این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2024/09/abasmanesh.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-29 02:36:522024-11-08 04:54:02live | استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق
801نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عزیز و گوگولیم که البته تو یه سری از فایلا این وجهتون بروز میکنه
سلام به مریم عزیز و صد هزار بار مرسی که این فایل زیر خاکی به معنای واقعی زیر خاکی و با ارزش را پیدا کردی. و تدوین کردی روی سایت گذاشتین
مرسی که این فایلای دانلودی را به صورت پایدار و نه مدت دار و بدون هزینه مالی در اختیار من گذاشتین
به قول یکی از دوستام الان میخوام گریه کنم انقد که خوشحالم
چقدددددد محتوای این فایل عزیز بود
این کامنتی که دارم مینویسم بیشتر جنبه تشکر داره
اما چون شما استاد عزیز و همین طور همه ی ما دوست داریم یه نتیجه ای رو هم بشنویم
اینو میمویسم که واقعا بخدا این ماییم که داریم خلق میکنیم و تا چه حد قدرت مند هستیم
این مثال یه کوچول شاید خصوصی طور باشه
من یه مدتی یه کتاب خون ای دارم میرم در جهت هدفم و اونجا یه شخصی و دیدم و برام جالب شده بود که این فرد کیه و هیچ اطلاعاتی ازش نداشتم ولی خیلی میخواستم بدونم کیه اسمش چیه البته بگم این کتابخونه اکثرا فقط دانشجویا پزشکی دانشگاه خودمون هستن خلاصه به طور اتفاقی و حدسی من متوجه شدم که ایشون ورودی چه سالی هستن و بعد یه شب همینجوری تو کانال تلگرام اون ورودی دانشگاهمون داشتم سرچ میکردم بعد نفهمدیم چجوری هدایت شدم به یه کانال دیگه که لینکش تو این کانال اولیه بود بعد نمیدونم به یه پیامی هدایت شدم که زیرش چندتا کامنت بود و بازم هدایتی یکیشونو که عکس پروفشم درخت بود و اسمشم مخفف بود را باز کردم و وقتی عکسارو ورق زدم دیدم ببببله خودشه و واقعا احتمال این قضیه یک در میلیارد بود بماند چون اسمش مخفف بود و من میخواستم بدونم اسمشم چیه باز یه جوری به یه کانال دیگه هدایت شدم که هم اسم هم شماره مارت و حتی شماره موبایلشم پیدا کردم از کجا از هیچ جا فقط طرف و دیده بودم
بعد خواسته ی بعدیم این بود که یه کم باهم صحبت کنیم و این قضیه رو هی توی ذهنم میساختم و بعد باورتون میشه حتما که دقیقا یه روز که اون داشت میرفت همون لحظه من رسیدم و باهم صحبت کردیم و اسمم و پرسید و منم کلی اطلاعات دیگه ازش کسب کردم
الان در جواب این سوالم که احساس خوب دقیقا کجای قانونه فهمیدم احساس خوب مجوز دسترسی به قدرت خلق کنندگی خداست
بنظر من البته اینو از خدا پرسیدم هنوز مطمئنم نکرده ولی بنظر من ذهن ما یا من و شما هیچ قدرتی نداریم و اینکه توی زندگیمون ناخواسته خلق میکنیم درواقع ناخواسته خلق نمیکنیم بلکه خواسته خلق نمیکنیم یعنی اینکه ناخواسته ها خلق کردنی نیستن و در اثر نبودن اون قدرت خلق توی زندگیمون هستن و اگه من میخوام زندگیم خواسته بشه باید با احساس خوب به خدا وصل بشم و بتونم از قدرت خلق کنندگی اون که تنها قدرت خلق کنندگی. و حتی تنها قدرت و نیرو هست استفاده کنم و اگه وصل بهش نباشم هیچ قدرتی برای خلق چیزی که میخوام ندارم و درنتیجه ناخواسته خلق میشه
البته اینجاشو دقیق نمیدونم با توضیحی که استاد گفت که ما با شرح و بسط دادن به اتفاقا بد و منفی اونو بیشتر میکنیم و یعنی کلا با توجهمون داریم بیشتر میکنیم پس بعنی ما یه قدرتی برای خلق اونچیزی که توجه میکنیم حتی با احساس بد هم داریم؟
این یه نمونه از سوالانی که از خدا میپرسم و یقین دارم تا چند وقت دیگه بهم جواب میده همون جور که تا الان جواب داده
وقتی استاد عباس منش ازهمچون زندگی توبندرعباس بیادبرسه به همچی زندگی همچی رابطه عاشقانه ای واین همه نعمت وثروت واردزندگیش کنه وبراخودش خلق کنه بدون اینکه الگو خاصی داشته باشه پس ماهم میتونیم با الگوبرداری ازاستادعباس منش که این چنین خالصانه برامون میادهمه چی زندگیشو میریزه تودایره میگه من ازاون زندگی فقیرانه رسیدم به همچین زندگی که فکرنکنم بیشترازیک درصد مردم جهان همچی زندگی وهمچین ثروت وموقعیتی داشته باشن وازهمه مهمتر آرامشی که استاد دارن ورابطه عاشقونه با خانم شایسته عزیز خدایاشکرت
من یادمه سالها پیش ناآگاهانه دروران خدمت خودموساختم.
وقتی کم سن سال بودم خیلی وقتها باخودم جزئیات دوران خدمت براخودم تجسم میکردم که نقطه سفرمرزی خدمت میکنم من دژبان ایست بازرسی هستم ازقاچاق فروش ها باج میگیرم وپول دارمیشوم چون اون موقعه ها فکرمیکردم فقط ازهمچین راههایی میشه پول دارشد فارق ازاینکه بارکج به منزل نمیرسه خخخخخ
ودقیقا من کل خدمت سربازی نقطه سفرمرزی بودم ودقیقا دژبان بودم پول زیادی میگرفتم دقیقا درآمد روزانه من معادل حقوق یک ماه یک کارمند بود وخداروشکر خیلی زود اون پول نادرست اززندگیم رفت بیرون ومن باتلاش خودم وتوکل برخدا همچی ساختم خدایاشکرت
از خداوند سپاس گذارم که همیشه منو هدایت میکنم به مسیرهای درست به فایل های بجا
خداروشکر که این فایل هم مثل تمام فایل های دیگه پر از آگاهی و نشانه بود وهست
چقدر خوب استاد اشاره کرد به اینکه به محض اینکه یه چیز منفی تشکیل میشه بعضی از ما شروع به تقویت و بزرگ کردنش میکنیم هی کشش میدیم هی تجسم منفی میکنیم خود من بشخصه این مدلی هستم و واقعا خسته شدم از اینکه اینقدر تمرکزم روی افکار منفیه
من در کنترل افکارم مدیته که واقعا ضعیف عمل میکنم انگار که افسار داره از دست در میره علتش اینه که مدتیه که واقعا روی خودم مثل قبل کار نمیکنم شل گرفتم به لطف خدا و وجود سایت داره سعی میکنم برگردم به روند قبل
ما باید سعی کنیم که همیشه روند کارو رو مثبت ببینیم
بنظرم افکار و کنترل افکار همه چیز وتمام
ما باید بتونیم که افسار افکارو دست بگیریم
نزاریم مارو هرجا خواست بکشه نزاریم همین جور پیش بره و ما فکر کنیم که هیچ کنترلی نمیتونیم داشته باشیم روی ذهنمون امیدوارم که با کمک خداوند هدایت بشیم به مسیر درست و به قدرتی که خداوند رون ما نهاد ایمان بیاریم و عمل گرا باشیم
چون مهم ترین بخش تمام کار ها عمل کردن قدم براشتنه همون چیزی که من در انجامش ضعیفم پر از اطلاعات پر از سخن و حرف های پر معنا اما بودنه عمل مطمئنم که به لطف خداوند و آموزهای استاد دوباره به فردی عمل گرا تبدیل میشوم
اتفاقا در ستاره قطبی امروز از خدا خواستم خدایا بیا با هم امروز یکم تجسمی زنده و ملموس رو تجربه کنیم بیا از کلاممون خوب استفاده کنیم
خدایا بهم انرژی لازم رو بده
چقدر خدا کارشو دقیق و درست انجام میده واین فایل رو من دیدم و هدایت شدم و همزمان یکسری تجسم ها در ذهنم شروع به حرکت کردن کرد
چقدر ناخواسته روان و زندگیمو زخمی کردم
چقدر پنگول انداختم به خودم
از خدا مجدد این روزها هدایت و نجات خواستم
و بیاد آوردم که خدا اصلا قضاوت نمی کنه گذشته منو و با الان من کار داره
گفتم که خدا خودت میدونی نیت و قصد من خیر و خوبی و صداقت و حرکت در مسیر خودت بوده و هست
وگرنه هدایت نمیشدم به این مسیر اگر دروغ میگفتم
فقط راهشو گم کرده بودم
فقط فراموش کرده بودم
میدونی که من تمرین دارم میکنم وگرنه من ضعیفم تو اینو میدونی
دارم رشد میکنم پس من رو مورد قضاوت و سرزنش قرار نمیده
بلکه برعکس، دستمو میگیره و نجاتم میده و بالا میکشه
هر چقدر بیشتر تمرین میکنم سریعتر و راحت تر جذب یکنم انگار قدرت جذب و فرکانس ادم بالاتر میره
قبلا سوالم این بود مگه نمیگیم انسان تواناست در خلق، چرا پس در خلق ضعیف دارم عمل میکنم وقتی شروع میکنه به تمرینات نسبت به قبل چرا اینقدر تمرین نیازه؟ و چرا وقتی الان یک اتفاق خواسته رخ میده اینقدر شگفت زده و خوشحال میشیم؟
جواب اینه که بله تجسم میکردم همیشه بطور طبیعی انجام میشده و در3 یا4 یا 5 سالگی مثلا اینو طبیعی میدونستیم چون با این زاویه دید بطور طبیعی بدنیا اومده بودیم
بعدا دیگران و جامعه هی گفتن حالا بزار تو الان بچه ای نمیفهمی بزار بری تو مشکلات بزار بری تو زندگی بزار فلا بزار بیسار
اینطور که تو فکر میکنی نیست الان راحته نمیدونی این پول از کجا میاد
به بدبختی
باید جون بکنی
تو الان راحت داری بازیتو میکنی نمیفهمی پول این غذا و لباس و خونه و ماشین و خرج تحصیل از کجا و چطوری میاد!
راحت مهمونی میدادیم
راحت مهمونی میرفتیم
راحت سفر میرفتیم
در حال و هوای همون روز زندگی میکردیم
بعدا باور کردیم نکنه راست میگه؟! یا میگن؟!
عه؟ یعنی قراره بعدا دهنمون سرویس شه؟! چیکار کنم؟!
ترس ورمون میداشت و احساس تنهایی از همون موقع شروع شد
هر چی تجسم و لذت بود میریخت پایین
برای همین الان چهار تا تجسم میکنیم و یکم تمیرین میکنیم میبینیم هی راحت تر میشه خلق کرد تعجب میکنیم فکر میکنیم یه چیزی به توانایی ما اضافه شده
در صورتی که قبلا اینطوری بودیم فقط دفن شده بوده زیر آوار صحبتها و ترس های فرا گرفته شده قدیمی
برای همین الان دارم نزدیک میشم به تنظیمات اولیه کارخانه
چون در این چهار پنج سال گذشته خصوصا دوست داشتم اون طراوت و شادابی کودک درونم و در حال زندگی کردن دوران کودکی یا نوجوانی مو بدست بیارم
الان میبینم تقریبا خیلی چیزهایی که حتی در دل میگذرونم همون روز یا فرداش حدودا، میبینم
مثلا میگم ایکاش عروس دوماد ببینم امروز
غروبی از خرید داشتم پیاده بر میگشتم یهو جلوی در یک سالن آرایشگاه دیدم یک عروس دوماد ایستادن و عکاس داره ازشون عکس میگیره
میگم خدایا بهترین ذکرها رو بهم یادآوری کن یهو هدایت میشم به عبارات تاکیدی عالی و ناب
قبلا مقاومتم زیادتر بود
ولی الان کمتر شده و راحت تر میتونم اینکار رو انجام بدم تنها دلیلشم ساختن باورهای ریشه ای و پایه ای و اصلی هست که کمکم کرده
میگم اصلا این باورهای عالی و ریشه ای و این آگاهی ها کجا بودن تا حالا منی که اینقدر تلاش کرده بودم ولی نتایج خاصی نمیدیدم
این نکته طلایی رو فهمیدم از تجربه خودم
که حتی نه تنها در فیزیک هر چقدر تلاش بکنی نتیجه نمیگیریم بلکه حتی در متافیزیک و ذهن هم اگر درست تلاش نکنیم نتیجه ای نمیگیریم بلکه ناامید میشیم و حتی نتیجه برعکس و بدتر هم میگیریم
راستی اتفاقا من بطور کل تنهای تنها هستم جز توی خونه با مامانم و تا حدی هم برادرم
ولی تقریبا اکثر روز با خودم هستم و اصلا فضای مجازی هم ندارم بیش از دوسالی میشه
بسیار سپاسگزارم استاد عزیز عجب فایل به جا و زیبایی بود
خداروشکر بابت این فایل بسیار ناب استاد جانم سپاسگزارم ازت و دوسدارم بگم که دقیقا دقیقا دقیقا درسته همه ما اگه بخوایم بهش فکر کنیم میفهمیم که آره خیلی از چیزهایی که داریم و اتفاقاتی که افتاده رو تجسم کردیم ولی چرا باز با این حال هم اینقد سخته ساختن این باور؟؟؟
من دقیقا یادم میاد زمانی که تازه ازدواج کرده بودم و چقدر دوسداشتم که بچم پسر باشه و عشق پسر موفرفری بودم. یه روز که رفته بودم بازار خرید کنم یه پسربچه دیدم با موهای فرفری خیلی ناز بود که دستش توی دست باباش بود به حدی دوسش داشتم که زل زده بودم بهش با لبخند و میگفتم خدایا من دوسدارم یه پسر موفرفری داشته باشم و این شد که الان یه پسر موفرفری ده ساله دارم
چند روز پیش که دختر داییم رو دیدم که وقتی کوچیک بودیم دوستهای صمیمی بودیم چند روز پیش بهم گفت اعظم یادته تو همیشه میگفتی که دوسدارم یه خونه کوچیک و جمع و جور داشته باشم همین چند سال پیش بود وقتی مستاجر بودم و داشتم از محله ای که دوسش داشتم اسباب کشی میکردم با صدای بلند گفتم من دلم مونده توی این محله و خودم دارم میرم و به خدا به یک سال نکشید که این خونه کوچیک و جمع و جور رو خریدیم و الانکه بهشون فکر میکنم چقدر برام جالبه و حتی بارها هم میگیم که آره من اینو دوسداشتم و شد ولی هیچوقت به این فکر نکردیم که پس اینا یعنی چی؟ بقول قرآن هیچوقت نیومدیم تفکر کنیم که آقا من این چندتا خاسته رو داشتم و بیان کردم و بهش فکر کردم و حالا بهشون رسیدم ولی نمیریم دلیلشو پیدا کنیم که پس یعنی بازم میتونم ؟ یعنی بازم میشه یعنی میشه بیام خاسته هامو بازم تجسم کنم .بهشون فکر کنم در موردشون صحبت کنم تا بهشون برسم .
میدونید استاد من مشکلم اینه که با اینکه بارها داریم میبینیم و میگیم که آره این اتفاق افتاد ولی بازم اینقدر باورش برامون سخت میشه که پس میتونیم بازم بیشتربهایم و تجسم کنیم و بعدش برسیم
خدای بزرگم کمکم کن که این باور رخنه کنه توی وجودم که میتونم همینطور که این خاسته هارو داشتم و حالا دارمشون پس بقیه خاسته هام هم میتونم به همین شکل خلق کنم
وای که استاد جانم چقدرررر فایلهایی که روی سایت میزارین بقول چاوشی باب دلمه
چقدر نیازن چقدر تلنگرهای قشنگیه برامون خدارو صد هزار مرتبه شکر
تمام تلاشمو میکنم روی این باور قشنگ بیشتر کار کنم و به یاد بیارم موارد بیشتری که خاستم و تجسم کردم و بهشون رسیدم تا این باور پذیر بشه واسم و بقول استاد جانم بوم بوم بوم خاسته هامو خلق کنم
خدایا شکرت بابت این آگاهی ها که صبح یکی از خاسته های ستاره قطبی من بوده
چه هدیه قشنگی .
خدایا شکرت بخاطر وجودت خدایا شکرت به خاطر وجود استادم و این سایت الهی و خانواده صمیمی که من دارم و مسیری که درش قرار گرفتم
من از دیروز 4 بار این فایل رو گوش دادم و نوشتم.الان هم با اینکه خوابم میاد ولی با عشق دارم این فایل رو مینویسم.بچه هام خوابن و من از سکوت و تنهاییم لذت میبرم و فایل گوش میدم.
چقدر من نیاز داشتم به این آگاهی ها خیلی وقتا فکر میکردم چرا با اینکه من دارم روی خودم کار میکنم که آدم بهتری بشم ولی چرا اینقدر تنها شدم
خیلی از آدمایی که سال ها باعث آزرده شدن من میشدن به راحتی رفتن خیلی تو زندگیم کمرنگ شدن نه به من زنگ میزنن نه کاری با من دارن و چقدر این موضوع باعث آرامش من شده .چقدر رابطم با همسرم و بچه هام عالی شده چقدر همسرم به من احترام میذاره فقط با مهربونی باهم حرف میزنیم نه بحثی نه توهینی.
من فقط فایل های استاد رو گوش میدم و دنیای اطرافم تغییر کرده دیگه خبر گوش نمیدم ،پای درد دل کسی نمیشینم،خودمو دوست دارم و زندگیم از هر نظر از لحاظ مالی و روابط عاشقانه خیلی عالی تر از قبله و هرروز بهتر از دیروز و این حس خوب من که احساس میکنم میتونم به آرزوهام برسم قبلاً فکر هم نمیتونستم بکنم .همه خواسته هامو مینویسم .بعد چند وقت میبینم به خیلی هاش رسیدم.
زندگی من به دو قسمت تقسیم میشه قبل آشنایی با استاد و بعد آشنایی با استاد که همه جا واسم بهشت شده هر لحظه دارم فایلاتون رو گوش میدم حتی تو مسافرت تو ماشین همه جا به شما و حرفاتون فکر میکنم بعضی وقتا از خوشحالی اشکام جاری میشه.و مریم عزیز که شخصیت و مهربونی هاش واسم الگو شده .قبلاً دیر به دیر به سایت سر میزدم .الان دائم تو سایت دارم فایل گوش میدم و لذت میبرم
درود بر استاد بزرگوارم جناب عباسمنش گرامی و بانو شایستهی عزیز و یکایک شما همفرکانسیهای گلم
دارم به این فکر میکنم که کاملا با شما موافقم و این من هستم که تاکنون زندگیم را با افکارم ساختهام و اگر هم کسی این افکار را در کودکی به من القاء کرده است، این من بودهام که آنها را پذیرفتهام، حالا آگاهانه و یا ناآگاهانه. به هر حال، من بودهام که این امر کار را به ذهنم راه دادهام.
برای نمونه، وقتی میدانم بودن در بین کسانی که پیوسته در حال دادن خبرهای نامطلوب و منفی و ایجاد باورهای محدود کننده هستند، برای من سم است و باورهای مرا مسموم میکند، چرا به دلیل واهی ترس از تنهایی و مثلا محروم شدن از خوردن یک غذای خوب در کنار آنها، میخواهم که آیندهام را نابود کنم؟ آیا به مراتب بهتر نیست که با دروی کردن از همهی چنین کسانی، حتا برای همیشه، خود را از شر این باورهای محدود کننده در مورد تواناییهای نامحدودم خلاص کنم؟! دیشب این کار را کردم! از پرینت تصاویر مربوط به تابلوی رویاهام بازمیگشتم که یهو هوای خونهی خواهرم را کردم( همسر و پسر کوچک من برای پیشرفت پسر کوچکم در والیبال و … به تهران رفتهاند و پسر بزرگم هم در دوران خدمت سربازی است) که کمی از تنهایی بیرون بیایم! ولی با خود گفتم، آیا دلت میخواد که باز هم با همنشینی با آنها که نه از روی عمد و البته کاملا ناآگاهانه، به خدمت همهی باورهای مثبت تو میرسند و پیوسته ناله میکنند و این را هنر خویش میدانند، از مسیر زیبای آگاهی و شناخت و هدایت بیرون روی و از سرعت خودت بکاهی؟ این بود که تصمیم گرفتم که به خانه بازگردم و تنها باشم و روی محصولات استاد بزرگوارم کار کنم و سبب رشد شخصی خود شوم که هر چه دارم از همین است و بس!
به یادم آمد وقتی را که با تمرکز روی درس ریاضی یک در دوران کارشناسی، آن درس را به همراه یازده نفر دیگر در بین هفتاد و هشت نفر دانشجو با تلاش بسیار و البته عشق و امید پای کردم و یک آنهم به پاس نکردم آن نیاندیشیدم! همین تمرکز و امید سبب شد تا آن درسی را که همیشه از آن میترسیدم را پاس کرده و از آن عبور کنم! البته آن روزها، از مسئلهی باور و اینها خبری نداشتم ولی، یک آن هم به پاس نکردم آن درس نیاندیشیدم و همین شد که بدون آگاهی، باوری در من شکل گرفت و خود را از دستهی کسانی میدیدم که آن درس را به خوبی پاس کرده است و همین هم شد. خدا را سپاس!!!
پس همینه، کل ماجرا همینه! وقتی من میتونم که با تمرکز و تجسم فعال، به خواستههایم برسم چرا کوتاهی کنم. همین شب گذشته سه بخش نخست دورهی الهی آفرینش را خریداری کردم و آغاز کردهام به کار کردن.
باز هم ذهن نجواگرم داره من را گول میکنه. بهم میگه: تو دیگه پیر شدی! اگه میبینی استاد بزرگوارمان تونسته که زندگیش را عوض کنه، ایشان در جوانی اینکار را کرده! نه تو که حتا یه خونه از خودت نداری! نه تو که حتا یه ماشین درست و درمون نداری! من هم در پاسخ بهش گفتم که اشتباه نکن! درسته که استاد عباسمنش در جوانی این کارها را کرده ولی، مگه چقدر طول کشیده؟ تازه اون موقع کسانی مانند خودشون نبودند که کمکشان کنند ولی من که دارم از آموزههای ایشان استفاده میکنم. پس، بهتر و سریعتر میتونم نتیجه بگیرم! درضمن، مگه عمر ما اگر هم هزار سال بشه، در برابر عمر کائنات الهی چقدره؟ اصلا عمر ما مثل نقطه است در برابر وسعت یک زمین فوتبال!
پس، نه سن و سال مهمه و نه جنس و نه اینکه و نه این که پیش از این در چه شرایطی بودهام. همانطور که خودم روزی با باورهای خودم این وضعیت را برای خودم ایجاد کردهام، میتوانم این بار با کار کردن آگاهانه بر روی رشد شخصیام و باورهایم، به آنچه که میخواهم البته با رعایت مراحل تکاملی برسم!!!
به نام خداوند اجابتگر خداوند هدایتگر رزاق روزی دهنده
سلام
تجسم به نظرم اون چیزیه که من بیشترین نتایج رو ازش گرفتم آگاهانه و ناآگاهانه
استاد شما چقدر درک بالایی از قانون دارین و چقدر خوب توضیحش میدین تنها کسی هستین که من این جمله رو ازتون شنیدم:تجسم چیزی نیست غیر از اینکه دارید به یه موضوعی فکر میکنید
و چقدر این جمله تشخیص اصل از فرع رو راحت میکنه
اینکه نری تو حاشیه و فقط تمرکزتو بزاری روی اصل که توجه به خواسته هاست
اصل اینه که در هرلحظه نوع نگاهت رو به همه چیز به شکلی تغییر بدی که احساس بهتری بهت بده تو این ایام عید یه چیزی که با شرایط و اتفاقات برام خیلی بولد شد و خوب برام جا افتاد اینه که همیشه میشه جور دیگه ای نگاه کرد اوضاع هرچقدر سخت و بد باشه بازهم کلی نکته مثبت و کلی چیز هست برای سپاسگزاری
اون اول که من تازه اسم قانون جذبو شنیدم و کتابهاشو خوندم چند وقت بعدش یه روز داداشم در اتاقمو باز کرد و یه کامپیوتر گزاشت روی میزمو رفت گفت این مال تو نو بود مال من بود من هاج و واج مونده بودم آرزوم بود ولی باورم نمیشد که بشه و از جایی که فکرشو هم نمیکردم خواسته من اجابت شد فقط با قدرت تجسم خلاق
بعد از اون من این کارو ادامه دادم گاهی وقتا آگاهانه گاهی هم نا آگاهانه ولی به خیلی از خواسته هام رسیدم
حتی در جهت منفی به بی نهایت ناخواسته رسیدم که با قدرت تجسم خودم خلقش کردم و هرچی بهش فکر میکنم بهتر درکش میکنم
از مشتری هایی که پول نمی دادن چون من از قبل فقط به این فکر میکردم که الان میاد و پول نمیده یا از مشتری های که گیر میدادن سخت گیر بودن که چرا کار من اینجوریه اونجوریه و...
دوست دارم بیشتر در جهت مثبتشو بگم که به خودم این باورو بدم که امکان پذیره رسیدن به هر آنچه بخواهی من آرزوی یه گوشی موبایل داشتم و با تجسم دارمش من یه آدمی بودم که زندگیم به بطالت میگذشت ارزو داشتم یه کاری یادبگیرم یه کاری انجام بدم یه منبع درآمدی داشته باشم و بهش رسیدم بعدش آرزوم بزرگتر شد که برای بقیه کار نکنم برای خودم کار کنم و بهش رسیدم وسایل کارمو همش تصور میکردم گوشه اتاقم ولی گرون بود نمیدونستم چجوری از کجا اما شد خدا بهم داد اجابت شدم الان تو زندگیمه مدتهاست که دارمشون بعد از اون آرزوی مشتری های خاص با ویژگی های خاصی رو داشتم که اونارو هم تجربه کردم درآمدهای خاص میخواستم اونو هم تجربه کردم
یادمه از بچگی آرزوی یه اتاقو داشتم که پنجره داشته باشه چون من تا زمان نوجوانیم اصلا اتاقی نداشتم کمدی نداشتم محیط شخصی نداشتم ولی الان اتاق من مثله بهشته در اتاقم رو به حیاطه و در کاملا شیشه ای از بالا تا پایین شیشه است این یعنی یه ویوی کامل از محیط روبروم حالا محیط روبروم چیه؟یه باغچه پر از گل و گیاه و درختای خوشکل و سرسبز و آسمان آبی پهناور هر روز یه ارکست سمفونی جانانه از صدای هماهنگ پرنده ها دارم که انگار وسط جنگلم خیلی لذت بخشه ،من درمورد این خواسته به بیش از اونچه که در بچگیم تصور میکردم رسیدم من فقط عاشق پنجره بودم ولی خدا منو لعلک ترضی کرد بهترین اتاق خونه بهترین ویو مال منه
یه سفرهایی ارزوم بود که تجربش کردم دقیقا یادمه روی ارتفاعات ماسال اون بالا بالاها بودم صفحه گوشیمو باز کردم که از ویو عکس بگیرم دیدم ویوی روبروی من دقیقا دقیقا دقیقا بک گراند گوشی منه متحیر شدم باورم نمیشد اما خداوند پاسخ میدهد
اگه بخوام مثال بزنم هزار صفحه هم که بنویسم تمام نمیشه باید تک تک وسایلمو بنویسم تک تک لباسهام حتی ایرپدم باورتون نمیشه چقدر تصورش میکردم ، حتی ماشینم وای وای ماشینم که یه معجزه بود تمام جاده هایی که رفتم حتی دوره هایی که از سایت خریدم باشگاهی که رفتم کلاسها و دوره های مختلفی که شرکت کردم ،رشدی که از لحاظ مالی کردم پول های بزرگی که وارد زندگیم شد پس اندازم ……
من تازه میفهمم هر آنچه که به دست آوردم با قدرت تجسم خلاق بود و زمانی به دستشون آوردم که باور کردم که امکان پذیره که میشود زمانی محقق شد که من لذت بردم از همون چیزی که داشتم اونوقت خدا بهترشو بهم داد من به احساس رضایت رسیدم از لحظه حال و خدا اجرشو به شکل نعمت و ثروت و سلامتی و به شکل خواسته هام وارد زندگیم کرد
این فایل باعث شد جور دیگه ای به داشته هام نگاه کنم به نعمتهایی که وارد زندگیم شده به دلیلی که این نعمتها وارد زندگیم شده متفاوت نگاه کنم
اینکه میگین تضادها نعمته ،واقعاااا نعمته الان بهتر میفهممش که چقدر به سپاسگزارتر شدنمون کمک میکنه و اینکه قدر داشته هامون رو بدونیم منی که تا سالها حتی یه اتاق یا یه کمد شخصی نداشتم الان خیلی قدر اتاقم و وسایلمو میدونم منی که مدتها و شاید سالها پیاده بودم مسافتهای طولانی رو پیاده میرفتم الان خیلی بیشتر قدر ماشینمو میدونم منی که تو بچگیم در فقر بود آرزوی یه لباس و اسباب بازی و حتی آرزوی یه تیکه گوشتو داشتم الان خیلی بیشتر قدر شغلمو پولمو داشته هامو میدونم
تقریبا ده روز پیش یه مشکلی برام پیش اومد که من دوست ندارم توضیح بدم تمرکز کنم رو نکات منفی ولی اوضاع جوری بود که من نفس نمیتونستم بکشم اصلا نفسم بالا نمیومد مثله یه ماهی که از آب میکشی بیرون بالا پایین میپره و داره میمیره منم نفس نفس میزدم و نمیتونستم نفس بکشم خلاصه که اون اتفاق خیلی سخت بود ولی خیلی سپاسگزارم که اون موضوع برام پیش اومد چون اصلا دیدگاه منو خیلی تغییر داد و منو خیلی سپاسگزارتر کرد خیلی باعث شد که قدر داشته هامو بدونم حتی قدر یه نفس کشیدنمو قدر یک نفس راحت یه نفس عمیق
واقعا که قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری
چقدر ما باید درسها بگیریم از این زندگی تا بزرگتر بشیم
اگر میتونی نفس بکشی خوشبخت ترین انسان روی زمینی اگه میتونی راه بری ببینی بشنوی تو خوشبختی اینا سرمایه های زندگیمونن که باید قدرشونو بدونیم خانوادمون سلامتیمون شغلمون شخصیتمون اینا نعمتن اینا ثروتن اینا سرمایه ان مطمئن باش همین لحظه کلی نعمت تو زندگیت داری که نمیبینیش
خدایا چشم مارو به روی نعمتهای زندگیمون باز کن
من مطمئنم همینطور که به تمام این آرزوها و داشته ها رسیدم به هرآنچه که بخوام میتونم برسم هدف امسال من ساختن کسب و کار مورد علاقمه وارد شدن بهش و پیشرفت کردن توی اون کار و اولین هدایت من در مورد این هدف این بود که از قدرت تجسم خلاق استفاده کن همونطور که تورو به خیلی از خواسته هات رسوند به هرآنچه که بخوای هم میتونی برسی چون این قانون بدون تغییر خداونده
خیلی خوشحالم که به این فایل هدایت شدم و از آگاهی های نابش بهره بردم
طبق آموزش های استاد من یاد گرفتم که هر خواسته یا آرزویی دارم میتونم با تجسم کردنش به صورت مداوم و احساس خوبی که بهم دست میده اون رو در آینده خلق کنم واسه خودم.
همون طور که استاد با تجسم کردن، آر وی رو خلق کردند و یک آر وی زیبا رو خریدن و کلی مسافرت باهاش رفتند و به زیبایی ها هدایت شدند.
یه مثال دیگه از استاد گرامی، که همیشه باید به خودم یادآوری کنم، اینکه ما با تجسم کردن و توجه به چیزهایی که دوست داریم میتونیم اونها رو خلق کنیم مثل کلبه چوبی روی آب و ملک چند هکتاری با دریاچه رویایی و بینظیرش که واقعاً کلمه بهشت برازندشه.
استاد وقتی قانون جهان رو فهمید دیگه به طور مداوم و با اشتیاق سوزان به اونها عمل کرد. افراد منفی رو حذف کرد و به شدت ورودیهای خودشو آگاهانه کنترل کرد و فقط و فقط به زیبایی ها توجه میکرد و حالش خوب بود تا اینکه جهان اون رو به بهترین جا و بهترین امکانات هدایت کرد.
خدایا شکرت که قدرت رو به خودمون دادی واسه خلق زندگیمون
استاد گرامی و بانو شایسته مهربان ممنون و سپاسگزارم واسه این فایل زیبا
به نام خدای پایه و عزیزم
سلام به استاد عزیز و گوگولیم که البته تو یه سری از فایلا این وجهتون بروز میکنه
سلام به مریم عزیز و صد هزار بار مرسی که این فایل زیر خاکی به معنای واقعی زیر خاکی و با ارزش را پیدا کردی. و تدوین کردی روی سایت گذاشتین
مرسی که این فایلای دانلودی را به صورت پایدار و نه مدت دار و بدون هزینه مالی در اختیار من گذاشتین
به قول یکی از دوستام الان میخوام گریه کنم انقد که خوشحالم
چقدددددد محتوای این فایل عزیز بود
این کامنتی که دارم مینویسم بیشتر جنبه تشکر داره
اما چون شما استاد عزیز و همین طور همه ی ما دوست داریم یه نتیجه ای رو هم بشنویم
اینو میمویسم که واقعا بخدا این ماییم که داریم خلق میکنیم و تا چه حد قدرت مند هستیم
این مثال یه کوچول شاید خصوصی طور باشه
من یه مدتی یه کتاب خون ای دارم میرم در جهت هدفم و اونجا یه شخصی و دیدم و برام جالب شده بود که این فرد کیه و هیچ اطلاعاتی ازش نداشتم ولی خیلی میخواستم بدونم کیه اسمش چیه البته بگم این کتابخونه اکثرا فقط دانشجویا پزشکی دانشگاه خودمون هستن خلاصه به طور اتفاقی و حدسی من متوجه شدم که ایشون ورودی چه سالی هستن و بعد یه شب همینجوری تو کانال تلگرام اون ورودی دانشگاهمون داشتم سرچ میکردم بعد نفهمدیم چجوری هدایت شدم به یه کانال دیگه که لینکش تو این کانال اولیه بود بعد نمیدونم به یه پیامی هدایت شدم که زیرش چندتا کامنت بود و بازم هدایتی یکیشونو که عکس پروفشم درخت بود و اسمشم مخفف بود را باز کردم و وقتی عکسارو ورق زدم دیدم ببببله خودشه و واقعا احتمال این قضیه یک در میلیارد بود بماند چون اسمش مخفف بود و من میخواستم بدونم اسمشم چیه باز یه جوری به یه کانال دیگه هدایت شدم که هم اسم هم شماره مارت و حتی شماره موبایلشم پیدا کردم از کجا از هیچ جا فقط طرف و دیده بودم
بعد خواسته ی بعدیم این بود که یه کم باهم صحبت کنیم و این قضیه رو هی توی ذهنم میساختم و بعد باورتون میشه حتما که دقیقا یه روز که اون داشت میرفت همون لحظه من رسیدم و باهم صحبت کردیم و اسمم و پرسید و منم کلی اطلاعات دیگه ازش کسب کردم
الان در جواب این سوالم که احساس خوب دقیقا کجای قانونه فهمیدم احساس خوب مجوز دسترسی به قدرت خلق کنندگی خداست
بنظر من البته اینو از خدا پرسیدم هنوز مطمئنم نکرده ولی بنظر من ذهن ما یا من و شما هیچ قدرتی نداریم و اینکه توی زندگیمون ناخواسته خلق میکنیم درواقع ناخواسته خلق نمیکنیم بلکه خواسته خلق نمیکنیم یعنی اینکه ناخواسته ها خلق کردنی نیستن و در اثر نبودن اون قدرت خلق توی زندگیمون هستن و اگه من میخوام زندگیم خواسته بشه باید با احساس خوب به خدا وصل بشم و بتونم از قدرت خلق کنندگی اون که تنها قدرت خلق کنندگی. و حتی تنها قدرت و نیرو هست استفاده کنم و اگه وصل بهش نباشم هیچ قدرتی برای خلق چیزی که میخوام ندارم و درنتیجه ناخواسته خلق میشه
البته اینجاشو دقیق نمیدونم با توضیحی که استاد گفت که ما با شرح و بسط دادن به اتفاقا بد و منفی اونو بیشتر میکنیم و یعنی کلا با توجهمون داریم بیشتر میکنیم پس بعنی ما یه قدرتی برای خلق اونچیزی که توجه میکنیم حتی با احساس بد هم داریم؟
این یه نمونه از سوالانی که از خدا میپرسم و یقین دارم تا چند وقت دیگه بهم جواب میده همون جور که تا الان جواب داده
بازم از استاد کله عسلی خودم ممنونم
هم اکنون خوشحالم وشکر گزارکه همینک بودنم ادامه دارد و قوطوردرعضمت عشق خداهستم
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته وخانواده عباسمنش
تجسم خلاق..
اول ازهمه تحسین کنم این همه زیبایی اون خونه های ویلایی بسیارزیباچشم نواز
این محله زیباساکت دنج صدای خوش پرندگان
اون برکه زیبا میشه کنارش نشست وساعت ها شکرگزاری نوشت ومحوزییایی های خداوندرحمان بشویم
وقتی استاد عباس منش ازهمچون زندگی توبندرعباس بیادبرسه به همچی زندگی همچی رابطه عاشقانه ای واین همه نعمت وثروت واردزندگیش کنه وبراخودش خلق کنه بدون اینکه الگو خاصی داشته باشه پس ماهم میتونیم با الگوبرداری ازاستادعباس منش که این چنین خالصانه برامون میادهمه چی زندگیشو میریزه تودایره میگه من ازاون زندگی فقیرانه رسیدم به همچین زندگی که فکرنکنم بیشترازیک درصد مردم جهان همچی زندگی وهمچین ثروت وموقعیتی داشته باشن وازهمه مهمتر آرامشی که استاد دارن ورابطه عاشقونه با خانم شایسته عزیز خدایاشکرت
من یادمه سالها پیش ناآگاهانه دروران خدمت خودموساختم.
وقتی کم سن سال بودم خیلی وقتها باخودم جزئیات دوران خدمت براخودم تجسم میکردم که نقطه سفرمرزی خدمت میکنم من دژبان ایست بازرسی هستم ازقاچاق فروش ها باج میگیرم وپول دارمیشوم چون اون موقعه ها فکرمیکردم فقط ازهمچین راههایی میشه پول دارشد فارق ازاینکه بارکج به منزل نمیرسه خخخخخ
ودقیقا من کل خدمت سربازی نقطه سفرمرزی بودم ودقیقا دژبان بودم پول زیادی میگرفتم دقیقا درآمد روزانه من معادل حقوق یک ماه یک کارمند بود وخداروشکر خیلی زود اون پول نادرست اززندگیم رفت بیرون ومن باتلاش خودم وتوکل برخدا همچی ساختم خدایاشکرت
آدم وقتی آگاهانه تجسم میکنه واقعا لذت میبره وحالش خوب میشه.
تجسم خلاق کوچیکترین نتیجش اینکه درلحظه آدمواز شرایط بد روحی که دراون لحظه
داره بیرون میبره وحالتوخوب خوب میکنه که اگه ادامه دارباشه میتونی درآینده نزدیک شرایط دلخواهتوخلق کنی خدایاشکرت
درپناه الله یکتا شادوثروتمند باشید
همش دقیقا همون
سلام حضور عزیزان در سایت، استاد. و مریم عزیز
از خداوند سپاس گذارم که همیشه منو هدایت میکنم به مسیرهای درست به فایل های بجا
خداروشکر که این فایل هم مثل تمام فایل های دیگه پر از آگاهی و نشانه بود وهست
چقدر خوب استاد اشاره کرد به اینکه به محض اینکه یه چیز منفی تشکیل میشه بعضی از ما شروع به تقویت و بزرگ کردنش میکنیم هی کشش میدیم هی تجسم منفی میکنیم خود من بشخصه این مدلی هستم و واقعا خسته شدم از اینکه اینقدر تمرکزم روی افکار منفیه
من در کنترل افکارم مدیته که واقعا ضعیف عمل میکنم انگار که افسار داره از دست در میره علتش اینه که مدتیه که واقعا روی خودم مثل قبل کار نمیکنم شل گرفتم به لطف خدا و وجود سایت داره سعی میکنم برگردم به روند قبل
ما باید سعی کنیم که همیشه روند کارو رو مثبت ببینیم
بنظرم افکار و کنترل افکار همه چیز وتمام
ما باید بتونیم که افسار افکارو دست بگیریم
نزاریم مارو هرجا خواست بکشه نزاریم همین جور پیش بره و ما فکر کنیم که هیچ کنترلی نمیتونیم داشته باشیم روی ذهنمون امیدوارم که با کمک خداوند هدایت بشیم به مسیر درست و به قدرتی که خداوند رون ما نهاد ایمان بیاریم و عمل گرا باشیم
چون مهم ترین بخش تمام کار ها عمل کردن قدم براشتنه همون چیزی که من در انجامش ضعیفم پر از اطلاعات پر از سخن و حرف های پر معنا اما بودنه عمل مطمئنم که به لطف خداوند و آموزهای استاد دوباره به فردی عمل گرا تبدیل میشوم
انشالله
درود
اتفاقا در ستاره قطبی امروز از خدا خواستم خدایا بیا با هم امروز یکم تجسمی زنده و ملموس رو تجربه کنیم بیا از کلاممون خوب استفاده کنیم
خدایا بهم انرژی لازم رو بده
چقدر خدا کارشو دقیق و درست انجام میده واین فایل رو من دیدم و هدایت شدم و همزمان یکسری تجسم ها در ذهنم شروع به حرکت کردن کرد
چقدر ناخواسته روان و زندگیمو زخمی کردم
چقدر پنگول انداختم به خودم
از خدا مجدد این روزها هدایت و نجات خواستم
و بیاد آوردم که خدا اصلا قضاوت نمی کنه گذشته منو و با الان من کار داره
گفتم که خدا خودت میدونی نیت و قصد من خیر و خوبی و صداقت و حرکت در مسیر خودت بوده و هست
وگرنه هدایت نمیشدم به این مسیر اگر دروغ میگفتم
فقط راهشو گم کرده بودم
فقط فراموش کرده بودم
میدونی که من تمرین دارم میکنم وگرنه من ضعیفم تو اینو میدونی
دارم رشد میکنم پس من رو مورد قضاوت و سرزنش قرار نمیده
بلکه برعکس، دستمو میگیره و نجاتم میده و بالا میکشه
هر چقدر بیشتر تمرین میکنم سریعتر و راحت تر جذب یکنم انگار قدرت جذب و فرکانس ادم بالاتر میره
قبلا سوالم این بود مگه نمیگیم انسان تواناست در خلق، چرا پس در خلق ضعیف دارم عمل میکنم وقتی شروع میکنه به تمرینات نسبت به قبل چرا اینقدر تمرین نیازه؟ و چرا وقتی الان یک اتفاق خواسته رخ میده اینقدر شگفت زده و خوشحال میشیم؟
جواب اینه که بله تجسم میکردم همیشه بطور طبیعی انجام میشده و در3 یا4 یا 5 سالگی مثلا اینو طبیعی میدونستیم چون با این زاویه دید بطور طبیعی بدنیا اومده بودیم
بعدا دیگران و جامعه هی گفتن حالا بزار تو الان بچه ای نمیفهمی بزار بری تو مشکلات بزار بری تو زندگی بزار فلا بزار بیسار
اینطور که تو فکر میکنی نیست الان راحته نمیدونی این پول از کجا میاد
به بدبختی
باید جون بکنی
تو الان راحت داری بازیتو میکنی نمیفهمی پول این غذا و لباس و خونه و ماشین و خرج تحصیل از کجا و چطوری میاد!
راحت مهمونی میدادیم
راحت مهمونی میرفتیم
راحت سفر میرفتیم
در حال و هوای همون روز زندگی میکردیم
بعدا باور کردیم نکنه راست میگه؟! یا میگن؟!
عه؟ یعنی قراره بعدا دهنمون سرویس شه؟! چیکار کنم؟!
ترس ورمون میداشت و احساس تنهایی از همون موقع شروع شد
هر چی تجسم و لذت بود میریخت پایین
برای همین الان چهار تا تجسم میکنیم و یکم تمیرین میکنیم میبینیم هی راحت تر میشه خلق کرد تعجب میکنیم فکر میکنیم یه چیزی به توانایی ما اضافه شده
در صورتی که قبلا اینطوری بودیم فقط دفن شده بوده زیر آوار صحبتها و ترس های فرا گرفته شده قدیمی
برای همین الان دارم نزدیک میشم به تنظیمات اولیه کارخانه
چون در این چهار پنج سال گذشته خصوصا دوست داشتم اون طراوت و شادابی کودک درونم و در حال زندگی کردن دوران کودکی یا نوجوانی مو بدست بیارم
الان میبینم تقریبا خیلی چیزهایی که حتی در دل میگذرونم همون روز یا فرداش حدودا، میبینم
مثلا میگم ایکاش عروس دوماد ببینم امروز
غروبی از خرید داشتم پیاده بر میگشتم یهو جلوی در یک سالن آرایشگاه دیدم یک عروس دوماد ایستادن و عکاس داره ازشون عکس میگیره
میگم خدایا بهترین ذکرها رو بهم یادآوری کن یهو هدایت میشم به عبارات تاکیدی عالی و ناب
قبلا مقاومتم زیادتر بود
ولی الان کمتر شده و راحت تر میتونم اینکار رو انجام بدم تنها دلیلشم ساختن باورهای ریشه ای و پایه ای و اصلی هست که کمکم کرده
میگم اصلا این باورهای عالی و ریشه ای و این آگاهی ها کجا بودن تا حالا منی که اینقدر تلاش کرده بودم ولی نتایج خاصی نمیدیدم
این نکته طلایی رو فهمیدم از تجربه خودم
که حتی نه تنها در فیزیک هر چقدر تلاش بکنی نتیجه نمیگیریم بلکه حتی در متافیزیک و ذهن هم اگر درست تلاش نکنیم نتیجه ای نمیگیریم بلکه ناامید میشیم و حتی نتیجه برعکس و بدتر هم میگیریم
راستی اتفاقا من بطور کل تنهای تنها هستم جز توی خونه با مامانم و تا حدی هم برادرم
ولی تقریبا اکثر روز با خودم هستم و اصلا فضای مجازی هم ندارم بیش از دوسالی میشه
بسیار سپاسگزارم استاد عزیز عجب فایل به جا و زیبایی بود
ارادتمند شما
مهدی رجبی
به نام خدای وهاب
سلام به روی ماه استاد جانم
سلام دوستای قشنگم خانواده ی عزیزم
سلام به آگاهی های جدید و پر برکت
خداروشکر بابت این فایل بسیار ناب استاد جانم سپاسگزارم ازت و دوسدارم بگم که دقیقا دقیقا دقیقا درسته همه ما اگه بخوایم بهش فکر کنیم میفهمیم که آره خیلی از چیزهایی که داریم و اتفاقاتی که افتاده رو تجسم کردیم ولی چرا باز با این حال هم اینقد سخته ساختن این باور؟؟؟
من دقیقا یادم میاد زمانی که تازه ازدواج کرده بودم و چقدر دوسداشتم که بچم پسر باشه و عشق پسر موفرفری بودم. یه روز که رفته بودم بازار خرید کنم یه پسربچه دیدم با موهای فرفری خیلی ناز بود که دستش توی دست باباش بود به حدی دوسش داشتم که زل زده بودم بهش با لبخند و میگفتم خدایا من دوسدارم یه پسر موفرفری داشته باشم و این شد که الان یه پسر موفرفری ده ساله دارم
چند روز پیش که دختر داییم رو دیدم که وقتی کوچیک بودیم دوستهای صمیمی بودیم چند روز پیش بهم گفت اعظم یادته تو همیشه میگفتی که دوسدارم یه خونه کوچیک و جمع و جور داشته باشم همین چند سال پیش بود وقتی مستاجر بودم و داشتم از محله ای که دوسش داشتم اسباب کشی میکردم با صدای بلند گفتم من دلم مونده توی این محله و خودم دارم میرم و به خدا به یک سال نکشید که این خونه کوچیک و جمع و جور رو خریدیم و الانکه بهشون فکر میکنم چقدر برام جالبه و حتی بارها هم میگیم که آره من اینو دوسداشتم و شد ولی هیچوقت به این فکر نکردیم که پس اینا یعنی چی؟ بقول قرآن هیچوقت نیومدیم تفکر کنیم که آقا من این چندتا خاسته رو داشتم و بیان کردم و بهش فکر کردم و حالا بهشون رسیدم ولی نمیریم دلیلشو پیدا کنیم که پس یعنی بازم میتونم ؟ یعنی بازم میشه یعنی میشه بیام خاسته هامو بازم تجسم کنم .بهشون فکر کنم در موردشون صحبت کنم تا بهشون برسم .
میدونید استاد من مشکلم اینه که با اینکه بارها داریم میبینیم و میگیم که آره این اتفاق افتاد ولی بازم اینقدر باورش برامون سخت میشه که پس میتونیم بازم بیشتربهایم و تجسم کنیم و بعدش برسیم
خدای بزرگم کمکم کن که این باور رخنه کنه توی وجودم که میتونم همینطور که این خاسته هارو داشتم و حالا دارمشون پس بقیه خاسته هام هم میتونم به همین شکل خلق کنم
وای که استاد جانم چقدرررر فایلهایی که روی سایت میزارین بقول چاوشی باب دلمه
چقدر نیازن چقدر تلنگرهای قشنگیه برامون خدارو صد هزار مرتبه شکر
تمام تلاشمو میکنم روی این باور قشنگ بیشتر کار کنم و به یاد بیارم موارد بیشتری که خاستم و تجسم کردم و بهشون رسیدم تا این باور پذیر بشه واسم و بقول استاد جانم بوم بوم بوم خاسته هامو خلق کنم
خدایا شکرت بابت این آگاهی ها که صبح یکی از خاسته های ستاره قطبی من بوده
چه هدیه قشنگی .
خدایا شکرت بخاطر وجودت خدایا شکرت به خاطر وجود استادم و این سایت الهی و خانواده صمیمی که من دارم و مسیری که درش قرار گرفتم
در پناه خدای وهاب باشید
عاشقتانممم
سلام خدمت استاد عزیزم و مریم عزیز و مهربان
من از دیروز 4 بار این فایل رو گوش دادم و نوشتم.الان هم با اینکه خوابم میاد ولی با عشق دارم این فایل رو مینویسم.بچه هام خوابن و من از سکوت و تنهاییم لذت میبرم و فایل گوش میدم.
چقدر من نیاز داشتم به این آگاهی ها خیلی وقتا فکر میکردم چرا با اینکه من دارم روی خودم کار میکنم که آدم بهتری بشم ولی چرا اینقدر تنها شدم
خیلی از آدمایی که سال ها باعث آزرده شدن من میشدن به راحتی رفتن خیلی تو زندگیم کمرنگ شدن نه به من زنگ میزنن نه کاری با من دارن و چقدر این موضوع باعث آرامش من شده .چقدر رابطم با همسرم و بچه هام عالی شده چقدر همسرم به من احترام میذاره فقط با مهربونی باهم حرف میزنیم نه بحثی نه توهینی.
من فقط فایل های استاد رو گوش میدم و دنیای اطرافم تغییر کرده دیگه خبر گوش نمیدم ،پای درد دل کسی نمیشینم،خودمو دوست دارم و زندگیم از هر نظر از لحاظ مالی و روابط عاشقانه خیلی عالی تر از قبله و هرروز بهتر از دیروز و این حس خوب من که احساس میکنم میتونم به آرزوهام برسم قبلاً فکر هم نمیتونستم بکنم .همه خواسته هامو مینویسم .بعد چند وقت میبینم به خیلی هاش رسیدم.
زندگی من به دو قسمت تقسیم میشه قبل آشنایی با استاد و بعد آشنایی با استاد که همه جا واسم بهشت شده هر لحظه دارم فایلاتون رو گوش میدم حتی تو مسافرت تو ماشین همه جا به شما و حرفاتون فکر میکنم بعضی وقتا از خوشحالی اشکام جاری میشه.و مریم عزیز که شخصیت و مهربونی هاش واسم الگو شده .قبلاً دیر به دیر به سایت سر میزدم .الان دائم تو سایت دارم فایل گوش میدم و لذت میبرم
همیشه سالم ،شاد ،ثروتمندو سعادتمند باشید
درود بر استاد بزرگوارم جناب عباسمنش گرامی و بانو شایستهی عزیز و یکایک شما همفرکانسیهای گلم
دارم به این فکر میکنم که کاملا با شما موافقم و این من هستم که تاکنون زندگیم را با افکارم ساختهام و اگر هم کسی این افکار را در کودکی به من القاء کرده است، این من بودهام که آنها را پذیرفتهام، حالا آگاهانه و یا ناآگاهانه. به هر حال، من بودهام که این امر کار را به ذهنم راه دادهام.
برای نمونه، وقتی میدانم بودن در بین کسانی که پیوسته در حال دادن خبرهای نامطلوب و منفی و ایجاد باورهای محدود کننده هستند، برای من سم است و باورهای مرا مسموم میکند، چرا به دلیل واهی ترس از تنهایی و مثلا محروم شدن از خوردن یک غذای خوب در کنار آنها، میخواهم که آیندهام را نابود کنم؟ آیا به مراتب بهتر نیست که با دروی کردن از همهی چنین کسانی، حتا برای همیشه، خود را از شر این باورهای محدود کننده در مورد تواناییهای نامحدودم خلاص کنم؟! دیشب این کار را کردم! از پرینت تصاویر مربوط به تابلوی رویاهام بازمیگشتم که یهو هوای خونهی خواهرم را کردم( همسر و پسر کوچک من برای پیشرفت پسر کوچکم در والیبال و … به تهران رفتهاند و پسر بزرگم هم در دوران خدمت سربازی است) که کمی از تنهایی بیرون بیایم! ولی با خود گفتم، آیا دلت میخواد که باز هم با همنشینی با آنها که نه از روی عمد و البته کاملا ناآگاهانه، به خدمت همهی باورهای مثبت تو میرسند و پیوسته ناله میکنند و این را هنر خویش میدانند، از مسیر زیبای آگاهی و شناخت و هدایت بیرون روی و از سرعت خودت بکاهی؟ این بود که تصمیم گرفتم که به خانه بازگردم و تنها باشم و روی محصولات استاد بزرگوارم کار کنم و سبب رشد شخصی خود شوم که هر چه دارم از همین است و بس!
به یادم آمد وقتی را که با تمرکز روی درس ریاضی یک در دوران کارشناسی، آن درس را به همراه یازده نفر دیگر در بین هفتاد و هشت نفر دانشجو با تلاش بسیار و البته عشق و امید پای کردم و یک آنهم به پاس نکردم آن نیاندیشیدم! همین تمرکز و امید سبب شد تا آن درسی را که همیشه از آن میترسیدم را پاس کرده و از آن عبور کنم! البته آن روزها، از مسئلهی باور و اینها خبری نداشتم ولی، یک آن هم به پاس نکردم آن درس نیاندیشیدم و همین شد که بدون آگاهی، باوری در من شکل گرفت و خود را از دستهی کسانی میدیدم که آن درس را به خوبی پاس کرده است و همین هم شد. خدا را سپاس!!!
پس همینه، کل ماجرا همینه! وقتی من میتونم که با تمرکز و تجسم فعال، به خواستههایم برسم چرا کوتاهی کنم. همین شب گذشته سه بخش نخست دورهی الهی آفرینش را خریداری کردم و آغاز کردهام به کار کردن.
باز هم ذهن نجواگرم داره من را گول میکنه. بهم میگه: تو دیگه پیر شدی! اگه میبینی استاد بزرگوارمان تونسته که زندگیش را عوض کنه، ایشان در جوانی اینکار را کرده! نه تو که حتا یه خونه از خودت نداری! نه تو که حتا یه ماشین درست و درمون نداری! من هم در پاسخ بهش گفتم که اشتباه نکن! درسته که استاد عباسمنش در جوانی این کارها را کرده ولی، مگه چقدر طول کشیده؟ تازه اون موقع کسانی مانند خودشون نبودند که کمکشان کنند ولی من که دارم از آموزههای ایشان استفاده میکنم. پس، بهتر و سریعتر میتونم نتیجه بگیرم! درضمن، مگه عمر ما اگر هم هزار سال بشه، در برابر عمر کائنات الهی چقدره؟ اصلا عمر ما مثل نقطه است در برابر وسعت یک زمین فوتبال!
پس، نه سن و سال مهمه و نه جنس و نه اینکه و نه این که پیش از این در چه شرایطی بودهام. همانطور که خودم روزی با باورهای خودم این وضعیت را برای خودم ایجاد کردهام، میتوانم این بار با کار کردن آگاهانه بر روی رشد شخصیام و باورهایم، به آنچه که میخواهم البته با رعایت مراحل تکاملی برسم!!!
ارادتمند شما
به نام خداوند اجابتگر خداوند هدایتگر رزاق روزی دهنده
سلام
تجسم به نظرم اون چیزیه که من بیشترین نتایج رو ازش گرفتم آگاهانه و ناآگاهانه
استاد شما چقدر درک بالایی از قانون دارین و چقدر خوب توضیحش میدین تنها کسی هستین که من این جمله رو ازتون شنیدم:تجسم چیزی نیست غیر از اینکه دارید به یه موضوعی فکر میکنید
و چقدر این جمله تشخیص اصل از فرع رو راحت میکنه
اینکه نری تو حاشیه و فقط تمرکزتو بزاری روی اصل که توجه به خواسته هاست
اصل اینه که در هرلحظه نوع نگاهت رو به همه چیز به شکلی تغییر بدی که احساس بهتری بهت بده تو این ایام عید یه چیزی که با شرایط و اتفاقات برام خیلی بولد شد و خوب برام جا افتاد اینه که همیشه میشه جور دیگه ای نگاه کرد اوضاع هرچقدر سخت و بد باشه بازهم کلی نکته مثبت و کلی چیز هست برای سپاسگزاری
اون اول که من تازه اسم قانون جذبو شنیدم و کتابهاشو خوندم چند وقت بعدش یه روز داداشم در اتاقمو باز کرد و یه کامپیوتر گزاشت روی میزمو رفت گفت این مال تو نو بود مال من بود من هاج و واج مونده بودم آرزوم بود ولی باورم نمیشد که بشه و از جایی که فکرشو هم نمیکردم خواسته من اجابت شد فقط با قدرت تجسم خلاق
بعد از اون من این کارو ادامه دادم گاهی وقتا آگاهانه گاهی هم نا آگاهانه ولی به خیلی از خواسته هام رسیدم
حتی در جهت منفی به بی نهایت ناخواسته رسیدم که با قدرت تجسم خودم خلقش کردم و هرچی بهش فکر میکنم بهتر درکش میکنم
از مشتری هایی که پول نمی دادن چون من از قبل فقط به این فکر میکردم که الان میاد و پول نمیده یا از مشتری های که گیر میدادن سخت گیر بودن که چرا کار من اینجوریه اونجوریه و...
دوست دارم بیشتر در جهت مثبتشو بگم که به خودم این باورو بدم که امکان پذیره رسیدن به هر آنچه بخواهی من آرزوی یه گوشی موبایل داشتم و با تجسم دارمش من یه آدمی بودم که زندگیم به بطالت میگذشت ارزو داشتم یه کاری یادبگیرم یه کاری انجام بدم یه منبع درآمدی داشته باشم و بهش رسیدم بعدش آرزوم بزرگتر شد که برای بقیه کار نکنم برای خودم کار کنم و بهش رسیدم وسایل کارمو همش تصور میکردم گوشه اتاقم ولی گرون بود نمیدونستم چجوری از کجا اما شد خدا بهم داد اجابت شدم الان تو زندگیمه مدتهاست که دارمشون بعد از اون آرزوی مشتری های خاص با ویژگی های خاصی رو داشتم که اونارو هم تجربه کردم درآمدهای خاص میخواستم اونو هم تجربه کردم
یادمه از بچگی آرزوی یه اتاقو داشتم که پنجره داشته باشه چون من تا زمان نوجوانیم اصلا اتاقی نداشتم کمدی نداشتم محیط شخصی نداشتم ولی الان اتاق من مثله بهشته در اتاقم رو به حیاطه و در کاملا شیشه ای از بالا تا پایین شیشه است این یعنی یه ویوی کامل از محیط روبروم حالا محیط روبروم چیه؟یه باغچه پر از گل و گیاه و درختای خوشکل و سرسبز و آسمان آبی پهناور هر روز یه ارکست سمفونی جانانه از صدای هماهنگ پرنده ها دارم که انگار وسط جنگلم خیلی لذت بخشه ،من درمورد این خواسته به بیش از اونچه که در بچگیم تصور میکردم رسیدم من فقط عاشق پنجره بودم ولی خدا منو لعلک ترضی کرد بهترین اتاق خونه بهترین ویو مال منه
یه سفرهایی ارزوم بود که تجربش کردم دقیقا یادمه روی ارتفاعات ماسال اون بالا بالاها بودم صفحه گوشیمو باز کردم که از ویو عکس بگیرم دیدم ویوی روبروی من دقیقا دقیقا دقیقا بک گراند گوشی منه متحیر شدم باورم نمیشد اما خداوند پاسخ میدهد
اگه بخوام مثال بزنم هزار صفحه هم که بنویسم تمام نمیشه باید تک تک وسایلمو بنویسم تک تک لباسهام حتی ایرپدم باورتون نمیشه چقدر تصورش میکردم ، حتی ماشینم وای وای ماشینم که یه معجزه بود تمام جاده هایی که رفتم حتی دوره هایی که از سایت خریدم باشگاهی که رفتم کلاسها و دوره های مختلفی که شرکت کردم ،رشدی که از لحاظ مالی کردم پول های بزرگی که وارد زندگیم شد پس اندازم ……
من تازه میفهمم هر آنچه که به دست آوردم با قدرت تجسم خلاق بود و زمانی به دستشون آوردم که باور کردم که امکان پذیره که میشود زمانی محقق شد که من لذت بردم از همون چیزی که داشتم اونوقت خدا بهترشو بهم داد من به احساس رضایت رسیدم از لحظه حال و خدا اجرشو به شکل نعمت و ثروت و سلامتی و به شکل خواسته هام وارد زندگیم کرد
این فایل باعث شد جور دیگه ای به داشته هام نگاه کنم به نعمتهایی که وارد زندگیم شده به دلیلی که این نعمتها وارد زندگیم شده متفاوت نگاه کنم
اینکه میگین تضادها نعمته ،واقعاااا نعمته الان بهتر میفهممش که چقدر به سپاسگزارتر شدنمون کمک میکنه و اینکه قدر داشته هامون رو بدونیم منی که تا سالها حتی یه اتاق یا یه کمد شخصی نداشتم الان خیلی قدر اتاقم و وسایلمو میدونم منی که مدتها و شاید سالها پیاده بودم مسافتهای طولانی رو پیاده میرفتم الان خیلی بیشتر قدر ماشینمو میدونم منی که تو بچگیم در فقر بود آرزوی یه لباس و اسباب بازی و حتی آرزوی یه تیکه گوشتو داشتم الان خیلی بیشتر قدر شغلمو پولمو داشته هامو میدونم
تقریبا ده روز پیش یه مشکلی برام پیش اومد که من دوست ندارم توضیح بدم تمرکز کنم رو نکات منفی ولی اوضاع جوری بود که من نفس نمیتونستم بکشم اصلا نفسم بالا نمیومد مثله یه ماهی که از آب میکشی بیرون بالا پایین میپره و داره میمیره منم نفس نفس میزدم و نمیتونستم نفس بکشم خلاصه که اون اتفاق خیلی سخت بود ولی خیلی سپاسگزارم که اون موضوع برام پیش اومد چون اصلا دیدگاه منو خیلی تغییر داد و منو خیلی سپاسگزارتر کرد خیلی باعث شد که قدر داشته هامو بدونم حتی قدر یه نفس کشیدنمو قدر یک نفس راحت یه نفس عمیق
واقعا که قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری
چقدر ما باید درسها بگیریم از این زندگی تا بزرگتر بشیم
اگر میتونی نفس بکشی خوشبخت ترین انسان روی زمینی اگه میتونی راه بری ببینی بشنوی تو خوشبختی اینا سرمایه های زندگیمونن که باید قدرشونو بدونیم خانوادمون سلامتیمون شغلمون شخصیتمون اینا نعمتن اینا ثروتن اینا سرمایه ان مطمئن باش همین لحظه کلی نعمت تو زندگیت داری که نمیبینیش
خدایا چشم مارو به روی نعمتهای زندگیمون باز کن
من مطمئنم همینطور که به تمام این آرزوها و داشته ها رسیدم به هرآنچه که بخوام میتونم برسم هدف امسال من ساختن کسب و کار مورد علاقمه وارد شدن بهش و پیشرفت کردن توی اون کار و اولین هدایت من در مورد این هدف این بود که از قدرت تجسم خلاق استفاده کن همونطور که تورو به خیلی از خواسته هات رسوند به هرآنچه که بخوای هم میتونی برسی چون این قانون بدون تغییر خداونده
خدایا شکرت
درپناه رب
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به استاد گرامی و بانو شایسته عزیز
خیلی خوشحالم که به این فایل هدایت شدم و از آگاهی های نابش بهره بردم
طبق آموزش های استاد من یاد گرفتم که هر خواسته یا آرزویی دارم میتونم با تجسم کردنش به صورت مداوم و احساس خوبی که بهم دست میده اون رو در آینده خلق کنم واسه خودم.
همون طور که استاد با تجسم کردن، آر وی رو خلق کردند و یک آر وی زیبا رو خریدن و کلی مسافرت باهاش رفتند و به زیبایی ها هدایت شدند.
یه مثال دیگه از استاد گرامی، که همیشه باید به خودم یادآوری کنم، اینکه ما با تجسم کردن و توجه به چیزهایی که دوست داریم میتونیم اونها رو خلق کنیم مثل کلبه چوبی روی آب و ملک چند هکتاری با دریاچه رویایی و بینظیرش که واقعاً کلمه بهشت برازندشه.
استاد وقتی قانون جهان رو فهمید دیگه به طور مداوم و با اشتیاق سوزان به اونها عمل کرد. افراد منفی رو حذف کرد و به شدت ورودیهای خودشو آگاهانه کنترل کرد و فقط و فقط به زیبایی ها توجه میکرد و حالش خوب بود تا اینکه جهان اون رو به بهترین جا و بهترین امکانات هدایت کرد.
خدایا شکرت که قدرت رو به خودمون دادی واسه خلق زندگیمون
استاد گرامی و بانو شایسته مهربان ممنون و سپاسگزارم واسه این فایل زیبا
در پناه الله
به نام الله هدایتگر
خدایاهرانچه که دارم ازان توست وازتوبه من رسیده است الهی شکرت
گام26=تجسم خلاق
رویاهابه حقیقت میپیوندندوقتی تودرست کانون توجهتوبه چیزی که میخوای بزاری وفکرکنی درموردش وتکرارکنی واون به واقعیت زندگی توتبدیل میشه
من 3سال پیش ت یک 206سفیدمدل پایین همیشه تجسم میکردم وبعدچندماه ازجایی که فکرشونمیکردم پول ماشبن رسیدومن یک ماشبن صفرخریدم واین میشه قدرت تجسم
چندسال پیش عکس یک موبایل سامسونگ ابی رنگ روپرینت گرفته بودم وگزاشتم توجعبه ارزوهام وبه الله قسم بعدیک هفته اون موبایل روخریدم وپولشم جورشد
این هارومیگم که دوستان باورکنیدقدرت تجسم وفکرروبه میشه انسان باقدرت ذهنی خودش به هرچی که بخوادبرسه وتوقدرت خلق زندگیتوداری
ذهن خیلی قدرتمنده 99درصدکارماذهنیه و1درصدفیزیکیه
توتجسم میکنی یک خواسته ای رو وبه ایده هایی هدایت میشی که به اون خواسته برسی
مثلامن اون موبایل رومیخواستم وایده داشتم یک معامله انجام دادم وپولش جورشدومن اون موبایل روکه هنوزم دارمش بخرم
این که فقط توی خونه تجسم کنی وکاری انجام ندی این تجسم نیست این یک توهمه که قانون روبدفهمیدی
توبایدقدم برداری به سمت خواسته هات وتلاش کنی وخداوندراه هاروبهت میگه وتوبایدعمل کنی بااحساس خوب
به شرایط الان خودت نگاه نکن شرایط میتونه کاملاتغییرکنه وتومتحول بشی
مراقب چیزی هایی که داری بهش فکرمیکنی باش چون تکراراون فکرباعث میشه که اون فکرواردزندگی توبشه اگه خواسته باشه عالیه واگرناخواسته باشه بایدافکارتوتغییربدی تازندگیت هم تغییرکنه
تکراراون افکارتبدیل میشه به باورو واقعیت زندگی تومیشه
اگاهانه توجه کنیم به چیزی که میخوایم مثل ثروتمندشدن معنویترین کاردنیاست
مثل تنهاراه رسیدن به خداوندثروتمندشدنه
مثل من باثروتمندشدنم باعث گسترش جهان میشم
مثل خداوندعاشق ثروت وثروتمندانه
مثله خداوندازمن بیشترمیخوادکه من به همه خواسته هایم برسم
خداوندقدرت خلق زندگی خودم روبه من داده
خداوندوعده ثروت وفزونی به من داده
خداوندبه من گفته اونقدربهت ثروت میدم تاراضی شوی
خداوندقول داده که هرلحظه درکنارمن باشه وهست وخواهدبود
خداونددرقران گفته برماست که شماراهدایت کنیم
خداوندبه من گفته توقدم برداربهت میگم چکارکنی
خداوندمیگه یه جوری دوست دارم ویک جوری میخوامت وبهت توجه میکنم که انگارمن فقط تواین عالم یک مخلوق دارم اونم تویی
یک ثانیه هم ازت غافل نیستم وفقط بگوچی میخوای
چی میخوای من درخدمتم
ثانیه ای هم ازت غافل نمیشم این نیست که من بهت توجه نمیکنم حواسم بهت نیست
منه خدایک جوری میخوامت که انگارتوی این عالم فقط تورودارم وکسی دیگه روندارم
پس چراتوزندگیمون مشکل داریم؟؟
خداوندمیگه:چون مشکل روخودتون درست میکنید
توقران میگه اگربه شماخیری برسدازجانب منه خداست واگرشری میرسه ازجانب خودتونه
شمابرای بلاهادعوت نامه میدید
شمابرای بلاهادعوت نامه میدید
شمابرای بلاهادعوت نامه میدید
خدایاازت میخوام ماروهدایت کنی وحمایت کنی
شادوموفق باشید