اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
گام 7 از خانه تکانی ذهن (باورهایی برای امکان پذیری آرزوها)
سلام به استاد عزیزم و بانو شایسته ،ازتون سپاسگذارم به خاطر تک تک از این فایل ها که چقدر عااالی کنار هم چیده شدند و هر کدام که اهمیت بیشتری دارد بیشتر تکرار و تاکید شده ،خداروشکر میکنم که تونستم این گام رو بردارم و این مرحله رو هم بگذرونم طول کشید تا این گام ولی اشکالی نداره مهم اینکه الان اینجا هستم و بابتش خدارو سپاسگذارم
خوب بریم سراغ آموزش های این فایل
استاد جان وقتی داشتین دونه دونه موتورهاتون نشون میدادین و تعریف میکردین ازشون تو ذهنم میگفتم وقتی استاد تونسته به تک تک خواسته هاش برسه منم میتونم ،وقتی استاد تونسته تو بهترین کشور دنیا یه همچین خونه ای بخره منم میتونم ،وقتی استاد تونسته هر ماشینی که دوست داره بخره منم میتونم، وقتی استاد تونسته به هر آنچه که میخواسته برسه منم میتونم، استاد هم از دل تمام تضاد هایی که بهش خورده به اینجا رسیده ،من از وقتی با شما آشنا شدم نظرم راجه تضاد ها عوض شده ،اوائل بهش به چشم مشکل نگاه میکردم ،به چشم عذاب الهی نگاه میکردم یادمه آنقدر سر نماز گریه میکردم و به خدا میگفتم خدایا چقدر منو عذاب میدی و همش تمرکزم روی تضادها به عنوان بدبختی بود و این باعث شده بود نه تنها حالمم بد میشد بلکه خودمو رو بی ارزش میدونستم خودمو گناهکار میدونستم باورهای قدیمی مذهبی هم قاطیش بود و این شعر رو همیشه تو ذهنم مرور میکردم
هر که به درگه مقرب تر است جام بلا بیشترش میدهند
وااای چقدر این شعر رو برامون میخوندن، واقعا خداروشکر میکنم که الان اینجا هستم و با شما استاد عزیزم آشنا شدم و نگاهم و زاویه دیدم و باورم نسبت به تمام این ها عوض شده و الان دیگه به مسائلی که برامپیش میاد حس بد ندارم بلکه میگم یلدا این تضاد اومده ورو بزرگترت کنه،اومده بهت بگه تو چی میخوای ،و چیزی که میخوای باید واضح تر بگی ،باید دقیق از خدا بخوای ،واقعا تغییر طرز نگاه به مسائل زندگی مسیرتو 180 درجه تغیر میده، استاد یه فایلی دارین
وضوح از طریق تضاد،بهترین فایلی که دیدگاه ما رو نسبت به تضاد تغییر میده و ما اونجا متوجه میشیم که انگیزه ای که درما ایجاد میشه باعثش همین تضادهایی که بهش بر میخوریم
داشتن زندگی خوب
داشتن ماشین های خوب
داشتن سلامتی کامل
داشتن درآمد خوب
و هزاران مورد دیگه از طریق همین نشانه هایی که بهمون داده میشه ،خداروشکر خدارو هزاران مرتبه شکر که این آگاهی رو میشنویم و انشا.. که بهش عمل میکنیم
موضوع بعدی هم بازم بر میگرده به کنترل ذهن ،اینکه وقتی شرایط نامناسب هستش چیکار کنیم ،استاد بسیار سخته، واقعا کنترل ذهن کار هرکسی نیست ،اونم در شرایط نامناسب، اماااااا اگر بتونی و آروم آروم خودتو به احساس خوب برسونی دیگه همه چی تمومه، خیلی تجربه اش کردم ،اول اینکه باید بیای دوباره به اصل خودت وصل بشی و از جان جانان کمک بخوای چون بدون اون هرگز نمیتونی ،باید بیای پیش خدا اعتراف کنی که از پسش به تنهایی نمیدی و همه چیو بسپری به خداوند
وقتی تسلیم خدا شدی ،خودش بهت مسیر نشونمیده ،خودش کنترل ذهن رو برات آسونمیکنه ،اولش ،همون گام اول باید درست برداری بقیه اش درسته میشه، اولین چیزی که خدا ت اون شرایط بهت میگه
(و بندگان [خاص] خدای رحمان، کسانیاند که روی زمین به آرامی و فروتنی راه میروند و هنگامی که نادانان آنان را مخاطب سازند، به آنان سلام گویند [و از برخورد با آنان دوری میکنند].
(و بندگان [خاص] خدای رحمان، کسانیاند که روی زمین به آرامی و فروتنی راه میروند و هنگامی که نادانان آنان را مخاطب سازند، به آنان سلام گویند [و از برخورد با آنان دوری میکنند]
(و هنگامی که کسانی را دیدی که در آیات ما [به قصد ستیز] فرو میروند، از آنان روی بگردان تا در سخنی غیر از آن وارد شوند؛ و اگر شیطان تو را به فراموشی انداخت، پس از یادآوری با گروه ستمکاران منشین.)
(و چون لغو [و سخن بیهوده] را بشنوند، از آن روی میگردانند و میگویند: «اعمال ما برای ما و اعمال شما برای شماست. سلام بر شما، ما خواهان جاهلان نیستیم.»
این آیات مواردی که خدا راجع به اعراض سخن گفته، پس من کافیه بیام از چیزهایی که دوسشون ندارم،از چیزهایی که اذیتم میکنه بهشون توجه نکنم و تمرکزم بزارم روی چیزهایی که میخوام اینجوری میتونم ذهنم کنترل کنم و به احساس خوب برسم و وقتی اولین قدم برداشتم خداوند هم کمکم میکنه و همین روند ادامه بدم طبق قانون بدونه تغییر خداوند به اتفاقات خوب هدایت میشم
احساسات خوب مساوی با اتفاقات خوب
همین فقط کافیه خودمو در احساس خوب نگه دارم و اینم راه حلش همین اعراض کردن و دومین راه حل شکرگزاری به خاطر داشته هام هستش ترکیب این دو جادویی هستش
میای کانون توجه و تمرکزت میزاری روی داشته هات و از ناخواسته هات روی برمیگردانی و میشه اونی که میخوای ،یعنی به صورت طبیعی و آسان هدایت میشی به خواسته هات
من بارها بارها این مسائلی که گفتمتجربه کردم ،هر وقت شکرگزار بودم و چشمم دوختم به داشته هام راحتر تونستم ذهنم کنترل کنم و به ناخواسته ها توجه نکنم و نتیجه اش شده لمس خواسته هام ،خیلی باحاله استاد تو شغل ما بلافاصله که طبق قانون جهان هستی میرم جلو، طبقه این نوشته هاممیرم جلو و متعهد به انجامشون هستم به قراردادهای خوب ،به ورودی های مالی خوب هدایت میشم و این ها تو بحث مالی بیشتر به چشم میخوره، قشنگ لمسشون کردم مادامی که کنترل ذهن کردم ،از ناخواسته ها اغراض کردم و روی داشته هام تمرکز،داشته هام بیشتر شدن و تضادها تبدیل شدن به واقعیت های زندگیم
خداروشکر واقعا خداروشکر
استاد عزیزم از شما سپاسگذارم و از خانم مریم جان عزیز که این گام باعث شد دوباره و دوباره دوباره یادم بیاد که باید چیکارهاییانجام بدم ،از هر دو شما سپاسگذارم
و هر که را خدا هدایت کند، پس همو هدایت یافته است و هر که را گمراه سازد، هرگز یاورانى جز خدا براى آنان نخواهى یافت و ما در روز قیامت، آنان را واژگون (به صورت خزنده) کور و کر و لال محشور مى کنیم و جایگاهشان دوزخ است، که هرگاه خاموش شود، آتش آنان را بیافزاییم.
به نام خداوند مهربان وهدایتگر
سلام به همگی
ما بی نهایت هستیم وقتی باورهای خوبی نسبت به الله داشته باشیم.
وقتی الله مهربان را منبع رزق و روزی بدونیم که عاشق این هست که به ما بدهد و مارا سلامت و خوشبخت کند.
باورهای بسازیم که همیشه بتونیم در احساس خوب بمانیم زیرا در احساس خوب هست که خداوند مهربان با ما صحبت می کنه و فقط ما باید اجازه بدهیم تا الله مهربان با ما صحبت کنه و ایده های بده که با انجامش به همه چیز می رسیم، به سعادت دنیا و آخرت، به پول و اعتبار و مقام و خوشبختی ….
باور ساختن، یعنی، زاویه دید خودم را به گونه ای تغییر بدهم که به احساس خوب برسم.
باور توحیدی ساختن ، یعنی خود را جزئ از الله مهربان دانستن ، یعنی همیشه سپاسگذاری کردن، یعنی ، باور فراوانی را قبول داشتن، و برای ثروتمندشدن، عجله نکردن ، بلکه از زیباییها لذت بردن ، در عین حال فرنکاس خواسته های خود را به جهان فرستادن ، به امید اجابت همه آنها.
بنابرین همیشه روی باورهای خود کار کنیم، تا گفتگوی های ذهنی ما اصلاح بشه ، و ذهن فرصت نجوا کردن نداشته باشه.
که در بهشت شما هم مسیر هستم چه طبیعت زیبای و جذابی است این پردایس شما پر از نعمت و فراوانی از ماهی ها گرفته تا مرغ وجوجه های ناز چه آب زلال و شفافی با اون درختان سرسبز آفرین به شما استاد عزیز که با ایمان و توکل و طی کردند تکامل خود به این بهشت هدایت شدید
وقتی که رها باشی وهمه چیز را به خدا بسپاری
خدا خودش راه را نشان میدهد
باید پاره نزد وا داد باید دل را به دریا داد خودش میبرتت اونجا که ساحل همان جاست
فقط ما باید قدم به قدم جلو برویم وتکامل را طی کنیم وکم وکم نتایج میآید لذت بردم از اون آهنربای هیولا چه ابزار خوب و عالی این ها هم نیاز است بود که نتیجه بوجود آمده است
با دیدن این نوع زندگی زیبا و جذاب باعث میشود که همه از این نوع زندگی الگو بگیرند
وباعث گسترش جهان هستی میشود که هم میشود لذت برد وهم زندگی کرد وهم درسهای فراوانی به ما میدهد انشالله همیشه شاد وخرم باشید استاد ومعلم گرامی
این جهان جهان فرکانسی هست،من اشرف مخلوقاتم چون خودم توانایی خلق شرایط زندگی ام را دارم وشرایط کنونی ام هیچ ربطی به شرایطی که میخواهم در آینده تجربه ندارم همه چیز دائما در حال تغییر است من با کانون توجه ام و تغییر باورهام میتوانم اتفاقات و شرایطی که میخواهم را تجربه کنم ،اتفاقات و شرایط الانم آن طور که میخواهم نیست خب باید سمانه جدید شوم باید رفتارها و دیدگاه های جدید داشته باشم!!
هرچه قدر مسئولیت پذیر باشم در برابر شرایط و اتفاقات زندگی را آن طور که میخواهم میتوانم تجربه کنم
خدااای من چقدرر ذوق کردم از دیدن این خونه هشت خوابه تون داخل تمپا استاد خیلی وقت بود فایلی ازش ندیده بودم وقتی محله رو دیدم اصلا فرکانس بالایی که داشت، اون آرامش، صدای پرنده ها، کیفیت از فول اچ دی هم بالاتر بود دیدن این خونه های بینظیر و معماری های بینظیرتر واقعا به وجدم آورد و کلیی تحسین کردم این آرزوهایی که داشتید و شده بخشی از تجربه های زندگی تون؛ اون موتورها و ماشین های خوشکل و ناز نازی که دیگه جای خود داشتند چقدر این جمله تون رو دوست داشتم استاد “اینا رو گذاشتم جلو چشمم تا به خودم یادآوری کنم هرچیزی که بخوای بوجود میاد” واقعا دیدن شون بهم احساس عااالی رو داد و فکر میکنم این احساس فوقالعاده جدای از زیبایی خود این ماشین ها، موتورها، محله دوستداشتنی و پر از آسایش و زیبایی و فراوانی بخاطر صحبت های شما بود که هیچکدوم از اینها از اول بخشی از زندگی شما نبود اماا شما از اونجایی که ‘باور’ داشتید که میشود و باید بشود و حرکت کردید، قدم های عملی برداشتید و در راستای به حقیقت رسیدن خواسته هاتون حرکت کردید همه اینها چه بسا فوقالعاده تر از خواسته هایی که با تضادهای زندگی در وجودتون شکل گرفت رو ساختید و بخشی از تجربه زندگی تون کردید و من چقدررر شما و این شخصیت بینظیر و قوی که ساختید رو تحسین میکنم استاد واقعا تحسین برانگیزید و تماام نتایجی که میگیرید حق طبیعی تونه و برای یکی مثل من عامل حرکت
وقتی اسم ‘تضادها’ رو میشنوم یاد جمله تون میفتم که “تضادها موهبت هستند”، شما اولین فردی بودید که این جمله رو میگفتید چون تا قبلش چیزی که من دیده بودم از بقیه این بود که در مقابل مسائل شون همیشه غر میزدند ناله میکردند و از زمین و زمان گله میکردند که خدایا چرا؟! چرا باید این ‘بلا’ سر ما بیاد!!؟ من تضاد و مسائل رو به عنوان ‘بلا’ شناخته بودم بدیهی هم بود هروقت روبرو میشدم مقاومت داشتم نسبت بهش.. در یکسری حیطه ها مثل درسی جهان بهم یاد داده بود که حل مسئله راحت میشه اگر تو سریع دست بجنبونی و حلش کنی و واقعا هم راحت بودند! اما یکسری مسائل دیگه واقعا نه ایدهای داشتم و نه باور خوبی.. تا وقتی که از شما شنیدم “تضادها و مسائل موهبت هستند” و البته منطق قوی پشتش که آقا جان اگر من با تضادی در زندگیم روبرو میشم این تضاد داره با من از چند جهت صحبت میکنه که
1. اول از همه اوضاع باورهات در اون حوزهای که به تضاد خوردی از اساس و بیس ایراد داره، بشین روی باورهای قدرتمندکننده تر و الگوهای بهتری کار کن تا شرایطت تغییر کنه
2. از طرفی بهت هینت میده که یک خواستهای داری اما هنوز برات به وضوح نرسیده و این تضاد بازتابی هست برای انعکاس و شکل گرفتن خواسته به صورت آگاهانه که من متوجه بشم با من این تضاد و نتیجه رو در زندگیم نمیخوام پس تلاش کنم برای چیزی که میخوام
3. و با حل یک مسئله و تضاد، نه تنها کلی توانایی در وجودت آزاد میکنه که قبلا ازش استفاده نکردی و نمیدونستی که آقا “من توانایی حل مسئله دارم” بلکه با حل مسئله کلیی اعتماد به نفست رو بیشتر میکنه، احساس توانمندی میکنی و آماده تر هستی برای حل مسائل بعدی و درواقع از این طریق اندازهات رو بزرگتر میکنه نسبت به تضادهایی که بهش برخورد میکنی و به اندازهای که مسائل بیشتری حل میکنی جهان نعمت و برکت بیشتری به زندگیت وارد میکنه
پس خیلی منطقی شد که چرا “تضادها و مسائل موهبت هستند”، نه؟ دوره حل مسائل زندگی واقعاا دیدگاه من رو نسبت به مسائل تغییر داد و اینکه چقدرر راحت میشه از پس مسائل بر اومد، غیر از اینکه باورهای من رو تغییر داد و با باورهای درست جایگزین کرد مهمترین درسی که برای من داشت همین موضوع “عملگرایی” بود یعنی داری روی باورهات کار میکنی اماا عمل میکنیی؛ بهت گفته میشه ایده بهت داده میشه هربار یکم بهتر به اندازه مداری که درش هستی، ایده هات کم کم بهبود پیدا میکنه و تو قدم برمیداری تا قدم های بعدت برات واضح بشن اما عمل میکنیی؛ اهمیت بهبودهای کوچک اما مستمر رو یادآوری میکنه تا کمالگرایی رو کنار بزاری و فقط شروع کنی به عمل کردن، عمل کردن، عمل کردننن.. و خبر خوب اینه که میبینم چقدر بعد از این دوره فوقالعاده خودم عملگرا تر شدم و مقاومت هام کم شده، تا یه آگاهی یا تمرین از دوره ها میشنوم فقط میخوام عمل کنم، وقتی احساس میکنم الان باید این کار انجام بشه فقط میخوام برم تو کارش و اجازه بدم به خودم تا توی عمل لمس کنم تا بگم من انجامش دادم، کار راحتیه من انجامش میدم؛
اکثر مردم خواسته های بزرگی ندارند چون باااور ندارند بهش برسند چون ازبس منطق رو وارد زندگی کردن و دو دوتا چهارتا میکنند که عطای خواسته رو به لقاش میبخشند؛ انقدر فاصله میبینند بین خودشون و خواسته شون که میگن بابا من کجا و اون کجاا چون همش روی وضعیت فعلی شون متمرکز هستند میگن با این وضعیت با این موقعیت با این ورودی مالی و.. چطور؟ اصلا باور ندارند که منن قدرت تغییر دارم من مسئول 100درصد زندگیم هستم، آره شرایط فعلیم از خواسته هام ممکنه به ظاهر دور باشه اما من تغییرش میدم، من تغییر میدم خودم و شرایطم رو و باورهام رو خلقق میکنم؛ واقعا بزرگترین عاملی که انسان خودش رو از خواسته هاش دور میبینه همین موضوع قبول نکردن 100درصد مسئولیت زندگی هست! عدم درک قانون تکامل هست که فکر میکنه خب الان که من این ماشین و خونه و وضعیت رویایی رو میخوام همین الان باید بهش برسم!! اگر الان نرسم پس کلا نمیرسم، پس نمیشه به آرزوها و خواسته ها رسید:/ چقدر درک قانون تکامل مهمه، چقدر مهمه که من حواسم باشه که تغییر قدم به قدم بوجود میاد نه یه شبه و یه هفته و یه ماهه یک رونده ادامه دار هست نیاز داره به صبر و استقامت و باااور که من اگر میبینم کلی آدم دارن توی دنیا به خواسته هاشون میرسند پس منم میرسم منم میتونم، یکی یه نعمت عالی داره؟ ایول تحسین کنم که تونسته بهش برسه تا منم ببینم میشه و حرکت کنم، چشمام رو به روی این نعمت و برکت باز کنم، بگم ‘منم میخوام’، با ایمان و باور بگم ‘عه یه خواسته دیگه قراره بهش برسم‘B)
چقدر این دیدگاه تون رو دوست داشتم استاد که نعمت ها رو میدیدید و میگفتید “عهه یه خواسته دیگه درم شکل گرفت، یه خواسته دیگه رو قراره بهش برسم” و اینها فانتزی نبودند اینها رویاپردازی نبودند اینها سوخت انرژی برای حرکت بودند اینها باور فراوانی بودند اون پشت های ذهن شما باورهای توحیدی قوی بودند که میگفتند میشه چون قانون خداوند این رو میگه. یعنی از هر طرف نگاه کنی، میبینی همه چیز ریشه در توحید داره! همه چیز همه چیز ریشهاش به توحید برمیگرده، “چقدر باور داری به قدرت خلق کنندگی که خداوند درت قرار داده؟” “چقدر بااور داری که خداوند قدرت رسوندن تو به خواسته هات رو داره؟” “چقدرر باور داری که توانایی تغییر و ساختن نتایجت رو داری؟” “چقدر جسارت داری وقتی بقیه آرزوها و خواسته هات رو مسخره میکنند و بهت میگن رویاپرداز، بازم ادامه بدی و ایمانت رو حفظ کنی و تابع قوانینی باشی که خیلی ها حتی ازش خبر ندارند و بهش عمل نمیکنند؟” “چقدر ایمان داری که جواب میدهد؟ چقدر یقین داری که کانون توجهت و باورهات هستن که زندگیت رو رقم میزنند؟” جواب این سؤال ها و عمل بهشون میزان توحید ما رو بهمون نشون میده که زینبب مگه چند سالته تو؟! تازه اول مسیر زندگیت هست، کلییی قراره خوش بگذرونیم، کلیی قراره حرکت کنیم و به خواسته های بزرگتر از این حرف ها برسیم و جشن بگیریم اما شرط داره، به شرط جسارت و ایمان.. ایمان به چیزی که هنوز توی زندگیت نداری ولی قلببت قانونی که شناختی از این جهان میگه به دستش میاری، روی خودت همینجور کار کن همین مسیرت رو ادامه بده، بنویس خواسته هات رو با این هدف که تیک بخورههه به شوق تیک زدن شون که ببینی دیدی نوشتم اینم شد؟
خیلی جالبه بابام چندوقت پیش بهم میگفت ‘خیلی رویاپردازی، خیلی بیش از اندازه دیدت مثبتِ و توی دنیای خودتی، فکر میکنی از الان تمام خواسته هایی که توی زندگی داری رو بنویسی تا آخر عمرت چندتاش تیک میخوره؟ چند نفر مگه رسیدن؟’ استاد من وقتی این جمله ها رو شنیدم اولش ناراحت شدم، اما هی به خودم میگفتم استاد رسیده، استاد تونسته، کلی دیگه از بچه هایی که عمل کردن رسیدن، پس منم میتونم؛ بعدش خندیدم نخواستم چیزی رو هم توضیح بدم با خودم گفتم ایشون که از قانون چیزی نمیدونه درکی هم نداره چرا خودمو ناراحت کنم؟! اما چنان انگیزهای با این حرف ها گرفتم که از اون روز یه دفتر گرفتم فقط برای نوشتن خواسته ها و آرزوهام برای اینکه نه به بابام بلکه به خودم نشون بدم من میخوام و باید بشود اصلا راه دیگه نداره مینویسم با تاریخ و هربار تیک میزنم و میارم جلو چشمام که دیدی شد؟ گفتم میچسبم به همین مسیرم به قول گام سوم خارپشتی عمل میکنم مثل استاد، مثل بچه هایی که نتایج فوقالعاده گرفتند و میان با شوق از نتایج شون مینویسند و میبینم و کلی تحسین شون میکنم انقدر که نتایجم بزرگتر از این حرف ها بشه چون خداوند هدایت بنده هاش رو بر خودش واجب کرده و هرثانیه درحال هدایت و حمایت کردن همه جهانه هر گروهی که انتخاب کردی جزوش باشی
خداروشکر بخاطر فرصتی که دارم تا این گام رو هم با تعهد بردارم^^
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته دوسداشتنی و دوستان عباس منشی.
ذهنم کلی نجوا میده ولی دارم سعی میکنم کنترل کنم که تاالان خیلی خوب پیش رفتم نجواهای ذهنمم بخاطر کارمه و تضادهایی که توی کار دارم داشتن مشتری ذهنم شروع میکنه به ترتیب سناریو و حرف هایی که بین من و کارفرمامه و اینایی که اصلا قرار نیست اتفاق بیوفتن جلوی همه اینارو میگیرم و ذهنم رو میبرم سمت خواسته هام و چیزایی که دوسدارم تجربه کنم.
الان توی یه محیط کاملا سالم و عالی ازهمه نظر دارم کارمیکنم ولی فراوانی مشتری رو میخوام چون تضادمنه دوسدارم کلیی مشتری داشته باشم که ازچندروز قبل برای گرفتن خدمات پیشم نوبت رزرو کنن و دوسدارم که با درنظر گرفتن تکاملم یه دوره اپدیت شرکت کنم و دوره کارای ژورنالی هم شرکت کنم ازادی مالی رو خییلی میخوام تجربه کنم چون بشدت تضادمه دلم میخوادآزادی زمانی،مکانی،مالی رو داشته باشم.
خیلی دوسدارم به درجه ای ازحرفه ای بودن برسم که سالن و اکادمی شخصی خودم رو داشته باشم این خواسته کاملا امکان پذیره و من اینو دارم فقط باید توب فرکانسش قرار بگیرم با دیدن همکارام که دارن آرزوهای من رو زندگی میکنن واقعا حس خوبی میگیرم و اونارو الگو میبینم نه منم میتونم اگر اونا تونستن درسته گاهی نجوامیاد که میخواد حسمو بدکنه ویا حسادت کنم ولی به گفته استاد هرکسی توی هرجایگاهی که هست جایی که باید باشه.
خیلی سعی میکنم به الهاماتم عمل کنم اول درک من ازقوانین فقط کارکردن روی ذهن بود وقتی استادگفتن ایمانی که عمل نیاره حرف مفته اولش مقاومت داشتم چون ازعمل کردن به الهاماتم میترسیدم ولی رفتم تودل ترسام بادیدن نتایج اعتماد بنفسم بیشتر شده و بهتر میتونم به ایده هام عمل کنم.
امروز یکی از دوستام بام تماس گرفت و جای جالبش اینجا بود که من یهو یاداین دوستم افتادم و گفتم کارم تمومشد باش تماس میگیرم که همون لحظه خودش بم زنگ زد و براش تعریف کردم گفت عه چه جالب اره دیگه دل به دل راه داره و من باخودم تکرار کردم که ببین عاطی فرکانس ها همون لحظه جواب میدن چرا انقدر زود جواب گرفتی؟چون نسبت به تماس دوستت رها بودی نچسبیده بودی ولی وقتی چسبیده باشی وقتی تقلا کنی اتفاق نمیوفته اقاجان خودتم خوب میدونی با تقلا کردن و عذاب دادن خودت نمیشه باید رها باشی مثل اب روون باشی از زندگیت لذت ببری هرچیزییی که بخوای رخ میده هرچیزییی مثل همین لحظه حالی که دارم زندگی میکنم و شرایطی که دارم چهارماه پیش ارزووووم همچین شرایطی بود و من الان دارمش پس همه چیز میشه دخترجون تو اخر این پروژه مطمئنم کلی ازنتایج شگفت زده خواهی شد فقط تمرکزی ترپیش برو وبیشتر وقت بذار براش و هروقت دیدی داری وقتت رو الکی هدرمیدی ازاهرم رنج و لذت استفاده کن برای وقتت زمانت و خودت ارزش قائل باش.
ندودنبال مشتری،نچسب به مشتری هروقت اینکارو کنی مشتری نخواهی دید مثل تماس دوستم امروز باید رها باشم نسبت به خواسته هام و جالبش این بود که دوستم پیشم خدمات انجام داده و سه تا از مراجعینش ازکارم خوششون اومده و ازش پرسیدن پیش کی خدمات مژت رو انجام دادی و اونم شمارم رو داده و استاد اینم ازتبلیغ دهان به دهان خدابرام تبلیغ میکنه بدون اینکه بخوام هزینه ای پرداخت کنم بجاش روی خودم کارمیکنم و خدا همه ی کارهارو میکنه و هدایتمم میکنه.
توی یکی ازکامنت های دوستان دیدم گفتن میرفتن کتابخونه روی خودشون کارمیکردن و من با دیدن این کامنت خییلی شگفت زده شدم که چرا به ذهن من نرسید که برم کتابخونه چون خیلی دوست داشتم توی یه محیط اروم و تنها روی خودم کارکنم و توذهنم کافه رفتن بود ولی بخاطر تضادمالی که دارم تجربه میکنم نمیتونستم برم و دیدن این ایده و کامنت دوستمون که برم کتابخونه خیلی برام جالب بود که خداوندم هدایت میکنه که هنزفری یا هدفونی چیزی داشته باشم که بتونم فایل هارو گوش بدم اونجا.
این ردپاهم بمونه ازدورانی که تودل تضاد بودم ولی حالم خوب بود،امیدوارتروبا ایمان ترم.
و اما باورهای عالی این فایل:
1_هرچیزی که بخوایم به وجود میاد.
2_اگر میخوای مثل همه مردم نتیجه نگیری مثل همه ی مردم عمل نکن.
3_همه چیزتغییر میکنه.
4_دیگران و زیبایی هارو تحسین کن.
5_خوشبختی=احساس خوب
6_مسئولیت رو بندازی گردن بقیه از بقیه انتظار داشته باشی=شرک
7_خداتوی قلب منه خداپیش منه من و خدایکی هستیم.
8_شکرگذاری با حس خوب توی هرشرایطی.
9_من آسانرهستم برای هرآسانی.
مسیررسیدن به خواسته ها فقط ازراه توجه کردن به داشته هامیگذره.
10_درهراتفاقی خیری است.
11_خداوند خیرمطلقه خداوند عشق مطلقه.
12_باهرمسئله ای راه حل اون مسئله هم هست.
13_مسیر رسیدن به خواسته ها خیلی راحته من فقط باید اززندیم لذت ببرم وبه هرچی که میخوام میرسم.
14_درهرتضادی ازطرف خداوند برای من نعمت و برکت عظیمی فرستاده شده.
استاد جانم چه فایل عالی بود چه باورهای خوبی گفته شد خودش یه دوره بود کلی نکته داشت
مریم عزیزم سپاسگزارم برای تدوین مجدد این فایل ها
آدم ها با برخورد به تضادها به خواسته هاشون میرسن
انسان ها و محیط اطراف خانه و خود خانه و تمام نعمت ها استاد یک روزی خواسته هاش بودن و الان استاد دارن زندگی میکنن
داستان جت اسکی چه تغییر فرکانس بالایی نشون میده استاد هزینه نیم ساعت سوار شدن رو نداشتن اماااا الان خود جت اسکی رو دارن و ازش لذت میبرن
نباید آرزوهارو فراموش کنیم..باید به ما انگیزه بدن به سمت خواسته ها حرکت کنیم
اگر مثل دیگران فکر کنیم ک نمیتونیم نتیجه خوب بگیریم باید متفاوت از جامعه فکر کنیم و عمل کنیم تا نتیجه خوب بگیریم
اگر چیزی میبینید ندارید فکر نکنید ک نمیتونید داشته باشید بلکه با این دیدگاه ک اگر کسی داره تحسینشون کنیم و بگیم خوب اگه این تونسته به این نعمت دست پیدا کنه منم میتونم
باید محدودیت ها رو تو ذهنمون بشکنیم باید باورهای خوب بسازیم باید حالمون خوب نگه داریم
باید عمل کنیم و یه زره یه زره نتیجه امد تایید کنیم و ادامه بدیم
خوشبختی احساس خوب هست تو هر لحظه احساس خوب داشتن
توحید یعنی قدرت رو از دیگران گرفتن و به خدا دادن
توحید یعنی خودمون با کمک خداوند مسول صد درصد زندگیمون هستیم و خداوند خودش گفته ما رو هدایت میکنه
ما انسانها هر چیزی را که بخواهیم میتوانیم بوجود آوریم .
بجای نا امید شدن و بجای اینکه بگوییم چرا بقیه دارند و چار من نمیتوانم و … به خودمان بگوییم که من الان ابا این باورهایی که دارم در این جایگاه قرار گرفته ام پس اگر باورهای خودم را تغییر داده و باورهای خوب بسازم ، همانطور که بقیه توانستند من هم میتوانم به نعمتهای خداوند بیشر دست پیداکرده و به آرزوهایم برسم.
“” همه چیز برمی گردد به باورهایمان “”
اگر دیگران توانستند پس من نیز میتوانم.
ما باید مسولیت زندگیمان را دست خودمان بگیریم و بپذیریم .
همزمان که بر روی باورهایمان کار میکنیم باید عمل هم نماییم و بیکار ننشینیم.
“” ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است “”
خوشبختی احساس خوب است .اگر باورهایمان درست باشد و از لحظاتم لذت ببریم و تمرکزمان را بر روی زیباییها بگذاریم و حالمان خوب باشد، ثروت وخوشبختی را خواهیم داشت. ثروت و خوشبختی نتیجه حال خوب است .
خداوند تمام کوه ، دریا ، آسمان و زمین را به تسخیر ما انسانها درآورده است . ما و خدایکی هستیم. اگر باورهای خدایی داشته باشیم میتوانیم زندگی خودمان را خلق کنیم .
هرکسی که از هدایت خداوند پیروی نماید نه ترسی و نه غمی دارد . و وقتی به خدا وصل شویم او همه چیز را به ما خواهد گفت .
خدایی که در هر لحظه با منه و بخشی از وجود منه. خدایی که از ماست و ما از او هستیم. خدایی که در زندگی هر کسی به همان شکلی در میاد که اون فرد مایله. به قول استاد که یه بار یه مثال خیلی قشنگ زدن: گفتن که خدا چه شکلیه؟ جواب دادن خدا به همون شکلی در میاد که تو بخوای، درست مثل آب. تو به هر شکلی که با فرکانست و مدارت ظرفت رو بزرگتر کنی، خدا به همون شکل در زندگیت ظاهر میشه. اگر به بیماری، فقر، درد، زشتی توجه کنی، دنیای اطرافت و واقعیتت به همون شکل در میاد و برعکسش اگر به سلامتی، ثروت، خوشبختی، زیبایی توجه کنی، واقعیتت جور دیگه ای رقم میخوره و همه چیز رو زیبا و پسندیده میبینی. (درست مثل آب که در هر ظرفی بریزی به همون شکل درمیاد. آب از خودش شکلی نداره.)
این فایل، که بخش اولش هم در قسمت اول پروژه خانه تکانی ذهن بود، به شدت فایل قدرتمندیه. از اینکه به ما یادآوری میکنه و فریاد میزنه که آی ایهاالناس، مسئولیت تمام جنبه های زندگی شما فقط و فقط دست خودتونه.
مسئولیت زندگیتون رو بپذیرید. اون ذهنیت قربانی و اون ذهنیتی که یکی بیاد شما رو از دست مسائل و مشکلاتی که خودتون ایجادش کردید نجات بده بریزید دور. از جاتون بلند شید. باورهاتون، فرکانس و مدارتون رو تغییر بدید و شروع کنید به عمل کردن. ایمان داشته باشید که به خواسته های قلبیتون، آرزوهاتون، رویاهایی که خیلی وقته دارید میرسید و هر قدمتون به سمت اون خواسته ها رو با ایمان، با عشق، با شور و شوق و انگیزه فراوان بردارید. از کسی یا چیزی نترسید. خداوند راه رو به شما میگه و خداوند آدم ها، اتفاقات و شرایط رو در راستای آرزوهاتون براتون میاره و اونا رو به سمت شما هدایت میکنه و شما رو به سمت خواسته هاتون.این شرک رو بذارید کنار که کس دیگری خارج از شما قادره زندگیتون رو تغییر بده چون اگر این باور رو دارید دارید قدرت رو از خدا داخل زندگیتون میگیرید و میدید به یکی دیگه و با اینکار خودتون رو عذاب میدید و عامل بدبختی خودتون میشید.
ایمان داشته باشید، از چیزی نترسید و برای آرزوهاتون قدم به قدم با ایمان و علاقه گام بردارید و میبینید که هرچقدر بیشتر روی خودتون کار میکنید و هرچقدر بیشتر با علاقه روی زندگیتون و علایقتون با عشق وقت میذارید، خوشبختی، آرامش، احساس خوب، ثروت، سعادت و نعمت از در و دیوار میریزه داخل زندگیتون.
به نام خداوند بخشنده مهربان
گام 7 از خانه تکانی ذهن (باورهایی برای امکان پذیری آرزوها)
سلام به استاد عزیزم و بانو شایسته ،ازتون سپاسگذارم به خاطر تک تک از این فایل ها که چقدر عااالی کنار هم چیده شدند و هر کدام که اهمیت بیشتری دارد بیشتر تکرار و تاکید شده ،خداروشکر میکنم که تونستم این گام رو بردارم و این مرحله رو هم بگذرونم طول کشید تا این گام ولی اشکالی نداره مهم اینکه الان اینجا هستم و بابتش خدارو سپاسگذارم
خوب بریم سراغ آموزش های این فایل
استاد جان وقتی داشتین دونه دونه موتورهاتون نشون میدادین و تعریف میکردین ازشون تو ذهنم میگفتم وقتی استاد تونسته به تک تک خواسته هاش برسه منم میتونم ،وقتی استاد تونسته تو بهترین کشور دنیا یه همچین خونه ای بخره منم میتونم ،وقتی استاد تونسته هر ماشینی که دوست داره بخره منم میتونم، وقتی استاد تونسته به هر آنچه که میخواسته برسه منم میتونم، استاد هم از دل تمام تضاد هایی که بهش خورده به اینجا رسیده ،من از وقتی با شما آشنا شدم نظرم راجه تضاد ها عوض شده ،اوائل بهش به چشم مشکل نگاه میکردم ،به چشم عذاب الهی نگاه میکردم یادمه آنقدر سر نماز گریه میکردم و به خدا میگفتم خدایا چقدر منو عذاب میدی و همش تمرکزم روی تضادها به عنوان بدبختی بود و این باعث شده بود نه تنها حالمم بد میشد بلکه خودمو رو بی ارزش میدونستم خودمو گناهکار میدونستم باورهای قدیمی مذهبی هم قاطیش بود و این شعر رو همیشه تو ذهنم مرور میکردم
هر که به درگه مقرب تر است جام بلا بیشترش میدهند
وااای چقدر این شعر رو برامون میخوندن، واقعا خداروشکر میکنم که الان اینجا هستم و با شما استاد عزیزم آشنا شدم و نگاهم و زاویه دیدم و باورم نسبت به تمام این ها عوض شده و الان دیگه به مسائلی که برامپیش میاد حس بد ندارم بلکه میگم یلدا این تضاد اومده ورو بزرگترت کنه،اومده بهت بگه تو چی میخوای ،و چیزی که میخوای باید واضح تر بگی ،باید دقیق از خدا بخوای ،واقعا تغییر طرز نگاه به مسائل زندگی مسیرتو 180 درجه تغیر میده، استاد یه فایلی دارین
وضوح از طریق تضاد،بهترین فایلی که دیدگاه ما رو نسبت به تضاد تغییر میده و ما اونجا متوجه میشیم که انگیزه ای که درما ایجاد میشه باعثش همین تضادهایی که بهش بر میخوریم
داشتن زندگی خوب
داشتن ماشین های خوب
داشتن سلامتی کامل
داشتن درآمد خوب
و هزاران مورد دیگه از طریق همین نشانه هایی که بهمون داده میشه ،خداروشکر خدارو هزاران مرتبه شکر که این آگاهی رو میشنویم و انشا.. که بهش عمل میکنیم
موضوع بعدی هم بازم بر میگرده به کنترل ذهن ،اینکه وقتی شرایط نامناسب هستش چیکار کنیم ،استاد بسیار سخته، واقعا کنترل ذهن کار هرکسی نیست ،اونم در شرایط نامناسب، اماااااا اگر بتونی و آروم آروم خودتو به احساس خوب برسونی دیگه همه چی تمومه، خیلی تجربه اش کردم ،اول اینکه باید بیای دوباره به اصل خودت وصل بشی و از جان جانان کمک بخوای چون بدون اون هرگز نمیتونی ،باید بیای پیش خدا اعتراف کنی که از پسش به تنهایی نمیدی و همه چیو بسپری به خداوند
وقتی تسلیم خدا شدی ،خودش بهت مسیر نشونمیده ،خودش کنترل ذهن رو برات آسونمیکنه ،اولش ،همون گام اول باید درست برداری بقیه اش درسته میشه، اولین چیزی که خدا ت اون شرایط بهت میگه
اعراض کن هستش
میگه
وَعِبَادُ الرَّحْمَٰنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا»
(و بندگان [خاص] خدای رحمان، کسانیاند که روی زمین به آرامی و فروتنی راه میروند و هنگامی که نادانان آنان را مخاطب سازند، به آنان سلام گویند [و از برخورد با آنان دوری میکنند].
«وَعِبَادُ الرَّحْمَٰنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا»
(و بندگان [خاص] خدای رحمان، کسانیاند که روی زمین به آرامی و فروتنی راه میروند و هنگامی که نادانان آنان را مخاطب سازند، به آنان سلام گویند [و از برخورد با آنان دوری میکنند]
«وَإِذَا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّىٰ یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ ۚ وَإِمَّا یُنسِیَنَّکَ الشَّیْطَانُ فَلَا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْرَىٰ مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ»
(و هنگامی که کسانی را دیدی که در آیات ما [به قصد ستیز] فرو میروند، از آنان روی بگردان تا در سخنی غیر از آن وارد شوند؛ و اگر شیطان تو را به فراموشی انداخت، پس از یادآوری با گروه ستمکاران منشین.)
«وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَکُمْ أَعْمَالُکُمْ سَلَامٌ عَلَیْکُمْ لَا نَبْتَغِی الْجَاهِلِینَ»
(و چون لغو [و سخن بیهوده] را بشنوند، از آن روی میگردانند و میگویند: «اعمال ما برای ما و اعمال شما برای شماست. سلام بر شما، ما خواهان جاهلان نیستیم.»
این آیات مواردی که خدا راجع به اعراض سخن گفته، پس من کافیه بیام از چیزهایی که دوسشون ندارم،از چیزهایی که اذیتم میکنه بهشون توجه نکنم و تمرکزم بزارم روی چیزهایی که میخوام اینجوری میتونم ذهنم کنترل کنم و به احساس خوب برسم و وقتی اولین قدم برداشتم خداوند هم کمکم میکنه و همین روند ادامه بدم طبق قانون بدونه تغییر خداوند به اتفاقات خوب هدایت میشم
احساسات خوب مساوی با اتفاقات خوب
همین فقط کافیه خودمو در احساس خوب نگه دارم و اینم راه حلش همین اعراض کردن و دومین راه حل شکرگزاری به خاطر داشته هام هستش ترکیب این دو جادویی هستش
میای کانون توجه و تمرکزت میزاری روی داشته هات و از ناخواسته هات روی برمیگردانی و میشه اونی که میخوای ،یعنی به صورت طبیعی و آسان هدایت میشی به خواسته هات
من بارها بارها این مسائلی که گفتمتجربه کردم ،هر وقت شکرگزار بودم و چشمم دوختم به داشته هام راحتر تونستم ذهنم کنترل کنم و به ناخواسته ها توجه نکنم و نتیجه اش شده لمس خواسته هام ،خیلی باحاله استاد تو شغل ما بلافاصله که طبق قانون جهان هستی میرم جلو، طبقه این نوشته هاممیرم جلو و متعهد به انجامشون هستم به قراردادهای خوب ،به ورودی های مالی خوب هدایت میشم و این ها تو بحث مالی بیشتر به چشم میخوره، قشنگ لمسشون کردم مادامی که کنترل ذهن کردم ،از ناخواسته ها اغراض کردم و روی داشته هام تمرکز،داشته هام بیشتر شدن و تضادها تبدیل شدن به واقعیت های زندگیم
خداروشکر واقعا خداروشکر
استاد عزیزم از شما سپاسگذارم و از خانم مریم جان عزیز که این گام باعث شد دوباره و دوباره دوباره یادم بیاد که باید چیکارهاییانجام بدم ،از هر دو شما سپاسگذارم
دوستون دارم ،
پیش به سوی گام بعدی
وَمَن یَهْدِ اللّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَمَن یُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِیَاء مِن دُونِهِ وَنَحْشُرُهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ عَلَی وُجُوهِهِمْ عُمْیاً وَبُکْماً وَصُمّاً مَّأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ کُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِیراً (97) اسراء
و هر که را خدا هدایت کند، پس همو هدایت یافته است و هر که را گمراه سازد، هرگز یاورانى جز خدا براى آنان نخواهى یافت و ما در روز قیامت، آنان را واژگون (به صورت خزنده) کور و کر و لال محشور مى کنیم و جایگاهشان دوزخ است، که هرگاه خاموش شود، آتش آنان را بیافزاییم.
به نام خداوند مهربان وهدایتگر
سلام به همگی
ما بی نهایت هستیم وقتی باورهای خوبی نسبت به الله داشته باشیم.
وقتی الله مهربان را منبع رزق و روزی بدونیم که عاشق این هست که به ما بدهد و مارا سلامت و خوشبخت کند.
باورهای بسازیم که همیشه بتونیم در احساس خوب بمانیم زیرا در احساس خوب هست که خداوند مهربان با ما صحبت می کنه و فقط ما باید اجازه بدهیم تا الله مهربان با ما صحبت کنه و ایده های بده که با انجامش به همه چیز می رسیم، به سعادت دنیا و آخرت، به پول و اعتبار و مقام و خوشبختی ….
باور ساختن، یعنی، زاویه دید خودم را به گونه ای تغییر بدهم که به احساس خوب برسم.
باور توحیدی ساختن ، یعنی خود را جزئ از الله مهربان دانستن ، یعنی همیشه سپاسگذاری کردن، یعنی ، باور فراوانی را قبول داشتن، و برای ثروتمندشدن، عجله نکردن ، بلکه از زیباییها لذت بردن ، در عین حال فرنکاس خواسته های خود را به جهان فرستادن ، به امید اجابت همه آنها.
بنابرین همیشه روی باورهای خود کار کنیم، تا گفتگوی های ذهنی ما اصلاح بشه ، و ذهن فرصت نجوا کردن نداشته باشه.
خدایا شکرت
علیرضا یکتای مقدم مشهد مقدس
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته خدای شکرت
که در بهشت شما هم مسیر هستم چه طبیعت زیبای و جذابی است این پردایس شما پر از نعمت و فراوانی از ماهی ها گرفته تا مرغ وجوجه های ناز چه آب زلال و شفافی با اون درختان سرسبز آفرین به شما استاد عزیز که با ایمان و توکل و طی کردند تکامل خود به این بهشت هدایت شدید
وقتی که رها باشی وهمه چیز را به خدا بسپاری
خدا خودش راه را نشان میدهد
باید پاره نزد وا داد باید دل را به دریا داد خودش میبرتت اونجا که ساحل همان جاست
فقط ما باید قدم به قدم جلو برویم وتکامل را طی کنیم وکم وکم نتایج میآید لذت بردم از اون آهنربای هیولا چه ابزار خوب و عالی این ها هم نیاز است بود که نتیجه بوجود آمده است
با دیدن این نوع زندگی زیبا و جذاب باعث میشود که همه از این نوع زندگی الگو بگیرند
وباعث گسترش جهان هستی میشود که هم میشود لذت برد وهم زندگی کرد وهم درسهای فراوانی به ما میدهد انشالله همیشه شاد وخرم باشید استاد ومعلم گرامی
بسم الله الرحمن الرحیم
این جهان جهان فرکانسی هست،من اشرف مخلوقاتم چون خودم توانایی خلق شرایط زندگی ام را دارم وشرایط کنونی ام هیچ ربطی به شرایطی که میخواهم در آینده تجربه ندارم همه چیز دائما در حال تغییر است من با کانون توجه ام و تغییر باورهام میتوانم اتفاقات و شرایطی که میخواهم را تجربه کنم ،اتفاقات و شرایط الانم آن طور که میخواهم نیست خب باید سمانه جدید شوم باید رفتارها و دیدگاه های جدید داشته باشم!!
هرچه قدر مسئولیت پذیر باشم در برابر شرایط و اتفاقات زندگی را آن طور که میخواهم میتوانم تجربه کنم
به نام ربّ یگانه هدایتگر جهان هستی
گام هفتم از پروژه “خانه تکانی ذهن، گام به گام”
سلام سلام به همه دوستای عزیزم در این پروژه هدایتی
خدااای من چقدرر ذوق کردم از دیدن این خونه هشت خوابه تون داخل تمپا استاد خیلی وقت بود فایلی ازش ندیده بودم وقتی محله رو دیدم اصلا فرکانس بالایی که داشت، اون آرامش، صدای پرنده ها، کیفیت از فول اچ دی هم بالاتر بود دیدن این خونه های بینظیر و معماری های بینظیرتر واقعا به وجدم آورد و کلیی تحسین کردم این آرزوهایی که داشتید و شده بخشی از تجربه های زندگی تون؛ اون موتورها و ماشین های خوشکل و ناز نازی که دیگه جای خود داشتند چقدر این جمله تون رو دوست داشتم استاد “اینا رو گذاشتم جلو چشمم تا به خودم یادآوری کنم هرچیزی که بخوای بوجود میاد” واقعا دیدن شون بهم احساس عااالی رو داد و فکر میکنم این احساس فوقالعاده جدای از زیبایی خود این ماشین ها، موتورها، محله دوستداشتنی و پر از آسایش و زیبایی و فراوانی بخاطر صحبت های شما بود که هیچکدوم از اینها از اول بخشی از زندگی شما نبود اماا شما از اونجایی که ‘باور’ داشتید که میشود و باید بشود و حرکت کردید، قدم های عملی برداشتید و در راستای به حقیقت رسیدن خواسته هاتون حرکت کردید همه اینها چه بسا فوقالعاده تر از خواسته هایی که با تضادهای زندگی در وجودتون شکل گرفت رو ساختید و بخشی از تجربه زندگی تون کردید و من چقدررر شما و این شخصیت بینظیر و قوی که ساختید رو تحسین میکنم استاد واقعا تحسین برانگیزید و تماام نتایجی که میگیرید حق طبیعی تونه و برای یکی مثل من عامل حرکت
وقتی اسم ‘تضادها’ رو میشنوم یاد جمله تون میفتم که “تضادها موهبت هستند”، شما اولین فردی بودید که این جمله رو میگفتید چون تا قبلش چیزی که من دیده بودم از بقیه این بود که در مقابل مسائل شون همیشه غر میزدند ناله میکردند و از زمین و زمان گله میکردند که خدایا چرا؟! چرا باید این ‘بلا’ سر ما بیاد!!؟ من تضاد و مسائل رو به عنوان ‘بلا’ شناخته بودم بدیهی هم بود هروقت روبرو میشدم مقاومت داشتم نسبت بهش.. در یکسری حیطه ها مثل درسی جهان بهم یاد داده بود که حل مسئله راحت میشه اگر تو سریع دست بجنبونی و حلش کنی و واقعا هم راحت بودند! اما یکسری مسائل دیگه واقعا نه ایدهای داشتم و نه باور خوبی.. تا وقتی که از شما شنیدم “تضادها و مسائل موهبت هستند” و البته منطق قوی پشتش که آقا جان اگر من با تضادی در زندگیم روبرو میشم این تضاد داره با من از چند جهت صحبت میکنه که
1. اول از همه اوضاع باورهات در اون حوزهای که به تضاد خوردی از اساس و بیس ایراد داره، بشین روی باورهای قدرتمندکننده تر و الگوهای بهتری کار کن تا شرایطت تغییر کنه
2. از طرفی بهت هینت میده که یک خواستهای داری اما هنوز برات به وضوح نرسیده و این تضاد بازتابی هست برای انعکاس و شکل گرفتن خواسته به صورت آگاهانه که من متوجه بشم با من این تضاد و نتیجه رو در زندگیم نمیخوام پس تلاش کنم برای چیزی که میخوام
3. و با حل یک مسئله و تضاد، نه تنها کلی توانایی در وجودت آزاد میکنه که قبلا ازش استفاده نکردی و نمیدونستی که آقا “من توانایی حل مسئله دارم” بلکه با حل مسئله کلیی اعتماد به نفست رو بیشتر میکنه، احساس توانمندی میکنی و آماده تر هستی برای حل مسائل بعدی و درواقع از این طریق اندازهات رو بزرگتر میکنه نسبت به تضادهایی که بهش برخورد میکنی و به اندازهای که مسائل بیشتری حل میکنی جهان نعمت و برکت بیشتری به زندگیت وارد میکنه
پس خیلی منطقی شد که چرا “تضادها و مسائل موهبت هستند”، نه؟ دوره حل مسائل زندگی واقعاا دیدگاه من رو نسبت به مسائل تغییر داد و اینکه چقدرر راحت میشه از پس مسائل بر اومد، غیر از اینکه باورهای من رو تغییر داد و با باورهای درست جایگزین کرد مهمترین درسی که برای من داشت همین موضوع “عملگرایی” بود یعنی داری روی باورهات کار میکنی اماا عمل میکنیی؛ بهت گفته میشه ایده بهت داده میشه هربار یکم بهتر به اندازه مداری که درش هستی، ایده هات کم کم بهبود پیدا میکنه و تو قدم برمیداری تا قدم های بعدت برات واضح بشن اما عمل میکنیی؛ اهمیت بهبودهای کوچک اما مستمر رو یادآوری میکنه تا کمالگرایی رو کنار بزاری و فقط شروع کنی به عمل کردن، عمل کردن، عمل کردننن.. و خبر خوب اینه که میبینم چقدر بعد از این دوره فوقالعاده خودم عملگرا تر شدم و مقاومت هام کم شده، تا یه آگاهی یا تمرین از دوره ها میشنوم فقط میخوام عمل کنم، وقتی احساس میکنم الان باید این کار انجام بشه فقط میخوام برم تو کارش و اجازه بدم به خودم تا توی عمل لمس کنم تا بگم من انجامش دادم، کار راحتیه من انجامش میدم؛
اکثر مردم خواسته های بزرگی ندارند چون باااور ندارند بهش برسند چون ازبس منطق رو وارد زندگی کردن و دو دوتا چهارتا میکنند که عطای خواسته رو به لقاش میبخشند؛ انقدر فاصله میبینند بین خودشون و خواسته شون که میگن بابا من کجا و اون کجاا چون همش روی وضعیت فعلی شون متمرکز هستند میگن با این وضعیت با این موقعیت با این ورودی مالی و.. چطور؟ اصلا باور ندارند که منن قدرت تغییر دارم من مسئول 100درصد زندگیم هستم، آره شرایط فعلیم از خواسته هام ممکنه به ظاهر دور باشه اما من تغییرش میدم، من تغییر میدم خودم و شرایطم رو و باورهام رو خلقق میکنم؛ واقعا بزرگترین عاملی که انسان خودش رو از خواسته هاش دور میبینه همین موضوع قبول نکردن 100درصد مسئولیت زندگی هست! عدم درک قانون تکامل هست که فکر میکنه خب الان که من این ماشین و خونه و وضعیت رویایی رو میخوام همین الان باید بهش برسم!! اگر الان نرسم پس کلا نمیرسم، پس نمیشه به آرزوها و خواسته ها رسید:/ چقدر درک قانون تکامل مهمه، چقدر مهمه که من حواسم باشه که تغییر قدم به قدم بوجود میاد نه یه شبه و یه هفته و یه ماهه یک رونده ادامه دار هست نیاز داره به صبر و استقامت و باااور که من اگر میبینم کلی آدم دارن توی دنیا به خواسته هاشون میرسند پس منم میرسم منم میتونم، یکی یه نعمت عالی داره؟ ایول تحسین کنم که تونسته بهش برسه تا منم ببینم میشه و حرکت کنم، چشمام رو به روی این نعمت و برکت باز کنم، بگم ‘منم میخوام’، با ایمان و باور بگم ‘عه یه خواسته دیگه قراره بهش برسم‘B)
چقدر این دیدگاه تون رو دوست داشتم استاد که نعمت ها رو میدیدید و میگفتید “عهه یه خواسته دیگه درم شکل گرفت، یه خواسته دیگه رو قراره بهش برسم” و اینها فانتزی نبودند اینها رویاپردازی نبودند اینها سوخت انرژی برای حرکت بودند اینها باور فراوانی بودند اون پشت های ذهن شما باورهای توحیدی قوی بودند که میگفتند میشه چون قانون خداوند این رو میگه. یعنی از هر طرف نگاه کنی، میبینی همه چیز ریشه در توحید داره! همه چیز همه چیز ریشهاش به توحید برمیگرده، “چقدر باور داری به قدرت خلق کنندگی که خداوند درت قرار داده؟” “چقدر بااور داری که خداوند قدرت رسوندن تو به خواسته هات رو داره؟” “چقدرر باور داری که توانایی تغییر و ساختن نتایجت رو داری؟” “چقدر جسارت داری وقتی بقیه آرزوها و خواسته هات رو مسخره میکنند و بهت میگن رویاپرداز، بازم ادامه بدی و ایمانت رو حفظ کنی و تابع قوانینی باشی که خیلی ها حتی ازش خبر ندارند و بهش عمل نمیکنند؟” “چقدر ایمان داری که جواب میدهد؟ چقدر یقین داری که کانون توجهت و باورهات هستن که زندگیت رو رقم میزنند؟” جواب این سؤال ها و عمل بهشون میزان توحید ما رو بهمون نشون میده که زینبب مگه چند سالته تو؟! تازه اول مسیر زندگیت هست، کلییی قراره خوش بگذرونیم، کلیی قراره حرکت کنیم و به خواسته های بزرگتر از این حرف ها برسیم و جشن بگیریم اما شرط داره، به شرط جسارت و ایمان.. ایمان به چیزی که هنوز توی زندگیت نداری ولی قلببت قانونی که شناختی از این جهان میگه به دستش میاری، روی خودت همینجور کار کن همین مسیرت رو ادامه بده، بنویس خواسته هات رو با این هدف که تیک بخورههه به شوق تیک زدن شون که ببینی دیدی نوشتم اینم شد؟
خیلی جالبه بابام چندوقت پیش بهم میگفت ‘خیلی رویاپردازی، خیلی بیش از اندازه دیدت مثبتِ و توی دنیای خودتی، فکر میکنی از الان تمام خواسته هایی که توی زندگی داری رو بنویسی تا آخر عمرت چندتاش تیک میخوره؟ چند نفر مگه رسیدن؟’ استاد من وقتی این جمله ها رو شنیدم اولش ناراحت شدم، اما هی به خودم میگفتم استاد رسیده، استاد تونسته، کلی دیگه از بچه هایی که عمل کردن رسیدن، پس منم میتونم؛ بعدش خندیدم نخواستم چیزی رو هم توضیح بدم با خودم گفتم ایشون که از قانون چیزی نمیدونه درکی هم نداره چرا خودمو ناراحت کنم؟! اما چنان انگیزهای با این حرف ها گرفتم که از اون روز یه دفتر گرفتم فقط برای نوشتن خواسته ها و آرزوهام برای اینکه نه به بابام بلکه به خودم نشون بدم من میخوام و باید بشود اصلا راه دیگه نداره مینویسم با تاریخ و هربار تیک میزنم و میارم جلو چشمام که دیدی شد؟ گفتم میچسبم به همین مسیرم به قول گام سوم خارپشتی عمل میکنم مثل استاد، مثل بچه هایی که نتایج فوقالعاده گرفتند و میان با شوق از نتایج شون مینویسند و میبینم و کلی تحسین شون میکنم انقدر که نتایجم بزرگتر از این حرف ها بشه چون خداوند هدایت بنده هاش رو بر خودش واجب کرده و هرثانیه درحال هدایت و حمایت کردن همه جهانه هر گروهی که انتخاب کردی جزوش باشی
خداروشکر بخاطر فرصتی که دارم تا این گام رو هم با تعهد بردارم^^
گام هفتم
به نام خدای نور
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته دوسداشتنی و دوستان عباس منشی.
ذهنم کلی نجوا میده ولی دارم سعی میکنم کنترل کنم که تاالان خیلی خوب پیش رفتم نجواهای ذهنمم بخاطر کارمه و تضادهایی که توی کار دارم داشتن مشتری ذهنم شروع میکنه به ترتیب سناریو و حرف هایی که بین من و کارفرمامه و اینایی که اصلا قرار نیست اتفاق بیوفتن جلوی همه اینارو میگیرم و ذهنم رو میبرم سمت خواسته هام و چیزایی که دوسدارم تجربه کنم.
الان توی یه محیط کاملا سالم و عالی ازهمه نظر دارم کارمیکنم ولی فراوانی مشتری رو میخوام چون تضادمنه دوسدارم کلیی مشتری داشته باشم که ازچندروز قبل برای گرفتن خدمات پیشم نوبت رزرو کنن و دوسدارم که با درنظر گرفتن تکاملم یه دوره اپدیت شرکت کنم و دوره کارای ژورنالی هم شرکت کنم ازادی مالی رو خییلی میخوام تجربه کنم چون بشدت تضادمه دلم میخوادآزادی زمانی،مکانی،مالی رو داشته باشم.
خیلی دوسدارم به درجه ای ازحرفه ای بودن برسم که سالن و اکادمی شخصی خودم رو داشته باشم این خواسته کاملا امکان پذیره و من اینو دارم فقط باید توب فرکانسش قرار بگیرم با دیدن همکارام که دارن آرزوهای من رو زندگی میکنن واقعا حس خوبی میگیرم و اونارو الگو میبینم نه منم میتونم اگر اونا تونستن درسته گاهی نجوامیاد که میخواد حسمو بدکنه ویا حسادت کنم ولی به گفته استاد هرکسی توی هرجایگاهی که هست جایی که باید باشه.
خیلی سعی میکنم به الهاماتم عمل کنم اول درک من ازقوانین فقط کارکردن روی ذهن بود وقتی استادگفتن ایمانی که عمل نیاره حرف مفته اولش مقاومت داشتم چون ازعمل کردن به الهاماتم میترسیدم ولی رفتم تودل ترسام بادیدن نتایج اعتماد بنفسم بیشتر شده و بهتر میتونم به ایده هام عمل کنم.
امروز یکی از دوستام بام تماس گرفت و جای جالبش اینجا بود که من یهو یاداین دوستم افتادم و گفتم کارم تمومشد باش تماس میگیرم که همون لحظه خودش بم زنگ زد و براش تعریف کردم گفت عه چه جالب اره دیگه دل به دل راه داره و من باخودم تکرار کردم که ببین عاطی فرکانس ها همون لحظه جواب میدن چرا انقدر زود جواب گرفتی؟چون نسبت به تماس دوستت رها بودی نچسبیده بودی ولی وقتی چسبیده باشی وقتی تقلا کنی اتفاق نمیوفته اقاجان خودتم خوب میدونی با تقلا کردن و عذاب دادن خودت نمیشه باید رها باشی مثل اب روون باشی از زندگیت لذت ببری هرچیزییی که بخوای رخ میده هرچیزییی مثل همین لحظه حالی که دارم زندگی میکنم و شرایطی که دارم چهارماه پیش ارزووووم همچین شرایطی بود و من الان دارمش پس همه چیز میشه دخترجون تو اخر این پروژه مطمئنم کلی ازنتایج شگفت زده خواهی شد فقط تمرکزی ترپیش برو وبیشتر وقت بذار براش و هروقت دیدی داری وقتت رو الکی هدرمیدی ازاهرم رنج و لذت استفاده کن برای وقتت زمانت و خودت ارزش قائل باش.
ندودنبال مشتری،نچسب به مشتری هروقت اینکارو کنی مشتری نخواهی دید مثل تماس دوستم امروز باید رها باشم نسبت به خواسته هام و جالبش این بود که دوستم پیشم خدمات انجام داده و سه تا از مراجعینش ازکارم خوششون اومده و ازش پرسیدن پیش کی خدمات مژت رو انجام دادی و اونم شمارم رو داده و استاد اینم ازتبلیغ دهان به دهان خدابرام تبلیغ میکنه بدون اینکه بخوام هزینه ای پرداخت کنم بجاش روی خودم کارمیکنم و خدا همه ی کارهارو میکنه و هدایتمم میکنه.
توی یکی ازکامنت های دوستان دیدم گفتن میرفتن کتابخونه روی خودشون کارمیکردن و من با دیدن این کامنت خییلی شگفت زده شدم که چرا به ذهن من نرسید که برم کتابخونه چون خیلی دوست داشتم توی یه محیط اروم و تنها روی خودم کارکنم و توذهنم کافه رفتن بود ولی بخاطر تضادمالی که دارم تجربه میکنم نمیتونستم برم و دیدن این ایده و کامنت دوستمون که برم کتابخونه خیلی برام جالب بود که خداوندم هدایت میکنه که هنزفری یا هدفونی چیزی داشته باشم که بتونم فایل هارو گوش بدم اونجا.
این ردپاهم بمونه ازدورانی که تودل تضاد بودم ولی حالم خوب بود،امیدوارتروبا ایمان ترم.
و اما باورهای عالی این فایل:
1_هرچیزی که بخوایم به وجود میاد.
2_اگر میخوای مثل همه مردم نتیجه نگیری مثل همه ی مردم عمل نکن.
3_همه چیزتغییر میکنه.
4_دیگران و زیبایی هارو تحسین کن.
5_خوشبختی=احساس خوب
6_مسئولیت رو بندازی گردن بقیه از بقیه انتظار داشته باشی=شرک
7_خداتوی قلب منه خداپیش منه من و خدایکی هستیم.
8_شکرگذاری با حس خوب توی هرشرایطی.
9_من آسانرهستم برای هرآسانی.
مسیررسیدن به خواسته ها فقط ازراه توجه کردن به داشته هامیگذره.
10_درهراتفاقی خیری است.
11_خداوند خیرمطلقه خداوند عشق مطلقه.
12_باهرمسئله ای راه حل اون مسئله هم هست.
13_مسیر رسیدن به خواسته ها خیلی راحته من فقط باید اززندیم لذت ببرم وبه هرچی که میخوام میرسم.
14_درهرتضادی ازطرف خداوند برای من نعمت و برکت عظیمی فرستاده شده.
شاد،سلامت،موفق و ثروتمندباشید.
سلام بر استاد عزیز و مریم بانو جان…
خدا قوت …
گام هفتم:
استاد جان، تحسین بسیار میکنم شما رو از این نعمت های بسیاری که از خدا دریافت کردین …. با دیدن این نعمت ها، باور فراوانی ما هم قوی تر میشه ….
چقدر زیبا هستند، خانه تان، ماشین هایتان …. و از همه مهمتر حال خوبتان….
خوشبختی احساس خوب است. این جمله را باید با طلا نوشت و زد به دیوار …
خوشبختی احساس خوب است ….
بقیه چیزها، سلامتی، ثروت، روابط خوب، همه با حال خوب به سمتت میاد …. میاد ….. تو فقط سپاسگزار خدا باش و حال خوب داشته باش ….
کافیه … اون موقع است که مدارت میره بالا و الهامات خدا رو در هر مورد که خواسته ات باشه دریافت میکنی و با توکل به خدا، قدم برمیداری ……
در پناه پروردگار
شیما بانو
الهی به امید تو
سلام به همگی وقتتون بخیر
استاد جانم چه فایل عالی بود چه باورهای خوبی گفته شد خودش یه دوره بود کلی نکته داشت
مریم عزیزم سپاسگزارم برای تدوین مجدد این فایل ها
آدم ها با برخورد به تضادها به خواسته هاشون میرسن
انسان ها و محیط اطراف خانه و خود خانه و تمام نعمت ها استاد یک روزی خواسته هاش بودن و الان استاد دارن زندگی میکنن
داستان جت اسکی چه تغییر فرکانس بالایی نشون میده استاد هزینه نیم ساعت سوار شدن رو نداشتن اماااا الان خود جت اسکی رو دارن و ازش لذت میبرن
نباید آرزوهارو فراموش کنیم..باید به ما انگیزه بدن به سمت خواسته ها حرکت کنیم
اگر مثل دیگران فکر کنیم ک نمیتونیم نتیجه خوب بگیریم باید متفاوت از جامعه فکر کنیم و عمل کنیم تا نتیجه خوب بگیریم
اگر چیزی میبینید ندارید فکر نکنید ک نمیتونید داشته باشید بلکه با این دیدگاه ک اگر کسی داره تحسینشون کنیم و بگیم خوب اگه این تونسته به این نعمت دست پیدا کنه منم میتونم
باید محدودیت ها رو تو ذهنمون بشکنیم باید باورهای خوب بسازیم باید حالمون خوب نگه داریم
باید عمل کنیم و یه زره یه زره نتیجه امد تایید کنیم و ادامه بدیم
خوشبختی احساس خوب هست تو هر لحظه احساس خوب داشتن
توحید یعنی قدرت رو از دیگران گرفتن و به خدا دادن
توحید یعنی خودمون با کمک خداوند مسول صد درصد زندگیمون هستیم و خداوند خودش گفته ما رو هدایت میکنه
..خدایا سپاسگزارم برای این آگاهی ها خالص و زیبا
در پناه الله مهربان شاد و سربلند باشید
با نام خداوند رزاق
سلام
ما انسانها هر چیزی را که بخواهیم میتوانیم بوجود آوریم .
بجای نا امید شدن و بجای اینکه بگوییم چرا بقیه دارند و چار من نمیتوانم و … به خودمان بگوییم که من الان ابا این باورهایی که دارم در این جایگاه قرار گرفته ام پس اگر باورهای خودم را تغییر داده و باورهای خوب بسازم ، همانطور که بقیه توانستند من هم میتوانم به نعمتهای خداوند بیشر دست پیداکرده و به آرزوهایم برسم.
“” همه چیز برمی گردد به باورهایمان “”
اگر دیگران توانستند پس من نیز میتوانم.
ما باید مسولیت زندگیمان را دست خودمان بگیریم و بپذیریم .
همزمان که بر روی باورهایمان کار میکنیم باید عمل هم نماییم و بیکار ننشینیم.
“” ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است “”
خوشبختی احساس خوب است .اگر باورهایمان درست باشد و از لحظاتم لذت ببریم و تمرکزمان را بر روی زیباییها بگذاریم و حالمان خوب باشد، ثروت وخوشبختی را خواهیم داشت. ثروت و خوشبختی نتیجه حال خوب است .
خداوند تمام کوه ، دریا ، آسمان و زمین را به تسخیر ما انسانها درآورده است . ما و خدایکی هستیم. اگر باورهای خدایی داشته باشیم میتوانیم زندگی خودمان را خلق کنیم .
هرکسی که از هدایت خداوند پیروی نماید نه ترسی و نه غمی دارد . و وقتی به خدا وصل شویم او همه چیز را به ما خواهد گفت .
سپاسگذارم خداوند هستم و از شما تشکر میکنم .
به نام خدای مهربان
خدایی که در هر لحظه با منه و بخشی از وجود منه. خدایی که از ماست و ما از او هستیم. خدایی که در زندگی هر کسی به همان شکلی در میاد که اون فرد مایله. به قول استاد که یه بار یه مثال خیلی قشنگ زدن: گفتن که خدا چه شکلیه؟ جواب دادن خدا به همون شکلی در میاد که تو بخوای، درست مثل آب. تو به هر شکلی که با فرکانست و مدارت ظرفت رو بزرگتر کنی، خدا به همون شکل در زندگیت ظاهر میشه. اگر به بیماری، فقر، درد، زشتی توجه کنی، دنیای اطرافت و واقعیتت به همون شکل در میاد و برعکسش اگر به سلامتی، ثروت، خوشبختی، زیبایی توجه کنی، واقعیتت جور دیگه ای رقم میخوره و همه چیز رو زیبا و پسندیده میبینی. (درست مثل آب که در هر ظرفی بریزی به همون شکل درمیاد. آب از خودش شکلی نداره.)
این فایل، که بخش اولش هم در قسمت اول پروژه خانه تکانی ذهن بود، به شدت فایل قدرتمندیه. از اینکه به ما یادآوری میکنه و فریاد میزنه که آی ایهاالناس، مسئولیت تمام جنبه های زندگی شما فقط و فقط دست خودتونه.
مسئولیت زندگیتون رو بپذیرید. اون ذهنیت قربانی و اون ذهنیتی که یکی بیاد شما رو از دست مسائل و مشکلاتی که خودتون ایجادش کردید نجات بده بریزید دور. از جاتون بلند شید. باورهاتون، فرکانس و مدارتون رو تغییر بدید و شروع کنید به عمل کردن. ایمان داشته باشید که به خواسته های قلبیتون، آرزوهاتون، رویاهایی که خیلی وقته دارید میرسید و هر قدمتون به سمت اون خواسته ها رو با ایمان، با عشق، با شور و شوق و انگیزه فراوان بردارید. از کسی یا چیزی نترسید. خداوند راه رو به شما میگه و خداوند آدم ها، اتفاقات و شرایط رو در راستای آرزوهاتون براتون میاره و اونا رو به سمت شما هدایت میکنه و شما رو به سمت خواسته هاتون.این شرک رو بذارید کنار که کس دیگری خارج از شما قادره زندگیتون رو تغییر بده چون اگر این باور رو دارید دارید قدرت رو از خدا داخل زندگیتون میگیرید و میدید به یکی دیگه و با اینکار خودتون رو عذاب میدید و عامل بدبختی خودتون میشید.
ایمان داشته باشید، از چیزی نترسید و برای آرزوهاتون قدم به قدم با ایمان و علاقه گام بردارید و میبینید که هرچقدر بیشتر روی خودتون کار میکنید و هرچقدر بیشتر با علاقه روی زندگیتون و علایقتون با عشق وقت میذارید، خوشبختی، آرامش، احساس خوب، ثروت، سعادت و نعمت از در و دیوار میریزه داخل زندگیتون.