live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی - صفحه 120 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    195MB
    42 دقیقه
  • فایل صوتی live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    39MB
    42 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1956 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حاتم خُرم گفته:
    مدت عضویت: 936 روز

    بنام خدای رزاق

    سلاممم

    من حاتم خرم هستم و بازم اومدم ب لطف خدای مهربان کامنت بزارم و لذت ببرم از کامنت گذاشت در بهترین سایت دنیا ک خداوند رزاق و مهربان منو هدایت کرده ب این خانواده صمبمی و پر انرژی و موفق

    خداروشکر میکنم که در بهتدین مسیر دنیا دارم قدم ور میدارم و برای موفقیتم در تنام جنبه های زندگیم حرکت میکنم و ایمان قلبی دارم ب خداوند

    من امروز برای بار چندمه که دارم این فایل و گوش میدم و هر بار که گوشش میدم انگار اصلا این فایل و نشنیدم و تازگی داره برام استاد عزیزم در درون این فایل میکه که ما همیشه قدرت و ب غیر خدا میدیدم واقعا درست میگه ما همیشه منتظر یک عامل بیرونی هستیم کخ زندگی مارو درست کنه ینی از صندوقچه ی گنجی که در درون داریم هیچ استفاده ای نمیکنیم من یکی که این بود تا قبل اشنایی من با استاد

    و همیشه منتظر این بودم که رهبر یا هر رئیس جمهکر یا هر شخص دیگه از اون بالا ها بیاد و زندگی منو درست بکنه

    اما مدتیه که خداروشکر که با استاد عزیزم اشنا شدم در بیشتر مواقع سیعم بر اینکه قدرت و ب غیر خدا ندادم و هر وقت این مسئله پیش اومده که باید انتخاب میکردم قدرت دست خدا یا افراد و خدارو انتخاب کردم همیشه موفق بودم

    و همیشه حالم عالی بوده و احساس ارامش کردم

    و استاد در این فایل درمورد توجه کردن صحبت میکنه که این مکضوع در دوره قانون افرینش به راحتی باز کرده که به هر موضوعی که داری توجه میکنی داری دعوتش میکنی ب زندگیت که ماباید با اعراض کردن از مسائل نا دلخواه ب مساعلی که هدف و خواسته ما هستند توحه کنیم

    ودرمورد ی موضوع عالب دیگه که صحبت میکرد اسناد این بود که ما نباید عاشق حرف قشنگ باشیم من یکی که واقعا هر جا صحبت میکنم تاثیر گذاره و قدرت تاثثیر گذاری بالایی وارن صحبتام و همه عاشق صحبت کردتم میشن اما در عمل اگر 100 درصد حرفام عالین ور عمع حداکثر من 40 درصد ازشون و عملی مکنم که 40 درصد هم زیاد گفتم که استاد میگه سیع کنید عمل کنید تا حرف بزنید واقعا این فایل منو تکون داد و خیلی از کلید های زندگیمو بهم داد خدای من ازت سپاس گذارم بابت این استادی که منو هدایت کردی ب سمتش

    اسناد عزیزم و مریم خامم شایسته از شما و این گروه زیباتون واقعا سپاس گذارم که روز ها وشب ها وقت گذاشتین ک این اگاهی های عالی و برای ما ب اشتراک میزارین

    دوستون دارم و ازتون خیلی خیلی سپاس گذارم ب امید دیدار استاد و مریم خانم شایسته

    رد پا 1403.10.13

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    حاتم خُرم گفته:
    مدت عضویت: 936 روز

    بنام خدای رزاق سلامم . من حانم خرمم و خداروشکر میکنم که انروز دوبار خداوند این لطف و ب من کرده که بتونم وقتشو پیدا کنم که برای خوشبختی خودن زمان بزارم و این کانتت زیبادو بنویسم خدایاشکرت که هدایتم کردی ب این فایل زیبا واقعا من سماس گذار استادم بابت این محصولات زیبا و بیتظیرشون که اگاهی هستند برای رشدو هدایت ما از خودم بگم من واقعا تا قبل از این فایل شکر خفی داشتم‌کع در درونم مخفی و پنهان بودن جرا که واقعا همیشه دوست داشتم همرو راضی نگه دارم یا تغیرشون بدم و یا طوری رفتار کنم‌که همه بگن من ادم خوبیم اما باشنیدن این فایل زنگ هایی توی ذهنم ب صدا درومد که واقعا تو مشرکی چرا باید این کارو بکنی تنها دلیلیشم این بود که بخدا ایمان قلبی ندارم و من نمیدونستم که توی مسیر زندگیم ب هیچکس نیاز ندارم بغبر از خدا خدایی که کامل و بی نهایته و همیشه منتظر این بودم که کسی بیاد منو به خواسته هام برسونه .و برام چیزایی که دوس دارم و یا بعنوان هدیه یا کمک بهم بده و هیچوقت نمیدونستم که اودم یمتونم به همه ی ارزوهام برسم با ایمان قلبی که دارم و تیکه ای از خدا که در وجودمه واقعا ما اکاهی هستیم و اومدیم برگردیم ب اگاهی و اگر بخوایم فقط بخوریم و بخوابیم و کار کنیم وتولید مثل کنیم و هیچ تلاشی برای ددرک قوانین خدا نداشته باشیم هیچ فرق با حیوانات تداریم . حتی استاد توی یکی از فایل هاشون گفتن وقتی انسان میمیره ینی جسمش نه روحش چون روحش از بین نمییره ب هیچ عنوان در اون دنیا فرشته ها ازتون میپرسن اون دنیا چطور بود و اکر بگی که بدبخت بودیم کم کسری داشتم خداوند میکه تو که پاره ای واز وجود من بودی چطور نتونستی زندکی عالی داشته باشی در تمام جتبه ها واقعا همینطوره ما اومدیم تا تدایی خدارو ثابت کنیم و خداروشکر میکنم که استاد داره این اکاهی های زیبارو ب ما میده و دست زیبایی از خداونده برای رشد و هدایت ما و از این لحظه ب بعد تصمیمم گرفتم که روی درونم کار کنم‌تا مساعل بیردن خود ب خود درست بشن خدایاشکرت رد پا 1403.10.19

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    fatemeh گفته:
    مدت عضویت: 657 روز

    سلام. وقت قشنگ تون بخیر استاد عزیزم و مریم جانم. اهل نوشتن نیستم زیاد ولی خواستم بگم چقدر حالم خوبه استاد… چقدر خوبه که خدا شمارو سر راه من قرارداد. باور توحیدی همون جمله شماست که خدا برنامه ریزی کرده واسه این روزا…. خدایا شکرت. من در مسیر تکامل ساختن باور های توحیدی در وجودم هستم و خدا در تمام این مسیر کنار من هست و دستانم رو گرفته و هدایتم خواهد کرد. من فقط به خودش تکیه میکنم به امید خودش…️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    خورشید گفته:
    مدت عضویت: 1437 روز

    استاد جمله ی طلایی دیگ شما این بود ک وقتی برا دوقرون دوهزاری ک میخاد بهت برسه رو بقیه حساب باز میکنی و ازشون توقع داری ،تو داری جلوی میلیون ها میلیون دلار ثروت ک دراینده میتونه بهت برسه رو میگیری ن صرفا ب خاطر اون توقعت چون تو یک باور بنیادین غلط داری ک هیچوقت نمیزاره رشد کنی و به خواسته هات برسی میدونی اون باور چیه اینک من مسئول صد در صد زندگیم نیستم و تازمانی ک این باور باتو هست شاید پیش بری ها ی رشد ریزیم بکنی ولی هیچوقت پر نمیشی هیچوقت نمیرسی ب اونجایی ک ازادی واقعیو تجربه کنی همه ادمای بزرگ ک ب جاهای بزرگی رسیدن این باورو داشتن ک من مسئول صد درصد تمام اتفاقات زندگیم هستم ازجمله شما استاد عزیزم ک یک الگوی فوق العاده برا بستن دهن ذهن من هستین اینک از صفر شروع کردین از یک خانواده ای ک ب لحاظ مالی ضعیف بودن اینک مسیر تکاملیتونو طی کردین سالها من واقعا شخصیت قوی شمارو تحسین میکنم نمیدونین چقد برای من تحسین برانگیز هستین خوشحالم ک هستین تو این دنیا خدا منو پیش شما اورد و من هیچوقت با استاد دیگ ای نبودم و ازاون ثانیه اول اشنایی با شما مهرتون ب دلم افتاد و صداقت و واقعی بودنتون منو شیفته ی خودش کرد من خیلی دوست دارم باادمایی مثل شما درارتباط باشم اینکه خودتونین نقش بازی نمیکنین این برای من یک ارزشه تو زندگی هیچوقت همچین ادمی نبودم و نمیتونم باشم براهمینم بااکثر ادما نمیتونم ارتباط بگیرم و حاضرم تنها باشم تا باافراد غیرواقعی و بازیکن باشم و دارم صبر میکنم تااونروزی ک افراد واقعی وارد زندگیم شن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    زهرا مزرعه گفته:
    مدت عضویت: 749 روز

    بنام خداوند رحمن و رحیم

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    سلام به استادان بزرگوار و عزیزم. و خانواده صمیمی استاد عباس منش عزیز.

    امروز اولین گام خونه تکونی ذهن هس

    من مسئول صد در صد اتفاقات زندگیم هستم و کسی مقصر نیست.

    من اوایل قبل اموزهها فکر میکردم هر اتفاق ناگواری که تو زندگیم میوفته پدر و مادرم و دیگران هستن.

    از همه نفرت داشتم و نمیخواستم باهاشون رابطه داشته باشم و این خاطرات و حرفای بد رو با خودم یدک کشی میکردم وقتی فهمیدم همه رو بخشیدم مخصوصا خودم رو و ارامش وارد زندگیم و وجود خودم شد و خیلی سعی میکنم که قدرت رو به غیر خدا ندم.و روی پای خودم به ایستم وتلاش کنم و به دیگران التماس نکنم چون خدا قادر مطلق هست و فقط خودش میتونه بهمون کمک کنه. و هر اتفاقی که برامون پیش میاد حیری در اون مسإله الخیر فی ما وقع. و خداوند روشاکرم که فضل بی انتهای خودش بی منت در وجود ما نهاده تا ما به ثروت و ارامش برسیم.

    از شما استاد گرامی و بزرگوار بخاطر اموزش های بی نظیرشون کمال تشکر رو دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    علیرضا زارع گفته:
    مدت عضویت: 292 روز

    سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عزیزم آقای عباس منش و خانم شایسته گرامی.وتیم سایت عباس منش.من 39روز هست که افتخار عضویت در سایت الهی عباس منش را دارم ..دراین 39روز بارها پروڑه خانه تکانی ذهن را مرور کردم .و فایلهای صوتی28گام را گوش کردم .ولی به خودم اجازه نمی دادم که دیدگاه خودم را ثبت کنم .که در نهایت تصمیم گرفتم امشب با خواندن مجدد مطالب وگوش دادن به فایل صوتی گام اول خانه تکانی ذهن .دیدگاهم را ثبت کنم .من سالها است که به لطف خدا مسئولیت زندگی خودم را پذیرفته ام .ودر هیچ مورد از ناکامیهایی که داشتم کسی را مقصر ندانسته ام .به خود خداوند متعال قسم که همیشه خداوند را در زندگیم باور داشته ام .ولی نه بطور 100درصد .خودم قبول داشتم و دارم واقعا اعتراف میکنم به این که نتوانسته ام .ایمانم را قوی کنم .ولی به امید خدا و راهنماییهای .استاد عزیزم عباس منش.این هم محقق خواهد شد .در خصوص توقع از دیگران هم هیچوقت در سراسر زندگیم .از کسی توقع نداشتم که به من کمک کند .و همیشه با اینکه ایمان م قوی نبود .می گفتم فقط خدا ….در مورد ذهن فقیر و ذهن ثروتمند.قبول دارم که همیشه با ذهن منطقی زندگی کردم و همیشه بجای اینکه روی برکت از سوی خدا حساب کنم .دو دوتا چهار تا میکردم تا همین چند روز قبل .که این هم به امید خدا توسط استاد عزیزم.حل میکنم ..بطور کلی آدمی نبودم که خدا را نشناسم .توکل به او نکرده باشم .انسانها را دخیل در زندگیم دانسته باشم .نه اصلا اینطور نبوده است ..ولی با همه این اوصاف .از شرایطم هم هیچوقت رضایت کامل نداشتم .و الان میخواهم حقیقت زندگی با قوانین خدا و رسیدن به تمام خواسته هایم را کشف کنم .واز این حسرت های به دلم مانده رها بشوم .چون ته قلبم همیشه میگفت که اینجوری نباید باشه .یه راهی برای بهتر زندگی کردن هم هست .همیشه دیدگاهم این بوده که خدایی هم هست .در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    حدیث کرمی گفته:
    مدت عضویت: 535 روز

    با سلام و احترام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم

    خداروشکر که من رو هدایت کرد به این فایل

    این اولین رده پای منه توی اولین قدم این پروژه

    میخوام درس هایی که از قدم اول گرفتم رو بنویسم :

    _ خدا یک سیستمه یه انرژیه و پاسخ فرکانس های مارو بهمون میده و درنتیجه اگر کسی توی فرکانس مثبت باشه اتفاقات عالی هم واسش میوفته

    _هر اتفاقی در طبیعت باعث پیشرفت شده

    _ مسعول زندگی ما خودمون هستیم ن پدر و مادر ن رئیس جمهور و….

    _ ما نباید از کسی توقعی داشته باشیم و متکی به خودمون باشیم و خودمون باید زندگیمون رو تغییر بدیم

    _ هراتفاقی که در زندگی ما میوفته از افکار ماست و ما هستیم ک با باورهامون اتفاقات رو رقم میزنیم

    خدایا مارو به راه راست هدایت کن راه کسانی ک به آنها نعمت دادی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    M گفته:
    مدت عضویت: 619 روز

    به نام خدا

    شروع گام‌اول

    ساعت 16:53

    *خدایا سیستم انرژی که به فرکانس های ما پاسخ می دهد اینطوری نیست که بگه بزار فلانی بهش عذاب بدهم اگر تو فرکانس خوب باشی حتی اتفاق بد هم برای تو مثبت تمام میشه.

    خدایا شکرت که همواره به من مرضیه هدایت مغفرت و انرژی مثبت می دهی و هدایتم می کنی به خیر خوشی شادی و باورهای مثبت

    * مسئول زندگی ما فقط خودمان هستیم نه دولت نه جامعه نه همسر و خانواده

    من مرضیه می پذیرم من مسولیت صدرصد زندگی خودم بر عهده دارم و بهانه مختلف که به خاطر تنبلی ام هست عهده دار میشم .من باید بپذیرم داخل همبن ایران هم خیلی با شرایط من خیلی موفق بودن مثلا دختران 17 ساله درآمد دارن دانشجو کاردانی روانشناسی کلی درآمد دارند

    من با مدرک فوق لیسانس اگر بیکارم نه تقصیر دولت نه تقصیر خانواده و همسرم

    من خودم مقصرم و خودم باید زندگی خودم خلق کنم و باید مستقل باشم و کارم خودم انجام بدهم.

    اینکه شبکه اینترنشنال و این‌ها میگن دولت باید عوض بشه تورم گرانی فلانی باید بیاد رضا شاه بیاد زندگی تغییر می‌کند تا جمهوری اسلامی هست نمی شود اینها همه بهانه ذهن فقیر و افراد سطحی هست

    من خودم باید زندگی خودم خلق کنم و خودم توانایی درست کردن زندگی خودم دارم.

    باید بگم من مرضیه چطور می توانم زندگیم بهتر کنم چطور زندگیم قشنگ تر کنم

    هیچ عامل بیرونی سبب تغییر ما نیست تنها تنها تنها تنها فقط یک عامل مهمه اونم افکار و باورهای و تلاش خودمان هست .

    100 درصد اتفاقات زندگی ما خودمان خلق می کنیم

    من مرضیه اگر نتوانستم وام بگیرم و یک مسکن درخور تقصیر دولت نیست

    چیزیی به اسم پارتی وجود ندارد

    کلی آدم خوب کارمند خوب کار درست هستند

    همه کمک میکنن به من .

    *

    # اگر یک باوری وجود داره که مثلا ما توقع داشته باشیم یک شخصی مثلا اقوام ما که کاری بلده یا راس قدرت برای ما کاری کنه شرک هست ما نباید روی آدم ها حساب کنیم .

    ما توقع داریم وظیفه دیگران می دانیم کاری برامون کنن

    توقع از دیگران، نمود بزرگی از شرک است؛

    هر زمان از دیگران توقع داری، یعنی در مسیر شرک حرکت می کنی؛

    هز زمان خودت را مسئول خوشبختی خود می دانی، یعنی در مسیر توحید هستی و بر خداوند توکل کرده ای؛

    تمام بهانه ها و توجیهات فرد برای نتوانستن یا امکان پذیر نبودن، از شرک نشات گرفته است؛

    واضح ترین نمود توحید عملی این است که: مسئولیت زندگی ات را بپذیری؛

    اگر کسی در مدار مناسب باشه ، هر اتفاقی که بیفتد به نفعش خواهد بود .

    هیچ کس مسؤل زندگی ما نیست بلکه خودمان مسؤل زندگیمان هستیم و باید آن را بپذیریم .

    نوع تفکر ما زندگیمان را خلق می‌کند و هر اتفاقی که در زندگیمان می افتد به افکارمان ارتباط دارد .

    پس اگر بخواهیم زندگی خودمان را تغییر دهیم ابتدا باید افکارمان را تغییر دهیم و خودبخود زندگیمان تغییر خواهد کرد .

    منجی هرکسی خودش است و هیچ کس توانایی تغییر زندگیمان را ندارد جز خودمان .

    اگر ما بتوانیم خوب بندگی خدا را کنیم، او نیز هر کاری برای ما انجام خواهد داد .

    و در نهایت اگر بخواهیم نتیجه ای متفاوت نسبت به دیگران بدست آوریم باید متفاوت فکر کنیم و متفاوت عمل نماییم .

    *

    هیچ منجی در جهان جز خودمان وجود ندارد تنها منجی زندگی هرکس خودش هست.

    باور اینکه من مرضیه منجی زندگی خودم هستم .

    ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت هست

    من توقعی از پدر ومادر و همسر و خانواده خودم و خانواده همسرم ندارم من مسولیت صدرصد زندگی خودم برعهده دارم.

    من فراتر از بهانه ها هستم گذشته ها گذشته

    هرچی هرچی شده گدشته مهم از این لحظه به بعد هست

    افکار و اتفاقات گذشته رها کن

    من میگم خانوادم‌جلو موفقیت من گرفتن نزاشتن

    ولی این فقط یک باور غلط هست گذشته گذشته از امروز باید تغییر کرد اونها‌گذشته بودت تمام شدن

    مهم لحظه حال هست

    من مرضیه باید درست عمل کنم

    خوب پدر ومادرم نکردن نزاشتن

    من چرا به عنوان یک همسر یک‌مادر نباید برای پیشرفت فرزندم تلاش کنم؟

    این باور غلطی که از بهانه و تنبلی من هست که میگم مدرک ارشد دارم ولی تو ایران تحصیل کردها بیکارن مدرک بدرد نمیخوره پارتی بازیه همه چی

    اینقدر جوان بیکار داریم

    خانم متأهل کار نمی دهند این ها همه بهانه هست

    و تنها دلیل یک چیز آن هم بی مسئولیتی و تنبلی من

    مرضیه

    و لاغیر

    اگر من بندگی خدا کنم محال خدا برام خدایی نکنه

    خداوند رب العالمین همه چیز خدا کنترل میکنه جهان خلق کرده هدایت می کنه

    ما از همه توقع داریم الی خداوند

    خدایا تنها از تو یاری می جویم خودت کمکم کن

    تو اگر بخوای شرایطی رقم می زنی که هیچ کس نمی تواند

    من ببخش اگر تو کوچیک فرض کردم

    مثلا فکر کردم چند متر زمین و خانه داشتن تو تهران خیلی خواسته بزرگ غیر قابل باوری هست

    در حالی که کل زمین های دنیا از آن توست. چند متر چیه تو کل جهان هستی داری

    همه چیز خداست همه چیز توکل به تو هست

    تو بخوای فراتر از ذهن محدود من هستی به بهترین شیوه می توانی خواسته من برام برآورده کنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    Ati گفته:
    مدت عضویت: 1933 روز

    به نام پروردگار مهربان

    اجرای توحید در عمل 18

    استاد عزیزم سلام

    چقدر خوشحالم که بعد از دو روز برگشتم و از توحید میشنوم و مینویسم

    الهی شکر

    با تموم وجود

    استاد عزیزم موضوعی که مطرح کردین شاید الان برای ذهن من بدون هیچ بحثی پذیرفته باشه ،من هیچ مقاومتی براش ندارم.

    ولی برمیگردم به سال 99 سال آشنایی من با شما

    میخوام این بار بجای نکاتی که باید تغییر کنه ،خودم رو تحسین کنم برای تغییراتی که کردم.

    این مطالب ،این که همه چیز رو از خودتون بخواین ، درگیر شرایط کشور نباشین ،از پدر و مادر انتظار نداشته باشین الان تو تموم وجودم رفته ولی واقعا 5 سال پیش اینطور نبود.

    من به شدت درگیر عوامل بیرونی بودم و هیچ وقت فکر نمیکردم باید همه چیز از من و خدای درونم شروع شه.

    لذت بخشه که نگاه میکنم و میبینم چقدر تغییر کردم ، دیگه چیزی از اون عاطی که درگیر عوامل بیرونیه نمونده ، هر چند جوونه ی توحیدش تازه داره جوون میگیره ولی اینو دیگه حداقل با خودش اتمام حجت کرده که اون بیرون خبری نیست .

    همه چیز از من شروع میشه.

    انگاری سال 99 شروع این باور بود ، من این باور رو خوب کاشتم و اتفاقا درخت تنومندی هم شد ولی چند سال فقط تو همین استیت در جا زدم .

    یادم رفت در کنارش باید مادر اصلی جوونه ی توحید رو بکارم.

    انگار وارد فازی شدم که همه چیز رو از خودم میخواستم ، و می دیدم خب من انسانم و محدود ، پس توانایی خارق العاده ای که باید بهم کمک کنه کجاست؟

    از لحاظ تئوری میدونستم پروردگار اون قطعه ی گم شده ست ،حتی ظاهرا هم باهاش در ارتباط بودم ولی اون ارتباط عمیق و واقعی ؟

    نه

    این شد که تبدیل شدم به کسی که تقلا میکنه ، نه امیدی به بیرون داره نه اتفاقی از درون رخ میده ..

    پشتم رو کرده بودم به نور و تو تاریکی دنبال رشد جوونه ی درونم بودم ،غافل از اینکه جوونه ی توحید درونم که درخت جاودانگیه، و میوه هاش همه ی اون چیزهایی هستن که من میخوام با نور پروردگار رشد میکنه.

    نو رو دیدم ،رو مو کردم به سمت پروردگار ، از تاریکی ها فاصله گرفتم کمی ، ولی دیدم باز دارم به سمت تاریکی ها کشیده میشم

    نور میخواست بهم بتابه ،منم رومو به سمتش کرده بودم ولی با دستام جلوی نور رو میگرفتم

    توی قدم 17 از سفرم توی اجرای عمل در توحید به رهایی و تسلیم رسیدم.

    دیدم

    باید رها بود

    باید قلبم رو وا کنم

    باید رها باشم تا جوونه ی توحیدم آزادانه رشد کنه

    راه رو نشونم بده

    و

    من آزادی واقعی رو تجربه کنم ..

    رهایی درس این چند روز من بود و میسینگ پیس زندگی من

    چرا که توحید تو زندگی من جایی نداشت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    نجمه امانی گفته:
    مدت عضویت: 1094 روز

    خداجووونم سلااام ‍ کیف حالک؟؟

    خدایااا شکرت واسه امروز فرابهشتی که بهم دادی.

    از صبحونه و ناهار خوشمزه‌م بگیر تا اون واریزی قشنگی که به حسابم اومد همه‌ش پر از برکت بود.

    عصر که رفتم کنار دریاچه، وای که چه حال خوبی بود… غروب قشنگت رو دیدم، بعدش هلال ماهِ نو رو دیدم ..

    جانان کوچولو و مامان باباشو دیدم

    با بچه‌هایی که دریاچه بودن کلی خندیدم و بازی کردم.

    روی چمنای سبز پابرهنه قدم زدم.. هوای تازه نفس کشیدم، شیرینی خوردم، جشن تولد دیدم، حتی ماهیای قشنگ دریاچه رو نون دادم. چه لحظه‌های ساده ولی پر از شادی بودن. شکررررت خداجونم

    نشستم دفترم رو باز کردم و شکرگزاریامو نوشتم هر خطش پر از حس خوب و فراوانی بود. همه‌ش سود بود و سود بود و سوووود بود.

    خدایا شکررررت که زندگیمو پر کردی از نعمت ..برکت …آرامش و خوشی.

    امشب با دلی آروم و لبخندی شیرین بهت شب‌به‌خیر می‌گم.

    وَلَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ کُلٌّ لَّهُ قَانِتُونَ . سوره روم/26

    و از آنِ اوست هر که در آسمان‌ها و زمین است همه فرمانبردار اویند.

    خدایااا همه‌چی از آنِ توئه.. آسمونا، زمین.. همه و همه مطیع تو هستن. پس مطمئنم رزق و شادی و آرامشم همیشه توی دستای پرقدرت توئه.

    و همه خوشی های امروز رو توووو بهم دادی ..بووس فراووون به کله نداشتت

    شبت بخیر ️

    .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: