live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی - صفحه 16 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    195MB
    42 دقیقه
  • فایل صوتی live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    39MB
    42 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1956 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم آقامیرزایی گفته:
    مدت عضویت: 2837 روز

    سلام استاد

    ازتون سپاسگزارم بابت این فایل

    من در این فایل فهمیدم دیگه اینقدر بابت اینکه چیزی را بلد نباشم خودم را سرزنش نکنم وخود کم بینی ام را کناربگذارم

    منم میگفتم بلد نیستم کار با اینستگرام ولایو گذاشتن را وهمش داشتم یاد میگرفتم

    دیدم شماهم میگید من کار با لایو را بلد نیستم

    فهمیدم فقط باید روی نقاط قوت خودمون کار کنیم

    استاد من امروز قانون تدارک را به کار بردم ومیز وصندلی گذاشتم تو منزلم وگفتم شاگرد برا تدریس خودش بیاید منزل من

    من دیگه لازم نباشه خونه های آنها ریاضی درس بدم

    باور کنیدهمین امشب یه شاگرد اومد پیوی وآدرس گرفت بیاید منزلم

    اصلا ازخیابان جی اصفهان ومن کجای اصفهان

    من نمیدونم شماره ام را ازکجا آورده

    فقط میدونم این قدرت معبودم الله است که برای من شاگرد میفرسته

    دوست داشتم این تجربه ام را باشما به اشتراک بگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      ریما حالت گفته:
      مدت عضویت: 1403 روز

      سلام مریم عزیز

      شما چندین سال پیش این مطلب را نوشتید و من به شدت به شنیدن این نیاز داشتم و خوشحالم که امروز از ظهر تا الان در اکثر زمان ها ، بیشترین وقت ام را در سایت هستم ، کامنت میخوام ، نت برداری می‌کنم ، و نظر و تشکر می نویسم

      شما در کامنت به من یادآوری کردید ، که روی نقاط قوت کار کنیم ، و درباره قانون تدارک نوشتید ، که این فوق العاده است ، خوشحالم که براتون شاگردی که بیاد خونه تون ، پیدا شده ، به قول خودتون از جایی که دورتر از شماست ، و اینکه اصلا نمی‌دونین شماره شما رو از کجا آورده

      دوست عزیز جز این است که شما با عمل به آموزه ها و با اطمینان و توکل کامل به خدا ، قانون اش و پیاده کردید مه نتیجه اش شده ، پیدا شدن شاگرد برای اومدن به خونه ی شما !!!

      از شما و از یادآوری هایی که در این کامنت به اشتراک گذاشتید ممنونم

      و اینکه واقعا استاد عباسمنش چه قدر زیبا وارد ترس هاش و نادانسته هاشون میشن ، با اینکه میگن خیلی بلد نیستن کار با این فضا رو ، ولی اقدام عملی می‌کنن و میشن الگو برای من و قطعا برای مایی که در این سایت عالی در کنار هم هستیم

      در پناه حق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        مریم آقامیرزایی گفته:
        مدت عضویت: 2837 روز

        سلام عزیزم

        امروز با کامنت شما یاد خودم افتادم که چی بودم چی شدم

        امروز قوت قلب گرفتم با خواندن کامنت شما که برام فرستادید

        الان که در حال ساخت ساختمان برای آموزشگاه هستم هیچ وقت فکر نمی کردم به این جا برسم

        آن روز کجا الان کجا

        الان سختی های راه منو ناامید کرده

        اما با خواندن کامنت شما دیدم کجا بودم کجا رسیدم

        مریم جان ادامه بده

        عشقم ادامه بده

        همان خدا یی که تا این جا رسوندت مابقی راهم می‌رسونه

        ماده صد ساختمان امروز از 124 میلیون شد 46 میلیون

        خدا کار نمی کنه شاهکار می‌کنه

        می نویسم برای خودم تا سال های بعد دوباره بخوانم

        وایمانم قوی تر شود

        خدایا هارونی برای من در ساختمان سازی قرار بده

        خدایا کمکم کن

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    سکینه برجی گفته:
    مدت عضویت: 1319 روز

    بنام خالق زیبایها

    سلام و عرض ادب خدمت استادگلم وتمام دوستان عزیزم

    خداروشکر میکنم که منو در مدار فرکانسی شنیدن این فایلهای فوق العاده قرار داد

    سفرنامه 74

    چیزهای که من از سخنان ارزشمند استاد متوجه شدم

    مسئول زندگی خودت ،خودت هستی

    کسی که منتظرهست تا کسی از بیرون بیاد و مشکلاتش را حل کند ،همیشه منتظر هست و مشکلاتش تمام نشدنی

    این دیدگاه که عوامل بیرونی ودیگران مثل پدر و مادر، همسر،کشور،مسئولین، دولت و…مسئول زندگی ما هستند را کنار بگذاریم

    مسئولین هم افرادی از خودمون هستند وما باید روی خودمون وباورامون کار کنیم تا دنیای اطرافمان درست شود

    مسولیت صد در صد اتفاقات زندگیتون را بپذیرید،واگر مشکلی هست از درون خودتون هست افکار وباورا هستند که اتفاقات رو رقم میزنند

    ما باید به خود وخدای خودمان تکیه کنیم و بس

    اگر چشممان دنبال یک قرون دوهزار مسئولین ونمایندگان باشد این یک باور سمی است که ما رو از میلیاردها ثروت دور میکند

    آرزوهایت را بنویس واز یاد نبر وتضادها میان که خواسته ها مشخص شوند

    حس مسولیت پذیری را در خودمون ایجاد کنیم

    در برخورد با دیگران که خواسته های ما را دان تجربه میکنن به خودمون بگوییم من الان با این باورام در این جایگاه هستم واگر باورام درست کنم همان طور که بقیه تونستن من هم میتوانم همه چیز را داشته باشم

    چیزی که میبینید و ندارید قرار نیست تا ابد نداشته باشیدبلکه باید تحسین کنیم ونا امید نشویم واین باور را در خود بسازیم که اگه دیگران تونستن پس منم میتونم

    برای رسیدن به خواسته ها محدودیتی در کار نیست فقط اشکال در ذهن ماست

    اگر نداری به این دلیل نیست که تو ناتوانی بلکه فقط یه سری باور ا را داریم که به ما کمک نکردن ومهمترینشون اینکه دیگران را مسئول زندگی خودمون میدانیم

    از دیدن موفقیت های دیگران خوشحال بشید و خداروشکر کنید و بگید پس منم میشه این را داشته باشم

    وقتی روی باورا کار میکنیم ایده ها میان و باید به آنها عمللللل کنی البته ایده ای که با شرایط فعلی شما هماهنگ باشدوخارج از توانایی شما نباشند

    ثروت نتیجه حال خوب و تغییر باور است

    نگران بیرون نباش ،درون را اگر درست کنیم بیرون خود به خود درست میشود

    اگر کاری که میکنید برای این است که مردم و جامعه خوششان بیاد این شرک هست بلایای طبیعی وجود ندارن و نباید خداوند را مقصر دانست بلکه این اتفاقات اگر در مدار درست باشی میتونی به نفع خود ازشون استفاده کنی

    ممنون از استاد بینظیر استاد عباسمنش بابت این حرفها و آگاهی های بینظیرشون

    برای همه سعادت و خوشبختی در دنیا و آخرت خواهانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      سارا شکری امیدوار گفته:
      مدت عضویت: 1141 روز

      سلام سکینه عزیز

      کامنت های شما رو در هر قسمت از سفرنامه میخونم، ازتون سپاسگزارم به خاطرنوشتن و تکرار قوانین

      کامنت شما بهم آرامش داد

      اگه چیزی که دیگران دارن تجربه میکنن رو ندارم، این به این معنی نیست که هرگز من به اون نعمتها نخواهم رسید بلکه این به این معنیه که اونی که داره خواسته های من رو همین الان زندگی میکنه، یه باورهایی داشته که بهش داده شده، من هم طبق قوانین عمل کنم، قوانینی که تا الان درستیش برام ثابت شدست، صبر کنم و سپاسگزاری کنم بابت نعمتهای همین الآنم و ایمان داشته باشم و فقط قدرت رو بدم به خداوند خالق قدرتمندم نتایج لاجرم میآید

      مثل روز روشنه برام که قوانین پروردگارم ردخور نداره و جواب میدهد، من صبر میکنم و ایمان دارم بهش، توکل میکنم به خودش و کار درست رو انجام میدم، منتظر الهامات در هر لحظه

      هستم تا بهشون عمل کنم

      خداوند هدایتم می‌کنه به همون مسیری که خواستمه

      اینا رو نوشتم برای آرامش قلب خودم برای یادآوری قوانین پروردگارم برای خودم

      سپاسگزارم از شما دوست عزیزم که کامنتتون باعث شد آرامتر شوم و ثابت قدمتر ادامه بدم در این مسیر مستقیم

      برای آرزوی بهترینها رو دارم سکینه ی عزیز و آرامش در زندگیتون همچون اسم زیباتون️

      خدایا وظیفه ی من بندگیه

      بندگی یعنی توکل بهت ، یعنی قدرت رو فقط به تو بدم نه بندگانت

      یعنی لذت ببرم از لحظه ی لحظه ی زندگیم

      یعنی امیدوار باشم به رحمت خداوندم که پروردگار من بخشنده ترین ،رم کننده ترین و رزاقترینه

      خدایا شکرت به خاطر باران رحمتت که داره می‌باره بر سر بندگان و باعت شادی همه ست _1

      خدایا شکرت به خاطر خونه ی گرم و نرممون که توی برف و بارون و گرما و سرما توش راحتیم_2

      خدایا شکرت که اجاره نمی‌دهیم و خونه ی خودمون رو داریم3_

      خدایا شکرت که در کنار انسانهایی زندگی میکنم که جز خوبی ندیدم ازشون4_

      خدایا شکرت به خاطر همسایه های عالی که دارم که سرشون به کار خودشونه و جز خوبی ندیدم ازشون5_

      خدایا شکرت به خاطر اینکه دخترم در کنارم داره بازی می‌کنه خودش5_

      خدایا شکرت به خاطر لباسهای مناسب فصلی که در اختیار مونه به فراوانی 6_

      خدایا شکرت به خاطر مبلهای عالی و زیبا و نرمی و راحتی که داریم و من روش نشستم و دخترم از سر و کول من و مبلا بالا میاره :) 7_

      8_ خدایا شکرت به خاطر پنجره های دوجداره عالی مون که هم عایق خوبیه هم میتونم در کمال آرامش بیرون رو ، سرسبزی ، اسما زیبا و باران و پرنده ها ببینم از پشتش.

      9_ خدایا شکرت به خاطر گوشهای سالمم که صدای عزیزانم رو میشنوم، صدای باران را ، موسیقیهای عالی را و چشمان بینایم را که زیبایی‌های جهان اطرافم را میبینم و خالق قدرتمندم را تحسین میکنم

      خدا بابت نعمت ارزشمند سلامتی ام که بزرگترین موهبت زندگیم است هزاران هزار بار سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    صدف صادقی گفته:
    مدت عضویت: 920 روز

    بنام خدای فراوانی ها

    سلام به استاد عزیزم مریم جان و همه اعضای خانواده صمیمی ام

    صبح زود شروع کردم به گوش دادن از قدم اول خانه تکانی

    طبق هدایت خدا این دوره خانه تکانی رو باید با روانشناسی ثروت اقدام کنم و جلو برم

    کل مطلب استاد اینه که ما خالق زندگیمون هستیم

    ما می تونیم تو هر شرایطی تو هر زمانی اراده که کنیم شروع به تغییر جهان خودمون تو هر حوزه ای کنیم

    چه سلامتی

    چه ثروت

    چه روابط

    و هیچ کس مسئول نیست …..

    اینکه منتظر باشیم ارث ، خانواده دولت ( کلا یک چیز آماده از بیرون ) بیاد و زندگیمو تغییر بده ،،،( تفکر سیندرلایی یا پرنسسی) اینا همه منسوخ شده هست

    اینکه جبر رو بپذیریم ، اینکه هر اون چه به ما چه از نظر فکری چه از نظر بیرونی به ما ارث رسیده رو بپذیریم به عنوان چیزی که قابل تغییر نیست این شرکه

    در واقع جبر ، اراده و عدالت خدا رو زیر سوال میبره ……

    ما مسئول ساخت تغییر زندگیمون هستیم 100٪ تو هر شرایطی

    واقعا وقتی بلا بیاد آدم های تنبل که هیچ نظارتی بر زندگیشون ندارن ، دائم دنبال مقصر هستن …..( اونم واسه آرامشی که واسشون میاره از اینکه چرا رویاهاشون رو واقعی نکردن )

    این مقصر هر چیزی جز خودشون

    من که ریز شدن توخودم متوجه این عامل تو خودم‌شدم

    ولی از بچگی کاری به دولت و خانواده نداشتم و اونا رو مسئول نمی دونستم ولی احساس میکنم خدا رو مسئول زندکی خودم می دونم

    خدا ابزار داده تا من زندگیمو تغییر بدم

    ابزار تو درون خودم و ابزار قانون جهان

    یعنی من با ذهن احساس افکار + قانون های جهان هستی

    می تونم هر نتیجه ای رو تغییر بدم

    به شرطی که استفامت ایمان و اشتیاق داشته باشم

    اگر توحید تو وجود ما قوی بشه خود به خود خیلی چیزها ضعیف میشه مثل مسئول دونستن عوامل بیرونی

    انسان با خدا ( قوانینش ) می تونه زندگیشو خلق کنه

    تو هر سنی

    تو هر شرایطی

    یکی از بیماری های مرسوم مردم ما پذیرش عامل بیرونی توب وضعیت های مختلف زندگی هست

    در حالی که خیلی ها تو همین شرایط

    ثروتمند. سالم ، دارای روابط عالی هستن

    چون اون ها به دور از عوامل بیرونی دارن آگاهانه زندگیشون رو خلق میکنن چون قدرت خودشون و خدا رو درک کردن و ازش استفاده میکنن

    خدایا شکرت واسه اولین روز این دوره زیبام

    امیدوارم تو تک تک قسمت های زندگیم بتونم ازش استفاده کنم

    خر انسانی که توحید تو وجودش واقعا قوی تر باشه

    کمتر به همون نسبت به عوامل بیرونی باج میده

    خدا رو شکر میکنم تو این زمینه از خودم‌ راضی هستم

    من قدرت خلق هر چیزی که بخوام رو دارم

    زندگی من تو همه ابعادش دست منه فقط و فقط

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    رضا زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1323 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به همگی عزیزانم

    سپاس گزار خداوندم بابت حضور در این جمع

    الهی شکرت

    احساس میکنم تنهام و فقط با خدا حالم خوبه

    خوشحالم که توی تنهاییم خدای خودمو پیدا کردم

    امروز یه سر رفتم خونه مادر بزرگم و با تمام وجودم تغییر و احساس کردم

    عموها و عمه ها و اینا جمع بودن و وارد شدم و از زمان ورود قلبم سنگینی کرد تو اون فضا و فقط احوالپرسی و اومدم بیرون و الانم اومدم تو طبیعت تو باغ پدری و فایل رو گوش دادم و لذت بردم و اومدم بنویسم

    الهی صد هزار مرتبه شکرت که به اندازه ای که میتوانم توحید رو سعی میکنم در عمل اجرا کنم

    ایاک نعبد و ایاک نستعین رو‌درعمل اجرا کنم

    الهی شکرت بابت تغییر مدار

    بله من مسئول زندگیم هستم و پذیرش این جمله و اگاهی دروازه ورود به اگاهی ها و هدایت های ناب الیهست

    قانون اینه که من با افکارم دارم اتفاقات هر لحظه خودمو رقم میزنم

    قانون اینه که من روی خودم کار میکنم و درون خودمو درست میکنم و خداوند دنیای بیرون منو درست میکنه مطابق با دنیای درونم

    قانون اینه که هر چقدر ایمانم رو به خدا تقویت کنم ،چرخ زندگی من روانتر و روانتر میشه و خداوند کارهارو انجام میده

    قانون اینه که خداوند میتواند همه کاری برای من بکند به شرط ساختن ایمان به شرط یاداوری هرروزه ی این قانون و عمل به دانسته هام و صبر و حال خوب واحساس خوب

    پس اگر قانون اینه

    به جای اینکه انرژی صرف کنم برای اینکه شیوه های فروش و بازاریابی یاد بگیرم ،انرژی میزارم برای اینکه هرروز بیشتر و بهتر درک کنم این قانون رو بیشتر انرژی میزارم برای اینکه خودم رو با این اگاهی ها یکی کنم تا هدایت شوم

    به جای اینکه به این فکر کنم که چیکار کنم مشتری بیاد ؟؟؟روی فراوانی کار میکنم و فراوانی رو تایید و تحسین میکنم

    به جای اینکه به این فکر کنم که چه ایده ای برای رشد کسب و کارم بدم ،به این فکر میکنم که الان چطور لذت ببرم و به چه نکته مثبتی توجه کنم

    بله قانون انقد سادس که کسی باورش نمیشه و همه با تقلا و زجر به خواسته ای میرسن

    چون نمیتونن بپذیرن این قانون رو که اقا جان همه چیز میتواند ساده به دست بیاد

    کره ی زمین زجری نمیکشه تا دور خورشید بچرخه ،خورشید زجری نمیکشه که بتابه به زمین ، پروانه برای پرواز زجری نمیکشه

    انسان تنها موجودیه که میتواند با افکار اشتباه جلوی ورود نعمت هارو به زندگیش بگیره

    یک حیوان رو تصور کنید مثلا یه گربه یا سگ چندین سال عمر میکنه و خدا روزیشو بهش میده چون دهندس چون کارش اینه ،اما انسان این مقاومت رو داره و میتونه انقد جلوی دریافت نعمت ها مقاومت داشته باشه و انقد توی مومنتوم منفی پیش بره که محتاج یه تیکه نون باشه ، چون انسان ازاده

    ازاد افریده شده و میتونه با افکارش خلق کنه فقر یا ثروت رو ،سلامتی یا بیماری رو

    خیلی ها نمیتونن باور کنن قانون رو ، این قانون که من فقط و فقط باید ترمزهای ذهنم‌رو برطرف کنم من باید فقط هر طور شده با تلاش ذهنی داشتن اون خواسته رو برای خودم منطقی کنم که این یک پروسه درونیه و وقتی منطقی شد ان اقول له کن فیکون بوم بوم بوم

    پس چی شد ؟؟؟

    به جای اینکه تمرکز کنم و بخوام ایده بدم و خفن بازی دربیارم بیام بگم که اقا نه این درست نیست ،چون قانون اینه که من فقط باید مقاومت هارو بردارم ووقتی من مقاومت هارو برمیدارم اون ایده ها ،شرایط ، افراد ،موقعیت هایی که منو به خواستم میرسونه رو خدا به من میگه

    اقا جان من روی خودم کار میکنم و ایده ها میاد ،خودشون میاد ، من جذب میکنم

    من جذب میکنم

    ایده ها خودشون میاد من فقط باید روی قسمت سپاس گزاری تمرکز کنم

    روی قسمت ارامش و احساس خوب

    روی تمرکز برروی نکات مثبت که همشون یک چیزه و جدا از هم نیست

    چون احساس سپاس گزاری با توجه به نکات مثبت هر لحظه ایجاد میشه و من به احساس وفور میرسم چون توجهم به داشته هامه و طبق قانون باید وفور بیاد توی زندگیم

    چون احساس وفور و فراوانی به من ارامش میده

    چون وقتی توی مدار سپاس گزاری هستم

    یعنی میپذیرم که خدایا من به تو ایمان دارم

    دارم اعلام میکنم که نه ترسی از اینده دارم و نه غمی از گذشته

    دارم اعلام میکنم که من سپردم

    مهم تر از همه دارم اعلام میکنم که من با تمام وجودم اعتقاد دارم که خداوند هر لحظه نعمت هاشو بیشتر میکنه و نگرانی ندارم از اینکه مبادا تموم بشه

    پس تمام اون چیزهایی که بیرون از خودم دنبالش میگردم ،درون خودمه

    تمام فرصت ها و ایده هایی که منو به خوایته هام میرسونه ،درون خودمه و منتظره گه با تمرکز بر نگات مثبت شکوفا بشه .

    الهی شکرت .

    اندیشه ات هر جارود ، انگه تورا انجا کشد .

    درپناه الله یکتا .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    نیلوفر صادقی گفته:
    مدت عضویت: 2094 روز

    به نام قدرتمند ترین فرمان روای جهان

    سلام

    دیروز من خیلی هدایتی رسیدم به پروژه خانه تکانی ذهن و تصمیم گرفتم از فردا صبح بطور جدی شروعش کنم

    امروز صب زود تر از همیشه ی دفعه بیدار شدم و‌دیگه خابم نبرد

    منم رفتم سراغ اولین فایل بادقت گوش دادم و جملاتی ک تو گوشم زنگ میزد و برام قابل تامل بودن رو یادداشت کردم

    خدا میدونه از همون اول صب اتفاقای جالبی برام افتاد

    یکی دوتای اولی شاید خیلی مهم نباشه ولی چیزی بود ک برام اصلا پیش نیومده بود

    دختر من همیشه با گریه بیدار میشد و تا مودش خوب بشه یک ساعتی طول می‌کشید

    امروز خیلی خوش اخلاق از خاب بیدار شد و اصلا گریه نکرد و بهونه نگرفت و خودش مشغول بازی شد و من به کارام رسیدم

    خونه ما رو ب پارکه

    از پنجره بیرون و‌نگاه کردم و ی پروانه خیلی زیبا دیدم و خیلی لذت بردم

    من تا الان با چنین صحنه ای روبرو نشده بودم

    حالا بگم براتون از اتفاق های مهم تر

    من بعد از ی مدت طولانی مثلا بعد از 8_9سال دوباره نشستم پشت فرمون ماشین ک رانندگی کنم

    ماشین همسرم سمنده و همش میگفت بذار ی پراید بگیرم ک هم جمع و جوره هم کم استهلاک تر هم خانما باهاش راحت ترن

    اما من دلم پراید نمیخاست و هیچ جوره راضی نشدم ب خریدش

    حدودا 4 ماهی ماشین زیر پای من بود و هرجا کاری داشتم انجام می‌دادم

    تا این ک همسرم تصمیم گرفت ماشینو عوض کنه

    ماشینو برد گذاشت بنگاه و ی مشتری براش اومد ولی مشتری ماشین رو برده بود تعمیرگاه نشون داده بود ظاهرا موتور ماشین آب و روغن قاطی کرده و کلی خرج برداشته

    همسرم ب من زنگ زد و کلی شاکی شد ک ببین نذاشتی ماشینو عوض کنم چقد خرج برداشته

    اما من حس خودم رو عالی نگه داشتم و ته دلم قرص بود ک هرچی بشه ب نفع منه

    این در حالیه ک نجواها میگفت همسرت دیگه ماشین بهت نمیده هر ماشینی دستت باشه چون دست فرمونت خوب نیست زود خراب میشه تو باعث ضرر مالی شدی و ….

    ولی من بهشون اجازه ندادم و دخترم رو بردم پارک و کلی بازی کردیم و کلا یادم رف

    تا امروز ک خود همسرم ماشینو برده بود تعمیر گاه و رنگ زد گفت ماشین هیچ مشکلی نداره اونا بخاطر شبنم صبحگاهی فکر کردن ماشین آب و روغن قاطی کرده و ماشین کاملا سالم

    امروز صب این خبرو شنیدم و خیلی خیلی خوشحال شدم

    اتفاق بعدی این ک مدارک سمند همیشه داخل داشبورد ماشین بودن

    و این مدت همیشه ماشین دست من بود نه همسرم‌‌.

    حالا ک ماشین رو برای فروش برده بود متوجه شد ک مدارک نیستن

    و من روحمم خبر نداشت ک کجا ممکنه باشن

    و همسرم شاکی ک ماشین دست تو بوده چطور نمیدونی مدارک کجان

    حالا کلی دردسر میشه

    باید برم المثنی بگیرم

    کلی وقتم هدر میره و ….

    باز نجواها اومدن ک چقد حواس پرتی چرا مراقب نبودی دیکه ماشین بهت نمیده دیگه اعتمادش سلب شد و غیره

    تا این ک باز امروز ک برده بود تعمیرگاه زیر صندلی رو نگاه انداخته و دیده مدارک زیر صندلی شاگرد افتاده بودن

    من ی دختر 3 ساله دارم و احتمال میدم اون برداشته و از دستش افتاده رفته زیر صندلی

    ب هر حال من از پیدا شدن مدارک خیلی امروز خوشحال شدم و شکرگذاری کردم

    امروز قبل این ک کارای خونه رو انجام بدم رفتم اتاق خیاطی و لباس مشتریم رو حاضر کردم همین ک کارم تمام شد و بلند شدم برق رفت باز خیلی ذوق زده شدم ک ببین هدایت شدم ک اول خیاطی کنم ک برق میره بد قول نشم بعد برم سراغ ناهار و بقیه کارا

    بعدش با خیال راحت رفتم تو آشپزخونه اما همش ک در حال کار کردن بودم خیلی گرمم شد از طرفی دخترمم بهونه میگرفت گفتم خدایا کاش برق میومد کولر میزدم ی کارتن هم برای بچه میذاشتم منو ول میکرد

    تو همین فکرا بودم ک برق اومد

    ینی اینجا برق همیشه دوساعتی میره

    ولی امروز ساعت9 رفت و 9:45برق اومد

    اینم باز برام خیلی جالب بود خدایا شکرررتتت ک انقد سریع الجوابی شکرت

    این ها واقعا برای شروع برام خیلی دلگرمیه و خاستم اینجا ثبت بشه تا یادم بمونه و بازم زیبایی ها و اتفاقاتی ک خودم خلق میکنم رو ببینم و بفهمم و لذت ببرم و تو همین مسیر ثابت قدم بمونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    زهـره احمدجانی گفته:
    مدت عضویت: 1371 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته نازنینم

    عاشق این دوره هستم

    از پارسال که این پروژه گذاشته شد من همزمان شروع کردم و نتایج فوق العاده و بی نظیری گرفتم شاید بخاطر همین باشه که کلا حس خوبی به این پروژه دارم .‌‌…

    امروز دوباره هدایت شدم این پروژه را استارت بزنم و با کمال میل پذیرفتم ، وقتی که حس خوب نسبت به هر کاری باشه آدم بیشتر مشتاق میشه که انجامش بده …

    دوباره تعهد کتبی نوشتم تعهدی که احساس میکنم جدی تر و محکم تر و قلبی تر از تعهدی بود که همین اواخر داشتم و دوباره کار کردن روی خودم را شروع کردم .

    نمیدونم واقعا اصلا چجوری بگم انقد من حس خوبی به این پروژه دارم که یکسری ایده ها برای تمرکز بیشتر برای انجام تمرین بیشتر میاد سراغم ، اولینبار که شروع کرده بودم علاوه بر اینکه کلمه به کلمشو مینوشتم ، و حتی یکبار دوباره از روش هایلات میگرفتم ، ایده اومد تمام نکاتی که هایلاتش کردی با صدام ضبطش کنم و هر روز گوشش بدم و همونروز انجامش دادم و همه نکات ضبط کردم و هرروز گوشش میدادم .

    امروز دوباره شروع کردم ایده اومد یه کانال زدم تو ایتا فقط خودم هستم و از همین گام اول باورهای درست مخصوص به اون فایل را در کانال تایپ کنم و روز آخر تبدیل به فایل صوتیش کنم و در لحظه انجامش دادم .(اینجا بگم استاد من ایتا دارم و فکر میکنم 10 اینا کانال دارم فقط مخصوص باورها ، مثلا کانال باور عزت نفس ، کانال باور ثروت و حتی سه تا کانال دارم بنام نکات مثبت خودم ، نکات مثبت همسرم ، نکات مثبت دخترم، بجای اینکه تو دفترم بنویسم گوشیم همیشه در دسترسمه و ذهن بهانه ی کمتری میاره برای تنبلی)

    و استاد عزیز شما آخر فایل در مورد خداوند گفتید اون قسمتی که بابا شما به شرکت گوگل اپل اعتماد میکنی برای اینکه بشما امکانات بیشتری بده به خداوند که میتونه تمام امکانات دنیا و زمین آنسان را در اختیارتون بده اعتماد نمیکنی ؟؟؟؟

    استاد پوز کردم طبق روشی که همیشه میفرمایید تمرکز کنیم فکر کنیم و حتی در این پروژه خانم شایسته حتی در مقدمه ابتدایی ذکر کردن من پوز کردم یه چند دقیقه ای فکر کردم ،،، در سکوت و تنهایی یک لحظه یک دریچه اگاهی در قلبم باز شد …

    خدا را گواه میگیرم عین واقعیت را مینویسم برای همین الانه شاید یساعت پیش !!!!

    یه صدایی گفت چرا برای خدا کار نمیکنی ؟؟؟ چرا چرا استخدام شرکت خدا نمیشی ؟؟؟ میخای برای اداره خدا کار کنی و خدا باشه کارفرمات ؟ خدا باشه رییس و مدیرت ؟؟؟ و خدا هرماه بهت حقوق بده ؟؟؟ بیا از این لحظه به بعد از همین امروز کارمند خدا بشو !!!!!!

    یک حس فوق العاده ای داشتم دفتر و قلمو برداشتم شروع کردم نوشتم

    خدایااا منو استخدام کن از این لحظه به بعد کارمند تو بشم !!!

    میخام کارمند تو بشم میخام مسئولیت کارم زندگیم را برعهده بگیرم و تصمیم گرفتم بجای اینکه خودم برم بیرون برای بقیه کار کنم بیام تو اداره ی تو تو کارخونه ی تو تو اداره ی تو کار کنم!!!!

    با تمام اون شرایطی که بارها بارها تو دفترم نوشتم برای شغلم حتی بیشتر از اونها را میخام ، من از کار قبلیم انصراف دادم اول بخاطر اینکه تو هدایتم کردی دوم اینکه حقوقم کم بود ….. در مورد شرایط حقوقم و تمام شرایطی ک نوشتم مطرح کردم و آخرش با یک رنگ خوشگل

    نوشتم تاریخ استخدام من 1404/09/08

    قرارداد استخدام با شرایط فلان ….البته من فلان ننوشتم شرایطو با جزئیات نوشتم و نوشتم تایم کاری عشقی …

    و در آخر نوشتم نام نام خانوادگی کارمند و امضا

    خودمو نوشتم امضا زدم

    و روبروش نوشتم نام نام خانوادگی کارفرما

    نوشتم رب العالمین و امضاشو یک قلب بزرگ دور رب العالمین

    اصلا خدا شاهده نمیدونم چرا نوشتم؟ چیشد یهو اینکارو کردم ؟نمیدونم واقعا چرا چنین حسی بمن القا شد چه چیزی درونم منو کشوند برای انجام اینکار

    و حس خیلی خوبی دارم حس فوق العاده عالی..

    خداروشکر که هدایتم کرد به این پروژه

    چقدر خوبه از اولش این پروژه با یک حس خوب با ایده های خوب شروع شد

    الهی شکرت

    سپاسگزارم از شما استاد عزیزم برای استاد شایسته که بی نهایت قلم تآثیر گزاری دارن …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  7. -
    مریم ری را گفته:
    مدت عضویت: 1366 روز

    با سلام

    یادمه اولین باری که شنیدم مسولیت تمااام زندیگم با خودمه

    و شنیدم مسولیت تمام بلاهای که سرم اومده تقصیر منه

    و همش بخاطر منه و بقیه هیچ نقشی ندارن

    چقد عصبی شدم

    چقد حالم بد میشد و حین شنیدن صدا

    جندین بار فایل و قط میکردم بلند میشدم

    میرفتم تو حیاط نفس میکشیدم

    اصلا درکی نداشتم از این موضوع

    و سختم بود بپزیرم که بقیع اصلا هیچ تاثیری ندارن

    حتی یادمه چقد از فشار این تصاد سر درر گرفتم

    ولی الان که با قانون آشنا شدم خیلی برام راحته

    خیلی برام لذت بخشه که همه چیز دست منه

    واگه من فکرم و باورهام و درست بشه

    همه چی برام درست میشه

    خدایا برای تمام لحظاتی که بدون تو زندگی کردم منو ببخش

    خدا رو شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  8. -
    محبوبه ویسی گفته:
    مدت عضویت: 737 روز

    به نام خالق هستی و گرداننده اصلی

    درود بر هم فرکانسی های عزیزم در این بهشت بی انتها

    درود و سپاسگزارم از استاد گرامی و خانم شایسته عزیز و همه دست اندر کاران برای این دوره آگاهی جدید

    من تا به حال این فایل تقربا 6 بار گوش کردم و با خودم عهد بستم که هر فایل 10 بار گوش کنم برم به فایل بعدی یعنی گلم دوم

    و جمله طلایی های این گوهر با ارزش

    ((من فقط مسئول زندگی خودم هستم فقط من من…))

    ((وقتی که من از شخصی توقع دارم یعنی در راه اشتباه ام ))

    (( وقتی که منتظر ارث هستم یا بابام یا یه شوهر پولدار یعنی شرک مطلق به منظور این که برای خداوند شریک قائل میشیم ))

    من یکی از ترمز هامو پیدا کردم من حتی تو رویا هام منتظر یه ناجی هستم که بیاد من نجات بده ولی الان متوجه شدم که ناجی خود من هستم فقط خودم منم

    من متوجه شدم وقتی که برای چیزی بحث نمیکنیم ، نمجینگیم ، اروم هستیم و همه چیز به خداوند می سپاریم، ربم همه چیز به بهترین حالت برام آماده میکنه دقیقا مثل قانون عمل و عکس العمل به طور مثال وقتی چیز سفت میگریم دستمون درد میگره، ولی وقتی اروم میگریم تو دست دیگه از درد خبری نیست.

    و جمله طلایی استاد

    وقتی مثل بقیه افراد فکر میکنیم ،نتیجه مون هم مثل بقیه میشود

    از همین جمله بالا میشود سال ها بحث کرد و مثال زد که تو اطرافمون زیاد ازش هست ، دوستان در شعر زیر

    ==خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو==

    من کاملا با این شعر مخالفم از بیخ بن مشکل داره

    و اینطور بهتر

    /خواهی شوی رسوا هم رنگ جماعت شو/

    دوستون دارم شما رو فکر های خوبتون می سپارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      پریسا و جلال گفته:
      مدت عضویت: 1459 روز

      سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان

      و سلام خدمت دوست عزیزم محبوبه جان

      تو بینظیری عزیزم

      این مواردی که در کامنتت بیان کردی جزو باورهای من و پاشنه های آشیل من در گذشته بوده ولی الان خیلی درصدش کمتر شده خداروشکر

      نکاتی که در کامنتت بیان کردی بسیار ارزشمندند

      مچکرم که کامنت نوشتی و باعث شدی که برای من یادآوری بشه با خوندن کامنتت

      موفق باشی دوست عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        محبوبه ویسی گفته:
        مدت عضویت: 737 روز

        درود بر پریسا و جلال عزیزم

        سپاسگزارم از شما که وقت گذاشتی و کامنت من خوندی و پاسخ به آن دادی؛ من از ته دل خوشحال کردی .

        از هستی بابت این که شما دوتا هم فرکانسی عزیزو در سر راه من قرار داده سپاسگزارم .

        از شما برای وجودتون که پر از مهر و انرژی مثبته سپاسگزارم .

        میشه بدونم چه کار انجام دادید در رابطه با این پاشنه اشیل ؟

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          پریسا و جلال گفته:
          مدت عضویت: 1459 روز

          به نام خداوند بزرگ

          سلام خدمت دوست عزیزم محبوبه جان

          از خداوند درخواست میکنم که بتونم جواب واضحی بدم به اندازه ظرفی که دارم و بتونه برای شما تاثیر گذار باشه

          محبوبه جان همه چیز احساس خوبه ،در هر لحظه باید نگاهت به احساست باشه و کاری رو انجام بدی که احساست خوبه باهاش و در واقع با انجام اون کار عشق میکنی

          حالا هر کاری میتونه باشه : آهنگ شاد، فایل های استاد ،دیدن سریالهای این سایت ، ورزش ، پیاده روی و بی نهایت کار دیگه که دوست داری

          وقتی احساست خوب باشه اتفاقات خوب برات میوفته

          در گذشته هر موقع که من ناخواسته یا اتفاق بدی برام میوفتاد سریع نگاهم به عوامل بیرونی بود یا دیگران رو مقصر میدونستم

          یا مثلا وقتی میدیدم یه وسیله ای که مورد نیاز منه و من باید بعد اتمامش دوباره بگیرم و اون وسیله قیمتش نسبت به قبل بیشتر شده بود ،من کاملا احساس بدی پیدا میکردم و خودم رو قربانی تورم و گرونی میدیدم

          این نگاه رو نداشتم که من مسئول زندگی خودم هستم چرا نیام باورهای ثروت سازم رو قوی تر کنم که درآمد و ورودی مالی ام بیشتر بشه و بتونم به راحتی اون وسیله رو بخرم و اصلا قیمتش برام مهم نباشه

          یا مثلا وقتی برای کسی کادو یا هدیه میگرفتم توقع داشتم حتما اون به من برگردونه یا حداقل ببینه که من چه خوبی نسبت بهش انجام دادم و با من رفتار خوبی داشته باشه

          ولی الان به اندازه درکی که دارم خیلی کمتر شده با احساس خوب هدیه میدم و اصلا دیگه انتظار کادو دادن رو از طرف ندارم

          یا مثلا زمانی که هنوز من مجرد بودم و آشنایی نداشتم با قوانین ، هر زمان که ناخواسته ای در خانواده برام ایجاد می‌شد و باعث می‌شد که من بحث کنم با طرف ، در خلوت خودم میگفتم کِی میشه که من ازدواج کنم و از این خانواده جدا بشم و بتونم کمبودهام رو با اون جبران کنم ، یه جورایی میشه گفت ؛ شوهر رو کیف پول میدیدم

          این باور رو داشتم که من اگر ازدواج کنم شرایطم بهتر میشه و نگاهم به نعمتها و نکات مثبت اطراف نبود

          این نگاه رو نداشتم که بابا الان این بحث اتفاق افتاده به خاطر اینه که باور های مخربی داری ، به خاطر اینه که از اونها توقع داری ، به خاطر اینه که باورهای خوب نداری راجع به ثروت ، که درآمد داشته باشی یا چرا از توانمندی ها و علایقت برای کسب درآمد استفاده نمیکنی ؛ چون اعتماد به نفست پایینه و به توانمندی هات اعتماد نداری

          چون این باور رو نداری که اونی که روزی تو رو میده خداونده و از بینهایت طریق ممکنه برات پول بشه و برات ورودی مالی داشته باشه

          روزی رسانت رو پدر یا شوهر یا پارتنرت نبینی

          یا مثلا وقتی طرف صحبتی می‌کرد یا باوری داشت که من مخالفش بودم تلاش میکردم که طرف رو قانع کنم که اونم قانع نمیشد و هیچ سودی برام نداشت تازه باعث می‌شد طرف باور های چندین و چند ساله اش رو هم به خورد من بده و اینجا بود که ذهن شروع می‌کرد به نجوا کردن که آره درست میگه ببین تو هنوز اونی که میخواستم نشدی و باعث می‌شد احساسم بد بشه این باور رو نداشتم که من نمیتونم کسی رو تغییر بدم تا وقتی که خودش نخواد همون مثال استاد که میگه ؛ طرف هنوز سرش به سنگ سخت نخورده

          یا در مورد این باور که

          وقتی مثل بقیه افراد فکر میکنیم ،نتیجه مون هم مثل بقیه میشود

          مثلا این باور رو داشتم که حتما باید وام بگیرم تا بتونم یه پول با مقدار بالا داشته باشم این باور رو نداشتم که باید تکاملم رو طی کنم یا برای شروع کسب و کارم از امکانات کنونی ام استفاده کنم

          یا اینکه در این زمانه یا در این جامعه کسی نمیتونه یه وسیله ای رو نقد بگیره و باید قسطی یا نسیه یا شرایطی بخره یا این باور که پول در دست مردم نیست حالا

          یا مثلا یه سری رفتار ها در جامعه باب شده که انجام میدن منم باید انجام بدم

          یا مثلا اگر من اون کار رو انجام ندم از نظر افراد جامعه اجتماعی نیستم

          این باور رو نداشتم که من باید کاری رو انجام بدم که احساسم خوب باشه و از ارزش هام کم نکنه یا خودم رو وابسته نکنم به چیزی یا کسی یا کاری که اعتماد به نفسم رو پایین بیاره انجام بدم

          یا این باور رو نداشتم که نباید کسی در ذهنم باشه و نگران حرف مردم باشم یا این کارم باب دل مردم نیست

          امیدوارم که تونسته باشم کمکی کنم بهت

          البته من هنوز کامل نیستم درواقع انسان هیچ وقت کامل نمیشه هر موقع که بهتر بشیم باز هم جا داره که بهتر از قبل بشیم ، باید بتونیم امروز خودمون رو با دیروز خودمون مقایسه کنیم ؛ اگر نسبت به دیروز بهتر عمل کردیم و احساسمون نسبت به دیروز بهتر بوده ؛یعنی در مسیر درست و پیشرفت هستیم

          من به اندازه درکی که الان دارم تونستم این باور هارو بنویسم و به اندازه ای که به ‌اونها در زندگیم عمل کردم شرایطم بهتر شده و نتیجه گرفتم

          و البته که اینها همه اعتبارش از خداست و اینها همه الهاماتی بود که خداوند به قلب من داشت و در واقع صدای قلبم بود و من فقط دستی از خداوند هستم برای پیشرفت و هدایت شما به سمت مسیر درست و راه راست

          به اندازه ای که عمل کنیم و بتونیم بر ترس هامون غلبه کنیم میتونیم نتیجه بگیریم

          خداروشکر

          این سوال شما باعث شد که من در حین پاسخ دادن باور هام قوی تر بشه و ایمانم نسبت به اونها بیشتر

          مچکرم از شما به خاطر پاسخی که به من دادین

          امیدوارم هر کجا که هستین شاد و سلامت و ثروتمند باشین

          و بدونین که باید از لحظه حالتون لذت ببرین با اونچه که هستین حالا چه مجرد چه متاهل

          و باور داشته باشین که خداوند شما رو به سمت بهترین ها از هر چیز یا هر فرد هدایت میکنه

          موفق باشید

          پریسا

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    حسین نظری گفته:
    مدت عضویت: 3375 روز

    به نام الله یکتا

    سلام به اهل بهشت

    بندگی کردن خدا

    تویی که دوست داری توی شرکتی کار کنی که تمام امکانات رو به تو بده و اینقدر به اون شرکته اعتماد داری ولی به خدایی که صاحب همون شرکت و بیزینس هست اعتماد نداری این رو بپذیر خدایی که کل جهان هستی رو خلق کرده من نوعی اگه بندگی شو بکنم نمیتونه به من رزق بده و هدایتم کنه

    ماازهمه توقع داریم الا خدا تو بندگیشو بکن تو تنها تورا میپرستم و تنها ازتو یاری می‌جویم رو در زندگیت درست کن که البته تکامل میخواد همچین در هارو برات باز می‌کنه و نعمت هایی برات میاره که کل مردم جهان هم جمع بشن نمیتونن این نعمت هارو به تو بدن

    عمل کردن

    اگه داری مثل بقیه فکر و عمل می‌کنی به خدا قسم مثل همون ها نتیجه میگیری اگه میخوای متفاوت نتیجه بگیری متفاوت فکر و عمل کن

    همه چی خداست همه چی توحیده

    کاری نکنید که مردم از شما خوششون بیاد کاری کن که خدای تو قلب تو خوشش بیاد و کسی که به خداوند ایمان داشته باشه به خاطر مردم وبرای مردم کاری انجام نمیده و راهی که فکر می‌کنه درسته رو می‌ره

    اگر توحید در شما قوی بشه نحوه فکر کردن و رفتار کردن شما و همه چی شما عوض میشه

    تو خدای خودت رو بشناس خود به خود خودش درست میشه

    مردمی که شمارو بیارند بالا با یک بشکن شمارو میکشن پایین

    تو درون خودتو درست کن خدا بیرون تورو درست می‌کنه

    تو روی خودت کار کن بقیش خودش درست میشه

    حتی مسئولیت هر اتفاقی که برای تو میوفته هم گردن خدا ننداز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  10. -
    محمد عبدشاهی گفته:
    مدت عضویت: 282 روز

    خدا یا شکرت

    سلام به همه دوستان و استاد عباسمنش

    من 35 ساله ام تا الان بالای 20 تا شغل عوض کردم

    یا دوستشون نداشتم یا داخلشون شکست خوردم

    با این که خیلی تلاش می کردم نشد

    درگیر اعتیاد شدم خودم هم نمی دونستم ولی برای فرار از واقعیت ، برای فرار از درد ها و رنج معتاد شدم

    و چند سال زدم به جاده کوله گردی کردم از زندگی در جامعه زده شدم

    و جالب اینه که از اعتیاد و بی هدفی، بی انگیزه کی خسته شدم

    دو ماه پیش ترک کردم حتی سیگار هم کنار گذاشته ام

    افسردگی و استرس و اضطراب خیلی شدید داشتم

    و هنوز هم دارم

    از خدا خواسته ام که راه بهم نشون بده

    خیلی اتفاقی یک هفته پیش که داشتم دنبال یه سوال می گشتم داخل اینترنت

    که چی کار کنم حالم خوب بشه ؟

    سایت شما آمد بالا دیدگاه چند تا از بچه ها و راهکارهای که بهشون داده شده بود.

    الان یه هفته است که هر روز فایل ها رو گوش میدم با این که بعضی وقتی هم شک می کنم ولی چون حرف هاتون بهم حال بهتری میده ادامه میدم

    بعد از کلی فرار و بی کاری

    الان سر یه ساختمون به عنوان سرپرست کارگاه با حقوق اداره کار شروع به کار کردم

    چه قدر سخت بود برام شروع کردن دست از فرار بر داشتن و ماندن و ساختن چیزی از خودم

    اما پذیرفته ام مسئولیت زندگی ام جای که وایساده ام

    پذیرفته ام شکست هام

    پذیرفته ام اعتیاد ام تا ترکش کردم

    پذیرفته ام این ذهنی که خودم خرابش کردم نیاز به صبر و تلاش داره تا درست بشه

    پذیرفته ام این جسم من خرابش کردم هر روز صبح میرم می‌دوم یه دوش آب سرد میگیرم تا درست بشه

    پذیرفته ام خودم

    پذیرفته ام باورهای غلط ام و سعی می کنم تغییرشون بدم

    هیچ ایده ای ندارم که چه طور می خواهد بشه

    اما ادامه میدم، امیدوارم باور خدا همه وجود ام پر

    کنه بهم کمک کنه

    همون طور که کمک کرد از میان تاریکی، تباهی به زندگی برگردم یه زندگی سالم

    هر چند هنوز سلامت روحی ، جسمی و ذهنی ام بدست نیاوردم

    ذهنم نشخوار گر گذشته است

    ترس و اضطراب از آینده لرزه میندازه به جونم ام

    یه هفته است که فایل های شمارو گوش میدم کمتر شده ولی هست

    خدایا ممنون ام که منو به مسیر درست هدایت می کنی

    خدایا ممنون ام که برام در باز می کنی

    خدایا ممنون ام که هر روز حالم بهتر میشه

    خدایا ممنون ام بابت قرار دادن استاد عباسمنش در مسیر زندگیم

    خدایا ممنون ام برای برکتی که به زندگی میدی

    خدایا ممنون ام بابت آرامشی که به ذهنم میدی

    خدایا ممنون ام بابت سلامتی که جسم ام میدی

    خدایا کمک ام کن …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      امیرحسین ملکی گفته:
      مدت عضویت: 432 روز

      سلام رفیق من

      امیدوارم هرروزت بهتر از دیروزت بشه،چقدر آینه ی منی،و چقدر افتخار کردم بهت که بااین شرایطی که توضیح دادی تمامیشو‌ پذیرفتی ،چون تغییر از پذیرش شروع میشه،از خود،چقدر بهت افتخار کردم که خودت خودتو نجات دادی،چقدر بهت افتخار کردم که برای خودت ارزش قائلی،این حرفات عجیب بوی کسی رو میده که اگر تو این مسیر بمونه صددرصد به جاهای بالا صعود پیدا میکنه،تغییر اولش شاید خیلی سخت بنظر برسه،ولی برای تویی که تونستی این همه تغییرات رو در خودت بوجود بیاری،یادت بیاد که چه تغییرات بزرگی بوده،یادت بیار که تغییر کردی پس بازم میتونی بهتر بشی تویی که این تغییرات رو در خودت ایجاد کردی،چقدر ازت سپاسگزارم و چقدر خودباوری رو میشه ازت آموخت،مطمعن باش خدا پشت و پناهته،خیلی لذت بردم از تغییراتت و خدارو صدهزار مرتبه شکر میکنم برای وجود آدمایی مثل تو که باور دارن ،باور دارن که میتونن تغییر کنن‌ و نسبت به دیروزشون بهتر باشن،خداروصدهزارمرتبه شکر برای شغل پیدا کردنت،این یعنی باور مالیت هم رو به بهبوده،و تمامی اینا نشونه اینکه میتونی تغییراتتو‌ خیلی بزرگتر کنی ،دمت خیلی گرم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      گزارش نقض قوانین سایت
    • -
      سجاد بحرینی گفته:
      مدت عضویت: 2251 روز

      سلام محمد

      چقدر حرفاتون حس خداگونه و توحیدی داره

      این از حرفاتون منو رو میبره به سالهای گذشته خودم که تازه این مسیر رو پیدا کرده بودم و تصمیم جدی به تغیر گرفته بودم

      خیلی خیلی خوشحال میشم و خیلی خیلی تحسین تان میکنم که در ابتدای مسیرتان این قدر خوب و صادقانه الهامات قلبی تان را متوجه میشوید

      واقعا برای شروعی دوباره منم انگیزه بالایی میگیرم دوست من

      خیلی حس خوبی توش داره

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      گزارش نقض قوانین سایت