live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز - صفحه 26

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز
    237MB
    18 دقیقه
  • فایل صوتی live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز
    17MB
    18 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

488 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سارا صارمی گفته:
    مدت عضویت: 2354 روز

    سلام به استاد عزیزم ، خانم شایسته عزیزم و دوستان ارزشمندم

    هر فایلی رو که خانم شایسته به عنوان یکی از گامهای این پروژه قرار میدن ، من بعدش میگم عجب فایل بی نظیری بود ، چرا من تا حالا اینا رو ندیده بودم یا متوجه نشده بودم درحالیکه من فایل زیاد میدیدم .

    مهمترین علتش اینه که خودم رو ملزم کردم به درست استفاده کردن از این فایلها و تا حد زیادی پیامشون رو متوجه میشم ، دیگه فقط هدفم این نیست مثل یک مُسکِن ازشون استفاده کنم و رفع تکلیف باشه ، در واقع با تعریف این پروژه ملزم شدیم به تغییر واقعی …

    حالا بریم سراغ آگاهی های فایل :

    – در مورد تشخیص اصل از فرع صحبت شد ، توی حالتیکه از روی کلام بقیه نخوایم باورها و نگرشهای اصلیشون رو پیدا کنیم ، به دو علت :

    یکی اینکه ممکنه در مورد یه موضوع خیلی خاص باشه و برداشت ما اشتباه باشه

    دو اینکه اکثرا آدمهای موفق توی شرایط خاص مورد پسند مخاطب صحبت می کنن ، شاید هم خودشون متوجه نشن اصلا

    من دیروز یه تجربه ای توی همین حوزه داشتم ، من یه همکاری دارم که بسیار توی کارش موفق هست و از نظر جایگاه اجتماعی و درآمد بسیار عالیه ، البته چند بار هم شکستهای بدی تو حوزه مالی داشته ولی مشکلش رفع شده و درکل آدم موفقی هست ، اما ظاهرشون خیلی آدم بی اعتقادی نشون میده .

    دیروز توی مکالمه تلفنیشون با کسی دیگه از یه جمله ای استفاده کرد که دیدگاه اصلیشون رو خیلی ناخودآگاه متوجه شدم ، طرف مقابلش میگفت مثلا بریم با فلانی یه قراری بذاریم نظرش رو جلب کنیم و بعد جواب ایشون به طرف مقابل این بود : داداش ما تا خدا رو داریم به کسی احتیاج نداریم … هوامونو نداشته باشه اصلا

    من تا اینو شنیدم کامل متوجه شدم که عامل اصلی که داره کار ایشون رو پیش میبره چی هست !

    – دنبال چیزی تو زندگی مون نگردیم ، حالا توی هر حوزه ای . در واقع دنبال گشتن نشون میده قانون رو هنوز نمی دونیم و درک نکردیم ، در واقع اصلا اصلا اصلا لازم نیست ما دنبال چیزی بگردیم و هماهنگی خاصی انجام بدیم ، مثلا :

    دنبال پول باشیم

    دنبال آدم مناسب باشیم

    دنبال سلامتی باشیم

    و …

    یکی از قوانین اداره جهان هستی ، قانون کبوتر با کبوتره، یعنی :

    وقتی تو مسیردرستی نمی خواد دنبال ایده بگردی ، دنبال آدمها و … طبق قانون اون موضوع خودش تو رو دنبالت میکنه …

    و یادمون باشه هیچ ضرورتی به ضجر کشیدن نیست ، خودش اتفاق میفته …

    پس اگر چیزی توی زندگیمون هست که از نظر ما نامناسبه ، یعنی ما خودمون نامناسبیم توی اون مورد … وای چقدر این جمله طلاییه ، چقدر قدرت بخشه ، چقدر حس امنیت و آرامش میده …

    پس دستور کار این باشه: بدون توجه به نظر جامعه و فرهنگ و بقیه ، اولویت اولمون این باشه که بریم توی مسیر درست و فقط خودمون رو بررسی کنیم ! هر چی هست توی این ذهن من داره اتفاق میفته !

    بیایم باورهامون رو کندوکاو کنیم ، گفتگوهای ذهنیمون رو ، واکنش هامون رو و بعد می فهمیم …

    خیلی خووووب بود این آگاهی ، اصل این فایلها خودشون دارن واسه ما تعیین مسیر انجام میدن ، انشالله که بتونیم این آگاهی ها رو بپذیریم و اجراشون کنیم

    از صمیم قلبم از شما سپاسگزارم و از خدای بخشنده که ما رو به این مسیر هدایت کرد… برای هممون بهترین ها باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    ارزو طلائی گفته:
    مدت عضویت: 1724 روز

    سلام استاد عزیزم

    سلام خانم شایسته نازنین

    منم مثل خیلی از دوستان عزیز گاهی اوقات توی این دادم افتادم که از ظاهر رفتار فرد یا گفته هایش یک برداشت نادرستی داشتم و کار اشتباهی انجام دادم .

    یا حتی بعضی دوستان از صحبتهای من برداشت های اشتباه می کردند در نتیجه کارهایی انجام می دادن که به مشکل برمی خوردند،، میگفتند ما فکر کردیم شما منظورتون این بوده یا این کارو این جوری که ما فکر می‌کردیم انجام دادین.

    در کل صحبتهای اولیه استاد توی این فایل کلی برام درس داشت ،که میشه تو هر مرحله ای از زندگی توی زمینه های مختلف بکار گرفت.

    ممنون استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3252 روز

    بنام خالق زیبایی ها،بنام او که هر چه دارم از اوست

    سلام وهزاران درود به استادان گرامیم ،به دوستان الهی ام در این مسیر توحیدی

    خداراسپاسگزارم بخاطر امروز ،بخاطر آرامشی که دارم

    بخاطر زیبایی هایی که در کنار خودش به تماشانشسته ام

    گفته‌ ایلان ماسک در مورد باور نداشتن به موفقیتش

    تشخیص اصل از فرع

    اگر فکر می کنید این درست هست ،کسی که باور نداشته باشد موفق می شوداین همه کار انجام می‌دهد اگر ما باور نداشته باشیم که می تونیم کامپیوتر را یاد بگیریم آیا در این زمینه کار می‌کنیم اینها همان فرعیات هست که مارو از مسیر دور می کند

    طرف کل دارایی وانرژی واعتبارش رو گذاشته روی این پروژها آنوقت باور نداشته موفق می‌شود وفقط این جمله را گرفتید این همان تشخیص اصل از فرع هست

    بعضی از سوالات ،سوالات گمراه کننده هست ،سوالات چرت که اصلا هیچ کمکی هم به آن شخص نمی کند ولی مثلا فکر می کنند که این خیلی سوال مهمی هست به‌خاطر همین لازم است که سوالات درست از خودمون بپرسیم دنبال موضوعات اساسی باشیم دنبال موضوعاتی باشیم که به ما کمک می کند

    اینکه یکسری افراد چرت وپرت میگن طبیعی هست ،اینکه یکسری افراد گوش می کنند غیر طبیعیه چون اگر کسی چرت وپرت بگه وکسی نباشه که گوش کند آنهم دیگه چرت وپرت نمیگه ،ولی وقتی میبینه یکسری افراد به این چرت وپرتها گوش می دهند او هم ادامه می دهد

    وقتی در مسیر درست قرار می گیریم هدایت میشیم به کارهای درست

    اصل: مهم نبودن حرف مردم باعث می شود وسایلی که در خانه هست وسایلی باشد که کارایی داشته باشد کلا فضای خونه ،فضای ساده ای می شود وهیچ چیز اضافه ای ندارد مثل آباژور ویا مبلهایی که استفاده نمیشه وفقط برا خوشگلی هست

    وقتی فرد در مسیر درست باشد خودبخود کار درست را انجام می دهد اینها از جزییات زندگی است وقتی حرف مردم برامون مهم نباشد ومن جوری زندگی کنم که عملا خودم راضی باشم عملا وسایل اضافه داخل خونه ندارم وعملا خانه انرژیش مثبت هست یعنی وقتی در مسیر درست باشم خودبخود مسائل جزئی را درست انجام می دهیم ، خودبخود هدایت میشیم به انجام کارهای درست ، رفتارهای درست

    ما وقتی در مسیر درست قرار بگیریم هدایت می شویم وخدا خودش آدم مناسب،ایده مناسب ،فکر مناسب به ذهنمون میارد

    تشکیل گروهایی تحت عنوان گروههای مثبت اندیشی ،عباس منشی اینها حاشیه هایی است که مرا از مسیر اصلی دور میکند خداروشکر که تا الان دنبال این موارد نبودم ونیستم وافرادی که دنبال این حواشی هستند واین حرفا را می‌زنند از این ناشی می‌شود که قانون را نمی دانند به خاطر همین اصل مهم هست وقتی که ما دنبال آدمی باشیم که با ما هم جهت باشد یعنی نمیدونی قانون چیه وقتی ما در مسیر درست باشیم لاجرم جهان آدم‌های مناسب وهم فرکانس را در مسیر ما قرار می دهد حتی وقتی در مسیر درست هستیم لازم نیست دنبال پول هم بگردیم پول دنبالمون میاد

    اگر داریم دنبال آدم‌های مناسب میگردیم یعنی نمیدونیم قانون چیه

    قانون این است که کبوتر با کبوتر ،باز با باز ،

    کند هم جنس با هم جنس پرواز

    وقتی در مسیر درست باشیم آدم‌های درست ایده های درست میاد به ذهنمون ونمیخواد دنبالش بگردیم یعنی حتی اگر دنبال یه مطلب در کتاب باشیم ما دنبالش نمیریم کتاب به دنبال ما می آید

    باور داشته باشیم آنچه که من میخوام میاد توزندگیم به هرنحوی فقط کافی است من در مسیر درست قرار بگیرم وروی خودم کار کنم

    وقتی من خدارو بشناسم خدا برای اینکه یه موقعیتی برام فراهم کند تا آدم مناسب بیاد به زندگیم یا ایده خاصی بهم بده دیگه نیازی نیست زجر بکشم به یه بشکن زدن اتفاق می افتد

    به اندازه ای که روی خودت کار کنی جهان افراد مناسب تری را به زندگیت می آورد اگر آدم‌های نامناسب در زندگی داری به این دلیل است که خودت نامناسب هستی این موردی است که خیلی از ماها تجربه کردیم ولی چون تمرکز بر اصل نداریم یادمون میره مسیر درست چیه،وقتی تمرکزمون رو اصل باشه زندگی ما یه روند رو به بالا دارد

    موقعه بیماری که همه تمرکزشون بر چگونگی شیوع آن ،وتعداد افراد مبتلا ،ناقل ،فوتی بود خداراسپاسگزارم که با اینکه در مجموعه در راس بودم هیچ وقت کارهایی که بقیه رو انجام می دادند را انجام ندادم یه لطف الله سالم ماندم

    وقتی ما تمرکز کنیم روی خودمون ،روی سلامتی ودنبال اخبارواینکه کی چی میگه نیستیم هدایت میشیم به افراد درست ،مسیر درست ،اتفاقات درست واصلا لازم نیست کار خاصی بکنیم آنچه درست هست خداوند به ما الهام می کند ودر مسیر آن قرارمون می‌ دهد که آن شرایط به ظاهر بد برا ما نتایج خیلی خوبی بدنبال دارد

    اینکه ببینیم بقیه چی می‌گویند وچیکار می کنند وتمرکز کنیم روی بیماری هدایت میشیم به بیماری اگر ما اجازه دهیم که هدایت بشیم نیاز نداریم که ببینیم دیگران چی میگن خدا مارا هدایت می کند به مسیر درست کار نداریم بقیه چی میگن وچیکار می کنند وما به صدای قلب خود گوش می دهیم من رو خودم کار میکنم واجازه می دهم که خداوند مرا هدایت کند وتا زمانی که رو خودم کار می کنم نتایجی متناسب با کار کردن من وارد زندگیم می شودسعی میکنم احساس سپاسگزاری را در هر چیزی داشته باشم ،سعی میکنم تمرکز کنم به نکات مثبت وزاویه نگاهم را به مسائل جوری تغییر بدهم که به من احساس بهتری بدهد من هدایت میشم به مسیرهای بهتر آنچه که برا خوشبختی من لازم است وبه من کمک می کند وارد زندگی من می‌شود

    آرامش

    چیزی به اسم آرامش دائمی نداریم وآرامش چیزی است که هر لحظه باید در ذهن خود ایجاد کنیم این نیست که دائمی باشد هر باری که باورهای خوبی در خودمان ایجاد کنیم آرامشمان بیشتر وبیشتر میشه هر آن ممکن است اتفاقی بیافتد که احساس مارو بد کند ولی ما باید از زاویه ای به آن اتفاق نگاه کنیم که به ما احساس بهتری می دهد وآرامشمان بیشتر می شود اگر بدونیم که این احساس خوب چه تاثیری دارد این کار را بهتر انجام می دهیم

    در پناه الله شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید در دنیا وآخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    علیرضا قلیزاده گفته:
    مدت عضویت: 2750 روز

    الهی به امید تو…

    گام 18، قانون کبوتر با کبوتر باز با باز،

    سلام استاد عزیزم، سلام به همه دوستانم در سایت عباسمنش، امیدوارم حالتون خوب و لبتون خندون باشه،

    سپاس گذار خداوند که این فرصت داد تا دوباره بتونم یه کامنت دیگه بنویسم،

    نکته ها:

    ️بدون داشتن باور مناسب قدمی به سمت خواسته ام برنمیدارم،

    ️ایجاد مهارت تشخیص اصل از فرع در خودم،

    ️قانون عرضه و تقاضا،

    ️قانون کبوتر با کبوتر باز با باز،

    ️بخاطر حرف دیگران محیط زندگیم رو شلوغ نکنم، هر چیزی که استفاده میشه رو نگه دارم،

    ️جوری زندگی کنم که خودم راضی باشم نه برای تایید گرفتن دیگران،

    ️وقتی من در مسیر درست قرار میگیرم خود به خود جزئیات درست میشود،

    ️پذیرش هدایت الهی و تسلیم بودن در مقابل خداوند،

    ️به هرچیزی توجه کنم اساس اون رو در زندگیم تجربه میکنم،

    ️اگه حرف دیگران برامون مهم نباشه بهتر کلام الهی رو تشخیص میدیم،

    ️به قلبم رجوع کنم برای پیدا کردن مسیر، از احساسم کمک بگیرم،

    ️در مسیر پیشرفت اون چیزی که برای پیشرفته لازمه وارد زندگیم میشه،

    ️احساس خوب دائمی نیست، کم و زیاد میشه این ما هستیم که با توجه به نکات مثبت میتونیم مقدارش تأیین کنیم،

    ️ استاندارد مو در مورد خودم ببرم بالا و خویشتن دار باشم،

    ️نتایج نشون دهنده درست یا غلط بودن روش زندگی ماست،

    ️با خرید محصولات هرکسی داریم به طور غیر مستقیم ازش تشکر میکنیم،

    ️تشکر از کسانی که در زندگی ما تاثیر گذار بودن،

    در مورد موضع این فایل باید بگم تایید دیگران و نگران نظر بقیه بودن یکی از پاشنه های آشیل منه، خیلی بهتر شدم نسبت به قبل ولی هنوز هم وقتی خودم رو کن کاش میکنم میبینم هنوز حتی توی نوشتن کامنت جوری جملات رو می‌نویسم که انگار مخاطب باید حس خوبی بگیره، حواسم باشه سوتی ندم یا از الفاظ درست استفاده کنم و علائم درست بزارم، یا اینکه زیادی از حد بعضی موقع ها توضیح میدم در کل توی زندگیمم هیمنجوریم، خیلی درگیر تایید گرفتنم، خیلی از این افکار میاد که اینکارو بکن، اون چیز بگو در‌جوابش، در کل خیلی نسبت به قبلاً خوب شدم و ولی همین که یکم شل میشم دوباره این علف های هرز جون میگیرن و هر چند وقت یکبار باید پاک سازی کنم این جنگل انبوه رو…

    یادمه اون روزا که هنوز با شما آشنا نشدم بودم یه تصمیم خیلی بزرگ گرفتم تا دیگه با دوستانم شوخی های ناجور و فوش از این حرفا نزنم، رسیده بودم به پوچی و دیدم دیگه اون رفتارا هم منو راضی نمیکنه و چیزی از توش در نمیاد، کلا از بچگی اینجوری بودم چیزی برام فایده ای نداشت تغییرش میدادم…

    خلاصه به دوستانم اعلام کردم که آقا من همچین تصمیمی گرفتم و اون هم واکنش نشون دادن که چه … بشین سرجات تو مال این حرفا نیستی و …

    ولی من مصمم ادامه دادم، یه جایی هم از دستم در می‌رفت و رها نمی‌کردم، خوب تغییر بزرگی بود در زندگی من، به واسطه این ویژگی افراد خیلی تونسته بودن در من نفوذ کنن و باورهایی رو در من ایجاد کنن که بیشتر از قبل من پایین بکشونه، البته که من خودم مسئول این اوضاع بودم چون اجازه ورود من داده بودم، میدونید توی این جور فضاها خیلی ترور شخصیتی میشن افراد، خیلی سر خورده میشن و به شدت عزت نفس شون میاد پایین، نمیتونن حرف بزن مگر اینکه بخوان مسخره بازی در بیارن تا با این کار توجه جلب کنن، اندامی شل و ول دارن و همیشه نگاهشون میدزدن از بقیه که اینها همه شامل حال من بود و من هم مثتنی نبودم،

    به تدریج بعد چند وقت که واکنشی به شوخی هاشون نشون ندادن از شدت شوخی های اونا کم شد، من موادب شده بودم و دیگه کسی نبود که تقاضای فوش و ناسزا ازشون بکنه، پس این شد که وقتی تقاضا حرف چرت و پرت که کم شد عرضه هم اومد پایین، الان بعد گذشت 5 یا 6 سال دیگه افراد با من از اون شوخی ها که نمیکنن هیچی بلکه با عزت و احترام از کن در حضورم و پشت سرم یاد میکنن، از حرفاشون و واکنشهاشون، مشخص حتی از من الگو برداری هم میکنن،

    استاد وقتی که میگه به طور طبیعی و خود به خود یعنی با تغییراتی که ما ایجاد میکنیم این اتفاق میوفته نه اینکه معجزه بشه افراد عوض بشن‌…

    وقتی ما برای خودمون حد و مرز میزاریم که درست رفتار کنیم همونجوری که دوست داریم با ما رفتار بشه با بقیه هم رفتار کنیم باعث میشه تا تقاضای نباشه و عرضه هم صورت نگیره، باعث میشه تا ما به چیزهای دلخواهمون توجه کنیم و از اساس اونها و در زندگیمون دریافت کنیم،

    به اعتقاد من اگه الگوی خودمون رو خدا قرار بدیم، خیلی چیزها ازش یاد میگیریم، البته که باید قبلش باورهای توحیدیمون رو هم نسبت به خدا تغییر داده باشیم تا این کار انجام بشه، واسه هدایت هیچ کسی حرص نمیزنه، اگه بنده اومد سمتش بهش پاسخ میده نیومد میگه اوکی…

    با اینکه کسی به اصطلاح پاشو کج بزار مشکلی نداره و قدرت انتخاب بهشون داده،

    در مقام جزا دهنده کارش رو درست انجام میده و خودش رو مسئول کسی نمیدونه،

    احساساتی نمیشه و قانون هاش لازم اجراست،

    از قوانین خودش عدول نمیکنه و بهشون پای بنده،

    هیچ فرزندی و جفتی نداره و خودش رو یکتا و مسئول همه‌چیز میدونه،

    مالک خزائن آسمان ها و زمینه،

    همه چیز مسخر اونه،

    مهربان و بخشنده هست،

    رئوف و صبور،

    رزاق و روزی بغیر الحساب میده،

    عالم و آگاه،

    عاشق بی قید و شرط،

    جبار و حیله گره،

    سپاس گذار و…

    البته که صفات خداوند بی انتهاست و در عقل ناقص من همش نمیگنجه و از همین چنتایی که من نوشتم معلوم خیلی آرمشش براش مهم، دوست نداره احساس خوبش رو چیزی خراب کنه، بخاطر همین ویژگی هایی داره که فقط به آرامش بیشترش کمک می‌کنه…

    ما جانشین اونیم روی این کره خاکی، ما رو بجای خودش فرستاده اینجا، بعد میگه من همجا هستم، بعد میگه عالم محضر خداست، بعد میگه من همچی می‌دونم، بعد میگه…

    هی اینارو میگه که به ما بفهمون ما و خدا یکی هستیم چیزی جدا از ما نیست، همه چیز تخت اختیار ماست همه‌چیز به خود ما بستگی داره، این ما هستیم که ورود باز یا کبوتر رو تأیین می‌کنیم، انتخاب با ماست…

    اگه بتونیم مثل خدا زندگی کنیم به طور طبیعی آدم های نامناسب مارو ترک میکنن، چون دیگه ازشون نمی‌ترسیم و تصمیمات مون رو اجرایی میکنیم، بخاطر حرف بقیه خودمون لههه نمی‌کنیم، به خدا ایمان میاریم و در مقابل اون فقط تسلیم و خازع میشیم نه در مقابل بنده اون، همه چیز به زانو در میاریم در مقابل خودمون و به خودمون ثابت میکنیم که با اتصال به رب یکتا با پیروی از احساسمون و گوش کردن به ندای الهی وجودمون نتایج بزرگتری خواهیم گرفت و به هر چیزی که نیاز داشته باشیم خداوند وارد زندگیمون می‌کنه…

    امیدوارم بتونم به این آگاهی ها عمل کنم، خدایا منو به حال خودم رها نکن، خدایا کمکم و گناهان این بنده گناه کارت رو ببخش، خدایا من در زمره بندگان سپاس گذارت قرار بده، خدایا من مسلمان بمیران، خدایا یا صالحین محشور کن، خدایا تنها تورا مپرستم و تنها از تو یاری میجویم، خدایا من به راه راست به راه کسانی به آنان نعمت داده ای هدایت کن… الهی آمین،

    عاشقتونم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    حسن صالحی گفته:
    مدت عضویت: 874 روز

    به نام الله یکتای بی همتا

    جلسه هجدهم ازقدم خانه تکانی ذهن

    سلام به همه عزیزان وهمراهان همیشگی وکل گردانندگان سایت عباسمنش

    من زمانی که تصمیم گرفتم تومسیر زندگیم به یه هدف ومسیر توجه کنم و کم کم با مسیری بطور تصادفی هنگام سرچ یه مطلبی یه اگهی روبااون مواجه شدم که یه تلنگری بهم زد وبعدا که کمی فکرکردم متوجه شدم این اگهی داره به من چیزی میگه وبابرسی توی ذهنم وخواسته هایی که قبلا دنبالش بودم متوجه شدم این همون چیزی هست که من سال گذشته ام به دنبالش بودم ورفتم وپی گیر که شدم وارد داستان شدم ومتوجه شدم که این موسسه اموزشی همونی بود که من قبلا هرجا به نبالش بودم وپیدا نمیکردم که خودش به ظاهر به طور تصادفی به سمت من هدایت شده بودو خیلی هم عالی بود که همون جورهست که من به دنبالش بودم وباعث شده که ایده ها ووسایلی روکه من فکرمیکردم خوب هست وباید ساخته بشه روتقویت داره میکنه ومی خواهد که از ایدهای ما حمایت کنه وبرای شرکت درمسابقات داخلی وخارجی مارو اماده میکنه وکمک میکنه چه جوری وارد میدان عمل مسابقات بشیم وحتی برای تشکیل یک تیم ویا شرکت بطور انفرادی داره کمک میکنه واقعا وقتی عظم واراده کاری باشه وازالله بخوایم خودش همه چیزهاوخواسته های ماروبه سمت اهداف واسباب اون ایده وکارهدایت میکنه وماروبه جلو میبره وفقط کافیه باورکنیم واعتماد داشته باشیم تا نتیجه بگیریم وبه اهداف وخاسته هامون هدایت بشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    رامش فردوسی گفته:
    مدت عضویت: 964 روز

    بنام آنکه هر آنچه دارم از ان اوست

    درود خدمت شما استاد عزیز

    و‌سلام خدمت خانم شایسته عزیز و سلام بر همفرکانسی های عزیزم

    این جلسه چقدر آگاهی دارد خدا را شکرررر مثل همیشه استاد بهترین موقع همه چیز را در وقت مشخص آن برای ما آماده کرده بودن و‌امروز خانم شایسته عزیز برای باز میکنه خدا را شکررر بی نهایت

    وقتی ما در مسیر درستی قرار میگیریم همه چیز خود به خود انجام میشود

    اصلا نباید نگران باشیم که دیگران چه میکنه و هرگز دنبال موقع مناسب نباشیم و یا کبوتر با کبوتر میشود ووو

    وقتی ما روی خود کار کنیم همه افراد کنار ما تغییر میکند و روی آشیه نریم

    وقتی یک جیزی را بخایم حتما در حال برای ما داده میشود و ما به بهترین شرایط هدایت میشویم

    این موضوع واکسین کردن ویا همین ذهن خود را کنترول کردن

    آرامش بهترین نعمت الهی است خدا را شکررر

    خدا را شکررررر برای این همه آگاهی های که نصیبم شده خدایا شکرت

    خدا نگهدار عزیزان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    احمد گفته:
    مدت عضویت: 1141 روز

    سلام

    تشکر میکنم ازخانم‌شایسته‌مهربان‌واستا‌عباس‌منش‌

    که این دوره خونه تکونی ذهن‌واقعا‌زندگی‌منو عوض‌

    کرده

    من امروز مشغول کار بودم یک‌دفه یه‌چیزی‌یادم آمد

    من‌سال1400بااستاد‌اشنا‌شدم‌بهار‌بود‌چند‌مدتی‌ازاشنای‌من‌گذشت‌خانمم‌8ماه‌پیش‌طلا‌شو‌گم‌کرده‌بو‌د‌خیلی

    هم‌دنالش گشتیم ولی‌پیداش‌نکردیم بیخیال شده‌بود

    یم‌وقتی‌بااستا‌اشنا‌شدم‌تازه‌این قانون‌احساس‌خوب

    اینارو می‌شنیدم ومن فقط‌فایل‌استادو گوش میدادم

    یک روز اتفاقی رفتیم تو کوچه دیدم طلا‌خانمم تو کوچه افتاده‌‌خیلی‌خوشحال شدیم ازتعجب شاخ

    دراوردیم‌اون موقع‌نمیدونستیم به خاطر حال‌خبمون

    هست و داریم تعغیر‌میکنیم‌‌وامروز‌یاد‌اون‌روز‌افتادم‌

    که چطور این اتفاق‌ها داره راحت‌می‌افته

    امروز داشتم به این دوره فکر میکردم من هرشب‌

    ساعت‌8میرم‌توسایت‌فایل‌همون‌روزو دانلود میکنم

    و ومیشینم گوش میدم وبعد‌میرم توسایت‌نظر‌ونتایج‌وتعغیر‌توزنگیم‌ودرباره‌اون‌فایل‌

    مینویسم‌وبعدش میخوابم‌روزبعدش تا غروب همون

    فایل دانلودکردم‌تاغروب‌گوش‌میکنم‌وامروز‌داشتم‌به

    نتایج این چند سال رو مرور میکردم واز‌اول تا امروز

    واین دوررو مرور کردم که از جلسه 14به‌بعد‌من دیدم

    چه نتایج داره‌من‌یه معامله پرسودی کردم واقعا‌توای

    حرفه من خیلی سود زیادی هست‌ویه‌مقدار بار فروش‌داشتم‌مشتری‌به‌قیمت‌خوب‌امد‌خرید‌وکارهام

    خیلی روانتر انجام میشن ومشتریم‌توکارم‌بیشتر

    شده ‌ومن‌این‌نتایجو‌به‌خاطر‌این‌دوره‌گرفتم‌واقعا‌پیشرفت‌کردم‌امروز‌مورور‌کردم‌دیدم‌هروقت‌روخودم‌جدی‌کار‌کردم

    نتایج عالی گرفتم ‌وتواین دوره‌خیلی‌جدی‌بودم واقعا

    نتایج بزرگی گرفتم که قابل درک و باور برای خودم

    نیست ‌واقعا عالی‌هست‌این‌دوره‌.

    انشاالله حال‌دلتون خوب‌باشه‌

    وبه‌ارزوهای‌قشنگتون‌برسین‌.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    زینب اسماعیلی گفته:
    مدت عضویت: 2038 روز

    به نام ربّ یگانه هدایتگر جهان هستی

    گام هجدهم از پروژه “خانه تکانی ذهن، گام به گام”

    سلام سلام به استاد تحسین برانگیزم، خانم شایسته نازنین و تمام دوستان عزیزم در این پروژه و دوره پر برکت

    من چند گام عقب تر از این جلسه هستم و یکی از تعهداتم وقتی دارم روی یک دوره کار می‌کنم اینه که تا یک جلسه رو نشنیدم، دیدگاه ها رو نخوندم و تمرین انجام ندادم به جلسه بعد نرم حتی فایلش رو هم گوش ندم تا آماده بشم و تکامل لازم طی بشه اما به محض آپلود شدن این گام خیلی بهم چشمک میزد و قلبم می‌گفت باید بشنوم بعدش اصلا بدون هیییچ مقاومتی همینطور فقط تجربه های خودم از عمل به قانون کبوتر با کبوتر باز با باز یادآوری و جاری شد که دوست دارم اینجا به اشتراک بگذارم..

    سال 1400 زمانی بود که به صورت جدی شروع کردم به کار کردن روی دوره “روزشمار تحول زندگی من”، اون زمان تازه با این مسیر آشنا شده بودم و بخاطر یکسری قدم هایی که در جهت بهبود روابطم برداشتم، من هم این دیدگاه رو داشتم که کاش بتونم به بچه های سایت دسترسی داشته باشم و دوستان جدید با دیدگاه های جدید داشته باشم و یجورایی همدیگه رو پوش کنیم رو به جلو و..

    ولی هر بار صحبت های استاد رو می شنیدم که تاکید داشتند فقط باید روی خودمون کار و تمرکز کنیم و بقیه کار ها رو جهان انجام میده این پارت رو من اصلاا درک نمی کردم که یعنی چی‌؟ چطور میشه من به کسی نگم از زندگیم بره بیرون و اون بدون حتی یک کلام و بدون ناراحتی خودش خارج شه؟

    اما من انقدر شوق و ذوق تغییر و گرفتن نتایج جدید داشتم که بدون مقاومت بیخیال موضوع شدم مخصوصا وقتی استاد می گفتند

    ‘جهان انسان های هم فرکانس با شما رو وارد زندگی تون میکنه، اگر انسان ناجالبی توی زندگیتون هست احتمالا خودتون هنوز ناجالب هستید’

    یا این جمله که ‘من حاضرم تنها باشم تا اینکه انسان های دری وری توی زندگیم باشند’

    من انقدرر این باورها برای ذهنم بزرگ شده بودند و بهشون باور داشتم که گفتم اصلا بیخیال پایه و دوست و همراه! اولویت الانم فقط ساختن یک شخصیت بهتر از قبلم هست ولاغیر

    فقط روی دوره روزشمار کار می‌کردم اون هم تمرکزی، و دوباره عاشق تنهایی هام شدم؛ و با پوست و گوشت و استخوان درک کردم اینکه چطور جهان کار ها رو انجام میده!؛ چطور دوستان قبلیم به رااااحتی بدون حتی یک کلام از هم فاصله گرفتیم که در اصل من از مدار اونها خارج شدم (با اینکه  اون دوستانم واقعا انسان های عالی و دوست‌داشتنی بودند اما مطابق با شخصیت قبلم) ولی شخصیت جدیدی که داشتم می ساختم خواسته های جدیدی داشت و دوست داشتم دوستان مطابق با استانداردهای من وارد زندگیم بشن که با انجام دادن قسمت خودم، جهان هم دست به کار شد.. به بدیهی ترین و طبیعی ترین حالت ممکن، انقدرر راحت و روان انسان های نامناسب رو در زندگیم حذف کرد که فقط می‌تونم به قول لیلای عزیز این حد از دقت ریاضی وار قوانین رو تحسین کنم

    یکی از قسمت های سریال زندگی در بهشت رو یادم میاد که استاد می خواستید مهمانی بگیرید و انگار بچه ها سؤال پرسیده بودند که چطور خانواده و انسان هایی که نمی شناسید و نمی دونید هم مدار هستند باهاتون یا نه رو هم دعوت می کنید؟ و شما همچین جمله ای رو گفتید که ‘ما خانواده ها رو دعوت می کنیم، اینکه کدوم از اونها با ما هم فرکانس هستند رو جهان مشخص میکنه و اگر اینطور باشه با هم لذت می بریم و با هم آشنا میشیم’

    اونجا یه لامپ توی ذهنم روشن شد که، اوکی من کار ورودی هام رو خیلی خوب دارم انجام میدم و استانداردهای ارتباطی از لحاظ افرادی که در دایره ارتباطات نزدیکم هستند خیلی بالا رفته اما دیگه انتخاب نکنم که فلانی با این اسم خاص رو می خوام باهاش دوست باشم، اگر رفتم بیرون می‌خوام با اون یکی دوستم با این اسم برم و… یعنی تا همین چندوقت پیش هم برام خیلی مهم بود که اگر می خوام طولانی مدت با یکی بیرون باشم با اونی که با من هم فرکانس تره، یا با هرکسی ارتباط برقرار نمی کردم و فرصت نمی دادم و می گفتم نه افراد جدید رو نمی شناسم و نمی دونم از لحاظ فرکانسی به هم نزدیک هستیم یا نه؛ ولی واقعا به طرز هدایتی جواب استاد در اون قسمت برای ذهنم بولد شد و گفتم ایییول دم استاد گرم! همون حکم باید پارو نزد وا داد باید دل رو به دریا داد داشت برام،، که دخترر خوووب تو که داری انقدر عالی روی خودت کار میکنی و وقت میزاری معلومه که جهان هواتو داره معلومه که فرکانس هات کار خودشون رو می‌کنند و امکان نداره تو و یه نفر دیگه که از لحاظ فرکانسی به هم نزدیک نیستید بتونید حتی بیشتر از چند ساعت کنار هم بشینید و از وجود هم و گفتگو لذت ببرید و جهان همه کارها رو انجام میده

    شاید یکسری افراد در زمان های خاصی باهات هم فرکانس بشن که توی اون لحظه بهترین افرادی هستند که می تونی لذت ببری از هم صحبتی باهاشون و بعد خیلی راحت و ساده از زندگیت خارج بشن

    استاد وقتی خودم رو با سه سال پیش مقایسه می کنم می بینم دیگه اون تقلاهای گذشته رو ندارم به قولی محتاااج نیستم به اینکه افراد خاصی رو پیدا کنم چون قانون رو خیلی بهتر درک کردم چون در عمل ازش نتیجه گرفتم چون میدونم باید قسمت خودم رو انجام بدم و بقیه کار رو به جهان و این قوانین بدون تغییر خداوند بسپارم؛ خیلی رها تر از گذشته هستم در ارتباطاتم خیلی خیلی رها و بدون وابستگی،، هرچند من این شخصیت بدون وابستگی عاطفی رو با تضادهایی که دوران بچگی داشتم برای خودم ساختم اما با درد بود همیشه از اعماق وجودم دوستان خوبی رو می خواستم، روابط عمیق تر می خواستم اما الان نه تنها اون انسان های عالی رو دارم در زندگیم و سپاسگزار وجودشون در زندگیم هستم بهترییین قسمتش اینه که چقدر من و صمیمی ترین دوستام نسبت به هم رها و بدون وابستگی هستیم یعنی مثلا الان که بچه ها دانشگاه هستند اصلا اینطور نیستیم که هر روز پیام بدیم یا حتی اگر چند هفته هم گذشته و بهم پیام ندادیم و بعد زنگ زدیم یا پیام دادیم به هم از این جمله ها که بی معرفت آدم به دوستش هم زنگ نمیزنه و احوالش رو نمی پرسه و.. این چرت و پرتا اصلا نیست اتفاقا بعد از چند هفته اگر زنگ بزنیم کلییی ذوق می کنیم و میایم از تجربیات اخیری که داشتیم برای هم با هیجان صحبت می کنیم

    درصورتی که من حتی تا دوسال قبل هم حتی از فامیل این جمله رو می شنیدم که بی معرفت… و نان سنس بود برام!! هنوز هم هست، اصلا درک نمی کنم که یعنی منظور طرف چی بوده؟ چه انتظاری داشته؟ ولی وقتی نتایج فعلی خودم رو دارم مقایسه می کنم با قبل می بینم تغییر و رشدی که داشتم رو.. یه جمله خیلی قشنگ دیگه که از سریال سفر به دور آمریکا خانم شایسته عزیزم گفتند این بود که “ما حتی نسبت به زیبایی ها هم رها هستیم و بعد از تجربه کردن ازشون می گذریم تا به خودمون اجازه بدیم خداوند ما رو به زیبایی های بیشتر هدایت کنه” چقدر چه اون زمان این دیدگاه بی نظیر خانم شایسته رو تحسین کردم، این شخصیت فوق‌العاده و بدون وابستگی شون رو تحسین کردم و سعی کردم با اینکه برام آسون نبود منم از زیبایی ها با تجربه کردن شون بگذرم! و به خداوند اجازه بدم برای هدایت کردنم به سمت زیبایی های دیگه… حالا که فکرش رو می کنم، این دیدگاه یا بهتره بگم باور انگار در وجودم رخنه و رسوخ کرده مخصوصا در حیطه روابط، که انقدر راحت از وجود انسان ها لذت می‌برم و در حین لذت بردن کاملا رها و آزاد تر هستم نسبت به قبل اصلا مقاومتی ندارم وقتی دوستام دانشگاه هستند بعضی موقع ها من زنگ میزنم گاهی اوقات اونها هروقتم زنگ می‌زنیم چندین ساعت فقط صحبت می کنیم از زیبایی ها و تجربیات قشنگی که تا اون مدت داشتیم، وقتی بیان شیراز هم به قول استاد من حتی به دوستانی که مدت زیادی بوده باهاشون در ارتباط نبودم هم میگم به جمع ما بیان ولی همون موقع به خودم میگم  کسی که هم فرکانس باشه با من میاد و کلی با هم لذت می بریم و اگر هم فرکانس نباشیم هم نیاز نیست من توی کار جهان دخالت کنم، بدون حتی یک کلام از من،، بدون حتی کوچکترین کار جهان اون فرد رو با من یا جمعی که درش هستم در یک مکان قرار نمیده… به فرض اینکه حتی 1 درصد هم ما با هم در یک مکان قرار بگیریم یا روبرو بشیم اما برای مدت خیلی کوتاهی ِ، اتفاقا اون وجهی ازشون رو هم می بینم که می تونیم با هم لذت ببریم مثل تجربه‌ سفر زیبایی که یک ماه پیش بهش هدایت شدیم که بدون برنامه ریزی قبلی خداوند هم‌سفر های نازنینی رو در مسیر ما قرار داد تا با هم و بیشتر لذت ببریم و در اون زمان که خانواده هامون کنار هم بودند واقعا لذت بردیم، کلی خندیدیم، بازی کردیم و تجربه های قشنگی رو داشتیم

    وقتی این نتیجه ها رو می بینم این تغییرات رو در وجودم می بینم واقعا احساسم عالی میشه و در مسیری که درش حرکت می کنم مطمئن تر قدم هام رو بر می‌دارم، به همون اندازه با خودم به صلح میرسم خودم اولویت میشم و چون میدونم در مسیر درستی هستم و تمرکزم روی اصلِ بقیه جزئیات خودشون شکل می گیرند؛ دوست داشتم از تجربه‌ای که از عمل به این قانون در جنبه روابط داشتم بنویسم و احساس عالی که دارم رو به اشتراک بگذارم

    خداروشکر بخاطر فرصتی که دارم تا این گام رو هم با تعهد بردارم^^

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    یاسمن اسدنژاد گفته:
    مدت عضویت: 2171 روز

    سلام بر عزیزانم

    گام هجدهم

    استاد جان امروز بعد از سه چهار ماه سوار مترو شدم که برم جایی و یاد یکی از بزرگترین نعمتهام که خداوند تازگیا بهم بخشیده افتادم و اون قدرت بینایی خوبم هست که تا همین چهار ماه پیش حتی با فاصله کم هم نمیتونستم عکس راهنمای مسیرهای مترو رو بخونم اما امروز با فاصله دور میتونستم همه مسیرهارو بخونم که این هم به لطف دوره لیاقت بود که بعد از 25 سال عینک زدن تصمیم گرفتم چشمای ضعیفمو جراحی کنم و برسم به جایی که دید عقابی داشته باشم، تازه چند نفرم بدون اینکه من کاری کنم با من صحبت کردن و ازم سوال پرسیدن در صورتی که قبلا اینطوری نبود و من این اتفاق رو گذاشتم روو حساب اینکه دارم این روزها روی روابط جدید فکر میکنم واقعا خدارو شکر میکنم که به این توانایی رسیدم که میتونم نتایجم رو ببینم

    و این گام یک نکته مهم برام داشت اینکه اگر در مسیر درست باشم خداوند آدمهای درست رو سر راهم قرار میده شرایط مناسب رو سر راهم میذاره ایده های درست بهم میده و من چند روزیه که دارم توجه میکنم به ویژگی مثبت آدمهای اطرافم چون قبلا خیلی مقاومت داشتم برای این کار اما در عرض همین چند روز انجام ابن تمرین نتیجه ش رو امروز در مترو دیدم

    استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم بی نهایت از شما سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    محمد رضا و فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 844 روز

    به نام خداوند هدایتگر مهربان

    سلام بر استاد عزیزم و بانو شایسته عزیز

    گام هجدهم خانه تکانی ذهن

    خدایا شکر ات که امروز من رو هدایت کردی به این فایل فوق العاده

    وقتی مسیرمون مسیر درستی هست ما لاجرم هدایت میشیم به انجام کار های درست ، هدایت میشیم به درست انجام دادن جزئیات ، خدا هدایت میکنه افراد مناسب رو سمتمون ، الهامات بهمون داده میشه ، خدا ما رو هدایت میکنه به ایده ها و فکر های عالی و ثروت هم میاد دنبالمون

    خدایا شکر ات بابت این آگاهی های فوق العاده

    کبوتر با کبوتر، باز با باز کند هم جنس با هم جنس پرواز

    و باز هم تکرار شد برام که تمرکز ات رو بزار روی اصل و به فرعیات کاری نداشته باش ، حرف بقیه رو ولش کن زندگی خودتو بکن

    و تا وقتی نتایج پایدار هستن که ما روی خودمون کار کنیم

    با رعایت اصل زندگی همواره روند صعودی به خودش میگیره و هیچ نوسانی اتفاق نمی افته برامون

    یاد گرفتم که آرامش رو باید دائما با کنترل ذهنم ایجاد کنم ، ممکنه اتفاق به ظاهر ناخوشایندی بیفته ولی باید خیلی زود از دیدی بهش نگاه کنیم که احسامون بهتر بشه و این احساس خوبه که همه چیز رو میسازه برامون

    خدایا شکر ات برای این جهان منظم و دقیق ات

    خدایا شکر ات که هر لحظه من رو هدایت میکنی به ثروت ، نعمت ، سلامتی و زیبایی

    خدایا شکر ات خدایا شکر ات خدایا شکر ات

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: