live | قانون هدایت به سمت خواسته ها - صفحه 18 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | قانون هدایت به سمت خواسته ها
    472MB
    76 دقیقه
  • فایل صوتی live | قانون هدایت به سمت خواسته ها
    73MB
    76 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

733 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    هانیه حساس گفته:
    مدت عضویت: 2061 روز

    به نام خدایی که عاشقانه حمایت و هدایتم می کنه

    سلام به استاد عزیزدلم و مریم جانم

    وای استاد از این فایل..من اون شب بودم توی لایو و خدا رو شکر می کنم که بودم. چون دو فایل قبلی که درباره این اتفاقات گذاشته بودین، راستش رو بگم من خیلی باهاشون جبهه گرفتم و بهم ریختم. شاکی شده بودم خیلی ازتون…با اینکه قانون رو می دونستم و چند ساله دارم باهاتون و تو این مسیر کار می کنم، تو این اتفاقات نتونسته بودم بی توجه باشم و فکر می کردم این توجه من، به خواسته م که آزادی و تجربه اون تو کشور خودمه هست نه ناخواسته

    اما غافل از اینکه گرچه به ظاهر این بود، اما در واقعا افتادم تو تلاطم اخباری که روحم رو آزار می داد و من با گوشت و پوست و استخونم می فهمیدم که این حالی که الان دارم، هزار بار دورتره از حال خوبی که قبلا داشتم

    اول بگم که بودنم تو لایو کاملا هدایتی بود استاد…کااااملا هدایتی…چون من اصلا پیج آقای عرشیان فر رو ندارم، تو بحبوحه این اعتراضات که دیدم حالم واقعا داره بد میشه، یه دوره ای اینستاگرام رو از گوشیم پاک کردم که بتونم روی خودم کنترل داشته باشم و نرم سراغ اخباری که دیگه همه پیج ها داشتن به اشتراک می ذاشتن. این راهکاری بود که وقتی دیدم نمی تونم روی خودم مسلط باشم به قلبم اومد و میدونم پاک کردن صورت مساله بود اما تو اون مقطع کمکم کرد

    و جالب اینجاست که تازه چند روز بود که دوباره نصب کردم اینستا رو و پیج هایی که رگباری اخبار رو میذاشتن آنفالو کردم و به خودم قول دادم که کنترل ذهنم رو قوی تر کنم و از خدا کمک خواستم که یاریم کنه تو این راه …البته هنوزم بدم نمیومد در جریان قرار بگیرم و می گفتم باید بدونم تو جامعه م چه خبره و سواد اجتماعی باید داشته باشم

    اون شب هم که لایو گذاشتین، من چند لحظه قبلش اومده بودم اینستاگرام و تازه بازش کرده بودم و داشتم می چرخیدم که توی استوری ها پیام لایو شما با آقای عرشیان فر اومد و اومدم تو لایو ..اصلا با دیدن عکس و اسمتون اون بالا هم خوشحال شدم هم متعجب.. اصلا اطلاع نداشتم لایو برنامه ریزی شده بود یا نه و هیچ ذهنیتی هم نداشتم موضوع لایو چی هست. اما باید بگم بی نظیر بود و من بعد لایو یه آدم دیگه شده بودم.

    اصلا نمی تونم بگم چه حالی داشتم استاد. هم ترسیده بودم از بلایی که سر خودم آورده بودم، هم شرمنده بودم از اینکه بازم ناآگاهانه سنگ چیزهایی رو به سینه می زدم که اصلا وجود نداشت و همش با خودم می گفتم چرا نرفتی تحقیق کنی؟ چرا باور کردی حرفهایی که مثل قبل بهت از خدا و قرآن خورونده بودن تو این سالها و تو باوجود شاگردی استاد رو کردن، نرفتی خودت هم تحقیق کنی که بفهمی زمان پیامبر و امام حسین و … جنگی رو شروع نکردن و جهاد و … داستانش چیز دیگه بود و کلام خدا در این باره چیه؟

    استاد این لایو من رو از قعر چاه کشید بیرون. مثل یه سیلی خورد تو صورتم. مثل یه آغوش من رو تو خودش جا داد. نمی دونم چه توصیفی کنم، چون واقعا تلفیقی از همه این ها رو داشت برام. چون من بعد لایو تلفیقی از همه حس ها رو با هم داشتم و نمی دونین چقدر چقدر چقدر سپاسگزار خدام که اون لحظه و در بهترین زمان در بهترین مکان بودم و اون لایو رو دیدم. اون جبهه ای که نسبت به شما گرفته بودم رفع شد و مهم تر از همه، با خودم و دنیام به صلح رسیدم و فهمیدم چند چندم با خودم و چی می خوام و به قول معروف قبری که بالا سرش گریه می کردم خالی بوده

    و بازم برای هزارمین بار سر تعظیم فرو آوردم به هدایت الله…. و اینکه وقتی با همه وجود یه چیزی رو بخوای، راه رو نشونت میده و بهتره اینو بگم که راه رو می بینی…چون اون که همیشه هست و همیشه هدایت می کنه..منم که گاهی نابینا و ناشنوا میشم به هدایت ها و نشونه هاش

    بودنم تو لایو هدایت واضح خدا بود …من رو که از اینستا فاصله گرفته بودم و حذفش کرده بودم، هدایت می کنه به اینکه دو روز قبل دوباره نصب کنم. منی که بودنم توی اپلیکیشن رو طبق قرارم با خودم کمی محدود کرده بودم، اون ساعت میاره تو اینستاگرام تا لایوتون رو ببینم ….

    اینه که از من یک قدم و از خدا هزار قدم…من پر از سوال و ابهام بودم که مگه خدا نگفته جهاد؟ مگه حسین برای مقابله با ظلم پا نشد ؟ من آزادی می خواستم و خوشحال نبودم وقتی فیلم های برخورد هر دو طرف رو می دیدم. حتی خشونت مردم به حکومت هم برام خوشایند نبود.

    می فهمیدم من آزادی رو می خواستم که شما توی سریال سفر به دور امریکا بهمون نشون داده بودین…یه شهری بود که یه خیابونی داشت که ماشین های عجیب غریب و آدمها کلا برای تفریح و خوشگذرونی اونجا میومدن و همزمان یه آقایی داشت تبلیغ دین می کرد…

    آزادی که من می خواستم (و میخوام) بهش برسم اینه که هرکسی فارغ از هر دین و عقیده و قومیت و … بتونه بی دردسر زندگی کنه، ابراز عقیده کنه و اجبار و توهینی در کار نباشه..همون هایی که ما اینجا تو سریال های شما زیاد دیدیم

    اما می دیدم اونچه داره اتفاق میفته تو سطح اعتراضات، این نیست و برخلاف خیلی ها دیدن این تصاویر برای من اصلا خوشایند نبود و نیست….اما با خودم می گفتم خب راه دیگه ای هم نیست. جهاد که از قبل هم بوده و اینهمه جنگ هم در طول تاریخ اسلام وجود داشته و جنگ هم که بدون خون و خونریزی و کشتار نمیشه…پس راه همینه و باید فقط حالم رو کنترل کنم

    استاد اونجا که گفتین اگر حالت بده، احساست بده داره اینو بهت می گه که داری در ذهنت به چیزی توجه می کنی که نمی خوای تو زندگیت اتفاق بیفته انگار درها باز شد به روم…استاد واقعا متعجبم این پایه ای ترین قانونی بود که همه این سالها یاد گرفته بودم که احساس خوب = اتفاق خوب و به هرچی فکر کنی اون رو دعوت می کنی به زندگیت و … این حرفتون هم چیزی جز اینها نبود، اما این جمله انگار برام یه جور دیگه تازگی داشت … متعجبم چرا نمی فهمیدم وقتی حالم با دیدن این فیلم ها خوب نیست، یعنی اونا چیزی نیستن که من می خوام

    کلا فرکانس کلامتون تو این لایو بی نظیر بود استاد…خیلی با صلابت تر و محکم تر از دو فایل قبل صحبت کردین و شاید هم من دریافتم بهتر بود و قلبم بازتر بود…نمی دونم ولی این لایو نقطه عطف اون روزهام شد استاد..من رو از قعر چاهی که خودم رو توش انداخته بودم بیرون آورد و باز هم بهم ثابت کرد که من با دانسته ها و باورهای یکی دیگه داشتم تاریخ رو قضاوت می کردم و خودم هیچ حرکتی نکردم..

    بازم بهم ثابت شد که قانون خدا بدون تغییر و ثابته و هزاران بار شکر برای همین ثابت بودنش. بهم ثابت کرد هدایت همیشه هست و خدا تو رو در این جهان دو قطبی به هرآنچه توجه کنی، عالی هدایت می کنه، فقط کافیه درهای قلبت باز باشه

    استاد من بعد از اون دو تا فایل قبلی همش همین رو تکرار می کردم که مگه پیامبر هم جنگ نکرد؟ مگه جهاد نکرد؟ مگه همه جا توصیه نشده به جهاد در برابر ظلم؟ مگه امام حسین برای مقابله با ظلم بلند نشد و …. و هزاران سوال دیگه که حالم رو روزها و روزها بد می کرد.

    سعیم رو می کردم تمرکز روی نکات مثبت و زیبایی ها بذارم اما وقتی پر از سوال بودم، پر از ابهام بودم خیلی موفق نبودم تو این کار، باور کنین حتی تو اون تایم، ورودی مالی من که یه شیب ملایم صعودی رو از خرداد داشت، کمتر از قبل شده بود (که البته من این رو آخر ماه که داشتم آبان رو آنالیز می کردم متوجه شدم) همه زندگیم تحت تاثیر قرار گرفته بود و من روز به روز تو حال بد فرو می رفتم…حتی به واسطه اخبار و احساس بد، تعهدم نسبت به دوره قانون سلامتی کم شده بود و افتاده بودم تو چرخه خودسرزنشی که همه زحمت های این چند ماه رو داری به باد می دی

    و بعد انگار خدا دستم رو گرفت و من رو انداخت وسط این لایو…واااااااااااای که این لایو جواب واضح خدا بود به سردرگمی هام…کلام خدا که از زبان شما جاری میشد من مبهوت می موندم…وقتی از قرآن و پیامبر و جنگ ها و … حرف زدین یخ شدم ….خدا دیگه چطور قرار بود بهم بگه بیا هانیه این جوابت … اینهمه سال بد فهمیدی…اشتباه فهمیدی …برگرد تو مسیری که اونهمه براش زحمت کشیدی و زندگیت رو دوباره نجات بده.

    اشک ها ریختم استاد اون شب و هزار بار خدا رو شکر کردم که تونستم بفهمم..که اینقدر واضح خدا جوابم رو داد….الان دیگه می دونم وقتی ذهنم پر از این سوال ها بود و همش می گفتم پیامبر و امام حسین هم جهاد کردن، (که البته همه اینها نتیجه سالها چرت و پرت تو کتاب و درس تعلیمات دینی تو مغزمون بو)، حتی اگه خودم هم می رفتم دنبالش که بفهمم چیه و قرآن رو هم باز می کردم و زیر و رو می کردم با اون مقاومت هایی که داشتم، نمی فهمیدم استاد

    من هنوز انگار تو مدار درک اینها نبودم و باید همون زمان اینها رو از شما می شنیدم و خدا چقدر دوستم داشته که دقیقا دقیقا دقیقا همون سوال هام رو از زبون شما اینجور واضح و روشن توضیح داد. استاد وقتی گفتین هیچ جا تو قرآن نیومده که به پیامبر گفته باشه جنگ کن، بزن ، بکش و … انگار زیرپام خالی شد. یخ شدم و حسابی خجالت کشیدم

    نمیدونم با چه زبونی ازتون تشکر کنم .. نمی دونم چطور سپاسگزار خداوندم باشم که اینجور زیبا هدایتم کرد و من رو مورد نوازشش قرار داد ومن تونستم دوباره برگردم به ریل و مسیرم رو با ایمان بیشتری ادامه بدم

    هدایت شدم به اینکه هر روز فایلهای سفر به دور امریکا رو ببینم و براشون حتما کامنت بنویسم و این روال به قدری واضح به من گفته شد که روتینم شد و دوباره معجزه ها شروع شد

    استاد هزاران بار شکر می کنم خدا رو که پاسخ فرکانس های منفی مون رو بلافاصله نمیده ، اما پاسخ فرکانس های خوب و مثبت رو بلافاصله میده و من این رو تو همین شرایط کاملا درک کردم که اگه قرار بود من جواب اون فرکانس های خشم، ناامیدی و ترس و غم رو که یک ماه، شایدم نزدیک دو ماه توش بودم و ارسال می کردم رو می گرفتم، به معنای واقعی کلمه نابود بودم استاد

    اما درست از زمانی که سعی کردم ، فقط سعی کردم حالم رو خوب کنم و درخواست کردم از خدا و جهان هستی، پاسخ ها اومد، معجزه ها اومد، و به لطف الله حتی ورودی های مالیم هم دوباره بهتر شد

    از خدا می خوام اونقدر رشد کنم که تک تک صحبت های شما تو این فایل رو بازم بهتر بفهمم…مخصوصا درباره وطن …می دونم هنوز در اون حد تکاملم رو طی نکردم..اما می دونم فرق کردم نسبت به همون 20 آبان حتی … این رو کاملا متوجه میشم و حس می کنم

    از خدا میخوام لحظه ای من رو به خودم رها نکنه تا با عقل و منطق زمینی خودم هیچ کاری رو پیش نبرم

    از خدا می خوام همیشه من رو تو این مسیر ثابت قدم و متعهد نگه داره تا روز به روز درحال رشد و بهبود باشم

    از خدا می خوام همیشه با کوچکترین نشونه و تضاد من رو متوجه خارج شدنم از مسیر کنه نه با سیلی

    از آقای عرشیانفر هم ممنونم که این لایو رو برگزار کردن و بی نهایت از شما ممنونم استاد که توی سفر به این درخواست پاسخ دادین و باعث شدین این آگاهی ها و کلام خدا جاری بشه و راهگشای من و قطعا خیلی های دیگه بود

    خیلی زیاد دوستتون دارم و قدردان وجود ارزشمندتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  2. -
    شهاب انشائی گفته:
    مدت عضویت: 1904 روز

    بنام پروردگار یگانه

    سلام استاد عباسمنش و خانم شایسته

    اول خدا رو سپاسگزارم بابت هدایت من برای گوش دادن به این فایل،دوم چقدر لذت‌بخش بود برای من ،دو دوست و دو استادی که در یک رشته در حال فعالیت و پرورش افکار و بهتر کردن زندگی انسان‌ها در تلاش و تکاپو هستند و بااینکه در یک مسیر همسو و شاید مشترکند ولی فراوانی نعمت و دیدگاه روشن بینشون باعث ایجاد چنین ارتباط عالی و پر از انرژی میشه…بخدا زمانیکه استاد عباسمنش و استاد عرشیانفر در حال خندیدن بودند انگار یکباره باطری وجودم فول شارژ شد…

    از این بابت خدا رو سپاسگزارم بابت دیدگاه امروزم و ممنونم از استاد بابت روشن گری عالی و هدایتگرشون…

    من این فایل رو فقط یکبار گوش دادم ولی امیدوارم بتونم چندین بار دیگه این فایل رو گوش بدم و همونطور که استاد فرمودن هر دفعه یک پیام و یا یک نکته جدید میتونه باعث تحول زندگیم بشه.

    در پایان حرف برای گفتن زیاد داشتم ولی دوست دارم علاوه بر این حال و احساسات خوبم که چند وقتی هست دارم تجربه میکنم، دوست دارم نتایج عملی ام رو که در زندگی بهش میرسم با خونواده صمیمی عباسمنش به اشتراک بذارم…

    ممنون و سپاسگزار شما هستم بابت امید دادن به همه اعضای این خانواده صمیمی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    سید عبداله حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2262 روز

    به نام خداوند هدایتگر.

    با عرض سلام واحترام خدمت شما استاد عباسمنش ومریم عزیزم.

    لا اکراه فی الدین.

    در دین جبری نیست.

    من وقتی میخوام بدونم قرآن در مورد موضوعات مختلف چی گفته میام آیه فوق را کنار اون موضوعی که میخوام در موردش تحقیق کنم قرار می‌دم که این آیه خودش از آیه های ان شاالله ها و

    ان تشاء الله ها پیروی میکنه وهیچگونه دلسوزی و طرفداری از هیچ ملت واشخاصی نمیکنه.

    زمانی که من فهمیدم زندگی خودم را خودم دارم رقم می‌زنم خیلی کارها را اون اوایل انجام دادم کنار گذاشتم

    یکیش جمع کردن تلویزیون بود وکار بعدیم

    خارج شدن واستعفا دادن از فضایی که قبلا در

    اون فعالیت داشتم ونقش اول ها را همیشه به

    من پیشنهاد میدادند چون من هم از لحاظ صدا و هنر واستعداد خوبی برخوردار بودم وهم از امتیازات بالایی برخوردار بودم از جمله صداقت،

    پاکی و درستکار بودن و…………

    من اون موقع به خاطر اینکه میدیدم آدمای زیادی

    ازم استقبال می‌کنند فکر میکردم این همون راه

    درسته هست چون همه چیز به خوبی داشت

    پیش می‌رفت که بعد از مدت زمانی اومدم گفتم

    من یکی دیگه نیستم و رو من دیگه حساب نکنید.

    امروز که دارم این کامنت را می‌نویسم سه سال از

    اون روز گذشته وبا آموزه‌های استاد ومطالعه کردن

    قرآن فهمیدم که خداوند به همه کمک میکنه که

    بتونی تو اون کار عالی عمل کنی می‌خوای هیتلر

    باشی کمکت میکنم می‌خوای محمد هم باشی

    کمکت میکنم که من با مطالعه کردن قرآن و

    قوانینی که استاد توضیح میدین این دوتا موضوع را از هم جدا کردم.

    واما شرایط فعلی ایران شرایط من نیست که من بخوام بگم اگر ایران حاکم فعلیش عوض بشه

    زندگی من هم بهتر میشه که من خیلی ها را دیدم

    که خودشون رفتند انقلاب کردند والان افسوس

    می‌خورند که کاشکی انقلاب نمی‌کردیم ومطمئنن

    اگر یه اتفاقی دوباره بیفته همین ها دوباره

    افسوس شرایط وحکومت فعلی شون رو می‌خورند

    میخوام بگم عوامل بیرونی تعیین کننده زندگی من

    واحساس من نیست .

    من موقعی که‌ قوانین خداوند را از طریق استاد

    بزرگوارم درک کردم‌ وفهمیدم که میتونم زندگیم را

    خودم خلقش کنم فقط دارم‌ تمرین می‌کنم که‌ بهتر بشم دارم مهارت‌ کسب می‌کنم یعنی در کنترل

    ذهنم روز به روز دارم بهتر میشم که‌ در تمرین

    ستاره قطبی دارم یاد میگیرم که به زیبایی ها توجه کنم واز نازیبایی ها اعراض کنم.

    با سپاس فراوان از خداوند و استاد عزیزم سید

    حسین عباسمنش.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  4. -
    مهوش محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1927 روز

    سلام بر استادتوحیدی فرهیخته وبسیار توانمندم وسلام برخانم شایسته بسیار ارزشمند یارهمیشه همراه استادبزرگوار وتمامی اعضای این خانواده توحیدی هم مسیر با قوانین جهان هستیم

    استاد واقعا که این لایو شما بسیار بسیار ارزشمند وپراز نکته های ظریف وقایل تامل وتفکری بود برای آنان که بیندیشند وخواهان هم راستا شدن با قوانین ثابت ومحکم جهان هستی باشند

    استاد توانمند اولا که ماها همگی که جز این خانواده توحیدی هستیم زیر سایه آموزشهلی بسبار ارزشمند شما دیگه الان تقریبا همگی خوب متوجه هستیم که این دنیا الا بختکی وشانسی نیست وروی یک اصول ثابت ومحکم بنا شده وتنهاراه خوشبختی درهرحوزه درک عمیق این قوانین چون خود درک قوانین هم قانون تکامل میخواهد وبعد عملگرا بودن طبق قوانین هرحوزه هست تا بتوانیم درهرحوزه ای که مدنظرمان هست مثل حوزه روابط ،سلامتی،معنویت وثروت به نتایج عالی دست پیدا کنیم که همین هم قانون تکامل میخواهد ومهم استمرار درعمل به قوانین هست بدون عجله کردن واینکه هرروز درمقایسه با دیروز خودمان کمی بهتر درک وعمل کنیم واز نتایجی واتفاقاتی که درهرحوزه الان درزندگی شخصی خودمان داریم متوجه میشویم که آیا درمسبر درست هستیم یا توجه بر ناخواسته ها دارین چون اصل قوانین هرحوزه را توجه پایدار ما مشخص میکند که آیا مادرهرحوزه ای که خواهان تغییر هستیم به فرکانس پایدارخوب رسیده ایم یا هنور مثل یو یو عمل میکنیم وآن راهم احساس خوب پایدار ما مشخص میکند واینکه میگویند کنترل ذهن جهاد اکبر میخواهد منظور همین هست باید آنقدر تکرررررررررار وتمررررررررین کنیم تا به احساس خوب پایدار برسبم دیدن الگوهای موفقی مثل شما ذهن متفی راقانع میکند که پس میشود وامکان پذیر هست مهم ثابت قدم بودن دراین مسیر پراز آرامش وحال خوب هست وهروقت که ذهن 200درصد متفی بافمان شروع به زدن نجواهای شیطانی کرد فورا بهش بگویم دهنتو ببند وخفه شو بعد سریع قوانین هرخوزه رابه خودمان یادآورشویم که الان طبق قاتون من باید چه کاری را انجام بدم تا بتونیم سریع کنترلش کنیم وبه مسیر ورست برگردیم

    آره استاد توانمندم ماها همه بینهایت از خدای قادر ومهربون سپاسگزار هستیم که ماهارا قابل دونستند با شما استاد بسیار بسیار ارزشمند وتوانمدی آشنا کردند که بتوانیم درمیان اینههههههههمه هیاهو مسیر درست وواقعی را تشخیص دهیم وبصورت الگوی عملی هرروز هم نشانمان میدهند که د جای هیچ بهانه ای نباشد وفرداروزی حجت راتمام وکمال برما تمام تمام کرده باشند اما استاد عزیز یک نکته که ذهن وفکر کنم امثال من رهم سخت مشعول کرده جو حاکم برجمهوری بزرگوار اسلامی هست بنظرم ابن بزرگواران از رده بالای بالا تا پایین که همه وهمه هم دم از خدا قران وپیامبر میزنند بسیار بسبار درحق همین قرآن وپیامبر ظلم کرده اند وآنچنانی آنهارا درنطر جوانان این منلکت بدجلوه داده اتد که شما جرآت نمیکنی اصلا اسم قرآن وپیغمبرو بیاری که حاصرن خفت کنند وبکشنت میدونید چرا استاد عزیز چون همین بزرگواران به بدترین شکل ممکن اونو به جون امروز معرفی کزدن .

    حجاب اجباری نداشتن آزادی دروغ هزارن رتگ وریا بودن متفعت طالبی قدرت طلبی وهرآنچه خلاف انسانیت هست ار مسئولین بزرگوار اسلامی سر میزنه شما کلمه ای هم حرف بزنی فورا چنان ار احادیت وقران برات ردیف میکنه که ترجیح میدی سکوت کنی ووارد بازی اینا نشی واینه که بنظرم خیلی دردآور هست والان جون امروز همین بزرگواران از خدا قران وپیامبر بری کرده اند ودین زده شده اند واین بنطر من برای این بزرگواران تاوااااان سنگینی دارد چرا که به بدترین شکل ممکن خدا قران وپیامبررا بصورت عملی هرروز وهروز به مردم واللخصوص حوانان ابن مملکت معرفی میکنند

    استاد عزیز حرف پایانی من این هست که آرزوووووووووی قلبی دارم که روزی را ببینم که اکثریت مردم شریف وبزرگوار ما مخصوصا مسیولین بزرگوار حنهوری اسلامی به این بینش ودرک پایدار برسند که مهم ومهم ومهم انسانیت ویکتاپرستی هست فارغ از هردین ومذهبی واین بشود میزان وملاک داشتن شخصیت بالا برای هرانسانی ودیگر نقاب نزنیم وبه خود آییم چراکه دنیای مادی چند صباحی بیش نیست ودل براین عشوه گر دهر نبدنیم

    به امید آن روز🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  5. -
    علی پیروزی گفته:
    مدت عضویت: 1498 روز

    یه الگو راجب این موضوع پیدا کردم

    پله اتفاقی نشستم زندگی نامشو خوندم جالبه پله 3 بار جام جهانی رو برده و تو کشورش کودتای نظامی می شه ولی هیچ واکنشی نشون نمی ده

    و خیلی ها تو اون دوران ازش انتقاد می کردن که چرا واکنش نشون نمی دی. تو که پر طرفدار ترین فرد این کشور هستی ولی اون آگاهانه و یا ناآگاهانه ذهنشو کنترل می کرده و تمرکزش رو بهتر شدن خودش بوده دوبار قهرمان جهان می شع یه دوره نمی شه دوره بعدی دوباره میاد می شه

    نکته جالب همین آدم تو دورانی که کشورش دموکراتیو می شه و مدرن تر وزیر ورزش کشورش هم می شه و این آدم از فقیر ترین شرایط ممکن با جورابی که توشو کاغذ پر کرده بوده فوتبال بازی می کرده و تمام طول عمرش هم تو یه باشگاه برزیلی بوده این نشون می ده موفقیت وابسته به مکان نیست وابسته به شرایط سیاسی کشورت نیست

    وابسته به اونجوری که همه مردم واکنش نشون می دن نیست الان من مدتی ه که اصلان اخبار و چک نمی کنن ولی به قول استاد اون چیزهایی که لازمه خبرش بهت می رسه

    من دوره قانون سلامتی رو تهیه کردم امروز تو پیاده روی ام تمرکزمو آگاهانه می زاشتم رو فراوانی ها رو خونه های گرون قیمت ماشین های گرون قیمت که آدم هایی با شرایط مختلف شغل های مختلف دارن اون ها رو نشون می دن عدم وابستگی موفقیت به شغل خاص نکته جالب که ناخوداگاه بخشی از مسیر همراه شدم با یه نفر که هم صحبت شدیم این که استاد می گه به محز این که توجه تو می زاری روی زیبایی ها روی فراوانی روی ثروت روی سلامتی رو زیبایی ها هدایت می شی به سمت اون ها و از اساس همون ها وارد زندگیت می شه حالا این دوستی که صحبتو شروع کرد می گفت ببین 10 ساله پیش تو‌ روستا ها می رفتی هیچ امکاناتی نبود الان می ری تو هر روستایی خونه هایی ساخته شده از بالا شهر تهران با کیفیت تر با امکانات بیشتر می گفت شهر های کوچک امکانات کم بود ولی الان تو شهر های کوچک هر موقع وارد می شی می بینی چقدر پیشرفت کردن چقدر امکاناتشون بیشتر شده می گفت قبلانا تو شهر های کوچک ماشینا شبیه هم بود ولی الان هر خونواده ای چنتا ماشین دارن ماشین های با کیفیت این دوست که ناخوداگاه هم صحبت شد یا من داشت پشت سر هم راجب پیشرفت صحبت می کرد و تایید می کردم من و اون بیشتر دوست داشت صحبت کنه حالا می گفت اهمیتی ندارع قیمت دلار چه تغییری می کنه بازم پیشرفت اتفاق می افته مگه ده سال پیش چند برابر نشد چقدر فراوانی بیشترشده تو هر جنسی که می خوای تو ایران از بهترین نوعش می تونی پیدا کنی

    می گفت تو ایران بهترین جاست واسه ساختن ثروت و زندگی خوب داشتن و می گفت ایران قشنگ ترین جاهای ممکن رو داره

    ایمان من بیشتر شد به حرف های استاد که به محض این که کانون توجه تو می زاری روی نکات مثبت بیشتر از اساس همونا وارد زندگی ت می شع

    این واقعیته که فارغ از این که اون بیرون چه اتفاقاتی می افته هر روز و هر روز فرصت ها و نعمت ها بیشتر و بیشتر می شه هر روز ثروت و نعمت بیشتر و بیشتر می شه

    خداوند اساس کارش اینه که دنیا رو پیشرفت می ده و آدم هایی که کمک می کنند چرخ دنیا بهتر بچرخه با بهتر کردن خودشون با توجه به نکات مثبت ساختن باور های درست خداوند بی انتها روزی می ده بهشون و‌ واقعان کل داستان همینه که ما هر لحظه با افکارمون در حال ارسال فرکانس ها به جهان هستیم و زندگی خودمون رو خلق می کنیم از هر لحاظ سلامتی روابط خوب تمرکز روی آدم های خوب و موفق و ثروت مند آدم های از همون جنس وارد زندگیت می کنه

    نکته های استاد اساس قوانین جهان هستی هست

    ما با کنترل کانون توجه و اون چه که می بینیم و اون چه که می شنویم و احساس خوبی که پیدا می کنیم فارغ از این که جمعیت غالب چجور فکر می کنند و واکنش نشون می دن و رفتار می کنند مارو هدایت می کنه به زیبایی بیشتر به ثروت بیشتر به روابط خوب به سلامتی بیشتر به احساس بهتر و بهتر و زندگی بهتر به انجام اقداماتی که زندگی مارو با کیفیت تر می کنه این قانون جهان هستی این قانون خداونده بچه ها خداوند نیروی که تمام جهان رو خلق کرده نیرویی که داره تمام جهان رو مدیریت می کنه این خداوند به شکل سیستماتیک به افکار و باورها و احساسات و عملکرد ما بهبود هر روزه خودمون در هر شرایط کاری ،روابط سلامتی ، رابطه خوب با خدا و نزدیک تر شدن به خدا جواب می دهد قطعان یعنی بدون شک یعنی امکان ندارع نشود و با بار ها و بار ها تکرار شنیدن صحبت ها ی استاد و ساختن باور های درست می شود قطعان بدون شک و حتمان در هر شرایطی اتفاقات خوب ثروت ، روابط خوب حال خوب احساس خوب ، سلامتی ، وارد زندگی افرادی می شود که ورودی ها و احساسات و رفتار های خودشون رو کنترل می کنند که بهشون احساس بهتری بدهد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      زهرا گفته:
      مدت عضویت: 1992 روز

      ممنونم از کامنت زیبایی که گذاشتی علی عزیز،

      چقدر سبک و روش کار کردن روی خودت تمرین هایی که آگاهانه انجام میدی شبیه من بود و منم به خاطر شرایط به وجود اومده ناخودآگاه تمرکزم میرفت روی این مساعل ممنونم ازت که با کامنت قشنگت دوباره مسیری که اومده بودم رو بهم یادآوری کردی

      بهترین ها نصیبت شه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    ابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1693 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام خدمت استاد عزیزم که قانون رو یاد گرفته،یاد میده،زندگی خوبی برای خودش ساخته،جهان رو جای بهتری برای زندگی کرده.خودش شده الگوی ما هم در پندار ،هم در گفتار،هم در رفتار.

    از ویژگی های بزرگ استاد عمل به قانون بدون حتی یه دونه تقلبه.اینو تو دوره سلامتی بیشتر میفهمیم،چون بهتر تو جسم ایشون مشاهده می‌کنیم.

    جَوّ ما رو میگیره و متاسفانه همرنگ دیگران میشیم.الان باز هم این داستان تکراری تکرار شده و کنترل ذهن تو این مواقع که انسان رو قوی تر میکنه و در واقع محک اصلی ما عباس منشی ها تو این موقعیت هاست.

    همه چیز در گرو کنترل ذهنِ بصورتیکه احساس خوبی به ما بده.نشاندهنده و راهنمای ما احساس ماست اگر احساسمون خوبه راه رو درست میریم و اگر احساسمون بده راه رو اشتباه رفتیم سریع اصلاح کنیم.

    خدایا شکرت ،چقدر خوبه که این فرکانس ها دست خودمونه و میتونیم سریع اصلاح کنیم.چه خدای عادلی داریم چقدر خدای خوبی داریم که بعد از اصلاح فرکانس سریع حالمون خوب میشه و اگر فرکانس بد بفرستیم یه خورده طول میکشه تا برامون بد رقم بخوره.

    این الله مهربان همه چی رو برامون ساخته ،هر چیزی با تضادش مشخص میشه و ما هم میتونیم با توجه کردن به سمتش بریم.اگه توجه به فراوانیه شما هیچ وقت فقیر نمیشی و اگر توجه به فقر و کمبودِ پس لاجرم به سمت فقر و نداری هدایت میشی.

    چقدر استاد ما استاد اصل اصل اصلِ.چقدر ما باید شکرگزار باشیم که هدایت شدیم به این استاد و سایتش که همه نورِ،عزیز دلش که استاد ماست نورِ،دانشجوهاش همه نورن،در و دیوار سایت و نوشته ها همه نورن ،اصلا ما وسط بهشت هستیم و دائم در حال سلام و خوندن و گوش کردن انوار الهی هستیم.

    واقعا من سپاسگزار اساتید عزیزم و گردانندگان سایت و همه دوستان عزیزم هستم.

    خیلی اوقات ما رو از ظلمات به سمت نور هدایت کرده.تو هر فایلی نوری است که فرکانس های ما رو تنظیم میکنه و کافیه هدایت بخواهیم و وارد اون نور میشیم.

    نور علی نور…..

    قانون ثابته ابراهیم،توجه کن به خواسته هات و کنترل ذهن کن و احساست رو خوب نگه دار.قانون اینقدر ساده است که بعضی اوقات تو در و دیوار میری.ابراهیم تو 3 ساله تو این سایت هستید و روز بروز بهتر شدی از هر لحاظ،انگار به حدی بخدا نزدیک شدی که متوجه میشی وقتی از حال خوب دور میشی خود خود خدا میاد دنبالت تا تو رو برگردونه به بهشت‌

    ابراهیم تو به هیچ چیزی جز قانون نیاز نداری برای رسیدن به هر چی که دوست داری، پس تمرکز کن به خودت و اجرای قانون و لاجرم لاجرم به هر چی دوست داری هدایت میشی.

    بابا بی خیال ،همه چی جور میشه.آسون بگیر برای خودت .سمت خودت رو کار کن بقیه رو بسپار بخدا

    و من الله التوفیق

    سپاسگزارم استادم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  7. -
    Hosein گفته:
    مدت عضویت: 2268 روز

    سلام قشنگااااا

    میخوام یسری نکات از این لایو ارزشمند بگم

    1_اینکه چقدر عزت نفس تو مسیر ما تاثیر داره که به سبک شخصی خودمون زندگی کنیم و این چقدر شجاعت میخواد که تو شرایطی که همه تو یه مسیر میرن ما بگیم نهههه و کار خودمونو بکنیم چقدررررر این موضوع توحیدی و قشنگه و الیته نیاز به ایمان زیاددد دارههه

    من خودم یه مدت که خیلی زیاد رو سبک شخصی متمرکز بودم و واقن به راحتی نه میگفتم و کارای خودمو انجام میدادم چقدر حالم خوب بود و ارامش و حس قدرت داشتم امااااا ول کردن روند و رفتن تو حواشی یواش یواش منو از سبک شخصیم دور کرد حالا دوباره دارم به اون روند برمیگردم به اون سبک شخصی برمیگردم و دوباره میسازمش و این حس خلق کردن چقدر قشنگه

    2_تعهدی که استاد به انجام قوانین دارن که تو اون شرایط که میگفتن تو خیابون پر آدمممم بود حتی از سر کنجکاوی حتی نگاه ام بهشون نمیکردننن و این حجم از ایمان و تعهد به قانون چقدر قابل تحسینه

    3_ساده بودن قوانین چقدر قابل تحسینه

    احساس خوب=اتفاقات خوب

    توجهتو بزار رو اون چیزی که میخوایی به فرض اینکه حتی اگه تو زندگیتم نیاددددد قشنگهههه حالتو خوب میکنهههه پس چه دلیلی داره چیزی رو ببینم که ازش بدم میاددد

    همیننننننن

    اما ذهن ما دنبال پیچیدگی و سختی میگرده و این یکی از عوامل بازدارندست برای رسیدن به حس خوب

    در کل بیس و ریشه تمام موفقیت ها تو تمام جنبه ها عزت نفس و اعتماد به نفسه چیزی که رد پاش تو همه فایلا دیده میشه

    In God We Trust

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  8. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 993 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق برای شما

    144. روز شمار تحول زندگی من از این جعبه شگفتی خدا

    ارزشمندی

    یادمه استاد میگفت تا خودت رو ارزشمند ندونی تا کاری که انجام میدی ارزشمند ندونی کسی ارزش نمیده

    اول باید خودت ،خودت رو ارزشمند بدونی تا جهان هستی سر راهت جوری قرار بده که بهت برگردونه این حس ارزشمندی رو

    رد پای روز 3 خرداد رو مینویسم و حس ارزشمندی که سبب شد آخر شب ثروت از طرف خدا برای من عطا بشه

    من صبح بیدار شدم و رفتم نون گرفتم و بعد که صبحانه مو خوردم رنگ روغنم رو شروع کردم تمرین کلاسمو که شنبه باید ببرم کلاس اگر خدا بخواد

    اصلا فکرشو نمیکردم بتونم با آرامش رنگ کنم و بدون نگرانی

    گفتم خدا کمکم کن و شروع کردم و انقدر سریع پیش رفت که دیدم سریع تموم شد و یه قیمت هایی رو نگه داشتم تا شب رنگ کنم

    بعد هدایت شدم به آشپزخونه و شروع کردم به مرتب کردن و شستن ظرفا ، بعد مادرم گفت طیبه امشب مراسم هست تو میدان امام حسین

    برای رئیس جمهور شهید ابراهیم ریئسی شام غریبان گرفتن ، میخوای بریم و اونجا نقاشیاتو بذار بفروش

    من اولش گفتم باشه ولی بعد گفتم آخه چجوری اونجا بریم بفروشم نمیگن اومده برای فروش ؟

    دیدم دارم شرک میورزم حرف مردم برام مهم شده

    گفتم نه چرا باید نتونم خب کار میکنم و تلاش میکنم چه اشکالی داره

    و این باورو داشتم از بچگی تا الان که اگر در مراسم کسی که شهید شده ، کسی چیزی بفروشه گناه داره ،حتی به زبون آوردم که گناه نمیشه من ببرم تو مجلس شام غریبان وسیله بفروشم ؟

    همه اینا رو که میگفتم متوجه باورهای محدودی شدم که دارم و گفتم بریم توکل بر خدا

    ما خاضر شدیم و 7 رفتیم میدان امام حسین

    وقتی رسیدیم رفتیم اول نماز بخونیم و نماز شب اول قبر برای شهدا ، من نمازمو خوندم و تموم شد یه لحظه دیدم آقای سیدی که کلاه سبز سرش بود ،کیک یزدی پخش میکرد

    میخواستم نماز دوممو بخونم گفتم برم بگیرم ازش ولی گفتم نه نمازمو بخونم ،تا کفشامو بپوشم برم پخش کرده تموم شده

    همینجوری گفتم و بعد یه لحظه از دلم گذشت که کاش به مادرم و خواهر زاده ام از کیکا میداد ، مادرم رفته بود وضو بگیره بیرون مسجد بود

    اینو گفتم و نمازمو شروع کردم

    وقتی نمازم تموم شد میخواستم نماز شب اول قبر بخونم برای شهیدا شنیدم خانما دارن به هم اسم کسانی که تو بالگرد رئیس جمهور بودن با اسم پدراشون میگن به همدیگه

    تا وقتی نمازو خوندن ثوابشو بدن بهشون

    بعد 8 نفر که بودن هی یه خانم میگفت یادم نمیمونه اسما ،دیدم یه خانم برگشت گفت چرا سختش میکنید

    مگه مهم نماز شب اول قبر خوندن و هدیه دادن به روحشون نیست؟؟ بعدشم شما نیت میکنید به روح اون افراد و تو دلتون میدونید برای کی میخونید و خدا خودش هم میدونه نیت شما رو پس چرا هی دنبال اسم و نام پدر هستین ؟؟؟

    وقتی حرفاشو شنیدم گفتم دقیقا درسته مهم نیته که خدا خودش از همه چیز آگاهه و بعد شروع کردم نمازمو خوندم و وقتی تموم شد ،دیدم خواهر زاده ام اومد دستش کاغذ کیک هست یهویی بهش گفتم عه کیک دادن بهتون گفت آره یه آقا داد برای تو هم گرفتیم

    اونجا بود که گفتم چه خوب من از تو خدا خواستم یه لحظه رد شد از دلم کاش به مادرم اینا هم میدادن که همینجوری شد دقیقا طبق خواسته ام

    وقتی رفتیم تا بریم مراسم ، جمعیت زیاد بود و دستفروشی نبود ولی چند نفر بودن که بین جمعیت راه میرفتن و عکس رئیس جمهور رو تو پیکسل میفروختن و مادرم گفت یه نفرو دید که عینک هم میفروخت

    من خواستم وسیله هامو باز کنم ولی نتونستم ،انگار حس گناه میومد سمتم که تو مراسم شام غریبان اومدی بفروشی ؟

    دقیقا باور محدودی که نمیذاشت تا ایمانم رو به خدا نشون بدم

    من نشستم رو صندل و مادرم اینا رفتن ، داشتم با خدا حرف میزدم و این چند روز سوالم شده بود که خدایا چه درس هایی باید از ریئس جمهور یاد بگیرم و کارهایی که انجام داده و قدم هایی که برداشته و تمام مستندایی که ایشون ساختن و تو تلویزیون پخش میشد و اشک میریختن و یه حرفی رو این روزا زیاد شنیدم که

    میگفت خدایا خودت از نیت درونم آگاهی برای خدمت به مردم

    و این هی برام تکرار میشد که نیت پاک ، نیت مهمه که پاک باشه

    وقتی داشتم فکر میکردم یه باور محدودی هم داشتم که متوجهش شدم ، چون از اطرافیان یا غریبه ها و جامعه شنیده بودم میگفتن مسئولا همه شون ،کار نمیکنن یا نیتشون ناخوبه و از پول مردم برمیدارن

    وهمیشه نمیذاشت به نکات مثبت مسئولا فکر کنم

    ولی اینبار سعی داشتم تا تحلیل کنم و نکات مثبت رو به خودم یادآور بشم

    بعد از ظهر که داشتیم از تلویزیون نگاه میکردیم مراسم تشییع رو از مشهد، برام این سوال طرح شد

    دلیل این همه جمعیتی که اومدن چه تو تهران چه تو مشهد و تبریز و جاهای دیگه چی میتونه باشه ؟؟؟؟

    و فقط یه جواب بهم گفته شد

    نور ،عظمت خدا ، قدرت خدا

    اینکه یه آیه ای هم که بارها استاد عباس منش میگفتن یادم میومد که میگفتن اگر به خدا بیشتر وصل بشی محبوبت میکنه

    همه دوستت دارن و همه چی خود به خود درست میشه نیازی نداری که بری کاری کنی تا همه رو راضی نگه داری تا دوستت داشته باشن

    إِنَّ ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّـٰلِحَٰتِ سَیَجۡعَلُ لَهُمُ ٱلرَّحۡمَٰنُ وُدّٗا

    قطعاً کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده اند، به زودى رحمان براى آنان محبتى قرار خواهد داد

    آیه 96 سوره مریم

    رفتم تو گوگل نوشتم آیه ای در مورد محبوب بودن و این آیه رو آورد

    بعد دیدم نوشته که :

    این وعده ی خداوند است که محبت افراد شایسته و با ایمان را خدا در دل های دیگران قرار می دهد. این وعده کذب بردار نیست.

    وعده ای قطعی از جانب خداوند

    تا به حال دقت کرده اید، افرادی که ایمانشان حقیقی است نزد مردم بیشتر محبوب هستند؟

    این آیه رو که دیدم گفتم درسته و فکر کردم به تمام جمعیتی که برای تشییع پیکر شهید رئیس جمهور اومدن

    گفتم این خودش یه نشونه هست ،نشونه اینکه اگر مخالف بودن نمیومدن یه محبتی بوده که این همه جمعیت اومدن

    و مدام از خدا درخواست میکردم که خدایا کمکم کن من هم شهید بودن رو یاد بگیرم و در عمل نشون بدم ایمانم رو به تو

    و آگاهی هایی که یاد گرفتم رو در عمل انجام بدم ،نه در حرف

    بعد من که نشسته بودم و داشتم فکر میکردم یهویی هدایت شدم به برنامه تلوبیون تا ببینم مستندی در مورد رئیس جمهور نشون میدن یا نه نمیدونم کدوم شبکه بود ولی وقتی باز کردم دیدم آقای رئیسی داره حرف میزنه و میگفت

    من از دستفروشی شروع کردم ، وقتی اینو شنیدم اشک ریختم گفتم ببین دقیقا حرفای استاد عباس منش که میگفت تمام کسانی که به جاهای بالاتر رسیدن روزی از دستفروشی و از کار کوچیک شروع کردن

    و به خودم گفتم طیبه خجالت نکش تو داری تلاش میکنی اینجا هم میتونی بفروشی

    چرا باید حرف مردم برات اهمیت داشته باشه و شرک بورزی و تو این مراسم نتونی وسیله هاتو بفروشی

    ذهنم هی میخواست مانعم بشه و میگفت که جاکلیدی های تو طرحاشون لبخنده و طرح کارتونیه و تو این مراسم میخوای اونا رو بفروشی مردم چی میگن

    ولی مدام میخواستم خدا کمکم کنه تا شرک نورزم

    بعد یه قسمتی رو از اخبار دیدم که یکی از مسئولین سپاهی میگفت که برای رفتن به کار شخصی و دیدن مادرشون به مشهد بلیت میگرفتن و از امکانات ریاستش استفاده نمیکرد تا رایگان بره

    اینا برای من مثل چراغ روشن شد

    دوباره یاد حرفای اسناد عباس منش افتادم که میگفتن باید اصول داشته باشی

    برای اینکه نتایجت پایدار باشه اصول خودتو داشته باش

    اگر میبینی کسی تو صف میزنه باید اصولت باشه که تو تو صف نزنی

    و من از این که رئیس جمهور از دولت برای کارهای شخصیش استفاده نمیکرده ،یاد گرفتم تا بیشتر برای خودم اصول هایی رو داشته باشم

    انگار خدا منو هدایت کرد تا این گفته ها رو بشنوم تا سعی کنم بهشون عمل بکنم

    بعد یه آیه ای دیدم که :

    قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللهَ فَاتَّبِعُونی یُحْبِبْکُمُ اللهُ» آیه 31 آل‌عمران می‌فرماید بگو پیغمبر به مردم که اگر دوست دارید محبوب خدا شوید از من پیغمبر تبعیت کنید؛ یعنی اگر پیرو حبیب خدا باشید محبوب می‌شوید.

    این آیه هم منو یاد حرفایی که رئیس جمهور میگفت و چند روز پیش شنیدم که میگفت از زندگی امام ها ببینید که چه درس هایی باید بگیرید و از امام حسین و حضرت زینب گفت که صبور بودن و تسلیم خدا و الخیر و فی ما وقع رو گفت که انقدر تسلیم خدا بودن که خدا اینگونه این همه سال یادشونو زنده نگه داشته

    من تازه دارم درک میکنم پیرو حبیب خدا بودن یعنی چی

    تازه متوجه دارم میشم که اگر به اماما احترام میکنم اول برای خداست ادای احترامم و بعد برای امامی که سعی داشت و تلاش کرده و خداگونه شده و محبوب شده

    جدیدا نگاهم تغییر کرده خوشحالم از اینکه خدا درکش رو بهم داده و ازش میخوام تا عمل بکنم و عمل بکنم و عمل بکنم

    و مستمر باشه عمل کردنم به این آگاهی ها نه فقط حرف باشه و مفت هم ارزش نداشته باشه

    بعد که وسطای مراسم بود دیدم یه دست فروش بادکنک آورد تا برای بچه ها بفروشه ،بهش گفتن بره بیرون خیابون بفروشه

    اونموقع ذهنم داشت میگفت ببین گفتن بره بیرون پس تو هم باز نکن

    و مانعم شد

    وقتی مراسم کم موند تا تموم بشه مادرم گفت ببین دستفروشا تازه پهن کردن وسط میدان تو هم زود وسیله هاتو بذار

    یکم تعلل کردم و میدونم مانعی که داشتم باور های محدودم بود

    وای گفتم خدایا کمکم کن و باز کردم وسیله هامو گذاشتم زمین

    بعد یه نفر جاکلیدی 10 تمک خرید و یه خانم اومد آینه هامو دید قیمت گرفت رفت

    بعد دوباره اومد گفت کمتر حساب میکنی ؟ گفتم نه کار دسته وقت میذارم برای نقاشی ها و قیمتام مناسبه

    100 هزار تمن بود آینه دستی که میخواست

    اولش ذهنم میخواست بگه قبول کن پول دستت بیاد اشکالی نداره یکم کمتر بدی هیچی نفروختی

    همه این حرفارو تو یه لحظه داشتم میشنیدم

    تصمیم سریع گرفتم و یادآور شدم که نه من ارزشمندی کارمو پایین نمیارم بعدشم من قیمت مناسب میدم چرا باید کمتر از این بگم

    بعد گفتم نه شرمنده کار دسته و زمان بر نمیتونم کمتر حساب کنم و تو دلم گفتم خدا خودش مشتریمو میفرسته این نشد یکی دیگه میاد و ازم خرید میکنه اگرم خرید نکرد من به خیر خدا محتاجم

    بعد دیگه ما داشتیم جمع میکردیم یهویی همون خانم اومد و گفت من اون آینه رو میخوام خیلی خوشم اومده و به همسرش نشون داد و گرفت و 100 هزار تمن بهم داد

    وقتی رفتن گفتم چی شد طیبه ؟؟؟

    دیدی خدا چجوری برات مشتری شد که بیاد بگیره

    تو گفتی کارام ارزشمندن و همون خانم که دو بار اومد و میخواست کمتر پرداخت کنه ، بار سوم اومد و دقیقا به قیمت تو که خودت گفتی خرید

    یاد حرفای استاد عباس منش افتادم که تو فایل الگویی مناسب برای کسب و کار میگفتن

    که اگر مدارت تغییر کنه مشتریاتم تغییر میکنن و به اون قیمتی که تو میگی ازت خرید میکنن

    خوشحالم از اینکه ایمانم رو به خدا نشون میدم و سعی میکنم به خدا بسپارم

    و خوشحالم از اینکه خدا همیشه مراقبمه و حتی بهم میگه که چیکار کنم و اگر لحظاتی که شرک ورزیدم اصلا باهام بد نشد و اتفاقا بیشتر کمکم کرد تا در مسیرش قدم بردارم

    خدایا بی نهایت سپاسگزارتم

    بعد ما برگشتیم با بی آرتی خونه و تو راه یه فیلم دیدم که آیه قرآن رو میخوند و یه آخوندک بود انگار شبیه گل بود کل بدنش واققا زیبا بود و سوره مزمل آیه 8 رو میخوند

    من فقط به زیبایی آخوندک نگاه میکردم و به آیه زیاد توجه نکردم

    در مورد آیه تو روز شمار روز 4 خردادم مینویسم تا رد پام بمونه و یادم بیارم که چقدر خدا دقیق داره جوابمو میده و مراقبمه هر لحظه و حامی منه

    خدایا بی نهایت سپاسگزارم ازت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  9. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1205 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان و رزاق ووهابم

    خدایا ممنونتم که امروز این فایل رو روزیم کردی سپاسگزارتم

    سلام به استاد عباس منش عزیزم که با تمام وجود بخشنده است سلام به خانم شایسته زیبا که با عشق تمام برای ما این فایلها رو روی سایت میذارن تا استفاده کنیم و لذت ببریم و رشد کنیم اگر ما در مدارش باشیم

    که هستیم ان شالله

    قانون خیلی ساده است اما به خاطر سادگی زیاد باورمون نمیشه و بیشتر اوقات یادمون میره

    کنترل ذهن داشته باشی میتونی زندگیتو راه ببری

    وقتی کانون توجه تو ببری سمته اون چیزی که می‌خواهی مثلا اگر به زیباییها و خوبیها توجه کنی اتفاقات و خبرهای خوب رو میبینی و میشنوی توجه ات به هر سمتی و هر چیزی باشه از جنس همون تو زندگیت وارد میشه

    پس حالا که ما دانشجویان این سایت این قانون رو فهمیدیم و درک کردیم باید هر روز آگاهانه به اون خواسته ای که می‌خواهیم توجه کنیم و درباره اش صحبت کنیم تحسین کنیم و شکر گزاری کنیم بابتش و بعد نتیجه رو می‌بینیم به وضوح احساس خوب =اتفاقات خوب

    درباره هر چیزی که صحبت کنیم چه خواسته یا ناخواسته با صحبت کردن در باره اون موضوع به آن انرژی می‌دهیم و قدرت می‌دهیم و از آن بیشتر در زندگیمون می‌بینیم

    پس بیایم انرژی و قدرت روی خواسته هایی که دوست داریم داشته باشیم شون بذاریم و با این توجه آگاهانه ظرف وجودمون رو بزرگتر کنیم و هماهنگ میشیم با خواسته مون و بعد می‌بینیم درهایی از نعمت و ثروت به رویمان باز میشود و از افراد و جامعه جدا میشویم استاد بی‌نهایت ممنونتم

    مریم جانم از شما هم سپاسگزارم که دوش به دوش استاد داری رسالتتو اجرا میکنی و ما رو هدایت میکنی به زیبا و آسان زندگی کردن

    خداوند اجر دنیا و آخرت به شما بدهد

    از همه دوستان هم ممنونم یاحق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  10. -
    فاطیما گفته:
    مدت عضویت: 2217 روز

    استاد جانم سلام میکنم به شما و مریم عزیزم.

    این فایل رو که دیدم یاد یکی از فایلاتون افتادم که توی اون فایل یکی از خواباتونو تعریف میکنید که یه مسابقه دو بود و شما باید با کل مردم جهان مسابقه میدادید.استارت مسابقه خورد و شما شروع کردید به دوییدن خیلی سریع.یه لحظه به خودتون اومدید و دیدید که هیچکس نیست و هیچکس پا به پای شما نمیاد.وایسادید و برگشتید عقبو نگاه کردید.دیدید که مردم کل جهان به طرز بسیار عجیبی معلول حرکتی هستند و تازه همشون همون اول خط هستند.استاد من اون فایلو که گوش میکردم مو به تنم سیخ میشد.

    زمانی که این داستانا تو ایران شروع شد من اینو از شما خیلی خوب یادگرفتم که اعراض کنم از اخبار منفی.این شد که 9مهرماه اینستاگرام،یوتویوب و توییترمو پاک کردم .چند روز بعدش دختر عموم یه عکس سیب زمینی برام فرستاد توی تلگرام و گفت تو با این هیچ فرقی نداری :))))

    اصلا برام مهم نبود و انقدر من به اینا توجه نمیکردم که حتی یک بارم تو خیابون نه پلیس دیدم نه مردم در حال اعتراض.ز غوغای جهان فارغ…

    استاد در مورد آدمای علی بی غم بهتون بگم.من یه پسر خاله دارم که هیچچچیییی تاکید میکنم هیچیییی براش مهم نیست و کلا به هیچ چیزی عکس العمل نداره .از اون طرف یه پیر عمویی دارم که نقطه مخالف پسر خالمه.

    جالبش این بود که اینا هم زمان داشتن میرفتن سربازی.پسر عموم خیلی تلاش میکرد که توی یه پادگانی باشه که معروفه به هتل و شرایط خوبی داره که بعد از آموزشی بره توی ارگان خدمت کنه نه داخل پادگان.خودشو به درو دیوار زد.آشنا پیدا کرد و کلی پول داد.جالبه که بگم این بنده خدا افتاد نیرو انتظامی و بدترین دوران آموزشی داشت . بعد از شروع خدمتشو کلی عذاب کشید تا اینکه این تظاهرات شروع شد و پدرش دراومد تو این داستانا.و با اینکه نزدیک خونشون خدمت میکنه ولی در هفته سه بار میتونه بره خونه.

    از اون طرف پسر خالم که اصلا براش مهم نبود چی بشه ،افتاد همون پادگانی که پسر عموم آرزوش بود :))))و الان توی یه ارگانی خدمت میکنه که رییسش سربازارو خیلی دوست داره.چهارشنبه و پنج شنبه که کلا تعطیله و سه شنبه هم رییسش گفته نیا.در کل سه روز میره و سرویس داره با سرویس میره و میاد.و صبحانه و ناهاری ام که میدن کیفیتش عالی هست.

    خیلی جاله که 7 صبح میره 4 برمیگرده.و چون مربی شنا هست،اون ارگانی که کار میکنه بعضی از این سه روز میره به رییسشون شنا یاد میده و خودشم کلی شنا میکنه.به معنای واقعی هتل هست براش.

    وقتی این دو تا ادمو میبینم بیشتر متوجه حرف شما میشم که جهان دو قطبی هستش.

    استاد جان عاشقتونم.شکر خدای بزرگ که شمارو دارم ،که بین درست و غلطو بتونم تشخیص بدم .تو این زمونه ای که آدما کورکورانه مسیرشونو انتخاب میکنند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای: