live | بهبود عملکرد، یک روند دائمی است - صفحه 19 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | بهبود عملکرد، یک روند دائمی است
    279MB
    42 دقیقه
  • فایل صوتی live | بهبود عملکرد، یک روند دائمی است
    40MB
    42 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

592 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سپید گفته:
    مدت عضویت: 2087 روز

    سلام استاد

    میدونید از چی شما خیلی خوشم میاد

    اینکه رو وجود ۴۰ سال سن که البته سن عدده و سن زیادی نیست ولی شما هنوز دنبال رشد خودتون کار کردن رو خودتون هستین

    بر خلاف بعضی مردها که فقط دنبال افزایش تعداد بچه هاشون هستن .

    خیلی ساده گفتین دوره ۱۲ قدم که دوره خودتونه هدفتون افزایش توان جسمی بوده که بتونین از زندگیتون بیشتر لذت ببرین

    برای اهداف ساده زمان میزارین لذت میبرین

    ولی تو جامعه انگار ادما مسابقه دارن واسه ازدواج واسه بچه اوردن

    کی درست تموم میشه کی دانشگات تموم میشه کی ازدواج میکنی کی نامزدیته کی عقدته کی عروسیته کی بچه میاری بچه دومو کی میاری بچه سوم نمیخای . بچه زیاد خوبه ها ….

    کلا از زندگی فقط بدو بدو و بدبختی فهمیدن

    ولی یه زندگیایی هم هست که توش ارامش هست رشد هست خلوت کردن با خود هست

    یه زندگیایی که خودت توش اولویت اولی نه مردم نه جامعه نه حرفها و حدیثها

    اولویت رشد توست سلامت توست راحتی توست و ثروت مند شدن توست

    استادیک سوال دارم ، اگر ممکنه بعدا جواب بدین

    چی میشه که شما برای این مرغ و جوجه ها انقدر زمان و انرژی میزارین

    اخه گوشتشونم نمیخورید برا همین برام سواله

    این پروژه های وسیع چیکن شا چیکن ترکتور و کلی زحمت خوب دوست داشتم بدونم چه دلیلی داره

    چون واسه من اهرم رنج و لذتش ،رنجش بیش از لذتشه

    ممنون که هستین چون جهان با وجود شما جای خیلی خیلی خیلی بهتریه واسه زندگی

    چون شما خیلی ادما رو با اگاهی نجات دادین

    واسه من یکی که جونم بوده واقعا …

    تو روزایی باهاتون اشنا شدم.. که هیچی نگم … واقعا

    خداروشکر که هستید استاد

    از خدا براتون طول عمر سلامت توفیق بیشتر تو اشاعه اگاهی های الهی و گسترش علم الهی طلب میکنم

    الهی که همه ادما بااین اموزه ها هم مدار بشن

    خدایا شکرت بخاطر وجود این استاد و سایت و اگاهی ها ❤❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    رسول نورالهی گفته:
    مدت عضویت: 2696 روز

    سلام خدمت استائ عباس منش عزیز و دوستان گل

    من قبلا چند بار این فایل گوش کرده بودم ولی دیروز که دوباره به صورت هدایتی گوش کردم چند تا نکته برام روشنتر شد که دوست داشتم برای استاد عزیز و شما دوستان بگم چرا که با تکرار و تکرار وتکرار این مباحث درک بهتری از قانون جهان پیدا میکنیم .

    اول در مورد آگاهی خیلی مهم و حیاتی این فایل در مورد این توهم که فقط با تجسم کارها انجام میشه . موقعی که استاد گفتن کدوم پیامبری نشسته تو خونه و منتظر بوده کارها انجام بشه ؟؟ ابراهیم رفت و بت بزرگ شکست ، نوح کشتی ساخت و محمد رفت تو دل جنگ.

    من یاد خودم افتاد که تصور میکردم که یک ماشین خوب دارم و میام در مغازه ( خیلی دوست داشتم که درب مغازه ریموتی باشه) و در راستای این خواسته عمل کردم و قدم به قدم جلو رفتم و الان که این کامنت مینویسم یک ماشین صفر جلوی درب مغازه پارکه و من داخل مغازه دارم تایپ میکنم ( مغازه با درب ریموتی ) .

    اگر من دنبال ثبت نام ماشین ، کرایه کردن مغازه ، دکوراسیون مغازه و … نرفته بودم و فقط تو خونه نشسته بودم و تصور ماشین و مغازه میکردم کدوم سویچ ماشین و کلید مغازه از آسمون هفتم برای من فرستاده میشد ؟؟ این یک نمومه ساده از به واقعیت تبدیل کردن تصورات و فکرهای ذهنی به واقعیت بود که همه ما نمومه هاش توی زندگیمون داریم و باید هیمن طور برای خودمون بازگو کنیم تا به اشتباه و توهم دچار نشیم .

    ولی همیشه باید این هم بدونیم که راه رسیدن به خواسته ها و تصوراتمون سخت و پیچیده نیست و اگه کار بسپاریم دست خدا خودش به بهترین و ساده ترین نحو برامون اجراش میکنه .

    و مطلب دیگه که میخواستم در موردش بگم بحث مهاجرت هست.

    وقتی صحبت از مهاجرت میشه همه فکر میکنند که یعنی به یک شهر یا کشور دیگه مهاجرت کردن . ولی به نظر این یک ساده ترین و ابتدایی ترین نوع مهاجرته و مهاجرت اصلی یعنی از یک نوع سبک فکری به یک نوع یک سبک فکری دیگه کوچ کردن . که این مهاجرت باعث میشه شما به یک شهر یا کشور دیگه ، از یک کار به یک کار دیکه ، از یک سطح شغلی به سطح بالاتر و …. مهاجرت کنی. اینکه استاد گفتن بعد از مرگ از انسان سوال میشه مگر نمیتونستی مهاجرت کنی ؟؟؟ منظور همین هست که چرا نوع فکر و باورهات عوض نکردی ؟؟؟

    من خودم یک مهاجرم ولی نه از شهری به شهر دیگه بلکه از سبک فکری و باورهای محدود کننده به یک سبک فکری جدید و باورهای قوی . از یک سطح شغلی پایین به یک سطح شعلی بالا ( قبلا کارها و پروژه های ساده انجام میدادم ولی از یکجایی به خودم گفتم که این حق من نیست و باید به جاهای بالاتری برسم و شروع کردم به مهاجرت از کارهای ساده و مشتری های با فکر بسته به سمت پروژه های بزرگتر البته که ترس و نجوا محدود کننده سعی میکنن که جلوت بگیرن ولی کسی که ایمان و اعتماد به نفس داشته باشه میتونه جلو بره و هر چقدر که جلوتر میری پاداشها ، پروژهای بزرگتر و مشتری های با کیفیتر از راه میرسن) ، از یک اعتماد به نفس پایین به یک اعتماد به نفس بالاتر . و هر چه که پیش بری و یک ورژن بهتر از خودت بسازی باز هم جا برای پیشرفت و مهاجرت به یک سطح بالاتر هست. و هر وقت به یک سطح بالاتر میری پاداشها منتظر تو هستن و این باید انگیزه باشه برای رفتن بالاتر و بالاتر و مهاجرت های بیشتر . اصلا این دنیا که ما درش هستیم ابتدا و انتهاش با مهاجرت هست اول که از رحم مادر به یک دنیا بزرگ مهاجرت میکنیم و بعدش هم با مرگ به یک جهان و آگاهی های بالاتری مهاجرت مکنیم پس این روند میخواد به ما بفهمونه که

    فقط با تغیر و مهاجرت میشه به سمت بالاتر رفت نه با تغیر در عوامل بیرونی .

    با آرزوی سلامتی برای استاد عزیز و همه دوستان.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2902 روز

    سلام

    فایل ۹۰

    به دنبال تکنیک های جاذویی برای موفقیت نباشم.. موفقیت حاصل یک رشته تصمیمات هر روزه درست است در جهت علایق..

    روی خودم و توانایی هام سرمایه گذاری کنم و به دنبال تکنیک های تجسمی و ورد خوندن نباشم.. و ایمان و جسارتم را با باورهای درست افزایش بدهم..

    موفقیت بها دارد.. موفقیت نیازمند تلاش در جهت علایق است به همراه باورهای درست..

    موفقیت ورد خوندن و تجسم کزدن نیست..

    ویلای ۱۰۰ میلیون دلازی میخوام و ازون ور تمام وجودم ترسه !!! اینا با هم نمیسازه ..

    با نشستن و توهم زدن کسی موفق نمیشه..

    موفقیت نیازمند فاکتورهای بیرونی نیست .. نیازمند فاکتور درونی به نام جسارت و توکل است..

    منتظر مسئولین نباشم خودم قدم بردارم.. خودم خلق کنم.. خودم بسازم..

    هر روز باید روی ذهنم کار کنم..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1466 روز

    سلام بر استاد مهربان

    درود بر همگی دوستان خوبم

    امروز حالم عالی است و این روزشمار زندگی هم که گوش دادم بیشتر حالم را عالی کرد

    نکات کلیدی بسیار مهمی استاد امروز در این لایو گفتند

    اولین نکته برای من این بود که ما خیلی وقتها آنچه را که دوست نداریم آن را گوش نمی دهیم و این برای من بارهای بارهای اتفاق افتاده است

    کاری را که خودم دوست دارم انجام می دهم و از قانون و دستورات تبعیت نمی کنم و آنوقت انتظار و توقع موفق شدن را دارم

    در مسیر علایق خودم باید شروع به کار کنم و احساس لیاقت در خودم را افزایش بدهم

    هر روز تصمیم درست بگیرم و اقدام کنم و فقط تجسم کردن برایم کافی نیست

    خداوند مهربان مسیر را به من می گوید و عمل کردن و اقدام کردن در آن مسیر وظیفه من است

    نکته مهم دیگری این است که روی مهارتهای خودم کار کنم روی استعداد ها و توانایی خودم کار کنم

    بهشت را به بها دهند و نه به بهانه عجب جمله مهمی استاد گفتند و کلی حرفها در این جمله است

    نکته دیگری که استاد فرمودند در مورد مقایسه کردن بود که مقایسه کردن فقط باید امروز خودم با دیروز خودم باشد و تمام و لاغیر

    قانون جهان یکسان است و فقط باید آن قوانین را تمرین کرد و تمرین تا بهترین نتیجه بگیرم در واقع باید تلاش کنم و تلاش و تلاش

    و درنهایت مهاجرت کردن و رفتن به دل ناشناخته ها و حرکت کردن در دل تضاد ها بسیار مهم است و فشار و سختی باعث پیشرفت آدم می شود

    ممنون استاد عزیز ازاین همه آگاهی ناب و خوبی که بدون منت در اختیار ما قرار می دهی

    خداروسپاسگذارم که بهترین ها را در سر راه من قرار می دهد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1876 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربان

    وسلام به تک تک دوستانم

    روز نودم، روزشمار تحول زندگی من!

    تجسم!!!!

    میخوام در مورد این کلمه، این راهکار، این روش، یا هرچیزیکه میشه اسمشو گذاشت بنویسم.

    تجسم، برای من تجسم یعنی تصور کردن هرچیزی توی رویا وخیالم، وبعدشروع گفتگوی ذهنیم در موردش، وبعد شکل گرفتنش توی زندگیم، یا بهتره بگم شکل دادنش واتفاق افتادنش توی زندگیم…

    استاد جانم وقتی شما میگید همه چیز باوره، واقعا همه چیز باوره..

    همین100 سال پیش اگه به کسی میگفتی میشه رفت به کره ماه ومریخ میگفته اصلا امکان نداره، ولی یه کسی یا کسایی این تصویر سازی وتجسم رو داشتند و توی خیال ورویا بهش شکل دادن بعد اومد توی ذهنشون وگفتگوهای ذهنیشون رو شکل داد و ایده ها اومد و به اندازه باورشون والبته در کنار انگیزه وامید به توانایی هاشون خواستشون رقم خورد…

    یه جایی هست که شخصی تصورانش تا بی نهایت میره،وکلی ایده میاد سراغش ولی چون تا قبل اون کسی اون ایده هارو اجرایی نکرده والگویی نداره پیش خودش میگه نه امکان نداره پس بیخود تلاش نکنم !!!!!

    ولی یه جای دیگه یه شخص دیگه میگه من میخوام اواین نفری باشم که این ایده رو اجرایی میکنه، و با انگیزه وعشق وامید البته که ایده هاشو اجرایی میکنه ومیشه اولین شخصی که به اون مورد دست پیدا کرده…!!!

    ما بارها اینو شنیدیم که چه نشستی؟؟؟

    که یه گونی پول از اون بالا برات بیفته پایین؟

    یا مثل داری راه میری یه دفعه یه الماسی گنجی چیزی پیدا کنی زیر پات؟؟

    یا مثلا چراغ جادو پیدا کنی؟؟

    خب همه ی اینها توی افسانه ها بوده ,وبعد به شکل فیلم وکارتون و داستان توی کتابها اومده و ماها خوندیم ودیدیم وشنیدیم، اماااااا میدونیم که واقعی نیست وفقط در حد تمثیل مونده و حداقل به این شکل امکان پذیر نیست برامون…

    ولی الان شکر خدا توی دوره ای داریم زندگی می کنیم که بر خلاف گذشته که فقط پادشاهان گونی گونی پول داشتند و ثروت، افراد زیادی توی جهان هستند که واقعا گونی گونی پول و ثروت دارند…

    یعنی فراوانی داره توی جهان موج میزنه و بی نهایت الگوی افرادی که خواستند وبه خواستشون هم رسیدند وجود داره…

    استاد جانم تا قبل اینکه با شما اشنا بشم مثل خیلی ها میگفتم حالا از هزاران نفر مثلا 50 نفر تونستند به خواستشون برسند، که بدون شک اونها استثنائی هستند یا خدا براشون خواسته، یا دارن امتحان میشن از طرف خدا که انقدر مال وثروت بهشون داده شده و میگفتم خب بلاخره هرکسی یه جوری پیش خدا امتحان باید پس بده یکی با ثروتمندبودن که میدونم من جزئش نیستم، یکی بافقر، یکی با بیماری، یکی با گرفتاری و…..

    واقعا چقدر باورم محدود و افکارم داغون بود نسبت به خداوند…

    از وقتی با آگاهی های ناب شما آگاه شدم به امورات وسنتی که خداوند تحت پوشش قوانینی بدون تغییر برای جهان در نظر گرفته، وقتی توسط اینهمه اگاهی هایی که شما انقدر شفاف و ساده و رسا و قابل قبول ومنطقی به من دادید،به من وبه هرکسی که در جستجوی حقیقت بوده وهست،کم کم با مرور زندگی خودم به این درک رسیدم که رحمانییت خداوند وعدل وانصافش تمام جهان رو در بر گرفته وخداوند برای تک تک بنده هاش فقط وفقط خیرو خوشی وثروت و آرامش و سعادت وخوشبختی وسلامتی میخواد…

    چون جهانش رو بر اساس پیشرفت قرار داده، چون میخواد قدرتش جاری بشه در تک تک مخلوقاتش، چون آدمهارو از روح خودش آفریده واز قدرت خودش بهشون داده و لذت میبره وخشنود میشه وقتی می بینه بنده اش بهش باور داره وازش میخواد که مثل خودش خالق باشه، وهرکسیکه به این باور برسه که می تونه از علم خداوند که مالک جهانه داشته باشه،خداوند از علم وخردش بهش میده، منتهی کمتر کسی می تونه به این باور برسه، کسی مثل ایلان ماسک و افراد دانشمندی که باهاش کار میکنند از نظر من درک خیلی خیلی زیاد وبزرگی از خالق بودن دارن که دست به تولید چنین پروژه های عظیمی میزنند ..

    اختراع هوش مصنوعی وپرورش دادنش، از نظر من یعنی اون افراد گفتند خدا این شکلیه این قدرت رو داره، حالا منم میخوام مثل خدا خالق باشم، و با همین درک و خواسته وانگیزه امروزه شاهد این هستیم که هوش مصنوعی داره برای انسان ودر خدمت انسان اینطور قد علم میکنه…

    حالا برمیگردم به خودم، به باورهای خودم، که از الگو برداری از سبک وروش زندگی شما استاد قشنگم شکل گرفته….

    من به هیچ عنوان به آدمیکه دو سال پیش بودم، به آدمیکه حتی یکسال پیش بودم وحتی آدمیکه 6 ماه پیش بودم شبیه نیستم..

    چون من باور کردم که تجسم من می تونه به واقعییت تبدیل بشه، اماااااا در صورتیکه من به خودم وتوانایی هام وصد البته به خدایی که میدونم میخواد من بهترین خودم رو عرضه کنم در جهان، ایمان دارم…

    کلا مدتهاست برای من زندگی این شکلیه که اول تجسم می کنم،توی تجسمم ذوق میکنم ( باتوجه به اینکه اون خواسته رو دست یافتنی میدونم چون از قبل نتیجه دستمه در مورد تجسمات قبلیم که اتفاق افتادن حالا چه تجسم بد وچه خوب) خودم رو تصور میکنم که بدستش اوردم وتو موقعییتش هستم و همون برام رقم میخوره…

    خب در کنارش تمرین ستاره قطبی 12 قدم که دیگه کولاک میکنه هر روز، من یه چراغ جادو دارم وغول چراغ جادو وخودم که اربابش هستم، برای من نماد فرشته گانی هست که از طرف خداوند مامور هستند فقط خواسته های منو اجابت کنند، جاری وساری بشن توی آدمها توی شرایط وتوی موقعییتها تا اونچه که میخوام برام رقم بخوره، خلق بشه…

    حالا این وسط یه بحث تکامل هست که برمیگرده به باور من و زمان….

    یعنی من میخوام توی حرفه خودم بهترین باشم، این منوت میشه به اینکه من هنرم رو پیاده کنم و بازتاب وبازخورد بگیرم و شناخته بشم و توی یه تایمی به اندازه تلاشی که باعشق وامید دارم انجام میدم نتیجه دریافت کنم، ونتیجه پشت نتیجه بر ایمان من وتوکل وامید وانگیزه من افزوده میکنه، واین باعث میشه که یه وقت چشم باز میکنی می بینی ره صد ساله رو انگار یه ساله طی کردی چرا؟؟؟

    چون الوییت زندگیت تمرکز روی همین خواسته وهدفت و تجسم کردنهات و تصویرگریهای ذهنیت، وگفتگوهات و صدالبته عملکردت در مورد همین خواسته ات بوده…

    من خیلی اعتقاد دارم به این جمله که تو یک قدم بردار( یک قدم باعشق وامید) جهان صد وگاهی هزار قدم برات برمیداره…

    الهی هزاران بارشکر بابت این آگاهیهای زندگی ساز…

    این وسط یه چیز خیلی خیلی مهم رو بگم!!!!

    اینکه باورهای کهنه وقدیمی ما همیشه در کمین ما هستند تا با کوچیکترین تضاد بیان سراغمون، و تنها راهی که برای فرار از نجواها وجود داره، بودن توسایت، گوش دادن پی در پی فایلها، خوندن کامنتها و کامنت گذاشتن هست…

    وقتی حست خوب شد اینجا می تونی راحت بشینی با یادآوری نتیجه های ریز ودرشتی که با عمل به این قوانین بدست آوردی به خودت حس خوب بدی با تمرین شکرگزاری پی درپی…

    برای هرچه که با ایمان وتوکلت خلق کردی وبرای هرچیزیکه قراره با کمک خداوند خلق کنی توی زندگیت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  6. -
    مهدی حکمتی گفته:
    مدت عضویت: 2051 روز

    سلام میکنم به استاد عزیزم و مریم خانم شایسته و تمامی دوستان ارزشمندم

    استاد دقیقا در مورد عمل کردن، توی 2جلسه پشت سر هم در دوره روانشناسی ثروت1 بطور کامل و مفصل توضیح دادید. من هم وقتی که این پروژه خانه تکانی ذهن رو شروع کردم کامل حواسم رو جمع کردم که فقط صرفاً به بحث کار کردن روی باورها تمرکز نکنم و در کنارش به ایده‌ها و الهاماتی که خداوند بهم میده عمل کنم. و دارم خودم رو برای دریافت و تحقق خواسته‌هایی که توی این پروژه از خدا دارم آماده میکنم. خدا هم عجیب داره بهم کمک میکنه. هم توی بحث باورسازی و هم توی بحث ایده دادن برای بهبود عملکردم. و نشانه‌های فوق‌العاده‌ای هم مبنی بر اینکه دارم به رسیدن به خواسته‌هام نزدیک و نزدیکتر میشم بهم داده.

    همونطور که استاد گفتن، اولین قدم اینه که وارد حوضه مورد علاقه‌مون بشیم. من فکر میکنم حوضه مورد علاقه‌ی ما در اصل همون رسالت ماست. همون چیزیه که خدا بخاطرش ما رو آفریده و بابتش به این دنیا اومدیم. در این خصوص، خدا منو هدایت کرد به یک دعایی که از مناجات حضرت فاطمه هست:

    اللهم اِستَعمِلنی لِما خَلَقتَنی لَه | خدایا مرا خرج کاری کن که مرا بخاطرش آفریدی.

    ان‌شاءالله به فضل خدا همیشه همه‌مون شاد و موفق و خوشبخت باشیم.

    خدایا صدهزاران مرتبه شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    Farnazq گفته:
    مدت عضویت: 3183 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته مهربان و دوستان خیلی خوب

    فعالیت و عمل کردن در جهت نادرست.

    به نظرم من خودم قبلا جزئی از این دسته بودم و سخت کوش بودم اما نتیجه ای نمی دیدم

    تلاشم هوشمندانه نبود و در جهت درستی نبود ولی الان خیلی بهتر شدم چون هم خودمو بهتر شناختم و هم قانون رو بهتر درک کردم

    بعضی ها هم هستن که رو خودشون کار میکنن تجسم خلاق انجام میدن اما منتظر شانس و اتفاق بیرونی اند و در عمل قدمی بر نمی‌دارند و انتظار دارند همه چی فورا درست بشه

    و بهترین حالت افرادیه که دنبال علاقه شون رفتن و هدف درستشون رو پیدا کردن و همزمان رو باورهاشون هم کار میکنن و تو مسیر درست حرکت میکنند و کم کم رشد می‌کنند

    خیلی خوبه که در مسیر علایقمون کم کم مهارتهامون رو رشد بدیم و جسارت نشون بدیم قدم برداریم ضعفهای شخصیتی مون رو درست کنیم و همزمان که رو خودمون کار می‌کنیم و حرکت میکنیم خودمون و نتایجی که میگیریم رو بهبود بدیم و این باید مستمر باشه و قدم به قدم پیش بریم

    مراقبه یعنی کنترل ذهن و حضور در لحظه حال

    اینکه خودمون رو درگیر گذشته و آینده نکنیم افسوس گذشته و نگرانی های بیهوده برای آینده نداشته باشیم از ذهنمون و حالمون مراقبت کنیم و حضور در لحظه حال این کارو برامون انجام میده پس مراقبه همون حضور در لحظه حال هست

    درمورد مقایسه کردن، خودمون رو با خودمون فقط مقایسه کنیم مثلا این مقایسه بین خودمون و گذشته خودمون باشه

    درگیر حواشی نشیم اینکه بخواهیم روشهای مختلف رو دنبال کنیم فقط مارو گمراه میکنه

    هر دوره ای که داریم قانون رو ازش درک کردیم دیگه اصل تمرین کردنه

    و یک فن رو درست یادبگیریم کافیه و پراکندگی ذهنی نداشته باشیم

    و در مسیر درست همیشه باید تمرین کنیم مثل غذا خوردن

    حتی در مورد کار و در حوزه موردعلاقه م هم همینطور دیدم افرادی که فقط یک تکنیک و یک متریال رو انتخاب میکنن که بیشتر بهش علاقه دارن و با همون به درجه استادی می رسند و واقعا حرفه ای میشن. و حتی جزئی تر اساتید معروفی در سطح جهان که تخصصشون فقط اجرای یک سوژه ست و در همون سوژه از بهترین‌های دنیا هستن

    برای اینکه بر ترسهامون غلبه کنیم باید آروم آروم بریم تو دلش

    مهاجرت میتونه به معنی حرکت کردن در دل ناشناخته ها باشه

    حتی دقت کنیم افراد مهاجر در شهرها خیلی بهتر عمل می‌کنند تا افراد بومی اون منطقه. چون بیشتر تو دل ناشناخته ها رفتن و حرکت کردن و خودشون رو رشد دادن

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    نجمه رضائی گفته:
    مدت عضویت: 2209 روز

    به نام رب هدایتگرم

    «روز شانزدهم پروژه»

    خدایاشکرت که تااینجا منو آوردی، خدایاشکرت که هدایتم کردی تا دوباره در مسیر درست قرار گرفتم

    ..بهترین چیزی که باید میشنیدم برای امروز همین فایل بود، البته دوروزه روی این فایل تمرکز کردم و هنوز حس میکنم لازمه بیشتر گوش کنم ،یه چیزایی داره که باید درک کنم.

    چقدر خوب در مورد کج فهمی های ما گفتید،منم اوایل آشناییم با سایت همچین تصوری داشتم و فکر میکردم باید از صبح تا شب بشینم و تجسم کنم و خودمو از همه جا و همه آدما مخفی کنم فایل گوش بدم و همین دیگه!

    کارم شده بود همین روتین ، اما خب درکم که بیشتر شد فهمیدم نه ! منظور از کار کردن روی خود،اینجوری نیست ،در بطن زندگی باید این آموزه هارو عملی کنم و بهبود یعنی همین .

    موضوع بعدی اینه که وقتی شرایطم خوبه ،یادم میره باید ادامه بدم و سعی کنم شرایط رو بهتر از اینی که هست بسازم،وقتی شرایط خوبه روند کارکردن و باور ساختن توی اون موضوع برام کمرنگتر میشه و روند نزولی نتایج رو نمیبینم چون انقدر طبیعی و آهسته رخ میده که فقط،وقتی متوجهش میشم که از اصل خودم خارج شدم

    و تازه اونموقع میگم اع ببین چون این راهو ادامه ندادم نتایجم این شد!!

    مثلا وقتی که چندین ماه با دوره لیاقت بودم حس و احساسم عالی شده بود نتایج حس خوبمو تو ارتباطاتم میدیدم و فکر کردم دیگه اوکیه ،یکمی جدیتم کمتر شد و در عرض یکی دوماه ،حس خوبی که با احساس لیاقت بدست آورده بودم کم و کمتر شد چون هنوز باورهای لیاقتم به ثبات نرسیده بود هنوز پایه رو محکم نکرده بودم مثل فنری که تا ولش کنی سریع برمیگرده به شکل اولیه ش و سرجای اولش، منم کار کردن روی باورهای بنیادین لیاقتو ول کرده بودم و خیلی زود حس کردم سرجای قبلیمم!!

    ولی خدارو شکر میکنم چون توهمی که داشتم از بین رفت .

    این فایل خیلی عالی بود و تاکید روی بهبود بصورت همیشگی میکنه .اگر همین یک جمله رو عملی کنیم واقعا نتایج شگفت انگیزی پیش میاد.

    خیلی ممنونم خانم شایسته عزیز

    خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    آرزو میرکاظمی گفته:
    مدت عضویت: 800 روز

    به نام آرام جانم

    سلام و نور فراواااااان به قلب پرمهر همگی

    استاد جونم میدونید اگه به من باشه واسه هر دقیقه صحبت‌های شما من میتونم صفحه ها بنویسم یعنی یه هماهنگی کامل برقراره بین روح من ،ذهن من و حرفهای شما و هر کلمه از زبان شما برمیاد میره قشنگگگگ میشنه به قلب من و اونجا بیشتر میفهمم که شما گلوی خداییی ،من به هر فایل لایو میرسم میگم واااای این بهترینه من باید بارها گوشش بدم

    به نظرم این مکان پاک ترین و مقدس‌ترین مکان جهانه نه حرف بیهوده ای توش هست نه غیبت کسی گفته میشه نه دروغ هست و و و

    هر چی هست توحیده،صداقته،پایه،نجابته،و ……………………….. خدای من هزارااااااان بار شکرت به خاطر هدایتم به‌این مسیر سرسبز

    ###

    انگار 1 دیقه اول فایل برای من بود

    مینویسم چرا؟

    احساس کردم شما با من حرف زدین ! بهم کلید دادین !

    گفتین آرزو جان حالا که یه هدف بزرگ رو انتخاب کردی و تصمیم گرفتی پا بزاری رو بزرگترین ترست

    حالا که معجزه وار بدون هیچ تقلایی هیچ زوری وارد دوره عشق و مودت شدی باید قول بدی باید تعهد بدی که آنچه بهت گفتم رو انجام بدی حتی اگه یه جاهایی درد داشت ولی باید طبق آنچه گفتم بری جلو شاید یه جاهایی بشه ناامید بشی ولی یادت نره اونجا اون نقطه، نقطه ی وصل توعه ادامه بده ادامه بده پیش فرض هایی که داری رو کلا بریز دور شیوه های خودتو بریز دور اونا اگه جواب داده بودن تو الان در مورد این تضاد نمی‌نوشتی پس اگه میخوای به هدفت برسی با تعهد فولادین با قلبی پاک به انچه‌ میگم عمل کن لیزر فوکس ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است

    حرکت کن هر روز یه سری تصمیات بگیر در مورد رابطه ی عاطفیت و عمل کن به تصمیمات نترس یا جپاب میدن یا تو دل اون تصمیم یه چیز دیگه میفهمی:))))

    چشم استاد من تماااااااااام تلاشمو میکنم

    ●●●

    یه معجزه :

    خدای من چند روزه که همش فکر میکنم چطور خداوند با وجود مقاومت های وحشتناک ذهنیم انگار به راحتی من رو قانع کرد که باید هدف اصلیم ساختن رابطه عاشقانه م باشه تجربه کردن خوشبختی و عشق باشه

    درست دقیقه 41 فایل کسری از ثانیه چشام بسته شد یه جوری حالت خواب و بیداری و خداوند بهم‌گفت یادته اول پروژه خودتو به استخدامی من در آوردی و کارمندم شدی (تو کامنتای اولیه اشاره کردشاید تو اصلا چندین روزه یادت رفته ولی من یادم نرفته

    و آسون کردن انتخاب این هدف و وارد شدن معجزه وارت به دوره عشق و مودت حقوق این مدتت بود آرزو جان نوش جونت این آسونی

    چه کسی وفادارتر از خداوند به عهدش

    یعنی از ذوق قلبم داشت میومد حلقم

    خدای من،من فرمون زندگیم رو سپردم دستت

    همچنان کارمندتم همچنان اگه یه دیقه رو خودم کار کنم با عشق کار میکنم همچنان قبل از ورود به پروژه تمام خانه ام رو تر تمیز میکنم و تمام سعیم بر اینه که تحت هر شرایطی با هدف بهبود گرایی رو تعهداتم بمونم

    من عاشقتم ربالعالمینم

    آرامش الهی سهم قلبهای مهربونتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    ساناز جمشیدیان گفته:
    مدت عضویت: 1292 روز

    روز 90مسیر

    خب ماه سوم هم داره کامل میشه بااینکه هنوز کنترل ذهنم کامل دستم نیست اما تلاشمو میکنم جواب میده

    جالبه از وقتی دوره دوازده قدم شروع کردم در تمام فایلعا ازش یاد میشه و همه جا اسمش میاد

    و منیکع با همین مسیر هدایت شدم بهش و تحولات این مسیر انقدر خودش زیاده برام که مطمینم 12قدم خیلی خیلی بیشتر میشه

    این تصور منم داشتم یک دیوار کاینات داشتم تجسم میکردم الیتع که جواب هم میداد اما بعد یادگرفتم هدایت و الهام چیه و این مسیر دیگه نه تو کارش نبود دیوار کایناتم بگیر نگیر داشت اما الان هدایتم همه اش میشه مثبته

    خب چکارها کردم برای شغلم

    رفتم پست کردم و خوشحال و اصلا حالم برای یک مرجوعی بد نکردم عوضش باز فروش داشتم و این قدرت منه مه بحثی کردم نه چیزی فقط کفتم باشه پس بفرستید پول برگشت داده میشه من از همون روز بالای پنج تا مکمل دیگه فروختم یعنی در عرض پنج روز و خیلب خوشحالم

    چون نمیزارم ناخواسته ها منو از مسیر دور کنه

    امروز اتفاق ها همه طبق هدایت شد رفتم پست بعد هدایت شدم بستمو پیگیری کنم رفتم به ادرس و هدایت شدم تا اینجا نزدیک دندان پزشکم هست اون شکستگی دندان بود اون حل کنم زنگ زدم گفت نیم ساعت دیگه بیای انجامش میدیم رفتم دنبال بسته و جا به جا شده بودن دفترچه شکرگزاری که چند روز میخواسنم بخرم هم اونجا خریدم رفتم دندون پزشکی و نگران پولش بودم کمترین مبلغ یک میلیون بود بعد گفتم دوباره فقیر شدی یک تومن میذی تموم و بعد ذهنم گفت خب اگه پونصد بگیره بهتره بعد گفتم اصلا ولش کن هر چی شد خدایا خودت تخفیف بگیر من اصلا بهش فکر نمیگنم سر دکتر شلوغ یود منم این مدت دفترمو افتاح کردم و شکرگزاری مینوشتم بعد نوبتم شد دکتر گفت من پالیش میکنم اگه اوکی بودی نمیخواد کلا درستش کنی هزینه کنی بزار وقتی بیشتر شکست بیا گغتم باشه پولیش کرد و عالی شد کل هزینه دندونم شد صد تومن

    چقدر خوشحال بودم گفتم خدایا عجب تخفیفی گرفتی برام

    منیکه دو زوز پیش حالم بخاطر دندونم بد کرده بودم چون فکر میکردم خرجش زیاد میشه و الان چون حسم خوب بود نه پول نه زمان ازم گرفت

    کل امروز پیاده با مامانم میرفتیم من دونه دونه کارهام انجام میشد منیکه خسته نمیشدم چون کارهام تیک میخورد چقدر خوشحال بودم

    حالا از کجا روزم انقدر خوب شد از اعراض کردن صبح چشم باز کردم مامانم گفت قناری مرده جوابش ندادم چند بار گفت گفتم باشه مهم نیست مرد که مرد انقدر بهش فکر نکن و برعکس همیشه نگذاشتم حتی ذهن مامانمم روش بمونه چون تا شب انقدر میگفت که حال منم بد میکرد و دقیقا روزم از همونجا ساخته شد که صبح به خودم قانون یاد اور شدم

    البته اینا از دوره دوازده قدمه که تحول پیدا کردم

    امروز حتی فهمیدم برای بی انگیزه ای که دیروز نوشتم چکار کنم اونم با فایل شش از دوره دوازده قدم و هدف توضیح میده استاد منم فهمیدم هدفم درست کردم امروز بااینکه از صبح حسابی کار داشتم ظهر رسیدم تا عصر رب درست میکردم اما هدفم که تولید محتوا و… بود انجام دادم چون انگیزه ام میدونم اهرم رنج و لذتش میدونم و الان مصمم تا بترکونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: