این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/07/abasmanesh-20.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-16 07:03:092024-11-08 04:56:27live | دلیل دلسردی در مسیر و حلّ ریشه این مسئله
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام میکنم به استاد عزیزم و مریم خانم شایسته و تمامی دوستان ارزشمندم
درمورد دلسرد شدن که گفتین، من تمام تلاشم اینه که توی این پروژه خانه تکانی ذهن، از کنترل ذهنم درمورد خلق نتایج دلخواهم دلسرد نشم و ادامه بدم و خودم رو به ثبات فرکانسی بهتر و بهتری برسونم.
درمورد افرادی که در زندگیمون میبینیم، خیلی جمله عالیای گفتین که راهنمای ما میتونه باشه. که آقا میخوای ببینی وجودت چقدر درستتر و بهتر شده؟ ببین آدمهای دورت آیا بهتر شدن؟ چه حالا خودشون، چه آدمهای جدیدی که وارد زندگیت میشن، چه حتی آدمهایی که خیلی موقت در حد تاکسی و مترو میبینی.
میخوای بهتر بشن؟ روی خودت و باورهات و فرکانست کار کن تا خودت بهتر بشی. تمرکزت روی خودت باشه نه آدمها.
تو خودت رو درست کن، بیرونت رو خدا درست میکنه.
انشاءالله همیشه همهمون به فضل خدا شاد و موفق و خوشبخت باشیم.
وخواستم این موضوع روهم به خودم دراولویت اول بگم وهم به دوستان عزیزیکی ازمهمترین قوانین جهان قانون تکامل هست پس عزیزای دلم توهرکاری حوصله کنید وصبرداشته باشیدطبق تکامل هرکاری سرموقعش اوکی خواهدشد،همین
دوستون دارم وبه خالق یکتا انرژی بی پایان میسپرمتون
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته گرامی و همراهان عزیز.
ما در مسیر خیلی سریع دلسرد میشویم چرا؟ چون انتظار داریم که یک روز تمرین کنیم و یک دفعه نتایجمون تغییر کنه.
مثلا میخواهیم یک مهارتی رو یادبگیریم، یک دوره آموزشیای بگذرونیم، یک باشگاهی بریم، یک کتابی رو بخونیم، و انتظار داریم که با یک روز کار کردن در اون زمینه حرفه ای و عالی بشیم و چون نمیشیم دلسرد میشیم و میگیم قانون جواب نمیده.
آخه مگه میشه یک بذر گلی رو بکاری و بهش آب بدی و فرداش گل بده؟
آخه مگه میشه یک روز بری باشگاه تمرین کنی و بعد عضلات بازوت حجیم بشه؟
آخه مگه میشه یک روز بری کلاس گیتار و بعد گیتاریست حرفهای بشی؟
آخه مگه میشه یک روز بری کلاس زبان و بعد مثل بلبل صحبت کنی؟
آخه مگه میشه یک روز بری کلاس برنامه نویسی و بعد برنامههای عالی بنویسی و مسائل رو به صورت عالی حل کنی؟
آخه مگه میشه یک روز تغذیه ات رو رعایت کنی و بعد لاغر بشی؟
اخه مگه میشه یک روز بری در یک کسب و کار فعالیت کنی و بعد استاد کار بشی؟
نه برای رسیدن به هر مهارت و نتیجهای باید یک روندی رو طی کنی. دقیقا مانند کاشت یک گل که باید چند ماه ازش نگهداری کنی تا به گل بشینه و هر روز باید بهش آب و مواد مغذی و نور بدی و در دمای مناسب نگهش داری.
بنابراین در موضوع مالی هم نمیشه یک روز روی باورهات کار کنی و ثروتمند بشی. باید یک روند تغییر باور رو انجام بدی و بعد از گذشت چند ماه تلاش میبینی که نسبت به روز اول ثروتمندتر شدی. البته به این معنا نیست که اگه یک مدت روی باورهای مالی و ثروتات کار کردی ورودی مالی ای وارد زندگیت نمیشه و نشانهای نمیبینی و باید ماه ها کار کنی، نه دقیقا به محض اینکه یکم ادامه میدی و تغییر میکنی نشانههای ثروت رو میبینی دقیقا مانند بذر گلی که وقتی یک مدت کوتاه بهش آب میدی میبینی جوونه میزنه و سر خاک بیرون میاره و داره رشد میکنه و یک نوک سبز رنگ زده در مورد مسائل مالی هم همینطوره وقتی شروع به کار کردن میکنی میبینی یک پولی از یک جایی وارد زندگیت میشه، میبینی یکی بهت پیشنهاد کار میده، میبینی یکی در مورد ثروت باهات صحبت میکنه، یک آگهی میبینی که نیرو میخوان و دارن استخدام میکنن خلاصه نشونه همون اوایل میاد و باید آگاه باشی و دقیق باشی و به خودت بگی ببین قانون داره جواب میده اگه بیشتر کار کنم شرایط بهتر بوجود میاد و ثروت بیشتر وارد زندگیم میشه دقیقا مانند گلی که وقتی کاشتیش و جوونه زد هر روز آب و نور و مواد مغذی و دما رو براش همچنان فراهم نگه میداری تا به رشدش ادامه بده و با این کار میدونی که به گل هم میرسه. البته استاد همیشه مثال درخت رو میزنه در مورد باورها که وقتی میکاریش و بهش سالها رسیدگی میکنی و شروع به میوه دادن میکنه و نتایج عالی تر و پایدار تر رو ایجاد میکنه و دیگه لازم نیست برای اینکه میوه داشتی باشی مجدد از اول بکاریش مثل صیفیجات و برخی گلها و همیشه محصول خوب داری.
بنابراین دلسرد شدن در مسیر به دلیل درک نکردن قانون تکامل هست و باید به خودمون یادآوری کنیم که مثل کاشتن یک بذر گل که باید همیشه آب و نور و .. بهش بدیم تا رشد کنه باید همیشه هم روی باورهای مالی کار کنیم تا ثروت و ثروت بیشتر بیاد.
در مورد برنامه نویسی هم همینطوره. من خودم دوره آموزشی گرفتم و یک مدت کار میکنم و بعد بی انگیزه میشم. چرا؟ چون انتظار دارم یک روزه یک برنامه نویس حرفه ای بشم.
در مورد ورزش هم همینطوره، یک تمریناتی رو برای خودم آماده میکنم و بعد انجامشون میدم و بعد از یک مدت بی انگیزه میشم. چرا؟ چون فکر میکنم باید خیلی سریع بدنم تغییر کنه.
در مورد کسب و کار هم همینه، یک سری مهارتها باید بدست بیارم بعد یک روز در موردشون میخونم و بعد میبینم نمیفهمم و میگم من به درد این کار نمیخورم یا خیلی سخته. در صورتی که باید مرور کنی و تمرین کنی و خدا روشکر هوشمصنوعی آگاه هم اومده و میتونی از هوش مصنوعی برای واضح تر شدن مطالب و سوالات استفاده کنی و بعد میبینی که نتیجه میگیری.
در مورد خلاقیت و تولید محصول هم همینطوره. مثلا من یک مدت با انرژی میشینم و ایدههای مختلف رو ترکیب میکنم و ایده پردازی میکنم و میارمشون تر و تمیز روی کاغذ که اگه تو کسب و کار مد نظرم چنین ایدههایی رو اجرا کنم و چنین مسائلی رو حل کنم و چنین خدماتی رو تولید کنم میتونم یک پیشرفت عالی داشته باشم و خیلی هم احساسم خوبه ولی وقتی به عمل کردن به این ایدهها نگاه میکنم دلسرد میشم. چرا؟ چون انتظار دارم یک دفعه معجزه بشه و این اتفاقات بیفته یا یک دفعه مهارتهای لازم برای اجراشون رو کسب کنم. در صورتی که نمیشه این کار رو کرد و موفقیت در اون حوزه یک پروسه هست
البته یک اشکال دیگهی کنترل ذهنی رو هم دارم و اونم این هست که وقتی فکر میکنم به اینکه اگر برم توی بازار و این ایدههای عالی و مسئله حل کن رو هم اجرا کنم و کلی مشتری جذب کنم و ثروت هم بیاد، با گذشت زمان شاید نتونم ذهنم رو کنترل کنم و قوی باشم و بازار رو از دست میدم. انگار من همیشه یک ترسی دارم از اینکه توی یک سری حوزهها موفق بشم و میگم بر فرض مثال موفق شدی و رفتی بالا، ولی بعدا میخوای چی کار کنی؟ شاید افراد بهتر از تو بیان و جات رو بگیرن و تو نتونی تو بازار بمونی. ترس از رقبا و کیفیت دارم. چرا؟ چون دقیقا در کسب و کار قبلیای که داشتم نتونستم ذهنم رو کنترل کنم و با تکامل کیفیتم رو بالاتر ببرم و یک دفعه خواستم قدم بزرگ بردارم یا خیلی از مسائلی که بقیه حل کردن و باهاش جذب مشتری انجام دادن رو من انجام ندادم و بعد تصمیم گرفتم از بازار بکشم بیرون و این ترسه مونده در من که در کسب و کارهای دیگه هم شاید نتونی خودت رو قوی نگهداری و ذهنت رو توی کسب و کار دیگه مدیریت کنی و تکامل رو در نظر داشته باشی و اون وقت میخوای چی کار کنی؟ این باور رو دارم که موفق شدن راحته ولی موفق موندن سخته. چرا؟ چون خودم خیلی موفق شدم و شدم نفر اول ایران و چند سال هم حفظش کردم ولی نتونستم بالا بمونم و حالا این ترسه هنوز هست و اجازه نمیده که پرواز کنم. دلیل اینکه این ترس رو دارم این هست که وقتی توی کسب و کار داری به عنوان رتبه یک داری فعالیت میکنی خیلی مسائل بوجود میاد و مدیریت کردن این مسائل واقعا نیاز به یک کنترل ذهن داره که هم بتونی هر روز مسائل جاری رو هندل کنی و هم از یک طرف دیگه حواست به گذر زمان و کیفیتی که باید بالا بره باشی که بتونی توی بالاترین لول بمونی. دقیقا مانند بدنسازها هست. هم باید تمرکز روی این داشته باشن که هر روز تغذیه تمرین و خوابشون خوب باشه و از مسیر خارج نشن و هم حواسشون باشه به اینکه اگر میخوان نفر اول بمونن باید متدهای ورزشیشون رو و علمشون روی تمرین رو بالاتر ببرن و مهمتر از اون ذهنشون و فرکانسشون و احساسشون رو بهبود بدن تا نفر اول بمونن. البته شایدم این دیدگاه من ناشی از آگاهی کمم باشه و شاید یک فرد دیگه طرز فکر بهتری داشته باشه که من بهش برخورد نکردم. تو حوزههای نظامی هم من همین رو دیدم. یک سری توانایی ها رو رو میکنن و آمادگی ایجاد میکنن برای مقابله با تحدیدها و داشتن بهترین عملکرد در عمل اما طرف دیگه به اینها بسنده نمیکنن و به فکر آینده و برتر ماندنشون هستن و دارن هر روز روی پیشرفت اونها کار میکنن و خیلی سلاحها و پیشرفت های تکنولوژیکی رو پیش خودشون نگه میدارن تا وقتی که زمانش برسه رو کنن.
موضوع دیگه بحث فراوانی ایده برای موفقیت هست. چقدر تحسین برانگیزه برام دیدن این خانمی که از فحش ها و دری وری هایی که بهش گفتن استفاده کرده و یک شعر و ملودی ساخته و بعد یک تنظیم جذاب هم روی اون به سبک خودشون ایجاد کرده و بعد اومده اون در برنامه امریکن گاد تلنت اجرا کرده و برنده شده. واقعا چقدر توانایی داشته از زاویه مناسب به رشد نگاه کنه و این کار جذاب رو انجام داده و شرایط رو برای خودش دگرگون کرده و خدا میدونه چقدر تعریف و تمجید به خاطر این کارش دریافت کرده که کل اون دری وری ها رو میشوره و میبره.
من خودم یک باوری دارم و اونم این هست که وقتی یکی میاد بهم میگه کارت خوب نیست یا دوست نداشتم اولا نظرش برام مهم نیست که ناراحتم کنه ولی به بهود خودم فکر میکنم و به شکل یک فرصت در زندگیم بهش نگاه میکنم که این تضاد من رو رشد میده و میگم آیا میتونم ازش بهره ای ببرم و یک چیز مفیدتر و بهتر ارائه کنم؟ چند وقت پیش یکی اومد گفت این ویدیویی که گذاشتی چطور در اوبونتو بدون فیلتر وارد تلگرام بشیم به درد نمیخوره و تو باید یک راه مفیدتر ارائه میکردی که نکردی و من دیسلایکت میکنم. من یک راهکار ارائه کرده بودم که جواب هم میداد ولی نیاز به یک فیلترشکن دیگه داشت و مورد پسند این دوستمون نبود. سپس من یک راه کار ساده تر و بهتر پیدا کردم و در کانال یوتیوبم منتشرش هم کردم که این مسئله رو حل میکنه که این حاصله این باوره که حتی اگر یک کسی برخورد به ظاهر نامناسبی هم داشت به نفع تو هست و به پیشرفت کارت کمک میکنه و به سود تو هست و میتونی ازش استفاده کنی برای یک پیشرفت بیشتر.
یک نکته دیگه ای که این فایل داشت این هست که اگر آدم های دری وری زیادی رو باهاشون برخورد میکنی به این دلیل هست که تو هم فرکانس هات دری وری هست ولی اگر آدم های زیادتری رو باهاشون برخورد میکنی که مناسب و خوب هستن یعنی فرکانس های تو خوب هستند. و در مورد یک دونه آدم بد هم حساس نباش و به کلیت آدمهایی که باهاشون برخورد میکنی نگاه کن.
نکته دیگه هم این هست که در زندگی و روابط ات نباید دنبال آدم خوب باشی بلکه باید تمرکزت روی این باشه که روی خودت کار کنی و فرکانسهات رو بهبود بدی و وقتی قوی تر بشی به نسبت هم کیفیت روابط و آدمها بهتر میشه.
در مورد شریک هم کلا شریک گرفتن اشتباه هست. به قول یک دوستی اگر شریک گرفتن خوب بود خدا هم برای خودش شریک میگرفت که نگرفته. شریک گرفتن به معنای داشتن باورهای اشتباه و محدود کننده هست.
باید به دنبال اصلاح باورها در بحث شراکت باشیم. یعنی اگر فکر میکنیم در کسب و کار توانمندیهایی رو نداریم باید به دنبال پول ساختن بیشتر باشیم تا کارمند استخدام کنیم و باهاش اون مسئلهای که از توانمندیهامون خارج هست رو حل کنیم. در بسیاری از موارد هم میشه که خودمون اون مسئله رو حل کنیم به خصوص با اومدن تکنولوژی خیلی مسائل رو میتونیم خودمون حل کنیم و وقتی به سوددهی بیشتر رسیدیم میتونیم کارمند بگیریم و بسپاریمش دست اون کارمند.
در مورد اینکه فکر میکنیم اون فرد پارتی داره و من ندارم باید روی باورهای توحیدیمون کار کنیم، خلاصه باید نگاه کنیم به اینکه چرا فکر میکنم باید شریک بگیرم تا پیشرفت کنم؟ اگر نگران این هست که پول ندارم چطور فلان کار رو انجام بدم باید بگیم با امکانات فعلیت شروع کن و با کسب و کارهای کوچک تر شروع کن و اون پول رو بساز و بعد اون کاری که میخوای رو راه اندازی کن. یا برو یکجا کار کن پولش رو بدست بیار و بعد کسب و کار رو شروع کن. یا خیلی راه حل های دیگه.
سپاسگزارم از خانم شایسته و استاد عزیز بابت اشتراک گذاشتن این آگاهیها. خداقوت هم میگم به دوستان عزیزم که تا اینجای مطالب رو مطالعه کردن و امیدوارم به بهبود زندگیتون کمک کرده باشه.
دوستتون دارم، امیدوارم که هر روزتون بهتر از دیروز باشه و خداوند در کنترل ذهن کمکمتون کنه که روندهای هر کاری رو طی کنید و نتایج عالی بگیرید.
درود بر استاد گرانقدر و مریم جان و دوستان عزیزم در پروژه خانه تکانی ذهن گام به گام
گام بیست و یکم: دلیل دلسردی در مسیر و حل ریشه این مسئله
+ دلسردی در مسیر: نسبت به نتایج خیلی میخواد سریع نتیجه بگیره و به دلیل اینکه نتایج به وجود نمیاد خیلی زود دلسرد میشه. ما باید قانون تکامل رو درک کنیم و زمانی که این قانونو درک کنیم روی خودمون کار میکنیم، نتایج کوچیک رو توی ذهنمون بزرگ میکنیم، به خاطرش سپاسگزار میشیم، یک دفعه وجود نداره و وقتی آدم قانون رو بدونه کمتر دلسرد میشه.
+ واقعا تحسین کردم اون خانمی که از محدودیت هاش برای خودش فرصت ساخت.
+ فقط فکر کنید که چه نوع نگاهی میتواند نتیجه دهد و چقدر فرصت هست برای اینکه ما یه کاری رو ارائه بدیم، چه راهی هست از اون استفاده کنیم برای رسیدن به هدف.
+ من باید باورهای ثروت آفرین خودم رو تقویت کنم و با قدرت ذهنیم فرکانسهامو قوی کنم و خواستههامو وارد زندگیم کنم، فقط با دیدن و تمرکز و توجه و کار کردن روی باورهای مناسب و قدم برداشتن و حرکت کردن و ادامه دادن.
+ شریک کاری یا زندگیمون رو چه جوری برای بحث ثروت انتخاب کنیم
از خودمون بپرسیم که چرا میخواهیم شریک کاری بگیریم و دلیلهاشو در بیاریم، همه اینها از باورهای اشتباهه، به جاش کسی رو استخدام کنیم تا کارایی که ما میخوایم انجام بدیم رو برامون انجام بده، به جای شریک داشتن. به جای شرک ورزیدن به خداوند ایمان بیاریم و باور کنیم و با توکل به رب بریم کارامونو انجام بدیم.
+ در مورد روابط شریک عاطفی:
بحث انتخاب شریک عاطفی نیست، بحث، بحثِ برخوردِ ، هم فرکانسیه. وقتی که ما توی مسیری قرار میگیریم آدمایی که توی فرکانس ما هستند وارد زندگیمون میشن.
هیچکس کامل نیست هیچکس خوب یا بد مطلق نیست، ما هممون خاکستری هستیم و به خوب و بد متمایلیم.
وقتی من آدم بهتری میشوم جهان آدمای بهتری رو وارد زندگی من میکنه.
+ برای حل مسائل:
فکر کنیم و بیشتر بیایم قوانین رو توی ذهنمون درست کنیم و بعد بیایم به خودمون بیگم خب با توجه به این قوانین من چه باورهایی رو باید درست کنم، چه اعمالی رو باید انجام بدم، چه ذهنیتی باید ایجاد کنم که این مسئله حل بشه یا به نتیجه بهتری برسه.
سپاسگزارم از شما استاد برای این آگاهیهای ناب و فوق العاده
تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
مرا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنان نعمت دادهای.
با سلام و احترام خدمت استاد عباسمنش و خانم شایسته و دوستان خوب سایت️️
خداروشاکرم برای کسب اگاهی های گام 21م و خداروشکر میکنم به خاطر برداشتن اولین گام مسیر تکاملم از خدای بزرگ هر لحظه هدایت بیشتر رو میخام خدایا منو از شرک دور کن خدایا کمترل ذهن منو به دست بگیر خدایا هر لحظه منو به نشانه هات آگاه تر کن خدایا یک لحظه منو به حال خودم نذار من هیچی نمیدونم همه چی رو تو میدونی خودت راهو بهم نشون بده️
خیلی سپاسگزارم از لیلا بشارتی عزیز من ایمیل رو برای کامنت های ایشون فعال کردم و هربار کلی غرق خدایی خدا میشم وقتی کامنت هاشونو میخونم خدا چقدر قشنگه انسان متوکل رو از صفر به صد میرسونه خیلی خداروشکر میکنم به خاطر نتیجه های عالی تون به خاطر این صلحی که توو وجودتونه لذت میبرم واقعا️️
نکات گام 21 م:
آدم ها خیلی راحت در مسیر دلسرد میشن چون عجولند و انتظار دارند یه شبه نتایج خیلی بزرگ بگیرند یه شبه پولدار بشن یه شبه قهرمان بشن
اگر قانون تکامل رو درک کنیم نتایج کوچیک رو در ذهنمون بزرگ کنیم و سپاسگزاری کنیم به خاطر آنها و روی قطراتی که به زندگیمون اضافه میشه تمرکز کنیم و بذاریم عشق به اون کار باعث بشه مسیر رو ادامه بدیم کمتر دلسرد میشیم
مثلا کسی که ازلحاظ مالی پیشرفت نمیکند اگر قوانین رو بدونه نیاد روی باورهاش کار میکنه و اونهارو اصلاح میکنه ایرادهارو پیدا میکنه و روی شخصیتش کار میکنه و بهبود میبخشه درنتیجه نتایج عوض میشه البته نتایج یک شبه تغییر نمیکند چون تغییر باورها نیز یک شبه نیست
باید به این فکر کنیم که چه نوع نگاهی نتیجه میدهد اینکه چقدر فرصت هست تا ما یه کاری رو ارائه بدیم حتی میتوان از نظرات بد و مسخره کردن دیگران ایده بگیریم به جای اینکه افسرده و دلسرد بشیم
شریک مالی ممنوع هروقت خواستیم شریک بگیریم ببینیم چرا ؟؟ اگه به خاطر منابع مالیه که اون فرد پول بذاره شما کار کنی که خب باید تکاملمون رو طی کنیم اگر به خاطر پارتی و اشنای اون فرده که به جای شرک ورزیدن باورهای توحیدی رو تقویت کنیم اگر به خاطر تقسیم کاره که کارمند استخدام کنیم درواقع اینها همه از باورهای اشتباه منشا میگیره
بحث، بحث انتخاب شریک عاطفی نیست بلکه بحث هم فرکانسی و برخورد است چون وقتی ما در یک مسیری قرار داریم با آدمهای هم فرکانس برخورد میکنیم
اگر غالب تجربیات ما و غالب ادم هایی که با آنها برخورد میکنیم دری پری هستند یعنی بخش زیادی از وجود ما دری وریه البته همه ی ما خاکستری هستیم و بد مطلق و خوب مطلق وجود نداره ولی اگه مثلا 99 درصد تجربیاته ما مثبته یعنی ما به سمت مثبت متمایلیم
نباید برنامه ی ما انتخاب کردن آدمها و موقعیت ها باشه بلکه باید برناممون بهتر کردن و درست کردن خودمون باشه و با بهتر شدن ما جهان آدمهای بهتری رو وارد زندگی ما میکنه
ازینجا که دانستممم ما تا عشق در کار و زندگی نداشته باشیمم لذت نمیبریم،و باید یک باور های مثبت و واقعی باید ساخت برای رویا های ما
برندگان America Got Talent AGR چقدررر نکته زیبا را برای ما یاد میدهد، که گوشش شنواییی برای نکات منفی مردم نداشته باشیمم .
داشتن شرکت در تجارت …. مان را دور میکند از پیشرفت برای تجارت …. بجای شریک در کار و تجارت یک کارمند داشتن خیلی بهتر میشود و با توکل بخدا قدم بگذاریم بدون شریک ...
دلیل اصلی دلسردی تو مسیر اینه که میخوایم خیلی زود نتیجه بگیریم . ما حتی وقتی سفر هم میریم بلاخره باید فاصله مبدا تا مقصد رو طی کنیم . اینطوری نیست که بخوام برم کیش و لحظه بعد اونجا باشم . یه جنین هم برای اینکه متولد بشه باید نه ماه رو تو رحم مادر زندگی کنه تا بدنش کامل بشه و اندام های بدنش به درستی تشکیل بشن و اگه بخواد زودتر به دنیا بیاد امکان ناقص بودنش زیاده. تکامل تکامل همه چیز با طی کردن یه روند به مقصد میرسه. با بهبودهای کوچک ولی مستمر تو شخصیتمون میتونیم زندگیمون رو بهبود بدیم. با عشق و به خاطر عشق ادامه بدیم. و تمرکزمون رو بذاریم روی باورهای قدرتمند کننده
نتایج یه شبه عوض نمیشن چون باورهامون یه شبه تغییر نمیکنه.
نکته دیگه ای که تو این فایل توجهم رو جلب کرد نحوه برخورد اون خانم با کامنت های منفی بود . اینکه چطور از یک تضاد برای خودش فرصت ساخت . ما باید به این فکر میکنیم چه نوع نگاهی میتونه نتیجه بده و زاویه دیدمون رو طوری تغییر بدیم که حس بهتر و قدرت بیشتر برای انجام کارها رو بهمون بده.
آدم میتونه با خودش حرف بزنه و ببینه با توجه به قوانین چه باورهایی روباید ایجاد یا تقویت کنه. چطور ذهنمو تغییر بدم چه بهبودهای مستمری میشه انجام داد .
با خودت حرف بزن و راه ها نمایان میشن. با خودت حرف بزن و میبینی که خدا وارد میشه و جوابت رو میده. من بارها همینطوری جوابم رو گرفتم.
از آنجا انسان بسیار عجول است امکان دلسرد شدن در مسیر زیاد است برای راه حل این موضوع باید قانونتکامل را درک کنیم .
هرچه قانون را بهتر درک کنیم راحت تر ادامه می دهیم و تسلیم نمی شویم .
کسی که قانون را بدانند عمل می کنند و صبر میکنند و نشانه هارا دریافت می کنند .
فقط فکرکنیم که چه نوع نگاهی می تواند نتیجه دهد حتی از قعرچاه بودیم هم از آن برای رسیدن به هدف استفاده کنیم .
شریک داشتن در بحث مالی علت های خلاف قانون می باشد و از باورهای اشتباه نشأت می گیرد .
انسان های اطراف ما نشان دهنده شخصیت خودمان است به عبارتی هم فرکانس های خودمان هستند .از کلیت نتایج زندگی از ثروت و انسان ها وارد زندگی ما می شوند فرکانس و مدار مارا نشان می دهند .
تمرکزمان روی خودمان باشد و جهان نیز مطابق با تمرکز ما نتایج زندگی را به ما می دهد.
بعد از درک قوانین و با توجه به آنها به خودمان بگوییم که چگونه عمل کنیم به دانسته ها و چگونه قانون را در زندگیمان به کار بگیریم .
اگر احساس عدم لیاقت داشته باشیم و نتایج خود را با دیگرانی که چندین سال در یک حوزه بودند و تلاش مستمر داشتند مقایسه کنیم و با کمالگرایی بخواهیم قدم برداریم قطعا خیلی زود دلسرد میشویم و احساسمان راجع به ادامه دادن مسیر بد می شود .
روی باورهایمان جهت حل مسائل کار کنیم و با یادآوری قانون و احساس ارزشمندی و لیاقتی که ذاتا داریم و همچنین با دیدگاه بهبود گرایی و برداشتن قدم های کوچک اما مستمر در مسیر اهدافمان قدم برداریم .
خداییش من تو این چند وقت اخیر یه جورایی داشتم کم کم دلسرد میشدم و با گوش کردن این فایل هم متوجه نشدم که من دارم از مسیر خارج میشم و توجهم رفته رو نداشته و مقایسه میکنم خودمو و چرا و چرا و چرا دارم همیشه تو ذهنم.
تا امشب قران رو برداشتم و قبل از باز کردن گفتم خدایا هدایتم کن .صفحه آماده بود یعنی آخرین بار تا جایی که خونده بودم والان باید ادامه رو میخوندم ولی خوب نمیدونستم چی هست.
سوره الزمر آیه 3
من فقط آخر آیه که جواب من بود رو مینویسم.
خدا هرگز آنکس که بسیار کافر نعمت و دروغگوست هدایت نخواهد کرد.
و من این روزا کافر نعمتهای خدا بودم
چیزهایی که یک روز داشتنشون یک آرزو بود.
ولی حالا چون خواسته های من بزرگتر شدن
میگم خوب چرا نمیشه
اعتراف میکنم بد جوری با شیطان همراه شدم
خدایا توبه میکنم و پناه میبرم به خودت از شر شیطان رانده شده.
خدایا منو ببخش
خدایا کمکم کن تا توجهم روی داشته ها و خواسته هام باشه
پرودگارا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم.
سلام میکنم به استاد عزیزم و مریم خانم شایسته و تمامی دوستان ارزشمندم
درمورد دلسرد شدن که گفتین، من تمام تلاشم اینه که توی این پروژه خانه تکانی ذهن، از کنترل ذهنم درمورد خلق نتایج دلخواهم دلسرد نشم و ادامه بدم و خودم رو به ثبات فرکانسی بهتر و بهتری برسونم.
درمورد افرادی که در زندگیمون میبینیم، خیلی جمله عالیای گفتین که راهنمای ما میتونه باشه. که آقا میخوای ببینی وجودت چقدر درستتر و بهتر شده؟ ببین آدمهای دورت آیا بهتر شدن؟ چه حالا خودشون، چه آدمهای جدیدی که وارد زندگیت میشن، چه حتی آدمهایی که خیلی موقت در حد تاکسی و مترو میبینی.
میخوای بهتر بشن؟ روی خودت و باورهات و فرکانست کار کن تا خودت بهتر بشی. تمرکزت روی خودت باشه نه آدمها.
تو خودت رو درست کن، بیرونت رو خدا درست میکنه.
انشاءالله همیشه همهمون به فضل خدا شاد و موفق و خوشبخت باشیم.
خدایا صدهزاران مرتبه شکرت
بنام انرژی بی پایان جهان هستی بخش
سلام وادب واحترام فراوان
استادعزیزم بی نهایت بابت این فایل باارزش ازتون سپاسگزارم
بنده چندروزی هست تمام تمرکزم روگذاشتم برای حل مسئله ای که فکرم رودرگیرکرده که اون هم باتوضیحات این فایل اوکی شد
خداراشکرمیکنم که شمااستادعزیزوبی نظیرروجلوی راه بنده قرارداد
استادبنده هم چندسالی هست درکارهام شریک نمیگرم وتکاملی باصبروحوصله کارهاموپیش میبرم خداروشکر
وخواستم این موضوع روهم به خودم دراولویت اول بگم وهم به دوستان عزیزیکی ازمهمترین قوانین جهان قانون تکامل هست پس عزیزای دلم توهرکاری حوصله کنید وصبرداشته باشیدطبق تکامل هرکاری سرموقعش اوکی خواهدشد،همین
دوستون دارم وبه خالق یکتا انرژی بی پایان میسپرمتون
یاحق///
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته گرامی و همراهان عزیز.
ما در مسیر خیلی سریع دلسرد میشویم چرا؟ چون انتظار داریم که یک روز تمرین کنیم و یک دفعه نتایجمون تغییر کنه.
مثلا میخواهیم یک مهارتی رو یادبگیریم، یک دوره آموزشیای بگذرونیم، یک باشگاهی بریم، یک کتابی رو بخونیم، و انتظار داریم که با یک روز کار کردن در اون زمینه حرفه ای و عالی بشیم و چون نمیشیم دلسرد میشیم و میگیم قانون جواب نمیده.
آخه مگه میشه یک بذر گلی رو بکاری و بهش آب بدی و فرداش گل بده؟
آخه مگه میشه یک روز بری باشگاه تمرین کنی و بعد عضلات بازوت حجیم بشه؟
آخه مگه میشه یک روز بری کلاس گیتار و بعد گیتاریست حرفهای بشی؟
آخه مگه میشه یک روز بری کلاس زبان و بعد مثل بلبل صحبت کنی؟
آخه مگه میشه یک روز بری کلاس برنامه نویسی و بعد برنامههای عالی بنویسی و مسائل رو به صورت عالی حل کنی؟
آخه مگه میشه یک روز تغذیه ات رو رعایت کنی و بعد لاغر بشی؟
اخه مگه میشه یک روز بری در یک کسب و کار فعالیت کنی و بعد استاد کار بشی؟
نه برای رسیدن به هر مهارت و نتیجهای باید یک روندی رو طی کنی. دقیقا مانند کاشت یک گل که باید چند ماه ازش نگهداری کنی تا به گل بشینه و هر روز باید بهش آب و مواد مغذی و نور بدی و در دمای مناسب نگهش داری.
بنابراین در موضوع مالی هم نمیشه یک روز روی باورهات کار کنی و ثروتمند بشی. باید یک روند تغییر باور رو انجام بدی و بعد از گذشت چند ماه تلاش میبینی که نسبت به روز اول ثروتمندتر شدی. البته به این معنا نیست که اگه یک مدت روی باورهای مالی و ثروتات کار کردی ورودی مالی ای وارد زندگیت نمیشه و نشانهای نمیبینی و باید ماه ها کار کنی، نه دقیقا به محض اینکه یکم ادامه میدی و تغییر میکنی نشانههای ثروت رو میبینی دقیقا مانند بذر گلی که وقتی یک مدت کوتاه بهش آب میدی میبینی جوونه میزنه و سر خاک بیرون میاره و داره رشد میکنه و یک نوک سبز رنگ زده در مورد مسائل مالی هم همینطوره وقتی شروع به کار کردن میکنی میبینی یک پولی از یک جایی وارد زندگیت میشه، میبینی یکی بهت پیشنهاد کار میده، میبینی یکی در مورد ثروت باهات صحبت میکنه، یک آگهی میبینی که نیرو میخوان و دارن استخدام میکنن خلاصه نشونه همون اوایل میاد و باید آگاه باشی و دقیق باشی و به خودت بگی ببین قانون داره جواب میده اگه بیشتر کار کنم شرایط بهتر بوجود میاد و ثروت بیشتر وارد زندگیم میشه دقیقا مانند گلی که وقتی کاشتیش و جوونه زد هر روز آب و نور و مواد مغذی و دما رو براش همچنان فراهم نگه میداری تا به رشدش ادامه بده و با این کار میدونی که به گل هم میرسه. البته استاد همیشه مثال درخت رو میزنه در مورد باورها که وقتی میکاریش و بهش سالها رسیدگی میکنی و شروع به میوه دادن میکنه و نتایج عالی تر و پایدار تر رو ایجاد میکنه و دیگه لازم نیست برای اینکه میوه داشتی باشی مجدد از اول بکاریش مثل صیفیجات و برخی گلها و همیشه محصول خوب داری.
بنابراین دلسرد شدن در مسیر به دلیل درک نکردن قانون تکامل هست و باید به خودمون یادآوری کنیم که مثل کاشتن یک بذر گل که باید همیشه آب و نور و .. بهش بدیم تا رشد کنه باید همیشه هم روی باورهای مالی کار کنیم تا ثروت و ثروت بیشتر بیاد.
در مورد برنامه نویسی هم همینطوره. من خودم دوره آموزشی گرفتم و یک مدت کار میکنم و بعد بی انگیزه میشم. چرا؟ چون انتظار دارم یک روزه یک برنامه نویس حرفه ای بشم.
در مورد ورزش هم همینطوره، یک تمریناتی رو برای خودم آماده میکنم و بعد انجامشون میدم و بعد از یک مدت بی انگیزه میشم. چرا؟ چون فکر میکنم باید خیلی سریع بدنم تغییر کنه.
در مورد کسب و کار هم همینه، یک سری مهارتها باید بدست بیارم بعد یک روز در موردشون میخونم و بعد میبینم نمیفهمم و میگم من به درد این کار نمیخورم یا خیلی سخته. در صورتی که باید مرور کنی و تمرین کنی و خدا روشکر هوشمصنوعی آگاه هم اومده و میتونی از هوش مصنوعی برای واضح تر شدن مطالب و سوالات استفاده کنی و بعد میبینی که نتیجه میگیری.
در مورد خلاقیت و تولید محصول هم همینطوره. مثلا من یک مدت با انرژی میشینم و ایدههای مختلف رو ترکیب میکنم و ایده پردازی میکنم و میارمشون تر و تمیز روی کاغذ که اگه تو کسب و کار مد نظرم چنین ایدههایی رو اجرا کنم و چنین مسائلی رو حل کنم و چنین خدماتی رو تولید کنم میتونم یک پیشرفت عالی داشته باشم و خیلی هم احساسم خوبه ولی وقتی به عمل کردن به این ایدهها نگاه میکنم دلسرد میشم. چرا؟ چون انتظار دارم یک دفعه معجزه بشه و این اتفاقات بیفته یا یک دفعه مهارتهای لازم برای اجراشون رو کسب کنم. در صورتی که نمیشه این کار رو کرد و موفقیت در اون حوزه یک پروسه هست
البته یک اشکال دیگهی کنترل ذهنی رو هم دارم و اونم این هست که وقتی فکر میکنم به اینکه اگر برم توی بازار و این ایدههای عالی و مسئله حل کن رو هم اجرا کنم و کلی مشتری جذب کنم و ثروت هم بیاد، با گذشت زمان شاید نتونم ذهنم رو کنترل کنم و قوی باشم و بازار رو از دست میدم. انگار من همیشه یک ترسی دارم از اینکه توی یک سری حوزهها موفق بشم و میگم بر فرض مثال موفق شدی و رفتی بالا، ولی بعدا میخوای چی کار کنی؟ شاید افراد بهتر از تو بیان و جات رو بگیرن و تو نتونی تو بازار بمونی. ترس از رقبا و کیفیت دارم. چرا؟ چون دقیقا در کسب و کار قبلیای که داشتم نتونستم ذهنم رو کنترل کنم و با تکامل کیفیتم رو بالاتر ببرم و یک دفعه خواستم قدم بزرگ بردارم یا خیلی از مسائلی که بقیه حل کردن و باهاش جذب مشتری انجام دادن رو من انجام ندادم و بعد تصمیم گرفتم از بازار بکشم بیرون و این ترسه مونده در من که در کسب و کارهای دیگه هم شاید نتونی خودت رو قوی نگهداری و ذهنت رو توی کسب و کار دیگه مدیریت کنی و تکامل رو در نظر داشته باشی و اون وقت میخوای چی کار کنی؟ این باور رو دارم که موفق شدن راحته ولی موفق موندن سخته. چرا؟ چون خودم خیلی موفق شدم و شدم نفر اول ایران و چند سال هم حفظش کردم ولی نتونستم بالا بمونم و حالا این ترسه هنوز هست و اجازه نمیده که پرواز کنم. دلیل اینکه این ترس رو دارم این هست که وقتی توی کسب و کار داری به عنوان رتبه یک داری فعالیت میکنی خیلی مسائل بوجود میاد و مدیریت کردن این مسائل واقعا نیاز به یک کنترل ذهن داره که هم بتونی هر روز مسائل جاری رو هندل کنی و هم از یک طرف دیگه حواست به گذر زمان و کیفیتی که باید بالا بره باشی که بتونی توی بالاترین لول بمونی. دقیقا مانند بدنسازها هست. هم باید تمرکز روی این داشته باشن که هر روز تغذیه تمرین و خوابشون خوب باشه و از مسیر خارج نشن و هم حواسشون باشه به اینکه اگر میخوان نفر اول بمونن باید متدهای ورزشیشون رو و علمشون روی تمرین رو بالاتر ببرن و مهمتر از اون ذهنشون و فرکانسشون و احساسشون رو بهبود بدن تا نفر اول بمونن. البته شایدم این دیدگاه من ناشی از آگاهی کمم باشه و شاید یک فرد دیگه طرز فکر بهتری داشته باشه که من بهش برخورد نکردم. تو حوزههای نظامی هم من همین رو دیدم. یک سری توانایی ها رو رو میکنن و آمادگی ایجاد میکنن برای مقابله با تحدیدها و داشتن بهترین عملکرد در عمل اما طرف دیگه به اینها بسنده نمیکنن و به فکر آینده و برتر ماندنشون هستن و دارن هر روز روی پیشرفت اونها کار میکنن و خیلی سلاحها و پیشرفت های تکنولوژیکی رو پیش خودشون نگه میدارن تا وقتی که زمانش برسه رو کنن.
موضوع دیگه بحث فراوانی ایده برای موفقیت هست. چقدر تحسین برانگیزه برام دیدن این خانمی که از فحش ها و دری وری هایی که بهش گفتن استفاده کرده و یک شعر و ملودی ساخته و بعد یک تنظیم جذاب هم روی اون به سبک خودشون ایجاد کرده و بعد اومده اون در برنامه امریکن گاد تلنت اجرا کرده و برنده شده. واقعا چقدر توانایی داشته از زاویه مناسب به رشد نگاه کنه و این کار جذاب رو انجام داده و شرایط رو برای خودش دگرگون کرده و خدا میدونه چقدر تعریف و تمجید به خاطر این کارش دریافت کرده که کل اون دری وری ها رو میشوره و میبره.
من خودم یک باوری دارم و اونم این هست که وقتی یکی میاد بهم میگه کارت خوب نیست یا دوست نداشتم اولا نظرش برام مهم نیست که ناراحتم کنه ولی به بهود خودم فکر میکنم و به شکل یک فرصت در زندگیم بهش نگاه میکنم که این تضاد من رو رشد میده و میگم آیا میتونم ازش بهره ای ببرم و یک چیز مفیدتر و بهتر ارائه کنم؟ چند وقت پیش یکی اومد گفت این ویدیویی که گذاشتی چطور در اوبونتو بدون فیلتر وارد تلگرام بشیم به درد نمیخوره و تو باید یک راه مفیدتر ارائه میکردی که نکردی و من دیسلایکت میکنم. من یک راهکار ارائه کرده بودم که جواب هم میداد ولی نیاز به یک فیلترشکن دیگه داشت و مورد پسند این دوستمون نبود. سپس من یک راه کار ساده تر و بهتر پیدا کردم و در کانال یوتیوبم منتشرش هم کردم که این مسئله رو حل میکنه که این حاصله این باوره که حتی اگر یک کسی برخورد به ظاهر نامناسبی هم داشت به نفع تو هست و به پیشرفت کارت کمک میکنه و به سود تو هست و میتونی ازش استفاده کنی برای یک پیشرفت بیشتر.
یک نکته دیگه ای که این فایل داشت این هست که اگر آدم های دری وری زیادی رو باهاشون برخورد میکنی به این دلیل هست که تو هم فرکانس هات دری وری هست ولی اگر آدم های زیادتری رو باهاشون برخورد میکنی که مناسب و خوب هستن یعنی فرکانس های تو خوب هستند. و در مورد یک دونه آدم بد هم حساس نباش و به کلیت آدمهایی که باهاشون برخورد میکنی نگاه کن.
نکته دیگه هم این هست که در زندگی و روابط ات نباید دنبال آدم خوب باشی بلکه باید تمرکزت روی این باشه که روی خودت کار کنی و فرکانسهات رو بهبود بدی و وقتی قوی تر بشی به نسبت هم کیفیت روابط و آدمها بهتر میشه.
در مورد شریک هم کلا شریک گرفتن اشتباه هست. به قول یک دوستی اگر شریک گرفتن خوب بود خدا هم برای خودش شریک میگرفت که نگرفته. شریک گرفتن به معنای داشتن باورهای اشتباه و محدود کننده هست.
باید به دنبال اصلاح باورها در بحث شراکت باشیم. یعنی اگر فکر میکنیم در کسب و کار توانمندیهایی رو نداریم باید به دنبال پول ساختن بیشتر باشیم تا کارمند استخدام کنیم و باهاش اون مسئلهای که از توانمندیهامون خارج هست رو حل کنیم. در بسیاری از موارد هم میشه که خودمون اون مسئله رو حل کنیم به خصوص با اومدن تکنولوژی خیلی مسائل رو میتونیم خودمون حل کنیم و وقتی به سوددهی بیشتر رسیدیم میتونیم کارمند بگیریم و بسپاریمش دست اون کارمند.
در مورد اینکه فکر میکنیم اون فرد پارتی داره و من ندارم باید روی باورهای توحیدیمون کار کنیم، خلاصه باید نگاه کنیم به اینکه چرا فکر میکنم باید شریک بگیرم تا پیشرفت کنم؟ اگر نگران این هست که پول ندارم چطور فلان کار رو انجام بدم باید بگیم با امکانات فعلیت شروع کن و با کسب و کارهای کوچک تر شروع کن و اون پول رو بساز و بعد اون کاری که میخوای رو راه اندازی کن. یا برو یکجا کار کن پولش رو بدست بیار و بعد کسب و کار رو شروع کن. یا خیلی راه حل های دیگه.
سپاسگزارم از خانم شایسته و استاد عزیز بابت اشتراک گذاشتن این آگاهیها. خداقوت هم میگم به دوستان عزیزم که تا اینجای مطالب رو مطالعه کردن و امیدوارم به بهبود زندگیتون کمک کرده باشه.
دوستتون دارم، امیدوارم که هر روزتون بهتر از دیروز باشه و خداوند در کنترل ذهن کمکمتون کنه که روندهای هر کاری رو طی کنید و نتایج عالی بگیرید.
به نام خداوند بخشنده و مهربانم .
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته بی نظیر در خلق پروژه های قوانینی شما بی نظیرید
سلام خدمت همه دوستان هم فرکانسی در این غار حرا.
گام بیست و یکم الهی شکرت که امروز هم میتونم باشم و بنویسم با هدایت خودت
در مورد دلسردی که استاد عزیزم بسیار عالی توضیح دادید به دلیل اینکه اوایل کاری دلسردی میاد چون عجله داریم
و دوست داریم زودتر نتیجه های بزرگتر بگیریم همش به خاطر مردم عوامل بیرون از خودمون هست که داره نجواها
رقص بندری میزنن و ما هم مثل اکثریت مردم داریم نگاه میکنیم به رقبایی که فقط داریم میوه های اونارو میبینیم و
از ریشه ها خبری نداریم من خودم چند ماه قبل یکم ضربه خوردم ازین عجله طمع واقعا یه جاهایی ادم میمونه که
منی که فکر میکنم دارم قوانینی زندگی میکنم در واقع داشتم توهم میزدم یهو دیدم وسط ارزهای دیجیتالم و جالبش
اینه که زهنت چقدر زیبا میکنه اشتباهات رو میزاره جای تجربه جدید حالا اینم امتحانی کنیم شاید یک شبه پودار بشم
انگار یه وقتایی از بیرون خودمو نگاه میکردم میدونستم که باوری که غلط هست انتهایی درستی ندارد ولی بازم ادامه
دادم حالا میشد که ارام ارام کار کنم یاد بگیرم ولی این طمع و انسان رابطه بسیار خوبی دارن با هم خدا میدونه که
انتهای راه به کجا میری جالبترش اینه که همش از یه صرافی به صرافی دیگه این ارز به ارز دیگه رسیده بودم به جایی
که دیگه منتظر تاریخ لانچ ارزها میموندم که جزو نفرات ابتدایی باشم که رشد بیشتری داشته باشم همش با استرس بود
واقعا چیز مسخره ای راه انداختن که تورو همش به پی گیری و استرس بندازه چون همش سرمایت یا داره میره بالا
یا داره اب میشه منم که دیگه میتونید فکرش را کنید به کجای مسیر رسیدم خیلی وقتی تو مسیر حرص و طمع و این
جور شرایط پا میدی انگار مثل اینه که دستت را گزاشتی دست شیطان واقعا بعضی اوقات خودمون با دست خودمون
این کا
رو میکنیم برای من درس بزرگی داشت به شرایط پایین پرت شدن درسمو تا حدودی گرفتم با توکل به خدا
کمکش میخام همیشه در مسیر علاقه خودم باشم تا بتونم با تمرکز بیشتر الهاماتش را دریافت کنم و قانون تکامل را
یادم نرود البته تو حرفه خودم تا حدود زیادی این مسیر تکامل را طی کردم باید همیشه حواسم باشه که این
به قول استاد عزیزم مهمترین قانون ابدی و ازلی کیهان هست که اصلا جایی کتابی نمیشنوی فقط با استاد عزیزم
میتونم بشنوم انقدرم که کمیاب این کلمات تکامل در جوامع استفاده نمیشه که اگر مدت کوتاهی ازین سایت الهی
فاصله میگیری بدنه جامعه درگیر میشی دوباره میری قاطی باقالی ها واقعا این استمرار در این مسیر قوانینی که میتونه
مارو همیشه شارژ نگه داره تو قانون خدا کمک کنه بتونم همیشه ازین محبتی که به من و ما داشت فاصله نگیرم تا
معنی خوشبختی را از یاد نبرم ما محکومیم به شادی و خوشبختی باید خودمون را ارزشمند بدونیم برای خودمون ارزش
قایل باشیم ما از دورن ارزشمندیم اینو فراموش نکنیم که عوامل بیرونی باعث خوشبختی بیشتر ما میشن ولی اول
احساس خوشبختی از درون شروع میشه و به بیرون میرسه
جهان وقتی ما رو خودمون تمرکز کنیم همش خودمون را بهتر کنیم به اون اندازه خوب بشیم جهان ادمهای خوبتر را
میاره در روابطهایی که داریم خودش میاره از لحاظ فرکانسی اماده باشیم اون ادم به ما برخورد میکنه در زمان مناسب
همه کارهای ما انجام میشه من و همه ماها در کل زندگیمون این هم زمانیها رخ داده فقط فراموشکاریم و شیطان
کارش اینه که مارو از اتفاقات زیبا دور کنه به ناتوانی ها نشدنها ببره ما باید توحیدی تر عمل کنیم و پوزه شیطان
به خاک بمالیم وقتی ما تو بغل خداییم شیطان تو خاکه باید همیشه خودمون را با باورهای توحیدی به نظر من
بسیار کلیدی است در ارامش روزانه ترس ها را کمتر میکنه قوی تر میشیم و با ایمان بیشتری میتونیم حرکت کنیم
باور توحیدی مهمترین باورهاست که همه چی را برامون میاره خدارو شکر به لطف خدا دست نورانی مثل استاد عزیزم
هست که تریبون یکتا پرستی توحید را فریاد میزنه امیدوارم همیشه بدرخشید با نام الله سعادتمند در دنیا و اخرت باشید
از خانم شایسته بی نظیر تشکر میکنم برای این گامهای توحیدی دم شما گرم
تا روز بعد انشالله
خدا نگهدارتون
به نام فرمانروای جهان هستی
درود بر استاد گرانقدر و مریم جان و دوستان عزیزم در پروژه خانه تکانی ذهن گام به گام
گام بیست و یکم: دلیل دلسردی در مسیر و حل ریشه این مسئله
+ دلسردی در مسیر: نسبت به نتایج خیلی میخواد سریع نتیجه بگیره و به دلیل اینکه نتایج به وجود نمیاد خیلی زود دلسرد میشه. ما باید قانون تکامل رو درک کنیم و زمانی که این قانونو درک کنیم روی خودمون کار میکنیم، نتایج کوچیک رو توی ذهنمون بزرگ میکنیم، به خاطرش سپاسگزار میشیم، یک دفعه وجود نداره و وقتی آدم قانون رو بدونه کمتر دلسرد میشه.
+ واقعا تحسین کردم اون خانمی که از محدودیت هاش برای خودش فرصت ساخت.
+ فقط فکر کنید که چه نوع نگاهی میتواند نتیجه دهد و چقدر فرصت هست برای اینکه ما یه کاری رو ارائه بدیم، چه راهی هست از اون استفاده کنیم برای رسیدن به هدف.
+ من باید باورهای ثروت آفرین خودم رو تقویت کنم و با قدرت ذهنیم فرکانسهامو قوی کنم و خواستههامو وارد زندگیم کنم، فقط با دیدن و تمرکز و توجه و کار کردن روی باورهای مناسب و قدم برداشتن و حرکت کردن و ادامه دادن.
+ شریک کاری یا زندگیمون رو چه جوری برای بحث ثروت انتخاب کنیم
از خودمون بپرسیم که چرا میخواهیم شریک کاری بگیریم و دلیلهاشو در بیاریم، همه اینها از باورهای اشتباهه، به جاش کسی رو استخدام کنیم تا کارایی که ما میخوایم انجام بدیم رو برامون انجام بده، به جای شریک داشتن. به جای شرک ورزیدن به خداوند ایمان بیاریم و باور کنیم و با توکل به رب بریم کارامونو انجام بدیم.
+ در مورد روابط شریک عاطفی:
بحث انتخاب شریک عاطفی نیست، بحث، بحثِ برخوردِ ، هم فرکانسیه. وقتی که ما توی مسیری قرار میگیریم آدمایی که توی فرکانس ما هستند وارد زندگیمون میشن.
هیچکس کامل نیست هیچکس خوب یا بد مطلق نیست، ما هممون خاکستری هستیم و به خوب و بد متمایلیم.
وقتی من آدم بهتری میشوم جهان آدمای بهتری رو وارد زندگی من میکنه.
+ برای حل مسائل:
فکر کنیم و بیشتر بیایم قوانین رو توی ذهنمون درست کنیم و بعد بیایم به خودمون بیگم خب با توجه به این قوانین من چه باورهایی رو باید درست کنم، چه اعمالی رو باید انجام بدم، چه ذهنیتی باید ایجاد کنم که این مسئله حل بشه یا به نتیجه بهتری برسه.
سپاسگزارم از شما استاد برای این آگاهیهای ناب و فوق العاده
تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
مرا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنان نعمت دادهای.
دوستتون دارم توحیدی وار
با سلام و احترام خدمت استاد عباسمنش و خانم شایسته و دوستان خوب سایت️️
خداروشاکرم برای کسب اگاهی های گام 21م و خداروشکر میکنم به خاطر برداشتن اولین گام مسیر تکاملم از خدای بزرگ هر لحظه هدایت بیشتر رو میخام خدایا منو از شرک دور کن خدایا کمترل ذهن منو به دست بگیر خدایا هر لحظه منو به نشانه هات آگاه تر کن خدایا یک لحظه منو به حال خودم نذار من هیچی نمیدونم همه چی رو تو میدونی خودت راهو بهم نشون بده️
خیلی سپاسگزارم از لیلا بشارتی عزیز من ایمیل رو برای کامنت های ایشون فعال کردم و هربار کلی غرق خدایی خدا میشم وقتی کامنت هاشونو میخونم خدا چقدر قشنگه انسان متوکل رو از صفر به صد میرسونه خیلی خداروشکر میکنم به خاطر نتیجه های عالی تون به خاطر این صلحی که توو وجودتونه لذت میبرم واقعا️️
نکات گام 21 م:
آدم ها خیلی راحت در مسیر دلسرد میشن چون عجولند و انتظار دارند یه شبه نتایج خیلی بزرگ بگیرند یه شبه پولدار بشن یه شبه قهرمان بشن
اگر قانون تکامل رو درک کنیم نتایج کوچیک رو در ذهنمون بزرگ کنیم و سپاسگزاری کنیم به خاطر آنها و روی قطراتی که به زندگیمون اضافه میشه تمرکز کنیم و بذاریم عشق به اون کار باعث بشه مسیر رو ادامه بدیم کمتر دلسرد میشیم
مثلا کسی که ازلحاظ مالی پیشرفت نمیکند اگر قوانین رو بدونه نیاد روی باورهاش کار میکنه و اونهارو اصلاح میکنه ایرادهارو پیدا میکنه و روی شخصیتش کار میکنه و بهبود میبخشه درنتیجه نتایج عوض میشه البته نتایج یک شبه تغییر نمیکند چون تغییر باورها نیز یک شبه نیست
باید به این فکر کنیم که چه نوع نگاهی نتیجه میدهد اینکه چقدر فرصت هست تا ما یه کاری رو ارائه بدیم حتی میتوان از نظرات بد و مسخره کردن دیگران ایده بگیریم به جای اینکه افسرده و دلسرد بشیم
شریک مالی ممنوع هروقت خواستیم شریک بگیریم ببینیم چرا ؟؟ اگه به خاطر منابع مالیه که اون فرد پول بذاره شما کار کنی که خب باید تکاملمون رو طی کنیم اگر به خاطر پارتی و اشنای اون فرده که به جای شرک ورزیدن باورهای توحیدی رو تقویت کنیم اگر به خاطر تقسیم کاره که کارمند استخدام کنیم درواقع اینها همه از باورهای اشتباه منشا میگیره
بحث، بحث انتخاب شریک عاطفی نیست بلکه بحث هم فرکانسی و برخورد است چون وقتی ما در یک مسیری قرار داریم با آدمهای هم فرکانس برخورد میکنیم
اگر غالب تجربیات ما و غالب ادم هایی که با آنها برخورد میکنیم دری پری هستند یعنی بخش زیادی از وجود ما دری وریه البته همه ی ما خاکستری هستیم و بد مطلق و خوب مطلق وجود نداره ولی اگه مثلا 99 درصد تجربیاته ما مثبته یعنی ما به سمت مثبت متمایلیم
نباید برنامه ی ما انتخاب کردن آدمها و موقعیت ها باشه بلکه باید برناممون بهتر کردن و درست کردن خودمون باشه و با بهتر شدن ما جهان آدمهای بهتری رو وارد زندگی ما میکنه
خیلی ممنونم از همگی خدایا شکرت️
بناممم خداییی هدایتگرامم️
خدا را شکر گذارممم که مرا درین گام 21 نصیب کرد …
طول 8 ماه میشود که در جمع مسیر زیبا قدم گذاشتم
خدارا شکر بابت همه آگاهی هااا
ازینجا که دانستممم ما تا عشق در کار و زندگی نداشته باشیمم لذت نمیبریم،و باید یک باور های مثبت و واقعی باید ساخت برای رویا های ما
برندگان America Got Talent AGR چقدررر نکته زیبا را برای ما یاد میدهد، که گوشش شنواییی برای نکات منفی مردم نداشته باشیمم .
داشتن شرکت در تجارت …. مان را دور میکند از پیشرفت برای تجارت …. بجای شریک در کار و تجارت یک کارمند داشتن خیلی بهتر میشود و با توکل بخدا قدم بگذاریم بدون شریک ...
در هرجایی از دنیا که استید درپناه الله باشید !
به نام رب العالمین
گام بیست و یکم
سلام عزیزان دلم ، استاد و مریم جان
دلیل اصلی دلسردی تو مسیر اینه که میخوایم خیلی زود نتیجه بگیریم . ما حتی وقتی سفر هم میریم بلاخره باید فاصله مبدا تا مقصد رو طی کنیم . اینطوری نیست که بخوام برم کیش و لحظه بعد اونجا باشم . یه جنین هم برای اینکه متولد بشه باید نه ماه رو تو رحم مادر زندگی کنه تا بدنش کامل بشه و اندام های بدنش به درستی تشکیل بشن و اگه بخواد زودتر به دنیا بیاد امکان ناقص بودنش زیاده. تکامل تکامل همه چیز با طی کردن یه روند به مقصد میرسه. با بهبودهای کوچک ولی مستمر تو شخصیتمون میتونیم زندگیمون رو بهبود بدیم. با عشق و به خاطر عشق ادامه بدیم. و تمرکزمون رو بذاریم روی باورهای قدرتمند کننده
نتایج یه شبه عوض نمیشن چون باورهامون یه شبه تغییر نمیکنه.
نکته دیگه ای که تو این فایل توجهم رو جلب کرد نحوه برخورد اون خانم با کامنت های منفی بود . اینکه چطور از یک تضاد برای خودش فرصت ساخت . ما باید به این فکر میکنیم چه نوع نگاهی میتونه نتیجه بده و زاویه دیدمون رو طوری تغییر بدیم که حس بهتر و قدرت بیشتر برای انجام کارها رو بهمون بده.
آدم میتونه با خودش حرف بزنه و ببینه با توجه به قوانین چه باورهایی روباید ایجاد یا تقویت کنه. چطور ذهنمو تغییر بدم چه بهبودهای مستمری میشه انجام داد .
با خودت حرف بزن و راه ها نمایان میشن. با خودت حرف بزن و میبینی که خدا وارد میشه و جوابت رو میده. من بارها همینطوری جوابم رو گرفتم.
خداجونم عاشقتم
استاد و مریم عزیزم سپاسگزارم.
دوستان همراه متعهد بمونین که نتایج نزدیکن.
سلام به استاد عزیزمو خانواده عزیز سایت
به نام خدا
از آنجا انسان بسیار عجول است امکان دلسرد شدن در مسیر زیاد است برای راه حل این موضوع باید قانونتکامل را درک کنیم .
هرچه قانون را بهتر درک کنیم راحت تر ادامه می دهیم و تسلیم نمی شویم .
کسی که قانون را بدانند عمل می کنند و صبر میکنند و نشانه هارا دریافت می کنند .
فقط فکرکنیم که چه نوع نگاهی می تواند نتیجه دهد حتی از قعرچاه بودیم هم از آن برای رسیدن به هدف استفاده کنیم .
شریک داشتن در بحث مالی علت های خلاف قانون می باشد و از باورهای اشتباه نشأت می گیرد .
انسان های اطراف ما نشان دهنده شخصیت خودمان است به عبارتی هم فرکانس های خودمان هستند .از کلیت نتایج زندگی از ثروت و انسان ها وارد زندگی ما می شوند فرکانس و مدار مارا نشان می دهند .
تمرکزمان روی خودمان باشد و جهان نیز مطابق با تمرکز ما نتایج زندگی را به ما می دهد.
بعد از درک قوانین و با توجه به آنها به خودمان بگوییم که چگونه عمل کنیم به دانسته ها و چگونه قانون را در زندگیمان به کار بگیریم .
اگر احساس عدم لیاقت داشته باشیم و نتایج خود را با دیگرانی که چندین سال در یک حوزه بودند و تلاش مستمر داشتند مقایسه کنیم و با کمالگرایی بخواهیم قدم برداریم قطعا خیلی زود دلسرد میشویم و احساسمان راجع به ادامه دادن مسیر بد می شود .
روی باورهایمان جهت حل مسائل کار کنیم و با یادآوری قانون و احساس ارزشمندی و لیاقتی که ذاتا داریم و همچنین با دیدگاه بهبود گرایی و برداشتن قدم های کوچک اما مستمر در مسیر اهدافمان قدم برداریم .
در پناه حق باشید .
به نام خداوند وهاب
سلام به استادان گرانقدر
سلام به دوستان هم مسیر
گام بیست و یکم
خداییش من تو این چند وقت اخیر یه جورایی داشتم کم کم دلسرد میشدم و با گوش کردن این فایل هم متوجه نشدم که من دارم از مسیر خارج میشم و توجهم رفته رو نداشته و مقایسه میکنم خودمو و چرا و چرا و چرا دارم همیشه تو ذهنم.
تا امشب قران رو برداشتم و قبل از باز کردن گفتم خدایا هدایتم کن .صفحه آماده بود یعنی آخرین بار تا جایی که خونده بودم والان باید ادامه رو میخوندم ولی خوب نمیدونستم چی هست.
سوره الزمر آیه 3
من فقط آخر آیه که جواب من بود رو مینویسم.
خدا هرگز آنکس که بسیار کافر نعمت و دروغگوست هدایت نخواهد کرد.
و من این روزا کافر نعمتهای خدا بودم
چیزهایی که یک روز داشتنشون یک آرزو بود.
ولی حالا چون خواسته های من بزرگتر شدن
میگم خوب چرا نمیشه
اعتراف میکنم بد جوری با شیطان همراه شدم
خدایا توبه میکنم و پناه میبرم به خودت از شر شیطان رانده شده.
خدایا منو ببخش
خدایا کمکم کن تا توجهم روی داشته ها و خواسته هام باشه
پرودگارا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم.