این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2023/05/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2023-05-14 01:05:402025-03-07 07:49:43درسهای زندگی از یک بازی | قسمت 1
717نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عزیزم دست قدرتمند و سخاوتمند خدا روی زمین و سلام به مریم جان شایسته که به حق شایسته بهترینها هستید
سلام به دوستان عزیزم در سایت لبریز از آگاهی و رشد استاد عباسمنش عزیزم
اول که دوستدارم بگم خدمتتون که روز اولی که این فایل رو دیدم مجذوب عکسی شدم که کاور فایل هستش بسیار عکس زیبا و ذوق برانگیزیه
تا فایل دانلود بشه من داشتم کامنت دوستان رو میخوندم که دیدم یکی از عزیزان تشکر کردن از دوستانی که برای قسمت 260 از سریال زندگی در بهشت اونقدر کامنت گذاشتند که شمارو مشتاق کردند که بیاید و راجب به اون فایل بیشتر صحبت کنید… من هم از تک تک عزیزانی که کامنت میگذارند و در رشد ظرفیت و انتقال آگاهیها سخاوتمندانه شریک هستند بسیار سپاسگزارم..
این فایل رو گذاشتم در دسته ای از فایلها که بارها و بارها گوش بدم تا اینهمه آگاهی یکجا بنشید در جانم و عمل کنم تا از نتایجش در زندگی ام لذت ببرم…
تصاویر بی نظیر مردمی غرق شادی و تفریح و این نشان از آزادی،فراوانی و بی توجهی به قضاوتها رو داره و اینکه دقیقا با اون بخش از صحبت شما بسیار سنخیت داره که همین لحظه را خوش باشیم و جدا از اینکه بترسیم کسی قضاوت کنه اندام یا رفتارمون رو و اینکه هر کس به هر امکانی که داشت فقط خوش بود و بازی میکرد…واقعا که بازی کردن من رو میبره در کودکی و غرق بی تعلقی به این همه تکلف که دور خودمان را باهاشون شلوغ کردیم میکنه…ما در خانواده چند ماه میشه که وقتی دور هم جمع میشیم بازی میکنیم و اینطوری نه کسی میناله و نه بحث سیاسی میشه و همه غرق بازی هستند و کلی هم میخندیم و واقعا از وقتی اینکارو کردیم همه استقبال کردند و کلی به هم نزدیکتر شدیم و حتی به اقوام نزدیکمون هم سرایت کرده خدا رو شکر و باعث رفت و آمدهای بیشتر و صمیمی تری شده….صحبت و نکته خیلی زیاده ولی من میخوام راجب به فرکانس قربانی دانستن خودمون صحبت کنم و تجربه امروزم رو بگم..
من جدا از شغلم به عشقم میپردازم یعنی هنر دوبله و نمایشنامه های رادیویی و…. یکی دو هفته میشه که من نقشی رو که خیلی دوستدارم دارم تمرین میکنم و کلی واسش وقت گذاشتم اما امروز رفتیم واسه تعیین نقشهامون دو نفر دیگه از دوستان بدون اینکه اون نقش رو به اندازه من تمرین کنند هم تست زدند و نقش من رفت تو هوا و گفتند همه خوبید فعلا نمیگیم کی چه نقشی داره…البته اینم بگم که من از چند روز پیش با خودم میگفتم اینا پارتی بازی میکنند و نقش خوبهارو به خودشون میدند و حتما اون نقشی که دو خط بیشتر نیست رو میدند به من..و نجواهای شیطانی کلی حالم را داشت بد میکرد و دیشب از دسته توحید عملی فایل فقط روی خدا حساب کن رو گوش دادم چون گفتم تو داری قدرت رو میدی به دست غیر خدا و این یعنی شرک پس فایل توحیدی گوش دادم و خیلی آرومم کرد و صبح هم که رفتم آفیش و..« این اتفاقی افتاد که گفتم نقشم رفت تو هوا »…. اما امروز زمان تمرین من خیلی خوب بودم تا جاییکه گفتند بچه های دیگه هم تست صدا بدند اونوقت من دیگه شروع کردم به روضه خوندن که دیدی حقتو گرفتن و اینا همه پارتی بازی میکنند و ….. و دقیقا استاد جان الان که گفتید بعد از احساس قربانی بودن به ترتیب خشم و نفرت و افسردگی میاد سراغمون من تا نفرت رفتم ولی ظهر امروز دکمه هدایت به نشانه رو زدم و فایل سال 87شما اومد که چقدر شما تکاملی رشد کردید و نکته ای که منو تکان داد و حالم خوب شد این بود که «ریشه هایی طی فرایندی تکاملی شکل میگیرد و با ایمانی تداوم دار تغذیه میشود،شاید در ابتدای مسیر رشد این ریشه ها نا محسوس به نظر برسد،شاید هنوز از میوه های مد نظر تو خبری نباشد ولی اگر این ریشه ها فرصت تکامل پیدا کنند آنچنان رشد تصاعدی به خود میگیرد و ثمره هایی را به بار می آورد که از تمام حساب و کتابهای مد نظرت هم بالاتر است و به قول قرآن خداوند تو را راضی میکند…
درس گرفتم که عجله نکنم و با ایمانی ادامه دار و شوقی دایمی ریشه های تکاملم را تغذیه کنم تا لعلک ترضی شوم…
و امروز دوباره یادم آمد که باید مسئولیت صفر تا صد همه اتفاقهای زندگی ام را بپذیرم تا کسی را قضاوت نکنم و خودم را قربانی ندانم و….
توجه کنم به کار حرفه ای و عالی دوستانم و لذت ببرم از هنرشون و راضی باشم به خدا …حتی اگر نقشی نصیبم نشه بازم میپذیرم که این جهان قانونمند است و فقط پاسخ میدهد و من پاسخ فرکانس خودم را دریافت کردم و بس…
از الله یکتا برای شما طول عمر همراه با عزت و سلامتی و فراوانی و سعادت خواستارم دست قدرتمند و سخاوتمند خدا روی زمین…️️
استاد چقدر من شمارو دوست دارم آخه. من حدودا 2ماه بود هرروز یکی از فایل های دانلودی رو نگاه میکردم نوت برداری میکردم و سعی میکردم قوانین رو درزندگیم اجرا کنم خلاصه تقریبا هرروز ذهنم با قوانین درگیر بود و یجورایی تمرکز داشتم رو قوانین و حالم خیلییی بهتر بود تا اینکه سرم شلوغ تر شد و کلاسی رو شروع کردم که تقریبا بیشتر وقتم رو به تمریناتش اختصاص میدم و دیگه فرصت سرزدن به سایت و دیدن ویدیوهارو نداشتم اینجوری بود که یه مدت ذهنم خیلی از قوانین دور شده بود و مدیریت زمانم به شدت افت پیداکرده بود و هرکار میکردم عقب میموندم یا خیلی کسل و بی حوصله بودم و چون خیلی کارهارو کسل انجام میدادم کیفیت کارها پایین اومده بود حتی فرصت نداشتم رو ذهن و باورهام کارکنم هرروز آلارم میذاشتم 7صبح بیداربشم اما آلارم رو قطع میکردم و به خواب ادامه میدادم. پریروز هم یک اتفاقی افتاد که حسادت رو دروجودم فعال کرد بااینکه اصلا دوست ندارم حسادت کنم و خودم ناراحت میشم از این موضوع و گفتگوهای ذهنیم به شدت زیاد شدن بااینحال سعی میکردم نجواهارو به سمت مثبت ببرم و احساسم رو خوب نگه دارم اما خیلی موفق نبودم جوری احساسم رو بدکرده بود که حتی تو خواب هم به اون موضوع فکرمیکردم تا اینکه امروز با اینکه شب دیرخوابیدم اما یکدفعه ساعت 4:17صبح از خواب پریدم و خیلیییییی برام جالبه که من 3 ساعت بیشتر نخوابیدم اما به محض اینکه بیدارشدم کلیییی انرژی داشتم و به راحتی از جا بلندشدم درصورتی که روزهای قبل با وجود آلارم بازهم خاموشش میکردم و تا ظهر میخوابیدم و وقتم گرفته میشد انقدر بی انرژی بودم که بعداز بیدارشدن تا نیم ساعت هنوز توی تخت بودم اما امروز انگار خدا میخواست من فرصت زیاد داشته باشم و بیام اینجا بعداز بیدارشدن گفتم خب حالا که کلی فرصت داری بیا اینجا و یه فایل ببین و این فایل سهم امروز من بود چقدر به این صحبت ها نیاز داشتم تو حوزه کاریم خیلی خودم رو با دوستم مقایسه میکنم و سعی میکنم بهترین باشم و حسم رو بد میکنم و حسادت رو دروجودم پرورش میدم اما این فایل یک نشونه بود حداقل من اینجوری تلقی میکنم و میخوام خدا بهم اراده ای بده که بتونم زودتر بیداربشم و فرصت بیشتری برای کنترل ذهنم داشته باشم و بتونم هرروز فایلهارو ببینم و ذهنم رو بالا نگه دارم. خدا میدونه چقدر حالم بهتر شد با صحبت های شما و فضای بینظیر دریا.
خدایاشکرت
دوستان چیزی که خودم تجربه کردم رو میگم اول به خودم میگم بعدا به شما. هرجور شده هرروز یک ویدیو از فایل های دانلودی ببینید یا کلا سعی کنید هرروز به یکی از صحبت های استاد گوش کنید چون ذهن فراموشکاره و به محض اینکه چندروز ذهنتون از این صحبت ها و قوانین فاصله بگیره دوباره برمیگردین خونه اول. همیشه ذهنتون رو بالا نگه دارید تا درصورت قرارگرفتن درشرایط ناجالب هم بتونید کنترلش کنید من خودم با اینکه این همه نوت برداری کردم اینهمه فایل دیدم درمدتی که فاصله گرفتم از سایت و الان که دوباره صحبت های استادرو گوش دادم فهمیدم تو این فاصله چقدرررر اتفاقات ریزو درشت به ظاهر ناجالب افتاده که منی که آگاه بودم به قوانین اصلا ازشون استفاده نکردم و شرایط رو باافکارم بدتر کردم اما وقتی هرروز ذهنتون رو با حرف های استاد بالانگه دارید در 95 درصد مواقع درشرایط ناجالب میتونید افسار زندگیتون رو به دست بگیرید و از حال بد بیرون بیاید
شنیدن صدای شما حال آدم رو به خودی خود بهتر بهتر می کنه
همونطور که اشاره کردید این فایل پر از نکات مثبت و کلیدی برای زندگی هست
چند نکته خیلی مهم که من با شنیدن این فایل به خودم یادآوری کردم
1- هر موفقیت یک شروع ساده داشته و پله پله پیشرفت به وجود می آید
2- چقدر مهم هست که انسان تحسین کند خوبی های دیگران و خودش را، و چقدر مهم است انسان خوشحال شود از خوبی های خودش و دیگران
3- چقدر مهم است که ما خودمان را لایق بهترین ها بدانیم تا جهان نعمت ها را به سمت ما آورد
4- چقدر مهم است که سپاسگزار باشیم برای موقعیت کنونی، در هر وضعیتی توجه به نکات مثبت باعث بهبود وضعیت میشود، و چقدر مفید بود که فرمودید حداقل سعی کنیم دقیقه کنونی یا روز کنونی احساس خودمان را بهبود بخشیم
5- چقدر مهم است راضی باشیم از وضعیت موجود، و این رضایت خاطر را به دیگران نیز نشان دهیم تا وضعیت مان بهتر و بهتر شود
6- خیلی خیلی مهم است یادآور شویم وضعیت ما از هر لحاظ بهتر میشود تا موقعی که کنترل ذهنمان را دست داریم و در حال کار روی فرکانس های خودمان هستیم.
امیدوارم بتوانم همیشه این نکات کلیدی رو به خودم یاآوری کنم و بتوانم ذهنم رو سرشار از نکات مثبت کنم تا بتوانم تاثیر فوق العاده آن را در زندگی ام ببینم
برای شما و تمام دوستان هم فرکانسی آرزوی موفقیت روز افزون دارم :)
این فایل به اندازه یک دوره کامل آگاهی داشت و میلیون ها تومن ارزش داشت از خدا میخوام این آگاهی ها رو به قلبم وارد کنه و درک کنم که چقدر این صحبتها میتونه بهم درس یاد بده
با اینکه فقط فایل تصویریش رو دیدم و حتما حتما باید فایل صوتیش که شما فرمودین رو بارها و بارها بشنوم تا بتونم بیشتر تامل کنم و به صورت عملی توی زندگیم اجرا کنم
ولی نتونستم صبر کنم و به محض دیدن این فایل اومدم که بگم چقدرررر این فایل با ارزش بود
چقدررر نکات ارزشمندی رو گفتین که میشه گفت این فایل یه خلاصه از کل مجموعه آگاهی های کل دوره هاتون بود
میدونم که دوستان حتما نکات و درسهایی که از این آگاهی ها یاد گرفتن رو توی کامنت ها اشاره کردن ولی من میخوام یه چزی دیگ بگم از تاثیر قانون و اینکه چقدرررر سریع جهان پاسخ داد و دوباره بهم فهموند که همه چی قدرت فکر و تمرکزه و با تکامل به هر چیزی که بخوای میرسی فقط صبر کن و استمرار داشته باش ((ان الصبر و الصلوه لکبیره الا علی الخاشعین ))
استاد جانم من وقتی برای بار سوم فایل جلسه دوم قدم دوم رو گوش کردم (چون به خودم قول دادم تا هر فایلی رو 5 بار گوش نکردم فایل بعدی رو گوش نکنم) شروع کردم در حین پیاده روی تجسم کردن اون نقطه پایانی خودم رو . زمانی که داشتم تجسم میکردم خودمو دیدم توی یه خونه نزدیک به دریا با آبهای سبز و ساحلی با شن های سفید در حالی که خونم نزدیک دریاس و صبح که بلند میشم با صدای موجهای دریا و پنجره رو به دریا از خواب بیدار میشم . اینقدر تجسم کردم و حالم خوب بود که حتی یک لحظه اشک از چشمانم اومد و بخاطرش سپاسگزاری کردم
من این فایل درسهای زندگی از یک بازی رو شاید بیشتر از یک ماه قبل از روی سایت دانلود کردم و توی هارد سیستم داشتم و نگاه نکرده بودم نمیدونم جزا با اینکه تمام فایلهایی که دانلود میکنم رو همون لحظه نگاه میکنم و هر روز به سایت سر میزنم و اخبار جدید رو پیگیری میکنم
به طور معجزه آسایی امشب بعد اینکه تجسم کردم خودمو کنار دریا و ….. زمانی که میخواستم بخوابم منی که اصلا سر لب تاب نمیام به خودم گفتم برم یکی از فایل های شما رو ببینم و با تمرکز بر نکات مثبت و آگاهی بخوابم
اومدم توی سیستم دیدم عه یه فایل هست به نام درسهای زندگی از یک بازی اینو قبلا دانلود کردم و روی سیستمه ولی هنوز ندیدم
وای خدای من حس من اون لحظه قابل وصف نبود
حسم اون لحظه ای که فایل رو پلی کردم و من چی میدیدم خدای منننننن
همین الان دوباره اشک شوق دارم میریزم
خدایا عاشقتم خدایا شکرت
به محض پلی شدن فایل دیدم همون ساحلی که تجسم میکردم با همون شن ها با همون خونه های نزدیک به دریا با همون استخرهایی که تو خونه ها نزدیک به دریا بود و با همون آب سبز واااااااااااایییی خدای من
همونجا دوباره اشکم جاری شد و به خودم گفتم داره افکارت قدرت میگیره ها ادامه بده
خیلی دوست داشتم به صحبتها بیشتر توجه کنم اما نتونستم این قدرت جهان که منو هدایت کرد به سمت افمارم رو تحسین نکنم
دوست داشتم به رسم سپاسگزاری از شما بابت یاد دادن این آگاهی ها و آموزش قوانین ساده ولی تاثیر گذار در زندگی این کامنت رو بزارم که بازم بگم درسته قانون داره کار میکنه ها (اشاره به دستتون که توی قدم دوم جلسه دوم گفتین چند سال بعد میاین میگین من هر چی رو خواستم بهش رسیدم آره درسته راست میگه )
خدایا از تو سپاسگزارم که این فرشته انسان نما رو سر راه زندگی ما قرار دادی تا ما رو به راه راست به راه کسانی که به اونها نعمت دادی هدایت کنه
سپاسگزارم از استاد عزیز و مریم جان بخاطر تولید این فایل بسیار ارزشمند و نکات خیلی مهمی که داخل این فایل گفته شد
میخوام تجربه خودمو بگم از عمل به یکی از نکات این درسهایی که توی این فایل یاد گرفتم
من دوره قانون سلامتی رو خیلی قبل پیش خریدم ولی نتونستم ذهنم رو اولش کنترل کنم و به شیوه بسیار ساده ای که استاد داخل فایل گفتن عمل کنم ولی زمانی که این فایل رو گوش کردم یک نکته ای از صحبتهای این فایل برام زنگ زد و توجهم رو جلب کرد که میخوام بهتون بگم و اگر عمل کنیم توی تمام زمینه ها نتایج خیلی ارزشمندی میگیریم
توی این فایل استاد از افرادی که توی انجمن NA بودن گفتن و یکی از صحبتهایی که توی این جلسات به افراد زده میشه اینه که آیا میتونی فقط برای همین امروز مواد مصرف نکنی ؟
منم به خودم گفتم آیا میتونی فقط همین امروز به دوره قانون سلامتی عمل کنی؟اصلا به فردا یا روزهای بعد فک نکن
فقط همین امروز میتونی عمل کنی؟
دیدم وقتی برای همین امروز تصمیم میگیرم خیلی مغزم راحت تر پذیرش میکنه تا اینکه بخوام روزهای بعد رو در نظر بگیرم و باز فردا به خودم میگم خدایا شکرت قدرت و توان به من دادی تا بتونم مث بقیه مردم عمل نکنم و نتایجم هم مث اونا نباشه و ازت ممنونم که کمکم کردی تا به دوره قانون سلامتی عمل کنم ……دوباره فردا زمانی که وسوسه میشم غذای نامناسب بخورم به خودم میگم آیا میتونی فقط همین امروز فقط همین امروز خودت رو کنترل کنی و به شیوه قانون سلامتی عمل کنی ؟ بعد به خودم میگم آره بابا من خیلی قدرتم بیشتر از این حرفاس و راحت میتونم امروز خودمو کنترل کنم و ………
نتیجه این درس این شد که من طی دو ماه به راحتی و به آسونی تونستم 20 کیلو وزن کم کنم و چقدر پر انرژی تر بشم و سایز دور شکمم هم 22 سانت کمتر شد و چقدرررررر میبینم آدمها با دست خودشون میرن تلاش میکنن پول در میارن و میرن چیزهایی رو میخرن که به بدنشون ضرر برسونن و واقعا خندم میگیره که چقدر یه انسان میتونه به دلیل آگاه نبودن چقدر مسیر آسون و راحت رو با دست خودش و با میل و رغبت تبدیل کنه به بوجود آوردن بیماری های مختلف و دوا و درمون هایی که هیچ وقت هیچ مشکلی رو حل نمیکنن و فقط مقطعی حل میکنن و به صد جای دیگ بدن آسیب میرسونن و جالب تر اینه که میگیم خدایا چرا به ما بیماری میدی چرا ما رنج میکشیم هی میگیم خدایا فلان نفر رو شفا بده و بیماری فلانش رو درمان کن و زمانی که مایی که آگاهیم به بدن و هورمون ها و میدونیم اینا به چه شکل عمل میکنن زمانی که این افراد رو میبینیم واقعا خندمون میگیره و چقدر با ایمان بیشتر به قانون عمل میکنیم چه قانون زندگی و باورها و ورودی های ذهن چه قانون سلامتی و ورودی های جسم
استاد عزیزم من اولین دوره ای که خریدم همین قانون سلامتی بود و زمانی که با شما آشنا شدم هم حتی مث الان یک درصد هم شما رو نمیشناختم اما به محض دیدن دوره قانون سلامتی یه چیزی بهم گفت این دوره رو بخر و منتظر معجزات زندگیت باش و منم عمل کردم
الان میبینم نتایج رفتار و زندگی جدیدم رو بعد 34 سال و اینکه من تازه یک ساله متولد شدم و تازه به دنیا اومدم
به دنیای زیبایی که خداوند قدرت خلقش رو در اختیار خودم قرار داده و منو هدایت کرد به دوره قانون سلامتی بعد دوره عزت نفس بعدشم که وارد 12 قدم شدم و انشالله بعدشم دوره عشق و مودت در روابط و بعدشم روانشناسی ثروت
استاد جان شاید برای خیلی ها ثروت خیلی مهم باشه و اولویت اولشون این باشه و به محض آشنا شدنشون با شما از این دوره استفاده کرده باشن و زندگیشون متحول شده باشه ولی واس من اینطوری نبوده
من اول دوس داشتم لذت سلامتی و انرژی بالا رو تجربه کنم
بعد دوس داشتم خودمو بهتر بشناسم و با عزن نفس شروع کردم
بعد وارد 12 قدم شدم تا زندگیم باز هم زیباتر و لذت بخش تر بشه در تمام ابعاد
بعد دوس دارم وارد عشق و مودت بشم تا باز هم از روابطم و دنیای اطرافم لذت بیشتری بشم
بعد که همه این ها رو تجربه کردم بعد وارد روانشناسی ثروت بشم و زندگیم هم از لحاظ مالی تغییر کنه چون میدونم پول قسمت کوچکی از خوشبختی و لذت و عشق در زندگیه و ما ثروت ها و نعمت های بی نهایت زیادی توی وجودمون هست که اصلا نمیشه با پول مقایسه ش کرد یا بشه با پول خرید
به نظر من لذت بردن مهمترین قسمت زندگی کردنه و لذت رو میشه با نکاه مثبت به زندگی بهش رسید
با لذت بردن میشه به خوشبختی رسید
با لذت بردن میشه به روابط عالی رسید
با لذت بردن از تک تک لحظات میشه به خدای زیبا و مهربان رسید
با لذت بردن میشه به آرامش رسید
و …..
با لذت بردن به صورت کاملا طبیعی ثروت هم وارد زندگی میشه و به قول استاد ثروت نتیحه طبیعی لذت بردن از زندگیه
این جمله شما چقدر تاثیر گذار بود
در نهایت ضمن تشکر و قدردانی از بهترین استاد زندگیم و خانم شایسته عزیز که واقعا انسان بی نظیریه در توجه به زیبایی ها و عمل به قانون میخوام دوباره تاکید کنم برای خودم و اینکه به خودم یادآوری کنم که فقط همین امروز رو میتونی خودتون کنترل کنی و به دوره قانون سلامتی عمل کنی؟ و زمانی که امروز رو به پایان میرسونم و ذهنم رو با منطق قانع میکنم میبینم فقط دارم لذت میبرم و لذت و عشق و عشق و عشق و سپاسگزار خدایی میشم که زندگیم رو روز به روز زیباتر و زیباتر و زیباتر میکنه و این ما رو برای آسانی ها آسان میکنه
خدای زیبای من عاشقتم
استاد جانم عاشقتم
خیلی دوستون دارم و از همینجا و از هزاران کیلومتر اونور تر بهتون عشق میورزم و بهترین ها رو از خدای مهربان براتون میخوام
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی
تشکر ازین فایل عالی و بی نظیر چقدر ازش یادگرفتم و احساس کردم ریشه خیلی مسائلم به این دو موضوع برمیگرده
چقدر مثالهای که فرمودین دقیق و قابل لمس بود
و خیلی لذت بردم و یادگرفتم و تصمیم گرفتم حواسم به این دو پاشنه آشیلم باشه
منم سعی کردم امروز به مساله ای که برخورد کردم به این شکل ذهنم رو کنترل کنم و درسهام رو بگیرم
البته دقیقا ریشه اصلی به احساس لیاقت و باورقرباتی بودن هم برمیگرده ولی نکاتی که
تو دفترچه یادداشت نوشتم اینها بودن
و نوشتن نکات باعث شد احساسم هم بهتر بشه و ذهنمو راحت تر کنترل کنم
من امروز دو تا درس گرفتم
اول اینکه عجله نکنم
وقتایی که باید عجله کنم نمی کنم وقتایی که نباید، عجله میکنم
به نظرم بهتره بیام ببینم ریشه عمل من از کجاست
مثلا شده یه خرید واجب و ضروری داشتم یه جنس خاص و به دلم افتاده الان بخر و من چون نتونستم از پولم دل بکنم باوجودیکه میدونستم باید خرید کنم صبر کردم و اون جنس افزایش قیمت داشته و بعدا با قیمت بیشتری خریدم
یا برعکس جنسی رو دیدم و هی تو دلم گفتم یالا بخر الان تموم میشه و بعد خریدن دیدم اون کیفیت مطلوب رو نداره و من تو ذهنم بزرگش کرده بودم
مورد دیگه انتظاره، انتظار گاهی برای من سخته و باید بتونم کنترل ذهن کنم تا حرکت عجولانه نزنم مثل الان که منتظرم
یه موضوع دیگه که بهش رسیدم اینه که اینکه من یه ولع دارم برای بیشتر داشتن اما اونقدر زیاد که باعث میشه به داشته هام توجه نکنم و ازشون لذت نبرم و بازم چیزای جدید بخوام و خودش رو به شکل شرکت در کلاسهای آموزشی و یا خرید وسایل بدون اینکه تکاملش رو طی،کنم نشون میده ولی این یه جور طمع هست.
و درنهایت مهمترین و بالاترین مهارتی که باید بهش برسم کنترل ذهن هست
تو ذهن من اینجور برنامه ریزی شده که توجه به داشته ها رو قانع شدن میدونه قانع شدن بدون رشد و بدون خلق. ولی باید بگم دراصل درستش اینه که بتونم از شرایط و داشته های کنونی ام خودم رو رشد بدم
یه موضوع دیگه این بود که همسایمون گفت که دو تومن هزینه کلاس بچه ها شده هنوز نرفتن و اصلا به فکر نبود اما من بخاطر جنس بی،کیفیت و گرونی که خریده بودم خیلی خودمو سرزنش میکنم و احساس میکنم پول زیادی از دست دادم
به نظرم اینکه خودمو سرزنش کنم اشتباهه
این که باور کمبود دارم که پولم رفت و تا کی دیگه این پول دستم بیاد این باور محدود
اما این تضاد کوچیک بهم یاد داد تا ترمزهای ذهنیم رو پیدا کنم و باورهای محدودم رو بهم نشون بده و بدونم این رفتار و اشتباه من از چه باور و فرکانسی نشات گرفته
درنهایت رفتم که جنس رو پس بدم و یا تعویض کنم که یکم واشرش رو درستش کرد و خیلیییی زیاد بهتر و قابل استفاده شد 90 درصد درست شد ولی گفت تعویض نداریم و دیگه مشکلی ام نداره.
مبلغی که منتظرش بودم برام واریز شد یادمه بخدا گفتم دیگه عجله نمیکنم چه برای خرید چه برای فروش و مشتری داشتن میخوام خودت همیشه زیبایی ها رو سرراهم قرار بدی خودت برام مشتری بفرستی و روزی خودش دنبالم بیاد چه به شکل مشتری های نقد و افرادی که راحت ازم خرید میکنند و همچنین خودمم خریدهای راحت و باکیفیتی داشته باشم
یه موضوع باید بگم که وقتی تونستم حسم رو خوب نگه دارم نشانه های خوبی میگرفتم و برکت رو می دیدم مثلا تو همون ساعت چند نفر فالو کردن پیج من رو.
مشتری که باهاش رو درواسی داشتم و برام خیلییی عجیب بود که چرا چند روزه مبلغ رو واریز نکرده و دیگه گفتم من درسهام رو گرفتم و مساله رو رها کردم که درواقع اعراض و برداشتن توجهم از ناخواسته بود. برام واریز کرد و گفت ببخشید یادم رفته بود و دیر شد.
سلام به استاد عزیز و بزرگوارم و مریم جان شایسته و تمام دوستان این سایت بی نظیرم
خدایا شکرت که منو با قانون آشنا کردی
خدایا شکرت برای این سایت و اینهمه نعمت و ثروت و برکت بی انتهای درون اون.
واقعا این سایت برای من تمثیل کره ی زمین هست؛
واقعا هم تمثیل به جایی هست
آخه مثل کره ی زمین که امکان حیات به ساده ترین شکل ممکن رو به آدم میده و
از قبل همه چیز به فراوانی مهیاست
و هرچه کنجکاو تر باشی تا بی نهایت امکان کشف و بهره برداری هست
این سایت ، فایل های صوتی و تصویری دانلودی ، مستند هاش ، کلمه به کلمه ی کامنت ها یا مقالاتش نعمته و برای هر جنبه از زندگی قابل بهره برداریه.
حتی گاها از چینش و ترتیب فایل ها ، عکس کاور فایل ها من جوابمو گرفتم و در لحظه مساله ذهنی من حل شده و همزمان با برداشتن مقاومتم نعمت دلخواهم واقعا در لحظه برام محقق شده که از سرعتش حیرت کردم.
حالا این فایل درس های زندگی از یک بازی 1 که چند روز پیش با دیدن فایل الگویی برای ساده گرفتن مهمانی که توی دسته بندی در صلح بودن با خودمان بود ، زمانی که خانم شایسته داشتن فایل رو آپلود میکردن و با احساس و فرکانسی بسیار سنگین و پر معنی گفتن من خودم باید بارها این فایل رو ببینم ، هدایتشو گرفتم و دیدم و چقدر برام درس داشت .
چقدر رفتارهای مخربم و فرکانس های منفی که نعمت ها رو دور کرده ازم .
و هم فرکانس های مثبت و سازنده ای که چه نعمت های رویایی رو به سادگی وارد زندگیم کرده دقیقا برام مجسم شد.
اینجا میخوام ی مثال جالب از خودم و خواهرم فاطمه ( که نعمت خدا بود و منو با سایت آشنا کرد و قبلا داستانشو گفتم) بگم.
ماجرا ، ماجرای تولد فاطمه هست
تولدش 26 اسفند هست و تا جایی که یادم میاد همیشه همه اعضای خونواده حداقل تولد ایشون رو یادشون بوده و منم تقریبا این ده یازده ساله اخیر حداقل ی هدیه کوچولو در حدی که در اون لحظه توان داشتم بهش دادم
حتی ی خودکار
حتی 50 هزار تومن
میخوام بگم که این کار همیشه کنار تبریک من بوده
البته فاطمه جان بیش از ده سال هم هست که اردبیل زندگی میکنه با همسرش و از کل خانواده که تقریبا همه جنوب هستیم دوره و با وجود این عامل دوری شهرها همیشه هدیه اش به راه بوده.
و اما نکته ی جالب ماجرا تولدش در سال گذشته ، سال 1403 بود
من بهش تبریک رو گفتم و از قبل هم براش ی پک لوازم تحریر آماده کرده بودم که پست کنم
اتفاقات عجیبی افتاد مثل اینکه دفتر پستی ای که من ازشون خدمات میگرفتم جابجا شد و کار ارسال برای من سخت شد
هر بار قصد میکردم که هدیه اش رو بفرستم توی لحظه آخر نشونه ها میومد که دست نگه دار و نکن این کارو و منم تسلیم.
حتی ی بار هم هدیه رو عوض کردم بازم اتفاقات به سمتی رفت که انجام نشه
حتی خواستم پول به کارتش بزنم بازم نشد.
و گذشت این ماجراها تقریبا تا اردیبهشت ماه کشیده شد .
اومدم برای تولد خودم هدیه بگیرم هرچی فکر کردم که چی مناسبه که هم خوشحالم کنه و هم نیازم باشه( آخه توی خریدم همیشه عادت دارم برحسب نیاز خرید کنم و از چیزای بلااستفاده خوشم نمیاد) یهو بخش اول دوره قانون آفرینش رو یادم اومد که میخوامش بعد موقع خریدش گفتم خب هدیه تولد فاطمه هم که اینهمه طول کشیده با همین یکی میشه و حتما ذوق میکنه چون عجیب همیشه میگفت حس میکنم این دوره قانون آفرینش معجزه گره.
خلاصه خرید دوره انجام شد ، قبل خرید تصمیم داشتم که به محضی که دوره میاد تو پروفایلم بهش اطلاع بدم آخه فاطمه از پروفایل من دوره ها رو دنبال میکنه.
حالا که خواستم پیام بدم ی صدایی بهم نهیب زد که پیام نده و بهش هیچی نگو.
منم کاری نکردم.
منطقشم این بود که تو هدفت خوشحال کردنش بوده، و اون اگه توی مدار دریافت باشه براش کار کردن رو خودش ارزش داره و میاد سایت و توی پروفایل طبیعتا اینو میبینه پس تو چیکاره ای و منم خیلی راحت پذیرفتم.
گذشت تا سه روز بعدش فاطمه زنگ زد بهم تلفنی کلی صحبت کردیم و یهو گفت خداروشکر امروز حالم خوبه و با قانون ی مساله که ذهنمو درگیر کرده بود برا خودم حل کردم و داشت ذوق میکرد و خودشو تحسین میکرد منم با ذوق گفتم ببین این برکت بخش اول قانون آفرینشه حالا ببین تا بخش دهم دوره آفرینش چی بشه؟!
با تعجب گفت چی ؟ قانون آفرینش گرفتی؟؟؟!!!!
گفتم آره برا هدیه تولدمون بود دیگه گفتم چی بهتر از این!
اصلا مبهوت موند گفت ببین جهان بی نقصه هر چی داریم و هر چی نداریم یا از دست میدیم کار خودمونه…
منم گفتم والا نمیدونمم چی بود که اینقد تلاش میکردم بهت هدیه بدم نمیشد و به درب بسته میخوردم و ماجراها رو توضیح دادم براش،
اونم اصن متعجب گفت اغا بذار بگم همین درگیری ذهنی این مدت که میگم حلش کردم هدیه تولدم بود تبریک تولدم بود و احساس قربانی شدن
هر بار موقتی حلش میکردم و بی مهلش میکردم تو ذهنم تا یهو با ی حرف ساده و یا ی چیز موچولو سر باز میکرد و حالمو خراب میکرد ولی دیگه دیشب اومدم منطقی تو ذهنم حلش کردم.
و دوتامون که سمت خودمون رو توضیح دادیم دقیقا همزمانی فرکانس ها این اتفاقات رو برای دوتایی مون توی ی مساله یکسان ایجاد کرده بود.
و خیلی قشنگ دیدیم که ما در هر لحظه برای تمام شرایط و اتفات مون فرکانس های موافق یا مخالفی ارسال میکنیم و تجربه های زندگی مونو میسازیم.
این ماجرا با نکاتی که استاد و خانم شایسته از منظر خودشون در شرایط یکسان گفتن این خاطره رو به یادم آورد و ایمانم به قانونمندی جهان و عدالت خدا و قدرت من در خلق زندگیم بیشتر شد.
چقدر این فایل درس داشته، درسهایی برای شناسایی نقاط ضعف،
که رقابت نکنیم،، که قربانی نباشیم، که عجله نکنیم،
همه اینها برای اینکه در لحظه باشیم.
و جمله انیشتین، یعنی ما هرکدوم باید خوشبختی و خوشحالیمون رو در ساده ترین امکاناتی که داریم پیدا کنیم، امکانات همون نعماتی که در این دنیا با ماست، چه مادی و چه معنوی،
من دوره ای رو هایپر مارکت خیلی بزرگ و شلوغی کار میکردم یک سال اول بدون توجه که بقیه چی میگن عاشقانه کار میکردم، اما کم کم شروع کردم به توجه به اینکه حقمو نمیدن و پارتی بازی میکنن، چرا من ارتقا پیدا نمیکنم، و من انصافا نیروی خیییلی قوی بودن براشون،
شروع توجه من از وقتی بود که به حرف همکارها توجه کردم یعنی تو مدارش قرار گرفتم یعنی ورودی ناسالم رو اجازه دادم برام تبدیل به باور بشه، و کم کم خودمم میدیدم که جلوی خودم بین من و همکار دیگه تبعیض قایل شدن، که تنها این اتفاق به این دلیل جلوی من رخ داد که من داشتم رفته رفته در این مدار که دارم قربانی میشم اینجا، قرار گرفتم،
و در نهایت نتونستم دوام بیارم و اومدم بیرون و چقدر هم از نظر سلامتی اذیت شدم چون خیلی حرص میخوردم،
ولی از وقتی با سایت اشنا شدم میگم کاش زودتر این موضوعات رو میدونستم و از اونجا لذتشو میبردم فارغ از هر نوع توقع داشتن و تلخ کردن کار برای خودم.
این فایل رو بارها و بارها باید گوش بدم، نمیدونم بقیه هم همین هستن یا نه، ولی من خیلی زود الهامات و شهودی که از فایل دریافت میکنم فراموش میکنم اون احساس ناب رو فراموش میکنم، یه لحظه یه اگاهی دریافت میکنم، اما نمیدونم چرا فراموش میشه، اما نگران نیستم و خودم رو سرزنش نمیکنم بلکه تحسین میکنم که حتی اگر یه ثانیه اگاه ای رو دریافت کرده باشم،
مثل مریم خانم هنگام پیشرفتش در پینگ پنگ.
از جمله زیبایی های این فایل جدای از اموزه های ناب، مریم خانم چقدر زیبا بودی چقدر پوستت و موهات عالی بود، چقدر لباست و عینک عالی بود،
استاد عزیز که چقدر خوشتیپ چقدر ترو تمیز، چقدر عالی هستید با صورت اینطور اصلاح شده،
و باز هم این ساحل و دریا و ادمهاش، واقعا اینطور میشه یه خانم ازادانه لباس بپوشه و کسی بهش توجه نکنه؟
چقدر راحتی بود چقدر امنیت….
خانم هایی که لباسشون ست نبود، انسانهایی که رنگ پوستشون ست نبود،
زمین بازی که فارغ از جنسیت بود و خیلی ازاد و راحت داشتند بازی میکردند،
کبوترهایی که انقدر احساس امنیت داشتند که از سر و کول اون اقا بالا رفتند…
خانم و اقای عاشق که با هم ابتنی میکردند.
دولتی که به مردمش با مانور هوایی احساس امنیت میده،
چقدر ماشاالله پارکینگ بود اونجا.
خدارو هزار مرتبه شکرت.. زیبایی بود و زیبایی بود و زیبایی…. برای خوشبختی چیز بیشتر از این نیاز است؟؟
راضی هستیم و برکات و میبینیم و عجله نمیکنیم و قربانی نیستیم و لیاقتشو داریم،
وای خدای من باورم نمیشه انگار این فایل برای من تهیه شده
واقعا همه چیز کنترل ذهن هست
و همین بازی پینگ پنگ تمرینی بسیار عالی هست برای کنترل ذهن که از اون الهام بگیریم و در زندگی مون استفاده کنیم
استاد من واقعا اخیرا بیشتر متوجه شدم که:
احساس خوب =اتفاقات خوب
احساس بد=اتفاقات بد
و حالا پاسخ به سوالهایی که در این فایل داده شده
سوال اول
احساس عدم لیاقت و از دست دادن نعمتها
من خیلی در زندگی ام این مورد را داشتم
مثلا از بچگی به ما میگفتند بعد از هر خنده گریه هست
و من این باورم شده بود حتی بعضی اوقات که خیلی خوشحال بودم و بلند بلند می خندیدم درست در اوج خنده یه دفعه یه احساس به من دست میداد به خودم میگفتم همین الان یه بلایی سرم می یاد و اون شادی هم کوفتم میشد
یا بعضی اوقات که زندگی خیلی روی خوشش را به من نشان میداد میگفتم من دیگه بابا لایق این همه خوشی که نیستم دیگه دارم زیادی خوش میشم
نا خودآگاه به خودم احساس بد میدادم و خودم را لایق این همه خوشی نمیدیدم
یا بعضی اوقات همسرم برایم کادو های زیاد میخرید محبت های زیاد به من میکرد دلم نمیخواست کسی بدونه میگفتم الان حسودیشون میشه خیلی وقتها هم خودم را لایق این حد از محبت همسرم به خودم نمیدونستم
سوال دوم
احساس قربانی شدن
من وقتی ازدواج کردم شرایط نا دلخواه زیادی در رابطه با اقوام همسرم داشتم و
همیشه احساس قربانی شدن داشتم و تمام اذیتهایی که میشدم را از عوامل بیرون از خودم از اطرافیان همسرم میدانستم سالها طول کشید تا من متوجه شدم خودم را باید تغییر دهم وقتی آمدم روی خودم کار کردم و عزت نفس و اعتماد به نفسم را تقویت کردم دیگه اون احساس قربانی شدن که سالها با خودم داشتم کم کم از بین رفت و شرایط بهتر و بهتر شد و اون افراد هم دیگه در زندگیم کم کم حذف شدند
و در مورد کارم
من سال گذشته جایی مشغول کار شدم که به خاطر افکار خودم و ذهنیت هایی که داشتم آدم هایی که باهاشون در ارتباط بودم از دستشون اذیت میشدم و دائم خودم را یک انسان قربانی مثل برگی در باد میدانستم ولی به محض اینکه خودم را قربانی شرایط ندیدم به صورت معجزه از اردیبهشت امسال در جایی بسیار عالی تر و با افراد بهتر مشغول کار هستم
واقعا هر روز که میخواهم به سر کار برم خیلی خدارو شکر میکنم که من هدایت شدم به کار جدیدم خدایا شکرت
یعنی وقتی احساس لیاقت به خودم دادم و روی ذهن خودم کار کردم خودم را لایق شرایط بهتر دیدم شرایطم تغییر کرد
و واقعا من با تمام وجودم به این رسیدم اگر در شرایط به ظاهر بد باشم اگر بتوانم ذهنم را کنترل کنم و احساس خوب به خودم بدهم مثلا پیاده روی کنم استخر برم به طبیعت بروم و خلاصه هر کاری که حالم را خوب میکنه انجام دهم واقعا شرایط برام تغییر کرده
و همان موقع به خودم میگم
خدایا شکرت خدایا عاشقتم که قوانینی در جهان قرار داده ای که میتوانیم با آن قوانین زندگی مون را آنطور که میخواهیم خلق کنیم
خدایا بابت تمام نعمتهایت بینهایت سپاسگزارم
خدایا بابت همه چیز بینهایت سپاسگزارم
در پناه الله یکتا شاد و سلامت و تروتمند و موفق باشید
به نام رب العالمین
سلام به استاد عزیزم دست قدرتمند و سخاوتمند خدا روی زمین و سلام به مریم جان شایسته که به حق شایسته بهترینها هستید
سلام به دوستان عزیزم در سایت لبریز از آگاهی و رشد استاد عباسمنش عزیزم
اول که دوستدارم بگم خدمتتون که روز اولی که این فایل رو دیدم مجذوب عکسی شدم که کاور فایل هستش بسیار عکس زیبا و ذوق برانگیزیه
تا فایل دانلود بشه من داشتم کامنت دوستان رو میخوندم که دیدم یکی از عزیزان تشکر کردن از دوستانی که برای قسمت 260 از سریال زندگی در بهشت اونقدر کامنت گذاشتند که شمارو مشتاق کردند که بیاید و راجب به اون فایل بیشتر صحبت کنید… من هم از تک تک عزیزانی که کامنت میگذارند و در رشد ظرفیت و انتقال آگاهیها سخاوتمندانه شریک هستند بسیار سپاسگزارم..
این فایل رو گذاشتم در دسته ای از فایلها که بارها و بارها گوش بدم تا اینهمه آگاهی یکجا بنشید در جانم و عمل کنم تا از نتایجش در زندگی ام لذت ببرم…
تصاویر بی نظیر مردمی غرق شادی و تفریح و این نشان از آزادی،فراوانی و بی توجهی به قضاوتها رو داره و اینکه دقیقا با اون بخش از صحبت شما بسیار سنخیت داره که همین لحظه را خوش باشیم و جدا از اینکه بترسیم کسی قضاوت کنه اندام یا رفتارمون رو و اینکه هر کس به هر امکانی که داشت فقط خوش بود و بازی میکرد…واقعا که بازی کردن من رو میبره در کودکی و غرق بی تعلقی به این همه تکلف که دور خودمان را باهاشون شلوغ کردیم میکنه…ما در خانواده چند ماه میشه که وقتی دور هم جمع میشیم بازی میکنیم و اینطوری نه کسی میناله و نه بحث سیاسی میشه و همه غرق بازی هستند و کلی هم میخندیم و واقعا از وقتی اینکارو کردیم همه استقبال کردند و کلی به هم نزدیکتر شدیم و حتی به اقوام نزدیکمون هم سرایت کرده خدا رو شکر و باعث رفت و آمدهای بیشتر و صمیمی تری شده….صحبت و نکته خیلی زیاده ولی من میخوام راجب به فرکانس قربانی دانستن خودمون صحبت کنم و تجربه امروزم رو بگم..
من جدا از شغلم به عشقم میپردازم یعنی هنر دوبله و نمایشنامه های رادیویی و…. یکی دو هفته میشه که من نقشی رو که خیلی دوستدارم دارم تمرین میکنم و کلی واسش وقت گذاشتم اما امروز رفتیم واسه تعیین نقشهامون دو نفر دیگه از دوستان بدون اینکه اون نقش رو به اندازه من تمرین کنند هم تست زدند و نقش من رفت تو هوا و گفتند همه خوبید فعلا نمیگیم کی چه نقشی داره…البته اینم بگم که من از چند روز پیش با خودم میگفتم اینا پارتی بازی میکنند و نقش خوبهارو به خودشون میدند و حتما اون نقشی که دو خط بیشتر نیست رو میدند به من..و نجواهای شیطانی کلی حالم را داشت بد میکرد و دیشب از دسته توحید عملی فایل فقط روی خدا حساب کن رو گوش دادم چون گفتم تو داری قدرت رو میدی به دست غیر خدا و این یعنی شرک پس فایل توحیدی گوش دادم و خیلی آرومم کرد و صبح هم که رفتم آفیش و..« این اتفاقی افتاد که گفتم نقشم رفت تو هوا »…. اما امروز زمان تمرین من خیلی خوب بودم تا جاییکه گفتند بچه های دیگه هم تست صدا بدند اونوقت من دیگه شروع کردم به روضه خوندن که دیدی حقتو گرفتن و اینا همه پارتی بازی میکنند و ….. و دقیقا استاد جان الان که گفتید بعد از احساس قربانی بودن به ترتیب خشم و نفرت و افسردگی میاد سراغمون من تا نفرت رفتم ولی ظهر امروز دکمه هدایت به نشانه رو زدم و فایل سال 87شما اومد که چقدر شما تکاملی رشد کردید و نکته ای که منو تکان داد و حالم خوب شد این بود که «ریشه هایی طی فرایندی تکاملی شکل میگیرد و با ایمانی تداوم دار تغذیه میشود،شاید در ابتدای مسیر رشد این ریشه ها نا محسوس به نظر برسد،شاید هنوز از میوه های مد نظر تو خبری نباشد ولی اگر این ریشه ها فرصت تکامل پیدا کنند آنچنان رشد تصاعدی به خود میگیرد و ثمره هایی را به بار می آورد که از تمام حساب و کتابهای مد نظرت هم بالاتر است و به قول قرآن خداوند تو را راضی میکند…
درس گرفتم که عجله نکنم و با ایمانی ادامه دار و شوقی دایمی ریشه های تکاملم را تغذیه کنم تا لعلک ترضی شوم…
و امروز دوباره یادم آمد که باید مسئولیت صفر تا صد همه اتفاقهای زندگی ام را بپذیرم تا کسی را قضاوت نکنم و خودم را قربانی ندانم و….
توجه کنم به کار حرفه ای و عالی دوستانم و لذت ببرم از هنرشون و راضی باشم به خدا …حتی اگر نقشی نصیبم نشه بازم میپذیرم که این جهان قانونمند است و فقط پاسخ میدهد و من پاسخ فرکانس خودم را دریافت کردم و بس…
از الله یکتا برای شما طول عمر همراه با عزت و سلامتی و فراوانی و سعادت خواستارم دست قدرتمند و سخاوتمند خدا روی زمین…️️
دوستتون دارم و عاشقتونم️️️️️️️️️️️️️
سلام به استاد عزیزو مریم جان مهربون و دوستان خوبم
استاد چقدر من شمارو دوست دارم آخه. من حدودا 2ماه بود هرروز یکی از فایل های دانلودی رو نگاه میکردم نوت برداری میکردم و سعی میکردم قوانین رو درزندگیم اجرا کنم خلاصه تقریبا هرروز ذهنم با قوانین درگیر بود و یجورایی تمرکز داشتم رو قوانین و حالم خیلییی بهتر بود تا اینکه سرم شلوغ تر شد و کلاسی رو شروع کردم که تقریبا بیشتر وقتم رو به تمریناتش اختصاص میدم و دیگه فرصت سرزدن به سایت و دیدن ویدیوهارو نداشتم اینجوری بود که یه مدت ذهنم خیلی از قوانین دور شده بود و مدیریت زمانم به شدت افت پیداکرده بود و هرکار میکردم عقب میموندم یا خیلی کسل و بی حوصله بودم و چون خیلی کارهارو کسل انجام میدادم کیفیت کارها پایین اومده بود حتی فرصت نداشتم رو ذهن و باورهام کارکنم هرروز آلارم میذاشتم 7صبح بیداربشم اما آلارم رو قطع میکردم و به خواب ادامه میدادم. پریروز هم یک اتفاقی افتاد که حسادت رو دروجودم فعال کرد بااینکه اصلا دوست ندارم حسادت کنم و خودم ناراحت میشم از این موضوع و گفتگوهای ذهنیم به شدت زیاد شدن بااینحال سعی میکردم نجواهارو به سمت مثبت ببرم و احساسم رو خوب نگه دارم اما خیلی موفق نبودم جوری احساسم رو بدکرده بود که حتی تو خواب هم به اون موضوع فکرمیکردم تا اینکه امروز با اینکه شب دیرخوابیدم اما یکدفعه ساعت 4:17صبح از خواب پریدم و خیلیییییی برام جالبه که من 3 ساعت بیشتر نخوابیدم اما به محض اینکه بیدارشدم کلیییی انرژی داشتم و به راحتی از جا بلندشدم درصورتی که روزهای قبل با وجود آلارم بازهم خاموشش میکردم و تا ظهر میخوابیدم و وقتم گرفته میشد انقدر بی انرژی بودم که بعداز بیدارشدن تا نیم ساعت هنوز توی تخت بودم اما امروز انگار خدا میخواست من فرصت زیاد داشته باشم و بیام اینجا بعداز بیدارشدن گفتم خب حالا که کلی فرصت داری بیا اینجا و یه فایل ببین و این فایل سهم امروز من بود چقدر به این صحبت ها نیاز داشتم تو حوزه کاریم خیلی خودم رو با دوستم مقایسه میکنم و سعی میکنم بهترین باشم و حسم رو بد میکنم و حسادت رو دروجودم پرورش میدم اما این فایل یک نشونه بود حداقل من اینجوری تلقی میکنم و میخوام خدا بهم اراده ای بده که بتونم زودتر بیداربشم و فرصت بیشتری برای کنترل ذهنم داشته باشم و بتونم هرروز فایلهارو ببینم و ذهنم رو بالا نگه دارم. خدا میدونه چقدر حالم بهتر شد با صحبت های شما و فضای بینظیر دریا.
خدایاشکرت
دوستان چیزی که خودم تجربه کردم رو میگم اول به خودم میگم بعدا به شما. هرجور شده هرروز یک ویدیو از فایل های دانلودی ببینید یا کلا سعی کنید هرروز به یکی از صحبت های استاد گوش کنید چون ذهن فراموشکاره و به محض اینکه چندروز ذهنتون از این صحبت ها و قوانین فاصله بگیره دوباره برمیگردین خونه اول. همیشه ذهنتون رو بالا نگه دارید تا درصورت قرارگرفتن درشرایط ناجالب هم بتونید کنترلش کنید من خودم با اینکه این همه نوت برداری کردم اینهمه فایل دیدم درمدتی که فاصله گرفتم از سایت و الان که دوباره صحبت های استادرو گوش دادم فهمیدم تو این فاصله چقدرررر اتفاقات ریزو درشت به ظاهر ناجالب افتاده که منی که آگاه بودم به قوانین اصلا ازشون استفاده نکردم و شرایط رو باافکارم بدتر کردم اما وقتی هرروز ذهنتون رو با حرف های استاد بالانگه دارید در 95 درصد مواقع درشرایط ناجالب میتونید افسار زندگیتون رو به دست بگیرید و از حال بد بیرون بیاید
خداجونم مرسی برای روزی امروزم
درود بر استاد و مریم بانو
شنیدن صدای شما حال آدم رو به خودی خود بهتر بهتر می کنه
همونطور که اشاره کردید این فایل پر از نکات مثبت و کلیدی برای زندگی هست
چند نکته خیلی مهم که من با شنیدن این فایل به خودم یادآوری کردم
1- هر موفقیت یک شروع ساده داشته و پله پله پیشرفت به وجود می آید
2- چقدر مهم هست که انسان تحسین کند خوبی های دیگران و خودش را، و چقدر مهم است انسان خوشحال شود از خوبی های خودش و دیگران
3- چقدر مهم است که ما خودمان را لایق بهترین ها بدانیم تا جهان نعمت ها را به سمت ما آورد
4- چقدر مهم است که سپاسگزار باشیم برای موقعیت کنونی، در هر وضعیتی توجه به نکات مثبت باعث بهبود وضعیت میشود، و چقدر مفید بود که فرمودید حداقل سعی کنیم دقیقه کنونی یا روز کنونی احساس خودمان را بهبود بخشیم
5- چقدر مهم است راضی باشیم از وضعیت موجود، و این رضایت خاطر را به دیگران نیز نشان دهیم تا وضعیت مان بهتر و بهتر شود
6- خیلی خیلی مهم است یادآور شویم وضعیت ما از هر لحاظ بهتر میشود تا موقعی که کنترل ذهنمان را دست داریم و در حال کار روی فرکانس های خودمان هستیم.
امیدوارم بتوانم همیشه این نکات کلیدی رو به خودم یاآوری کنم و بتوانم ذهنم رو سرشار از نکات مثبت کنم تا بتوانم تاثیر فوق العاده آن را در زندگی ام ببینم
برای شما و تمام دوستان هم فرکانسی آرزوی موفقیت روز افزون دارم :)
سلام و عرض ادب استاد نازنین و عزیزتر از جانم
این فایل به اندازه یک دوره کامل آگاهی داشت و میلیون ها تومن ارزش داشت از خدا میخوام این آگاهی ها رو به قلبم وارد کنه و درک کنم که چقدر این صحبتها میتونه بهم درس یاد بده
با اینکه فقط فایل تصویریش رو دیدم و حتما حتما باید فایل صوتیش که شما فرمودین رو بارها و بارها بشنوم تا بتونم بیشتر تامل کنم و به صورت عملی توی زندگیم اجرا کنم
ولی نتونستم صبر کنم و به محض دیدن این فایل اومدم که بگم چقدرررر این فایل با ارزش بود
چقدررر نکات ارزشمندی رو گفتین که میشه گفت این فایل یه خلاصه از کل مجموعه آگاهی های کل دوره هاتون بود
میدونم که دوستان حتما نکات و درسهایی که از این آگاهی ها یاد گرفتن رو توی کامنت ها اشاره کردن ولی من میخوام یه چزی دیگ بگم از تاثیر قانون و اینکه چقدرررر سریع جهان پاسخ داد و دوباره بهم فهموند که همه چی قدرت فکر و تمرکزه و با تکامل به هر چیزی که بخوای میرسی فقط صبر کن و استمرار داشته باش ((ان الصبر و الصلوه لکبیره الا علی الخاشعین ))
استاد جانم من وقتی برای بار سوم فایل جلسه دوم قدم دوم رو گوش کردم (چون به خودم قول دادم تا هر فایلی رو 5 بار گوش نکردم فایل بعدی رو گوش نکنم) شروع کردم در حین پیاده روی تجسم کردن اون نقطه پایانی خودم رو . زمانی که داشتم تجسم میکردم خودمو دیدم توی یه خونه نزدیک به دریا با آبهای سبز و ساحلی با شن های سفید در حالی که خونم نزدیک دریاس و صبح که بلند میشم با صدای موجهای دریا و پنجره رو به دریا از خواب بیدار میشم . اینقدر تجسم کردم و حالم خوب بود که حتی یک لحظه اشک از چشمانم اومد و بخاطرش سپاسگزاری کردم
من این فایل درسهای زندگی از یک بازی رو شاید بیشتر از یک ماه قبل از روی سایت دانلود کردم و توی هارد سیستم داشتم و نگاه نکرده بودم نمیدونم جزا با اینکه تمام فایلهایی که دانلود میکنم رو همون لحظه نگاه میکنم و هر روز به سایت سر میزنم و اخبار جدید رو پیگیری میکنم
به طور معجزه آسایی امشب بعد اینکه تجسم کردم خودمو کنار دریا و ….. زمانی که میخواستم بخوابم منی که اصلا سر لب تاب نمیام به خودم گفتم برم یکی از فایل های شما رو ببینم و با تمرکز بر نکات مثبت و آگاهی بخوابم
اومدم توی سیستم دیدم عه یه فایل هست به نام درسهای زندگی از یک بازی اینو قبلا دانلود کردم و روی سیستمه ولی هنوز ندیدم
وای خدای من حس من اون لحظه قابل وصف نبود
حسم اون لحظه ای که فایل رو پلی کردم و من چی میدیدم خدای منننننن
همین الان دوباره اشک شوق دارم میریزم
خدایا عاشقتم خدایا شکرت
به محض پلی شدن فایل دیدم همون ساحلی که تجسم میکردم با همون شن ها با همون خونه های نزدیک به دریا با همون استخرهایی که تو خونه ها نزدیک به دریا بود و با همون آب سبز واااااااااااایییی خدای من
همونجا دوباره اشکم جاری شد و به خودم گفتم داره افکارت قدرت میگیره ها ادامه بده
خیلی دوست داشتم به صحبتها بیشتر توجه کنم اما نتونستم این قدرت جهان که منو هدایت کرد به سمت افمارم رو تحسین نکنم
دوست داشتم به رسم سپاسگزاری از شما بابت یاد دادن این آگاهی ها و آموزش قوانین ساده ولی تاثیر گذار در زندگی این کامنت رو بزارم که بازم بگم درسته قانون داره کار میکنه ها (اشاره به دستتون که توی قدم دوم جلسه دوم گفتین چند سال بعد میاین میگین من هر چی رو خواستم بهش رسیدم آره درسته راست میگه )
خدایا از تو سپاسگزارم که این فرشته انسان نما رو سر راه زندگی ما قرار دادی تا ما رو به راه راست به راه کسانی که به اونها نعمت دادی هدایت کنه
عاشقتم استاد عزیزم
با سلام و عرض ادب
سپاسگزارم از استاد عزیز و مریم جان بخاطر تولید این فایل بسیار ارزشمند و نکات خیلی مهمی که داخل این فایل گفته شد
میخوام تجربه خودمو بگم از عمل به یکی از نکات این درسهایی که توی این فایل یاد گرفتم
من دوره قانون سلامتی رو خیلی قبل پیش خریدم ولی نتونستم ذهنم رو اولش کنترل کنم و به شیوه بسیار ساده ای که استاد داخل فایل گفتن عمل کنم ولی زمانی که این فایل رو گوش کردم یک نکته ای از صحبتهای این فایل برام زنگ زد و توجهم رو جلب کرد که میخوام بهتون بگم و اگر عمل کنیم توی تمام زمینه ها نتایج خیلی ارزشمندی میگیریم
توی این فایل استاد از افرادی که توی انجمن NA بودن گفتن و یکی از صحبتهایی که توی این جلسات به افراد زده میشه اینه که آیا میتونی فقط برای همین امروز مواد مصرف نکنی ؟
منم به خودم گفتم آیا میتونی فقط همین امروز به دوره قانون سلامتی عمل کنی؟اصلا به فردا یا روزهای بعد فک نکن
فقط همین امروز میتونی عمل کنی؟
دیدم وقتی برای همین امروز تصمیم میگیرم خیلی مغزم راحت تر پذیرش میکنه تا اینکه بخوام روزهای بعد رو در نظر بگیرم و باز فردا به خودم میگم خدایا شکرت قدرت و توان به من دادی تا بتونم مث بقیه مردم عمل نکنم و نتایجم هم مث اونا نباشه و ازت ممنونم که کمکم کردی تا به دوره قانون سلامتی عمل کنم ……دوباره فردا زمانی که وسوسه میشم غذای نامناسب بخورم به خودم میگم آیا میتونی فقط همین امروز فقط همین امروز خودت رو کنترل کنی و به شیوه قانون سلامتی عمل کنی ؟ بعد به خودم میگم آره بابا من خیلی قدرتم بیشتر از این حرفاس و راحت میتونم امروز خودمو کنترل کنم و ………
نتیجه این درس این شد که من طی دو ماه به راحتی و به آسونی تونستم 20 کیلو وزن کم کنم و چقدر پر انرژی تر بشم و سایز دور شکمم هم 22 سانت کمتر شد و چقدرررررر میبینم آدمها با دست خودشون میرن تلاش میکنن پول در میارن و میرن چیزهایی رو میخرن که به بدنشون ضرر برسونن و واقعا خندم میگیره که چقدر یه انسان میتونه به دلیل آگاه نبودن چقدر مسیر آسون و راحت رو با دست خودش و با میل و رغبت تبدیل کنه به بوجود آوردن بیماری های مختلف و دوا و درمون هایی که هیچ وقت هیچ مشکلی رو حل نمیکنن و فقط مقطعی حل میکنن و به صد جای دیگ بدن آسیب میرسونن و جالب تر اینه که میگیم خدایا چرا به ما بیماری میدی چرا ما رنج میکشیم هی میگیم خدایا فلان نفر رو شفا بده و بیماری فلانش رو درمان کن و زمانی که مایی که آگاهیم به بدن و هورمون ها و میدونیم اینا به چه شکل عمل میکنن زمانی که این افراد رو میبینیم واقعا خندمون میگیره و چقدر با ایمان بیشتر به قانون عمل میکنیم چه قانون زندگی و باورها و ورودی های ذهن چه قانون سلامتی و ورودی های جسم
استاد عزیزم من اولین دوره ای که خریدم همین قانون سلامتی بود و زمانی که با شما آشنا شدم هم حتی مث الان یک درصد هم شما رو نمیشناختم اما به محض دیدن دوره قانون سلامتی یه چیزی بهم گفت این دوره رو بخر و منتظر معجزات زندگیت باش و منم عمل کردم
الان میبینم نتایج رفتار و زندگی جدیدم رو بعد 34 سال و اینکه من تازه یک ساله متولد شدم و تازه به دنیا اومدم
به دنیای زیبایی که خداوند قدرت خلقش رو در اختیار خودم قرار داده و منو هدایت کرد به دوره قانون سلامتی بعد دوره عزت نفس بعدشم که وارد 12 قدم شدم و انشالله بعدشم دوره عشق و مودت در روابط و بعدشم روانشناسی ثروت
استاد جان شاید برای خیلی ها ثروت خیلی مهم باشه و اولویت اولشون این باشه و به محض آشنا شدنشون با شما از این دوره استفاده کرده باشن و زندگیشون متحول شده باشه ولی واس من اینطوری نبوده
من اول دوس داشتم لذت سلامتی و انرژی بالا رو تجربه کنم
بعد دوس داشتم خودمو بهتر بشناسم و با عزن نفس شروع کردم
بعد وارد 12 قدم شدم تا زندگیم باز هم زیباتر و لذت بخش تر بشه در تمام ابعاد
بعد دوس دارم وارد عشق و مودت بشم تا باز هم از روابطم و دنیای اطرافم لذت بیشتری بشم
بعد که همه این ها رو تجربه کردم بعد وارد روانشناسی ثروت بشم و زندگیم هم از لحاظ مالی تغییر کنه چون میدونم پول قسمت کوچکی از خوشبختی و لذت و عشق در زندگیه و ما ثروت ها و نعمت های بی نهایت زیادی توی وجودمون هست که اصلا نمیشه با پول مقایسه ش کرد یا بشه با پول خرید
به نظر من لذت بردن مهمترین قسمت زندگی کردنه و لذت رو میشه با نکاه مثبت به زندگی بهش رسید
با لذت بردن میشه به خوشبختی رسید
با لذت بردن میشه به روابط عالی رسید
با لذت بردن از تک تک لحظات میشه به خدای زیبا و مهربان رسید
با لذت بردن میشه به آرامش رسید
و …..
با لذت بردن به صورت کاملا طبیعی ثروت هم وارد زندگی میشه و به قول استاد ثروت نتیحه طبیعی لذت بردن از زندگیه
این جمله شما چقدر تاثیر گذار بود
در نهایت ضمن تشکر و قدردانی از بهترین استاد زندگیم و خانم شایسته عزیز که واقعا انسان بی نظیریه در توجه به زیبایی ها و عمل به قانون میخوام دوباره تاکید کنم برای خودم و اینکه به خودم یادآوری کنم که فقط همین امروز رو میتونی خودتون کنترل کنی و به دوره قانون سلامتی عمل کنی؟ و زمانی که امروز رو به پایان میرسونم و ذهنم رو با منطق قانع میکنم میبینم فقط دارم لذت میبرم و لذت و عشق و عشق و عشق و سپاسگزار خدایی میشم که زندگیم رو روز به روز زیباتر و زیباتر و زیباتر میکنه و این ما رو برای آسانی ها آسان میکنه
خدای زیبای من عاشقتم
استاد جانم عاشقتم
خیلی دوستون دارم و از همینجا و از هزاران کیلومتر اونور تر بهتون عشق میورزم و بهترین ها رو از خدای مهربان براتون میخوام
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی
تشکر ازین فایل عالی و بی نظیر چقدر ازش یادگرفتم و احساس کردم ریشه خیلی مسائلم به این دو موضوع برمیگرده
چقدر مثالهای که فرمودین دقیق و قابل لمس بود
و خیلی لذت بردم و یادگرفتم و تصمیم گرفتم حواسم به این دو پاشنه آشیلم باشه
منم سعی کردم امروز به مساله ای که برخورد کردم به این شکل ذهنم رو کنترل کنم و درسهام رو بگیرم
البته دقیقا ریشه اصلی به احساس لیاقت و باورقرباتی بودن هم برمیگرده ولی نکاتی که
تو دفترچه یادداشت نوشتم اینها بودن
و نوشتن نکات باعث شد احساسم هم بهتر بشه و ذهنمو راحت تر کنترل کنم
من امروز دو تا درس گرفتم
اول اینکه عجله نکنم
وقتایی که باید عجله کنم نمی کنم وقتایی که نباید، عجله میکنم
به نظرم بهتره بیام ببینم ریشه عمل من از کجاست
مثلا شده یه خرید واجب و ضروری داشتم یه جنس خاص و به دلم افتاده الان بخر و من چون نتونستم از پولم دل بکنم باوجودیکه میدونستم باید خرید کنم صبر کردم و اون جنس افزایش قیمت داشته و بعدا با قیمت بیشتری خریدم
یا برعکس جنسی رو دیدم و هی تو دلم گفتم یالا بخر الان تموم میشه و بعد خریدن دیدم اون کیفیت مطلوب رو نداره و من تو ذهنم بزرگش کرده بودم
مورد دیگه انتظاره، انتظار گاهی برای من سخته و باید بتونم کنترل ذهن کنم تا حرکت عجولانه نزنم مثل الان که منتظرم
یه موضوع دیگه که بهش رسیدم اینه که اینکه من یه ولع دارم برای بیشتر داشتن اما اونقدر زیاد که باعث میشه به داشته هام توجه نکنم و ازشون لذت نبرم و بازم چیزای جدید بخوام و خودش رو به شکل شرکت در کلاسهای آموزشی و یا خرید وسایل بدون اینکه تکاملش رو طی،کنم نشون میده ولی این یه جور طمع هست.
و درنهایت مهمترین و بالاترین مهارتی که باید بهش برسم کنترل ذهن هست
تو ذهن من اینجور برنامه ریزی شده که توجه به داشته ها رو قانع شدن میدونه قانع شدن بدون رشد و بدون خلق. ولی باید بگم دراصل درستش اینه که بتونم از شرایط و داشته های کنونی ام خودم رو رشد بدم
یه موضوع دیگه این بود که همسایمون گفت که دو تومن هزینه کلاس بچه ها شده هنوز نرفتن و اصلا به فکر نبود اما من بخاطر جنس بی،کیفیت و گرونی که خریده بودم خیلی خودمو سرزنش میکنم و احساس میکنم پول زیادی از دست دادم
به نظرم اینکه خودمو سرزنش کنم اشتباهه
این که باور کمبود دارم که پولم رفت و تا کی دیگه این پول دستم بیاد این باور محدود
اما این تضاد کوچیک بهم یاد داد تا ترمزهای ذهنیم رو پیدا کنم و باورهای محدودم رو بهم نشون بده و بدونم این رفتار و اشتباه من از چه باور و فرکانسی نشات گرفته
درنهایت رفتم که جنس رو پس بدم و یا تعویض کنم که یکم واشرش رو درستش کرد و خیلیییی زیاد بهتر و قابل استفاده شد 90 درصد درست شد ولی گفت تعویض نداریم و دیگه مشکلی ام نداره.
مبلغی که منتظرش بودم برام واریز شد یادمه بخدا گفتم دیگه عجله نمیکنم چه برای خرید چه برای فروش و مشتری داشتن میخوام خودت همیشه زیبایی ها رو سرراهم قرار بدی خودت برام مشتری بفرستی و روزی خودش دنبالم بیاد چه به شکل مشتری های نقد و افرادی که راحت ازم خرید میکنند و همچنین خودمم خریدهای راحت و باکیفیتی داشته باشم
یه موضوع باید بگم که وقتی تونستم حسم رو خوب نگه دارم نشانه های خوبی میگرفتم و برکت رو می دیدم مثلا تو همون ساعت چند نفر فالو کردن پیج من رو.
مشتری که باهاش رو درواسی داشتم و برام خیلییی عجیب بود که چرا چند روزه مبلغ رو واریز نکرده و دیگه گفتم من درسهام رو گرفتم و مساله رو رها کردم که درواقع اعراض و برداشتن توجهم از ناخواسته بود. برام واریز کرد و گفت ببخشید یادم رفته بود و دیر شد.
خدایاشکرت
سلام به استاد عزیز و بزرگوارم و مریم جان شایسته و تمام دوستان این سایت بی نظیرم
خدایا شکرت که منو با قانون آشنا کردی
خدایا شکرت برای این سایت و اینهمه نعمت و ثروت و برکت بی انتهای درون اون.
واقعا این سایت برای من تمثیل کره ی زمین هست؛
واقعا هم تمثیل به جایی هست
آخه مثل کره ی زمین که امکان حیات به ساده ترین شکل ممکن رو به آدم میده و
از قبل همه چیز به فراوانی مهیاست
و هرچه کنجکاو تر باشی تا بی نهایت امکان کشف و بهره برداری هست
این سایت ، فایل های صوتی و تصویری دانلودی ، مستند هاش ، کلمه به کلمه ی کامنت ها یا مقالاتش نعمته و برای هر جنبه از زندگی قابل بهره برداریه.
حتی گاها از چینش و ترتیب فایل ها ، عکس کاور فایل ها من جوابمو گرفتم و در لحظه مساله ذهنی من حل شده و همزمان با برداشتن مقاومتم نعمت دلخواهم واقعا در لحظه برام محقق شده که از سرعتش حیرت کردم.
حالا این فایل درس های زندگی از یک بازی 1 که چند روز پیش با دیدن فایل الگویی برای ساده گرفتن مهمانی که توی دسته بندی در صلح بودن با خودمان بود ، زمانی که خانم شایسته داشتن فایل رو آپلود میکردن و با احساس و فرکانسی بسیار سنگین و پر معنی گفتن من خودم باید بارها این فایل رو ببینم ، هدایتشو گرفتم و دیدم و چقدر برام درس داشت .
چقدر رفتارهای مخربم و فرکانس های منفی که نعمت ها رو دور کرده ازم .
و هم فرکانس های مثبت و سازنده ای که چه نعمت های رویایی رو به سادگی وارد زندگیم کرده دقیقا برام مجسم شد.
اینجا میخوام ی مثال جالب از خودم و خواهرم فاطمه ( که نعمت خدا بود و منو با سایت آشنا کرد و قبلا داستانشو گفتم) بگم.
ماجرا ، ماجرای تولد فاطمه هست
تولدش 26 اسفند هست و تا جایی که یادم میاد همیشه همه اعضای خونواده حداقل تولد ایشون رو یادشون بوده و منم تقریبا این ده یازده ساله اخیر حداقل ی هدیه کوچولو در حدی که در اون لحظه توان داشتم بهش دادم
حتی ی خودکار
حتی 50 هزار تومن
میخوام بگم که این کار همیشه کنار تبریک من بوده
البته فاطمه جان بیش از ده سال هم هست که اردبیل زندگی میکنه با همسرش و از کل خانواده که تقریبا همه جنوب هستیم دوره و با وجود این عامل دوری شهرها همیشه هدیه اش به راه بوده.
و اما نکته ی جالب ماجرا تولدش در سال گذشته ، سال 1403 بود
من بهش تبریک رو گفتم و از قبل هم براش ی پک لوازم تحریر آماده کرده بودم که پست کنم
اتفاقات عجیبی افتاد مثل اینکه دفتر پستی ای که من ازشون خدمات میگرفتم جابجا شد و کار ارسال برای من سخت شد
هر بار قصد میکردم که هدیه اش رو بفرستم توی لحظه آخر نشونه ها میومد که دست نگه دار و نکن این کارو و منم تسلیم.
حتی ی بار هم هدیه رو عوض کردم بازم اتفاقات به سمتی رفت که انجام نشه
حتی خواستم پول به کارتش بزنم بازم نشد.
و گذشت این ماجراها تقریبا تا اردیبهشت ماه کشیده شد .
اومدم برای تولد خودم هدیه بگیرم هرچی فکر کردم که چی مناسبه که هم خوشحالم کنه و هم نیازم باشه( آخه توی خریدم همیشه عادت دارم برحسب نیاز خرید کنم و از چیزای بلااستفاده خوشم نمیاد) یهو بخش اول دوره قانون آفرینش رو یادم اومد که میخوامش بعد موقع خریدش گفتم خب هدیه تولد فاطمه هم که اینهمه طول کشیده با همین یکی میشه و حتما ذوق میکنه چون عجیب همیشه میگفت حس میکنم این دوره قانون آفرینش معجزه گره.
خلاصه خرید دوره انجام شد ، قبل خرید تصمیم داشتم که به محضی که دوره میاد تو پروفایلم بهش اطلاع بدم آخه فاطمه از پروفایل من دوره ها رو دنبال میکنه.
حالا که خواستم پیام بدم ی صدایی بهم نهیب زد که پیام نده و بهش هیچی نگو.
منم کاری نکردم.
منطقشم این بود که تو هدفت خوشحال کردنش بوده، و اون اگه توی مدار دریافت باشه براش کار کردن رو خودش ارزش داره و میاد سایت و توی پروفایل طبیعتا اینو میبینه پس تو چیکاره ای و منم خیلی راحت پذیرفتم.
گذشت تا سه روز بعدش فاطمه زنگ زد بهم تلفنی کلی صحبت کردیم و یهو گفت خداروشکر امروز حالم خوبه و با قانون ی مساله که ذهنمو درگیر کرده بود برا خودم حل کردم و داشت ذوق میکرد و خودشو تحسین میکرد منم با ذوق گفتم ببین این برکت بخش اول قانون آفرینشه حالا ببین تا بخش دهم دوره آفرینش چی بشه؟!
با تعجب گفت چی ؟ قانون آفرینش گرفتی؟؟؟!!!!
گفتم آره برا هدیه تولدمون بود دیگه گفتم چی بهتر از این!
اصلا مبهوت موند گفت ببین جهان بی نقصه هر چی داریم و هر چی نداریم یا از دست میدیم کار خودمونه…
منم گفتم والا نمیدونمم چی بود که اینقد تلاش میکردم بهت هدیه بدم نمیشد و به درب بسته میخوردم و ماجراها رو توضیح دادم براش،
اونم اصن متعجب گفت اغا بذار بگم همین درگیری ذهنی این مدت که میگم حلش کردم هدیه تولدم بود تبریک تولدم بود و احساس قربانی شدن
هر بار موقتی حلش میکردم و بی مهلش میکردم تو ذهنم تا یهو با ی حرف ساده و یا ی چیز موچولو سر باز میکرد و حالمو خراب میکرد ولی دیگه دیشب اومدم منطقی تو ذهنم حلش کردم.
و دوتامون که سمت خودمون رو توضیح دادیم دقیقا همزمانی فرکانس ها این اتفاقات رو برای دوتایی مون توی ی مساله یکسان ایجاد کرده بود.
و خیلی قشنگ دیدیم که ما در هر لحظه برای تمام شرایط و اتفات مون فرکانس های موافق یا مخالفی ارسال میکنیم و تجربه های زندگی مونو میسازیم.
این ماجرا با نکاتی که استاد و خانم شایسته از منظر خودشون در شرایط یکسان گفتن این خاطره رو به یادم آورد و ایمانم به قانونمندی جهان و عدالت خدا و قدرت من در خلق زندگیم بیشتر شد.
در پناه خدا باشید
سلام،
چقدر این فایل درس داشته، درسهایی برای شناسایی نقاط ضعف،
که رقابت نکنیم،، که قربانی نباشیم، که عجله نکنیم،
همه اینها برای اینکه در لحظه باشیم.
و جمله انیشتین، یعنی ما هرکدوم باید خوشبختی و خوشحالیمون رو در ساده ترین امکاناتی که داریم پیدا کنیم، امکانات همون نعماتی که در این دنیا با ماست، چه مادی و چه معنوی،
من دوره ای رو هایپر مارکت خیلی بزرگ و شلوغی کار میکردم یک سال اول بدون توجه که بقیه چی میگن عاشقانه کار میکردم، اما کم کم شروع کردم به توجه به اینکه حقمو نمیدن و پارتی بازی میکنن، چرا من ارتقا پیدا نمیکنم، و من انصافا نیروی خیییلی قوی بودن براشون،
شروع توجه من از وقتی بود که به حرف همکارها توجه کردم یعنی تو مدارش قرار گرفتم یعنی ورودی ناسالم رو اجازه دادم برام تبدیل به باور بشه، و کم کم خودمم میدیدم که جلوی خودم بین من و همکار دیگه تبعیض قایل شدن، که تنها این اتفاق به این دلیل جلوی من رخ داد که من داشتم رفته رفته در این مدار که دارم قربانی میشم اینجا، قرار گرفتم،
و در نهایت نتونستم دوام بیارم و اومدم بیرون و چقدر هم از نظر سلامتی اذیت شدم چون خیلی حرص میخوردم،
ولی از وقتی با سایت اشنا شدم میگم کاش زودتر این موضوعات رو میدونستم و از اونجا لذتشو میبردم فارغ از هر نوع توقع داشتن و تلخ کردن کار برای خودم.
این فایل رو بارها و بارها باید گوش بدم، نمیدونم بقیه هم همین هستن یا نه، ولی من خیلی زود الهامات و شهودی که از فایل دریافت میکنم فراموش میکنم اون احساس ناب رو فراموش میکنم، یه لحظه یه اگاهی دریافت میکنم، اما نمیدونم چرا فراموش میشه، اما نگران نیستم و خودم رو سرزنش نمیکنم بلکه تحسین میکنم که حتی اگر یه ثانیه اگاه ای رو دریافت کرده باشم،
مثل مریم خانم هنگام پیشرفتش در پینگ پنگ.
از جمله زیبایی های این فایل جدای از اموزه های ناب، مریم خانم چقدر زیبا بودی چقدر پوستت و موهات عالی بود، چقدر لباست و عینک عالی بود،
استاد عزیز که چقدر خوشتیپ چقدر ترو تمیز، چقدر عالی هستید با صورت اینطور اصلاح شده،
و باز هم این ساحل و دریا و ادمهاش، واقعا اینطور میشه یه خانم ازادانه لباس بپوشه و کسی بهش توجه نکنه؟
چقدر راحتی بود چقدر امنیت….
خانم هایی که لباسشون ست نبود، انسانهایی که رنگ پوستشون ست نبود،
زمین بازی که فارغ از جنسیت بود و خیلی ازاد و راحت داشتند بازی میکردند،
کبوترهایی که انقدر احساس امنیت داشتند که از سر و کول اون اقا بالا رفتند…
خانم و اقای عاشق که با هم ابتنی میکردند.
دولتی که به مردمش با مانور هوایی احساس امنیت میده،
چقدر ماشاالله پارکینگ بود اونجا.
خدارو هزار مرتبه شکرت.. زیبایی بود و زیبایی بود و زیبایی…. برای خوشبختی چیز بیشتر از این نیاز است؟؟
راضی هستیم و برکات و میبینیم و عجله نمیکنیم و قربانی نیستیم و لیاقتشو داریم،
سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان
چقدر زیبا و عالی گفتید تمام مباحث این فایل
وای خدای من باورم نمیشه انگار این فایل برای من تهیه شده
واقعا همه چیز کنترل ذهن هست
و همین بازی پینگ پنگ تمرینی بسیار عالی هست برای کنترل ذهن که از اون الهام بگیریم و در زندگی مون استفاده کنیم
استاد من واقعا اخیرا بیشتر متوجه شدم که:
احساس خوب =اتفاقات خوب
احساس بد=اتفاقات بد
و حالا پاسخ به سوالهایی که در این فایل داده شده
سوال اول
احساس عدم لیاقت و از دست دادن نعمتها
من خیلی در زندگی ام این مورد را داشتم
مثلا از بچگی به ما میگفتند بعد از هر خنده گریه هست
و من این باورم شده بود حتی بعضی اوقات که خیلی خوشحال بودم و بلند بلند می خندیدم درست در اوج خنده یه دفعه یه احساس به من دست میداد به خودم میگفتم همین الان یه بلایی سرم می یاد و اون شادی هم کوفتم میشد
یا بعضی اوقات که زندگی خیلی روی خوشش را به من نشان میداد میگفتم من دیگه بابا لایق این همه خوشی که نیستم دیگه دارم زیادی خوش میشم
نا خودآگاه به خودم احساس بد میدادم و خودم را لایق این همه خوشی نمیدیدم
یا بعضی اوقات همسرم برایم کادو های زیاد میخرید محبت های زیاد به من میکرد دلم نمیخواست کسی بدونه میگفتم الان حسودیشون میشه خیلی وقتها هم خودم را لایق این حد از محبت همسرم به خودم نمیدونستم
سوال دوم
احساس قربانی شدن
من وقتی ازدواج کردم شرایط نا دلخواه زیادی در رابطه با اقوام همسرم داشتم و
همیشه احساس قربانی شدن داشتم و تمام اذیتهایی که میشدم را از عوامل بیرون از خودم از اطرافیان همسرم میدانستم سالها طول کشید تا من متوجه شدم خودم را باید تغییر دهم وقتی آمدم روی خودم کار کردم و عزت نفس و اعتماد به نفسم را تقویت کردم دیگه اون احساس قربانی شدن که سالها با خودم داشتم کم کم از بین رفت و شرایط بهتر و بهتر شد و اون افراد هم دیگه در زندگیم کم کم حذف شدند
و در مورد کارم
من سال گذشته جایی مشغول کار شدم که به خاطر افکار خودم و ذهنیت هایی که داشتم آدم هایی که باهاشون در ارتباط بودم از دستشون اذیت میشدم و دائم خودم را یک انسان قربانی مثل برگی در باد میدانستم ولی به محض اینکه خودم را قربانی شرایط ندیدم به صورت معجزه از اردیبهشت امسال در جایی بسیار عالی تر و با افراد بهتر مشغول کار هستم
واقعا هر روز که میخواهم به سر کار برم خیلی خدارو شکر میکنم که من هدایت شدم به کار جدیدم خدایا شکرت
یعنی وقتی احساس لیاقت به خودم دادم و روی ذهن خودم کار کردم خودم را لایق شرایط بهتر دیدم شرایطم تغییر کرد
و واقعا من با تمام وجودم به این رسیدم اگر در شرایط به ظاهر بد باشم اگر بتوانم ذهنم را کنترل کنم و احساس خوب به خودم بدهم مثلا پیاده روی کنم استخر برم به طبیعت بروم و خلاصه هر کاری که حالم را خوب میکنه انجام دهم واقعا شرایط برام تغییر کرده
و همان موقع به خودم میگم
خدایا شکرت خدایا عاشقتم که قوانینی در جهان قرار داده ای که میتوانیم با آن قوانین زندگی مون را آنطور که میخواهیم خلق کنیم
خدایا بابت تمام نعمتهایت بینهایت سپاسگزارم
خدایا بابت همه چیز بینهایت سپاسگزارم
در پناه الله یکتا شاد و سلامت و تروتمند و موفق باشید
سلام استاد عزیز
دیروز هدایت شدم به این فایل چون در ادامه فایل های خانه تکانی ذهن بود و به یک درک خیلی خوب درباره خودم رسیدم که
دوره احساس لیاقت خیلی بهم کمک کرده بود درکش کنم ولی انگار یادم رفته بود.
یکی از موضوعات مهمی که جدیدا تو خودم متوجه شدم احساس عجلست و چقدر این احساس عجله تو کل زندگیم هستش
مثلا عجله ای بخوابم و اگه یه روز یکم بیشتر خوابم برد وقتی بلند میشم انگار کلا عقب افتادم//یا عجله میخوام فایل گوش
کنم یا عجله ای ورزش کنم عجله ای برنامه نویس کار کنم عجله ای برم با خانواده بیرون عحجله ای با بچه هام بازی کنم
همش عجله و عجله انگار همش میخوام یه سری کارها رو از روی اجبار از سر خودم باز کنم و به جای لذت بردن همش یه
ترس و استرس و نگرانی که نکنه زمانم تموم بشه و این احساسات بد و ترس ها نگرانی ها باعث میشه اصلا نتونم لذت ببرم
و حال کنم و نکته جالبش اینه که با اینکه هر روزم اینطوری میگذره میبینم که اتفاقا نه تنها کارام رو راحت انجام میدم بلکه
کلی زمانم تهش گیرم میاد اضافه و فقط اون استرس و نگرانی باعث فشار به خودم و اذیت کردن خودم میشه و این
احساسات بد رو به همسرم و بچه هامم منتقل میکنم.وبخاطر این استرس ها اصلا لذتی نمیبرم از زندگیم و این خودش
نشانه لایق ندونستن خودت و لایق لذت بردن و زندگی راحت دونستن خودته.پس چرا انتظار کار راحت رو دارم وقتی خودم دارم به خودم سختی میدم؟؟؟؟؟؟
درصورتیکه قانون لذت بردن از لحظه هاست و اگر من دارم لذت میبرم یعنی در مسیر درستم.فک میکنم فقط زمانیکه کارهام
رو با فشار انجام میدم یا کارامو انجام میدم درسته.ذهنم یه محدودیت هایی درست میکنه که از کمبود زمان میاد از اینکه
نگاه کن روزت الکی حیف شده ببین امرزوت رو داری الکی میگذرونی انگار لذت بردن خار داره انگار ارام بودن خار داره انگار فشار اوردن و اذیت کردن
و خسته کردن خودم درسته و اگر اروم لذت ببرم اشتباست..در صورتیکه اگر لذت نبری داستان همون با احساس نالیاقتی یه کاری رو انجام دادنه که
فقط منجر به خستگی و پریدن بیرون میشه اتفاقا همین روتد باعث شده که نتونی محصولاتت رو ادامه بدی و روی خودت کار کنی و همش دنبال
این باشی که کی فایل تموم میشه و بری دنبال کار بعدی و هیچ لذتی از اون کار نبری و درک نکنی و به جای اینکه تمرکزم روی مسیرم باشه تمرکزم
روی کار بعدیه و همین موضوع اجازه لذت بردن نمیده که هیچ، بلکه استرس و نگرانی هم میده و فقط منجر به اتفاقات بد و شرایط بدتر و مسیر
سخت تر میشه.
وچقدر به طبع همین اذیت شدن ها احساس قربانی شدن میکنم که بخاطر بیرون رفتمپن با شما نمیرسم بخاطر فلان بخاطر بهمان و گاهی اوقات از خودم شاکی میشم.
سلام محمد رضا جااااان
آقا منم قبلا دقیق عین تو بوودم.
میدونم چه هااا میکشی.
ولی چاره اش فقط حرف زدن با خودمون هست.
اگه شرایطش رو داشتی، با صدای بلند با خود عجولت حرف بزن.
فقط شروع کن و بهش سلام بده و میبینی که خودش آروم میشه.
من بارها و بارها موقع کار نصب و ساخت توو پروژه هام عجله میکردم
یِهو بخودم میومدم و میدیدم عصر شده و یه مقداری از کار، زیاد یا کم پیش رفته، ولی مثل اینکه من توو تاریکی و ظلمت داشتم کارمو انجام میدادم، با عجله.
یه حس بدی بود
حس اینکه یکی دستشو گذاشته باشه روو گلوت.
حس خفگی داشتم.
ولی یه تایمهایی به خودم میاومدم.
کار رو متوقف میکردم و مینشستم یه کنار و با خودم حرف میزدم.
سلام عجله
خوبی؟
چرا نباید از کارم لذت ببرم؟
من که نمیدونم 1 دقیقه بعد هستم یا نیستم.
اگه نباشم، که کلا این زندگی رو با این حس تاریکی و عجله و استرس، باخته ام که ه ه هه. ه.
پس میخوام چند لحظه بدون عجله بشینم و نفس بکشم و از نفس کشیدنم لذت ببرم.
از بدنم لذت ببرم
از گرمای محیط لذت ببرم
از انجام کارم لذت ببرم
از بازی منچ با بچه هام لذت ببرم.
چون نمیدونم 1 دقیقه بعد هستم یا مُردم.
و….
بهترین راه کنترل ذهن، کلام هستش.
حرف زدن، مخصوصا
مخصوصا
مخصوصا
با صدای بلند با خودمون، یا نوشتن
برای تو مینویسم ولی
ولی خودم این آگاهی ها رو بیشتر از تو نیاز داشتم.
خدا رو شاکرم برای استاد عباسمنش، و خانواده عزیزمون عباسمنش.
ممنونم که کامنتی عالی گذاشتی.