این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2022/12/abasmanesh-9.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-11-01 03:59:212024-11-08 04:53:05live | قانون هدایت به سمت خواسته ها
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
بنده چند ماه قبل اولین بار با استاد عرشیانفر از طریق اینستاگرام آشنا شدم بعد اتفاقی این فایل را در یوتیوب استاد عرشیانفر دیدم واز این طریق به اینجا هدایت شدم و الان بیشتر از یک ماه هست که در سایت استاد عباس منش وارد شدم و از فایل های رایگان استفاده می کنم و انشاالله به زودی از دوره های مفیدشان نیز استفاده خواهم نمود.
سلام و درود خدمت استاد عزیز خانم شایسته عزیز و همه عزیزان هم فرکانسیم.
خدارا شکررر میکنم بابت داشتن چنین استادی که با ورودم به این سایت احساس میکنم یه چراغی توی قلبم روشن شده و هر لحظه هدایت میشم به سمت زیبایی ها.
من واقعا الان به این درک رسیدم به گفته ی استاد عزیز تا زمانی که یک شخص در مسیر هدایت نباشه نمیتونه این حرفا رو درک کنه و بهش عمل کنه.
من تقریبا کمتر از یه سال قبل این لایو رو با جمعی از همکارا توی لبتاپ نگاه کردیم به طور اتفاقی. ولی من چون در مدارش نبودم و هنوز به اون درک نرسیده بودم فقط این لایو رو نگاه کردم ولی اصلا کلمات رو درک نکردم.
ولی از روزی که وارد سایت شدم و میشه گفت روزانه بیشتر از 7 ساعت فقط توی سایت مطالب رو گوش میدم و درکش میکنم که امروز هدایت شدم به این لایو و خدارا صدهزار مرتبه شکررر که خیلی مطالب رو درک کردم وخیلی نکات رو یاد گرفتم.
این فایل جز فایل های هست که باید 100 ها بار گوش بدهم، اینقدر برایم جذاب و تاثیر گذار هست که تا الان چندین بار گوش دادم ولی هر بار فکر می کنم تا الان این حرفا رو نشنیدم،
هر بار مطالب برایم تازه و جذابه،
هر بار با گوش دادن به این فایل قلبم باز تر می شود،
اولین بار تقریبا 3 سال قبل این فایل رو گوش دادم،
اون زمان با مباحث این سایت هیچ آشنایی نداشتم،
اون موقع من نتورک کار می کردم، واین فایل رو توی یکی از جلسات انگیزشی شون گذاشتن و با جمعی از همکارا این فایل رو گوش دادم، واصلا هیچ درکی از صحبت های استاد عزیزم نداشتم،
و برایم اصلا جالب نبود،
اون زمان تو اوج افسرده گی و احساس بد و نا امیدی بودم،
سری دوم که این جلسه فوقالعاده رو گوش کردم، تقریبا دو سال قبل بود که تازه وارد سایت شده بودم و با قوانین کیهان آشنا شده بود و خیلی احساس خوبی داشتم و آرامش داشتم و خیلی حرفای استاد عزیزم بر قلبم نفوذ کرد و حسم عالی شد،
و الان که دوسال می گذرد از آشنایی من با استاد عزیزم و این سایت فوقالعاده
الان خیلی از صبحت های استاد عزیزم رو دارم زندگی می کنم و تجربه می کنم و این خیلی برایم لذت بخش هست که مدت دوسال مستمر توی سایت بودم و رو خودم کار کردم و توانستم باورهای قدرتمند کننده بسازه و به اندازه ای که باور هام رو تغیر دادم زندگیم تغیر کرد به لطف خدای توانا!
خدایا سپاسگزارم بابت حضورم درین سایت بی نظیر،
خدایا شکرت که جز یک درصدی های جامعه هستم،
خدایا شکرت که جز هدایت شدگان به مسیر صراط المستقیم هستم.
خدایا کمکم کن تا آخر عمرم درین مسیر فوقالعاده بمونم،
راحت ترین اقدامی که می توانیم انجام دهیم این است که:
با جریان عموم مردم همگام شده و به دنبال همرنگ شدن با جماعت و یار جمع کردن باشیم اما
سخت ترین کار ممکن این است که:
با شجاعت و ایمان به سبک و اصول شخصی خود متعهد و پایبند باشیم و حرف مردم را نادیده بگیریم
قانون را : به درستی درک کنیم
مسیر اکثریت: همیشه مسیری نادرست است اگر به دنبال عموم جامعه باشیم همان نتایج را کسب می کنیم
افراد در مدارهای متفاوت:
قوانین را متناسب با باورها و فرکانس های خود درک می کنند بنابراین به دنبال قانع کردن افراد نباشیم
نتایج ما: بیانگر باورهایمان است
ما در دنیای دو قطبی زندگی می کنیم
به محض خوابیدن به جهان پس از مرگ می رویم در هر 24 ساعت :
یک بار دنیای تک قطبی و بار دیگر دنیای دو قطبی را تجربه می کنیم
در جهان دو قطبی:
بالا و پایین چپ و راست گرم و سرد زیبا و زشت….. داریم که هر یک از آنها خود را با دیگری معرفی می کند
زمانی متوجه ی گرما می شویم که آن را با سرما مقایسه کنیم
در دنیای دو قطبی: هر عاملی خودش را در قیاس و تضاد با عامل دیگر نشان می دهد
ذات کره زمین و جهان مادی: دو قطبی بودن آن است
جهان دو قطبی به این شیوه عمل نمی کند که:
اگر از سرما متنفر هستیم به آن توجه کرده و فحش و ناسزا دهیم:
سرما ناپدید شده و جای خود را به گرما دهد
بلکه به این شیوه عمل می کند که:
به هر چیزی توجه کنیم همان را دریافت خواهیم کرد
اگر به ناخواسته های خود توجه کنیم از همان جنس را دریافت می کنیم و به سمت ناخواسته های بیشتر هدایت می شویم
جهان ما را به سمت کانون توجهمان هدایت می کند
دلیل دو قطبی بودن جهان:
داشتن حق انتخاب است
اگر به دنبال آزادی هستیم:
اما به محدودیت ها توجه داریم فحش و ناسزا می دهیم از همان جنس را دریافت می کنیم و به محدودیت های بیشتر هدایت می شویم
کلا نمد هولاء و هولاء
خداوند : به همه ی افراد کمک می کند
اگر به دنبال زیبایی ها هستیم: خداوند ما را به زیبایی های بیشتر هدایت می کند و برای آسانی ها آسان می سازد
خداوند:
به کانون توجه ما پاسخ می دهد
اگر به دنبال زشتی ها هستیم به سمت زشتی های بیشتر هدایت می شویم و برای سختی ها آسان می شویم بنابراین:
در جهان مادی هرگز خیر مطلق وجود ندارد:
همه ی افراد ثروتمند نمی شوند
همه ی افراد سلامت نخواهند بود
دمای هوا در همه ی مکان ها یکسان نخواهد بود
جهان مادی:
بر پایه ی دو قطبی قرار دارد
هنگام خواب در دنیای پس از مرگ :
زمان مکان پول بالا پایین….. وجود ندارد
همه ی اتفاقات تنها: در یک بعد رخ می دهد
زیبایی جهان مادی این است که:
به کانون توجه ما پاسخ می دهد و به هر آن چیزی توجه کنیم به همان سمت هدایت می شویم
چگونه متوجه کانون توجه خود شویم؟
از احساسمان
خداوند نشانگری در قلب ما برای دریافت احساسات قرار داده:
اگر احساس بد داریم ناراحت خشمگین عصبانی و افسرده هستیم به ما نشان می دهد که در ذهن خود به ناخواسته ها توجه داریم
اگر احساس خوب داریم:
به ما نشان می دهد که در ذهن خود به خواسته ها توجه داریم
اگر این قانون را به درستی درک کرده به احساس خود توجه کنیم بهتر می توانیم:
افکار خود را کنترل کنیم
موضوع و مسئله ی ناجالب که احساس ما را بد کرده است را بیابیم و آن را تغییر دهیم بنابراین:
کانون توجه خود را از روی مسائل ناجالب برداشته و بر مسائل جالب قرار دهیم
اگر بتوانیم کانون توجه خود را بر زیبایی ها قرار داده احساس خوب خود را نگه داریم:
لاجرم به سمت زیبایی های بیشتر هدایت می شویم
در قرآن داستان:
نمرود و ابراهیم
موسی و فرعون
محمد و ابوسفیان وجود داشته است
هرگز در قرآن بیان نشده که: با دشمنان خود بجنگید
خداوند به موسی فرموده:
اگر از شرایط راضی نیستید از آن جا نقل مکان کنید
با فرعون با زبان نرم و ملایم صحبت کن
پیامبر هرگز:
با ابوسفیان نجنگید و به حبشه نقل مکان کرد
زمانی که در مسیر درست هستیم خداوند ما را به مکان بهتر هدایت می کند
با هر چیزی بجنگیم: با توجه خود به آن شرایط ناجالب بیشتری را تجربه می کنیم
تصمیم بگیریم:
دوست داریم چه اتفاقاتی را تجربه کنیم؟
کانون توجه خود را: بر روی آن قرار دهیم
در مورد هر موضوعی بحث و شکایت می کنیم :
از جنس همان بیشتر و بیشتر وارد زندگی ما خواهد شد
ما نمی توانیم جهان را یکدست و زیبا کنیم
اگر جهان یکدست شود: فاسد می شود
ساز و کار جهان اینگونه است که :
زیبایی ها و نازیبایی ها باید در کنار یکدیگر وجود داشته باشد
ما انتخاب می کنیم:
کانون توجه خود را بر کدام یک از آنها قرار دهیم
زمانی که توجه خود را بر زیبایی ها قرار دهیم:
جهان ما را به زیبایی های بیشتر هدایت می کند
حتی اگر نتیجه ی جنگ ها و تظاهرات به نفع ما تمام شود:
اتفاقات نامناسب برای ما رخ می دهد که خواسته ی اصلی ما بازگشت به همان شرایط گذشته خواهد بود
زمانی که توجه ما بر نازیبایی هاست:
اوضاع ما هر بار بدتر از گذشته خواهد شد اوضاع به حدی برای ما نامناسب و ناجالب می شود:
که به نقطه ی تسلیم دست یافته و از خداوند درخواست هدایت بیشتری خواهیم داشت
این دیدگاه که اگر اوضاع ایران بهبود یابد شرایط زندگی ما بهبود می یابد از اساس و پایه نادرست است داشتن این دیدگاه: کاملا شرک آمیز است شرایط زندگی ما تنها:
به واسطه ی افکار باورها و اعمال ما رقم می خورد
جهان:
به افکار تک تک ما پاسخ می دهد
هر کسی نتیجه ی باور ها و فرکانس های خود را : دریافت می کند و ما به هیچ وجه نمی توانیم در زندگی هیچ کس حتی خانواده ی خود تاثیر گزار باشیم ما باید بر روی باورهای خود کار کرده:
جهان ما را به سمت مکان بهتر هدایت می کند
اینکه ما در ایران به دنیا آمده ایم هویت و شخصیت ما نیست با توجه به زیبایی ها: به مکان بهتر متناسب با باورها و فرکانس های خود هدایت می شویم
وطن: مکانی است که در آن جا لذت می بریم
در مورد نازیبایی ها صحبت نکنیم به آن انرژی ندهیم چون:
با توجه کردن به سمت آنها هدایت می شویم
در مورد خواسته های خود: صحبت کنیم تا جهان ما را به مکان بهتر هدایت کند
زیبایی خداوند وجهان در این است که:
-بسیار سریع به فرکانس های مثبت ما پاسخ می دهد
-بسیار دیر به فرکانس های منفی ما پاسخ می دهد
با برداشتن تنها یک قدم به سمت خداوند:
خداوند هزاران قدم به سمت ما بر خواهد داشت
زمانی که در مسیر درست قرار بگیریم:
به سمت زیبایی های بیشتر هدایت می شویم و اتفاقات نامناسب و ناجالب کمتری برای ما رخ می دهد
افراد خوشبخت آنهایی هستند که:
بی خیالند
قانون جهان:
گفت آسان گیر بر خود کارها
کز روی طبع سخت می گیرد جهان بر مردمان سخت کوش
اگر با دیگران بحث کرده شکایت و اعتراض کنیم:
نتایج نامناسبی را تجربه می کنیم
افراد هم مدار هم دیگر را جذب می کنند زمانی که احساس بد و باورهای نامناسب داریم افراد هم مدار با خود را جذب می کنیم
جهان:
افراد هم مدار و هم فرکانس را به سمت هم هدایت می کند
سلام مهشید وشیرین عزیزم من واقعا ازشماتشکر میکنم بابت کامنت هایی که مینویسیدکامنت های شمامعمولا خلاصه های عالی از فایل هاهستند که بسیار برای من کاربردی هستند ویک مرور عالی بعد از شنیدن فایل هستند
وظیفه دانستم که بابت استفاده های خوبی که از کامنت های شما میکنم قدردان باشم واز شما تشکر کنم
ممنون از لطف شما. اول از همه برای تاخیر در جواب به کامنت زیبایتان عذر خواهی می کنیم زیبا به دلیل این که شما همواره سخنان استاد عزیزمان را پی گیر و در آن تداوم دارید و ما فقط می توانیم لحظاتی چند آن را یادآوری کنیم. سپاسگذاریم از محبت شما ما هم از خواندن کامنت شما خوشحال شدیم و بهترینها را برایتان ارزومندیم
در پناه رب مهربانمآن همیشه سلامت، موفق، پولدار و شاد باشید
خدا رو شکر میکنم توانستم به گام اخر خانه تکانی ذهن برسم.
الحق چه خانه تکانی اساسی در ذهن و شخصیتم به وجود امد. و نیازم به تداوم و استمرار بیشتر و بیشتر میشود.
مصاحبه ی استاد با جناب عرشیانفر ،خیلی لذت بردم
و خیلی خوشحال از شنیدن استاد پیشینم.من ابتدای راه با ایشون شروع کردم و هدایت شدم به این سایت الهی و استادی سخاوتمند
خدایا شکرت
در مورد اعتراضات 88 صحبتی شد.یادم افتاد یکی از فامیلهای دورمون از شهرستان، امده بود تهران برای شرکت در آشوبها.اصلا چند وقت ازشون هیچکسی خبر نداشت.معلوم نبود که اون بنده خدا رو کجا بردن که هیچ اثری هم ازش نبود.بعد از مدتها که سرو کله اش پیدا شد،اقا چنان ترسی تو وجود این بنده خدا رخنه کرده بود که اصلا نمیتونست با هیچکس حرف بزنه.این موضوع خیلی تبعات نادلخواه روی زندگیش گذاشت.
خوب حالا نتیجه اش چی شد؟
هیچی به ایچی.نتیجه اش ضرر بود و ضرر
از بین رفتن آرامش خودش و خانواده اش،وجود ترس و اضطراب و نگرانی که تهش هم هیچی بود.
من خودم گاهی وقتها اگاهانه یا نااگاهانه مثل اکثریت مردم فکر میکنم یا عمل میکنم، یهو وسط راه به خودم یاداوری میکنم اگاهی هایی که فهمیدم شون، اعتراف میکنم گاهی وقتها عمل به اونها و کنترل ذهنم خیییلی سخت میشه.گاهی پیش امده از شدت سختی این کار دچار سر درد شدم یا عرق کردم و داغ شدم.انگار که یه جنگ خیلی بزرگ درونم برپاست.
و به لطف خدا وقتی انجامش میدم، انقدر احساسم قشنگ و لطیف و خالص میشه، که سختی کنترل ذهن یادم میره و زبانم به سپاسگزاری الله باز میشه .و البته که پاداش های خداوند هم از راه میرسه.
آرزو میکنم انقدر رشد و بهبود شخصیت پیدا کنم که این سختی ارام ارام کمتر بشه و آسان شوم برای آسانی ها.
من دیشب برای پیاده روی به پشت بام منزل رفته بودم، نزدیک غروب افتاب بود.در حال گوش دادن به فایل های استاد بودم. هواپیمایی رو در حالی که در غروب نارنجی و شگفت انگیز خورشید رد سپیدی از خودش به جای میگذاشت و به ارامی در حال پرواز بود دیدم.و چقدر ذوق کردم .من عاشق سفرم و دیدن هواپیما منو به یاد سفر میندازه .بابت تمام هواپیماها، مسافرها و تمام سفرهای لذت بخش سپاسگزاری کردم و نیشم بی اختیار تا بناگوشم باز موند تا هواپیما تو افق محو شد.
در طول مدت 70 دقیقه ای که فایل گوش میکردم، حدس میزنین چند تا هواپیما دیدم؟
.
.
.
.
.
.
اقا من (30) تا هواپیما دیدم : ×
باورتون میشه؟!
منظورم از ذکر این مثال این بود : همونطور که استاد تو این فایل بارها عنوان کردن، توجه به هر چیزی از بیس و اصل همون چیز وارد زندگیم میکنه
حالا اینجا، هواپیما دیدم،چند دقیقه محوش شدم،ذوقشو کردم و سپاسگذاری بابتش و در اخر حال بسیار خوب، نتیجه اش این شد که چقدر هواپیما دیدم و یه برنامه سفر 4 روزه برام برنامه ریزی شد.
این یه مثال ساده و پیش پا افتاده بود.
خداوند هر ان چیزی رو میدهد که ما بهش توجه میکنیم، چه سختی، چه آسانی.چه فقر چه ثروت و…
بعد از اتمام پروژه خانه تکانی، خیلی مسلط تر شدم روی کنترل احساسات و افکارم.انگار این چرخ روان تر از قبل شروع این دوره شده به لطف پروردگار.
استاد در مورد indicator یا همون شوخص صحبت کردن.من احساس میکنم این موهبت الهی حالت جاذبه ای داره.خودم هر وقت حالم خوبه، یا میخوام شکرگزاری کنم یا در حال خواندن سوره ی حمد هستم و یا مواقعی که کمکی ازپروردگارم طلب میکنم، بصورت کاملا ناخودآگاه دستم بر روی مرکز سینه ام قرار میگیرد و اون لحظه حس میکنم کف دستم حرارت لطیفی دریافت میکند.خدا رو به اندازه ی بزرگیش شکر برای داشتن این حس فوق العاده
اقا یکی از درسهای بزرگ این فایل برای من، اعراض به جای اعتراضِ.تفاوت اندکی در گفتار و نوشتارشون هست، اما بینهایت فاصله ی فرکانسی نسبت به هم دارند.
چقدر تکرار اصل به من کمک میکنه و هیچوقت از شنیدنش سیراب نمیشم.
چون انسان فراموشکاره، اگر اصل و اساس در فایلها و دوره ها عنوان نشه، به آسانی فراموش خواهیم کرد.
این اعراض از ناخواسته ها چقدر به من کمک میکنه تا بیشتر ور احساس و حال خوب بمانم.
نمونه اش همین چند دقیقه پیش.همسرم عادت کرده قهوه ی بیوقت میل میکنه.شب نمیخوابه، تا نزدیگی صبح اخبار و اخبار و اخبار تماشا میکنه.
نزدیک صبح میخوابه تا ظهر
تا چند وقت پیش مدام اعتراض میکردم به برخی کارهای اشتباهش.اما دیدم نه تنها فایده نداره، بلکه مدام داره تکرار میشه.
همین چند دقیقه پیش در حال نوشیدن قهوه بود.هی امدم بگم نکن مرد،بیخواب میشی.زیپ دهنم رو کشیدم و رد شدم.چقدر حال خوبی داشتم از این اعراض.همین کوچک کوچک تمرین کردن هاست که نتایج عالی و بزرگتر رو برام به ارمغان میاره.
خدا رو شاکرم برای تک تک عمل به دانسته هام.
پیش خانواده از همسرم گله و شکایت نمیکردم، اما به خودش بیشتر اوقات گله میکردم.و ازش ایراد میگرفتم و هنوز هم گاهی باهاش بحث میکنم.
امیدوارم همین یک ذره ها هم از بین بره با هدایت خدا.
من روی بهبود شخصیتم کار میکنم و ادامه میدم انشاالله که راه مون در بهترین شرایط ممکن از هم جدا خواهدشد.
باید کمی بیخیال تر باشم.حرس نخورم.و در شرایط مختلف سعی کنم خونسرد بمونم و واکنش گرا نباشم.
از دیشب خیلی سر درد داشتم نتونستم حالم خوب کنم خوابیدم صبح باز با سرد درد بلند شدم
به قول بچهای این گام یه جنگی بود توی ذهنم، که من فقط داشتم نگاش میکردم عملا کاری از دستم برنمیومد، صبح با خودم گفتم سرت درد میکنه میخوای بگیری بخوابی؟ تو کی تا حالا دردی برات اومده گرفتی خوابیدی ،تو مریض بودی پارک بودی، پریود بودی باشگاه بودی، دل درد بودی رفتی دویدی، دل درد بودی اومدی فایل دیدی، از کی تا حالا توی این شرایط گرفتی خوابیدی ؟؟؟؟:))))
خب صبحانه ام رو خوردم
با این اهنگ شروع میکنم کامنتم رو امروز روز منه دست خدا تو دستمه امرروز روز منه قلبم تاپ تاپ مبزنه ،پاشوو بهترین باشو چون خدا بهت داده خوشبختی هاشو…
یک ساعت 16 دقیقه با خودم گفتم کی حال داره این فایل یکساعت و 16 دقیقه ای ببینه اوووو
اما اتفاقی افتاد در طی گوش دادنش واقعا سردرد یادم رفت و اگر حس کردم و میومد بالا کم بود الانم خیلی کم شد
تمامش نان استاپ به قول استاد داشتم فایل میدیدم
یه ادم چطور میتونه اینچنین توی این تایم این چنین حرفها و نگرش هایی رو بزنه مگر اینکه یه ایمانی وجود داره توی وجودش
و الا صرفا زدن این حرفها خودش احتمال زیاد بازخورد هایی میتونه داشته باشه ناخوشایند ولی برای استاد مثل روز اول مثل تمام این سالها که همین حرفها میزد زدنش راحت بود
استاد شما رو تحسین میکنم این عشق توی کارتون رو..
پروژه خانه تکانی توی این مدت خیلی چیزها بهم گفت یا یاداوری کرد هرچند من چنان احساس میکنم این اگاهی ها رو از یاد بردم که انگار باهاشون غریبم درسته ذهنم میگه تکراری و این حرفها ولی خودم میدونم از کجا دارم به کجا میرم
اینکه چقدر تونستم به حرفهای شما عمل کنم دیگه برمیگرده به اینکه چقدر این اصل و قانون باور کردم که تمام اتفاقات زندگی خودمون داریم با کانون توجهمون رقم میزنیم
کاری که انجام دادم از امیدیه برگشتم و تمرین اونجا کنسل کردم
دیگه برنامه دویدن کنسل کردم
برنامه تمرین فردی توی ذهنم هست که دارم روی باورهام کار میکنم برای قدم اول و میفهمم توی چه وضعیتی هستم
برنامه رفتن و دیدن بازیهای لیگ برترم کنسل کردم این هفته میخواستم برم اهواز ولی دیدم میزبان نیست خب این نشونس که نباید برم بازی ها رو ببینم
واقعا کار ذهنی اسون نیست من توی این مدت پروژه بارها میگفتم خدایا میرم میدوم ولی جا مادرت ولی این قضیه بیخیال من شو
ولی با تمرین حتما میشه حتما میشه حتما میشه
مگه من تعهد ندادم که برای رسیدن به خواستم هر بهایی بدم خب باید اینجا هم سر حرفم بمونم
روزی که تصمیم گرفتم راهی پیدا کنم برای هدفم و تغییرم شروع کردم با خودم کار کردن کم کم فهمیدم نه هدفهام شبیه هدفهای ادمهای مذهبی حکومت و… هست نه باورهام
خیلی توی مخم بود که اره باید بری به بقیه خدمت کنی بری فلان بشی کار افرین بشی یکی از دلایل که میخواستم مهندس بشم همین بود با وجود همه این ها و تغییر نگرشم با نگرش تلویزیون رهبر و مدرسه در صلح ترین عاشق این بودم که برای تیم ملی بازی کنم و پیرهن تیم ملی بپوشم و با این پرچم کلی موفقیت ها بدست بیارم قبلا همین بود قبلم که توی فضای ذهنی محدود تر بودم این خواستم بود اما تفاوت اون موقعم با الانم باورهای محدودم بود فقط
خدایا سپاسگزارم این گام را تموم کردم
پروژه خانه تکانی هم برای دوم بود که به اتمام رسید منتظر هدایت های تو هستم در ادامه مسیر برای رسیدن به حال خوب بیشتر و بهتر شدن
سلام خانم درویشی عزیز،مریم جان پیام شما رو خوندم ،چقدر زیبا و با حس خوب نوشتید،الهام بخش و جالب بود،صحبت های صادقانه ی شما به دلم نشست و کلی انرژی مثبت گرفتم،در حال ماموریت کاری هستم که چشمم به کامنت زیبای شما افتاد و از خوندن ش لذت بردم.اتفاقا من هم یکم مشکل داشتم و شرکت در مسابقه ی صحرانوردی دومیدانی استان خوزستان در امیدیه برام سخت بود ولی به لطف خدا شرکت کردم و مسافت ده کیلومتر رو دویدم.امیدوارم که خبرهای موفقیت شما رو هر روز و پیاپی بشنوم ارادتمند شما کیان
خداروشاکرم که تونستم این پروژه رو تموم کنم خدایاشکرت
آگاهی های این فایل
قانون اصلی اینه که به هرآنچه توجه کنی از جنس همان وارد زندگی میشود
این جهان دوقطبی هستش
گرما =سرما چب=راست
خوبی=بدی. زشتی =زیبای
هرکدوم از متضادش مشخص میشه چیه مفهوم میگیره مثلا این جهان هستی این جوری نیس که اگراز سرما بدم میاد سرما بره جاش گرما بیاد نه اینطوری نیس من اگر به سرما توجه کنم سرمای بیشتری میاد پس من باید توجه امو روی آن چیزی که میخام بذارم تا از اساس اون وارد زندگیم بشود
من اگر از موی داخل غذا بدم میاد و هی بهش توجه کنم هی درموردش صحبت کنم هردفعه که غذا میخورم این قضیه تکرار میشود و هردفعه توی غذام مو میبینم پس باید توجه از روی اینکه مو توی غذام باشه بردارم روی غذای تمیز بذارم و روی اون تمرکز کنم
مثال دیگه اگر من بیام از این دولت و این قانون ها و شرایط ناراضی باشم و مدام برم اعتراض کنم خب معلومه نتیجه چی میشه جنگ و درگیری و اعتراض بیشتری وارد زندگیم میشه و اگرهم دولت تغییر کنه باز من همون آدمم و از دولت بعدی هم قطعا ایراد میگیرم پس باید سعی کنم نکات مثبت همین شرایط برای خودم تکرار کنم لاجرم جهان منو میبره جای بهتر مناسب تر متناسب با نوع باورهای من جایی که برام خوبه
من به زندگی و گذشته ی خودم نگاه میکنم وقتی که اینقدر آدم غرغرو و ناراحتی بودم و افکار و باورهای نا مناسبی داشتم ودرهرشرایطی ناراحت بودم
میبینم که چقد قانون درست کار کرده بدون ذره ای اشتباه خودم زندگیمو با احساس بدم و تمرکز روی نکات منفی خلق کردم گفتم بیام زندگی خودم برای خودم یاد آوری کنم تا بفهمم قانون چقد دقیق عمل میکنه چقد جهان به احساسات ما سریع پاسخ میده
اونجا بود زندگی مو از نظر قانون بررسی کردم گفتم خدای من با دست خودم اینهمه برای خودم دردسر درست کردم ولی گفتم حالا که فهمیدم به قول استاد از همون لحظه ای که روی خودت کار میکنی نشانه ها پیدا میشند
گفتم اگر باوره که زندگی مو اینجوری کرده پس میام تغییرش میدم روی خودم متعهدانه کار میکنم تا زندگیم اونجوری که میخام بسازم
خدارشکر که پذیرفتم من خودم مسبب اتفاق های زندگیم بودم و چقد افکار قدرت دارند چقد کلمات و احساسات قدرت دارند و چقد باید مواظب حرف زدنم باشم که چی دارم میگم مواظب افکارم باشم مواظب احساساتم باشم که بد نشه خدایاشکرت به خاطر این آگاهی های ناب
اول از همه خداروشکر میکنم که با تعهد به خودم تونستم پروژه خانه تکانی ذهن رو به طور کامل گوش کنم و نکات اون رو یادداشت کنم و توی زندگیم استفاده کنم
چقدر این گام آخر برای من مطالب تاثیر گذاری داشت! به قول استاد من فک کنم آمادگی شنیدن این صحبت هارو داشتم چون خیلی خیلی زیاد رو من تاثیر گذاشت. اینکه من یه مدت از خونوادم دور بودم و دودل بودم که برگردم شهرمون یا همینجا بمونم (چون اینجا خیلی بهم خوش میگذره) و استاد وقتی گفت وطن شما جایی هست که از اون لذت میبرین من الان دیگه کاملا مطمئن شدم که دقیقا باید چجوری و چطور زندگی کنم، هر کدوم از صحبت های استاد واقعا یه لایف استایل جدیدی رو به همراه داره که در مجموع همه این صحبت ها به یک لایف استایل عااااالی میرسیم که به جز خوشبختی چیز دیگه ای رو تجربه نمیکنیم (مثل خود استاد)
چقدر خوبه که ما یه الگویی در دسترسمون هست که میبینیم اگه به قوانین متکی باشیم چجور زندگی رو تجربه میکنیم
حتی دوستانی که توی این سایت مدت ها فعالن یا خود من برای خودم الان دیگه یه الگو شدم و میتونم از تجربیات خودم اول برای خودم و بعد برای دیگران صحبت کنم
خداروشکر واقعا
اینکه استاد میگه با توجه به محلی که اشخاص به دنیا اومدن روی اونا برچسب نذاریم و خودمونم اینجوری نباشیم که به وطن خودمون بچسبیم و بگیم این هویت ماست
در صورتی اینا فقط یه وسیله بودن که ما پا به این عرصه جهان هستی بگذاریم و چیزی نبوده که ما انتخابش کنیم اما از وقتی که ما توی این دینا اومدیم کل سرنوشت و زندگیمون دست خودمون بوده.
یه جمله هست میگه ” اینکه تو فقیر به دنیا اومدی یه اتفاق بوده ولی اینکه همچنان فقیر بمونی یه انتخابه!” و در دل این جمله دقیقا قانون نهفته هست
جهان ما یک جهان دو قطبی هست و اگه ما انتخاب کنیم که چیو میخایم از همون اساس اون قطب خواسته ها وارد زندگیه ما میشه
حالا چجوری میتونیم انتخاب کنیم؟ با توجه و افکارمون. این موضوع بسیار بسیار مهمه و اساس اتفاقای زندگیه ما از همین انتخاب افکار شکل میگیره
خدارو شکر میکنم که استاد ما رو از حقیقتی که توی قرآن گفته شده مطلع میکنه و با گفتن مثال های مختلف از قرآن اون منطق و ذهن ما این قانون رو بیشتر باور میکنه که هر چقدر بیشتر باور کنیم بهتر عمل میکنیم و در نتیجه زندگیمونم بهتر میشه
چقدر این مثال استاد عالیه که میگه دوتا برادر دوقلو با شرایط یکسان توی یه جهان یکسان نتایج متفاوتی رو بدست میارن چونکه افکارشون متفاوته و یکی به عرش میرسه و دیگری به فرش! پس ما بدون نگرانی از شرایط، خونواده، دوستان و اطرافمون میتونیم دنیای خودمون رو رقم بزنیم
چقدر خوبه که خدا ریش و قیچی رو داده دست خودمون و گفته زندگیه خودتو خودت بساز
تازه با وجود این بااااااااازم خدا چون عاشق ما هست اتفاقای خوب رو 100 برابر سریعتر، بیشتر و موندگار تر از اتفاقای بد در زندگیه ما قرار میده وگرنه زندگیه افرادی که به نکات منفی توجه میکنن خیلی خیلی بدتر از الان شون بود
این نشون میده خدایی که این همه اختیار به ما داده عاشقه اینه که ما پیشرفت کنیم، که ما خوشبخت باشیم، که ما ثروتمند بشیم چون هدف اصلی ما از اومدن توی این دنیا همینه.
من دیدم که استاد میگفت به اخبار و رسانه ها و چرندیاتی که بقیه پست میذارن توجه نکنین با وجود اینکه میخواستم از اینستاگرام برای کسب و کارم استفاده کنم اما دیدم ضرر هایی که اینستا گرام به من وارد میکنه بیشتر از سودشه و خیلی راحت اینستامو پاک کردم و به خودم گفتم من توی سایت استاد عباسمنش بیشتر وقت میذارم و روی خودم و باور هام کار میکنم و جهان شرایط رو برام جور میکنه و از این بابت خیلی مطمئن و خوشحالم!
مرسی از استاد عزیزم و دوستای هم فرکانسم
آها راستی من اینو هم خودم توی سایت متوجه شدم. اگر دقت کنین میبینین که نه استاد و نه بچه هایی که کامنت میذارن از ایموجی استفاده نمیکنن در صورتی که توی رسانه های اجتماعی یه قانون نا نوشته ای هست که میگن ایموجی بیشتر مخاطب رو جذب میکنه اما افراد توی این سایت ناخوداگاه استفاده نمیکنن و چقدر حرف هاشون تاثیرگذار هست (استاد میگه فرعیات مهم نیست بلکه فرکانسه که مخاطب رو جذب میکنه)
رو به خودم : امیدوارم کامنت بعدی که میذارم یه نتیجه فوق العاده زیبا باشه که وقتی دارم کامنت میذارم اشک شوق از چشمام جاری بشه
سلام و احترام به استاد عزیزم، بانوی شایستهی مهربان و دوستان همفرکانسیام در این مسیر نورانی.
چندمین بار است که در این لحظات آرام شب، هدایت میشوم به شنیدن این آگاهی ارزشمند. گویی صدایی از درون مرا فرامیخواند تا حقیقتی عمیقتر را درک کنم: احساس خوب، آفرینندهی اتفاقات خوب است و احساس بد، جاذب اتفاقات ناخوشایند.
پس راه روشن است… باید آگاهانه انتخاب کنم که بر چه چیزی تمرکز کنم. اگر به زیباییها، فراوانی و نعمتهای زندگیام توجه کنم، همانها را در زندگیم پررنگتر خواهم کرد. اما اگر به کمبودها، رنجها و نداشتهها فکر کنم، ناخواسته آنها را بیشتر به زندگی خودم دعوت میکنم.
من یاد گرفتهام که هرگز نباید دربارهی چیزهایی که دوست ندارم صحبت کنم، نباید گلایه کنم، نباید انرژیام را صرف شکایت و درد و دل کنم. زیرا با هر کلام و هر فکر، در حال ارسال فرکانسی به جهان هستی هستم که سرانجام پاسخش را دریافت خواهم کرد.
کانون توجه من، کلید خلق واقعیت من است. هر جا که توجهم را بگذارم، همانجا رشد میکند. پس باید نگاهم را از ناخواستهها بردارم و آن را بر رؤیاها، اهداف و زیباییهای زندگیام متمرکز کنم. وقتی هماهنگ با قوانین هستی گام بردارم، مسیر برایم هموار میشود، درها یکی پس از دیگری گشوده میشوند و اتفاقات خوب، بیوقفه وارد زندگیم میشوند.
زیبایی زندگی این است که هر لحظه، انتخاب با من است:
به چه چیزی توجه کنم؟ چه احساسی داشته باشم؟
و چگونه واقعیت خود را بسازم؟
پس از همین لحظه، با تمام وجودم انتخاب میکنم که در مدار شادی، آرامش، عشق و فراوانی باشم. زیرا میدانم آنچه در درون من جاری است، همان چیزی است که در زندگیام ظهور خواهد کرد.
سلام به استاد نازنینم و مریم بانوی عزیز و همه دوستان چالش روز اول خواندن قرآن
من با شروع ماه رمضان به خودم تعهد دادم که روزی متن فارسی یک جز قران رو با تامل و تفکر بخونم اما دوسه روز اول به علت های مختلف تنبلی کردم و نشد اما دیروز که کلی گرفته و بی انرژی بودم زدم روی نشانه امروزم و این فایل برام باز شد اوایل فایل که گوشش میدادم یه حسی بهم گفت برو قرآن رو باز کن و بخون رفتم و قرآن خوندن من یکی دوباری که متن فارسی قرآن رو خونده بودم با ماژیک های متفاوت زیر نکاتشو که برام خاص تر بود هایلایت کشیدم اما اینبار گفتم خدایا خودت به من دذک بهتر و بیشتر از قرانت رو بده و دلم رو بگشا و گوشم رو شنوا کن برای آیاتت
خداروشاهد میگیرم یه چیزهایی درک کردم که اصلا سری های قبل هایلایتش نکرده بودم و یه آیه بود که وقتی رسیدم بهش شروع کردم به اشک ریختن انقدر که بهم ارامش داد این آیه بود توش توضیح خداپرستان فروتن بود که کسانی هستند که میدانند در پیشگاه حضرت پروردگار حاضر خواهندشد و به او رجوع خواهند کرد
سلام و عرض ادب
بنده چند ماه قبل اولین بار با استاد عرشیانفر از طریق اینستاگرام آشنا شدم بعد اتفاقی این فایل را در یوتیوب استاد عرشیانفر دیدم واز این طریق به اینجا هدایت شدم و الان بیشتر از یک ماه هست که در سایت استاد عباس منش وارد شدم و از فایل های رایگان استفاده می کنم و انشاالله به زودی از دوره های مفیدشان نیز استفاده خواهم نمود.
بنام خدای زیبایی ها!
سلام و درود خدمت استاد عزیز خانم شایسته عزیز و همه عزیزان هم فرکانسیم.
خدارا شکررر میکنم بابت داشتن چنین استادی که با ورودم به این سایت احساس میکنم یه چراغی توی قلبم روشن شده و هر لحظه هدایت میشم به سمت زیبایی ها.
من واقعا الان به این درک رسیدم به گفته ی استاد عزیز تا زمانی که یک شخص در مسیر هدایت نباشه نمیتونه این حرفا رو درک کنه و بهش عمل کنه.
من تقریبا کمتر از یه سال قبل این لایو رو با جمعی از همکارا توی لبتاپ نگاه کردیم به طور اتفاقی. ولی من چون در مدارش نبودم و هنوز به اون درک نرسیده بودم فقط این لایو رو نگاه کردم ولی اصلا کلمات رو درک نکردم.
ولی از روزی که وارد سایت شدم و میشه گفت روزانه بیشتر از 7 ساعت فقط توی سایت مطالب رو گوش میدم و درکش میکنم که امروز هدایت شدم به این لایو و خدارا صدهزار مرتبه شکررر که خیلی مطالب رو درک کردم وخیلی نکات رو یاد گرفتم.
خدارا صد هزار مرتبه شکرررررر
درپناه خدای بزرگ باشید!
بنام خدای هدایتگرم!
خدایا شکر!
105
این فایل جز فایل های هست که باید 100 ها بار گوش بدهم، اینقدر برایم جذاب و تاثیر گذار هست که تا الان چندین بار گوش دادم ولی هر بار فکر می کنم تا الان این حرفا رو نشنیدم،
هر بار مطالب برایم تازه و جذابه،
هر بار با گوش دادن به این فایل قلبم باز تر می شود،
اولین بار تقریبا 3 سال قبل این فایل رو گوش دادم،
اون زمان با مباحث این سایت هیچ آشنایی نداشتم،
اون موقع من نتورک کار می کردم، واین فایل رو توی یکی از جلسات انگیزشی شون گذاشتن و با جمعی از همکارا این فایل رو گوش دادم، واصلا هیچ درکی از صحبت های استاد عزیزم نداشتم،
و برایم اصلا جالب نبود،
اون زمان تو اوج افسرده گی و احساس بد و نا امیدی بودم،
سری دوم که این جلسه فوقالعاده رو گوش کردم، تقریبا دو سال قبل بود که تازه وارد سایت شده بودم و با قوانین کیهان آشنا شده بود و خیلی احساس خوبی داشتم و آرامش داشتم و خیلی حرفای استاد عزیزم بر قلبم نفوذ کرد و حسم عالی شد،
و الان که دوسال می گذرد از آشنایی من با استاد عزیزم و این سایت فوقالعاده
الان خیلی از صبحت های استاد عزیزم رو دارم زندگی می کنم و تجربه می کنم و این خیلی برایم لذت بخش هست که مدت دوسال مستمر توی سایت بودم و رو خودم کار کردم و توانستم باورهای قدرتمند کننده بسازه و به اندازه ای که باور هام رو تغیر دادم زندگیم تغیر کرد به لطف خدای توانا!
خدایا سپاسگزارم بابت حضورم درین سایت بی نظیر،
خدایا شکرت که جز یک درصدی های جامعه هستم،
خدایا شکرت که جز هدایت شدگان به مسیر صراط المستقیم هستم.
خدایا کمکم کن تا آخر عمرم درین مسیر فوقالعاده بمونم،
درپناه خدای توانا باشید !
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
هنگام رخ دادن اعتراضات شورش و درگیری ها:
راحت ترین اقدامی که می توانیم انجام دهیم این است که:
با جریان عموم مردم همگام شده و به دنبال همرنگ شدن با جماعت و یار جمع کردن باشیم اما
سخت ترین کار ممکن این است که:
با شجاعت و ایمان به سبک و اصول شخصی خود متعهد و پایبند باشیم و حرف مردم را نادیده بگیریم
قانون را : به درستی درک کنیم
مسیر اکثریت: همیشه مسیری نادرست است اگر به دنبال عموم جامعه باشیم همان نتایج را کسب می کنیم
افراد در مدارهای متفاوت:
قوانین را متناسب با باورها و فرکانس های خود درک می کنند بنابراین به دنبال قانع کردن افراد نباشیم
نتایج ما: بیانگر باورهایمان است
ما در دنیای دو قطبی زندگی می کنیم
به محض خوابیدن به جهان پس از مرگ می رویم در هر 24 ساعت :
یک بار دنیای تک قطبی و بار دیگر دنیای دو قطبی را تجربه می کنیم
در جهان دو قطبی:
بالا و پایین چپ و راست گرم و سرد زیبا و زشت….. داریم که هر یک از آنها خود را با دیگری معرفی می کند
زمانی متوجه ی گرما می شویم که آن را با سرما مقایسه کنیم
در دنیای دو قطبی: هر عاملی خودش را در قیاس و تضاد با عامل دیگر نشان می دهد
ذات کره زمین و جهان مادی: دو قطبی بودن آن است
جهان دو قطبی به این شیوه عمل نمی کند که:
اگر از سرما متنفر هستیم به آن توجه کرده و فحش و ناسزا دهیم:
سرما ناپدید شده و جای خود را به گرما دهد
بلکه به این شیوه عمل می کند که:
به هر چیزی توجه کنیم همان را دریافت خواهیم کرد
اگر به ناخواسته های خود توجه کنیم از همان جنس را دریافت می کنیم و به سمت ناخواسته های بیشتر هدایت می شویم
جهان ما را به سمت کانون توجهمان هدایت می کند
دلیل دو قطبی بودن جهان:
داشتن حق انتخاب است
اگر به دنبال آزادی هستیم:
اما به محدودیت ها توجه داریم فحش و ناسزا می دهیم از همان جنس را دریافت می کنیم و به محدودیت های بیشتر هدایت می شویم
کلا نمد هولاء و هولاء
خداوند : به همه ی افراد کمک می کند
اگر به دنبال زیبایی ها هستیم: خداوند ما را به زیبایی های بیشتر هدایت می کند و برای آسانی ها آسان می سازد
خداوند:
به کانون توجه ما پاسخ می دهد
اگر به دنبال زشتی ها هستیم به سمت زشتی های بیشتر هدایت می شویم و برای سختی ها آسان می شویم بنابراین:
در جهان مادی هرگز خیر مطلق وجود ندارد:
همه ی افراد ثروتمند نمی شوند
همه ی افراد سلامت نخواهند بود
دمای هوا در همه ی مکان ها یکسان نخواهد بود
جهان مادی:
بر پایه ی دو قطبی قرار دارد
هنگام خواب در دنیای پس از مرگ :
زمان مکان پول بالا پایین….. وجود ندارد
همه ی اتفاقات تنها: در یک بعد رخ می دهد
زیبایی جهان مادی این است که:
به کانون توجه ما پاسخ می دهد و به هر آن چیزی توجه کنیم به همان سمت هدایت می شویم
چگونه متوجه کانون توجه خود شویم؟
از احساسمان
خداوند نشانگری در قلب ما برای دریافت احساسات قرار داده:
اگر احساس بد داریم ناراحت خشمگین عصبانی و افسرده هستیم به ما نشان می دهد که در ذهن خود به ناخواسته ها توجه داریم
اگر احساس خوب داریم:
به ما نشان می دهد که در ذهن خود به خواسته ها توجه داریم
اگر این قانون را به درستی درک کرده به احساس خود توجه کنیم بهتر می توانیم:
افکار خود را کنترل کنیم
موضوع و مسئله ی ناجالب که احساس ما را بد کرده است را بیابیم و آن را تغییر دهیم بنابراین:
کانون توجه خود را از روی مسائل ناجالب برداشته و بر مسائل جالب قرار دهیم
اگر بتوانیم کانون توجه خود را بر زیبایی ها قرار داده احساس خوب خود را نگه داریم:
لاجرم به سمت زیبایی های بیشتر هدایت می شویم
در قرآن داستان:
نمرود و ابراهیم
موسی و فرعون
محمد و ابوسفیان وجود داشته است
هرگز در قرآن بیان نشده که: با دشمنان خود بجنگید
خداوند به موسی فرموده:
اگر از شرایط راضی نیستید از آن جا نقل مکان کنید
با فرعون با زبان نرم و ملایم صحبت کن
پیامبر هرگز:
با ابوسفیان نجنگید و به حبشه نقل مکان کرد
زمانی که در مسیر درست هستیم خداوند ما را به مکان بهتر هدایت می کند
با هر چیزی بجنگیم: با توجه خود به آن شرایط ناجالب بیشتری را تجربه می کنیم
تصمیم بگیریم:
دوست داریم چه اتفاقاتی را تجربه کنیم؟
کانون توجه خود را: بر روی آن قرار دهیم
در مورد هر موضوعی بحث و شکایت می کنیم :
از جنس همان بیشتر و بیشتر وارد زندگی ما خواهد شد
ما نمی توانیم جهان را یکدست و زیبا کنیم
اگر جهان یکدست شود: فاسد می شود
ساز و کار جهان اینگونه است که :
زیبایی ها و نازیبایی ها باید در کنار یکدیگر وجود داشته باشد
ما انتخاب می کنیم:
کانون توجه خود را بر کدام یک از آنها قرار دهیم
زمانی که توجه خود را بر زیبایی ها قرار دهیم:
جهان ما را به زیبایی های بیشتر هدایت می کند
حتی اگر نتیجه ی جنگ ها و تظاهرات به نفع ما تمام شود:
اتفاقات نامناسب برای ما رخ می دهد که خواسته ی اصلی ما بازگشت به همان شرایط گذشته خواهد بود
زمانی که توجه ما بر نازیبایی هاست:
اوضاع ما هر بار بدتر از گذشته خواهد شد اوضاع به حدی برای ما نامناسب و ناجالب می شود:
که به نقطه ی تسلیم دست یافته و از خداوند درخواست هدایت بیشتری خواهیم داشت
این دیدگاه که اگر اوضاع ایران بهبود یابد شرایط زندگی ما بهبود می یابد از اساس و پایه نادرست است داشتن این دیدگاه: کاملا شرک آمیز است شرایط زندگی ما تنها:
به واسطه ی افکار باورها و اعمال ما رقم می خورد
جهان:
به افکار تک تک ما پاسخ می دهد
هر کسی نتیجه ی باور ها و فرکانس های خود را : دریافت می کند و ما به هیچ وجه نمی توانیم در زندگی هیچ کس حتی خانواده ی خود تاثیر گزار باشیم ما باید بر روی باورهای خود کار کرده:
جهان ما را به سمت مکان بهتر هدایت می کند
اینکه ما در ایران به دنیا آمده ایم هویت و شخصیت ما نیست با توجه به زیبایی ها: به مکان بهتر متناسب با باورها و فرکانس های خود هدایت می شویم
وطن: مکانی است که در آن جا لذت می بریم
در مورد نازیبایی ها صحبت نکنیم به آن انرژی ندهیم چون:
با توجه کردن به سمت آنها هدایت می شویم
در مورد خواسته های خود: صحبت کنیم تا جهان ما را به مکان بهتر هدایت کند
زیبایی خداوند وجهان در این است که:
-بسیار سریع به فرکانس های مثبت ما پاسخ می دهد
-بسیار دیر به فرکانس های منفی ما پاسخ می دهد
با برداشتن تنها یک قدم به سمت خداوند:
خداوند هزاران قدم به سمت ما بر خواهد داشت
زمانی که در مسیر درست قرار بگیریم:
به سمت زیبایی های بیشتر هدایت می شویم و اتفاقات نامناسب و ناجالب کمتری برای ما رخ می دهد
افراد خوشبخت آنهایی هستند که:
بی خیالند
قانون جهان:
گفت آسان گیر بر خود کارها
کز روی طبع سخت می گیرد جهان بر مردمان سخت کوش
اگر با دیگران بحث کرده شکایت و اعتراض کنیم:
نتایج نامناسبی را تجربه می کنیم
افراد هم مدار هم دیگر را جذب می کنند زمانی که احساس بد و باورهای نامناسب داریم افراد هم مدار با خود را جذب می کنیم
جهان:
افراد هم مدار و هم فرکانس را به سمت هم هدایت می کند
زمانی که احساس خوب و باورهای مناسب داریم:
افراد نامناسب به سمت ما هدایت نمی شوند
خدایا شکرت
عاشقتونیم
سلام مهشید وشیرین عزیزم من واقعا ازشماتشکر میکنم بابت کامنت هایی که مینویسیدکامنت های شمامعمولا خلاصه های عالی از فایل هاهستند که بسیار برای من کاربردی هستند ویک مرور عالی بعد از شنیدن فایل هستند
وظیفه دانستم که بابت استفاده های خوبی که از کامنت های شما میکنم قدردان باشم واز شما تشکر کنم
شاد وسلامت باشین
به نام خداوند مهربان
سلام خانم محمودی
ممنون از لطف شما. اول از همه برای تاخیر در جواب به کامنت زیبایتان عذر خواهی می کنیم زیبا به دلیل این که شما همواره سخنان استاد عزیزمان را پی گیر و در آن تداوم دارید و ما فقط می توانیم لحظاتی چند آن را یادآوری کنیم. سپاسگذاریم از محبت شما ما هم از خواندن کامنت شما خوشحال شدیم و بهترینها را برایتان ارزومندیم
در پناه رب مهربانمآن همیشه سلامت، موفق، پولدار و شاد باشید
خدایا شکرت
بسم الله الرحمن الرحیم
گام 28
سلام به همه دوستان عزیزم و استاد سخاوتمندم
خدا رو شکر میکنم توانستم به گام اخر خانه تکانی ذهن برسم.
الحق چه خانه تکانی اساسی در ذهن و شخصیتم به وجود امد. و نیازم به تداوم و استمرار بیشتر و بیشتر میشود.
مصاحبه ی استاد با جناب عرشیانفر ،خیلی لذت بردم
و خیلی خوشحال از شنیدن استاد پیشینم.من ابتدای راه با ایشون شروع کردم و هدایت شدم به این سایت الهی و استادی سخاوتمند
خدایا شکرت
در مورد اعتراضات 88 صحبتی شد.یادم افتاد یکی از فامیلهای دورمون از شهرستان، امده بود تهران برای شرکت در آشوبها.اصلا چند وقت ازشون هیچکسی خبر نداشت.معلوم نبود که اون بنده خدا رو کجا بردن که هیچ اثری هم ازش نبود.بعد از مدتها که سرو کله اش پیدا شد،اقا چنان ترسی تو وجود این بنده خدا رخنه کرده بود که اصلا نمیتونست با هیچکس حرف بزنه.این موضوع خیلی تبعات نادلخواه روی زندگیش گذاشت.
خوب حالا نتیجه اش چی شد؟
هیچی به ایچی.نتیجه اش ضرر بود و ضرر
از بین رفتن آرامش خودش و خانواده اش،وجود ترس و اضطراب و نگرانی که تهش هم هیچی بود.
من خودم گاهی وقتها اگاهانه یا نااگاهانه مثل اکثریت مردم فکر میکنم یا عمل میکنم، یهو وسط راه به خودم یاداوری میکنم اگاهی هایی که فهمیدم شون، اعتراف میکنم گاهی وقتها عمل به اونها و کنترل ذهنم خیییلی سخت میشه.گاهی پیش امده از شدت سختی این کار دچار سر درد شدم یا عرق کردم و داغ شدم.انگار که یه جنگ خیلی بزرگ درونم برپاست.
و به لطف خدا وقتی انجامش میدم، انقدر احساسم قشنگ و لطیف و خالص میشه، که سختی کنترل ذهن یادم میره و زبانم به سپاسگزاری الله باز میشه .و البته که پاداش های خداوند هم از راه میرسه.
آرزو میکنم انقدر رشد و بهبود شخصیت پیدا کنم که این سختی ارام ارام کمتر بشه و آسان شوم برای آسانی ها.
من دیشب برای پیاده روی به پشت بام منزل رفته بودم، نزدیک غروب افتاب بود.در حال گوش دادن به فایل های استاد بودم. هواپیمایی رو در حالی که در غروب نارنجی و شگفت انگیز خورشید رد سپیدی از خودش به جای میگذاشت و به ارامی در حال پرواز بود دیدم.و چقدر ذوق کردم .من عاشق سفرم و دیدن هواپیما منو به یاد سفر میندازه .بابت تمام هواپیماها، مسافرها و تمام سفرهای لذت بخش سپاسگزاری کردم و نیشم بی اختیار تا بناگوشم باز موند تا هواپیما تو افق محو شد.
در طول مدت 70 دقیقه ای که فایل گوش میکردم، حدس میزنین چند تا هواپیما دیدم؟
.
.
.
.
.
.
اقا من (30) تا هواپیما دیدم : ×
باورتون میشه؟!
منظورم از ذکر این مثال این بود : همونطور که استاد تو این فایل بارها عنوان کردن، توجه به هر چیزی از بیس و اصل همون چیز وارد زندگیم میکنه
حالا اینجا، هواپیما دیدم،چند دقیقه محوش شدم،ذوقشو کردم و سپاسگذاری بابتش و در اخر حال بسیار خوب، نتیجه اش این شد که چقدر هواپیما دیدم و یه برنامه سفر 4 روزه برام برنامه ریزی شد.
این یه مثال ساده و پیش پا افتاده بود.
خداوند هر ان چیزی رو میدهد که ما بهش توجه میکنیم، چه سختی، چه آسانی.چه فقر چه ثروت و…
بعد از اتمام پروژه خانه تکانی، خیلی مسلط تر شدم روی کنترل احساسات و افکارم.انگار این چرخ روان تر از قبل شروع این دوره شده به لطف پروردگار.
استاد در مورد indicator یا همون شوخص صحبت کردن.من احساس میکنم این موهبت الهی حالت جاذبه ای داره.خودم هر وقت حالم خوبه، یا میخوام شکرگزاری کنم یا در حال خواندن سوره ی حمد هستم و یا مواقعی که کمکی ازپروردگارم طلب میکنم، بصورت کاملا ناخودآگاه دستم بر روی مرکز سینه ام قرار میگیرد و اون لحظه حس میکنم کف دستم حرارت لطیفی دریافت میکند.خدا رو به اندازه ی بزرگیش شکر برای داشتن این حس فوق العاده
اقا یکی از درسهای بزرگ این فایل برای من، اعراض به جای اعتراضِ.تفاوت اندکی در گفتار و نوشتارشون هست، اما بینهایت فاصله ی فرکانسی نسبت به هم دارند.
چقدر تکرار اصل به من کمک میکنه و هیچوقت از شنیدنش سیراب نمیشم.
چون انسان فراموشکاره، اگر اصل و اساس در فایلها و دوره ها عنوان نشه، به آسانی فراموش خواهیم کرد.
این اعراض از ناخواسته ها چقدر به من کمک میکنه تا بیشتر ور احساس و حال خوب بمانم.
نمونه اش همین چند دقیقه پیش.همسرم عادت کرده قهوه ی بیوقت میل میکنه.شب نمیخوابه، تا نزدیگی صبح اخبار و اخبار و اخبار تماشا میکنه.
نزدیک صبح میخوابه تا ظهر
تا چند وقت پیش مدام اعتراض میکردم به برخی کارهای اشتباهش.اما دیدم نه تنها فایده نداره، بلکه مدام داره تکرار میشه.
همین چند دقیقه پیش در حال نوشیدن قهوه بود.هی امدم بگم نکن مرد،بیخواب میشی.زیپ دهنم رو کشیدم و رد شدم.چقدر حال خوبی داشتم از این اعراض.همین کوچک کوچک تمرین کردن هاست که نتایج عالی و بزرگتر رو برام به ارمغان میاره.
خدا رو شاکرم برای تک تک عمل به دانسته هام.
پیش خانواده از همسرم گله و شکایت نمیکردم، اما به خودش بیشتر اوقات گله میکردم.و ازش ایراد میگرفتم و هنوز هم گاهی باهاش بحث میکنم.
امیدوارم همین یک ذره ها هم از بین بره با هدایت خدا.
من روی بهبود شخصیتم کار میکنم و ادامه میدم انشاالله که راه مون در بهترین شرایط ممکن از هم جدا خواهدشد.
باید کمی بیخیال تر باشم.حرس نخورم.و در شرایط مختلف سعی کنم خونسرد بمونم و واکنش گرا نباشم.
گفت آسان گیر کارها کز روی طبع
سخت میگردد جهان بر مردمان سخت کوش
به امید روزهای زیباتر
همه تون رو دوست دارم
الهام لطیف
سلااام استاد عزیز
سلام به همگی
استاد من این فایل رو موقعی که تازه گذاشته بودید گوش دادم وچقدر منو اروم کردم وکمک کرد مثل بقیه واکنش نشون ندم
قانون رو عالیییی توضیح دادی استاد قشنگم خیلی واضح وعالی
جهان دو قطبی یه من انتخاب میکنم کدوم جهت حرکت کنه برای من نه خواهرم نه مادرم نه دوستم برای من
در جهان هر چیز چیزی جذب کرد
گرم گرمی را کشید سرد سرد
کبوتر با کبوتر باز با باز
کند هم جنس با همجنس پرواز
من باید تغییر کنم نه دنیای بیرونم
جهان مثل یک اینه ست که رو به روی من تصویر رو دوست ندارم
تصویر نشون میده که صورتم کثیفه
یا مثلا یه مژه تو چشمامه
نمیشه با دست زدن به اینه درستش کرد که
باید در خودم حل کنم
باید صورتمو تمیز کنم
باید مژه رو از توی چشمام دربیارم
دقیقا همینه باید افکارمو درست کنم اون بیرون درست میشه خودکار سیستمش این مدلی یه
خداروشاکرم برای این سیستم وقانون
استاد ممنونم باعشق نشستم 3 ساعت این فایل رو گوش کردمو نوشتم وکیف کردم
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته عزیز
گام بیستو هشت – قانون هدایت به خواسته ها
خداروشکر این پروژه هم به پایان رسید
و گام بیستو هشتم برداشتم
از دیشب خیلی سر درد داشتم نتونستم حالم خوب کنم خوابیدم صبح باز با سرد درد بلند شدم
به قول بچهای این گام یه جنگی بود توی ذهنم، که من فقط داشتم نگاش میکردم عملا کاری از دستم برنمیومد، صبح با خودم گفتم سرت درد میکنه میخوای بگیری بخوابی؟ تو کی تا حالا دردی برات اومده گرفتی خوابیدی ،تو مریض بودی پارک بودی، پریود بودی باشگاه بودی، دل درد بودی رفتی دویدی، دل درد بودی اومدی فایل دیدی، از کی تا حالا توی این شرایط گرفتی خوابیدی ؟؟؟؟:))))
خب صبحانه ام رو خوردم
با این اهنگ شروع میکنم کامنتم رو امروز روز منه دست خدا تو دستمه امرروز روز منه قلبم تاپ تاپ مبزنه ،پاشوو بهترین باشو چون خدا بهت داده خوشبختی هاشو…
یک ساعت 16 دقیقه با خودم گفتم کی حال داره این فایل یکساعت و 16 دقیقه ای ببینه اوووو
اما اتفاقی افتاد در طی گوش دادنش واقعا سردرد یادم رفت و اگر حس کردم و میومد بالا کم بود الانم خیلی کم شد
تمامش نان استاپ به قول استاد داشتم فایل میدیدم
یه ادم چطور میتونه اینچنین توی این تایم این چنین حرفها و نگرش هایی رو بزنه مگر اینکه یه ایمانی وجود داره توی وجودش
و الا صرفا زدن این حرفها خودش احتمال زیاد بازخورد هایی میتونه داشته باشه ناخوشایند ولی برای استاد مثل روز اول مثل تمام این سالها که همین حرفها میزد زدنش راحت بود
استاد شما رو تحسین میکنم این عشق توی کارتون رو..
پروژه خانه تکانی توی این مدت خیلی چیزها بهم گفت یا یاداوری کرد هرچند من چنان احساس میکنم این اگاهی ها رو از یاد بردم که انگار باهاشون غریبم درسته ذهنم میگه تکراری و این حرفها ولی خودم میدونم از کجا دارم به کجا میرم
اینکه چقدر تونستم به حرفهای شما عمل کنم دیگه برمیگرده به اینکه چقدر این اصل و قانون باور کردم که تمام اتفاقات زندگی خودمون داریم با کانون توجهمون رقم میزنیم
کاری که انجام دادم از امیدیه برگشتم و تمرین اونجا کنسل کردم
دیگه برنامه دویدن کنسل کردم
برنامه تمرین فردی توی ذهنم هست که دارم روی باورهام کار میکنم برای قدم اول و میفهمم توی چه وضعیتی هستم
برنامه رفتن و دیدن بازیهای لیگ برترم کنسل کردم این هفته میخواستم برم اهواز ولی دیدم میزبان نیست خب این نشونس که نباید برم بازی ها رو ببینم
واقعا کار ذهنی اسون نیست من توی این مدت پروژه بارها میگفتم خدایا میرم میدوم ولی جا مادرت ولی این قضیه بیخیال من شو
ولی با تمرین حتما میشه حتما میشه حتما میشه
مگه من تعهد ندادم که برای رسیدن به خواستم هر بهایی بدم خب باید اینجا هم سر حرفم بمونم
روزی که تصمیم گرفتم راهی پیدا کنم برای هدفم و تغییرم شروع کردم با خودم کار کردن کم کم فهمیدم نه هدفهام شبیه هدفهای ادمهای مذهبی حکومت و… هست نه باورهام
خیلی توی مخم بود که اره باید بری به بقیه خدمت کنی بری فلان بشی کار افرین بشی یکی از دلایل که میخواستم مهندس بشم همین بود با وجود همه این ها و تغییر نگرشم با نگرش تلویزیون رهبر و مدرسه در صلح ترین عاشق این بودم که برای تیم ملی بازی کنم و پیرهن تیم ملی بپوشم و با این پرچم کلی موفقیت ها بدست بیارم قبلا همین بود قبلم که توی فضای ذهنی محدود تر بودم این خواستم بود اما تفاوت اون موقعم با الانم باورهای محدودم بود فقط
خدایا سپاسگزارم این گام را تموم کردم
پروژه خانه تکانی هم برای دوم بود که به اتمام رسید منتظر هدایت های تو هستم در ادامه مسیر برای رسیدن به حال خوب بیشتر و بهتر شدن
با سپاس از مریم شایسته عزیز
با ایمان
مریم درویشی
سلام خانم درویشی عزیز،مریم جان پیام شما رو خوندم ،چقدر زیبا و با حس خوب نوشتید،الهام بخش و جالب بود،صحبت های صادقانه ی شما به دلم نشست و کلی انرژی مثبت گرفتم،در حال ماموریت کاری هستم که چشمم به کامنت زیبای شما افتاد و از خوندن ش لذت بردم.اتفاقا من هم یکم مشکل داشتم و شرکت در مسابقه ی صحرانوردی دومیدانی استان خوزستان در امیدیه برام سخت بود ولی به لطف خدا شرکت کردم و مسافت ده کیلومتر رو دویدم.امیدوارم که خبرهای موفقیت شما رو هر روز و پیاپی بشنوم ارادتمند شما کیان
به نام خدای مهربون
سلام به استاد عباس منش عزیزم
سلام به همه دوستان
خداروشاکرم که تونستم این پروژه رو تموم کنم خدایاشکرت
آگاهی های این فایل
قانون اصلی اینه که به هرآنچه توجه کنی از جنس همان وارد زندگی میشود
این جهان دوقطبی هستش
گرما =سرما چب=راست
خوبی=بدی. زشتی =زیبای
هرکدوم از متضادش مشخص میشه چیه مفهوم میگیره مثلا این جهان هستی این جوری نیس که اگراز سرما بدم میاد سرما بره جاش گرما بیاد نه اینطوری نیس من اگر به سرما توجه کنم سرمای بیشتری میاد پس من باید توجه امو روی آن چیزی که میخام بذارم تا از اساس اون وارد زندگیم بشود
من اگر از موی داخل غذا بدم میاد و هی بهش توجه کنم هی درموردش صحبت کنم هردفعه که غذا میخورم این قضیه تکرار میشود و هردفعه توی غذام مو میبینم پس باید توجه از روی اینکه مو توی غذام باشه بردارم روی غذای تمیز بذارم و روی اون تمرکز کنم
مثال دیگه اگر من بیام از این دولت و این قانون ها و شرایط ناراضی باشم و مدام برم اعتراض کنم خب معلومه نتیجه چی میشه جنگ و درگیری و اعتراض بیشتری وارد زندگیم میشه و اگرهم دولت تغییر کنه باز من همون آدمم و از دولت بعدی هم قطعا ایراد میگیرم پس باید سعی کنم نکات مثبت همین شرایط برای خودم تکرار کنم لاجرم جهان منو میبره جای بهتر مناسب تر متناسب با نوع باورهای من جایی که برام خوبه
من به زندگی و گذشته ی خودم نگاه میکنم وقتی که اینقدر آدم غرغرو و ناراحتی بودم و افکار و باورهای نا مناسبی داشتم ودرهرشرایطی ناراحت بودم
میبینم که چقد قانون درست کار کرده بدون ذره ای اشتباه خودم زندگیمو با احساس بدم و تمرکز روی نکات منفی خلق کردم گفتم بیام زندگی خودم برای خودم یاد آوری کنم تا بفهمم قانون چقد دقیق عمل میکنه چقد جهان به احساسات ما سریع پاسخ میده
اونجا بود زندگی مو از نظر قانون بررسی کردم گفتم خدای من با دست خودم اینهمه برای خودم دردسر درست کردم ولی گفتم حالا که فهمیدم به قول استاد از همون لحظه ای که روی خودت کار میکنی نشانه ها پیدا میشند
گفتم اگر باوره که زندگی مو اینجوری کرده پس میام تغییرش میدم روی خودم متعهدانه کار میکنم تا زندگیم اونجوری که میخام بسازم
خدارشکر که پذیرفتم من خودم مسبب اتفاق های زندگیم بودم و چقد افکار قدرت دارند چقد کلمات و احساسات قدرت دارند و چقد باید مواظب حرف زدنم باشم که چی دارم میگم مواظب افکارم باشم مواظب احساساتم باشم که بد نشه خدایاشکرت به خاطر این آگاهی های ناب
رد پای گام بیست هشتم
سلامممممم به استاد عباسمنش و خانم شایسته عزیز
اول از همه خداروشکر میکنم که با تعهد به خودم تونستم پروژه خانه تکانی ذهن رو به طور کامل گوش کنم و نکات اون رو یادداشت کنم و توی زندگیم استفاده کنم
چقدر این گام آخر برای من مطالب تاثیر گذاری داشت! به قول استاد من فک کنم آمادگی شنیدن این صحبت هارو داشتم چون خیلی خیلی زیاد رو من تاثیر گذاشت. اینکه من یه مدت از خونوادم دور بودم و دودل بودم که برگردم شهرمون یا همینجا بمونم (چون اینجا خیلی بهم خوش میگذره) و استاد وقتی گفت وطن شما جایی هست که از اون لذت میبرین من الان دیگه کاملا مطمئن شدم که دقیقا باید چجوری و چطور زندگی کنم، هر کدوم از صحبت های استاد واقعا یه لایف استایل جدیدی رو به همراه داره که در مجموع همه این صحبت ها به یک لایف استایل عااااالی میرسیم که به جز خوشبختی چیز دیگه ای رو تجربه نمیکنیم (مثل خود استاد)
چقدر خوبه که ما یه الگویی در دسترسمون هست که میبینیم اگه به قوانین متکی باشیم چجور زندگی رو تجربه میکنیم
حتی دوستانی که توی این سایت مدت ها فعالن یا خود من برای خودم الان دیگه یه الگو شدم و میتونم از تجربیات خودم اول برای خودم و بعد برای دیگران صحبت کنم
خداروشکر واقعا
اینکه استاد میگه با توجه به محلی که اشخاص به دنیا اومدن روی اونا برچسب نذاریم و خودمونم اینجوری نباشیم که به وطن خودمون بچسبیم و بگیم این هویت ماست
در صورتی اینا فقط یه وسیله بودن که ما پا به این عرصه جهان هستی بگذاریم و چیزی نبوده که ما انتخابش کنیم اما از وقتی که ما توی این دینا اومدیم کل سرنوشت و زندگیمون دست خودمون بوده.
یه جمله هست میگه ” اینکه تو فقیر به دنیا اومدی یه اتفاق بوده ولی اینکه همچنان فقیر بمونی یه انتخابه!” و در دل این جمله دقیقا قانون نهفته هست
جهان ما یک جهان دو قطبی هست و اگه ما انتخاب کنیم که چیو میخایم از همون اساس اون قطب خواسته ها وارد زندگیه ما میشه
حالا چجوری میتونیم انتخاب کنیم؟ با توجه و افکارمون. این موضوع بسیار بسیار مهمه و اساس اتفاقای زندگیه ما از همین انتخاب افکار شکل میگیره
خدارو شکر میکنم که استاد ما رو از حقیقتی که توی قرآن گفته شده مطلع میکنه و با گفتن مثال های مختلف از قرآن اون منطق و ذهن ما این قانون رو بیشتر باور میکنه که هر چقدر بیشتر باور کنیم بهتر عمل میکنیم و در نتیجه زندگیمونم بهتر میشه
چقدر این مثال استاد عالیه که میگه دوتا برادر دوقلو با شرایط یکسان توی یه جهان یکسان نتایج متفاوتی رو بدست میارن چونکه افکارشون متفاوته و یکی به عرش میرسه و دیگری به فرش! پس ما بدون نگرانی از شرایط، خونواده، دوستان و اطرافمون میتونیم دنیای خودمون رو رقم بزنیم
چقدر خوبه که خدا ریش و قیچی رو داده دست خودمون و گفته زندگیه خودتو خودت بساز
تازه با وجود این بااااااااازم خدا چون عاشق ما هست اتفاقای خوب رو 100 برابر سریعتر، بیشتر و موندگار تر از اتفاقای بد در زندگیه ما قرار میده وگرنه زندگیه افرادی که به نکات منفی توجه میکنن خیلی خیلی بدتر از الان شون بود
این نشون میده خدایی که این همه اختیار به ما داده عاشقه اینه که ما پیشرفت کنیم، که ما خوشبخت باشیم، که ما ثروتمند بشیم چون هدف اصلی ما از اومدن توی این دنیا همینه.
من دیدم که استاد میگفت به اخبار و رسانه ها و چرندیاتی که بقیه پست میذارن توجه نکنین با وجود اینکه میخواستم از اینستاگرام برای کسب و کارم استفاده کنم اما دیدم ضرر هایی که اینستا گرام به من وارد میکنه بیشتر از سودشه و خیلی راحت اینستامو پاک کردم و به خودم گفتم من توی سایت استاد عباسمنش بیشتر وقت میذارم و روی خودم و باور هام کار میکنم و جهان شرایط رو برام جور میکنه و از این بابت خیلی مطمئن و خوشحالم!
مرسی از استاد عزیزم و دوستای هم فرکانسم
آها راستی من اینو هم خودم توی سایت متوجه شدم. اگر دقت کنین میبینین که نه استاد و نه بچه هایی که کامنت میذارن از ایموجی استفاده نمیکنن در صورتی که توی رسانه های اجتماعی یه قانون نا نوشته ای هست که میگن ایموجی بیشتر مخاطب رو جذب میکنه اما افراد توی این سایت ناخوداگاه استفاده نمیکنن و چقدر حرف هاشون تاثیرگذار هست (استاد میگه فرعیات مهم نیست بلکه فرکانسه که مخاطب رو جذب میکنه)
رو به خودم : امیدوارم کامنت بعدی که میذارم یه نتیجه فوق العاده زیبا باشه که وقتی دارم کامنت میذارم اشک شوق از چشمام جاری بشه
به نام خداوند بخشنده و مهربان
خدایا، هر آنچه دارم، از لطف و رحمت بیکران توست…
سلام و احترام به استاد عزیزم، بانوی شایستهی مهربان و دوستان همفرکانسیام در این مسیر نورانی.
چندمین بار است که در این لحظات آرام شب، هدایت میشوم به شنیدن این آگاهی ارزشمند. گویی صدایی از درون مرا فرامیخواند تا حقیقتی عمیقتر را درک کنم: احساس خوب، آفرینندهی اتفاقات خوب است و احساس بد، جاذب اتفاقات ناخوشایند.
پس راه روشن است… باید آگاهانه انتخاب کنم که بر چه چیزی تمرکز کنم. اگر به زیباییها، فراوانی و نعمتهای زندگیام توجه کنم، همانها را در زندگیم پررنگتر خواهم کرد. اما اگر به کمبودها، رنجها و نداشتهها فکر کنم، ناخواسته آنها را بیشتر به زندگی خودم دعوت میکنم.
من یاد گرفتهام که هرگز نباید دربارهی چیزهایی که دوست ندارم صحبت کنم، نباید گلایه کنم، نباید انرژیام را صرف شکایت و درد و دل کنم. زیرا با هر کلام و هر فکر، در حال ارسال فرکانسی به جهان هستی هستم که سرانجام پاسخش را دریافت خواهم کرد.
کانون توجه من، کلید خلق واقعیت من است. هر جا که توجهم را بگذارم، همانجا رشد میکند. پس باید نگاهم را از ناخواستهها بردارم و آن را بر رؤیاها، اهداف و زیباییهای زندگیام متمرکز کنم. وقتی هماهنگ با قوانین هستی گام بردارم، مسیر برایم هموار میشود، درها یکی پس از دیگری گشوده میشوند و اتفاقات خوب، بیوقفه وارد زندگیم میشوند.
زیبایی زندگی این است که هر لحظه، انتخاب با من است:
به چه چیزی توجه کنم؟ چه احساسی داشته باشم؟
و چگونه واقعیت خود را بسازم؟
پس از همین لحظه، با تمام وجودم انتخاب میکنم که در مدار شادی، آرامش، عشق و فراوانی باشم. زیرا میدانم آنچه در درون من جاری است، همان چیزی است که در زندگیام ظهور خواهد کرد.
خدایا شکرت
خدایا خییلی دوستت دارم
سلام به استاد نازنینم و مریم بانوی عزیز و همه دوستان چالش روز اول خواندن قرآن
من با شروع ماه رمضان به خودم تعهد دادم که روزی متن فارسی یک جز قران رو با تامل و تفکر بخونم اما دوسه روز اول به علت های مختلف تنبلی کردم و نشد اما دیروز که کلی گرفته و بی انرژی بودم زدم روی نشانه امروزم و این فایل برام باز شد اوایل فایل که گوشش میدادم یه حسی بهم گفت برو قرآن رو باز کن و بخون رفتم و قرآن خوندن من یکی دوباری که متن فارسی قرآن رو خونده بودم با ماژیک های متفاوت زیر نکاتشو که برام خاص تر بود هایلایت کشیدم اما اینبار گفتم خدایا خودت به من دذک بهتر و بیشتر از قرانت رو بده و دلم رو بگشا و گوشم رو شنوا کن برای آیاتت
خداروشاهد میگیرم یه چیزهایی درک کردم که اصلا سری های قبل هایلایتش نکرده بودم و یه آیه بود که وقتی رسیدم بهش شروع کردم به اشک ریختن انقدر که بهم ارامش داد این آیه بود توش توضیح خداپرستان فروتن بود که کسانی هستند که میدانند در پیشگاه حضرت پروردگار حاضر خواهندشد و به او رجوع خواهند کرد
آیه 46 سوره بقره
الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَیْهِ رَاجِعُونَ ﴿۴۶﴾
آن کسانی که میدانند که در پیشگاه حضرت پروردگار حاضر خواهندشد و به او رجوع خواهند کرد (46)
الهی که ماهم در تک تک لحظات آسان و سخت زندگیمون یادمون باشه که فقط باید از رب یکتامون کمک بخوایم و لاغیر