این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2024/09/abasmanesh.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-29 02:36:522024-11-08 04:54:02live | استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق
801نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدا روشکر بابت ثبت این فایل در سایت و آگاهی های ارزشمند وارزنده ای که توسط شما استاد جان بیان شد .من حدودا از دوسال گذشته به شکل تکاملی با سایت شما آشنا شدم وجقدر دیدگاه فکری واعتقادیم تغییر کرد .استاد جان ،من از ابتدا بدلیل شیوه تربیتی والدینم ،به ویژه مادرم با هر شخصی دوست نمیشدم ،چون مادرم روحشون شاد بشدت سخت گیر بودند (الیته شیوه تربیتی شون از نظر من وخواهرو برادرانم عالی بود)انگار ایشون از طرف خدای مهربان مامور بودند که اجازه ندن ما از همون کودکی با هر فردی دوستی ورفاقت داشته باشیم وخداروشکر تا امروز این خصیصه برایم ماندگار شده ،البته ناگفته نماند در دوران دانشجویی و دوران کاری با افراد بسیاری آشنا میشدم اما رفاقتم محدود به یک یا دونفر میشد وخیلی از اوقات ناراحت میشدم که چرا دوست صمیمی ندارم
اما با کسب آگاهی از سایت توسط فایلهای دانلودی و محصولات وتغییر دیدگاهم به خودم افتخار کردم که در این مورد مسیر درستی رو انتخاب کرده بودم ،متوجه شدم که رفیق اول وآخرم فقط حضرت دوست میباشد که دوست ترین ،ناب تزین ،وفادارترین ،رازدارترین ،مهربان ترین ،بی توقع ترین ،اصیل ترین ،یار وهمزاه زندگیم هست وشاکرو سپاسگزارم که با آموزشهای شما به این آگاهی رسیدم .البته که راه بسیار زیادی در پیش دارم و در موضوعات مختلف هم نیاز به ایمان وباور توحیدی قوی تر پایدارتر ی دارم ،
سلام به استاد عزیز و مریم بانوی مهربان و دوستان هم فرکانسی
در ابتدا از شما مریم بانو بینهایت سپاسگزارم که این فایل را قرار دادین و تجسم را به سادگی استاد بهمون آموزش دادند
یکی ازبهترین کار توی سایت که بعد از این همه که استاد هر دفعه در فایلهاشون میگن و من تازه دارم مستمر انجام میدم کامنت خوندن و کامنت گذاشتن هست
استاد این سایت مانند گنجینه طلا هست که کلی زیور آلات طلا در آن هست و هر فایل آن قطعه ای از طلاست که من آن قطعه را برمیدارم و بعضی ها رو نیم ساعت ،یک روز،چند روز همراهم هست اون قطعه طلا زمانی برای من هست که بیشتر برای خودم تکرارش کنم یادش بگیرم و به اموزهاش عمل کنم و جز به جزش ویادبگیرم و نظرات دیگران را در موردش بخونم و نظر خودم هم در موردش بنویسم بزارم جلوی چشم دلم و لذت ببرم ازش یادش بگیرم
چه جالب من همیشه فکر میکردم که تجسم باید یه محیط آروم و شرایط خاص انجام بشه
در صورتی که کافیه که اون قدرت افکارمون ودرک کنیم و در هر شرایطی سر کار یا در حال انجام کارهای خونه، ذهنمون که داریم هر چیزی را تجسم میکنیم
تجسم همون فکر کردنه که هر لحظه دارید انجام میدید
اگر آگاهانه ذهنمون بذاریم رو چیزهایی که دوست داریم تجسم کنیم و آنچه راخلق کنیم که دوست داریم در زندگی داشته باشیم
البته اول باید اینو باور داشته باشیم که من خالق صددرصد اتفاقات زندگیم
مراقب افکارمون باشیم مراقب ورودیهای ذهنمون باشیم با همین تمریناتی که استاد بهمون میدن کنترل کنیم
اونچه که الان داریم توش زندگی میکنیم همون افکار گذشتمونه که خودمون خلقش کردیم
اگه کسی نمیتونه اینو بپذیره که خالق زندگی خودمون هستیم گوش کردن فایلهای استاد هیچ فایدهای نداره
اولین قدم برای برداشتن زندگی و
تغییر زندگیت این هستش که بپذیریم هرچی تو زندگیت الان هست خودت به وجود آوردی
ربطی به بابات نداره ربطی به خواهر و برادرت نداره
ربطی به دوستات ،کشورت و هیچی نداره .بلکه ربط داره به خودت شاید اونا تونستن روی تو تاثیر بزارن و تو از اون تاثیری که گرفتی اون زندگیو برای خودت خلق کردی ولی نهایتاً خودت تاثیر پذیرفتی خودت نهایتاً اون کارو انجام دادی خودت خلق کردی
تو خودت مدام اون فکرو توی ذهنت مرور کردی تجسم کردی خلق کردی
این اولین قدم و اولین درکی که ما باید داشته باشیم
اتفاقاتی که در زندگیمون در حال رخ دادنه از افکار گذشتمون هست
اگر اینو بپذیرید
من خالق زندگی خودم هستم اون موقع هست که تغییرات در زندگی شروع میشه
اگه اینو بپذیرید کاری که باید انجام بشه باید بپذیرید که الان هر اتفاقی در زندگیم هست خودم به وجود آوردم حالا ناآگاهانه بوده
و نمیدونستم و مثل بچهای بودم که صورت خودشو با ناخنهایش خراش میده ولی متوجه نمیشه
زخم میکنه چون آگاهانه نیست چون متوجه نیست
کنترل کامل بر اعضای بدنش نداره
دقیقاً توی دنیای خودمون داریم همین کارو میکنیم
کنترل کاملی رو افکارمون نداریم
نوزاد همان لحظه که پنجه میزنه همون لحظه خراش برمیداره
ولی توی افکار بنا نیست که الان مثلاً یه فکری بکنی و نتیجهاش همین الان مشخص باشه ولی نوزاد همون موقع که پنجه میکشه اثرش مشخص میشه
اینجوری نیست که افکار مثبت داشته باشم همون لحظه یه اتفاق خوبی برام بیفته نه
بلکه اون فکر مثبت یا منفی باید تکرار بشه عادت بشه باور بشه و اون موقع نتیجه میده
اتفاق مثبت یا منفی حالا یا همون خواسته و ناخواسته میافته
با تکرار اون افکار
در جهت منفی و مثبت که اتفاقات رخ میده که ما بهش میگیم باور
وقتی فکر بارها و بارها تکرار بشه باور ایجاد میکندچه
خواسته باشه چه ناخواسته اون باور باعث اتفاقات در همون راستا میشه
قضیه رو متوجه شدم میام آگاهانه آگاهانه آگاهانه
افکارم رامدیریت میکنم و به اونچه که میخوام توجه میکنم
در تمام دورههای استاد همین هستش که بیاید به چیزایی که میخواین توجه کنید افکارتونو کنترل کنید
استاد واقعاً چقدر میتونم بگم که سخته که بخوام ذهنمو کنترل کنم و هر لحظه از دستت در میره هر لحظه باید دقت کنی
من در حال کارکردن به آموزهای دوره
کشف قوانین هستم ولی همین دیروز یکی از افراد خانواده ام دیدم که ساعتی پیشم بود و کلی از مشکلاتش گفت که در پایان جز احساس حال بد برای من چیز دیگهای نداشت برای خودشم نداشت و
و من نهایتاً به این فکر کردم که چه فایده الان مثلاً فقط احساس خودشو بد کرد و احساس منو بد کرد
من در صورتی میتونم به این عزیز کمک کنم که بتونم ثروتمند بشم و پذیرفتن این جمله و باور که در این فایله
ثروتمند شدن معنویترین کار جهانه
با دریافت و درک و فهمیدن این جمله من میتونم کلی به اطرافیانم کمک کنم
چقدر میتونی به جهان کمک کنی با خرید که انجام میدی
در صورتی باورهایی در ذهن ما قرار دادن و معنویترین کار جهان را چیزهای پوچ معرفی کردند
پس بدان و آگاه باش معنویترین کار جهان ثروتمند شدن
پس وقتی من میتونم زندگییم رو با افکارم تغییر بدم
باید کنترل کنم ذهنمو باید وقت بذارم و تمرین انجام بدم
من سرمایهگذاری بکنم رو ذهنم
وقتی استاد تونسته از یه خونهای توی بندرعباس با اون شرایط به شرایط الانشون برسه
یعنی فقط کنترل ذهن یعنی فقط کار کردن روی فرکانس یعنی توجه به نکات مثبت
البته سیر تکاملی داره
استاد هرچی در زندگیش داره با این نوع نگاهش
ایجاد کردن
استاد وقتی در بندرعباس با اون شرایط تونستن به چیزهای خوب فکر کنند و اونا را تجسم کنند حتی اتوبوس آروی شون که بعدها خریدند اونو زمانی که در بندرعباس بودن تجسم میکردند این
خیلی مهمه تو اون شرایط بتونی اونا رو تجسم کنی
دیروز حالم بد شد از صحبت یکی از افراد خانوادم و از توضیح شرایطش که بهم میداد
زمانی که اون کنارم بود مرتب سعی میکردم که حالم بد نشه
ولی بد میشه ولی خدا را شکر بعد اینکه رفتش تونستم که ذهنمو کنترل کنم و
تغییر بدم
بعد از آن موضوع با یک عمل فیزیکی حالم خوب کردم رفتم آرایشگاه در پایان کار آرایشگر گفت من تازه به این محل اومدم شما که اینجا هستین فک میکنید خوب باشه من گفتم بله و بعد چند ثانیه گفتم البته تو این مسیر دو تا دیگه آرایشگاه هم هست ولی ارایشگر به من گفت روزی رسان خداست روزی هرکس رو میرسونه و من از خودم خجالت کشیدم که چه جوری داری کار میکنی که این باورت هنوز خوب نشده و آگاهانه به خودم تذکر دادم اشکال ندارد سیر تکاملی باید طی بشه همین که آگاهانه میپذیری داری اشتباه فکر میکنی و سعی میکنید درستش کنی عالیه
خدا رو شاکرم که قوانین جهانه بر این پایه هست که با کنترل ذهن و تمرکز به نکات مثبت میتوانیم به خواسته هامون برسیم
در پناه خداوند یکتا شاد پیروز سلامت و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوارم و خانم شایسته عزیز
استاد من امروز داخل سایت بودم و داشتم کامنتهای دوستان در جلسه اول قدم ششم دوره دوازده قدم(بحث هدایت) را مطالعه میکردم که وسط مطالعه یهو حسم بهم گفت که از خدا بخواه که هدایتت کنه به فایلی که برای شرایط فعلی تو مناسب باشه و منم هدایت خواستم و این فایلو دیدم. یعنی استاد دارم دیوووونه میشم… واقعا حس و حال عجیبی دارم از اینکه قانون چقدر دقیق و درست عمل میکنه و وقتی ما از خدا کمک میخواییم به صورت دقیق و در لحظه ما رو هدایت میکنه. استاد دقیقه های آخر فایل انگار روی صحبت شما با من بود….
یعنی باید صحبتهای شما رو با طلا نوشت . شما گفتین که قانون درست کار میکنه و وقتی روی خودتون کار می کنید تنها میشید و این نشونه خیلی خوبیه … من مدتیه که تنهام و دارم از تنهاییم لذت میبرم. به لطف آگاهی های دوره دوازده قدم، شرایط برای من طوری رقم خورد که نیازی نیست من در محل کارم باشم و کارمندای خیلی خوبی دارم که خودشون کارها رو به درستی انجام میدن. وقتی تصمیم گرفتم بهتر و بیشتر روی خودم کار کنم آگاهانه تمام دوستامو حذف کردم و بعد تونستم افراد خانواده خودم که اصلا در مدار این آگاهی ها نیستن رو حذف کنم و این در حالتیه که من خیلی آدم احساسی هستم و به شدت به دوستان و خانوادم وابسته بودم اما من به خودم تعهد دادم که باید تغییر کنم تا شرایط زندگیم تغییر کنه و الان دارم از تنهاییم لذت میبرم و فایلهای شما رو میبینم و کامنت دوستان رو میخونم و بیشتر اوقات با خدا حرف میزنم و این حرف زدن با خدا به شدت منو آروم میکنه و میدونم بهترین دوستم، بهترین یارم،بهترین حامی من خداست و تنها کسی که میتونه به من کمک کنه خداست و سعی میکنم بیشتر و بیشتر از خدا کمک و هدایت بخوام .
استاد شما راجع به تجسم صحبت کردین و اینکه چقدر تجسم قدرت داره و به خلق خواسته ها کمک میکنه، من قدرت تجسم رو درک کردم زمانیکه تجسم کردم و تمام اون چیزهایی که تجسم کردم دقیقا و با همون جزئیات بعد از مدتی وارد زندگیم شد. قبلا در کامنتام نوشتم که خانواده من از لحاظ مالی به شدت ضعیف بودن و این تضاد باعث شد که من با سن کمی که داشتم به فکر فرار از اون شرایط باشم و چون سن کمی داشتم و هیچ ایده ای برای تغییر شرایط نداشتم تصمیم گرفتم ازدواج کنم و با سن کم (14سال) زندگی مشترک و همسر ایده آلم رو تجسم میکردم . هر روز صبح که از خواب بیدار میشدم چندین دقیقه با حس و حال خوب به این فکر میکردم که ی خانواده که پسرشون کارمند و ظاهر زیبایی داره به خواستگاری من میان و من به زودی ازدواج میکنم و دقیقا همینطور هم شد یعنی به یکسال نرسید که به شکل کاملا هدایتی خانواده همسرم با مادرم دیداری داشتند ( خانواده همسرم از اقوام خیلی دور ما بودند اما من اصلا نمیشناختمشون) و در گفتگوهاشون راجع به من صحبت کرده بودند و چند روز بعد اومدن خواستگاری و جالب اینجا بود که همسر مرحومم دقیقا همونی بود که من تجسم کرده بودم هم از لحاظ ظاهری که خیلی زیبا بودند هم از لحاظ شغلی و حتی پدر و مادر و افراد خانوادش دقیقا شبیه به تجسمات من بودن .حتی من در دوران مجردی سفر با اتوبوس با خانواده همسرم را تجسم کردم که بعد از چند سال دقیقا همونی که تجسم کرده بودم اتفاق افتاد. استاد در اون زمان اصلا من منطقی فکر نمیکردم و فقط روی خواستم تمرکز کرده بودم .من اصلا به این فکر نکردم که خانواده من از لحاظ مالی ضعیف هستند یا اینکه من از کجا جهیزیه بیارم یا اینکه من سنم خیلی کمه چطوری میخوام زندگی کنم و یا اینکه اگه اخلاقمون بهم نخوره یا تفاهم نداشته باشیم و….. برای خیلی از اطرافیان جای تعجب داشت که پسری با این ظاهر زیبا و شرایط خوب وارد زندگی من شده ولی غافل از این بودند که من خودم این شرایط رو خلق کرده بودم و برای من خیلی عادی بود چون من قبلا با این شرایط در ذهنم زندگی کرده بودم .
بعد از ازدواج هم به شدت به داشتن بچه فکر میکردم و مدام از خدای خوبم میخواستم که دختری زیبا به من هدیه بده و مدام در خیال خودم با دخترم حرف میزدم و باهاش بازی میکردم و خداروشکر چهار سال بعد از زندگی مشترکمون خدا دختری بسیار زیبا و دوست داشتنی به من هدیه داد و الان این دختر به شدت زیبا بعد از خدا رفیق و همراه منه و با دیدنش به وجد میام و با تمام وجود از خدا سپاسگزارم ( الان که دارم روی خودم کار میکنم دخترم به شدت سرگرم دانشگاه و کارای خودشه و من بیشتر اوقات تنهام )
ی مورد دیگه از تجسماتم این بود که زمانی که برادرم مجرد بود، من خیلی علاقه داشتم که ازدواج کنه ولی مدام به خاطر شرایط مالی منصرف میشد و روزهایی بود که همسرم بیشتر ماموریت بود و دخترم هنوز یکسالش نشده بود و من زمانهایی که دخترم میخوابید، روز عروسی داداشمو تجسم میکردم. من مدام تجسم میکردم که عروسی داداشمه و ما از لحاظ مالی شرایط خوبی داریم و من کلی طلا و لباس خریدم و عروسی داداشم داخل ی باغ بزرگه و همه خوشحال شاد داریم کردی میرقصیم و استاد تک به تک لحظاتی که من تجسم کرده بودم برام اتفاق افتاد این در حالی بود که وقتی برادرم با همسرش نامزد کرد هیچ خبری از شرایط خوب نبود اما در عرض چند ماه شرایط طوری رقم خورد که هم برادرم و خانوادم از لحاظ مالی شرایطشون بهتر شد و هم همسر من یعنی به طور معجزه وار از در و دیوار برای من پول میرسید و اصلا وقت نمیشد که من خرج کنم . هر روز میرفتم بازار برای خودم و دخترم کلی لباس و طلا میخریدم و برای اطرافیان هدیه میخریدم و حتی روز عروسی و اون فضا و اون درختای میوه ای که اونجا بودن رو من بارها تجسم کرده بودم ….خانه ای که خانواده من در اون سال اجاره کرده بودن حیاط بزرگی داشت که پر از درختای میوه بود و عروسی هم داخل حیاط برگزار شد و حتی سیبهای روی درختو من بارها تجسم کرده بودم ..
در پایان میخوام به دوستان بگم که حواسشون به تجسم های منفی و گفتگوهای منفی ذهنشون باشه چون تجسم خیلی قدرت داره چه منفی و چه مثبت و من شرایط منفی زیادی رو هم در گذشته تجسم کردم و اتفاق افتاده که اصلا نباید راجع بهشون فکر کنم یا حرف بزنم
چه فایل فوق العاده ای بود گر چه تمام فایلها بینظیرن.
من تا قدم 10 دوره پیش رفتم و فایلها رو چندین بار دوره کردم اما توی این فایل واسم قدرت تجسم خیلی راحت تر و قابل فهم تر شد .
توی اوایل دوره خیلی سعی میکردم به اونچه که میخوام فکر کنم و تجسم کنم اما نمیتونستم فکرمو متمرکز کنم و تجسمم در حد چند ثانیه بیشتر طول نمیکشید اصلا درباره خواسته هام ذهنیتی نداشتم و یا فکرم درگیر چگونگی میشد .
به لطف الله مهربانم الان خیلی تجسم واسم راحت تر شده چون توی این چند ماه اتفاقاتی معجزه وار واسم پیش اومده که من حتی باورم نمیشد از این راه هم میشد به خواسته هام برسم. پس حالا تا ذهنم میاد بگه چجوری ؟؟؟؟؟ سریع میگم به من ربطی نداره چجوری و همونجوری که خواسته های قبلیم معجزه وار اتفاق افتاد و مطمئن میشم دارم تکاملم رو طی میکنم چون الان قوانین رو خیلی بهتر درک میکنم و به خدای خودم ایمان دارم که اتفاق میافته .
چند روز پیش صاحب خونه بهم زنگ زد که ما یه مشکلی واسمون پیش اومده باید خونه رو بفروشیم ،اگه من اون آدم سابق بودم همون لحظه با شنیدن اولین جمله قالب تهی میکردم اما حالا، وقتی ایشون صحبت میکرد من با خودم گفتم هر چی که هست قطعا به خیر و صلاح من داره پیش میره ، چون ما تازه اومدیم وتا پایان سال کلی وقت داریم هنوز ، به هر حال این حرف صاحب خونه همون لحظه در حین گفتگو بهم الهام شد که چرا خودم این خونه رو نخرم ؟ وبه صاحب خونه گفتم من یه مغازه دارم که اگه سریع فروش بره شاید خودم خونه رو بخرم . گر چه قیمت مغازه من خیلی پایینتر از اینجاست باز گفتم اگه خدا چنین الهامی به دلم انداخته خودش مسیر رو واسم هموار میکنه . بعد مشورت با خانواده چند تا راه جلوی پام گذاشتن که قابل بررسی و تفکره و باز هم به خدا گفتم بار الهی من تسلیم درگاه تو هستم خودت بهترین مسیر رو بهم نشون بده و من از چگونگی انجام و مسیر نا آگاهم تو هدایتم کن به بهترین روش و بهترین مسیر .
موضوع دیگه ای که توی این فایل بود بحث تنها بودن هست که من چند روزه با خودم فکر میکنم چرا اینقدر تنها شدم و حتی میل رفت و آمد زیاد با اقوام رو هم ندارم و فقط دوست دارم تنها باشم و خودم رو غرق کنم در شنیدن فایلهای ارتقاء شخصیت و تمرکز روی حرفه ای که میخوام شروعش کنم باشم و از تنهاییم لذت میبرم اما خانواده و مخصوصا دخترم نگران من شدن فکر میکنن من منزوی و افسرده شدم اما من از این زندگی لذت میبرم بین دفترام و کتابام و دوره هام .حتی چند روز پبش دوستم میگفت حداقل به زور بیرون برو یا با 4 نفر رفت و آمد کن که افسرده نشی .یکم فکرم درگیر شده بود نکنه اینا راست میگن ، اما امروز با شنیدن این فایل خیالم راحت شد که راهم درسته و بیشتر به خودم افتخار کردم .
استاد من عااااشق این ویلای شما هستم و وقتی توی یکی از فایلها دیدم دارین خالی میکنین و وسایل رو میبرین خیلی دلم گرفت .اما توی آرزو و تجسم هام همشه خودم رو توی همین شهر و ویلاهایی شبیه به همین ویلا میبینم و میدونم یه روز به خواسته و آرزوم میرسم و میام اونجا به امید خدا.
استاد نمیدونم چطور میشه از شما قدر دانی کرد و اینهمه لطف شما رو جبران کرد خیلی دوست دارم یه روز ببینمتون و شما و مریم جون رو در آغوش بگیرم انشاالله هر چه زودتر به این خواسته شیرینم برسم .
استاد عزیز تر از جانم خدا را شاکرم بابت آشنایی من با شما و لطف بزرگی که در حق من انجام داده حتی گاهی با خودم میگم قطعا من عزیز دردانه خدا هستم که همچین خیری واسه من خواسته و با این گروه و خانواده فوق العاده آشنام کرده . خدایا شکرت .
استاد و عزیزان همراهم دست حق نگدار همه تون با آرزوی موفقیت روز افزون برای تک تکتون.
اصلا پلی نکردم فایل رو و تا چشمم به موضوع فایل خورد انگار گنج های تمام دنیا رو به من دادن
انگار خداوند توی جاده موفقیت و آرامش زندگی ی تابلو جلوم گذاشت
که نزدیکی لذت ببر اینم نشونش
کل این هفته بنا به گوش دادن فایل تجسم خلاق فکر کنم قدم دوم تجسم خلاق بود و واقعا نتایج عالی برام در بر داشت از ورودی مالی از دیدن نشانه ها پشت سر هم
و خدارو صدهزار مرتبه شکر که این احساس درونی وقتی میاد دوست دارم یا بیام توی سایت ببینم چه خبره یا شروع کنم به شکرگزاری کردن چرا که واقعا با اینکار اون قطب نما اون هدایتگر درونیم رو تنظیم میکنم به سمت خواسته هام نه خواسته ای به اسم پول بلکه خواسته ای از جنس آرامش
از جنس توحید از جنس احساس فراوانی
از جنس توحید و ربوبیت
همین دیروز بود با یکی از دوستانش که همفکرانش هستم داشتیم در مورد تجسم خلاق صحبت میکردم و من ی موسیقی که استاد به عنوان هدیه برای یکی از قدها گذاشته بود رو آهنگش رو براش پلی کردم و گفتم که من وقتی این موزیک رو گوش میدم میرم توی دنیای خودم
توی دنیایی که دوست دارم باشم
تقریبا ذهنم خالی میشه از موضوعات دنیای اطراف و ی احساس آرامش عجیبی به سمت من میاد
و الان که اومدم توی سایت و دیدم موضوع این فایل رو گفتم بزار اصلا پلی نکنم فایل رو و به همین نشانه بسنده کنم و تجربه این موضوع که به هرچیزی فکر میکنم وارد زندگیم میشه رو بنویسم و چه تجربه ای
واضح تر از فکر کردن و تجسم کردن و در موردش شنیدن
و اومدن توی سایت و دیدن فایلی که در مورد این موضوعه
تقریبا به خیلی از خواسته های که تجسم کردم رسیدم
و شاید خیلی خواسته هام کوچیک بوده که به این جا رسیده و یا زیاد تجسم نکردم ادامه ندادم
ولی صد درصد اون چیزهایی که فکر کردم الان هست توی زندگیم
از ماشین از سرمایه گذاری از سلامتی از احساس اطمینان
سلام و درود بر استادءءءءءجاااااان ومریم زیبایءمن.و دوستان عزیزم.استادءنازنینم من چندباری این فایل رو گوش کردم.واقعا انسان خواسته یاناخواسته اگر تجسم هایی از چیزهایی که بخواهدیانخواهدرو توذهنش مجسم کنه ممکن میشه.مخصوصاکه اگر درسمت مثبتش باشه.که چه بهتر.دوستان عزیزم میخوام براتون یه جریان روبگم عنایت داشته باشید.وبدونیدکه تجسم حتتتتی درجهت منفی ش چقدرررر تاثیرگذارء.پس باید مراقب افکارمون باشیم طوری که استادفرمودندکه سعی کنیداگاهانه باشه.من دوستی داشتم که مدیرمهدکودک بودفرزندخودم هم توی همون مهدبود.یک روز که رفتم دنبال دخترم ازمهدبیارمش مدیرامد.درکل انسان منفی نگری بود.وگاهی این اخلاقش شدت میگرفت.همون روزچون اداره رفته بودو کلی ازکارهایش سرانجام نگرفته بود به شدددددت عصبی و بداخلاق وتندخوشده بود.وزمین وزمان رو لعنت میگفت.من همونجابه ارامش دعوتش کردمو گفتم حالااشکالی نداره بعدسعی کن درست میشه و…اما تلاش هاوحرف های من فایده یی نداشت.اونروز هوا خیلی سرد وطوفانی بود.مدیرمهدروبه من گفت میبینی؟اوضاع نابسامان منو؟من شانس ندارم الانء که بااین طوفان شدیدتابلوی مهدمم هم کنده شه بیوفته رو یه ادمی یاچیزی .بعدبیاوجواب بده. خداشاهده بعداز 5دقیقه ازحرفش،اقایی به گوشیش زنگزدوگفت ببخشید شمامدیریت مهدکودک روبه عهده دارید؟این تابلوی سرکوچه یهو افتادرو ماشین من و ایینه ماشینم شکست وکنده شد لطفا بیاید و خسارت منو بدید.اونجا بودکه من قدرت احساس بد و تجسم رو دریافتم.اگر انسان درجهت مثبت مجسم کنه جواب میده اگر درجهت منفی باشه همون قدر قدرت داره.البته این مدیرچون اکثراوقات منفی نگر بود ازین دست ناخوشایندی ها که درراستای افکارمنفی ش بودخیلی درحوزه کاری وزندگی ش دیده بودم.طبق فرمایشات استاد.حالاکه واقعا رخ میده چرا آگاهانه ش نکنیم؟چرادرجهت بهبودزندگی ازش استفاده نکنیم؟ابن یک لطف ازجانب خداونداست.این محبت ورحیم بودن خداوندرومیرسونه که باباخودت بساز زندگی تو.وتجسم یکی ازین مواردء.عاشقتونم استادءءءءجان ومربم زیبای من.به امیددیدار روی ماهتون ازنزدیک.
من امسال فرودین 403 عضو دوره دوازده قدم شدم و خیلی خوشحالم که این توفیق رو داشتم که بتونم عضو شاگردهای استاد عزیزم باشم
جالبه که فایل های دانلودی که هدایت میشم ببینم هم به دوره 12 قدم ربط داره وانگار مداوم در حال تایید شدن از طرف جهان هستی هستم
من تا قدم 5 رو گوش دادم وحتی قدم شش رو هم خریداری کردم
ولی چون دلم میخاست خیلی بهتر و دقیق تر به قوانین عمل کنم قدم6 رو شروع نکردم و همچنان دارم روی قدم یک کار میکنم
در موردجهت دهی آگاهانه ذهن که موضوع بسیار مهمیه شما در قدم اول هم تو قسمت یک صحبت میکنید و یجوری دوره رو اینجوری شروع میکنید که معلومه چه اهمیت بالایی داره و درمورد تجسم و در قدم 2 قسمت دو به ما در جهت راحت تر رسیدن به خواسته هامون صحبت میکنید
به جرات میگم اگه کسی فقط از همین فایل باورهاشو کار کنه(قدرت دست منه)و بقیه باور ها
و از تجسم و جهت دهی ذهن استفاده کنه براحتی میتونه چیزهایی که میخاد رو خلق کنه و حتی عضو شاگردهای شما بشه و بصورت ویژه ای رو خودش کار کنه
ما باید قانون رو تایید کنیم
با نشانه ها
اتفاقایی که میبینیم
تضاد ها و خواسته هایی که ایجاد میشن
از همه اینا باید بتونیم در جهتی ازش بهره ببریم که بتونه به نفع ما باشه
و من شخصا با اینکه نتیجه های کوچیک و بزرگی گرفتم ولی چون میدونم که میتونم چیزهای بیشتری داشته باشم به قانون عمل میکنم و با قدرت خودم زندگیم رو خلق میکنم و مطمئن خداوند هم منو هدایت میکنه به مسیری که دوست دارم تواون گسترش پیدا کنم
خدایاشکرت که استادی دارم که هر لحظه همیت قوانین خیلی ساده که گاهی حتی باورش نمیکنیم از بس ساده هستند را هی به ما گوشزد میکنند و مارا هدایت میکنند که در آغوش خداوند حرکت کنیم
و در مورد باور خیلی مهمی که تو این لایو گفتید
(قدرت دست توعه)
آیا ما قبولش داریم؟
تووو،تویی که داری اینو میخونی آیا قبول داری قدرت زندگیت دست توعه؟
باشه پس چرا واسه اون مشکلت غر میزنی؟مگه نمیگی قدرت دست توعه؟پس درستش کن
چرا از رسیدن به اون خواسته ت دست کشیدی؟چرا شرایط جامعه رو بهونه میکنی؟مگه نمیگی باور کردی قدرت دست توعه
اینه باوررررت؟اگه باور کردی چرا قدم برنداشتی؟
پولتو بهت ندادن رفتی دعوا کردی؟مگه قدرت دست تو نیست؟چرا از خدا نخواستی ؟چرا راهو اشتباه میری؟
وفتی میفهمیم همه چیییییز در دست خودمون و به کمک الله مهربان انجام میشه اصن ی سری کارهارو انجام نمیدیم!ومیفهمیم چه کارهای باید کنیم
تو به این جمله فقط باور داشته باش نفیسه
تا بفهمی زندگی کردن واقعی یعنی چی تابفهمی رسیدن به خواسته ها چقدر آسونه
تویی که میدونی تجسم همه چیزه
چقدر خواسته ت رو تجسم کردی؟از این قدرت برای چیزهایی که خواستی اصلا استفاده کردی؟
یا افکارشون رها کردی و برده تورو توبدبختی
مرسی از استاد عزیزم که هر لحظه در حال دادن ورودی به ذهن ماست و من یکی رو به خودم میاره و دوباره میذاره تو آغوش خدا
سلامودرود خدا به استادان عزیزم و همه ی دوستان ارزشمندم درمسیر رشدوپیشرفت الهی
استادجان ازتون بی نهایت سپاسگزارم که اینقدر قانون جهان رو بازبانی ساده و روان بهمون یاد میدید
این فایل رو دوباره گوش دادمو یادم افتاد به تجربه های دختر هفت سالم که آگاهانه از آموزشهای استادعزیز استفاده کرد و به کلی از خواسته هاش تو این سال رسید
چندماه پیش دخترم ملکا ازم پرسید مامان استادعباسمنش خیلی پولداره؟
منم درجوابش گفتم آره اونقققدر پول داره که هرچی از توحساب بانکیش پول برمیداره پولاش کم نمیشه!
بعد دوباره پرسید یعنی چجوری تونسته اینهمه پول به دست بیاره؟
من درجوابش اومدم توپنج دقیقه کل آموزشهای استاد رو به این شکل براش توضیح دادم و گفتم ببین دخترم،استادعباسمنش یروزی هیچکدوم ازینا رو که میبینی نداشت،فقط یچیزی رو فهمید که باید هرآرزویی داره تو ذهنش مجسم کنه و بابتشون ازخدا تشکر کنه و همون چیزای کوچیکی که خدابهش داده بود کلی بابتشون از خدا تشکر میکرد،بخاطر همین عزیز دردونه ی خدا شد و خدا دید انقد داره خوب از نعمتاش تشکر میکنه نعمتای بیشتری ازجمله پول بیشتری بهش داد
یعنی همین چندجمله انگار برای دخترم کافی بود و همون لحظه بهم گفت مامان میشه یدونه دفتر بهم بدی تا من آرزوهامو برای خدا بنویسم و بابتشون ازخدا تشکر کنم؟
منم خیلی مشتاقانه گفتم چشم عزیزم فقط هرآرزویی داری دقیق بنویسشون و به خدا بگو ممنونم که همه ی اینهارو بهم میدی
گذشتو گذشت و بعداز چندماه من یادم رفته بود که دخترم دفتر سپاسگزاری داره،داشتم خونه رو مرتب میکردم یدفه یادم افتاد که این دفتر رو برای دخترم گذاشته بودم…
فکرنمیکردم که خیلی جدی گرفته باشه حرفای منو و آرزوهاشو نوشته باشه
ولی وقتی که اون دفترو بازکردم دیدم که خداای من تموم چیزایی که نوشته بود ماامسال بدون اینکه دخترم بهمون گفته باشه یازیاد اصراری براون خواسته کرده باشه براش همه ی اونهارو تهیه کردیم
اصلا خودم باورم نمیشد که هرچی که خواسته بود توی دفترش نوشته بود،حتی کوچکترین چیزی که من فکرشو نمیکردم اون نوشته بود و خیلی راحت شرایطش فراهم شده بود و به خواسته هاش رسیده بود
حساب کردم دیدم امسال فقط بالای پنجاه ملیون دخترم درخواست کرده و به راحتی پولش جورشده و براش خریدیم،و این دفتری که دیدم خیلی منو به فکر فروبرد و باخودم گفتم ببین من چندین هزارساعته دارم فایلای استاد رو گوش میدم و هنوز تو خیلی از آگاهیا مقاومت دارم که به اونها عمل کنم ولی دخترم کافی بود توپنج دقیقه براش توضیح بدم که استاد دقیقا از چه راهی داره اینقدر راحت به خواسته هاش میرسه،و اون هم بدون هیچمقاومتی فقط یک دفتر برداشت و کلی خواسته تودفترش نوشت و بابتشون ازخدا تشکر کرده و به همین راحتی خدا براش همه چیو مهیا کرده…
چطوره که من بااینکه بیشترازدخترم این آگاهی هارو گوش کردم ولی هنوز گاهی وقتا تو نوشتن تنبلی میکنم و فکرمیکنم انگار کهنوشتنه کافی نیست،و باید یه شاخ غولی هم شکسته بشه تا به فلان خواسته برسم
اول ازهمه خیلی خوشحال شدم که حداقل دارم بادخترم جوری حرف میزنم که نخواد مثل گذشته ی من کلی محدودیت تو ذهنش فرو کنه و فکر کنه که زمانی میتونه به خواسته هاش برسه که خودش درس بخونه وپول بسازه تابه اون خواسته برسه،یااینکه مثل گذشته ی من تو ذهنش این حرفارو بهش بفهمونم که شتر درخواب بیند پنبه دانه و محاله به این خواسته برسی ….
دوم اینکه چقدر همین دخترم برای من یک الگوشد که به راحتی درخواست بدم و کار به چگونگیش نداشته باشم و فقط بنویسم و بابتشون ازخدا تشکر کنم،به همین راحتی خدا شرایطشو درزمان مناسب فراهم میکنه و منو به خواستم میرسونه
گاهی وقتا شده که دخترم میگه فلان چیز رو میخوام و واقعا شرایط مالی خیلی خوبی نداشتیم،اما اون ازخواستش نمیگذره ومیگه صبرمیکنم تا شرایط مالیتون بهتربشه و همین که ازخواستش نمیگذره انگار که یجورایی ماهم بفکریم که حتما اون رو براش جور کنیم،و میبینیم که ازیجایی پولشو خدا فراهم کرده که مااصلا فکرشو نمیکردیم…
واقعا خیلی لذت بردم وقتی که دفتر دخترمو دیدم و ازهمه مهمتر به تموم خواسته هاش رسیده بود،خیلی شگفت زده شدم و اشک میریختم که چقدر خدا داره دقیق جواب میده و کوچیکو بزرگ نداره،همین که تو درست درخواست بدی همه چیزو برات ردیف میکنه
بعضیا که توحاشیه میرن ومیگن با چه فعلو فاعلی خواسته هامونو بنویسیم،این رو من دیدم که دخترم که تازه نوشتن رو یادگرفته خیلی هم فعلو فاعل خواسته هاش رو رعایت نکرده بود ولی خدا بهونه ی این رو نیورده که خواستش رو اجابت نکنه
اصلا همین الان که دارم میگم اشکم درومده که چقدر خدا عشقه و چقدر دقیق پاسخ میده واقعا این رفتار دخترم خیلی رو من تأثیر گذاشت که بابا یکم بیشتر جدی بگیرم و بیشتر روی خواسته هام متمرکزبشم
واقعا دخترم ازلحاظ فیزیکی چکاری میتونست انجام بده تاپول بسازه و به خواسته هاش برسه؟
خدا پدرش رو دستی از دستانش میکنه که به راحتی پول خواسته هاشو فراهم کنه و بهشون به راحتی برسه
خوب پس چرا من فکر میکنم برای رسیدن به خواسته هام حتما باید یه کارفیزیکی سخت انجام بدم تا بهشون برسم؟
استاد چند صدتا خواسته تودفترم نوشتم ولی بعضیاشونو اونقدر با مقاومت نوشتم که فکرمیکنم سالیان سال طول میکشه تابهشون برسم
برای دخترم یک دوچرخه ی ده ملیونی یک آرزوی خیلی بزرگی بود ولی چونکه بهش گفته بودم تو فقط بنویس وبابتش ازخدا تشکر کن دیگه اون بدون مقاومت نوشت و به راحتی اون دوچرخه براش جورشد،واقعا به راحتی جورشد
ولی من یکخونه ی چندملیاردی که درخواست کردم باکلی مقاومت نوشتم،و میدونم که مشکل از ذهن محدود خودمه وگرنه یک دوچرخه ی ده میلیونی با یک خونه ی چندمیلیاردی هیچ فرقی برای خدا نمیکنه،اون ذهن محدود منه که مقاومت میکنه….
استادجان بی نهایت ازتون سپاسگزارم که بهم قانون درست جهان رو یاد دادید
خیلی خوشحالم که دارم دخترم رو تواین سنوسال با قانون جهان آشنا میکنم و بهش دارم یاد میدم که چطور ازقانون استفاده کنه و به یادش بیارم که اون با خدا یکیه و هردرخواستی میتونه به راحتی ازخدا داشته باشه…
خداروصدهزارمرتبه شکر برای این فایل پراز نکته و پراز محتوا و ارزشمند
احسنت به تو عزیزم آنقدر خودت خوب عمل کردی که دخترت گلت هم یاد گرفته آفرین
یه چیز دیگه صفا جان چقدر چهره ات دلنشین وزیباست هر وقت پرو فایلت رو نگاه میکنم ناخودآگاه وجودم پر از آرامش میشه ،چقدر دختر گلت خوشبخته که مامان نازنینی چون شما را دارد
می بوسمت عزیزم از طرف من دختر گلت هم ببوس
بهترین بهترین ها را در هر لحظه از زندگی برایتان آرزو میکنم
خیلی خوبه که دختر نازت رو آگاه میکنی از اونجایی که بچه ها باورهاشون دست نخورده است خیلی سریع تر از ما باور میکنن و با باور قدرتمند خواسته هاشون رو ارسال میکنند و جواب میگیرند
واقعا الگو گرفتم از حس زیبای دختر نازت
انشالله همیشه در کنار هم شاد و سلامت و ثروتمند باشید
برات بهترین ها رو آرزو میکنم
انشالله خودت هم مثل دختر نازت به همه خواسته هات میرسی
بسم رب العرش العظیم
سلام ودرود بر استاد موحد ومریم جان شایسته
خدا روشکر بابت ثبت این فایل در سایت و آگاهی های ارزشمند وارزنده ای که توسط شما استاد جان بیان شد .من حدودا از دوسال گذشته به شکل تکاملی با سایت شما آشنا شدم وجقدر دیدگاه فکری واعتقادیم تغییر کرد .استاد جان ،من از ابتدا بدلیل شیوه تربیتی والدینم ،به ویژه مادرم با هر شخصی دوست نمیشدم ،چون مادرم روحشون شاد بشدت سخت گیر بودند (الیته شیوه تربیتی شون از نظر من وخواهرو برادرانم عالی بود)انگار ایشون از طرف خدای مهربان مامور بودند که اجازه ندن ما از همون کودکی با هر فردی دوستی ورفاقت داشته باشیم وخداروشکر تا امروز این خصیصه برایم ماندگار شده ،البته ناگفته نماند در دوران دانشجویی و دوران کاری با افراد بسیاری آشنا میشدم اما رفاقتم محدود به یک یا دونفر میشد وخیلی از اوقات ناراحت میشدم که چرا دوست صمیمی ندارم
اما با کسب آگاهی از سایت توسط فایلهای دانلودی و محصولات وتغییر دیدگاهم به خودم افتخار کردم که در این مورد مسیر درستی رو انتخاب کرده بودم ،متوجه شدم که رفیق اول وآخرم فقط حضرت دوست میباشد که دوست ترین ،ناب تزین ،وفادارترین ،رازدارترین ،مهربان ترین ،بی توقع ترین ،اصیل ترین ،یار وهمزاه زندگیم هست وشاکرو سپاسگزارم که با آموزشهای شما به این آگاهی رسیدم .البته که راه بسیار زیادی در پیش دارم و در موضوعات مختلف هم نیاز به ایمان وباور توحیدی قوی تر پایدارتر ی دارم ،
انشاالله به لطف رب مهربانم وایمان توکل وتعهد م
بتونم همیشه در این مسیر ور خیرو برکت قدم بردارم .
سلام به استاد عزیز و مریم بانوی مهربان و دوستان هم فرکانسی
در ابتدا از شما مریم بانو بینهایت سپاسگزارم که این فایل را قرار دادین و تجسم را به سادگی استاد بهمون آموزش دادند
یکی ازبهترین کار توی سایت که بعد از این همه که استاد هر دفعه در فایلهاشون میگن و من تازه دارم مستمر انجام میدم کامنت خوندن و کامنت گذاشتن هست
استاد این سایت مانند گنجینه طلا هست که کلی زیور آلات طلا در آن هست و هر فایل آن قطعه ای از طلاست که من آن قطعه را برمیدارم و بعضی ها رو نیم ساعت ،یک روز،چند روز همراهم هست اون قطعه طلا زمانی برای من هست که بیشتر برای خودم تکرارش کنم یادش بگیرم و به اموزهاش عمل کنم و جز به جزش ویادبگیرم و نظرات دیگران را در موردش بخونم و نظر خودم هم در موردش بنویسم بزارم جلوی چشم دلم و لذت ببرم ازش یادش بگیرم
چه جالب من همیشه فکر میکردم که تجسم باید یه محیط آروم و شرایط خاص انجام بشه
در صورتی که کافیه که اون قدرت افکارمون ودرک کنیم و در هر شرایطی سر کار یا در حال انجام کارهای خونه، ذهنمون که داریم هر چیزی را تجسم میکنیم
تجسم همون فکر کردنه که هر لحظه دارید انجام میدید
اگر آگاهانه ذهنمون بذاریم رو چیزهایی که دوست داریم تجسم کنیم و آنچه راخلق کنیم که دوست داریم در زندگی داشته باشیم
البته اول باید اینو باور داشته باشیم که من خالق صددرصد اتفاقات زندگیم
مراقب افکارمون باشیم مراقب ورودیهای ذهنمون باشیم با همین تمریناتی که استاد بهمون میدن کنترل کنیم
اونچه که الان داریم توش زندگی میکنیم همون افکار گذشتمونه که خودمون خلقش کردیم
اگه کسی نمیتونه اینو بپذیره که خالق زندگی خودمون هستیم گوش کردن فایلهای استاد هیچ فایدهای نداره
اولین قدم برای برداشتن زندگی و
تغییر زندگیت این هستش که بپذیریم هرچی تو زندگیت الان هست خودت به وجود آوردی
ربطی به بابات نداره ربطی به خواهر و برادرت نداره
ربطی به دوستات ،کشورت و هیچی نداره .بلکه ربط داره به خودت شاید اونا تونستن روی تو تاثیر بزارن و تو از اون تاثیری که گرفتی اون زندگیو برای خودت خلق کردی ولی نهایتاً خودت تاثیر پذیرفتی خودت نهایتاً اون کارو انجام دادی خودت خلق کردی
تو خودت مدام اون فکرو توی ذهنت مرور کردی تجسم کردی خلق کردی
این اولین قدم و اولین درکی که ما باید داشته باشیم
اتفاقاتی که در زندگیمون در حال رخ دادنه از افکار گذشتمون هست
اگر اینو بپذیرید
من خالق زندگی خودم هستم اون موقع هست که تغییرات در زندگی شروع میشه
اگه اینو بپذیرید کاری که باید انجام بشه باید بپذیرید که الان هر اتفاقی در زندگیم هست خودم به وجود آوردم حالا ناآگاهانه بوده
و نمیدونستم و مثل بچهای بودم که صورت خودشو با ناخنهایش خراش میده ولی متوجه نمیشه
زخم میکنه چون آگاهانه نیست چون متوجه نیست
کنترل کامل بر اعضای بدنش نداره
دقیقاً توی دنیای خودمون داریم همین کارو میکنیم
کنترل کاملی رو افکارمون نداریم
نوزاد همان لحظه که پنجه میزنه همون لحظه خراش برمیداره
ولی توی افکار بنا نیست که الان مثلاً یه فکری بکنی و نتیجهاش همین الان مشخص باشه ولی نوزاد همون موقع که پنجه میکشه اثرش مشخص میشه
اینجوری نیست که افکار مثبت داشته باشم همون لحظه یه اتفاق خوبی برام بیفته نه
بلکه اون فکر مثبت یا منفی باید تکرار بشه عادت بشه باور بشه و اون موقع نتیجه میده
اتفاق مثبت یا منفی حالا یا همون خواسته و ناخواسته میافته
با تکرار اون افکار
در جهت منفی و مثبت که اتفاقات رخ میده که ما بهش میگیم باور
وقتی فکر بارها و بارها تکرار بشه باور ایجاد میکندچه
خواسته باشه چه ناخواسته اون باور باعث اتفاقات در همون راستا میشه
قضیه رو متوجه شدم میام آگاهانه آگاهانه آگاهانه
افکارم رامدیریت میکنم و به اونچه که میخوام توجه میکنم
در تمام دورههای استاد همین هستش که بیاید به چیزایی که میخواین توجه کنید افکارتونو کنترل کنید
استاد واقعاً چقدر میتونم بگم که سخته که بخوام ذهنمو کنترل کنم و هر لحظه از دستت در میره هر لحظه باید دقت کنی
من در حال کارکردن به آموزهای دوره
کشف قوانین هستم ولی همین دیروز یکی از افراد خانواده ام دیدم که ساعتی پیشم بود و کلی از مشکلاتش گفت که در پایان جز احساس حال بد برای من چیز دیگهای نداشت برای خودشم نداشت و
و من نهایتاً به این فکر کردم که چه فایده الان مثلاً فقط احساس خودشو بد کرد و احساس منو بد کرد
من در صورتی میتونم به این عزیز کمک کنم که بتونم ثروتمند بشم و پذیرفتن این جمله و باور که در این فایله
ثروتمند شدن معنویترین کار جهانه
با دریافت و درک و فهمیدن این جمله من میتونم کلی به اطرافیانم کمک کنم
چقدر میتونی به جهان کمک کنی با خرید که انجام میدی
در صورتی باورهایی در ذهن ما قرار دادن و معنویترین کار جهان را چیزهای پوچ معرفی کردند
پس بدان و آگاه باش معنویترین کار جهان ثروتمند شدن
پس وقتی من میتونم زندگییم رو با افکارم تغییر بدم
باید کنترل کنم ذهنمو باید وقت بذارم و تمرین انجام بدم
من سرمایهگذاری بکنم رو ذهنم
وقتی استاد تونسته از یه خونهای توی بندرعباس با اون شرایط به شرایط الانشون برسه
یعنی فقط کنترل ذهن یعنی فقط کار کردن روی فرکانس یعنی توجه به نکات مثبت
البته سیر تکاملی داره
استاد هرچی در زندگیش داره با این نوع نگاهش
ایجاد کردن
استاد وقتی در بندرعباس با اون شرایط تونستن به چیزهای خوب فکر کنند و اونا را تجسم کنند حتی اتوبوس آروی شون که بعدها خریدند اونو زمانی که در بندرعباس بودن تجسم میکردند این
خیلی مهمه تو اون شرایط بتونی اونا رو تجسم کنی
دیروز حالم بد شد از صحبت یکی از افراد خانوادم و از توضیح شرایطش که بهم میداد
زمانی که اون کنارم بود مرتب سعی میکردم که حالم بد نشه
ولی بد میشه ولی خدا را شکر بعد اینکه رفتش تونستم که ذهنمو کنترل کنم و
تغییر بدم
بعد از آن موضوع با یک عمل فیزیکی حالم خوب کردم رفتم آرایشگاه در پایان کار آرایشگر گفت من تازه به این محل اومدم شما که اینجا هستین فک میکنید خوب باشه من گفتم بله و بعد چند ثانیه گفتم البته تو این مسیر دو تا دیگه آرایشگاه هم هست ولی ارایشگر به من گفت روزی رسان خداست روزی هرکس رو میرسونه و من از خودم خجالت کشیدم که چه جوری داری کار میکنی که این باورت هنوز خوب نشده و آگاهانه به خودم تذکر دادم اشکال ندارد سیر تکاملی باید طی بشه همین که آگاهانه میپذیری داری اشتباه فکر میکنی و سعی میکنید درستش کنی عالیه
خدا رو شاکرم که قوانین جهانه بر این پایه هست که با کنترل ذهن و تمرکز به نکات مثبت میتوانیم به خواسته هامون برسیم
در پناه خداوند یکتا شاد پیروز سلامت و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
به نام خدای مهربان
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوارم و خانم شایسته عزیز
استاد من امروز داخل سایت بودم و داشتم کامنتهای دوستان در جلسه اول قدم ششم دوره دوازده قدم(بحث هدایت) را مطالعه میکردم که وسط مطالعه یهو حسم بهم گفت که از خدا بخواه که هدایتت کنه به فایلی که برای شرایط فعلی تو مناسب باشه و منم هدایت خواستم و این فایلو دیدم. یعنی استاد دارم دیوووونه میشم… واقعا حس و حال عجیبی دارم از اینکه قانون چقدر دقیق و درست عمل میکنه و وقتی ما از خدا کمک میخواییم به صورت دقیق و در لحظه ما رو هدایت میکنه. استاد دقیقه های آخر فایل انگار روی صحبت شما با من بود….
یعنی باید صحبتهای شما رو با طلا نوشت . شما گفتین که قانون درست کار میکنه و وقتی روی خودتون کار می کنید تنها میشید و این نشونه خیلی خوبیه … من مدتیه که تنهام و دارم از تنهاییم لذت میبرم. به لطف آگاهی های دوره دوازده قدم، شرایط برای من طوری رقم خورد که نیازی نیست من در محل کارم باشم و کارمندای خیلی خوبی دارم که خودشون کارها رو به درستی انجام میدن. وقتی تصمیم گرفتم بهتر و بیشتر روی خودم کار کنم آگاهانه تمام دوستامو حذف کردم و بعد تونستم افراد خانواده خودم که اصلا در مدار این آگاهی ها نیستن رو حذف کنم و این در حالتیه که من خیلی آدم احساسی هستم و به شدت به دوستان و خانوادم وابسته بودم اما من به خودم تعهد دادم که باید تغییر کنم تا شرایط زندگیم تغییر کنه و الان دارم از تنهاییم لذت میبرم و فایلهای شما رو میبینم و کامنت دوستان رو میخونم و بیشتر اوقات با خدا حرف میزنم و این حرف زدن با خدا به شدت منو آروم میکنه و میدونم بهترین دوستم، بهترین یارم،بهترین حامی من خداست و تنها کسی که میتونه به من کمک کنه خداست و سعی میکنم بیشتر و بیشتر از خدا کمک و هدایت بخوام .
استاد شما راجع به تجسم صحبت کردین و اینکه چقدر تجسم قدرت داره و به خلق خواسته ها کمک میکنه، من قدرت تجسم رو درک کردم زمانیکه تجسم کردم و تمام اون چیزهایی که تجسم کردم دقیقا و با همون جزئیات بعد از مدتی وارد زندگیم شد. قبلا در کامنتام نوشتم که خانواده من از لحاظ مالی به شدت ضعیف بودن و این تضاد باعث شد که من با سن کمی که داشتم به فکر فرار از اون شرایط باشم و چون سن کمی داشتم و هیچ ایده ای برای تغییر شرایط نداشتم تصمیم گرفتم ازدواج کنم و با سن کم (14سال) زندگی مشترک و همسر ایده آلم رو تجسم میکردم . هر روز صبح که از خواب بیدار میشدم چندین دقیقه با حس و حال خوب به این فکر میکردم که ی خانواده که پسرشون کارمند و ظاهر زیبایی داره به خواستگاری من میان و من به زودی ازدواج میکنم و دقیقا همینطور هم شد یعنی به یکسال نرسید که به شکل کاملا هدایتی خانواده همسرم با مادرم دیداری داشتند ( خانواده همسرم از اقوام خیلی دور ما بودند اما من اصلا نمیشناختمشون) و در گفتگوهاشون راجع به من صحبت کرده بودند و چند روز بعد اومدن خواستگاری و جالب اینجا بود که همسر مرحومم دقیقا همونی بود که من تجسم کرده بودم هم از لحاظ ظاهری که خیلی زیبا بودند هم از لحاظ شغلی و حتی پدر و مادر و افراد خانوادش دقیقا شبیه به تجسمات من بودن .حتی من در دوران مجردی سفر با اتوبوس با خانواده همسرم را تجسم کردم که بعد از چند سال دقیقا همونی که تجسم کرده بودم اتفاق افتاد. استاد در اون زمان اصلا من منطقی فکر نمیکردم و فقط روی خواستم تمرکز کرده بودم .من اصلا به این فکر نکردم که خانواده من از لحاظ مالی ضعیف هستند یا اینکه من از کجا جهیزیه بیارم یا اینکه من سنم خیلی کمه چطوری میخوام زندگی کنم و یا اینکه اگه اخلاقمون بهم نخوره یا تفاهم نداشته باشیم و….. برای خیلی از اطرافیان جای تعجب داشت که پسری با این ظاهر زیبا و شرایط خوب وارد زندگی من شده ولی غافل از این بودند که من خودم این شرایط رو خلق کرده بودم و برای من خیلی عادی بود چون من قبلا با این شرایط در ذهنم زندگی کرده بودم .
بعد از ازدواج هم به شدت به داشتن بچه فکر میکردم و مدام از خدای خوبم میخواستم که دختری زیبا به من هدیه بده و مدام در خیال خودم با دخترم حرف میزدم و باهاش بازی میکردم و خداروشکر چهار سال بعد از زندگی مشترکمون خدا دختری بسیار زیبا و دوست داشتنی به من هدیه داد و الان این دختر به شدت زیبا بعد از خدا رفیق و همراه منه و با دیدنش به وجد میام و با تمام وجود از خدا سپاسگزارم ( الان که دارم روی خودم کار میکنم دخترم به شدت سرگرم دانشگاه و کارای خودشه و من بیشتر اوقات تنهام )
ی مورد دیگه از تجسماتم این بود که زمانی که برادرم مجرد بود، من خیلی علاقه داشتم که ازدواج کنه ولی مدام به خاطر شرایط مالی منصرف میشد و روزهایی بود که همسرم بیشتر ماموریت بود و دخترم هنوز یکسالش نشده بود و من زمانهایی که دخترم میخوابید، روز عروسی داداشمو تجسم میکردم. من مدام تجسم میکردم که عروسی داداشمه و ما از لحاظ مالی شرایط خوبی داریم و من کلی طلا و لباس خریدم و عروسی داداشم داخل ی باغ بزرگه و همه خوشحال شاد داریم کردی میرقصیم و استاد تک به تک لحظاتی که من تجسم کرده بودم برام اتفاق افتاد این در حالی بود که وقتی برادرم با همسرش نامزد کرد هیچ خبری از شرایط خوب نبود اما در عرض چند ماه شرایط طوری رقم خورد که هم برادرم و خانوادم از لحاظ مالی شرایطشون بهتر شد و هم همسر من یعنی به طور معجزه وار از در و دیوار برای من پول میرسید و اصلا وقت نمیشد که من خرج کنم . هر روز میرفتم بازار برای خودم و دخترم کلی لباس و طلا میخریدم و برای اطرافیان هدیه میخریدم و حتی روز عروسی و اون فضا و اون درختای میوه ای که اونجا بودن رو من بارها تجسم کرده بودم ….خانه ای که خانواده من در اون سال اجاره کرده بودن حیاط بزرگی داشت که پر از درختای میوه بود و عروسی هم داخل حیاط برگزار شد و حتی سیبهای روی درختو من بارها تجسم کرده بودم ..
در پایان میخوام به دوستان بگم که حواسشون به تجسم های منفی و گفتگوهای منفی ذهنشون باشه چون تجسم خیلی قدرت داره چه منفی و چه مثبت و من شرایط منفی زیادی رو هم در گذشته تجسم کردم و اتفاق افتاده که اصلا نباید راجع بهشون فکر کنم یا حرف بزنم
با آرزوی خوشبختی و سعادت برای تمام دوستان
با تشکر از شما استاد گرامی و خانم شایسته عزیز
سلام استاد بزرگ و توانمند و همه عزیزان همراه .
چه فایل فوق العاده ای بود گر چه تمام فایلها بینظیرن.
من تا قدم 10 دوره پیش رفتم و فایلها رو چندین بار دوره کردم اما توی این فایل واسم قدرت تجسم خیلی راحت تر و قابل فهم تر شد .
توی اوایل دوره خیلی سعی میکردم به اونچه که میخوام فکر کنم و تجسم کنم اما نمیتونستم فکرمو متمرکز کنم و تجسمم در حد چند ثانیه بیشتر طول نمیکشید اصلا درباره خواسته هام ذهنیتی نداشتم و یا فکرم درگیر چگونگی میشد .
به لطف الله مهربانم الان خیلی تجسم واسم راحت تر شده چون توی این چند ماه اتفاقاتی معجزه وار واسم پیش اومده که من حتی باورم نمیشد از این راه هم میشد به خواسته هام برسم. پس حالا تا ذهنم میاد بگه چجوری ؟؟؟؟؟ سریع میگم به من ربطی نداره چجوری و همونجوری که خواسته های قبلیم معجزه وار اتفاق افتاد و مطمئن میشم دارم تکاملم رو طی میکنم چون الان قوانین رو خیلی بهتر درک میکنم و به خدای خودم ایمان دارم که اتفاق میافته .
چند روز پیش صاحب خونه بهم زنگ زد که ما یه مشکلی واسمون پیش اومده باید خونه رو بفروشیم ،اگه من اون آدم سابق بودم همون لحظه با شنیدن اولین جمله قالب تهی میکردم اما حالا، وقتی ایشون صحبت میکرد من با خودم گفتم هر چی که هست قطعا به خیر و صلاح من داره پیش میره ، چون ما تازه اومدیم وتا پایان سال کلی وقت داریم هنوز ، به هر حال این حرف صاحب خونه همون لحظه در حین گفتگو بهم الهام شد که چرا خودم این خونه رو نخرم ؟ وبه صاحب خونه گفتم من یه مغازه دارم که اگه سریع فروش بره شاید خودم خونه رو بخرم . گر چه قیمت مغازه من خیلی پایینتر از اینجاست باز گفتم اگه خدا چنین الهامی به دلم انداخته خودش مسیر رو واسم هموار میکنه . بعد مشورت با خانواده چند تا راه جلوی پام گذاشتن که قابل بررسی و تفکره و باز هم به خدا گفتم بار الهی من تسلیم درگاه تو هستم خودت بهترین مسیر رو بهم نشون بده و من از چگونگی انجام و مسیر نا آگاهم تو هدایتم کن به بهترین روش و بهترین مسیر .
موضوع دیگه ای که توی این فایل بود بحث تنها بودن هست که من چند روزه با خودم فکر میکنم چرا اینقدر تنها شدم و حتی میل رفت و آمد زیاد با اقوام رو هم ندارم و فقط دوست دارم تنها باشم و خودم رو غرق کنم در شنیدن فایلهای ارتقاء شخصیت و تمرکز روی حرفه ای که میخوام شروعش کنم باشم و از تنهاییم لذت میبرم اما خانواده و مخصوصا دخترم نگران من شدن فکر میکنن من منزوی و افسرده شدم اما من از این زندگی لذت میبرم بین دفترام و کتابام و دوره هام .حتی چند روز پبش دوستم میگفت حداقل به زور بیرون برو یا با 4 نفر رفت و آمد کن که افسرده نشی .یکم فکرم درگیر شده بود نکنه اینا راست میگن ، اما امروز با شنیدن این فایل خیالم راحت شد که راهم درسته و بیشتر به خودم افتخار کردم .
استاد من عااااشق این ویلای شما هستم و وقتی توی یکی از فایلها دیدم دارین خالی میکنین و وسایل رو میبرین خیلی دلم گرفت .اما توی آرزو و تجسم هام همشه خودم رو توی همین شهر و ویلاهایی شبیه به همین ویلا میبینم و میدونم یه روز به خواسته و آرزوم میرسم و میام اونجا به امید خدا.
استاد نمیدونم چطور میشه از شما قدر دانی کرد و اینهمه لطف شما رو جبران کرد خیلی دوست دارم یه روز ببینمتون و شما و مریم جون رو در آغوش بگیرم انشاالله هر چه زودتر به این خواسته شیرینم برسم .
استاد عزیز تر از جانم خدا را شاکرم بابت آشنایی من با شما و لطف بزرگی که در حق من انجام داده حتی گاهی با خودم میگم قطعا من عزیز دردانه خدا هستم که همچین خیری واسه من خواسته و با این گروه و خانواده فوق العاده آشنام کرده . خدایا شکرت .
استاد و عزیزان همراهم دست حق نگدار همه تون با آرزوی موفقیت روز افزون برای تک تکتون.
به نام الله یکتا
سلام
شکر خدای مهربان را که همواره در حال هدایت من است
خدارو صدهزار مرتبه شکر برای وضوح این نشانه
اصلا پلی نکردم فایل رو و تا چشمم به موضوع فایل خورد انگار گنج های تمام دنیا رو به من دادن
انگار خداوند توی جاده موفقیت و آرامش زندگی ی تابلو جلوم گذاشت
که نزدیکی لذت ببر اینم نشونش
کل این هفته بنا به گوش دادن فایل تجسم خلاق فکر کنم قدم دوم تجسم خلاق بود و واقعا نتایج عالی برام در بر داشت از ورودی مالی از دیدن نشانه ها پشت سر هم
و خدارو صدهزار مرتبه شکر که این احساس درونی وقتی میاد دوست دارم یا بیام توی سایت ببینم چه خبره یا شروع کنم به شکرگزاری کردن چرا که واقعا با اینکار اون قطب نما اون هدایتگر درونیم رو تنظیم میکنم به سمت خواسته هام نه خواسته ای به اسم پول بلکه خواسته ای از جنس آرامش
از جنس توحید از جنس احساس فراوانی
از جنس توحید و ربوبیت
همین دیروز بود با یکی از دوستانش که همفکرانش هستم داشتیم در مورد تجسم خلاق صحبت میکردم و من ی موسیقی که استاد به عنوان هدیه برای یکی از قدها گذاشته بود رو آهنگش رو براش پلی کردم و گفتم که من وقتی این موزیک رو گوش میدم میرم توی دنیای خودم
توی دنیایی که دوست دارم باشم
تقریبا ذهنم خالی میشه از موضوعات دنیای اطراف و ی احساس آرامش عجیبی به سمت من میاد
و الان که اومدم توی سایت و دیدم موضوع این فایل رو گفتم بزار اصلا پلی نکنم فایل رو و به همین نشانه بسنده کنم و تجربه این موضوع که به هرچیزی فکر میکنم وارد زندگیم میشه رو بنویسم و چه تجربه ای
واضح تر از فکر کردن و تجسم کردن و در موردش شنیدن
و اومدن توی سایت و دیدن فایلی که در مورد این موضوعه
تقریبا به خیلی از خواسته های که تجسم کردم رسیدم
و شاید خیلی خواسته هام کوچیک بوده که به این جا رسیده و یا زیاد تجسم نکردم ادامه ندادم
ولی صد درصد اون چیزهایی که فکر کردم الان هست توی زندگیم
از ماشین از سرمایه گذاری از سلامتی از احساس اطمینان
از ورودی و درآمد ماهیانه و تازه اول کاره
و این ادامه داره
سلام دوستای گلم
سلام استاد جونم
و سلام خانم شایسته قشنگمممم
من امدم با یه نتیجه از تجسمممم
خیلی خوشحالم
دیروز که من این فایل رو دیدم
رفتم کامنت ها رو خوندم
اقا یه خبر خوب هم برا خودم هم برا خودم;))))
من عاشق خوندن کامنت شدمممممم
خیلی به خودم افتخار میکنمممم
الهام جونمممممم
افرین بهت
من قبلا مقاومت داشتم شدید یعنی زورم میدمدااااا شدیدددد
اما الان این جوریم که خب فایل رو دیدم
حالا اخ جون کامنت هااااا
بازم افرین الهام قشنگ و دوستداشتنی من
خب حالا بگم براتون از نتیجههههه
دیروز تو کامنت ها دوتا از نتیجه بچه ها برام جذاب بود
اقا یکی اس ام اس واریزی
یکیش هم خرید محصولات سایت
و من هر دوتارو باعشق تصور کردممممم
من فایل رو ظهر دیدم و واریزی رو تجسم کردم یه مقدار مبلغی
و صبح امروزززز از جایی که فکرش رو نمیکردم
(حالا توی پرانتز بگم که من ادمی بودم و الان هم نمیتونم بگم نیستم ولی مقدارش کمتر شده من عاشق اینم که سوپرایززززز بشم خیلی کیف میکنم))
از جایی که فکرش رو نمیکردمممممم
به حسابم واریز شددددد و من یه مبلغ واریزی داشتممممم
اره من جذبش میکننم
من اهنروبای جذب ثروت و نعمت
این روز ها واقعا روز های زیبایی از زندگیمه
دوره عشق و مودت رو دارم کار میکنم
سالم و سلامتم
سپاسگذاری میکنم
یه کوچولو دارم دارم در مورد نجوم تحقیق میکنم
ایشالله فردا راهی سفری هستم که اونم خدا برام جور کرده
یه سفر که توش مهمون خدام
و احساسم نسبت بهش خیلی خوبه
این روز ها دارم توی گوشم صدای استاد رو میشنوم
خلاصه بگم براتون که حال دلم خیلی خوبه
خدایا سپاسگذارم سپاسگذارم
دوستای گلم سپاسگذارم ازتون بخاطر کامنت های خوبتون
سپاسگذارم که دارید نتیجه میگیرید
سپاسگذارم که دارید باعث گسترش جهان میشوید
چقدر این فایل فوقالعاده است چقدر آگاهی در این فایل به من داده شد چقدر این فایل گران بهاست..
درود بر شما استاد عزیز سپاسگزارم که این فایل ارزشمند رو به اشتراک گذاشتید.
چقدر تفاوت هست بین کسی که طبق قوانین جهان و آگاهانه زندگی میکنه با کسی که نا آگاه هست نسبت به این قوانین ثابت.
خداروشکر که من نسبت به حقایق جهان آگاهی به دست آوردم و طبق مقررات هستی زندگی میکنم.
️
سلام و درود بر استادءءءءءجاااااان ومریم زیبایءمن.و دوستان عزیزم.استادءنازنینم من چندباری این فایل رو گوش کردم.واقعا انسان خواسته یاناخواسته اگر تجسم هایی از چیزهایی که بخواهدیانخواهدرو توذهنش مجسم کنه ممکن میشه.مخصوصاکه اگر درسمت مثبتش باشه.که چه بهتر.دوستان عزیزم میخوام براتون یه جریان روبگم عنایت داشته باشید.وبدونیدکه تجسم حتتتتی درجهت منفی ش چقدرررر تاثیرگذارء.پس باید مراقب افکارمون باشیم طوری که استادفرمودندکه سعی کنیداگاهانه باشه.من دوستی داشتم که مدیرمهدکودک بودفرزندخودم هم توی همون مهدبود.یک روز که رفتم دنبال دخترم ازمهدبیارمش مدیرامد.درکل انسان منفی نگری بود.وگاهی این اخلاقش شدت میگرفت.همون روزچون اداره رفته بودو کلی ازکارهایش سرانجام نگرفته بود به شدددددت عصبی و بداخلاق وتندخوشده بود.وزمین وزمان رو لعنت میگفت.من همونجابه ارامش دعوتش کردمو گفتم حالااشکالی نداره بعدسعی کن درست میشه و…اما تلاش هاوحرف های من فایده یی نداشت.اونروز هوا خیلی سرد وطوفانی بود.مدیرمهدروبه من گفت میبینی؟اوضاع نابسامان منو؟من شانس ندارم الانء که بااین طوفان شدیدتابلوی مهدمم هم کنده شه بیوفته رو یه ادمی یاچیزی .بعدبیاوجواب بده. خداشاهده بعداز 5دقیقه ازحرفش،اقایی به گوشیش زنگزدوگفت ببخشید شمامدیریت مهدکودک روبه عهده دارید؟این تابلوی سرکوچه یهو افتادرو ماشین من و ایینه ماشینم شکست وکنده شد لطفا بیاید و خسارت منو بدید.اونجا بودکه من قدرت احساس بد و تجسم رو دریافتم.اگر انسان درجهت مثبت مجسم کنه جواب میده اگر درجهت منفی باشه همون قدر قدرت داره.البته این مدیرچون اکثراوقات منفی نگر بود ازین دست ناخوشایندی ها که درراستای افکارمنفی ش بودخیلی درحوزه کاری وزندگی ش دیده بودم.طبق فرمایشات استاد.حالاکه واقعا رخ میده چرا آگاهانه ش نکنیم؟چرادرجهت بهبودزندگی ازش استفاده نکنیم؟ابن یک لطف ازجانب خداونداست.این محبت ورحیم بودن خداوندرومیرسونه که باباخودت بساز زندگی تو.وتجسم یکی ازین مواردء.عاشقتونم استادءءءءجان ومربم زیبای من.به امیددیدار روی ماهتون ازنزدیک.
سلام
من امسال فرودین 403 عضو دوره دوازده قدم شدم و خیلی خوشحالم که این توفیق رو داشتم که بتونم عضو شاگردهای استاد عزیزم باشم
جالبه که فایل های دانلودی که هدایت میشم ببینم هم به دوره 12 قدم ربط داره وانگار مداوم در حال تایید شدن از طرف جهان هستی هستم
من تا قدم 5 رو گوش دادم وحتی قدم شش رو هم خریداری کردم
ولی چون دلم میخاست خیلی بهتر و دقیق تر به قوانین عمل کنم قدم6 رو شروع نکردم و همچنان دارم روی قدم یک کار میکنم
در موردجهت دهی آگاهانه ذهن که موضوع بسیار مهمیه شما در قدم اول هم تو قسمت یک صحبت میکنید و یجوری دوره رو اینجوری شروع میکنید که معلومه چه اهمیت بالایی داره و درمورد تجسم و در قدم 2 قسمت دو به ما در جهت راحت تر رسیدن به خواسته هامون صحبت میکنید
به جرات میگم اگه کسی فقط از همین فایل باورهاشو کار کنه(قدرت دست منه)و بقیه باور ها
و از تجسم و جهت دهی ذهن استفاده کنه براحتی میتونه چیزهایی که میخاد رو خلق کنه و حتی عضو شاگردهای شما بشه و بصورت ویژه ای رو خودش کار کنه
ما باید قانون رو تایید کنیم
با نشانه ها
اتفاقایی که میبینیم
تضاد ها و خواسته هایی که ایجاد میشن
از همه اینا باید بتونیم در جهتی ازش بهره ببریم که بتونه به نفع ما باشه
و من شخصا با اینکه نتیجه های کوچیک و بزرگی گرفتم ولی چون میدونم که میتونم چیزهای بیشتری داشته باشم به قانون عمل میکنم و با قدرت خودم زندگیم رو خلق میکنم و مطمئن خداوند هم منو هدایت میکنه به مسیری که دوست دارم تواون گسترش پیدا کنم
خدایاشکرت که استادی دارم که هر لحظه همیت قوانین خیلی ساده که گاهی حتی باورش نمیکنیم از بس ساده هستند را هی به ما گوشزد میکنند و مارا هدایت میکنند که در آغوش خداوند حرکت کنیم
و در مورد باور خیلی مهمی که تو این لایو گفتید
(قدرت دست توعه)
آیا ما قبولش داریم؟
تووو،تویی که داری اینو میخونی آیا قبول داری قدرت زندگیت دست توعه؟
باشه پس چرا واسه اون مشکلت غر میزنی؟مگه نمیگی قدرت دست توعه؟پس درستش کن
چرا از رسیدن به اون خواسته ت دست کشیدی؟چرا شرایط جامعه رو بهونه میکنی؟مگه نمیگی باور کردی قدرت دست توعه
اینه باوررررت؟اگه باور کردی چرا قدم برنداشتی؟
پولتو بهت ندادن رفتی دعوا کردی؟مگه قدرت دست تو نیست؟چرا از خدا نخواستی ؟چرا راهو اشتباه میری؟
وفتی میفهمیم همه چیییییز در دست خودمون و به کمک الله مهربان انجام میشه اصن ی سری کارهارو انجام نمیدیم!ومیفهمیم چه کارهای باید کنیم
تو به این جمله فقط باور داشته باش نفیسه
تا بفهمی زندگی کردن واقعی یعنی چی تابفهمی رسیدن به خواسته ها چقدر آسونه
تویی که میدونی تجسم همه چیزه
چقدر خواسته ت رو تجسم کردی؟از این قدرت برای چیزهایی که خواستی اصلا استفاده کردی؟
یا افکارشون رها کردی و برده تورو توبدبختی
مرسی از استاد عزیزم که هر لحظه در حال دادن ورودی به ذهن ماست و من یکی رو به خودم میاره و دوباره میذاره تو آغوش خدا
عاشقتونم
به نام خدای بخشنده ی مهربان
سلامودرود خدا به استادان عزیزم و همه ی دوستان ارزشمندم درمسیر رشدوپیشرفت الهی
استادجان ازتون بی نهایت سپاسگزارم که اینقدر قانون جهان رو بازبانی ساده و روان بهمون یاد میدید
این فایل رو دوباره گوش دادمو یادم افتاد به تجربه های دختر هفت سالم که آگاهانه از آموزشهای استادعزیز استفاده کرد و به کلی از خواسته هاش تو این سال رسید
چندماه پیش دخترم ملکا ازم پرسید مامان استادعباسمنش خیلی پولداره؟
منم درجوابش گفتم آره اونقققدر پول داره که هرچی از توحساب بانکیش پول برمیداره پولاش کم نمیشه!
بعد دوباره پرسید یعنی چجوری تونسته اینهمه پول به دست بیاره؟
من درجوابش اومدم توپنج دقیقه کل آموزشهای استاد رو به این شکل براش توضیح دادم و گفتم ببین دخترم،استادعباسمنش یروزی هیچکدوم ازینا رو که میبینی نداشت،فقط یچیزی رو فهمید که باید هرآرزویی داره تو ذهنش مجسم کنه و بابتشون ازخدا تشکر کنه و همون چیزای کوچیکی که خدابهش داده بود کلی بابتشون از خدا تشکر میکرد،بخاطر همین عزیز دردونه ی خدا شد و خدا دید انقد داره خوب از نعمتاش تشکر میکنه نعمتای بیشتری ازجمله پول بیشتری بهش داد
یعنی همین چندجمله انگار برای دخترم کافی بود و همون لحظه بهم گفت مامان میشه یدونه دفتر بهم بدی تا من آرزوهامو برای خدا بنویسم و بابتشون ازخدا تشکر کنم؟
منم خیلی مشتاقانه گفتم چشم عزیزم فقط هرآرزویی داری دقیق بنویسشون و به خدا بگو ممنونم که همه ی اینهارو بهم میدی
گذشتو گذشت و بعداز چندماه من یادم رفته بود که دخترم دفتر سپاسگزاری داره،داشتم خونه رو مرتب میکردم یدفه یادم افتاد که این دفتر رو برای دخترم گذاشته بودم…
فکرنمیکردم که خیلی جدی گرفته باشه حرفای منو و آرزوهاشو نوشته باشه
ولی وقتی که اون دفترو بازکردم دیدم که خداای من تموم چیزایی که نوشته بود ماامسال بدون اینکه دخترم بهمون گفته باشه یازیاد اصراری براون خواسته کرده باشه براش همه ی اونهارو تهیه کردیم
اصلا خودم باورم نمیشد که هرچی که خواسته بود توی دفترش نوشته بود،حتی کوچکترین چیزی که من فکرشو نمیکردم اون نوشته بود و خیلی راحت شرایطش فراهم شده بود و به خواسته هاش رسیده بود
حساب کردم دیدم امسال فقط بالای پنجاه ملیون دخترم درخواست کرده و به راحتی پولش جورشده و براش خریدیم،و این دفتری که دیدم خیلی منو به فکر فروبرد و باخودم گفتم ببین من چندین هزارساعته دارم فایلای استاد رو گوش میدم و هنوز تو خیلی از آگاهیا مقاومت دارم که به اونها عمل کنم ولی دخترم کافی بود توپنج دقیقه براش توضیح بدم که استاد دقیقا از چه راهی داره اینقدر راحت به خواسته هاش میرسه،و اون هم بدون هیچمقاومتی فقط یک دفتر برداشت و کلی خواسته تودفترش نوشت و بابتشون ازخدا تشکر کرده و به همین راحتی خدا براش همه چیو مهیا کرده…
چطوره که من بااینکه بیشترازدخترم این آگاهی هارو گوش کردم ولی هنوز گاهی وقتا تو نوشتن تنبلی میکنم و فکرمیکنم انگار کهنوشتنه کافی نیست،و باید یه شاخ غولی هم شکسته بشه تا به فلان خواسته برسم
اول ازهمه خیلی خوشحال شدم که حداقل دارم بادخترم جوری حرف میزنم که نخواد مثل گذشته ی من کلی محدودیت تو ذهنش فرو کنه و فکر کنه که زمانی میتونه به خواسته هاش برسه که خودش درس بخونه وپول بسازه تابه اون خواسته برسه،یااینکه مثل گذشته ی من تو ذهنش این حرفارو بهش بفهمونم که شتر درخواب بیند پنبه دانه و محاله به این خواسته برسی ….
دوم اینکه چقدر همین دخترم برای من یک الگوشد که به راحتی درخواست بدم و کار به چگونگیش نداشته باشم و فقط بنویسم و بابتشون ازخدا تشکر کنم،به همین راحتی خدا شرایطشو درزمان مناسب فراهم میکنه و منو به خواستم میرسونه
گاهی وقتا شده که دخترم میگه فلان چیز رو میخوام و واقعا شرایط مالی خیلی خوبی نداشتیم،اما اون ازخواستش نمیگذره ومیگه صبرمیکنم تا شرایط مالیتون بهتربشه و همین که ازخواستش نمیگذره انگار که یجورایی ماهم بفکریم که حتما اون رو براش جور کنیم،و میبینیم که ازیجایی پولشو خدا فراهم کرده که مااصلا فکرشو نمیکردیم…
واقعا خیلی لذت بردم وقتی که دفتر دخترمو دیدم و ازهمه مهمتر به تموم خواسته هاش رسیده بود،خیلی شگفت زده شدم و اشک میریختم که چقدر خدا داره دقیق جواب میده و کوچیکو بزرگ نداره،همین که تو درست درخواست بدی همه چیزو برات ردیف میکنه
بعضیا که توحاشیه میرن ومیگن با چه فعلو فاعلی خواسته هامونو بنویسیم،این رو من دیدم که دخترم که تازه نوشتن رو یادگرفته خیلی هم فعلو فاعل خواسته هاش رو رعایت نکرده بود ولی خدا بهونه ی این رو نیورده که خواستش رو اجابت نکنه
اصلا همین الان که دارم میگم اشکم درومده که چقدر خدا عشقه و چقدر دقیق پاسخ میده واقعا این رفتار دخترم خیلی رو من تأثیر گذاشت که بابا یکم بیشتر جدی بگیرم و بیشتر روی خواسته هام متمرکزبشم
واقعا دخترم ازلحاظ فیزیکی چکاری میتونست انجام بده تاپول بسازه و به خواسته هاش برسه؟
خدا پدرش رو دستی از دستانش میکنه که به راحتی پول خواسته هاشو فراهم کنه و بهشون به راحتی برسه
خوب پس چرا من فکر میکنم برای رسیدن به خواسته هام حتما باید یه کارفیزیکی سخت انجام بدم تا بهشون برسم؟
استاد چند صدتا خواسته تودفترم نوشتم ولی بعضیاشونو اونقدر با مقاومت نوشتم که فکرمیکنم سالیان سال طول میکشه تابهشون برسم
برای دخترم یک دوچرخه ی ده ملیونی یک آرزوی خیلی بزرگی بود ولی چونکه بهش گفته بودم تو فقط بنویس وبابتش ازخدا تشکر کن دیگه اون بدون مقاومت نوشت و به راحتی اون دوچرخه براش جورشد،واقعا به راحتی جورشد
ولی من یکخونه ی چندملیاردی که درخواست کردم باکلی مقاومت نوشتم،و میدونم که مشکل از ذهن محدود خودمه وگرنه یک دوچرخه ی ده میلیونی با یک خونه ی چندمیلیاردی هیچ فرقی برای خدا نمیکنه،اون ذهن محدود منه که مقاومت میکنه….
استادجان بی نهایت ازتون سپاسگزارم که بهم قانون درست جهان رو یاد دادید
خیلی خوشحالم که دارم دخترم رو تواین سنوسال با قانون جهان آشنا میکنم و بهش دارم یاد میدم که چطور ازقانون استفاده کنه و به یادش بیارم که اون با خدا یکیه و هردرخواستی میتونه به راحتی ازخدا داشته باشه…
خداروصدهزارمرتبه شکر برای این فایل پراز نکته و پراز محتوا و ارزشمند
هرکجاهستید شادوپیروز باشید
بنام الله
سلام ودرود خداوند به روح بزرگ وقلب پاکت
احسنت به تو عزیزم آنقدر خودت خوب عمل کردی که دخترت گلت هم یاد گرفته آفرین
یه چیز دیگه صفا جان چقدر چهره ات دلنشین وزیباست هر وقت پرو فایلت رو نگاه میکنم ناخودآگاه وجودم پر از آرامش میشه ،چقدر دختر گلت خوشبخته که مامان نازنینی چون شما را دارد
می بوسمت عزیزم از طرف من دختر گلت هم ببوس
بهترین بهترین ها را در هر لحظه از زندگی برایتان آرزو میکنم
یا حق
سلام دوست عزیزم
کامنتت خیلی عالی بود
خیلی خوبه که دختر نازت رو آگاه میکنی از اونجایی که بچه ها باورهاشون دست نخورده است خیلی سریع تر از ما باور میکنن و با باور قدرتمند خواسته هاشون رو ارسال میکنند و جواب میگیرند
واقعا الگو گرفتم از حس زیبای دختر نازت
انشالله همیشه در کنار هم شاد و سلامت و ثروتمند باشید
برات بهترین ها رو آرزو میکنم
انشالله خودت هم مثل دختر نازت به همه خواسته هات میرسی
ممنون از کامنت خوبت