این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2022/12/abasmanesh-9.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-11-01 03:59:212024-11-08 04:53:05live | قانون هدایت به سمت خواسته ها
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
واقعا از ته دلم از خداوند سپاسگذارم من رو هدایت کرد به اینپروژه خانه تکانی ذهن
دیروز قسمت 28 این دوره رو دیدم و تمام شد و من تصمیم گرفتم دوباره هم این دوره رو شروع کنم
استاد عزیزم
نگم چقد من تغییر کردم
واقعااا از وقتی که شروع کردم به شنیدن فایل ها
استاد منی که سر کوچیک ترین شرایط بهم میریختم الان انقد خوب شدم که چن روز پیش تلگرامم و باز کردم و دیدم تمام عکسام پریده اگر من قبل بودم گریه و زاری و حال بد میشد ولی سعی کردم اروم باشم حالمو خوب نگه دارم بعد از 5 دقیقه تمام عکسام برگشتن
و اینک من در تمام پی ام اس هام غمگین و دل گرفته بودم این مدت بهترین پی ام اس هارو تجربه کردم و استاد انقد نتیجه ها زیاده زیاده من نمیدونم از کدومش بگم خدایاسپاسگذارم اصلا این تغییر تو روابطم، تو شرایطم، تو هدفم، همه چی تاثیر عالی گذاشته استاد هرچقدر از اتفاقات این مدت بگم هنوز هم نتایج عالی زیادن استاد عزیزم سپاسگذارتون هستم به لطف خدا و کمک شما من هرروز دارم بهتر میشم
استاد این فایل چقدر جامع و زیبا بود . اصلا کل قوانین تو این فایل مرور شد. خیلی عالی
چقدر قشنگ تو لایو ساز و کار جهان رو باز کردید توضیح دادید و نتیجه گیری گردید
من این فایل رو یکسال پیش به صورت رندوم گوش کرده بودم اما به جرات میتونم بگم ایندفعه بهتر درک کردم .
تا دقیقه پنجاه رو نوشتم باقیمانده ش موند برای فردا بنویسم و فقط گوش کردم .
امشب فهمیدم طبق اون جمله که در اخرای فایل گفتید اینکه به محض اینکه شما شروع میکنید در مسیر درست حرکت کردن ، همون اول زیبایی ها خودشون رو نشون میدن ، واقعا درسته اصلا اینکه من به این سایت هدایت شدم ،درست از زمانی بود که من از بیمارستان برگشته بودم خونه و شروع کرده بودم توجه کردن به کمک هایی که همسرم میکرد . من تا قبل اون اصلا باهاش رابطه م داغون شده بود اما چون بعد از بیمارستان بهش احتیاج داشتم کم کم توجهم رفت روی کمک هاش و یکم رابطمون دونفره شد و کم کم شروع کردم روزی نیم ساعت یک ساعت نقاشی کردن روی تخت ، بعد کم کم دوتا دوره مجازی برای آپدیت شدن خریدم و شرپع کردم به تمرین دوره ها ، درست دوماه بعد خواهرم یکی از فایلهای شما رو واسم ارسال کرد و جالب اینکه گفت چند سال پیش خودت از استاد عباسمنش واسم فایل فرستاده بودی و اصلا یادم نمیومد و من عضو یک کانال تلگرامی شدم که خواهرم فایل فرستاده بود و ویس ها رو گوش میکردم و انگیزه میگرفتم و هی خوشم میومد بعد فهمیدم این کانال کانال اصلی نیست و اومدم داخل سایت…..
درست از زمانی که اون تضاد اتفاق افتاد و من به قول شما بعد چک و لگد روزگار ، رام شدم و یک گوشه نشستم به امید شفا و تلاش کردم برای حال خوب ،هدایت شدم به سمت شما …
ودرادامه ی همین مبحث زیبایی ها بگم که ما پنجشنبه صبح تصمیم یهویی گرفتیم بریم شمال اونم از جاده هراز ، اولا که نشونه دیدم از طرف خداوند که محافظت هستم. دوماً مسیر کاملا باز بود بدون کوچکترین ترافیکی ، من اصلا صندلی ماشین رو نمیخوابوندم تو این مدت ،چون بیشتر اذیت میشدم
اما به پیشنهاد همسرم صندلی رو خوابوندم بعد زیر پاهام رو با وسایل پر کرد و یک تخت تقریبا صاف واسم درست شد تا شمال راحت دراز کشیدم که اذیت نشم.
تصمیم داشتیم اولین ساحل رو بریم که مسیر برای من سخت و طولانی نشه رفتیم مستقیم شهر محمود آباد . و کنار دریا دنبال ویلا بودیم ، چون باید ویلا همکف میبود و بدون پله ،یه خورده سخت بود ، از خدا خواستم هدابتمون کنه یه آقایی تو مسیر ماشین رو نگه داشت ، قیمتش یک خورده تند بود اما رفتیم ویلاشو دیدیم وبخاطر اینکه پله داشت معاملمون نشد و جالب اینکه اصرار داشت خودش واسمون به جا رو جور کنه و یک جای جور کرد همکف با امکانات و با تخفیف ویژه
تازه بهمون گفت شما میتونید برید دریا 52 اونجا میزارن ماشین رو تا لب دریا ببرید .
عصر ما رفتیم دریا 52 همسرم اونجا توضیح داد که برای خانمم پیاده روی از پارکینگ تا لب دریا سخته و خیلی راحت اجازه دادن من رو تا لب دریا برد پیاده کرد و ماشین رو برد پارکینگ .
روز دوم هم ، رفتیم همون ساحل چون بیشتر میخواستیم بمونیم همسرم گفت من واست اینجا تخت جور میکنم گفتم غیرممکنه ،چون اینجا لب دریا که تحت نمیزارن ، تخت ها عقب بود کنار کافه ،
رفت و یهو اومد و گفت اونجا رو نگاه کن باورتون نمیشه یه تخت نزدیک دریا بود ،گفت با اون آقا صحبت کردم همون آقایی موتور اجاره میده ، تختش رو در اختیار ما گذاشته و رفت از تخت های کافه واسم کوسن های مبل آورد و من دوساعت رو اون تخت نشستم دراز کشیدم و دریا رو یک دل سیر تماشا کردم . درسته اینها تلاش های همسرم بود اما مگه نه اینه که اون هم دستان خداونده؟!!
خودش میگفت خیلی راحت آقای کافه دار به من گفته هر چی میخواهید در اختیارتان میزارم ،
توی شهر که میچرخیدیم ، چقدر آدمها مهربون بودند ، من و همسرم مدام میگفتیم چقدر اینا خونگرم و مهربونند، اصلا طرف میومد نزدیک ماشین مثلا یک سوال داشتیم با جون و دل راهنماییتون میکرد…. همش زیبایی بود .
چقدر این سفر دوروزه خاص و بی نظیر بود . اینکه همه چی مهیا شد. اینکه همسرم همش تلاش میکرد به بهمون خوش بگذره ، اینکه راه برگشت هم بدون کوچکترین ترافیک بود ، شام خوشمزه ی رستوران کاملا یهویی، امکانات دریا ، ناهاری که همسرم تو ویلا درست کرد طعم بهشت میداد ، اینکه صبحونه برگشت توی راه چقدر خاص بود ….
اصلا اینکه همسرم تو این چند ماه چقدر رفتارش نرم شده ، چون من از درون کمی نرم شدم .. من دارم میبینم که خدا داره کاری میکنه که هر سه مون لذت ببریم.
اینها محصول فایل های تحول روزشمار زندگی من هست .ایمان دارم
فقط قسمت سلامتی میمونه که میدونم نیاز هست که روی باورهام خیلی قوی کار بشه . نیاز هم داره به تمرکز بیشتر روی زیبایی ها ، اینکه کمی بی خیال بشم . به قول شما علی بی غم .
در رابطه با دوقطبی بودن جهان هم کلی از آموزه هاتون لذت بردم.
سلام براستادعزیزم وخانم شایسته مهربان من باگوش کردن به این فایل چقدرلذت میبرم وسرصحبت های استپ یامکس میکنم وساعت درموردش فکرمیکنم تمرکزمیکنم وزندگی میکنم واین جمله تاکیدی تغییر زندگی راازتصحیح کانون توجه ات شروع کن استادمن باخواندن فایل شماوگوش فایل شماکاملا حالم خوب میشودواحساس خیلی خوبی دارم که تاحالابهش نرسیده بودم وحال خیلی خوبی تجربه میکنم اونجایی که میگی درموردچیزهایی که دوست نداری صحبت نکن درموردچیزهایی صحبت کن که دوست داری ومن باخودم امروزگفتم خوب امروزدرموردسلامتی وارامش صحبت واقعا امروزحال بی نظیری داشتم واین که استادمن ازشهرستان دوسال که اومدم تهران وتوخوابگاه هستم یه پیرمردتواتاق مون صبح تاشب به حکومت داره فوش میده به ملت فوش میده چراکاری نمی کنندهمه اخبارفضای مجازی گوش میده که شایدفرجی بشه ایشون تعریف میکردکه من این حکومت 8سال زندانی کشیدم ومن چندشب ازش پرسیدم زمان شاه هم زندانی هم بودی گفت اره وچقدراینجابه استاد به جای دلسوزی کنیم چقدرقانون داررعایت میکنه که به هرآنچه توجه به همان هم تبدیل میشی ممنونم اراستادعزیز وبچه این سایت به قول استاداین فقط نخونیداین مطلب بایدبخورید
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
گام 28: قانون هدایت به سمت خواستهها
استاد عباس منش یه فایل 50 دقیقهای پر کرد جایی که همه سوار یک موج منفی شدن و همه اون باورها و ارتعاشها و اون پالسهای خودشون رو انگار فراموش کردن تو اینقدر زیبا اینقدر طبق قوانین جهان اومدی نزدیک 50 دقیقه توضیح دادی که این اتفاقها همون سالی که من توی ایرانم بودم افتاد از این بدترشم افتاد این من بودم که انتخاب کردم که مرکز هدفم مرکز توجه و تمرکزم رو میخوام روی این اتفاقها قرار بدم یا اون تارگتهایی که خودم دارم و یه جملهاش که خیلی زیبا بود این بود که من از سالن میومدم بیرون نگاه میکردم میدیدم یا خدا چه جمعیتی تو خیابون اینا دارن چیکار میکنن و حتی من نگاه به این جمعیت نمیکردم که بخوام به اندازه یه نگاه مرکز توجه خودم رو و فرکانس خودم رو تغییر بدم و عوض کنم
به بچهها هم یاد داده بودم بچهها توجه نکنید اینا برای ما نیست اینا انتخاب اوناست اینا دارن انتخاب میکنن
میگن انتخاب ما اینه شما انتخابتون چیه شما که اومدید سمینار شما هم میخواهید از این طریق موفق بشید
یعنی کسی که عملی امتحان تمرکز روی خواستههاش رو توی سال 88 پس داده اومده راجع بهش صحبت نکرده تجزیه تحلیلش نکرده بهش توجه نکرده و هم خودش و هم بچههایی که توی اون سالن تمرینها را برای تغییر میدان فرکانسیشون انجام میدادن همه نتیجه گرفتن،
استاد عباس منش:
خیلی راحته که آدم اینجور مواقع برید اعتراض کنید خیلی راحته یار جمع میکنه چند نفرم میگن آفرین عجب شجاعتی داری عجب تو دلت برای مردم سوخته
توی این شرایط خیلی راحته که دل به دل مردم بدی فالوور جمع کنی
خیلیها اینجور مواقع یار جمع میکنن سعی میکنن که به این شکل معروف بشن
یعنی یه جوی رو میبینن همه دوست دارن همه اعتراض کنن همه خشم خودشون رو نشون بدن بزنن بترکونن بشکونن بکشن کشته بشن اینا هم میان این حرفا رو میزنن به به و چه چه اونا هم به به و چهچه میکنن و یار جمع میکنن
اگر از دید بیزینسی و فالوور جمع کردنه خیلی راحته همونی رو بگی که مردم دوست دارن بشنون همه هم دارن این کارو میکنن خیلی از دوستان میگن که همه دارن میگن برای مردم ایران من جانم فدای مردم من اینجوری بزنید بیاید اعتراض کنید فلان ولی خیلی سخته که توی این شرایط تو روی اصول خودت وایسی و بگی من روی اصول خودم وایمیستم شما همه تون با این اصول مشکل دارید الان جو گرفتتون فحش دارید به من میدید دریوری دارید به من میگید میگی تو خائنی تو وطن پرست نیستی تو دلت برای مردم نسوخته تو فقط به فکر جیب خودتی تو فقط به فکر فروش خودتی خیلی سخته که این موقعها بیای بگی من روی اصول خودم وایمیستم خوشت میاد گوش کن خوشت نمیاد گوش نکن من تغییر نمیکنم من چیزی که ازش نتیجه گرفتم رو عوض نمیکنم به خاطر اینکه چهار تا فالوور بیشتر بگیرم یا اینکه چند نفر بیان بگن تو هم به فکر مردم بودی و این خیلی شجاعت میخواد خیلی ایمان میخواد که واکنش نشون ندی
خیلیها به من گفتن استاد تو باید دلت به حال مردم بسوزه تو باید پشت مردم باشی من جواب کسی رو نمیدم تو ذهن خودم گفتم که اینا قانون رو نمیدونن اینا فکر میکنن اگر مردم همه با هم از این ور رفتن حتماً اون مسیره درسته چون همه دارن میرن اون مسیر رو،
یعنی مردم اینجوری نگاه میکنن که اگه یه اکثریتی داره به یه سمتی میره حتماً اون سمت درسته منم برم بهش جوین بشم منم برم بهش اضافه بشم
من فکر میکنم اینه که من نگاه کنم ببینم قانون جهان چی میگه من نگاه کنم ببینم مسیر درست چی میگه چیکار دارم به اکثریت مردم اصلاً چیکار دارم به افراد دیگه ببینم قانون چی میگه و بیام روی اون مسیر درستی که خودم فکر میکنم درسته پافشاری کنم حتی وقتی که همه دارن مخالفش رو حرکت میکنن
اتفاقا شجاعت بیشتری میخواد این موقعها من خودم چون پدرم سیاسی بودن خیلی همیشه بجنگ با حاکمیت دیگه من به این نتیجه رسیدم یعنی تهش رو دیده بودم هیچ هندونه سربستهای برای من نبود که چی میشه چی نمیشه
به خاطر همین خیلی با اطمینان بیشتر روی اون مسیر موندم و بعدش اتفاقات افتاد و خدا را شکر شرایط هر روز بهتر شد
برای کسی که بتونه ذهنش رو کنترل کنه کسی که دنبال مردم بره دنبال اکثریت بره نتیجهای میگیره که اکثریت گرفتن،
توی قرآن میگه که اگر قاطی کنی ارتعاشاتت به هم میریزه 72 هزار تا کانالت به هم میریزه دانشگاه آکسفورد میگه وقتی تو عصبانی میشی 12 تا سم تو وجودت ترشح میکنه میگه اون لحظه خون تو رو بگیرن به هر حیوانی بزنن میکشدش حتی مار چه جوری الان با این عصبانیت و با این خشم و با این حیله من دنبال موفقیت دارم میگردم این چه سبک موفقیته
اگر ماها مسلمونیم اگر قرآن رو به عنوان یک کتاب پرکتیکال و نسخه موفقیت قبول داریم اون که هیچ جاش اصلاً همچین چیزی نمیگه میگه به محض اینکه تو عصبانی میشی تو از فرکانس من میری بیرون
اینا اینقدر ریلکسن خیلی ریلکسن یعنی نهایت ریلکسی بعد میگه مردم شروع میکنن تو کوچه و خیابون اینا رو میبینن هی تیکه بهشون میندازن مسخرهشون میکنن متلک میندازن ولی اینا همینجوری ملس راحت ریلکس میگن سلام مرسی دوست دارم میگه به این یارو که داره هر روز مسخرهاش میکنه و تیکه بهش میندازه به این لبخند میزنه تشکر میکنه
خب اگر اینا نسخه قرآنی برای موفقیت برای پیشرفته که به من داره میگه حتی اگه همه جمع شدن حال تو رو بد کنن نباید بتونن حال تو رو بد کنن
پس من با این عصبانیت و با این خشم و با این دنیای پر از کینه و رنجش این نسخه رو کی به من داده که الان من دارم با این نسخه دنبال این میگردم
ما توی دنیایی زندگی میکنیم که دو قطبی کره زمین اینجوریه ما وقتی که میخوابیم میریم دنیای پس از مرگ ما هر 24 ساعت یه بار داریم دنیای دو قطبی رو تجربه میکنیم یه بار داریم دنیای تک قطبی رو تجربه میکنیم دنیای دو قطبی ما بالا داریم پایین داریم ما چپ داریم راست داریم گرم داریم سرد داریم زیبا داریم زشت داریم هر کدوم از اینا با اون یکی خودش رو معرفی میکنه یعنی شما کی میفهمی یه چیزی بالاهه اگر مقایسش کنی با چیزی که پایینتره
همه چیز رو از خودش میتونه بفهمه
شما میتونی بگی هوا سرده ولی میگی نسبت به دمای اتاق هوا سرده بعد میری تو آب یخ میبینی که آب یخه سردتر از همون هوای سرد است
بعد همون هوای سرد بیرون میشه گرم به نسبت چی
به نسبت آب رودخونه
به نسبت آب خیلی سرد
ذات این جهان مادی دو قطبی بودنشه
فقر داریم ثروت داریم سلامتی داریم بیماری داریم شادی داریم غم داریم بالا داریم پایین داریم هر کدومشون تعریفشون با خودشون میتونه تغییر کنه که چی نسبت به چی بالاتره چی نسبت به چی ثروتمندتره
میتونی بگی یه آدمی اینقدر ثروت داره به نسبت این یکی آدم
ولی همین آدم که اینقدر ثروتمنده نسبت به اون یکی آدم فقیرتره
این شد فاندامنتال بنیادین تعریف کردن جهانی که ما داریم توش زندگی میکنیم،
جهان اینجوری کار نمیکنه که اگر تو اومدی یه چیزی رو دیدی مثلاً تو اومدی سرما رو دیدی از سرما متنفری اومدی سرما رو دیدی و به سرما توجه کردی به سرما فحش دادی دری وری گفتی سرما بره جاش گرما بیاد
جهان دو قطبی اینجوری کار میکنه که تو به هرچی توجه کنی به سمت همون هدایت میشی اگر به اون چیزی که میخوای تو سرما رو دوست نداری اگر به سرما توجه کنی همش فحش بدی چقدر هوا سرده چقدر برف میاد بابا تگرگ اومد له شدیم چقدر سرده تو فقط هدایت میشی به همون سرمای بیشتر چون جهان دو قطبی تو رو هدایت میکنه به چیزی که داری بهش بیشتر توجه میکنی اصلاً دلیل دو قطبی بودنش اینه که تو میتونی انتخاب کنی به این قطب توجه کنی یا به این قطب توجه کنی
توی بحث داستانهای امروزی اگر شما آزادی میخوای ولی داری به محدودیت توجه میکنی داری به خاطر اینکه داری به محدودیت توجه میکنی عصبانی هستی ناراحتی فحش میدی میگی من آزادی میخوام اون موقع که تو داری میگی من آزادی میخوام و فحش داری میدی در واقع تو توجهت کاملاً به اون شرایط محدودی هست که وجود داره
تو توجهت به آزادی نیست
داری به زبون میگی من آزادی میخوام ولی با افکارت کاملاً صبح تا شب داری به محدودیت توجه میکنی و به محدودیتها غر میزنی که چرا اوضاع اینجوریه چرا دولت اینجوریه چرا حکومت اینجوریه چرا زندگی اینجوریه
وقتی که تو داری به محدودیتها به کمبودها به فقر به بیماری توجه میکنی در این جهان دو قطبی تو فقط میتونی هدایت بشی به محدودیتهای بیشتر
اون تیکهای که من در مورد خدا میفهمم و مخالفم که بگیم خدا عشق مطلقه و فقط به تو خوبی میده اینجاست که من بگم که نه خدا فقط به تو خوبی نمیده خدا اون چیزی رو به تو میده که تو دنبالشی
تو دنبال زشتیها برو خدا درو برات باز میکنه میگه تا اسفل السافلین میبرمت پایین میگه تو برو اون سمت دوست داری من بهت میگم که نرو من هدایتت میکنم اما اگر تو اصرار ورزیدی که به اون سمت بری چنان آسونت میکنم برای سختیها اینقدر کتک خورت رو ملس میکنم که بخوری اینقدر بخوری که دیگه جونت بالا نیاد
این خدای قرآنه
میگه بعضیها رو آسون کردیم برای آسونیها بعضی ها رو هم آسون کردیم برای سختیها
بچهها این کل بازیه که من یادش گرفتم و ازش نتیجه گرفتم ما توی جهان دو قطبی زندگی میکنیم و هرگز در این جهان شما خیر مطلق نخواهید دید
هرگز در این جهان هرگز و هرگز همه افراد ثروتمند نمیشن در این جهان مادی هرگز و هرگز همه افراد سلامت نخواهند بود در این جهان مادی هرگز و هرگز دما یکسان نخواهد بود همه جا هوا گرم نخواهد بود همه جا هوا سرد نخواهد بود این جهان بر پایه دو قطبی بودن ساخته شده برخلاف شبها که میخوابی توی خواب شما نه سردت میشه نه گرمت میشه نه زمان وجود داره نه مکان وجود داره نه پول وجود داره نه بالا وجود داره نه پایین وجود داره
شما در لحظه میری خونه خاله ات
یک ثانیه بعد تو خواب میری خونه عمه ات یک ثانیه بعد میری آمریکا یک ثانیه بعد میری برج ایفل شما نه زمان رو داری توی دنیای پس از مرگ
یک بٌعده همه چیز یک بٌعده
نه گرما رو داری نه گشنگی رو داری نه تشنگی رو داری نه فقر داری و نه ثروت رو داری هیچ کدوم اینا رو نداری
اینا جهانیه که بعد از مرگ واردش میشی هر شب هم واردش میشی قبل از مرگ هم واردش شده بودی و از همون جا هم اومدی ولی الان اومدی به یک دنیای مادی که این قطبها رو داره
بنابراین در دنیای مادی همیشه یه سری افرادی هستن که ظلم میکنن یه سری افرادی هم هستن که ظلم بهشون میشه یه سری افراد هم هستن که خوب پول میسازن یه سری افرادی هم هستن در فقر مطلق زندگی میکنن چون ذات جهان مادی اینه،
ولی زیبایی جهان این جهان مادی اینه که به شما میگه که به هر آنچه که توجه کنی از اساس اون وارد زندگیت میکنم
من فقر رو گذاشتم من ثروت رو گذاشتم تو به فقر توجه کنی به سمت فقر هدایتت میکنم تو به ثروت توجه کنی من به ثروت هدایتت میکنم
من تشنج رو گذاشتم آرامش رو هم گذاشتم به تشنج فکر کنی و توجه کنی و در موردش صحبت کنی و بحث کنی تو به همون سمت هدایت میشی اگر به آرامش فکر کنی توجه کنی در موردش صحبت کنی به آرامش هدایت میشی از کجا بفهمم که توجهم به زیباییهاست به ثروت به نعمت به سلامتی
از احساسم اینو میفهمم
خداوند یک ایندیکیتور گذاشته توی قرآن اسمش رو گذاشته قلب
نه به عنوان فؤاد نه به عنوان قلب فیزیکی به معنای اون جایگاه دریافت احساسات
اگر احساست بده اگر حالت بده
حالت بده یعنی چی
اگر ناراحتی خشمگینی عصبانی هستی افسردهای هر چیزی که در یک قالب کلی میتونیم بگیم احساس بد
داره اینو بهت میگه که داری در چیزی در ذهنت توجه میکنی و فکر میکنی که نمیخوای تو زندگیت اتفاق بیفته
اگر احساست خوبه داری به چیزی توجه میکنی که دوست داری تو زندگیت اتفاق بیفته
خیلی موقعها ما نمیدونیم داریم به چی فکر میکنیم فقط حالمون بده
اگر بفهمی وقتی حالمون بده معلومه که توی بک گراند توی این ذهنمون یه چیزی هست که داریم بهش توجه میکنیم که باعث شده حالمون بد بشه بهتر میتونیم فکرمون رو کنترل کنیم بهتر میتونیم اون موضوع رو پیدا کنیم و بهتر میتونیم تغییرش بدیم
الان من فهمیدم که دارم به چیزای ناجالب تو زندگیم توجه میکنم و طبق قانون بدون تغییر خداوند من هدایت میشم به چیزای ناجالب بیشتر
بنابراین من میام توجهم رو برمیدارم از روی چیزهای ناجالب میذارم روی چیزای جالب که هدایت بشم به چیزهای جالبتر
بچهها اصلاً بحث سیاسی و بحث جمهوری اسلامی نیست فکر نکنید من دارم این حرفها رو میزنم که مثلاً بیام مردم رو آروم کنم یک عنصری هستم از طرف جمهوری اسلامی بلند شدم اومدم مردم رو آروم کنم که جمهوری اسلامی به من پول بده که من این کارو انجام بدم که کمک کنم که جمهوری اسلامی بمونه یا بره
اصلاً این حرفها نیست
من اصلاً برام مهم نیست که جمهوری اسلامی بمونه یا بره آمریکا منفجر بشه یا نباشه اصلاً من میگم که توی این دنیا اگر من توجهم رو بتونم بذارم روی زیباییها و بتونم احساس خوبم رو نگه دارم لاجرم به سمت زیباییها میرم فارغ از اینکه چه اتفاقی توی دنیا میافته
توی جهان دو قطبی که همیشه دو قطبی خواهد بود و همیشه بدیها و خوبیها داره همیشه بالا و پایین داره همیشه زشت و زیبا داره همیشه فقر و ثروت داره همیشه بیماری و سلامتی داره من اگر بتونم تمرکزم رو بذارم روی زیباییها و سلامتی و احساسم رو خوب نگه دارم فارغ از اینکه چه اتفاقی تو ایران میافته چه اتفاقی تو جهان میفته هدایت میشم به جاهای بهتر لاجرم هدایت میشم به آدمهای فوق العاده هدایت میشم به موقعیتهای بیشتر هدایت میشم به سلامتی بهتر
ما توی قرآن هم از این مسائل داشتیم توی قرآن داستان نمرود ابراهیم بوده داستان موسی فرعون بوده داستان محمد و ابوسفیان بوده این شرایط مشابه سازیش توی قرآن بوده شما هرگز در قرآن پیدا نمیکنی که به ابراهیم گفته باشه یا به موسی گفته باشه برو دهن فرعون رو سرویس کن برو باهاش بجنگ یا بگه اگر میخوای زندگیت عوض بشه برو بزن موسی رو بکش تو بشو حاکم مصر برو بزن موسی رو بکش برو مبارزه کن بنی اسرائیل رو جمع کنید با هم بزنید تو خیابونها هرچی فرعونی رو دیدید از سر تیغ بگذرونید و به این شکل شما آزاد خواهید شد کجا تو قرآن همچین چیزی رو داریم،
قرآن به موسی میگه اگر راضی نیستید از اونجا دستتون رو بردارید برید حتی به موسی میگه برو با فرعون با زبان نرم صحبت کن
با فرعون که اینقدر به قول همه دیگه اصل صفاکان بوده نمیگه برو اونجا من خدام برو پشت سرتم برو اونجا بزن تو دهن فرعون من خدام قدرت دارم بهت میگم برو جلوش وایسا
میگه نه برو با زبان نرم با فرعون صحبت کن و بعدش بهش بگو که ما میخواهیم بریم نه با شما کاری داریم نه با شما درگیریم نه میخواهیم شما را عوض کنیم نه میخواهیم بکشیمتون ما فقط دیدیم اینجا جای خوبی نیست برامون ما میخواهیم بریم به سمت چیزهای خوب
شما توی داستان پیامبر کجا دیدید که پیامبر بره با ابوجهل بجنگه با ابوسفیان بجنگه اونا اذیتشون میکردن پیامبر گفتش که برید حبشه
پیامبر میتونست بگه ما باید بجنگیم ما باید با ابوجهل بجنگیم ما باید با ابوسفیان بجنگیم بیایید شروع کنیم اشکالی نداره بجنگید و در راه خدا کشته بشید
گفتش که نه عزیز من برید حبشه اینجا جالب نیست بلند شید برید حبشه
اینا وقتی رفتن حبشه، ابوجهل هم رفتن سراغشون
به پادشاه حبشه گفتن اینا اسرای ما هستند اینا رو به ما بدید که خداوند هدایتشون کرد که اونجا در مورد حضرت مریم صحبت کردند و پادشاه حبتشه گفت اینا اصلاً دین ما رو دارند اینا مثل ما فکر میکنند و اونجا موندن و زندگی کردن
توی داستان شیب ابی طالب اینا اومدن محاصره کردن پیامبر رو
مگه پیامبر رفت جنگید
سه سال و خوردهای اینا تحریم کردن پیامبر رو
اینا تو شیب ابیطالب موندن
کجا پیامبر رفت جنگید کجا رفت گفت برید کشته بشید کجا رفت گفت برید عربستان را آزاد کنید
خدا درها را باز میکنه وقتی تو توی مسیر درست هستی درها برات باز میشه
اینجا اگر جای درستی نیست برات خداوند تو رو هدایت میکنه به جای خوب
محمد رفت یثرب اینجوری درها رو براش باز میکنه نه اینکه فرار کنه آواره بشه پناهنده بشه
بعد رفت اونجا لشکر کفار هم ول نکردن اونا هیچ وقت ول نمیکنن ولی خداوند هدایت میکنه
وقتی تو توی مسیر درست بری هدایتت میکنه یک فردی به نام سلمان فارسی تو جنگ احزاب اومد گفت ما که زورمون به اونا نمیرسه خداوند ایدهای که داد ایده درگیری نبود اومد گفت خندق بزنید دور داستان که اونا نتونن بیان
نه اینکه برید اونا رو بکشید اونا رو نذارید بیان
یه خونه هم از دماغ کسی هم نیومد جنگ احزاب جنگ خندق هم تموم شد و رفت بعدش هم همون ابوسفیان و همون ابوجهل اومدن به محمد گفتند بیا بشو پردهدار کعبه تو بیا بشو رئیس ما به همین راحتی اومد برگشت رفت سرزمینی که به دنیا اومده بود، توی داستان فرعون ما اصلاً نداریم برو بجنگ با فرعون برو بکش فرعون رو چون قانون این نیست
اگر خدا اینو میگفت من به قرآن شک میکردم میگفتم تو اگر بری با یک چیزی که ناجالبه بجنگی داری بهش توجه میکنی و هی اون ناجالبه قویتر هم میشه
هیچ وقت پیروز نمیشی
من باید بیام یه چیزی ناجالبه فرعونه
من به جای اینکه بیام بحث کنم فحش بدم دعوا کنم بجنگم بیام بگم چی جالبه من به اون توجه کنم من به سمت اون حرکت کنم جهان قاعدش اینه قاعدش اینه که چیز ناجالب باشه چیز جالب هم باشه
منم که باید این وسط تصمیم بگیرم که دارم به چی توجه میکنم دوست دارم چه اتفاقی تجربه کنم تو زندگیم
شما کافیه که در مورد رفتار همسرت پارتنرت ناراحت باشی هر روز باهاش بحث کنی به همه در موردش صحبت کنی بگی فلانه بهمانه از هم طلاق بگیرید بره
همه تون که این تجربه رو داشتید وارد یه رابطهای با یه آدم دیگهای میشید که از قبلی هم بدتره
توی کار توی اداره با یکی مشکل داری یا با رئیست مشکل داری هر روز بحث میکنی هر روز میشینی با همکارت صحبت میکنی این رئیس عوضی فلانه بهمانه آخر اخراج میشی یا بالاخره خودت گیواف میکنی میگی اصلاً من نمیام میری استعفا میدی میری یه جای دیگه کار میکنی رئیس بعدی از قبلی هم بدتره
به هر چیزی که شکایت کنی بحث کنی داستان درست کنی از جنس همان بیشتر و بیشتر وارد زندگیت میشه
بازی اینه
بیا بگو که من آزادی رو میخوام الان بحث بحث سر آزادیه بگو من آزادی رو میخوام به جای اینکه بیام بجنگم با محدودیتها بیام توجه میکنم به زیباییها بیام توجه کنم به آزادیها و خداوند طبق قانون منو هدایت میکنه به آزادیهای بیشتر،
شما نمیتونید جهان رو یک دست زیبا کنید هیچکس نمیتونه جهان رو زیبا کنه یک دستش کنه خداوند نمیذاره که دنیا یکدست بشه میگه مگه ما نمیتونستیم کاری کنیم همه ایمان بیارن میگه اگه جهان یک دست بشه جهان فاسد میشه
میگه ما همیشه شما رو بالا و پایین میکنیم یه سریها میان پایین یه سریهای دیگه میرن بالا بعد دوباره اون پایینیها میان بالا اون بالاییها میرن پایین
این کاریه که ما انجام میدیم چون اگه انجام نشه جهان فاسد میشه ساز و کار جهان اینه که همه نازیباییها و زیباییها با هم باشه ولی این وسط تو میتونی تصمیم بگیری که زیباییها رو میخوای یا نازیبایی ها رو، میخواهی بری توی کوه زندگی کنی یا لب ساحل
جهان نمیتونه فقط ساحل باشه نمیتونه فقط کوه باشه همه اینا باید با هم باشن
تو هستی که تصمیم میگیری که چی رو میخوای زیبای جهان اینه که به محض اینکه شما توجهت رو میزاری روی اون چیزی که میخوای که نشونش اینه که احساست خوبه جهان تو رو هدایت میکنه به چیز خوب وقتی که یک فردی تمرکزش روی نازیباییهاست و داره باهاش میجنگه جهان فقط میتونه به نازیباییهای بیشتر هدایتش کنه فقط میتونه اوضاعش رو بدتر کنه وقتی شما دارید با چیزی میجنگید فقط اوضاع بدتر میشه اینقدر بدتر میشه که برسید به نقطهای که قرآن میگه تسلیم
برسی به جایی که بگی خدایا به قول موسی بگی من از هر خیری که از جانب تو به من برسه فقیرم من اشتباه کردم منو هدایت کن برسی به جایی که دیگه جون نداشته باشی برای مبارزه کردن
اینقدر مبارزه کرده باشی که جونش رو نداشته باشی بگی خدایا من دیگه جونش رو ندارم منو هدایت کن
بعد به یک آرامشی برسی و خدا یواش یواش هدایتت میکنه که تو اوضاعت بهتر بشه فارغ از اینکه بقیه مردم بهتر بشه یا نه بچهها این دیدگاه که اگر ایران شرایطش بهتر بشه من زندگیم بهتر بشه از بیس ایراد داره
اینکه من یه کاری کنم که جامعه بهتر بشه تا زندگی من بهتر بشه من یه کاری کنم ایران بهتر بشه که زندگی من بهتر بشه هر کسی این فکر رو میکنه من بهش میگم شرک فکر میکنه که زندگیش رو دیگران دارن حکومت داره درست میکنه من حکومت رو تغییر بدم حکومت بهتر بشه که زندگی من بهتر بشه این یعنی شرک زندگی تو رو حکومت درست نمیکنه اگر اینجوری فکر میکنی داره این اتفاق میافته
زندگی تو رو افکارت داره درست میکنه زندگی تو رو باورهات داره درست میکنه اعمالت داره درست میکنه فکر نکن که اگر الان بری با حکومت بجنگی و حکومت را عوض کنی زندگی تو بهتر میشه جهان به افکار تک تک شما پاسخ میده فارغ از اینکه برادرت چه فکری میکنه یا خواهرت چه فکری میکنه
بارها برادر و خواهرهای دوقلویی رو دیدیم که اعضای یک خانوادهان توی یک خانواده بزرگ شدن پدر و مادر یکی بوده شرایط زندگی یکی بوده شرایط تحصیل یکی بوده توی یک مدرسه رفتن یه نفرشون رفته به اسفل السافلین یه نفرشون رفته به عرش اعلا
حالا اون بیاد بگه که نه من میخوام زندگیم خوب بشه یه کاری کنم که خانوادم خوشبخت باشن که زندگیمون خوب بشه نه تو بیا رو خودت کار کن زندگی تو خوب میشه فارغ از اینکه زندگی خونوادت خوب بشه یا نشه
اونا نتایج افکار خودشون رو میگیرن
من در مورد خانواده صحبت میکنم نه در مورد کشور
تو حتی نمیتونی زندگی بچهات رو بهتر کنی تو حتی نمیتونی زندگی خواهرت رو بهتر کنی مگه کم دارید شماهایی که برادرتون معتاد بوده خواهرتون مسئله داشته اومدید زندگیتون رو وقف اون داستان کردید که من بیام اینو خوشبخت کنم حتی برادرتون حتی خواهرتون حتی پدرتون من بیام اونو خوشبخت کنم زندگی گذاشتید از کارتون زدید از پولتون زدید از وقتتون زدید نشستید کار کردید دیدید که اوضاع بهتر نشده که هیچ بدتر هم شده تو هم بدبخت شدی تو خواستی اونو نجات بدی تو هم رفتی تو چاه اینا بحثهاییه که هر روز داره اتفاق میافته جهان اینجوری عمل نمیکنه که اگه برادرت خوشبخت بشه تو خوشبخت میشی جهان اینجوری عمل میکنه که برادر تو نتیجه افکار خودش رو میگیره تو نتایج افکار خودت رو میگیری خواهرت هم همینطور مردم شهرت هم همینجور مردم کشورت هم همینجور به این کاری نداشته باش که ایران ما میخواهیم ایران را درست کنیم
تو خودت رو باید درست کنی اون وقت جهان تو رو به جایی هدایت میکنه که درسته فارغ از اینکه ایران چه اتفاقی براش بیفته نمیدونم این حرفها رو چند نفر میفهمند خیلی از افراد کتک خورشون ملسه خیلی از شماها باید بخورید فعلاً
وقتی که نابود شدید وقتی له شدید یاد این حرفها میفتید
امیدوارم اون موقع دیگه تصمیم جدی بگیرید روی کنترل ذهنتون روی تغییر خودتون به جای تغییر خانوادتون روی تغییر خودتون به جای تغییر کشورتون،
روی تغییر خودتون به جای تغییر حکومتتون شما روی خودت کار کن جهان تو رو هدایت میکنه به جای بهتر
فارغ از اینکه ایران
من قبلاً در مورد وطن گفتم وطن چیه تو به خاطر اینکه ترک به دنیا اومدی این شده هویت تو
مگه تو هویتت رو انتخاب کردی مگه کسبش کردی لر به دنیا اومدی مگه تو کسبش کردی تو به دنیا اومدی لر بودی به دنیا اومدی ایرانی بودی به دنیا اومدی بلوچ بودی برو چیزی رو که خودت میخوای کسبش کن برو جایی که زیباست
اینکه بیایم وطنمون رو درست کنیم نه آقا تو بیا خودت رو درست کن هدایت میشی به جای زیبا چرا وطن رو بخوای نگهداری
تو اگه ژاپن به دنیا اومده بودی ایران وطنت بود
اینکه تو اینجا به دنیا اومدی چه کاری براش کردی که شده وطنت
چه کاری براش کردی
غیر از اینکه به دنیا اومدی دیدی که ایرانی هستی دیدی که ترکی دیدی که لری دیدی فارسی دیدی عربی دیدی بلوچی غیر از اینه دیدی همینی
بعد اینو کردی هویتت
اینو کردی شخصیت
تو میدونستی که به دنیا میای میری دنبال خواستههات میری دنبال اون چیزی که دوست داری
داری میبینی مردم آشغال میریزن تو خیابون تو ساحل آشغال میریزن تو جنگل آشغال میریزن اگر بهش توجه کنی بحث کنی تابلو بزنی آی مردم آشغال نریزید ساحل رو کثیف نکنید کمپین درست کنید تو همش هر کجا بری آشغال از در و دیوار خونت میاد بالا
تو توجهت رو بذار روی زیباییها خدا هدایتت میکنه به جایی که مردم آشغال نمیریزن تو نمیخواد مردم رو تغییر بدی تو نمیخواد کمپین درست کنی بر علیه آشغال ریختن توی سواحل تو تمرکزت رو بذار روی زیباییها جهان تو رو میبره به جایی که مردم آشغال نمیریزن و فقط تو زیباییها رو میبینی
پس نه به وطن کاری داشته باش نه خودت رو بچسبون به وطن
وطن جایی هست که حالت خوبه وطن جاییه که لذت میبری از زندگیت
تو نمیتونی فرعون رو عوض کنی ولی تو میتونی بری جایی که فرعون نیست
با فرعون مشکل داری برو جایی که فرعون نیست برو صحرای سینا چرا مهاجرت نکردی چرا حرکت نکردی چرا نرفتی سراغ جای زیبا چون چسبیدی به همون جا که اسمش رو گذاشتی وطن به خاطر ترسهات به خاطر نگرانیهات به خاطر وابستگیهات به خاطر شرکی که داری به خاطر این حرکت نکردی و جهان هیچ وقت نمیتونه برای تویی که همیشه با ترس داری زندگی میکنی و همیشه وابستگی داری نمیتونه بهت جای بهتری بده شما توی روابط عاطفی وابسته بشید به روابط عاطفیتون جهنم میشه رابطه عاطفی به هرچی وابسته بشید جهنم میشه به خاطر اینکه وقتی وابستهای همیشه میترسی که از دستش بدی و اون ترسه جواب میده ترس بیشتر رو برات به وجود میاره نابودی بیشتر رو برات به وجود میاره کاری به وطن نداشته باشید بچهها کاری به برادرت هم نداشته باش کار داشته باش به خودت
اگر خواهرت بخواد زندگیش نابود بشه تو زندگی تو تاثیر نداره مگر اینکه تو درگیر کنی خودت رو
اون زندگی خودش جواب خودش رو خواهد گرفت حتی اگر خواهر تو باشه
حتی اگر برادر تو باشه
اگر تو خودت رو درگیر برادر معتادت کنی تو هم نابود میشی
همه تون هم تجربه کردید
تو بیا جهان رو درک کن جهان اینجوری کار میکنه که داره به افکار تو نه به افکار خواهرت نه به افکار برادرت نه به افکار هم وطنت نه به افکار کشورت به افکار تو داره پاسخ میده تو بیا افکارت رو کنترل کن هر روز به احساس بهتر برس هر روز به چیزایی توجه کن که دوست داری تو زندگیت اتفاق بیفته در مورد چیزهایی که دوست نداری صحبت نکن در مورد چیزهایی که دوست نداری صحبت نکن،
یه نازیبایی رو میبینی نیا بشین بگو رفتم فلان جا فلان اتفاق بد افتاد فلان پلیس بد رو دیدم فلان هوملس رو دیدم در موردش صحبت نکن بهش انرژی نده چون در موردش صحبت کنی بهش توجه میکنی بهش توجه کنی به سمتش هدایت میشی
در مورد چیزهایی صحبت کن که دوست داری تو زندگیت اتفاق بیفته
بعد جهان تو رو هدایت میکنه به همون چیزای زیبا فارغ از اینکه خواهرت یا هم وطنت یا هر کس دیگهای هدایت میشه یا نمیشه
اون نتیجه خودش رو میگیره تو هم نتیجه خودت رو میگیری
اینجوری به جهان نگاه کنید فکر نکنید که وقتی زندگی شما خوب میشه که ایران خوب بشه وقتی زندگی شما خوب میشه که شما خوب بشید و شما هدایت میشید به جای خوب حالا ممکنه ایران باشه ممکنه جای دیگهای باشه کاری به اونش نداشته باش وقتی یه آدم خوب توی رابطه عاطفی با تو میاد که تو خوب شده باشی کاری به این نداشته باش که من میخوام حتماً با ممد و تقی و مریم و الناز و اینا ازدواج کنم بگو من میخوام رو خودم کار کنم که آدم بهتری بشم یه آدم خوبی وارد زندگیم بشه فارغ از اینکه اسمش چیه فارغ از اینکه کجا زندگی میکنه خدا هدایتش میکنه به سمت من منم هدایتش میکنه به سمت اون
نچسب به یک آدم خاص برای رابطه عاطفی بچسب به خودت
خودت رو بهتر کن یه رابطه عاطفی خوب برات به وجود میاد
هیچ کاری نداشته باش بذار خداوند هدایتت کنه
نچسب به یک جای خاص برای زندگی روی خودت کار کن نگو که من میخوام تو این شهر زندگی کنم حالا باید یه کاری کنم همه این مردم این شهر آشغال نریزن همه مردم تمیز باشند همه خوب باشند همه مهربون باشند حالا بیایم بجنگیم که این شهرو درست کنیم که بتونم اینجا زندگی کنم واز زندگیم لذت ببرم نه این جواب نمیده تو روی خودت کار میکنی جهان تو رو به یه شهری میبره که همه آلردی خوب هستند شرایط خوب هست همه جا تمیز هست
بیا اینجوری به جهان فکر کن اینجوری فکر کنی نه اینکه بگم 10 سال دیگه نتیجهاش رو میگیری از همون لحظهای که شروع میکنی این فایل رو بارها گوش دادن اون نتیجهاش رو میبینی
میخوام بگم که خیلی زود جهان پاسخ میده جهان عشق خداوند عشقه به این دلیل عشقه که وقتی درست میشی خیلی زود کمکت میکنه فارغ از اینکه چقدر غلط بودی چقدر توی مسیر نادرست رفتی به محض اینکه برمیگردی خیلی زود کمکت میکنه بیارتت بالا ولی اینجوری نیست اگه به محض اینکه برگردی و بری تو مسیر نادرست نابودت کنه توی این مسیر خیلی خیلی آرومتر عمل میکنه اگر هم اشتباه کنی خیلی هم توی مسیر نادرست بری خداوند خیلی آروم بلا سرت میاره ولی به محض اینکه برمیگردی به مسیر درست خیلی زود اتفاقات خوب رو برات رقم میزنه این زیبایی جهانه این زیبایی خداونده
در مورد زیباییها هم صحبت کنید خیلی مهمه که داری در مورد چی صحبت میکنی چون اونی که صحبت میکنی داری بهش فکر میکنی
من هر روز آگاهانه سعی میکنم که هر روز فکر کنم به اینکه من داره فکرم به چی توجه میکنه افکارم داره به چی توجه میکنه دارم میشینم اخبار رو گوش میکنم دارم میشینم شبکههای اجتماعی رو نگاه میکنم دارم میشینم دریوریها و بکش بکشها و صحنههای ناجالب رو میبینم،
اگر میرید سراغ روندی که بقیه مردم رفتن شما هم همان نتایج که بقیه مردم میگیرند رو نتیجه خواهید گرفت
اگر شما میری توجه میکنی به درگیریها و مبارزه میکنی و میجنگی با نازیباییهایی که به نظرت باید با جنگیدن از بین بره تو فقط نازیباییهای بیشتری وارد زندگیت میکنی
ممکنه این حکومت بره ممکنه شاه بره اما افرادی میان که زندگی تو رو بدتر میکنند اون وقت آرزو میکنی که ای کاش برمیگشتی به روزهای قبل
وقتی توی این مسیر قدم برمیدارید منتظر اتفاقات زیبا باشید و فقط اتفاقات خوب براتون میفته اتفاقات زیبا سلامتی اتفاقات زیبا ثروت روابط فوق العاده است احساس آرامشه خواب آرومه اتفاقات زیبا همه ایناست و اینقدر براتون میفته که دیگه خیلی زود خودش رو نشون میده که از وقتی من اومدم این فایل رو گوش دادم و شروع کردم آگاهانه در مورد نازیباییها صحبت نکردم وارد این بحثهای الان شرایط جامعه ایران چه جوریه نشدم وارد نازیباییها نشدم سعی کردم که برم سراغ زیباییها و قشنگیها رو ببینم و برم بگم درسته یه سری نازیباییها هست تو این جهان ولی یه سری زیباییها هم هست من برم توجه کنم روی زیباییها یه سری مشکلات هست یه سری ظلمها هست یه سری درگیریها هست ولی یه عالمه اتفاقات خوب هم داره میفته یه سری مرگها هست ولی یه عالمه تولد هم هست این قاعده جهانه که باید دو گروه باشند من تمرکزم رو بذارم روی اون چیزایی که دوست دارم اتفاق بیفته و بعد بیام روی اونا کار کنم هی بیشتر توجه کنم و از همون جنس اتفاقات وارد زندگی منم میشه اون وقت میفهمید چقدر بازی ساده بوده چقدر راحت بوده چقدر واقعاً این دنیا لذت بخش بوده اگر از همون اول قانون رو درک میکردیم و بهش عمل میکردیم،
درود بیکران به استاد عزیزم و مریم جان شایسته و همه ی دوستان عزیز وگرامی
سریع میرم سر اصل مطلب
دیروز بعد از ظهر یکی ازتدوینگرهای کشورمون که از من درخواست همکاری و سرودن ترانه را داشتند با من تماس گرفتند تا برای نتیجه ی کار باهم صحبتی داشته باشیم خب از اونجایی که به لطف خدا چند سالیه هست که دست به قلم هستم و این لطف رو خداوند داشته
و همیشه سپاسگزارش هستم امیدوارم بتونم که سپاسگزار واقعیش باشم
متن ترانه درمورد اوضاع حاکم بر کشور بود
و صحبت به جایی رسید که گفتن،
آره مثل اینکه دیگه امشب قراره جنگ بشه وموشکهاروآماده کردند و …..
چرا دروغ من هم واضح گفتم شما یک ترسی در وجود من شعله ور کردین،
و ایشون ادامه داد،
و قلبم میگفت :زهرا جان آرومباش.
وذهنم مدام نجوا میکرد ومن هم بدون رودربایستی گفتم :
من هیچ علاقه ایی به دنبال کردن این خبرها ندارم و اصلا هم براممهم نیست وحتی مستقیمبیان کردم اگر خانواده ام هم بخوان صحبتی کنند بهشون یاد آور میشمکه بامن در اینمورد مورد صحبتی نکنید.
ولی چند شب پیش که خونه مادرم اینا بودیم خواهرم با چنان ترس و استرسی بدون اینکهمن چیزی بپرسم شروع کرد به اینکه آره به دلیل قرار گرفتن کهکشانها و سیارات و …..
قراره اوضاع بد پیش بره و تاکید داشت روز 10 و 11 بهمن ماه قراره اتفاقات ناخوشایندی رخ بدهد .
کمی نگران شدم ولی مدام سعی میکردم ذهنم رو درگیرش نکنم و مهمونی به من وبچه هام خوش بگذره ،خدارو شکر خوش گذشت بااینکه خواهرم و خواهر زاده ام به طور ناخواسته، تلاش میکردند بحثسیاسی پیش بیاد وتمام صحبتاشون هم از روی ترس و نگرانی بود ومن هم گاهی در مطالبشان ،لحضه ایی غرق میشدم ولی سریع به خودم رکب میزدم که زهرا ، این صحبتا برای تو نیستا ااااا
حواست و باید این موقع ها جمع کنیااااا
اون آقای تدوینگر هم در مورد عهدنامه ابراهیم و ….. صحبت میکرد که من شکر خدا اصلا چیزی ازش نمیدونم ونمیخوامکه بدونم
خلاصه کارهایی که من انجام دادم وقتی ((گفتگو بینمون تموم شد البته که ایشون متوجه شدند که دیگه نباید راجع به این مطالب با من صحبتی داشته باشند اون هم با احترام بهشون گوش زد کردم. و بعد خیلی زود متوجه منظور من شدند و خداحافظی کردیم (( آموزشهای دوره ی فوق العاده احساس لیاقت))
(((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((::
انگار من 50 ،50 عوض شده بودم
هم به لطف خدا میتونستم ذهنم روکنترل کنم اون هم فایل کنترل ذهن و تقویت ایمان در شرایط جنگی استاد روچندین بار گوش دادم
و این هم یعنی به لطف الله مهربانم در مدار خوبی بودم که هدایت شدم به شنیدن چندین مرتبه ی اون فایل فوق العاده
واما کارهای من به لطف خدای مهربانم
کنترل ذهن ، و مدام به لطف خدا میگفتم خدایا خودت هدایتم کن ،خدایا خودت هدایتم کن
و آنچنان آرامشی میگرفتم که خدا خودش میدونه و بس
همه و همه از لطف بی حساب خودشه
ولی از اونجایی که هنوز ایمانم قوی نیست البته نسبت به قبل خیلی بهترم ولی تا آخر عمرمون به قول استاد جان باید روی خودمون کار کنیم
شروع کردم به جمع وجور کردن خوراکی و بستن ساک و آذوقه وپول نقد و …… و چند تا فیلتر شکن خوب نصب کردم که اسمش و از گوگل سرچ کردم وااای خدایا خودت کمک کن که انقدر سریع حرفهای جامعه روی من تاثیر نزاره (( الهی آمین))
کمی آشپزخونه رومرتب کردم و شام مورد علاقه ی بچه هارو با اینکه زمان بر بود درست کردم
و با آرامش شام میل کردیم و بر خوابیدن آماده شدیم و قبل خواب هم با دخترم که 9 سالشه سریال زندگی در بهشت قسمت 2 رو تماشا کردیم وهر دو خوابمون گرفت
خدایاااااا شکرت صبح شده و خداوند اجاره ی زندگی در یکروز دیگر رو به ما داده خدایا ااااا شکرت همون لحظه سجده شکر به جا آوردم و از رختخواب پاشدم
اول صبح رفتم و کامنتهای زندگی در بهشت رو خوندم که بینظیر بودم قسمت دوم نظر لیلا و عباس عزیز رو و کپی گرفتم که باز بخونم
برای رفتن به مدرسه دخترم یکی از مسیرهای سر راستش گذر از پارک هست
شاید باور نکنید همون لحظه ایی که پا گذاشتم توی خیابون و پاهایم کف خیابون روحس کرد
احساس کردم دوباره متولد شدم
واای خدای من میوه فروشی بسیار بزرگی که هر روز می بینمش شبیه یک معجزه بود و انگار تاز ه اولین بار بود نگاش میکردم رنگ و وارنگ
انگار تا اون روز نابینا بودم
آسمون ابری ، هوای کمی سرد ، حال خوب ، احساس سرزندگی ، دستای کوچولوی دخترم که تو دستم بود و باهم مسیر رومیرفتیم
،همسایه هایی که هر روز همدیگر رو به لطف خدا میبینیم ،خدایااااااااشکرت
درراه رسیدن به منزل با خودمگفتم اگر روی نیمکتی آفتاب گرفته باشه به چند دقیقه ایی بشینم جاتون خالی نشستم
شروع کردم از درون سپاسگزاری کردن که این
هملطف خداوند هست و بس
نشستن روی نیمکت چوبی پارک خدایا شکرت
آبهای نقره ایی که از فواره ی آب رقص کنان به داخل حوض میریزد خدایا شکرت
بازی گربه لابلای چمنها خدایا شکرت
درست روبروی خورشید تابان به ناگاه ابری شد و ومن هم شروع کردم مستقیم به خورشید که از زیر ابرهای سفید پاییزی سوسو میزد خیره شدم
خدایاااا میلیون ها بار شکر ت
دلم نمیخواست چشم بردارم از این صحنه و تا آخرین لحظه خیره به خورشید و آسمون و ابرها ماندم درست مانند قاب عکسی زیبا که مدام رنگهایش درحال تغییر بود مانند بوم نقاشی و…..
صدای موزیک خانمهایی که یک گروه شده بودند و ورزش میکردن و ذوق میکردنوجیغ میزدن
خدا میدونه چقدر اون احساس ناب وخدایی بود
که چقدر خداوند بزرگ و عظیم وما آدما البته خودم رومیگم چقدر در مقابلش کوچک و کم طاقت و بی صبر وتحملیم
میگما احساس کردمخدا چقدر به حرص وجوش خوردن بعضی از روزامون لبخند میزنه و که چطور سرگرم دنیای مادی شدیم و یک لحظه خودم رو بالای ابرها احساس کردم که دارم این زمین پر از رفت و آمدهای تکراری رو میبینه و با نگاهی دلسوزانه و ترحمآمیز به بنده هاش نگاه میکنه
که به قول پدر مکه همیشه میگفت خدایا بارحمت با ما رفتار کن نه با عدلت !!!!!
خدایاا چقدر میشه با همین خوشی های به ظاهر کوچک اما در اصل بسیار بزرگ احساس خوشبختی کرد
خدایاااا شکرت
نتیجه هایی که گرفتم از کار کردن روی باورهام به لطف همش خدا و بعد استاد جانمون ومریم جان و بعد همت وکمک خودم به خودم
خداروشکر
البته همه به طور تقریبی هست ونسبت به قبل بهتر شدمکمی
اعراض کردن از ناخواسته ها
کنترل ذهن برای خاموش کردن نجواهای شیطان
آرامش درون
توجه به خواسته ها
کنترل احساسات
تمرکز بر نکات مثبت
صحبت با خدای درونم و مهمتر از همه هدایتی که خدا من رو میکنه و همه ی انسانهارو که به قول استاد جانمون باید در مدارش باشیم که من تازه یه ذره ،اونم یه ذره هم خیییلی کمتر تونستم بهتر از قبل ذهنم رو هدایت کنم
و بسیار سپاسگزارم از مطالعهی کامنت بنده
استاد جانم ومریم جان یکی از آرزوهام دیدن روی ماهتون در آمریکا یا ایرانه که باعث افتخار خودمو خدای خودم و شما دو عزیز باشم ( الهی آمین)
و بسیار سپاسگزارم از شما دوست عزیز بابت مطالعه ی کامنت من
ودر انتها
دعای همیشگی من برای همه تن سالم ودلخوش و ثروت حلال زیاد وآسون وسعادتمندی برای همه (( از اعماق وجودم ))
تمرکز بر آنچه که دوست داری و میخواهی که اتفاق بیفته.
تغییر زندگی را از تصحیح کانون توجه ات شروع کن؛
به هر آنچه توجه کنی، به تجربیاتی از همان جنس از توجه، هدایت می شوی؛
من در زندگی بعد از آشنایی با استاد عزیز و قرار گرفتن و هدایت به این مسیر، انقدر تفاوت رو احساس میکنم ،تفاوتی که با اغلب آدمهای این جامعه دارم. همین دیشب به خانمم گفتم :«اگر لطف و هدایت خداوند ما رو به این مسیر نمی آورد ،ما اصا مزه زندگی کنونی رو درک میکردیم؟ اصا زندگی برامون مفهوم داشت ؟ رابطه ی زیبای کنونی رو با هم داشتیم؟و اگر با آن فهم و درک سابق از این دنیا میرفتیم چی؟
و… هزاران اگر و اما ی دیگر.»
اگر آزادی می خواهی اما تمام تمرکز شما بر ناخواسته هایی است که آزادی شما را محدود کرده است، این جنس از تمرکز، شما را در مدار محدودیت های بیشتر قرار می دهد؛
در مورد این جمله اخیر ،من در کارم از خودم سوال کردم ببین مگر تو آزادی و سفر و آرامش و گشت و گذار و تفریح نمی خوای؟ پس باید در همین کاری که داری ،همه ی این خواسته ها رو خلق کن دیگه، و هدایت شدم به سمت فروش به همکارانی که در این کشور بزرگم ایران بی نهایتند، متنوعند،هر قدر که بخوام و توانم رو رشد بدم، میتونم؛که در این راه و نگاه جدید به خواسته های زیادی میرسم:
ـ آزادی زمانی
– تفریح و گشت و گذار
– آرامشی که از ارتباط با انسانهای متفاوت ، نصیبم میشه.
– دیدن فراوانی های زیادی که در این کشور ثروتمند یعنی ایران باهاش مواجه میشم و باورهای تقویت میشه و شکل میگیره.
– مسیر مفرحی برای خلق ثروت برای خودم ساختم که حتما باعث رشد و گسترش جهان میشود.
و اعتماد و عزت نفسی که در این زمینه بدست میآورم که فوقالعاده و بی نظیره.
چه نوع تفکر و رفتاری، فرد را آسان می کند برای سختی ها و چه جنس از تفکر و رفتاری فرد را آسان می کند برای آسانی ها؛
تفکر اینکه من همه چیز خودم و دنیام رو رقم میزنم باعث حرکت من در مسیر زیباییها و هدایتم به اسانیها میشود.
و تفکر فقیری که «همه چیز رو به اتفاقاتی که خارج از اراده و اختیار من است» حواله میدهد،باعث انفعال و در واقع هدایت من به سویی میشود که منو آسون میکنه برای سختیها ؛چون باورم این شده که من هیچ کاری از دستم نمیاد و همهچیز و همه کس مقصر شرایط فعلی من هستند، الا خودم.
معنی هر جنسی از احساس بد این است که: شما در ذهن خود در حال توجه به چیزی هستی که نمی خواهی و با آن جنس از توجه، فرکانسی را فعال کرده ای که در حال جذب ناخواسته های بیشتر به زندگی ات است؛
شما در دنیایی زندگی می کنید که دسترسی یکسانی دارید به ثروت یا فقر؛ به سلامتی یا بیماری؛ به عشق یا نفرت… اما اینکه کدام را انتخاب می کنید بستگی کاملی دارد به کانون توجه شما؛
اگر هدف را “ماندن در احساس خوب” بگذارید و با این اولویت، کانون توجه خود را مدیریت کنید، فارغ از قوانین آدمها و حکومت ها، فارغ از تجربه اکثریت جامعه، به سمت تجربه هایی هدایت می شوید که شما را به احساس خوب بیشتری می رساند؛
این قسمت اخیر که در سطور بالا از متن این فایل آوردم رو در تک تک لحظه های زندگی دارم زندگی میکنم.
وقتی در مسیر هماهنگ با خواسته هایت حرکت کنی، درها به صورت خود به خود باز می شوند؛
کسی که بر نازیبایی ها تمرکز دارد، به نازیبایی های بیشتر هدایت می شود؛
یعقوب وقتی میخواست فرزندش یوسف رو با برادرانش بفرستد گفت که میترسد برادرانش از او غافل شوند و گرگ اورا بخورد و همه میدانیم که داستان چه شد و اینکه حضرت یعقوب پیامبر بود و نتوانست احساسات خود را کنترل کند و حدود 40سال از یوسف دور ماند در ناراحتی و غم و اندوهی سوزناک .پس قانون برای همه یکی ست.حتا پیامبر باشی و احساست رو نتونی کنترل کنی نتایج خوبی نمیگیری.از طرفی در همین قرآن مادر موسی رو داریم که اعتماد میکند به ندای درونش ،فرزندش را در آب نیل می اندازد و بعد مدت خیلی کم به فرزندش میرسد و اورا خود شیر میدهد و بزرگ میکند.
با هر ناخواسته ای بجنگی، آن ناخواسته را در زندگی ات ماندگارتر می کنی؛
دوباره همان مفهوم اعراض از ناخواسته که در قرآن هم بارها خداوند به محمد(ص) میفرماید که: کفر کافران غمگینت نکند،از آنها دوری کن ».
مفهوم شرک و ارتباط آن با “باور به تاثیر عوامل بیرونی”
در مورد چیزهایی که دوست نداری صحبت نکن و مراقب باش که به این شکل به آنها انرژی ندهی؛
با انرژی ای همکاری کن که هم جنس با خواسته هایت است؛
از همان لحظه ای که کانون توجه خود را به سمت خواسته هایت جهت دهی می کنی، به سمت تجربه های بهتر هدایت می شوی.
و این قانون بدون تغییر خداوند است ،از لحظهای که کانون توجهت را کنترل میکنی و به سمت خواسته ها متمرکز میشوی ، به سمت تجربههای بهتر هدایت میشوی و طعم زندگی واقعی را با تمام وجودت میچشی و این وعده ی خداوند است.
خدایا شکرت
استاد سپاسگزارم
در پناه مهر بی پایان خداوند ،سلامت ،سعادتمند و ثروتمند در دنیا و آخرت باشید.
از وقتی این فایل گوش دادم دارم الگوهاش تو زندگی خودم واطرافیانم میبینم و تنها چیزی که فهمیدم این بود که اصلا ما حواسمون نبوده که ناخواسته داشتیم به ناخواسته ها توجه میکردیم
قوانین مهم زندگی
قانون توجه=به هرچه توجه کنی همون رو جذب میکنی به زندگیت.
قانون فرکانس= هر فرکانس وارتعاشی رو بفرستی به جهان هستی همون برمیگرده بهت.
قانون باور = هر چیزی که بیشتربهش فکر میکنی وتوذهنت تکرار میکنی فکر غالب ذهن حساب میشه باور اوج عدل الهی خدا رو تو همین سه قانون میشه دید خدا به هیچکس ستم نمیکنه
پس من باید خودم رو هرلحظه چک کنم دارم به چی فکر میکنم به چی توجه میکنم چه ارتعاشی رو میفرستم به این مراقبه میگن که همون تقوا هست که خدا تو قران ازش نام برده
برای این همه آگاهی ازشما ممنونم استاد مهربان ودوست داشتنی من️
چو خوش گفت استاد شیرین سخن، که گوش کن کلیپ و ویس ها را، که هر دفعه خواهی شنید مطلب جدید، درک خواهی کرد عنوانی مفید…
استاد جان سلام و درود خدا بر شما .. ممنونم از مطالب مفیدتون که هر دفعه گوش میکنم مطلبی جدید رو متوجه و درک میکنم… تمرکز به زیبایی ها، بهترین ها، خوبی ها و …. واقعا حس خوب بما می دهد و ما را آرام می کند..
زمان حملات اسرائیل به ایران، ما مسافرت بودیم . و چه هجمه ی از ترس، استرس و ناراحتی رو در چهره های آدم های اطرافمون میدیدم… و هر کی یطرف می دوید و به دیگران زنگ میزد.. آی زدند و کشتند و …. خبرها هی بیشتر و بیشتر میشد… اما خواست خدا من آروم بودم و فقط نگاه میکردم.. هی از من میپرسیدن چیکار کنیم.. گفتیم هیچی امشب برمیگردیم خونه… هر کی فهمید ما داریم برمیگردیم گفتند دیوانه شدید داره تهران رو میزنه نباید برگردید.. گفتم مگه تا چند روز میتونم اینجا باشیم، یه هفته، دو هفته..بالاخره باید برگردم دیگه بعدشم بلیط برگشت دارم و توکلم به خداست…
اومدیم تهران… بچه ها ترسیده بودن و از چهره هاشون مششخص بود… منم گفتم نگران نباشید.. این جنگ نیست و فقط ترقه بازیه… بچه هارو آروم کردم و هر شب مشغول تماشای فیلم و بازی و سرگرمی بودیم… شب ها با صدای ضدهوایی ها میخوابیدم و انگار نه انگار…. خیلی ها هجمه وارد کردن بهمون که شماها چرا اینقدر بیخیالید.. گفتم خوب کاری از دستم بر نمیاد… عوضش حس خوب و انرژی خوب به خانواده م میدم تا اونا هم اذیت نشن…
و میدیدم اونهایی که توجه میکردن به بدی ها ، ترس ها و اتفاقات بد جنگ.. همش در استرس و ترس میپیچیدن و در خیابان ها و اتوبان ها اسیر و گرفتار ترافیک میشدن.. مسیر 5 ساعته 11 ساعت تو را بودن و همش شکایت و اعتراض میکردند… رفتن شما.. اجناس گرون. نبود جا و ….
اما ما تهران بودیم، اتفاقات خوب می افتاد با بچه ها خوش بودیم . اصلا نفهمیدم کی تموم شد این مسائل
همیشه میگفتن که چرا تو چیزی نمیگی.. جایی نمیری ، اعتراضی نمیکنی… گفتم من زمان جنگ ایران و عراق 6 سالم بود.. اونموقع هم کاری از دستم برنمیومد و نمیتونستم جنگ رو کنترل کنم.. الان هم کاری از دستم برنمیاد.. زندگی رو به فاز خوب میگیریم .. حداقلش اینه زن و بچه م نمیترسن.. اذیت نمیشن و زندگی آرومی داریم…
و این رو خودم و خانواده م تجربه کردن… از اون روز خانواده م هم دیدن که توجه نکردن به بدی ها، ترس ها .. چقدر خوبه و بجاش به هر اتفاق و خبر خوب واکنش عالی نشون میدادن و میدیدم که چطور دارن از زندگی لذت میبرن.
من هم گاهی از دستم در میره و عصبانی میشم و سر مسائلی بحث میکنم.. انگار انگشتم رو کردم تو پریز برق.. سریع برق منو میگیره و به خودم میام و میفهم اووه.. hما بعد از چندثانیه سریع شروع میکنم به کنترل خودم و افکارم..
سریع دست افکارم رو میگریم و میگم کجا میری.. بیا اینجا، مشغولش میکنم به صدای پرنده، درخت ها، گلدان زیبایی که دارم… خواسته ها م و تجسم سازی و ….
وقتی فکر زیبا داشته باشیم.. زیبایی ها جلوی چشمون بیشتر دیده میشن
وقتی فکر بد و عصبی و … داشته باشیم.. آهنربایی جهان هستی هر آدم عصبی و ناراحت رو میاره جلوی چشممون
چشم هایمان، افکارمان همانند جستجوگرها باید بدنبال خوبی ها زیبایی ها و قشنگی ها باشند و برای دیدن اینها به خودمان احسنت بگیم و در موردش صحبت کنیم
خدایاشکرت امروز هم اجازه دادی روی زمین قشنگت باشیم و یک فایل روزشمار دیگه رو ببینیم و بشنویم
خدایا شکرت چقدر این فایل عالیه و پرمحتوا
یادمه سال 1401 فایل قانون تغییر ناخواسته ها رو گذاشتین تو اینستا اون موقع جهان اجازه ی ورود به سایت بهم نمیداد من کر و گنگ و کور بودم انگار از وجود سایت عباسمنش ولی پیج اینستا تمام پست ها و لایوها رو دیده بودم فایل قانون تغییر ناخواسته ها که انصافا جزء بی نظیرترین فایل های سایت هست رو دیدم کامنت گذاشتم و شما کامنت منو لایک کردین و این حس خوبی بهم داد بعد با یه گوشی ضبط کردمش و تمام اون روزهای درگیری ایران من فقط هندزفری تو گوشم فایل تغییر ناخواسته ها رو گوش میکردم بعد اینستا فیلتر شد و من حذفش کردم و یه مدت از نرم افزارهای ایران فایل های شما رو نصفه ونیمه میدیدم
از اونجا که وقت ورود به یه مرحله بالاتر بود از آگاهی
پارسال اتفاقی پارسال تو همون روبیکا نرم افزار ایرانی یه پیج آگاهی بود و این فایل رو با کلی سانسور (همون قسمت ها که درمورد جمهوری اسلامی هست ) شنیدم و بعد از اینکه چندین بار استاد تو فایل فرمودین سایت عباسمنش کسانی که عضو هستند….. بعد یه ندایی درونم واضح گفت باید عضو سایت بشی و درکمتر از ده دقیقه من شهریور پارسال افتخار این پیدا کردم مستقیم فایل ها رو از سایت بشنوم و چون این فایل باعث وبانی هدایت من بود به سایت و بعد من وارد دنیایی پر از توحید وآگاهی و خانواده ی بزرگ عباسمنش شدم و کلی اتفاقات خوب برام رقم خورد برای همین عاشق این فایل هستم
برام انرژی خاصی داره
و چون حلقه ی وصل من به این جمع بزرگ و فرکانس بالا هست بارها گوش دادمش و هیچ وقت خسته نمیشم ازش هیچوقت
خدایا شکرت چقدر آگاهی و مطالب مهمی داره این فایل
خدایاشکرت چقدر عالی و واضح استاد بزرگوارم با با کلام پر از توحید قشنگتون این همه قانون های مهم جهان هستی رو ساده و روان توضیح دادین
یعنی همین بحث قرآن و پیامبران و صحبت درباره ی درگیر نشدن با دشمن واقعا یه کتاب کامل هست از این قانون تمرکز نکردن بر ناخواسته ها و اعراض از ناخواسته ها
چقدر توضیح منطقی که جهان هیچوقت یکدست نشده و نخواهد شد
فقر و ثروت
بیماری و سلامتی
شب وروز
زشت وزیبا
بالا و پایین
عشق ونفرت
همیشه هست
این دوقطبی بودن جهان در درجات پایین تر هم هست
کشورها
شهرها
زندگی ها
حتی در شخصیت و وجود انسان ها هم این دوطیف مثبت ومنفی بوده وهست
پس من که خالق زندگیم هستم و خدا قدرت خلق کنندگی بهم داده میتونم با توجه به هر کدوم از این قطب ها با تمرکز بهش و به دنبال اون تمرکز یه احساس و فرکانس مثبت یا منفی که به جهان ارسال میکنم و جهان مانند آیینه احساس منو رو بهم برمیگردونه و شرایط واتفاقاتی رو به زندگی من برمیگردونه که همون احساسی رو که تجربه میکنم دوباره بارها وبارها تجربه کنم
اگر چیزی که تجربه میکنم ناجالب باید کانون توجه ام رو عوض کنم
باید ورودی مثبت بدم به ذهنم با دیدن ،شنیدن ،حرف زدن ،فکر کردن به چیزهایی که مثبت هست و منو به احساس بهتری میرسونه
و چقدر فضای مجازی خطرناکه استاد
واقعا حالا که به توفیق الهی به لطف شما که دستی از دستان خداوند هستید استاد بزرگوارم تازه میفهمم چقدر فضای مجازی مخصوصا اینستا سمی و مسموم هست هم یه تصویر یه خبر منفی کافیه که ذهن رو تا ناکجا آباد ببره برای همین حذف کردم خودم راحت کردم
گالری گوشیم رو پر کردم از فایل های دانلودی بابرکت و باارزش دوره ی روزشمار ، عکس ها و ویدئو های قشنگ از طبیعت ایران و جهان و همیشه با تماشای این قشنگی ها فرکانس مثبت میفرستم و خدا رو شکر هدایت شدم به دوره ی 12 قدم ،قدم اول که چقدر همین 9 روز خیر وبرکت با خودش آورده درسته شرایط مالی هنوز همون روال سابق هست ولی همین 9روز که خریدم و دو روز قبل از خرید دوره که اون الهام داشت باهام حرف میزد برای تاثیرات مثبتش
اصلا انرژی الهی قدم اول دوره اومد تو زندگیم
من مثل طوفان زده ای بودم قبلش که وسط اقیانوس دست وپا میزدم به جایی بند بشه دستم اما خدا رو شاهد میگیرم از روز135 دوره ی روزشمار در 30 مرداد که فایل معرفی دوره ی 12 قدم اومد برام و الهام الهی برای خرید قدم اول تا امروز که روز 144 دوره ی روزشمار و 9شهریور هست من چنان آرامشی وسط طوفان گرفته ام که خودم تعجب کردم انگار یه حصاری دورم کشیده شده آرام آرام آرامم و میدونم و ایمان دارم معجزات در راهه چون نظر من بود اوضاع مالیم اوکی بشه دوره ی هم جهت با جریان خداوند بخرم گفتم جدیدترین دوره ی استاد و چکیده ی تمام آموزه های استاد
ولی الهامم بهم خیلی محکم و قاطع گفت باید دوره ی 12 قدم رو حتما بگیری و من تسلیم شدم و پذیرفتم
الان که دارم مینویسم از اون الهام
اشکام سرازیرن نمیدونم چرا فقط میدونم کسی دیگه داره کارا رو انجام میده من هیچ کاره ام
اصلا تا اون الهام بهم گفت قدم اول باید بگیری همون لحظات یه آرامشی به جانم وارد کرد انگار واقعا اول باید آرامش میرسیدم بعد به پرداخت بدهیام و پول و ثروت
امروز اولین روزی هست که بعد بیداری تمرین ستاره ی قطبی قدم اول انجام دادم چقدر حس خوبی گرفتم و چقدر احساس سبکی عجیبی انگار امروز همه چیز تو زندگیم قشنگتره خودم ،وسایل خونه ام ،بیرون ،همه چی
خدایا شکرت که انرژی الهی خاصی بود در این دوره حالا میفهمم چرا استاد چندین بار فرمودن این دوره ی 12 قدم الهامی بوده از طرف خدا
خدا رو هر لحظه برای حضور قشنگش تو زندگیم شکر میکنم
خدا رو شکر میکنم برای این سایت که تنها فضای پاک مجازی هست که هرچی زمان و وقتت داخلش بگذره ضرر نمیکنی که سود خالص هم میبری
خدا رو برای حضور دواستاد بزرگوارم تو زندگیم استاد عباسمنش و استاد عرشیان فر که از طریق ایشون با شما آشنا شدم هزاران هزاران مرتبه شکر میکنم
خدایاشکرت
خدایاشکرت
خدایاشکرت
الحمد لله کما هواهله= ستایش خدای را آنچنان که شایسته ی ستایش است .
درود بر استاد عزیز و بزرگوار و سرکار خانم شایسته عزیز.
استاد عزیز چقدر این فایل شما پراز آگاهی هست.
استاد غوغایی تو وجودم به پا شد.
چقدر این قانون جهان کارش درسته.
من علی هستم.حدودا 2سال و چندماه میشه که به صورت هدایتی با شما آشنا شدم.اون موقع ها اوضاع زندگیم جالب نبود.سوالات بی جواب زیادی تو ذهنم بود که الان میبینم خودمم دلم نمیخواست دنبال جوابشون بیفتم.یکجورایی به همون روال داغون زندگیم عادت کرده بودم و تحملش میکردم.از طرفی هم بقیه و عوامل دیگه رو باعث و بانی میدونستم.
استاد الان که اینو مینویسم نمیدونید چقدر حالم خوبه.چقدر ذوق دارم که کامنت میذارم.
استاد دلم میخاد از همه چی بگم.از تغییراتی که تو زندگیم رخ داده و نتایجی که هر لحظه میاد.
نتایجی که الان دقت میکنم میبینم خدا چقدر هوامو داره.
استاد با آموزه های شما با ترسام روبرو شدم و دیدم چقدر الکی میترسیدم.
براحتی ازدواج کردم و براحتی رفتیم خونمون.استاد منو خانومم باهم اومدیم تو سایت شما و الان باهم فایل های شمارو میبینیم.خدایا چقدر بزرگی.
دیگه دنبال این نیستم زندگی بقیه رو بهتر کنم.
حس و حالم خیلی عالیه.
هرروز نتایج جدید میبینم.
استاد دلم میخاد بغلت کنم و روی ماهتو ببوسم.
جدیدا دوره شیوه حل مسائل رو گرفتیم و چقدر این دوره بی نظیره.تارگت بعدیم استاد دوره سلامتی هست چون میخام استایل شما رو بدست بیارم و هرروز تحسینتون میکنم.
سلام به استاد عباسمنش عزیزم و مریم جان قشنگم
واقعا از ته دلم از خداوند سپاسگذارم من رو هدایت کرد به اینپروژه خانه تکانی ذهن
دیروز قسمت 28 این دوره رو دیدم و تمام شد و من تصمیم گرفتم دوباره هم این دوره رو شروع کنم
استاد عزیزم
نگم چقد من تغییر کردم
واقعااا از وقتی که شروع کردم به شنیدن فایل ها
استاد منی که سر کوچیک ترین شرایط بهم میریختم الان انقد خوب شدم که چن روز پیش تلگرامم و باز کردم و دیدم تمام عکسام پریده اگر من قبل بودم گریه و زاری و حال بد میشد ولی سعی کردم اروم باشم حالمو خوب نگه دارم بعد از 5 دقیقه تمام عکسام برگشتن
و اینک من در تمام پی ام اس هام غمگین و دل گرفته بودم این مدت بهترین پی ام اس هارو تجربه کردم و استاد انقد نتیجه ها زیاده زیاده من نمیدونم از کدومش بگم خدایاسپاسگذارم اصلا این تغییر تو روابطم، تو شرایطم، تو هدفم، همه چی تاثیر عالی گذاشته استاد هرچقدر از اتفاقات این مدت بگم هنوز هم نتایج عالی زیادن استاد عزیزم سپاسگذارتون هستم به لطف خدا و کمک شما من هرروز دارم بهتر میشم
خدایا سپاسگذارم
خدایا منو هدایت کن به بهترین مسیر ها
درود
روز صد و چهل و چهارم از تحول روز شمار زندگی من
سپاسگزارم از استاد عزیزم
استاد این فایل چقدر جامع و زیبا بود . اصلا کل قوانین تو این فایل مرور شد. خیلی عالی
چقدر قشنگ تو لایو ساز و کار جهان رو باز کردید توضیح دادید و نتیجه گیری گردید
من این فایل رو یکسال پیش به صورت رندوم گوش کرده بودم اما به جرات میتونم بگم ایندفعه بهتر درک کردم .
تا دقیقه پنجاه رو نوشتم باقیمانده ش موند برای فردا بنویسم و فقط گوش کردم .
امشب فهمیدم طبق اون جمله که در اخرای فایل گفتید اینکه به محض اینکه شما شروع میکنید در مسیر درست حرکت کردن ، همون اول زیبایی ها خودشون رو نشون میدن ، واقعا درسته اصلا اینکه من به این سایت هدایت شدم ،درست از زمانی بود که من از بیمارستان برگشته بودم خونه و شروع کرده بودم توجه کردن به کمک هایی که همسرم میکرد . من تا قبل اون اصلا باهاش رابطه م داغون شده بود اما چون بعد از بیمارستان بهش احتیاج داشتم کم کم توجهم رفت روی کمک هاش و یکم رابطمون دونفره شد و کم کم شروع کردم روزی نیم ساعت یک ساعت نقاشی کردن روی تخت ، بعد کم کم دوتا دوره مجازی برای آپدیت شدن خریدم و شرپع کردم به تمرین دوره ها ، درست دوماه بعد خواهرم یکی از فایلهای شما رو واسم ارسال کرد و جالب اینکه گفت چند سال پیش خودت از استاد عباسمنش واسم فایل فرستاده بودی و اصلا یادم نمیومد و من عضو یک کانال تلگرامی شدم که خواهرم فایل فرستاده بود و ویس ها رو گوش میکردم و انگیزه میگرفتم و هی خوشم میومد بعد فهمیدم این کانال کانال اصلی نیست و اومدم داخل سایت…..
درست از زمانی که اون تضاد اتفاق افتاد و من به قول شما بعد چک و لگد روزگار ، رام شدم و یک گوشه نشستم به امید شفا و تلاش کردم برای حال خوب ،هدایت شدم به سمت شما …
ودرادامه ی همین مبحث زیبایی ها بگم که ما پنجشنبه صبح تصمیم یهویی گرفتیم بریم شمال اونم از جاده هراز ، اولا که نشونه دیدم از طرف خداوند که محافظت هستم. دوماً مسیر کاملا باز بود بدون کوچکترین ترافیکی ، من اصلا صندلی ماشین رو نمیخوابوندم تو این مدت ،چون بیشتر اذیت میشدم
اما به پیشنهاد همسرم صندلی رو خوابوندم بعد زیر پاهام رو با وسایل پر کرد و یک تخت تقریبا صاف واسم درست شد تا شمال راحت دراز کشیدم که اذیت نشم.
تصمیم داشتیم اولین ساحل رو بریم که مسیر برای من سخت و طولانی نشه رفتیم مستقیم شهر محمود آباد . و کنار دریا دنبال ویلا بودیم ، چون باید ویلا همکف میبود و بدون پله ،یه خورده سخت بود ، از خدا خواستم هدابتمون کنه یه آقایی تو مسیر ماشین رو نگه داشت ، قیمتش یک خورده تند بود اما رفتیم ویلاشو دیدیم وبخاطر اینکه پله داشت معاملمون نشد و جالب اینکه اصرار داشت خودش واسمون به جا رو جور کنه و یک جای جور کرد همکف با امکانات و با تخفیف ویژه
تازه بهمون گفت شما میتونید برید دریا 52 اونجا میزارن ماشین رو تا لب دریا ببرید .
عصر ما رفتیم دریا 52 همسرم اونجا توضیح داد که برای خانمم پیاده روی از پارکینگ تا لب دریا سخته و خیلی راحت اجازه دادن من رو تا لب دریا برد پیاده کرد و ماشین رو برد پارکینگ .
روز دوم هم ، رفتیم همون ساحل چون بیشتر میخواستیم بمونیم همسرم گفت من واست اینجا تخت جور میکنم گفتم غیرممکنه ،چون اینجا لب دریا که تحت نمیزارن ، تخت ها عقب بود کنار کافه ،
رفت و یهو اومد و گفت اونجا رو نگاه کن باورتون نمیشه یه تخت نزدیک دریا بود ،گفت با اون آقا صحبت کردم همون آقایی موتور اجاره میده ، تختش رو در اختیار ما گذاشته و رفت از تخت های کافه واسم کوسن های مبل آورد و من دوساعت رو اون تخت نشستم دراز کشیدم و دریا رو یک دل سیر تماشا کردم . درسته اینها تلاش های همسرم بود اما مگه نه اینه که اون هم دستان خداونده؟!!
خودش میگفت خیلی راحت آقای کافه دار به من گفته هر چی میخواهید در اختیارتان میزارم ،
توی شهر که میچرخیدیم ، چقدر آدمها مهربون بودند ، من و همسرم مدام میگفتیم چقدر اینا خونگرم و مهربونند، اصلا طرف میومد نزدیک ماشین مثلا یک سوال داشتیم با جون و دل راهنماییتون میکرد…. همش زیبایی بود .
چقدر این سفر دوروزه خاص و بی نظیر بود . اینکه همه چی مهیا شد. اینکه همسرم همش تلاش میکرد به بهمون خوش بگذره ، اینکه راه برگشت هم بدون کوچکترین ترافیک بود ، شام خوشمزه ی رستوران کاملا یهویی، امکانات دریا ، ناهاری که همسرم تو ویلا درست کرد طعم بهشت میداد ، اینکه صبحونه برگشت توی راه چقدر خاص بود ….
اصلا اینکه همسرم تو این چند ماه چقدر رفتارش نرم شده ، چون من از درون کمی نرم شدم .. من دارم میبینم که خدا داره کاری میکنه که هر سه مون لذت ببریم.
اینها محصول فایل های تحول روزشمار زندگی من هست .ایمان دارم
فقط قسمت سلامتی میمونه که میدونم نیاز هست که روی باورهام خیلی قوی کار بشه . نیاز هم داره به تمرکز بیشتر روی زیبایی ها ، اینکه کمی بی خیال بشم . به قول شما علی بی غم .
در رابطه با دوقطبی بودن جهان هم کلی از آموزه هاتون لذت بردم.
چقدر خوب توصیفش کردید.
خدایا شکرت
سلام براستادعزیزم وخانم شایسته مهربان من باگوش کردن به این فایل چقدرلذت میبرم وسرصحبت های استپ یامکس میکنم وساعت درموردش فکرمیکنم تمرکزمیکنم وزندگی میکنم واین جمله تاکیدی تغییر زندگی راازتصحیح کانون توجه ات شروع کن استادمن باخواندن فایل شماوگوش فایل شماکاملا حالم خوب میشودواحساس خیلی خوبی دارم که تاحالابهش نرسیده بودم وحال خیلی خوبی تجربه میکنم اونجایی که میگی درموردچیزهایی که دوست نداری صحبت نکن درموردچیزهایی صحبت کن که دوست داری ومن باخودم امروزگفتم خوب امروزدرموردسلامتی وارامش صحبت واقعا امروزحال بی نظیری داشتم واین که استادمن ازشهرستان دوسال که اومدم تهران وتوخوابگاه هستم یه پیرمردتواتاق مون صبح تاشب به حکومت داره فوش میده به ملت فوش میده چراکاری نمی کنندهمه اخبارفضای مجازی گوش میده که شایدفرجی بشه ایشون تعریف میکردکه من این حکومت 8سال زندانی کشیدم ومن چندشب ازش پرسیدم زمان شاه هم زندانی هم بودی گفت اره وچقدراینجابه استاد به جای دلسوزی کنیم چقدرقانون داررعایت میکنه که به هرآنچه توجه به همان هم تبدیل میشی ممنونم اراستادعزیز وبچه این سایت به قول استاداین فقط نخونیداین مطلب بایدبخورید
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
گام 28: قانون هدایت به سمت خواستهها
استاد عباس منش یه فایل 50 دقیقهای پر کرد جایی که همه سوار یک موج منفی شدن و همه اون باورها و ارتعاشها و اون پالسهای خودشون رو انگار فراموش کردن تو اینقدر زیبا اینقدر طبق قوانین جهان اومدی نزدیک 50 دقیقه توضیح دادی که این اتفاقها همون سالی که من توی ایرانم بودم افتاد از این بدترشم افتاد این من بودم که انتخاب کردم که مرکز هدفم مرکز توجه و تمرکزم رو میخوام روی این اتفاقها قرار بدم یا اون تارگتهایی که خودم دارم و یه جملهاش که خیلی زیبا بود این بود که من از سالن میومدم بیرون نگاه میکردم میدیدم یا خدا چه جمعیتی تو خیابون اینا دارن چیکار میکنن و حتی من نگاه به این جمعیت نمیکردم که بخوام به اندازه یه نگاه مرکز توجه خودم رو و فرکانس خودم رو تغییر بدم و عوض کنم
به بچهها هم یاد داده بودم بچهها توجه نکنید اینا برای ما نیست اینا انتخاب اوناست اینا دارن انتخاب میکنن
میگن انتخاب ما اینه شما انتخابتون چیه شما که اومدید سمینار شما هم میخواهید از این طریق موفق بشید
یعنی کسی که عملی امتحان تمرکز روی خواستههاش رو توی سال 88 پس داده اومده راجع بهش صحبت نکرده تجزیه تحلیلش نکرده بهش توجه نکرده و هم خودش و هم بچههایی که توی اون سالن تمرینها را برای تغییر میدان فرکانسیشون انجام میدادن همه نتیجه گرفتن،
استاد عباس منش:
خیلی راحته که آدم اینجور مواقع برید اعتراض کنید خیلی راحته یار جمع میکنه چند نفرم میگن آفرین عجب شجاعتی داری عجب تو دلت برای مردم سوخته
توی این شرایط خیلی راحته که دل به دل مردم بدی فالوور جمع کنی
خیلیها اینجور مواقع یار جمع میکنن سعی میکنن که به این شکل معروف بشن
یعنی یه جوی رو میبینن همه دوست دارن همه اعتراض کنن همه خشم خودشون رو نشون بدن بزنن بترکونن بشکونن بکشن کشته بشن اینا هم میان این حرفا رو میزنن به به و چه چه اونا هم به به و چهچه میکنن و یار جمع میکنن
اگر از دید بیزینسی و فالوور جمع کردنه خیلی راحته همونی رو بگی که مردم دوست دارن بشنون همه هم دارن این کارو میکنن خیلی از دوستان میگن که همه دارن میگن برای مردم ایران من جانم فدای مردم من اینجوری بزنید بیاید اعتراض کنید فلان ولی خیلی سخته که توی این شرایط تو روی اصول خودت وایسی و بگی من روی اصول خودم وایمیستم شما همه تون با این اصول مشکل دارید الان جو گرفتتون فحش دارید به من میدید دریوری دارید به من میگید میگی تو خائنی تو وطن پرست نیستی تو دلت برای مردم نسوخته تو فقط به فکر جیب خودتی تو فقط به فکر فروش خودتی خیلی سخته که این موقعها بیای بگی من روی اصول خودم وایمیستم خوشت میاد گوش کن خوشت نمیاد گوش نکن من تغییر نمیکنم من چیزی که ازش نتیجه گرفتم رو عوض نمیکنم به خاطر اینکه چهار تا فالوور بیشتر بگیرم یا اینکه چند نفر بیان بگن تو هم به فکر مردم بودی و این خیلی شجاعت میخواد خیلی ایمان میخواد که واکنش نشون ندی
خیلیها به من گفتن استاد تو باید دلت به حال مردم بسوزه تو باید پشت مردم باشی من جواب کسی رو نمیدم تو ذهن خودم گفتم که اینا قانون رو نمیدونن اینا فکر میکنن اگر مردم همه با هم از این ور رفتن حتماً اون مسیره درسته چون همه دارن میرن اون مسیر رو،
یعنی مردم اینجوری نگاه میکنن که اگه یه اکثریتی داره به یه سمتی میره حتماً اون سمت درسته منم برم بهش جوین بشم منم برم بهش اضافه بشم
من فکر میکنم اینه که من نگاه کنم ببینم قانون جهان چی میگه من نگاه کنم ببینم مسیر درست چی میگه چیکار دارم به اکثریت مردم اصلاً چیکار دارم به افراد دیگه ببینم قانون چی میگه و بیام روی اون مسیر درستی که خودم فکر میکنم درسته پافشاری کنم حتی وقتی که همه دارن مخالفش رو حرکت میکنن
اتفاقا شجاعت بیشتری میخواد این موقعها من خودم چون پدرم سیاسی بودن خیلی همیشه بجنگ با حاکمیت دیگه من به این نتیجه رسیدم یعنی تهش رو دیده بودم هیچ هندونه سربستهای برای من نبود که چی میشه چی نمیشه
به خاطر همین خیلی با اطمینان بیشتر روی اون مسیر موندم و بعدش اتفاقات افتاد و خدا را شکر شرایط هر روز بهتر شد
برای کسی که بتونه ذهنش رو کنترل کنه کسی که دنبال مردم بره دنبال اکثریت بره نتیجهای میگیره که اکثریت گرفتن،
توی قرآن میگه که اگر قاطی کنی ارتعاشاتت به هم میریزه 72 هزار تا کانالت به هم میریزه دانشگاه آکسفورد میگه وقتی تو عصبانی میشی 12 تا سم تو وجودت ترشح میکنه میگه اون لحظه خون تو رو بگیرن به هر حیوانی بزنن میکشدش حتی مار چه جوری الان با این عصبانیت و با این خشم و با این حیله من دنبال موفقیت دارم میگردم این چه سبک موفقیته
اگر ماها مسلمونیم اگر قرآن رو به عنوان یک کتاب پرکتیکال و نسخه موفقیت قبول داریم اون که هیچ جاش اصلاً همچین چیزی نمیگه میگه به محض اینکه تو عصبانی میشی تو از فرکانس من میری بیرون
وَعِبَادُ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلَّذِینَ یَمۡشُونَ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ هَوۡنࣰا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ ٱلۡجَٰهِلُونَ قَالُواْ سَلَٰمࣰا
اینا اینقدر ریلکسن خیلی ریلکسن یعنی نهایت ریلکسی بعد میگه مردم شروع میکنن تو کوچه و خیابون اینا رو میبینن هی تیکه بهشون میندازن مسخرهشون میکنن متلک میندازن ولی اینا همینجوری ملس راحت ریلکس میگن سلام مرسی دوست دارم میگه به این یارو که داره هر روز مسخرهاش میکنه و تیکه بهش میندازه به این لبخند میزنه تشکر میکنه
خب اگر اینا نسخه قرآنی برای موفقیت برای پیشرفته که به من داره میگه حتی اگه همه جمع شدن حال تو رو بد کنن نباید بتونن حال تو رو بد کنن
پس من با این عصبانیت و با این خشم و با این دنیای پر از کینه و رنجش این نسخه رو کی به من داده که الان من دارم با این نسخه دنبال این میگردم
ما توی دنیایی زندگی میکنیم که دو قطبی کره زمین اینجوریه ما وقتی که میخوابیم میریم دنیای پس از مرگ ما هر 24 ساعت یه بار داریم دنیای دو قطبی رو تجربه میکنیم یه بار داریم دنیای تک قطبی رو تجربه میکنیم دنیای دو قطبی ما بالا داریم پایین داریم ما چپ داریم راست داریم گرم داریم سرد داریم زیبا داریم زشت داریم هر کدوم از اینا با اون یکی خودش رو معرفی میکنه یعنی شما کی میفهمی یه چیزی بالاهه اگر مقایسش کنی با چیزی که پایینتره
همه چیز رو از خودش میتونه بفهمه
شما میتونی بگی هوا سرده ولی میگی نسبت به دمای اتاق هوا سرده بعد میری تو آب یخ میبینی که آب یخه سردتر از همون هوای سرد است
بعد همون هوای سرد بیرون میشه گرم به نسبت چی
به نسبت آب رودخونه
به نسبت آب خیلی سرد
ذات این جهان مادی دو قطبی بودنشه
فقر داریم ثروت داریم سلامتی داریم بیماری داریم شادی داریم غم داریم بالا داریم پایین داریم هر کدومشون تعریفشون با خودشون میتونه تغییر کنه که چی نسبت به چی بالاتره چی نسبت به چی ثروتمندتره
میتونی بگی یه آدمی اینقدر ثروت داره به نسبت این یکی آدم
ولی همین آدم که اینقدر ثروتمنده نسبت به اون یکی آدم فقیرتره
این شد فاندامنتال بنیادین تعریف کردن جهانی که ما داریم توش زندگی میکنیم،
جهان اینجوری کار نمیکنه که اگر تو اومدی یه چیزی رو دیدی مثلاً تو اومدی سرما رو دیدی از سرما متنفری اومدی سرما رو دیدی و به سرما توجه کردی به سرما فحش دادی دری وری گفتی سرما بره جاش گرما بیاد
جهان دو قطبی اینجوری کار میکنه که تو به هرچی توجه کنی به سمت همون هدایت میشی اگر به اون چیزی که میخوای تو سرما رو دوست نداری اگر به سرما توجه کنی همش فحش بدی چقدر هوا سرده چقدر برف میاد بابا تگرگ اومد له شدیم چقدر سرده تو فقط هدایت میشی به همون سرمای بیشتر چون جهان دو قطبی تو رو هدایت میکنه به چیزی که داری بهش بیشتر توجه میکنی اصلاً دلیل دو قطبی بودنش اینه که تو میتونی انتخاب کنی به این قطب توجه کنی یا به این قطب توجه کنی
توی بحث داستانهای امروزی اگر شما آزادی میخوای ولی داری به محدودیت توجه میکنی داری به خاطر اینکه داری به محدودیت توجه میکنی عصبانی هستی ناراحتی فحش میدی میگی من آزادی میخوام اون موقع که تو داری میگی من آزادی میخوام و فحش داری میدی در واقع تو توجهت کاملاً به اون شرایط محدودی هست که وجود داره
تو توجهت به آزادی نیست
داری به زبون میگی من آزادی میخوام ولی با افکارت کاملاً صبح تا شب داری به محدودیت توجه میکنی و به محدودیتها غر میزنی که چرا اوضاع اینجوریه چرا دولت اینجوریه چرا حکومت اینجوریه چرا زندگی اینجوریه
وقتی که تو داری به محدودیتها به کمبودها به فقر به بیماری توجه میکنی در این جهان دو قطبی تو فقط میتونی هدایت بشی به محدودیتهای بیشتر
اون تیکهای که من در مورد خدا میفهمم و مخالفم که بگیم خدا عشق مطلقه و فقط به تو خوبی میده اینجاست که من بگم که نه خدا فقط به تو خوبی نمیده خدا اون چیزی رو به تو میده که تو دنبالشی
تو دنبال زشتیها برو خدا درو برات باز میکنه میگه تا اسفل السافلین میبرمت پایین میگه تو برو اون سمت دوست داری من بهت میگم که نرو من هدایتت میکنم اما اگر تو اصرار ورزیدی که به اون سمت بری چنان آسونت میکنم برای سختیها اینقدر کتک خورت رو ملس میکنم که بخوری اینقدر بخوری که دیگه جونت بالا نیاد
این خدای قرآنه
میگه بعضیها رو آسون کردیم برای آسونیها بعضی ها رو هم آسون کردیم برای سختیها
بچهها این کل بازیه که من یادش گرفتم و ازش نتیجه گرفتم ما توی جهان دو قطبی زندگی میکنیم و هرگز در این جهان شما خیر مطلق نخواهید دید
هرگز در این جهان هرگز و هرگز همه افراد ثروتمند نمیشن در این جهان مادی هرگز و هرگز همه افراد سلامت نخواهند بود در این جهان مادی هرگز و هرگز دما یکسان نخواهد بود همه جا هوا گرم نخواهد بود همه جا هوا سرد نخواهد بود این جهان بر پایه دو قطبی بودن ساخته شده برخلاف شبها که میخوابی توی خواب شما نه سردت میشه نه گرمت میشه نه زمان وجود داره نه مکان وجود داره نه پول وجود داره نه بالا وجود داره نه پایین وجود داره
شما در لحظه میری خونه خاله ات
یک ثانیه بعد تو خواب میری خونه عمه ات یک ثانیه بعد میری آمریکا یک ثانیه بعد میری برج ایفل شما نه زمان رو داری توی دنیای پس از مرگ
یک بٌعده همه چیز یک بٌعده
نه گرما رو داری نه گشنگی رو داری نه تشنگی رو داری نه فقر داری و نه ثروت رو داری هیچ کدوم اینا رو نداری
اینا جهانیه که بعد از مرگ واردش میشی هر شب هم واردش میشی قبل از مرگ هم واردش شده بودی و از همون جا هم اومدی ولی الان اومدی به یک دنیای مادی که این قطبها رو داره
بنابراین در دنیای مادی همیشه یه سری افرادی هستن که ظلم میکنن یه سری افرادی هم هستن که ظلم بهشون میشه یه سری افراد هم هستن که خوب پول میسازن یه سری افرادی هم هستن در فقر مطلق زندگی میکنن چون ذات جهان مادی اینه،
ولی زیبایی جهان این جهان مادی اینه که به شما میگه که به هر آنچه که توجه کنی از اساس اون وارد زندگیت میکنم
من فقر رو گذاشتم من ثروت رو گذاشتم تو به فقر توجه کنی به سمت فقر هدایتت میکنم تو به ثروت توجه کنی من به ثروت هدایتت میکنم
من تشنج رو گذاشتم آرامش رو هم گذاشتم به تشنج فکر کنی و توجه کنی و در موردش صحبت کنی و بحث کنی تو به همون سمت هدایت میشی اگر به آرامش فکر کنی توجه کنی در موردش صحبت کنی به آرامش هدایت میشی از کجا بفهمم که توجهم به زیباییهاست به ثروت به نعمت به سلامتی
از احساسم اینو میفهمم
خداوند یک ایندیکیتور گذاشته توی قرآن اسمش رو گذاشته قلب
نه به عنوان فؤاد نه به عنوان قلب فیزیکی به معنای اون جایگاه دریافت احساسات
اگر احساست بده اگر حالت بده
حالت بده یعنی چی
اگر ناراحتی خشمگینی عصبانی هستی افسردهای هر چیزی که در یک قالب کلی میتونیم بگیم احساس بد
داره اینو بهت میگه که داری در چیزی در ذهنت توجه میکنی و فکر میکنی که نمیخوای تو زندگیت اتفاق بیفته
اگر احساست خوبه داری به چیزی توجه میکنی که دوست داری تو زندگیت اتفاق بیفته
خیلی موقعها ما نمیدونیم داریم به چی فکر میکنیم فقط حالمون بده
اگر بفهمی وقتی حالمون بده معلومه که توی بک گراند توی این ذهنمون یه چیزی هست که داریم بهش توجه میکنیم که باعث شده حالمون بد بشه بهتر میتونیم فکرمون رو کنترل کنیم بهتر میتونیم اون موضوع رو پیدا کنیم و بهتر میتونیم تغییرش بدیم
الان من فهمیدم که دارم به چیزای ناجالب تو زندگیم توجه میکنم و طبق قانون بدون تغییر خداوند من هدایت میشم به چیزای ناجالب بیشتر
بنابراین من میام توجهم رو برمیدارم از روی چیزهای ناجالب میذارم روی چیزای جالب که هدایت بشم به چیزهای جالبتر
بچهها اصلاً بحث سیاسی و بحث جمهوری اسلامی نیست فکر نکنید من دارم این حرفها رو میزنم که مثلاً بیام مردم رو آروم کنم یک عنصری هستم از طرف جمهوری اسلامی بلند شدم اومدم مردم رو آروم کنم که جمهوری اسلامی به من پول بده که من این کارو انجام بدم که کمک کنم که جمهوری اسلامی بمونه یا بره
اصلاً این حرفها نیست
من اصلاً برام مهم نیست که جمهوری اسلامی بمونه یا بره آمریکا منفجر بشه یا نباشه اصلاً من میگم که توی این دنیا اگر من توجهم رو بتونم بذارم روی زیباییها و بتونم احساس خوبم رو نگه دارم لاجرم به سمت زیباییها میرم فارغ از اینکه چه اتفاقی توی دنیا میافته
توی جهان دو قطبی که همیشه دو قطبی خواهد بود و همیشه بدیها و خوبیها داره همیشه بالا و پایین داره همیشه زشت و زیبا داره همیشه فقر و ثروت داره همیشه بیماری و سلامتی داره من اگر بتونم تمرکزم رو بذارم روی زیباییها و سلامتی و احساسم رو خوب نگه دارم فارغ از اینکه چه اتفاقی تو ایران میافته چه اتفاقی تو جهان میفته هدایت میشم به جاهای بهتر لاجرم هدایت میشم به آدمهای فوق العاده هدایت میشم به موقعیتهای بیشتر هدایت میشم به سلامتی بهتر
ما توی قرآن هم از این مسائل داشتیم توی قرآن داستان نمرود ابراهیم بوده داستان موسی فرعون بوده داستان محمد و ابوسفیان بوده این شرایط مشابه سازیش توی قرآن بوده شما هرگز در قرآن پیدا نمیکنی که به ابراهیم گفته باشه یا به موسی گفته باشه برو دهن فرعون رو سرویس کن برو باهاش بجنگ یا بگه اگر میخوای زندگیت عوض بشه برو بزن موسی رو بکش تو بشو حاکم مصر برو بزن موسی رو بکش برو مبارزه کن بنی اسرائیل رو جمع کنید با هم بزنید تو خیابونها هرچی فرعونی رو دیدید از سر تیغ بگذرونید و به این شکل شما آزاد خواهید شد کجا تو قرآن همچین چیزی رو داریم،
قرآن به موسی میگه اگر راضی نیستید از اونجا دستتون رو بردارید برید حتی به موسی میگه برو با فرعون با زبان نرم صحبت کن
با فرعون که اینقدر به قول همه دیگه اصل صفاکان بوده نمیگه برو اونجا من خدام برو پشت سرتم برو اونجا بزن تو دهن فرعون من خدام قدرت دارم بهت میگم برو جلوش وایسا
میگه نه برو با زبان نرم با فرعون صحبت کن و بعدش بهش بگو که ما میخواهیم بریم نه با شما کاری داریم نه با شما درگیریم نه میخواهیم شما را عوض کنیم نه میخواهیم بکشیمتون ما فقط دیدیم اینجا جای خوبی نیست برامون ما میخواهیم بریم به سمت چیزهای خوب
شما توی داستان پیامبر کجا دیدید که پیامبر بره با ابوجهل بجنگه با ابوسفیان بجنگه اونا اذیتشون میکردن پیامبر گفتش که برید حبشه
پیامبر میتونست بگه ما باید بجنگیم ما باید با ابوجهل بجنگیم ما باید با ابوسفیان بجنگیم بیایید شروع کنیم اشکالی نداره بجنگید و در راه خدا کشته بشید
گفتش که نه عزیز من برید حبشه اینجا جالب نیست بلند شید برید حبشه
اینا وقتی رفتن حبشه، ابوجهل هم رفتن سراغشون
به پادشاه حبشه گفتن اینا اسرای ما هستند اینا رو به ما بدید که خداوند هدایتشون کرد که اونجا در مورد حضرت مریم صحبت کردند و پادشاه حبتشه گفت اینا اصلاً دین ما رو دارند اینا مثل ما فکر میکنند و اونجا موندن و زندگی کردن
توی داستان شیب ابی طالب اینا اومدن محاصره کردن پیامبر رو
مگه پیامبر رفت جنگید
سه سال و خوردهای اینا تحریم کردن پیامبر رو
اینا تو شیب ابیطالب موندن
کجا پیامبر رفت جنگید کجا رفت گفت برید کشته بشید کجا رفت گفت برید عربستان را آزاد کنید
خدا درها را باز میکنه وقتی تو توی مسیر درست هستی درها برات باز میشه
اینجا اگر جای درستی نیست برات خداوند تو رو هدایت میکنه به جای خوب
محمد رفت یثرب اینجوری درها رو براش باز میکنه نه اینکه فرار کنه آواره بشه پناهنده بشه
بعد رفت اونجا لشکر کفار هم ول نکردن اونا هیچ وقت ول نمیکنن ولی خداوند هدایت میکنه
وقتی تو توی مسیر درست بری هدایتت میکنه یک فردی به نام سلمان فارسی تو جنگ احزاب اومد گفت ما که زورمون به اونا نمیرسه خداوند ایدهای که داد ایده درگیری نبود اومد گفت خندق بزنید دور داستان که اونا نتونن بیان
نه اینکه برید اونا رو بکشید اونا رو نذارید بیان
یه خونه هم از دماغ کسی هم نیومد جنگ احزاب جنگ خندق هم تموم شد و رفت بعدش هم همون ابوسفیان و همون ابوجهل اومدن به محمد گفتند بیا بشو پردهدار کعبه تو بیا بشو رئیس ما به همین راحتی اومد برگشت رفت سرزمینی که به دنیا اومده بود، توی داستان فرعون ما اصلاً نداریم برو بجنگ با فرعون برو بکش فرعون رو چون قانون این نیست
اگر خدا اینو میگفت من به قرآن شک میکردم میگفتم تو اگر بری با یک چیزی که ناجالبه بجنگی داری بهش توجه میکنی و هی اون ناجالبه قویتر هم میشه
هیچ وقت پیروز نمیشی
من باید بیام یه چیزی ناجالبه فرعونه
من به جای اینکه بیام بحث کنم فحش بدم دعوا کنم بجنگم بیام بگم چی جالبه من به اون توجه کنم من به سمت اون حرکت کنم جهان قاعدش اینه قاعدش اینه که چیز ناجالب باشه چیز جالب هم باشه
منم که باید این وسط تصمیم بگیرم که دارم به چی توجه میکنم دوست دارم چه اتفاقی تجربه کنم تو زندگیم
شما کافیه که در مورد رفتار همسرت پارتنرت ناراحت باشی هر روز باهاش بحث کنی به همه در موردش صحبت کنی بگی فلانه بهمانه از هم طلاق بگیرید بره
همه تون که این تجربه رو داشتید وارد یه رابطهای با یه آدم دیگهای میشید که از قبلی هم بدتره
توی کار توی اداره با یکی مشکل داری یا با رئیست مشکل داری هر روز بحث میکنی هر روز میشینی با همکارت صحبت میکنی این رئیس عوضی فلانه بهمانه آخر اخراج میشی یا بالاخره خودت گیواف میکنی میگی اصلاً من نمیام میری استعفا میدی میری یه جای دیگه کار میکنی رئیس بعدی از قبلی هم بدتره
به هر چیزی که شکایت کنی بحث کنی داستان درست کنی از جنس همان بیشتر و بیشتر وارد زندگیت میشه
بازی اینه
بیا بگو که من آزادی رو میخوام الان بحث بحث سر آزادیه بگو من آزادی رو میخوام به جای اینکه بیام بجنگم با محدودیتها بیام توجه میکنم به زیباییها بیام توجه کنم به آزادیها و خداوند طبق قانون منو هدایت میکنه به آزادیهای بیشتر،
شما نمیتونید جهان رو یک دست زیبا کنید هیچکس نمیتونه جهان رو زیبا کنه یک دستش کنه خداوند نمیذاره که دنیا یکدست بشه میگه مگه ما نمیتونستیم کاری کنیم همه ایمان بیارن میگه اگه جهان یک دست بشه جهان فاسد میشه
میگه ما همیشه شما رو بالا و پایین میکنیم یه سریها میان پایین یه سریهای دیگه میرن بالا بعد دوباره اون پایینیها میان بالا اون بالاییها میرن پایین
این کاریه که ما انجام میدیم چون اگه انجام نشه جهان فاسد میشه ساز و کار جهان اینه که همه نازیباییها و زیباییها با هم باشه ولی این وسط تو میتونی تصمیم بگیری که زیباییها رو میخوای یا نازیبایی ها رو، میخواهی بری توی کوه زندگی کنی یا لب ساحل
جهان نمیتونه فقط ساحل باشه نمیتونه فقط کوه باشه همه اینا باید با هم باشن
تو هستی که تصمیم میگیری که چی رو میخوای زیبای جهان اینه که به محض اینکه شما توجهت رو میزاری روی اون چیزی که میخوای که نشونش اینه که احساست خوبه جهان تو رو هدایت میکنه به چیز خوب وقتی که یک فردی تمرکزش روی نازیباییهاست و داره باهاش میجنگه جهان فقط میتونه به نازیباییهای بیشتر هدایتش کنه فقط میتونه اوضاعش رو بدتر کنه وقتی شما دارید با چیزی میجنگید فقط اوضاع بدتر میشه اینقدر بدتر میشه که برسید به نقطهای که قرآن میگه تسلیم
برسی به جایی که بگی خدایا به قول موسی بگی من از هر خیری که از جانب تو به من برسه فقیرم من اشتباه کردم منو هدایت کن برسی به جایی که دیگه جون نداشته باشی برای مبارزه کردن
اینقدر مبارزه کرده باشی که جونش رو نداشته باشی بگی خدایا من دیگه جونش رو ندارم منو هدایت کن
بعد به یک آرامشی برسی و خدا یواش یواش هدایتت میکنه که تو اوضاعت بهتر بشه فارغ از اینکه بقیه مردم بهتر بشه یا نه بچهها این دیدگاه که اگر ایران شرایطش بهتر بشه من زندگیم بهتر بشه از بیس ایراد داره
اینکه من یه کاری کنم که جامعه بهتر بشه تا زندگی من بهتر بشه من یه کاری کنم ایران بهتر بشه که زندگی من بهتر بشه هر کسی این فکر رو میکنه من بهش میگم شرک فکر میکنه که زندگیش رو دیگران دارن حکومت داره درست میکنه من حکومت رو تغییر بدم حکومت بهتر بشه که زندگی من بهتر بشه این یعنی شرک زندگی تو رو حکومت درست نمیکنه اگر اینجوری فکر میکنی داره این اتفاق میافته
زندگی تو رو افکارت داره درست میکنه زندگی تو رو باورهات داره درست میکنه اعمالت داره درست میکنه فکر نکن که اگر الان بری با حکومت بجنگی و حکومت را عوض کنی زندگی تو بهتر میشه جهان به افکار تک تک شما پاسخ میده فارغ از اینکه برادرت چه فکری میکنه یا خواهرت چه فکری میکنه
بارها برادر و خواهرهای دوقلویی رو دیدیم که اعضای یک خانوادهان توی یک خانواده بزرگ شدن پدر و مادر یکی بوده شرایط زندگی یکی بوده شرایط تحصیل یکی بوده توی یک مدرسه رفتن یه نفرشون رفته به اسفل السافلین یه نفرشون رفته به عرش اعلا
حالا اون بیاد بگه که نه من میخوام زندگیم خوب بشه یه کاری کنم که خانوادم خوشبخت باشن که زندگیمون خوب بشه نه تو بیا رو خودت کار کن زندگی تو خوب میشه فارغ از اینکه زندگی خونوادت خوب بشه یا نشه
اونا نتایج افکار خودشون رو میگیرن
من در مورد خانواده صحبت میکنم نه در مورد کشور
تو حتی نمیتونی زندگی بچهات رو بهتر کنی تو حتی نمیتونی زندگی خواهرت رو بهتر کنی مگه کم دارید شماهایی که برادرتون معتاد بوده خواهرتون مسئله داشته اومدید زندگیتون رو وقف اون داستان کردید که من بیام اینو خوشبخت کنم حتی برادرتون حتی خواهرتون حتی پدرتون من بیام اونو خوشبخت کنم زندگی گذاشتید از کارتون زدید از پولتون زدید از وقتتون زدید نشستید کار کردید دیدید که اوضاع بهتر نشده که هیچ بدتر هم شده تو هم بدبخت شدی تو خواستی اونو نجات بدی تو هم رفتی تو چاه اینا بحثهاییه که هر روز داره اتفاق میافته جهان اینجوری عمل نمیکنه که اگه برادرت خوشبخت بشه تو خوشبخت میشی جهان اینجوری عمل میکنه که برادر تو نتیجه افکار خودش رو میگیره تو نتایج افکار خودت رو میگیری خواهرت هم همینطور مردم شهرت هم همینجور مردم کشورت هم همینجور به این کاری نداشته باش که ایران ما میخواهیم ایران را درست کنیم
تو خودت رو باید درست کنی اون وقت جهان تو رو به جایی هدایت میکنه که درسته فارغ از اینکه ایران چه اتفاقی براش بیفته نمیدونم این حرفها رو چند نفر میفهمند خیلی از افراد کتک خورشون ملسه خیلی از شماها باید بخورید فعلاً
وقتی که نابود شدید وقتی له شدید یاد این حرفها میفتید
امیدوارم اون موقع دیگه تصمیم جدی بگیرید روی کنترل ذهنتون روی تغییر خودتون به جای تغییر خانوادتون روی تغییر خودتون به جای تغییر کشورتون،
روی تغییر خودتون به جای تغییر حکومتتون شما روی خودت کار کن جهان تو رو هدایت میکنه به جای بهتر
فارغ از اینکه ایران
من قبلاً در مورد وطن گفتم وطن چیه تو به خاطر اینکه ترک به دنیا اومدی این شده هویت تو
مگه تو هویتت رو انتخاب کردی مگه کسبش کردی لر به دنیا اومدی مگه تو کسبش کردی تو به دنیا اومدی لر بودی به دنیا اومدی ایرانی بودی به دنیا اومدی بلوچ بودی برو چیزی رو که خودت میخوای کسبش کن برو جایی که زیباست
اینکه بیایم وطنمون رو درست کنیم نه آقا تو بیا خودت رو درست کن هدایت میشی به جای زیبا چرا وطن رو بخوای نگهداری
تو اگه ژاپن به دنیا اومده بودی ایران وطنت بود
اینکه تو اینجا به دنیا اومدی چه کاری براش کردی که شده وطنت
چه کاری براش کردی
غیر از اینکه به دنیا اومدی دیدی که ایرانی هستی دیدی که ترکی دیدی که لری دیدی فارسی دیدی عربی دیدی بلوچی غیر از اینه دیدی همینی
بعد اینو کردی هویتت
اینو کردی شخصیت
تو میدونستی که به دنیا میای میری دنبال خواستههات میری دنبال اون چیزی که دوست داری
داری میبینی مردم آشغال میریزن تو خیابون تو ساحل آشغال میریزن تو جنگل آشغال میریزن اگر بهش توجه کنی بحث کنی تابلو بزنی آی مردم آشغال نریزید ساحل رو کثیف نکنید کمپین درست کنید تو همش هر کجا بری آشغال از در و دیوار خونت میاد بالا
تو توجهت رو بذار روی زیباییها خدا هدایتت میکنه به جایی که مردم آشغال نمیریزن تو نمیخواد مردم رو تغییر بدی تو نمیخواد کمپین درست کنی بر علیه آشغال ریختن توی سواحل تو تمرکزت رو بذار روی زیباییها جهان تو رو میبره به جایی که مردم آشغال نمیریزن و فقط تو زیباییها رو میبینی
پس نه به وطن کاری داشته باش نه خودت رو بچسبون به وطن
وطن جایی هست که حالت خوبه وطن جاییه که لذت میبری از زندگیت
تو نمیتونی فرعون رو عوض کنی ولی تو میتونی بری جایی که فرعون نیست
با فرعون مشکل داری برو جایی که فرعون نیست برو صحرای سینا چرا مهاجرت نکردی چرا حرکت نکردی چرا نرفتی سراغ جای زیبا چون چسبیدی به همون جا که اسمش رو گذاشتی وطن به خاطر ترسهات به خاطر نگرانیهات به خاطر وابستگیهات به خاطر شرکی که داری به خاطر این حرکت نکردی و جهان هیچ وقت نمیتونه برای تویی که همیشه با ترس داری زندگی میکنی و همیشه وابستگی داری نمیتونه بهت جای بهتری بده شما توی روابط عاطفی وابسته بشید به روابط عاطفیتون جهنم میشه رابطه عاطفی به هرچی وابسته بشید جهنم میشه به خاطر اینکه وقتی وابستهای همیشه میترسی که از دستش بدی و اون ترسه جواب میده ترس بیشتر رو برات به وجود میاره نابودی بیشتر رو برات به وجود میاره کاری به وطن نداشته باشید بچهها کاری به برادرت هم نداشته باش کار داشته باش به خودت
اگر خواهرت بخواد زندگیش نابود بشه تو زندگی تو تاثیر نداره مگر اینکه تو درگیر کنی خودت رو
اون زندگی خودش جواب خودش رو خواهد گرفت حتی اگر خواهر تو باشه
حتی اگر برادر تو باشه
اگر تو خودت رو درگیر برادر معتادت کنی تو هم نابود میشی
همه تون هم تجربه کردید
تو بیا جهان رو درک کن جهان اینجوری کار میکنه که داره به افکار تو نه به افکار خواهرت نه به افکار برادرت نه به افکار هم وطنت نه به افکار کشورت به افکار تو داره پاسخ میده تو بیا افکارت رو کنترل کن هر روز به احساس بهتر برس هر روز به چیزایی توجه کن که دوست داری تو زندگیت اتفاق بیفته در مورد چیزهایی که دوست نداری صحبت نکن در مورد چیزهایی که دوست نداری صحبت نکن،
یه نازیبایی رو میبینی نیا بشین بگو رفتم فلان جا فلان اتفاق بد افتاد فلان پلیس بد رو دیدم فلان هوملس رو دیدم در موردش صحبت نکن بهش انرژی نده چون در موردش صحبت کنی بهش توجه میکنی بهش توجه کنی به سمتش هدایت میشی
در مورد چیزهایی صحبت کن که دوست داری تو زندگیت اتفاق بیفته
بعد جهان تو رو هدایت میکنه به همون چیزای زیبا فارغ از اینکه خواهرت یا هم وطنت یا هر کس دیگهای هدایت میشه یا نمیشه
اون نتیجه خودش رو میگیره تو هم نتیجه خودت رو میگیری
اینجوری به جهان نگاه کنید فکر نکنید که وقتی زندگی شما خوب میشه که ایران خوب بشه وقتی زندگی شما خوب میشه که شما خوب بشید و شما هدایت میشید به جای خوب حالا ممکنه ایران باشه ممکنه جای دیگهای باشه کاری به اونش نداشته باش وقتی یه آدم خوب توی رابطه عاطفی با تو میاد که تو خوب شده باشی کاری به این نداشته باش که من میخوام حتماً با ممد و تقی و مریم و الناز و اینا ازدواج کنم بگو من میخوام رو خودم کار کنم که آدم بهتری بشم یه آدم خوبی وارد زندگیم بشه فارغ از اینکه اسمش چیه فارغ از اینکه کجا زندگی میکنه خدا هدایتش میکنه به سمت من منم هدایتش میکنه به سمت اون
نچسب به یک آدم خاص برای رابطه عاطفی بچسب به خودت
خودت رو بهتر کن یه رابطه عاطفی خوب برات به وجود میاد
هیچ کاری نداشته باش بذار خداوند هدایتت کنه
نچسب به یک جای خاص برای زندگی روی خودت کار کن نگو که من میخوام تو این شهر زندگی کنم حالا باید یه کاری کنم همه این مردم این شهر آشغال نریزن همه مردم تمیز باشند همه خوب باشند همه مهربون باشند حالا بیایم بجنگیم که این شهرو درست کنیم که بتونم اینجا زندگی کنم واز زندگیم لذت ببرم نه این جواب نمیده تو روی خودت کار میکنی جهان تو رو به یه شهری میبره که همه آلردی خوب هستند شرایط خوب هست همه جا تمیز هست
بیا اینجوری به جهان فکر کن اینجوری فکر کنی نه اینکه بگم 10 سال دیگه نتیجهاش رو میگیری از همون لحظهای که شروع میکنی این فایل رو بارها گوش دادن اون نتیجهاش رو میبینی
میخوام بگم که خیلی زود جهان پاسخ میده جهان عشق خداوند عشقه به این دلیل عشقه که وقتی درست میشی خیلی زود کمکت میکنه فارغ از اینکه چقدر غلط بودی چقدر توی مسیر نادرست رفتی به محض اینکه برمیگردی خیلی زود کمکت میکنه بیارتت بالا ولی اینجوری نیست اگه به محض اینکه برگردی و بری تو مسیر نادرست نابودت کنه توی این مسیر خیلی خیلی آرومتر عمل میکنه اگر هم اشتباه کنی خیلی هم توی مسیر نادرست بری خداوند خیلی آروم بلا سرت میاره ولی به محض اینکه برمیگردی به مسیر درست خیلی زود اتفاقات خوب رو برات رقم میزنه این زیبایی جهانه این زیبایی خداونده
در مورد زیباییها هم صحبت کنید خیلی مهمه که داری در مورد چی صحبت میکنی چون اونی که صحبت میکنی داری بهش فکر میکنی
من هر روز آگاهانه سعی میکنم که هر روز فکر کنم به اینکه من داره فکرم به چی توجه میکنه افکارم داره به چی توجه میکنه دارم میشینم اخبار رو گوش میکنم دارم میشینم شبکههای اجتماعی رو نگاه میکنم دارم میشینم دریوریها و بکش بکشها و صحنههای ناجالب رو میبینم،
اگر میرید سراغ روندی که بقیه مردم رفتن شما هم همان نتایج که بقیه مردم میگیرند رو نتیجه خواهید گرفت
اگر شما میری توجه میکنی به درگیریها و مبارزه میکنی و میجنگی با نازیباییهایی که به نظرت باید با جنگیدن از بین بره تو فقط نازیباییهای بیشتری وارد زندگیت میکنی
ممکنه این حکومت بره ممکنه شاه بره اما افرادی میان که زندگی تو رو بدتر میکنند اون وقت آرزو میکنی که ای کاش برمیگشتی به روزهای قبل
وقتی توی این مسیر قدم برمیدارید منتظر اتفاقات زیبا باشید و فقط اتفاقات خوب براتون میفته اتفاقات زیبا سلامتی اتفاقات زیبا ثروت روابط فوق العاده است احساس آرامشه خواب آرومه اتفاقات زیبا همه ایناست و اینقدر براتون میفته که دیگه خیلی زود خودش رو نشون میده که از وقتی من اومدم این فایل رو گوش دادم و شروع کردم آگاهانه در مورد نازیباییها صحبت نکردم وارد این بحثهای الان شرایط جامعه ایران چه جوریه نشدم وارد نازیباییها نشدم سعی کردم که برم سراغ زیباییها و قشنگیها رو ببینم و برم بگم درسته یه سری نازیباییها هست تو این جهان ولی یه سری زیباییها هم هست من برم توجه کنم روی زیباییها یه سری مشکلات هست یه سری ظلمها هست یه سری درگیریها هست ولی یه عالمه اتفاقات خوب هم داره میفته یه سری مرگها هست ولی یه عالمه تولد هم هست این قاعده جهانه که باید دو گروه باشند من تمرکزم رو بذارم روی اون چیزایی که دوست دارم اتفاق بیفته و بعد بیام روی اونا کار کنم هی بیشتر توجه کنم و از همون جنس اتفاقات وارد زندگی منم میشه اون وقت میفهمید چقدر بازی ساده بوده چقدر راحت بوده چقدر واقعاً این دنیا لذت بخش بوده اگر از همون اول قانون رو درک میکردیم و بهش عمل میکردیم،
یا حق
درود بیکران به استاد عزیزم و مریم جان شایسته و همه ی دوستان عزیز وگرامی
سریع میرم سر اصل مطلب
دیروز بعد از ظهر یکی ازتدوینگرهای کشورمون که از من درخواست همکاری و سرودن ترانه را داشتند با من تماس گرفتند تا برای نتیجه ی کار باهم صحبتی داشته باشیم خب از اونجایی که به لطف خدا چند سالیه هست که دست به قلم هستم و این لطف رو خداوند داشته
و همیشه سپاسگزارش هستم امیدوارم بتونم که سپاسگزار واقعیش باشم
متن ترانه درمورد اوضاع حاکم بر کشور بود
و صحبت به جایی رسید که گفتن،
آره مثل اینکه دیگه امشب قراره جنگ بشه وموشکهاروآماده کردند و …..
چرا دروغ من هم واضح گفتم شما یک ترسی در وجود من شعله ور کردین،
و ایشون ادامه داد،
و قلبم میگفت :زهرا جان آرومباش.
وذهنم مدام نجوا میکرد ومن هم بدون رودربایستی گفتم :
من هیچ علاقه ایی به دنبال کردن این خبرها ندارم و اصلا هم براممهم نیست وحتی مستقیمبیان کردم اگر خانواده ام هم بخوان صحبتی کنند بهشون یاد آور میشمکه بامن در اینمورد مورد صحبتی نکنید.
ولی چند شب پیش که خونه مادرم اینا بودیم خواهرم با چنان ترس و استرسی بدون اینکهمن چیزی بپرسم شروع کرد به اینکه آره به دلیل قرار گرفتن کهکشانها و سیارات و …..
قراره اوضاع بد پیش بره و تاکید داشت روز 10 و 11 بهمن ماه قراره اتفاقات ناخوشایندی رخ بدهد .
کمی نگران شدم ولی مدام سعی میکردم ذهنم رو درگیرش نکنم و مهمونی به من وبچه هام خوش بگذره ،خدارو شکر خوش گذشت بااینکه خواهرم و خواهر زاده ام به طور ناخواسته، تلاش میکردند بحثسیاسی پیش بیاد وتمام صحبتاشون هم از روی ترس و نگرانی بود ومن هم گاهی در مطالبشان ،لحضه ایی غرق میشدم ولی سریع به خودم رکب میزدم که زهرا ، این صحبتا برای تو نیستا ااااا
حواست و باید این موقع ها جمع کنیااااا
اون آقای تدوینگر هم در مورد عهدنامه ابراهیم و ….. صحبت میکرد که من شکر خدا اصلا چیزی ازش نمیدونم ونمیخوامکه بدونم
خلاصه کارهایی که من انجام دادم وقتی ((گفتگو بینمون تموم شد البته که ایشون متوجه شدند که دیگه نباید راجع به این مطالب با من صحبتی داشته باشند اون هم با احترام بهشون گوش زد کردم. و بعد خیلی زود متوجه منظور من شدند و خداحافظی کردیم (( آموزشهای دوره ی فوق العاده احساس لیاقت))
(((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((::
انگار من 50 ،50 عوض شده بودم
هم به لطف خدا میتونستم ذهنم روکنترل کنم اون هم فایل کنترل ذهن و تقویت ایمان در شرایط جنگی استاد روچندین بار گوش دادم
و این هم یعنی به لطف الله مهربانم در مدار خوبی بودم که هدایت شدم به شنیدن چندین مرتبه ی اون فایل فوق العاده
واما کارهای من به لطف خدای مهربانم
کنترل ذهن ، و مدام به لطف خدا میگفتم خدایا خودت هدایتم کن ،خدایا خودت هدایتم کن
و آنچنان آرامشی میگرفتم که خدا خودش میدونه و بس
همه و همه از لطف بی حساب خودشه
ولی از اونجایی که هنوز ایمانم قوی نیست البته نسبت به قبل خیلی بهترم ولی تا آخر عمرمون به قول استاد جان باید روی خودمون کار کنیم
شروع کردم به جمع وجور کردن خوراکی و بستن ساک و آذوقه وپول نقد و …… و چند تا فیلتر شکن خوب نصب کردم که اسمش و از گوگل سرچ کردم وااای خدایا خودت کمک کن که انقدر سریع حرفهای جامعه روی من تاثیر نزاره (( الهی آمین))
کمی آشپزخونه رومرتب کردم و شام مورد علاقه ی بچه هارو با اینکه زمان بر بود درست کردم
و با آرامش شام میل کردیم و بر خوابیدن آماده شدیم و قبل خواب هم با دخترم که 9 سالشه سریال زندگی در بهشت قسمت 2 رو تماشا کردیم وهر دو خوابمون گرفت
خدایاااااا شکرت صبح شده و خداوند اجاره ی زندگی در یکروز دیگر رو به ما داده خدایا ااااا شکرت همون لحظه سجده شکر به جا آوردم و از رختخواب پاشدم
اول صبح رفتم و کامنتهای زندگی در بهشت رو خوندم که بینظیر بودم قسمت دوم نظر لیلا و عباس عزیز رو و کپی گرفتم که باز بخونم
میز صبحونه رو آماده کردم وبچه هارو بیدار کردم خدایاااااا شکرت
برای رفتن به مدرسه دخترم یکی از مسیرهای سر راستش گذر از پارک هست
شاید باور نکنید همون لحظه ایی که پا گذاشتم توی خیابون و پاهایم کف خیابون روحس کرد
احساس کردم دوباره متولد شدم
واای خدای من میوه فروشی بسیار بزرگی که هر روز می بینمش شبیه یک معجزه بود و انگار تاز ه اولین بار بود نگاش میکردم رنگ و وارنگ
انگار تا اون روز نابینا بودم
آسمون ابری ، هوای کمی سرد ، حال خوب ، احساس سرزندگی ، دستای کوچولوی دخترم که تو دستم بود و باهم مسیر رومیرفتیم
،همسایه هایی که هر روز همدیگر رو به لطف خدا میبینیم ،خدایااااااااشکرت
درراه رسیدن به منزل با خودمگفتم اگر روی نیمکتی آفتاب گرفته باشه به چند دقیقه ایی بشینم جاتون خالی نشستم
شروع کردم از درون سپاسگزاری کردن که این
هملطف خداوند هست و بس
نشستن روی نیمکت چوبی پارک خدایا شکرت
آبهای نقره ایی که از فواره ی آب رقص کنان به داخل حوض میریزد خدایا شکرت
بازی گربه لابلای چمنها خدایا شکرت
درست روبروی خورشید تابان به ناگاه ابری شد و ومن هم شروع کردم مستقیم به خورشید که از زیر ابرهای سفید پاییزی سوسو میزد خیره شدم
خدایاااا میلیون ها بار شکر ت
دلم نمیخواست چشم بردارم از این صحنه و تا آخرین لحظه خیره به خورشید و آسمون و ابرها ماندم درست مانند قاب عکسی زیبا که مدام رنگهایش درحال تغییر بود مانند بوم نقاشی و…..
صدای موزیک خانمهایی که یک گروه شده بودند و ورزش میکردن و ذوق میکردنوجیغ میزدن
خدا میدونه چقدر اون احساس ناب وخدایی بود
که چقدر خداوند بزرگ و عظیم وما آدما البته خودم رومیگم چقدر در مقابلش کوچک و کم طاقت و بی صبر وتحملیم
میگما احساس کردمخدا چقدر به حرص وجوش خوردن بعضی از روزامون لبخند میزنه و که چطور سرگرم دنیای مادی شدیم و یک لحظه خودم رو بالای ابرها احساس کردم که دارم این زمین پر از رفت و آمدهای تکراری رو میبینه و با نگاهی دلسوزانه و ترحمآمیز به بنده هاش نگاه میکنه
که به قول پدر مکه همیشه میگفت خدایا بارحمت با ما رفتار کن نه با عدلت !!!!!
خدایاا چقدر میشه با همین خوشی های به ظاهر کوچک اما در اصل بسیار بزرگ احساس خوشبختی کرد
خدایاااا شکرت
نتیجه هایی که گرفتم از کار کردن روی باورهام به لطف همش خدا و بعد استاد جانمون ومریم جان و بعد همت وکمک خودم به خودم
خداروشکر
البته همه به طور تقریبی هست ونسبت به قبل بهتر شدمکمی
اعراض کردن از ناخواسته ها
کنترل ذهن برای خاموش کردن نجواهای شیطان
آرامش درون
توجه به خواسته ها
کنترل احساسات
تمرکز بر نکات مثبت
صحبت با خدای درونم و مهمتر از همه هدایتی که خدا من رو میکنه و همه ی انسانهارو که به قول استاد جانمون باید در مدارش باشیم که من تازه یه ذره ،اونم یه ذره هم خیییلی کمتر تونستم بهتر از قبل ذهنم رو هدایت کنم
و بسیار سپاسگزارم از مطالعهی کامنت بنده
استاد جانم ومریم جان یکی از آرزوهام دیدن روی ماهتون در آمریکا یا ایرانه که باعث افتخار خودمو خدای خودم و شما دو عزیز باشم ( الهی آمین)
و بسیار سپاسگزارم از شما دوست عزیز بابت مطالعه ی کامنت من
ودر انتها
دعای همیشگی من برای همه تن سالم ودلخوش و ثروت حلال زیاد وآسون وسعادتمندی برای همه (( از اعماق وجودم ))
یا حق
سلام بر استاد عزیزم.
باز هم توجه،
باز هم تمرکز،
باز هم احساس خوب،
و همش همینه دیگه
تمرکز بر آنچه که دوست داری و میخواهی که اتفاق بیفته.
تغییر زندگی را از تصحیح کانون توجه ات شروع کن؛
به هر آنچه توجه کنی، به تجربیاتی از همان جنس از توجه، هدایت می شوی؛
من در زندگی بعد از آشنایی با استاد عزیز و قرار گرفتن و هدایت به این مسیر، انقدر تفاوت رو احساس میکنم ،تفاوتی که با اغلب آدمهای این جامعه دارم. همین دیشب به خانمم گفتم :«اگر لطف و هدایت خداوند ما رو به این مسیر نمی آورد ،ما اصا مزه زندگی کنونی رو درک میکردیم؟ اصا زندگی برامون مفهوم داشت ؟ رابطه ی زیبای کنونی رو با هم داشتیم؟و اگر با آن فهم و درک سابق از این دنیا میرفتیم چی؟
و… هزاران اگر و اما ی دیگر.»
اگر آزادی می خواهی اما تمام تمرکز شما بر ناخواسته هایی است که آزادی شما را محدود کرده است، این جنس از تمرکز، شما را در مدار محدودیت های بیشتر قرار می دهد؛
در مورد این جمله اخیر ،من در کارم از خودم سوال کردم ببین مگر تو آزادی و سفر و آرامش و گشت و گذار و تفریح نمی خوای؟ پس باید در همین کاری که داری ،همه ی این خواسته ها رو خلق کن دیگه، و هدایت شدم به سمت فروش به همکارانی که در این کشور بزرگم ایران بی نهایتند، متنوعند،هر قدر که بخوام و توانم رو رشد بدم، میتونم؛که در این راه و نگاه جدید به خواسته های زیادی میرسم:
ـ آزادی زمانی
– تفریح و گشت و گذار
– آرامشی که از ارتباط با انسانهای متفاوت ، نصیبم میشه.
– دیدن فراوانی های زیادی که در این کشور ثروتمند یعنی ایران باهاش مواجه میشم و باورهای تقویت میشه و شکل میگیره.
– مسیر مفرحی برای خلق ثروت برای خودم ساختم که حتما باعث رشد و گسترش جهان میشود.
و اعتماد و عزت نفسی که در این زمینه بدست میآورم که فوقالعاده و بی نظیره.
چه نوع تفکر و رفتاری، فرد را آسان می کند برای سختی ها و چه جنس از تفکر و رفتاری فرد را آسان می کند برای آسانی ها؛
تفکر اینکه من همه چیز خودم و دنیام رو رقم میزنم باعث حرکت من در مسیر زیباییها و هدایتم به اسانیها میشود.
و تفکر فقیری که «همه چیز رو به اتفاقاتی که خارج از اراده و اختیار من است» حواله میدهد،باعث انفعال و در واقع هدایت من به سویی میشود که منو آسون میکنه برای سختیها ؛چون باورم این شده که من هیچ کاری از دستم نمیاد و همهچیز و همه کس مقصر شرایط فعلی من هستند، الا خودم.
معنی هر جنسی از احساس بد این است که: شما در ذهن خود در حال توجه به چیزی هستی که نمی خواهی و با آن جنس از توجه، فرکانسی را فعال کرده ای که در حال جذب ناخواسته های بیشتر به زندگی ات است؛
شما در دنیایی زندگی می کنید که دسترسی یکسانی دارید به ثروت یا فقر؛ به سلامتی یا بیماری؛ به عشق یا نفرت… اما اینکه کدام را انتخاب می کنید بستگی کاملی دارد به کانون توجه شما؛
اگر هدف را “ماندن در احساس خوب” بگذارید و با این اولویت، کانون توجه خود را مدیریت کنید، فارغ از قوانین آدمها و حکومت ها، فارغ از تجربه اکثریت جامعه، به سمت تجربه هایی هدایت می شوید که شما را به احساس خوب بیشتری می رساند؛
این قسمت اخیر که در سطور بالا از متن این فایل آوردم رو در تک تک لحظه های زندگی دارم زندگی میکنم.
وقتی در مسیر هماهنگ با خواسته هایت حرکت کنی، درها به صورت خود به خود باز می شوند؛
کسی که بر نازیبایی ها تمرکز دارد، به نازیبایی های بیشتر هدایت می شود؛
یعقوب وقتی میخواست فرزندش یوسف رو با برادرانش بفرستد گفت که میترسد برادرانش از او غافل شوند و گرگ اورا بخورد و همه میدانیم که داستان چه شد و اینکه حضرت یعقوب پیامبر بود و نتوانست احساسات خود را کنترل کند و حدود 40سال از یوسف دور ماند در ناراحتی و غم و اندوهی سوزناک .پس قانون برای همه یکی ست.حتا پیامبر باشی و احساست رو نتونی کنترل کنی نتایج خوبی نمیگیری.از طرفی در همین قرآن مادر موسی رو داریم که اعتماد میکند به ندای درونش ،فرزندش را در آب نیل می اندازد و بعد مدت خیلی کم به فرزندش میرسد و اورا خود شیر میدهد و بزرگ میکند.
با هر ناخواسته ای بجنگی، آن ناخواسته را در زندگی ات ماندگارتر می کنی؛
دوباره همان مفهوم اعراض از ناخواسته که در قرآن هم بارها خداوند به محمد(ص) میفرماید که: کفر کافران غمگینت نکند،از آنها دوری کن ».
مفهوم شرک و ارتباط آن با “باور به تاثیر عوامل بیرونی”
در مورد چیزهایی که دوست نداری صحبت نکن و مراقب باش که به این شکل به آنها انرژی ندهی؛
با انرژی ای همکاری کن که هم جنس با خواسته هایت است؛
از همان لحظه ای که کانون توجه خود را به سمت خواسته هایت جهت دهی می کنی، به سمت تجربه های بهتر هدایت می شوی.
و این قانون بدون تغییر خداوند است ،از لحظهای که کانون توجهت را کنترل میکنی و به سمت خواسته ها متمرکز میشوی ، به سمت تجربههای بهتر هدایت میشوی و طعم زندگی واقعی را با تمام وجودت میچشی و این وعده ی خداوند است.
خدایا شکرت
استاد سپاسگزارم
در پناه مهر بی پایان خداوند ،سلامت ،سعادتمند و ثروتمند در دنیا و آخرت باشید.
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته ی پرتلاش ودوست داشتنی
فایل فوق العاده ای بود و پراز نکات مهم
از وقتی این فایل گوش دادم دارم الگوهاش تو زندگی خودم واطرافیانم میبینم و تنها چیزی که فهمیدم این بود که اصلا ما حواسمون نبوده که ناخواسته داشتیم به ناخواسته ها توجه میکردیم
قوانین مهم زندگی
قانون توجه=به هرچه توجه کنی همون رو جذب میکنی به زندگیت.
قانون فرکانس= هر فرکانس وارتعاشی رو بفرستی به جهان هستی همون برمیگرده بهت.
قانون باور = هر چیزی که بیشتربهش فکر میکنی وتوذهنت تکرار میکنی فکر غالب ذهن حساب میشه باور اوج عدل الهی خدا رو تو همین سه قانون میشه دید خدا به هیچکس ستم نمیکنه
پس من باید خودم رو هرلحظه چک کنم دارم به چی فکر میکنم به چی توجه میکنم چه ارتعاشی رو میفرستم به این مراقبه میگن که همون تقوا هست که خدا تو قران ازش نام برده
برای این همه آگاهی ازشما ممنونم استاد مهربان ودوست داشتنی من️
درود خداوند بر استاد عزیز همراهان
چو خوش گفت استاد شیرین سخن، که گوش کن کلیپ و ویس ها را، که هر دفعه خواهی شنید مطلب جدید، درک خواهی کرد عنوانی مفید…
استاد جان سلام و درود خدا بر شما .. ممنونم از مطالب مفیدتون که هر دفعه گوش میکنم مطلبی جدید رو متوجه و درک میکنم… تمرکز به زیبایی ها، بهترین ها، خوبی ها و …. واقعا حس خوب بما می دهد و ما را آرام می کند..
زمان حملات اسرائیل به ایران، ما مسافرت بودیم . و چه هجمه ی از ترس، استرس و ناراحتی رو در چهره های آدم های اطرافمون میدیدم… و هر کی یطرف می دوید و به دیگران زنگ میزد.. آی زدند و کشتند و …. خبرها هی بیشتر و بیشتر میشد… اما خواست خدا من آروم بودم و فقط نگاه میکردم.. هی از من میپرسیدن چیکار کنیم.. گفتیم هیچی امشب برمیگردیم خونه… هر کی فهمید ما داریم برمیگردیم گفتند دیوانه شدید داره تهران رو میزنه نباید برگردید.. گفتم مگه تا چند روز میتونم اینجا باشیم، یه هفته، دو هفته..بالاخره باید برگردم دیگه بعدشم بلیط برگشت دارم و توکلم به خداست…
اومدیم تهران… بچه ها ترسیده بودن و از چهره هاشون مششخص بود… منم گفتم نگران نباشید.. این جنگ نیست و فقط ترقه بازیه… بچه هارو آروم کردم و هر شب مشغول تماشای فیلم و بازی و سرگرمی بودیم… شب ها با صدای ضدهوایی ها میخوابیدم و انگار نه انگار…. خیلی ها هجمه وارد کردن بهمون که شماها چرا اینقدر بیخیالید.. گفتم خوب کاری از دستم بر نمیاد… عوضش حس خوب و انرژی خوب به خانواده م میدم تا اونا هم اذیت نشن…
و میدیدم اونهایی که توجه میکردن به بدی ها ، ترس ها و اتفاقات بد جنگ.. همش در استرس و ترس میپیچیدن و در خیابان ها و اتوبان ها اسیر و گرفتار ترافیک میشدن.. مسیر 5 ساعته 11 ساعت تو را بودن و همش شکایت و اعتراض میکردند… رفتن شما.. اجناس گرون. نبود جا و ….
اما ما تهران بودیم، اتفاقات خوب می افتاد با بچه ها خوش بودیم . اصلا نفهمیدم کی تموم شد این مسائل
همیشه میگفتن که چرا تو چیزی نمیگی.. جایی نمیری ، اعتراضی نمیکنی… گفتم من زمان جنگ ایران و عراق 6 سالم بود.. اونموقع هم کاری از دستم برنمیومد و نمیتونستم جنگ رو کنترل کنم.. الان هم کاری از دستم برنمیاد.. زندگی رو به فاز خوب میگیریم .. حداقلش اینه زن و بچه م نمیترسن.. اذیت نمیشن و زندگی آرومی داریم…
و این رو خودم و خانواده م تجربه کردن… از اون روز خانواده م هم دیدن که توجه نکردن به بدی ها، ترس ها .. چقدر خوبه و بجاش به هر اتفاق و خبر خوب واکنش عالی نشون میدادن و میدیدم که چطور دارن از زندگی لذت میبرن.
من هم گاهی از دستم در میره و عصبانی میشم و سر مسائلی بحث میکنم.. انگار انگشتم رو کردم تو پریز برق.. سریع برق منو میگیره و به خودم میام و میفهم اووه.. hما بعد از چندثانیه سریع شروع میکنم به کنترل خودم و افکارم..
سریع دست افکارم رو میگریم و میگم کجا میری.. بیا اینجا، مشغولش میکنم به صدای پرنده، درخت ها، گلدان زیبایی که دارم… خواسته ها م و تجسم سازی و ….
وقتی فکر زیبا داشته باشیم.. زیبایی ها جلوی چشمون بیشتر دیده میشن
وقتی فکر بد و عصبی و … داشته باشیم.. آهنربایی جهان هستی هر آدم عصبی و ناراحت رو میاره جلوی چشممون
چشم هایمان، افکارمان همانند جستجوگرها باید بدنبال خوبی ها زیبایی ها و قشنگی ها باشند و برای دیدن اینها به خودمان احسنت بگیم و در موردش صحبت کنیم
تشکر از زحمات شما استاد عزیز
به نام الله رب العالمین فرمانروای بزرگ عالم
سلام استاد مهربانم
سلام مریم خانم دوست داشتنی
سلام به دوستان عزیزم
روز 144 =قانون هدایت به سمت ناخواسته ها
خدایاشکرت امروز هم اجازه دادی روی زمین قشنگت باشیم و یک فایل روزشمار دیگه رو ببینیم و بشنویم
خدایا شکرت چقدر این فایل عالیه و پرمحتوا
یادمه سال 1401 فایل قانون تغییر ناخواسته ها رو گذاشتین تو اینستا اون موقع جهان اجازه ی ورود به سایت بهم نمیداد من کر و گنگ و کور بودم انگار از وجود سایت عباسمنش ولی پیج اینستا تمام پست ها و لایوها رو دیده بودم فایل قانون تغییر ناخواسته ها که انصافا جزء بی نظیرترین فایل های سایت هست رو دیدم کامنت گذاشتم و شما کامنت منو لایک کردین و این حس خوبی بهم داد بعد با یه گوشی ضبط کردمش و تمام اون روزهای درگیری ایران من فقط هندزفری تو گوشم فایل تغییر ناخواسته ها رو گوش میکردم بعد اینستا فیلتر شد و من حذفش کردم و یه مدت از نرم افزارهای ایران فایل های شما رو نصفه ونیمه میدیدم
از اونجا که وقت ورود به یه مرحله بالاتر بود از آگاهی
پارسال اتفاقی پارسال تو همون روبیکا نرم افزار ایرانی یه پیج آگاهی بود و این فایل رو با کلی سانسور (همون قسمت ها که درمورد جمهوری اسلامی هست ) شنیدم و بعد از اینکه چندین بار استاد تو فایل فرمودین سایت عباسمنش کسانی که عضو هستند….. بعد یه ندایی درونم واضح گفت باید عضو سایت بشی و درکمتر از ده دقیقه من شهریور پارسال افتخار این پیدا کردم مستقیم فایل ها رو از سایت بشنوم و چون این فایل باعث وبانی هدایت من بود به سایت و بعد من وارد دنیایی پر از توحید وآگاهی و خانواده ی بزرگ عباسمنش شدم و کلی اتفاقات خوب برام رقم خورد برای همین عاشق این فایل هستم
برام انرژی خاصی داره
و چون حلقه ی وصل من به این جمع بزرگ و فرکانس بالا هست بارها گوش دادمش و هیچ وقت خسته نمیشم ازش هیچوقت
خدایا شکرت چقدر آگاهی و مطالب مهمی داره این فایل
خدایاشکرت چقدر عالی و واضح استاد بزرگوارم با با کلام پر از توحید قشنگتون این همه قانون های مهم جهان هستی رو ساده و روان توضیح دادین
یعنی همین بحث قرآن و پیامبران و صحبت درباره ی درگیر نشدن با دشمن واقعا یه کتاب کامل هست از این قانون تمرکز نکردن بر ناخواسته ها و اعراض از ناخواسته ها
چقدر توضیح منطقی که جهان هیچوقت یکدست نشده و نخواهد شد
فقر و ثروت
بیماری و سلامتی
شب وروز
زشت وزیبا
بالا و پایین
عشق ونفرت
همیشه هست
این دوقطبی بودن جهان در درجات پایین تر هم هست
کشورها
شهرها
زندگی ها
حتی در شخصیت و وجود انسان ها هم این دوطیف مثبت ومنفی بوده وهست
پس من که خالق زندگیم هستم و خدا قدرت خلق کنندگی بهم داده میتونم با توجه به هر کدوم از این قطب ها با تمرکز بهش و به دنبال اون تمرکز یه احساس و فرکانس مثبت یا منفی که به جهان ارسال میکنم و جهان مانند آیینه احساس منو رو بهم برمیگردونه و شرایط واتفاقاتی رو به زندگی من برمیگردونه که همون احساسی رو که تجربه میکنم دوباره بارها وبارها تجربه کنم
اگر چیزی که تجربه میکنم ناجالب باید کانون توجه ام رو عوض کنم
باید ورودی مثبت بدم به ذهنم با دیدن ،شنیدن ،حرف زدن ،فکر کردن به چیزهایی که مثبت هست و منو به احساس بهتری میرسونه
و چقدر فضای مجازی خطرناکه استاد
واقعا حالا که به توفیق الهی به لطف شما که دستی از دستان خداوند هستید استاد بزرگوارم تازه میفهمم چقدر فضای مجازی مخصوصا اینستا سمی و مسموم هست هم یه تصویر یه خبر منفی کافیه که ذهن رو تا ناکجا آباد ببره برای همین حذف کردم خودم راحت کردم
گالری گوشیم رو پر کردم از فایل های دانلودی بابرکت و باارزش دوره ی روزشمار ، عکس ها و ویدئو های قشنگ از طبیعت ایران و جهان و همیشه با تماشای این قشنگی ها فرکانس مثبت میفرستم و خدا رو شکر هدایت شدم به دوره ی 12 قدم ،قدم اول که چقدر همین 9 روز خیر وبرکت با خودش آورده درسته شرایط مالی هنوز همون روال سابق هست ولی همین 9روز که خریدم و دو روز قبل از خرید دوره که اون الهام داشت باهام حرف میزد برای تاثیرات مثبتش
اصلا انرژی الهی قدم اول دوره اومد تو زندگیم
من مثل طوفان زده ای بودم قبلش که وسط اقیانوس دست وپا میزدم به جایی بند بشه دستم اما خدا رو شاهد میگیرم از روز135 دوره ی روزشمار در 30 مرداد که فایل معرفی دوره ی 12 قدم اومد برام و الهام الهی برای خرید قدم اول تا امروز که روز 144 دوره ی روزشمار و 9شهریور هست من چنان آرامشی وسط طوفان گرفته ام که خودم تعجب کردم انگار یه حصاری دورم کشیده شده آرام آرام آرامم و میدونم و ایمان دارم معجزات در راهه چون نظر من بود اوضاع مالیم اوکی بشه دوره ی هم جهت با جریان خداوند بخرم گفتم جدیدترین دوره ی استاد و چکیده ی تمام آموزه های استاد
ولی الهامم بهم خیلی محکم و قاطع گفت باید دوره ی 12 قدم رو حتما بگیری و من تسلیم شدم و پذیرفتم
الان که دارم مینویسم از اون الهام
اشکام سرازیرن نمیدونم چرا فقط میدونم کسی دیگه داره کارا رو انجام میده من هیچ کاره ام
اصلا تا اون الهام بهم گفت قدم اول باید بگیری همون لحظات یه آرامشی به جانم وارد کرد انگار واقعا اول باید آرامش میرسیدم بعد به پرداخت بدهیام و پول و ثروت
امروز اولین روزی هست که بعد بیداری تمرین ستاره ی قطبی قدم اول انجام دادم چقدر حس خوبی گرفتم و چقدر احساس سبکی عجیبی انگار امروز همه چیز تو زندگیم قشنگتره خودم ،وسایل خونه ام ،بیرون ،همه چی
خدایا شکرت که انرژی الهی خاصی بود در این دوره حالا میفهمم چرا استاد چندین بار فرمودن این دوره ی 12 قدم الهامی بوده از طرف خدا
خدا رو هر لحظه برای حضور قشنگش تو زندگیم شکر میکنم
خدا رو شکر میکنم برای این سایت که تنها فضای پاک مجازی هست که هرچی زمان و وقتت داخلش بگذره ضرر نمیکنی که سود خالص هم میبری
خدا رو برای حضور دواستاد بزرگوارم تو زندگیم استاد عباسمنش و استاد عرشیان فر که از طریق ایشون با شما آشنا شدم هزاران هزاران مرتبه شکر میکنم
خدایاشکرت
خدایاشکرت
خدایاشکرت
الحمد لله کما هواهله= ستایش خدای را آنچنان که شایسته ی ستایش است .
درود بر استاد عزیز و بزرگوار و سرکار خانم شایسته عزیز.
استاد عزیز چقدر این فایل شما پراز آگاهی هست.
استاد غوغایی تو وجودم به پا شد.
چقدر این قانون جهان کارش درسته.
من علی هستم.حدودا 2سال و چندماه میشه که به صورت هدایتی با شما آشنا شدم.اون موقع ها اوضاع زندگیم جالب نبود.سوالات بی جواب زیادی تو ذهنم بود که الان میبینم خودمم دلم نمیخواست دنبال جوابشون بیفتم.یکجورایی به همون روال داغون زندگیم عادت کرده بودم و تحملش میکردم.از طرفی هم بقیه و عوامل دیگه رو باعث و بانی میدونستم.
استاد الان که اینو مینویسم نمیدونید چقدر حالم خوبه.چقدر ذوق دارم که کامنت میذارم.
استاد دلم میخاد از همه چی بگم.از تغییراتی که تو زندگیم رخ داده و نتایجی که هر لحظه میاد.
نتایجی که الان دقت میکنم میبینم خدا چقدر هوامو داره.
استاد با آموزه های شما با ترسام روبرو شدم و دیدم چقدر الکی میترسیدم.
براحتی ازدواج کردم و براحتی رفتیم خونمون.استاد منو خانومم باهم اومدیم تو سایت شما و الان باهم فایل های شمارو میبینیم.خدایا چقدر بزرگی.
دیگه دنبال این نیستم زندگی بقیه رو بهتر کنم.
حس و حالم خیلی عالیه.
هرروز نتایج جدید میبینم.
استاد دلم میخاد بغلت کنم و روی ماهتو ببوسم.
جدیدا دوره شیوه حل مسائل رو گرفتیم و چقدر این دوره بی نظیره.تارگت بعدیم استاد دوره سلامتی هست چون میخام استایل شما رو بدست بیارم و هرروز تحسینتون میکنم.
استاد خیلی عاشقتونم.
خداوند پشت و پناهت ون.