این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2019/04/abasmanesh1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2019-04-06 14:20:232024-09-24 19:24:19live | “توحید” و فعال کردن قدرت خلق درونی
1956نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
(فاطر1)-به نام خدای رحمان و رحیم . همه حمدها مخصوص خدا است که آسمانها و زمین را ایجاد کرد و فرشتگان را رسولانی بالدار کرد دو باله و سه باله و چهار باله و او هر چه بخواهد در خلقت اضافه میکند که او بر هر چیزی تواناست
(فاطر2)-در رحمتی را که خدا به روی مردم بگشاید کسی نیست که آن را ببندد و جلوگیر آن رحمت شود . و در رحمتی را که او به روی مردم ببندد کسی نیست که بگشاید و بعد از منع خدا وی آن رحمت را بفرستد ) چگونه ممکن است ( با اینکه او قاهری شکست ناپذیر و عطا و منعش از روی حکمت است ؟
(فاطر3)-ای مردم ! به یاد آورید نعمتهایی را که خدا بر شما ارزانی داشت ، آیا هیچ خالقی غیر از خدا هست که شما را از آسمان و زمین روزی دهد ؟ ! پس وقتی جز او خالقی نیست ، جز او هم مدبر و صاحب اختیاری نیست ، پس در نتیجه جز او هم معبودی نیست دیگر به کجا منحرف میشوند ؟ !
===========================
سلام به استاد عزیزم و سر کار خانم شایسته عزیزم و سلام به همهی دوستان عزیزم
شروع دوره ی ناب خانه تکانی ذهن
من تا زمانی که دست از سر دیگران برنداشتم، هرگزززززز از زندان ذهنم آزاد نشدم
همیشه خانواده ی خودم و همسرم و جامعه رو مسئول شرایط تلخ زندگیم میدانستم
از زمان مادر شدنم، فرزندم رو مسئول ناخواسته هام میدونستم
هیچ وقت نخواستم ببینم خیلی ها با شرایط من هستن اما با چه زندگی عالی تر از من
همیشه خودم رو با دیگران مقایسه میکردم و توجه ام به ناخواسته ها بود، غافل از این همه نعمت که در زندگی دارم
تا اینکه خداوند به من لطف داشت و من رو با استاد عزیزم آشنا کرد
خدا رو شاهد میگیرم اینقدر به آرامش رسیدم که اصلاااا اون ناخواسته ها رو نمیبینم
بعضی از دوستانم که با قوانین آشنا نیستن، بهم میگن سیما تو چطور با این اتفاقات کنار اومدی، من تنها میخندم و پیش خودم میگم، این بنده ی خدا نمیدونه من به خداوندی وصل شدم که واسم پدر، مادر، خواهر، عزت، احترام وووو شده
اینها زمانی اتفاق افتاد که من دیگه انگشت اتهام به سمت کسی دراز نکردم.
خدایااااا شکرت بابت همه چیز
انشاالله که در پناه الله یکتا، شاد، سالم و ثروتمند باشید.
سلام استاد عزیز و مریم جون زیبا که همچین پروژه فوق العاده ای رو راه اندازی کرده .
راستش چند روز پیش همش با خودم میگفتم چرا فلانی بهم کمک نمیکنه ،یا توی این روزای سخته که باید اطرافیان هوامو داشته باشن و حواسشون بهم باشه ،بعد یهو به خودم اومدم و گفتم چرا از بقیه توقع داری؟ اگه کسی دستی به سوی تو دراز کرد از لطف و کرم خداونده و اگر نکرد تو باید به کارت و فعالیت خودت برسی ،تویی که داری زندگیتو میسازی و دقیقا بعد چند روز این فایل به بهترین وقت سر راهم قرار گرفت و افکارم رو تکمیل کرد به لطف الله مهربانم.
و یکی دیگه اینکه برای شروع کارم نیاز به خرید وسایل دارم بارها به سرم زد قرض بگیرم یا دنبال وام باشم یا تنها تیکه طلایی که دارم رو بفروشم ،شیطون بارها وسوسه م کرده تو بفروش از کارت چندین برابر در میاری و جبران میشه اما هر لحظه یهو به خودم اومدم که نه این تصمیمات با قانون مغایرت داره مگه نه اینکه بارها از استاد شنیدی با اون چیزی که داری شروع کن باز ذهنم میگفت دیر میشه چیزی به شب عید نمونده تو باید تا اون وقت جا افتاده باشی باز هدایت قلبم میگفت توی هیچ کاری عجله ای نیست تو باید تکامل طی کنی همه چیز به وقتش انجام میشه .خلاصه این روزها بلوشوئیه بین ذهن و قلبم که به یاری پروردگارم همیشه قلبم و هدایت های پروردگارم کمک کننده و آرامبخش این اوضاع میشه و منو به صبر و آرامش دعوت میکنه و حالا در بهترین موقعیت که نیاز به تقویت و قوی شدن توی این کش مکشهای بین ذهن و دلم هستم باز خدای من معجزه میکنه و این پروژه بی نظیر رو به من هدیه میده تا چراغ راهم باشه ومنو آرومتر کنه و مهر تایید بزنه به مسیر درستم و خیالم رو راحت کنه .خدا رو شاکرم که هر وقت کوچکترین شکی داشتم یا توی مسیر گم شدم سریع به کمکم میاد و جواب سوال یا شک و تردیدهای منو به صراحت میده . خدا جونم عاشقتم .من خوشبخت ترین آدم روی زمینم که به من توجه کردی و به این خانواده بزرگ هدایت شدم که بهترینها عضوش هستن خدایا شکرت .
مریم بانوی توانا خداوند هرچه بیشتر خیر و برکت به زندگیتون وارد کنه وهر چقدر از شما تشکر کنم کمه .خدا همیشه حافظ و نگهدار شما و استاد عزیزمون باشه که بهترینهای این کره خاکی هستید که اینهمه آدم رو یاری میدید تا راه پیدا کنن. دوستون دارم .
چقدر نکات فوق العاده ای در این فایل بود من چند بار این فایل رو گوش دادم و نکته برداری کردم و هر بار یه جمله ی جدید میشنیدم که تو گوشم زنگ میزد چند تا از ایرادهای ذهنم رو پیدا کردم که واقعا متوجه نبودم چقدر خوب تو این فایل توضیح دادین که مسولیت تمام و کمال زندگیمون با خودمونه
چقدر از وقتی این پروژه شروع شده احساسم خوب شده واقعا خیلی به این خانه تکانی ذهنی نیاز داشتم حتی نیاز داشتم یه مدت دست از خواسته هام بکشم و رها کنم واقعا ب قول خانم شایسته ی عزیز به استراحت ذهنی نیاز داشتم
به محض گوش دادم به اولین گام تغییرات درونیم و تغییر رفتارام شروع شد آرام آرام و نرم دارم بهبود پیدا میکنم خدایا شکرت
واقعا دارم معنای این جمله :ذهنم داره برای نگران کردنم ضعیف میشه، رو درک میکنم
من این جمله ی استادرو خیلی دوست داشتم : الله افرادی رو که زندگی من نیاز داشته باشه وارد زندگیم میکنه
این فایل خیلی فوق العاده هستش.دارم تمام تلاشم رو میکنم که انسان توحیدی باشم .و ورودی های ذهنم رو کنترل کنم.ایاک نعبد و ایاک نستعین.خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم.
من گاهی نعمت های اطرافم رو نمیبینم وشادی و خوشیم رو موکول به رسیدن به یه خواسته و هدف میکنم و غافل میشم از داشته هام…
ولی با توکل به خدا و راهنمایی های استاد و این سایت پربار تمام تلاشم رو میکنم که شرک نورزم و در صراط مستقیم قرار بگیرم که به سعادت دنیا و آخرت برسم.
و سلام بر همکلاسی های ارزشمند کلاس خودشناسی و خداشناسی
خداروهزاران مرتبه سپاسگزارم برای هدایتی دیگر و آگاهی های بیشتر
خداروشکر میکنم که در بهترین زمان و مکان قرارم
داد این روزها با تضادی روبرو هستم از خداوند هدایت خواستم تا آگاهی و درس های تضاد رو دریافت کنم و باز هم هدایت الله منو به سمت این درسهای عالی روبرو کرد خدایا شکرت
به عنوان رد پا مینویسم و مطمئنم در این راستا به آگاهی های نابی میرسم
توحید عملی…. یعنی پذیرفتن 100 درصد مسائل زندگیم
ایاک نعبد و ایاک نستعین را سر لوحه زندگیم قرار بدم
منجی زندگیم خودمم و تنها خودمم نه هیچکس دیگر کافیه هدایت بخوام و در سمتش حرکت و عمل کنم
کافیه به دنیای درونم بپردازم روی افکار و باورهام کار کنم دنیای بیرونم خودبخود به طرز دلخواهم درست چیده میشود
و توحید و توحید و توحید که تجربه خوشبختی در تمام جنبه های زندگیست
خدایا هزاران مرتبه شکرت برای هدایتمون به این آگاهی های ناب
همینطور که هدایتمون کردی کمکمون کن بتونیم عمل کنیم و بندیگیمون رو بهت نشون بدیم
یک تشکر ویژه دارم از خانوم شایسته که انقدر مسئولیت پذیر و عالی هستین و آنقدر به فرکانس های عالی توجه دارید و وقت میزارید که بهترین ها رو اجرا کنید
این فایل چقدر عالی و زیبا بود و چقدر استاد اصرار داشتن که ما خالق شرایط زندگی خودمون هستیم و این رو باور کنیم میتونم به ما چقدر کمک کنه
ی فایلی از استاد بود که میگفتند که ی باور محدود کننده رو وقتی توی ذهنت کمرنگ و بی اثر میکنی با ی باور عالی نا خود آگاه چندین تا باور دیگه حذف میشن
وقتی بتونیم باور کنیم و عمل کنیم که ما خودمون خالق صددرصد زندگی خودمون هستیم اون موقع دیگه شرک خودش از این باور جدا میشه
انتظارها از دیگران یواش یواش پاک میشه
اون موقع به خودت و خدا تکیه میکنی دیگه منتظر عوامل بیرونی نیستی
چقدر عالی و لذت بخشه این
ما ی خونه تکونی برامون گذاشته باید اطاعت کنیم و باور کنم که میتونم این یک ماه توی خانواده عباس منش ذهنمو ارام کنم با خودم به صلح برسم ک لذت ببرم از این حال خوبم و حس عالی که دارم
خدایا ازت بی نهایت سپاسگزارم که انقدر عالی و عالی جواب در خواست هامو میدی
خدایا تو از طریق خانوم شایسته بهم فهموندی که تقصیر ها و هر اتفاقی که داره میفته مسئولیت تمامش گردن خودمه
پس خودمم میتونم زندگی خودمو خلق کنم وای خدا چقدر قلبم آروم شد چقدر حسم آروم شد چقدر من آروم هستم
خدایا فقط به تو ایمان دارم
خانوم شایسته گفتن روزی 2 ساعت به خدا روزی 24 ساعت هم بشینی پای آگاهی این فایل بازم آگاهی هایی داره که فرکانستو بالا و بالا تر میبره
خدایا خودت هدایتم کن خودت درهای آگاهی به روی من باز کن تا آگاهی های این فایل باورهای منو تغییر بده و منو هدایت کن و بهم الهام کن من باید از این فایل چه درسی رو بگیرم و چه قدمی بردارم و چه تغییری توی رفتارم ،افکارم ،حرف زدنم ،زندگی کردنم ایجاد کنم که رشد کنم و ظرف وجودم بزرگ تر کنم و اعتماد به نفس و احساس لیاقتم افزایش بدم
نکته ای که استاد همیشه توی تک تک فایلاش بهش تاکید میکنن و من ساده ازش میگذرم اینکه خدا جهان آدما اتفاقات شرایط بر اساس اون چیزهایی که من باور کردم و باور دارم بوجود میان یعنی هر باور مخرب یا خوبی که داشته باشم زندگیم بر اساس همونا خلق میشه
این نکته ای که من باید همش دائم به خودم یادآوری کنم که مهدیه مهم نیست مامانت چی فکر میکنه و چجوری به تو نگاه میکنه و چه فکری راجب تو و آیندت داره
مهم نیست بابات چه افکاری داره
مهم نیست خواهرات چه باورهایی دارن و چجوری به تو نگاه میکنه
مهم نیست که بقیه میخوان تو به اون شرایط برسی یا نه
اصلا مهم نیست که بقیه چه فکری برای تو دارن یا دوست دارن تو چه کاری انجام بدی و چجوری باشی
یا اصلا مهم نیست که بقیه بخوان تو با کی ازدواج کنی
تنها چیزی که توی زندگی تو مهمه خواسته های توعه و تو اگر باورهای هماهنگ با خواسته هات بسازی و از خدا بخوای و خدا رو تنها قدرت محض ببینی و خدا رو منبع ثروت و خوشبختی و زیبایی و روابط عاشقانه ببینی خدا برای تو دست به کار میشه چون میبینه که تو اونو باور داری چون میبینه که تو چشماتو باز کردی و مثل بقیه ادما سرتو زیر برف نکردی که خدارو نبینی تو چشماتو باز کردی و خدارو دیدی و باور کردی که اون همه چیزه اگر تو از اون بخوای و باور داشته باشی که خدا قدرت محضه پس حالت خوب میشه و آرومی و میگی من خواستم به منبع قدرت این هستی گفتم پس اون منو به خواستم میرسونه چون توانای مطلق اونه چون قدرت مطلق اونه چون اونه که هر چی روابط عاشقانه ببخشه بازم از دارایی هاش کم نمیشه چون اونه که هرچی زیبایی و ثروت و خوشبختی ببخشه از خزانه نعمت هاش کم نمیشه بلکه با تو رفیق ترم میشه چون تو خواستی اون تورو در آغوش بگیره چون میبینه تو باورش کردی و بهش اعتماد کردی و محاله ممکنه که خدا به اعتماد کسی نسبت به خودش لطمه بزنه
استاد گفت اون آدمی که منتظره مشکلاتشو کسه دیگه ای بیاد حل کنه همیشه مشکل داره همیشه گیره و همیشه باید منتظر بمونه
من میخوام به این جملات استاد از زاویه خودم و جوری نگاه کنم که بتونم ربط این حرفارو با زندگی خودم پیدا کنم
استاد اینجا داره چی میگه به تو مهدیه ؟
استاد داره مستقیما به خوده تو میگه اگر منتظری آدما درست شن اگر فکر میکنی اینکه فقط منتظر گذر زمان باشی تا یا آدما درست شن یا گذر زمان شرایط درست کنه یا اون آدما بیان از تو معذرت خواهی کنن و اونا درد تورو کم کنن و تورو آروم کنن و اینجوری تو خوشبخت بشی و یه زندگی قشنگ برات ساخته بشه سختتتتتت در اشتباهی
من هرچی داره بهم گفته میشه رو مینویسم
تو باید اینو بفهمی و درک کنی که هر اتفاقی که افتاده برای تو بخاطر این بوده که تو توی اون نقطه بودی تو در مسیر یه سنگ عظیم و بزرگ بودی و اونم اومد از روی تو رد شد و تورو له کرد تو اگر اونجا نبودی تو اگر توی اون مدار نبودی تو اگر جلوی سنگ نمیرفتی تو اگر ضربه پذیر نبودی اونجوری ضربه نمیخوردی مهدیه تو ضربه پذیر بودی که بهت ضربه زدن
حالا که اینجوری مسئله رو برات باز کردم به نظرت کاره درست چیه
به نظرت وظیفه تو چیه
به نظرت وظیفه تو مسئولیت تو چیه که استاد داره توی این فایل بهش اشاره میکنه
استاد داره میگه یا خودت بلند میشی خودتو درست میکنی آدمی میشی که دیگه ضربه پذیر نیست و اینجوری از جلوی سنگ های ویرانگر جهان میری کنار و سالم میمونی و زندگی میکنی یا اگر خودت خودتو قوی نکنی خودت شخصیته ضربه پذیرتو تبدیل نکنی به یه شخصیت فوق العاده قوی و محکم توی همون نقطه ثابت میمونی و نه تنها زندگیت بهتر نمیشه بلکه دوباره یه سنگ میاد از روت رد میشه و لهت میکنه
تو باید از اون نقطه بیای بیرون
مامانت نمیتونه کاری بکنه هیچ آدمی نمیتونه دست تورو بگیره و از اون نقطه خارجت کنه
اگر تو جاتو عوض نکنی زندگیت بهتر نمیشه
اگر تو جاتو عوص نکنی و همین آدم ضربه پذیر و فوق العاده آسیب پذیر بمونی هیچی عوض نمیشه هیچی
تو میخوای به حرفای استاد عمل کنی دیگه درسته
تو اومدی توی این پروژه تا قدم به قدم مدارت تغییر کنه دیگه درسته اگر آره تو بایددددددد به حرف استاد توی این فایل گوش بدی
استاد میگه نشین بگو دولت و کشور باید اینکارو بکنن اونکارو بکنن درسته تُو، تو شرایط و موقیعت خودت کاری به دولت و کشور نداری اما تو به جای دولت و کشور میگی فلانی نباید اینکارو میکرد باهام میگی مامانم نباید اینجوری باشه باید اونجوری باشه میگی تقصیر فلانیه میگی فلانی نامردی کرد
هرکس هر کاری که کرد بخاطر باورها و عزت نفس و احساس لیاقت خودت بود بخاطر این بود که تو غل و زنجیر هایی که به پات بسته شده بودن (باورهای اشتباه و ویرانگر )نشکستی و حرکت نکردی و در مسیر سنگ وایستادی اونم لهت کرد
حالا که تو میدونی چرا ضربه خوردی
حالا که تو میدونی چون تو ضعیف بودی ضربه پذیر بودی آسیب پذیر بودی اون آدما در مسیرت قرار گرفتن و لهت کردن حالا که میدونی تو باید مسیرتو عوض کنی ، اون آدما بازتاب آسیب پذیری تو بودن توونباید بشینی منتظر باشی گذر زمان همه چیو درست کنه زندگیتو درست و قشنگ کنه تورو آروم و درست کنه !
تا وقتی آسیب پذیر باشی آدم هایی به تورت میخورن که آسیب بهت میزنن به قول استاد هرجا ظالمی هست حتما یه مظلومی هم هست
تو باید خودتو درست کنی اگر خودتو درست کنی دیگه در مسیر سنگ ها قرار نمیگیری
استاد توی این فایل میگه مسئولیت زندگیتو بپذیر و خودت زندگیتو بساز چون تو این قدرت داری
پس قدم بردار مهدیه
همش به خودت یادآوری کن من باید الان این قدم بردارم همش به خودت بگو من تمرکزم میزارم روی بهبود خودم بهبود زندگیم بهبود رفتارم بهبود اخلاقم و بهبود فکرهایی که توی سرم میچرخه
هی بهتر شو هر روز یه کوچولو یه قدم کوچیک بردار ببین تو یه مدت زمان کم چقدر تغییر میکنی
این فایل پاشنه اشیله منه
این مخصوص منه
اره استاد توی زندگی منم یه طوفان اومد زندگیمو خودمو با خاک یکسان کرد رفت
درسته روی خودم کار میکردم تو این چند وقت و فهمیده بودم چرا اون طوفان اومد ولی انگار الان یه چیزایی دارم میفهمم که چرا من توی این موقعیت ثابت موندم و از این مرحله از زندگیمگذر نمیکنم و دارم در جا میزنم
چون من هی اون اتفاق مرور میکنم و البته واقعا نمیتونم ذهنم کنترل کنم و برام خیلی سخته ولی باید تمرین کنم نمیتونم نداریم
بعد از گذشت یکسال هنوز شبا خوابه اون آدمو میبینم
من هنوز آروم نشدم هنوز با خودم با اون اتفاق به صلح نرسیدم گفتوگوهای ذهنم همش میگن چرا اینکارو کرد جرا این حرف زد چقدر آدم بدی بود چقدر آدم نامردی بود که اینکارو من گناهم چی بود
هنوز دارم اینارو شخم میزنم
سخته برام واقعا سخته
اما درمان چیه
درمان اینکه فایل های شمارو بیشتر گوش بدم و بیشتر روشون کار کنم
الان تا نوشتم درمان چیه نمیدونستم جمله بعدی چی باید بنویسم اما این اومد به ذهنم که درمان بیشتر کار کردن روی خودمه
به قول استاد اون طوفان ها اون سیل ها باعث پیشرفت بشر شده
حالا که منم اون همه ویران شدم باید خودمو از نو از عمق فوق العاده قوی تر و محکم تر و زیبا تر بسازم
نه اینکه بگم من الان بعد از گوش دادن این فایل به این نتیجه رسیدم و میخوان تازه از نو شروع کنم نه من خیلی وقته شروع کردم اما من برای اینکه بتونم خودمو فوق العاده زیبا و محکم و قوی و زندگیمو مثل یه عمارت بسازم به دوتا چیز نیاز دارم
اول به عهده گرفتن تمام مسئولیت اون ماجرا ،به عهده گرفتن مسئولیت اون ماجرا به این معنی نیست که بگم من مقصر همه چیز بودم نه یعنی بپذیرم اون باورهایی که من راجب خودم داشتم اون اتفاقات آورد تو زندگیم و بپذیرم من چون آسیب پذیر بودم آسیب زدن بهم همین ،اگر من بتونم اینو بپذیرم دیگه به اون آدم فکر نمیکنم دیگه خوابشو نمیبینم دیگه از جنگیدن باهاش توی ذهن و وجودم میام بیرون و دیگه نمیجنگم با هیچ کس
خدایا کمکم کن من این قدم بردارم
دوم زمانه
اگر من اون مطلب بپذیرم دیگه هر روز آروم آروم بهتر میشم آروم آروم زخمای وجودم التیام میبخشم آروم آروم شخصیتم بهتر میشه آروم آروم صبور تر میشم و آروم آروم من عوض میشم
استاد میدونی من چرا توی این یکسال اونجور که باید عوض نشدم اونجوری که میخواستم صبور نشدم ،اون موضوع فراموش نکردم ؟ الان دلیلشو قشنگ میفهمم و میتونم توضیحش بدم
دلیلش این بود که مسئولیت این قضیه رو کامل نمیپذیرفتم که بابا من خودم چون ضعیف بودم اون اتفاقا توی زندگیم بوجود اومدن چون برای خودم ارزش قائل نبودم اون آدما اونجوری خوردم کردن ،روی خودم کار میکردم فایل گوش میدادم ولی توی اعماق وجودم یه زخم عمیق و دهن باز بود که با مرور کردن اون اتفاق با جنگیدن توی ذهنم با اون آدم هی اون زخم باز تر میشد عفونت میکرد خونریزی میکرد و این درد این یکسال روی دل من بود چون هی اون زخم باز میشد هر بار به یه دلیلی اون ماجرا توی زندگی من خاتمه پیدا نمیکرد یا مامانم به یادم میآورد و راجبش باهام بحث میکرد که من دوباره برمیگشتم به جنگیدن توی ذهنم و باز کردن اون زخم ،البته تازه فهمیدم اینکه این مسائله قضیش توی زندگیم تموم نمیشه و این زخم کهنه هرچند هفته یه بار باز میشه دلیلش باز توی خودمه و برای همینم دوره شیوه حل مسائل خریدم
تو این یکسال هی میرفتم بالا باز خودم با مرور اون خاطراتت خودمو میزدم زمین
استاد گفت این نگاه که آدما باید عوض شن شرایط باید عوض شه پدر مادر باید عوض شه تا من شرایطم تغییر کنه زندگیم تغییر کنه بریز دور تو همون جایی که هستی عوض شو بعد خدا تورو میبره به جاهای بهتر با سطح بالاتر و شرایط فوق العاده بهتر
استاد گفت بهانه هارو بریز دور
تو کاری به پدر و مادر نداشته باش
کاری نداشته باش اونا چی میگن چه فکری راجبت میکنن چه نظری راجبت دارن چه توقعی از تو دارن توقع دارن گوش به فرمان همه باشی یا هر چیزی دیگه ای تو اصلا به این چیزا فکر نکن توی برای خودت ارزش قائل باش و برای خودت زندگیت کن زندگیتو اونجوری که دوست داری با باورهات بساز و کاری به کار هیچ کس نداشته باش و نخواه به هیچ کس کوچک ترین حرفی بزنی کوچک ترین حرکتی نکن برای اینکه کسی رو قانع کنی که راهت درسته
اینکه تو منتظر باشی کسی بیاد کاری برای تو بکنه کسی دیگه بیاد تورو خوشحال کنه بقیه برای تو ارزش قائل باشن بقیه به فکر تو باشن بقیه درست بشن استاد گفت اینا شرکه یعنی تو قدرت از خودت کع میتونی با فرکانس هات هرچیزی اونجوری که میخوای خلق کنی میگیری میدی دست بقیه یعنی تو قدرت از خدا از تنها فرمان روای کیهان از قدرت مطلق هستی میگیری میدی دست آدما
من باید اینو بپذیرم با پوست و گوشت و استخونم که من زندگیم آیندم شرایطم دست خودمه و من میتونم و این قدرت دارم که زندگی اونجوری که میخوام خلق کنم من باید باور کنم که من قدرت اینو دارم الان توی هر شرایطی که هستم خودم حال خودمو خوب کنم احساسم خوبم کنم و فکر نکنم اگر فلانی رفتارشو بامن عوض کنه اگر فلانی بیاد دنبال من اگر من الان با فلان آدم ازدواج میکردم فقط اینجوری میشد که من حالم خوب بشه و مسائل و مشکلاتم حل بشه و حالا که من هنوز ازدواج نکردم هنوز اون شرایطی که میخوام ندارم پس من هیچ کاری نمیتونم بکنم من نمیتونم احساس خوبی داشته باشم چون فلانی هست چون افکار مامانم اذیتم میکنه ،پس من باید منتظر بشینم تا اوضاع خوب بشه من باید صبر کنم تا یه ادم خیلی خوب بیاد من ازدواج کنم از این جا برم تا شرایطم خوب شه تا حالم خوب بشه تا بتونم روی خودم کار بکنم ،نه این اشتباه محض این یعنی من عرضه ندارم همینجایی که الان هستم توی همین شرایطی که الان هستم زندگیمو درست کنم باید منتظر کسی دیگه بمونم ،در صورتی که قدرت تو مغز منه که داره فرکانس هارو ارسال میکنه من باید باورهای پوسیده رو از مغزم جدا کنم تا غل و زنجیر ها باز بشن و اینجوری فرکانس های من به مدار بالاتر میرن و من در شرایط بهتر در موقیعت های بهتر قرار میگیرم
من خیلی نیاز دارم به اینکه این فایل بارها و بارها گوش بدم
خانم شایسته این فایل که به عنوان گام اول روی سایت گذاشتن برای من واقعا قدم اوله انگار خدا داره بهم میگه اگر میخوای تغییر کنی اگر میخوای اوضاع زندگیت تغییر کنه اگر میخوای به خواستت برسی اگر میخوای آروم بشی قدم اول اینکه باور کنی و بپذیری اون شرایط اون اوضاع خودت به وجود آوردی انگار وقتی آدم به خودش میگه اینو دیگه رها میشه از همه چیز و همه کس میدونید چرا چون وقتی باور کنی که بابا اون طوفان خودت بوجود آوردی دیگه درد نداری دیگه وجودت خالی از کینه میشه دیکه نفرت نداری از کسی دیگه هی نمیجنگی با اون اتفاق نمیجنگی با آدماش نمیگی فلانی کرد فلانی بد کردی فلانی اینجوری فلانی اونجوری اصلا دیکه هیچ کس تو مغز تو وجود نخواهد داشت که بخوای بهش فکر کنی و من چقدر به این نیاز دارم، دیکه کسی مقصر نمیدونی چون کسی نیست اصلا چون مغزت خالی از اونا آدمایی میشه که شبا خوابه شونو میدیدی و من هر بار این فایل گوش میدم هر بار فکر میکنم به این جمله که به خدا همه چی تویی هر چیزی که تو زندگیت بوجود میاد تو داری به وجودش میاری انگار حکم یه آتیش شعله وری رو دارم که با شنیدن این جمله در آن واحد خاکستر میشه در آن واحد خاموش و سرد میشه و من نیاز دارم اینو همش در هر ثانیه به خودم بگم و قدم اول برای من همینه اولین و اصلی ترین قدم برای من برای رها شدن و آزاد شدن از درد همینه برای خاموش شدن اتیشم همینه
استاد گفت عمل کردن این نیست که تو الان این فایل گوش بدی بگی آره استاد راست میگه دوروز دیگه باز منتظر باشی کسی کاری بکنه باز منتظر باشی تا یه ادم بیاد توی زندگی تو تا شرایط تو عوض بشه
چقدر نیاز دارم این فایل گوش بدم
خدایا کمکم کن هدایتم کن خدایا من دیگه نمیخوام درجا بزنم من میخوام دیگه از امروز به بعد فقط بالا برم فقط رشد باشه فقط بهتر شدن اوضاع باشه نه اینکه یه روز اوضاع خوب بشه یه روز من یه پله برم بالا باز فردا دوتا پله بیام بیام من میخوام این پروژه نقطه شروع روند رشد روبه بالا باشه راه بهم نشون بده و خودت دست منو بگیر منو ببر
دوست خوب توحیدی من امیدوارم هرجا که هستی اکنون حال دلت عالی باشه و آرامش و شادی هر لحظه مهمون قلب مهربونت باشن
چقد کامنتت پراز نور و آگاهی های ناب بود از اول تا آخرش چکیده شده فهم درست این فایل توحیدی استاد بود و چقد زیبا نوشتی واقعا دست مریزاد دمتکرم به این قلم زیبا نمیدونم از کدوم قسمتش بگم از اول تا آخرش زیبا بود منم مثل شما هستم البته همه این پاشنه آشیل کم و زیاد در ما هست و با پاک کردن این به راحتی و رفاه خواهیم رسید همه ما این مشکل شخم زدن اتفاقات منفی رو تو ذهتمون داریم و چقد با جولان دادن و غر زدن و گله کردن و توقع داشتن و صغری کبری بافتن تو ذهن و که من که اینقد بهش خوبی کردم من که آدم خوبی هستم چرا ایتکارو باهام کرد چرا دستم نمک نداره بشکنه این دست که نمک نداره یعنی منفی پشت منفی که با این شخم زدن ها رگه های خشم در ما بیشتر و بیشتر میشه و حالمون بدتر میشه این میشه که طبق قانون حال بد مساوی هست با اتفاقات بد رخ میده اونوقت باز بیرون و مقصر میدونیم دیگه نمیدونیم که مقصر خودمون هستیم حالا قبلا نمیدودنستیم که سیستم جهان چه جوری عمل میکنه الان که فهمیدیم چراااااااااااااااااات آخه برای چیییییییی چرا درس نمیگریم چزا به خودمون داریم ظلم میکنیم منم هر از گاهی این جنگارو با خودم دارم همین امروز هم داشتم و با خوندن کامنت شما خیلیییی حالم خوب شد واقعا اینجا و کامنتاش نعمت هستن بهترین نعمتهای دنیا الکی نیست که استاد میگه شبها با خوندن کامنتای دوستان میخوابه صبح هم شروعش با مطالعه کامنتای دوستان توحیدی مون هست استاد دمتگررررم که فهمیدی این کامنتا چه چیز نابی هستن و از کحا سرچشمه گرفتن واقعا حال آدم و خوب میکنه کی میتونه این آگاهی کامنت شمارو بخونه و حسش عوض نشه من صبح اتفاقی افتاد ذهنم درگیر شخم زدن چیزای بیخود بود گفتم کامنت بخونم حالم خوب بشه رسیدم به کامنت شما واقعا دوست نداشتم تموم بشه بخشی و یاداشت کردم و سیوش کردم تو علاقمندی هام چون خوندن این کامنت یاداودی مقوله مهم توحیدی هست برای ذهن شرک آلودم تابا تکرارش با استمرار در خواندنش باور توحیدی در من شکل بگیره واقعاااا زیبا نوشتی تحلیل های عالی داشتی گفتی زخمی در درون ما هست که هز از گاهی سر باز میکنه و مارو له میکنه نباد برگی بشیم که با هر بادی به درودیوار میخوره باید اینقد رو خودمون کار کنیم تا این بادها طوفان ها صخره ها نتونه مارو له کنه باید فقطططط روی خودمون تمرکز داشته باشیم نه بیرون از خود که هیچ کنترلی نداریم و نمیتونیم تغییرش بدیم دقیقا تغییر بیرون همون شکستن آیینه هست که چیزی را تمیز نمیکنه خدایا این همه چیزا میدونیم و باز تله ذهن میوفتیم ببین چقدددددد تخریب شده ایم چقد با باورهای پوسیده محصور شده ایم که اینهمه آگاهی داریم باز دم به تله میدیم این همه تله ها رو میبینیم باز میوفتیم توش خدا از دست ما چیکار کنه ما دیگه چه موجودی هستیم خدا حودش عاقبت مونو ختم به خیر کنه انشالله.
خدایا خودت بیا کمکم به تنهایی زورم نمیرسه به جنگ ذهن شرک آلودم برم ایت شرطی شدگی های هزاران ساله ذهن زورش بیشتر از منه ولی بیشتر از تو نهههههه خداجونم تو بزرگتر از تمام باورهای پوسیده ام هستی تو قوی تری تو فقط میتونی کمکمون کنی تا در این جهاد اکبر قوی و قدرتمند بمانیم و هرگز عقب نشینی نکنیم اگه هم کردیم برای تجدید قوا باشد برای حمله تمام عیار
آمییییییین
خداجونم ممنونم که منو امروز به موقع در مدار کامنت نورانی دوست توحیدی ام قرار دادی ازت ممنونم خدا ازت ممنونم رفیق خوبم مهدیه عزیز متشکررررررررررر بابت رشدت و این تحلیل و فکر عالی ات.
سلام به استاد ومریم عزیزم و دوستان عزیزم در این دوره
با گوش دادن این فایل از استاد و یادداشت برداری که کردم خواستم در این مورد منم تجربیاتم بنویسم
این فایل دقیقا منو یاد زمانی انداخت که من واقعا هیچی درکی در مورد قوانین و حتی خدا ومن چی هستیم نداشتم ولی تضادهایی ک وارد زندگیم میشد فشارهایی ک واقعا زجر اور بود باعث شد سوال چرا ؟؟؟؟ در وجودم شکل بگیره سوال چرا خدا مگه منو نمبینه چرا انقدر سختی چرا این همه فرق بین ادمها خلاصه طوری شد که از تموم وجودم درخواست کردم خدایا خودتو بمن نشون بده بزار درک کنم و واقعا جوابشو گرفتم یادمه اولین فایلی ک گوش دادم کشف قوانین جهان هستی بود که خواهرم برام فرستاد
و در همین حین من کلی باور مخرب داشتم
فکر میکردم خدا مثل یه ادم قوی هس که اگه عشقش بکشه و ببینه بندش با گریه و زاری چیزی بخاد و شاید دلش بسوزه کمکش کنه یادمه همیشه ترسی تو وجودم از خدا بود چیزی از بچگی به ما گفته بودن مدرسه خانواده اطرافیان و… فک میکردم شاید خیلی بنده بدی هستم ک کارایی ک خدا میخاد مثل نماز و روزه و … انجام ندادم خدا کاری برام نمیکنه یا داره عذابم میده چقدر ترس چقدر حس پوچی و اتفاقا در مورد همین فایل همون زمان با سیل و زلزله اینا میگفتم فساد زیاد شده خدا داره عذاب میفرسته
ولی با همون شروع گوش دادن فایلها قلبم پذیرفت نه خیلی جدی ولی اروم تر شدم البته برداشتهای اشتباهی زیادی داشتم اول مسیرم ولی انگار ندای خدا درونم منو بیشتر تشویق میکرد وانگیزه میداد ادامه بدم و البته که تو زندگیم تغییرات رو میدیدم حالم بهتر بود ولی هنوز درک درست از خدا نداشتم ولی شروع کارم با شکرگزاری داشته هام بود هر چی بیشتر ارامش میگرفتم انگار حرفای استاد بیشتر درک میکردم البته که درک از خداوند و قوانینش برای منم چند سال طول کشید که به درک الانم برسم ولی همه چیز در وقت مناسبش بود درست با تضادهایی ک بر میخوردم و بعضی جاها کم میاوردم باز خدای درونم کمکم میکرد ادامه بدم پیگیر بشم و این همون تکامل من بود …خب من چون فرزند اخرم و همیشه همه چیز برام تقریبا نسبت به خواهر و برادرم راحت تر فراهم میشد من توقع داشتم از تک تک شون کارایی ک میخاستم برام انجام بدن توقع داشتم از مادرم وپدرم تا اینکه ازدواج کردم توقع من باز چند برابر شد از همسرم توقع ی زندگی توی رفاه ولی چیزی ازین همه توقع نصیب شد ضربه سنگین بخودم بود هیچ چیزی اونطور میخاستم تو زندگی مشترکم پیش نمیرفت هر روز مشکل دعوا کم کم افسردگی و در اخر تسلیم شدم از خدا خواستم کمکم کنه ولی اولین چیزی که کمکم کرد حالم بهتر بشه این بود توقع رو کنار بزارم خودمو ببخشم خودمو دوست داشته باشم و دوره اعتماد بنفس واقعا تو زندگیم معجزه بود بعد تسلیم خدا بودن به دست بسته اش اعتماد کردن وای حرفای استاد چقدر تو اون روزا ب من کمک میکرد در خصوص کار پیدا کردن خیلی پیگیر کار پیدا کردن بودم گفتم من نمیدونم چطوری ولی روزی رسون من تویی حرف استاد باز چقدر خوب بود ایمانی که عمل به بار نیاورد حرف مفت هست پس ترس رو کنار گذاشتم قدم برداشتم رفتم یک مغازه لوازم ارایشی و گفتم من میخام کار کنم اینجا وتجربع ای ندارم صاحب مغازه گفت خب برای امتحان یه هفته کار کن بدون حقوق اگه خوب بودی ماهی یک میلیون میدم و میتونی از فردا بیای وای چقدر من خوشحال شده بودم فرداش اماده شدم و رفتم در مغازه ولی دیدم بستس ! یک ساعت گذشت من منتظر بودم و دیدم خبری نشد کمی نا امید شدم ولی توی دلم گفتم عیب نداره خدا خودت کمکم کنه و توی بازار قدم زدم دقیقا چشمم خورد چند متر اونورتر و دیدم روی شیشه مغازه نوشته نیازمند فروشنده !!!منم سریع رفتم داخلش و با صاحب مغازه حرف زدم و اتفاقا قبول کرد منم کارکنم از همون لحظه با حقوق یک میلیون وپونصد تو دلم گفتم خدایا دمتگرم چقدر مهربونی خیلی ذوق کردم و خوشحال بودم بعد چند روز کار تو مغازه فهمیدم این کار واقعا حوصله سر بر بود و همین هیچ تایم استراحت درستی نداشتم اخر هفته ها باید مغازه میرفتم شبها حتی تا یازده شب میشد وایمیستادم تو مغازه و این شد تضاد خلاصه ماجرایی شد که من اون کارو رها کردم باز دلسرد میشدم ولی خدا همیشه میگفت میشه میشه اعتماد کن .که یکی از دوستام گفت کارگاه خیاطی هست اونجا برو زمان کاریش مشخصه اخر هفته ها تعطیلی داره و شاید اونطوری بخای باشه منم رفتم اونجا صحبت کردم و در مورد حقوق ب من گفت ماهی 2 میلیون پونصد اینجا بود که گفتم خدایاشکرت من قدم برداشتم ب تو اعتماد کردم ببین چه نکردی برام خلاصه محیط کاریش عالی کلی دوست پیدا کردم حالا من فایل ها روگوش میدادم تمریناتو انجام میدادم و هی حس خوبمن بیشتر میشد دیگه طوری شده بود هی باخودم حرف میزدم هی تحسین میکردم کلا کنترل ذهنم دستم بود من به ماه نکشید مسئول بخش بسته بندی اون کارگاه شدم چقدر انرژی من عالی شده بود چقدر حس خوب تجربه کردم صبحها ک بیدار میشدم برم سمت کار میگفتم خدایا امروز بتو میسپارم تو برام زیبا بساز اسان بساز بر من اسانی ها رو و چقدر همه چی خوب پیش میرفت حتی همون زمان من ویزای مهاجرتم اومد همون خواسته ای چهار سال منتظرش بودم هی نق میزدم چرا نمیشه چون رها کردم و تسلیم خدا بودم شد .
واقعا لطف خدا همیشه با من بود ولی من سد راه خودم بودم من مشرک بودم ولی خدا همواره رحمتش رو برای بنده هاش میفرسته بخایم حتما کمکمون میکنه اگاه بشیم بیدار بشیم و از زندگی از لحظه لحظه اش لذت ببریم . فقط تمرین استمرار میتونه و اینکه در گیر نشخوار های ذهنی نشیم از یاد نبریم این همه لطف خدا رو … خدایا شکرت الانم تضادهایی هست تو زندگیم و کلی بهم ریختگی ذهنی ک مریم جان عزیز چقدر خوب گفتن که باید ذهنمون هم خونه تکونی بکنیم این همه لطف و عشق خدا رو فراموش نکنیم ایمانمون روحفظ کنیم
بازم خدارو شکر میکنم اینجام حال دلم عالیه از کامنت دوستان لذت میبرم و خودمم وقتی مینویسم ب یاد میارم واقعا از ته دلم خوشحال میشم
ممنونم بابت این دوره ایشالله خداوند یاریم کنه ثابت قدم بمونم و کلی اتفاقات قشنگ رقم بزنم برای خودم وباز تعریفشون کنم وذوق کنم ️
بنام خداوند که همه از آن اوست
سپاس گذار خداوند هستم که در مسیر کسانی قرار داد که نعمت داده است و شاکر اند
خداره شکر که از جمله کسانی قرار گرفتم که استاد عباسمنش مخاطب قرار داده است
خداره شکر که در فرکانس چنین آگاهی ها قرار گرفتم
خداره شکر آسان می شویم برای آسانی ها
سلام دورد به استاد عزیزم و استاد بانو شایسته عزیز و هم خانواده های عزیزم در سایت
یک سخن کوتاه: قدرت فقط فقط از آن خداوند است قدرت غیر خداوند یعنی شریک، شریک یعنی طرفداری از هیچ از پوج از شیطان که نتیجه شریک زندگی در جهنم
قدرت از آن خداست –
بلی اینکه اگر در بازار به این دید نگاه میکنم که رقیب ام محصول و خدمات بالاتر دارد یا فروش شان بالاتر است احساس ام بد می شود یعنی شریک
اگر احساس میکنم فقط با مدینه من خوشبخت می شویم یعنی شریک قدرت را از اصل گرفتم به بیرون دادم
چقدر این آگاهی ها ساده بوده ولی برای درک شان واقعا تبریک میگم که کلی سرمایه گذاری کردم امروز این ها را با جان دل احساس میکنم
که قدرت فقط و فقط از آن خداوند است
دقیقا کلیت جامعه به چه وضعیتی هستند من خودم همین چند مدت قبل از شرایط وضعیت ام میگفتم این یعنی شریک آشکار نه شریک مخفی
این منطقی کنم عامل شرایط فقط و فقط خودم هستم اینکه منطقی کنم خداوند منع خیر و برکت ، قدرت است من هم وصل هستم به منبع به مولد همه و همه چیز
سپاس گذار بانو شایسه عزیز هستم بابت زحمات صادقانه شان خصوصا همین سر فصل خانه تکانی که از اول ماه مهر(میزان) شروع شد
ﭐلْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ ﭐلسَّمَاوَاتِ وَﭐلْأَرْضِ جَاعِلِ ﭐلْمَلَائِکَهِ رُسُلًا أُوْلِی أَجْنِحَهٍ مَّثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ یزِیدُ فِی ﭐلْخَلْقِ مَا یشَاءُ إِنَّ ﭐللَّهَ عَلَىٰ کُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ ﴿1﴾
(فاطر1)-به نام خدای رحمان و رحیم . همه حمدها مخصوص خدا است که آسمانها و زمین را ایجاد کرد و فرشتگان را رسولانی بالدار کرد دو باله و سه باله و چهار باله و او هر چه بخواهد در خلقت اضافه میکند که او بر هر چیزی تواناست
مَا یفْتَحِ ﭐللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَهٍ فَلَا مُمْسِکَ لَهَا وَمَا یمْسِکْ فَلَا مُرْسِلَ لَهُ مِن بَعْدِهِ وَهُوَ ﭐلْعَزِیزُ ﭐلْحَکِیمُ ﴿2﴾
(فاطر2)-در رحمتی را که خدا به روی مردم بگشاید کسی نیست که آن را ببندد و جلوگیر آن رحمت شود . و در رحمتی را که او به روی مردم ببندد کسی نیست که بگشاید و بعد از منع خدا وی آن رحمت را بفرستد ) چگونه ممکن است ( با اینکه او قاهری شکست ناپذیر و عطا و منعش از روی حکمت است ؟
یا أَیهَا ﭐلنَّاسُ ﭐذْکُرُواْ نِعْمَتَ ﭐللَّهِ عَلَیکُمْ هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَیرُ ﭐللَّهِ یرْزُقُکُم مِّنَ ﭐلسَّمَاءِ وَﭐلْأَرْضِ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّىٰ تُؤْفَکُونَ ﴿3﴾
(فاطر3)-ای مردم ! به یاد آورید نعمتهایی را که خدا بر شما ارزانی داشت ، آیا هیچ خالقی غیر از خدا هست که شما را از آسمان و زمین روزی دهد ؟ ! پس وقتی جز او خالقی نیست ، جز او هم مدبر و صاحب اختیاری نیست ، پس در نتیجه جز او هم معبودی نیست دیگر به کجا منحرف میشوند ؟ !
===========================
سلام به استاد عزیزم و سر کار خانم شایسته عزیزم و سلام به همهی دوستان عزیزم
شروع دوره ی ناب خانه تکانی ذهن
من تا زمانی که دست از سر دیگران برنداشتم، هرگزززززز از زندان ذهنم آزاد نشدم
همیشه خانواده ی خودم و همسرم و جامعه رو مسئول شرایط تلخ زندگیم میدانستم
از زمان مادر شدنم، فرزندم رو مسئول ناخواسته هام میدونستم
هیچ وقت نخواستم ببینم خیلی ها با شرایط من هستن اما با چه زندگی عالی تر از من
همیشه خودم رو با دیگران مقایسه میکردم و توجه ام به ناخواسته ها بود، غافل از این همه نعمت که در زندگی دارم
تا اینکه خداوند به من لطف داشت و من رو با استاد عزیزم آشنا کرد
خدا رو شاهد میگیرم اینقدر به آرامش رسیدم که اصلاااا اون ناخواسته ها رو نمیبینم
بعضی از دوستانم که با قوانین آشنا نیستن، بهم میگن سیما تو چطور با این اتفاقات کنار اومدی، من تنها میخندم و پیش خودم میگم، این بنده ی خدا نمیدونه من به خداوندی وصل شدم که واسم پدر، مادر، خواهر، عزت، احترام وووو شده
اینها زمانی اتفاق افتاد که من دیگه انگشت اتهام به سمت کسی دراز نکردم.
خدایااااا شکرت بابت همه چیز
انشاالله که در پناه الله یکتا، شاد، سالم و ثروتمند باشید.
دوستدار شما :سیما
به نام یاری دهنده رهنما
سلام استاد عزیز و مریم جون زیبا که همچین پروژه فوق العاده ای رو راه اندازی کرده .
راستش چند روز پیش همش با خودم میگفتم چرا فلانی بهم کمک نمیکنه ،یا توی این روزای سخته که باید اطرافیان هوامو داشته باشن و حواسشون بهم باشه ،بعد یهو به خودم اومدم و گفتم چرا از بقیه توقع داری؟ اگه کسی دستی به سوی تو دراز کرد از لطف و کرم خداونده و اگر نکرد تو باید به کارت و فعالیت خودت برسی ،تویی که داری زندگیتو میسازی و دقیقا بعد چند روز این فایل به بهترین وقت سر راهم قرار گرفت و افکارم رو تکمیل کرد به لطف الله مهربانم.
و یکی دیگه اینکه برای شروع کارم نیاز به خرید وسایل دارم بارها به سرم زد قرض بگیرم یا دنبال وام باشم یا تنها تیکه طلایی که دارم رو بفروشم ،شیطون بارها وسوسه م کرده تو بفروش از کارت چندین برابر در میاری و جبران میشه اما هر لحظه یهو به خودم اومدم که نه این تصمیمات با قانون مغایرت داره مگه نه اینکه بارها از استاد شنیدی با اون چیزی که داری شروع کن باز ذهنم میگفت دیر میشه چیزی به شب عید نمونده تو باید تا اون وقت جا افتاده باشی باز هدایت قلبم میگفت توی هیچ کاری عجله ای نیست تو باید تکامل طی کنی همه چیز به وقتش انجام میشه .خلاصه این روزها بلوشوئیه بین ذهن و قلبم که به یاری پروردگارم همیشه قلبم و هدایت های پروردگارم کمک کننده و آرامبخش این اوضاع میشه و منو به صبر و آرامش دعوت میکنه و حالا در بهترین موقعیت که نیاز به تقویت و قوی شدن توی این کش مکشهای بین ذهن و دلم هستم باز خدای من معجزه میکنه و این پروژه بی نظیر رو به من هدیه میده تا چراغ راهم باشه ومنو آرومتر کنه و مهر تایید بزنه به مسیر درستم و خیالم رو راحت کنه .خدا رو شاکرم که هر وقت کوچکترین شکی داشتم یا توی مسیر گم شدم سریع به کمکم میاد و جواب سوال یا شک و تردیدهای منو به صراحت میده . خدا جونم عاشقتم .من خوشبخت ترین آدم روی زمینم که به من توجه کردی و به این خانواده بزرگ هدایت شدم که بهترینها عضوش هستن خدایا شکرت .
مریم بانوی توانا خداوند هرچه بیشتر خیر و برکت به زندگیتون وارد کنه وهر چقدر از شما تشکر کنم کمه .خدا همیشه حافظ و نگهدار شما و استاد عزیزمون باشه که بهترینهای این کره خاکی هستید که اینهمه آدم رو یاری میدید تا راه پیدا کنن. دوستون دارم .
به نام خدایی که هرچه دارم از آن اوست
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته ی نازنین
اولین رد پای من :
چقدر نکات فوق العاده ای در این فایل بود من چند بار این فایل رو گوش دادم و نکته برداری کردم و هر بار یه جمله ی جدید میشنیدم که تو گوشم زنگ میزد چند تا از ایرادهای ذهنم رو پیدا کردم که واقعا متوجه نبودم چقدر خوب تو این فایل توضیح دادین که مسولیت تمام و کمال زندگیمون با خودمونه
چقدر از وقتی این پروژه شروع شده احساسم خوب شده واقعا خیلی به این خانه تکانی ذهنی نیاز داشتم حتی نیاز داشتم یه مدت دست از خواسته هام بکشم و رها کنم واقعا ب قول خانم شایسته ی عزیز به استراحت ذهنی نیاز داشتم
به محض گوش دادم به اولین گام تغییرات درونیم و تغییر رفتارام شروع شد آرام آرام و نرم دارم بهبود پیدا میکنم خدایا شکرت
واقعا دارم معنای این جمله :ذهنم داره برای نگران کردنم ضعیف میشه، رو درک میکنم
من این جمله ی استادرو خیلی دوست داشتم : الله افرادی رو که زندگی من نیاز داشته باشه وارد زندگیم میکنه
برای این آگاهی های ارزشمند ازتون سپاس گذارم
در پناه خدا باشید
سلام به استاد عزیز و مریم جون دوست داشتنی.
سلام به همه دوستان توحیدیم
این فایل خیلی فوق العاده هستش.دارم تمام تلاشم رو میکنم که انسان توحیدی باشم .و ورودی های ذهنم رو کنترل کنم.ایاک نعبد و ایاک نستعین.خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم.
من گاهی نعمت های اطرافم رو نمیبینم وشادی و خوشیم رو موکول به رسیدن به یه خواسته و هدف میکنم و غافل میشم از داشته هام…
ولی با توکل به خدا و راهنمایی های استاد و این سایت پربار تمام تلاشم رو میکنم که شرک نورزم و در صراط مستقیم قرار بگیرم که به سعادت دنیا و آخرت برسم.
به نام خداسلام به استادعزیزم ومریم جون
وسلام به همفرکانسهای عزیزم منو خواهرم حدودا سال1398یگ واحدآپارتمان توی گلبهارمشهدخریدیم منوپسرکوچکم که وام ازدواج گرفته بودباهم ومقداربیشتر خواهرم پول گذاشت باهم شریک این واحدروخریدیم سال99بودگفت شوهرم گفته بیاسهم خانه روبده به ماتابعدازعیدپولتونوبدیم گفتم :حتمافکرکردی ایندفعه هم مثل دفعه قبل یک خانه کوچک ارث پدری داشتیم ازهمه ی خانواده امضاگرفت باپشتیبانی مادرم رفت به قیمت بالاترفروخت بعدبه قیمت ارزان پول ماهارودادمنم تاشنیدم به مادرم گفتم چرااین کاراکردی ومادرم خانه مایک طبقه جدازندگی میکردبه سراین ناعدالتی همهگی دلخوربودیم. ولی دادش بزرگترمون گفته بوداول پول بعدامضابلاخره مادرم بهشتی شدواین ماجراتمام شد.سال قبل خریدواحدآپارتمان پسرم ازدواج کردخواهرم ودخترهاش ازوجودعروسم به دلایل شیرخوردن دخترش ازمن راضی نبودن چون عروسم به عنوان خواهرشیری راضی نبوداینهاهم میگفتن ایناباهم حواهروبرادرهستندودلخوریهنوزادامه داردخیلی زیادبلاخره شوهرخواهره فوت کردواین واخددست مستاجرهرمستاجر تخلیه میکردبینمنوخواهرم شکرآب بود. برای جهازپسرم به زورخانه رابازسازی کردیم ویک وام باسپرده گذاری ازبانک برای پسرمگرفتم که ماشین بخره وبانک مدرک میخواست چون من شاغل نبودم قولنامه همون واحدراازخواهرم گرفتم بردم بانک که همین سنگ سنگینی شدروی دل خواهرم وادامه داشت وناراحت که من قولنامه داده ام تووام گرفتی ومن هیچی نگفتم. تاپکیچ خانه خراب شدودوماه جوابگونبودوبیشترخانه ازاوبودمیگفت نه بایدنصف پول پکیچ روشمابدین پسرهای دیگرم وساطت کردن گفتن هردوخواهرپول بدین تاپکیچ براتون بخریم پول دادیم پکیچ تعویض شدسرسال گفت:رهن50میلیون تومان اجار5میلیون تومان گفتم نه بچه م نداره ماهم یک حقوق بازنشستگی شوهرم هست ومستاجرهستیم.وازاین طرف شکرخدا پسرم توی شرکت مینی بوسرانی برای رانندگی استخدام شد.وخواهرم بادخترهاش گفتندفقط خانه روتخلیه کنند.عدوسبب خیرشدپسرم برای زندگی آمدمشهدخیلی راحت نزدیک به محل کارش وازبرج یک خانه تخلیه خواهرم خودشو7تکه کردبیابدیم رهن واجاره 3تاپسربزرگترم ازدواج نکردن اولی براش مهم نبودولی پسردوم وسومی میگفتن فقط فروش!به هربنگاهی سپردیم مشتری میومدمیرفت. زدم نشانه ی من توحید11آمدفقط صبرقرآن بازمیکردم قدمهای تکاملی وخدادنیارا6دوره آفرید.مومنان صبورن وازکجامعلوم که حق آنهانباشداینهاهمه توی نشانه های قرآن وسایت بودوبه قیمت خواهرم میگفت راضی نبودیم که بدیم .خوب خواهرم تلفن میزنه کرایه خانه ام زیادشده خانه راتوبردارمن پول رهن بدم. چندروزبعدخانه رابردارپول منوبده بذارم بانک!چندروزبعدماگوشت ونون نداریم بچه هام گرسنه اند!وحالاچندروزبعدشنیدم که توی بلواردانشجوخانه خریده فقط گفته خواهرم وبچه هاش نفهمند.ومستقیمبهپسرمخبردادن.واین خواهردخترش مجردتوی بیمارستان کارمیکنه حقوقش ازپسرمن که متاهل هست بیشتره وحقوق شوهررحمت شده اش هم هست. ازآدمهاشنیده بودیم که دوره کرونابه خاطرآمپولهای کرونادولت 600میلیون برای فوت شوهرش پول داده ولی خواهرم قسم میخوردونفرین میکردکه آدمهادروغ میگن. ویک واح آپارتمان دیگه هم به گلبهارخریده بودوازماپنهان میکرد ولی ماخبرداشتیم کرایه میگیره من خداراشکرمیکنم. خوب این خواهری که بادوتادخترش ازگرسنگی روبه قبله اند همین روزهای اول محرم به سفرترکیه رفتندبدون خداحافظی.باز ازترکیه آمدندبرای پولدانشگاه دخترم موندیم ،دیدجواب نمیدم .پیام دادخانه خالی خراب میشه منم صبور نه100٪ولی آرامشم راحفظ میکردم جرات زنگزدن نداشت چون پول برای ترکیه داشت برای نون نداشت؟مقدمه وکامنتهای دوازده قدومخوندم وتعهدنوشتم انچه میتوانم اجرامیکنم استادمیدونم باورمیکنیدشب بعدازتعهدخواب دیدم باعزیزدلم رفتیم روستامون توی خواب به عزیزدلم میگفتم باغ دخترعمه شماهم راحتیم بخوابیم ولی باغ نوه دایی خودم راحترم که کنارجوی آب نوه داییم خانم سیدخواب بودچشمانش نیمه بازصورت نورانی وآرام که من ازدیدنش توی خواب آرامش گرفتم .کنارهمان جوی آب دیدم یک زیراندازبودماهم خوابیدیم ومن بیدارشده بودم عزیزدلم که همشه خوشخوابه خواب بود که یهوخواهرم راواضح دیدم احساس کردم بادخترکوچکش آمد.گفت به حسین بگوبلندشو میخوام لحاف وتشکم رابردارم دیگه بسه سریع کشیدومنم دیدم یک ملحفه داریم همونوبغلم کردم گفتم ایناروبردی فکرکردی خدانیست!چراخدای مابزرگه. بیدارشدم به عزیزدلم وپسرم گفتم خانه ی گلبهاربین منوخواهرم تمام شدوخانه راخواهرم خریدوتوی این جداسازی واحدماهمیشه این داداشمون که اول کامنت گفتم حالاحاج داداش شده رووجودشواحساس میکردم که روزبعدبامن تماس گرفت باآبجی چه مشکلی داری گفتم هیچی وسرحرف روبازکرد صدامویک کوچولو بردم بالاولی صدای قلبم روشنیدم الان وقتشه اگربه حرف حاج داداش نکنی اوراهم ناراحتوجداسازی این خانه میماندچون توازخداالهام خواستی ازاول قران وتوی کامنتهاخوانده بودم ازکجامعلوم حق آنهانباشد ومنم به خاطربچه هام ناراحت نباشن کنارنمیومدم باقیمت خواهرم وقرارمعامله خانه ماشد چای آوردیم خواهرم نخوردگفت آزمایش دادم چیزی نخوردم دیگه تاشب هم نمیخورم وحاج داداش گفت بیایین براتون کاغذبنویسیم خواهرم گفت نه قولنامه بنگاه داداش گفت فردابرین گلبهارقولنامه ووکالت بزن گفتم نه فرداعروسی دعوتیم روزبعدازعروسی وخواهرم رفت گفتم تاپولم رونگیرم وکالت نمیدم چون قرآن گفته .وروزاول که داداشم تماس گرفت گفتم داداش شمامیگی یک مقدارالان وبقیه پول 2ماهه شماچکشومیدی اول گفت آره هنوزگوشی روقطع نکرده میگه دسته چکم دست دامادم ونیدونم چندبرگ داره من ضامن پول توهستم سریع گفتم حرف آبجی روقبل حرف شماقبول دارم.وروزقبل نوشتن قولنامه پیام دادم آبجی 10م براواریزکن جواب ندادشب زنگزدم دخترش گوشی روبرداشت که هامامانم پول نداره الان برای کادوعروسی به من گفته پول تهیه کن !گفتم فردابرای بنگاه بریم چی گفت حالافردابشه جورمیکنه منم توی بنگاه هرچی که باید میگفتم خداازطریق یک بنگاهی دیگه بهم یاددادوتوی قولنامه نوشتن چون بنگاهی باخواهرم یکی بودن چگفتم نوبه وکالت باتسویه ی پول خواهرم فکرکردالان میریم محضرچون روزقبل برام پول واریزنکردداداشم اینجاخودشوکنارکشید منوپسرم گفتیم فقط تسویه بعدوکالت خودشومظلوم گرفت من میخوام بدم مستاجرگفتم باقولنامه میدن مستاجروروبوسی کردم ولی اون حرفهای لایق به خودش رومیزدگفتیم بیابریم گفت نه ماشین میادخداحافظی وپشت سرمابااسنپ میومد وخواهرم2تادتر24و23ساله داره دروغ تابتونندمظلوم نمایی بی انتهایک کاری برات انجام بدن ازاجدادتاابدهای خاتم آنهابایدبندگی شونوبکنی وهیچ وقت هم براشون جبران نمیشه ودیگه دائم منت خداراشکرکه این شراکت راتمام شده حساب میکنیم.وازحق نگذریم خواهرخوب ودست به خیرپرمنت است.خیلی دوستشون دارم ولی شراکت باخداراباهیچی عوض نمیکنم .وقران میگفت خدادنیارابه6دوره آفریدبرج6شدوخانه رابی ماجداسازی کردازاین الهامات الهی بی نهایت سپاسگذارم. ازساعت10شب تاالان دوتاتونستم کامنت بذارم صبح بخیروقت عشق بازی باخدانمازصبح شد.برای همگی آرزوی موفقیت وسعادت رادارم.
به نام الله هدایت گر
سلام براستادان گرانقدرم
و سلام بر همکلاسی های ارزشمند کلاس خودشناسی و خداشناسی
خداروهزاران مرتبه سپاسگزارم برای هدایتی دیگر و آگاهی های بیشتر
خداروشکر میکنم که در بهترین زمان و مکان قرارم
داد این روزها با تضادی روبرو هستم از خداوند هدایت خواستم تا آگاهی و درس های تضاد رو دریافت کنم و باز هم هدایت الله منو به سمت این درسهای عالی روبرو کرد خدایا شکرت
به عنوان رد پا مینویسم و مطمئنم در این راستا به آگاهی های نابی میرسم
توحید عملی…. یعنی پذیرفتن 100 درصد مسائل زندگیم
ایاک نعبد و ایاک نستعین را سر لوحه زندگیم قرار بدم
منجی زندگیم خودمم و تنها خودمم نه هیچکس دیگر کافیه هدایت بخوام و در سمتش حرکت و عمل کنم
کافیه به دنیای درونم بپردازم روی افکار و باورهام کار کنم دنیای بیرونم خودبخود به طرز دلخواهم درست چیده میشود
و توحید و توحید و توحید که تجربه خوشبختی در تمام جنبه های زندگیست
خدایا هزاران مرتبه شکرت برای هدایتمون به این آگاهی های ناب
همینطور که هدایتمون کردی کمکمون کن بتونیم عمل کنیم و بندیگیمون رو بهت نشون بدیم
الهی آمین
به نام خداوند مهربان
با سلام خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته مهربان
یک تشکر ویژه دارم از خانوم شایسته که انقدر مسئولیت پذیر و عالی هستین و آنقدر به فرکانس های عالی توجه دارید و وقت میزارید که بهترین ها رو اجرا کنید
این فایل چقدر عالی و زیبا بود و چقدر استاد اصرار داشتن که ما خالق شرایط زندگی خودمون هستیم و این رو باور کنیم میتونم به ما چقدر کمک کنه
ی فایلی از استاد بود که میگفتند که ی باور محدود کننده رو وقتی توی ذهنت کمرنگ و بی اثر میکنی با ی باور عالی نا خود آگاه چندین تا باور دیگه حذف میشن
وقتی بتونیم باور کنیم و عمل کنیم که ما خودمون خالق صددرصد زندگی خودمون هستیم اون موقع دیگه شرک خودش از این باور جدا میشه
انتظارها از دیگران یواش یواش پاک میشه
اون موقع به خودت و خدا تکیه میکنی دیگه منتظر عوامل بیرونی نیستی
چقدر عالی و لذت بخشه این
ما ی خونه تکونی برامون گذاشته باید اطاعت کنیم و باور کنم که میتونم این یک ماه توی خانواده عباس منش ذهنمو ارام کنم با خودم به صلح برسم ک لذت ببرم از این حال خوبم و حس عالی که دارم
خدایا ازت بی نهایت سپاسگزارم که انقدر عالی و عالی جواب در خواست هامو میدی
خدایا تو از طریق خانوم شایسته بهم فهموندی که تقصیر ها و هر اتفاقی که داره میفته مسئولیت تمامش گردن خودمه
پس خودمم میتونم زندگی خودمو خلق کنم وای خدا چقدر قلبم آروم شد چقدر حسم آروم شد چقدر من آروم هستم
خدایا فقط به تو ایمان دارم
خانوم شایسته گفتن روزی 2 ساعت به خدا روزی 24 ساعت هم بشینی پای آگاهی این فایل بازم آگاهی هایی داره که فرکانستو بالا و بالا تر میبره
سپاسگزارم خداوندم که رب العالمین هست
فایل توحید و فعال کردن قدرت خلق درونی
بسم الله رحمن الرحیم
خدایا خودت هدایتم کن خودت درهای آگاهی به روی من باز کن تا آگاهی های این فایل باورهای منو تغییر بده و منو هدایت کن و بهم الهام کن من باید از این فایل چه درسی رو بگیرم و چه قدمی بردارم و چه تغییری توی رفتارم ،افکارم ،حرف زدنم ،زندگی کردنم ایجاد کنم که رشد کنم و ظرف وجودم بزرگ تر کنم و اعتماد به نفس و احساس لیاقتم افزایش بدم
نکته ای که استاد همیشه توی تک تک فایلاش بهش تاکید میکنن و من ساده ازش میگذرم اینکه خدا جهان آدما اتفاقات شرایط بر اساس اون چیزهایی که من باور کردم و باور دارم بوجود میان یعنی هر باور مخرب یا خوبی که داشته باشم زندگیم بر اساس همونا خلق میشه
این نکته ای که من باید همش دائم به خودم یادآوری کنم که مهدیه مهم نیست مامانت چی فکر میکنه و چجوری به تو نگاه میکنه و چه فکری راجب تو و آیندت داره
مهم نیست بابات چه افکاری داره
مهم نیست خواهرات چه باورهایی دارن و چجوری به تو نگاه میکنه
مهم نیست که بقیه میخوان تو به اون شرایط برسی یا نه
اصلا مهم نیست که بقیه چه فکری برای تو دارن یا دوست دارن تو چه کاری انجام بدی و چجوری باشی
یا اصلا مهم نیست که بقیه بخوان تو با کی ازدواج کنی
تنها چیزی که توی زندگی تو مهمه خواسته های توعه و تو اگر باورهای هماهنگ با خواسته هات بسازی و از خدا بخوای و خدا رو تنها قدرت محض ببینی و خدا رو منبع ثروت و خوشبختی و زیبایی و روابط عاشقانه ببینی خدا برای تو دست به کار میشه چون میبینه که تو اونو باور داری چون میبینه که تو چشماتو باز کردی و مثل بقیه ادما سرتو زیر برف نکردی که خدارو نبینی تو چشماتو باز کردی و خدارو دیدی و باور کردی که اون همه چیزه اگر تو از اون بخوای و باور داشته باشی که خدا قدرت محضه پس حالت خوب میشه و آرومی و میگی من خواستم به منبع قدرت این هستی گفتم پس اون منو به خواستم میرسونه چون توانای مطلق اونه چون قدرت مطلق اونه چون اونه که هر چی روابط عاشقانه ببخشه بازم از دارایی هاش کم نمیشه چون اونه که هرچی زیبایی و ثروت و خوشبختی ببخشه از خزانه نعمت هاش کم نمیشه بلکه با تو رفیق ترم میشه چون تو خواستی اون تورو در آغوش بگیره چون میبینه تو باورش کردی و بهش اعتماد کردی و محاله ممکنه که خدا به اعتماد کسی نسبت به خودش لطمه بزنه
استاد گفت اون آدمی که منتظره مشکلاتشو کسه دیگه ای بیاد حل کنه همیشه مشکل داره همیشه گیره و همیشه باید منتظر بمونه
من میخوام به این جملات استاد از زاویه خودم و جوری نگاه کنم که بتونم ربط این حرفارو با زندگی خودم پیدا کنم
استاد اینجا داره چی میگه به تو مهدیه ؟
استاد داره مستقیما به خوده تو میگه اگر منتظری آدما درست شن اگر فکر میکنی اینکه فقط منتظر گذر زمان باشی تا یا آدما درست شن یا گذر زمان شرایط درست کنه یا اون آدما بیان از تو معذرت خواهی کنن و اونا درد تورو کم کنن و تورو آروم کنن و اینجوری تو خوشبخت بشی و یه زندگی قشنگ برات ساخته بشه سختتتتتت در اشتباهی
من هرچی داره بهم گفته میشه رو مینویسم
تو باید اینو بفهمی و درک کنی که هر اتفاقی که افتاده برای تو بخاطر این بوده که تو توی اون نقطه بودی تو در مسیر یه سنگ عظیم و بزرگ بودی و اونم اومد از روی تو رد شد و تورو له کرد تو اگر اونجا نبودی تو اگر توی اون مدار نبودی تو اگر جلوی سنگ نمیرفتی تو اگر ضربه پذیر نبودی اونجوری ضربه نمیخوردی مهدیه تو ضربه پذیر بودی که بهت ضربه زدن
حالا که اینجوری مسئله رو برات باز کردم به نظرت کاره درست چیه
به نظرت وظیفه تو چیه
به نظرت وظیفه تو مسئولیت تو چیه که استاد داره توی این فایل بهش اشاره میکنه
استاد داره میگه یا خودت بلند میشی خودتو درست میکنی آدمی میشی که دیگه ضربه پذیر نیست و اینجوری از جلوی سنگ های ویرانگر جهان میری کنار و سالم میمونی و زندگی میکنی یا اگر خودت خودتو قوی نکنی خودت شخصیته ضربه پذیرتو تبدیل نکنی به یه شخصیت فوق العاده قوی و محکم توی همون نقطه ثابت میمونی و نه تنها زندگیت بهتر نمیشه بلکه دوباره یه سنگ میاد از روت رد میشه و لهت میکنه
تو باید از اون نقطه بیای بیرون
مامانت نمیتونه کاری بکنه هیچ آدمی نمیتونه دست تورو بگیره و از اون نقطه خارجت کنه
اگر تو جاتو عوض نکنی زندگیت بهتر نمیشه
اگر تو جاتو عوص نکنی و همین آدم ضربه پذیر و فوق العاده آسیب پذیر بمونی هیچی عوض نمیشه هیچی
تو میخوای به حرفای استاد عمل کنی دیگه درسته
تو اومدی توی این پروژه تا قدم به قدم مدارت تغییر کنه دیگه درسته اگر آره تو بایددددددد به حرف استاد توی این فایل گوش بدی
استاد میگه نشین بگو دولت و کشور باید اینکارو بکنن اونکارو بکنن درسته تُو، تو شرایط و موقیعت خودت کاری به دولت و کشور نداری اما تو به جای دولت و کشور میگی فلانی نباید اینکارو میکرد باهام میگی مامانم نباید اینجوری باشه باید اونجوری باشه میگی تقصیر فلانیه میگی فلانی نامردی کرد
هرکس هر کاری که کرد بخاطر باورها و عزت نفس و احساس لیاقت خودت بود بخاطر این بود که تو غل و زنجیر هایی که به پات بسته شده بودن (باورهای اشتباه و ویرانگر )نشکستی و حرکت نکردی و در مسیر سنگ وایستادی اونم لهت کرد
حالا که تو میدونی چرا ضربه خوردی
حالا که تو میدونی چون تو ضعیف بودی ضربه پذیر بودی آسیب پذیر بودی اون آدما در مسیرت قرار گرفتن و لهت کردن حالا که میدونی تو باید مسیرتو عوض کنی ، اون آدما بازتاب آسیب پذیری تو بودن توونباید بشینی منتظر باشی گذر زمان همه چیو درست کنه زندگیتو درست و قشنگ کنه تورو آروم و درست کنه !
تا وقتی آسیب پذیر باشی آدم هایی به تورت میخورن که آسیب بهت میزنن به قول استاد هرجا ظالمی هست حتما یه مظلومی هم هست
تو باید خودتو درست کنی اگر خودتو درست کنی دیگه در مسیر سنگ ها قرار نمیگیری
استاد توی این فایل میگه مسئولیت زندگیتو بپذیر و خودت زندگیتو بساز چون تو این قدرت داری
پس قدم بردار مهدیه
همش به خودت یادآوری کن من باید الان این قدم بردارم همش به خودت بگو من تمرکزم میزارم روی بهبود خودم بهبود زندگیم بهبود رفتارم بهبود اخلاقم و بهبود فکرهایی که توی سرم میچرخه
هی بهتر شو هر روز یه کوچولو یه قدم کوچیک بردار ببین تو یه مدت زمان کم چقدر تغییر میکنی
این فایل پاشنه اشیله منه
این مخصوص منه
اره استاد توی زندگی منم یه طوفان اومد زندگیمو خودمو با خاک یکسان کرد رفت
درسته روی خودم کار میکردم تو این چند وقت و فهمیده بودم چرا اون طوفان اومد ولی انگار الان یه چیزایی دارم میفهمم که چرا من توی این موقعیت ثابت موندم و از این مرحله از زندگیمگذر نمیکنم و دارم در جا میزنم
چون من هی اون اتفاق مرور میکنم و البته واقعا نمیتونم ذهنم کنترل کنم و برام خیلی سخته ولی باید تمرین کنم نمیتونم نداریم
بعد از گذشت یکسال هنوز شبا خوابه اون آدمو میبینم
من هنوز آروم نشدم هنوز با خودم با اون اتفاق به صلح نرسیدم گفتوگوهای ذهنم همش میگن چرا اینکارو کرد جرا این حرف زد چقدر آدم بدی بود چقدر آدم نامردی بود که اینکارو من گناهم چی بود
هنوز دارم اینارو شخم میزنم
سخته برام واقعا سخته
اما درمان چیه
درمان اینکه فایل های شمارو بیشتر گوش بدم و بیشتر روشون کار کنم
الان تا نوشتم درمان چیه نمیدونستم جمله بعدی چی باید بنویسم اما این اومد به ذهنم که درمان بیشتر کار کردن روی خودمه
به قول استاد اون طوفان ها اون سیل ها باعث پیشرفت بشر شده
حالا که منم اون همه ویران شدم باید خودمو از نو از عمق فوق العاده قوی تر و محکم تر و زیبا تر بسازم
نه اینکه بگم من الان بعد از گوش دادن این فایل به این نتیجه رسیدم و میخوان تازه از نو شروع کنم نه من خیلی وقته شروع کردم اما من برای اینکه بتونم خودمو فوق العاده زیبا و محکم و قوی و زندگیمو مثل یه عمارت بسازم به دوتا چیز نیاز دارم
اول به عهده گرفتن تمام مسئولیت اون ماجرا ،به عهده گرفتن مسئولیت اون ماجرا به این معنی نیست که بگم من مقصر همه چیز بودم نه یعنی بپذیرم اون باورهایی که من راجب خودم داشتم اون اتفاقات آورد تو زندگیم و بپذیرم من چون آسیب پذیر بودم آسیب زدن بهم همین ،اگر من بتونم اینو بپذیرم دیگه به اون آدم فکر نمیکنم دیگه خوابشو نمیبینم دیگه از جنگیدن باهاش توی ذهن و وجودم میام بیرون و دیگه نمیجنگم با هیچ کس
خدایا کمکم کن من این قدم بردارم
دوم زمانه
اگر من اون مطلب بپذیرم دیگه هر روز آروم آروم بهتر میشم آروم آروم زخمای وجودم التیام میبخشم آروم آروم شخصیتم بهتر میشه آروم آروم صبور تر میشم و آروم آروم من عوض میشم
استاد میدونی من چرا توی این یکسال اونجور که باید عوض نشدم اونجوری که میخواستم صبور نشدم ،اون موضوع فراموش نکردم ؟ الان دلیلشو قشنگ میفهمم و میتونم توضیحش بدم
دلیلش این بود که مسئولیت این قضیه رو کامل نمیپذیرفتم که بابا من خودم چون ضعیف بودم اون اتفاقا توی زندگیم بوجود اومدن چون برای خودم ارزش قائل نبودم اون آدما اونجوری خوردم کردن ،روی خودم کار میکردم فایل گوش میدادم ولی توی اعماق وجودم یه زخم عمیق و دهن باز بود که با مرور کردن اون اتفاق با جنگیدن توی ذهنم با اون آدم هی اون زخم باز تر میشد عفونت میکرد خونریزی میکرد و این درد این یکسال روی دل من بود چون هی اون زخم باز میشد هر بار به یه دلیلی اون ماجرا توی زندگی من خاتمه پیدا نمیکرد یا مامانم به یادم میآورد و راجبش باهام بحث میکرد که من دوباره برمیگشتم به جنگیدن توی ذهنم و باز کردن اون زخم ،البته تازه فهمیدم اینکه این مسائله قضیش توی زندگیم تموم نمیشه و این زخم کهنه هرچند هفته یه بار باز میشه دلیلش باز توی خودمه و برای همینم دوره شیوه حل مسائل خریدم
تو این یکسال هی میرفتم بالا باز خودم با مرور اون خاطراتت خودمو میزدم زمین
استاد گفت این نگاه که آدما باید عوض شن شرایط باید عوض شه پدر مادر باید عوض شه تا من شرایطم تغییر کنه زندگیم تغییر کنه بریز دور تو همون جایی که هستی عوض شو بعد خدا تورو میبره به جاهای بهتر با سطح بالاتر و شرایط فوق العاده بهتر
استاد گفت بهانه هارو بریز دور
تو کاری به پدر و مادر نداشته باش
کاری نداشته باش اونا چی میگن چه فکری راجبت میکنن چه نظری راجبت دارن چه توقعی از تو دارن توقع دارن گوش به فرمان همه باشی یا هر چیزی دیگه ای تو اصلا به این چیزا فکر نکن توی برای خودت ارزش قائل باش و برای خودت زندگیت کن زندگیتو اونجوری که دوست داری با باورهات بساز و کاری به کار هیچ کس نداشته باش و نخواه به هیچ کس کوچک ترین حرفی بزنی کوچک ترین حرکتی نکن برای اینکه کسی رو قانع کنی که راهت درسته
اینکه تو منتظر باشی کسی بیاد کاری برای تو بکنه کسی دیگه بیاد تورو خوشحال کنه بقیه برای تو ارزش قائل باشن بقیه به فکر تو باشن بقیه درست بشن استاد گفت اینا شرکه یعنی تو قدرت از خودت کع میتونی با فرکانس هات هرچیزی اونجوری که میخوای خلق کنی میگیری میدی دست بقیه یعنی تو قدرت از خدا از تنها فرمان روای کیهان از قدرت مطلق هستی میگیری میدی دست آدما
من باید اینو بپذیرم با پوست و گوشت و استخونم که من زندگیم آیندم شرایطم دست خودمه و من میتونم و این قدرت دارم که زندگی اونجوری که میخوام خلق کنم من باید باور کنم که من قدرت اینو دارم الان توی هر شرایطی که هستم خودم حال خودمو خوب کنم احساسم خوبم کنم و فکر نکنم اگر فلانی رفتارشو بامن عوض کنه اگر فلانی بیاد دنبال من اگر من الان با فلان آدم ازدواج میکردم فقط اینجوری میشد که من حالم خوب بشه و مسائل و مشکلاتم حل بشه و حالا که من هنوز ازدواج نکردم هنوز اون شرایطی که میخوام ندارم پس من هیچ کاری نمیتونم بکنم من نمیتونم احساس خوبی داشته باشم چون فلانی هست چون افکار مامانم اذیتم میکنه ،پس من باید منتظر بشینم تا اوضاع خوب بشه من باید صبر کنم تا یه ادم خیلی خوب بیاد من ازدواج کنم از این جا برم تا شرایطم خوب شه تا حالم خوب بشه تا بتونم روی خودم کار بکنم ،نه این اشتباه محض این یعنی من عرضه ندارم همینجایی که الان هستم توی همین شرایطی که الان هستم زندگیمو درست کنم باید منتظر کسی دیگه بمونم ،در صورتی که قدرت تو مغز منه که داره فرکانس هارو ارسال میکنه من باید باورهای پوسیده رو از مغزم جدا کنم تا غل و زنجیر ها باز بشن و اینجوری فرکانس های من به مدار بالاتر میرن و من در شرایط بهتر در موقیعت های بهتر قرار میگیرم
من خیلی نیاز دارم به اینکه این فایل بارها و بارها گوش بدم
خانم شایسته این فایل که به عنوان گام اول روی سایت گذاشتن برای من واقعا قدم اوله انگار خدا داره بهم میگه اگر میخوای تغییر کنی اگر میخوای اوضاع زندگیت تغییر کنه اگر میخوای به خواستت برسی اگر میخوای آروم بشی قدم اول اینکه باور کنی و بپذیری اون شرایط اون اوضاع خودت به وجود آوردی انگار وقتی آدم به خودش میگه اینو دیگه رها میشه از همه چیز و همه کس میدونید چرا چون وقتی باور کنی که بابا اون طوفان خودت بوجود آوردی دیگه درد نداری دیگه وجودت خالی از کینه میشه دیکه نفرت نداری از کسی دیگه هی نمیجنگی با اون اتفاق نمیجنگی با آدماش نمیگی فلانی کرد فلانی بد کردی فلانی اینجوری فلانی اونجوری اصلا دیکه هیچ کس تو مغز تو وجود نخواهد داشت که بخوای بهش فکر کنی و من چقدر به این نیاز دارم، دیکه کسی مقصر نمیدونی چون کسی نیست اصلا چون مغزت خالی از اونا آدمایی میشه که شبا خوابه شونو میدیدی و من هر بار این فایل گوش میدم هر بار فکر میکنم به این جمله که به خدا همه چی تویی هر چیزی که تو زندگیت بوجود میاد تو داری به وجودش میاری انگار حکم یه آتیش شعله وری رو دارم که با شنیدن این جمله در آن واحد خاکستر میشه در آن واحد خاموش و سرد میشه و من نیاز دارم اینو همش در هر ثانیه به خودم بگم و قدم اول برای من همینه اولین و اصلی ترین قدم برای من برای رها شدن و آزاد شدن از درد همینه برای خاموش شدن اتیشم همینه
استاد گفت عمل کردن این نیست که تو الان این فایل گوش بدی بگی آره استاد راست میگه دوروز دیگه باز منتظر باشی کسی کاری بکنه باز منتظر باشی تا یه ادم بیاد توی زندگی تو تا شرایط تو عوض بشه
چقدر نیاز دارم این فایل گوش بدم
خدایا کمکم کن هدایتم کن خدایا من دیگه نمیخوام درجا بزنم من میخوام دیگه از امروز به بعد فقط بالا برم فقط رشد باشه فقط بهتر شدن اوضاع باشه نه اینکه یه روز اوضاع خوب بشه یه روز من یه پله برم بالا باز فردا دوتا پله بیام بیام من میخوام این پروژه نقطه شروع روند رشد روبه بالا باشه راه بهم نشون بده و خودت دست منو بگیر منو ببر
سلااام و درود بر مهدبه عزیز
دوست خوب توحیدی من امیدوارم هرجا که هستی اکنون حال دلت عالی باشه و آرامش و شادی هر لحظه مهمون قلب مهربونت باشن
چقد کامنتت پراز نور و آگاهی های ناب بود از اول تا آخرش چکیده شده فهم درست این فایل توحیدی استاد بود و چقد زیبا نوشتی واقعا دست مریزاد دمتکرم به این قلم زیبا نمیدونم از کدوم قسمتش بگم از اول تا آخرش زیبا بود منم مثل شما هستم البته همه این پاشنه آشیل کم و زیاد در ما هست و با پاک کردن این به راحتی و رفاه خواهیم رسید همه ما این مشکل شخم زدن اتفاقات منفی رو تو ذهتمون داریم و چقد با جولان دادن و غر زدن و گله کردن و توقع داشتن و صغری کبری بافتن تو ذهن و که من که اینقد بهش خوبی کردم من که آدم خوبی هستم چرا ایتکارو باهام کرد چرا دستم نمک نداره بشکنه این دست که نمک نداره یعنی منفی پشت منفی که با این شخم زدن ها رگه های خشم در ما بیشتر و بیشتر میشه و حالمون بدتر میشه این میشه که طبق قانون حال بد مساوی هست با اتفاقات بد رخ میده اونوقت باز بیرون و مقصر میدونیم دیگه نمیدونیم که مقصر خودمون هستیم حالا قبلا نمیدودنستیم که سیستم جهان چه جوری عمل میکنه الان که فهمیدیم چراااااااااااااااااات آخه برای چیییییییی چرا درس نمیگریم چزا به خودمون داریم ظلم میکنیم منم هر از گاهی این جنگارو با خودم دارم همین امروز هم داشتم و با خوندن کامنت شما خیلیییی حالم خوب شد واقعا اینجا و کامنتاش نعمت هستن بهترین نعمتهای دنیا الکی نیست که استاد میگه شبها با خوندن کامنتای دوستان میخوابه صبح هم شروعش با مطالعه کامنتای دوستان توحیدی مون هست استاد دمتگررررم که فهمیدی این کامنتا چه چیز نابی هستن و از کحا سرچشمه گرفتن واقعا حال آدم و خوب میکنه کی میتونه این آگاهی کامنت شمارو بخونه و حسش عوض نشه من صبح اتفاقی افتاد ذهنم درگیر شخم زدن چیزای بیخود بود گفتم کامنت بخونم حالم خوب بشه رسیدم به کامنت شما واقعا دوست نداشتم تموم بشه بخشی و یاداشت کردم و سیوش کردم تو علاقمندی هام چون خوندن این کامنت یاداودی مقوله مهم توحیدی هست برای ذهن شرک آلودم تابا تکرارش با استمرار در خواندنش باور توحیدی در من شکل بگیره واقعاااا زیبا نوشتی تحلیل های عالی داشتی گفتی زخمی در درون ما هست که هز از گاهی سر باز میکنه و مارو له میکنه نباد برگی بشیم که با هر بادی به درودیوار میخوره باید اینقد رو خودمون کار کنیم تا این بادها طوفان ها صخره ها نتونه مارو له کنه باید فقطططط روی خودمون تمرکز داشته باشیم نه بیرون از خود که هیچ کنترلی نداریم و نمیتونیم تغییرش بدیم دقیقا تغییر بیرون همون شکستن آیینه هست که چیزی را تمیز نمیکنه خدایا این همه چیزا میدونیم و باز تله ذهن میوفتیم ببین چقدددددد تخریب شده ایم چقد با باورهای پوسیده محصور شده ایم که اینهمه آگاهی داریم باز دم به تله میدیم این همه تله ها رو میبینیم باز میوفتیم توش خدا از دست ما چیکار کنه ما دیگه چه موجودی هستیم خدا حودش عاقبت مونو ختم به خیر کنه انشالله.
خدایا خودت بیا کمکم به تنهایی زورم نمیرسه به جنگ ذهن شرک آلودم برم ایت شرطی شدگی های هزاران ساله ذهن زورش بیشتر از منه ولی بیشتر از تو نهههههه خداجونم تو بزرگتر از تمام باورهای پوسیده ام هستی تو قوی تری تو فقط میتونی کمکمون کنی تا در این جهاد اکبر قوی و قدرتمند بمانیم و هرگز عقب نشینی نکنیم اگه هم کردیم برای تجدید قوا باشد برای حمله تمام عیار
آمییییییین
خداجونم ممنونم که منو امروز به موقع در مدار کامنت نورانی دوست توحیدی ام قرار دادی ازت ممنونم خدا ازت ممنونم رفیق خوبم مهدیه عزیز متشکررررررررررر بابت رشدت و این تحلیل و فکر عالی ات.
موفق و پیروز و شااااااااد باشی همیشه
سلام به استاد ومریم عزیزم و دوستان عزیزم در این دوره
با گوش دادن این فایل از استاد و یادداشت برداری که کردم خواستم در این مورد منم تجربیاتم بنویسم
این فایل دقیقا منو یاد زمانی انداخت که من واقعا هیچی درکی در مورد قوانین و حتی خدا ومن چی هستیم نداشتم ولی تضادهایی ک وارد زندگیم میشد فشارهایی ک واقعا زجر اور بود باعث شد سوال چرا ؟؟؟؟ در وجودم شکل بگیره سوال چرا خدا مگه منو نمبینه چرا انقدر سختی چرا این همه فرق بین ادمها خلاصه طوری شد که از تموم وجودم درخواست کردم خدایا خودتو بمن نشون بده بزار درک کنم و واقعا جوابشو گرفتم یادمه اولین فایلی ک گوش دادم کشف قوانین جهان هستی بود که خواهرم برام فرستاد
و در همین حین من کلی باور مخرب داشتم
فکر میکردم خدا مثل یه ادم قوی هس که اگه عشقش بکشه و ببینه بندش با گریه و زاری چیزی بخاد و شاید دلش بسوزه کمکش کنه یادمه همیشه ترسی تو وجودم از خدا بود چیزی از بچگی به ما گفته بودن مدرسه خانواده اطرافیان و… فک میکردم شاید خیلی بنده بدی هستم ک کارایی ک خدا میخاد مثل نماز و روزه و … انجام ندادم خدا کاری برام نمیکنه یا داره عذابم میده چقدر ترس چقدر حس پوچی و اتفاقا در مورد همین فایل همون زمان با سیل و زلزله اینا میگفتم فساد زیاد شده خدا داره عذاب میفرسته
ولی با همون شروع گوش دادن فایلها قلبم پذیرفت نه خیلی جدی ولی اروم تر شدم البته برداشتهای اشتباهی زیادی داشتم اول مسیرم ولی انگار ندای خدا درونم منو بیشتر تشویق میکرد وانگیزه میداد ادامه بدم و البته که تو زندگیم تغییرات رو میدیدم حالم بهتر بود ولی هنوز درک درست از خدا نداشتم ولی شروع کارم با شکرگزاری داشته هام بود هر چی بیشتر ارامش میگرفتم انگار حرفای استاد بیشتر درک میکردم البته که درک از خداوند و قوانینش برای منم چند سال طول کشید که به درک الانم برسم ولی همه چیز در وقت مناسبش بود درست با تضادهایی ک بر میخوردم و بعضی جاها کم میاوردم باز خدای درونم کمکم میکرد ادامه بدم پیگیر بشم و این همون تکامل من بود …خب من چون فرزند اخرم و همیشه همه چیز برام تقریبا نسبت به خواهر و برادرم راحت تر فراهم میشد من توقع داشتم از تک تک شون کارایی ک میخاستم برام انجام بدن توقع داشتم از مادرم وپدرم تا اینکه ازدواج کردم توقع من باز چند برابر شد از همسرم توقع ی زندگی توی رفاه ولی چیزی ازین همه توقع نصیب شد ضربه سنگین بخودم بود هیچ چیزی اونطور میخاستم تو زندگی مشترکم پیش نمیرفت هر روز مشکل دعوا کم کم افسردگی و در اخر تسلیم شدم از خدا خواستم کمکم کنه ولی اولین چیزی که کمکم کرد حالم بهتر بشه این بود توقع رو کنار بزارم خودمو ببخشم خودمو دوست داشته باشم و دوره اعتماد بنفس واقعا تو زندگیم معجزه بود بعد تسلیم خدا بودن به دست بسته اش اعتماد کردن وای حرفای استاد چقدر تو اون روزا ب من کمک میکرد در خصوص کار پیدا کردن خیلی پیگیر کار پیدا کردن بودم گفتم من نمیدونم چطوری ولی روزی رسون من تویی حرف استاد باز چقدر خوب بود ایمانی که عمل به بار نیاورد حرف مفت هست پس ترس رو کنار گذاشتم قدم برداشتم رفتم یک مغازه لوازم ارایشی و گفتم من میخام کار کنم اینجا وتجربع ای ندارم صاحب مغازه گفت خب برای امتحان یه هفته کار کن بدون حقوق اگه خوب بودی ماهی یک میلیون میدم و میتونی از فردا بیای وای چقدر من خوشحال شده بودم فرداش اماده شدم و رفتم در مغازه ولی دیدم بستس ! یک ساعت گذشت من منتظر بودم و دیدم خبری نشد کمی نا امید شدم ولی توی دلم گفتم عیب نداره خدا خودت کمکم کنه و توی بازار قدم زدم دقیقا چشمم خورد چند متر اونورتر و دیدم روی شیشه مغازه نوشته نیازمند فروشنده !!!منم سریع رفتم داخلش و با صاحب مغازه حرف زدم و اتفاقا قبول کرد منم کارکنم از همون لحظه با حقوق یک میلیون وپونصد تو دلم گفتم خدایا دمتگرم چقدر مهربونی خیلی ذوق کردم و خوشحال بودم بعد چند روز کار تو مغازه فهمیدم این کار واقعا حوصله سر بر بود و همین هیچ تایم استراحت درستی نداشتم اخر هفته ها باید مغازه میرفتم شبها حتی تا یازده شب میشد وایمیستادم تو مغازه و این شد تضاد خلاصه ماجرایی شد که من اون کارو رها کردم باز دلسرد میشدم ولی خدا همیشه میگفت میشه میشه اعتماد کن .که یکی از دوستام گفت کارگاه خیاطی هست اونجا برو زمان کاریش مشخصه اخر هفته ها تعطیلی داره و شاید اونطوری بخای باشه منم رفتم اونجا صحبت کردم و در مورد حقوق ب من گفت ماهی 2 میلیون پونصد اینجا بود که گفتم خدایاشکرت من قدم برداشتم ب تو اعتماد کردم ببین چه نکردی برام خلاصه محیط کاریش عالی کلی دوست پیدا کردم حالا من فایل ها روگوش میدادم تمریناتو انجام میدادم و هی حس خوبمن بیشتر میشد دیگه طوری شده بود هی باخودم حرف میزدم هی تحسین میکردم کلا کنترل ذهنم دستم بود من به ماه نکشید مسئول بخش بسته بندی اون کارگاه شدم چقدر انرژی من عالی شده بود چقدر حس خوب تجربه کردم صبحها ک بیدار میشدم برم سمت کار میگفتم خدایا امروز بتو میسپارم تو برام زیبا بساز اسان بساز بر من اسانی ها رو و چقدر همه چی خوب پیش میرفت حتی همون زمان من ویزای مهاجرتم اومد همون خواسته ای چهار سال منتظرش بودم هی نق میزدم چرا نمیشه چون رها کردم و تسلیم خدا بودم شد .
واقعا لطف خدا همیشه با من بود ولی من سد راه خودم بودم من مشرک بودم ولی خدا همواره رحمتش رو برای بنده هاش میفرسته بخایم حتما کمکمون میکنه اگاه بشیم بیدار بشیم و از زندگی از لحظه لحظه اش لذت ببریم . فقط تمرین استمرار میتونه و اینکه در گیر نشخوار های ذهنی نشیم از یاد نبریم این همه لطف خدا رو … خدایا شکرت الانم تضادهایی هست تو زندگیم و کلی بهم ریختگی ذهنی ک مریم جان عزیز چقدر خوب گفتن که باید ذهنمون هم خونه تکونی بکنیم این همه لطف و عشق خدا رو فراموش نکنیم ایمانمون روحفظ کنیم
بازم خدارو شکر میکنم اینجام حال دلم عالیه از کامنت دوستان لذت میبرم و خودمم وقتی مینویسم ب یاد میارم واقعا از ته دلم خوشحال میشم
ممنونم بابت این دوره ایشالله خداوند یاریم کنه ثابت قدم بمونم و کلی اتفاقات قشنگ رقم بزنم برای خودم وباز تعریفشون کنم وذوق کنم ️