این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2019/04/abasmanesh1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2019-04-06 14:20:232024-09-24 19:24:19live | “توحید” و فعال کردن قدرت خلق درونی
1956نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سفری که خداوند برام ترتیب داد و بهم آزادی مکانی و زمانی داد تا ارامتر بشم
الهی شکرت
امروز بطور کاملا هدایتی به فایل گام به گام خانه تکانی ذهن هدایت شدم و توضیحات مریم عزیز رو شنیدم
چقدر دلچسب بود برام
چقدر شیرین بود برام
چند روزی هست از خدا هدایت میخوام برای حل مسایل زندگیم
امروز که باین اگاهی هدایت شدم خیلی خوشحال شدم با توضیحات مریم عزیز مطمئنم ذهن من در این سی روز دوباره از نو برنانه ریزی میشه
نکاتی که من یادداشت کردم و باید هر روز به خودم یادآوربشم رو اینجا مینویسم و رد پایی از من باشه، برای خودم و شاید عزیزی از این جمع
برام خیلی جالبه امروز یه فایل از استاد شنیدم در کلاب هاوس که دوستان از نتایج خود میگفتن
و چقدر صحبت یکی از عزیزان رزای عزیز دقیقا مرتبط بود با همین موضوع که ما خودمون زندگی مون رو خلق میکنیم
پیشنهاد میکنم حتنا گوش بدیت داستان بسیار جذاب از خلق شرایط دلخواه برای خود اونم از نقطه صفر صفر
دقیقا میشه واضح و روشن رد پای توکل و تسلیم بودن و تکیه کردن بر خود و خداوند رو در زندگیش دید
نکته هایی که من برای خودم از این فایل گرانبها یادداشت کردم :
اصل اصل اصل همه چیز در زندگی اینه که خودم مسئولیت زندگی خودم رو بپدیرم و اگر میخوام زندگیم عوض بشه بدونم که من با تفکرات و باورهام دارم زندگیم رو خلق میکنم
چون
خداند یک سیستمه یک انرژی که بدون قضاوت بدون دلسوزی فقط داره به فرکانسهای من پاسخ میده و اساس جهان اینگونه طراحی شده که تو با باورها ت زندگیت رو خلق کنی
چون جهان فقط یک تبدیل کننده ی افکار و باورهای توست
پس تو هستی که انتخاب میکنی به چه چیزی فکر کنی و اون فکر رو تکرار و تکرار کنی و تبدیل به باور بشه
تو هستی که میتونی با جهت دهی افکارت به سمت اونچه که میخواهی تجربه ش کنی در زندگیت باورهایی بسازی که خواسته هات در زندگیت پدیدار بشه نه ناخواسته هات
پس به چیزی که توجه میکنی
به چیزی که میشنوی
به چیزی که میبینی
به چیزی که فکر میکنی و مینویسی آگاه باش
چون اینها همون ورودیهای تو هستند که قالب فکر و باور تورو میسازند
جهان داره هر لحظه پاسخ فرکانسهای ارسالی ما رو میده حال اگر با باورهای قدرتمندانه در مدار خوب باشیم همیشه اوضاع و شرایط خوبه و هر اتفاقی به نفع مونه
من باید مسئولیت صددرصدی زندگیمو بپدیرم و شروع کنم به تغییرات
تا موقعی که بهانه بیارم و به گردن هر عامل بیرونی
پدر مادر همسر فرزند جامعه رییس حکومت اقتصاد … هر عاملی بیرون از خودم بندازم قدم از قدم نمیتونم بردارم برای تغییر
باید این نگاه که از دیگران توقع داشته بلشم زندگی منو درست کنند رو باید بریزم دور
خودم اون کسی هستم که باید زندگیمو تعییر بدم
خودم اون کسی هستم که بلید ایراد زندگیمو در مسایل مالی
روابطی
… پیدا کنم
دنبال منجی از بیرون نباشم
منجی خودمم
منجی زندگیم خودم هستم
من قدرت تعییر رو دارم
خدا کمکم میکنه
خدا همراه منه
شروع کنم قدرم اول رو بردارم برای تغییر
خودم رو کاملا مسئول بدونم در برابر خودم و زندگیم
جهان داره به نگاه من به باور من پاسخ میده
اگر باور کنم کس دیگه ای باید زندگی منو تغییر بده
پدری مادری ارثیه ای نماینده ای دولتی حکومتی
به هیج جا که نمیرسم هیچ
بلکه با این افکار سمی از مسیر هم دور میشم
به قول استاد که جقدر این کلامش بر دلم نشست
این دوقرون دوزاری که تو از دیگران توقع داری تو رو از میلیاردها ثروت و نعمت محروم میکنه
توقعت رو از دیگران پایین بیار این توقع همون شرکه
منتظر یه نجات دهنده برای زندگیم لز بیرون شرکه شرک
توقعت رو از خدا ببر بالا
خدایی که به تو قدرت خلق داده و خودش هم هدایت ت میکنه
همه ی آدمهای ثروتمند و موفق و خوشبخت اولین مسئله ای که میپذیرند مسئولیت صددرصدی زندگی خودشونه
از تضادهات در زندگیت کمک بگیر برای تغییرات نه اینکه عژا بکیر و گریه کن
تین باور رو در خودت ایحاد و تکرار وتکرار کن منتطر دیگران نباش
از دیگرلن هیج توقعی نداشته باش که بتو کمک کنند زندگیت بهتر بشه چه دولت چه هر کس دیگه ای
مسئولیت رو لز روی دوش دیگران بردار
به خدا به قدرت خدا و قدرتی که خدا بتو برای خلق زندگیت داده فکر کن
وقتی قدم بر میداری و به قدرت ربی تکیه میکنی که بر تمام ذرات هستی عالم و قادره
وقتی به لو توکل میکنی و ازش هدایت میخوای
وقتی تو بندگی میکنی
وقتی تو قدرت تعییر رو در زندگیت میبینی که خدا چه توانایی هایی در تو قرار داده
و به قدرت بی نهایت او تکیه میکنی و شروع میکنی و قدرم بر میداری از هر جا
با هر شرایطی
حتی از کارگری
اون وقت میبینی خداوند چه درهایی رو برات باز میکنه و چطور برات خدایی میکنه
به او اعتماد کن
بع علم بی نهایتش اعتناد کن
به قدرت بی نهایتش اعتماد کن
به همراهی هاش اعتماد کن
بدون که وقتی ازش هدایت میخوای اون کنارته و یارت
خدایی که میتونه کل امکانات جهان رو در اختیارت قرار بده
تو خدا رو در وجودت تنها فرمانروای قدرتمند بدون
اون کارها رو برات انجام میده
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میخواهم
مرا بره راست هدایت کن راه نعمتها ثروتها موهبتها لذتها ارامشها شادیها سعادت و خوشبختی ها
خداوند سرنوشت هیچ ملتی را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنان آنچه در وجودشان است راتغییر دهند.
آیه 11 سوره رعد
شاید همین یه آیه کافی باشه که من رو متقاعد کنه، قرار نیست یه نفر بیاد و دنیا رو تغییر بده.
من در سوره اسراء پیام هایی رو می بینم که کاملا اشاره داره به این نکته که زندگی ما کاملا در دستان خودمون هستش.
پیام آیه اول می فرماید: من پاک و منزه هستم، چیزی رو به من نبندید، من به کسی ظلم نمی کنم.
پیام آیه دو: موسی نرفت قومش و نجات بده بلکه رفت به اونا بگه: غیر از خدا را وکیل و کارساز نگیرید! خدا به معنای توحید عملی.
پیام آیه سه: تاکید بر سپاسگزاری که یک امر درونیه.
پیام آیه چهار: هر وقت فساد کنید به بد دچار می شوید.
پیام آیه پنج: با فساد و نا درستی بدی رو با سمت خودتون جذب می کنید، کبوتر با کبوتر باز با باز…
پیام آیا شش: خلع سلاح که شدید و از مدار تبهکاری که اومدید بیرون ( و شاید به من توکل کردید) باز پیروزتون می کنم.
پیام آیه هفت: اگر نیکی کنید به خود کرده اید و اگر بدی کنید به خود نیکی کرده اید، در آیه اول فرمودند: که من پاک و منزه هستم.
پیام آیه هشت: اگر بازگردید ما نیز باز می گردیم.
پیام آیه نه: به قوانین آگاهتون کردم به آیینی استوار رهنمونتون کردم.
و این سوره سرشار پیام هاییه که قانوت رو تایید می کنه.
در آیه 41 می فرمایند:
به راستی در این قرآن ، گوناگون بیان کردیم تا متذکّر و هوشیار شوند. به شیوه های مختلف (مثال و منطق و داستان) قانون رو بهتون گفتیم.
آیه 15
هر کس هدایت یافت، فقط به سود خودش هدایت می یابد و هر کس گمراه شد، فقط به زیان خودش گمراه می شود. و هیچ بردارنده ای بار گناه دیگری را به دوش خود بر نمی دارد.
با گوش دادن به این فایل اولش فکر کردم که من این قضیه رو پذیرفتم، که من خالق 100 در 100 شرایط زندگیم هستم ولی واقعا اینطور نیست، پذیرفتن یعنی عمل کردن. به اندازه ای که دارم رو خودم (باورها و شخصیتم) کار می کنم، به اندازه ای که این اصول رو وارد زندگیم می کنم پذیرفتم که خالق تمام شرایط زندگیم هستم.
به اندازه ای که ورودی های ذهنم و کنترل می کنم، به اندازه ای که این آموزه ها رو وحی منزل می دونم، به اندازه ای که سعی می کنم به زیبایی ها توجه کنم، به فراوانی، به خوبی آدم ها، داشته ها و نعمت هام، خواسته ها و اهدافم و به مقداری که سعی می کنم با قدرت در این مسیر بمونم و احساسم و خوب کنم، پذیرفتم که زندگیم دست خودمه.
اما اگه هنوز ورودی های ذهنم و کنترل نمی کنم، یا یه جاهایی مصالحه و سازش می کنم که حالا این یه بار اشکال نداره، یا اوقاتم و به بطالت می گذرونم و منتظرم بدون اینکه تغییری کرده باشم حتی خدا مسائلم رو حل کنه و از این اصول در زندگیم استفاده نمی کنم، به همون اندازه نپذیرفتم که من خالقم.
بارها استاد گفتن: کامنت بخونید و کامنت بگذارید ولی من گفتم: حالا اینکه زیاد مهم نیست بذار برم فلان تمرین و انجام بدم اون مهمتره، یا به خودم اجازه می دم هر چرندیات و محتوای مستهجنی رو مشاهده کنم یا گوش بدم و برا هرکسی وقت بذارم، پس نپذیرفتم، پس فکر می کنم حالا بذار زورم و بزنم ولی این آموزه هام باشه شاید کار کرد برام.
اگر من واقعا بپذیرم که خودمم و حتی خداهم تا من تغییری نکنم در زندگی من تغییری ایجاد نمی کنه چه برسه به عوامل بیرون از خودم، صد در صد مسیر درک و عمل به این آگاهی ها تغییر می کنه و خداوند از یه در دیگه با من حرف می زنه که تا حالا درکش نکردم. فقط باید از انکار بیام بیرون و اقرار کنم که من هنوز این رو به اون حد که تغییرات اساسی در شخصیت و زندگیم ایجاد کنه نپذیرفتم، گواهشم عملکرد منه.
ممنونم از استاد که درک خوبی از توحید و بندگی رو به من دادید که بندگی یعنی رو درونم کار کنم و توحید یعنی اینکه هیچ چیزی بجز آنچه در درون منه هیچ قدرتی نداره، من باید درونم و تغییر بدم بعد خداوند تمام آنچه در دنیای بیرون من هست رو تغییر میده.
قدم اول برای تغییر همینه و وقتی من این بپذیرم میام رو انرژی های ذهنیم کار می کنم، تجسم می کنم و به یاد میارم اتفاقاتی که با ذهنم خلق کردم، با باورهام.
راستش درک نمی کردم تعهد بدید که خودتون خالق صد در صد زندگیتون هستید یعنی چی؟
از نظر من تعهد یه چیزی بود که باید می نوشتم و پاش و امضاء می کردم که البته همونم بی تاثیر نبود ولی حالا که کمی تکاملم و طی کردم درک می کنم که تعهد و پذیرش یعنی عمل کردن، یعنی تغیر مداوم دنیای درونم.
حالا همینجا می خوام تعهد بدم و به یاری خدا که ارحم الراحمین از هر فرصتی برای خلق شرایط دلخواهم استفاده کنم.
چقد خوبه که این دوره با توحید آغاز می شه که می گه:
گروه تحقیقاتی عباسمنش:
قوانین زندگی را بشناس و بر آن اساس باورهای قدرتمندکننده را ایجاد کن و سکّان را به دست او بسپار. او به تو میگوید که باید چکار کنی و چکار نکنی. این یعنی اجرای توحید در عمل. نتیجه این کار نیز ورود به مدار خواستهها، احاطه شدن با خواستههای بسیار و تجربه آنهاست.
این یعنی گسترش. به اندازهای که به باورهای قدرتمندکنندهات وابسته شوی، توحیدی تر میشوی، به اندازهای هم که توحیدیتر شوی، وارد مداری های بالاتر و احاطه با تجربههای باکیفیت تر قرار میگیری و به همان اندازه هم بیشتر رشد میکنی و دوباره باورهایت توحیدی تر میشود و هر بار این مسیر را تا ابد با کیفیتتر می گرداند.
اینم بگم، بخدا من یکی ادا در میارم که فقط خودم هستم نه هیچ عامل دیگه ای، ادا که نه دارم سعی می کنم اینجور باور کنم ولی هنوز باورش نکردم، دلیل دارم، دیشب که این فایل و خوب گوش دادم بعد که خوابیدم خواب دیدم یه چند نفر به ظاهر مومن قمه به دست می زدن و امر می کردن و بر ما که یه عده بودیم مسلط بودن و چه قدر ما وحشت داشتیم ازشون…
بیدار که شدم گفتم خدایا من با این آگاهی ها خوابیدم این چه خوابی بود دیدم.
گفت داداش اومدی خونه تکونی، این یه مورده که در ناخودآگاهته.
همه چی همزمان و در جای درستشه و خدارو شکر که به این دوره هدایت شدم.
سلام به همه اعضای گروه مخصوصا اقای عباسمنش و خانوم شایسته عزیز.
این موضوع مسئولیت پذیری واقعا یکی از موضوعاتی هست که ما اصلا گردن نمیگیریم و همیشه توقع داریم یه نفر از بیرون که پدرم یا شوهرم من تامین کنه و نیازهام برطرف کنه،این توقع داشتن باعث میشه همیشه ناراضی و ناراحت باشی و از همه مهم تر خودت یه آدم بی مصرف و عصبی و پرخاشگر میشی .
من خودم دقیقا همین توقع داشتن در زندگیم دارم و ضررهاش دیدم که زود دارم، پیر و ناتوان و ناامید میشم.
با گوش دادن و عمل به فایل های شما حتما نتیجه ی خوبی میگیرم و اینجا به اطلاع شما میرسونم
وقتی به پذیرش مسولیت زندگیم فکر می کنم کمی دچار ترس می شم .ترس اینکه حالا که من مسول زندگیم هستم حالا چطوری باید زندگیم درست کنم؟ ترس از اینکه ندونم برای مسایل زندگیم چکار باید کنم؟ ترس از اینکه نکنه نتونم برای خودم و زندگیم کاری انجام بدهم؟نکنه من توانایی حل مسایل زندگیم نداشته باشم ؟چون همه این سالها خیلی تقلا کردم تا مسایلم حل بشه .این ترسها رو تو دوره احساس لیاقت پیداش کردم .اون موقع این ترس کمی سرش بالا آورد و ومن کمی آنها رو شناختم ولی باز رفت ته اعماق وجودم و الان باز , با توضیح استاد راجع مسولیت ،این ترس دوباره خودش نشون داد .و دارم می فهمم که چرا نمی خواهم مسولیت تک تک اتفاقات زندگیم و دستاوردهای زندگیم به عهده بگیرم و و بلند بشم و کاری برای زندگیم بکنم . داشتم تو دفترم می نوشتم که مسولیت چه چیزهای رو تو زندگیم باید به عهده بگیرم ،ترس اینکه اینهمه مسأله رو باید حل کنم باز سراغ من اومد .اما صحبت استاد در مورد اینکه با بندگی خدا هدایت می شیم به مسیر و خدا کمک می کنه,آرامش پیدا کردم .و همانطور استاد در دوره حل مسأله این مسأله بیشتر توضیح دادند و کمک می کردند که منطق این باور رو برامون جا بندازند؛ تا این ترس در وجودمون بتونیم کمرنگ کنیم. و با دوره احساس لیاقت این باور پیدا کنیم که ما لایق نعمتها هستیم و اینکه ما تمام توان لازم برای حل مسایل مون با کمک خدا داریم ومن نفس راحتی می کشیدم.الان تو دوره 12قدم هستم و فایلهای توحیدی استاد گوش می کنم و می بینم که بعضی مسایل من که سالهاست با روشهای مختلف خواستم حلش کنم و نتوستم کاری براشون بکنم، الان الحق و انصاف با سپردن به خدا خودش داره حل می شه و خدا هدایتم کرد بدون تقلا کردن یا راه حل مسأله بدونم ویا حتی خدا توانش حل اون مسأله بهم داد و حتی گاهی اون مشکل اصلا پیش نیومد که من تقلا کنم تا حل بشه ، اصلا انگار از اول هم این مسأله وجود نداشت و اونجا انگشت حیرت به دهان می گرفتم؟! چی شد؟! چرا مثل قبل اون مسأله پیش نیومد ؟!
و این جاست که من نتبجه بندگی کردن خدا رو که استاد در این فایل فرمودند با پوست و گوشت و استخوانم درک می کنم .ولی خیلی از مواقع این کنترل ذهن از دست می دهم و نتایجم پایدار نمی شه .همانطور استاد بارها گفتن باید دایم ما رو خودمون و کنترل ورودی های ذهن کار کنیم و توحید اساس تمام زندگیمون باشه.
وسلام به خانواده محترم عباس منش ها امیدوارم همگی در پناه الله یکتا شادوسلامت باشید،
استاد جان خانم شایسته گل ومدیر فنی عزیز می دانم ،یکی از شما بزرگواران کامنت بنده را مطالعه می فرمایید ،
این چند مورد را برای بنده بررسی وکمکم کنیدحل بشود انشالله ،
1_ بنده امروز غروب برای همین فایل خانه تکانی گام به گام ذهن ،کا منت گذاشتم ،ولی بعداً که می خواهم کامنت خودم را به عنوان رد پا پیدا کنم وبخوانم ،پیداش نمیکنم ،حتی میدانم صفحه 50یا 51 بود و
2_ مورد دیگر من کتاب ها ی استاد گرامی را خریدم ،ولی به علت سن بالا نمی توانم ،هم کامنت ها،هم مقالات سایت را از روی گوشی مطالعه کنم ،بردم به کافی نت ها گفتم تبدیل کنید به کتاب کاغذی باخط درشت ،که گفتند باید در سایت این تغییر اعمال بشود ،اگر ما بخواهیم فونت را بزرگتر کنیم ،صفحه بندی به میخوره وما نمی توانیم آنرا صفحه گذاری کنیم،
قسمت سوم ،کتاب رویاهایی که رویا نیستند را چاپ کردم ولی خط آن ریز هست وسخت میتوانم بخوانم،
3 _ در هنگام نوشتن کامنت اگر کامنت ناتمام باشه وله هردلیل از سایت خارج بشم متن پاک می شود کاش تدبیری اندیشیده شود که به عنوان متن ذخیره شده باشد وبعدا بتوانم آنرا تکمیل ودکمه فرستادن دیدگاه را بزنیم ،چون بنده نمی توانم متن دلخواه م را یک باره بنویسم .دلم میخواد حق مطلب را بتوانم ادا کنم ولی به دلیل مشکل سن،.سال ودیسک گردن نمی توانم طولانی از گوشی.مخوصا نوشتن استفاده کنم ،
تو را به خدا برای افراد مسن هم فکری بفرمایید ،که بتوانیم راحت تر از دریای بی انتهای اگاهی وایمان وتوحید در سایت استاد عباس منش استفاده کنیم ،
4_ بنده ،دوره های عزت نفس ،حل مسائل واحساس لیاقت خریده ام ولی به دلایلی که در بالا عرض کردم کمتر کامنت نوشته وفعالیتم در سایت کم است متاسفانه ،
5_ در اتاق شخصی کاش ،قسمتی گنجانده شود کامنت در محتوا ی دانلودی ،یاهدیه باشد که بتوانیم کامنت های خودمان را دوباره بصورت کامل مطالعه کنیم ،مثلا برای من ناتمام متن جواب دیگران به دیدگاه من نشان داده می شود ،
انشالله لطف بفرمایید موارد ذکرشده را بررسی ومشکلی بنده حل شود ،
چون واقعاً می خواهم در خانه تکانی گام به گام شرکت کنم ورودی خودم کار کنم شما را به خدا راهنماییم بفرمایید،
در پایان از شما عزیزان سخاوتمند تشکر بی نهایت دارم در پناه تنها قدرت عالم خدای عزیزم باشیم
به نام خداوندی که قدرت فرمانروایی جهان را بر عهده دارد.
سلام و درود بر هر دو استاد عزیز و دوستان گرامی
ما نباید نگاهمان به خداوند مانند آدم باشد در صورتی که خداوند یک انرژی است ودارد به فرکانسهای ما پاسخ میدهد و اگر ما تو شرایط خوب باشیم همیشه پاسخ ما اتفاقات خوب است.
و این سیل و زلزلهها باعث پیشرفت ما انسانها میشود و باعث میشود که ایدهها بدهیم، هر مسئلهای و هر مشکلی در جهان باعث شده که جهان پیشرفت کند.
اصل همه چیز این است که مسئول خودمان در زندگی هستیم.
ما خودمان مسئول هستیم که همه چیز و اتفاقات را رقم میزنیم و نگاه ما به عامل بیرونی که باعث شود که ما تغییر کنیم و زندگی ما بهتر شود این شرک محسوب میشود و ما را از خداوند دور میکند.
هر اتفاقی که در زندگی برای ما رخ میدهد از افکارمان رقم میخورد و این را به خودم میگویم که من خودم زندگی خودم را دارم خلق میکنم،اتفاقات زندگی را خودم دارم رقم میزنم و نیازی نیست که پدرم و ارثیه و دولت و همسر… فلان و فلان کار را برای من بکند همه کارها را خودم میتوانم مسئولیت آن را بر عهده بگیرم و خلق کنم.
همه چیز از فکر شروع میشود وقتی که ما فکرمان را کنترل میکنیم به مسیرهای درست به ایدههای درست یعنی بهتر از قبل هدایت میشویم و اینطور نیست که یک شبه ما تغییر کنیم و این باید به صورت تکاملی و آرام آرام این مسیر را طی کنیم و اگر روی این پاشنه آشیل کار شود خیلی عالی میشود و ما از درون تغییر میکنیم.
ما باید عمل کنیم به دانستهها «ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است»
باید رفتار و عمل من طوری باشد که منتظر هیچ عامل بیرونی نباشم و فقط نگاه و دستانم رو به خداوند باشد و در مسیر رشد و پیشرفت باشم و هیچ گونه توقع از کسی نداشته باشم چون همه این اتفاقات خودم به وجود آوردم چه خوب چه بد من باید آن را بپذیرم.
این اتفاقات در من باعث میشود که من انگیزه بگیرم برای رسیدن به مسیر تا زندگیم را تغییر دهم این تضادها به من کمک میکند برای رشد و پیشرفت کردن.
اگر من اتفاقات زندگی خود را به خودم ربط دهم و مسئولیت آنها را بر عهده بگیرم پیشرفت میکنم.
ما باید این باور را زیاد تکرار کنیم که ما قدرت خداوندی در وجودمان است که به قول قرآن ما را هدایت میکند که همان خواندن سوره حمد است.
«خداوندا ما را به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت دادهای هدایت کن…»
باید این درخواست ما از خداوند باشد و باید این را باور داشته باشیم که از خداوند میخواهیم و از دیگران انتظار و توقع نداشته باشیم.
چون مسئولیت زندگی را خودمان به عهده گرفتهایم و در قلب خودمان با خدای خودمان این درخواستها را داریم.
کسی که بنده خوبی باشد و برای خداوند بندگی کند خداوند برایش همه کاری میکند.
خداوندی که کل جهان را خلق کرده من بندگیاش را بکنم برایم همه کاری میکند.
چون اون فرمانروای کل جهان هستی را بر عهده دارد اگر ما بندگی خوبی برای او باشیم او هم خدایش را خوب بلد است و ما باید باورمان توحیدی باشد.
اگر مانند بقیه فکر میکنیم مانند بقیه نتیجه میگیریم.
اگر میخواهید متفاوت نتیجه بگیرید باید متفاوت فکر کنید و متفاوت عمل کنید.
کسی که به خداوند ایمان داشته باشد برای مردم کار نمیکند و راه درست را میرود کار درست را میکند و اگر توحید توی قلبمان بیشتر و بیشتر شود نحوه فکر کردن و عمل کردن تغییر میکند همه چیز به کل تغییر میکند.
ما باید تمرکز را روی کار خودمان بگذاریم.
«مسئولیت زندگی خود را بر عهده گرفتن همان توحید عملی میباشد.»
اگر مردم ما را بالا بیاورند با یک بشکن ما را پایین میاندازند و ما باید وصل شویم فقط به خداوند.
هدف در این فایل این است که وقتی اتفاقی میافتد خدا را مقصر ندانیم و گردن خداوند نیندازیم و دنبال این نباشیم که کسی بیاید این را برای ما درست کند و نگران هیچ نباشیم و خودمان قدرت خلق زندگی خودمان را داریم .
و ما چیزی به عنوان بلایای طبیعی نداریم اینا همش نعمتهای خداوند است و این نعمتها را فقط یک سریها دریافت میکنند یک سریها دریافت نمیکنند یعنی یک سری اتفاقات یکسان نتایج متفاوت را برای آدمها دارد و هر کسی در مدار مناسب باشد از همان بلایای طبیعی پول میسازد ایده میگیرد و زندگی خودش را بهتر میکند.
توحید……اصل و اساس تمام انچه هست و بوده و خواهد بود!!!
توحید ینی خدا میگه تو هدفت رو علاقت رو خودت رو بشناس و پیدا کن و به من ایمان کامل داشته باش و حرکت کن ومطمئن باش ک من همه ی کارهارو برات انجام میدم فارغ از اینکه بقیه چی میگن قانون چی میگه حتی گذشتت چی میگه قهرمانا و الگوها چی میگن داستانا چی میگن سرگذشتا چی میگن ووو
اگر بمن توجه کنی و روت به سمت من باشه من برات مصدر (شدن) رو صرف میکنم
اگر باورم کنی همیشه یه صدایی درونت میگه :(میشه) حتی اگر تمااااااااااااام دنیا بگن نمیشه
حتی اگر تمام دنیا بگن تو نمیتونی
شایدم درست بگن ها شایدواقعانمیتونی و نمیشه
اما اگر تو منو باورکنی و باورت این باشه ک من میتونم علیرغم واقعیتی ک اونا باور کردن خودم رو که شدن هستم به شکل باور تو دربیارم ،خواهی دید که میشه و به خودت میای ومیبینی ک شده!
توحید یعنی من میخوام سبک زندگیه خودم رو داشته باشم میخوام قالب زندگیه خودم رو داشته باشم
میخوام برگی در باد نباشم
میخوام خدا بهم (جهت) بده
میخوام خدا خودش رو به شکل ارزوهای من دربیاره
میخوام فارغ از نتایج دهن پرکنی که بقیه براشون سرو دست میشکنن،زندگی رو تجربه کنم.
میخوام ازاد بشم از قیل وقال رسیدن به اهداف و هرلحظه ی حرکت درمسیر رسیدن به هدف هامو لذت ببرم طوری ک نفهمم کی به مقصد رسیدم
وحتی مقصد رو هم تعیین نکنم
پارو نزنم
وا بدم
دل رو به دریا بدم
خودش ببرتم هرجا دلش خواست
به هرجا رسیدم مقصد همونجاست!!
توحید یعنی این
منم همینو میخوام
توحید یعنی فکرخدارو خوندن
یعنی نگاه کردن به همه چیز اززاویه ایی که بشه نتیجه رو به نفع خودم برگردونم
توحید یعنی خیال راحت
توحید یعنی هیس!به نجواهای شیطان ذهن و شیطان های اطرافمون،،،،وگفتنه اینکه شماها نمیتونید فریبم بدین شماها دروغید ،توهمید شماها (نشدن) هستین!
من ،مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
من شدن هستم
هرچه که تاالان شدم هم بخاطر باور (شدن) بوده حتی اگر به ظاهر نتیجه ی خاصی نداشته باشم
من توحید رو انتخاب میکنم خودم رو انتخاب میکنم درونم رو انتخاب میکنم
شدن رو انتخاب میکنم
الان میخوام تو رشته ی مورد علاقم تو سنی ک میگن مهاجرت تحصیلی دیگه دیره و سخته و پدرت درمیاد تحصیل کنم.
هیچ پولی هم ندارم
هیچ پشتوانه ی خاصی به ظاهر ندارم
اما واااااقعا یچیزی خییییلی محکم درونم میگه میشه
میتونی بری
راحتم بری پدرتم درنیاد
اینطور به داستان نگاه نکن ک پول نداری بگو از شغلی ک دارم باساختن باورهای درست ثروت میسازم و مولد پول میشم و رفتنتم مثل اب خوردن خواهد بود شک نکن فقط نخواه ک خودت به خودت جهت بدی بذار هدایتت کنم به جایی ک برات بهترین باشه
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به اساتید عزیزم و دوستان گرانقدرم
عزیزانم من در سفر هستم
سفری چند روزه و بسیار زیبا
سفری که خداوند برام ترتیب داد و بهم آزادی مکانی و زمانی داد تا ارامتر بشم
الهی شکرت
امروز بطور کاملا هدایتی به فایل گام به گام خانه تکانی ذهن هدایت شدم و توضیحات مریم عزیز رو شنیدم
چقدر دلچسب بود برام
چقدر شیرین بود برام
چند روزی هست از خدا هدایت میخوام برای حل مسایل زندگیم
امروز که باین اگاهی هدایت شدم خیلی خوشحال شدم با توضیحات مریم عزیز مطمئنم ذهن من در این سی روز دوباره از نو برنانه ریزی میشه
نکاتی که من یادداشت کردم و باید هر روز به خودم یادآوربشم رو اینجا مینویسم و رد پایی از من باشه، برای خودم و شاید عزیزی از این جمع
برام خیلی جالبه امروز یه فایل از استاد شنیدم در کلاب هاوس که دوستان از نتایج خود میگفتن
و چقدر صحبت یکی از عزیزان رزای عزیز دقیقا مرتبط بود با همین موضوع که ما خودمون زندگی مون رو خلق میکنیم
پیشنهاد میکنم حتنا گوش بدیت داستان بسیار جذاب از خلق شرایط دلخواه برای خود اونم از نقطه صفر صفر
دقیقا میشه واضح و روشن رد پای توکل و تسلیم بودن و تکیه کردن بر خود و خداوند رو در زندگیش دید
نکته هایی که من برای خودم از این فایل گرانبها یادداشت کردم :
اصل اصل اصل همه چیز در زندگی اینه که خودم مسئولیت زندگی خودم رو بپدیرم و اگر میخوام زندگیم عوض بشه بدونم که من با تفکرات و باورهام دارم زندگیم رو خلق میکنم
چون
خداند یک سیستمه یک انرژی که بدون قضاوت بدون دلسوزی فقط داره به فرکانسهای من پاسخ میده و اساس جهان اینگونه طراحی شده که تو با باورها ت زندگیت رو خلق کنی
چون جهان فقط یک تبدیل کننده ی افکار و باورهای توست
پس تو هستی که انتخاب میکنی به چه چیزی فکر کنی و اون فکر رو تکرار و تکرار کنی و تبدیل به باور بشه
تو هستی که میتونی با جهت دهی افکارت به سمت اونچه که میخواهی تجربه ش کنی در زندگیت باورهایی بسازی که خواسته هات در زندگیت پدیدار بشه نه ناخواسته هات
پس به چیزی که توجه میکنی
به چیزی که میشنوی
به چیزی که میبینی
به چیزی که فکر میکنی و مینویسی آگاه باش
چون اینها همون ورودیهای تو هستند که قالب فکر و باور تورو میسازند
جهان داره هر لحظه پاسخ فرکانسهای ارسالی ما رو میده حال اگر با باورهای قدرتمندانه در مدار خوب باشیم همیشه اوضاع و شرایط خوبه و هر اتفاقی به نفع مونه
من باید مسئولیت صددرصدی زندگیمو بپدیرم و شروع کنم به تغییرات
تا موقعی که بهانه بیارم و به گردن هر عامل بیرونی
پدر مادر همسر فرزند جامعه رییس حکومت اقتصاد … هر عاملی بیرون از خودم بندازم قدم از قدم نمیتونم بردارم برای تغییر
باید این نگاه که از دیگران توقع داشته بلشم زندگی منو درست کنند رو باید بریزم دور
خودم اون کسی هستم که باید زندگیمو تعییر بدم
خودم اون کسی هستم که بلید ایراد زندگیمو در مسایل مالی
روابطی
… پیدا کنم
دنبال منجی از بیرون نباشم
منجی خودمم
منجی زندگیم خودم هستم
من قدرت تعییر رو دارم
خدا کمکم میکنه
خدا همراه منه
شروع کنم قدرم اول رو بردارم برای تغییر
خودم رو کاملا مسئول بدونم در برابر خودم و زندگیم
جهان داره به نگاه من به باور من پاسخ میده
اگر باور کنم کس دیگه ای باید زندگی منو تغییر بده
پدری مادری ارثیه ای نماینده ای دولتی حکومتی
به هیج جا که نمیرسم هیچ
بلکه با این افکار سمی از مسیر هم دور میشم
به قول استاد که جقدر این کلامش بر دلم نشست
این دوقرون دوزاری که تو از دیگران توقع داری تو رو از میلیاردها ثروت و نعمت محروم میکنه
توقعت رو از دیگران پایین بیار این توقع همون شرکه
منتظر یه نجات دهنده برای زندگیم لز بیرون شرکه شرک
توقعت رو از خدا ببر بالا
خدایی که به تو قدرت خلق داده و خودش هم هدایت ت میکنه
همه ی آدمهای ثروتمند و موفق و خوشبخت اولین مسئله ای که میپذیرند مسئولیت صددرصدی زندگی خودشونه
از تضادهات در زندگیت کمک بگیر برای تغییرات نه اینکه عژا بکیر و گریه کن
تین باور رو در خودت ایحاد و تکرار وتکرار کن منتطر دیگران نباش
از دیگرلن هیج توقعی نداشته باش که بتو کمک کنند زندگیت بهتر بشه چه دولت چه هر کس دیگه ای
مسئولیت رو لز روی دوش دیگران بردار
به خدا به قدرت خدا و قدرتی که خدا بتو برای خلق زندگیت داده فکر کن
وقتی قدم بر میداری و به قدرت ربی تکیه میکنی که بر تمام ذرات هستی عالم و قادره
وقتی به لو توکل میکنی و ازش هدایت میخوای
وقتی تو بندگی میکنی
وقتی تو قدرت تعییر رو در زندگیت میبینی که خدا چه توانایی هایی در تو قرار داده
و به قدرت بی نهایت او تکیه میکنی و شروع میکنی و قدرم بر میداری از هر جا
با هر شرایطی
حتی از کارگری
اون وقت میبینی خداوند چه درهایی رو برات باز میکنه و چطور برات خدایی میکنه
به او اعتماد کن
بع علم بی نهایتش اعتناد کن
به قدرت بی نهایتش اعتماد کن
به همراهی هاش اعتماد کن
بدون که وقتی ازش هدایت میخوای اون کنارته و یارت
خدایی که میتونه کل امکانات جهان رو در اختیارت قرار بده
تو خدا رو در وجودت تنها فرمانروای قدرتمند بدون
اون کارها رو برات انجام میده
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میخواهم
مرا بره راست هدایت کن راه نعمتها ثروتها موهبتها لذتها ارامشها شادیها سعادت و خوشبختی ها
امین یا رب العالمین
به نام الله یکتا
باسلام واحترام الیاسم استاد گلم
من دوست دارم در عمل کار انجام بدم
فقط درعمل. لذتش درعمل هست.
من این فایل ودرک کردم مقداری.
واومدم یه کاغذ برداشتم ونوشتم که
️ ((تمام. تمام ارث پدریم را به مادرم بخشیدم)) ️
با اینکه پدرم تازه ازدنیا رفته. بعد فوت بابام کلی صحبت هست واموال هم داشتند خدارحمتش کنه
ولی گفتم کدوم کار سختر هست کدوم کار میتونه به شناخت خدای درونم کمک کنه.
دیدم نوشتنش وامضا کردنش سخت تر هست ومکتوب کردنش.
واینکار موقعی هست که خودمم به این پول احتیاح دارم
ولی این کار رنگ ولعاب توحید دارد اصلا خود توحید هست من دستان خداروباز گذاشتم
که همه کار برام انجام بده.
واین کار فقط برای خودم بود حتی برای خدا هم نیست برای انفاق بود من اینجوری انفاق کردم به مادرم
البته که بعد ماهها کارکردن به این حد رسیدم
چون مقداری خودمو شناختم واون خدایی که درونم هست واون خدا فقط طرف حسابش برای نتایج عالی اجابتش هست با چی باعمل.
من نباید به مسائل مملکت کاربگیرم به موجهایی که بوجود میادمگه فرقی هست بین خانواده من وملت ازلحاظ تنشهایی که بوجود میاد
من اعراض کردم آگاهانه درعمل با امید اینکه هزاران برابرش دریافت خواهم کرد وتمام
وسپاس از بزرگواری شما عزیز دل ممنون خدایارونگهدار همه دوستان
به نام خدا
خداوند سرنوشت هیچ ملتی را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنان آنچه در وجودشان است راتغییر دهند.
آیه 11 سوره رعد
شاید همین یه آیه کافی باشه که من رو متقاعد کنه، قرار نیست یه نفر بیاد و دنیا رو تغییر بده.
من در سوره اسراء پیام هایی رو می بینم که کاملا اشاره داره به این نکته که زندگی ما کاملا در دستان خودمون هستش.
پیام آیه اول می فرماید: من پاک و منزه هستم، چیزی رو به من نبندید، من به کسی ظلم نمی کنم.
پیام آیه دو: موسی نرفت قومش و نجات بده بلکه رفت به اونا بگه: غیر از خدا را وکیل و کارساز نگیرید! خدا به معنای توحید عملی.
پیام آیه سه: تاکید بر سپاسگزاری که یک امر درونیه.
پیام آیه چهار: هر وقت فساد کنید به بد دچار می شوید.
پیام آیه پنج: با فساد و نا درستی بدی رو با سمت خودتون جذب می کنید، کبوتر با کبوتر باز با باز…
پیام آیا شش: خلع سلاح که شدید و از مدار تبهکاری که اومدید بیرون ( و شاید به من توکل کردید) باز پیروزتون می کنم.
پیام آیه هفت: اگر نیکی کنید به خود کرده اید و اگر بدی کنید به خود نیکی کرده اید، در آیه اول فرمودند: که من پاک و منزه هستم.
پیام آیه هشت: اگر بازگردید ما نیز باز می گردیم.
پیام آیه نه: به قوانین آگاهتون کردم به آیینی استوار رهنمونتون کردم.
و این سوره سرشار پیام هاییه که قانوت رو تایید می کنه.
در آیه 41 می فرمایند:
به راستی در این قرآن ، گوناگون بیان کردیم تا متذکّر و هوشیار شوند. به شیوه های مختلف (مثال و منطق و داستان) قانون رو بهتون گفتیم.
آیه 15
هر کس هدایت یافت، فقط به سود خودش هدایت می یابد و هر کس گمراه شد، فقط به زیان خودش گمراه می شود. و هیچ بردارنده ای بار گناه دیگری را به دوش خود بر نمی دارد.
در آیه بیستم هم می فرمایند:
کُلࣰّا نُّمِدُّ هَـٰٓؤُلَآءِ وَهَـٰٓؤُلَآءِ مِنۡ عَطَآءِ رَبِّکَۚ وَمَا کَانَ عَطَآءُ رَبِّکَ مَحۡظُورًا.
با گوش دادن به این فایل اولش فکر کردم که من این قضیه رو پذیرفتم، که من خالق 100 در 100 شرایط زندگیم هستم ولی واقعا اینطور نیست، پذیرفتن یعنی عمل کردن. به اندازه ای که دارم رو خودم (باورها و شخصیتم) کار می کنم، به اندازه ای که این اصول رو وارد زندگیم می کنم پذیرفتم که خالق تمام شرایط زندگیم هستم.
به اندازه ای که ورودی های ذهنم و کنترل می کنم، به اندازه ای که این آموزه ها رو وحی منزل می دونم، به اندازه ای که سعی می کنم به زیبایی ها توجه کنم، به فراوانی، به خوبی آدم ها، داشته ها و نعمت هام، خواسته ها و اهدافم و به مقداری که سعی می کنم با قدرت در این مسیر بمونم و احساسم و خوب کنم، پذیرفتم که زندگیم دست خودمه.
اما اگه هنوز ورودی های ذهنم و کنترل نمی کنم، یا یه جاهایی مصالحه و سازش می کنم که حالا این یه بار اشکال نداره، یا اوقاتم و به بطالت می گذرونم و منتظرم بدون اینکه تغییری کرده باشم حتی خدا مسائلم رو حل کنه و از این اصول در زندگیم استفاده نمی کنم، به همون اندازه نپذیرفتم که من خالقم.
بارها استاد گفتن: کامنت بخونید و کامنت بگذارید ولی من گفتم: حالا اینکه زیاد مهم نیست بذار برم فلان تمرین و انجام بدم اون مهمتره، یا به خودم اجازه می دم هر چرندیات و محتوای مستهجنی رو مشاهده کنم یا گوش بدم و برا هرکسی وقت بذارم، پس نپذیرفتم، پس فکر می کنم حالا بذار زورم و بزنم ولی این آموزه هام باشه شاید کار کرد برام.
اگر من واقعا بپذیرم که خودمم و حتی خداهم تا من تغییری نکنم در زندگی من تغییری ایجاد نمی کنه چه برسه به عوامل بیرون از خودم، صد در صد مسیر درک و عمل به این آگاهی ها تغییر می کنه و خداوند از یه در دیگه با من حرف می زنه که تا حالا درکش نکردم. فقط باید از انکار بیام بیرون و اقرار کنم که من هنوز این رو به اون حد که تغییرات اساسی در شخصیت و زندگیم ایجاد کنه نپذیرفتم، گواهشم عملکرد منه.
ممنونم از استاد که درک خوبی از توحید و بندگی رو به من دادید که بندگی یعنی رو درونم کار کنم و توحید یعنی اینکه هیچ چیزی بجز آنچه در درون منه هیچ قدرتی نداره، من باید درونم و تغییر بدم بعد خداوند تمام آنچه در دنیای بیرون من هست رو تغییر میده.
قدم اول برای تغییر همینه و وقتی من این بپذیرم میام رو انرژی های ذهنیم کار می کنم، تجسم می کنم و به یاد میارم اتفاقاتی که با ذهنم خلق کردم، با باورهام.
راستش درک نمی کردم تعهد بدید که خودتون خالق صد در صد زندگیتون هستید یعنی چی؟
از نظر من تعهد یه چیزی بود که باید می نوشتم و پاش و امضاء می کردم که البته همونم بی تاثیر نبود ولی حالا که کمی تکاملم و طی کردم درک می کنم که تعهد و پذیرش یعنی عمل کردن، یعنی تغیر مداوم دنیای درونم.
حالا همینجا می خوام تعهد بدم و به یاری خدا که ارحم الراحمین از هر فرصتی برای خلق شرایط دلخواهم استفاده کنم.
چقد خوبه که این دوره با توحید آغاز می شه که می گه:
گروه تحقیقاتی عباسمنش:
قوانین زندگی را بشناس و بر آن اساس باورهای قدرتمندکننده را ایجاد کن و سکّان را به دست او بسپار. او به تو میگوید که باید چکار کنی و چکار نکنی. این یعنی اجرای توحید در عمل. نتیجه این کار نیز ورود به مدار خواستهها، احاطه شدن با خواستههای بسیار و تجربه آنهاست.
این یعنی گسترش. به اندازهای که به باورهای قدرتمندکنندهات وابسته شوی، توحیدی تر میشوی، به اندازهای هم که توحیدیتر شوی، وارد مداری های بالاتر و احاطه با تجربههای باکیفیت تر قرار میگیری و به همان اندازه هم بیشتر رشد میکنی و دوباره باورهایت توحیدی تر میشود و هر بار این مسیر را تا ابد با کیفیتتر می گرداند.
اینم بگم، بخدا من یکی ادا در میارم که فقط خودم هستم نه هیچ عامل دیگه ای، ادا که نه دارم سعی می کنم اینجور باور کنم ولی هنوز باورش نکردم، دلیل دارم، دیشب که این فایل و خوب گوش دادم بعد که خوابیدم خواب دیدم یه چند نفر به ظاهر مومن قمه به دست می زدن و امر می کردن و بر ما که یه عده بودیم مسلط بودن و چه قدر ما وحشت داشتیم ازشون…
بیدار که شدم گفتم خدایا من با این آگاهی ها خوابیدم این چه خوابی بود دیدم.
گفت داداش اومدی خونه تکونی، این یه مورده که در ناخودآگاهته.
همه چی همزمان و در جای درستشه و خدارو شکر که به این دوره هدایت شدم.
ممنون از استاد و مریم شایسته عزیز.
سلام به همه اعضای گروه مخصوصا اقای عباسمنش و خانوم شایسته عزیز.
این موضوع مسئولیت پذیری واقعا یکی از موضوعاتی هست که ما اصلا گردن نمیگیریم و همیشه توقع داریم یه نفر از بیرون که پدرم یا شوهرم من تامین کنه و نیازهام برطرف کنه،این توقع داشتن باعث میشه همیشه ناراضی و ناراحت باشی و از همه مهم تر خودت یه آدم بی مصرف و عصبی و پرخاشگر میشی .
من خودم دقیقا همین توقع داشتن در زندگیم دارم و ضررهاش دیدم که زود دارم، پیر و ناتوان و ناامید میشم.
با گوش دادن و عمل به فایل های شما حتما نتیجه ی خوبی میگیرم و اینجا به اطلاع شما میرسونم
به نام خدای هستی بخش
سلام خدمت استاد و خانم شایسته عزیز
وقتی به پذیرش مسولیت زندگیم فکر می کنم کمی دچار ترس می شم .ترس اینکه حالا که من مسول زندگیم هستم حالا چطوری باید زندگیم درست کنم؟ ترس از اینکه ندونم برای مسایل زندگیم چکار باید کنم؟ ترس از اینکه نکنه نتونم برای خودم و زندگیم کاری انجام بدهم؟نکنه من توانایی حل مسایل زندگیم نداشته باشم ؟چون همه این سالها خیلی تقلا کردم تا مسایلم حل بشه .این ترسها رو تو دوره احساس لیاقت پیداش کردم .اون موقع این ترس کمی سرش بالا آورد و ومن کمی آنها رو شناختم ولی باز رفت ته اعماق وجودم و الان باز , با توضیح استاد راجع مسولیت ،این ترس دوباره خودش نشون داد .و دارم می فهمم که چرا نمی خواهم مسولیت تک تک اتفاقات زندگیم و دستاوردهای زندگیم به عهده بگیرم و و بلند بشم و کاری برای زندگیم بکنم . داشتم تو دفترم می نوشتم که مسولیت چه چیزهای رو تو زندگیم باید به عهده بگیرم ،ترس اینکه اینهمه مسأله رو باید حل کنم باز سراغ من اومد .اما صحبت استاد در مورد اینکه با بندگی خدا هدایت می شیم به مسیر و خدا کمک می کنه,آرامش پیدا کردم .و همانطور استاد در دوره حل مسأله این مسأله بیشتر توضیح دادند و کمک می کردند که منطق این باور رو برامون جا بندازند؛ تا این ترس در وجودمون بتونیم کمرنگ کنیم. و با دوره احساس لیاقت این باور پیدا کنیم که ما لایق نعمتها هستیم و اینکه ما تمام توان لازم برای حل مسایل مون با کمک خدا داریم ومن نفس راحتی می کشیدم.الان تو دوره 12قدم هستم و فایلهای توحیدی استاد گوش می کنم و می بینم که بعضی مسایل من که سالهاست با روشهای مختلف خواستم حلش کنم و نتوستم کاری براشون بکنم، الان الحق و انصاف با سپردن به خدا خودش داره حل می شه و خدا هدایتم کرد بدون تقلا کردن یا راه حل مسأله بدونم ویا حتی خدا توانش حل اون مسأله بهم داد و حتی گاهی اون مشکل اصلا پیش نیومد که من تقلا کنم تا حل بشه ، اصلا انگار از اول هم این مسأله وجود نداشت و اونجا انگشت حیرت به دهان می گرفتم؟! چی شد؟! چرا مثل قبل اون مسأله پیش نیومد ؟!
و این جاست که من نتبجه بندگی کردن خدا رو که استاد در این فایل فرمودند با پوست و گوشت و استخوانم درک می کنم .ولی خیلی از مواقع این کنترل ذهن از دست می دهم و نتایجم پایدار نمی شه .همانطور استاد بارها گفتن باید دایم ما رو خودمون و کنترل ورودی های ذهن کار کنیم و توحید اساس تمام زندگیمون باشه.
به امید پایداری همه مون در این مسیر توحیدی .
سلام به خانواده ی عزیزم
خداروشکر در مداری هستم ک از شروع این خانه تکانی همراه هستم
من 2سالی هست ک با استاد عزیزم آشنا شدم
و خداروشکر تو این 2 سال خیلی آرامشم ،سلامتیم ،و زندگیم بهتر شده
میدونم ب اندازه ای ک رو خودم کار کردم
نتیجه هم گرفتم
خداروشکر خیلی نتایج کوچیک و بزرگی گرفتم تا الان
و الان بیشتر تمرکزم روی درامدمه
از زمانی ک فهمیدم زندگیم دست خودمه و خودم خلقش میکنم
خیلی چیزا تو زندگیم تغییر کرده
من اینو قبول کردم ک مسئول زندگیم هستم
البته ک هنوز اول راهم ،خیلی بیشتر ازینا باید رو خودم کار کنم
اما طرز فکرم و باورام خیلی نسبت ب گذشته تغییر کرده
اینو زمانی متوجه میشم ک تو جمع خانواده یا دوستان همش صحبت از شرایط بیرونیه
و من خداروشکر سعی میکنم اصلا شرایط بیرونی رو تاثیر گذار تو زندگیم نبینم
خودم متوجه میشم ازین بابت دیگه باورای گذشته رو ندارم
دیدم ب خدا عوض شده
دیگه اون نگاه انسان گونه رو ب خدا ندارم
و میدونم ک ی انرژیه ک ب فرکانسای ما جواب میده
خداروشکر ک با شما همرام
استاد پیدا کردن شما ،بهترین اتفاق زندگیم بود
مرسی ک هستید
بنام زیبای خدای مهربان ،
وسلام به خانواده محترم عباس منش ها امیدوارم همگی در پناه الله یکتا شادوسلامت باشید،
استاد جان خانم شایسته گل ومدیر فنی عزیز می دانم ،یکی از شما بزرگواران کامنت بنده را مطالعه می فرمایید ،
این چند مورد را برای بنده بررسی وکمکم کنیدحل بشود انشالله ،
1_ بنده امروز غروب برای همین فایل خانه تکانی گام به گام ذهن ،کا منت گذاشتم ،ولی بعداً که می خواهم کامنت خودم را به عنوان رد پا پیدا کنم وبخوانم ،پیداش نمیکنم ،حتی میدانم صفحه 50یا 51 بود و
2_ مورد دیگر من کتاب ها ی استاد گرامی را خریدم ،ولی به علت سن بالا نمی توانم ،هم کامنت ها،هم مقالات سایت را از روی گوشی مطالعه کنم ،بردم به کافی نت ها گفتم تبدیل کنید به کتاب کاغذی باخط درشت ،که گفتند باید در سایت این تغییر اعمال بشود ،اگر ما بخواهیم فونت را بزرگتر کنیم ،صفحه بندی به میخوره وما نمی توانیم آنرا صفحه گذاری کنیم،
قسمت سوم ،کتاب رویاهایی که رویا نیستند را چاپ کردم ولی خط آن ریز هست وسخت میتوانم بخوانم،
3 _ در هنگام نوشتن کامنت اگر کامنت ناتمام باشه وله هردلیل از سایت خارج بشم متن پاک می شود کاش تدبیری اندیشیده شود که به عنوان متن ذخیره شده باشد وبعدا بتوانم آنرا تکمیل ودکمه فرستادن دیدگاه را بزنیم ،چون بنده نمی توانم متن دلخواه م را یک باره بنویسم .دلم میخواد حق مطلب را بتوانم ادا کنم ولی به دلیل مشکل سن،.سال ودیسک گردن نمی توانم طولانی از گوشی.مخوصا نوشتن استفاده کنم ،
تو را به خدا برای افراد مسن هم فکری بفرمایید ،که بتوانیم راحت تر از دریای بی انتهای اگاهی وایمان وتوحید در سایت استاد عباس منش استفاده کنیم ،
4_ بنده ،دوره های عزت نفس ،حل مسائل واحساس لیاقت خریده ام ولی به دلایلی که در بالا عرض کردم کمتر کامنت نوشته وفعالیتم در سایت کم است متاسفانه ،
5_ در اتاق شخصی کاش ،قسمتی گنجانده شود کامنت در محتوا ی دانلودی ،یاهدیه باشد که بتوانیم کامنت های خودمان را دوباره بصورت کامل مطالعه کنیم ،مثلا برای من ناتمام متن جواب دیگران به دیدگاه من نشان داده می شود ،
انشالله لطف بفرمایید موارد ذکرشده را بررسی ومشکلی بنده حل شود ،
چون واقعاً می خواهم در خانه تکانی گام به گام شرکت کنم ورودی خودم کار کنم شما را به خدا راهنماییم بفرمایید،
در پایان از شما عزیزان سخاوتمند تشکر بی نهایت دارم در پناه تنها قدرت عالم خدای عزیزم باشیم
سلام به همه دوستان عزیزم
سلام به استاد
امیدوارم همگی عالی باشید
این فایل اولین فایلیه که بعد از تعهدم و حضور دوباره ام در سایت گوش دادم
مهم ترین نکته ای که یاد گرفتم
وقتی فکر میکنی با کار کردن توی یه شرکت بهتر شرایط بهتری رو تجربه میکنی
پس تصور کن بودن با خدا چه نتایج و امکاناتی میتونه تو زندگی برات بسازه
سعی میکنم خوب متوجه بشم که خدا داره به من چی میگه و ازم چی میخواد
چی لازمه تا بتونم خدا رو اجابت کنم و همه چی او بشه
و وقتی این رخ بده بقیه ش قدم به قدم پیش میره
خیلی روان و واضح و ساده
خدا من رو دوست داره
به فکر منه
و میخواد من خوشبختی رو تجربه کنم
وعده ی بی نهایت به من داده
و لازمه ش اینه خودم رو ثابت و او را اجابت کنم
با عشق مینویسم
*بهناز
به نام خداوندی که قدرت فرمانروایی جهان را بر عهده دارد.
سلام و درود بر هر دو استاد عزیز و دوستان گرامی
ما نباید نگاهمان به خداوند مانند آدم باشد در صورتی که خداوند یک انرژی است ودارد به فرکانسهای ما پاسخ میدهد و اگر ما تو شرایط خوب باشیم همیشه پاسخ ما اتفاقات خوب است.
و این سیل و زلزلهها باعث پیشرفت ما انسانها میشود و باعث میشود که ایدهها بدهیم، هر مسئلهای و هر مشکلی در جهان باعث شده که جهان پیشرفت کند.
اصل همه چیز این است که مسئول خودمان در زندگی هستیم.
ما خودمان مسئول هستیم که همه چیز و اتفاقات را رقم میزنیم و نگاه ما به عامل بیرونی که باعث شود که ما تغییر کنیم و زندگی ما بهتر شود این شرک محسوب میشود و ما را از خداوند دور میکند.
هر اتفاقی که در زندگی برای ما رخ میدهد از افکارمان رقم میخورد و این را به خودم میگویم که من خودم زندگی خودم را دارم خلق میکنم،اتفاقات زندگی را خودم دارم رقم میزنم و نیازی نیست که پدرم و ارثیه و دولت و همسر… فلان و فلان کار را برای من بکند همه کارها را خودم میتوانم مسئولیت آن را بر عهده بگیرم و خلق کنم.
همه چیز از فکر شروع میشود وقتی که ما فکرمان را کنترل میکنیم به مسیرهای درست به ایدههای درست یعنی بهتر از قبل هدایت میشویم و اینطور نیست که یک شبه ما تغییر کنیم و این باید به صورت تکاملی و آرام آرام این مسیر را طی کنیم و اگر روی این پاشنه آشیل کار شود خیلی عالی میشود و ما از درون تغییر میکنیم.
ما باید عمل کنیم به دانستهها «ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است»
باید رفتار و عمل من طوری باشد که منتظر هیچ عامل بیرونی نباشم و فقط نگاه و دستانم رو به خداوند باشد و در مسیر رشد و پیشرفت باشم و هیچ گونه توقع از کسی نداشته باشم چون همه این اتفاقات خودم به وجود آوردم چه خوب چه بد من باید آن را بپذیرم.
این اتفاقات در من باعث میشود که من انگیزه بگیرم برای رسیدن به مسیر تا زندگیم را تغییر دهم این تضادها به من کمک میکند برای رشد و پیشرفت کردن.
اگر من اتفاقات زندگی خود را به خودم ربط دهم و مسئولیت آنها را بر عهده بگیرم پیشرفت میکنم.
ما باید این باور را زیاد تکرار کنیم که ما قدرت خداوندی در وجودمان است که به قول قرآن ما را هدایت میکند که همان خواندن سوره حمد است.
«خداوندا ما را به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت دادهای هدایت کن…»
باید این درخواست ما از خداوند باشد و باید این را باور داشته باشیم که از خداوند میخواهیم و از دیگران انتظار و توقع نداشته باشیم.
چون مسئولیت زندگی را خودمان به عهده گرفتهایم و در قلب خودمان با خدای خودمان این درخواستها را داریم.
کسی که بنده خوبی باشد و برای خداوند بندگی کند خداوند برایش همه کاری میکند.
خداوندی که کل جهان را خلق کرده من بندگیاش را بکنم برایم همه کاری میکند.
چون اون فرمانروای کل جهان هستی را بر عهده دارد اگر ما بندگی خوبی برای او باشیم او هم خدایش را خوب بلد است و ما باید باورمان توحیدی باشد.
اگر مانند بقیه فکر میکنیم مانند بقیه نتیجه میگیریم.
اگر میخواهید متفاوت نتیجه بگیرید باید متفاوت فکر کنید و متفاوت عمل کنید.
کسی که به خداوند ایمان داشته باشد برای مردم کار نمیکند و راه درست را میرود کار درست را میکند و اگر توحید توی قلبمان بیشتر و بیشتر شود نحوه فکر کردن و عمل کردن تغییر میکند همه چیز به کل تغییر میکند.
ما باید تمرکز را روی کار خودمان بگذاریم.
«مسئولیت زندگی خود را بر عهده گرفتن همان توحید عملی میباشد.»
اگر مردم ما را بالا بیاورند با یک بشکن ما را پایین میاندازند و ما باید وصل شویم فقط به خداوند.
هدف در این فایل این است که وقتی اتفاقی میافتد خدا را مقصر ندانیم و گردن خداوند نیندازیم و دنبال این نباشیم که کسی بیاید این را برای ما درست کند و نگران هیچ نباشیم و خودمان قدرت خلق زندگی خودمان را داریم .
و ما چیزی به عنوان بلایای طبیعی نداریم اینا همش نعمتهای خداوند است و این نعمتها را فقط یک سریها دریافت میکنند یک سریها دریافت نمیکنند یعنی یک سری اتفاقات یکسان نتایج متفاوت را برای آدمها دارد و هر کسی در مدار مناسب باشد از همان بلایای طبیعی پول میسازد ایده میگیرد و زندگی خودش را بهتر میکند.
قلبتان توحیدی.
سلام به خدای یکتا
سلام به خانم شایسته ی توانمند وهمراه ومهربان
واستاد بزرگوارم
ردپای من در گام اول:
توحید……اصل و اساس تمام انچه هست و بوده و خواهد بود!!!
توحید ینی خدا میگه تو هدفت رو علاقت رو خودت رو بشناس و پیدا کن و به من ایمان کامل داشته باش و حرکت کن ومطمئن باش ک من همه ی کارهارو برات انجام میدم فارغ از اینکه بقیه چی میگن قانون چی میگه حتی گذشتت چی میگه قهرمانا و الگوها چی میگن داستانا چی میگن سرگذشتا چی میگن ووو
اگر بمن توجه کنی و روت به سمت من باشه من برات مصدر (شدن) رو صرف میکنم
اگر باورم کنی همیشه یه صدایی درونت میگه :(میشه) حتی اگر تمااااااااااااام دنیا بگن نمیشه
حتی اگر تمام دنیا بگن تو نمیتونی
شایدم درست بگن ها شایدواقعانمیتونی و نمیشه
اما اگر تو منو باورکنی و باورت این باشه ک من میتونم علیرغم واقعیتی ک اونا باور کردن خودم رو که شدن هستم به شکل باور تو دربیارم ،خواهی دید که میشه و به خودت میای ومیبینی ک شده!
توحید یعنی من میخوام سبک زندگیه خودم رو داشته باشم میخوام قالب زندگیه خودم رو داشته باشم
میخوام برگی در باد نباشم
میخوام خدا بهم (جهت) بده
میخوام خدا خودش رو به شکل ارزوهای من دربیاره
میخوام فارغ از نتایج دهن پرکنی که بقیه براشون سرو دست میشکنن،زندگی رو تجربه کنم.
میخوام ازاد بشم از قیل وقال رسیدن به اهداف و هرلحظه ی حرکت درمسیر رسیدن به هدف هامو لذت ببرم طوری ک نفهمم کی به مقصد رسیدم
وحتی مقصد رو هم تعیین نکنم
پارو نزنم
وا بدم
دل رو به دریا بدم
خودش ببرتم هرجا دلش خواست
به هرجا رسیدم مقصد همونجاست!!
توحید یعنی این
منم همینو میخوام
توحید یعنی فکرخدارو خوندن
یعنی نگاه کردن به همه چیز اززاویه ایی که بشه نتیجه رو به نفع خودم برگردونم
توحید یعنی خیال راحت
توحید یعنی هیس!به نجواهای شیطان ذهن و شیطان های اطرافمون،،،،وگفتنه اینکه شماها نمیتونید فریبم بدین شماها دروغید ،توهمید شماها (نشدن) هستین!
من ،مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
من شدن هستم
هرچه که تاالان شدم هم بخاطر باور (شدن) بوده حتی اگر به ظاهر نتیجه ی خاصی نداشته باشم
من توحید رو انتخاب میکنم خودم رو انتخاب میکنم درونم رو انتخاب میکنم
شدن رو انتخاب میکنم
الان میخوام تو رشته ی مورد علاقم تو سنی ک میگن مهاجرت تحصیلی دیگه دیره و سخته و پدرت درمیاد تحصیل کنم.
هیچ پولی هم ندارم
هیچ پشتوانه ی خاصی به ظاهر ندارم
اما واااااقعا یچیزی خییییلی محکم درونم میگه میشه
میتونی بری
راحتم بری پدرتم درنیاد
اینطور به داستان نگاه نکن ک پول نداری بگو از شغلی ک دارم باساختن باورهای درست ثروت میسازم و مولد پول میشم و رفتنتم مثل اب خوردن خواهد بود شک نکن فقط نخواه ک خودت به خودت جهت بدی بذار هدایتت کنم به جایی ک برات بهترین باشه
ومن این صدارو باور کردم
و نتیجه رو رها میکنم ،میسپارم بش
چون میگه میشه!!!!!
توحید هم همینه یعنی نگران نباش،بسپار بمن!!
عاشقتونم خانم شایسته
عاشقتونم استاد شما بهترین ترکیب جهانید!!!!
درپناه الله باشید