live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی - صفحه 17 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    195MB
    42 دقیقه
  • فایل صوتی live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    39MB
    42 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1956 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 986 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق برای شما

    شروع میکنم از اول ، که خدا گفت برگرد به گام اول و من اینبار مینویسم و جور دیگه دقت میکنم

    رد پای روز 5 مهر رو مینویسم با عشق

    هیچ معنی نداره ،تویی که به هرآنچه که داری توجه میکنی و تمرکزت رو میذاری روش، بهش معنا میبخشی و برای تو رخ میده

    امروز چند تا چیز توجهمو جلب کرد

    یکی اینکه من تغییر رو در راه رفتنم حس میکنم

    چند روزیه یهویی متوجه راه رفتنم میشم و به خودم میگم خدای من یعنی حتی در راه رفتنم هم تاثیر داره این تغییرات

    وقتی راه میرم پاهام محکم و کشیده تر و حتی عضلاتش رو حس میکنم قدم هام محکم تر شده و محکم تر راه میرم

    قبل آگاهیم خیلی شل راه میرفتم ولی الان قدم هام متفاوت تر شدن

    دومی اینکه

    من از بچگی سختم بود از خواهرم و اعضای خانواده ام تشکر کنم

    از اطرافیانم شنیده بودم که تو خانواده هر کس کاری انجام داد وظیفه اش هست و درسته تشکر میکردیم ولی خیلی کم و اینو پس ذهنم داشتم که وظیفه اش هست و تشکر زبانی میکردم ولی از درون هیچ تشکری و احساس خوبی در من وجود نداشت

    وای به مرور زمان که روی خودم کار کردم داره بهتر و بهتر میشه

    و من این روزا متوجه شدم که به خاطر تک تک کمک هایی که دیگران و یا خانواده ام انجام میدن و حتی خواهرم میاد خونه میبیینه چند تا ظرف رو سینک هست ،و میشوره ازش تشکر میکنم

    درصورتی که قبلا تشکر نمیکردم و میگفتم وظیفه اش هست اونم دختر همین خونه هست

    خداروشکر میکنم که دارم یاد میگیرم که از کوچکترین کارهای دیگران ازشون تشکر کنم و یادم باشه که همه این محبت هارو خدا باعثش بوده و هست

    و من باید با احساس عمیق قلبیم سپاسگزار باشم

    مثلا وقتی تو مترو بودم از یه نفر کمک خواستم که ظرف جوانه هامو نگه داره و وقتی ازش گرفتم با لبخند و با روی شاد گفتم خیلی خیلی ممنونم و لطف کردین کمکم کردین

    یهویی واکنش اون فرد رو میدیدم که لبخند میزد و خیلی حس خوبی میگرفت

    تصمیم دارم که بیشتر و بیشتر این کارم رو ادامه بدم و سپاسگزار تر باشم ،هم از خدا و هم از آدما و جهان هستی

    استاد عباس منش میگفت که سپاسگزار تر باشید ،هرچقدر بیشتر سپاسگزار باشید بیشتر ظرف وجودتون بزرگتر میشه و بزرگ میشید

    و تاکید داشت که سپاسگزاری از نظر ظرف وجود ، بزرگتر میشید

    خدارو بی نهایت سپاسگزارم که بهم این همه محبت داشته و داره

    سومی اینکه

    کارتخوانم که از یه شرکت خرید کردم ،مشکل داشت و تایید فعال سازیش برای خواهرم رفته بود ولی برای من پیامش نیومده بود و زنگ زدم پیگیری کنم بهم گفتن اطلاعات بانکت رو باید بری بگی تصحیح کنن و مشکل برطرف بشه

    و من این مساله رو یه خیر دیدم

    ولی دوباره برای من یه چراغ سبز شد

    که طیبه حواست به الگوی تکرار شونده هست که

    چون کار دادگاه و شکایتت از تابلو پاره شده ات هم تاخیر میخورد چند بار و الان کارتخوان هم همینجوری شده

    نمیدونم باید بیشتر دقت کنم که چه باوری دارم که اینجوری تکرار میشه و به مشکل میخوره کارام

    و از خدا کمک میخوام که بهم بگه چیکار باید انجام بدم تا اینکه مدارم رو تغییر بدم و از مسیر هموارتر طی کنم و یاد بگیرم و الگوهای تکرار شونده رو پیدا کنم و در جهت اصلاحش قدم بردارم

    باید بیشتر فکر کنم

    الان که داشتم مینوشتم یادآوری شد بهم

    خواهرم هی میگفت تا جمعه کارتخوان هامون میاد و خیلی عجله داشت ،منم گفتم اگر زمانش برای جمعه باشه میاد

    ولی این فکرم داشتم که انقدر پنهان بود که متوجهش نشدم

    مدام در این فکر بودم که مراحلش درست انجام میشه یا نه نکنه به مشکل بخوره

    باید بیشتر فکر کنم به افکارم که پیدا کنم الگو تکرار شونده رو وبرای اصلاحش قدم بردارم

    امروز 5 مهر که بهم گفته شد خانه تکانی ذهن رو درست و اصولی شروع نکردی برگرد و از اول شروع کن و در گام اول به فایل توجه و دقت کن و بنویس و فکر کن تا مدارت تغییر کنه

    و نظم شخصی رو یادت باشه که بهت گفتم

    امروز هم ظهر و هم بعداز ظهر به سه نفر پرداخت کردم زحمت کار قلاب بافی که برام انجام داده بودن

    وقتی داشتم تاریخ مینوشتم برای اولین پرداخت کار آفرینیم

    1400/7/4 بود خندیدم گفتم هر چی نشونه و حتی شماره شناسنامه و خیلی چیزا 74 داره و با خودم گفتم این عدد 74 چه معنی داره ؟

    که بهم گفته شد

    هیچ معنی نداره ،تویی که به هرآنچه که داری توجه میکنی و تمرکزت رو میذاری روش بهش معنا میبخشی و برای تو رخ میده

    واقعا خدا کارامو آسون کرد منی که دو روز زمان داشتم و نمیتونستم 100 تا تیکه قلاب بافی کنم خدا برای من خانم هایی رو رسوند که سریع تو دو روز بافتن

    و من پرداخت کردم دستمزدشونو و از بعد از ظهر که تمرین رنگ روغنم رو انجام دادم و از شب تا نصفه های شب مشغول چسبوندن گل سرا بودم و میدونم که خدا داره تلاشمو میبینه و خدا در وعده خودش صادقه در صورتی که منم در کارهایی که باید انجام بدم با نظم و مرتب قدم بردارم تا بندگیمو بکنم

    چقدر خوشحالم که معنی بندگی کردن رو متوجه شدم که باید قدم بردارم و به خدا ایمانم رو در عمل نشون بدم

    جالب تر اینکه پولام هی داره بیشتر و بیشتر میشه

    امروز با اینکه با چند تا خانم پول پرداخت کردم ،ولی باز هم پول داشتم

    انگار پولای تو کیفم یا تو کارت بانکیم هی بیشتر و بیشتر میشن و هرچی خرج میکنم دوباره از غیب، پول تولید میشه

    بی نهایت از 7دا سپاسگزارم

    از لحظه ای که تصمیم گرفتم تا طبق گفته استاد عباس منش عمل کنم و 10 درصد از درآمدم رو بذارم برای خدا و همین کارو کردم

    الان یک ماه و نیمه که پولام پر برکت شده هرچی خرج میکنم و وسیله یا کارای رنگ روغن میگیرم بازم تو کیفم پول دارم

    خدایا بی نهایت ازت سپاسگزارم بی نهایت ممنونم

    برای تک تکتون بی نهایت عشق و شادی و سلامتی و آرامش و ثروت از خدا میخوام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    علی قادری چاشمی گفته:
    مدت عضویت: 2339 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    به به

    عجب فایل باصفایی

    یا رحمن یا رحیم

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    زیبا و مهربان تو بگو که من نه می دانم و نه می توانم

    تنها دری که همیشه باز هست و تنها جایی که همیشه می شود برگشت محضر باری تعالی است

    توبه همان در همیشه مفتوح است که خدای مهربان برای بندگان گشوده است.

    چقدر عالی است که می شود در محضر مبارکت دمی آسوده بود و دلی سیر گفت و گو کرد

    خدایا شکرت

    چه جمله بی نظیری: همه چیز خداست، همه چیز توحید و توکل است.

    بارها این جمله را از استاد و دیگر عزیزان سایت شنیدم، اما مدار درکم لنگ بود، هنوزم هست

    اگر باور داشته باشم که همه چیز خداست، یعنی توحید و یگانگی هستی را باور کردم

    همان که استاد می گوید انرژی

    می گوید همه چیز انرژی است، بیس و پایه این هستی انرژیست

    انرژی که نه شکل دارد و نه قالب و صورت دارد، انرژی که ظهور ذات بینهایت و بیشکل است.

    همان هستی محض

    همانی که هست

    ال اله

    آنی که هست

    چطور می شود چیزی که شکل و صورت ندارد و بی حد و حدود است را تعریف و توصیف کرد، اصلا تمامی این اشکال و تصاویر و قالب ها ظهورات اویند.

    او همان جوهره هوشمندی است که در تک تک قالب ها ظهور می کند.

    همان قدرتی که در قالب قوانینش جاری و ساری می شود

    همانی که همه چیز و همه کس و همه جاست

    همان رب العالمین

    اصلا به همین رب العالمین توجه کنیم؛

    اول: رب یعنی فرمانروا و صاحب اختیار و اراده که استاد بارها در موردش صحبت می کند، یعنی مالکیت و اختیارش بر تمامی ذرات هستی بلا منازه و در تک تک آن هویداست. یعنی همه قدرت و توان هستی اوست

    دوم: رب یعنی پروراننده که باز هم این به معنی آنکه باعث رویش و رشد و زیادت می شود، یعنی آنی که سبب وجود هر چیزی می شود، بازهم خود اوست. آن کن فیکون و آن شروعی که منظور است هم خود اوست. آن تک سلولی که به وجود آمد هم خود او بود که به رشد و تکثیر و تکثر انجامید، او آن پروراننده تمامی موجودات است که درونا در تک تک آنهاست و پرورشی درونی را باعث شده است.

    اگر استاد در یک جمله می گوید که: همه چیز خداست، این سادگی نباید مرا از عمق و اهمیت آن غافل کند.

    اگر من با تفکر و تکرار در مورد این مفهوم، مرحله ریشه دوانی و درونی سازی این فکر را که استاد وارد ذهنم می کند ادامه بدهم و اجازه قوت گرفتن فکر و تبدیل شدن به باور را به خود بدهم می توانم به تغییراتی بنیادین امید داشته باشم. واقعا این چه قدرتی است که یکتا نیروی منعطف و نزدیک و در دسترس این هستی است و قابلیت استفاده اش را به ما هم داده

    خدایا شکرت

    تفکر و نوشتن در مورد توحید و یگانگی این هستی مایه پاکسازی و رشد می شود.

    چه عنوان مناسب و به جایی برای این فایل انتخاب شده: توحید و فعال کردن قدرت خلق درونی

    چه ایده و الهام جانانه ای است این خانه تکانی ذهن

    وقتی به ایام قبلی و نتایج و اعمالم نگاه می کنم جای توحید عملی واقعی را در آن کمرنگ می بینم

    جای ایمانی که باعث عمل می شود را در آن کمرنگ می بینم

    ترس ها و توهماتی را می بینم که در قالب توجیهات سربرآورده بودند و مرا از حرکت و پیشرفت باز می داشتند.

    آی خدای من این سخنان استاد چقدر گوهر بار است

    تو خدای خودت را بشناس بقیه خودش درست می شود.

    تو بر روی درونت کار کن بیرون خودش درست می شود نگران نباش

    این روزها چقدر نیاز به این جملات دارم، نیاز به تمرکز بر درون دارم ، چقدر باید این بهانه ها و نجواهای ذهن که آغشته به ترس های توهمی هستند را شناسایی کنم و کاذب بودن و غیر منطقی و بی پایه و اساس بودنشان را درک و فهم کنم. دروغ هایی که به خورد ذهنم دادند و پذیرفتم و تکرارشان کردم و باورشان نمودم.

    حال باید دوباره توحید را درک کنم، باید دوباره به یاد بیاورم که با تمام هستی در وحدت وجودی قرار دارم، دقیقا مثل لامپ های مختلفی که توسط یک جریان روشن می شوند.

    توحید یعنی وجودی را به یاد بیاوری که تمامی هستی را روشن کرده

    توحید یعنی نیرویی را ببینی که همه چیز تجلی و ظهور اوست،

    توحید یعنی توقع، توجه و تکیه ات فقط معطوف به آن نیروی وجودی یگانه باشد و در هر لحظه آگاه بر جهت افکار ذهنی ات باشی و آنها را کنترل و جهت دهی کنی

    خدایا شکرت که این نوشتن را روزی ام کردی تا بیشتر تو را بشناسم و به سوی تو بشتابم. تا در این پروژه خانه تکانی ذهن قدم اول را بردارم.

    سپاسگزار استاد و بانو شایسته هستم که این لطف را با ما سهیم شده اند.

    در پنا خدا باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 986 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق برای شما

    رد پای روز 9 مهر رو با عشق مینویسم

    من مسئولیت صد در صد زندگیم رو خودم می پذیرم

    گام اول خانه تکانی ذهن

    الان فهمیدم چرا خدا 5 مهر بهم گفت برگرد و از گام اول خانه تکانی درست و اصولی گوش بده و به نجوای ذهنت گوش نده که میخواد با حرفاش تو رو به عجله بندازه که با بقیه دوستان که گام به گام میان ،بخوای رقابت کنی

    رقابتی وجود نداره

    این تویی که هر روز نسبت به دیروزت پیشرفت میکنی و اگر بیشتر عمل کنی بیشتر نتیجه میگیری

    من امروز مدام در این فکر بودم که فایل گام اول رو گوش بدم و وقتی بعد از ظهر گوش دادم دیدم دقیقا این فایل برای این لحظه و امروز من بود

    از اول تا آخر فایل

    اگر ایرادی بوده در زندگیم در من بوده ،در نگاهم بوده ،در باورهای من بوده

    هر اتفاقی تو زندگی من میفته به خاطر افکارمه ، دقیقه 14 از فایل

    دقیقا همینطوره ،من ماه هاست ،هر بار با شنیدن این آگاهی ها در همه جنبه ها یه جور دیگه درک میکنم و آگاهیای فایل هارو دریافت میکنم

    افکار و باور های شما اتفاقات اطرافتونو رقم میزنن

    من اینو عمیقا فهمیدم امروز

    و میخوام درموردش بنویسم

    چند ماه پیش من با دوستم ،که از زمان اول دبیرستان باهم دوست بودیم و رفت و آمد خانوادگی داشتیم ،داشتم صحبت میکردم و دقیقا زمانی بود که به فایلای استاد عباس منش گوش میدادم

    که استاد میگفت وقتی شروع به تغییر میکنید و مدارتون عوض میشه ،خود به خود جهان هستی ،خدا ، یه سری آدما رو از زندگیتون حذف میکنه و نیازی به این نیست که شما کاری انجام بدین

    من درمورد این دوستم داشتم فکر میکردم و میگفتم خدایا من که دیگه رفتارامو اصلاح کردم و نمیخوام تمرکزمو به نکاتی که ناخوبه بدم و دیگه سعی میکنم از دیگران صحبت نکنم و بدیاشونو نگم ، و دوستم چون میخواست ازدواج کنه بهم زنگ میزد و باهم کلی صحبت میکردیم

    و بهم میگفت طیبه من مثل دخترایی که بعد ازدواج با دوستاشون قطع ارتباط میکنن نیستم تو فرق داری با همه ، و خیلی برام عزیزی ولی چون یه سری کاراشو از اول دوستیمون دوست نداشتم و حتی روی من هم تاثیر گذاشته بود این درخواست رو کردم از خدا

    من که وارد سایت عباس منش شدم و تلاش میکنم تغییر کنم پس چرا هنوز دوستم تغییر نکرده

    و اونجا بود که گفتم خدایا اگر قراره با دوست چندین ساله ام که از سال 85 تا 1403 که تقریبا 18 ساله با هم دوستیم و یه سری رفتاراشو هیچ وقت دوست نداشتم کاری کن که اگر قراره ارتباطمون کم بشه ،خودت دست به کار شو

    و با اینکه چند سالی بود خیلی کمتر شده بود حرف زدنمون با هم و از وقتی اومدیم تهران دیگه همدیگه رو کمتر دیدیم

    و کمتر باهم تلفنی صحبت کردیم

    دو سه باری تنهایی اومد تهران و باهم رفتیم مشهد و قم و خونه ما مهمون بود و پدرش اعتماد داشت به ما

    همین دوستم برای من دو تا سیم کارت داد اونموقع ،همون سالای 89 بود فکر کنم که ایرانسل به نام پدرش بود و رایتل به نام خودش و وقتی دید میخوام سیم کارت بخرم گفت من دارم بیا به تو بدم استفاده کن

    الان که دارم به رفتارای اون زمانم فکر میکنم میبینم اون زمان طبق باورای محدودی که داشتم نمیخواستم خط تلفن همراه به اسم خودم باشه و فقط یه خط رو که همراه اول بود به اسم خودم گرفته بودم

    و سیم کارتایی که بهم داد رو استفاده کردم تقریبا حدود 14 سال شده

    وقتی ما اومدیم تهران بعد چند سال ،آخر سال 98 پدرش فوت کرد

    اون زمان من اصلا متوجه نشدم و نمیدونستم که خط ایرانسل پدرش دست من هست و ممکنه بعدا مسدود بشه و یا کار نکنه

    چند سال گذشت تا اینکه امسال پیامی از ایرانسل اومد که صاحب این سیم کارت فوت شده و اگر اقدام به تغییر مالکیت نکنید سیم کارت مسدود میشه

    من این پیام رو به دوستم فرستادم و با رفتار سرد دوستم مواجه شدم

    چند هفته پیش با دوستم حرف زده بودیم و خیلی گرم باهام صحبت کرد و من اونروز بود که این درخواست رو از خدا کردم که اگر قراره با این دوستم ،دوستیمون ادامه پیدا کنه ،یک سری رفتارهاش رو یا اصلاح کنه و یا خودت هرکاری دوست داری بکن و به عهده خدا گذاشتم

    و این درخواست من بود که سبب این اتفاق که الان تعریف میکنم و چند ماهه تو رد پاهام درموردش ننوشتم ، انگار الان زمانش بود

    وقتی دوستم با من سرد صحبت کرد ،من کمی تا حدودی شاخکام تیز بود و پیام خدا رو دریافت کردم و فهمیدم که خودت درخواست کردی و جهان هستی طبق فاصله ای که تو از مدار دوستت گرفتی ،با این اتفاق میخواد ارتباط بینتون رو حذف کنه

    من هی به دوستم گفتم میشه بری سیم کارت رو به نام من بزنی ،چون من شماره رو به مشتریام و به خیلی جاها دادم که الان کارم مونده و همه مشتریام به این شماره ام پیام میدن

    دیدم دوستم هی امروز و فردا میکنه و کم کم دیگه جوابمم نداد و من با اینکه متوجه قضیه شده بودم ولی میگفتم نه جواب میده

    ولی جواب نداد

    در صورتی که خودم درخواست کرده بودم از خدا

    تا اینکه شنبه بعد کلاس رنگ روغنم رفتم خدمات ایرانسل تجریش و سوال کردم و گفتن که هیچ کاری نمیتونن انجام بدن اگر قبل مسدود شدن میرفتم میشد تغییر بدن به نام من بشه سیم کارت ولی الان که من رفتم و مسدود شده ممیشه کاری کرد و باید دوستم اقدام کنه که دوستم هم اقدام نمیکنه و شماره بعد چند ماه خود به خود واگذار میشه به فرد دیگه از طریق ایرانسل

    و من تو رد پای روز شنبه نوشتم که انقدر فکرم مشغول بود و داشتم فکر میکردم که اشتباهی تو پله برقی مترو تجریش ، به جای اینکه برم سمت پله برقی پایین ،مستقیم رفتم سمت پله برقی که میومد بالا و اونجا شوکی بهم وارد شد که طیبه چیکار داری میکنی

    به خاطر یه سیم کارت انقدر به فکر رفتی که متوجه نیستی کجا داری میری؟؟؟؟

    یه جورایی شرک هم بود چون یه سری افکار داشتم که سبب شرک شدن و سیم کارت رو و این شماره رو سبب رسیدن به یه سری چیزا میدونستم

    در صورتی که خدا انقدر بزرگه و داناتر از من و علمش بی نهایته ،که من ذره ای از علمش رو نمیدونم ، و خدا بی نهایت طریق داره که منو به خواسته هتم برسونه

    پس این سیم کارت رو باید رها کنم و الکی خودمو درگیر نکنم

    اونجا بود که گفتم خدایا منو ببخش اصلا هرچی تو بگی

    من الان به دوستم زنگ میزنم

    که رو پله برقی بودم و داشتم با خدا حرف میزدم که یهویی شنیدم نه ،الان وقتش نیست

    گفتم چشم و رفتم خونه

    امروز صبح که بیدار شدم حس کردم که میتونم الان به دوستم زنگ بزنم

    به خواهرم گفتم تو با شماره ات به دوستم زنگ میزنی ،دوستم جواب منو نمیده

    وقتی زنگ زدم و دوستم سلام داد گفتم سلام خوبی

    یهویی دیدم قطع کرد و بهش پیام دادم که چرا جواب نمیدی و چی شده

    که خیلی با حالت غریبه گونه نوشت من نمیتونم کاری بابت سیم کارت انجام بدم و جوری رفتار کرد که این پیامو رسوند که دیگه به من زنگ نزن

    اولش چند دقیقه اول ناراحت شدم و یاد تک تک روزایی افتادم که تو این سالا باهم دوست بودیم ،ولی بعد مدام به خودم یادآوری کردم که طیبه جای هیچ گونه ناراحتی وجود نداره

    تو باید خوشحال باشی

    چون درخواست کردی و خدا کاری کرد که دوستت خودش بخواد دیگه با تو حرف نزنه

    و مگه درخواست تو این نبود؟؟؟ پس برای چی ناراحتی ؟؟؟؟؟

    یه ذره از ناراحتیم برای این بود که من شماره مو به یه نفر داده بودم که فقط این شماره رو داشت ولی بعد بهم گفته شد که ببین طیبه رها کن

    خدایی که قدرتمنده خودشم بلده چجوری تو رو به خواسته هات برسونه و من خیلی سریع با گوش دادن به فایلای استاد حالم و احساسمو سعی کردم خوب کنم و توجه و تمرکزم رو به زیبایی های اطرافم بدم

    و گفتم اصلا دیگه برام مهم نیست این خط ایرانسل نشد یکی دیگه میخرم و استفاده میکنم و گفتم خدایا فردا میرم خدمات ایرانسل میپرسم اگر نشه دیگه پیگیرش نمیشم هر چی تو بگی همون بشه

    و من شروع کردم به تمیز کردن اتاقم و سپاسگزاری کردم که تونستم خیلی سریع به مسیر خدا برگردم

    جالبه اگر این مساله قبل آگاهیم رخ میداد و یکی از دوستام باهام صحبت نمیکرد خیلی ناراحت میشدم و بهم میریختم و بارها میگفتم، ولی الان تنها چیزی که میگفتم این بود که

    خودم مسئول این اتفاق بودم و خودم بودم که با باورهام و تغییرم مدارم رو تغییر دادم و طبیعیه که جهان هستی این اتفاق رو رقم بزنه

    و من گفتم خدایا ،شماره دوستمو دیگه پاک میکنم از گوشیم و پاک کردم

    وقتی پاک کردم، به خدا گفتم یه نشونه بهم بده که قلبمو آروم کنی

    و داشتم تو اینستاگرام اکسپلور رو میدیدم یه آیه نوشته شده بود توجهمو جلب کرد

    سوره کهف آیه 39

    وَلَوۡلَآ إِذۡ دَخَلۡتَ جَنَّتَکَ قُلۡتَ مَا شَآءَ ٱللَّهُ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِٱللَّهِۚ إِن تَرَنِ أَنَا۠ أَقَلَّ مِنکَ مَالࣰا وَوَلَدࣰا

    و تو چرا وقتى به باغ خود درآمدى نگفتى که همه چیز به خواست خداست و جز قدرت خدا قوه اى نیست ؟ اگر تو مرا از خود به مال و فرزند کمتر دانى

    اینو درک کردم که باید رها بشم و شرکی که ورزیدم رو توحیدی بشه و در عمل نشون بدم و سریع حالمو سعی کردم خوب کنم

    و طبق گفته استاد در این فایل

    خودم مسئول زندگیم هستم پس خودمم میتونم برای اصلاحش قدم بردارم

    و خداروشکر میکنم که کمکم میکنه تا سریع به مسیرش برگردم

    دیشبم یادم رفت بنویسم سه تا بوم زیر سازی کرده بودم برای نقاشی جدید که رنگ روغن رو به رنگ شناسی رفتیم و از این هفته ، یعنی از 7 مهر ماه کارایی که نقاشی میکشیم با رنگ روغن رنگیه

    و خیلی خوشحالم

    وقتی کارای اتاقمو انجام دادم، امروز ظهر یکی از خانما اومد و بافتنیایی که بافته بود تحویل داد و پولشو پرداخت کردم

    اصلا نفهمیدم کی کارآفرین شدم

    امروز هدایتی به چند تا فایل گوش دادم که تو یکی از فایلا استاد میگفت که از کوچیک شروع کنید

    تگر یک نفر کارمند دارید کم کم بیشترش کنید و یهویی از بیشتر نیروی کار نگیرید

    و من شکر میکنم که الان چند نفر برای من کارای بافت گیره سرارو انجام دادن تا من درستشون کنم و جمعه برم جمعه بازار

    اینبار با کارتخوان میرم و خیلی خیلی خوشحالم

    که نتایج رو دارم میبینم و سعی میکنم بیشتر قدم هام رو بردارم وعمل کنم

    و بعد از ظهر هم قرار بود برای خواهرم بیارن و تحویل بدن که من رفتم دیدم چجوری بافتن و برگشتم خونه و باخواهرم رفتیم دوشنبه بازار و خرید کردیم‌

    که بی نهایت حس خوبی داشتم و ساعت 8 بارون بارید و خیلی خیلی زیبا بود و بهشتی

    امروز صبح وقتی بیدار شدم با یه عکس مواجه شدم رو تخت داداشم

    دیدم دو تا ورق، داره برق میزنه و دیدم که عکس دو تا ماشین گرون قیمت طوسی رنگ‌که اسم هیچ کدومو نمیدونستم ولی اینو میدونستم که گرون قیمت و زیبا هستن ، داداشم چسبونده به بالای تختش و ماشینشو که چند روز پیش فروخت ،و تقریبا ده روز پیش داشتیم حرف میزدیم در مورد قانون سلامتی استاد داشتم باهاش حرف میزدم که بهم گفت منم میخوام ماشینایی که دوست دارم داشته باشم رو چاپ کنم و بزنم به دیوار اتاقم

    و من تحسینش کردم که به خواسته هاش فکر میکنه و تلاش میکنه

    امروز خیلی روز خوبی بود

    چسبوندن عکس ماشینا که داداشم دیشب چسبونده بود ، و من صبح زود دیدمشون ، منو یاد پاورپوینتی که به حالت صفحه ای تو گوگل درایو نوشتم چند ماه پیش ،انداخت و رفتم نگاه کردم و وقتی نگاه میکردم به عکس ها و نوشته هام حس بسیار خوبی داشتم که دارمشون و واقعا حس داشتن درمن بود

    حتی من ماشین دنا و kmc رو با چند تا ماشین خارجی دیگه تو اون پاورپوینت گذاشتم عکسشونو

    از روزی که من عکسارو گذاشتم تو گوگل درایوم ،خونه مون دو تا در داره چون آپارتمانیه و بزرگه

    از هر دو سمت دراش که میرم یه kmcمشکی همیشه نگه میداره جلو درخونه مون و یه دنای مشکی وایمیسته که با هر بار دیدنشون بی نهایت سپاسگزاری میکنم از خدا و میگم خدایا شکرت

    بارها شده که بلند ذوق کردم و گفتم ماشین منه و سپاسگزاری کردم از خدا

    حتی ماشینای بلوکای اطرافمون که نگه میدارن جلو در خونه مون به طرز شگفت انگیزی 4 یا یه وقتایی بیشتر ،تعداد‌ماشینایی که پلاکشون عدد 74 رو داره کنار خونه ما نگه میدارن

    و همه اینا یعنی وقتی باور به چیزی داشته باشی خیلی سریع رخ میده برات

    و من سعی میکنم با دیدن اینا یادآوری کنم به خودم که طیبه خدا هر آنچه که در آسمان و زمین هست مسخر تو کرده

    پس از مسیر تکاملت لذت ببر که همه خواسته هاتو با سپاسگزاری عمیق و احساس خوب ،داری در همین لحظه

    و من بی نهایت خدارو سپاسگزارم به خاطر داشتن همه آنچه بهم عطا کرده

    خدایا بی نهایت ازت سپاسگزارم

    امروز درمورد کارتخوانم هم پیگیری کردم که گفتن برای من ارسال نشده و برای خواهرم ارسال شده و با اینکه باهم سفارش داده بودیم به صورت جدا ارسال شده

    و باید بیشتر دقت کنم به الگوهای تکرار شونده که چرا کارهای من در انجام شدنشون به طرق مختلف به تعویق میفتن ؟؟

    و درست پیش نمیره

    از خدا کمک میخوام که مسیر پیدا کردن الگوی تکرار شونده رو برای من هموار کنه تا باورهای قدرتمند کننده رو تکرار کنم

    و عمل کنم به آگاهی ها

    و خداروشکر میکنم که شرکت کارتخوان که از اونجا خریدیم تو شهر گرگان بود و مادرم رفته گرگان خونه آبجیم و بهش گفتم بره حضوری تحویل بگیره

    و مادرم اینا امشب به بار اتوبوس دادن که فردا صبح تا 9 میرسه و میرم ترمینال تهران پارس و از اونجا میگیرم

    کارتخوان خواهرمم رسیده اداره پست تهران و ان شاء الله فردا اونم میرسه

    بی نهایت از خدا سپاسگزارم که بهم کارتخوان رو داد تا فروشم آسان تر و آسان تر بشه و بی نهایت ثروت به حسابم واریز بشه و با کمال میل و با اشتیاق حتی مشتاقم تا مالیات این ثروت عظیم رو پرداخت بکنم و با عشق مشتاقم تا پرداخت کنم

    و خوشحالم از اینکه نگاهم به مالیات دادن تغییر کرده

    حتی این چند هفته رو اولین فکری که میکردم میگفتم اول سهم 10 درصد خدا رو باید بذارم کنار بعد

    و الان علاوه بر سهم 10 درصد خدا

    بلگه با ثروت بی نهایتی که به حسابم واریز میشه آمادگی کامل دارم تا مالیاتش رو پرداخت بکنم

    خدایا شکرت

    امروز وقتی رفتیم بیرون و خواستیم برین دوشنبه بازار و خرید کنیم ،از خدا نشونه خواستم و وقتی برگشتم دوباره عددای 74 و 974 رو خدا بهم نشونه داد و بهم گفت آرام باشه به وقتش رخ میده

    حتی اگر سیم کارت نداشته باشی ،رخ خواهد داد به وعده ای که دادم عمل میکنم

    فقط تو بندگی کن و لذت ببر و آرام باش

    خدایا بی نهایت شکرت

    برای تک تکتون بی نهایت عشق و شادی و سلامتی و آرامش و ثروت از خدا میخوام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    ثریا آرامیان گفته:
    مدت عضویت: 1777 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام استاد عزیزم و مریم بانوی گل

    من با تاخیر شروع کردم فایل خانه تکانی ذهن را

    البته قبلش گوش کردم تا فایل 12 اما نه متعهدانه

    به همین دلیل تصمیم گرفتم امروز با تعهد کامل شروع کنم

    دقیقا هر جا که تصمیم گرفتم و خودم را مسئول صدرصد زندگیم دانستم اتفاقات در نهایت به نفع من بوده

    هر جا که فقط روی خدا حساب کردم و در اصل با توحید همراه بودم بازم همه چی به نفع من بوده

    هر جا دست از پدر و مادر و شوهر و برادر کشیدم و فقط گفتم خدا همونجا نقطه ی اوجم بوده و همه جوره خوشبختی را احساس کردم

    اما امان از روزی که رو دیگران حساب کردم

    از دیگران توقع داشتم

    و خانوادم را مقصر دانستم همونجا

    با سر خوردم زمین و چه غم و غصه ها و چه ناراحتی ها که نکشیدم

    خیلی تلاش میکنم توحیدی باشم و هر لحظه با خدا قدم بردارم

    اما متاسفانه بعضی مواقع میوفتم تو مسیر غلط انقدر زود فراموش میکنم به ظاهر اسم خدا را میارم اما در نهایت شرک میورزم

    در نهایت روی همه حساب باز میکنم جز خدا

    البته من هیچوقت به مشکلاتی که در جامعه هست از وقتی که قانون را شناختم اصلا توجه نمیکنم

    چون میگم اگه کاری از دستم بر اومد انجام بدم آره

    وقتی نمیاد پس توجه کردن و غر زدن هم فقط احساس خودم و نتایج خودم را خراب می‌کند

    فقط دعا میکنم برای آرامش و سلامتی مردم ایران

    من از استادم ممنونم که انقدر توحید را قشنگ توضیح داده و عمل کرده و نتیجه دیده

    منم مدتیست با جدیت ایمانم را قویتر میکنم خیلی احساسم عالیست و نتیجه ها هم به اندازه ی عمل کردنم راضی کننده هست

    الهی صد هزار بار شکرت که مرا خدا در این مسیر توحیدی قرارم داد

    به امید روزی که همه ی ما فقط یک راه بلد باشیم آن هم راه خدا و بندگی خدا .

    از خدا برای همه عشق ،آرامش،ثروت و سلامتی همیشگی میخواهم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    🌹شقایق 🌹 گفته:
    مدت عضویت: 2690 روز

    با یاد و کمک خداوند شروع میکنم تا اگاهی های جدید رو وارد زندگیم کنم.

    گام اول

    اولین ومهمترین نکته ای که باید بهش اگاه باشیم ، سیستمی بودن جهانه . اینکه دنیا و اتفاقات بر اساس شانس و اقبال جلو نمیره

    جهان جهان فرکانس هاست. چند درصد اینو قبول داریم؟

    اگه فرکانسی که میفرستیم 2 باشه یه اتفاقی میوفته که اونم فرکانسش 2 هست. این میشه عدالت این میشه نظم جهانی.

    اولین باوری که باید برای آقای ذهن ایجاد کنم همین باوره، تا وقتی من شک داشته باشم به این موضوع نمیتونم روی خودم و باورام کار کنم. چرا ؟ چون ذهن نمیزاره باورسازی کنم. پس من میرم براش استدلال میارم با خوندن نظرات دوستان.

    پس برای قدم اول باید برای یک ماه هررررر اتفاقی که میوفته رو حاصل فرکانس های خودمون بدونیم و برای بهتر شدن شریط دنبال منجی نباشیم. وقتی این باور اولیه برای من کااامل جا بیوفته دیگه خود به خود و از روی اشتیاق میرم سراغ باورسازی و تجسم و …

    پس امروز میریم که این باور بپذیریم و به سوال های ذهن در موردش جوا بدیم تا قانع بشه

    به امید یادگیری بیشتر و استمرار در این راه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    مژگان گفته:
    مدت عضویت: 1307 روز

    سَلَامٌ قَوْلًا مِن رَّبٍّ رَّحِیمٍ

    از جانب پروردگاری مهربان سلام است.

    سلام به پروردگاری قدرتمند

    که انسان های نازنینی را خلق کرده تا با کلام رسا و دلنشین شان به راحتی صراط مستقیم را به ما نشان دهند.

    سلام به استادان توحیدی استاد عباسمنش عزیز و بانو شایسته مهربان

    سلام دوستان توحیدی عزیز

    امشب شب قدر است و من طبق شیوه هر سال در این‌ شب زنده داری میکنم و تذکری دوباره به خودم میدهم که قدر و منزلت خودم را بهتر بدانم.

    اما قدرشناسی من متفاوت از سال های گذشته است.

    تمام خواسته های خودم را لیست کردم و با ذکر نام های پروردگار و بیان صفت هایش به خودم متعهد شدم باید من که جانشین خداوند بر روی زمین هستم این صفات را در وجودم پرورش دهم.

    امشب هدایت شدم به این فایل ارزشمند

    با ذوق و اشتیاق از این گنج این فایل توحیدی نکته برداری کردم

    توحید اصل و رمز خوشبختی و خالق تمام خواسته هاست.

    خداوند به هیچ یک از بندگانش ستم نمیکند بلکه این خود ما هستیم که به خودمان ستم می‌کنیم.

    چه ظلمی بالاتر از این که به جای درخواست از خالقی به این عظمت و مهربانی که کارش بخشندگی و غفران است،دست به دامن انسان هایی مثل خودمان می‌شویم.

    انسان هایی که اگر چند روز دست از کار کردن روی شخصیت خود بردارند خودشان هم سخت گرفتار شده و فریب ذهن شان را میخورند‌.

    امشب بارها توبه میکنم از حقارت هایی که به جان خریدم و از بندگانی مثل خودم درخواست کردم مشکلاتم را حل کنند.

    توبه یعنی بازگشت

    خدایا به تو بازگشت میکنم

    به خودم برمیگردم و به یاد می‌آورم که باید فقط از خودت بخواهم و فقط تو را شایسته پرستش بدانم.

    طلب استغفار میکنم زیرا تو غفوری و غفران و مغفرت و بخشش جزئی از ذات توست

    خدایا مرا مورد بخشش قرار بده که فکر کردم باید دیگران را مسئول خوشبختی خود بدانم

    امشب به خودم تعهد میدهم که مسئولیت صد درصد زندگی ام را به هیچ عامل بیرونی ندهم.

    ای خالق سبحان و پاکیزه ام روح مقدس من از ذات بی نهایت و ابدی توست من هم مانند خودت پاکم و درخواست میکنم قدرت ایمانی به من عطا کنی که هرگز وجود سبحان خودم را با التماس و درخواست به غیر خودت آلوده حقارت نکنم.

    استاد عزیز در آگاهی امشب آموختم حتی اگر دیگران را مقصر در مشکلات خودم بدانم مشرکم.

    تنها افکار و باورهای درستم و احساس هدایت گر خودم میتوانند مرا با نعمت ها و فراوانی ها و جنبه های مناسب وجود دیگران روبرو کنند.

    فرکانس افکار و عقاید خودم موجب می‌شود حتی از دل سختی ها و ناگواری های زندگی، سربلند بیرون بیایم و خودم را آنگونه ارزشمند بدانم که تو مرا ارزشمند می‌دانی.

    چقدر حیف است که وقت و تفکر با ارزشم را به جای اختصاص دادن به شناخت خودم و خالقی که مرا ساخته است برای کنکاش و چگونگی و بررسی اتفاقات ناگوار و نکات منفی دیگران صرف کنم.

    هر مشکلی در زندگی برایم پیش بیاید به قول استاد عباسمنش عزیز بررسی میکنم ببینم من چه باوری داشته ام که چنین مشکلی را خلق کرده ام.

    در چند ماه اخیر اتفاقات بسیار بسیار سختی را در مورد زندگی ام و مسائل مالی و فرزندانم تجربه کردم.

    گاهی آنقدر تحت فشار روحی قرار میگرفتم که آرزوی مرگ میکردم.

    اما به لطف خداوند با درس های استاد عزیز از طریق این سایت توحیدی و خواندن قرآن با تمرکز و استفاده عملی از آگاهی ها، هر روز حال و احساسم بهتر شده است و اتفاقات بهتری را تجربه کرده ام

    خدارو شکر میکنم که حدود دوهفته است با تمرکز به الخیر فی ما وقع

    هرچه باشد خیر من در آن است

    پاداش هایی از جهان دریافت میکنم

    استاد جان از شما یاد گرفتم بحث نکنم و اجازه بدهم، هر فردی شیوه افکار خودش را زندگی کند. زیرا من توانایی تغییر فرزندان خودم را هم ندارم. پس فقط سعی میکنم خودم الگوی مناسبی باشم و در مسیر درست به قوانین عمل کنم تا فرزندم هم در زمان مناسب که آمادگی لازم را داشته باشد مورد هدایت واقع شود.

    استاد شما فرمایش کردید بخدا این شعار نیست کسانی که به قوانین عمل میکنتد باورهای خیلی متفاوت تری از دیگران دارند و نتایج متفاوت تری هم می‌گیرند.

    صبر و شکیبایی در مصائب و سختی ها و از دست ندادن توکل و ایمان به خداوند گنج بزرگی است.

    عالم بی عمل علمش فایده ای برایش ندارد.

    ایمان واقعی زمانی کارساز می‌شود که در عمل موثر واقع شود و نتیجه ها را نشان دهد

    باید باور کنیم جهان مملو از زیبایی ها و نعمت های فراوانی است و فقط خودمان باید در مدارشان قرار بگیرم.

    من در این شب قدر به خودم متعهد شدم مراقب ذهن فوق العاده و بی نطیرم باشم که تحت فرمان خودم فقط به زیبایی ها و خیرها توجه کند تا در دام شیطان قرار نگیرم

    به خودم یادآوری میکنم اصل من روحی است که از خداست.

    این جسم خاکی این ذهن و این احساس در خدمت من هستند تا دنیا را آن طور که دوست دارم تجربه کنم. من گرفتار فقر ذهنی نمیشوم و ایمان دارم من خودم هستم که تمام اتفاقات زندگی ام را خلق میکنم.

    همه ما دعا میکنیم و همیشه از خداوند درخواست داریم ولی فقط کسانی اجابت می‌شوند که با عمل به قوانین الهی به قدرت اجابت دعاهای خود صد درصد باور دارند و خودشان را لایق دریافت می‌دانند.

    تو خود حجاب خودی از میان برخیز

    افکار شرک آلود خودم مانع دریافت برکت ها هستند. همه این افکار را دور میریزم و یاد خدا را همواره زمزمه میکنم و با خداوند افکاری مملو از عشق و نور و شادی و آگاهی می‌سازم.

    انتخاب میکنم که به جای فقط بیان کردن کلمات دلنشین و انگیزه بخش، در مسیر خوشبختی باشجاعت قدم بگذارم و به ایده هایی که می‌آیند با قدرت عمل کنم تا نتایج عالی در زندگی و وجودم جاری شوند.

    توحید یعنی خودم مسئول زندگی ام هستم

    توحید یعنی برده و اسیر نباشم و فقط بنده خدا باشم

    توحید یعنی به خاطر راضی شدن دیگران و تعریف و به به و چه چه دیگران شیوه زندگی و ارزش های خودم را زیر پا نگذارم.

    توحید یعنی وقتی همه قضاوت اشتباه می‌کنندو خودخواهانه انتظار دارند به میل آنها رفتار کنم ،فقط به قدرت خدای درونم تکیه کنم و با افتخار دست در دست خدا بگذارم و به راهم ادامه دهم.

    توحید یعنی به خاطرات اتفاقات نادلخواه زندگی صبرم را از دست ندهم و امید داشته باشم که به زودی هدایت ها میرسند و با توکل به خدا ادامه دهم.

    توحید یعنی به جای تسلیم شدن به سرنوشت و مقصر دانستن پروردگار ، در این دانشگاه توحیدی پای درس های استاد توحید بنشینم و تفکر و باورهای درستی بسازم، جهانم را بهتر بشناسم و دیدگاهم را در مورد فراوانی نعمت ها درست کنم تا به خودم ثابت کنم من خالق زندگی خودم هستم و این مقام از جانب پرودگار به من عطا شده است.

    خدایا شکرت که تو خدای منی و من تورا دارم

    شب قدر تذکر و یادآوری است برای ما که قدر خودمان را بدانیم و در مدار ایاک نستعین فقط به اهدنا صراط المستقیم توحه کنیم و با بزرگ کردن ظرفیت وجودمان هدایت شویم به تمام آنچه لایقش هستیم

    در پناه خداوند متعال مملو از احساس خوب با باورهای توحیدی باشید.

    وَلَمْ أَکُنْ بِدُعَائِکَ رَبِّ شَقِیًّا

    من از دعا به درگاه کرم تو خود را هرگز محروم ندانسته‌ام.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      آزاده گفته:
      مدت عضویت: 2501 روز

      سلام مژگان عزیز

      با این کامنت عالی و پر از آگاهی دیدم فقط رای دادن حق نیست عزیغازت سپاسگزارم که آگاهی هاتو با دوستانت تقسیم کردی.

      چه تفسیر قشنگی از شب قدر داشتی قدر خودمون بدونیم و توبه کنیم و برگردیم به سمت تنها پروردگار کائنات

      دوست عزیز زندگیت سراسر پر از هدایت های خداوند و تجربه نعمت های فراوان پروردگار باشه

      آمین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        مژگان گفته:
        مدت عضویت: 1307 روز

        سلام آزاده عزیزم

        امروز یک کلاس آنلاین 7 صبحی داشتم بعد کلاس وارد سایت شدم و چشمم به جمال عشق پراکنی شما عزیزم روشن شد. الهی شکر برای انرژی پاک قلب شما دریافتش کردم نوش جان و روحم شد. این پیام شما عزیزم و دعای خیرتون رو نتیجه تقوای دیروز خودم میدونم. آخه دیروز روزی پر از تضاد داشتم و چقدر ذهنم وسوسه و نجوا می‌کرد که از حل مسائلم فرار کنم. اما دل به خدا دادم و صدای بلند خدا رو شنیدم که در تمام وجودم فریاد زد که اگر غمگین بشی و مدیریت نکنی حال و اوضاع پیش اومده رو یعنی داری نشون میدی که اصلا تسلیم خدا نیستی و پشت کردی به حکم خدا و مشرکی.رفتم دفتر عشق بازی با خدا رو باز کردم و نوشتم جا جانانم آقای من خالقم به دیده منت چشم تو می‌خوای توی همین شرایط بسیار سخت بخندم و متوجه چیزی مناسب باشم ؟!چشم

        چه دستوری دادی …

        من سر تا پا خودمو مسلح میکنم به حس ناب رضایت از هر چی هست و غر نمیزنم تا به لعلک ترضی برسم. بعد رفتم سراغ سوره حشر عزیزم که خیلی دوسش دارم با عشق نوشته های مملو از عشق خدا رو بارها خوندم و آرام و رها مسیر زندگی را پیش رفتم.

        آزاده جانم

        آره درسته همه لحظات زندگی ما شب قدر هستند

        ما هر لحظه در قدر و مقدار و مکیال خداوند در حال ورود و خروج به مداری پایین تر یا بالاتریم.

        اوقات خوش آن بود که با دوست سپر شد

        اوقاتت مملو از حال خوش و برکت عزیزم که منو دوباره به یاد خدا و قدر و قدردانی انداختی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
        • -
          آزاده گفته:
          مدت عضویت: 2501 روز

          سلام مژگان عزیز اگر بدونی چه موقعی منو مهمان این نقطه آبی کردی و در من چه شور و شعفی ایجاد شد برات شاید قابل باور نباشه

          داشتم جلسه دوم قدم اول میدیدم و خدا بهم کمک کرد و کامنت و ردپای خودمو ثبت کردم یک آن فقط یک آن به ذهنم خطور کرد کاش یه نقطه آبی خدا منو امروز مهمان کنه به محض اینکه اومدم بالا روی منو سایت نقطه آبی پربرکت دیدم و تمام بدنم مور مور شدم و یک آن اشک تو چشم هام جمع شد عزیزم خدا این روزها نشونه های خیلی خوبی داره بهم میده و من بهتر از قبل درکشون می کنم خدایا شکرت

          مژگان عزیز در پناه خالق یکتا خالقی که از رگ گردن به ما نزدیکتر هست بهترین ها رو برات خواستارم با یه عالمه ایموجی بوسسسسس

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
          • -
            مژگان گفته:
            مدت عضویت: 1307 روز

            سلام به روی ماهت آزاده جان خوشحال شدم از حس خوبی که با نشونه قشنگ آبی خدا گرفتی. میدونی چرا میگم نشونه آب خدا؟ چون خدا هر لحظه داره به من به شما به همه مشتاقان هدایت نقطه آبی میده یعنی داره خط میده و میگه عزیزم بیا تو فقط دنبال من بیا تا ببینی حتی بدون اینکه تو درخواستی داشته باشی خودم کل زندگی قشنگتو نقطه بارون میکنم اونقدر از این نقطه های آبی الهی روی وجود نازنینت میزارم که خودت بشی حضور خدا روی زمین

            عزیزم هر لحظه زندگی با ارزشت مملو از مدال های افتخار نگاه خدا باشه ممنونم برام از حال خوبت نوشتی اول صبحی کلی انرژی گرفتم

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    سیده مهین گفته:
    مدت عضویت: 2257 روز

    به نام قدرت خلق درونی

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربون و تمامی بچه های سایت عباسمنش

    از دیروز تصمیم گرفتم دوباره از اول از مسیری که خداوند هدایتم کرد و به این سایت الهی و از مسیری که استاد عباسمنش عزیزم در این سایت هدایتم می کنه از کجا شروع کنم رو دوباره ادامه بدم اما اینبار محکم تر با تعهد و با اراده به امید خدای مهربانم،

    بریم که شروع کنیم با توکل به خدا

    ای بنده چرا دل به جهان می‌بندی؟

    کاین خانه فناست، نه که منزل‌بندی!

    برخیز و رهی زن به سوی اصل خویش،

    کین خاک رهی نیست، که در گل مَندی.

    با توجه به متن فایل و متنی که خانم شایسته عزیز پایین هر فایل می نویسه

    ●قدم اول برای خلق شرایط دلخواه زندگی‌ات، فقط یک چیز است:

    بپذیر که تو مسئول صد درصد زندگی‌ات هستی.

    نه شرایط، نه دیگران، نه گذشته و نه آینده؛

    تو تنها کسی هستی که باید فرمان زندگی‌ات را در دست بگیری.

    ذهن فقیر، همیشه به دنبال مقصر است، توجیه می‌آورد، و امید را به بیرون از خودش گره می‌زند.

    اما ذهن مولد، ذهنی‌ست که در هر موقعیتی دنبال راه‌حل می‌گردد، رشد می‌کند، و خلاقانه می‌سازد.

    ذهن مولد می‌فهمد که اصل چیست و فرع کدام است؛

    و وقتش را صرف آنچه در کنترل خودش است می‌کند، نه آنچه خارج از اختیارش است.

    ●فردی که مسئولیت حل مسائل زندگی‌اش را نمی‌پذیرد، به‌سادگی توانایی درونی‌اش را معطل می‌گذارد.

    او تبدیل می‌شود به فردی که همیشه منتظر یک ناجی بیرونی است، غافل از اینکه خدا قدرت را در درون خودش نهاده.

    ●هر وقت از دیگران انتظار داری، بدان که از مسیر توحید خارج شده‌ای؛

    توقع از دیگران، نمود واضح شرک است؛

    یعنی به جای تکیه بر خدا، دل به مخلوقی بسته‌ای که خودش محتاج خداست.

    ●اما زمانی که خودت را مسئول خوشبختی خودت می‌دانی، وارد مسیر نور شده‌ای؛

    مسیر توحید؛

    و یعنی حقیقتاً بر خدا توکل کرده‌ای.

    تمام بهانه‌ها، تمام توجیهاتی که در ذهن‌ات برای “نتوانستن” می‌سازی،

    ریشه در شرک دارند.

    وقتی باور داری که من نمی‌توانم چون فلان چیز نیست، چون فلانی کمک نکرد،

    یعنی توان خداوند را در وجودت نادیده گرفته‌ای.

    ●واضح‌ترین نمود توحید عملی در زندگی، فقط یک چیز است:

    مسئولیت‌پذیری.

    یعنی بگویی: “من مسئولم. من خالق شرایطم هستم. من می‌توانم.”

    ●وقتی روی اصلاح افکارت تمرکز می‌کنی،

    دنیای بیرون به‌طور طبیعی تغییر می‌کند.

    تحول درون، آغازگر تحول بیرون است.

    ●ایاک نعبد و ایاک نستعین یعنی:

    خدایا تنها تو را می‌پرستم؛یعنی فقط از تو فرمان می‌برم، نه از ترس، نه از توقع، نه از حرف مردم.

    و تنها از تو یاری می‌طلبم؛ نه از توهم، نه از تکیه به دیگران.

    ●تمرکزت را فقط بر چیزی بگذار که می‌توانی آن را بهبود دهی؛

    و آن، “درون تو” است.

    ای که در این ره، پُر از خار قدم می‌زنی،

    سوی دل و جان نگر، از غیر چه غم می‌زنی؟

    گنج نه در خاک، نه در سقف بلند،

    جُستن او کن، که به خود، گنجی و کم می‌زنی.

    ●ایده‌های الهامی، همیشه از دل این توحید می‌جوشند؛

    زمانی که تسلیم خدا می‌شوی، سکوت می‌کنی، مسئولیت را می‌پذیری،

    ایده‌ها، الهام‌ها، راه‌حل‌ها، از دل نور به قلبت می‌رسند.

    خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنان نعمت داده ای.

    “در پناه عشق بی‌پایان خدا، بدرخشید.”

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      ☆☆ Hosna_85 ♡♡ گفته:
      مدت عضویت: 543 روز

      سلام بر خالق هدایتگر و حمایتگرم

      سلام به شما دوست عزیز امیدوارم همیشه در پناه الله یکتا باشی

      چقدر متن شما زیبا بود، واقعا میشه گفت به صورت کاملا واضح ذهن مولد و فقیر رو توضیح دادی

      مخصوصا جایی که گفتی ما از نتوانستن حرف بزنیم یعنی ریشه در شرک داره ( حقیقتا کاملا قبول دارم چون خودمو دارم نگاه میکنم جاهایی که گفتم من نمیتونم یعنی ترس وجود داشته بی ایمانی وجود داشته و این یعنی شرک

      خیلی ممنونم که اینقدر زیبا و عاشقانه متن نوشتین و از خداوندم سپاسگزارم که منو به متن شما هدایتم کرد

      ( مطمعنن نیازه چند بار دیگه این متن رو بخونم و با تمام وجودم بهش فکر کنم)

      بسیار تشکر میکنم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        سیده مهین گفته:
        مدت عضویت: 2257 روز

        سلام دوست عزیزم

        خداروشکر می کنم که کامنت من باعث شادی شما شده

        و بسیار سپاسگزارم از خداوند که این کامنت تاثیرگذار بوده براتون

        امیدوارم همیشه خوش و خرم باشید و مورد لطف و هدایت خداوند قرار بگیری.

        “در پناه عشق بی پایان خدا، بدرخشید”

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      مجید بختیارپور عمران گفته:
      مدت عضویت: 1254 روز

      سلااام و درود بر دوست خوب توحیدی ام

      ازت ممنونم بابت کامنت زیبایی که نوشتی انشالله هر روزت بهتر از دیروزت باشه

      منم مثل شما تازگی ها دوباره از اول گفتم استارت بزنم و زدم روی از کجا شروع کنم اومدم اینجا با وجود اینکه قبلا گوش کرده بودم چندین بار انگار نه انگار الان دومین روز اینجام باز به فایل گوش میدم چیزای جدیدی میشنوم خدایاشکررررت خودم 4ماه تمرکزی سپردم دست خدا تا او منو هدایت کنه امروز تمام ورد زبانم شده ایاک نعبد و اباک نستعین تسلیم او هستم چون هیچی نمیدونم و چقد زیبا امروز پایان هر کامنتی این آیه زیبا رو میخونم و زیباتر از همه کامنت شما بود که چقد زیبا در ادامه ترجمه اش اومدی گفتی تتها ترا می پرستم و ازتو فرمان میبرم نه از ترس نه از توقع که این توقع مارو کشته تمام فقیری مارو این درد باعثه شررررررک خالص نه از حرف مردم کیف کردم و تو دفترم نوشتمش واقعااااا زیبا بود و قابل درک با تمام وجودم خیلی لذت بردم چقد قشنگ و زیبا قابل هضم ترش کردی برام

      وتنها از تو یاری میخواهم

      نه از توهمات ذهنم نه از تکیه به دیگران نه از چشم زخم نه از دعا نویس ها و نه از…..

      سیده بانوی عزیز کامنت تون بسیاااار نوارنی بود که قلبمو گرم کرد و بر ایمانم افزود با گوش دادن به این فایل امروز کلا ورد زبانم این آیه بود که خدا من هیچی نمیدانم تو هدایتم کن از خدا خواستم توحید را وارد ناخودآگاهم کند و چقد خوندن کامنت شما این امر و برام آسان میکنه نمیدونم چگونه خداروشکر کنم و از شما سپاسگزاری کنم خداوند در دنیا و آخرت خیر فراوانت دهد دوست حوبم موفق باشی که مثل خودم اومدی دوباره استارت زدی تا رشد بیشتری را دریافت کنی حتما موفقیت هر روزه در انتظار ماست حتما همینطوره خدایاشکررررررت واین شعر چقد زیبااااااا بود دمتکرم برای انتخاب کلامت که به جان ما نشست سیوش کردم ممنمونم ازت

      بدرود رفیق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        سیده مهین گفته:
        مدت عضویت: 2257 روز

        به نام خدایی که هستی از اوست

        سلام دوست عزیز

        سال ها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

        اومدم جواب کامنت زیباتون رو بدم یهو این شعر به ذهنم اومد

        دوست خوبم امروز تقریبا 10 روزه که از کجا شروع کنم رو دوباره شروع کردم و هر روز ی فایلی از خانه تکانی ذهن رو گوش دادم و کامنت نوشتم و چندتایی کامنت خوندم.

        اما امروز طبق روال هر روزم که میام تو این سایت توحیدی دیدم کنار اسمم ی نقطه آبی روشنه گفتم بزار ببینم کدام دوست عزیزی برام کامنت نوشته که دیدم بله شما هستید.

        وقتی کامنت زیباتون رو خوندم کلی لذت بردم و دیدم چقدر قشنگ توصیف کردید و چقدر زیبا نوشتید دوباره ی تلنگری به من خورد که به خودم گفتم مهین تو اینبار اومدی که جدی شروع کنی نه گوش بدی و حالا ی کامنتی بنویسی و چند تا کامنت بخونی و بری پس دوباره برگرد از اول کامنت های هر فایل رو با دقت بخون بازم فایل استاد رو بشنو و مثل شما که فرمودید تا چیزی یاد نگرفتید و از فایل و نفهمیدید سراغ فایل بعدی نرو

        من از خدای مهربونم سپاسگزارم و از شما خیلی خیلی ممنونم که دوباره بهم یادآوری کردید که بفهم و درک کن و یاد بگیر بعد برو دنبال آگاهی بعدی، به همین دلیل امروز از صبح با خودم کلنجار رفتم و گفتم اینبار نیومدم که فقط گوش بدم و برم اومدم که بفهمم ، درک کنم، یاد بگیرم و با پوست و استخوانم درک و عمل کنم.

        دوست خوبم آقا مجید عزیز ممنونم از شما و بهترین ها را از صمیم قلبم براتون آرزومندم.

        نمی دونم چرا این شعرای زیبای حضرت مولانا تو ذهنم هی می چرخه.

        از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود

        به کجا می روم آخر ننمایی وطنم

        و خیلی ممنونم که این جمله رو یادآوری کردید که خدایا من هیچی نمی دونم تو هدایتم کن.

        خدایا تنها تو را می پرستم

        و تنها از تو یاری می جویم

        ما را به راه راست هدایت کن

        راه کسانی که به آنان نعمت داده ای*

        در پناه عشق بی پایان خدا، بدرخشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          مجید بختیارپور عمران گفته:
          مدت عضویت: 1254 روز

          سلااااام و درود

          سلاااام سپاس به دوست خوبی توحیدی ام که شارژ ایمانم و ببشتر کرد

          سلاااام و سپااااس به این نقطه آبی که خیلی وقت برام روشن نشد چون به خودم قول دادم به این چراغم وابسته نشم و در مرحله آزمایش خدا بودم که دیدم یهویی دیدم چشمک میزنه و لامصب چقد خوشرنگ و خوشکلم هست ناخودآگاهم دیدنش شارژ شادی زیاد میشه خخخخ بازم ممنوووونم انشالله چراغ دلت همیشه روشن و زیبا باشه برای اینکه اومدی برام پیام گذاشتی تا پاداش خدایم باشی برای من ازت ممنووووونم مهین عزیز

          سلااااام و سپاااااس بر این شعر زیبایی که اول و آخر برام نوشتی خدایا شکررررر که غافلمون نمیسازی که از دل مون بگذریم که هر چی تو دنیامون میخوایم در درون دل مون موجوده

          سلااااام و سپااااس برای کامنت قبلی و این کامنتتون که باز برایم نور شده برای عبور از تاریکی

          خدایا سپاااااااس

          خدایا شکرت که بهمون گفتی ادعونی استحب لکم

          و بعد در قسمتی از کتاب شریفه ات گفتی چی جوری و چی بخوام

          گفتی بگم

          ایاک نعبد و ایاک نستعین

          اهدنا صراط المستقیم

          صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و الضالین اونم با تجدید و مدی که بالای والضالین هست که فهمیدم چرا تاکید شده چون گمراهی بدترین نعمت دنیاست که آدم سرگشته و گمراه هیچوقت آروم و قرار نداره همش در تشویش و استرس و نگرانی هست

          ممنووووونم خدا که بهم گفتی قدرت دست توست بهم گفتی

          که لاحول ولا قوه اله بالله العلی والعظیمی و هیج قدرتی بالاتر از قدرت تو نیست اینو باید به ناخودآگاهم برسونم که بازم دست ترا می بوسد من فقط اینو میدونم که میخوام دیگه چیجوری و چگونگیش و در کنترل و علم و آگاهی من نیست دیگه بعد این همه چی به خودت مربوط میشه

          پس کمکم کن تا بتوانم فقط از تو بخوام فقط ترا بپرستم و فقط از تو یاری بخوام که منو هدایت کنی به راه راستی و درستی

          راهی که بندکان صالح و تسلیم و دوست داشتنی ات رفتن که آن راه ثروت هست و ثروت و ثروت که منبع آن ثروت خودتی که بازم فهمیدم که من برای ایتکه ثروتمندبشم اول باید به تو وصل بشم یعنی این توحید هست که مرا به منبع ثروت که همه چیز و همه کسم میشود وصلم میسازد توحیدو ثروتی که مرا از گمراهی و حیرانی و تنش و استرس ناتمام نجات میدهد و دورم میسازد از آرمای فقیر و گداصفت مشرک

          خدایاشکررررررت برای آگاهی امروزم

          سلااااام و سپاااااس به توحیدی بودنمون

          سلللاام و سپاااااس به این جا بودنمون دور همی توحیدی در زیباتربن جای دنیا کنار بهترین آدما همون دعای آخر سوره حمده که برای ما اینجا برآورده شد الهی شکرررررت

          دوست خوبم ممنونم بازم ممنونم که امروز با دستان مهربان شما این چراغ پاداشم روشن شدی خوشرنگ ترین رنگ آبی

          سپاااااااس از شما خواهر خوبم

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
          • -
            سیده مهین گفته:
            مدت عضویت: 2257 روز

            به نام نامی یزدان

            سلام و درود فراوان به شما دوست عزیز

            به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل

            و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

            به روی کار چو خورشید باش و همت کن

            که سایه در پی دیوار می‌دود عاجز

            هر آنکه جانب همت گرفت، یار شود

            زمین چو بذر بپاشی، بهار می‌آید باز

            تو خود ز گلشن هستی گلی برآر ای دوست

            که باغبان ندهد گل، تو خود بکار ای جان

            ی خبر خوب به شما بدم از این چند روزی که روی اولین جلسه خانه تکانی ذهن کار کردم و به خودم قول دادم حتی فقط ی جمله از هر فایل یاد بگیرم و درک کنم و تکرار کنم تا ملکه ذهنم بشه و در زندگیم عملی کنم زدم و بردم.

            این جمله طلایی اینه:

            “مسئولیت صد در صد زندگیم رو بپذیرم در تمام جنبه های زندگیم:”

            مالی

            روابط

            سلامتی

            روابط معنوی

            و…..

            ●از خدای مهربانم به خاطر این آگاهی و درک آن بسیار سپاسگزارم

            ●از خدا سپاسگزارم به خاطر دوست عزیز و با درک و آگاهی چون شما

            ●از خدا سپاسگزارم به خاطر استاد عزیزم و خانم شایسته مهربون

            ●از خدا سپاسگزارم به خاطر این سایت توحیدی که چراغ راهمون شده

            ●از خدا سپاسگزارم به خاطر حال خوبم

            ●از خدا سپاسگزارم به خاطر سلامتی

            ●از خدا سپاسگزارم به خاطر خانواده ام

            ●از خدا سپاسگزارم به خاطر مسئولیتی که به دوشم گذاشت برای خلق زندگی قشنگم

            ●از خدا سپاسگزارم به خاطر تمامی نعمت هایی که بهم داده و نداده و می خواد بده

            دوست عزیز بهترین ها را از صمیم قلبم برایتان آرزومندم.

            خدایا تنها تو را می پرستم

            و تنها از تو یاری می جویم

            ما را به راه راست هدایت کن

            راه کسانی که به آنان نعمت داده ای

            “در پناه عشق بی پایان خدا، بدرخشید”

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    حسین شاطری گفته:
    مدت عضویت: 2433 روز

    《به نام خداوند بخشنده مهربان》

    خدایا من هرچی دارم از آنِ تو، خدایا من هیچی از خودم ندارم و هرخیری که از جانب تو بمن برسد باز من فقیر توهستم، خدایا من نمیدونم من بلد نیستم تو هدایتم کن…

    سلام به استاد و بانو شایسته عزیزم امیدوارم حال دلتون عالی باشه…

    اول از همه سپاسگزارم بابت تهیه این پروژه خانه تکانی ذهن که خیلی برای تهیه و تنظیمش زحمت کشیدید و میدونم که خیلی برای من تاثیر عالی خواهد داشت مثل پروژه مهاجرت به مدار بالاتر…

    خداروشکر که تو مدار دریافت این آگاهی ها قرار گرفتم و این فایل رو دیدم و یه چیزی که برای من جالب بود این بود که چند روز پیش عشق دلم بهم گفت بیا این پروژه رو کار کنیم و من قسمت اولش رو دیدم نکات خیلی عالی داشت که بازهم برمیگرده به تقریبا یک هفته قبلش که منو عشق دلم داشتیم جلسه دوم ثروت 1 رو تمرین میکردیم و اهرم رنج و لذت رو می‌نوشتیم و اولین موردی که پیدا کردیم این بود آقا توی یه دوره‌ای از زمان ما خیلی از خانواده هامون توقع داشتیم که چرا با اینکه از لحاظ مال وضعیت خوبی دارن به ما کمک نمیکنند و از اینجور مسائل…. بعدش عشقم فایل اول این پروژه رو دیدش و با موضوعاتی که ما پیدا کردیم تو اهرم رنج و لذت یکی بود تصمیم گرفتیم که استارت شروع این پروژه رو بزنیم و اینو یه نشونه دیدیم و الان هم داریم اولین کامنتش رو میذاریم به امید خدا……

    1. مسئولیت 100٪ زندگیت رو بپذیر

    آقا من خودم اویل که با استاد آشنا شده بودم توی نت ورک کار میکردم (البته با همسرم) و اولین قانون‌ این بود که 100٪مسئولیت زندگیت رو بپذیر… که بعدا متوجه شده بودیم دوستان با استاد کار میکردن حالا کاری ندارم من از اونجا با این موضوع آشنا شدم و وقتی که با استاد آشنا شدم این موضوع برام شفاف‌تر شد ولی خیلی سخت بود که بپذیرم هیچکس تو زندگی من هیچ تاثیری نداره و 100٪ خودم هستم و خودم ولی خب رفته رفته با این موضوع کنار اومدم اساسی و برام منطقی شد که بله اگه الان توی این شرایط هستم به این دلیل که چند وقت قبلش خودم فرکانس فرستادم خودم نتونستم کنترل ذهن کنم خودم نتونستم کانون توجهم رو بذارم روی نکات مثبت و …… و این شد برای من کار روزانه یا روتین روزانه که هر اتفاق نامناسب و مناسب می‌افتد این موضوع رو به خودم یادآوری میکردم و میگفتم حسین جان مسئولیتش گردن خودته و یاد گرفتم دنبال مقصر نگردم و خیلی بهم کمک کرد کانون توجهم رو کنترل کنم تا همین دو روز پیش که میخام یه اتفاق باورنکردنی رو بگم که افتادم توی تله ذهنم آقا یه چندروز پیش عشق دلم به مشتریش یه ملکی رو نشون میده با بازدید اول پسند می‌کنه مشتری و درخواست یه نشست برای خرید میده و این نشست انجام میشه خریدار بهمراه دوستش یه املاکی میاد تو جلسه و فروشنده هم حاضر میشه این واحدی که میخاستیم بفروشیم قولنامه‌ای بود و تمام مدارکش کامل بود ولی توی جلسه دوست خریدار که املاکی بود (البته شغل اصلیش نقاش ساختمان بودش) مدارک رو شروع کرد به چک کردن و سریع گفت این مدارک کامل نیس و مشکل داره درصورتی که من کل مدارک رو چک کرده بودم و کل مدارک رو واو به واسش رو خونده بودم و هیچگونه مسئله‌ای نداشت حالا نمیدونم چرا توی اون جلسه اون بنده خدا اون حرف رو زدم و کلا معامله کنسل شد… نکته جالبش این بود که من خیلی ناراحت شده بودم و بعداز مدتها مسئولیت این موضوع رو انداختم گردن اون آقای بظاهر املاکی و هی میگفتم یه آدم بی سواد که عِلم املاک نداره اومد مدارک سالم این بنده خدا رو گفت ناقص و چه حالی از همه ما گرفت و خلاصه از دو روز پیش خیلی نشخوارهای ذهنی داشتم تا دیروز که بواسطه عشق دلم هدایت شدم به این فایل و کلی خندیدم گفتم حسین توی چه تله‌ای افتادیاااااااا بپذیر مسئولیت این موضوع رو و تمومش کن چقدر نشخوار میکنی؟؟ چرا کانون توجهت رو گذاشتی روی این موضوع؟؟؟؟ الان وقتش که بپذیری که هر اتفاقی برای تو بی‌افته 100٪ مسئولیتش گردن خودته و الان باید برگردی به عقب ببینی کجای کارت ایراد داره و اونو برطرف کنی…. واااای اگه بدونید این همزمانی ها چه حالی میده و خدا نمیذاره تو تله‌های ذهنی گیر کنید و سریع پاسخ میده بهمون!!!! خیلی حال کردم

    2. تفاوت ذهن فقیر و ذهن ثروتمند

    خب توی همین موضوعی که براتون گفتم دقیقا برام واضح شد که چطور ذهن فقیر میتونه تمام زحماتی که برای تغییر باورهات میکشی رو از بین ببره من فقط نتونستم چند شب سفر به دور آمریکا، خواسته نویسی و تصویرسازی‌ام رو انجام بدم و با یه بهونه که خسته‌ام شلوغ بودم دیر وقته و….. این اتفاق رو برای خودم رقم زدم و داشتم مسئولیتش رو می‌انداختم گردن یکی دیگه

    قسمت سوم نوشته بانو شایسته عزیز کاملا درسته که میگن: فردی که مسئولیت حل مسائل زندگی اش را نمی پذیرد، به راحتی توانایی درونی اش برای حل مسائل را بلا استفاده می گذارد؛ دقیقا همینو رو تجربه کردم و الان متوجه شدم با این فایل من از دو سال پیش توی شرایطی قرار گرفتم که 100٪ مقصر خودم بودم که خداروشکر با آموزشهای استاد به شرایط مناسبی رسیدم… میخام اینو بگم که من توی سال اول اون مسئله‌ای که داشتم همه رو مقصر میدونستم و از همه توقع داشتم و حاضر به پذیرش مسئولیت اون تصمیم و اون کارم رو نبودم و واقعا قوه درونی‌ام از کار افتاده بود و همش دنبال یه معجزه بودم دنبال این بودم پدرم مادرم ایکس و ایگرگ بدادم برسن خیلی خیلی خیلی نامناسب بود ولی خداروشکر رفته رفته قوه درونی‌ام رو بکار انداختم و شرایط رو اونجوری که دوستداشتم رقم زدم البته نمیتونم بگم 100٪ همونیکه دوست دارم ولی به جرأت میتونم بگم 50٪ همون شده خب همه اینها هم برمیگرده به عمل کردن به بخشی از دانستنیهایی که از استاد یاد گرفتم و نشدم عالم بی عمل…..

    خلاصه باید بگم که آقا حسین مواظب باش که به چی توجه میکنی که از اساسش وارد زندگیت میشه خیلی مراقب باش…..

    آقا جونم براتون بگه که توحید توحید همه چیه از زمانی که کمی خیلی کم متوجه شدم ما رمیت اذ رمیت لیکن الله رمی ینی چی

    از زمانی که خیلی خیلی خیلی کم متوجه شدم ایاک نعبد و ایاک نستعین ینی چی

    از زمانی که خیلی خیلی خیلی کم متوجه شدم لا خوف علیهم ولا هم یحزنون ینی چی

    از زمانی که خیلییییییییییییییی کم متوجه شدم بی اذن خدا برگی از درخت بر زمین نمی‌افته

    از زمانی که خیلیییییییییییی کم متوجه شدم که این زفکر باطلیس رهرو ما اینک اندر منزلس از زمانی که خیلیییییییییییییی کم متوجه شدم پرده شک را برانداز از میان تا ببینی سود کردی یا زیان!!؟؟ ما گرفتیم هرچی انداختی دست حق رو دیدی و نشناختی؟؟؟ در تو تنها عشق مادریس شیوه ما عدل و بنده پروریس……

    وای خدایا دیوانه شدم دیوانه شدم…. همه چی توحید همه چی یکتا پرستی همه چی خداس من با توحید به خدا رسیدم من با توحید خونمو رهن کامل کردم من با توحید ماشین لباسشویی خرید من با توحید قرارداد فروش نوشتم من با توحید مغازه خریدم من با توحید همه چی هستم خدایا من هیچی از خودم ندارم خدایا به هر خیری که از جانب تو بمن برسد باز من فقیر تو هستم خدایا چطور میتونی کسی را که خودت سرپرستی کردی به گرفتاری و بلا واگذارش کنی!!!!؟؟؟؟

    واقعا همه چی توحید همه چی خداس لحظه ناامیدی خداس به دادت میرسه لحظه خوشحالیه که خدا به دادات میرسه ….. همه چی خداس…

    استاد و بانو شایسته عزیزم قربونتون برم خیلی دوستون دارم عاشقتونم از راه دور میبوسمتون بغلتون میکنم ماچ بوس بغل به امیددیدار تو پرادایس

    خدایا شکرت بخاطر امروز که بهمون اجازه زندگی کردن و خلق زندگیمون رو دادی

    با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش وهرچه خواهی کن

    خدایا شکرت

    ایاک نعبد و ایاک

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    مهدی حوازاده گفته:
    مدت عضویت: 1601 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیز

    از وقتی که با اموزش های شما اومدم جلو توی این نزدیک 4 سال واقعا شخصیتم متفاوت شده

    در مورد اینکه کسی رو مسئول بدونم واقعا انتظاراتم از بقیه به شدت پایین اومده و اگه کسی کاری کنه یا پدرم پولی بهم بده اونو لطف میدونم نه وظیفه یعنی بارها شده فکر کردم به اینکه اگه این امکاناتی که پدرم در اختیارم گذاشته رو به هر دلیلی بخواد ازم بگیره من تشکر میکنم ازش بابت این مدتی که اون هارو در اختیارم گذاشته بوده و میرم

    من پدرم شرایط به شدت آرمانی رو برام درست کرده که آرزوی خودم بوده و خیلی های دیگه ، از ویلا و ماشین و … ولی من هیچ وقت فکر نکردم که وظیفش هست ، با اینکه این شرایط آرمانی رو داشتم اسنپ کار کردم و البته الان گاهی اوقات میرم و کلی کار دیگه خلاصه که هیچ وقت نخواستم از مال پدرم بالا برم ، ازشون استفاده میکنم ولی چشم بهشون ندارم ، چند وقت پیش هم یه برگه ای نوشتم که من هیچ ادعایی در هیچ یک از اموال پدرم ندارم و اونو به برادر هام میبخشم این درحالی هست که درآمد خاصی ندارم ولی میدونی چیه من ایمان دارم به خدای خودم و به خودم که من میتونم بیش از اون چیزی که پدر و پدران من دارن و داشتن بسازم ، من واقعا یه آدم دیگه ای شدم من قبلا دقیقا یادمه این جمله رو به بابا مامانم میگفتم که برای چی منو به دنیا اوردین ، شما مسئول من هستین خلاصه کلی بحث و دعوا ولی هرچقدر عزت نفسم بالاتر رفت ، باورم نسبت به خودم و توانایی هام بیشتر شد و بیشتر درک کردم که در نهایت کسی جز من نیست دیگه نخواستم مسئولیت زندگیم رو به دوش کسی بندازم ، این دیدگاه از جایی تغییر کرد که من خودم و خدای خودم رو باور کردم ، به قول خود استاد شجاع ترین فرد اون کسی هست که 100 درصد مسئولیت زندگیش رو به عهده میگیره و اون هست که موفقه

    یادم میاد توی رابطه ای بودم که رفتار خیلی نا مناسبی باهام میشد بشدت بی توجی و خلاصه اصلن اون چیزی نبود که مد نظر من هست ، تفاوتی که من با بقیه داشتم این بود که گفتم 100 درصد مسئولیتش با من هست ، ظاهرش این بود که طرف آدم بی تفاوتی هست ، طرف آدم فلان فلان شده ای هست ولی من نخواستم که مثل جامعه پیش برم ، پذیرفتم مسئولیت رابطم رو و اون موقع بود که نشستم فکر کردم که خب حالا مشکل از کجای افکار من بود و اون موقع بود که یکی یکی و تکاملی بهم ضعف هام گفته شد و الان من هیچ ربطی به اون مهدی سال های پیش ندارم توی روابطم و خیلی تغییر کردم و البته همیشه ادامه داره

    اگه من میومدم و میگفت طرف آدم فلان فلان شده ای بود الان معلوم نبود چقدر داغون و افسرده بودم

    و منطقی هم بود یه جورایی برام که مشکل از منه ، میگفتم افرادی هستن که کلی بهشون توجه میشه توی رابطه و براشون ارزش قائل میشن پس چرا من اینطوریم و چرا این مدل آدم به طور من خورده و جواب این چرا ها مثل تیکه های پازل توی دوره های احساس لیاقت ، عشق و مودت ، دوازده قدم و عزت نفس پیدا شد و هنوز هم دارم روش کار میکنم و تا اخر عمرمم هم ادامه داره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    سارا محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1748 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    حَسْبِیَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ…. خدا مرا بس است، معبودی جز او نیست، بر او توکل کرده‌ام و او صاحب اختیار عرش عظیم است.(129 توبه)

    سلام سلام سلااام به استاد نازنینم

    سلام به مریم جاااانم

    سلام به دوستان مدار بهشت

    سلام به الوهیت سارای عزیزم که در مسیر نور شدنه

    من اگه در مسیر نور شدن باشم و فرکانس های مناسبی بفرستم⬅️ هیچ قدرتی در کل کیهان نمی تونه جلوش رو بگیره

    همین چه آرامشی داره آخه

    همه چی توحید

    خدایا شکرت انگار تازه تازه دارم می فهمم که چطور باید اصل رو از فرع تشخیص بدم…

    با معیار توحید…‌ که اگه من فکر کنم یه عامل بیرونی این قدرت رو داره که بهم نفعی برسونه یه بهم ضرر بزنه من مشرررررکم نقطه سر خط.

    وقتی این فکر رو داشته باشم درگیر حواشی میشم… درگیر راضی کردن اون عامل بیرونی میشم… شب و روزم رو میدوزم بهم که اون عامل ازم راضی باشه که بهم سود بده یا ضرر بهم نزنه… و با مخ می خورم زمین

    من با تفکر اینکه همسرم مسئول زندگی منه ازدواج کردم… همین تفکر زندگی آدمو جهنم می کنه… چون توقع داری از همسرت… و صبح تا شب داری تو نماز میگی ایاک نعبد و ایاک نستعین ولی تو عمل میای میگی چرا شوهرم این کار رو نکرد؟ چرا اینو برام نخرید؟ شوهرای مردم اینجوری…

    و با دست خودت زندگیت رو می کنی جهنم… در تضاد سلامتی اخیر همسرم ، وقتی ایشون توانایی اینو نداشت که حتی کارهای شخصیش رو به تنهایی انجام بده و نیاز به کمک داشت، فهمیدم که تنها تکیه گاه امن، فقط خداست… اون حی و قیوم… خدایا منو به خاطر تمام شرک هام پاکم کن و منو مواخذه نکن

    یا وقتی فکر می کنی منجی قرار بیاد و حقت رو از دشمنا بگیره… چه احساس قربانی شدنی داری… و همین فرکانس قربانی شدن چقدر اتفاق های ناگواری برامون رقم میزنه… فقط خدا می دونه که 99 درصد اتفاق های بد زندگی من، ریشه اش همین احساس قربانی شدن بود… نمی دونم واقعاً آدم وقتی تو تاریکی باشه با دستهای خودش بدبختی خلق می کنه…

    من باید بپذیرم که همه ی آدم ها مثل من فکر نمی کنن پس خیلی ها ممکنه حرفای منو و افکار منو تایید نکنن… مهم نیست هر کسی حاصل فرکانس های خودشو می گیره… اتفاقا باید خوشحال باشم چون اگه منو تایید کنن، یعنی نتایج منم مثل اونا خواهد بود… اگه داری مثل بقیه فکر می کنی… اگه داری مثل بقیه رفتار می کنی⬅️ به خدا قسم مثل بقیه هم نتیجه می گیری

    تفاوت ذهن فقیر و ذهن مولد… تفاوت فرکانسی… ذهن فقیر به عوامل بیرونی قدرت میده= شررررک یعنی منتظر منجی بودن… و ذهن مولد خودشو مسئول 100% زندگیش می دونه و با معیار توحید حواشی رو حذف می کنه و روی اصل تمرکز می کنه

    من مسئولیت 100%زندگیم رو می پذیرم… چون من با فرکانس هام دارم اتفاقات رو رقم میزنم… نه پدرم … نه مادرم… نه همسرم.. نه بچه ام… نه شغلم… نه مدیرم… نه شاگردم… نه اوضاع مملکت… نه دلار… نه سیل… نه طوفان… نه هیچ عامل بیرونی دیگه ای که تحت کنترل من نیست.

    حالا اگه کسی در مسیر نور باشه، هر اتفاقی بیفته به نفعشه… هر تضاد و مسئله ای گنجی توش داره که با حل کردنش استخراج میشه که منطقش همه اکتشافاتی که بشر داشته…

    خودشناسی⬅️ بررسی منطق های پشت رفتار هات و پشت احساساتت.‌.. آیا از معیار توحید رد میشه؟؟

    خدا کافیه

    دست خدا بالای دست هاست

    عاقبت امور فقط دست خداست… یعنی فقط اونه که می تونه بر اساس فرکانس های ما خیری به ما برسونه یا شری بهمون برسه… چون اون همه چی رو خلق کرده… همه چی مال اونه… همه چی رو خودش داره بدون سرسوزن خطایی اداره می کنه… و به همه چی محیطه… پس فقط اون شایستگی اینو داره که بگم ایاک نعبد و ایاک نستعین… فقط اونه که می تونه قائم به قسط باشه… فقط اونه که می تونه هدایت کنه یا در گمراهی رها کنه… به قول قرآن اگه کسی تو مسیر تاریکی باشه، جز خدا چه کسی می تونه اونو نجات بده؟؟… خدایا کمکم کن معیار توحید رو در همه ابعاد زندگیم پیاده کنم… خدایا من اماده ام… من محیا هستم… من اجازه میدم منو ببری به مسیر انعمت علیهم… منو ببری به مسیر آسان شدن برای آسانی ها… منو ببری به مسیر عشق بی قید و شرط

    خدایا می دونم که این مسیر خونه تکونی ذهنم احابت خواسته ی خودم بوده… شکرت که سریع الجابه ای… عااااااشقتم خدا

    خدایاااااااااا شکررررت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای: