live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی - صفحه 30 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    195MB
    42 دقیقه
  • فایل صوتی live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    39MB
    42 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1956 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    امین زندی گفته:
    مدت عضویت: 1339 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد جانم

    سلام خانم شایسته و دوستان عزیزم

    گام اول از پروژ خانه تکانی ذهن هدایتی اومدم تو این صفحه

    و خوشحالم واقعا که تو این سایت و در کنار همه دوستانم هستم

    دوستانی که هر کدوم از اونها قدرت خلق درونی رو پیدا کرده و در این دو هفته ارامشی وصف ناپذیر داشته واقعا افرین که با کامنت هاتون ت حید رو یاداوری کردین در فایل جدید

    و اما این فایل چقد خوب به من یاد اوری کرد که من خالق صدرصدی تمام اتفاق های زندگیم هستم قرار نیست کسی اون بیرون بیاد و منو به خواستهام برسونه

    این خودمم که خودم رو به خواسته هام میرسونه

    وقتی روی خدای خودم حساب کنم

    دیگه به فکر این نیستم که بگم این دولت این جمهوری اسلامی باید ی کاری برا من بکنه نه وقتی خودم خلق میکنم

    نظر شرک الودم رو بر میدارم و میگم من خودم هستم که خلق میکنم چرا باید انتظار داشته باشم اون بیرون یکی بیاد منو به خواستم برسونع

    این منم که خلق میکنه پس روی خودم و خدای خودم حساب ویژه باز میکنم

    خودم رو پیدا میکنم و خودم با افکار و فرکانسهام خلق میکنم

    دیگه نمیگم پدر مادرم باید برا من کاری میکردن

    وقتی این نظرو داشته باشم اصلا به ارامش میرسم

    رشد میکنم و همین فکر منو میبره بالاتر

    پای رفتنم میشه به مدار بالاتر

    وقتی هم فکر که باید برای دیگران هم کاری بکنی اینم سمه اینم جلوتو میگیره تو مگه خدایی مثل نماینده مجلس کهکلویه که باید حتما کاری بکنی

    نه بابا تو فقط مسئول خودتی تو نمیتونی برای دیگران کاری بکنی

    من مسئول تمام اتفاق های زندگی خودمم و تمام .

    یا مثلا طرف میاد درباره کارهایی که مسئولین باید انجام بدن حرف میزنه بابا بخدا اینا برا یار جمع کردنه

    مگه کسی میتونه کاری بکنه برا من اخه نه بخدا همین الا جنگ شده خب من وقتی ارومم به خدا تکیه میکنم و روی کسی حساب باز نمیکنم در رفاه و فراوانی و حال خوب زندگی میکنم

    اما وقتی میام مقصر میدونم دولت رو و میگم اینا باید برای من امنیت برقرار کنن

    اون موقع دارم شرک میورزم و نگاهم برای زندگی به مسئولین اونا رو خدا میبینم

    اصلا کسی نمیدونه چطوری جنگ شدد اصلا دست ما نیست این برای من خیر این نگاه واقعا نگاه توحیدی

    اون که میگخ هرچی بشه به نفع منه و تمام

    توحید یعنی خودم و خدای خودم و دیگر هیچ

    کسی اون بیرون نمیتونه منو خوشبخت کنه

    در پناه خداوند شاد سالم سلامت و ثروتمند باشید

    استاد عزیزم ممنونم ازتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1536 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    موارد اساسی و نکات کلیدیِ این فایل چیست؟

    -رخ دادن پدیده های طبیعی مانند سیل یا زلزله مواهب خداوند هستند

    -اغلب ما دیدگاه سیستمی به عملکرد خداوند نداشته و او را مانند انسان خشمگین در نظر می گیریم و باور داریم رخ دادن پدیده های طبیعی مانند سیل و زلزله خشم خداوند است

    -تضادها و چالش ها به رشد و پیشرفت بیشتر اختراعات و اکتشافات منتهی می شود

    -با داشتن باورها و افکار مناسب رخ دادن اتفاقات و بلایای طبیعی به نفع ما تمام می شود

    -عوامل بیرونی و تغییر آنها به هیچ وجه نمی تواند شرایط ما را تغییر دهد

    -اگر قصد تغییر شرایط و نتایج زندگی خود را داریم در قدم اول بپذیریم :

    ما مسئول تمام اتفاقات و نتایج زندگی خود هستیم

    -تا زمانی که دیگران یا سایر عوامل بیرونی را مقصر نتایج و اتفاقات زندگی خود می دانیم نمی توانیم شرایط زندگی را به نفع خود تغییر دهیم

    -داشتن باورهای توحیدی به ما کمک می کند عوامل بیرونی را دخیل در اتفاقات زندگی خود ندانیم

    -خداوند تنها قدرت حاکم بر جهان هستی است

    -اگر تنها بنده ی خداوند به جای بنده ی دیگران یا سایر عوامل بیرونی باشیم همه ی کارها در ساده ترین و آسانترین شکل ممکن برای ما انجام خواهد شد

    -حساب کردن بر هر عامل بیرونی شرک محسوب می شود

    -قدرت تنها در دستان خداوند و ماست

    -همواره از خداوند درخواست کنیم ما را به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت و ثروت عطا کرده است هدایت کند

    -اگر به دنبال نتایج متفاوت از عموم جامعه هستیم متفاوت از آنها فکر و عمل کنیم

    -ما منجی زندگی خود هستیم

    -هیچ عاملی از بیرون نمی تواند شرایط زندگی ما را تغییر دهد

    -تنها عاملی که می تواند نتایج زندگی ما را در تمام ابعاد تغییر دهد تغییر باورها و افکارمان است

    -با داشتن باورها و افکار متفاوت از عموم جامعه علی رغم یکسان بودن شرایط نتایج متفاوتی کسب می کنیم

    -داشتن باورهای توحیدی کلید اساسی برای داشتن احساس خوب و رخ دادن اتفاقات خوب است

    کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟

    -بلایای طبیعی را خشم خداوند ندانیم

    -باورهای نادرست درباره ی عملکرد سیستمی خداوند و در نظر گرفتن او مانند انسان خشمگین و واکنش گرا باعث داشتن چنین دیدگاه نادرستی می شود

    -بلایای طبیعی با بودن در مدار مناسب به نفع ما می شود

    -بلایای طبیعی مواهب خداوند برای رشد و پیشرفت بیشتر است

    -با پذیرفتن مسئولیت تمام اتفاقات نتایج و شرایط زندگی می توانیم آنها را به نفع خود تغییر دهیم

    -اینکه عوامل بیرونی افراد دارای قدرت والدین مسئولین را مقصر اتفاقات نامناسب زندگی خود دانسته و تقصیر را به گردن آنها بیاندازیم قدرت خلق شرایط دلخواه را از ما سلب می کند

    -اینکه فکر کنیم مسئولین افراد ثروتمند دارای نفوذ پارتی و.. می توانند شرایط و نتایج زندگی ما را متحول کنند شرک محسوب می شود

    -خداوند را به عنوان تنها نیروی حاکم بر جهان هستی باور کنیم

    -با تکیه بر قدرت خداوند و نیرویی که در وجود ما به ودیعه نهاده است می توانیم زندگی دلخواه خود را خلق کنیم

    -هیچ عامل بیرونی نمی تواند شرایط و نتایح زندگی ما را تغییر دهد

    -ما منجی زندگی خود هستیم

    -با فکر و عمل کردن به شیوه ی عموم جامعه نتایج نامناسب و شبیه به آنها را کسب می کنیم

    -اگر مسیر ما متفاوت و متضاد با عموم جامعه است به این معناست که در مسیر درستی هستیم

    -با اجرای توحید در عمل تمام خواسته های ما در زمان مناسب محقق می شود

    -تغییر باورها در نهایت باید به اقدام عملی منتهی و منجر شود

    چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟

    -به دلیل دریافت ورودی های نامناسب سیل و زلزله را خشم خداوند دانسته و او را مانند انسان خشمگین در نظر می گرفتیم و چون از قانون تضاد به هیچ وجه مطلع نبودیم تضادها و چالش های زندگی خود را نیز عذاب خداوند می دانستیم و همواره سعی داشتیم با انجام اقداماتی مانند نذر کردن عذاب خداوند را از خود دور کرده یا خواسته های خود را دریافت کنیم

    اکنون که با عملکرد سیستمی خداوند و قانون تضاد بیشتر از گذشته آشنا شده ایم درک کرده ایم تا زمانی که به تضاد برخورد نکنیم خواسته ای در وجود ما شکل نگرفته و انگیزه ای برای رشد و پیشرفت نداریم و با درک عملکرد سیستمی خداوند متوجه شدیم موفقیت تحقق اهداف و خواسته ها قانونی منظم و دقیق داشته که خداوند در قرآن از آن به عنوان مشیت یاد کرده و استاد در تمام دوره ها در مورد آن صحبت می کنند که با پیروی از قوانین ثابت و بدون تغییر خداوند تمام خواسته های ما در زمان مناسب اجابت می شود بنابراین با در نظر گرفتن عملکرد خداوند انتظار و توقع ما از عوامل بیرونی کاهش یافته و به باورها و افکارمان مرتبط می شود خصوصا ایجاد باورهای توحیدی وحی منزل و کلام خداوند دانستن حرف های استاد و عمل به قوانین خداوند حساب کردن بر قدرت بی انتهای او باعث می شود نگران زمان چگونگی خلق خواسته هایمان نباشیم و قدم اول برای تحقق خواسته هایمان را برداریم باور و ایمانی که به عمل منتهی نشود حرف مفت است اجرای توحید در عمل نتایج عالی در تمام ابعاد برای ما به همراه دارد

    برنامه‌ی شخصی‌ِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل»‌ چیست؟

    -برنامه ی شخصی ما ایجاد باورهای توحیدی قدرت را تنها در دستان خداوند و عوامل بیرونی را به کلی نادیده گرفتن است تنها در صورتی که بتوانیم تمام قوانینی که استاد در فایل های خود بیان می کنند در عمل اجرا کنیم از آن نتایج عالی کسب می کنیم که برای اجرای توحید در عمل نیاز است باورهای ما به قدری تقویت شده که تبدیل به شخصیت و عاداتهایمان شود و نتایج را برایمان رقم بزند

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    الهام رمضانی گفته:
    مدت عضویت: 271 روز

    سلام

    به نام خدا نکاتی که متوجه شدم

    یه ترمز یه پاشنه اشیل در خودم

    من این باور رو داشتم که ادم بعد ازدواج پیشرفت مالی میکنه خونه میخره ماشین میخره و….

    در واقع من شرک خفی خیلی پنهانی داشتم

    و یه ترمز اساسی از اینکه خوب فراره یه روزی ازدواج کنم وبعدش این اتفاق بیوفته

    مشکل این نوع فکرم این بود

    که من منتظره یه اتفاق از بیرون بودم

    منتظره یه کسی که بیاد وباهم زندگی مون رو بسازیم

    ترکیبی از جهل وشرک

    اما الان اگاهانه میدانم که من مسئول زندگی خودم هستم

    من مسئول بخش مالی زندگی خودم هستم نه دیگری

    بخاطر الگو هایی که دیده بودم ناخوداگاه دقیقا این طور فکر میکردم که من با هر کی ازدواج کنم اون دیگه باید خرجمو بده

    (از اون اعتراف هاست…..)

    چون الگو دیده بودم

    اما الان اگاهانه میدونم که خودم باید الگو پیدا کنم از دختر های موفق و ثروتساز با عزت و احترام

    تمرینم تکرار اگاهانه من مسئول تمام بخش زندگی ام هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      ناصر گفته:
      مدت عضویت: 1663 روز

      سلام خانم الهام عزیز و دوست گرامی

      ممنونم بابت کامنت خوبی که گذاشتی

      احسنت بهت که تونستی در پرتو آگاهی های این فایل پاشنه آشیلت در حوزه ثروت را متوجه بشی و همین آگاهی یافتن و خودشناسی در مورد خودت مهمترین بخش پیشرفت هست چون تا آدم پاشنه آشیلش را کشف نکند نمی تواند رفعش بکند

      جالبه که این باور در اکثر خانم ها به عنوان ویژگی خوب و آرزو مطرح هست یعنی خیلی از خانم ها آرزو دارند که با یک فرد ثروتمند ازدواج بکنند تا آخر عمرشان از نظر مالی تامین باشند و حتی در این جهت ممکنه که با فردی با اختلاف سن زیاد ازدواج بکنند و بگویند که عوضش پول دارد.

      ولی شما این باور را به درستی به عنوان یک باور مخرب که باعث کمبود و فقر می شود کشف کردید و در جهت رفعش برمیایید. بهتون تبریک می گویم به خاطر این خودشناسی عالی تون و براتون ثروت و خوشبختی بی نهایت آرزومندم.

      الله یرزق من یشاء به غیر حساب.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      گزارش نقض قوانین سایت
  4. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1200 روز

    به نام خداوند مهربانم خدایی که روزی رسان بی نهایت ست

    سلام به استاد عزیزو مهربانم استادی که دستانه خداوند برای من بوده و هست

    سلام به مریم عزیزم متشکرم عزیزانم

    قدم اول برای تغییر شرایط دلخواهمون اینکه بپذیریم خودمون مسول صد در صد اتفاقات زندگیمون هستیم و بعد از پذیریش حرکت می‌کنیم

    همون پذیرفتن یعنی شکستن مقاومت‌ها برای قدم برداشتن

    پذیرفتن یعنی باور داشتن

    تفاوت ذهن فقیر با مولد در دیدگاهمون ست

    چطور به اون موضوع نگاه کنیم

    آیا اون موضوع رو رشد و پیشرفت می‌بینیم یا بدبختی و بیچارگی

    آیا می‌توانیم از قانون به نفع خودمون استفاده کنین یا به ضرر خودمون میشه

    ذهن فقیر حرکت نمیکنه چون باور نداره

    اما ذهن مولد حرکت میکنه و ایمان به خداوند داره و از تواناییهاش استفاده می‌کند برای بهتر شدنش

    همونطور که میدونید افکار فرع هستن و باورها اصل هستن

    پس باید فرعیات و کنار بذاریم و روی اصل کار کنیم

    وقتی از درون تغییر میکنیم خود بخود شرایط بیرونی تغییر خواهد کرد ابن قانون ست

    و باید فقط و فقط روی قدرته خداوند حساب کنیم نه روی قدرت بندگان

    شرک = حساب کردن روی قدرته دیگران

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم

    پس کمک و هدایت از تو

    من روی خودم کار میکنم تو هم مثل همیشه به موقع دستمو بگیر و کارهامو برام انجام بده و همه چیز به نععه من باشد

    ممنونم دوستتون دارم

    خدایاااااا امروزم و عالی شروع کردم و تا شب بهترینها رو میسازم به لطف و قدرته تو

    در پناه خداوند مهربان باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    رضا زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1325 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به همگی عزیزانم

    سپاس گزار خداوندم بابت حضور در این جمع باحال

    الهی شکرت بابت هر لحظه ای که غرق نعمتم و اگر قرار باشه فقط یک نعمت رو انتخاب کنم و تا ابد سپاس گزارش باشم ،نمیتوانم و عاجز و ناتوانم از سپاس گزاری نعمت های بیشمارت

    دروازه ی قوانین این جملس و این اگاهیه

    که «من با افکارم دارم تمام اتفاقات زندگیم رو رقم میزنم در هر لحظه جهان داره به فرکانس های غالب اون لحظه ی من پاسخ میده »

    پذیرش این اگاهی ورود به دنیای قوانین بدون تغییر و سعی در اجرای اونهاس و واقعا لطف خداونده اگر ما اینجا هستیم ، انقد چرخ زندگی روان داره میچرخه وبرامون عادی شده که با کوچکترین موضوع ناخواسته ای که برامون پیش میاد ، اونوخ تازه میفهمیم که عع پسر زندگی من چقدر زیبا و روانه و انقد اتفاقات زیبا برام میفته که یه اتفاق یه کوچولو ناجالب قابل مشاهدس برای من و میگم چرا باید اینطور باشه ،

    این حجم از ارامش از یک چیز سرچشمه میگیره

    توحید

    توحید

    توحید

    مردم شناخت درستی از خداوند و قوانین ندارن

    یکیش مادره خودم که بهم میگه تو که انقد راحت طلبی و دوس داری کارات راحت انجام بشه ، خداروشکر که یه کاره راحتی گیر اوردی وگرنه میخواستی چیکار کنی ؟؟؟از کاره راحت منظورش مربیگری و باشگاهه

    فهمیدید چی شد ؟؟؟ مادره من از اخر به اول نگاه میکنه

    مادره من فک میکنه که این چیزا برا من پیش اومده و شانس اوردم که همچین موقعیتی گیرم اومده ،وگرنه میخواستم چیکار کنم ؟؟؟

    حالا بیا و بهش بگو که مادره من همه ی اینارو این راحتی و این همکار نازنین و این موقعیت عالی و این احترام توی روابط و …. اینارو من خلق کردم ، اینارو من به وحود اوردم ،هیچ چیز برای من پیش نیومده ،

    ایا میشه توضیح داد ؟؟؟ نه به هیچ عنوان و تلاشیم نمیکنم و میخندم میگم اره همونی که تو میگی ،

    تصویری که من از خودم دارم و ساختم به عنوان شخصی که موفقه ،شخصی که ثروتمنده شخصی که جایگاه اجتماعی بسیار بالایی داره ، شخصی که قدرتمنده و استاد حل مسائل و استاد دیدن فرصت ها توی مشکلات ،باعث شده که قبل از اینکه به اینها برسم ، به این ویژگی ها و خصوصیات ونتایج مالی ، اون تصویر درونی باعث شده که جهان هم منو به این شکل بپذیره و همه چیز رو برام فراهم کنه برای رسیدن به این موضوعات ، و اون پتانسیل رو درون من اون قدرت رسیدن به اینهارو درون من فعال کنه و منو هدایت کنه به سمت اینها

    جملات به شدت سنگین و در عین حال برای ما شیرینه و احساس قدرت میده ،

    اینکه من قدرتی دارم اندازه خدا

    اینکه من خودم رو هر طوری ببینم جهان منو اونطوری میبینه

    اینکه خداوند گفته من تورو به خواسته هات هر چی که میخوای میرسونم و هیچ کس نمیتونه جلوی منو بگیره ،

    این اتصال به این نیرو و این یقین و باور قلبی نسبت به وعده ها و قوانین بدون تغییر این نیرو باعث میشه که من حس قدرتی داشته باشم و پشتم چنان گرم باشه که هیچ چیزی نمیتونه منو از اصلم جدا کنه و وقتی که من دائم در این حس قدرت و و این فضا هستم ، جهان بیشتر تایید میکنه که درست فکر میکنم ، ابزارها ،موقعیت ها و ایده های بیشتری در اختیارم قرار میده به راحتی تا این تصویر درونی تقویت بشه و من عمل میکنم و تصویر درونی من از خودم ، احساس لیاقت من ، احساس خودارزشمندی من بالاتر و بالاتر میرود و نتایج هم به سبب این تصویر درونی بزرگتر و بزرگتر میشه و انتهایی برای این بهبود نیست

    انتهایی برای ساختن ثروت نیست

    سوال هایی مطرح میکنم و فقط باید جواب های خوبی بهشون بدیم

    جواب خوب چیه ؟؟؟

    جوابی که به من حس قدرت میده

    حس یکی شدن با منبع بی انتها

    حس فرمانروایی

    حس یک جانشین لایق

    حالا

    سوال ها

    چه تصویر از خودم دارم ؟؟؟

    ایا خودم در حوزه ی ثروت و موارد مالی یک ماشین پولساز بدون ترمز میبینم

    یا یک ادم ضعیف و ناتوان که فکره اجاره خونس

    فرمانروایی که ملک زمین برای اونه و منو جانشین این ملک قرار داده

    ایا این جانشین ، جانشین لایقی هست یا فکره اجاره خونه ی اخر ماهه با این همه قدرت

    فک کن بی نهایت غذا و خوردنی در یک سفره بی انتها هست که تنوع غذاها و نوشیدنی اصلا قابل اندازه گیری وشمارش نیست و ما نشستیم سره این سفره و هیچ تمام شدنی درکار نیست و هر چقدر بخوریم دوبرابر جاشو پر میکنن ، و همه ی ما میتونیم هر چیزی که دوس داریم بخوریم ، ایا دوس داریم هر چی دلمون خواست بخوریم یا نه یه نون و پنیر میخوریم یه گوشه و به همین راضی هستیم ؟؟؟

    انتخاب با منه و شماس

    هیچ اجباری نیست

    چون اجبار به معنای نقض اون ازادیه اختیاریه که پروردگار در وجود تک تک ما قرار داده

    چه تصویری از خودمون داریم ؟؟؟

    چه تصویری در مورد روابط داریم ؟؟

    ایا خودمون رو بدون هیچ دستاورد بیرونی لایق و دوس داشتنی میدونیم ، لایق رابطه با زیباترین و دوس داشتنی ترین و ثروتمندترین افراد

    ایا خودمونو لایق یک رابطه عالی با دختر و پسر بینظیری میدونیم از هر لحاظ ؟؟

    ایا درونا این تصویر رو از خودمون داریم یا نه فک میکنیم با تغییر در ظاهر و ارایش و پرستیژ خاص میتونیم به اینا برسیم و وقتی یکیشون نباشه نمیشه ؟؟؟

    ایا با قدرت رفتار میکنیم و از رابطه ای که داره اعتماد به نفس مون رو خورد میکنه و مارو از اصلمون که ارزشمندیه دور میکنه ، لفت میدیم و ایمان نشون میدیم تا یک رابطه زیبا اغاز بشه یا نه به جای پر کردن خلاهای خودمون ، باتلاق رو با لجن میشوریم ؟؟؟

    ایا برای لذت بیشتر و تعالی وارد رابطه عاطفی میشیم یا نه برای اینکه احساس تنهایی میکنیم ؟؟ برای اینکه احساس نیاز به محبت میکنیم ؟؟! ایا سعی میکنیم که خلاهای خودمونو پر کنیم؟؟؟ و اعتقاد ما اینه که خداوند برایم کافیست در تمام موارد و با اون عشق بازی میکنیم ؟؟؟ یا نه اشغالارو میزاریم زیر مبل

    و از این ادم به اون ادم نقل مکان میکنیم ؟؟؟

    حتی اگر تمام دنیا به ما عشق بورزن اگر عشق رو در وجود خودمون پیدا نکنیم ،ما فقیریم

    چه تصویری از خودمون داریم ؟؟؟

    ایا در زمینه ارتباط با فرمانروای هستی

    باورهای درستی داریم ؟؟؟

    ایا باور داریم که از پیشرفت ما خوشحاله

    ایا باور داریم که عاشق ماست بی قیدوشرط

    ایا باور داریم که همه چیز رو مسخر ما کرده ؟؟؟

    ایا باور داریم که هر لحظه داره هدایت میکنه مارو ؟؟؟

    ایا باور داریم که بی نهایت طریق داره که به عقل ما نمیرسه ولی اون بلده اون مسیرهارو و اگر احازه بدیم مارو به هر ان چیزی که میخوایم میرسونه ؟؟؟

    ایا باور داریم که لایق استفاده از تمام این نعمات هستیم یا باور داریم که باید با جون کندن لایق بشیم؟؟؟

    باور داریم که مثل فیلم در جستجوی خوشبختی باید این همه درد بکشیم تا لایق بشیم یا باورمون اینه که ما لایق افریده شدیم و ساخته ی دست فرمانروایی هستیم که فقط و فقط ارزش می افریند و بعد از افرینش من به خودش گفته دمت گرم ؟؟!؟!!!!

    چه تصویرهایی دارم ؟؟؟

    جهان هر لحظه با فکت در حال اثبات اون تصویرهاس و قدرتمند کردن اون تصویرها در وجوده من

    کلام اخر

    تصویری که هر لحظه از خودم دارم

    غالب ترین فرکانسیه که دارم به جهان اعلام و ارسال میکنم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1200 روز

      به نام خداوند هدایتگرم سلام به دوست توحیدیم

      به به مرحبا مرحبا آقا رضا چکار کردی با این نوشتن زیبایت

      احسنت به باورهای توحیدیت

      کیف کردم کامنتتو خوندم

      سرشار از عشق خدا بود

      پذیرش این آگاهی که اینکه من مسول تمام اتفاقات زندگیم هستم

      ورود به دنیای قوانین بدون تغییر خداوند ست

      چقدر قشنگه جمله ات

      و باید درک کنی تا درهایی از نعمت و خوشبختی برویت باز شود

      آره خداوند همه چیز رو مسخر ما کرده تا لذت ببریم و استفاده کنیم

      آیا ما خودمون رو لایق میدونیم یا نه ؟

      خدایا من لایق این نعمت و ثروت و فراوانی ات هستم بر من ببخش و بیفزا

      خدایا من لایق آسانیها و زیباییها و ثروت‌های بی شمارت هستم

      بی نهایت سپاس فراوان دارم برای نوشتن مطالب و آگاهی بی نظیرتون

      ممنونم که از نتایج عملیتون نوشتین

      تا ما هم درس بگیریم

      بهترینها نصیبتون بشود

      خدایا شکرت برای وجود دوستان توحیدیم در ابن بهشت زیبا

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    مریم غدیری گفته:
    مدت عضویت: 4051 روز

    به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین

    4 سال قبل با فردی که از شاگردان استاد بود آشنایی عمیقی پیدا کردم ( ما قبلا در یک کارگاه 6 ماهه باهم بودیم ولی شناخت بخصوصی از هم نداشتیم). برای تقویت خودمان یک گروه مجازی تشکیل دادیم و بر اساس محتویات دوره ی عزت نفس اونجا گزارش می نوشتیم از روند تکاملی مان و هر هفته هم جلسه داشتیم معمولا 2 ساعت. این روند ادامه پیدا کرد تا اینکه جنگ شد.اردیبهشت نشانه هایی آمده بود که ایشان دیگر مایل نیستند جلسه را ادامه بدهند ولی من متاسفانه این موضوع را باهاشون مطرح نکردم که دوست عزیز مایل نیستی شفاف بگو تکیلف مان را روشن کنیم.

    این حس آنقدر قوی بود که در تلگرام یک صفحه برای خودم باز کردم و نامش را نوشتم( عبور از تاریکی) و آنجا شروع به نوشتن کردم.

    تا اینکه جنگ شد. هفته ی اول پیام دادند که ( دست و دلشان به جلسه نمی رود) هفته ی دوم بعد از آتش بس نوشتند ( از بس حال درونی شان خوب است مایل نیستند حرف بزنند) این در حالی بود که ایشان همیشه در جلسه معمولا 45 دقیقه بدون توقف حرف میزدند و بعد به من می گفتند که حالا دیگر میکروفن را به من می دهند. و یک روز صبح من دیدم همه ی محتواهایی که داشتیم پاک شده است. نوشتم شما که میدانستی این محتواها چقدر ارزشمنده لااقل بهم میگفتی که منم برای خودم را بردارم بعد پاک میکردی. شب که شد پیام صوتی دادند:

    “خیلی خیلی متاسفم. من نمی خواستم برای شما پاک بشه.بلد نبودم و…خواستم بگم جنس دوستی مون فرق کرده. ما خوشحال میشیم خبر موفقیت هاتو بشنویم ولی اگر هم نشنیدیم هرجا باشیم بهتره برای هم آرزوی آرامش و احساس خوب کنیم.” ( تقریبا یه همچین جمله ای)

    فکر میکنم هر کسی خودش رو جای من بذاره بفهمه چه احساسات مختلفی رو تجربه میکردم.ایشون همیشه تأکید میکرد که ما داریم وقت میزاریم حرفای با ارزش میگیم. و حالا با 3 جمله می خواست بهم پیام مهمی بده.

    2 روز گذشت من دیدم خیلی احساس خشم دارم و نمیتونم این احساس رو 20 سال دیگه با خودم حمل کنم. یک پیام صوتی فرستادم و این احساس رو بیان کردم( چون بیان احساس پاشنه آشیلم هست) و بعد هم گفتم اصلا دوستی بین ما نبوده. آنچه وجود داشته بر اساس فایلهای استاد بوده. ( عین جمله ام را یادم نیست) و ایشان شب یک پیام صوتی فرستادند مبنی بر اینکه تو حق داری اینقدر عصبانی باشی. داره یه اتفاق هایی می افته و همه چی توحیده.

    2 روز بعد دیدم همین گفت و گوها هم توی صفحه مون نیست و ایشون بخاطر اصل کنترل ورودی های ذهن فقط پیام هایی که خواستن رو نگه داشته اند. منم همه اش را پاک کردم…

    میدونم که این جهان پویاست و همه چی مدام در حال تغییره.اونی که نتونه مدار خودش رو تغییر بده له میشه.

    اینها را اینجا نوشتم که یادم بماند همه چی توحیده. ما اتفاقات را با افکار خودمون میسازیم. باورهای لیاقت و شایستگی من خیلی خیلی خیلی باید تغییر کنه.من باید عوض بشم تا جهان بیرونم هم تغییر کنه.باید درسم رو می گرفتم.

    . این جهان کوه است و فعل ما ندا / سوی ما آید نداها را صدا

    امیدوارم بتوانم بزودی مدار بالاتری را تجربه کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1200 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربانم سلام به استاد عزیزم و مریم جانم

    امروز شروع کردم به دوباره فایلها رو گوش دادن و نوشتن ردپای جدید

    که هدایت شدم به پروژه خانه تکانی ذهن

    با خودم گفتم اینو یه پیام از سمته خداوند بدونم و هدایت باشه برام و به دید مثبت نگاه میکنم الخیر فی ما الوقع و با اولین پیام شروع کردم آن شالله در مدت خیلی کمی بیام از نتایج عالیم بنویسم

    قدم اول برای تغییر پذیرفتن تمام مسولیت زندگیمان ست تمام اتفاقات و شرایط در دستانه خوده ماست در باور و افکار ماست

    خب تا اینجا فهمیدیم اما مهم تر از اینها اینکه بتونیم این موضوع رو درک کنیم

    وفتی به درک میرسیم وارد عمل میشیم

    و این عمل کردن خیلی مهمه

    وقتی عمل میکنی باورهای توحیدی خودشون رو نشون میدن و ایمان به غیب و توکل به خداوند ست که عمل میکنی و دور از ترس و نگرانی حرکت میکنی

    افکار فرع و باورها اصل هستن

    و باید روی اصل تمرکز و کار کرد

    و بهبود بدیم باورها رو

    باورهای قدیمی و نادرست رو با باورهای درست و جدید جایگزین کنیم که به نفع ما باشد

    و یاد گرفتم که فقط روی قدرت خدا حساب کنم و بس

    و اگر روی توانایی و نیروی بنده حساب کنم شرک ورزیدم

    چون قدرته خداوند قدرته مطلق ست

    خدایا کمکم کن در ابن مسیر تا به ثروت الهبت برسم

    از همه عزیزان ممنونم در پناه‌ خداوند مهربانم باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    فاطمه نازپرورده گفته:
    مدت عضویت: 235 روز

    به نام خدای عطا دهنده

    می خواهم در مورد تجربه ی خودم از توقع به دیگران را بگم من این چند روز که عضو سایت هستم هنوز در گام اول هستم و دوست دارم همه دیدگاه ها رو بخونم بعد برم سراغ گام بعدی. حسم بهم میگه همین جا بیشتر تلاش کن چون من پر از شرک هستم، شرک هایی که حتی خودم هم نمی دونستم شرک هستن. خدایا ممنونم بابت وجود استاد و فایل گرانبهای ایشان که سر راه من قرار دادین.

    بریم سر اصل مطلب. از وقتی این فایل رو دیدم همزمان داستان حضرت ابراهیم را هر شب می دیدم و برام خیلی عجیب بود که این ابراهیم نمونه کامل یک انسان موحد بود و از خدا خواستم که توحید ابراهیمی به من عطا کند. داشتن توحید ابراهیم در عمل سخت تر از اون چیزی است که کسی به ذهنش خطور کند برای من که اینطوره.

    دیروز من با خواهرم رفته بود دکتر و همسرم سر کار بود و خانواده شوهرم خونه نبودن. مجبور شدم بچم رو با خودم ببرم بچم بسیار پرتحرک و بسیار بازیگوش هستن نمی تواند در جایی که خانه نیست، آرام و قرار داشته باشه. خلاصه یه ساعت به زور گذشت و حوصلش سر رفته بود. پدرش این موقع از سر کار برگشته بود و خانواده شوهرم باز خونه برگشتن. به همسرم زنگ زدم و از ایشان خواستم که بچه رو فقط ببره خونه پدرش. گفت که من کار دارم، عجله دارم و نمی تونم اونو ببرم. گفتم که داره اذیت میکنه و خیلی رو مخه. ایشون گفتن باشه. من نمیتونم برات کاری کنم. در ان لحظه چنان ناراحت شدم که دیگه حال و هوای من عوض شد، دیگه یه آدم دیگه شدم نجواهای شیطانی شروع به غر زدن کرد نتونستم اونو کنترل کنم. بعد خواهرم گفت که الان به همسرم زنگ میزنم و بچه رو برسون خلاصه ایشون زنگ زد و همسرش بچم رو با خودش برد. ولی من تا نیمه های شب همچنان این نجواها در سرم بود که چرا این انسان مسئولیت پذیر نیست؟مگه این بچش نیست؟ چرا هیچ احساسی نسبت به بچه هاش نداره ؟ساعت 3 شب از بیرون با دوستاش برگشته بود. در رو واسش باز کردم. ولی هرچه او را می دیدم بیشتر ناراحت می شدم. چیزی بهش نگفتم .صبح بیدار شدم و گفتم این مساله را باید با خودم حل کنم. این ناراحتی علکی داره منو زجر میده بزار واسه خودم حل وفصلش کنم. داشتم مینوشتم ویاد داستان حضرت ابراهیم افتادم که چقد در زندگیش تنها بود .تنهای تنها!!! و چقد توقعش زیر صفر بود او تنها فقط خدا را داشت و نه هیچ کس دیگه. همون پدری که دستور به آتش انداختن بچش(حضرت ابراهیم )را داده بود و با دستای خودش اون جهنم را حفر میکرد همون ابراهیم وقتی پدرش پیر شد را با خودش به فلسطین برد و تا زمان مرگش از او مراقبت کرد و تا اخرین نفس از او خواست که مسلمان شود ولی او مرد و حاضر نبود مسلمان شود.او هم می توانست از پدرش توقع داشته باشد که در رسالتش کمکش کند واگه کمکش نکند حداقل بر ضد او عمل نکند او هم می توانست بگوید پدرم هست. وظیفشه که از من حمایت کنه. چرا مسولیت خودش رو انجام نمیده؟و…. ولی ابراهیم ….. از خودم پرسیدم این چه موحدی است که فردی را که قاتل او بود رو اینگونه امان داد و با احترام با او رفتار کرد؟؟ من که همسرم فقط یه جواب رد داد چرا باید اینقد از دستش ناراحت باشم؟؟همسرم اومده که این درس رو به من بده که موحد بودن تلاش میخاد.، تکامل میخاد، صبر میخادباید علت این مسائل پیش آمده را نه در جهان بلکه در وجود خود در خواسته های خود دنبال کرد .به خودم گفتم خودت خواستی ابراهیم موحد را تجربه کنی. پس باید تاوانش را پس بدی .الان با نوشتن این کلمات بسیار آرام شدم .ناراحتی ام از همسرم خیلی کم شده. همسرم معلم من است او آمده با نه گفتنش عمل به توحید را در من تقویت کنه. از این معلم مهربان بسیار بسیار ممنونم. خدایا چنان توقعم را از بقیه به صفر برسان که فقط و فقط تو راببینم و از خودت یاری جویم خدایا این توقعات را از دل من بکن بگذار در آرامش و صلح با بقیه زندگی کنم. انتظار و توقع داشتن ریشه شیطانی دارد باعث می شود که نجواهای شیطان تمام وجود ما را بگیرد. ناراحت باشیم، نتوانیم کاری جز ناراحتی از طرف مقابل داشته باشیم و جز کینه و خشم و غر زدن و قطع روابط نصیب ما نشود. خدایا من به تو پناه می برم. چنان دلم را صاف صاف کن که بتوانم فقط چهره ات را در آن ببینم و اثری از ریشه توقع از دیگران در آن وجود نداشته باشد. متن طولانی شد ولی حسم بهم گفت بنویسم تا ردپایی برای خودم بعد از اتمام دوره باشدو بتوانم تلنگری را در ذهن خانواده عباس منشی عزیزم ایجاد کرده باشد.

    خدا یار ویاور تمام دوستان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    مسعوده احمدیار گفته:
    مدت عضویت: 687 روز

    جلسه اول پروژه خانه تکانی ذهن

    پذیرفتن و ب عهده گرفتن تمام مسولیت های زندگیم، تفکر ما اینه که یک نفر دیگه مسوول است ولی مسول ما خودمونیم اینکه مردم کمک میکنه یک حرفیه ولی اینکه ما منتظر بشینیم که فلانی تو باید مسولیت منو ب عهده بگیری بی مصرف ترین حالته،همیشه سعی کنم نگاه ام ب درون باشه، بهونه هارو بذارم کنار

    هر موقع نگاه ام این شد که آقا یک عامل بیرونی تغیر کنه تا زندگی من بهتر بشه ،حالا این عامل بیرونی میتونه دولت باشه و…

    اگر ایرادی وجود دارد در من و نگاه من است هر اتفاقی در زندگیم میوفته بخاطر خودمنه، اگر یک اتفاق یکسان نتایج متفاوت برا دو گروه به وجود میاره اتفاقه مهم نیست نوع نگاه مون ب اون اتفاق مهمه، باور های ما سریع سریع جواب میده

    این دو قرون دو هزار های که فک‌ میکنید میتونه براتون کمک کنه، جلوی میلیون ها میلیون دلار را در آینده ازتون میگیره اینا فقط تله است

    اگر من ب خودم ب خدای خودم ب توانایی خودم تکیه کنم، به هر جا برم میتونم بهترین هوتل هارا واسه خودم اجاره کنم این تفکر که بقیه مسول ماست را بذارم کنار، وقتی اینگونه باشه دیگه منتظر کسی نمیشینم، اتفاقات را خودم دارم رقم میزنم بنابراین نیازی نیست که منتظر باشم که پدر، خیریه و… بهم کمک کنه نه اتفاقات را خودم رقم میزنم و منتظر کسی هم نمیشینم سعی کنم هی ب درون خودم بنگرم، ایراد هارو توی فکرا و باور های خودم پیدا کنم، چجوریه که یکسری ها همیشه می‌نالند؟ حکومت هر قسم که میشه، و یکسری ها همیشه خوشحالند وقتی من فکرامو کنترل وقتی من رو باور هام کار میکنم ب مسیر های درست ب ایده های درست منظور به ایده های بهتری از قبل هدایت میشم

    هیچ کسی از بیرون نمیتونه بیاد و مسائل منو حل کنه ، آن فرد که این وظیفه شه خود منم

    آرام آرام ما بهبود پیدا می‌کنیم رشد میکنیم عمل کنیم ب دانسته هامون، اگر من فک‌میکنم و تصمیم دارم خودم مسولیت زندگی مو ب عهده بگیرم در عمل باید اینو نشون بدم توقع از کسی نداشته باشم، یعنی اگر من میگم من از این ب بعد مسولیت زندگیمو ب عهده میگیرم من باید اینو در عمل نشون بدم هروز و از کسی انتظاری نداشته باشم و از تضاد هایی که توی زندگیم هست کمک بگیرم هر اتفاقی برام تجربه یی میشه که بفهمم قانون چه میگه مطابق قانون این چگونه اتفاق افتاده و چه درسی برام داره

    واقعا استاد توی زندگی تون کم نذاشتین راست میگین شما ب بهونه های دیگران حساس میشوید چون منطق و دلیل برا هر نوع بهانه. ها دارید چون خودتان از آن بهانه عبور کردید و الان ب این جایگاه رسیدید واقعا چیزی نیست که بخوای ، براش تلاش کنی و اونو یا بهتر از اونو بدست نیاری ، نه

    اما از وقتی خودمون مسولیت کامل زندگی موند ب عهده میگیریم دیگه بهونه یی در کار نیست

    زندگی که الان استاد داره غیر قابل مقایسه است با گذشته اش

    اینا نتیجه اعراض کردن از بهونه هاست.

    وقتی باور داشته باشم در درون منه این هدایت، چون باور داری می‌شود، از دیگران کمک نمیخوای ،منتظر دیگران نیستی چون مسولیت زندگی تو گردن دیگران ننداختی، آنوقت خداوند هدایت ش میکنه کسی که بندگی خداوند را بکنه خداوند همه کار رو براش میکنه

    خدای که فرمانروای کل جهان رو داره میکنه اگر من نوعی بندگی شو بکنم آیا کارهای من‌رو نمیتونه انجام بده؟ نمیتونه منو هدایت کنه؟

    ما بنده خوبی باشیم خداوند خدایی شو خوب بلده

    ما از همه توقع داریم غیر از خداوند، من خداوند رو باور کنم توحیدی باشم بنده خوبی باشم، آنوقت خداوند برام کارهایی رو انجام میده در های رو برام باز میکنه که اگه کل مردم جهان باهم جمع بشن نمیتونن آن کار ها را برام انجام بدن،این جمله طلایی رو یادم باشه اگه دارم مثل بقیه فک میکنم و عمل میکنم، بخدا قسم مثل بقیه نتیجه میگیرم ،اگه میخوام متفاوت نتیجه بگیرم، باید متفاوت فک کنم و متفاوت عمل کنم، اگر مسائل توی کشور راه میوفته بگم این مسائل مال اینهاست من با اینا کاری ندارم ، اغلب مواقع نقطه مقابل تفکر اکثریت جامعه، تفکر درسته!

    همه چی خداست همه چی توحیده، همه چی توکله، این 4 تا نفر که توی شبکه های اجتماعی پا میشن و ب مسولین فوش میدن و… اینا مشرک اند

    هر کاری که میکنم برا اینکه مردم خوششون بیاد از من، این کیفیت از پیشرفت در کار،این عشق مردم ب استاد ،این حد از سرعت گرفتن فالور و… ، دلیل شون این نبودن که استاد گفته باشه کاری کنم که مردم به به چه چه کند ،بلکه ایشون کاری کردن که خدای خودش،قلب اش و اون مسیر که داره میره درست باشه هر حرف که زدن چیزی بوده که خودش بهش اعتقاد داشته نه اینکه مردم خوشش بیاد

    کسی که ب خداوند ایمان داشته باشد برای مردم کاری نمی‌کند

    راه درست و کار درست را انجام میده اگر توحید تو قلبم بیشتر و بیشتر بشه، اصلا نحو فکر کردن و عملکرد من تغییر میکنه، همه چی مون تغییر میکنه

    وقتی مسولیت زندگی مو ب عهده بگیرم این توحیده ، اگر ب امید مردم باشم، مردمی که منو میاره بالا، با یک بشکن منو میاره پایین،خودمو درست کنم خدا آدما رو میاره برام دیگه ، خدا همه کارد میکنه من رو دردون خودم کار کنم بیرون خودش درست میشه ب همین دلیل نگرانی بیرونی نباید داشته باشم چون اون حواسش هست

    موفق باشید استاد عزیزم، بانو شایسته مهربون واقعا ازتون سپاسگذارم بابت آغاز این پروژه ،که هدایت شدم بهش منم تمام سعی مو میکنم تا مطابق ب دستورالعمل که دادید رو این پروژه کار کنم و میخوام نکته های اساسی رو بنویسم تا توی ذهنم هم حک بشه و این واقعا عالیست من این متن رو از فایل استاد نوشتم که اینقد چیز های جدید یاد گرفتم و تمام سعی مو میکنم که مسولیت زندگی مو کامل ب عهده بگیرم اولین گام برا تغیر همین به عهده گرفتن مسولیت کامل خودمونه

    عاشقتونم

    در گام های بعدی میبینمتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    مریم شمسا گفته:
    مدت عضویت: 2293 روز

    به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

    سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته زیبایم

    سلام به همه دوستای توحیدی ام

    خدایاشکرت هرچه دارم همه از آن توست و من هیچم

    الهی تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری می جویم

    روز هجدهم اجرای توحید در عمل

    خداروشکر با حس عالی امروزم شروع کردم پر از آرامش و امید به خدا ، ته ذهنم نجواها بود ولی به لطف خدا هدایت شدم به جلسه 9 و 10 راهنمایی عملی رویاها

    بعد از مدت ها این دو فایل گوش کردم انگار که تازه این دوره رو خریدم ، این دو جلسه قانون از اوله اول برام جا انداخت، با اینکه هنوز کامل تسلط پیدا نکردم بهشون و کار دارم هنو

    اینکه من خالق زندگیم هستم، من دارم اتفاقات رقم میزنم، اینکه خدا یه انرژی که به هر ظرفی بریزی به همون شکل در میاد، وااای اصلا انگار تا حالا این حرفا رو نمیشنیدم، تازه برام همه چی شروع شده

    الله اکبر از توضیحات شما استاد عزیزم که گفتین ، خداوند خودشو نور معرفی میکنه و فقط نور هست که دو واکنش داره و این جمله تون که با هر نگاهی به چیزی نگاه کنی همونطور بهت پاسخ و واکنش نشون میده …

    به خودم گفتم

    مریم تو به ثروت چطور نگاه میکنی

    به روابطتت چطور

    به سلامتیت

    به زیباییت

    به خانواده ات

    به عزیزت

    به خواهران

    به برادرهای

    به همکاران

    به شغلت

    به وسایل اتاقت

    به درآمدت

    به شکل بدنت، زیباییت ، قدت به سنت ..

    به ایمانت به خدا

    به لباسهات

    به یادگیری

    به تاثیرگذاریت

    به استادت

    با باورهات

    به تغییر باورهات

    به طبیعت

    به آدم ها

    به آهنگ ها

    به هوای پاک

    به آب

    به همه نعمت های اطرافت نگاهت چطوریه؟!

    به هر ظرفی که بریزی به همون شکل درمیان

    مثل خدا ، خدا رو به هر شکلی بریزی به همون شکل در میاد، با فرکانس هات که با باورهات شکل میگیره و باورهات با ورودی هات

    شگفت انگیزه اینکه باور کنی خودت خووودت جهانت به هر شکلی که بخوای میتونی در بیاری ، تو فقط فرکانست بفرست ، خدا پاسخ میده ، همون لحظه، خیلی زودتر از آنچه فکرشو بکنی پاسخ میده، و هیچ کسی نمی تونه جلوی این اتفاق خوب برات بگیره ، هیچ کسی قدرت شو نداره،

    خدای من ، این جمله که خداوند ما رو خلیفه و جانشین خودش در این دنیا قرار داده (یعنی جانشین، حاکم به کار گرفته شده، سلطان) به خاطر قدرت خلق کنندگی مون و فرشته ها حسودی کردن و گفتن خدایا چرا؟! و خدا پاسخ داده من چیزی می دانم که شما نمی‌دانید.

    خدایا شکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    الهی شکرت به خاطر این آگاهی ها خدایا شکرت هر لحظه منو به مسیر درست هدایتم میکنی تا خیلی راحت و آسان به خواسته هام برسم و در حضورت سعادتمند بشم ، خدایا ازت سپاسگزارم

    یٰمَریَمُ اقنُتی لِرَبِّکِ وَاسجُدی وَارکَعی مَعَ الرّاکِعین

    اى مریم! (به شکرانه این نعمت) براى پروردگار خود، خضوع کن و سجده بجا آور! و با رکوع‏کنندگان، رکوع کن!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: