live | قرآن آسان است و نیاز به تفسیر ندارد - صفحه 16 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | قرآن آسان است و نیاز به تفسیر ندارد
    318MB
    23 دقیقه
  • فایل صوتی live | قرآن آسان است و نیاز به تفسیر ندارد
    22MB
    23 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

281 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه بهرامیان گفته:
    مدت عضویت: 1047 روز

    به نام خدایی که به تنهایی کافیست.

    سلام به بهترین ودوست داشتنی ترین استاد دنیا.

    کلید:جهت دهی آگاهانه به کانون توجه.

    فایل:لایو با استاد قسمت 32.

    خداروسپاس برای گوش دادن ودریافت این آگاهیها.

    مهم عمل به اصل ودریافت ودرک اصل هست اگر قوانین رو درک کنیم وبهشون عمل کنیم بقیه کارها خودش درست می شه یعنی خداوند هدایت می کنه به راه راست.

    در مورد بیماری گفتند که شایع شد ویادمه توی یه فایل دیگه از برکاتش می گفتید واینکه همیشه سعی کنیم از هر اتفاقی زیبایی ونکات مثبتش رو ببینیم.

    وداشتم به اون زمان خودم فکر می کردم من در اون زمان با این مباحث آشنا نبودم وچه زجر وعذابی کشیدم وداشتم فکر می کردم چقدر راحت برخورد کردند کسانی که شناخت از قانون داشتند وعمل می کردند کسی که ایمان داشته باشه خدارو بشناسه هرگز این ترس و وحشت رو به دلش راه نمی ده.

    الان وقتی نگاه می کنم می بینم چه برکاتی داشته خیلی از کارها از جمله بانکها اینترنتی وراحت شده .

    معلمها که قبلا توی فضای مجازی فعالیت نمی کردند الان دیگه فعالیتهای مدرسه تکالیف یا پیامهاشون رو در گروه می فرستند .

    هر درس وصفحه ای رو که سرچ کنی صدتا ویدیو می یاد که هم به بچه وهم به خانواده ها کمک می کنه.

    خیلی از کارها بدون خارج شدن از منزل انجام می شه.

    چقدر خوبه که یه دید مثبت به همه چیز داشته باشیم.

    وچه بهتر که وقتی تضادی رخ می ده سعی کنیم خودمون رو در آرامش قرار بدیم توکل کنیم ودچار تشویش ونگرانی نشیم تا اون تضاد تبدیل به یه موقعیت خوب بشه.

    ونگاه شما به قرآن رو خیلی دوست دارم یک عمر قرآن خوندم وحفظ کردم در حالی که درکی از مطالبش پیدا نکردم وبه قول شما همش درگیر متشابهات وبگو ومگو بودیم .

    من خوشبختی می خوام خداوند هم خوشبختی من رو می خواد وبا متشابهات که به این مقصود نرسیدم اما با اومدن به سایت وهمین درک کمی که تا حالا از محکمات واصول پیدا کردم کلی زندگبم تغییر کرده پس باید واقعا آدم مریض باشه که بره وخودش رو درگیر متشابهات کند.

    قران کتاب مبین هست یعنی روشن وآشکار پس چرا ما باید اینقدر پیچیدش کنیم.

    از خدا می خوام کمکم کنه محکم قدم بردارم وهر روز شناختم نسبت به قوانین بیشتر وبیشتر بشه.

    استاد متشکرم.

    در پناه خدا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    مریم درویشی گفته:
    مدت عضویت: 3143 روز

    به نام خدا

    گام بیستم – قران اسان است و نیاز به تفسیر ندارد

    سلام به استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته عزیز

    سلام به دوستان خوبم

    من الان چند روز هست که قران رو از اول شروع کردم به خوندن و این اولین بار میخوام قران از اول بخونم

    تا الان یسری جاها وقتی معنی ایه ها رو میخونم میگم پشمام این چه خداییه

    یه جاهایی اصلا نمیفهمم.

    خب این روند ادامه میدم چون میخوام جواب یکسری سوالاتم باشم

    نکته مهم برای من توی این روند اینکه بجای اینکه برم از بقیه بپرسم و یا بدونم فلانی نظرش چیه خودم بشینم بخونم کاری نداشته باشم به برداشتهای بقیه خودم باید به اصل و کنهه این کتاب برسم به حقیقت واقعیش برسم نه اینکه با این کار قدرت تفکر از خودم بگیرم قدرت فکر و تامل از خودم بگیرم و مانع رشد فکری و ذهنی خودم بشم

    موضوع بعدی تکامل هست که من باید گوش دادن به این ورودیها مخصوصا در مورد تکامل ادامه بدم

    منم استاد تجربه ورزشی این چنین داشتم

    قبلا توی یکی از کامنتهام درموردش نوشتم شایدم توی همین فایل بوذه

    چندسال پیش که رفتم سر تمرین فوتبال روز اول توی چمن بازی کردم گلم زدم ولی وقتی برگشتم چنان بدنم درد میکرد که… اصلا احساس میکردم سلول به سلول هام دارم درد میکشن و دیگه نرفتم چرا؟؟ چون مدتها بود تمرین نداشتم حتی یه تمرین سبک

    و یهویی رفتم اونجا خودم خودمو ناگ اوت کردم.

    توی پروسه فوتسال هم امسال خیلی بهتر از پارسال هم هستم

    پارسال که اصلا نمیخواستم تکامل طی کنم بسکه کمال گرا بودم

    اما با این وجود اینقدر این داستان عجله داشتم که امسال خودم خفه کردم بعد از خفه کردن خودم دو هفته خوابیدم

    یعنی من داشتم میدویدم یکمم روپایی تمرین میکردم ولی اشتباه از اونجا شروع شد که اومدم سه ربع ساعت تمرین و یه تمرین مدیتیشن اضاف کردم حالا فرض کن اون تایم هم میرفتم سالن هم میدویدم حالا اینارو هم اضاف کرده بودم دیگه مردم

    یعنی قشنگ دو هفته خوابیدم از تختم بلند نشدم

    بعد دو هفته دوباره بلند شدم رفتم دویدم

    الان که کلا تمرین کنسل. کردم

    مثلا یکی دو هفته پیش من یکی دوبار رفتم یه 3 کیلومتری دویدم و از اون موقع دیگه نرفتم

    هم شرایطش نبود هم دیگه جلوی وسوسهام میگیرم

    یه جورایی اعتیادم پیدا کردم مثلا وقتی یکم ذهنی میریزم بهم بتونم سریع اسنپ میگیرم میرم پارک

    ولی هدفم اینکه اول ذهنتیم رو بیارم توی ماجرا که اصل اونه

    دلم برای تمرین تنگ میشه

    مثلا یاد خوبی های اون سالنی که همین چند وقت پیش میرفتم ولی دیگه همه چیو کنسل کردم

    هم فوتسال رو هم فکرایی که میاد که برم سفر

    کلا میخوام بشینم روی ذهنم کار کنم

    باید یکم بیشتر قدر این چیزهایی که توی زندگیم دارم بدونم روی باورهام کار میکنم شخصیتم مهم تر از همه تغییر میدم دیگه ببینم چی میشه

    ادم باید لذت ببره عشق کنه از کاری که انجام میده و الا این همه ادم هستن که دارن صبح تا شب کار میکنن سختی میکشن ایا همشون موفق میشن؟

    وقتی این فایل گوش دادم دقیقا این خواسته درم به وجود اومد که چه خوبه لذت بردن از کاری که دوسش داری این همه

    واقعا من فوتسال برای همین میخواستم درسته راهم اشتباه بوده و الا نه کسی و الگویی من داشتم و دارم که نزدیکم باشه بگم پول خوب درمیاره نه حتی بخاطر این بوده مردم مثلا این شغل رو خیلی ارجحیت بهش داده بودن

    قلبم بهش مهر زد و میزنه حتی همین الان وسط این شلوغی های ذهنم

    همین که وقتی بازی تیم مورد علاقم هست و 5 دو از حزیف سنتیش عقب بعد دوتا موقعیت خوب میسازن من از جام بلند میشم داد فریاد میشکم مامانم میگه مگه استادیومممم :))) هههه هههه خودش یعنی این عشق این دانه این توانایی نسبت بهش درونم وجود داره

    همین کافیه

    راهتون محکم مستمر و ادامه دار استااااد.

    با ایمان

    مریم درویشی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    سجاد طبسی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 3128 روز

    به نام رب من ،تو ،او، همه

    سلام میکنم خدمت همه اعضای خانواده ام

    اول اینو بگم من که شکر خدا چندروز پیش واکسن زدم یه هفته دیگه دومی روهم میزنم و همونطور که استاد شما میگی منم چند نفری رو میشناسم که از این اعتقادها دارند که با زدن واکسن میخواهند مردم رو تحت اختیار خودشون بگیرند و یه عالمه از این نوع چرندیاتی که تازگیا از این نوع خرافات مد شده و من همیشه به اون چندنفری که از این نوع اعتقادها دارند خیلی خنده میکنم البته بحثی نمیکنم باهاشون چونکه اصلا علاقه ای به بحث کردن با بقیه رو ندارم،،

    مثلا خود من در گذشته فکر میکردم زندگی به سبک قرآن به این معناست که باید مانند افراد مذهبی و افرادی که قرائت قرآن میکنند اما از زمانی که به این مسیر هدایت شدم و اون خدای واقعی و فهمیدم که اصل قرآن چیه دیگه فهمیدم که دنبال کردن حاشیه ها و متشابه هات یعنی گمراهی

    و دنبال کردن اصل و اساس یعنی زندگی کردن به سبک قرآن حالا دیگه چمیدونم ایرانی باشی آمریکایی باشی ژاپنی باشی یا مسلمان باشی یا غیرمسلمان اصلا مهم نیست چونکه متاسفانه اختلاف بین مذاهب مختلف و تعصب داشتن روی یه مذهب خاص هم خودش یه حاشیه و دیدگاهی محدود کننده ست که دیگه نیاز نیست بگم که همتون بهتر از من میدونید،،

    مثلا یکی از اقوام هست به قرآن،پیامبران،و از این دست چیزهااعتقاد نداره و پریشب با من در این موارد بحث میکرد بهش گفتم من اصلا هیچ اصراری ندارم که بخوام تورو قانع کنم یا تغییر بدم یا بهت ثابت کنم که تو اشتباه میکنی فقط بهش گفتم آقا اگر تو میگی قرآن حقیقت نداره پیامبران فلان هستند و افسانه هستند اوکی

    اما من فقط میخواهم اینو بگم اصلا فرض کنیم همشون افسانه یا داستان یا هرچی هستند اما من همیشه میگم مهم اینه که از الگوهای عملکردی مانند همون افسانه ها عمل کنی و وقتی هم داره به من در زندگی واقعی نتیجه میده مهمه دیگه مهم نیست که هرکسی چه دیدگاهی داره که افسانه بودن واقعیت داشتند،و….

    اونم بهم گفت مثلا این حرفت واقعا منو قانع کرد ،

    گفتم من واقعا هیچ اصرار و تعصبی نه روی خدا و نه روی بنده های خدا دارم بلکه فقط روی الگوها و جملاتی که در زندگی واقعی به من کمک میکنه همیشه سعی دارم که ازشون به نفع خودم استفاده کنم،،

    و با این نوع برخورد کردن و رها بودن نسبت به دیدگاه هرکسی باعث میشه هم عصاب خودت راحت باشه هم طرف مقابل،،

    راستی من هنوز از چند قسمت فایل ها عقب افتادم کاش استاد چندروزی وقفه میفتاد منم از بقیه فایل ها جلو میفتادم و همراهتون ادامه میدادم هرروز دارم فایل هارو میبینم کامنت میذارم اما هنوز خیلی عقبم ،،

    خلاصه از اینکه دارم در این مسیر ادامه میدم برای هرروز بهتر و بهتر شدن سپاسگذار خداوندم

    همتون در پناه خداوند باشید،،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    ریحانه قبادی نیا گفته:
    مدت عضویت: 680 روز

    سپاس گزار خداوند برای هدایت من به این فایل

    نکته ای که متوجه شدم این بود که چه قدر حاشیه پردازی می‌تواند به ما آسیب برساند و وقتی من قاطع باشم و در مسیر خودم ثابت قدم باشم هدایت من میتونه چه قدر آسان تر و راحت تر پیش بره چون توجه من از حاشیه هایی که در جهت خواسته من نیست برداشته میشه و خواسته های من پررنگ تر میشه و در تکرار باور هام و قدرت مند شدنش کمک میکنه..

    + ممنون از استاد عباس منش برای یادآوری اطلاعات کمک کننده .

    + حرف هاتون روی قلبم میشینه و باور میکنم.

    + دوره قرآن هم ایده ی عالی هست .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    مریم بذرا گفته:
    مدت عضویت: 1104 روز

    سلام به استادعزیزم ومریم جانم وتمام دوستان درسایت بهشتی.

    رسیدیم به گام بیستم خانه تکانی ذهن:

    براداشت های من از این گام اینه که

    قانون تکامل یک اصل مهم در قوانین بدون تغییر خداوند هست که در قران هم با کلمه ی ثم اومده.

    استادمن هرچقدر این حرفها رو از شما بشنوم بازم کمه چون انسان فراموشکاره و همین که وارد روزمرگی های زندگی میشه سریع یادش میره.

    تکامل در هر کاری لازمه من خودم بارها این اصل رو در زندگیم رعایت نکردم وبه گمراهی کشیده شدم حتی از ادامه ی مسیر هم دست برداشتم و نخواستم که دیگه ادامه بدم .

    وقتی تکامل رو رعایت میکنی و میدونی برای رسیدن به خواستهات یک مسیری وجود داره که نه حق داری عجله کنی نه بدوبدو کنی فقط این حق رو داری که اروم اروم قدم برداری و توی راهت به هر موفقیت کوچکی هم میرسی اونا روبرای ذهنت بزرگ کنی و خودتو تشویق کنی وادامه بدی اون موقع است که این مسیر برات کاملا هموار و لذت بخش میشه .

    واین اصل اینو به ادم میده که برای رسیدن به خواستهات قرار نیست زجر بکشی

    چه خوب که تونستم دوباره اینجا این اصل رو با خودم یاد اوری کنم سپاسگذارم مریم جانم و استادعزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    مریم درویشی گفته:
    مدت عضویت: 3143 روز

    به نام خدای بخشنده مهربان

    سلام به استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته گرامی

    و دوستان خوبم در این پروژه از کامنتهای خوبتون بسیار ممنونم

    امروز بیستمین گام من در پروژه خانه تکانی به صورت گام به گام است

    خداروشکر که همچنان توی این مسیر هستم

    اول میخوام سپاسگزاری کنم از خدا امروز دوتا از خواسته های من اتفاق افتاد

    از برکت این پروژه میتونه باشه که من امروز که دومین روز پریودیم هست و همیشه این روز وقتی شب میخوابیدم صبح میخواستم بلند شم

    یک سقوط عجیبی داشتم از لحاظ انرژی

    همین دوره قبل بود که توی همچین روزی یعنی روز دوم بعد از بلند شدن از خواب سرپا شدن به سطح پایینی از انرژی مثل اینکه یه چاهی باشه بیوفتی توش سقوط کردم و فقط تونستم خودم برسونم به پذیرایی و خودم بندازم زمین و مامان و بابام صدا زدم و متوجه شون کردم که بیان کمکم و شب قبلش اینو هم پیش بینی کرده بود انگار یه چیزی آماده درسته کرده بودم که اگر این اتفاق افتاد سریع بخورم

    خداروشکر با اینکه این ترس ها رو امروز صبح داشتم که نکنه باز سقوط کنم چون من سابقه ضعف معده داشتم در اول صبح و این داستان پریودی هم افزوده شده بود بهش و انرژی منو بیشتر آورد پایین اما هیچ سقوطی اتفاق نیوفتاد نه سرگیجه ای نه افتادنی و حتی ضعفم نداشتم درحالیکه دقعه قبل قشنگ حس کردم داره سرم گیج میره و الان که بیوفتم و اگر خودم نرسونم به پذیرایی همونجا میوفتم و خیلی سخت میشه کمک گرفتن از بقیه

    خدارو صدهزار مرتبه شکر که امروز این تغییر انرژی رو احساس کردم اینم به برکت پروژه خانه تکانی و این استمرار من است

    خداروشکر

    سال‌های قبل تر از اینکه با قوانین خداوند آشنا بشم و زندگیم دستخوش تغییرات بشه هیچ وقت یه همچین پریودی هایی تجربه نکرده بودم نمیدونم چرا بعد از قوانین تایم هایی که اینجوری شدم خیلی زیاد. بود احتمالا دلیلش هم عجله و ترس و اضطراب هایی که تجربه کردم یا بهتر بگم خودم بیشتر از همه بهشون دامن زدم امروز یادم میاد وقتی مدرسه بودم دوستی بود بخاطر این درد یک روز حداقل نیومد مدرسه و میفهمیدیم بخاطر اینکه پریود شده ولی من اصلا این اتفاق درک نمیکردم چون برام اینقدر چالش برانگیز نبود و من حرکت و جنب و جوش خودم داشتم و ورزش میکردم باید بگم این اتفاق درد آورد که بارها من توی این چندسال تجربه کردم داره حرف میزنه با من که یادت رفته مریم برای تو درد پریودی معنایی نداشت اصلا که بخواد تو رو از زندگی (که اون موقع یه بخشیش مدرسه بود) بندازه

    درمورد اون دوتا خواسته ای که امروز اتفاق افتاد

    یکیش این بود که من چند شب پیش به مادرم گفتم هنوز هندونه هست بازار و مادرم درجواب گفت آره هست و من دیگه هیچی نگفتم

    تا اینکه امروز صبح مادرم اومد دم اتاقم و بهم گفت بابات هندونه آورده

    خدایا شکرت من هیچی نگفته بودم نمیدونم چطور یادشون بود

    و دیگری کاهو بود خیلی دوست داشتم چند وقته بود بهش فکر میکردم اما چیزی نگفتم و به زبون نیاوردم و یه جایی خونده بودم برگ های سبز برای این دوران خیلی خوبه و امروز باز متوجه شدم که پدرم و مادرم امروز کاهو گرفتن اینا همش نشونس

    در مورد تکامل من هر روز فایل گام دوازدهم گوش میدم و کامنت میذارم براش چون بشدت در مقابل حرفهای استاد درمورد تکامل مقاومت داشتم و سعی میکنم کار کردن و گوش دادن بهش برای خودم راحتر بکنم چون حتی رفتن سراغ این فایل و پلی کردنش هم یه کنترل ذهن و یه مقابله ای قوی میخواد

    یه مثالی دارم از خودم که قبلا یه جای دیگه هم توی پاسخم برای یکی از دوستان ازش گفتم

    اونم وقتی میخواستم برم فوتبال، بعد از جلسه اول یا دوم بود دقیق یادم نیست با اینکه گلم زده بودم برگشتم خونه و احساس کردم تک تک سلول های بدنم میخواد بترکه انگار هر سلول یه ظرفیتی داشته حالا تو بیا فراتر از ظرفیتشون فشار بیاری تمام بدنم درد میکرد

    کاش اینجوری بود که وقتی تکون میخوری دردت بیاد من هر هر حالتی این بدن من درد میکرد اصلا یه چیزی بود

    که همونجا بیخیالش شدم گفتم من اصلا نمیرم

    یه مثال دیگه از فوتسال هست که دوباره میخواستم فوتسال استارت بزنم بلند شدم رفتم توی سالن و مربی سالن چون میخواست تیم ببنده و میگفت چون شما قبلا بازی کردید میخوام با شما تیم بدم بعدش ما بدون اینکه بیایم چند جلسه تمرین داشته باشیم آخر سانس بازی کردیم و من 5 دقه رفتم تو

    5 دقه جهنم بود برام بس که ترسسسس داشتم این عضله من پاره نشه فکر کنم کشاله رانم بود احساس میکردم همین الاناس که پاره بشه و بیوفتم بعدش مربی دید من خستم گفت بیا بیرون نشستم گریه کردم چون نمیتونستم بازی کنم و این خیلییی برام سخت بود و حتی وقتی برگشتم مسخره شدم که اره تو کم آوردی وفلان و من چون نمیخواستم مصدوم بشم و بشششدت از مصدوم شدن ترس میترسیدم و الان البته هنوز ترسش هست

    دیگه نرفتم، و جالبه اینکه همون ادمها و با اون مربی رفتم مسابقات و جوری که خودشون تعریف کردن یه اوضاعی داشتن و کلی مصدوم شدن و همین چند روز پیش یکیش از همون بچهای تیم به خواهرم گفته بود که ما رفتیم مسابقات ولی اصلا خوب نبود و هیچی نشد

    بخاطر اینکه مربیه میخواست تند سریع بدون اینکه تکامل طی کنه از جایی که هست شروع کنه و بره بالا تیم بده و پیشرفت کنه.

    این روزها که دارم کتاب چگونه فکر خدا را میخونم توی حالتی هست که استاد از همون اولش تاکید داره بهتره قرآن خودت بری سراغش و.. من هر شب سعی میکنم چند صحفه میخونم چیزی متوجه بشم

    و درک کنم قانون خدا رو الان یادم استاد توی این کتاب درمورد آیه های عذاب نوشته بود

    و نگاه خدا به عذاب رو در داستان زندگی پیامبران میشه دید البته برای من همه چی آرام هست و هر روز باید سعی کنم خیلی جاها مغزم هنگ میکنه میگم چی میگه این نمی‌فهمم

    مخصوصا جایی که استاد داره از تعریف خودش از خداوند صحبت میکنه و برای ذهن من که با احساس گناه زندگی کردن و مجبوری با احساس گناه ادامه دادنو خوب بلده به این سادگی ها قابل درک نیست و نمی‌پذیره.

    با ایمان

    مریم درویشی

    1403/7/29

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    الیاس یوسفیان گفته:
    مدت عضویت: 1484 روز

    باسلام وادب واحترام خیلی جالب هست که بعضی ها هنوزم دنبال این هستن که بگن کی داره میره بهشت وچه کسی داره میره جهنم. 🤔ما یکی یکی اجرهای دنیامون وروی هم میزاریم دراصل اجرهای اخرتمون رو میزاریم ولی شیطان به ما میگه نه فکر اخرتت باش به نظر من. همش میگه فکر اخرتت باش تا چشماتو باز میکنی میبینی 50سالت شده وازمسیری که خدا به دستورخودت طراحی کرده بود لذت نبردی همیشه بدنبال یه چیز عجیبی هستیم که شلغم بکاریم ومنتظر هلو باشیم اونم ازنوع زمینی وخاکی همتون وبه خدا میسپارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    Fateme گفته:
    مدت عضویت: 1447 روز

    سلام استاد هدایتگرم..

    استاد جان شما اینقدر زیبا و منطقی در مورد قرآن و کتاب هدایت سخن میکنید که هیچ ایرادی نمیشه از شما گرفت و اون کسانی هم که در برابر گفته های شما مقاومت میکنن اینقدر باورهاشون زنگ زده که اصلا نمیتونن خلافش رو بپذیرند.

    دستان شما رو میبوسم به خاطر هدایت شدن خودتون و ده ها هزار نفر دیگه . احساس میکنم بچه ای هستم که تازه میخوام شروع کنم به راه رفتن در مسیر هدایت. دستان پر مهر شمارو میبوسم پیامبر حال حاظر ما..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    یاسمن اسدنژاد گفته:
    مدت عضویت: 2185 روز

    سلام بر عزیزانم

    گام بیستم

    چقدر درک آیه های سخر آرامش بخشه وقتی که ایمان پیدا کنی خداوند زمین و آسمان رو مسخر تو کرده و به تو قدرت خلق کنندگی داده

    استاد جان درمورد قانون تکامل صحبت کردین که واقعا رعایت نکردنش خیلی آسیب میزنه به آدم من 9 سال پیش گواهی نامه رانندگی گرفتم و امسال به لطف خداوند برادرم میخواست ماشین بخره که یه مقدار پول کم داشت و من اون پولو بهش دادم به شرط اینکه با ماشینش به من رانندگی یاد بده و من بتونم از ماشینش استفاده کنم اونم شرطو قبول کرد، توو ذهنم این بود که من در عرض یک ماه رانندگی رو فول میشم و کلی عجله کردم کلی روی خودم فشار آوردم و حرص خوردم برای اینکه توو یک ماه رانندگی یاد بگیرم که نتیجه ش این شد که با این عجله کاری ها من چندبار ماشین برادرم رو زدم به این ور و اونور و کلی به خودم استرس وارد شد و با این عجله ها نه تنها جلو نیوفتادم بلکه استرسی که بهم وارد شده بود دیگه اجازه نمیداد مثل قبل با خیال راحت رانندگی کنم و ترس زیادی منو گرفته بود تا اینکه رفتم پیش یه مربی و ایشون گفت اگر ترس داری باید یکی دو ماه فقط و فقط بری توو جاهای خلوت تمرین کنی و هر وقت احساس کردی به همه جی مسلط شدی آروم آروم بیایی توو جاهای شلوغ. و من در حال حاضر بعد از گذشت سه ماه فعلا دارم توو جاهای خلوت تمرین میکنم و خوبیش اینه که دیگه عجله ندارم و هی پیشرفتهامو به خودم یادآوری میکنم و میگم ببین اولش توو هیچی بلد نبودی حتی پدالهای ماشینو نمیشناختی حتی توو جاهای خلوتم نمیتونستی حرکت کنی اما الان حداقل توو جاهای خلوت خیلی خوب میری و هول نمیشی و اگر همینطور ادامه بدی آروم آروم میتونی توو هر جایی رانندگی کنی

    استاد جان و خانم شایسته جان خیلی ازتون ممنونم برای این فایل عالییی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      سید عبداله حسینی گفته:
      مدت عضویت: 2257 روز

      به نام خداوند بخشنده و مهربان.

      سلام یاسمن جان به موضوع

      جالبی اشاره کردید که من یاد داستان گواهینامه گرفتن خودم افتادم که هنوز هم خنده ام میگیره

      من چون اصلا پشت فرمون ننشسته

      بودم همون روز اول که مربی واقعا

      آدم خیلی خوبی بود یکی یکی

      قسمت های داخل ماشین را ازم می‌پرسد که من اصلا اسم اونارو

      بلد نبودم که مربی ام برگشت بهم گفت مگه تو، تو جامعه بزرگ نشدی

      مگه تا حالا سوار ماشین نشدی ،تو چطور می‌خوای گواهینامه بگیری؟

      از اونجایی که من اعتماد به نفس بالایی داشتم و تکاملم را در یاد گیری طی می‌کردم که شما هم خوب

      بهش اشاره کردید کلاس اضافه هم پول میدادم غیر از کلاس‌ های رسمی و روی ایرادهام کار میکردم واقعا اگر قانون تکامل را رعایت نکنیم میتونه بهمون آسیب جدی وارد بکنه.

      دوست عزیزم کامنتتون خیلی برام

      الهام بخش بود و از خوندنش انرژی گرفتم از خداوند آرزوی موفقیت

      بیشتری براتون آرزومندم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    الهام رهنما گفته:
    مدت عضویت: 1881 روز

    به نام خدای مهربونم

    گام بیستم خونه تکونی ذهن حساس و شاپرکم

    باورم نمیشه امروز 20 روزه ک خدای مهربونم تو این مسیر پر از قشنگی و زیبایی خونه تکونی ذهن قرارم داده و هرروز با ی اتفاق فوق العاده سورپرایزم میکنه و چقد جالبه انقد آدم ریز میشه و غرق در این افکار ک حتی کوچکترین اتفاق رو هم میتونه ببینه و بخاطرش میلیون هاااااااا بار سپاسگزار خداوند باشه چقد نفس هام برام ارزشمندن چقد سلامتیم بزرگ و قشنگه ک توانایی انجام همهههههه کارهایی ک دوس دارم رو بهم میده چقد خانوادم دوسم دارن چقد همسرم مهربون و خوش اخلاق و عاشقه چقد همه چی فوق‌العادس الهی صدهزار مرتبه شکرت که میتونم درکشون کنم الهی صدهزار مرتبه شکرت

    در مورد قرآن ک تفسیری نداره و خیلی راحته قبول دارم از وقتی ک دگ نگاهم و ب خدا و مذهب و تمام چیزهایی ک بهم قبولونده بودن رو عوض کردم انگار هرلحظه خود خداس ک داره باهام حرف میزنه ولی خودم در مورد خوندن قرآن خوب عمل نکردم حتما و حتما باید روش کار کنم و مثل همین پروژه قدم بردارم براش خدام کمکم کنه ک بهتر و روان تر درکش کنم

    چقدر من این تکامل رو دوس دارم بهم استرس و نگرانی و عجله کردن نمیده هرچی ک بخام زودتر بهش برسم زود عین ی چراغ روشن خاموش میشه تو ذهنم ک عجله کردن ممنوع این مرحله رو برو قفل دَر مرحله بعد برات باز میشه و من چقدر نسبت ب گذشتم تغییر کردم تا ذهنم میاد برام افکار منفی و بی انگیزگی رو بچینه زود و درجا تو نطفه خاموشش میکنه وقتی تو این مسیرم همه چی ب راحتی ب قول استاد تاکید می‌کنم ب راااااااحتی برام هموار میشه بدون اینک من کار خاصی بکنم ترسی هم باشه میرم تو دل ترسهام و عمل میکنممممم الهی صدهزار مرتبه شکرت ک بهن این قدرت رو دادی ک خودممممم اونجور ک میخام زندگیم رو خلق کنم الهی شکرت

    استاد قشنگم عاشقتونم

    مریم جونم عاشقتم

    خانواده قشنگم عاشقتونم

    خدای بی همتا و قشنگم عاشقتممممم

    الهی ک همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین

    فعلا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: