این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2022/12/abasmanesh-9.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-11-01 03:59:212024-11-08 04:53:05live | قانون هدایت به سمت خواسته ها
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
امروز بیستو هشتمین گام من در پروژه خانه تکانی به صورت گام به گام است
خداراسپاس گزارم که در این مسیر هستم
از رویاهام مینویسم چه چیزی از این قشنگ تر که از رویاهات بگی و بنویسی و برای لحظاتی اشک توی چشمات جمع بشه
وقتی بهشون فکر میکنم
خدایا از تو ممنونم که بخاطر اون قدم هایی که توی مسیر رویام همراهم اومدی اونقدر چای پاهات محکم هست که با گذشت سالها از اون تصمیمی که گرفتم وقتی برمیگردم که مسیر رو بیاد بیارم یک آن به خودم میگم ببین اونجا خدا چه کرد برات، یادته فلان شرایط داشتی یادت هیچ کس باورت نداشت
یادت هیچ کس به آینده کاری که میخواستی انجام بدی ایمان و باور نداشت بلکه باهامم جنگیدن که منو منصرف کنن یادته بابات میخواست دم باهاش آتیش بزنه اما آخر خودش تو رو میبرد باشگاه تازه توی راهم باهاتم شوخی میکرد ، یادت چقدر تهدید شدی تحقیر شدی تخریب شدی، چقدر حرف های ناامید کننده شنیدی چقدر ترسها شنیدی.. یادته روی تخت میخوابیدی نه میتونستی توی اون شرایط هنزفری بزنی نه دوستی داشتی بری چند روز پیشش نه جایی داشتی فقط یه جا بود اونم خونه پدرت اخه من قبلا یاد گرفته بودم وابسته باشم به ادمها و مکان اون ادمها و هزار یک ترس ها ساخته بودم
شنیدیو شنیدیو شنیدیو.. گاهی با احساس ترحم و دلسوزی و التماس وارد میشدن شاید منو راضی کنن ولی من سکوت کردم من هیچ حرفی نزدم
هیچ حرفی.. حتی برای 1 ساعتم یادم نمیاد نشسته باشم صحبت کنم راضیشون کنم که راضی شن
وسط امتحاناتم بود تصمیم گرفتم گفتم من همینجا باید کات کنم دیگه تمرکز نذارم
رفتم به مادرم گفتم، فکر نمیکردم با این واکنش بد روبرو بشم، اره دخترش که شاگرد زرنگ مدرسه بود کلی اعتبار داشت توی معلم مدیر و دفتر مدرسه حتی بوفه دار مدرسه هم نبود میگفتن درویشی بیا برو بچها چی میخوان بهشون خوراکی بفروش :))))) وای خدا چقدر ظهرها قبل از اینکه بریم خونه ناهار بخوریم اشترودل خوردیم :))))
من گفتمو وایستادم.. و از همه اون روزها گذشتم، من به خدا گفتم خدایا مادرم میگه بری فوتسال منزوی میشی ولی من اینطوری نمیشم میرم تمرین میکنم موفق میشم میرم تیم ملی الگو میشم من با بهترین خودم فاصله ای ندارم
اینو فقط گفتم بلکه نوشتمش و انجامش دادم و این که رفتم سالن بخاطر اینکه این حرفمو باور داشتم راستش نمیدونستم چطوری میتونم برم تیم ملی حتی نمیدونستم چطوری قراره لژیونر بشم چون استاد عباسمنش گفته بود بهم که نباید کمتر از بهترین برای خودت ارزش قائل بشی، پس مریم حالا که انگیزه هاتو شناختی و خودت شناختی و متوجه چطوری هستیو اینا نباید به کمتر قانع بشی
منم گفتم چشم استاد من مینویسم امضا میکنم و میرم شروع میکنم من دیگه دانشگاهو، شریفو مهندسی و.. فکر نمیکنم برم رتبه فلان بیارم بیخیال، من حتی اینقدر مطمئنم از خواستم که نمیرم تربیت بدنی بخونم
وقتمم اونجا نمیذارم ،راه خودم سخت نمیکنم
nترم نمیخونم تا 10 تا رشته آشنا بشم که بفهمم میخوام چیکار کنم، من دفتر خاطراتم ردپاس که میگفت من هرجا میگفتم فلان چیز خوبه ولی آخر مینوشتم میخوام ورزشکار بشم میخوام فوتبالیست بشم میخوام فوتسالیست بشم
خیلی جالبه من با اینکه عاشششق فوتبال بودم و هستم ولی همون سالها اول از فوتسال نوشته بودم با اینکه خب فوتبال دنیای بزرگتری داشت اون موقع و حتی الانش هم گستردگی بسیار زیادی داره بخاطر وجود افراد الهام بخش که رشد کردند.
من خیلی مسیر های پیشنهادی کنار گذاشتم چون یه نیرویی برام تضمین کرده بود با اینکه از آینده و مسیر پیش روم نمیدونستم
خیلی خیلی ممنونم خداجونم که همراهم بودی
اگر تو نبودی من چطور میتونستم رویام بیاد میاوردم و تازه به سمتش حرکت کنم
حضور تو بزرگترین انگیزه اون روزهام بود حالا دارم میفهمم حالا دارم بهش فکر میکنم
که من کار خاصی نکردم که پدرم با هزینه خودش برام وسایل فوتسال بخره ولی میدونم که یه کار خوب انجام دادم اونم وایسادنم بود
حالا که دوباره میخوام راهنمای عملی کار کنم میخوام بنویسم تا مثل اون موقع که هیچچچ کدوم از معجزات زندگیم توی این دوره ثبت نکردم و یادم رفت حواسم نبود که بخاطر تمرکز روی این دوره بود که من متعهد تر شدم من که قانون آفرینش و فایل های رایگان تا یه حد خوبی کار کرده بودن ولی راهنمای عملی راه تمرکز گذاشتن تمـــرکز 100 درصدی بهم نشون داد به حدی که قبل از شروع تمرین توی سالن این جلسه رو پلی میکردم و توی سالن راه میرفتم گوش میدادم تا تمرینمون شروع بشه
جلسه 4 بود که بهم گفت فرق تو با بقیه در ایمان و باور و مثل دیوید بکام اینقدر تمرین کن و تمرکز کن تا توپ بالاخره بره و از وسط تایر عبور کنه ، آخ آخ الان یادم افتاد یکی از بچهای فوتبال یه فیلم گذاشته بود که چطور توپو از توی زمین چمن فرستاده بود توی پنجره ساختمون متروکه نزدیک چمن ،عین دارت که میزنی میخوره به وسطش..
نیرویی که هدایتگر، این نیرویی که من بهش اعتماد کردم حتما فکر به ثروت رسیدن و استقلال مالیم و شهرت و.. کرده بوده
فقط تنها ناراحتیم اینکه چرا زود فراموش کردم یا میکنم، زود فراموش میکنم که چه معجزاتی میتونی رقم بزنی به شکلی که خودمم فکرش نکنم ولی باز من یادم میره و برمیگردم به ترسها و شرک هام میشم بنده و غلام نظر و تایید و خواست بقیه،
یادم میره که اون ادمها که هرکی میخوان باشن
با شغل و جایگاه اجتماعی و پول و قدرشون هیچ فرقی با من ندارن عین من دوتا دست دارن تا دوتا پا و یه مغز
یادم میره که معنوی ترین کار جهان رفتن به سراغ رویاهام هست چیزی که وقتی غرقش میشم در بالاترین قدرت ذهنی جسمی و روحی و.. قرار میگیرم که احساس میکنم دستان خدا شده دستان من و خدا دستاش به من قرض داده، خیلی ام بزرگترن دستاش میگه بیا با دستای من این کار انجام بده ;-)
لحظات زیادی بود که با تو قدم برمیداشتم با اینکه هنوز به چیزهایی که گفته بودم نرسیده بودم و اصلا ظاهر زندگیم نزدیک نبود به اون چیزی که گفته بودم به خودم اما انگار فرقی نمیکرد، فرقی نمیکرد توی حالم چون من تماما حس میکردم توی مسیر رویاهام هستم
چیزی که عاشقشم و با فکر کردن بهش اشک توی چشام جمع میشه این منو بی نیاز میکرد
از تایید ها و تحسین های آدمهای بیرون
من تایید ها و تحسیناشون مینوشتم برای خودم اما به عنوان ردپا و نشونه
خدایا ازت ممنونم، منو توی این راه عاشقی رها نکن و دستم بگیر قدرتمند تر از حتی قبل و با من دوباره بیا، توکه میای این منم باید خودم آماده کنم و آماده باشم ولی اینکه این حرف بهت میزنم برا اینکه باعث بشه ادامه بدم
سلام و هزاران سلام به استاد جان استاد عباس منش عزیز درود خداوند بر تو ای استاد عزیزم بر تو ای استاد جانم خدا را شاکرم برای این همه نعمتی که به من داده و یکی از بزرگترین نعمتهای من روی این کره زمین وجود پر برکت شما استاد جان هستش…
معنی توحید را از شما یاد گرفتم معنی زندگی با توحید رو با شما یاد گرفتم معنی خوشبختی رو با شما استاد یاد گرفتم استاد ثروت و سلامتی رو نشون دادید بینهایت از شما استاد عزیزم سپاسگزارم برای این مسیری که ثابت قدم تا به اینجا ماندید و ما هم همراهان شما شدیم… الهی شکر برای وجود استاد جان ... استادی که با کلامش توحید رو داره گسترش میده استادی که من بیایمان رو با ایمان میکنه با کلامش استاد بینهایت سپاسگزارتم که تونستید به نفس خودتون غلبه کنید به نجواهای ذهنتون غلبه کنید و در این مسیر پربرکت و در این مسیر زیبا بمانید این ثابت قدم بودن شما این تعهد شما این اراده شما کار هر کسی نبوده واقعاً کار هر کسی نبوده و بینهایت از شما سپاسگزارم شما یکی از بهترین دستهای خداوند هستید برای مسیر هدایت الله اکبر الله اکبر الله اکبر ….
اگه به من باشه که دوست دارم صبح ظهر شب به شما عشق بدم استاد از شما تشکر کنم از شما برای این مسیری که ماندید تشکر کنم اما چه کنم که باید این کامنت تمام بشه ولی بدونید که بینهایت ما قدردان وجودتون هستیم و ذوق داریم و اشتیاق داریم که این مسیر زیبا را با شما ادامه بدیم الله اکبر خدای من شکرت ….
جهان دو قطبیه به به استاد داره چی میگه من تا حالا اینو نشنیده بودم که جهان دو قطبی هم وجود دارد اما الان دریچههای جدیدی داره از آگاهی باز میشه .
استاد داری چیکار میکنی با ما ..
صبح وقتی این فایل رو گوش دادم گفتم جهان دو قطبی توجه به زیباییها و توجه به نازیباییها انتخاب با منه …. چرا استاد اینقدر خوب میتونه درک کنه چون استاد خوب با منطق میاد منطق سازی میکنه .
امروز صبح وقتی این فایلو دیدم و نکته برداری کردم گفتم اوکی پس جهان دو قطبیه من میخوام امروز به خواستههام توجه کنم دیگه یک سری خواسته دارم خدایا من ازت میخوام که افراد ثروتمند رو وارد زندگیم کنی افرادی که بتونم در واقع شاگرد من باشن بتونم در سرمایه گذاری و معامله گری کمکشون کنم… خدایا میخوام شاگرد من باشن و من بهشون آموزش بدم … شب رسید … ساعت 22 :22 یعنی ساعت 10 شب به وقت ایران گوشیم زنگ میخوره و یک انسان بسیار بسیار ثروتمند طلا فروش که از شهر خودمون هست باهام تماس میگیره و میگه میخوام مشاور سرمایه گزاریم باشی و هر عددی که خودت بگی هستم باهات….جالبه این فرد 5 ساله منو میشناسه و این پیشنهاد رو نداده ولی دقیقا روزی به من گفت که من درخواست دادم که من به افراد ثروتمند توجه کردم من اومدم خواستم رو تست کردم و خداوند سریع الپاسخ هست سریع الحساب هست و پاسخ داد…
بهم گفت بهت پول میدم خودت همه کارو برام انجام بده من ازونجایی که خیلی چپ و راست شدم که قانون این رو تایید نمیکنه با پول بقیه کار کنی درخواستشو رد کردم و گفتم پول شما مال شما حساب صرافی باز کن پولتو واردش کن ولی من حق مشاور. سرمایه گذاری میگریم در واقع به من ربطی نداره 100 میلیارد سود کنی یا 100 میلیارد ضرر کنی من حق مشاورمو ازت میگیرم و الانم 1 هفته فرصت میخوام تا برات فرصت های سرمایه گذاری رو بفرستم …
بسیار خوشحال شد و گفت بروی چشم و شما هر چی بگید من همون کارو میکنم ….
امروز بصورت واضح خداوند درخواست منو اجابت کرد این یعنی جهان 2 قطبیه و من امروز به ادمهای ثروتمند توجه کردم و تحسین کردم و درخواست دادم و به راحتی به من داده شد این یعنی قانون درسته فقط پای ما روی ترمز هست و مدام غر میزنیم و شکایت میکنیم در صورتی که قانون به سادگی هر لحظه داره درخواست ها رو اگر روی کمبود ها نباشیم پاسخ میده فقط باید مثل هر مهارت دیگه ای انجامش داد و خوب بهش مسلط بشیم….
حالا میفهمم چرا استاد راهای ارتباطی با خودش رو بسته تا روی خودش با شدت و تمرکز بیشتر کار کنه ….درود خداوند بر شما ای استاد توحیدی من من هر چقدر سپاسگزار شما باشم کمه …بهشت رو دارم با وجود پر برکت شما تجربه میکنم از خدای بزرگ برای استادم سلامتی بیشتر ثروت بیشتر و عزت و نام نیک و تاثیر گذاری بیشتر و توحید بیشتر خواستارم …
به الله یکتا فرمانروای کیهان قدرت مطلق جهان میسپارمتون :-)
« یکی از بزرگترین نعمتهای من روی این کره زمین وجود پر برکت شما استاد جان هستش؛ خدایا من ازت میخوام که افراد ثروتمند رو وارد زندگیم کنی؛ خداوند سریع الپاسخ هست سریع الحساب هست و پاسخ داد؛ قانون به سادگی هر لحظه داره درخواست ها رو اگر روی کمبود ها نباشیم پاسخ میده؛ و … »
خدای من چه جملات زیبایی !!! شما در مدار درستی قرار دارین، جملات شما تو قلبم جا گرفت، انرژی مثبت پیدا کردم
من که اصلا ناراحت نمیشم از اینکه دوستانی که باهام هم فرکانس نیستن و حتی فامیل و راستش حتی عشقم ( که میدونم برام سخت هستا ولی راستش به حرفای استاد ایمان اوردم) از زندگیم خارج بشن.
من میدونم این به نفعمه و من تسلیمم
چون من میخوام خوشبخت باشم
چقدروابستگی تلخ و عذاب آورِو چقدر رهایی شیرین و دلنشینه
به من حس آزادی میده
واقعا رابطه ی بدون وابستگی شیرینترِ
من هردوش رو تجربه کردم
مهمترین رابطه ی ما رابطه ی ما با خودمون و خدای درونمونه
و چقدر از وقتی که خدا رو در درونم حس کردم وابستگیم کمتر شده.
راستی یه چیز دیگه وقتی ما نمیخوایم یه آدمی رو تغییر بدیم و اون آدم رو همونجوری که هست دوسش داریم اون آدم خودش مشتاق به تغییر میشه.
من عشق بدون قید و شرط رو یاد گرفتم و اول این رو سعی کردم رو خودم اجرا کنم و
وقتی با طرف مقابلم اشنا شدم ناخوادگاه با اونم اینطوری رفتار کردم واقعا خود به خود بودو اون آدم کلللی تغییر کرد
البته من در حال تکاملم هستم و روز به روز بهتر میشم نسبت به روزهای قبلم.
مامانایی که همش میخوان بچشون تغییر بدن ,مامانا یی که بچه معتاد دارن
به جای اینکه بخواین بچه تون رو تغییر بدین حتی اگه معتاده ،اون بچه رو همون طوری که هست دوسش داشته باشین
من فهمیدم خدا مارو همینجوری که هستیم با تمام بد بودنا و اشتباهاتمون دوسمون داره و عاشقمونه و این منو شفا داد و به من یاد داد عشق رو
و من عاشق خودم شدم ویاد گرفتم عشق یعنی چی و بعد تونستم این عشق رو به کسه دیگه ای هدیه بدم،چون تو وجودم عشقی وجود داشت که بتونم انتقالش بدم و هدیه کنم اگه وجود نداشت نمیتونستم.
و عشق باعث شفا میشه
عشق میتونه یه ادم معتاد رو کاری کنه که سالم بشه.
میدونید چون نبود عشق باعث ایجادِهمون اعتیادِشده بوده.
آنجا که عشق فرمان میدهد محال سر تسلیم فرود می آورد.
چقدر این خدای عادل رو دوست دارم
میدونین من هر چی به حرفهای شما بیشتر گوش میدم بیشتر متوجه میشم که خدا چقدر عادله.
به نظرم خیلی عادله و مهربونه که زندگی من رو وابسته به هیچ دولت و حکومتی نکرده.
یعنی من با دولته الان هم میتونم خوشبخت و ثروتمند و حتی ازاد باشم.
طبق قانون،من اگه افکارم رو راجب دولت الان تغییر بدم و مثبت کنم،جنبه ی مثبت این اشخاص( دولت) رو برای خودم فعال کردم.
پس من باید بشینم و جنبه های مثبتشون رو بنویسم.
مثلا همون احمدی نژادی که گرونی رو استارت زد ،خیلیهاروخونه دار کرد.
یادمه اون خونه هارو یکی از نزدیکانم با هفت میلیون خرید و همون موقع ارزشش 70 میلیون بود.
و اون شخص ذهنیت مثبتی راحب احمدی نژاد داشت.
جالب نیست؟!
یادمون باشه که اگه ما در مدار درستی باشیم همه چی به نفعمون میشه حتی دولت.
خداوند 8میلیارد دست داره رو زمین و دولت هم یکی از دستان خداست.
من با تغییر افکارم که باعث تغییر در عملکردم و فرکانسهای ارسالی و سیگنالی که به جهان ساطع میکنم میتتونم رندگیم رو کن فیکون کنم.
به نظرتون زیبا نیست؟
من این خداروخیلی دوست دارم
خدا جونم ازت ممنونم که انقدر دستم بازه برای ایجاد رویاهام.
خدای من ، من عدالتت رو باور دارم
تو به ما اجازه دادی که با فرکانسهامون زندگیمون دلخواهمون رو خلق کنیم
وقتی حرف از عدالت تو میشه خیلها میگن نه خدا عادل نیست چون اگه عادل بود که مثلا اون بچه تی که تو شکم مامانشه فلج به دنیا نمیومد اون که فرکانس نداشته
من هنوز نمیدونم که عدالت این موضوع در کجاست
فقط میدونم که جهان دوقطبیِ
میدونم که ما با فرکانسهامون رندگیمون رو رقم میزنیم
شاید اون بچه هم تو شکم مامانش فرکانسی فرستاده
میدونی خدا ،من میدونم که من نمیفهمم ،نمیدونم
خیلی چیزها هست که من ازش اطلاع و اگاهی ندارم
اما من میدونم و مطمئنم که تو عادلی
ما خالقیم
یه زمانی به این کلمه مقاومت داشتم
بعد انقدر تحقیق کردم و فهمیدم
توی مغز ما سیستمی وجود داره به اسم RSI
و این سیستم کارش اینه که به هر چیزی که بیشتر توجه کنی اون رو از سریع ترین راه ممکن جذب میکنه.
یعنی مثل وِیز عمل میکنه.
وقتی به پولتوجه کنی ،انگار که بهش آدرس دادی و تو رو از سریعترین راه ممکن به پول میرسونه.
پس من با توجه ام دارم خلق میکنم
استاد من فهمیدم تمام چیزهایی میگی علمیه و یه منطقی پشتش هست و خودتون تحقیق کردید و همه اینارو میدونید اما چون هدفتون اینه که ما رو از سریعترین و راحت ترین راه ممکن به هدفامون(،،و…)برسونید ،توضیحش نمیدید،چون خیلی طولانی و سخت میشه
ومهم رسیدنه ماست نه اینکه جمع کردن اطلاعات
دلم میخواد امروز تمرینم اینجا بنویسم
چون حس میکنم معجزه میشه
تمرین ستاره قطبی:
1_عشقم بهم گل بده
2_ی اتفاق خوبی امروز برام بیفته،مثلا از هزینه هام کم بشه( تخفیف با پول بیاد تو کارتم برای خودم باشه هاا .)
3_عشقم زنگ بزنه و یه خبر خوب بهم بده
ذهنم میگه این سه تا خواسته ای که نوشتی مخصوصا اولیش غیر ممکنه و طبق منطقش امروز اتفاق نمیفته،چون عشقم سر کاره و نمیتونه بیاد و…
بیخیال بابا بزار واسه یه بارم شده به حرفش گوش نکنم.
مگه چی میشه؟!
قلبم میگه اتفاق میفته اگه باور کنی شدنی بونش رو و منطقیش کنی.
با چطوریش کار نداشته باش.
بابا خداستاااا قدرتش زیاده.
خدایا شکرت که حست میکنم
من فهمیدم توی تمرین ستاره قطبی هم باید توجه ام رو بزارم روی اونایی که تیک خورده .
چقدر به دلم نشست این جملتون انگار که از قبل میدونستمش.
جهان اگه دو قطبی نبود و اگه همه چی پرفکت بود فاسد میشد.
من وقتی که مینویسم تازه متوجه میشم چقدر تغییر کردم و چه اتفاقات حالبی برام افتاده که شبیه معجزه ست.
من فهمیدم که فقط با تغییر خودم میتونم باعث بهتر شدن و گسترش جهان بشم.
و من هیچ کس رو نمیتونم تغییر بدم مگر اینکه خودش بخواد.
وقتی کامنتای بچه ها رو میخونم بهتر میفهمم که چطور باید گفته های شمارو تو زندگیم پیاده کنم.
وقتی که میخونم که دوستام چطور در شرایط به ظاهر بد به خدا توکل کردن و براشون معجزه رخ داده ،منم یاد میگیرم که چطور ایمان رودر عمل احرا کنم و از طرفی با خوندن اتفاقاتی که برای دوستان رخ داده اعتماد من هم به خداوند بیشتر میشه.
استاد عزیزم تمام لایکهای شما برای من نشونه ست و من میفهمم که دارم مسیرو درست میرم و دلم میخواد یه روزی انقدر رشد کرده باشم ،انقدر تغییر کرده باشم که نوشته هام به عنوان متن انتخابی اون قسمت از سایت انتخاب بشن.
من میدونم که شما وقتی کامنتهای مارو میخونین کاملا متوجه میشین که هر کدوم از ما تو کدوم مرحله از تکاملمون هستیم .
از هفته پیش که این فایل رو دیدم با همه وجودم دلم میخواست زیرش کامنت بنویسم و ردپا بذارم از خودم،بعد هم دو دل بودم رد پام رو زیر این فایل بذارم یا فایل “فقط روى خدا حساب باز کن” که الان تصمیم گرفتم همین جا بنویسم،استاد جانم صحبت هاى شما تو این لایو محشر بود و من تا حالا دوبار گوش دادم و بازم گوش خواهم داد،استاد قبلا هم اشاره کرده بودم من همان فایلى که اوایل مهر با عنوان قانون تغییر ناخواسته ها گذاشتین رو دیدم و کلا حالُ هواى اون روزهاى منو دگرگون کرد،و تو این سه ماه اخیر من بیشتر و متعهدتر از همیشه فایل هاى شما رو دیدم و دوره عزت نفس رو گوش دادم و نوشتم البته به نوعى تکاملم رو طى کردم با اینکه نزدیک یک و نیم ساله من عوض سایتم اما از ۶ ماه پیش با طى تکامل مطالب سایت رو پیگیرى کردم و دلیل اینکه دو دل بودم کامنتم رو زیر فایل فقط روى خدا حساب باز کن بنویسم این بود که اون فایل به قول آقاى عطارروشن ویزاى ورود من به سایت بود،بعد از اون من به نوعى معتاد سایت شما شدم و چه اعتیاد قشنگى هست دیدن فایل ها خوندن کامنت ها و هرازگاهى ردپا گذاشتن،استاد من از نتایجم تو این مدت چند ماه قبلا نوشتم و گفته بودم منتظر بودم تا نهاد دولتى ما رو در بخشى از کشور براى خدمت بخاطر تحصیل تقسیم کنه،من توى دلم با طى تکامل به خدا گفته بودم منو بفرست جایى خوش اب و هوا با ادم هاى خوب همکاران رو راست و درستکار و جایى که کارم سخت نباشد و درامد خوبى داشته باشم هر روز تو تمرین فانوس دریایى اینو مینوشتم و با این حال با خودم میگفتم حالا که من اینقدر تسلیمم حتما خدا منو میندازه یه جاى نزدیک که با شهر خودم خیلى فاصله نداره،استاد وقتى نتایج اومد من افتادم یه استانى که ١٢ ساعت با شهرم فاصله داشت و تا به حال اصلا اون سمت کشور نرفته بودم و از شهر من تا اونجا پروازى هم نیست و همه اون ١٢ ساعت رو باید با اتوبوس میرفتم،استاد من خیلى ترسیدم خیلى ناراحت شدم اما دوستان نزدیک و خواهرم بهم گفتن تو مگه نمیگفتى سپردى به خدا،خب خدا اونجا رو برات در نظر گرفته برو،خواهرم گفت برو خدا تو رو فرستاده اونجا،هفته پیش که براى اولین بار اومدم این شهر و نصف روز تو این شهر بودم براى کارهاى ادارى،من واقعا احساس میکردم چقدر ادم هاى خوبى داره این شهر،من شهرهاى زیادى رفته بودم اما این شهر جور دیگرى بودند ادم هایش،زلال و مهربان،استاد من دوره روانشناسى ثروت ٢ رو خیلى کم کار کردم چون با طى تکاملم و موازى با دوره عزت نفس و فایل هاى دانلودى جلو میرم و کلى باور محدود کننده درباره ثروت و درامد شغلى ام پیدا کرده بودم،استاد اون روز که براى تقسیم توى این شهر اومدیم قوانین براى ما عوض شد و برعکس همه هم صنفى هایم که همیشه میگویند توى این مرحله هیچ پولى نیست و فقط باید صبر کنى تا تموم شه تو نهاد دولتى هیچ پولى نمیدن،اونروز رییس اون نهاد به علت کمبود نیروى متخصص ما در کشور و خصوصا این استان،قوانین را براى ما عوض کرد من نمیدانم که ایشان به تعهداتشان عمل خواهند کرد یا نه،البته میدانم همین هم بستگى به باور و خلق من دارد،چه جالب،اینو الان فهمیدم چون در طول این یک هفته میگفتم من فقط این نشانه را دیدم که استاد همیشه میگن قوانین براى شما عوض میشه نه همه،نشانه هاى زیادى این مدت دیدم،من قبلا هم خدمتتان ذکر کردم که بعد از اشنایى با شما هدف مهاجرت در من شکل گرفته و به طرز معحزه اسایى یکى از دوستان و همکارانم یک راه ساده مهاجرت رو براى رشته ما بهم معرفى کرد من ان را هم یک نشانه دیدم و به خدا گفتم نمیدونم میشه یا نه و اگر نشه راههاى ساده ترى هم برایم در نظر گرفته اى،استاد میدانید من در طول این سه ماه پاییز که تو شهر خودم و خانه پدر مادرم بودم همه اش ارزوى زندگى مستقل را میکردم و اولش از اینکه اینقدر جاى دور افتادم ناراحت شده بودم میدانید استاد دیروز به خودم چى گفتم،گفتم تو مگه زندگى مستقل نمیخواستى ،خب اینجا بهت خونه مفت میدن مگه استادت نمیگه از اون چیزى که دارین شروع کنین،درسته خونه ات تو منطقه یک تهران نیست و تو یه شهر لب مرزه،اما عطیه جانم تکاملت را طى کن از همین زندگى لذت ببر ادامه اش رو هم خدا میرسونه،استاد من نسبت به چند ماه پیشم خیلى عوض شدم من اول همین هفته موقت اومدم یه شهر دیگه،اولش از خونه اى که بهم داده بودن ناراحت شدم که چرا اینقدر کثیفه اما توى ذهنم همه اش خانم شایسته میومدن که تو یکى از فایلا میگفتن که خونه کرج رو زمان مهاجرت از بندر به تهران چگونه دکور کرده بودند با کمترین امکانات و با سلیقه خودشون،یا تو فایل هاى زندگى در بهشت چقدر با عشق همه جا رو تمیز میکنن،منم تصمیم گرفتم با اینکه ۵ روز تو این خونه هستم فعلا اما کمى مرتبترش کنم تا برام دلچسب تر بشه در حد خانم شایسته نشد اما سعى کردم رو زیبایى هاى خانه تمرکز کنم و همه اش به کابینت سفید اشپزخانه اش تمرکز میکنم که چند روز قبل با خودم گفته بودم من از کابینت سفید خیلى خوشم میاذ،یه لحظه که در ساعت اول ورودم از فرط خستگى رو نازیبایى ها متمرکز بودم و چشمم به کابینت سفید افتاد،با خودم گفتم پس چرا اینو نمیبینى انگار خدا اون روز اینو شنیده و الان برات تدارک دیده،استاد الان وقتى ادم ها حرف میزنن و از پارتىُ قدرت بالادست ها حرف میزنن سعى میکنم چیزى نگم اما میبینم بله اینجورى ماها مشرکیم،خیلى خوشحالم که در مدار شنیدن حرفهاى شما قرار گرفتم،خداروهزاران بار شکر،میدونم جسته گریخته دارم مینویسم اما دلم میخاد همه رو بنویسم استاد اونروز یاد یه مطلب از کتاب هاى درسى مون افتاده بودم که زمان مدرسه نرشته بود هیچ کسى حق ندارد کشتى اى که همه جامعه توش نشستن رو سوراخ کنه چون همه رو غرق میکنه و یه هم چین چیزایى،یه لحظه با خودم گفتم چه جالب یه عمر این ورودى ها رفته تو ذهنمون اما استادم میگه هرکسى که تو مسیر درست باشه هدایت میشه و نجات پیدا میکنه حتى اگر یکى بخواد بهش اسیب بزنه،استاد این روزها احساس میکنم زندگى و حالم خیلى بهتره،متوجه صداى خدا میشم،چیزایى که خدا برام میفرسته رو میبینم و شکر میکنم و ذوق میکنم یه وقتایى میفهمم خدا چى میگه،حس میکنم اخیرا تو کارم اعتماد به نفسم بالاتر رفته و چند بارى جاهایى که میخواستم استرس بگیرم گفتم خدایا تو بهم بگو چیکار کنم و به طرز عحیبى اروم شدم،توى این شهر که اومدم هفته پیش براى بار اول،دستان خداى زیادى برام بودن،یکى از دوستانم گفت چرا تو شهر شما اعتراض اینا نیست من گفتم من اصلا توجه نمیکنم و حتى من اون نیروهاى امنیتى که تو سطح شهرمون هستن رو اصلا به چشم ادمهاى ترسناک نمیبنم به چشم شهروندان جوانى میبینم که در جاهاى مهم شهز تجمع کردن و وقتى از جلوشون رد شدم نه ترسیدم نه حس بد گرفتم نه چیزى،فقط اونا یه عده جون دیدم که دوست داشتن و انتخابشون اون بود که تو اون لباس ظاهر بشن،استاد من همه این ها رو مدیون اموزش هاى شمام و امروز یه اتفاق خیلى جالب افتاد من صبح مُهر صورتى رنگ همکارم را دیدم و گفتم چه خوش رنگه و غروب من همان رنگ مهر را به سادگى و اسانى داشتم،ممنونم استاد از شما،یک دنیا ممنونم و خدا رو شاکر،زیاد نوشتم و پخشُ پلا اما دوست داشتم بنویسم،ممنونم از دوستایى که وقت گذاشتن و خوندن
یه چند روزی میشد قلبم بهم میگفت برو جلسه 2 روانشناسی ثروت 3 رو گوش کن، دلم هواشو کرده بود بشدت..تا اینکه چند دقیقه پیش انجامش دادم و واقعا هم به آگاهی هاش نیاز داشتم…دلم آرام گرفت، باهاش اشک ریختم…این جلسه 2 برای من یکی از بهترین فایلهای سایته….ازش آرامش میگیرم…ازتون سپاسگزارم استاد عزیز همیشه دارین ما رو به مسیرمون آگاه میکنید، به قدم هایی که باید برداریم در مسیر دارین آگاهمون میکنید….سپاسگزارم….
یادتونه تو گام اول این پروژه در مورد کنترل ذهن صحبت کردین و الان که گام 28 هستیم همین اصل داره تکرار میشه و بارها هم تو این مسیر گام به گام تکرار شد….و این نشون میده که اصله….یکی از اصول مهم….
قانون توجه….مورد بعدی بود و بهتره بگم اصل بعدی که مطرح شد، اینکه حواسم باشه به چی توجه میکنم؟ توجهم به خواسته هام هست یا ناخواسته هام؟
درک این موضوع که این جهان، جهانی دو قطبیه…خیلی ما رو آرومتر میکنه….
و ذهن…..باز هم کنترل ذهن….
خدایا شکرت برای تمام نعمت هات….
خدایا شکرت برای تمام هدایت هات….
خدایا شکرت برای تمام مهربونیت….
خدایا شکرت برای این سایت ارزشمند….
خدایا شکرت برای داشتن آرامش تو زندگیم….
خدایا شکرت برای این همه احساس عالی…
خدایا شکرت برای این دستان سالم و قوی….
خدایا شکرت برای این چشمان زیبا و سالم…..
خدایا شکرت برای جهان زیبات….
خدایا شکرت برای وجود نازنین استاد و خانم شایسته عزیز…..
خدایا شکرت برای وجود دوستان ارزشمندم در این سایت….
قانون کلی جهان میگه به هر چی توجه کنی از جنس واساس اون موضوع رو بیشتر وارد زندگیت میکنی
پس کانون توجه ما افکار ما خیلی مهمه که حواسمون باشه هر روز و در طول شبانه روز چه ورودی هایی به ذهنمون میدیم
حتی در شرایط به ظاهر بد در شرایطی که کنترل ذهن کار خیلی سختی هستش باز باید یه کاری کنیم که توجه و تمرکز ما از اون شرایط به ظاهر ناجالب برداشته بشه
چون این یه قانونه برای جهان هم هیچ منطق و دلیلی قابل قبول نیست
اگه نتونی ذهنتو کنترل کنی
اگه نتونی افکار و توجه اتو از ناخواسته ها و هر چیزی که احساس بد به تو میده برداری شرایط و اتفاقاتی رو به زندگیت دعوت میکنی که هماهنگه با فرکانس هایی که به جهان ارسال کردی
دقیقا جهان مثل یک آیینه به تو پاسخ میده
همون چیزی رو بهت بر میگردونه که تو بهش نشون میدی
حالا که درک کردم این یک قانونه وظیفه ی من کنترل توجهم،کنترل افکارم هستش با تمام وجود این کارو انجام بدم چون نمیخوام از اون جنس ناخواسته بیشتر وارد زندگیم بشه
این و باید من توی تضادها در عمل در رفتار و واکنش من نسبت به اون تضاد نشون بدم
توی تضادها بجای تمرکز روی خودمشکلات که نتیجه اش غرق بیشتر در اون مشکلات هستش باید آگاهانه توجه کنم به خواسته هام به اون چیزی که دوست دارم برام اتفاق بیفته
چون این تضاد اومده که من خواسته مو واضح تر بشناسم بدونم واقعا من چیو میخوام
و احساس من نشون میده که در مسیر درستی هستم یا نه
احساس بد(خشم،عصبانیت، افسردگی، ناراحتی و هر چیزی که احساس منو بد میکنه)یعنی من توجه و تمرکز مو گذاشتم روی چیزی که نمیخوام تو زندگیم اتفاق بیفته
و عکسش هم همینطور.
خدایا از تو میخوام کمکم کنی توی هر شرایطی مخصوصا توی شرایطی که کنترل ذهن واقعا کار سختی میشه بتونم ذهنمو کنترل کنم بتونم از زاویه ای به اون تضاد نگاه کنم که به احساس کمی بهتر برسم.
خدایا پناهی جز تو ندارم،خودت هر لحظه حامی و هادی من باش.
استاد واقعاااااا عاشق این محکم و رسا صحبت کردناتونم
عاشق این مثال های بی نظیری که میزنید و عاشق این دیدگاه بی نظیرتون به مسائل هستم
و عاشق این صدای زیباتون که پدرم 9 ماهه هر شب موبایلش رو میزاره کنار سرش و دوره قانون سلامتی رو میزاره پخش بشه و بلافاصله خوابش میبره (که بعد از 51 سال رژیم و امتحان کردن هر نوع رژیمی، توسط دوره قانون سلامتی به راااااحتی 34 کیلوگرم وزن کم کرده و همچنان میخواد 14 کیلوگرم دیگر وزن کم کنه )
بار ها بوده میگه من وسط شب از خواب بیدار میشم و ساعت ها خوابم نمیبره اما بلافاصله تا صدای عباسمنشو میزارم خوابم میبره انقدر صداشون آرامش داره
واقعا به یک فایل هایی برمیخورم که حتی یک درصد هم روی تاثیرگذار بودنشون حساب نمیکنم اما این فایل منو دیوانه کرد،منو میخکوب کرد به یک گوشه ای تا صحبت های بی نظیرتون رو گوش کنم و یک قسمت هاییش رو بنویسم انگار تا به حال نشنیده بودم
این ها معلوم میکنه که چقدررررر باید روی خودم کار کنم و برای خودم وقت بزارم
سپاس از رب العالمین که بی نهایت هوامو داره،برام همیشه بهترین هارو رغم میزنه
هروقت هرچیزیییی خواستم سریع برام رغم زده
فقط باید به خودش بچسبم
فقط باید روی او حساب کنم
دیگران رو در ذهنم کم اهمیت کنم و به زیبایی ها و فراوانی ها توجه کنم
سپاس از شما استاد عباسمنش و همچنین خانم شایسته عزیز
بار ها و بار ها در ذهن خودم گفتم و الان هم میگم که تا الان بهترین تصمیم زندگیم، خرید دوره های شما بوده
و سپاسگزارم از جناب آقای مهندس حیدری که مارو با شما آشنا کرد
الان تغریبا یک هفته است که درگیر همین یک فایل هستم
خیلیه جلوی موج همه گیر بایستی و حرف حق بگی ، جیگر میخواد
تحسین برانگیزه که استاد با همین غیرت و همین قدرت و همین توانمندی و شجاعت تونستن از یک راننده تاکسی خودشونو برسونن به این درجه بالا که استاد موفقیت جماعتی باشند
من کتاب خیلی خوندم ، استاد زیاد داشتم ولی باید اقرار کنم اونی که باعث شد گردن کلفت بشم استاد بودن
استاد از من از یک پسر ساده و خجالتی مرد گردن کلفتی ساخت که حالا وقتی حرف میزنم همه سکوت میکنن تا ببین دستور من چیه
دوست دارم سید ، تو باجیگر ترین آدمی هستی که تو زندگیم دیدم ، تو منو تبدیل کردی به آدم جسوری که حالا هستم
توی جهان ما اصل ، اصل بقای اصلح هست، اینجا بخوای شل بگیری و توجه تو بدی دست دیگران رو هوا بردنت ، یه عده فقط یاد گرفتن لاتی کنن و بگن ما قانون جذبی هستیم بعد میرن هر ارتعاشی که بهشون القا بشه رو میفرستن
لات یعنی بقل گوشم شعار میدادن و داد میزدن اما من تمرکزم رو خواسته ام بود
از استاد یاد گرفتم که بزار بقل گوشت داد بزنن مهم نیست ، من لبخند میزنم و توجهمو میزارم روی خواسته ام
میگه که جیگر شیر نداری سفر عشق مرو
پررر روووو میزنیم زیر میز و بلند میگیم اینجا رئیس منم کسی نمیتونه به ما ارتعاش قالب کنه
این صحبت ها آنقدر خالصه که من در بعضی جاها مقاومت دارم. اما این ایراد از منه که هنوز جای کار دارم وباید آموزش بیشتری بگیرم تا تغییراتی تازه در درونم شکل بگیره.
همان خواندن کامنت های که استاد گفتن به محض بیدار شدن میخوانند وقبل از خواب،
منم وقتی این کارو میکنم واقعا احساس خوبی بهم دست میدهد وبه دنبال اون شرایط شروع میکنه به بهتر شدن و من خیلی راحتتر به خواسته های اون روزم میرسم.
اما چه کنم که من هنوز نمیتوانم صددرصد
ذهنم را کنترل کنم، چون ذهن مثل خونه ای نیست که من درشو ببندم یا مغازه نیست که کرکرشو بدم پایین
چون از صبح تا شب با آدم های جور واجور
برخورد میکنم که البته اغلب مثبت هستند
ولی باز خیلی جاها افسار این ذهن چموش
از دستم در میرود.
ولی در کل هر روز از هر نظر زندگی من وحال من واحساس من بهتر وبهتر میشه به لطف خدای مهربان.
باز میخواهم در این کامنت یه تجربه ای از خودم بگم
من با این که لر هستم وتمام خانواده وظایفم در لرستان زندگی میکنند اما من از همون بچگی علاقه ای به زندگی به اون افکار ودر اون شهر نداشتم.
تا اینکه خدا در سن 20 سالگی من را هدایت کرد
به شهری که هر آن چیزی که من دوست داشتم
داشت و داره. ودر اون شهر ازدواج کردم و خدا را شکر از شرایطم هم خیلی راضی هستم.
ولی در شهر خودم واقعا در افکار نامناسبی
ودر فرکانس پائینی دارند زندگی می کنند
من تا جایی که بشود به اونجا سفر نمیکنم
پس باید مطمئن باشیم که اگر ما روی خودمون کار کنیم
جهان ما را هدایت میکند به شرایط زیبایی که در ایران هست.
خداروشاکرم که با افکار مثبتتون هدایت شدین به جاها و افراد همفرکانس خودتون. بله من که خودم اون قسمتها زندگی میکنم کاملا درک میکنم چی میگید. متاسفانه حرف شما کاملا درسته و اکثرا به همین صورت هستند. تبریک میگم بخاطر شرایطی که ازش راضی هستین. همیشه در کنار بهترینها سلامت و سعادتمند باشید.
سلام استاد عزیز
سلام دوستان عالی و خوب خودم
چقدر این فایل لایو عالی و فوق العاده بود
درس ها و نکته های عالی را در آن برای من داشت
می توانم من هماهنگ و همسو با کل افکار و اخبار جامعه نباشم
می توانم خودم انتخاب کنم که چگونه فکر کنم و رفتار کنم
توجه خودم را بگذارم روی نکات مثبت
آن چیزی را انتخاب کنم که برای من بهترین خواهد بود و همان می شود که من را به سمت خواسته های خودم می رساند
این نکته را داشته باشم
در همان مسیری که مردم می روند هیچ لزومی نیست که من هم به همان سمت بروم
اصلا دلیلی نیست که آن مسیر درست باشد
بهترین کار و بهترین گزینه این است که از روی قوانین این جهان من تصمیم بگیرم و به جلو بروم
این برای من خیلی عالی و فوق العاده بود
توانایی کنترل ذهن
کنترل کردن ذهن خودم
این هم یکی دیگر از درس هایی است که من خیلی عالی در آن یاد گرفتم
از همه مهمتر و زیباتر این بود برای من بود باید بتوانم در هر شرایطی و در موقعیتی ذهن خودم را کنترل کنم و آرامش خودم را حفظ کنم و از درون شاد باشم
این درس با خیلی زیبا استاد توضیح دادند
دو قطبی بودن این جهان هستی فوق العاده است
یعنی اینکه در این جهان هم سردی را داریم و هم گرمی
هم فقیر را داریم و هم ثروت را
خوب آنگاه من مختار هستم که یا به زیبایی توجه کنم و یا نه محدودیت ها
می توانم به فقر نگاه کنم و یا به مال و فراوانی
اینجا من هستم که می توانم توجه کنم و به هر چیزی که توجه کنم از همان جنس در زندگی من گسترش پیدا می کند
وقتی که من حالم بد است
وقتی که احساس من بد است
این بدان معنی است که من در حال توجه به چیزی هستم که دوست ندارم در زندگی من رخ بدهد
وقتی که حالم خوب است
حس و حالم عالی است
بدان معنی است که من در حال توجه کردن به چیزی هستم که دوست دارم داشته باشم و به همان سمت زیبایی ها هدایت می شوم
این درس را باید با طلا بنویسم
وقتی که من در مسیر درست باشم خداوند درها را برای من باز می کند
من قادر نیستم که همه افراد را به سمت خیر هدایت کنم
قادر نیستم که حال همه رو خوب کنم
تنها بر کسی که می توانم اثر داشته باشم و تنها کاری که می توانم انجام بدهم این است که خودم روی خودم سرمایه گذای کنم
خودم را تغییر بدهم
وقتی که من تغییر کنم بی شک جهان بیرون من هم تغییر خواهد کرد
خداوند درهای جهان را بروی تغییر من باز خواهد کرد و من را هدایت خواهد کرد
من از تغییر دیگران عاجز هستم
هرگز نمی توانم کسی را تغییر بدهم
من خودم را درست کنم و تغییر بدهم هدایت می شوم به سمت جاهایی بهتر و آدم هایی خوبتر و زندگی عالی تر
همه چیز از خودم شروع می شود
این بدان معنی است که من باید توجه خودم را روی زیبایی ها بگذارم و به نکات مثبت توجه کنم
این بزرگترین درس امروز برای من از فایل ارزشمند بود
درست است وقتی که من به زیبایی ها توجه کنم بی شک توسط جهان به سمت زیبایی ها هدایت خواهم شد
سعی کنم
یاد بگیرم
در مورد چیزهایی که دوست ندارم صحبت نکنم
این را من در زندگی خودم رعایت کنم حتما حتما اولین چیزی که من تجربه خواهم کرد آرامش است
این آرامش من را قدم به قدم جلو می برد
به تمام خواسته های خودم خواهم رسید
با هرچه بجنگم از همان جنس در زندگی من گسترش پیدا می کند
این درس امروز من برای من بود
توجه کردن به زیبایی ها
داشتن حال خوب
نجنگیدن و بحث نکردن با دیگران
فقط روی تغییر خودم سرمایه گذاری کنم و کاری به دیگران و حرف های دیگر مردم جامعه نداشته باشم
این بزرگترین درس امروز برای من بود
سپاس از استاد عزیز
سپاس از خدای زیبایی ها
سپاس از خدای هدایتگر خودم
سپاس از خدای مهربانی ها
سپاس از خدای فراوانی ها
به نام خدای بخشنده مهربان
سلام به استاد عباسمنش عزیزم و خانم شایسته عزیز
امروز بیستو هشتمین گام من در پروژه خانه تکانی به صورت گام به گام است
خداراسپاس گزارم که در این مسیر هستم
از رویاهام مینویسم چه چیزی از این قشنگ تر که از رویاهات بگی و بنویسی و برای لحظاتی اشک توی چشمات جمع بشه
وقتی بهشون فکر میکنم
خدایا از تو ممنونم که بخاطر اون قدم هایی که توی مسیر رویام همراهم اومدی اونقدر چای پاهات محکم هست که با گذشت سالها از اون تصمیمی که گرفتم وقتی برمیگردم که مسیر رو بیاد بیارم یک آن به خودم میگم ببین اونجا خدا چه کرد برات، یادته فلان شرایط داشتی یادت هیچ کس باورت نداشت
یادت هیچ کس به آینده کاری که میخواستی انجام بدی ایمان و باور نداشت بلکه باهامم جنگیدن که منو منصرف کنن یادته بابات میخواست دم باهاش آتیش بزنه اما آخر خودش تو رو میبرد باشگاه تازه توی راهم باهاتم شوخی میکرد ، یادت چقدر تهدید شدی تحقیر شدی تخریب شدی، چقدر حرف های ناامید کننده شنیدی چقدر ترسها شنیدی.. یادته روی تخت میخوابیدی نه میتونستی توی اون شرایط هنزفری بزنی نه دوستی داشتی بری چند روز پیشش نه جایی داشتی فقط یه جا بود اونم خونه پدرت اخه من قبلا یاد گرفته بودم وابسته باشم به ادمها و مکان اون ادمها و هزار یک ترس ها ساخته بودم
شنیدیو شنیدیو شنیدیو.. گاهی با احساس ترحم و دلسوزی و التماس وارد میشدن شاید منو راضی کنن ولی من سکوت کردم من هیچ حرفی نزدم
هیچ حرفی.. حتی برای 1 ساعتم یادم نمیاد نشسته باشم صحبت کنم راضیشون کنم که راضی شن
وسط امتحاناتم بود تصمیم گرفتم گفتم من همینجا باید کات کنم دیگه تمرکز نذارم
رفتم به مادرم گفتم، فکر نمیکردم با این واکنش بد روبرو بشم، اره دخترش که شاگرد زرنگ مدرسه بود کلی اعتبار داشت توی معلم مدیر و دفتر مدرسه حتی بوفه دار مدرسه هم نبود میگفتن درویشی بیا برو بچها چی میخوان بهشون خوراکی بفروش :))))) وای خدا چقدر ظهرها قبل از اینکه بریم خونه ناهار بخوریم اشترودل خوردیم :))))
من گفتمو وایستادم.. و از همه اون روزها گذشتم، من به خدا گفتم خدایا مادرم میگه بری فوتسال منزوی میشی ولی من اینطوری نمیشم میرم تمرین میکنم موفق میشم میرم تیم ملی الگو میشم من با بهترین خودم فاصله ای ندارم
اینو فقط گفتم بلکه نوشتمش و انجامش دادم و این که رفتم سالن بخاطر اینکه این حرفمو باور داشتم راستش نمیدونستم چطوری میتونم برم تیم ملی حتی نمیدونستم چطوری قراره لژیونر بشم چون استاد عباسمنش گفته بود بهم که نباید کمتر از بهترین برای خودت ارزش قائل بشی، پس مریم حالا که انگیزه هاتو شناختی و خودت شناختی و متوجه چطوری هستیو اینا نباید به کمتر قانع بشی
منم گفتم چشم استاد من مینویسم امضا میکنم و میرم شروع میکنم من دیگه دانشگاهو، شریفو مهندسی و.. فکر نمیکنم برم رتبه فلان بیارم بیخیال، من حتی اینقدر مطمئنم از خواستم که نمیرم تربیت بدنی بخونم
وقتمم اونجا نمیذارم ،راه خودم سخت نمیکنم
nترم نمیخونم تا 10 تا رشته آشنا بشم که بفهمم میخوام چیکار کنم، من دفتر خاطراتم ردپاس که میگفت من هرجا میگفتم فلان چیز خوبه ولی آخر مینوشتم میخوام ورزشکار بشم میخوام فوتبالیست بشم میخوام فوتسالیست بشم
خیلی جالبه من با اینکه عاشششق فوتبال بودم و هستم ولی همون سالها اول از فوتسال نوشته بودم با اینکه خب فوتبال دنیای بزرگتری داشت اون موقع و حتی الانش هم گستردگی بسیار زیادی داره بخاطر وجود افراد الهام بخش که رشد کردند.
من خیلی مسیر های پیشنهادی کنار گذاشتم چون یه نیرویی برام تضمین کرده بود با اینکه از آینده و مسیر پیش روم نمیدونستم
خیلی خیلی ممنونم خداجونم که همراهم بودی
اگر تو نبودی من چطور میتونستم رویام بیاد میاوردم و تازه به سمتش حرکت کنم
حضور تو بزرگترین انگیزه اون روزهام بود حالا دارم میفهمم حالا دارم بهش فکر میکنم
که من کار خاصی نکردم که پدرم با هزینه خودش برام وسایل فوتسال بخره ولی میدونم که یه کار خوب انجام دادم اونم وایسادنم بود
حالا که دوباره میخوام راهنمای عملی کار کنم میخوام بنویسم تا مثل اون موقع که هیچچچ کدوم از معجزات زندگیم توی این دوره ثبت نکردم و یادم رفت حواسم نبود که بخاطر تمرکز روی این دوره بود که من متعهد تر شدم من که قانون آفرینش و فایل های رایگان تا یه حد خوبی کار کرده بودن ولی راهنمای عملی راه تمرکز گذاشتن تمـــرکز 100 درصدی بهم نشون داد به حدی که قبل از شروع تمرین توی سالن این جلسه رو پلی میکردم و توی سالن راه میرفتم گوش میدادم تا تمرینمون شروع بشه
جلسه 4 بود که بهم گفت فرق تو با بقیه در ایمان و باور و مثل دیوید بکام اینقدر تمرین کن و تمرکز کن تا توپ بالاخره بره و از وسط تایر عبور کنه ، آخ آخ الان یادم افتاد یکی از بچهای فوتبال یه فیلم گذاشته بود که چطور توپو از توی زمین چمن فرستاده بود توی پنجره ساختمون متروکه نزدیک چمن ،عین دارت که میزنی میخوره به وسطش..
نیرویی که هدایتگر، این نیرویی که من بهش اعتماد کردم حتما فکر به ثروت رسیدن و استقلال مالیم و شهرت و.. کرده بوده
یه نیروی فکر شده که از قبل همه چیز آماده داره
چقدر مطمئن گونه س اعتماد به همچین خدا، دفتر دستکی :))
خدایا عاشقتم
فقط تنها ناراحتیم اینکه چرا زود فراموش کردم یا میکنم، زود فراموش میکنم که چه معجزاتی میتونی رقم بزنی به شکلی که خودمم فکرش نکنم ولی باز من یادم میره و برمیگردم به ترسها و شرک هام میشم بنده و غلام نظر و تایید و خواست بقیه،
یادم میره که اون ادمها که هرکی میخوان باشن
با شغل و جایگاه اجتماعی و پول و قدرشون هیچ فرقی با من ندارن عین من دوتا دست دارن تا دوتا پا و یه مغز
یادم میره که معنوی ترین کار جهان رفتن به سراغ رویاهام هست چیزی که وقتی غرقش میشم در بالاترین قدرت ذهنی جسمی و روحی و.. قرار میگیرم که احساس میکنم دستان خدا شده دستان من و خدا دستاش به من قرض داده، خیلی ام بزرگترن دستاش میگه بیا با دستای من این کار انجام بده ;-)
لحظات زیادی بود که با تو قدم برمیداشتم با اینکه هنوز به چیزهایی که گفته بودم نرسیده بودم و اصلا ظاهر زندگیم نزدیک نبود به اون چیزی که گفته بودم به خودم اما انگار فرقی نمیکرد، فرقی نمیکرد توی حالم چون من تماما حس میکردم توی مسیر رویاهام هستم
چیزی که عاشقشم و با فکر کردن بهش اشک توی چشام جمع میشه این منو بی نیاز میکرد
از تایید ها و تحسین های آدمهای بیرون
من تایید ها و تحسیناشون مینوشتم برای خودم اما به عنوان ردپا و نشونه
خدایا ازت ممنونم، منو توی این راه عاشقی رها نکن و دستم بگیر قدرتمند تر از حتی قبل و با من دوباره بیا، توکه میای این منم باید خودم آماده کنم و آماده باشم ولی اینکه این حرف بهت میزنم برا اینکه باعث بشه ادامه بدم
باید باورت کنم.
با ایمان
مریم درویشی
1403/8/13
سلام و هزاران سلام به استاد جان استاد عباس منش عزیز درود خداوند بر تو ای استاد عزیزم بر تو ای استاد جانم خدا را شاکرم برای این همه نعمتی که به من داده و یکی از بزرگترین نعمتهای من روی این کره زمین وجود پر برکت شما استاد جان هستش…
معنی توحید را از شما یاد گرفتم معنی زندگی با توحید رو با شما یاد گرفتم معنی خوشبختی رو با شما استاد یاد گرفتم استاد ثروت و سلامتی رو نشون دادید بینهایت از شما استاد عزیزم سپاسگزارم برای این مسیری که ثابت قدم تا به اینجا ماندید و ما هم همراهان شما شدیم… الهی شکر برای وجود استاد جان ... استادی که با کلامش توحید رو داره گسترش میده استادی که من بیایمان رو با ایمان میکنه با کلامش استاد بینهایت سپاسگزارتم که تونستید به نفس خودتون غلبه کنید به نجواهای ذهنتون غلبه کنید و در این مسیر پربرکت و در این مسیر زیبا بمانید این ثابت قدم بودن شما این تعهد شما این اراده شما کار هر کسی نبوده واقعاً کار هر کسی نبوده و بینهایت از شما سپاسگزارم شما یکی از بهترین دستهای خداوند هستید برای مسیر هدایت الله اکبر الله اکبر الله اکبر ….
اگه به من باشه که دوست دارم صبح ظهر شب به شما عشق بدم استاد از شما تشکر کنم از شما برای این مسیری که ماندید تشکر کنم اما چه کنم که باید این کامنت تمام بشه ولی بدونید که بینهایت ما قدردان وجودتون هستیم و ذوق داریم و اشتیاق داریم که این مسیر زیبا را با شما ادامه بدیم الله اکبر خدای من شکرت ….
جهان دو قطبیه به به استاد داره چی میگه من تا حالا اینو نشنیده بودم که جهان دو قطبی هم وجود دارد اما الان دریچههای جدیدی داره از آگاهی باز میشه .
استاد داری چیکار میکنی با ما ..
صبح وقتی این فایل رو گوش دادم گفتم جهان دو قطبی توجه به زیباییها و توجه به نازیباییها انتخاب با منه …. چرا استاد اینقدر خوب میتونه درک کنه چون استاد خوب با منطق میاد منطق سازی میکنه .
امروز صبح وقتی این فایلو دیدم و نکته برداری کردم گفتم اوکی پس جهان دو قطبیه من میخوام امروز به خواستههام توجه کنم دیگه یک سری خواسته دارم خدایا من ازت میخوام که افراد ثروتمند رو وارد زندگیم کنی افرادی که بتونم در واقع شاگرد من باشن بتونم در سرمایه گذاری و معامله گری کمکشون کنم… خدایا میخوام شاگرد من باشن و من بهشون آموزش بدم … شب رسید … ساعت 22 :22 یعنی ساعت 10 شب به وقت ایران گوشیم زنگ میخوره و یک انسان بسیار بسیار ثروتمند طلا فروش که از شهر خودمون هست باهام تماس میگیره و میگه میخوام مشاور سرمایه گزاریم باشی و هر عددی که خودت بگی هستم باهات….جالبه این فرد 5 ساله منو میشناسه و این پیشنهاد رو نداده ولی دقیقا روزی به من گفت که من درخواست دادم که من به افراد ثروتمند توجه کردم من اومدم خواستم رو تست کردم و خداوند سریع الپاسخ هست سریع الحساب هست و پاسخ داد…
بهم گفت بهت پول میدم خودت همه کارو برام انجام بده من ازونجایی که خیلی چپ و راست شدم که قانون این رو تایید نمیکنه با پول بقیه کار کنی درخواستشو رد کردم و گفتم پول شما مال شما حساب صرافی باز کن پولتو واردش کن ولی من حق مشاور. سرمایه گذاری میگریم در واقع به من ربطی نداره 100 میلیارد سود کنی یا 100 میلیارد ضرر کنی من حق مشاورمو ازت میگیرم و الانم 1 هفته فرصت میخوام تا برات فرصت های سرمایه گذاری رو بفرستم …
بسیار خوشحال شد و گفت بروی چشم و شما هر چی بگید من همون کارو میکنم ….
امروز بصورت واضح خداوند درخواست منو اجابت کرد این یعنی جهان 2 قطبیه و من امروز به ادمهای ثروتمند توجه کردم و تحسین کردم و درخواست دادم و به راحتی به من داده شد این یعنی قانون درسته فقط پای ما روی ترمز هست و مدام غر میزنیم و شکایت میکنیم در صورتی که قانون به سادگی هر لحظه داره درخواست ها رو اگر روی کمبود ها نباشیم پاسخ میده فقط باید مثل هر مهارت دیگه ای انجامش داد و خوب بهش مسلط بشیم….
حالا میفهمم چرا استاد راهای ارتباطی با خودش رو بسته تا روی خودش با شدت و تمرکز بیشتر کار کنه ….درود خداوند بر شما ای استاد توحیدی من من هر چقدر سپاسگزار شما باشم کمه …بهشت رو دارم با وجود پر برکت شما تجربه میکنم از خدای بزرگ برای استادم سلامتی بیشتر ثروت بیشتر و عزت و نام نیک و تاثیر گذاری بیشتر و توحید بیشتر خواستارم …
به الله یکتا فرمانروای کیهان قدرت مطلق جهان میسپارمتون :-)
سلام
آقای رحیمی چه کامنت زیبایی نوشتین، احسنت بر شما.
« یکی از بزرگترین نعمتهای من روی این کره زمین وجود پر برکت شما استاد جان هستش؛ خدایا من ازت میخوام که افراد ثروتمند رو وارد زندگیم کنی؛ خداوند سریع الپاسخ هست سریع الحساب هست و پاسخ داد؛ قانون به سادگی هر لحظه داره درخواست ها رو اگر روی کمبود ها نباشیم پاسخ میده؛ و … »
خدای من چه جملات زیبایی !!! شما در مدار درستی قرار دارین، جملات شما تو قلبم جا گرفت، انرژی مثبت پیدا کردم
سلام استاد جان
سلام خانوم شایسته عزیز
سلام دوستای هم فرکانسیم
شما بهترین دوستای منید.
من که اصلا ناراحت نمیشم از اینکه دوستانی که باهام هم فرکانس نیستن و حتی فامیل و راستش حتی عشقم ( که میدونم برام سخت هستا ولی راستش به حرفای استاد ایمان اوردم) از زندگیم خارج بشن.
من میدونم این به نفعمه و من تسلیمم
چون من میخوام خوشبخت باشم
چقدروابستگی تلخ و عذاب آورِو چقدر رهایی شیرین و دلنشینه
به من حس آزادی میده
واقعا رابطه ی بدون وابستگی شیرینترِ
من هردوش رو تجربه کردم
مهمترین رابطه ی ما رابطه ی ما با خودمون و خدای درونمونه
و چقدر از وقتی که خدا رو در درونم حس کردم وابستگیم کمتر شده.
راستی یه چیز دیگه وقتی ما نمیخوایم یه آدمی رو تغییر بدیم و اون آدم رو همونجوری که هست دوسش داریم اون آدم خودش مشتاق به تغییر میشه.
من عشق بدون قید و شرط رو یاد گرفتم و اول این رو سعی کردم رو خودم اجرا کنم و
وقتی با طرف مقابلم اشنا شدم ناخوادگاه با اونم اینطوری رفتار کردم واقعا خود به خود بودو اون آدم کلللی تغییر کرد
البته من در حال تکاملم هستم و روز به روز بهتر میشم نسبت به روزهای قبلم.
مامانایی که همش میخوان بچشون تغییر بدن ,مامانا یی که بچه معتاد دارن
به جای اینکه بخواین بچه تون رو تغییر بدین حتی اگه معتاده ،اون بچه رو همون طوری که هست دوسش داشته باشین
من فهمیدم خدا مارو همینجوری که هستیم با تمام بد بودنا و اشتباهاتمون دوسمون داره و عاشقمونه و این منو شفا داد و به من یاد داد عشق رو
و من عاشق خودم شدم ویاد گرفتم عشق یعنی چی و بعد تونستم این عشق رو به کسه دیگه ای هدیه بدم،چون تو وجودم عشقی وجود داشت که بتونم انتقالش بدم و هدیه کنم اگه وجود نداشت نمیتونستم.
و عشق باعث شفا میشه
عشق میتونه یه ادم معتاد رو کاری کنه که سالم بشه.
میدونید چون نبود عشق باعث ایجادِهمون اعتیادِشده بوده.
آنجا که عشق فرمان میدهد محال سر تسلیم فرود می آورد.
چقدر این خدای عادل رو دوست دارم
میدونین من هر چی به حرفهای شما بیشتر گوش میدم بیشتر متوجه میشم که خدا چقدر عادله.
به نظرم خیلی عادله و مهربونه که زندگی من رو وابسته به هیچ دولت و حکومتی نکرده.
یعنی من با دولته الان هم میتونم خوشبخت و ثروتمند و حتی ازاد باشم.
طبق قانون،من اگه افکارم رو راجب دولت الان تغییر بدم و مثبت کنم،جنبه ی مثبت این اشخاص( دولت) رو برای خودم فعال کردم.
پس من باید بشینم و جنبه های مثبتشون رو بنویسم.
مثلا همون احمدی نژادی که گرونی رو استارت زد ،خیلیهاروخونه دار کرد.
یادمه اون خونه هارو یکی از نزدیکانم با هفت میلیون خرید و همون موقع ارزشش 70 میلیون بود.
و اون شخص ذهنیت مثبتی راحب احمدی نژاد داشت.
جالب نیست؟!
یادمون باشه که اگه ما در مدار درستی باشیم همه چی به نفعمون میشه حتی دولت.
خداوند 8میلیارد دست داره رو زمین و دولت هم یکی از دستان خداست.
من با تغییر افکارم که باعث تغییر در عملکردم و فرکانسهای ارسالی و سیگنالی که به جهان ساطع میکنم میتتونم رندگیم رو کن فیکون کنم.
به نظرتون زیبا نیست؟
من این خداروخیلی دوست دارم
خدا جونم ازت ممنونم که انقدر دستم بازه برای ایجاد رویاهام.
خدای من ، من عدالتت رو باور دارم
تو به ما اجازه دادی که با فرکانسهامون زندگیمون دلخواهمون رو خلق کنیم
وقتی حرف از عدالت تو میشه خیلها میگن نه خدا عادل نیست چون اگه عادل بود که مثلا اون بچه تی که تو شکم مامانشه فلج به دنیا نمیومد اون که فرکانس نداشته
من هنوز نمیدونم که عدالت این موضوع در کجاست
فقط میدونم که جهان دوقطبیِ
میدونم که ما با فرکانسهامون رندگیمون رو رقم میزنیم
شاید اون بچه هم تو شکم مامانش فرکانسی فرستاده
میدونی خدا ،من میدونم که من نمیفهمم ،نمیدونم
خیلی چیزها هست که من ازش اطلاع و اگاهی ندارم
اما من میدونم و مطمئنم که تو عادلی
ما خالقیم
یه زمانی به این کلمه مقاومت داشتم
بعد انقدر تحقیق کردم و فهمیدم
توی مغز ما سیستمی وجود داره به اسم RSI
و این سیستم کارش اینه که به هر چیزی که بیشتر توجه کنی اون رو از سریع ترین راه ممکن جذب میکنه.
یعنی مثل وِیز عمل میکنه.
وقتی به پولتوجه کنی ،انگار که بهش آدرس دادی و تو رو از سریعترین راه ممکن به پول میرسونه.
پس من با توجه ام دارم خلق میکنم
استاد من فهمیدم تمام چیزهایی میگی علمیه و یه منطقی پشتش هست و خودتون تحقیق کردید و همه اینارو میدونید اما چون هدفتون اینه که ما رو از سریعترین و راحت ترین راه ممکن به هدفامون(،،و…)برسونید ،توضیحش نمیدید،چون خیلی طولانی و سخت میشه
ومهم رسیدنه ماست نه اینکه جمع کردن اطلاعات
دلم میخواد امروز تمرینم اینجا بنویسم
چون حس میکنم معجزه میشه
تمرین ستاره قطبی:
1_عشقم بهم گل بده
2_ی اتفاق خوبی امروز برام بیفته،مثلا از هزینه هام کم بشه( تخفیف با پول بیاد تو کارتم برای خودم باشه هاا .)
3_عشقم زنگ بزنه و یه خبر خوب بهم بده
ذهنم میگه این سه تا خواسته ای که نوشتی مخصوصا اولیش غیر ممکنه و طبق منطقش امروز اتفاق نمیفته،چون عشقم سر کاره و نمیتونه بیاد و…
بیخیال بابا بزار واسه یه بارم شده به حرفش گوش نکنم.
مگه چی میشه؟!
قلبم میگه اتفاق میفته اگه باور کنی شدنی بونش رو و منطقیش کنی.
با چطوریش کار نداشته باش.
بابا خداستاااا قدرتش زیاده.
خدایا شکرت که حست میکنم
من فهمیدم توی تمرین ستاره قطبی هم باید توجه ام رو بزارم روی اونایی که تیک خورده .
چقدر به دلم نشست این جملتون انگار که از قبل میدونستمش.
جهان اگه دو قطبی نبود و اگه همه چی پرفکت بود فاسد میشد.
من وقتی که مینویسم تازه متوجه میشم چقدر تغییر کردم و چه اتفاقات حالبی برام افتاده که شبیه معجزه ست.
من فهمیدم که فقط با تغییر خودم میتونم باعث بهتر شدن و گسترش جهان بشم.
و من هیچ کس رو نمیتونم تغییر بدم مگر اینکه خودش بخواد.
وقتی کامنتای بچه ها رو میخونم بهتر میفهمم که چطور باید گفته های شمارو تو زندگیم پیاده کنم.
وقتی که میخونم که دوستام چطور در شرایط به ظاهر بد به خدا توکل کردن و براشون معجزه رخ داده ،منم یاد میگیرم که چطور ایمان رودر عمل احرا کنم و از طرفی با خوندن اتفاقاتی که برای دوستان رخ داده اعتماد من هم به خداوند بیشتر میشه.
استاد عزیزم تمام لایکهای شما برای من نشونه ست و من میفهمم که دارم مسیرو درست میرم و دلم میخواد یه روزی انقدر رشد کرده باشم ،انقدر تغییر کرده باشم که نوشته هام به عنوان متن انتخابی اون قسمت از سایت انتخاب بشن.
من میدونم که شما وقتی کامنتهای مارو میخونین کاملا متوجه میشین که هر کدوم از ما تو کدوم مرحله از تکاملمون هستیم .
سپاس️️️️
سلام استاد جانم و دوستاى قشنگم
از هفته پیش که این فایل رو دیدم با همه وجودم دلم میخواست زیرش کامنت بنویسم و ردپا بذارم از خودم،بعد هم دو دل بودم رد پام رو زیر این فایل بذارم یا فایل “فقط روى خدا حساب باز کن” که الان تصمیم گرفتم همین جا بنویسم،استاد جانم صحبت هاى شما تو این لایو محشر بود و من تا حالا دوبار گوش دادم و بازم گوش خواهم داد،استاد قبلا هم اشاره کرده بودم من همان فایلى که اوایل مهر با عنوان قانون تغییر ناخواسته ها گذاشتین رو دیدم و کلا حالُ هواى اون روزهاى منو دگرگون کرد،و تو این سه ماه اخیر من بیشتر و متعهدتر از همیشه فایل هاى شما رو دیدم و دوره عزت نفس رو گوش دادم و نوشتم البته به نوعى تکاملم رو طى کردم با اینکه نزدیک یک و نیم ساله من عوض سایتم اما از ۶ ماه پیش با طى تکامل مطالب سایت رو پیگیرى کردم و دلیل اینکه دو دل بودم کامنتم رو زیر فایل فقط روى خدا حساب باز کن بنویسم این بود که اون فایل به قول آقاى عطارروشن ویزاى ورود من به سایت بود،بعد از اون من به نوعى معتاد سایت شما شدم و چه اعتیاد قشنگى هست دیدن فایل ها خوندن کامنت ها و هرازگاهى ردپا گذاشتن،استاد من از نتایجم تو این مدت چند ماه قبلا نوشتم و گفته بودم منتظر بودم تا نهاد دولتى ما رو در بخشى از کشور براى خدمت بخاطر تحصیل تقسیم کنه،من توى دلم با طى تکامل به خدا گفته بودم منو بفرست جایى خوش اب و هوا با ادم هاى خوب همکاران رو راست و درستکار و جایى که کارم سخت نباشد و درامد خوبى داشته باشم هر روز تو تمرین فانوس دریایى اینو مینوشتم و با این حال با خودم میگفتم حالا که من اینقدر تسلیمم حتما خدا منو میندازه یه جاى نزدیک که با شهر خودم خیلى فاصله نداره،استاد وقتى نتایج اومد من افتادم یه استانى که ١٢ ساعت با شهرم فاصله داشت و تا به حال اصلا اون سمت کشور نرفته بودم و از شهر من تا اونجا پروازى هم نیست و همه اون ١٢ ساعت رو باید با اتوبوس میرفتم،استاد من خیلى ترسیدم خیلى ناراحت شدم اما دوستان نزدیک و خواهرم بهم گفتن تو مگه نمیگفتى سپردى به خدا،خب خدا اونجا رو برات در نظر گرفته برو،خواهرم گفت برو خدا تو رو فرستاده اونجا،هفته پیش که براى اولین بار اومدم این شهر و نصف روز تو این شهر بودم براى کارهاى ادارى،من واقعا احساس میکردم چقدر ادم هاى خوبى داره این شهر،من شهرهاى زیادى رفته بودم اما این شهر جور دیگرى بودند ادم هایش،زلال و مهربان،استاد من دوره روانشناسى ثروت ٢ رو خیلى کم کار کردم چون با طى تکاملم و موازى با دوره عزت نفس و فایل هاى دانلودى جلو میرم و کلى باور محدود کننده درباره ثروت و درامد شغلى ام پیدا کرده بودم،استاد اون روز که براى تقسیم توى این شهر اومدیم قوانین براى ما عوض شد و برعکس همه هم صنفى هایم که همیشه میگویند توى این مرحله هیچ پولى نیست و فقط باید صبر کنى تا تموم شه تو نهاد دولتى هیچ پولى نمیدن،اونروز رییس اون نهاد به علت کمبود نیروى متخصص ما در کشور و خصوصا این استان،قوانین را براى ما عوض کرد من نمیدانم که ایشان به تعهداتشان عمل خواهند کرد یا نه،البته میدانم همین هم بستگى به باور و خلق من دارد،چه جالب،اینو الان فهمیدم چون در طول این یک هفته میگفتم من فقط این نشانه را دیدم که استاد همیشه میگن قوانین براى شما عوض میشه نه همه،نشانه هاى زیادى این مدت دیدم،من قبلا هم خدمتتان ذکر کردم که بعد از اشنایى با شما هدف مهاجرت در من شکل گرفته و به طرز معحزه اسایى یکى از دوستان و همکارانم یک راه ساده مهاجرت رو براى رشته ما بهم معرفى کرد من ان را هم یک نشانه دیدم و به خدا گفتم نمیدونم میشه یا نه و اگر نشه راههاى ساده ترى هم برایم در نظر گرفته اى،استاد میدانید من در طول این سه ماه پاییز که تو شهر خودم و خانه پدر مادرم بودم همه اش ارزوى زندگى مستقل را میکردم و اولش از اینکه اینقدر جاى دور افتادم ناراحت شده بودم میدانید استاد دیروز به خودم چى گفتم،گفتم تو مگه زندگى مستقل نمیخواستى ،خب اینجا بهت خونه مفت میدن مگه استادت نمیگه از اون چیزى که دارین شروع کنین،درسته خونه ات تو منطقه یک تهران نیست و تو یه شهر لب مرزه،اما عطیه جانم تکاملت را طى کن از همین زندگى لذت ببر ادامه اش رو هم خدا میرسونه،استاد من نسبت به چند ماه پیشم خیلى عوض شدم من اول همین هفته موقت اومدم یه شهر دیگه،اولش از خونه اى که بهم داده بودن ناراحت شدم که چرا اینقدر کثیفه اما توى ذهنم همه اش خانم شایسته میومدن که تو یکى از فایلا میگفتن که خونه کرج رو زمان مهاجرت از بندر به تهران چگونه دکور کرده بودند با کمترین امکانات و با سلیقه خودشون،یا تو فایل هاى زندگى در بهشت چقدر با عشق همه جا رو تمیز میکنن،منم تصمیم گرفتم با اینکه ۵ روز تو این خونه هستم فعلا اما کمى مرتبترش کنم تا برام دلچسب تر بشه در حد خانم شایسته نشد اما سعى کردم رو زیبایى هاى خانه تمرکز کنم و همه اش به کابینت سفید اشپزخانه اش تمرکز میکنم که چند روز قبل با خودم گفته بودم من از کابینت سفید خیلى خوشم میاذ،یه لحظه که در ساعت اول ورودم از فرط خستگى رو نازیبایى ها متمرکز بودم و چشمم به کابینت سفید افتاد،با خودم گفتم پس چرا اینو نمیبینى انگار خدا اون روز اینو شنیده و الان برات تدارک دیده،استاد الان وقتى ادم ها حرف میزنن و از پارتىُ قدرت بالادست ها حرف میزنن سعى میکنم چیزى نگم اما میبینم بله اینجورى ماها مشرکیم،خیلى خوشحالم که در مدار شنیدن حرفهاى شما قرار گرفتم،خداروهزاران بار شکر،میدونم جسته گریخته دارم مینویسم اما دلم میخاد همه رو بنویسم استاد اونروز یاد یه مطلب از کتاب هاى درسى مون افتاده بودم که زمان مدرسه نرشته بود هیچ کسى حق ندارد کشتى اى که همه جامعه توش نشستن رو سوراخ کنه چون همه رو غرق میکنه و یه هم چین چیزایى،یه لحظه با خودم گفتم چه جالب یه عمر این ورودى ها رفته تو ذهنمون اما استادم میگه هرکسى که تو مسیر درست باشه هدایت میشه و نجات پیدا میکنه حتى اگر یکى بخواد بهش اسیب بزنه،استاد این روزها احساس میکنم زندگى و حالم خیلى بهتره،متوجه صداى خدا میشم،چیزایى که خدا برام میفرسته رو میبینم و شکر میکنم و ذوق میکنم یه وقتایى میفهمم خدا چى میگه،حس میکنم اخیرا تو کارم اعتماد به نفسم بالاتر رفته و چند بارى جاهایى که میخواستم استرس بگیرم گفتم خدایا تو بهم بگو چیکار کنم و به طرز عحیبى اروم شدم،توى این شهر که اومدم هفته پیش براى بار اول،دستان خداى زیادى برام بودن،یکى از دوستانم گفت چرا تو شهر شما اعتراض اینا نیست من گفتم من اصلا توجه نمیکنم و حتى من اون نیروهاى امنیتى که تو سطح شهرمون هستن رو اصلا به چشم ادمهاى ترسناک نمیبنم به چشم شهروندان جوانى میبینم که در جاهاى مهم شهز تجمع کردن و وقتى از جلوشون رد شدم نه ترسیدم نه حس بد گرفتم نه چیزى،فقط اونا یه عده جون دیدم که دوست داشتن و انتخابشون اون بود که تو اون لباس ظاهر بشن،استاد من همه این ها رو مدیون اموزش هاى شمام و امروز یه اتفاق خیلى جالب افتاد من صبح مُهر صورتى رنگ همکارم را دیدم و گفتم چه خوش رنگه و غروب من همان رنگ مهر را به سادگى و اسانى داشتم،ممنونم استاد از شما،یک دنیا ممنونم و خدا رو شاکر،زیاد نوشتم و پخشُ پلا اما دوست داشتم بنویسم،ممنونم از دوستایى که وقت گذاشتن و خوندن
به نام خداوند بخشنده و مهربان…
خدای وهاب که بی حد و حصر میبخشه
سلام به عزیزان دلم…
گام 28 پروژه گام به گام خانه تکانی ذهن
یه چند روزی میشد قلبم بهم میگفت برو جلسه 2 روانشناسی ثروت 3 رو گوش کن، دلم هواشو کرده بود بشدت..تا اینکه چند دقیقه پیش انجامش دادم و واقعا هم به آگاهی هاش نیاز داشتم…دلم آرام گرفت، باهاش اشک ریختم…این جلسه 2 برای من یکی از بهترین فایلهای سایته….ازش آرامش میگیرم…ازتون سپاسگزارم استاد عزیز همیشه دارین ما رو به مسیرمون آگاه میکنید، به قدم هایی که باید برداریم در مسیر دارین آگاهمون میکنید….سپاسگزارم….
یادتونه تو گام اول این پروژه در مورد کنترل ذهن صحبت کردین و الان که گام 28 هستیم همین اصل داره تکرار میشه و بارها هم تو این مسیر گام به گام تکرار شد….و این نشون میده که اصله….یکی از اصول مهم….
قانون توجه….مورد بعدی بود و بهتره بگم اصل بعدی که مطرح شد، اینکه حواسم باشه به چی توجه میکنم؟ توجهم به خواسته هام هست یا ناخواسته هام؟
درک این موضوع که این جهان، جهانی دو قطبیه…خیلی ما رو آرومتر میکنه….
و ذهن…..باز هم کنترل ذهن….
خدایا شکرت برای تمام نعمت هات….
خدایا شکرت برای تمام هدایت هات….
خدایا شکرت برای تمام مهربونیت….
خدایا شکرت برای این سایت ارزشمند….
خدایا شکرت برای داشتن آرامش تو زندگیم….
خدایا شکرت برای این همه احساس عالی…
خدایا شکرت برای این دستان سالم و قوی….
خدایا شکرت برای این چشمان زیبا و سالم…..
خدایا شکرت برای جهان زیبات….
خدایا شکرت برای وجود نازنین استاد و خانم شایسته عزیز…..
خدایا شکرت برای وجود دوستان ارزشمندم در این سایت….
خدایا شکرت برای این سپاسگزاری..
بینهایت عاشقتووووونم
به نام خدای هدایتگرم
گام بیست و هشتم
قانون کلی جهان میگه به هر چی توجه کنی از جنس واساس اون موضوع رو بیشتر وارد زندگیت میکنی
پس کانون توجه ما افکار ما خیلی مهمه که حواسمون باشه هر روز و در طول شبانه روز چه ورودی هایی به ذهنمون میدیم
حتی در شرایط به ظاهر بد در شرایطی که کنترل ذهن کار خیلی سختی هستش باز باید یه کاری کنیم که توجه و تمرکز ما از اون شرایط به ظاهر ناجالب برداشته بشه
چون این یه قانونه برای جهان هم هیچ منطق و دلیلی قابل قبول نیست
اگه نتونی ذهنتو کنترل کنی
اگه نتونی افکار و توجه اتو از ناخواسته ها و هر چیزی که احساس بد به تو میده برداری شرایط و اتفاقاتی رو به زندگیت دعوت میکنی که هماهنگه با فرکانس هایی که به جهان ارسال کردی
دقیقا جهان مثل یک آیینه به تو پاسخ میده
همون چیزی رو بهت بر میگردونه که تو بهش نشون میدی
حالا که درک کردم این یک قانونه وظیفه ی من کنترل توجهم،کنترل افکارم هستش با تمام وجود این کارو انجام بدم چون نمیخوام از اون جنس ناخواسته بیشتر وارد زندگیم بشه
این و باید من توی تضادها در عمل در رفتار و واکنش من نسبت به اون تضاد نشون بدم
توی تضادها بجای تمرکز روی خودمشکلات که نتیجه اش غرق بیشتر در اون مشکلات هستش باید آگاهانه توجه کنم به خواسته هام به اون چیزی که دوست دارم برام اتفاق بیفته
چون این تضاد اومده که من خواسته مو واضح تر بشناسم بدونم واقعا من چیو میخوام
و احساس من نشون میده که در مسیر درستی هستم یا نه
احساس بد(خشم،عصبانیت، افسردگی، ناراحتی و هر چیزی که احساس منو بد میکنه)یعنی من توجه و تمرکز مو گذاشتم روی چیزی که نمیخوام تو زندگیم اتفاق بیفته
و عکسش هم همینطور.
خدایا از تو میخوام کمکم کنی توی هر شرایطی مخصوصا توی شرایطی که کنترل ذهن واقعا کار سختی میشه بتونم ذهنمو کنترل کنم بتونم از زاویه ای به اون تضاد نگاه کنم که به احساس کمی بهتر برسم.
خدایا پناهی جز تو ندارم،خودت هر لحظه حامی و هادی من باش.
درود فراوان
سپاس از قرار دادن این فایل بسیار تاثیرگذار
استاد واقعاااااا عاشق این محکم و رسا صحبت کردناتونم
عاشق این مثال های بی نظیری که میزنید و عاشق این دیدگاه بی نظیرتون به مسائل هستم
و عاشق این صدای زیباتون که پدرم 9 ماهه هر شب موبایلش رو میزاره کنار سرش و دوره قانون سلامتی رو میزاره پخش بشه و بلافاصله خوابش میبره (که بعد از 51 سال رژیم و امتحان کردن هر نوع رژیمی، توسط دوره قانون سلامتی به راااااحتی 34 کیلوگرم وزن کم کرده و همچنان میخواد 14 کیلوگرم دیگر وزن کم کنه )
بار ها بوده میگه من وسط شب از خواب بیدار میشم و ساعت ها خوابم نمیبره اما بلافاصله تا صدای عباسمنشو میزارم خوابم میبره انقدر صداشون آرامش داره
واقعا به یک فایل هایی برمیخورم که حتی یک درصد هم روی تاثیرگذار بودنشون حساب نمیکنم اما این فایل منو دیوانه کرد،منو میخکوب کرد به یک گوشه ای تا صحبت های بی نظیرتون رو گوش کنم و یک قسمت هاییش رو بنویسم انگار تا به حال نشنیده بودم
این ها معلوم میکنه که چقدررررر باید روی خودم کار کنم و برای خودم وقت بزارم
سپاس از رب العالمین که بی نهایت هوامو داره،برام همیشه بهترین هارو رغم میزنه
هروقت هرچیزیییی خواستم سریع برام رغم زده
فقط باید به خودش بچسبم
فقط باید روی او حساب کنم
دیگران رو در ذهنم کم اهمیت کنم و به زیبایی ها و فراوانی ها توجه کنم
سپاس از شما استاد عباسمنش و همچنین خانم شایسته عزیز
بار ها و بار ها در ذهن خودم گفتم و الان هم میگم که تا الان بهترین تصمیم زندگیم، خرید دوره های شما بوده
و سپاسگزارم از جناب آقای مهندس حیدری که مارو با شما آشنا کرد
شاد و عملگرا باشید
الان تغریبا یک هفته است که درگیر همین یک فایل هستم
خیلیه جلوی موج همه گیر بایستی و حرف حق بگی ، جیگر میخواد
تحسین برانگیزه که استاد با همین غیرت و همین قدرت و همین توانمندی و شجاعت تونستن از یک راننده تاکسی خودشونو برسونن به این درجه بالا که استاد موفقیت جماعتی باشند
من کتاب خیلی خوندم ، استاد زیاد داشتم ولی باید اقرار کنم اونی که باعث شد گردن کلفت بشم استاد بودن
استاد از من از یک پسر ساده و خجالتی مرد گردن کلفتی ساخت که حالا وقتی حرف میزنم همه سکوت میکنن تا ببین دستور من چیه
دوست دارم سید ، تو باجیگر ترین آدمی هستی که تو زندگیم دیدم ، تو منو تبدیل کردی به آدم جسوری که حالا هستم
توی جهان ما اصل ، اصل بقای اصلح هست، اینجا بخوای شل بگیری و توجه تو بدی دست دیگران رو هوا بردنت ، یه عده فقط یاد گرفتن لاتی کنن و بگن ما قانون جذبی هستیم بعد میرن هر ارتعاشی که بهشون القا بشه رو میفرستن
لات یعنی بقل گوشم شعار میدادن و داد میزدن اما من تمرکزم رو خواسته ام بود
از استاد یاد گرفتم که بزار بقل گوشت داد بزنن مهم نیست ، من لبخند میزنم و توجهمو میزارم روی خواسته ام
میگه که جیگر شیر نداری سفر عشق مرو
پررر روووو میزنیم زیر میز و بلند میگیم اینجا رئیس منم کسی نمیتونه به ما ارتعاش قالب کنه
ما خودمون ارتعاش دنیایو تنظیم میکنیم باو
سلام به استاد عزیز و راستین
وهمه دوستان راه موفقیت به سبک عباس منش.
این صحبت ها آنقدر خالصه که من در بعضی جاها مقاومت دارم. اما این ایراد از منه که هنوز جای کار دارم وباید آموزش بیشتری بگیرم تا تغییراتی تازه در درونم شکل بگیره.
همان خواندن کامنت های که استاد گفتن به محض بیدار شدن میخوانند وقبل از خواب،
منم وقتی این کارو میکنم واقعا احساس خوبی بهم دست میدهد وبه دنبال اون شرایط شروع میکنه به بهتر شدن و من خیلی راحتتر به خواسته های اون روزم میرسم.
اما چه کنم که من هنوز نمیتوانم صددرصد
ذهنم را کنترل کنم، چون ذهن مثل خونه ای نیست که من درشو ببندم یا مغازه نیست که کرکرشو بدم پایین
چون از صبح تا شب با آدم های جور واجور
برخورد میکنم که البته اغلب مثبت هستند
ولی باز خیلی جاها افسار این ذهن چموش
از دستم در میرود.
ولی در کل هر روز از هر نظر زندگی من وحال من واحساس من بهتر وبهتر میشه به لطف خدای مهربان.
باز میخواهم در این کامنت یه تجربه ای از خودم بگم
من با این که لر هستم وتمام خانواده وظایفم در لرستان زندگی میکنند اما من از همون بچگی علاقه ای به زندگی به اون افکار ودر اون شهر نداشتم.
تا اینکه خدا در سن 20 سالگی من را هدایت کرد
به شهری که هر آن چیزی که من دوست داشتم
داشت و داره. ودر اون شهر ازدواج کردم و خدا را شکر از شرایطم هم خیلی راضی هستم.
ولی در شهر خودم واقعا در افکار نامناسبی
ودر فرکانس پائینی دارند زندگی می کنند
من تا جایی که بشود به اونجا سفر نمیکنم
پس باید مطمئن باشیم که اگر ما روی خودمون کار کنیم
جهان ما را هدایت میکند به شرایط زیبایی که در ایران هست.
سلام آقای حاجیوند عزیز
خداروشاکرم که با افکار مثبتتون هدایت شدین به جاها و افراد همفرکانس خودتون. بله من که خودم اون قسمتها زندگی میکنم کاملا درک میکنم چی میگید. متاسفانه حرف شما کاملا درسته و اکثرا به همین صورت هستند. تبریک میگم بخاطر شرایطی که ازش راضی هستین. همیشه در کنار بهترینها سلامت و سعادتمند باشید.
سلام خانم سیفی عزیز
منم از شما سپاسگزارم که به کامنت من توجه کردین.
من با دقت پروفایل زیبای شما را خوندم، و فهمیدم که از چه گذرگاههای سختی عبور کردی
وانگیزه گرفتم از صحبت های شما
هدایت به این سایت یه بهایی داره که هر کس باید قبل از ورود
آن را پرداخت کند.
و تعداد اندکی هدایت می شوند
که شما جزو همون تعداد اندک هستین، از صمیم قلب به شما تبریک میگم.
و اگر میخواهید به موفقیت های خیلی بزرگی برسید حتما محصولات را بخر
من با خرید 12 مقدم وکار کردن
به موفقیت هایی رسیدم
که فکر نمیکردم به این راحتی برسم.
بهترین ها را برات آرزو دارم