
استاد شما واقعا بلد هستید از هر چیزی قانون رو بکشید بیرون و برا خودتون اصل رو تکرار کنید و همچنین برا مام اصل تکرار میشه
مثل همه فایل های شما باز اصول اصلی و قوانین جهان چه خوب بیان شد و چقدر باید برای خود من تکرار بشه تا مستر بشم تو درک اصل
استاد این که تو هر کاری اولش مغز مقاومت میکنه بعد با تکرار مسیرهای عصبی میسازه بعد تبدیل میشه به عادت و خودکار انجام میشه خیلی تجربه دارم و این که حواسم باشه برای یک چیزی مسیرهای عصبی نادرست شکل ندم که کار سخت میشه من تو رانندگی خیلی اینو درک کردم
من از اول که رانندگی یاد گرفتم کمربند بستن خیلی مهم نبود منم یاد گرفتم نبندم کمربند انقدر جریمه شدم بعدها یه روز گفتم اقا باید این رفتارو اصلاح کنم یادمه من 8 ماه تا یکسار مدام یادم میرفت باید آگاهانه نی بستم بعد یه سال مسیرهای عصبی شکل گرفت ابان میشینم تو ماشین ناآگاهانه همون اول کمربندو میبندم اصلا هم توجه نمیکنم خودکار انجام میدم
سلام بر استاد عباسمنش عزیز و مریم جان و دوستان هم مسیرم
امروز اومدم سایت که اولین عیدی را برای خودم بگیرم قرار گذاشته بودم حقوق را گرفتم این کار انجام بدم الوعده وفا
تا سایت باز کردم دیدم یه فایل جدید دانلود کردم و نشستم به دیدن از همون اوایل فایل متوجه شدم که چرا الان تو این سختی و رنج هستم من اول بهمن یه مصاحبه کاری رفتم و شرایط کار را با این که خیلی سخت بود قبول کردم و به خودم گفتم اگه از پس کار بربیام خیلی روی اعتماد به نفس و شرایط کاریم تاثیر فوق العاده میزاره میرم تو دل ترسم
ولی بعد 3 روز سریع متوجه شدم که این مسیری که انتخاب کردم درست نیست و درخواستم را برای مدیر فرستادم که من نمیتونم ولی تحت تاثیر صحبتهای ایشون ادامه دادم ومن تمام این 40 روزی را که سرکار میرم فوق العاده اضطراب شدیدی را دارم تحمل میکنم و از لحاظ اعتماد به نفس انقدر تخریب شدم که حد نداره باورهام حتی در مورد توانایی خودم تو کاری که انجام از بین رفته و……
و دقیقا رسیدم به حرف استاد که تکامل کاری را طی نکرده باشی و بخوایی با زور و تقلا پیش بری پیشرفت که نمیکنی هیچ اون چیزهایی را هم که از قبل ساخته بودی از بین میبره و احساس بد تو را میبره تو اتفاق های بد که قانون اصلی جهان هست
برم دوره جدید را که دانلود کردم گوش کنم امیدوارم بتونم به نتیجه خوب برسم و این هدایت الهی را با جان ودل پذیرا باشم
سلام خدمت استاد عزیزم که دائم در حال پیشرفت و رشد و طی کردن مسیر کمال هست به لطف خداوند
استاد من مدت کمی که با شما آشنا شدم و از خداوند سپاسگذارم که منو به این مسیر و درک بهتر قوانین جهان هدایت کرد و از شما سپاسگذارم که این نکات مهم که تجربه و بهایی پشتت قرار داره به ما آموزش میدید
استاد عزیزم شما از قانون تکامل صحبت کردید در این دیدگاه من دوست دارم تجربه ای رو باشما و عزیزان سایت به اشتراک بذارم
من در حال حاضر 21 سال سن دارم و در همین سالی که گذشت
من میخواستم که درآمد خود را بدون هیچ یادگیری و طی کردن تکاملی و با حساب کردن به روی دیگران چند برابر کنم و در اون لحظه باورم این بود که من همه چیز میدانم و به ذهنم خطور نکرد که خداوندا تو مرا هدایت کن و میگفتم ذهن اقتصادی دارم و این شریکم میتواند برای من پول بسازد و من با کار در دوجای مختلف یکی کاری که برای خودم بودم و شریکم و دیگری کار در کارگاه برای دیگران و با تلاش فیزیکی خستگی در حد مرگ و باور ها اشتباه میخواستم به درآمد چندین برابر برسم وجالب هم اینجاست که من از موقعی که این تصمیم را گرفتم گهگاهی احساسم بد میشد ولی باز میگفتم شدنی است من اشتباه نمیکنم
خلاصه چیزی نگذشت کمتر از یک ماه که هر دو شغل را از دست دادم به خاطر اینکه به خداوند اجازه ندادم که کار هایم را انجام دهد و به مسیر درست تری هدایت کند و احساسم بیشتر طمع بود تا ارامش و تکاپویم کلا بی حاصل بود
و بهای این درس بیکاری بود
ولی الان به لطف خداوند و شما استاد عزیز
انسانی تا حد سعی ام توحیدی تر شکرگذار تر
و بسیار خوشحالم که در این سن این آموزه ها را حال یادگیری هستم
و بسیار شاد تر با اینکه الان شاید از لحاظ مالی چیزی نداشته باشم ولی انتظار چیزهای خوب را دارم
اهدافم تا حدودی مشخص شده
و کارهایم به راحتی انجام میشود و طبق آموزه های شما و هدایت خدا. در همه کارها میگویم که خداوندا من چیزی نمیدانم. تو کارها را بریم انجام بده. و همه کارها در حال انجام شدن است و من حال حاضر در حال زدن کارگاه برای خودم هستم و دوست دارم کار آفرین موفقی شوم و رویای دیگرم هم نیز این است که در فوتبال بازیکن تیم ملی شوم
و هدفم هم از زدن کارگاه این است که بتونم به تمرینات فوتبال برسم و توکل به خدا…………
استاد عزیزم باز هم سپاسگذارم بابت این همه لطف و آگاهی و ممنونم بابت سریال ها فوق العاده که من با تماشای آنها دائم به خود میگویم پس میشود پس امکان پذیر است
استاد امیدوارم در سایه لطف خداوند سبحان همیشه شاد و سلامت باشی
سلام به استاد عزیزم، خانم شایسته ی گل و دوستان گلم
استاد جان هر چی میریم جلوتر شما هی خوشتیپتر جذابتر و جوانتر میشین. واقعا خوش هیکل شدین.
خونه ی جدید مبارک استاد جان. چقدر همه چیز ساده ولی در عین حال زیبا نو شیک تر تمیز آرامشبخش
اصن حال کردم دکور خونتون رو دیدم. اولش ی چیزی بنظرم عجیب بود، فهمیدم چون پرده نداره، چه باحال خونه پرنور و دلباز
استاد در مورد تکامل طی نکردن، چه جالب که درک و اجرای قانون تکامل چه ارتباط مستقیمی داره با ساختن احساس لیاقت
یکی از چیزایی ک تاکیید کردین در دوره ی احساس لیاقت و عزت نفس اینه که خودتون رو سرزنش نکنید
خب ما کی سرزنش میکنیم خودمون رو؟ اغلب زمانی ک کاری رو ب بهترین شکلش انجام ندیم یا خطایی کنیم
همین درک قانون تکامل کمک میکنه ک خودمون رو سرزنش نکنیم.
من با خودم میگم هاجر جان،قانون تکامل ها،، ببین قانون،،، رو کلمه ی قانون تاکیید میکنم برای خودم و بازش میکنم، یعتی چیزی ک دلخواهی نیست،قابل تغییر نیست
میگم قانون تکامل ،مث قانون جاذبه، قانون چسبندگی مولکولی، تو میتونی کاری کنی تغییرش بدی؟
مثلا یکی از چیزایی ک من در موردش قانون تکامل رو رعایت نمیکردم و عجله داشتم و همین باعث میشد زود گیو آپ کنم ک نه نمیشه، نه من نمیتونم از پسش بربیام ، تغییر یک سری الگوهای رفتاریم و اخلاقیم که میدونستم باید تغییر کنن ،چون بزرگترین ضربه ها رو ب من میزدن
دلم میخواست زود عوض شن، مثلا همینکه تصمیم گرفتم دیکه اینجوری عمل نکنم
و استاد شما چقد گفتین که شخصیت ما یک شبه شکل نگرفته که بخاد یک شبه هم تغییر کنه.زمان و تعهد لازم داره، استمرار لازم داره
اولش انرژی و تعهد و اراده ی بیشتری میخاد ولی ب مرور زمان آسونتر میشه ، که میشه همون بحث مومنتم که گفتین.
من شروع میکردم یکی دو روز خوب، و ب محض اینکه دوباره اون رفتارا رو شروع میکردم، شروع میکردم ب سرزنش و تخریب خودم که تو از پسش برنمیای، تو عرضه شو نداری، اینا پاشنه آشیلت هستن، تو ب اندازه ی کافی توانمند نیستی، و همین باعث میشد ک احساس ناتوانی کنم و فک کنم نمیشه و تازه اعتماد بنفس و احساس لیاقتمم پایینتر بیاد
اینا درچه صورتی بود؟ در صورتی که قبلا اون الگو رو روزی چتدبار انجام میدادم و بعد از کار کردن رسیده بود به هفته ای یکبار ،به ده روز یکبار و داشتم تکاملم رو طی میکردم،ولی چون قانون تکامل رو از یاد میبردم و توقع غیر منطقی داشتم از خودم نه تنها نمیتونستم تغییر کنم ،بلکه هربارم احساس لیاقتمو پاییتر میاوردم
بعد تا جاییکه ک دیدم نمیشه تغییر بدم بعضی اخلاقامو ک داره بهم ضربه میزنه ،مثلا مث بحث کردن، احساساتی شدن و عصبی شدن و زودجوش آوردن
بدون درنظر داشت قانون تکامل چه دیدگاهی نسبت ب خودم داشتم؟
یک آدمی ک یکسری ضعف های شخصیتی داره و نمیتونه تغییرش بده و از پسش بربیاد،حس بی عرضه بودن
و دیدی ک نسبت به مساله داشتم چی بود؟ یک کار سخت و طاقت فرسا ک باید پرفکت عمل کنم و تو یک ضربه تمومش کنم اگر خطا کنم تمام کار و عملکردم رو صفر میکردم
از زمانی ک تصمیم گرفتم میخام با قانون تکامل پیش برم و یک شبه امکان پذیر نیست چطور شد عملکردم؟
اول اومدم گفتم به خودم همینکه اصن به این خودشناسی رسیدی یعنی پیشرفت ، چقد خودمو تحسین کردم بابتش، گفتم یک مرحله پیشرفت کردی تبریک میگم بهت ، مرحله ی اول انجام شد
مرحله دوم آفرین دمت گرم که انقد شجاعت داشتی که پذیرفتی و مسولیتش رو صد در صد برعهده گرفتی، قبلا اصن قبول نمیکرذی که این بحث و تنش و اینا مشکل از توست، بازم ب خودم تبریکگفتم و حس افتخار
بعدش گفتم دمت گرم آفرین که راه حل رو پیدا کردی، قبلا فکر میکردی دیگران باید عوض شن، الان میگی تنها کسی ک باید تغییر کنه هاجر هست
خدا رو شکر ک پیشرفت کردی و تو مسیر درست هستی و همینکه تو مسبر درستی، یعنی ب مقصد میرسی درنهایت
با اینجور دیدن یک حس سبکی، آرامش ،توانمندی ،پیشرفت و قابل حل بودن مساله پیدا کرده بودم
یک حس شور و اشتیاق ک انقد پیشرفت کردم، آسون بودم و برم برای مراحل بعدی
تازه اینکه چقد احساس لیاقتمم بالا میرفت
بعدش شروع کردم نوشتن هر روز پیشرفتام و تغیراتم و تحسین خودم
به خودمم میگفتم مدام من ازت توقع تغییر یک شبه ندارم همینکه هر روز یک مقدار بهتز بشی کافیه
مثلا اون رفتارایی ک قبلا روزی چندبار میکردم رسیده به ده روز یکبار،بیست روز یکبار ، همونم ذهنم تا میاد سرزشن کنه و تمام این دستاوردا رو صفر کنه و برچسب بی عرضه بودن رو بزنه
سریع گفتگوی ذهنی م رو عوض میکردم ،اص برعکس میکردم داستان رو بجای اینکه بیاد سرزتش کنه شروع میکردم ب جشن گرفتن تو ذهنم
،میشنستم با خودم میگفتم ببین دمت گرم ،تو قبلا هر روز اینجوری بودی الان ببین بعد دوهفته،چه پیشرفتی، چقد تو توانمندی هاجر ،چقد تو متعهد وبا اراده ای
میگفتم اصن خوب شد این اتفاق افتاد تا من فهمیدم چقد پیشرفت کردم، تا جشن بگیریم برا خودمون
بعد چون میدونستم شروع میکنه ذهن ک بی عرضه ای، هی میگفتم ببین قانون تکامله خب، یک شبه عوض نمیشی، تو بی عرضه نیستی، این قانون جهانه، نمیشه یک شبه تغییر کرد،تو خیلی ام عالی عمل کزدی ،دمتم گرم، من ازت توقع پرفکت بودن ندارم ، من تغییراتتو دارم میبینم براشون ارزش قایلم و میدونم ک چقد در حال پیشرفتی
اینطور مسیر تغییر شخصیتی م داره برام رونتتر ، امکان پذیرتر میشه و احساس لیاقتمم بالاتر میره
میدونم ک اینجوری آسان میشم برای آسانی ها
رعایت نکردن قانون تکامل یعنی آسان شدن برای سختی ها
یا من زمانی که بیزنسم رو باز کرده بودم، از همون پولی ک داشتم شروع کردم آن لاین در حد خودم و راحت بود همه چی،خوب پیش میرفت ،ذهنم رها بود،لذت میبردم ،ذوق و شوق داشتم
ولی تکاملم رو طی نکردم و گفتم میخام مکان فزیکی هم داشته باشم، از بیرون یک پولی تزریق کردم و شروع شد سختی ها
اون ذهن آرام رو دیکه نداشتم ، تو استرس و هول و ولا افتادم، دیکه لذت نمیبردم همش استرس
و اینا تاثیر گذاشتن روی فروش
اصن یکی از چیزهایی که باعث میشه قانون تکامل رو نخوام طی کنم،، بحث مقایسه هست
چقدر این مقایسه ویرانگر هست، باعث ناسپاسی، ب سختی انداختن ، از مسیر گمراه شدن هست
من چه زمانی خودمو مقایسه میکنم؟ زمانی که احساس لیاقت پایینی دارم.
پس میشه با کار کردن روی احساس لیاقت و مقایسه نکردن هم به اجرای قانون تکامل کمک کنم.
و استاد باورای خوبی که میشه در این فایل پیدا کرد
فرصت ها برای پول ساختن زیاده و هر روزم بیشتر میشه، اینکه دیگران از فزصت ها استفاده کردن، نه تنها فرصت ها رو کم نکرده بلکه بیشتزش هم کرده، مثلا یک شرکتی این ربات رو ساخته و پول ساخته، و یک شرکت دیکه اومده با اصلاح بعضی نواقص و بهتر کردنش بازم پول ساخته
باور دیکه،، تمام مسایل بدون استثنا یک راه حل ساده و قابل دسترس دارن،،
این مسایلی ک تو ربات قبلی بود، مث اینکه بالا پایین نمیرفت، یا کستوم تنظیم نمیشد، یا پریز برق بیشتری لازم داشت، چه راحت حل شده، پس تمام مسایل یک راه حل ساده داره
و باز هم باور تمام مسایل راه حل ساده و قابل دسترس دارن، من داشتم فکر میکردم چقد سخته خم شی دونه دونه توپ ها رو جمع کنی، اون سبد چ باحال بود توپ رو چقدر راحت جمع میکرد با گذاشتن یک دسته ک خم نشی و چندتا سیم زیر سبد ک توپ بره توش با فشار ولی بیرون نیاد
و باور معنوی بودن ثروت
چقد لذت بردم از آزادی مالی شما، بع زاحتی هر چی دوس دارین برای خودتون تهیه میکنید و زندگی تون رو راحتتر و لذت بخش تر و پربارتر میکنید و همزمان دارین با خریداتون ب گسترش جهان کمک میکنید و الگو میشین برای من، که باور پذیر بشه میشود ثروتمند شد
باور دیکه آزادی زمانی مکانی و مالی ممکنه، البته با رعایت قانون تکامل و ساخت باورای مناسب
باور دیگه، اینکه شما دریک رابطه ی عاشقانه ی بینظیر و عمیق هستین ولی هر کدوم آزادی خوذش رو داره
این باور ک ما خوذمون مسول احساس خوب خودمون هستیم، مسول سرگرم کردن خودمون، مسول عشق ورزیدن و تحسین خودمون
اینکه رابطه ی عاطفی یک بخش از زندکی هست،تمام زندگی نیست، ما باید هر کدوممون زندگی مستقل خودمون،اهداف خودمون،علایق خودمون رو داشته باشییم
من باید بتونم ب تنهایی یک زندگی پربار،مستقل،هدفمند و شاد رو برای خودم بسازم، زندگی ای که اگر قرار باشه تنها باشم هم کامل و غنی باشه
استاد سپاسگزارم برای این فایل بینظیر و یادآوری قانون
چقدر کامنتت عالی بود چقدر ریز و نکته به نکته نوشتی
برای من کلی درس داشت
من هم مواقعی که تو دام پاشنه های آشیل میافتم و رفتاری های تکراری قبل رو انجام میدم مدام خودم رو سرزنش میکنم و یادم میره نگاه کنم ببینم که درسته عالی نشدم اما باز هم نسبت به قبل بهتر هستم
واقعاً بینظیر نوشتی بخصوص در مورد روابط که بخشی از زندگی هست و کل زندگی نیست ،با خواندن کامنت شما کلی از صحبت های استاد بخصوص تو دوره روابط یادآوری شد ، تحسینت میکنم عزیزمی
رعایت نکردن قانون تکامل یعنی آسان شدن برای سختی ها «دقیقا»
تکامل من چقدر با این قانون تو ذهنم چلنج دارم گاهی برا اینکه یکم برا خودم اسونتر ش کنم این صحبت استاد رو یادآوری میکنم که منظور ش از تکامل طی کردن زمان خاص نیست بلکه تکامل فرکانسی منظورشونه و اگه بتونی در همه مواقع به قانون عمل کنی و احساس خوب داشته باشی و از طی کردن مسیر لذت ببری زمان برای تو کوتاه میشه و اینطوری میتونم دید مثبت تری نسبت به قانون تکامل داشته باشم
سعی میکنم رها باشم و تسلیم تا ایده ها و راه حل ها بهم گفته بشه
خدا رو شکر ک کمنتم تونست قانون رو یادآوری کنه به شما.
دقیقا راست میگی مشکل که داریم اینه ک اسم قانون تکامل میاد حس میکنیم یعنی دیر رسیدن به خواسته ،فاصله ی زمانی ، برا همین آدم میخاد دور بزنه قانون رو ک البته این خود این مسیر اشتباه باز چقد دور میکنه ما رو از خواسته.
هدایت خداوند چقدر قشنگ کار میکنه، این کمنت رو دو روز پیش نوشته بودم، امشب پاسخ شما باعث شد باز بخونم ، باورت میشه خودم چقد نیاز داشتم و شما دست خدا شدین .
آدم میگه مینویسه،فکر میکنه میدونه ولی بخدا نمیدونیم،نیاز ب تکرار هر روزه داریم
استاد جانم ای کاش این فایل رو سه روز زودتر میزاشتین چون من دوازدهمم و مسابقه درون مدرسه ای داشتم و با این نکاتی که کفتین میتونستم حداقل تا فینال برم (: ولی از یه جهت مهم خیلی به موقع هستش : من خداروشکر چهارم بهمن ماه در سالگرد اولین کامنتم در دوره عزت نفس ، هنرجوی دوره احساس لیاقت شدم و توی همین مدت کوتاه واقعا اتفاقات بینظیری افتاده ! با هر دوره و فایل من هی خودمو اصلاح میکردم توی عجله یعنی برای دوره عزت نفس من نشستم دو روزه کل فایلا رو گوش کردم بدون هیچ کامنتی بعد از اول اومدم تمرکزی کار کردم خیلی گیج شده بودم اون همه تغییرو چطوری پیاده کنم ولی امسال خیلی راحت و زیباتر شده از وقتی تمرکزی دارم هرجلسه رو قشنگ کار میکنم در دوره احساس لیاقت . میدونین خیلی اون حس عجله گمراه کنندس ؛ من انقدر عجله داشتم برای خرید این دوره اصن تبدیل به شرک شده بود که اگه نخرم دیگه من بدبخت ترین ادم جهان میمونم ! چون کنکورم نزدیکه میخواستم با خرید دوره احساس لیاقت خیلی زود مثلا توی خیال خودم دوره رو بگیرم و احساس ارزشمندیو لول اپ کنم تا سقف بعد برم جلسه کنکور و بوم بترکونم تک رقمی شم بیام بیرون ولی الان که تو این دوره هستم ، یه چیزایی از درون خودم فهمیدم که هنوز در شوکم دلیل خیلی از اتفاقای زندگیم رو میفهمم چه خوب چه بد … استاد من حرکت کردم در مسیرم و فهمیدم علاقم به موسیقیه خب ؟ ولی میدونین مثلا میرم فیلم زندگینامه ارتیست ها رو میبینم یا بعضی هنرمندا در یوتوب و میگم بابا به به نگاه کن یجوری گیتار میزنه انگار داره اتل متل توتوله رو میخونه انقدر راحته واسش من تا اینجوری بشم طول میکشه و همه اینا خیلی ناخوداگاه رخ میده ها ! بعد که انگیزه هامث از دست میدم از طریق مقایسه یا حتی این عجله و کمالگرایی ، تمرین نمیکنم حتی ده دقیقه در روز رو و یه تضادی درونم شکل میگیره که میدونم این عشقمه ها ولی سراغش نمیرم ! استاد واسم جالب اینه که چقدر زندگی میتونه غنی باشه که از یه بازی ساده مثل پینگ پنگ کلی درس بیاد ! همیشه تو مغز ما هس من باید برم دانشگاه مدرک فلان و فلانمو بگیرم اون وقت من فهمیده و دنیا دیده و موفق میشم میدونین چی میگم ؟ زندگی داره به ما ادرس ها رو میده یکم باید ما گوشامونو تیز کنیم . دوست دارم در حد خودم و واسه عشق خودم که موسیقی و گیتار هست و درکنارش دارم کنکور زبان میدم ، عمل کنم به حرفای این فایل و اگاهانه جلوی اون عجله رو بگیرم ! دیشب گفتم میخوام تا اصن اخر سیزده بدر روی 6 قسمت اول احساس لیاقت کار کنم ! اقا مدال به من نمیدن که تموم کنمش ؟! میخوام با عشق کامنتارو بخونم میخوام حضور داشته باشم اصن میخوام یکسال طول بکشه برسم اخر دوره ولی عوضش واقعا استفاده کردم از اگاهی ها ! و قلبا باور دارم نشانه میاد که کی برم مرحله بعدی حتی شده من رفتم جلو توی دوره ای نشانه ای دیدم که برگشتم از جلسات اول کار کردم و دیدم واو چقدر عالی شده همه چیز ! همین فقط خواستم تجربه خودمو به اشتراک بزارم و کلی برای شما و دوستان نازنینم ارزوی شادی و ثروت و یه اخر سال زیبا بکنم .
استاد شما فرمودید مقایسه خودت با دیگرانی که از تو بهترن باعث افت احساس توانمندی خودت میشه و ناامید میشی و باید روند تکاملی طی کرد.
استاد بنده این مقایسه با کسانی که مدرک دکتری روانشناسی دارن مطب دارن خانه زندگی خوب دارن مقایسه میکنم درحالی که من تازه وارد 26 سالگی شدم و مدرک ارشدم گرفتم خودم باید با خودم مقایسه کنم که خیلی هم عالی که تونستم تو این سن درسم تمام کنم .
یا مثلا خودم با کسانی که مثلا آزمون های استخدامی و دولتی قبول شدن مقایسه میکنم میگم طرف خوشبحالش شغل داره اما من نه .
یا خودم مقایسه میکنم با افرادی که مثلا توسنین پایین مثلا 17 و18 سالگی درآمد بالایی دارن ولی من نه و این احساس ارزشمندی من میاره پایین و حس میکنم من چقدر انسان ضعیفی هستم .
یا وقتی مقایسه میکنم خودم با کسانی که خیلی مثلا موفق تر هستن میگم ببین تو در حد فلانی نیستی چقدر اون از تو بهتر از تو خوبتر .
این مقایسه کردن همیشه کار دستم داده.
وقتی باشگاه می رفتم خجالت می کشیدم مثلا من جلسه 5 ام بدنسازی ام بود افرادی بودن که مثلا چند سال رفته بودن و خوش تیپ خوش اندام بودن یه عده هم مثلا 10 سال کویچکتر از من بودن کلی خوش اندام بودن و من اعصابم بهم می ریخت و حس بی ارزشی میکردم و دیگه ادامه نمیدادم.
یا مثلا الان که 3 ماه ازدواج کردم همش خودم زندگی وسایل ام مقایسه میکنم با کسانی که مثلا چند سال ازدواج کردن و حسرت میخورم چرا من نتونستم خانه زندگی خودم داشته باشم یا اثاث خوب داشته باشم درحالی دیگران دارن .اونا هم یه تکامل هایی طی کردن
یا وقتی میرم بیرون در حالی که خیلی هم خوشتیپ خوش پوش هستم اما میام خودم مقایسه میکنم با دیگران مثلا کسانی که عمل کردن کسانی که خیلی به خودشون رسیدن یا مثلا هیکل های فوق العاده قیافه های عالی دارن .احساس ضعف میکنم احساس پوچی میکنم .
این مقایسه کردن تو همه چیزم هست ظاهر اندام لباس خانه وسایل زندگی شرایط و هی بیشتر بهم حس پوچی میده .
انگار ارزشمندی درونی خودم نسبت دادم به اینکه عوامل بیرونی من همه چی تمام باشه .مثلا مرضیه ارزشمند نیست مگر یه شغل مطرح داشته باشه مگر خانه خوب داشته باشه مگر هیکل فوق العاده داشته باشه و این کمال گرایی من رو سال هاست تو نقطعه 0 شروع نگه داشت .میگم من که عالی نیستم چرا شروع کنم.
مثلا میام رانندگی خودم مقایسه میکنم با کی کسانی که سالهاست راننده هستن و بعد میگم من که راننده نیستم گواهی الکی گرفتم .درحالی که من کل ساعت های نشستم پشت ماشین همون تایم آموزشگاه رانندگی بوده و تمام .
….
درس دوم وقتی میخوایم کاری شروع کنیم آموزش درست ببینیم چون باید پایه درست باشه اگر خشت اول کج بزاریم تا اندر ثریا کج میره .
وقتی می خوایم کاری شروع کنیم آموزش درست اصول درست ببینیم .
…..
درس سوم طی کردن تکامل و قدم به قدم طی کردن هست اگر اصولی نریم قطعا شکست خواهیم خورد.
من الان که تو دوران عقد باردار شدم دارم فکر میکنم برای تولد یک نوزاد ساعت ها روزها زمان لازم هست برای همون تولد نوزاد باید حالت تهوع کشید دردهایی تحمل کرد یک سری شرایط ویژه تحمل کرد و هنگام زایمان طبعیی هم باید یک سری درد تحمل کرد تا نوزاد به دنیا بیاد اولا این داستان دوتا آموزش داره برام یکی اینکه باید حتما 9 ماه صبر کرد تکامل طی کرد تا صاحب یک فرزند شد حتی برای آفرینش یک انسان هم تکامل لازم هست هیچ کس یک شبه صاحب فرزند نمیشه نمیشه یک روزه زایمان کرد و صاحب فرزند شد .
و درس دوم برای رسیدن یه یک ثمره شیرین باید یک سری سختی ها تحمل کرد .
از وقتی جنین درون شکمم درحال رشد هست دارم به عظمت جهان هستی فکر میکنم .همین به وجود آمدن یک فرزند سراسر شگفتی هست که چطور میشه وجود خالق حس نکرد اینکه من تا دیروز اینگونه نبودم اما الان درون بدن من درون رحم من نطفه ایی درحال شکل گرفتن از من هست .
ظاهر داستان بزاریم کنار چگونه از ترکیب دوتا سلول و کروموزم های بدن من وهمسرم
درون بدن من فرزندی شکل میگیره که تا 9 ماه از نظر پنهان هست .
Dna من و همسرم برای اون رونوشت برداری میشه ترکیب میشه از وجود من خداوند بستری برای اون فراهم میکنه که تغذیه کنه از خون من از ویتامین های بدن من رشد کن .ترکیب دو سلول آفرینش رقم بزند. و در 8 هفته اون دوتا سلول نبض و قلب داشته باشن و قلبش بزنه
فکر کن بهش که چگونه میشه سلول های من تکامل پیدا کنن درون فرزندم و مهر مادری شکل بگیره و تو حاضر باشی سختی ها به جون بکشی .
و از من انسانی دیگر خلق بشه و من بشم دستان خالق . فتبارک الله احسن الخالقین.خداوند هست که صورتگری میکنه .
قبل به دنیا آمدن ما فکر آسایش ماست درون پدر ومادر هورومون عشق تزریق میکنع .میزان هورومون اکسی توسین درون من افزایش میده انقدر به فکر اون نوزاد هست که درون رحم به واسطه جفت ازش محافظ میکنه و من دیگه نمیدانم چی باید بگم در برابر این عظمت
جنین، داراى مراحل مختلف رشد در رحم [18] :
1. «یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَهٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَهٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَهٍ مُخَلَّقَهٍ وَ غَیْرِ مُخَلَّقَهٍ لِنُبَیِّنَ لَکُمْ وَ نُقِرُّ فِی الْأَرْحامِ ما نَشاءُ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلًا …؛[19]ای مردم! اگر در رستاخیز شک دارید، (به این نکته توجه کنید که:) ما شما را از خاک آفریدیم، سپس از نطفه، و بعد از خون بسته شده، سپس از مضغه (چیزی شبیه گوشت جویده شده)، که بعضی دارای شکل و خلقت است و بعضی بدون شکل تا برای شما روشن سازیم (که بر هر چیز قادریم)! و جنین هایی را که بخواهیم تا مدت معینی در رحم (مادران) قرار می دهیم (و آنچه را بخواهیم ساقط می کنیم) بعد شما را بصورت طفل بیرون می آوریم ….»
2. «ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَهً فِی قَرارٍ مَکِینٍ • ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَهَ عَلَقَهً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَهَ مُضْغَهً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَهَ عِظاماً فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ؛[20][21]سپس او را نطفه ای در قرارگاه مطمئن (رحم) قرار دادیم سپس نطفه را بصورت علقه (خون بسته)، و علقه را بصورت مضغه (چیزی شبیه گوشت جویده شده)، و مضغه را بصورت استخوانهایی درآوردیم و بر استخوانها گوشت پوشاندیم سپس آن را آفرینش تازهای دادیم پس بزرگ است خدایی که بهترین آفرینندگان است.»
3. «الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِینٍ • ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَهٍ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ • ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَهَ قَلِیلًا ما تَشْکُرُونَ؛[22]او همان کسی است که هر چه را آفرید نیکو آفرید و آفرینش انسان را از گل آغاز کرد سپس نسل او را از عصارهای از آب ناچیز و بی قدر آفرید. سپس (اندام) او را موزون ساخت و از روح خویش در وی دمید و برای شما گوش و چشمها و دلها قرار داد اما کمتر شکر نعمتهای او را بجا می آورید.»
4. «خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَهٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها وَ أَنْزَلَ لَکُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِیَهَ أَزْواجٍ یَخْلُقُکُمْ فِی بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِی ظُلُماتٍ ثَلاثٍ ذلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ لَهُ الْمُلْکُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ؛[23]او شما را از یک نفس آفرید، و همسرش را از (باقیمانده گل) او خلق کرد و برای شما هشت زوج از چهارپایان ایجاد کرد او شما را در شکم مادرانتان آفرینشی بعد از آفرینش دیگر، در میان تاریکیهای سهگانه، می بخشد! این است خداوند، پروردگار شما که حکومت (عالم هستی) از آن اوست هیچ معبودی جز او نیست پس چگونه از راه حق منحرف می شوید.»
5. «هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَهٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَهٍ ثُمَّ یُخْرِجُکُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ ثُمَّ لِتَکُونُوا شُیُوخاً وَ مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفَّى مِنْ قَبْلُ وَ لِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُسَمًّى وَ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ؛[24]او کسی است که شما را از خاک آفرید، سپس از نطفه، سپس از علقه (خون بسته شده)، سپس شما را بصورت طفلی (از شکم مادر) بیرون میفرستد، بعد به مرحله کمال قوت خود می رسید، و بعد از آن پیر می شوید و (در این میان) گروهی از شما پیش از رسیدن به این مرحله می میرند و در نهایت به سرآمد عمر خود می رسید و شاید تعقل کنید.» [25]
بله حتی برای آفرینش جنینی هم تکامل لازمه.
برای موفقیت لازم هست که کلی تمرین کرد و تلاش کرد و از کار ساده شروع کرد به پیشرفته رسید.
…….
نکته بعدی باید خودمان با افراد هم سطح خودمان مقایسه کنیم و کم کم پیشرفت کنم بهتر بهتر بشم .اگر با سطح پایین مقایسه کنم اعتماد به نفس کاذب میده .
اگربا سطح بالاتر مقایسه کنم باعث کاهش امید میشه و فرو می ریزیم .
…..
من در ازدواج خودم با مشکلات زیادی دست پنچه نرم میکردم و همیشه مشکل داشتم در روابطم نه با خانواده خوب بودم نه دوست صمیمی داشتم نه حتی یک رابطه عاشقانه داشتم .
بعد آشنایی با قانون جذب و سایت استاد من کم کم تو زمینه روابط روی خودم خیلی کار کردم نه یک شبه ها بلکه به مدت 8 ماه تا یکسال روی زمینه رابطه کار کردم چون به شدت باورهای مسمومی داشتم استاد و تکامل طی کردم سخت بود. اوایل داستان بسیار برام سخت بود کنترل ذهن و طی کردن تکامل سخت بود برام ولی من خودم کنترل میکردم و می نوشتم می نوشتم می نوشتم باورهای سمی که تو ذهنم بود با الگو های مناسب باورهای مناسب جایگزین میکردم سخت بود استاد
چون اون نجوا می آمد بابا عمرا بشه تو سینگل به گور خواهی مرد.عمرا بتونی مادر بشی
و من تو سخت ترین و تنها ترین شرایط زندگی کنترل ذهن میکردم میگفتم نه خداوند عادل هست و باورهای اشتباه میگشتم دنبال نمونه اش درستش میکردم شاید من نزدیک 200 صفحه نوشتم تو دفترم تا باورهای اشتباهم تو زمینه روابط درست شد .بسیار رابطه اشتباهی با خانواده داشنم و مادر پدرم از دستم شاکی بودن برادرم دشمن خونی من بود
من بعد کار کردن روی خودم و نوشتن و شکرگزاری و تمرین تکرار تکرار تونستم غلبه کنم تکامل طی کردم و دقیقا با همون همسری که ویژگی اش نوشته بودم تو 25 سالگی عقد کردم و در کمتر از 3 ماه بعدش باردار شدم.
و الانم تو روابط با دوست خانواده عالی شدم .به اندازه ایی که من پیشرفت کردم جهانم عوض شد .
و من متوجه قانون هستم و بسیار قانون دقیق عمل میکنه
من هرچقدر تکامل طی میکنم شرایط بهتر بهتر میشه برام .
استاد من اینا میگم برام تکرار بشه بدونم من با کنترل ذهنم تونستم 360 درجه شرایط روابطم عوض کنم من فکر میکردم ازدواج عاشقانه یک رویاست اما الان نه و بهش رسیدم .
و الان باید تکامل بدهم تو عزت نفسم تو ثروت و شغلم و بدونم من ارزشمند هستم فارغ از شرایط الانم
که همیشه انگیزه را رشد و تغییر را نشان من داده است
برای ساختن یا برج بلند نیاز به یک فونداسیون بزرگ و عظیم است
برای یک برج بیست طبقه شاید یکی دوسال باید در یک گود بزرگ کار کنیم و یک فونداسیون بزرگ بنا کنیم تازه برسیم به روی خاک طبقه و طبقه بسازیم تا بشود یک برج بلند و هر چه هنر زیبایی را به خرج دهیم این برج بلند زیباتر میشود
حالا برای تغییر باید باورهای قدیم ذهن. را تخریب کرد
برای آماده سازی فونداسیون روی فونداسیون ذهن کار کنم تا بشود روی این فونداسیون ذهن باورهای طبقاتی بزرگ را ساخت و بهترین نتایج را بدست آورم
من تا الان نزدیک به سه سال هست دارم با استاد پیش میروم
فونداسیون را دارم محکمتر میکنم و آماده ساختن طبقات بالا باشم
طبقاتی که بشود آزادی زمانی و مالی را بدست آورد
طبقاتی که سلامتی بالا را داشته باشم
طبقاتی که اراده تغییر با جهان هستی را داشته باشم
و حالا استاد اگر شما دارین بازی هم میکنین از قوانین استفاده میکنین این بزرگترین درسی هست که من در هر روز از شما دریافت میکنم
شما همیشه بهترین من بودین و هستین الگویی موفق در تمام زمینه ها
استاد یک ایده خوب دادین برای یاد گیری عالی
خدارا شکر میکنم که بهترین ها رو در هر روز آموزش میبینم
به نام خداوند مهربان و بخشنده
خداوند را هزارن مرتبه سپاسگزارم بابت یک روز فوق العاده الهی شکرت
سلام به استاد عزیزم مریم جان عزیز و دوستان خوبم
چقدر بدن استاد عزیزم زیباتر شده به لطف قانون سلامتی و روش درست تغذیه الهی شکرت
چقدر خوبه این خانه جدید چقدر انرژی خوبی میده الهی شکرت
همین قدم های ساده و متوالی و نگه داشتن مومنتوم مثبت باعث شده که استاد اینقدر خوب اولا وابسته کسی نباشه و بعد به این ایده خوب هدایت بشود در بازی کردن پینگ پانگ و هر زمان دلش خواست بازی می کند الهی شکرت
ولی من خیییلی وخت شده بخاطر مقاومت های ذهنم در جا خواسته ام را خفه کردم حتی نگذاشتم به بقیه اش فکر کند این فرق نتایج پایدار استاد است
به خواسته اش آنقدر مومنتوم مثبت می دهد که هدایت می شود به قدم های بعدی و نگران چگونگی نیست
تا حالا که جلسه چهارم در این دوره فوق العاده هستم خیییلی بهتر درک میکنم و تعمق میکنم چرا بعضی وخت نمی توانم به خواستم برسم
اگر خواسته من بالا شدن در کوه باشد و اگر افکار من به جای مومنتوم دادن مثبت به آن خواسته به این باشد نه من خسته میشم سخته نمیشه چطور بروم .
اتفاقی که می افتاد من اصلا اقدامی انجام نمی دهم و همانجا از آن خواسته ام دست می کشم
و بعد نتیجه این می شود مه اعتماد به نفس من از بین می رود و همیشه در هر تصمیم ترس سراغ من می آید و دو دل می شوم و همین شخصیت ام را از بین می برد
در این چند روز در هر جا وختی حالم بد می شود سریع تایم اوت میگیرم نمی گذارم دامنه این احساسات زیاد شود و مومنتوم منفی بیگیرم
خدا را شکر به لطف این دوره قرار است خییییلی اتفاقات عالی برایم رقم بخورد
من صدای قلبم را گوش کردم و این دوره را خریدم و واقعا راضی هستم خدایا شکرت
بنام خدایی که هرانچه داریم ازلطف اوست.
سلام به استادعزیزم وهمه ی دوستانی که توی این مسیرزیبا هستن.
کامنت دوست عزیزمون سمانه جان روخوندم .
دیدم چه وجه تشابهی. فک میکردم فقط من نگران بالارفتن سنم هستم.نگران نرسیدن به نتایج بزرگ.نرسیدن به خواسته هام.باوجوداینکه من تقریبا نزدیک یک ساله که کمی متعهدانه به این فایلها نگاه میکنم نتایج کوچیک زیادی داشتم که اگع اون ذهنیت قبل روداشتم میگفتم پیش امده اتفاقی بوده دری به تخته ی خورده یا……
اماالان هرموقع ناامیدمیشم هرموقع میگم اووووه کوتابرسی به فلانی وفلانی پیرشدی رفته بازبه خودم یااوری میکنم که تواون نتایج روباکنترل ذهن باتوکل به خدا باایمان که ازاستادیادگرفتی خلق کردی.
حق نداری ناامیدبشی حق نداری کم بیاری.حق نداری فک کنی شانسی بوده.مگع نه اینکه تایه ذره روورودی هام کارمیکنم شرایط ازهمونجا تعقیر میکنه .
تاروی باورهام کارمیکنم میبینم جهان پاسخ میده.بازبه قول استاد ماانسانیم نسیان داریم فراموش کاریم.عجولیم صبر نداریم.چقدخوشحال شدم که فهمیدم اشتباهم چیه .
توی یه فایلی استاد میگفت من یه جایی به این نتیجه رسیدم که خوندن کتابهای بیشتر به من کمک بیشتری نمیکنه من بایداین قوانین روادامه بدم بعد امدم رواموزه هایی که داشتم وقت گذاشتم اوناروتکرارکردم وتکرار تا این نتایج خلق شد.
منم باید باهمین چیزای خیلی کمی که یادگرفتم تکرارکنم دنبال پیشرفت باشم.قانون تکامل روطی کنم .به خودم به جهان اجازه بدم تاتکامل ایجاد بشه نتایج بزرگ هم پیش میاد.
به قول استاد توی بگرانت داره رانت میشه داره یه چیزایی عوض میشه.داره یه جونه هایی رشدمیکنه ایمان میخواد.ازخدامیخوام کمکمون کنه تااین اموزه هاروتکرارکنیم.بابت نتایجمون شاکر باشیم وادامه بدیم دلسردنشیم.ممنونم استادعزیز .
توی ذهنم کلی مسیر رشدکسب وکارمو مرور کردم اشتاهاتمو به خودم یاداوری کردم.پیشرفتامو بولد کردم وبزرگشون کردم وتموم اون موفقیت هاروازخداشاکرم که مهرشماروتودلم انداخت.
یه وقتایی یادم میاد که اون اوایل صدای شمارومی شنیدم بی اختیار اشک میریختم طنین صداتون یه حس زیبایی رودروجودم شکل میداد.
اون بغضی که باشنیدتون کلامتون بودروهمیشه دوست داشتم ودارم.
خداقوت استاد عزیزم.
درود به استاد عزیزم قبلا پستی تو تلگرام دیده بودم که مجری برنامه تلویزیون با شرکت کننده برای مسابقه به صورت زنده تلفنی صحبت میکردن و مجری طبق معمول از شرکت کننده پرسید چه کسانی کنارتون هستن که به شما کمک کنن وشرکت کننده پاسخ داد مادرم .خواهرم و پسر 7 ماهم .مجری در پاسخ گفت ای جانم پسر 7 ماهتون چند سالشه و شرکت کننده مجدد پاسخ داد 7 ماهشه و باز هم مجری سوالش رو تکرار کرد و بعد از اون متوجه شد …..که متاسفانه اکثر افراد میگفتن عجب گافی داد ……ولی این موضوع به طور ناخود اگاه اتفاق افتاد وقتی یه موضوعی یا کاری زیاد تکرار بشه مغز میفرستش تو نا خود اگاه یا به نوعی براش مسیر عصبی شکل میده که نیروی زیادی مصرف نشه اینجا هم داستان همینه ما مسیر عصبی مون شکل گرفته که وقتی از یکی می پرسیم چند سالته یا چند سالشه بگه فلان سالشه یا فلان سالمه ولی شرکت کننده میگه 7 ماهشه پس ذهن مجری میگه نه جواب سوال درست نبود خارج از قالب بود و دوباره می پرسه. پس به دو نتیجه میرسیم یکی اینکه برای کسب مهارت تو هر کاری مرحله به مرحله با تکرار و تکرار و تکرار پیش بریم تا مسیر عصبیش تو مغز ما شکل بگیره و دوم اینکه قبل از یادگیری هر مهارت باید دقت بیشتری داشته باشیم تا به درست ترین شکل ممکن و با جزییات صحیح در ذهن ما نهادینه بشه و اگر غیر از این باشه تغیرش بسیار سخت و زمان بر هست.استاد بی نظیرم به جرات میتونم بگم مسیر و اموزه های شما تنها انتخاب درستیه که میتونستم داشته باشم و بی وقفه در این مسیر با چشم بسته در حرکتم و ایمان دارم نتایج فوق العاده ای کسب خواهم کرد که البته همه چیز به خودمون بر میگرده که تو مسیری که قدم گذاشتیم تکرار و تمرین داشته باشیم .مرسی از وجودتون دوستتون دارم
بنام خدا
سلام به همگی
استاد شما واقعا بلد هستید از هر چیزی قانون رو بکشید بیرون و برا خودتون اصل رو تکرار کنید و همچنین برا مام اصل تکرار میشه
مثل همه فایل های شما باز اصول اصلی و قوانین جهان چه خوب بیان شد و چقدر باید برای خود من تکرار بشه تا مستر بشم تو درک اصل
استاد این که تو هر کاری اولش مغز مقاومت میکنه بعد با تکرار مسیرهای عصبی میسازه بعد تبدیل میشه به عادت و خودکار انجام میشه خیلی تجربه دارم و این که حواسم باشه برای یک چیزی مسیرهای عصبی نادرست شکل ندم که کار سخت میشه من تو رانندگی خیلی اینو درک کردم
من از اول که رانندگی یاد گرفتم کمربند بستن خیلی مهم نبود منم یاد گرفتم نبندم کمربند انقدر جریمه شدم بعدها یه روز گفتم اقا باید این رفتارو اصلاح کنم یادمه من 8 ماه تا یکسار مدام یادم میرفت باید آگاهانه نی بستم بعد یه سال مسیرهای عصبی شکل گرفت ابان میشینم تو ماشین ناآگاهانه همون اول کمربندو میبندم اصلا هم توجه نمیکنم خودکار انجام میدم
به نام الله مهربان
سلام بر استاد عباسمنش عزیز و مریم جان و دوستان هم مسیرم
امروز اومدم سایت که اولین عیدی را برای خودم بگیرم قرار گذاشته بودم حقوق را گرفتم این کار انجام بدم الوعده وفا
تا سایت باز کردم دیدم یه فایل جدید دانلود کردم و نشستم به دیدن از همون اوایل فایل متوجه شدم که چرا الان تو این سختی و رنج هستم من اول بهمن یه مصاحبه کاری رفتم و شرایط کار را با این که خیلی سخت بود قبول کردم و به خودم گفتم اگه از پس کار بربیام خیلی روی اعتماد به نفس و شرایط کاریم تاثیر فوق العاده میزاره میرم تو دل ترسم
ولی بعد 3 روز سریع متوجه شدم که این مسیری که انتخاب کردم درست نیست و درخواستم را برای مدیر فرستادم که من نمیتونم ولی تحت تاثیر صحبتهای ایشون ادامه دادم ومن تمام این 40 روزی را که سرکار میرم فوق العاده اضطراب شدیدی را دارم تحمل میکنم و از لحاظ اعتماد به نفس انقدر تخریب شدم که حد نداره باورهام حتی در مورد توانایی خودم تو کاری که انجام از بین رفته و……
و دقیقا رسیدم به حرف استاد که تکامل کاری را طی نکرده باشی و بخوایی با زور و تقلا پیش بری پیشرفت که نمیکنی هیچ اون چیزهایی را هم که از قبل ساخته بودی از بین میبره و احساس بد تو را میبره تو اتفاق های بد که قانون اصلی جهان هست
برم دوره جدید را که دانلود کردم گوش کنم امیدوارم بتونم به نتیجه خوب برسم و این هدایت الهی را با جان ودل پذیرا باشم
سپاسگذارم استاد
عاشقتونم
سلام خدمت استاد عزیزم که دائم در حال پیشرفت و رشد و طی کردن مسیر کمال هست به لطف خداوند
استاد من مدت کمی که با شما آشنا شدم و از خداوند سپاسگذارم که منو به این مسیر و درک بهتر قوانین جهان هدایت کرد و از شما سپاسگذارم که این نکات مهم که تجربه و بهایی پشتت قرار داره به ما آموزش میدید
استاد عزیزم شما از قانون تکامل صحبت کردید در این دیدگاه من دوست دارم تجربه ای رو باشما و عزیزان سایت به اشتراک بذارم
من در حال حاضر 21 سال سن دارم و در همین سالی که گذشت
من میخواستم که درآمد خود را بدون هیچ یادگیری و طی کردن تکاملی و با حساب کردن به روی دیگران چند برابر کنم و در اون لحظه باورم این بود که من همه چیز میدانم و به ذهنم خطور نکرد که خداوندا تو مرا هدایت کن و میگفتم ذهن اقتصادی دارم و این شریکم میتواند برای من پول بسازد و من با کار در دوجای مختلف یکی کاری که برای خودم بودم و شریکم و دیگری کار در کارگاه برای دیگران و با تلاش فیزیکی خستگی در حد مرگ و باور ها اشتباه میخواستم به درآمد چندین برابر برسم وجالب هم اینجاست که من از موقعی که این تصمیم را گرفتم گهگاهی احساسم بد میشد ولی باز میگفتم شدنی است من اشتباه نمیکنم
خلاصه چیزی نگذشت کمتر از یک ماه که هر دو شغل را از دست دادم به خاطر اینکه به خداوند اجازه ندادم که کار هایم را انجام دهد و به مسیر درست تری هدایت کند و احساسم بیشتر طمع بود تا ارامش و تکاپویم کلا بی حاصل بود
و بهای این درس بیکاری بود
ولی الان به لطف خداوند و شما استاد عزیز
انسانی تا حد سعی ام توحیدی تر شکرگذار تر
و بسیار خوشحالم که در این سن این آموزه ها را حال یادگیری هستم
و بسیار شاد تر با اینکه الان شاید از لحاظ مالی چیزی نداشته باشم ولی انتظار چیزهای خوب را دارم
اهدافم تا حدودی مشخص شده
و کارهایم به راحتی انجام میشود و طبق آموزه های شما و هدایت خدا. در همه کارها میگویم که خداوندا من چیزی نمیدانم. تو کارها را بریم انجام بده. و همه کارها در حال انجام شدن است و من حال حاضر در حال زدن کارگاه برای خودم هستم و دوست دارم کار آفرین موفقی شوم و رویای دیگرم هم نیز این است که در فوتبال بازیکن تیم ملی شوم
و هدفم هم از زدن کارگاه این است که بتونم به تمرینات فوتبال برسم و توکل به خدا…………
استاد عزیزم باز هم سپاسگذارم بابت این همه لطف و آگاهی و ممنونم بابت سریال ها فوق العاده که من با تماشای آنها دائم به خود میگویم پس میشود پس امکان پذیر است
استاد امیدوارم در سایه لطف خداوند سبحان همیشه شاد و سلامت باشی
بنام رب
سلام به استاد عزیزم، خانم شایسته ی گل و دوستان گلم
استاد جان هر چی میریم جلوتر شما هی خوشتیپتر جذابتر و جوانتر میشین. واقعا خوش هیکل شدین.
خونه ی جدید مبارک استاد جان. چقدر همه چیز ساده ولی در عین حال زیبا نو شیک تر تمیز آرامشبخش
اصن حال کردم دکور خونتون رو دیدم. اولش ی چیزی بنظرم عجیب بود، فهمیدم چون پرده نداره، چه باحال خونه پرنور و دلباز
استاد در مورد تکامل طی نکردن، چه جالب که درک و اجرای قانون تکامل چه ارتباط مستقیمی داره با ساختن احساس لیاقت
یکی از چیزایی ک تاکیید کردین در دوره ی احساس لیاقت و عزت نفس اینه که خودتون رو سرزنش نکنید
خب ما کی سرزنش میکنیم خودمون رو؟ اغلب زمانی ک کاری رو ب بهترین شکلش انجام ندیم یا خطایی کنیم
همین درک قانون تکامل کمک میکنه ک خودمون رو سرزنش نکنیم.
من با خودم میگم هاجر جان،قانون تکامل ها،، ببین قانون،،، رو کلمه ی قانون تاکیید میکنم برای خودم و بازش میکنم، یعتی چیزی ک دلخواهی نیست،قابل تغییر نیست
میگم قانون تکامل ،مث قانون جاذبه، قانون چسبندگی مولکولی، تو میتونی کاری کنی تغییرش بدی؟
مثلا یکی از چیزایی ک من در موردش قانون تکامل رو رعایت نمیکردم و عجله داشتم و همین باعث میشد زود گیو آپ کنم ک نه نمیشه، نه من نمیتونم از پسش بربیام ، تغییر یک سری الگوهای رفتاریم و اخلاقیم که میدونستم باید تغییر کنن ،چون بزرگترین ضربه ها رو ب من میزدن
دلم میخواست زود عوض شن، مثلا همینکه تصمیم گرفتم دیکه اینجوری عمل نکنم
و استاد شما چقد گفتین که شخصیت ما یک شبه شکل نگرفته که بخاد یک شبه هم تغییر کنه.زمان و تعهد لازم داره، استمرار لازم داره
اولش انرژی و تعهد و اراده ی بیشتری میخاد ولی ب مرور زمان آسونتر میشه ، که میشه همون بحث مومنتم که گفتین.
من شروع میکردم یکی دو روز خوب، و ب محض اینکه دوباره اون رفتارا رو شروع میکردم، شروع میکردم ب سرزنش و تخریب خودم که تو از پسش برنمیای، تو عرضه شو نداری، اینا پاشنه آشیلت هستن، تو ب اندازه ی کافی توانمند نیستی، و همین باعث میشد ک احساس ناتوانی کنم و فک کنم نمیشه و تازه اعتماد بنفس و احساس لیاقتمم پایینتر بیاد
اینا درچه صورتی بود؟ در صورتی که قبلا اون الگو رو روزی چتدبار انجام میدادم و بعد از کار کردن رسیده بود به هفته ای یکبار ،به ده روز یکبار و داشتم تکاملم رو طی میکردم،ولی چون قانون تکامل رو از یاد میبردم و توقع غیر منطقی داشتم از خودم نه تنها نمیتونستم تغییر کنم ،بلکه هربارم احساس لیاقتمو پاییتر میاوردم
بعد تا جاییکه ک دیدم نمیشه تغییر بدم بعضی اخلاقامو ک داره بهم ضربه میزنه ،مثلا مث بحث کردن، احساساتی شدن و عصبی شدن و زودجوش آوردن
بدون درنظر داشت قانون تکامل چه دیدگاهی نسبت ب خودم داشتم؟
یک آدمی ک یکسری ضعف های شخصیتی داره و نمیتونه تغییرش بده و از پسش بربیاد،حس بی عرضه بودن
و دیدی ک نسبت به مساله داشتم چی بود؟ یک کار سخت و طاقت فرسا ک باید پرفکت عمل کنم و تو یک ضربه تمومش کنم اگر خطا کنم تمام کار و عملکردم رو صفر میکردم
از زمانی ک تصمیم گرفتم میخام با قانون تکامل پیش برم و یک شبه امکان پذیر نیست چطور شد عملکردم؟
اول اومدم گفتم به خودم همینکه اصن به این خودشناسی رسیدی یعنی پیشرفت ، چقد خودمو تحسین کردم بابتش، گفتم یک مرحله پیشرفت کردی تبریک میگم بهت ، مرحله ی اول انجام شد
مرحله دوم آفرین دمت گرم که انقد شجاعت داشتی که پذیرفتی و مسولیتش رو صد در صد برعهده گرفتی، قبلا اصن قبول نمیکرذی که این بحث و تنش و اینا مشکل از توست، بازم ب خودم تبریکگفتم و حس افتخار
بعدش گفتم دمت گرم آفرین که راه حل رو پیدا کردی، قبلا فکر میکردی دیگران باید عوض شن، الان میگی تنها کسی ک باید تغییر کنه هاجر هست
خدا رو شکر ک پیشرفت کردی و تو مسیر درست هستی و همینکه تو مسبر درستی، یعنی ب مقصد میرسی درنهایت
با اینجور دیدن یک حس سبکی، آرامش ،توانمندی ،پیشرفت و قابل حل بودن مساله پیدا کرده بودم
یک حس شور و اشتیاق ک انقد پیشرفت کردم، آسون بودم و برم برای مراحل بعدی
تازه اینکه چقد احساس لیاقتمم بالا میرفت
بعدش شروع کردم نوشتن هر روز پیشرفتام و تغیراتم و تحسین خودم
به خودمم میگفتم مدام من ازت توقع تغییر یک شبه ندارم همینکه هر روز یک مقدار بهتز بشی کافیه
مثلا اون رفتارایی ک قبلا روزی چندبار میکردم رسیده به ده روز یکبار،بیست روز یکبار ، همونم ذهنم تا میاد سرزشن کنه و تمام این دستاوردا رو صفر کنه و برچسب بی عرضه بودن رو بزنه
سریع گفتگوی ذهنی م رو عوض میکردم ،اص برعکس میکردم داستان رو بجای اینکه بیاد سرزتش کنه شروع میکردم ب جشن گرفتن تو ذهنم
،میشنستم با خودم میگفتم ببین دمت گرم ،تو قبلا هر روز اینجوری بودی الان ببین بعد دوهفته،چه پیشرفتی، چقد تو توانمندی هاجر ،چقد تو متعهد وبا اراده ای
میگفتم اصن خوب شد این اتفاق افتاد تا من فهمیدم چقد پیشرفت کردم، تا جشن بگیریم برا خودمون
بعد چون میدونستم شروع میکنه ذهن ک بی عرضه ای، هی میگفتم ببین قانون تکامله خب، یک شبه عوض نمیشی، تو بی عرضه نیستی، این قانون جهانه، نمیشه یک شبه تغییر کرد،تو خیلی ام عالی عمل کزدی ،دمتم گرم، من ازت توقع پرفکت بودن ندارم ، من تغییراتتو دارم میبینم براشون ارزش قایلم و میدونم ک چقد در حال پیشرفتی
اینطور مسیر تغییر شخصیتی م داره برام رونتتر ، امکان پذیرتر میشه و احساس لیاقتمم بالاتر میره
میدونم ک اینجوری آسان میشم برای آسانی ها
رعایت نکردن قانون تکامل یعنی آسان شدن برای سختی ها
یا من زمانی که بیزنسم رو باز کرده بودم، از همون پولی ک داشتم شروع کردم آن لاین در حد خودم و راحت بود همه چی،خوب پیش میرفت ،ذهنم رها بود،لذت میبردم ،ذوق و شوق داشتم
ولی تکاملم رو طی نکردم و گفتم میخام مکان فزیکی هم داشته باشم، از بیرون یک پولی تزریق کردم و شروع شد سختی ها
اون ذهن آرام رو دیکه نداشتم ، تو استرس و هول و ولا افتادم، دیکه لذت نمیبردم همش استرس
و اینا تاثیر گذاشتن روی فروش
اصن یکی از چیزهایی که باعث میشه قانون تکامل رو نخوام طی کنم،، بحث مقایسه هست
چقدر این مقایسه ویرانگر هست، باعث ناسپاسی، ب سختی انداختن ، از مسیر گمراه شدن هست
من چه زمانی خودمو مقایسه میکنم؟ زمانی که احساس لیاقت پایینی دارم.
پس میشه با کار کردن روی احساس لیاقت و مقایسه نکردن هم به اجرای قانون تکامل کمک کنم.
و استاد باورای خوبی که میشه در این فایل پیدا کرد
فرصت ها برای پول ساختن زیاده و هر روزم بیشتر میشه، اینکه دیگران از فزصت ها استفاده کردن، نه تنها فرصت ها رو کم نکرده بلکه بیشتزش هم کرده، مثلا یک شرکتی این ربات رو ساخته و پول ساخته، و یک شرکت دیکه اومده با اصلاح بعضی نواقص و بهتر کردنش بازم پول ساخته
باور دیکه،، تمام مسایل بدون استثنا یک راه حل ساده و قابل دسترس دارن،،
این مسایلی ک تو ربات قبلی بود، مث اینکه بالا پایین نمیرفت، یا کستوم تنظیم نمیشد، یا پریز برق بیشتری لازم داشت، چه راحت حل شده، پس تمام مسایل یک راه حل ساده داره
و باز هم باور تمام مسایل راه حل ساده و قابل دسترس دارن، من داشتم فکر میکردم چقد سخته خم شی دونه دونه توپ ها رو جمع کنی، اون سبد چ باحال بود توپ رو چقدر راحت جمع میکرد با گذاشتن یک دسته ک خم نشی و چندتا سیم زیر سبد ک توپ بره توش با فشار ولی بیرون نیاد
و باور معنوی بودن ثروت
چقد لذت بردم از آزادی مالی شما، بع زاحتی هر چی دوس دارین برای خودتون تهیه میکنید و زندگی تون رو راحتتر و لذت بخش تر و پربارتر میکنید و همزمان دارین با خریداتون ب گسترش جهان کمک میکنید و الگو میشین برای من، که باور پذیر بشه میشود ثروتمند شد
باور دیکه آزادی زمانی مکانی و مالی ممکنه، البته با رعایت قانون تکامل و ساخت باورای مناسب
باور دیگه، اینکه شما دریک رابطه ی عاشقانه ی بینظیر و عمیق هستین ولی هر کدوم آزادی خوذش رو داره
این باور ک ما خوذمون مسول احساس خوب خودمون هستیم، مسول سرگرم کردن خودمون، مسول عشق ورزیدن و تحسین خودمون
اینکه رابطه ی عاطفی یک بخش از زندکی هست،تمام زندگی نیست، ما باید هر کدوممون زندگی مستقل خودمون،اهداف خودمون،علایق خودمون رو داشته باشییم
من باید بتونم ب تنهایی یک زندگی پربار،مستقل،هدفمند و شاد رو برای خودم بسازم، زندگی ای که اگر قرار باشه تنها باشم هم کامل و غنی باشه
استاد سپاسگزارم برای این فایل بینظیر و یادآوری قانون
سلام عزیزم
چقدر کامنتت عالی بود چقدر ریز و نکته به نکته نوشتی
برای من کلی درس داشت
من هم مواقعی که تو دام پاشنه های آشیل میافتم و رفتاری های تکراری قبل رو انجام میدم مدام خودم رو سرزنش میکنم و یادم میره نگاه کنم ببینم که درسته عالی نشدم اما باز هم نسبت به قبل بهتر هستم
واقعاً بینظیر نوشتی بخصوص در مورد روابط که بخشی از زندگی هست و کل زندگی نیست ،با خواندن کامنت شما کلی از صحبت های استاد بخصوص تو دوره روابط یادآوری شد ، تحسینت میکنم عزیزمی
رعایت نکردن قانون تکامل یعنی آسان شدن برای سختی ها «دقیقا»
تکامل من چقدر با این قانون تو ذهنم چلنج دارم گاهی برا اینکه یکم برا خودم اسونتر ش کنم این صحبت استاد رو یادآوری میکنم که منظور ش از تکامل طی کردن زمان خاص نیست بلکه تکامل فرکانسی منظورشونه و اگه بتونی در همه مواقع به قانون عمل کنی و احساس خوب داشته باشی و از طی کردن مسیر لذت ببری زمان برای تو کوتاه میشه و اینطوری میتونم دید مثبت تری نسبت به قانون تکامل داشته باشم
سعی میکنم رها باشم و تسلیم تا ایده ها و راه حل ها بهم گفته بشه
کامنتت رو کپی میکنم که باز هم بخونم و یاد بگیرم
سپاسگزارم
سلام فرنگیس عزیزم
مرسی برای نقطه ب آبی قشنگت و انرژی قشنگت.
خدا رو شکر ک کمنتم تونست قانون رو یادآوری کنه به شما.
دقیقا راست میگی مشکل که داریم اینه ک اسم قانون تکامل میاد حس میکنیم یعنی دیر رسیدن به خواسته ،فاصله ی زمانی ، برا همین آدم میخاد دور بزنه قانون رو ک البته این خود این مسیر اشتباه باز چقد دور میکنه ما رو از خواسته.
هدایت خداوند چقدر قشنگ کار میکنه، این کمنت رو دو روز پیش نوشته بودم، امشب پاسخ شما باعث شد باز بخونم ، باورت میشه خودم چقد نیاز داشتم و شما دست خدا شدین .
آدم میگه مینویسه،فکر میکنه میدونه ولی بخدا نمیدونیم،نیاز ب تکرار هر روزه داریم
بهتزین ها رو برات میخام عزیزم
استاد جانم ای کاش این فایل رو سه روز زودتر میزاشتین چون من دوازدهمم و مسابقه درون مدرسه ای داشتم و با این نکاتی که کفتین میتونستم حداقل تا فینال برم (: ولی از یه جهت مهم خیلی به موقع هستش : من خداروشکر چهارم بهمن ماه در سالگرد اولین کامنتم در دوره عزت نفس ، هنرجوی دوره احساس لیاقت شدم و توی همین مدت کوتاه واقعا اتفاقات بینظیری افتاده ! با هر دوره و فایل من هی خودمو اصلاح میکردم توی عجله یعنی برای دوره عزت نفس من نشستم دو روزه کل فایلا رو گوش کردم بدون هیچ کامنتی بعد از اول اومدم تمرکزی کار کردم خیلی گیج شده بودم اون همه تغییرو چطوری پیاده کنم ولی امسال خیلی راحت و زیباتر شده از وقتی تمرکزی دارم هرجلسه رو قشنگ کار میکنم در دوره احساس لیاقت . میدونین خیلی اون حس عجله گمراه کنندس ؛ من انقدر عجله داشتم برای خرید این دوره اصن تبدیل به شرک شده بود که اگه نخرم دیگه من بدبخت ترین ادم جهان میمونم ! چون کنکورم نزدیکه میخواستم با خرید دوره احساس لیاقت خیلی زود مثلا توی خیال خودم دوره رو بگیرم و احساس ارزشمندیو لول اپ کنم تا سقف بعد برم جلسه کنکور و بوم بترکونم تک رقمی شم بیام بیرون ولی الان که تو این دوره هستم ، یه چیزایی از درون خودم فهمیدم که هنوز در شوکم دلیل خیلی از اتفاقای زندگیم رو میفهمم چه خوب چه بد … استاد من حرکت کردم در مسیرم و فهمیدم علاقم به موسیقیه خب ؟ ولی میدونین مثلا میرم فیلم زندگینامه ارتیست ها رو میبینم یا بعضی هنرمندا در یوتوب و میگم بابا به به نگاه کن یجوری گیتار میزنه انگار داره اتل متل توتوله رو میخونه انقدر راحته واسش من تا اینجوری بشم طول میکشه و همه اینا خیلی ناخوداگاه رخ میده ها ! بعد که انگیزه هامث از دست میدم از طریق مقایسه یا حتی این عجله و کمالگرایی ، تمرین نمیکنم حتی ده دقیقه در روز رو و یه تضادی درونم شکل میگیره که میدونم این عشقمه ها ولی سراغش نمیرم ! استاد واسم جالب اینه که چقدر زندگی میتونه غنی باشه که از یه بازی ساده مثل پینگ پنگ کلی درس بیاد ! همیشه تو مغز ما هس من باید برم دانشگاه مدرک فلان و فلانمو بگیرم اون وقت من فهمیده و دنیا دیده و موفق میشم میدونین چی میگم ؟ زندگی داره به ما ادرس ها رو میده یکم باید ما گوشامونو تیز کنیم . دوست دارم در حد خودم و واسه عشق خودم که موسیقی و گیتار هست و درکنارش دارم کنکور زبان میدم ، عمل کنم به حرفای این فایل و اگاهانه جلوی اون عجله رو بگیرم ! دیشب گفتم میخوام تا اصن اخر سیزده بدر روی 6 قسمت اول احساس لیاقت کار کنم ! اقا مدال به من نمیدن که تموم کنمش ؟! میخوام با عشق کامنتارو بخونم میخوام حضور داشته باشم اصن میخوام یکسال طول بکشه برسم اخر دوره ولی عوضش واقعا استفاده کردم از اگاهی ها ! و قلبا باور دارم نشانه میاد که کی برم مرحله بعدی حتی شده من رفتم جلو توی دوره ای نشانه ای دیدم که برگشتم از جلسات اول کار کردم و دیدم واو چقدر عالی شده همه چیز ! همین فقط خواستم تجربه خودمو به اشتراک بزارم و کلی برای شما و دوستان نازنینم ارزوی شادی و ثروت و یه اخر سال زیبا بکنم .
به نام سیستم هدایتگر بشر
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاهٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ ۖ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَهٍ ۖ الزُّجَاجَهُ کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَهٍ مُبَارَکَهٍ زَیْتُونَهٍ لَا شَرْقِیَّهٍ وَلَا غَرْبِیَّهٍ یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ ۚ نُورٌ عَلَىٰ نُورٍ ۗ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشَاءُ ۚ وَیَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ ۗ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ
سلام
استاد شما فرمودید مقایسه خودت با دیگرانی که از تو بهترن باعث افت احساس توانمندی خودت میشه و ناامید میشی و باید روند تکاملی طی کرد.
استاد بنده این مقایسه با کسانی که مدرک دکتری روانشناسی دارن مطب دارن خانه زندگی خوب دارن مقایسه میکنم درحالی که من تازه وارد 26 سالگی شدم و مدرک ارشدم گرفتم خودم باید با خودم مقایسه کنم که خیلی هم عالی که تونستم تو این سن درسم تمام کنم .
یا مثلا خودم با کسانی که مثلا آزمون های استخدامی و دولتی قبول شدن مقایسه میکنم میگم طرف خوشبحالش شغل داره اما من نه .
یا خودم مقایسه میکنم با افرادی که مثلا توسنین پایین مثلا 17 و18 سالگی درآمد بالایی دارن ولی من نه و این احساس ارزشمندی من میاره پایین و حس میکنم من چقدر انسان ضعیفی هستم .
یا وقتی مقایسه میکنم خودم با کسانی که خیلی مثلا موفق تر هستن میگم ببین تو در حد فلانی نیستی چقدر اون از تو بهتر از تو خوبتر .
این مقایسه کردن همیشه کار دستم داده.
وقتی باشگاه می رفتم خجالت می کشیدم مثلا من جلسه 5 ام بدنسازی ام بود افرادی بودن که مثلا چند سال رفته بودن و خوش تیپ خوش اندام بودن یه عده هم مثلا 10 سال کویچکتر از من بودن کلی خوش اندام بودن و من اعصابم بهم می ریخت و حس بی ارزشی میکردم و دیگه ادامه نمیدادم.
یا مثلا الان که 3 ماه ازدواج کردم همش خودم زندگی وسایل ام مقایسه میکنم با کسانی که مثلا چند سال ازدواج کردن و حسرت میخورم چرا من نتونستم خانه زندگی خودم داشته باشم یا اثاث خوب داشته باشم درحالی دیگران دارن .اونا هم یه تکامل هایی طی کردن
یا وقتی میرم بیرون در حالی که خیلی هم خوشتیپ خوش پوش هستم اما میام خودم مقایسه میکنم با دیگران مثلا کسانی که عمل کردن کسانی که خیلی به خودشون رسیدن یا مثلا هیکل های فوق العاده قیافه های عالی دارن .احساس ضعف میکنم احساس پوچی میکنم .
میگم وای چقدر دیگران بهترن خوبترن عالی تر هستن .و حس پوچی میکنم .
این مقایسه کردن تو همه چیزم هست ظاهر اندام لباس خانه وسایل زندگی شرایط و هی بیشتر بهم حس پوچی میده .
انگار ارزشمندی درونی خودم نسبت دادم به اینکه عوامل بیرونی من همه چی تمام باشه .مثلا مرضیه ارزشمند نیست مگر یه شغل مطرح داشته باشه مگر خانه خوب داشته باشه مگر هیکل فوق العاده داشته باشه و این کمال گرایی من رو سال هاست تو نقطعه 0 شروع نگه داشت .میگم من که عالی نیستم چرا شروع کنم.
مثلا میام رانندگی خودم مقایسه میکنم با کی کسانی که سالهاست راننده هستن و بعد میگم من که راننده نیستم گواهی الکی گرفتم .درحالی که من کل ساعت های نشستم پشت ماشین همون تایم آموزشگاه رانندگی بوده و تمام .
….
درس دوم وقتی میخوایم کاری شروع کنیم آموزش درست ببینیم چون باید پایه درست باشه اگر خشت اول کج بزاریم تا اندر ثریا کج میره .
وقتی می خوایم کاری شروع کنیم آموزش درست اصول درست ببینیم .
…..
درس سوم طی کردن تکامل و قدم به قدم طی کردن هست اگر اصولی نریم قطعا شکست خواهیم خورد.
من الان که تو دوران عقد باردار شدم دارم فکر میکنم برای تولد یک نوزاد ساعت ها روزها زمان لازم هست برای همون تولد نوزاد باید حالت تهوع کشید دردهایی تحمل کرد یک سری شرایط ویژه تحمل کرد و هنگام زایمان طبعیی هم باید یک سری درد تحمل کرد تا نوزاد به دنیا بیاد اولا این داستان دوتا آموزش داره برام یکی اینکه باید حتما 9 ماه صبر کرد تکامل طی کرد تا صاحب یک فرزند شد حتی برای آفرینش یک انسان هم تکامل لازم هست هیچ کس یک شبه صاحب فرزند نمیشه نمیشه یک روزه زایمان کرد و صاحب فرزند شد .
و درس دوم برای رسیدن یه یک ثمره شیرین باید یک سری سختی ها تحمل کرد .
از وقتی جنین درون شکمم درحال رشد هست دارم به عظمت جهان هستی فکر میکنم .همین به وجود آمدن یک فرزند سراسر شگفتی هست که چطور میشه وجود خالق حس نکرد اینکه من تا دیروز اینگونه نبودم اما الان درون بدن من درون رحم من نطفه ایی درحال شکل گرفتن از من هست .
ظاهر داستان بزاریم کنار چگونه از ترکیب دوتا سلول و کروموزم های بدن من وهمسرم
درون بدن من فرزندی شکل میگیره که تا 9 ماه از نظر پنهان هست .
Dna من و همسرم برای اون رونوشت برداری میشه ترکیب میشه از وجود من خداوند بستری برای اون فراهم میکنه که تغذیه کنه از خون من از ویتامین های بدن من رشد کن .ترکیب دو سلول آفرینش رقم بزند. و در 8 هفته اون دوتا سلول نبض و قلب داشته باشن و قلبش بزنه
فکر کن بهش که چگونه میشه سلول های من تکامل پیدا کنن درون فرزندم و مهر مادری شکل بگیره و تو حاضر باشی سختی ها به جون بکشی .
و از من انسانی دیگر خلق بشه و من بشم دستان خالق . فتبارک الله احسن الخالقین.خداوند هست که صورتگری میکنه .
قبل به دنیا آمدن ما فکر آسایش ماست درون پدر ومادر هورومون عشق تزریق میکنع .میزان هورومون اکسی توسین درون من افزایش میده انقدر به فکر اون نوزاد هست که درون رحم به واسطه جفت ازش محافظ میکنه و من دیگه نمیدانم چی باید بگم در برابر این عظمت
جنین، داراى مراحل مختلف رشد در رحم [18] :
1. «یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَهٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَهٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَهٍ مُخَلَّقَهٍ وَ غَیْرِ مُخَلَّقَهٍ لِنُبَیِّنَ لَکُمْ وَ نُقِرُّ فِی الْأَرْحامِ ما نَشاءُ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلًا …؛[19]ای مردم! اگر در رستاخیز شک دارید، (به این نکته توجه کنید که:) ما شما را از خاک آفریدیم، سپس از نطفه، و بعد از خون بسته شده، سپس از مضغه (چیزی شبیه گوشت جویده شده)، که بعضی دارای شکل و خلقت است و بعضی بدون شکل تا برای شما روشن سازیم (که بر هر چیز قادریم)! و جنین هایی را که بخواهیم تا مدت معینی در رحم (مادران) قرار می دهیم (و آنچه را بخواهیم ساقط می کنیم) بعد شما را بصورت طفل بیرون می آوریم ….»
2. «ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَهً فِی قَرارٍ مَکِینٍ • ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَهَ عَلَقَهً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَهَ مُضْغَهً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَهَ عِظاماً فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ؛[20][21]سپس او را نطفه ای در قرارگاه مطمئن (رحم) قرار دادیم سپس نطفه را بصورت علقه (خون بسته)، و علقه را بصورت مضغه (چیزی شبیه گوشت جویده شده)، و مضغه را بصورت استخوانهایی درآوردیم و بر استخوانها گوشت پوشاندیم سپس آن را آفرینش تازهای دادیم پس بزرگ است خدایی که بهترین آفرینندگان است.»
3. «الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِینٍ • ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَهٍ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ • ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَهَ قَلِیلًا ما تَشْکُرُونَ؛[22]او همان کسی است که هر چه را آفرید نیکو آفرید و آفرینش انسان را از گل آغاز کرد سپس نسل او را از عصارهای از آب ناچیز و بی قدر آفرید. سپس (اندام) او را موزون ساخت و از روح خویش در وی دمید و برای شما گوش و چشمها و دلها قرار داد اما کمتر شکر نعمتهای او را بجا می آورید.»
4. «خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَهٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها وَ أَنْزَلَ لَکُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِیَهَ أَزْواجٍ یَخْلُقُکُمْ فِی بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِی ظُلُماتٍ ثَلاثٍ ذلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ لَهُ الْمُلْکُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ؛[23]او شما را از یک نفس آفرید، و همسرش را از (باقیمانده گل) او خلق کرد و برای شما هشت زوج از چهارپایان ایجاد کرد او شما را در شکم مادرانتان آفرینشی بعد از آفرینش دیگر، در میان تاریکیهای سهگانه، می بخشد! این است خداوند، پروردگار شما که حکومت (عالم هستی) از آن اوست هیچ معبودی جز او نیست پس چگونه از راه حق منحرف می شوید.»
5. «هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَهٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَهٍ ثُمَّ یُخْرِجُکُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ ثُمَّ لِتَکُونُوا شُیُوخاً وَ مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفَّى مِنْ قَبْلُ وَ لِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُسَمًّى وَ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ؛[24]او کسی است که شما را از خاک آفرید، سپس از نطفه، سپس از علقه (خون بسته شده)، سپس شما را بصورت طفلی (از شکم مادر) بیرون میفرستد، بعد به مرحله کمال قوت خود می رسید، و بعد از آن پیر می شوید و (در این میان) گروهی از شما پیش از رسیدن به این مرحله می میرند و در نهایت به سرآمد عمر خود می رسید و شاید تعقل کنید.» [25]
بله حتی برای آفرینش جنینی هم تکامل لازمه.
برای موفقیت لازم هست که کلی تمرین کرد و تلاش کرد و از کار ساده شروع کرد به پیشرفته رسید.
…….
نکته بعدی باید خودمان با افراد هم سطح خودمان مقایسه کنیم و کم کم پیشرفت کنم بهتر بهتر بشم .اگر با سطح پایین مقایسه کنم اعتماد به نفس کاذب میده .
اگربا سطح بالاتر مقایسه کنم باعث کاهش امید میشه و فرو می ریزیم .
…..
من در ازدواج خودم با مشکلات زیادی دست پنچه نرم میکردم و همیشه مشکل داشتم در روابطم نه با خانواده خوب بودم نه دوست صمیمی داشتم نه حتی یک رابطه عاشقانه داشتم .
بعد آشنایی با قانون جذب و سایت استاد من کم کم تو زمینه روابط روی خودم خیلی کار کردم نه یک شبه ها بلکه به مدت 8 ماه تا یکسال روی زمینه رابطه کار کردم چون به شدت باورهای مسمومی داشتم استاد و تکامل طی کردم سخت بود. اوایل داستان بسیار برام سخت بود کنترل ذهن و طی کردن تکامل سخت بود برام ولی من خودم کنترل میکردم و می نوشتم می نوشتم می نوشتم باورهای سمی که تو ذهنم بود با الگو های مناسب باورهای مناسب جایگزین میکردم سخت بود استاد
چون اون نجوا می آمد بابا عمرا بشه تو سینگل به گور خواهی مرد.عمرا بتونی مادر بشی
و من تو سخت ترین و تنها ترین شرایط زندگی کنترل ذهن میکردم میگفتم نه خداوند عادل هست و باورهای اشتباه میگشتم دنبال نمونه اش درستش میکردم شاید من نزدیک 200 صفحه نوشتم تو دفترم تا باورهای اشتباهم تو زمینه روابط درست شد .بسیار رابطه اشتباهی با خانواده داشنم و مادر پدرم از دستم شاکی بودن برادرم دشمن خونی من بود
من بعد کار کردن روی خودم و نوشتن و شکرگزاری و تمرین تکرار تکرار تونستم غلبه کنم تکامل طی کردم و دقیقا با همون همسری که ویژگی اش نوشته بودم تو 25 سالگی عقد کردم و در کمتر از 3 ماه بعدش باردار شدم.
و الانم تو روابط با دوست خانواده عالی شدم .به اندازه ایی که من پیشرفت کردم جهانم عوض شد .
و من متوجه قانون هستم و بسیار قانون دقیق عمل میکنه
من هرچقدر تکامل طی میکنم شرایط بهتر بهتر میشه برام .
استاد من اینا میگم برام تکرار بشه بدونم من با کنترل ذهنم تونستم 360 درجه شرایط روابطم عوض کنم من فکر میکردم ازدواج عاشقانه یک رویاست اما الان نه و بهش رسیدم .
و الان باید تکامل بدهم تو عزت نفسم تو ثروت و شغلم و بدونم من ارزشمند هستم فارغ از شرایط الانم
ممنون بابت سایت خوبتون پایدار مانا باشید
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام استاد عزیز و با انگیزه
که همیشه انگیزه را رشد و تغییر را نشان من داده است
برای ساختن یا برج بلند نیاز به یک فونداسیون بزرگ و عظیم است
برای یک برج بیست طبقه شاید یکی دوسال باید در یک گود بزرگ کار کنیم و یک فونداسیون بزرگ بنا کنیم تازه برسیم به روی خاک طبقه و طبقه بسازیم تا بشود یک برج بلند و هر چه هنر زیبایی را به خرج دهیم این برج بلند زیباتر میشود
حالا برای تغییر باید باورهای قدیم ذهن. را تخریب کرد
برای آماده سازی فونداسیون روی فونداسیون ذهن کار کنم تا بشود روی این فونداسیون ذهن باورهای طبقاتی بزرگ را ساخت و بهترین نتایج را بدست آورم
من تا الان نزدیک به سه سال هست دارم با استاد پیش میروم
فونداسیون را دارم محکمتر میکنم و آماده ساختن طبقات بالا باشم
طبقاتی که بشود آزادی زمانی و مالی را بدست آورد
طبقاتی که سلامتی بالا را داشته باشم
طبقاتی که اراده تغییر با جهان هستی را داشته باشم
و حالا استاد اگر شما دارین بازی هم میکنین از قوانین استفاده میکنین این بزرگترین درسی هست که من در هر روز از شما دریافت میکنم
شما همیشه بهترین من بودین و هستین الگویی موفق در تمام زمینه ها
استاد یک ایده خوب دادین برای یاد گیری عالی
خدارا شکر میکنم که بهترین ها رو در هر روز آموزش میبینم
استاد موفق باشین