live | به جای تکنیک جدید، "اصل" را دوباره تکرار کن - صفحه 22 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | به جای تکنیک جدید، "اصل" را دوباره تکرار کن327MB25 دقیقه
- فایل صوتی live | به جای تکنیک جدید، "اصل" را دوباره تکرار کن24MB25 دقیقه














مسیر119
دقیقا اصل هر چیزی در زندگی ثابته و اگه قانون اصلی ادم ادامه بده همیشه موفقه
من هر بار ویس ها را گوش میدم برای یاداوری قانون و گاهی نیازه که قانون مرور شه اگه دنبال مسیرجدید و راه جدید باشیم اصل گم میکنیم که اینو هممون تجربه کردیم من چندسال پیش هم نتیجهمیگرفتم وقتی همه را گذاشتم کتار اومدم سر خونه اول و شاید بهتره این جملع گفته بشه مرور دانسته و تکرار انها،
منم اوایل کتاب زیاد میخوندم بعد به خودم گفتم خب حالا یکی یا صد تا چه فایده
خوندنش مهم نیست فهمیدن و عمل کردنش مهمه
از اونموقع کتاب گذاشتم کنار
فقط دوره را گوش دادم علتیکه از همین مسیر رایگان هم انقدر نتیجه گرفتم چون همه راهها را رها کردم گفتم همین یکی، هر روز هر چی گفت گفتم چشم
هر ایده ای بهم داد عملی کرذم
هر راهی برام اومد پیش رفتم متعهد شد انجامش دادم
کوین ترودو داستانی یکبار گفت که من از همون موقع اصل فهمیدم جمله اش این بود من از هزاران ضربه تو نمیترسم من از ضربه ای میترسم که هزاران بار تمرینش کردی
الان در دوره 12قدم هم که شروع کردم یک اصل گرفتم خال خوب نتایج خوب، حالا هر روز اینو تمرین میکنم هر راهی که بهم کمک کنه حالمو خوب نگهدارم انجام میدم کلا فهمیدم کل جریانات جذب و این داستانها همین یک نکته هست و این الان متعهد شد که دوره 12قدم که یکسال پیش برم این اصل هر روز تمرین کنم
سلام استاد جاااااان
همواره در هر لحظه خداروشکر میکنم که چس از سالها دوری از اصل و درگیر شدت در مذهب و خرافات و …. امروز استادی همچون شما دارم که حرفاشو ساده میزنه و مثل بقیه ( نمیتونم بگم نود و نه درصد واقعا همه بحز شما) دنبال جذب مخاطب با انواع و اقسام مخضرفاتی مثل تکنیک های اب دوغ خیاری رایج در تمام پیج ها نظیر عصر اکواریوس و تکنیک پاکسازیو تکنیک هوانوپونوپونو و ……. نیست.
حرفهای شما سادست. حرفهای شما دور از حاشیه ست. اینو از همون روزای اولی که با شما اشنا شدم درک کردم که شما حرفیو برای راضی نگه داشتن ادمها نمیزنید.
البته این حرفهای ساده شما برای همه قابل درک نیست چراکه من به وصوح دیدم که ادمها به جای اینکه دنبال اصل باشن بیشتر بدنبال همین تکنیک ها و راهای جدید هستند تا بتونن به هدفشون برسند.
البته من خودم هم ازین قاعده مستثنی نبودم و پارسال در یک برهه ای منحرف شدم از مسیر.
و بدنبال یکی از بچه های همین سایت که هرفهایی از قران میزد ولی وقتی چندتا دورشو شرکت کردم دیدم دقیقا برای جذب مخاطب و ادامه دوره هاش داره هررررررررررررررر چیز بیربطیو به خدا و قران و قانون ربط میداد.
خداروشکر زود متوجه شدم و برگشتم
خلاصه که خداروشکر میکنم برای اینکه دارم از وجود شما بهره میبرم.
و روز به روز نتایجم داره بهتر و بهتر میشه
و همیشه به همه گفتم که استاد عباس منش پیامبر زمان ماست و چه پیامبر دوست داشتنی هم هست.
خدا رو صد هزار بار شکر که هدایت شدم به سمت شما و اشنایی با اموزه های شما.
براتون ارزوی موفقیت میکنم استاد جاااااااااااااان
سلام بر همه عزیزان
آخرین روز سفرنامه فصل چهارم
با این سفرنامه من هدایت شدم ب خرید روانشناسی ثروت واقعا این فایل ها اسمش رایگان نیست اما تا بها ندیم قدر چیزی نمیدونیم من به شخصه میرم سراغ محصولات روشون کار میکنم بعد با عشق و قدردانی بیشتر میام رو فایل های دانلودی که هرکدوم مجزا هزاران آگاهی ازش تزریق میشه که شاید تو محصولات و دوره ها یسری هاش گفته نشه پس بالاترین ارزش ها رو داره البته که ما باید اصل و بچسبیم که تو همه دوره ها ازش گفتین من خودم مدام دنبال جدیدترین بودم هی منتظر بودم فایل ها تموم بشه برم سراغ بعدی تموم بشه زود برسم به جدیدترین فایل و باهم پیش بریم اما خیلی وقته این موضوع رو استاپ کردم و الان خیلی از فایل هایی که تازه روی سایت گذاشتین و ندیدم حتی چند وقتی نشانم و نمیبینم که فایل های جدید نباشه تصمیم گرفتم پله پله و تکاملی مسیرم و برم شاید بالای ده بار بگم به جرات این فایل و دیدم اما هربار برام تازگی داره و انگار که مطالب جدید میشنوم همین فایلی که توش از دنبال جدید نرفتن ها صحبت میشه اما انکار هربار برای من جدیده هربار از زاویه ای به نکاتش تفکر میکنم و الانم به شفافی برام نشون داد که بسم الله برو همینایی که بلدی رو اجرا کن همینایی که تو کل سفرنامه بعنوان تمرین هم کامنت گذاشتی هم تو دفترت یادداشت کردی و برو اجرا کن استاد اعتراف میکنم هنوزم این که به موضوعات از زاویه ای نگاه کنیم که بهمون احساس بهتری بدهد و من توش مشکل دارم و اگه همین و بتونم اینقدر تمرین کنم اینقدر اگاهانه کنترلش کنم تا برام راحت و بدیهی بشه کلی افتادم جلو تو این چند وقت یکی رو احساسم خیلی کار میکنم یکی همین موضوعی که اشاره کردم که همشون پکیج همدیگن البته (کنترل ذهن کنترل نجوا ایمان توحید ) همه توش هست اما دو تا اصل و برداشتم وزنه رو سنگین نکردم همین دو تا رو عالی انجام بدم وزنه سبک میشه و میشه وزنه های دیگه ای هم برداشت
سفرنامه 27روز بود یعنی کمتر از یک ماه تو یک ماه تمرکز لیزری برای من جواب داد و پاداشش شد خرید روانشناسی ثروت همین تمرکز و برای ثروت بزارم بعد هربار اتمام جلساتش اگه تعهدی کار کنم نتیجه میگیرم و ادامه دادنش باعث تحول عظیمی در زندگیم میشه چون من قبلا هم جواب گرفتم از خرید دوره عشق و مودت از کار کردن و اتمام قدم اول جواب گرفتم و ادامه دادم و ادامه میدم و میدونم و ایمان دارم قراره اتفاقای عالی و معجزه وار برام بیفته ️
خدایا سپاسگزارم از بودن در مسیر توحید از بودن در سایت عباسمنش از معجزه ها و برکاتت
به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به آسانی و با عزت
سلام به استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته عزیزم
استاد من این فایل رو با پوست و گوشتم درک کردم.
چون من خودم از اون آدم هایی بودم که همیشه دنبال فرعیات بودم.تمام عمرم.
من 10 سال یوگا کار کردم و همش دنبال باز کردن چاکراها، چاکرا درمانی، مانترا درمانی ، آهنگ هایی با فرکانس های خاص برای درمان فلان بیماری، برای جذب فلان خواسته، که الان اسماش یادم نیست، دنبال همه اینا رفتم.
به جای اصل تمرکز روی حرکات یوگا دنبال فرعیاتش بودم.
فلان حرکت فلان چاکرا رو باز میکنه، فلان چاکرا که باز بشه چه اتفاقی میفته ، یوگی ها چه اعتقاداتی دارن و …
حتی کلاس چاکرادرمانی هم میخواستم برم که دوستم رفت و من شانس آوردم اون زمان پولش رو نداشتم وگرنه اون رو هم میرفتم.
یعنی از اون آدم هایی بودم که هر چی میشنون قبول میکنن و دنبالش میرن.
حتی یوگای خنده یا خنده درمانی که اینو دیگه کلاس هاشو رفتم.
و الان مدرک یوگای خنده از دانشگاه بنگلور هند رو دارم از دکتر مادان کاتاریا
تازه اینا مال قبل از این بود که با مباحث موفقیت آشنا بشم.
یه دوره ای مباحث مثبت اندیشی رو توی شهرمون رفتم(تکنیک های فرعیات قانون جذب)
و چه احساسی به من دست داده بود از اینکه راز جهان رو کشف کردم و چه آگاهی هایی دارم ، و همه جا میشستم در موردش صحبت میکردم.
همه منو تشویق و تحسین میکردن که چه خوب حرف میزنی.
برای همه مشکلات جواب داشتم، همه رو راهنمایی میکردم.با همون دانش ابتدایی خودم ( و فرعیاتی که بلد بودم) سخنران مجالس بودم و همه هم منو تشویق میکردن.
همه میگفتن بهناز یکم برامون حرف بزن حالمون بهتر بشه.
زنداییم میگفت بهناز دایی ات رو نصیحت کن، یعنی فکر کنین زنداییم به من بگه دایی ام با اون سن و سال رو ، که بزرگ فامیل هست رو ، من ، نصیحت کنم و براش حرف بزنم.
دوستم زنگ میزد و از مشکلاتش میگفت و من ساعت ها براش صحبت میکردم ، و همیشه میگفت وقتی بهت زنگ میزنم حالم خوب میشه، میگفت تو باید مشاور بشی.
همه جا مورد عزت و احترام بودم.
اون حرف های خوب زدن ها، اون خنده درمانی ، اینکه میتونم حال بقیه رو خوب کنم ، اینکه یه مهارتی دارم که میتونم روی دیگران تاثیر بذارم ، پس به یک دردی میخورم ، پس آدم مفیدی هستم ، اینا به من یک اعتماد به نفس کاذبی داده بود.
اما در عمل : همون زندگی قبلی، همون روابط ، همون میزان درآمد ( که البته خانه دار بودم ) ، همون زندگی ،
فقط حسم نسبت به خودم بهتر شده بود که من آدم به درد بخوری هستم.
تا اینکه دیدم این قوانینی که دارم به همه میگم برای بزرگترین خواسته من جواب نداد.(چون فرعیات بود و من اصل رو رعایت نکرده بودم )
و کلا از قانون جذب و اینا زده شدم و …
تا اینکه توسط یکی از دستان مهربان خداوند با شما آشنا شدم.
و اینجا بود که من فهمیدم اصل چیه و من چرا جواب نمیگرفتم.
آره، من تمام عمرم دنبال فرعیات بودم.
الان که یاد گرفتم فقط روی خودم کار کنم و زیپ دهنم رو ببندم چقدر حسم بهتره، چقدر زندگیم زیباتر شده، و الان بدون جلب توجه دیگران و نیاز به تایید دیگران حسم نسبت به خودم بهتر شده.
چقدر احساسم با خدای خودم بهتر شده، چقدر هدایت های خداوند رو میفهمم، صدای خداوند رو میشنوم.
یعنی بعضی وقتا این قدر دقیق جواب سوالاتم رو میده ، جواب نجواهای ذهنم رو میده که از شدت شوق و اشک نمیدونم چه جوری ازش سپاسگزاری کنم.
دلم میخواد فریاد بزنم خدایا شکرت.
آره الان من دارم با اصل زندگی میکنم.
یاد گرفتم ورودی هامو کنترل کنم،
یاد گرفتم نگاه زیبابین داشته باشم به همه چیز،
یاد گرفتم وقتی نجواها میاد سریع مینویسم و با کمک خداوند نجواها رو خاموش میکنیم.
یاد گرفتم احساسم رو خوب نگه دارم،
یاد گرفتم اتفاقات رو از زاویه خوب ببینم.
یاد گرفتم زیپ دهنم رو ببندم و نخوام انرژیمو هدر بدم برای راهنمایی دیگران، نصیحت دیگران یا قانع کردن دیگران،
یاد گرفتم خوبی های آدم ها رو ببینم و تحسینشون کنم،
و ….
هر چند بعضی وقتا خطا میکنم، ولی دارم تکاملم رو طی میکنم،
و از خداوند میخوام به من کمک کنه همیشه توی این مسیر بمونم،
این احساس خوبی که نسبت به زندگی دارم،
نسبت به خدای خودم، نسبت به حضور خداوند و احساس حضورش تو زندگیم دارم رو با دنیا عوض نمیکنم.
خدایی که دست منو گرفته و داره منو به سمت خواسته هام میبره.
قدرت آسمان ها و زمین رو پشت خودم دارم و دلم گرمه به حضورش.
چقدر توکل کردن رو یاد گرفتم،
چقدر تقسیم کار با خدا رو یاد گرفتم،
چقدر براش مینویسم و به آرامش میرسم،
چه احساس خوبی از همصحبتی باهاش دارم،
بهترین دوست، بهترین مشاور ، بهترین همصحبت ، بهترین حامی برای من هست.
و اینا به خاطر تمرکز روی اصله.
من راه های زیادی رو رفتم برای آرامش، برای حس خوب ، برای خوشبختی ، برای موفقیت،
یک کتابخونه دارم بیشتر از صد تا کتاب در مورد روابط ، ثروت، موفقیت ، و …
چه مشاوره هایی که رفتم برای داشتن یه ذره احساس بهتر.
برای روابط بهتر،
بیشتر از 60 جلسه مشاوره رفتیم با همسرم،
به جرات میتونم بگم این سایت بی نظیر ترین مسیری بوده که رفتم، این قدر خودم رو درک کردم، علت مشکلاتم رو درک کردم، ترمزهامو پیدا کردم ، خودم رو دارم کشف میکنم، یعنی یه چیزایی از خودم از ناخودآگاه خودم پیدا میکنم که صد تا مشاور نمیتونه برام انجام بده،
و بی نیاز شدم از همه کتاب ها، از مشاوره رفتن ها .
من تفاوت رو دارم در خودم میبینم.
و میخوام از بزرگترین هدایت خداوند در این پروژه خانه تکانی ذهن بگم .
اول از همه واقعا سپاسگزارم از خانم شایسته عزیزم بابت این پروژه .
این پروژه خانه تکانی با من چه کرد.
وقتی وارد این پروژه شدم درگیر چالش سلامتی بودم.
اینم بگم که برای سلامتی ام، برای مشکلم، هزار تا راه فرعی رو رفتم، از طب سنتی، تا طب مدرن، از فلان دکتر تو فلان شهر ، از فلان روش ، و …
ولی جوابی نگرفتم(طبیعیه، چون فرعیات بودن)
و در طول این پروژه ، هر فایلش یه نکته ای برام داشت برای سلامتی.
از باور سلامتی، از سیستم ایمنی بدنم، از نحوه درخواست کردن از خداوند، از اعتماد به قدرت خداوند و اعتماد به قدرت بدنم و …..
و یه جورایی مطمئن شدم برای خرید دوره قانون سلامتی.
یه نشانه هایی دیده بودم،
هر چند ذهنم نجواهایی میداد که شاید جواب نده، اسم بیماری تو نیومده ، و …
ولی هر بار که یه نشانه ای میامد مطمئن تر میشدم که باید این دوره رو بخرم.
و گفتم خدایا پس خودت پولش رو جور کن که بتونم بخرم دوره رو.
چند روز پیش وقتی درد جسمانی ام خیلی زیاد شد، که دیگه تحمل درد رو نداشتم، گفتم خدایا من تسلیمم، منو هدایت کن، من هر کاری که فکر میکردم درسته انجام دادم، دیگه نمیدونم چیکار کنم، اگه باور اشتباهی دارم، اگه ترمز ذهنی دارم، خودت بهم بگو ، منو هدایت کن، واضح به من بگو چیکار کنم، اگر هم باید دوره رو بخرم ، پولش رو برام فراهم کن.
همون روز فایل 23 خانه تکانی روی سایت قرار گرفت.
هر چند اون روز من به خاطر دردم نتونستم فایل رو گوش کنم و فرداش فایل رو دیدم.
و گفتم برم ببینم خداوند چی میخواد به من بگه، چون تو تمام فایل ها خداوند یه نکته ای به من میگفت.
وای که اون فایل چه فایلی بود.
یعنی استاد دقیقا توی اون فایل جواب تمام ابهامات من رو دادین، و چنان واضح خداوند به من گفت جواب مشکل تو ، توی دوره قانون سلامتی هست که دیگه جای شک و ابهام برام نموند.
و شبش اون مقداری که کم داشتم هم به حسابم واریز شد.
و خداوند منو هدایت کرد به خرید اون دوره.
و من شنیدم صدای خداوند رو.
واضح واضح به من گفت چیکار کنم.
من اصل رو خریدم.
اصل سلامتی، قوانین اصلی سلامتی رو.
و فوق العاده فوق العاده خوشحالم.
هم از خرید دوره،
هم از هدایت خداوند، از اینکه خداوند با من صحبت میکنه، و جواب منو میده ، واضح و محکم .
بدون شک و ابهام.
فقط کافیه ازش درخواست کنم.
آره این احساسم با خداوند رو با دنیا عوض نمیکنم.
از خداوند میخوام کمکم کنه همیشه تو مسیر اصل و درست بمونم.
و روز به روز تکاملم رو بیشتر طی کنم.
استاد بی نهایت بی نهایت ازتون ممنونم.️️
اینجا این سایت فوق العاده ترین ، آرامش بخش ترین جای دنیا برای منه.
به نام تنها فرمانروا وعاشق هستی
سپاسگزارم برای این فایل این قدم این تمرکز رو قانون
سپاسگزارم برای این اگاهی اصل که بهم بخشیدی وتغییری در ان نیس و مرا تو عمل به این اصل حرفه تر میکنی
رب از دونه دونه دستا و نشونه ها واضح و عاشقت شکر
قانون اصل چیه
احساس خوب داشتن اتفاقات خوبه
ینی وردی ها فکر احساس خوب باور های خوب میسازیم و اینطوری کارها ونتایجم عالی میشه
عمل بهش چیه
من قدم های اصلی
باورسازی مرور قانونه
مرور مهارتم طراحی و توش همیشه حرفه ای باشم با تمرین اصلم نه اینکه دنبال اطلاعات جدید باشی
امروز گام بعدی گوش کردم و توی پروژی گام به گام هستم احساس میکنم دیگه برام چیز جدیدی نیس وتکراری هست
استادمو تحسین میکنم دیگه به جای تکنیک جدید رفته روی عمل کرن تمرین حرفه ای تر شدن رو اصل
رو تکنیکی که جواب داده
من این دو قدم اصلی که برمیدارم احساس میکنم جواب داده
تنهایی
چقد موضوع توجه به اصل چقد به موضوع تمرکز لایو قبل نزدیکه
من زبیشتر زمانم ارتباطم تنهایی ویژه ام فهمیدم خواسته خودم بوده
دلم میخاد استقلال داشته باشم کاری انجام بدم صفر تا صدشو بلد باشم سعی میکنم همه کترو تو دستم بگیرم ولی از خودش خدا تنها فرمانروا قدرت وعالم جهان هدایت ویژه شو میطلبم
و میدونم کاری جز اجابت بلد نیس
درس طلایی
تکرار هست
استاد میگفت یه فایل میاد گوش میکنی یه بار اوکیه فهمیدم ساده بود بله ساده هست ولی برای درک کاملش با تکاملی باشی
ینی مرور مرور کنی هر روز قانون سعی تو بکنی واقعا شوق داشته باشی واقعا هیجان و به درستی کارت ایمان داشته باشی
یه حسی میگه یه سری اطلاعات اموزش که گرفتی جواب داد دیگه اطلاعات باعث گمراهیت میشه وتو باید خیلی راحت ادامه بدی
زهرا باور سازی و طراحی تو ابدیه
زهرا برا تو جواب داده طرح ها ارزشهایی که قبلا فکرشم نمیکردی میسازی ینی پیشرفت و یادته
وقتی میخاستی طراحی کنی چقد برات لذت داشت وتو همیشه کار داشتی ولی انتخاب باخودت کارت کاره درست بازی عشق باشه ارزشمند ویا بی ارزش
من از خودش فرمانروام هدایت میخام که هر قدم و کاری که باید بکنم برامم روشن کنه و عالی انجام بشه
مثال حسن یزدانی قهرمان کشتیکه حریف هارو راحت میخابونه رو تکنیک ویژه اش که جواب گرفته هر روز همیشه تمرین داره برای همین حرفه ایه وگرنه هر وقت دست از تمرین برداره و مرور تکنیک اش مرورو قانون اصل برداره متوقف میشه وهمیشه با عشق ادامه میده
دمت گرررم
منم میخام همینجور باشم ادامه روی قدم باورسازی
قدم طراحی قدم خانه داریم
این هارو عالی انجام بشه
یه نکته ای هست استاد میگه شاید قدم اولو کمی سخت برداری و تمرکزی خالص بخواهد ولی کم کم توش حرفه ای میشی وبرات اسون تررم میشه
برداشت اول 1403/8/9
سلاااااااااام
استاد این چیزی رو که میگین من کاملا متوجه شدم چون اینمدلی بودم الان خیلی کمتر شدم ولی منم همش دنبال این بودم یادمه برای به صلح رسیدن با خود سراغ کتاب رفتم کلاس رفتم پادکست نمیدونم یه اسم سختی داشت هواپونو همچین چیزی همش میگفتم متاسفم منو ببخش دوستت دارم خب ذره ای که در من هیچکدوم اثر نکرد سراغ چاکرا رفتم سراغ علم چینی رفتم ووووو
حتی تو رژیم غذایی هم اینمدلی بودم یه کتاب میگف گیاه خوبه که بخوری فلان کتاب میگف نه یه دکتر میگف خوبه بخور اونیکی دکتر میگف نه که خب بعدها من با قانون سلامتی اسنا شدم گفتم اینا چی میگن اصلا بابا:) ولی الان واقعا تو سایتم یا دارم فایل گوش میدم یا کامنت میخونم و تمام نتایج عالی زندگیمم کارکرد با همین اصله
امروز خیلی روز پر برکت و پراز اگاهی بود برام دیشب با دوستام و ابجیم رفتیم تعاتر کلی خندیدیم و از اونجایی که اومذیم خونه یهو حال خواهرم بد شد و فرداش که امروز باشه رفتن با مامانم دکتر منم رفتم سرکار وقتی زنگ زدم ب مامانم که حال ابجیمو بپرسم مامانم گفت قرارع ازمایش خون بده منو میگی سکته کردم یعنی ذهنم دور از جون تا مرگش پیش رفت انقدرررر ذهنمو کنترل کردم که اروم شدم و بعد مامانم زنگ زد که حال ابجیم خوبه و دکتر گفته هیچی نیس هی با خودم گفتم با هر منطقی حالت بد شه اتفاق بدی برات میفته خواهر تو قبل اینکه خواهر تو باشه مخلوق خداست و مطمعن باس خدا ذره ای بهت اسیب نمیزنه ابجیت خودش بچه همین سایته خدا داره مطمعنا اونم داره ذهنشو کنترل میکنه که بعد خداهم جواب منو داد چون اروم شدم و بعد که مامانم گف حال خواهرت خوبه خداروشکز
از اینجا به بعدو که میخام بنویسم هنوز خودم هم عشق کردم هم هنگ کردم از سرکارم که برگشتم رفتم سوپرمارکت و یه بیسکوییت ترد بزداشتم به صورت کاملااااا ناخوداگاه یعنی من سلیقم تو خوراکی همیشه ثابته دنبال کیک بودم و برداشتم همون موقع گفتم این تردو چرا برداشتم برم بزارم سرجاش دیگه اینهمه کیک برداشتم بعد یه حسی گف ولش کن میخوری دیگه منطق گف برا خواهرت پسته بخر بخوره که خریدم اومدم خونه داشتیم از اتفاقات امروز میگفتیم بهم دیگه از هدایتایی که اونا شدن تو بیمازستان که ادما چقدرررر باهاشون خدایی رفتاز کردن و از کنترل ذهن هم گفتیم و داشتیم حال میکردیم همون لحظه مامانم برا ابجبم چای اورد و با قند داشت میداد بهش بعد دیدم جفتشون میگن قند من من میکنن گفتم چیه گف اخه دکتر گف چیز شیرین نخور فعلا فقط شور بخور منم گفتم خب من بیسکوییت ترد خریدم بیا باهاش بخور یهو دیذم چشمای جفتشون از حدقه زد بیرون به هم نگاه کردن من گفتم چیههههه گفتن دکتره گف خواستی بیسکوییت اینا بخوری ترد بخور
وای استاد الان که دارم مینویسم تمام موهای بدنم سیخه یاد شوینده شما افتادم که افتاد جلو پاتون و مریم جون میخواستش دقیقا همون حس منم ماجرارو تعریف کردم که بابا من اصلا نمیدونم چرا اینو خریدم و میخاستم بزارم سرجاش که اینکارو نکردم گفتم بعنی قشنگ اسم بیسکوییت تردو اورد که جفتشون گفتن اره
مامان من که تو این داستانا و فضای هدایت اینا نیس گف واقعا با خدا باش و پادشاهی کن حالا قطعا خود خواهرم کامنت میزاره و از زاویه دید خودش خواهد نوشت ولی من هم خوشحال بودم هم کریه داشتم هم تو شوک بودم چقدر امروز هرکدوممون خدارو در قالبای متفاوت دیدیم که مامانم رفته تره باز میوه خریده و موجودیش کم اومده فروشنده گفته عب نداره ببر بعدا بیا پولشو بده و پرستارای خواهرم تو بیمارستان که خدایی ترین روشون رو نشون خانوادم دادن و اینم خودم که هدایت شدم به خرید یه بیسکوییت همونجا بهشون گفتم واقعا اگه الان پایان رندگیم باشه راضی هستم چون در بالاترین احساس فرکانسی مثبت بودم که خدا اینطوری خودشو تو زندگیمون نشون داد که ما متوجه شدیم خدایا شکرتتتتتت از هدایتت وای که چقدر خوشحالم استاد جانم بازم مرسی دوستون دارم
سلام سلااام به استاد عزیزتر از جانم و مریم عزیز
چقدر خوشحالم که این فایل رو گوش دادم استاد جان.چون اینجا یکی از جاهایی بود که به خودم افتخار کردم چون خیلی خوب عمل کردم. میخوام یه چیزی رو براتون تعریف کنم.8 ماه پیش که هنوز اینستاگرام داشتم و پاکش نکرده بودم یکی از اقوام که روانشناس هست و من پیجش رو داشتم رو حساب فامیل بودن چند ده تا استوری گذاشت.(من هیچوقت استوری این بنده خدارو نمیخوندم چون بیشتر نوشته میذاشت فقط تند تند میزدم بره که قرمزی دورش بره:)
یه روز که استوری گذاشته بود باز کردم و انقدر اسم شمارو بزرگ نوشته بود که چشمم اولین چیزی که دید اون بود(اینم بگم که اون چند بار اسم شمارو از دهن من شنیده بود)خلاصه اسم شما بود و چند نفر دیگه و یه عالمه استوری که داشت میگفت اینا حرفای الکی میزنن و اصلا در روانشناسی اثبات نشده و کلی دلیل براش اورده بود(اینم بگم که توضیحات شمارو همون صفحه اول گذاشته بود.احساس میکنم با من بود و برای اینکه یه وقت من رد نکنم و نخونم همون صفحه اول همرو گذاشته بود:))))
اول اینکه از چندین خطی که داشت من فقط 3 خطشو خوندم و با این جمله که آخه تو چه میفهمی استاد عبامنش کیه استوری بستم.و لحظه ای به گفته های شما شک نکردم حتی لحظه ای .چون چند بار گفتم حرفای شما وحی منزل و هیچ وقت دوست نداشتم چیزی جدید از آدم جدید بشنوم.
من و علی (برادرم)مسیر شمارو شروع کردیم و خب علی خیلی بهتر عمل کرد استاد خیلی .ولی اون یکی برادرم کلا تو مسیر استادایی بود که دنبال جذب مخاطبن و فک کنم تا الان 6 تا استاد عوض کرده و همچنان معتقده که شما مسیرتون اشتباهه و ما هم هیچوقت باهاش بحث نمیکنیم.علی میگه بزار نتایج حرف بزنه و ماشالله به خود علی که نتایج عالی گرفته استاد .مخصوصا از وقتی دوره ثروت خرید که از لحاظ مالی هم تغییرات خوبی کرده تو این مدت کوتاه.
چون این برادرم با پدرو مادرم زندگی میکنه هر بار استاد جدید پیدا میکنه به مادرمم تزریق میکنه و چند وقت پیش مامانم میگفت آدم باید همه استادارو گوش کنه هر کدوم حرف جدید میزنن ،میتونه چیز جدید یاد بگیره.شما چسبیدید به اون استادتون .انگار شمارو تلسم کرده همیشه هم یه حرف تکراری میزنه.منم همیشه میخندم میگم مامان استاد قرانو میگه و قران هم تغییر نمیکنه.مادرمم همیشه میگه اگه از قران میگه تو چرا نماز نمیخونی؟چرا با حجاب نیستی:))))))
خلاصه از اینا بگذریم استاد.داستان آخرو بگم بهتون، من روی در کمد دیواری از سمت داخل dream boardخودمو درست کردم و شبا قبل خواب میبینمشون.یه روز که میخواستم یه لباس بدم به دوستم بپوشه اینارو دید گفت اینا چیه؟گفتم آرزوهام و کلی شاکی شد که تو چقدر عقب مونده ای.اصلا انگار تو باغ نیستی .اینارو دیگه قبول ندارن و بهش میگن روانشناسی زرد.منم با خنده گفتم آخه من رنگ زرد خیلی دوست دارم:))))
استاد الان که این فایل و گوش دادم خیلی خوشحال شدم که من حتی یک دقیقه به شما و گفته های شما شک نکردم و گفتم استاد درست میگه تو اگه نتیجه نمیگیری چون تو توی مسیر نیستی.(همون زندگی مثل یویو)چقدر این حرف تو مغز من نشست استاد چقدرررررر.چون هر وقت تو مسیر بودم عالی بود و هر وقت نبودم ….
خوشحالم که شک نکردم و خوشحالم که مغزم انقدر دربرابر حرفای شما تسلیمه و به راحتی میپذیره.مراحل بعدش مهمه که عمل کنم و خدارو شکر چند وقته اوضاع خوب داره پیش میره.عاشقتممممم استاد جانم
میبوسم روی ماه شما و مریم عزیزم رو.و ممنونم بابت اینکه همه چیز رو برامون توضیح میدید و نقطه نامعلوم نمیزارید بمونه
به نام خداوند بخشنده و مهربان
روز 119 سفرنامه:
سلام به شما استاد عزیز و خانم شایسته و دوستان خوبم امیدوارم که حالتون عالی باشه
من خودم دارم سعی میکنم و تو 90 درصد مواقع طوری به مسائل نگاه کنم که به من احساس خوبی میده ، مثلاً همین کلیان امباپه که میگه وقتی تماشاگران داشتن منو هو میکردن من با خودم میگفتم که ببین اینا چقد منو دوست دارن که انقدر ناراحتن که من میخوام از تیمشون برم پس ببین من چقدر ارزشمندم ،بعد دوم اینه ما به جای اینکه بیایم 100 تا تکنیک رو یه بار تمرین کنیم بیایم یه اصل رو بفهمیم و تمام تمرکزمون رو بزاریم روش و اونوقته که نتیجه میاد .
به نام خداوند یکتا
سلام به اهل بهشت
به جای تکنیک جدید اصل رو دوباره تکرار کن
چقدر قشنگ گفتید استاد عزیزم ببین از چی نتیجه گرفتی همونو اونقدر تکرار کن تا بشن جزعی از زندگیت باهاشون زندگی کن
کسی که بخواد تغییر کنه باید فقط روی اصل تمرکز کنه
اصل همون احساس خوب =اتفاقات خوبه
اصل توحیده و پیشنیاز توحید احساس خوبه
چه چیز تورو به احساس خوب میرسونه
1:سپاسگذاری از نعمت هایی که الان داریم
2:تمرکز بر نکات مثبت هرچیزی
3:خوبی های دیگران رو همیشه هم به خودمون هم به دیگران بازگو کنیم
4:بتونیم به موضوعات از زاویه ای نگاه کنیم که بهمون احساس بهتر بده
5:ذهنمون رو به سمت زیبایی دیدن عادت بدیم
6: ورودی های مثبت بدیم به ذهنمون
اصل اینه کانون توجهت رو بزار روی موضوعی که بهت احساس خوب بده
اصل کنترل کردن ذهنه
اصل به قول قرآن تقواست
اصل اینه همیشه در موارد بالا تا اخر عمرت هرروز بهتر از دیروزت بشی و همین اصل هارو تکرار کنی
به جای اینکه بری دنبال راه های جدید برو دنبال اصل برو دنبال چیزی که ازش نتیجه گرفتی و همین اصول رو تکرار کن تا زندگیت سعودی تغییر کنه
اصل اینه لاخوف علیهم و لاهم یحزنون باشی
اصل اینه احساس ارزشمندی بدون قید و شرط بکنی
اصل اینه
INGODWETRUST
سلام میکنم به استاد عزیزم و مریم خانم شایسته و تمامی دوستان ارزشمندم
من دقیقا خیلی وقته به این حرف شما رسیدم. یه زمانی در کنار آموزشهای شما مطالب اساتید دیگه رو هم پیگیری میکردم ولی الآن خیلی وقته که همهشون رو قطع کردم. چیزی که توی آموزشهای شما خیلی بولده آوردن رفرنسهای قرآنیه که برای من خیلی جواب میده؛ چون من میخوام بدونم خدا چی میگه نه بندگان خدا. نظر خدا چیه. قانون خدا چیه نه قانون انسانها. چون این جهان، جهان خداونده نه جهان انسانها.
خیلی از اساتید اصلا یه مطالب تخیلیای میگن که هیچ اصل و اساس قرآنیای نداره. بعد من میگم با چه منطقی داره این حرف رو میزنه؟ چیزی براش پیدا نمیکنم.
پس بله؛ من باید توی کنترل ذهن و کانون توجه و داشتن تقوا و سپاسگزاری بهتر و بهتر و بهتر بشم. و دیگر هیچ.
انشاءالله همیشه همهمون به فضل خدا شاد و موفق و خوشبخت باشم
خدایا صدهزاران مرتبه شکرت