این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/01/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-11 01:44:092024-11-08 05:09:27live | بهبود عملکرد، یک روند دائمی است
592نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
این فایل نشانه امروز من بود، کلا فکر میکردم بار اوله میشنومش تا اینکه رسید به قسمت بحث انتخابات آمریکا و من گفتم من ابن صحبتا رو قبلا شنیدم که! یه دفعه یادم اومد من قبل از اینکه دوره دوازده قدم رو بخرم این فایل رو گوش کرده بودم، ولی چرا فکر میکردم بار اولمه میشنوم این حرفا رو؟ چون امروز دقیقا زمان درست برای شنیدن و درک این صحبتا بود. یه دفعه به خودم اومدم، همش به خودم میگم بهاره تو دوماهه تو دوره دوازده قدم هستی پس کو نتیجه؟ تا امروز که فهمیدم دو تا اشتباه دارم
اولیش اینکه استاد شما تو قدم دوم دارین میگین تمرکزی وقت بذارین رو فایلا و کامنتا، براتون تو اولویت باشه ولی من برام تو اولوبت نبود، اصل نمیدیدمش، فکر میکردم اگه در کنار بقیه کارام فایلا رو هم گوش کنم دیگه قضیه حله، غافل از اینکه باید اونقدر تمرکز کنم روشون و وقت بذارم تا نتیجه بدن!
دومیش اینکه میگین حرکت کن! به خودم اومدم دیدم من فقط دارم میگم تعداد مراجعین من بیشتر شه تا درآمدم بره بالا، آخه رو چه حسابی؟ چیکار کردی براش؟ برای اینکه مراجعینم بیشتر بشه باید علمم بیشتر بشه ولی من بدون اینکه برم یه مقاله درباره روشهای درمانی جدید بخونم، یا علمم رو به روز نگه دارم، فقط میگم خدایا تعداد مراجعینم زیاد بشه!!
خدای من چقدر قشنگ هدایتم میکنی،چقدر به موقع تلنگر میزنی بهم
خدای من هزاران بار شکرت، بابت حضورم اینجا، بابت تمام آگاهیهایی که میشنوم و درک میکنم❤️🦋
سلام استاد من کلی نتایج از فایل های پر محتوا شما گرفتم زندگیم تو همه ی زمینه ها رشد کرده ممنونم امیدوارم شما رو از نزدیک ملاقات کنم و از موفقیت هام براتون صحبت کنم سپاسگزارم استاد عزیزم از مثال هوندا ژاپن الهام گرفتم و گفتم چگونه از شرایط به نفع خودم استفاده کنم در حال حاضر در بغداد عراق کار دکوراسیون انجام میدم و به دلار درامد دارم کلی از لحاظ اعتماد ب نفس احساس ارزش و روابط رشد کردم گردنبند مهر خدا گردنم هفته پیش اولین ماشین خودم خریدم 405نقره ای من ک قبل از شروع گوش کردن فایل هاتون پول قهوه نداشتم ک برا خودم بخرم و همیشه بدهکار بودم خداروشکر زندگیم ب لطف شما متحول شد و همچنان تمام فایل هاتون مرتب گوش میدم سپاسگزارم
سلام به استاد عزیرم و خانم شایسته دوسداشتنی و دوستان عباس منشی.
چند روز گذشت که تونستم بیام و برای این گام کامنت بذارم هربار یه جوری چیده میشد که نمیتونستم کامنت بذارم ولی خداروشکر که الان زمانش رسید.
دیشب یه تضاد کاری رو گذروندم و دیدم که مثل اینکه من اونقدر احساس لیاقت و ارزشی برای کارم ندارم یعنی باید روی باور احساس لیاقتم کار کنم و کارمو ارزشمند بدونم که بقیه هم این نگاه رو داشته باشن جهان اینه درونه منه از رفتارهای دیگران میتونم بفهمم چه باورهایی دارم ومن ازاین تضاد برای پیشرفت و بهتر شدن استفاده میکنم برای اینکه هرروز بهتر بشم و جهت بهتر شدن گام بردارم.
ایمانی که عمل نیاره حرف مفته این رو هیچ وقت یادت نره باید به ایده هات عمل کنی بدون اینکه به بعدش فکر کنی.
برای موفق شدن لازمه این چند تا کاررو انجام داد:
1_برو دنبال علایقت
2_درزمینه علایقت مهارتت رو بالا ببر
3_هرروز و هرروز روی خودت کارکن که بهتر و بهتر بشی
4_حرکت کن
5_ایمان داشته باش
6_تصمیم های درست بگیر
7_جسارت داشته باش و بر روی ترسات غلبه کن
8_قدم بردار
9_شخصیتت رو تغییر بده.
واما باورهای عالی این فایل:
1_به الهاماتت عمل کن و حرکت کن ایمان داشته باش هدفت رو تجسم کن که هدایت بشی به سمت هدفت.
2_هرایده کوچیکی که توی هرزمینه ای بهت گفته میشه بهش عمل کن فارغ ازاینکه جواب میده یا جواب نمیده درسته یا غلطه اگر جواب بده که خیلی خوبه اگرم جواب نداد تودل اون حرکت یه چیزی قراره بهت گفته بشه وتو باید قدم برداری.
3_احساس لیاقتت رو درخودت ایجاد کن با افزایش مهارت هات درمسیر علایقت.
4_ماباید حرکت کنیم و عمل کنیم خدا مسیر روبه مامیگه.
5_ترس های جدیدی توی وجودت شناسایی کن بگو چجوری باید بری تو دل این ترس.
6_نقاط ضعفت رو پیدا کن و بهبودش ببخش و نقاط قوتت رو بهبود ببخش و حرکت کن.
7_مراقبه=کنترل ذهن
8_مراقبه=درلحظه زندگی کردن.
9_مراقبه یعنی درگیر افکارگذشته نشی ودرگیر اینده که 5 سال اینده چه اتفاقی میوفته نشی و تمام تمرکزت رو بذاری روی اینکه امروز چه کاری باید انجام بدم ذهنتون رو روی این لحظه حال بذارید.
10_توی بحث عزت نفس مقایسه ما باید بین خودمون باشه و دیروز خودمون و گذشته خودمون نه مقایسه خودمون با دیگران.
13_یکی از بالاترین اولیت ها توزندگیت این باید باشه که بری تو دل ترس هات.
14_حرکت کن قدم بردار ازمحیط امنت بزن بیرون.
15_استانداردهاتو ببر بالا و سعی کن همیشه بری تو دل ترس هات و حرکت کنی.
16_اگر به خواستت نمیرسی یکی از دلایلش داشتن مقاومت ذهنی درمورد اون خواستس.
17_کم شدن مقاومت ذهنی=بزرگ شدن ظرف دریافتی ما.
18_وقتی ظرف وجودی ما انقدر بزرگ میشه که مکان فعلی زندگی ماتوانایی ارائه نعمت هایی هم سنگ با ظرف مارو نداره جهان حتی مارو ازلحاظ فیزیکی به مکان های بهتر هدایت میکنه مکان هایی که توانایی ارائه نعمت هایی متناسب با ظرف وجودمارو داشته باشه.
19_تا وقتی ما حرکت نکنیم هیچ اتفاقی نمی افته،تاوقتی ما تغییر نکنیم هیچ اتفاقی نمی افته.
20_باید یه جسارتی درما ایجاد بشه برای حرکت.
خداجونم سپاسگذارم بابت دریافت این اگاهی ها.
استاد عزیزم و بانو شایسته نازنین ازشماهم کلیی سپاسگذارم.
هر روز تعدادی فایل گوش میدهم اما هنوز سر در گم هستم نمی دانم باید چه کار کنم شاید هم می دانم اما درست انجام نمی دهم
آگاهی های این فایل بسیار ارزشمند و عالی بود
من هم جزو دسته اول هستم هم جزو دسته دوم
انگار نمی دانم باید در خیلی موارد چه کار کنم الان اومدم گام به گام روز شمار تحول زندگی را شروع کردم شاید با منظم تر شدن و گام به گام رفتن از گیجی و سردرگمی در بیام سالهاست انگار دارم کار می کنم تغییراتی رخ داده اما نه چندان دلخواه
نمی دانم الان دوازده قدم را تهیه کنم و گام به گام برم با همون تحول زندگی در گام به گام را ادامه بدم
من امروز که متوجه شدم اشتباه بوده عملکردم درمورد تغذیه ام که دیشب در عقل کل جواب رو گرفتم
که از فایل رایگان دوره سلامتی فکر میکردم منم نخورم عضله سازی میشه ولی در صورتی که داشتم اشتباه میرفتم
و فهمیدم که هر کس وزنش کمه سه وعده هم میتونه غذا بخوره
و تصمیم گرفتم تا وقتی که دوره قانون سلامتی رو نخریدم ،سرخود کاری نکنم
و یه درسی هم که یاد گرفتم و تصمیم گرفتم ،دیگه سعی کنم هر وقت خواستم به یه نفر از حرفای فایلای استاد بزنم، این موضوعو یادم بندازم که اشتباه متوجه شده بودم و به مادرم گفته بودم روزی یه وعده باید بخوریم و اشتباه متوجه شده بودم ، که با توجه به درکی که داشتم نتونستم متوجه بشم و نادرست بود عملکردم
و بعد من صبح که بیدار شدم صبحانه ام رو کامل خوردم و از خدا سپاسگزاری کردم که راهمو بهم نشون داد
و بعد شروع کردم تابلوی شجره طیبه ،درخت پاکیزه رو به اتمام رسوندم وقتی تموم شد بردم تا مادرم ببینه طرحشو
دیدم داشت سریع به تابلوم نگاه میکردم گفتم چرا سریع چشماتو میچرخونی گفت دارم میشمرم
گفتم چی رو
گفت 14 تا آدم تو تابلوت هست
بعد یهویی گفتم چی؟ شمردم خودمم گفتم خدایا این یعنی نشونه هست چی میخوای از 14 بهم بگی ؟
بعد شروع کردم حیواناتی که تو تابلوم بود رو هم شمردم وقتی شمردم گفتم بسم الله الرحمن الرحیم
اشک تو چشمام جمع شد و گفتم 19
عدد حروف بسم الله الرحمن الرحیم قرآن
و یعنی 14 چیه؟
اومدم که فکر کنم ، یهویی یه صدایی گفت 14 امین سوره قرآن رو باز کن
رفتم تو گوگل نوشتم اول 19 امین سوره قرآن ، سوره مریم بود
بعد که نوشتم 14 امین سوره قرآن همین که آورد گریم گرفت
سوره ابراهیم بود
همون سوره که وقتی از خدا خواستم اسم تابلومو مشخص کنه و بگه که درختی که هست چی بذارم اسمشو منو راهنمایی کرد خدا به سمت سوره ابراهیم
جریان هدایتشو نوشتم تو روز شمار تحول زندگیم
بعد دوباره رفتم ادامه قرآن و بخونم به آیه 22 تا 25 که خوندم نوشته بود که درختانی که زیر آنها نهر ها جاریست
به تابلوم نگاه کردم گریه کردم فقط
دقیقا تابلوی من درختیه که زیرش یه دریاچه هست و حیوانات و انسان ها هستن و یه طرح عجیب و جالبی داره
عجیب میگم چون هرکس میبینه تابلومو میگه چرا نقاشیت غیر واقعیه انسانا و حیوانات باهم بالای درختن حیوانات و انسان ها باهم پایین درخت ؟ حتی یه دختر هست که موهاش باز شده و از لابه لای موهاش آبشار میاد به رودخونه و ادامه موهاش میشه رودخونه
یادمه وقتی خودم داشتم هرچی از خطوطی که کشیدم رو تابلو رو نگاه میکردم و هر بار یه چیزی دیده میشد به چشمم و من میذاشتم سرجاش تا تکمیل بشه
میگفتم خدایا مگه میشه درخت از دریا در بیاد بعد گفتم دختر این چه سوالیه تو جنگل حرا یا جاهای دیگه تو جوبای بزرگ تهران که آب تمیز جاریه از توی دریاچه درخت در اومده خب اینم عین هموناست
چه سوالیه میکنی
بعد من که رسیدم به آیه که نوشته بود میوه هاش به اذن خدا هر وقت خدا بخواد میوه میده درختا
گفتم الان که تابلوی نقاشیم از سوره ابراهیم اسمشو گذاشتم پس بیام میوه هاشم بکشم
ولی نمیدونستم چه میوه ای تو گوگل نوشتم که میوه هایی که در قرآن گفته شده
14 تا میوه آورد
جالبه 14 تا انسان داره تو نقاشیم
14 تا هم اسم میوه اومده تو قرآن و من آیه رو خوندم تصمیم گرفتم بکشم تو تابلوم
19تا هم که حیوانات داره تابلوی نقاشیم که تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم
و یه درخت پاکیزه ، شجره طیبه
داشتم فکر میکردم که من اصلا بدون ذره ای فکر که بخوام بگم تعدادشون چند تا باشه اصلا هیچ فکری نداشتم فقط هرچی دیدم سرجاش گذاشتم
همه اینا کار خداست که خودش قشنگ چیده همه چیو من هیچ کاره بودم تو نقاشی که کشیدم
یادمه این طرحو بارها رنگ زدم و دیدم نشد واقعا نمیدونستم چیکار کنم گفتم خدایا ببین من هیچی بلد نیستم خودت طرح اصلیشو بگو
که بعد درخواستم درختو گفت چجوری رنگ بزن البته نفهمیدم چجوری رنگ زدم ولی بعد که تموم شد دیدم عالی شده
من فقط قلم به دست گرفتم باقی شو خدا انجام داد
هر بار که به نقاشیم نگاه میکنم هی تحلیل میکنم رفتارای خودمو و تمام اتفاقاتی که افتاد
امروز داشتم فکر میکردم یاد حرف استاد افتادم که میگفت وقتی بهت الهام میشه راه نشونت داده میشه که آماده باشی
بعد مثال زدن حضرت محمد رو که آماده بودن که شنیدن آیات قرآن رو و به این اشاره کردن که دقیق خود کلام استاد یادم نیست ولی فکر کنم اینجوری بود که استاد گفتن درمداری بود پیامبر که این قرآن رو شنیده و خونده و به بقیه گفته
رفته یک ماه با خدا حرف زده تا آماده دریافت بشه
اینا رو مرور میکردم یاد نقاشیام افتادم
من تا قبل 7 مهر 1402 تو عمرم همچین نقاشیایی نکشیده بودم
از وقتی از خدا خواستم برای نقاشی کشیدن هدایتم کنه و حتی نوشتم که خدایا میخوام نقاشیام خداگونه باشن و هرکس دید یاد تو بیفته
البته امروز به این هم فکر میکردم که استاد گفته همه دریافت نمیکنن آگاهی ها رو
کسی نقاشی منو درک میکنه که درمدار دریافتش باشه
حتی من خودمم وقتی تابلو رو با انگشتای دستم رنگارو زدم و تموم شد هیچی نمیفهمیدم از نقاشی میدونستم یه چیز خیلی جالبه ولی نمیدونستم چیه و قراره چی بشه
ساعت ها نشستم و نگاه کردم به نقاشیم
میگفتم خدایا خطوط چیه چرا من چیزی نمیبینم و بار ها صدا میومد که آروم باش کم کم میبینی اول هرچی دیدی رو شروع کن به رنگ کردن در مسیر بهت باقی خطوط گفته میشه و شکلشونو میبینی که همینجورم شد من وقتی شروع کردم رفته رفته دیدم خطوط رو به شکل آدم یا حیوانات
مثل امروز که من اصلا تو فکرم نبود که 14 تا میوه بکشم رو زمین و بالای درخت که خدا هدایتم کرد تا بکشم میوه هارو
و من با سوالاتی که کردم و از خدا هی خواستم به چشمم اون چیزی که باید ببینم رو ببینم نشون بده ،کم کم خطوط به چشمم دیده شدن
و من هرچی رو دیدم سرجای خودش گذاشتم
حتی الان که تکمیل شده باورم نمیشه من همچین نقاشی کشیده باشم واقعا نقاشیم یه جورایی سه بعدی و عمق داره و خیلی خاصه یه وقتایی خیره میشم به یه نقطه یا مثلا انسان یا درخت یا نهر یا حیواناتش احساس میکنم باقی تابلو تکون میخوره یه جور موجی حرکت میکنه
من مطمئنم که بهشت همچین جاییه که بی نهایت بیشتر از تابلوم هم زیبایی داره که خدا بهم الهام کرد و کشیدمش
یه تابلوی با ارزش و بی نهایت ارزشمنده چون صفر تا صدش کار خداست
جدیدا که به نقاشی نقاشای میلیون دلاری نگاه میکردم میگفتم استاد عباسمنش گفته که هر کس با توجه به مداری که هست بهش الهام میشه
پس من و هر نقاشی که نقاشی میکشه براش همون الهامش بوده و باید تحسین کنم هر نقاشی که دیدم رو
البته هر نقاشی در نظر من نقاشی های زیبا و مناسب هست که به هرچی توجه کنم از همون نقاشی بیشتر میبینم
خیلی خوشحالم که تابلومو تموم کردم و نور نهاییش مونده اونم بزنم تمومه
حالا که نقاشیم تموم شد از خدا خواستم کمکم کنه نقاشی آسمونو شروع کنم که بهم الهام کرده بود ابرا به شکل فرشته موقع اذان ظهر بودن و من هدایتی رفتم پشت بوم و دیدمشون
و میخوام به زودی شروع کنم و طرحشو بکشم تا از خدا الهامات بعدی نقاشی رو دریافت کنم
امروز گفتم خدایا من تلاشمو میکنم نقاشیا رو میکشم باورامم تقویت میکنم و تکرار میکنم هر روز و مهارتم رو برای رنگ روغن افزایش میدم تا الهامت رو ازت دریافت کنم و ادامه کاراش با خودت فروشش و مشتریش خودت دیگه چگونگی با خودت خدا
من سعی و تلاشمو میکنم تا عمل کنم و قدم هام رو همچنان بردارم
وای خدای من الان اومدم فایل رو گوش بدم 10 دقیقه برای ویرایش مونده بود گفتم بنویسم ، دیدم دقیقا درمورد حضرت محمد دقیقا گفت استاد که سالی یک ماه میرفت و مراقبه میکرد و البته یه فایل هم بود که مفصل میگفت که درمورد شنیدن الهام و هدایت خدا برای پیامبر و شنیدن قرآن
من اصلا خبر نداشتم این فایل هم هست استاد گفته اون حرفو که بالا تو رد پام نوشتم ،یادم اومده بود و بهش فکر کرده بودم و با جریان تابلوم میخواستم درکش کنم
استاد عزیز من با صحبتهای شما و استفاده از دوره دوازده قدم و مفهموم هدایت دچار تناقضی شدم و هربار که فایلهای شما را گوش میدهم در این دوره خانه تکانی ذهنی بیشتر سردرگم میشوم که کدام راه را بالاخره انتخاب کنم. من چند وقت پیش تقربیا دو سه ماه پیش از خداوند پرسیدم که چیکار کنم تا در محیطی قرار بگیرم که موسیقی را بهتر یاد بگیرم بقول شما استاد عزیز به اقیانوس برم به جای برکه. احساسی بهم گفت که اگر میخواهی به مکانی بهتر بروی این کلاس را رها کن و دیگر به این کلاسها نرو. چندین نشانه هم دیدم و مطمئن شدم که باید کلاسها را رها کنم. بعد از رها کردن کلاسها روزهای اول احساس رهایی و آزادی داشتم. بقولی انگار از قول و زنجیرها رها شدم.مطمئن بودم قرار به مکانی بهتر هدایت شوم به جایی دیگر تا بهتر موسیقی را یاد بگیرم،اما در این دو سه ماه خبری نشد فقط چندتایی نشونه دیدم همین،اونم توی خواب. ولی هیچ هدایتی در بیداری نشدم به مکانی یا زمانی. از طرفی هم دارم روی باورهایم کار میکنم و دائم با خودم میگویم که مطمئن هستم هدایت میشوم. اما نمیدونم چجوری حتی با چه کسی حتی نمیدونم چه حرکتی باید بزنم یا عملی که میگویید چی هست من انجام بدهم. از طرفی میگویید هدایت باید با شرایط شما سازگار باشد ولی من میبینم در همین جا هم پول پرداخت شهریه هایم را ندارم چه برسد شهر یا مکانی دیگر. از طرفی میگویم با آموزش سطوح اولیه موسیقی میتوانم پول دربیاورم و درآمد داشته باشم و شهریه های خود را پرداخت کنم. نشانه هایی که دیدم در خواب خبر از این میداد که قراره به شهر دیگه ای بروم آخ که چقدر دوست دارم از نقطه امن خودم بیرون بیایم و مهاجرت کنم به شهر دیگه آن هم در مسیر تحقق خواسته هایم هم مهاجرت را تجربه کنم هم پیشرفت کنم.(من خانومی متاهل هستم و همسرم در این مسیر همراهم نیست و خودم هستم که میروم جلو) حالا از طرفی عملگرا بودن صحبت میشه،از طرفی عمل به هدایت واقعا گاهی در اوایل فایل شما مثل همین فایل به این نتیجه میرسم که به استاد قبلی ام پیام بدم و کلاسها را از اول شروع کنم. (عمل کنم اگر عمل نکنم پیشرفتی در موسیقی نمیکنم)گاهی میگویم نه باید به خداوند و هدایت او اعتماد کنم و صبر کنم و روی باورهایم کار کنم تا آنجایی که مدنظرم هست بروم.یک جورایی دچار جنگ و تناقض شده ام. اکنون مانده ام دو راهی. حالا استاد عزیز در زمینه این موضوع میخواهم که ما را بصورت کلی راهنمایی کنید تا دوستانی که مثل من بین دو راهی میمانند چه کار کنند؟؟ عمل به هدایت فعلا هیچ عملی جز کار کردن روی باورهایم به ذهنم نمیرسد،فقط نشانه ها را دنبال کنم و به آنها اعتماد کنم یا شروع مجدد کلاسهای قبلی و افزایش مهارتم. استاد عزیز ناگفته نماند که حسی بهم میگوید در مکان جدید پیشرفت بسیار چشمگیری در موسیقی خواهم داشتو در عرض شش ماه یا یک سال حسابی پیشرفت چشمگیری میکنم البته روند تکامل هم هست.لطفا راهنمایی کنید،البته ناگفته نماند که هرموقع هم می آیم به استادم پیام بدهم یک حسی نمیگذارد و میگوید صبر کن.
چند روزه قفل شدم روی این فایل حجم اطلاعات زیاده ه ر کلامش ی دنیای حرف و معنی داره و مقاومتم برای نوشتن زیاد بود
اما بعد چند بار گوش دادن و هدایت الله عزیزم بلاخره تونستم جمو جور کنم خودم رو
من اول و آخر صحبتهای استاد رو در اول ایمان و باور به اینکه خداوند یکتا بخشنده و قدرتمند کل کیهان و واحد و یکتاست
دوم کنترل ذهن و استفاده از اهرم رنج و لذت و موندن در حس و احساس خوب
به گذشته و اتفاقات تلخش و به آینده و اتفاقات ناشناخته و مبهم بها ندیم و رها باشیم
سوم و بعد این مراحل مهمترین گام عمل کردن هست ک نتایج رو تغیر میده
اینکه تنها و تنها به خودمون و خدامون تکیه کنیم
سرمایه گزاریمون روی اصل خودمون باشه نه عوامل بیرونی هرچند قبولش سخته برای ذهنی که عمری دیکته و قوانینش رو دیگران مینوشتن ولی باید رها باشیم
در یک کلام فقط خودم خودم خودم که تکیه خودمم خدای بی نهایت قدرتمند و بی نهایت و بی حساب بخشنده س
این شد آورده من امید است در زندگیم عملی کنم و جالبه این چند روز هرچی نشانه می زدم حول اینکه در حال زندگی کنم و از مسیر لذت ببرم و حسم رو خوب نگه دارم میچرخید
خدایا بابت همراهیت برای نوشتن این متن بی نهایت سپاسگزارم
در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشیم
در درجه اول خداوند رو سپاسگزارم که من رو وارد این مسیر کرد. یه مسیر پر فراز نشیبی که باعث شد الان جایی که هستم باشم.
من مدتهاست که دورادور شما رو میشناسم سالها پیش از طریق خواهرم با شما آشنا شدم.
اما زمان برد تا به این نقطه برسم که گوش کردن صحبتهای شما بشه عادت روزانه ام. اولش فقط صحبت های شما روپراکنده در اینستا گوش میکردم. بعد خداوند من رو به سایت شما هدایت کرد. و باز با سپری شدن زمان و به قول شما سیر تکامل الان دارم فایلهای لایو شما رو گوش میدم و این متن رو مینویسم. شاید باورتون نشه که همین کار ساده یعنی نوشتن این متن چقدر با مقاومت ذهنم روبرو بود ولی بالاخره تکاملش رو طی کرد
عجب چیزیه این مقاومت ذهن … ولی من با توجه نکردن بهش و لطف خدا همچنان مسِّر پیش میرم.
در هر کدوم از صحبتهای شما پر از نکته های زندگی. نکته برای شاد و سالم و آرام زیستن. برای توکل. برای تقوا(کنترل ذهن).
کتاب چگونه فکر خدا رو بخوانیم، چقدر عالیه استاد.
انگار با شنیدن صحبتهای شما یهجور دیگه دارم به زندگی نگاه میکنم. انگار یه پرده ای جلوی چشمانم و ذهنم بوده که افتاده یا داره میافته. آدم اینطور وقتها دوست داره داد بزنه و به همه بگه ای آدما زندگی اینی نیست که شما میبینید. خدا اونی نیست که سالهاست میشناسین.
نمیدونم نهایتا به قول شما به این نتیجه میرسی که هرکس هر زمان تصمیم بگیره جهان هدایتش میکنه پس نیازی به زور زدن یا ناراحت بودن ما نیست.
جالبه که وقتی به شیوه درست، به شیوه آموزش های شما زندگی میکنیم همون درخت معمولی که صدها بار دیدیم رو جور دیگه ای میبینیم. من الان عظمت خدا رو توی همون درخت میبینم. پرواز یه پرنده یا آسمون آبی، عظمت هست.
ممنون از خداوند که شما رو به اینجا رسوند تا بشین راهنمای امثال من. مثل پیغمبران طول تاریخ که راهنمای افراد زیادی بودند.(جالبه که معنی کلمه پیغمبر رو الان بهتر میفهمم)
در آخر اون قسمت سایت شما که میگه من را به نشانه ام هدایت کن خیلی جالبه.
یکبار منو به این جمله که یکی از دوستان نوشته بود، هدایت کرد؛
به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم. به زیبایی و به آسانی و به شکل طبیعی و عزتمندانه.
سلام به استاد بی نظیرم
این فایل نشانه امروز من بود، کلا فکر میکردم بار اوله میشنومش تا اینکه رسید به قسمت بحث انتخابات آمریکا و من گفتم من ابن صحبتا رو قبلا شنیدم که! یه دفعه یادم اومد من قبل از اینکه دوره دوازده قدم رو بخرم این فایل رو گوش کرده بودم، ولی چرا فکر میکردم بار اولمه میشنوم این حرفا رو؟ چون امروز دقیقا زمان درست برای شنیدن و درک این صحبتا بود. یه دفعه به خودم اومدم، همش به خودم میگم بهاره تو دوماهه تو دوره دوازده قدم هستی پس کو نتیجه؟ تا امروز که فهمیدم دو تا اشتباه دارم
اولیش اینکه استاد شما تو قدم دوم دارین میگین تمرکزی وقت بذارین رو فایلا و کامنتا، براتون تو اولویت باشه ولی من برام تو اولوبت نبود، اصل نمیدیدمش، فکر میکردم اگه در کنار بقیه کارام فایلا رو هم گوش کنم دیگه قضیه حله، غافل از اینکه باید اونقدر تمرکز کنم روشون و وقت بذارم تا نتیجه بدن!
دومیش اینکه میگین حرکت کن! به خودم اومدم دیدم من فقط دارم میگم تعداد مراجعین من بیشتر شه تا درآمدم بره بالا، آخه رو چه حسابی؟ چیکار کردی براش؟ برای اینکه مراجعینم بیشتر بشه باید علمم بیشتر بشه ولی من بدون اینکه برم یه مقاله درباره روشهای درمانی جدید بخونم، یا علمم رو به روز نگه دارم، فقط میگم خدایا تعداد مراجعینم زیاد بشه!!
خدای من چقدر قشنگ هدایتم میکنی،چقدر به موقع تلنگر میزنی بهم
خدای من هزاران بار شکرت، بابت حضورم اینجا، بابت تمام آگاهیهایی که میشنوم و درک میکنم❤️🦋
سلام استاد من کلی نتایج از فایل های پر محتوا شما گرفتم زندگیم تو همه ی زمینه ها رشد کرده ممنونم امیدوارم شما رو از نزدیک ملاقات کنم و از موفقیت هام براتون صحبت کنم سپاسگزارم استاد عزیزم از مثال هوندا ژاپن الهام گرفتم و گفتم چگونه از شرایط به نفع خودم استفاده کنم در حال حاضر در بغداد عراق کار دکوراسیون انجام میدم و به دلار درامد دارم کلی از لحاظ اعتماد ب نفس احساس ارزش و روابط رشد کردم گردنبند مهر خدا گردنم هفته پیش اولین ماشین خودم خریدم 405نقره ای من ک قبل از شروع گوش کردن فایل هاتون پول قهوه نداشتم ک برا خودم بخرم و همیشه بدهکار بودم خداروشکر زندگیم ب لطف شما متحول شد و همچنان تمام فایل هاتون مرتب گوش میدم سپاسگزارم
گام شانزدهم
به نام خدای نور
سلام به استاد عزیرم و خانم شایسته دوسداشتنی و دوستان عباس منشی.
چند روز گذشت که تونستم بیام و برای این گام کامنت بذارم هربار یه جوری چیده میشد که نمیتونستم کامنت بذارم ولی خداروشکر که الان زمانش رسید.
دیشب یه تضاد کاری رو گذروندم و دیدم که مثل اینکه من اونقدر احساس لیاقت و ارزشی برای کارم ندارم یعنی باید روی باور احساس لیاقتم کار کنم و کارمو ارزشمند بدونم که بقیه هم این نگاه رو داشته باشن جهان اینه درونه منه از رفتارهای دیگران میتونم بفهمم چه باورهایی دارم ومن ازاین تضاد برای پیشرفت و بهتر شدن استفاده میکنم برای اینکه هرروز بهتر بشم و جهت بهتر شدن گام بردارم.
ایمانی که عمل نیاره حرف مفته این رو هیچ وقت یادت نره باید به ایده هات عمل کنی بدون اینکه به بعدش فکر کنی.
برای موفق شدن لازمه این چند تا کاررو انجام داد:
1_برو دنبال علایقت
2_درزمینه علایقت مهارتت رو بالا ببر
3_هرروز و هرروز روی خودت کارکن که بهتر و بهتر بشی
4_حرکت کن
5_ایمان داشته باش
6_تصمیم های درست بگیر
7_جسارت داشته باش و بر روی ترسات غلبه کن
8_قدم بردار
9_شخصیتت رو تغییر بده.
واما باورهای عالی این فایل:
1_به الهاماتت عمل کن و حرکت کن ایمان داشته باش هدفت رو تجسم کن که هدایت بشی به سمت هدفت.
2_هرایده کوچیکی که توی هرزمینه ای بهت گفته میشه بهش عمل کن فارغ ازاینکه جواب میده یا جواب نمیده درسته یا غلطه اگر جواب بده که خیلی خوبه اگرم جواب نداد تودل اون حرکت یه چیزی قراره بهت گفته بشه وتو باید قدم برداری.
3_احساس لیاقتت رو درخودت ایجاد کن با افزایش مهارت هات درمسیر علایقت.
4_ماباید حرکت کنیم و عمل کنیم خدا مسیر روبه مامیگه.
5_ترس های جدیدی توی وجودت شناسایی کن بگو چجوری باید بری تو دل این ترس.
6_نقاط ضعفت رو پیدا کن و بهبودش ببخش و نقاط قوتت رو بهبود ببخش و حرکت کن.
7_مراقبه=کنترل ذهن
8_مراقبه=درلحظه زندگی کردن.
9_مراقبه یعنی درگیر افکارگذشته نشی ودرگیر اینده که 5 سال اینده چه اتفاقی میوفته نشی و تمام تمرکزت رو بذاری روی اینکه امروز چه کاری باید انجام بدم ذهنتون رو روی این لحظه حال بذارید.
10_توی بحث عزت نفس مقایسه ما باید بین خودمون باشه و دیروز خودمون و گذشته خودمون نه مقایسه خودمون با دیگران.
11بحث:توحیدتوکلتصمیم گرفتنشجاعتایمانرفتن تودل ترس هاکنترل ذهنهمینارو تمرین کن و درک کن.
12_غلبه برترس=اروم اروم بریم تودلش.
13_یکی از بالاترین اولیت ها توزندگیت این باید باشه که بری تو دل ترس هات.
14_حرکت کن قدم بردار ازمحیط امنت بزن بیرون.
15_استانداردهاتو ببر بالا و سعی کن همیشه بری تو دل ترس هات و حرکت کنی.
16_اگر به خواستت نمیرسی یکی از دلایلش داشتن مقاومت ذهنی درمورد اون خواستس.
17_کم شدن مقاومت ذهنی=بزرگ شدن ظرف دریافتی ما.
18_وقتی ظرف وجودی ما انقدر بزرگ میشه که مکان فعلی زندگی ماتوانایی ارائه نعمت هایی هم سنگ با ظرف مارو نداره جهان حتی مارو ازلحاظ فیزیکی به مکان های بهتر هدایت میکنه مکان هایی که توانایی ارائه نعمت هایی متناسب با ظرف وجودمارو داشته باشه.
19_تا وقتی ما حرکت نکنیم هیچ اتفاقی نمی افته،تاوقتی ما تغییر نکنیم هیچ اتفاقی نمی افته.
20_باید یه جسارتی درما ایجاد بشه برای حرکت.
خداجونم سپاسگذارم بابت دریافت این اگاهی ها.
استاد عزیزم و بانو شایسته نازنین ازشماهم کلیی سپاسگذارم.
شاد،سلامت،موفق و ثروتمند باشید.
سلام وقت به خیر
سپاس از استاد عزیز و خانم شایسته
هر روز تعدادی فایل گوش میدهم اما هنوز سر در گم هستم نمی دانم باید چه کار کنم شاید هم می دانم اما درست انجام نمی دهم
آگاهی های این فایل بسیار ارزشمند و عالی بود
من هم جزو دسته اول هستم هم جزو دسته دوم
انگار نمی دانم باید در خیلی موارد چه کار کنم الان اومدم گام به گام روز شمار تحول زندگی را شروع کردم شاید با منظم تر شدن و گام به گام رفتن از گیجی و سردرگمی در بیام سالهاست انگار دارم کار می کنم تغییراتی رخ داده اما نه چندان دلخواه
نمی دانم الان دوازده قدم را تهیه کنم و گام به گام برم با همون تحول زندگی در گام به گام را ادامه بدم
استاد گرامی و دوستان عزیز اگه لطف کنید راهنماییم کنید ممنون میشم
سپاس از عزیزان
سلام استاد عزیز خانم شایسته مهربان
خداراشکر بابت اطلاعات ارزشمند
امیدوارم آگاهی های را که دریافت می کنیم را به عمل تبدیل کنیم
الهی به امید تو
کارکردن روی خصوصیات اخلاقی رفتن در دل ترسها در صلح بودن با خودت حرکت در مسیر علایقت
و تمرکز بر روی یک کار که دوست داری باعث پیشرفتت میشه
خدا را در صدر زندگیت قرار بده عاشق خودت و خداوند و کارت باش و با علاقه و انگیزه ادامه بده
در لحظه خال زندگی کن هر لحظه مراقب افکار و ورودی هات باش دنبال چیز جدیدی نرو اصل همینه فقط نیاز به تمرین و تکرار دارد
مرتب باید مهارت را در زمینه علایقت افزایش بدی
از پراکندگی بپرهیز
قوانین را جوری که خودت دوست داری تفسیر نکن اینقدر گوش بده تا حوری که درست هست دریافت کنی و دقیق اجرا کنی
برای خودم و همه عزیزان آرامش خواهانم
به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق برای شما
90 . روز شمار تحول زندگی من از این جعبه شگفتی خدا
من امروز که متوجه شدم اشتباه بوده عملکردم درمورد تغذیه ام که دیشب در عقل کل جواب رو گرفتم
که از فایل رایگان دوره سلامتی فکر میکردم منم نخورم عضله سازی میشه ولی در صورتی که داشتم اشتباه میرفتم
و فهمیدم که هر کس وزنش کمه سه وعده هم میتونه غذا بخوره
و تصمیم گرفتم تا وقتی که دوره قانون سلامتی رو نخریدم ،سرخود کاری نکنم
و یه درسی هم که یاد گرفتم و تصمیم گرفتم ،دیگه سعی کنم هر وقت خواستم به یه نفر از حرفای فایلای استاد بزنم، این موضوعو یادم بندازم که اشتباه متوجه شده بودم و به مادرم گفته بودم روزی یه وعده باید بخوریم و اشتباه متوجه شده بودم ، که با توجه به درکی که داشتم نتونستم متوجه بشم و نادرست بود عملکردم
و بعد من صبح که بیدار شدم صبحانه ام رو کامل خوردم و از خدا سپاسگزاری کردم که راهمو بهم نشون داد
و بعد شروع کردم تابلوی شجره طیبه ،درخت پاکیزه رو به اتمام رسوندم وقتی تموم شد بردم تا مادرم ببینه طرحشو
دیدم داشت سریع به تابلوم نگاه میکردم گفتم چرا سریع چشماتو میچرخونی گفت دارم میشمرم
گفتم چی رو
گفت 14 تا آدم تو تابلوت هست
بعد یهویی گفتم چی؟ شمردم خودمم گفتم خدایا این یعنی نشونه هست چی میخوای از 14 بهم بگی ؟
بعد شروع کردم حیواناتی که تو تابلوم بود رو هم شمردم وقتی شمردم گفتم بسم الله الرحمن الرحیم
اشک تو چشمام جمع شد و گفتم 19
عدد حروف بسم الله الرحمن الرحیم قرآن
و یعنی 14 چیه؟
اومدم که فکر کنم ، یهویی یه صدایی گفت 14 امین سوره قرآن رو باز کن
رفتم تو گوگل نوشتم اول 19 امین سوره قرآن ، سوره مریم بود
بعد که نوشتم 14 امین سوره قرآن همین که آورد گریم گرفت
سوره ابراهیم بود
همون سوره که وقتی از خدا خواستم اسم تابلومو مشخص کنه و بگه که درختی که هست چی بذارم اسمشو منو راهنمایی کرد خدا به سمت سوره ابراهیم
جریان هدایتشو نوشتم تو روز شمار تحول زندگیم
بعد دوباره رفتم ادامه قرآن و بخونم به آیه 22 تا 25 که خوندم نوشته بود که درختانی که زیر آنها نهر ها جاریست
به تابلوم نگاه کردم گریه کردم فقط
دقیقا تابلوی من درختیه که زیرش یه دریاچه هست و حیوانات و انسان ها هستن و یه طرح عجیب و جالبی داره
عجیب میگم چون هرکس میبینه تابلومو میگه چرا نقاشیت غیر واقعیه انسانا و حیوانات باهم بالای درختن حیوانات و انسان ها باهم پایین درخت ؟ حتی یه دختر هست که موهاش باز شده و از لابه لای موهاش آبشار میاد به رودخونه و ادامه موهاش میشه رودخونه
یادمه وقتی خودم داشتم هرچی از خطوطی که کشیدم رو تابلو رو نگاه میکردم و هر بار یه چیزی دیده میشد به چشمم و من میذاشتم سرجاش تا تکمیل بشه
میگفتم خدایا مگه میشه درخت از دریا در بیاد بعد گفتم دختر این چه سوالیه تو جنگل حرا یا جاهای دیگه تو جوبای بزرگ تهران که آب تمیز جاریه از توی دریاچه درخت در اومده خب اینم عین هموناست
چه سوالیه میکنی
بعد من که رسیدم به آیه که نوشته بود میوه هاش به اذن خدا هر وقت خدا بخواد میوه میده درختا
گفتم الان که تابلوی نقاشیم از سوره ابراهیم اسمشو گذاشتم پس بیام میوه هاشم بکشم
ولی نمیدونستم چه میوه ای تو گوگل نوشتم که میوه هایی که در قرآن گفته شده
14 تا میوه آورد
جالبه 14 تا انسان داره تو نقاشیم
14 تا هم اسم میوه اومده تو قرآن و من آیه رو خوندم تصمیم گرفتم بکشم تو تابلوم
خرما،انار ، زنجبیل ، عدس ، موز ،خیار ،سیر، پیاز ، ترنجبین ،حنا ،انجیر، انگور ،زیتون ، کدو
19تا هم که حیوانات داره تابلوی نقاشیم که تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم
و یه درخت پاکیزه ، شجره طیبه
داشتم فکر میکردم که من اصلا بدون ذره ای فکر که بخوام بگم تعدادشون چند تا باشه اصلا هیچ فکری نداشتم فقط هرچی دیدم سرجاش گذاشتم
همه اینا کار خداست که خودش قشنگ چیده همه چیو من هیچ کاره بودم تو نقاشی که کشیدم
یادمه این طرحو بارها رنگ زدم و دیدم نشد واقعا نمیدونستم چیکار کنم گفتم خدایا ببین من هیچی بلد نیستم خودت طرح اصلیشو بگو
که بعد درخواستم درختو گفت چجوری رنگ بزن البته نفهمیدم چجوری رنگ زدم ولی بعد که تموم شد دیدم عالی شده
من فقط قلم به دست گرفتم باقی شو خدا انجام داد
هر بار که به نقاشیم نگاه میکنم هی تحلیل میکنم رفتارای خودمو و تمام اتفاقاتی که افتاد
امروز داشتم فکر میکردم یاد حرف استاد افتادم که میگفت وقتی بهت الهام میشه راه نشونت داده میشه که آماده باشی
بعد مثال زدن حضرت محمد رو که آماده بودن که شنیدن آیات قرآن رو و به این اشاره کردن که دقیق خود کلام استاد یادم نیست ولی فکر کنم اینجوری بود که استاد گفتن درمداری بود پیامبر که این قرآن رو شنیده و خونده و به بقیه گفته
رفته یک ماه با خدا حرف زده تا آماده دریافت بشه
اینا رو مرور میکردم یاد نقاشیام افتادم
من تا قبل 7 مهر 1402 تو عمرم همچین نقاشیایی نکشیده بودم
از وقتی از خدا خواستم برای نقاشی کشیدن هدایتم کنه و حتی نوشتم که خدایا میخوام نقاشیام خداگونه باشن و هرکس دید یاد تو بیفته
البته امروز به این هم فکر میکردم که استاد گفته همه دریافت نمیکنن آگاهی ها رو
کسی نقاشی منو درک میکنه که درمدار دریافتش باشه
حتی من خودمم وقتی تابلو رو با انگشتای دستم رنگارو زدم و تموم شد هیچی نمیفهمیدم از نقاشی میدونستم یه چیز خیلی جالبه ولی نمیدونستم چیه و قراره چی بشه
ساعت ها نشستم و نگاه کردم به نقاشیم
میگفتم خدایا خطوط چیه چرا من چیزی نمیبینم و بار ها صدا میومد که آروم باش کم کم میبینی اول هرچی دیدی رو شروع کن به رنگ کردن در مسیر بهت باقی خطوط گفته میشه و شکلشونو میبینی که همینجورم شد من وقتی شروع کردم رفته رفته دیدم خطوط رو به شکل آدم یا حیوانات
مثل امروز که من اصلا تو فکرم نبود که 14 تا میوه بکشم رو زمین و بالای درخت که خدا هدایتم کرد تا بکشم میوه هارو
و من با سوالاتی که کردم و از خدا هی خواستم به چشمم اون چیزی که باید ببینم رو ببینم نشون بده ،کم کم خطوط به چشمم دیده شدن
و من هرچی رو دیدم سرجای خودش گذاشتم
حتی الان که تکمیل شده باورم نمیشه من همچین نقاشی کشیده باشم واقعا نقاشیم یه جورایی سه بعدی و عمق داره و خیلی خاصه یه وقتایی خیره میشم به یه نقطه یا مثلا انسان یا درخت یا نهر یا حیواناتش احساس میکنم باقی تابلو تکون میخوره یه جور موجی حرکت میکنه
من مطمئنم که بهشت همچین جاییه که بی نهایت بیشتر از تابلوم هم زیبایی داره که خدا بهم الهام کرد و کشیدمش
یه تابلوی با ارزش و بی نهایت ارزشمنده چون صفر تا صدش کار خداست
جدیدا که به نقاشی نقاشای میلیون دلاری نگاه میکردم میگفتم استاد عباسمنش گفته که هر کس با توجه به مداری که هست بهش الهام میشه
پس من و هر نقاشی که نقاشی میکشه براش همون الهامش بوده و باید تحسین کنم هر نقاشی که دیدم رو
البته هر نقاشی در نظر من نقاشی های زیبا و مناسب هست که به هرچی توجه کنم از همون نقاشی بیشتر میبینم
خیلی خوشحالم که تابلومو تموم کردم و نور نهاییش مونده اونم بزنم تمومه
حالا که نقاشیم تموم شد از خدا خواستم کمکم کنه نقاشی آسمونو شروع کنم که بهم الهام کرده بود ابرا به شکل فرشته موقع اذان ظهر بودن و من هدایتی رفتم پشت بوم و دیدمشون
و میخوام به زودی شروع کنم و طرحشو بکشم تا از خدا الهامات بعدی نقاشی رو دریافت کنم
امروز گفتم خدایا من تلاشمو میکنم نقاشیا رو میکشم باورامم تقویت میکنم و تکرار میکنم هر روز و مهارتم رو برای رنگ روغن افزایش میدم تا الهامت رو ازت دریافت کنم و ادامه کاراش با خودت فروشش و مشتریش خودت دیگه چگونگی با خودت خدا
من سعی و تلاشمو میکنم تا عمل کنم و قدم هام رو همچنان بردارم
وای خدای من الان اومدم فایل رو گوش بدم 10 دقیقه برای ویرایش مونده بود گفتم بنویسم ، دیدم دقیقا درمورد حضرت محمد دقیقا گفت استاد که سالی یک ماه میرفت و مراقبه میکرد و البته یه فایل هم بود که مفصل میگفت که درمورد شنیدن الهام و هدایت خدا برای پیامبر و شنیدن قرآن
من اصلا خبر نداشتم این فایل هم هست استاد گفته اون حرفو که بالا تو رد پام نوشتم ،یادم اومده بود و بهش فکر کرده بودم و با جریان تابلوم میخواستم درکش کنم
جالب بود برام
خدایا بی نهایت ازت سپاسگزارم
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام استاد عباس منش و همه دوستان.
استاد عزیز من با صحبتهای شما و استفاده از دوره دوازده قدم و مفهموم هدایت دچار تناقضی شدم و هربار که فایلهای شما را گوش میدهم در این دوره خانه تکانی ذهنی بیشتر سردرگم میشوم که کدام راه را بالاخره انتخاب کنم. من چند وقت پیش تقربیا دو سه ماه پیش از خداوند پرسیدم که چیکار کنم تا در محیطی قرار بگیرم که موسیقی را بهتر یاد بگیرم بقول شما استاد عزیز به اقیانوس برم به جای برکه. احساسی بهم گفت که اگر میخواهی به مکانی بهتر بروی این کلاس را رها کن و دیگر به این کلاسها نرو. چندین نشانه هم دیدم و مطمئن شدم که باید کلاسها را رها کنم. بعد از رها کردن کلاسها روزهای اول احساس رهایی و آزادی داشتم. بقولی انگار از قول و زنجیرها رها شدم.مطمئن بودم قرار به مکانی بهتر هدایت شوم به جایی دیگر تا بهتر موسیقی را یاد بگیرم،اما در این دو سه ماه خبری نشد فقط چندتایی نشونه دیدم همین،اونم توی خواب. ولی هیچ هدایتی در بیداری نشدم به مکانی یا زمانی. از طرفی هم دارم روی باورهایم کار میکنم و دائم با خودم میگویم که مطمئن هستم هدایت میشوم. اما نمیدونم چجوری حتی با چه کسی حتی نمیدونم چه حرکتی باید بزنم یا عملی که میگویید چی هست من انجام بدهم. از طرفی میگویید هدایت باید با شرایط شما سازگار باشد ولی من میبینم در همین جا هم پول پرداخت شهریه هایم را ندارم چه برسد شهر یا مکانی دیگر. از طرفی میگویم با آموزش سطوح اولیه موسیقی میتوانم پول دربیاورم و درآمد داشته باشم و شهریه های خود را پرداخت کنم. نشانه هایی که دیدم در خواب خبر از این میداد که قراره به شهر دیگه ای بروم آخ که چقدر دوست دارم از نقطه امن خودم بیرون بیایم و مهاجرت کنم به شهر دیگه آن هم در مسیر تحقق خواسته هایم هم مهاجرت را تجربه کنم هم پیشرفت کنم.(من خانومی متاهل هستم و همسرم در این مسیر همراهم نیست و خودم هستم که میروم جلو) حالا از طرفی عملگرا بودن صحبت میشه،از طرفی عمل به هدایت واقعا گاهی در اوایل فایل شما مثل همین فایل به این نتیجه میرسم که به استاد قبلی ام پیام بدم و کلاسها را از اول شروع کنم. (عمل کنم اگر عمل نکنم پیشرفتی در موسیقی نمیکنم)گاهی میگویم نه باید به خداوند و هدایت او اعتماد کنم و صبر کنم و روی باورهایم کار کنم تا آنجایی که مدنظرم هست بروم.یک جورایی دچار جنگ و تناقض شده ام. اکنون مانده ام دو راهی. حالا استاد عزیز در زمینه این موضوع میخواهم که ما را بصورت کلی راهنمایی کنید تا دوستانی که مثل من بین دو راهی میمانند چه کار کنند؟؟ عمل به هدایت فعلا هیچ عملی جز کار کردن روی باورهایم به ذهنم نمیرسد،فقط نشانه ها را دنبال کنم و به آنها اعتماد کنم یا شروع مجدد کلاسهای قبلی و افزایش مهارتم. استاد عزیز ناگفته نماند که حسی بهم میگوید در مکان جدید پیشرفت بسیار چشمگیری در موسیقی خواهم داشتو در عرض شش ماه یا یک سال حسابی پیشرفت چشمگیری میکنم البته روند تکامل هم هست.لطفا راهنمایی کنید،البته ناگفته نماند که هرموقع هم می آیم به استادم پیام بدهم یک حسی نمیگذارد و میگوید صبر کن.
سلام خدمت استاد عزیز و گرانقدر
تشکر میکنم بابت صحبت های بسیار عالی شما که باعث شد نگاه من به زندگی تغییر کنه و روز به روز به دنبال رشد و حرکت و پیشرفت هستم ……
و منتظر موفقیت بزرگ در زندگی ام که به سادگی به دست می آورم هستم ……
بینهایت متشکرم
فتبارک الله احسن الخالقین
تعهد روز نود م
سلام استاد عزیزم خانم شایسته عزیز و تمامی دوستان منحصر بفرد
چند روزه قفل شدم روی این فایل حجم اطلاعات زیاده ه ر کلامش ی دنیای حرف و معنی داره و مقاومتم برای نوشتن زیاد بود
اما بعد چند بار گوش دادن و هدایت الله عزیزم بلاخره تونستم جمو جور کنم خودم رو
من اول و آخر صحبتهای استاد رو در اول ایمان و باور به اینکه خداوند یکتا بخشنده و قدرتمند کل کیهان و واحد و یکتاست
دوم کنترل ذهن و استفاده از اهرم رنج و لذت و موندن در حس و احساس خوب
به گذشته و اتفاقات تلخش و به آینده و اتفاقات ناشناخته و مبهم بها ندیم و رها باشیم
سوم و بعد این مراحل مهمترین گام عمل کردن هست ک نتایج رو تغیر میده
اینکه تنها و تنها به خودمون و خدامون تکیه کنیم
سرمایه گزاریمون روی اصل خودمون باشه نه عوامل بیرونی هرچند قبولش سخته برای ذهنی که عمری دیکته و قوانینش رو دیگران مینوشتن ولی باید رها باشیم
در یک کلام فقط خودم خودم خودم که تکیه خودمم خدای بی نهایت قدرتمند و بی نهایت و بی حساب بخشنده س
این شد آورده من امید است در زندگیم عملی کنم و جالبه این چند روز هرچی نشانه می زدم حول اینکه در حال زندگی کنم و از مسیر لذت ببرم و حسم رو خوب نگه دارم میچرخید
خدایا بابت همراهیت برای نوشتن این متن بی نهایت سپاسگزارم
در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشیم
به نام آفریننده مهربان
سلام
در درجه اول خداوند رو سپاسگزارم که من رو وارد این مسیر کرد. یه مسیر پر فراز نشیبی که باعث شد الان جایی که هستم باشم.
من مدتهاست که دورادور شما رو میشناسم سالها پیش از طریق خواهرم با شما آشنا شدم.
اما زمان برد تا به این نقطه برسم که گوش کردن صحبتهای شما بشه عادت روزانه ام. اولش فقط صحبت های شما روپراکنده در اینستا گوش میکردم. بعد خداوند من رو به سایت شما هدایت کرد. و باز با سپری شدن زمان و به قول شما سیر تکامل الان دارم فایلهای لایو شما رو گوش میدم و این متن رو مینویسم. شاید باورتون نشه که همین کار ساده یعنی نوشتن این متن چقدر با مقاومت ذهنم روبرو بود ولی بالاخره تکاملش رو طی کرد
عجب چیزیه این مقاومت ذهن … ولی من با توجه نکردن بهش و لطف خدا همچنان مسِّر پیش میرم.
در هر کدوم از صحبتهای شما پر از نکته های زندگی. نکته برای شاد و سالم و آرام زیستن. برای توکل. برای تقوا(کنترل ذهن).
کتاب چگونه فکر خدا رو بخوانیم، چقدر عالیه استاد.
انگار با شنیدن صحبتهای شما یهجور دیگه دارم به زندگی نگاه میکنم. انگار یه پرده ای جلوی چشمانم و ذهنم بوده که افتاده یا داره میافته. آدم اینطور وقتها دوست داره داد بزنه و به همه بگه ای آدما زندگی اینی نیست که شما میبینید. خدا اونی نیست که سالهاست میشناسین.
نمیدونم نهایتا به قول شما به این نتیجه میرسی که هرکس هر زمان تصمیم بگیره جهان هدایتش میکنه پس نیازی به زور زدن یا ناراحت بودن ما نیست.
جالبه که وقتی به شیوه درست، به شیوه آموزش های شما زندگی میکنیم همون درخت معمولی که صدها بار دیدیم رو جور دیگه ای میبینیم. من الان عظمت خدا رو توی همون درخت میبینم. پرواز یه پرنده یا آسمون آبی، عظمت هست.
ممنون از خداوند که شما رو به اینجا رسوند تا بشین راهنمای امثال من. مثل پیغمبران طول تاریخ که راهنمای افراد زیادی بودند.(جالبه که معنی کلمه پیغمبر رو الان بهتر میفهمم)
در آخر اون قسمت سایت شما که میگه من را به نشانه ام هدایت کن خیلی جالبه.
یکبار منو به این جمله که یکی از دوستان نوشته بود، هدایت کرد؛
به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم. به زیبایی و به آسانی و به شکل طبیعی و عزتمندانه.
در پناه خدا