این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2023/05/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2023-05-14 01:05:402025-03-07 07:49:43درسهای زندگی از یک بازی | قسمت 1
717نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد گلم ،مریم خانوم و همه دوستان این خانواده.
چقدر زیباست دریائی رویائی که حس خود بهشت رو داره.چقدر زیبایی داره چقدر تنوع در آدمها،رنگها،خونه ها پرنده ها،گیاهان.اینا تازه نعمتها و مخلوقاتی از الله یکتاست که ما میبینیم.و چقدر مخلوقات و زیبائیها داره که ما نتونستیم ببینیم و مثل زیر اقیانوسها از چشممون مخفیه.چقدر ما بزرگ و عزیز هستیم که این همه خلقت رو برای ما بوجود آورده.از چمن زیر پامون گرفته تا تمام کهکشانها.بحث امروز و این فایل منو یاد آخرین سفرم از شمال به اصفهان انداخت.تموم راه با اینکه پشت فرمون بودم،داشتم سرسبزیهارو میدیدم و تحسین میکردم و آرومتر از همیشه میومدم چون دیگه مثل قبل فقط به رسیدن فکر نمیکردم.تا اینکه قسمتهای سرسبز جاده تموم شد و اتفاق جالبی افتاد.به محض خارج شدن از منطقه سرسبز،،همسفرم گفت جاده خشک و بی آب و علف شد.همون لحظه گفتم چطور توی اینهمه مسیر که تا الان اومدیم،نگفتی چقدر سرسبز و زیبا؟؟؟خشکیهاشم زیباست.اصلا بخاطر خشکیهاست که سر سبزیها دیده میشه و این قانون تضادهاست
یه لحظه به خودم گفتم منم همینطور بودم و توی تموم زیباییها ذهنمون عادت به دیدن زشتیها کرده بود و عادت به تحسین زیباییها نداشتیم.و این دقیقا کانون توجه ما بوده همیشه و اتفاقات زندگیمون طبق کانون تمرکزمون.الان خداروشکر میکنم در مسیر تکاملم هروز زیباییهای بیشتری میبینم و هدایت میشم به مسیر خواسته هام و زیباییها.من توی کارم بعد از تمرینات این قوانین یه مدت از هر طرف برام ثروت میبارید ولی دقیقا جاهایی که همکارام بهم زنگ میزدن و میگفتن بازار خرابه، و تو چطور کار میکنی؟،،در لحظه کار من هم کساد میشد.اگه قبلن بود،فکر میکردیم طرف چشممون زده ولی الان میفهمیم که صد درصد اتفاقات زندگیمون رو خودمون رقم میزنیم،یعنی چه.
اگه الان یه تمرکز روی یه خواسته میداریم و یکهفته بعد،یسال بعد یا بیشتر ،بهش میرسیم،،،،،اگه مثل بازی پینگ پنگ روی ثانیه های زندگیمون و خواسته هامون تمرکز و تاثیر بذاریم،چی میشه؟
اونوقته که بارانی از ثروت و نعمت وارد زندگیمون میشه که همه چیز رو زیر و رو میکنه اونوقت نتایج هم در لحظه به لحظه های زندگیمون بمب بمب ظاهر میشن.
من از خودم سوال میکنم آیا خداوند برای روزی بی حساب و کتاب دادن به من،،،نگاه به شرایط بازار میکنه؟قیمت دلار و طلارو میسنجه؟؟نگاه میکنه ببینه کدوم شهرم؟پول لازم دارم یا نه؟خانوم هستم یا آقا؟
نه فقط نگاه میکنه به ذهنم که توش دنبال چی هستم و چی رو واقعا میخوام و به چی توجه میکنم.خداروشکر میکنم که امروز آگاهانه میتونم ببینم زیبائیهارو و تحسین کنم.سپاسگذارم از همتون که دستان خوب خداوند هستین
واقعا چقدر مهم است این احساس لیاقت و چقدر محدود کننده است عدم احساس لیاقت
من فکر میکردم با گفتن جمله من لایق بهترینها هستم و تکرار اون الان و با توجه به اینکه خوب من خلیفه خداوند روی زمین هستم پس لایق بهترینها هستم.خوب تا اینجا درست
و خیلی اوقات میگفتم خدایا من که تو این مسیری هستم که ببین همه دارن نتایج دلخواه و عالی میگیرن پس چرا برای من اتفاق نمیافتد.
و حالا با این فایل من متوجه لایه های زیرین این باور شدم .عه اینه دقیقا و پاشنه آشیل منه
من پیمانکار هستم البته پیمانکار جزئ
و کسی که خودش داره مثل یک کارگر ساده کار میکنه.(البته کارگر ساده هم محترم است)
و من هم از همین جا شروع کردم
نکته اینجاست که اکثر همکارهای من در همین حرفه و با همین مقدار ابزاری که من دارم و حتی کمتر و کم مهارت تر از من
دارن فقط مدیریت میکنن.اما من هنوز درگیر نداشتن کارگر کافی هستم.
خوب چرا؟
جواب همین فایل است
من در لایه های زیرین افکارم هنوز این حرف وجود دارد که عدالت نیست که تو کمتر کار فیزیکی انجام بدی و درآمدت هم بیشتر از این کارگرها باشه.
خوب حالا تازه پیدا شد بخدا که ترمز من فقط همینه .
حالا ببینید باکار کردن روی این باور من باچه سرعتی میرم جلو و میام اینجا براتون می نویسم.
جالبه وقتی این احساس عدم لیاقت رو دارم
بعدش من دیگران رو میبینم میگم خوب به من ظلم شده و خودم رو قربانی شرایط میبینم.
البته اینایی که الان دارم میگم به همین وضوح ندیدمشون قبلا اما حالا دستان پر توان خداوند از طریق استاد دوست داشتنی ام اینا رو برام رو کرد.
حالا این در حالیه که من سالها برای این کار زحمت کشیدم.مهارت کسب کردم و خاک این کارو خوردم .و باز هم دارم مهارتهایم رو افزایش میدم و تمام تمرکزم روی این کاره و نه هیچ کار دیگه ای.و همچنین براش هزینه کردم، وقت گذاشتم ،سرد و گرم چشیدم ،و روزهایی بوده که تحمل کردم و حرف شنیدم و…….
پس چطوری حالا عدالت نیست که من نتیجه بیشتری بگیرم و کار فیزیکی کمتری بکنم ذهن زیبای من یادت رفته خوب من یادت میارم .
خوب آقا میثم چقدر دنبال این جواب بودی و این درخواستی بود که همیشه از خداوند داشتی بیا زانو بزن و شکر گذاری کن که هدایت شدی و ترمزت پیدا شد حالا خواهشن دیگه پاتو از روش بردار بزار همراه این جریان خوشبختی سوت زنان و پای کوبان و با آواز بری جلو تا با رسیدن به خواسته هات
جهان رو جای بهتری برای زندگی کردن کنی
حالا خدا جون ازت مممممممممممممننننننونمممممم.
و خدایا من قدم نمیرسه بشینم روی شونه هات و این مسیر و ادامه بدم لطفا یه کم خم شو.
خدایا خودت هم کمکم کن روی این باور بیشتر کار کنم و راههای بهتر کار کردن روی این باور رو بهم نشون بده
باز هم سپاسگزارم از استاد عزیز و خدای استاد و من و همه
الحق که این سایت توحیدی و خداییه این فایل به عنوان نشونه امروز من بود و واقعاً زد به هدف این روزا خیلی سعی میکنم که کنترل ذهن بیشتری داشته باشم واقعا خوشحال بودن تو روزایی که همه چی عالی و تحت کنترل کار سختی نیست باید خودتو تو چالشها هم تست کنی ببینی که وقتی که اوضاع به نظر ناجالبه از همه طرف ترس حاکم میشه و یا وقتی که تمام محیطی که درون زندگی میکنی پر از ترس و وحشت میشه و اوضاع به طور متفاوتی رقم میخوره اون موقع وقتی استفاده کردن از چیزهاییه که یاد گرفتی یعنی وقت امتحان دادنه وقت عمل کردن استاد شما یه جمله معروفی دارین که همیشه توی ذهنم تکرار میشه ایمانی که عمل نیاره حرف مفته الان خیلی شرایط خوبیه که ببینم چقدر میتونم خودمو کنترل کنم چقدر میتونم به ذهنم و افکارم جهت بدم و چقدر میتونم تایم اوت بگیرم یکی از جاهایی که به شدت حالمو خوب میکنه بودن توی سایت هست خوندن کامنت بچهها یا خوندن مقالههای گروه تحقیقاتی عباس منش و کامنت نوشتن به شدت توی حال و هوای من تاثیر داره وقتی که شروع میکنم به خوندن مقالههای احساس وصف ناپذیری را درون خودم احساس میکنم پر میشم از امید انگار که قلبم باز میشه و آماده دریافت هستم انقدر ادامه میدم که این حال فوق آدم باعث میشه که بنویسم راستی نوشتن هم یکی از واردیه که حال منو خیلی خوب میکنه و باعث میشه که ذهنمو کنترل کنم یه چیز دیگهای که از شما یاد گرفتم آویزه گوشم کردم اینه که وقتی ذهنم در مقابل یه چیزی خیلی مقاومت داره یعنی پاشنه آشیلش هست و باید بگم که از طریق همین جمله تونستم مچ یکی از الگوهای ذهنیمو بگیرم وقتی که به یه باور مخرب برخورد میکنم و میخوام باور رو تغییر بدم و اصلاحش کنم نوشتن یکی از راههاییه که خیلی کمکم میکنه و خیلی جالبه وقتی که میخوام در موردش بنویسم ذهنم به طرز خیلی عجیبی مقاومت میکنه کلی کارای دیگه بهم پیشنهاد میدی که من سمت نوشتن نرم یا اونو برام خیلی سخت جلوه میده بته این حقهاش تا زمانی کار میکرد که من این الگو رو کشف نکرده بودم و وقتی تونستم کشفش کنم و متوجه شدم و آگاه شدم یگه نمیتونه مثل قبلاً دست بذاره روی نقطه ضعف ذهنم.
چقدر خوب درک میکنم یکی از جملات شما رو که میگفتید وقتی که هنوز در روزهای خوب هستیم و همه چیز آرومه شروع کنیم به کار کردن روی خودتون نذارید همه چیز بد بشه خراب بشه و اون وقت شروع کنید روی کار کردن خودتون اینجاست که فرق آدمی که روی خودش کار کرده و اونی که نکرده مشخص میشه تو روز سخت تو روزایی که طوفان خیلی شدیده ختهایی ثابت میمونن که ریشه محکمی دارند استاد شما به ما یاد میدین که چطور ریشه محکمی داشته باشیم…
من خیلی به الهامات ایمان دارم، یکیشون اینه که وقتی شما فایلی گذاشتید توی سایت انگار توی ذهنم یه زنگی می زنه که استاد فایل گذاشته برو استفاده کن
بی نهایت از خداوند سپاسگزارم برای این همه زیبایی و خود شما اساتید عزیز
کمترین نتیجه ای که این تمرکز بر زیبایی ها و تمرکز بر فایل های شما برای من به وجود میاره اینه که اتفاقات غیرمترقبه برام پیش نمیاد، البته این کمترینش بود و همیشه اتفاقات خوب برام میوفته
عزیزم دقیقا درست فهمیدی اینکه احساست میگه الان روی سایت فایل جدید اومده دقیقا الهام قلبی هست آفرین خیلی خوب متوجه شدی انشا الله خداوند مسیر خوشبختی و فراوانی را همواره برات روشن و نمایان کنه که البته خودت باید بخواهی
به نام خدای مهربان سلام براستاد عزیز وخانوم شایسته بسیار فایل فوق العاده واموزنده ی بود برای من، واموزهای استاد عباسمنش همیشه ره گشاست واقعا ممنونم استاد خیلی درس زیبایی از سخنانتون گرفتم انرژی مثبت فرکانس مثبت توجه به زیبایی افکار زیبا حس خوب وعالی وانرژی مضاعف استاد را تحسین می کنم وهم چنین خانوم شایسته را ،فایل قشنگی بود، انشاالله هر کجا هستین در پناه الله یکتا شاد پیروز وثروتمند باشین
من این فایل و تصویریشو ندیدم و چون سرکار بودم فقد صوتیشو گوش کردم
چقدرررررر عالیییی بوددد چقد با شرایطی که داشتم موضوع این فایل هماهنگ بود
چقدر شما بینظیری استاد
خداوند مهربونه من چقد بینظیره که همیشه به بهترین شکل ممکن هدایتم میکنه.
کلییی انرژیی گرفتم ازین فایل و جالبه که چندین روزه که بسیار صبورتر شدم و فقد دارم از زندگیم لذت میبرم
اما یکم تو رفتار با مادرم مشکل داشتم و اصلن نمیتونستم ذهنم رو کنترل کنم
همش دعوا و بحث بینمون بوده و هست
تصمیم دارم برای احساس بهترم روی رفتارای مادرم ک خوشم نمیاد عراض کنم و چیزایی قشنگ زندگیمو ببینم و حتی رفتارای خوب مامانم رو ببینم
چقدر این کنترل احساس عدم لیاقت مهمه من رابطه عاطفیم رو سره همین داستان و داستانای دیگه که ریشش و شروعش از همین احساس بود از دست دادم
و به خودم قول دادم که رابطه بعدی که قراره خداوند بهترین فرد رو برام بیاره رو اولویت اول خودم باشم و ارزشمندیم و خودم رو لایق یک رابطه بینهایت عالیی بدونم و از قبلم بهتر شدم و خودم رو لایق چیزای خوب میدونم
اما خیلیییی راه دارم هنوز
از خداوند میخام که هدایتم کنه به مسیر درستش
موضوع احساس قربانی شدن که اصن نگم
همین چندروز پیش به شدت زیر فشار بودم و همش احساس قربانی شدن بهم دست میداد ک چرا پدر و مادر من بهم کمک مالی نمیکنن و این چه پدر و مادریه و فلان
اما خداروهزاران بار شکر تونستم ذهنم رو کنترل کنم و گفتم نخیر
من باید خودم زندگیمو بسازم
برای خوشبخت شدن ی اراده قوی و شجاعت میخای و توکل و ایمان به پروردگار که هردوتاشو داری
دیگه تموم!و شروع کردم اول به احساس خوبتری رسیدم و الانم که خداروشکر ازون روز گذشته و من سرکار میرم و دیگه اینده رو به خداوندم سپردم که ببینم چه اتفاقات بینظیری رو برام بوجود میاره
من دانشجوی دکترای تربیت بدنی هستم و از بچگی فقط والیبال کار کردم و مقام های ورزشی خیلی زیادی دارم ولی پارسال تصمیم گرفتم به جای ورزش گروهی یک ورزش انفرادی رو تجربه کنم و با توجه به اینکه تو دوره کارشناسی نفر اول کلاسمون تو تنیس روی میز شدم تصمیم گرفتم این رشته رو دنبال کنم.
اسممو واسه انتخابی تیم دانشگاهمون دادم و شش نفر بودیم و دانشگاه مسابقه انتخابی برگزار کرد تا چهار نفر اول به عنوان اعضای تیم دانشگاه انتخاب بشن و من تو مسابقات انتخابی نفر چهارم شدم و خوشبختانه انتخاب شدم.
تمرینات تیم رو ادامه دادم و همزمان روی باورام کار میکردم و هر روز ویس های انگیزشی شما رو گوش میدادم و خیلی خیلی بازیم بهتر شده بود و تمامی بازیهامو میبردم حتی نفر اول تیممون هم میبردم.
مهم ترین دلیلی که باعث شد من بازیهامو ببرم و در نهایت نفر اول تیم دانشگاه بشم این بود که در طول بازی آرام بودم و گفتگوهای ذهنی مثبتی داشتم و همیشه به خودم میگفتم (قوی باش، آرام باش، اشکالی نداره، تو فوق العاده ای و اگه میخوای ببری باید قوی باشی و …)
یادمه یه مسابقه بود که دو گیم اول رو باخته بودم و گیم سوم شش بر صفر عقب بودم ولی در نهایت بازی رو سه بر دو بردم و خیلی حس قدرت میگرفتم و یه جورایی قلق کار دستم اومده بود.
هر موقع هم حریفم ضربه قشنگی میزد میگفتم عالیه آفرین و همیشه با لبخند بهش نگاه میکردم و حس خوبی نسبت بهش داشتم.
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته گل و همه دوستان.
قبل از اینکه در مورد این کلیپ بنویسم یه مورد جالب رو بگم و اونهم اینه که دقیقا دیروز با یکی از دوستان عزیزم که دلیل آشناییم با استاد عباسمنش بود دیداری داشتم و در مورد اتفاقات اخیر ایران صحبت باز شد و بحث این بود که فارغ از دلیل ما برای تصمیماتمون، دنیا طبق الگوی منظم و ثابت خودش اتفاقات رو برای ما رقم میزنه.
و امروز صبح سایت رو باز کردم و منی که معمولا متن کلیپ رو نمیخونم و فقط فایل رسانه ای رو میبینم یا گوش میدم خوندمش و دیدم دقیقا دقیقا همون حرف ما رو استاد نوشتن.
خوب اگه بخوام در مورد زمانی که احساس عدم لیاقت باعث شد چیزی که در دست داشتم رو از دست بدم موردی رو به تازگی درک کردم. داستانش اینه که تو خونه تکونی سال نو من تصمیم گرفتم انباری رو خالی کنم و هرچیز اضافی و قدیمی هست رو بریزم دور و خوشبختانه خانومم هم همراهی کرد. تو این حین من به کارنامه دوران راهنماییم برخورد کردم. چیزی بود که هر دفعه تو خونه تکونی میدیدمشون ولی اینبار یه نکته ای رو ازش درک کردم. نمره من 19 به بالا بود و نفر 4 الی 6 کلاس بودم ولی یکی از دوستان عزیز و قدیمیم معدلش 18 بود و همین دوستم الان از لحاظ درسی خیلی بالاتره از من و من ایشون رو یک انسان فوقالعاده باهوش تر از خودم میدونستم. چیزی که یادم اومد و درکش کردم اینه که من اون موقع به اینکه چقدر از 80 درصد همکلاسیهام بالاتر و باهوشتر هستم تمرکز نکرده بودم و بالعکس به اون 3-4 نفر بالاتر از خودم تمرکز میکردم و میگفتم من کم هوشتر از اینهام. و خوب باعث شد معدلم کم کم پایینتر بیاد تا جایی که معدل کارشناسیم 13:40 اومد و باعث شد کلا قید ادامه تحصیل رو بزنم بخاطر نداشتن اعتماد به نفس و نداشتن احساس لیاقت. خدارو شکر الان دوباره شروع کردم و بعد از 7 سال وقفه تونستم ارشد با رتبه عالی قبول شم و الان معدلم خیلی بالاتره حتی بالاتر از چیزی که انتظار داشتم.
در مورد سوال قربانی شدن هم سخت ترین اتفاق زندگیم موردی بود که سال 98 وقتی شغلی که عاشقش بودم بخاطر گرونی و کرونا از دست دادم. در حالی که تو همون شرایط خیلی ها تونستن حتی پیشرفت هم داشته باشن. مهم نیست تعدادشون چقدر کمه وقتی که وجود دارن و توی همون شغل و همون شرایط میمونن و پیشرفت میکنن یعنی میشه هر کسی به اون نقطه رسید فقط نباید جا زد و قربانی شرایط شد.
بنام خدای مهربونم که اینجا بودن (چه بودن در این خانواده و چه بودن و تجربه کردن این دنیا) رو نصیبم کرده
سلام به استاد عباسمنش عزیزم، خانم شایسته نازنین و همهی اعضای دوستداشتنی این خانوادهی فوقالعادهام
چقدر لذت بردم از این همه آگاهیهای ارزشمند ارائه شده توی این فایل. از این همه نکته و تجربهای که دوستان عزیزم تو کامنتا بیان کردن.
چقدر زیبا و ساده و کاملا قابل درک اساتید فوقالعادهام از ی بازی این همه درس و آگاهی رو برای خودشون بیرون میکشن و به ما هم تقدیم میکنن. شماها حرف ندارین واقعا
واقعا اینجا محیطیه که نمونه و مثل و حتی نزدیک بهش رو هیچ جای دیگه پیدا نمیشه کرد
یعنی واقعا این ادعای کاملا درستیه که بهترین راه کنترل ورودی و تمرکز بر نکات مثبت، حضور در اینجاست و اولین راه کنترل احساس خوب وقتی با ناخواستهای روبرو میشی، اومدن به این محیط بهشتیه.
این همه درس از ی بازی؟؟!!!
خدایا شکرت
وقتی داشتم فایل رو میشنیدم ی نکتهای با خودم مرور شد که گفتم بعنوان کامنت اینجا بنویسمش.
اساتید عزیزم وقتی داشتن از قوانینی که از بازی بدست آوردن میگفتن وقتی به پیامدای عدم کنترل ذهن اشاره میکردن، میفرمودن که به محض اینکه مثلا فلان کنترل ذهن رو نداشتن این اتفاق توی بازی رقم میخورد
و من اونجا ی حسی بهم یادآوری کرد که
مجید حواست باشه و نگران نباشی آ، توی زندگی به محض اینکه نیست، دنیا اساسش بر خیره (استادم اینو بارها تو فایلای مختلف گفتن) اونجایی که به محض اینکه است وقتائیه که تو در جهت مثبت داری از قانون استفاده میکنی
مثلا بارها استاد گفته و تو ام تجربه کردی که وقتی فکرتو اصلاح میکنی همون ساعات ی اتفاق خوب میفته
ولی در جهت منفی قانون، نگرانی به محض اینکه رو با خودت نداشته باش که الان من اینجا فرکانسم منفی شد پس دیگه ی اتفاق بد رو به زندگیم دعوت کردم و تمام شد. که این احساس بد ناشی از همچین تفکری و چنین نگرانیای که ارسال اون فرکانس بد اولیه رو مداومت بهش میده میتونه منجر به اتفاق بدی بشه و ناخودآگاه تو رو به نتیجه برسونه که در مورد استفاده از قانون بر علیه خودم هم، جریان “به محض اینکه” هست.
استاد بارها هم گفتن و البته تجربهی خودمم اینه که اساس دنیا بر خیره و فرکانس منفی بارها و بارها باید تکرار و ارسال بشه که اتفاق و نتیجهی منفی و ناخواستهای رو رقم بزنه.
پس حواست باشه که درساتو بگیر و عملا استفادهشون کن اما نگران به محض اینکه نباش
من آدمم دیگه، همه اون خطاهای گفته شده رو هم دارم
-مغرور شدن به نتایج
-بیتوجهی و عدم تمرکز در کار بخاطر نتایج مثبت پشت سر همی که داره میاد
-بد شدن احساس و به سختی کنترل کردن احساسم
-احساس قربانی شدن
– “من و این همه خوشبختی محاله”
– و و و …
اما نگران نباش که هرجا اینجور فکرا و روشها سراغت اومد دیگه تمومه و حتما ی اتفاق بد رقم میخوره، نه، این فرکانسا خیلی باید تکرار شه که نتیجه منفیش وارد زندگیت بشه،
پس هر جا متوجه شدی داری این فرکانسا رو میفرستی همونجا ارسال این جنس فرکانس رو متوقف کن. تا مچ ذهنتو گرفتی همونجا برگرد و خیالت کاملا کاملا راحت باشه که اتفاق بدی در راه نیست و چون مچ ذهنتو گرفتی و داری فرکانس خواسته میفرستی اونی که در راهه اتفاق مثبته و خواسته است
و البته که همیشه توی زندگی برخورد با ناخواستهها هم هست تا هم خواسته بوجود بیاد و هم بازی زندگی دوستداشتنی و خواستنی بشه، بازیای که همش پیش بری و بدون هیچ چلنج و تلاشی همش امتیاز جمع کنی رو کیه که دوست داشته باشه.
خیلی دوستون دارم اساتید عزیزم
خیلی دوستون دارم خونوادهی گلم
آرزومند سعادت، سلامت، ثروتمندی، شادی و خوشبختی همهمونم.
سلام به استاد گلم ،مریم خانوم و همه دوستان این خانواده.
چقدر زیباست دریائی رویائی که حس خود بهشت رو داره.چقدر زیبایی داره چقدر تنوع در آدمها،رنگها،خونه ها پرنده ها،گیاهان.اینا تازه نعمتها و مخلوقاتی از الله یکتاست که ما میبینیم.و چقدر مخلوقات و زیبائیها داره که ما نتونستیم ببینیم و مثل زیر اقیانوسها از چشممون مخفیه.چقدر ما بزرگ و عزیز هستیم که این همه خلقت رو برای ما بوجود آورده.از چمن زیر پامون گرفته تا تمام کهکشانها.بحث امروز و این فایل منو یاد آخرین سفرم از شمال به اصفهان انداخت.تموم راه با اینکه پشت فرمون بودم،داشتم سرسبزیهارو میدیدم و تحسین میکردم و آرومتر از همیشه میومدم چون دیگه مثل قبل فقط به رسیدن فکر نمیکردم.تا اینکه قسمتهای سرسبز جاده تموم شد و اتفاق جالبی افتاد.به محض خارج شدن از منطقه سرسبز،،همسفرم گفت جاده خشک و بی آب و علف شد.همون لحظه گفتم چطور توی اینهمه مسیر که تا الان اومدیم،نگفتی چقدر سرسبز و زیبا؟؟؟خشکیهاشم زیباست.اصلا بخاطر خشکیهاست که سر سبزیها دیده میشه و این قانون تضادهاست
یه لحظه به خودم گفتم منم همینطور بودم و توی تموم زیباییها ذهنمون عادت به دیدن زشتیها کرده بود و عادت به تحسین زیباییها نداشتیم.و این دقیقا کانون توجه ما بوده همیشه و اتفاقات زندگیمون طبق کانون تمرکزمون.الان خداروشکر میکنم در مسیر تکاملم هروز زیباییهای بیشتری میبینم و هدایت میشم به مسیر خواسته هام و زیباییها.من توی کارم بعد از تمرینات این قوانین یه مدت از هر طرف برام ثروت میبارید ولی دقیقا جاهایی که همکارام بهم زنگ میزدن و میگفتن بازار خرابه، و تو چطور کار میکنی؟،،در لحظه کار من هم کساد میشد.اگه قبلن بود،فکر میکردیم طرف چشممون زده ولی الان میفهمیم که صد درصد اتفاقات زندگیمون رو خودمون رقم میزنیم،یعنی چه.
اگه الان یه تمرکز روی یه خواسته میداریم و یکهفته بعد،یسال بعد یا بیشتر ،بهش میرسیم،،،،،اگه مثل بازی پینگ پنگ روی ثانیه های زندگیمون و خواسته هامون تمرکز و تاثیر بذاریم،چی میشه؟
اونوقته که بارانی از ثروت و نعمت وارد زندگیمون میشه که همه چیز رو زیر و رو میکنه اونوقت نتایج هم در لحظه به لحظه های زندگیمون بمب بمب ظاهر میشن.
من از خودم سوال میکنم آیا خداوند برای روزی بی حساب و کتاب دادن به من،،،نگاه به شرایط بازار میکنه؟قیمت دلار و طلارو میسنجه؟؟نگاه میکنه ببینه کدوم شهرم؟پول لازم دارم یا نه؟خانوم هستم یا آقا؟
نه فقط نگاه میکنه به ذهنم که توش دنبال چی هستم و چی رو واقعا میخوام و به چی توجه میکنم.خداروشکر میکنم که امروز آگاهانه میتونم ببینم زیبائیهارو و تحسین کنم.سپاسگذارم از همتون که دستان خوب خداوند هستین
به نام رب جهانیان
سلام به استاد و خانم شایسته
سلام به دوستان عزیز
خدایا شکرت بابت این فایل بی نظیر
واقعا چقدر مهم است این احساس لیاقت و چقدر محدود کننده است عدم احساس لیاقت
من فکر میکردم با گفتن جمله من لایق بهترینها هستم و تکرار اون الان و با توجه به اینکه خوب من خلیفه خداوند روی زمین هستم پس لایق بهترینها هستم.خوب تا اینجا درست
و خیلی اوقات میگفتم خدایا من که تو این مسیری هستم که ببین همه دارن نتایج دلخواه و عالی میگیرن پس چرا برای من اتفاق نمیافتد.
و حالا با این فایل من متوجه لایه های زیرین این باور شدم .عه اینه دقیقا و پاشنه آشیل منه
من پیمانکار هستم البته پیمانکار جزئ
و کسی که خودش داره مثل یک کارگر ساده کار میکنه.(البته کارگر ساده هم محترم است)
و من هم از همین جا شروع کردم
نکته اینجاست که اکثر همکارهای من در همین حرفه و با همین مقدار ابزاری که من دارم و حتی کمتر و کم مهارت تر از من
دارن فقط مدیریت میکنن.اما من هنوز درگیر نداشتن کارگر کافی هستم.
خوب چرا؟
جواب همین فایل است
من در لایه های زیرین افکارم هنوز این حرف وجود دارد که عدالت نیست که تو کمتر کار فیزیکی انجام بدی و درآمدت هم بیشتر از این کارگرها باشه.
خوب حالا تازه پیدا شد بخدا که ترمز من فقط همینه .
حالا ببینید باکار کردن روی این باور من باچه سرعتی میرم جلو و میام اینجا براتون می نویسم.
جالبه وقتی این احساس عدم لیاقت رو دارم
بعدش من دیگران رو میبینم میگم خوب به من ظلم شده و خودم رو قربانی شرایط میبینم.
البته اینایی که الان دارم میگم به همین وضوح ندیدمشون قبلا اما حالا دستان پر توان خداوند از طریق استاد دوست داشتنی ام اینا رو برام رو کرد.
حالا این در حالیه که من سالها برای این کار زحمت کشیدم.مهارت کسب کردم و خاک این کارو خوردم .و باز هم دارم مهارتهایم رو افزایش میدم و تمام تمرکزم روی این کاره و نه هیچ کار دیگه ای.و همچنین براش هزینه کردم، وقت گذاشتم ،سرد و گرم چشیدم ،و روزهایی بوده که تحمل کردم و حرف شنیدم و…….
پس چطوری حالا عدالت نیست که من نتیجه بیشتری بگیرم و کار فیزیکی کمتری بکنم ذهن زیبای من یادت رفته خوب من یادت میارم .
خوب آقا میثم چقدر دنبال این جواب بودی و این درخواستی بود که همیشه از خداوند داشتی بیا زانو بزن و شکر گذاری کن که هدایت شدی و ترمزت پیدا شد حالا خواهشن دیگه پاتو از روش بردار بزار همراه این جریان خوشبختی سوت زنان و پای کوبان و با آواز بری جلو تا با رسیدن به خواسته هات
جهان رو جای بهتری برای زندگی کردن کنی
حالا خدا جون ازت مممممممممممممننننننونمممممم.
و خدایا من قدم نمیرسه بشینم روی شونه هات و این مسیر و ادامه بدم لطفا یه کم خم شو.
خدایا خودت هم کمکم کن روی این باور بیشتر کار کنم و راههای بهتر کار کردن روی این باور رو بهم نشون بده
باز هم سپاسگزارم از استاد عزیز و خدای استاد و من و همه
سلام به تمام دوستان
وقتی به این آگاهی ها گوش میدم بارها بارها
درک میکنم
باگ ها و ترمز های شخصیتی ام را رفع میکنم
احساس میکنم دارم زنده میشم
من این فایل دیروز هم دیدم ولی اصن انگار امروز ک
گوش دادم فرق داشت
چون دیروز احساس عالی عالی نبود
وقتی احساس مون عالی عالی نباشه درک دیگ از موضوعات داریم
و موضوع دوم
چرا ما اینقدر درگیر روزمرگی میشیم
چرا به اصل خودمون پایبند نیستیم
خدا روشکر میکنم
بابت این قانون مندی
بابت شما استاد و خانوم شایسته
بابت وجود عزیز خودم
سلام به استاد خوب و بینظیرم
الحق که این سایت توحیدی و خداییه این فایل به عنوان نشونه امروز من بود و واقعاً زد به هدف این روزا خیلی سعی میکنم که کنترل ذهن بیشتری داشته باشم واقعا خوشحال بودن تو روزایی که همه چی عالی و تحت کنترل کار سختی نیست باید خودتو تو چالشها هم تست کنی ببینی که وقتی که اوضاع به نظر ناجالبه از همه طرف ترس حاکم میشه و یا وقتی که تمام محیطی که درون زندگی میکنی پر از ترس و وحشت میشه و اوضاع به طور متفاوتی رقم میخوره اون موقع وقتی استفاده کردن از چیزهاییه که یاد گرفتی یعنی وقت امتحان دادنه وقت عمل کردن استاد شما یه جمله معروفی دارین که همیشه توی ذهنم تکرار میشه ایمانی که عمل نیاره حرف مفته الان خیلی شرایط خوبیه که ببینم چقدر میتونم خودمو کنترل کنم چقدر میتونم به ذهنم و افکارم جهت بدم و چقدر میتونم تایم اوت بگیرم یکی از جاهایی که به شدت حالمو خوب میکنه بودن توی سایت هست خوندن کامنت بچهها یا خوندن مقالههای گروه تحقیقاتی عباس منش و کامنت نوشتن به شدت توی حال و هوای من تاثیر داره وقتی که شروع میکنم به خوندن مقالههای احساس وصف ناپذیری را درون خودم احساس میکنم پر میشم از امید انگار که قلبم باز میشه و آماده دریافت هستم انقدر ادامه میدم که این حال فوق آدم باعث میشه که بنویسم راستی نوشتن هم یکی از واردیه که حال منو خیلی خوب میکنه و باعث میشه که ذهنمو کنترل کنم یه چیز دیگهای که از شما یاد گرفتم آویزه گوشم کردم اینه که وقتی ذهنم در مقابل یه چیزی خیلی مقاومت داره یعنی پاشنه آشیلش هست و باید بگم که از طریق همین جمله تونستم مچ یکی از الگوهای ذهنیمو بگیرم وقتی که به یه باور مخرب برخورد میکنم و میخوام باور رو تغییر بدم و اصلاحش کنم نوشتن یکی از راههاییه که خیلی کمکم میکنه و خیلی جالبه وقتی که میخوام در موردش بنویسم ذهنم به طرز خیلی عجیبی مقاومت میکنه کلی کارای دیگه بهم پیشنهاد میدی که من سمت نوشتن نرم یا اونو برام خیلی سخت جلوه میده بته این حقهاش تا زمانی کار میکرد که من این الگو رو کشف نکرده بودم و وقتی تونستم کشفش کنم و متوجه شدم و آگاه شدم یگه نمیتونه مثل قبلاً دست بذاره روی نقطه ضعف ذهنم.
چقدر خوب درک میکنم یکی از جملات شما رو که میگفتید وقتی که هنوز در روزهای خوب هستیم و همه چیز آرومه شروع کنیم به کار کردن روی خودتون نذارید همه چیز بد بشه خراب بشه و اون وقت شروع کنید روی کار کردن خودتون اینجاست که فرق آدمی که روی خودش کار کرده و اونی که نکرده مشخص میشه تو روز سخت تو روزایی که طوفان خیلی شدیده ختهایی ثابت میمونن که ریشه محکمی دارند استاد شما به ما یاد میدین که چطور ریشه محکمی داشته باشیم…
سلام بر استاد عباسمنش عزیز و استاد شایسته عزیز
من خیلی به الهامات ایمان دارم، یکیشون اینه که وقتی شما فایلی گذاشتید توی سایت انگار توی ذهنم یه زنگی می زنه که استاد فایل گذاشته برو استفاده کن
بی نهایت از خداوند سپاسگزارم برای این همه زیبایی و خود شما اساتید عزیز
کمترین نتیجه ای که این تمرکز بر زیبایی ها و تمرکز بر فایل های شما برای من به وجود میاره اینه که اتفاقات غیرمترقبه برام پیش نمیاد، البته این کمترینش بود و همیشه اتفاقات خوب برام میوفته
از شما بسیار سپاسگزارم
سلام مهدی جان عزیز
عزیزم دقیقا درست فهمیدی اینکه احساست میگه الان روی سایت فایل جدید اومده دقیقا الهام قلبی هست آفرین خیلی خوب متوجه شدی انشا الله خداوند مسیر خوشبختی و فراوانی را همواره برات روشن و نمایان کنه که البته خودت باید بخواهی
موفق و پیروز باشی دوست عزیزم
به نام خدای مهربان سلام براستاد عزیز وخانوم شایسته بسیار فایل فوق العاده واموزنده ی بود برای من، واموزهای استاد عباسمنش همیشه ره گشاست واقعا ممنونم استاد خیلی درس زیبایی از سخنانتون گرفتم انرژی مثبت فرکانس مثبت توجه به زیبایی افکار زیبا حس خوب وعالی وانرژی مضاعف استاد را تحسین می کنم وهم چنین خانوم شایسته را ،فایل قشنگی بود، انشاالله هر کجا هستین در پناه الله یکتا شاد پیروز وثروتمند باشین
سلام استاد عزیزم
سلام بانو شایسته زیبا و دوستداشتنی
من این فایل و تصویریشو ندیدم و چون سرکار بودم فقد صوتیشو گوش کردم
چقدرررررر عالیییی بوددد چقد با شرایطی که داشتم موضوع این فایل هماهنگ بود
چقدر شما بینظیری استاد
خداوند مهربونه من چقد بینظیره که همیشه به بهترین شکل ممکن هدایتم میکنه.
کلییی انرژیی گرفتم ازین فایل و جالبه که چندین روزه که بسیار صبورتر شدم و فقد دارم از زندگیم لذت میبرم
اما یکم تو رفتار با مادرم مشکل داشتم و اصلن نمیتونستم ذهنم رو کنترل کنم
همش دعوا و بحث بینمون بوده و هست
تصمیم دارم برای احساس بهترم روی رفتارای مادرم ک خوشم نمیاد عراض کنم و چیزایی قشنگ زندگیمو ببینم و حتی رفتارای خوب مامانم رو ببینم
چقدر این کنترل احساس عدم لیاقت مهمه من رابطه عاطفیم رو سره همین داستان و داستانای دیگه که ریشش و شروعش از همین احساس بود از دست دادم
و به خودم قول دادم که رابطه بعدی که قراره خداوند بهترین فرد رو برام بیاره رو اولویت اول خودم باشم و ارزشمندیم و خودم رو لایق یک رابطه بینهایت عالیی بدونم و از قبلم بهتر شدم و خودم رو لایق چیزای خوب میدونم
اما خیلیییی راه دارم هنوز
از خداوند میخام که هدایتم کنه به مسیر درستش
موضوع احساس قربانی شدن که اصن نگم
همین چندروز پیش به شدت زیر فشار بودم و همش احساس قربانی شدن بهم دست میداد ک چرا پدر و مادر من بهم کمک مالی نمیکنن و این چه پدر و مادریه و فلان
اما خداروهزاران بار شکر تونستم ذهنم رو کنترل کنم و گفتم نخیر
من باید خودم زندگیمو بسازم
برای خوشبخت شدن ی اراده قوی و شجاعت میخای و توکل و ایمان به پروردگار که هردوتاشو داری
دیگه تموم!و شروع کردم اول به احساس خوبتری رسیدم و الانم که خداروشکر ازون روز گذشته و من سرکار میرم و دیگه اینده رو به خداوندم سپردم که ببینم چه اتفاقات بینظیری رو برام بوجود میاره
من تسلیم هرانچه که پروردگارم برایم میخاهد هستم
و میدانم که خداوندم هرانچه من بخاهم برایم میخاهد
پس فقد صبر نیاز است و استمرار….
عاشقتم مریم جونم عاشقتم بهترین استاد دنیا
خدانگهدارتون
سلام استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان
من دانشجوی دکترای تربیت بدنی هستم و از بچگی فقط والیبال کار کردم و مقام های ورزشی خیلی زیادی دارم ولی پارسال تصمیم گرفتم به جای ورزش گروهی یک ورزش انفرادی رو تجربه کنم و با توجه به اینکه تو دوره کارشناسی نفر اول کلاسمون تو تنیس روی میز شدم تصمیم گرفتم این رشته رو دنبال کنم.
اسممو واسه انتخابی تیم دانشگاهمون دادم و شش نفر بودیم و دانشگاه مسابقه انتخابی برگزار کرد تا چهار نفر اول به عنوان اعضای تیم دانشگاه انتخاب بشن و من تو مسابقات انتخابی نفر چهارم شدم و خوشبختانه انتخاب شدم.
تمرینات تیم رو ادامه دادم و همزمان روی باورام کار میکردم و هر روز ویس های انگیزشی شما رو گوش میدادم و خیلی خیلی بازیم بهتر شده بود و تمامی بازیهامو میبردم حتی نفر اول تیممون هم میبردم.
مهم ترین دلیلی که باعث شد من بازیهامو ببرم و در نهایت نفر اول تیم دانشگاه بشم این بود که در طول بازی آرام بودم و گفتگوهای ذهنی مثبتی داشتم و همیشه به خودم میگفتم (قوی باش، آرام باش، اشکالی نداره، تو فوق العاده ای و اگه میخوای ببری باید قوی باشی و …)
یادمه یه مسابقه بود که دو گیم اول رو باخته بودم و گیم سوم شش بر صفر عقب بودم ولی در نهایت بازی رو سه بر دو بردم و خیلی حس قدرت میگرفتم و یه جورایی قلق کار دستم اومده بود.
هر موقع هم حریفم ضربه قشنگی میزد میگفتم عالیه آفرین و همیشه با لبخند بهش نگاه میکردم و حس خوبی نسبت بهش داشتم.
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته گل و همه دوستان.
قبل از اینکه در مورد این کلیپ بنویسم یه مورد جالب رو بگم و اونهم اینه که دقیقا دیروز با یکی از دوستان عزیزم که دلیل آشناییم با استاد عباسمنش بود دیداری داشتم و در مورد اتفاقات اخیر ایران صحبت باز شد و بحث این بود که فارغ از دلیل ما برای تصمیماتمون، دنیا طبق الگوی منظم و ثابت خودش اتفاقات رو برای ما رقم میزنه.
و امروز صبح سایت رو باز کردم و منی که معمولا متن کلیپ رو نمیخونم و فقط فایل رسانه ای رو میبینم یا گوش میدم خوندمش و دیدم دقیقا دقیقا همون حرف ما رو استاد نوشتن.
خوب اگه بخوام در مورد زمانی که احساس عدم لیاقت باعث شد چیزی که در دست داشتم رو از دست بدم موردی رو به تازگی درک کردم. داستانش اینه که تو خونه تکونی سال نو من تصمیم گرفتم انباری رو خالی کنم و هرچیز اضافی و قدیمی هست رو بریزم دور و خوشبختانه خانومم هم همراهی کرد. تو این حین من به کارنامه دوران راهنماییم برخورد کردم. چیزی بود که هر دفعه تو خونه تکونی میدیدمشون ولی اینبار یه نکته ای رو ازش درک کردم. نمره من 19 به بالا بود و نفر 4 الی 6 کلاس بودم ولی یکی از دوستان عزیز و قدیمیم معدلش 18 بود و همین دوستم الان از لحاظ درسی خیلی بالاتره از من و من ایشون رو یک انسان فوقالعاده باهوش تر از خودم میدونستم. چیزی که یادم اومد و درکش کردم اینه که من اون موقع به اینکه چقدر از 80 درصد همکلاسیهام بالاتر و باهوشتر هستم تمرکز نکرده بودم و بالعکس به اون 3-4 نفر بالاتر از خودم تمرکز میکردم و میگفتم من کم هوشتر از اینهام. و خوب باعث شد معدلم کم کم پایینتر بیاد تا جایی که معدل کارشناسیم 13:40 اومد و باعث شد کلا قید ادامه تحصیل رو بزنم بخاطر نداشتن اعتماد به نفس و نداشتن احساس لیاقت. خدارو شکر الان دوباره شروع کردم و بعد از 7 سال وقفه تونستم ارشد با رتبه عالی قبول شم و الان معدلم خیلی بالاتره حتی بالاتر از چیزی که انتظار داشتم.
در مورد سوال قربانی شدن هم سخت ترین اتفاق زندگیم موردی بود که سال 98 وقتی شغلی که عاشقش بودم بخاطر گرونی و کرونا از دست دادم. در حالی که تو همون شرایط خیلی ها تونستن حتی پیشرفت هم داشته باشن. مهم نیست تعدادشون چقدر کمه وقتی که وجود دارن و توی همون شغل و همون شرایط میمونن و پیشرفت میکنن یعنی میشه هر کسی به اون نقطه رسید فقط نباید جا زد و قربانی شرایط شد.
بنام خدای مهربونم که اینجا بودن (چه بودن در این خانواده و چه بودن و تجربه کردن این دنیا) رو نصیبم کرده
سلام به استاد عباسمنش عزیزم، خانم شایسته نازنین و همهی اعضای دوستداشتنی این خانوادهی فوقالعادهام
چقدر لذت بردم از این همه آگاهیهای ارزشمند ارائه شده توی این فایل. از این همه نکته و تجربهای که دوستان عزیزم تو کامنتا بیان کردن.
چقدر زیبا و ساده و کاملا قابل درک اساتید فوقالعادهام از ی بازی این همه درس و آگاهی رو برای خودشون بیرون میکشن و به ما هم تقدیم میکنن. شماها حرف ندارین واقعا
واقعا اینجا محیطیه که نمونه و مثل و حتی نزدیک بهش رو هیچ جای دیگه پیدا نمیشه کرد
یعنی واقعا این ادعای کاملا درستیه که بهترین راه کنترل ورودی و تمرکز بر نکات مثبت، حضور در اینجاست و اولین راه کنترل احساس خوب وقتی با ناخواستهای روبرو میشی، اومدن به این محیط بهشتیه.
این همه درس از ی بازی؟؟!!!
خدایا شکرت
وقتی داشتم فایل رو میشنیدم ی نکتهای با خودم مرور شد که گفتم بعنوان کامنت اینجا بنویسمش.
اساتید عزیزم وقتی داشتن از قوانینی که از بازی بدست آوردن میگفتن وقتی به پیامدای عدم کنترل ذهن اشاره میکردن، میفرمودن که به محض اینکه مثلا فلان کنترل ذهن رو نداشتن این اتفاق توی بازی رقم میخورد
و من اونجا ی حسی بهم یادآوری کرد که
مجید حواست باشه و نگران نباشی آ، توی زندگی به محض اینکه نیست، دنیا اساسش بر خیره (استادم اینو بارها تو فایلای مختلف گفتن) اونجایی که به محض اینکه است وقتائیه که تو در جهت مثبت داری از قانون استفاده میکنی
مثلا بارها استاد گفته و تو ام تجربه کردی که وقتی فکرتو اصلاح میکنی همون ساعات ی اتفاق خوب میفته
ولی در جهت منفی قانون، نگرانی به محض اینکه رو با خودت نداشته باش که الان من اینجا فرکانسم منفی شد پس دیگه ی اتفاق بد رو به زندگیم دعوت کردم و تمام شد. که این احساس بد ناشی از همچین تفکری و چنین نگرانیای که ارسال اون فرکانس بد اولیه رو مداومت بهش میده میتونه منجر به اتفاق بدی بشه و ناخودآگاه تو رو به نتیجه برسونه که در مورد استفاده از قانون بر علیه خودم هم، جریان “به محض اینکه” هست.
استاد بارها هم گفتن و البته تجربهی خودمم اینه که اساس دنیا بر خیره و فرکانس منفی بارها و بارها باید تکرار و ارسال بشه که اتفاق و نتیجهی منفی و ناخواستهای رو رقم بزنه.
پس حواست باشه که درساتو بگیر و عملا استفادهشون کن اما نگران به محض اینکه نباش
من آدمم دیگه، همه اون خطاهای گفته شده رو هم دارم
-مغرور شدن به نتایج
-بیتوجهی و عدم تمرکز در کار بخاطر نتایج مثبت پشت سر همی که داره میاد
-بد شدن احساس و به سختی کنترل کردن احساسم
-احساس قربانی شدن
– “من و این همه خوشبختی محاله”
– و و و …
اما نگران نباش که هرجا اینجور فکرا و روشها سراغت اومد دیگه تمومه و حتما ی اتفاق بد رقم میخوره، نه، این فرکانسا خیلی باید تکرار شه که نتیجه منفیش وارد زندگیت بشه،
پس هر جا متوجه شدی داری این فرکانسا رو میفرستی همونجا ارسال این جنس فرکانس رو متوقف کن. تا مچ ذهنتو گرفتی همونجا برگرد و خیالت کاملا کاملا راحت باشه که اتفاق بدی در راه نیست و چون مچ ذهنتو گرفتی و داری فرکانس خواسته میفرستی اونی که در راهه اتفاق مثبته و خواسته است
و البته که همیشه توی زندگی برخورد با ناخواستهها هم هست تا هم خواسته بوجود بیاد و هم بازی زندگی دوستداشتنی و خواستنی بشه، بازیای که همش پیش بری و بدون هیچ چلنج و تلاشی همش امتیاز جمع کنی رو کیه که دوست داشته باشه.
خیلی دوستون دارم اساتید عزیزم
خیلی دوستون دارم خونوادهی گلم
آرزومند سعادت، سلامت، ثروتمندی، شادی و خوشبختی همهمونم.