live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی - صفحه 49 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1956 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهیار اسکندری گفته:
    مدت عضویت: 775 روز

    به نام خداوند

    سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد

    من یک ماهی هست دوره دستیانی عملی به رویاهارو خریدم ، مشغول مرور و تکرار و تمرین هستم ، خیلی دوره عالی هست ، امروز صبح هم اومدم سایت سر بزنم ، هدایت شدم اینجا و میخام یه وقتی هم بزارم بیام این دورمم کامل کنم ، خاستم ب دوستانم که اینجا هستن بگم که اقا کلید اتفاقات و بهشت ما دست خودمون هست ، فقط نمیدونم چجوری درو باز کنیم و بریم تو نمیدونم کدوم درو و کدوم کلید برای هم هستن، برای همینه معلم ها و استادها و اموزش ها و یادگیری ها رو گذاشتن ، طبیعی ما به تضاد بخوریم اما یبار دوبار سه بار چند بار اخه؟؟؟؟

    یجایی بع بعد باید هواس شصت دونگ‌زندگی کتیم ، من دارمممم میبینممممم وقتی حالم خوبه و افکار خوبه و هواسم هست به تفکراتم اون روز بهشت منهههههههه

    روزی که هواسم نیست و حالم بده بوم بوم بوم اتفاقات بد پشت هممم ، موضوع اینه یادمون میره ، قبل اینکه ته نشینش کنیم یادمون میره ،

    من الان واقعا میدونم که اتفاق بدم از کجا میاد، اتفاق خوبم از کجا میاد ، از خودم از تمرکز از تفکراتم از افکار غالبم از کانون توجهم از باورهای قبلیم از رعایت نکردن قوانین و شرک از اینکه قدرت میدم به غیر خدااا

    خب مرد مومن مگر چاه بکنیم یا حمالی بکنیم یا قیر رو داغ کنیم ….. خب بشین افکارتو بریز بیرون ببین چی داریم اصلا چیا هستن تو این ذهن لعنتی که منو اینجوری کردهههه اقا یبار تموم کنیم برهههه دیگهههه یبار قول شرف بدیم قول ناموس بدیم دیگه مثل قبل نشیم درس بگیریم و ادامه بدیم ، خدا از ما بیشتر میخاد که ما خوشبخت و کامروا بشیم ، واقعا درسته که خدا میگه من جوب افکار اونارو که پیش پیش میفرستند رو میدم، راست میگه من بهشون ظلم نمیکنم خودشون به خوذشون ظلم میکنن

    سرچی سرمون بیاد حقمون هست چه ثروت بیاد چه فقر!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      مهدی گفته:
      مدت عضویت: 1455 روز

      سلام و درود خدمت شما

      خیلی‌ موضوع خوبی مطرح کردین

      واقعاً دلیل این همه نگرانی و افکار نامناسب چیه

      چرا ما خوشمون میاد از این همه غر زدن ،،مگر چه قانون و عقایدی توی ذهن ما فرو کردن که اینقدر سخت تغییر میکنیم ،،،

      مگر چه می‌خواهیم از این زندگی کع همش دنبال یه فرصت بهتر هستیم

      این حال خوب ،این زندگی خوب

      این جسم سالم

      کلی نعمت و فراوانی هست برای سپاسگزاری و حال خوب داشتن

      پس شاد باشیم و لذت ببریم

      زندگی زیباست ،،،

      خدایا شکرت برای این همه نعمت و فراوانی وحال خوب

      شاد و پیروز و تندرست باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    هدیه سلطانی گفته:
    مدت عضویت: 1536 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به همه ی عزیزان

    شروع اولین گام از پروژه خانه تکانی ذهن

    هر یک از ما مسئول زندگیمون هستیم من خودم زندگی ام رو خلق میکنم این رو بپذیر که هیچکس هیچکس نمیتونه زندگیه بهتری رو برات بسازه

    استاد داستان ارثی که تعریف کردید برای من هم همینطور شد 9یا 10 سالم بود که خانواده دورهم نشستیم و راجبه این موضوع صحبت شد و من دقیقا مثل شما گفتم که من هیچ چیزی نمیخوام چون وقتی بزرگ شدم انقدر پولدار میشم که دیگه برام مهم نیست الان که صحبت های شمارو میشنوم که میگید این بیس رو داشتم که مسئولیت زندگیمو بپذیرم پس من هم از همون اولش یه جورایی میدونستم که بدبختی و خوشبختی ما دست خودمونه برای همین هم وقتی اولین بار وارد سایت شدم و صحبت هاتون رو شنیدم به راحتی پذیرفتم که گفتید ما خالق 100درصد شرایط زندگی خودمون هستیم

    و جالبه که خیلی ها اینجوری فکر نمیکنند و منتظرند حکومت عوض بشه تا خوشبخت بشن ولی من با خودم میگم حتی با عوض شدن هم اتفاق خاصی برای شخص خودم نمیفته و فرقی نمیکنه که مسئولین کشور کیا هستند اگر پیشرفتی و موفقیتی برای من وجود داشته باشه به دست خودمه

    راحت طلبانه ترین و بی مصرف وار ترین حالت اینکه من بشینم گوشه ی اتاقم و بگم بابام باید زندگی منو درست کنه بقیه زندگی منو درست کنن !!! کسی که اینطور فکر میکنه همیشه مشکل داره .

    قرض نگیریم وام هم نگیریم چون ما خالق زندگیمون هستیم!

    اگه باورمون رو عوض کنیم خواهیم دید که ما که داریم همون کار همیشگی رو انجام میدیم ولی نتایج خیلی فرق میکنه .

    ایراد هارو تو درون خودمون پیدا کنیم تو فکرا و باورهایی که داریم این نگاهو داشته باشیم نتایجمون با خیلی از مردم ایران و کشورای دیگه فرق میکنه .

    هیچ منجی نیست که بیاد مسائل زندگی مارو حل کنه خودمونیم

    همه چیز از فکر شروع میشه وقتی فکرم رو کنترل کنم به مسیر ها و ایده های بهتر از قبل هدایت میشم و آرام آرام این اتفاق میفته و باید عمل کنم به این صحبت های استاد ایمانی که عمل نیاورد حرف مفته

    اصلا توقع نداشته باشم از کسی در هیچ زمینه ای اگه جایی توقع داشتم باید بدونم که تو مسیر غلطم مثلا اینکه بحث هایی که با خواهر کوچیکم دارم و طرفداری های مادرم از اون این اشتباهه که ناراحت شدم و اونارو مقصر دونستم و توقع داشتم از مادرم که عادلانه رفتار کنه ! راستش پذیرفتمش ی خورده سخته چون از اونا رنجیدم ولی حقیقت اینکه باید بگم هر چی که شده خودم خودم به وجود آوردممممممم

    این حرفای استادو خیلی باید تکرار کرد تا با تمام وجود باورکنیم

    این 42دقیقه صحبت سرتاسر توحیدی بود

    همه ی فایلاتون اینجوریه

    آره همه چیز خداست

    همه چیز خداست

    خدا همه کار میکنه برات

    خدای من …

    این چند دقیقه ی آخر فایل به شدت حالم دگرگون شد فقط میتونم بگم خدایا سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    سعيده گفته:
    مدت عضویت: 1713 روز

    سلام

    خیلی وقته دیدگاهی روی سایت نگذاشته بودم و یه مقدار ذهنم مقاومت داره که الان هم نیازی نیست این کار انجام بدی و در سکوت روی فایل ها کار کن و جلو برو…

    دیروز به صدای قلبم گوش دادم و سراغ پروژه گام به گام خانه تکانی ذهن هدایت شدم و گام اول رو برداشتم…

    توحید عملی با مسئولیت پذیری شروع میشه…

    سخته ذهن خیلی چیزها رو قبول کنه که:

    من مسئول موجودی حسابم هستم

    من مسئول سلامتی جسمم هستم

    من مسئول رفتاری هستم که بقیه با من دارند

    من مسئول رابطه ام با خداوند هستم

    من مسئول راحت یا سخت پیش رفتن کارهام هستم

    من مسئول حال خوب و بد خودم هستم…

    من از بچگی دیدم و شنیدم که افراد از عوامل زیادی همیشه می نالند و مسئولیت زندگی شون گردن بقیه می اندازند و منم همین رو یاد گرفتم

    تو این سال ها که تو جمع خانواده عباسمنش بودم بارها از استاد شنیدم که مسئولیت زندگی ات رو بپذیر…

    سال ها آیات شرک شنیدم و فکر میکردم برای مردم عرب چند قرن پیش هست که سنگ و بت رو می پرستیدن…

    توی این سایت متوجه شدم منم عوامل زیادی برای خودم بت کردم:

    از آدم هایی میترسم که تو زندگی خودشون هم موندن؛ چرا ازشون میترسم؟ اون آدم مخلوق خداوند هست و قدرتی توی زندگی من نداره که از دشمنی اش بترسم

    خانواده، دوستان، مسئولین، اقتصاد، تحریم، آمریکا و… رو بت کردم و خوشحالم که بارم سبک شده و چون بقیه مقصرند پس نیازی نیست من کاری انجام بدم و دست رو دست گذاشتم.

    خانه تکانی ذهن چه اسم زیبایی

    من از کار کردن روی دوره ها نتایج خوبی گرفتم…

    دیروز که گام اول خانه تکانی گوش دادم، جملات کلیدی چند بار تکرار کردم، نوشتم و به نقاط قوت و ضعف خودم در مسئولیت پذیری فکر کردم چقدر حالم بهتر بود… راحت تر با ترس هام حرف میزدم…

    و امروز صبح چشمام که باز کردم یه کتاب هدیه گرفتم.

    کتابی که خیلی دوستش دارم و مطمئنم اولین نشانه خداوند برای صحیح بودن و درست بودن شروع پروژه خانه تکانی ذهنه

    الهی شکر که کنترل ذهن و تقوا ذهنم رو آرام و آرامشم رو بیشتر میکنه

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      نرگس گفته:
      مدت عضویت: 487 روز

      سلام دوست خوبم ،اسمت رو نتونستم بخونم ولی اومدم ازت تشکر کنم چون این کامنتت دقیقا جواب سوالی بود که امروز ذهنم رو درگیر کرده بود

      امروز رفتاری دیدم از برادرشوهرم و خیلی ناراحت شدم ، بااینکه این فایل رو دیروز گوش کرده بودم ، خیلی سعی کردم خودمو آروم کنم و تاحدودی هم موفق شدم، در آخر گفتم بزار بیام تو سایت مطمئنم که تو این محیط مثبت حالم خیلی بهتر میشه و هدایت میشم ، بااینکه خودمم در درونم میگفتم رفتار بقیه بازتاب باورهای منه، اما باز آروم نمیشدم و هنگام کامنت خوندن، کامنت شمارو خوندم و با دیدن این جمله ذوق کردم : من مسئول رفتاری هستم که بقیه بامن دارن ،،دقیقا همینطوره،،خیلی خوشحال شدم که انقد سریع تلنگر دریافت کردم ازسمت خدا ، و شما دستی از دستان خدا بودی برای این لحظه من،، ازت ممنونم و اینوهم میپذیرم که در تمام مراحل خودسازی ، دیدن تضاد از بیرون کاملا طبیعیه مخصوصا که من تازه دارم روخودم کار میکنم و اول راهم …

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        سعيده گفته:
        مدت عضویت: 1713 روز

        سلام نرگس عزیزم

        اسمم سعیده است، خدا رو شکر که آروم تر شدین و ممنونم که انسانی قدردان و سپاسگزار هستین و انرژی مثبت خودتون هم به من برگردوندین.

        خدا رو شکر برای دوستان خوبی مثل شما و خدا رو شکر برای استاد و آگاهی های این سایت.

        برات بهترین ها رو از خداوند میخوام نرگس عزیز

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      حسن موسوی گفته:
      مدت عضویت: 975 روز

      سلام به شما دوست و همراه گرامی کامنت شما جرقه ای رو در من زد برای نوشتن خصوصا جمله اولتان از شما سپاسگزارم که با نوشتن کامنتت موجب هدایت من شدید برای نوشتن مجدد .

      از شما سپاسگزارم که با کار کردن روی خودت به گسترش این جهان کمک می کنید .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        سعيده گفته:
        مدت عضویت: 1713 روز

        سلام به شما

        الهی شکر که شما هم کامنت نوشتن رو مجدد شروع کردین.

        ممنونم که قدردان و سپاسگزار هستین، براتون در این مسیر زیبای زندگی، آسانی و فضل خداوند رو آرزو میکنم و امیداورم همیشه از نتایج عالی تون پر قدرت بنویسین

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    شهاب تقی زاده گفته:
    مدت عضویت: 869 روز

    سلام به استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته گرامی

    سلام به همه دوستان خوبم در این خانواده صمیمی.

    من خدارو شکر میکنم برای اینکه هدایتم کرد به این پروژه خانه تکانی ذهن.

    دیروز تو دفتر سپاس گزاری هام از خدا خواستم بهم کمک کنه بتونم ذهنم رو کنترل کنم توجه و تمرکزم بر روی خواسته هام باشه خیلی دلی گفتم خدایا من تسلیم افکار بیماری زا و محدود کنندم هستم. بهم بگو چطوری فکر کنم، چطوری عمل کنم چطوری باورهامو تغییر بدم.

    اومدم تو سایت یه چند وقتی بود داشتم فایل های دسته باورهای ثروت ساز میدیدم. اومدم یه فایلی رو ببینم دیدم اون بالا اتاق شخصی خودم نیست، رفتم یه جا یه کامنتی بزارم دیدم نمیشه میگه برای نظر دادن باید عضو سایت باشی.

    رو ایمیلم زدم باز نشانی رمز عبور زدم. یه رمز عبور جدید گزاشتم وارد سایت شدم.

    دیدم انگار تازه وارد سایت شده باشم صفحه خوش امدید اومد و یه سری توضیحات که از کجا شروع کنم.

    گام صفر تعهد بود گام یک پروژه خانه تکانی ذهن.

    خلاصه که گام صفر تعهد نوشتم. گام اول هم برداشتم فایل توحید و قدرت خلق درونی رو دیدم.

    از خدا تشکر میکنم که من رو هدایت کرد به دیدن این فایل. ازش میخوام تو این مسیر کمکم کنه ثابت قدم باشم. به تعهدم عمل کنم. میخوام طبق اون توضیحات فایل ها رو به ترتیب ببینم، نکته برداری کنم. رو اموزه ها تفکر و تعمق کنم، روزانه 2 ساعت رو این فایل ها کار کنم. و این رد پا رو به عنوان اولین تعهدم به جا بزارم.

    بریم سراغ اگاهی های نابی که از این فایل دریافت کردم.

    نکته کلیدی این فایل اینه که ما مسئول زندگی خودمون هستیم.

    طوفان زلزله و سیل اینها باعث رشد و پیشرفت ما میشه، باعث میشه خونه های محکم تری ساخته بشه، ایده های بهتری بدیم، امکانات بیشتری داشته باشیم.

    هر مشکلی تو جهان باعث پیشرفتی شده، هر اختراعی هر اکتشافی بعد از حل مسئله ای بوجود اومد.

    این تفکر مسئول زندگی ما یه نفر دیگه هست رو باید بندازیم دور ما خودمون مسئول زندگی خودمون هستیم، راحت طلب وار ترین بی مصرف ترین کار اینه که یکی از بیرون بیاد مسائل ما رو حل کنه( مثل پدر و مادر دولت و مسئولین)

    اگر میخواهیم زندگیمون عوض بشه باید 100 درصد مسئولیت زندگیمونو بپذیریم. هروقت این فکر اومد تو سرمون که یه عامل بیرونی باید تغییر کنه تا شرایط من تغییر کنه حالا این عامل بیرونی میخواد دولت باشه خانواده باشه رییس جمهور باشه بدون تو مسیر اشتباهی هستی.

    اگر یک اتفاق یکسان نتیجه متفاوت برای دو گروه فکری ادم بوجود میاره باید فکر کنیم چیه داستان.

    ما هستیم که داریم اتفاق هارو رقم میزنیم، افکار و باورهای ماست که داره اتفاق ها رو رقم میزنه.

    افکار و باورهای ما سریع اتفاق ها رو رقم میزنه، ما وقتی افکار و باورهامونو تغییر میدیم زندگیمون تغییر میکنه.

    این شرک که ما فکر کنیم مسئولین باید زندگی مارو تغییر بدن. یه بار برای همیشه به خودمون بگیم که من خودم زندگیمو رقم میزنم، اتفاقات رو خودم دارم رقم میزنم بنابراین نیازی نیست منتظر باشم پدرم، ارثیه، دولت فلانی فلان کار برای من بکند.

    همه اتفاقات رو خودمون میتونیم برای خودمون ایجاد کنیم. ما باید به درون خودمون رجوع کنیم، ایراد ها رو در درونمون پیدا کنیم.

    اینکه یه منجی بیاد مسائل و مشکلات من رو حل کنه یه تفکر سمی، ما باید مسائل و مشکلات رو خودمون حل کنیم. اگر ما فکرمون رو کنترل کنیم باورهای خوبی داشته باشیم به مسیر های درست هدایت میشیم. اگر صبر داشته باشیم افکار جدید قدرت بگیرن، عمل کنیم به دانسته هامون به صورت تکاملی زندگیمون تغییر میکنه. اگر توقع داریم از کسی در مسیر اشتباهی هستیم. ما باید از تضاد های زندگیمون کمک بگیریم برای رشد و پیشرفت.

    استاد عباس منش کلی توجیه داشتن برای بهونه اوردن که برن معتاد بشن پدر و مادرشونو مقصر بدونن ولی مسئولیت زندگیشونو پذیرفتن.

    اولین ویژگی ادمهلی موفق و ثروتمند اینه که منم که باید مسئولیت زندگیمو به عهده بگیرم. ما نباید از دیگران انتظار داشته باشیم، توقع داشته باشیم، مسئولیت زندگیمونو بپذیریم.

    ما خدارو باید باور کنیم به عنوان قدرتمند ترین نیرو و فرمانروای دنیا، اگر بندگی خدارو بکنیم مارو هدایت میکنه درهارو برامون باز میکنه نعمتهارو وارد زندگیمون میکنه.

    جمله طلایی: اگر داری مثل بقیه فکر میکنی اگر داری مثل بقیه عمل میکنی، مثل بقیه نتیجه میگیری.

    اگر میخواهی متفاوت نتیجه بگیری باید متفاوت فکر کنی و متفاوت عمل کنی. اغلب مواقع نقطه مقابل تفکر اکثر جامعه تفکر درست.

    همه چی خدا همه چی توحید ما باید خودمون رو خوب کنیم بیرون خودش درست میشه، وقتی که یه اتفاقی میوفته خدارو مقصر ندونیم مسئولیت زندگیمون بپذیریم.

    همتونو دوست دارم خیلی خیلی از استاد عباس منش عزیز و گروه تحقیقاتی عباس منش سپاس گزارم.

    در پناه الله یکتا شاد باشید.

    یاحق.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      آیسو گفته:
      مدت عضویت: 573 روز

      سلام به شهاب عزیز امیدوارم که حال دلت خوب و عالی باشه

      خدا رووو شکر می‌کنم که هدایت شدی به پروژه خانه تکانی ذهن

      اینکه داستان تو خوندم منو ترغیب کرد به اینکه بنویسم چطور من به این پروژه هدایت شدم البته داستانشو توی صفحه اول دفتری که برای این دوره حاضر کردم نوشتم اما از داستان هدایتت انقدر خوشحال شدم که دلم خواست اینجا هم بنویسمش

      دقیقاً همین امروز که داشتم یه تایم طولانی کامنت‌ها رو می‌خوندم یه حسی بهم گفت برو قسمت عقل کل، یه مدتی بود ک به اونجا سر نزده بودم

      منظورم از اون حس، هدایته…

      بعدش دوباره بهم گفتش که روی دسته‌بندی توسعه فردی کلیک کن که یه تیتر نظرم رو خیلیی جلب کرد تاریخش مال سه سال پیش بود، سوالشو خوندم و رفتم به سمت پاسخ‌هایی که بچه‌ها بهش داده بودن وقتی که داشتم کامنت اول پاسخ به اون سوالو می‌خوندم دیدم یکی از بچه‌ها دقیقاً آدرس داده که برو توی قسمت خوش آمدی…

      من خیلی کنجکاو شدم با اینکه این قسمت‌ها رو قبلاً چک کرده بودم یادم نمیومد که دیده باشمش اینجوری شد که سریعاً رفتم اون قسمت و دیدم استاد چه صفحه قشنگی برای خوش آمد گویی آماده کرده همین که به قسمت تعهد رسیدم هدایت درونم گفت باید این کارو انجام بدی باید این تعهد چهار ماهه رو بری و قدم به قدم هرچی اینجا گفته شده انجام بدی خلاصه اینجوری شد که الان اینجام.

      همه چیز در جهان بر پایه فرکانس و هیچ چیز تفاقی و تصادفی توی جهان رخ نمی‌ده:))))

      امیدوارم در این مسیر پایدار و استوار باشیم دوست خوبم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        شهاب تقی زاده گفته:
        مدت عضویت: 869 روز

        سلام دوست خوبم ایسو عزیز ازت سپاس گزارم بابت پاسخی که به کامنتم دادی

        تو کامنت ها میخوندم بچه ها میگفتن خیلی ذوق داره دیدن اون نقطه ابی کنار اسمت، امروز اون حس و درک کردم واقعا ذوق دارم خوشحال شدم. مرسی.

        منم خدارو شکر میکنم که شما هدایت شدید به این پروژه خانه تکانی ذهن.

        از خدا میخوام کمکمون کنه به این تعهدی که دادیم پایبند باشیم.

        من گام چهارمم تو همین یه هفته کلی اتفاق های خوبی تو زندگیم داره میوفته. فروش مغازم دو برابر شد جنس های مغازم پر تر شد مشتری های جدید وارد مغازم میشن.

        نه کارم تغییر کرد نه مکان مغازم عوض شد فقط من دارم سعی میکنم شکل فکر کردنمو تغییر بدم اگاهی های این پروژه رو در عمل اجرا کنم. خدا این همه برکت تو زندگیم اورد.

        از خدا میخوام کمکمون کنه هممون تو این مسیر زیبا ثابت قدم باشیم.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          آیسو گفته:
          مدت عضویت: 573 روز

          سلام به شهاب عزیز، دوست توحیدی و متعهد من

          باورت نمیشه چقدر خوشحال شدم وقتی از نتایجت از زمان شروع خانه تکانی ذهن نوشتی…

          این مهر تاییدی میزنه بر این باور کنه : این باور ماست که داره اتفاقات رو رقم میزنه…

          لازم نیست مغازت تو بهترین جای شهر باشه، لازم نیست دکوراسیون لوکسی داشته باشی و مهم نیست که تبلیغات آنچنانی کنی… فقط کافیه که باور هاتو درست کنی و روش کار کنی.

          از وقتی به این مسیر هدایت شدم دیگه نمیتونم راه دیگه ای رو برم! ینی ته قلبم و همه وجودم منو در این مسیر نگه میداره

          این مسیر حقه، درسته، و یه جاده جنگلیه که قرار سوت بزنیم و قدم بزنیم و یه زندگی ای رو تجربه کنیم ک چرخش روان شده..‌

          خداروشکر

          وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَکَفَى بِاللَّهِ وَکِیلًا. (سوره 4، النساء، آیه 81)

          و بر خداوند توکل کن و خداوند کارسازى را کافى است.

          واقعا خدا کافیه، برات مشتری میشه، برات جنس مغازه میشه، برات آرامش میشه، برات تعهد میشه، برات خوشحالی میشه!

          خدا همه چیز میشه و وقتی این آیه رو میخونم یه حسی دارم شبیه وقتی که روی یه تپه پوشیده شده از رنگ سبز در بین مه ها هستم و یه نسیم خنکی میاد و یهویی نم مم باروی روی صورتم میریزه

          دقیقا همین حس…

          امیدوارم روزی زندگیت هرروز بیشتر از قبل باشه و قلبت هرروز پر امید تر بشه

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
          • -
            شهاب تقی زاده گفته:
            مدت عضویت: 869 روز

            سلام ایسو عزیز دوست هم فرکانسی من

            سپاس گزار خداوندم برای این احساس خوبی که داری برای این تعهدت.

            خیلی لذت بردم اونجایی که نوشتی خدا کافیه، خدا برات مشتری میشه خدا برات جنس مغازت میشه خدا برات ارامش میشه.

            اره واقعا اگه بر خدا توکل کنیم همه کار هامون به راحتی حل میشه.

            من دیروز کولر مغازمو یکی اون پنل بیرونشو میخواست بدزده. زدن لوله مسی شو که گاز کولر توشه رو پاره کردن گازش خالی شد، صبح اومدم مغازه دیدم لولش اویزون سوراخ شده. گاز کولر خالی شد.

            من شاید یه ده دقیقه احساسم بد شد که چرا این اتفاق افتاد.

            بعد خدارو شکر کردم کل اون موتور و کمپرسور بیرون نتونستن ببرن بعد گفتم من میخواستم این کولر سرویس کنم. این اتفاق افتاد یه دفعه اساسی سرویسش میکنم. اون بنده خدایی هم که کارش نصب و تعمیر کولر اون هم باید روزی شو از همین طریق در بیاره من یه خیری بهش میرسونم، زنگ زدم به یه دوستم نصاب کولر گفتم بیاد درست کنه هزینه شو اخر ماه بهش میدم. اونم اومد درست کرد. و به لطف خدا دیروز از روزای دیگه بیشتر بار فروختم تونستم مبلغی رو بهش بدم. خدارو شکر.

            این موضوع بهم ثابت کرد که هر شرایطی اگر بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم اگر خدارو به یاد بیاریم، خداوند پاداش این کنترل ذهن پاداش این تقوا رو میده.

            از خدا میخوام همیشه کمکمون کنه تو این مسیر بمونیم.

            بازم ازت ممنونم دوست خوبم

            از خدا بهترین ها رو برات میخوام.

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
            • -
              آیسو گفته:
              مدت عضویت: 573 روز

              سلام به شهاب عزیز دوست توحیدی من چقدر خوشحال شدم برای اینکه زندگیت روان شده اینکه آسان شدی برای آسانی‌ها….

              باورت نمیشه این چند روز چه شرایطی رو تجربه کردم بی‌نظیر بود اول از اینکه یه مسافرتی برام مهیا شد خیلی آسون خیلی راحت و خیلی عزتمندانه بود جاهاییو تجربه کردم که برای اولین بار بود می‌دیدم یه همسفر فوق العاده هم همراهم بود که باعث می‌شد گاهی انقدر بخندم که دلم درد بگیره اصلاً تمامی شرایط بی‌نظیر بود….

              قانون خداوند همینجوریه و فرکانس‌ها واقعاً همینطور ‌نقص و بی‌نظیر جواب میده دلم می‌خواد یکم از شرایطی که تو این چند روز تجربه کردم بنویسم ول اینکه توی جاده بی‌نظیری رانندگی کردم به سمت شمال کشور جاده با اینکه توی تعطیلات بودم خیلی خیلی خلوت بود و منم خیلی راحت به مقصد رسیدم یکی از دوستامو که خیلی وقت بود دلم می‌خواست ببینمش و اینکه خیلی آدم بزرگ و خوب و بی‌نظیریه و خیلی هم به من محبت داره رو دقیقاً همون روز دیدم با اینکه قرار نبود اون روز ببینمش ولی شرایطش یه جوری جور شد که بیاد کنار ما و بریم کلی دور بزنیم بگیم و بخندیم یه جاهایی از طبیعت بکر و تجربه کردم که بی‌نظیر بود فقط خدا را شکر می‌کردم و از ته دلم سپاسگزاری می‌کردم که الان اینجا هستم وقتی که آدم طبق قانون عمل می‌کنه دقیقاً ایمان داره که همه چی طبق برنامه پیش میره زمانی که می‌خواستم این سفر رو برم خیلی آزاد و رها بودم یعنی حتماً اصرار نمی‌کردم که فلان تاریخ برم همه چیزو سپرده بودم دست خدا می‌گفتم من در مسیر درست هستم و دارم کانون توجهمو خوب کنترل می‌کنم اگر چیزی به صلاح من باشه و الان زمان درستش باشه برای من اتفاق می‌افته اینجوری بود که همه چیزو سپردم دستش در واقع تا جایی که یادم میاد میشه دلم می‌خواست یه برنامه دقیقی داشته باشم که مثلاً میگم پنجشنبه باید برم و همون روز برم همه چی صحیح و دقیق ولی از استاد یاد گرفتم هدایت میشم یاد گرفتم من فقط باید قدم اول رو بردارم و اگر در مسیر درست هستم همه چیز درست پیش میره

              لذت بخش‌ترین تجربه‌ای بود که تا به الان برام پیش اومده بود!

              میدونی الان وقتی که دارم می‌نویسمش می‌فهمم چقدر روان شدم و چقدر آسان شدم برای آسانی‌ها….

              انقدر نتایج بمب شده نمیدونم از کجا و کدوم باید برات بگم…

              کارای پایان نامم عالی و راحت داره پیش میره، و خدا برام روزی های فراوون میرسونه، هدیه هایی میگیرم از کسایی که قند تو دلم آب میشه و نمیدونی چقدر رفتار آدمای اطرافم باهام عالی تر شده

              خداروشکر

              چطور میشه به این مسیر متعهد نمومد؟؟

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    حسن موسوی گفته:
    مدت عضویت: 975 روز

    سلام به استادعزیزم و همراه همیشگیشون

    سلام به همه همراهان عزیز

    من با دیدن این لایو هدایت شدم به (فایلهای دانلودی / اجرای توحید در عمل / ایا چشم زخم حقیقت دارد )

    و بعد از نکته برداری دوباره که البته چند روز طول کشید برگشتم دوباره به این فایل و کامنتها رو خوندن . این رو هم بگم که بر اثر ترکیب ( نادانی و شرک و احساس عدم لیاقت ) یک سالی است که درگیر با یک تضاد شدم و که به لطف آموزشهای استاد عزیزم و عنایت خداوند بخش هایی از اون حل شده و امیدوارم با رشد ذهنی که در من اتفاق افتاده و جلسه ای که فردا قرار است تشکیل شود به طور کلی از اون عبور کنم .

    تا قبل از اینکه کتاب چگونه فکر خدا را بخوانم و نکته برداری کنم نسبت به این تضاد خیلی واکنش های درونی شدیدی داشتم ولی بعد از خواندن این کتاب هر چند که روزهای اول با یک سری تحولات درونی خاص روبرو شدم و حتی به یک باره احساس تنهایی کردم ولی وقتی عمیق تر شدم قبلم آرام شد .

    و وقتی لایو تجسم خلاق رو مرور کردم و به هدایت خداوند به ابن فایل رسیدم و از اینجا به فایل ایا چشم زخم حقیقت دارد در مورد همه چی نگاهی متفاوت تر از قبل یافتم البته من بعد از این فایل به دنبال فایل دیگر از استاد بودم که به نظرم یک شاهکاره و یک شاهکلید به تمام معناست ولی خب خیلی سخت نگرفتم ( این هم به لطف آموزشهای استاد و عنایت خداوند) وو همون فایلی رو که هدایت شدم بهش مطالعه کردم .

    این که میگم نگاهم متفاوت تر واقعا چیزی است که در کلمه و جمله نمی تونم بیارمش و خدارو بارها بابتش شاکرم .

    و وقتی کامنت های بچه ها رو اون هم البته فقط چندتاشون رو بررسی کردم توجهم رفت به سمت جمله معروف استاد >>ایمانی که عمل نیاورد، حرف مفت است<>خیلی وقته دیدگاهی روی سایت نگذاشته بودم و یه مقدار ذهنم مقاومت داره که الان هم نیازی نیست این کار انجام بدی و در سکوت روی فایل ها کار کن و جلو برو…<<

    و دیدم دقیقا شرایط من هم تو این مدت همینطور بوده و احساس کردم این ندایی است که باید به آن گوش بدهم وشروع به نوشتن کنم . ولی دقیقا نمی دانستم چی بنویسم ولی شروع به نوشتن کردن .

    من با توجه به شرایطی که در اون قرار دارم بارها و بارها بعضی از فایلها رو گوش کردم و هر بار نتایجی که گرفتم پر رنگ تر از قبل برام شدند و گاها هم یک نتیجه جدید گرفتم نکاتی که خیلی از ابتدای کار کردن تا حالا برام پر رنگ شدن شامل

    – عدم احساس لیاقت درونی که خودش باعث شده من

    – شرک بورزم با اینکه خیلی خودم رو یکتا پرست می دونستم ولی به قول این حدیث که اولین بار از استاد در مورد شرک شنیدم آنچنان مخفی بوده که حتی فکرش را هم نمیتونستم بکنم و فکر میکردم که تفکری که دارم چه تفکر خداپسندی است .

    -مقصر دانستن عوامل بیرونی با اینکه در کلام خیلی وقته که نسبت به این موضوع بیانی متفاوت برای دیگران داشته ام .

    چرا این موضوع رو میگم چون من خیلی وقته که اطرافیانم ازم می شنوم که همه چی به خودت مربوط میشه ولی یه نکته پنهانی رو در خودم کشف کردم و اون این بود که من خودم در عمل به این حرفی که می زنم اصلا عمل نمیکنم شاید اگر قبل از این کسی بهم اینو میگفت بهم برمیخورد اما حالا خودم بهش واقف شدم چون من دائم سر هر موضوعی با عوامل بیرونی در ذهنم درگیر می شدم و این یعنی من هنوز به این که هر چی در زندگی من رخ میده به خودم بر میگرده اعتقاد قلبی ندارن و الا هیچ وقت به خاطر هیچ چیز با دیگران در ذهنم درگیر نمی شدم و می تونستم در بروز اتفاقات در مقابل نجواها و درگیریهای ذهنیم براحتی بایستم . و قبل از اینکه من رو به زانو در بیارن بر اونها غلبه کنم و خودم رو آروم کنم .

    آروم یعنی آرامشی از جنس خدا آرامشی از جنس رضایت آرامش از جنس آرامش یک بچه در حالت خواب . و من الان در حال نوشتن این جملات تونستم برای لحضاتی اون رو تجربه کنم و خیلی جالبه که تو این روزهای اخیر خیلی این لحظه برام تکرار میشه . البته مدت زمانش کم هست و تعدادش داره بیشتر میشه بعضی روزها چند بار میشه که میتونم آرامشی رو تجربه کنم که وصفش واقعا برام سخته . و من همین رو از خدا خواستم و تو این روزها دارم متوجه برآورده شدن خواستم میشم و الان که دارم بیشتر درک میکنم که تمام اتفاقات زندگیم رو خودم رقم زدم احساس میکنم که بیشتر و بهتر میتونم این آرامش را تجربه کنم چون قبلا دائما درگیر با این بودم که حالا باید برای فردا چه برنامه ریزی بکنم که در مقابل افراد دیگه و حرفهاشون و دسیسه هاشون درست عمل کنم . ولی حالا به لطف آموزشهای استاد وعنایت خداوند میدونم که کسی نمیتونه زندگی من رو تغییر بده مگر اینکه من در ذهنم بهش اجازه بدم . مگر اینکه من با گزینه های (( ترس و شرک)) به اون این اجازه رو بدم . یا اگر گذشته ام بود برای فردا هزار تا سناریو در ذهنم میچیدم که چی باید بگم و چی نباید بگم اما امشب وقتی ذهنم شروع کرد به صغری و کبری چیدن برای حرفهایی که فردا باید بزنم ، گفتم خاموش مگر تو میتونی کاری هم از پیش ببری اولا اگر عقل تو اینقدر میتونست درست کارا رو پیش ببره که الان درگیر با این تضاد نبودی دوما که چقدر میتونه محاسبه و پیش بینی بکنه تا کی می خوای تمام چیزهایی که ممکنه فردا برات اتفاق بیافته رو از قبل بررسی کنی . پس بهتره که خودت رو اذیت نکنی و همه چی رو بسپاری به خدا و طبق آموزشهایی که گرفتم بگم خدایا من به هر خیری که از تو به من برسد فقیرم و همچنین بزارم اون برام همه کارهام رو انجام بده و من فقط بندگیش رو بکنم و این جا بود که فهمیدم وقتی استاد میگه آسون شدن برای آسونیها یعنی چه و از خدا خواستم که من رو آسون کنه برای آسونیها .

    به خودم گقتم که الان موقع عمله به جای اینکه مثل گذشته بشینم و یه این فکر کنم که چه اتفاقی قرار رقم بخوره و من برای هر کدومش راه حل پیدا کنم بسپارمش به خدا و برای اطمینان پیدا کردن قلبم رجوع کنم به هزاران مسئله ای که تا حالا خدا بی آنکه حتی من ازش بخوام برام حل کرده .

    و تاکید کردم در وجود خودم که اینجا موقع عمل کردن به آموزشهاست . تو این موضوعات گهگاهی ذهنم دوباره میرفت به یه سمت دیگه اونم سمتی که مقصر این شرایطم رو آقای … و…. و… بدونه و نمیدونید اگر ابزاری که این فایل بهم داد و به لطف خداوند باهاش آرم شدم نبود چه آشوبی در من برپا میشد .

    چون من یکی از دلایل بهم ریختنم رو پیدا کردم و اون هم اینه که ذهنم بهترین راه برای فرار و بردن من به سمت چیزهایی که میخواد اینه که بگرده یه چیزی رو پیدا کنه و بتونه اون رو به یه فردی نسبت بده ولو اینکه اصلا بی ربط به خودم باشه . اوایل نمیدونستم ولی وقتی بهش پی بردم دیدم خیلی از آشفتگی های من از این جا نشات میگیره که ذهنم گیر میده به یه چیزی هر چند بی ربط به من و به طرز شگفت انگیزی اون رو به فعالیتهای روزمره خودم میکشونه و خودم رو درگیر میکنه و تا جایی پیش میره که دعواهای ذهنی شدیدی بین و من و عوامل بیرونی مشکلاتی که برام رخ داده شکل میگیره اوایل که نمیفهمیدم بعضی اوقات تا میومدم متوجه بشوم شاید یک ساعت اینجوری درگیر بودم . و وای از اون روزی که در یک تضاد مربوط به خودم یه نفر رو مقصر میدونست دیگه مگر میشد کنترلش کنی . ولی الان که دارم این مطالب رو مینوسم در خلال تضادی هستم که آرامش خودم در این حالت برایم باور کردنی نیست . یه چیز جالبتر اینکه چند بار ذهنم برای جلوگیری از ادامه دادن نجواهایی از قبیل اینکه فردا نمیتونی به موقع حاضر بشی و چند نمونه ترس دیگه بهم داد که اولش متوجه نبودم ولی حالا به ذهنم رسید که استاد میگه خداوند همیشه وعده آرامش و وسعت رو به آدم میده و شیطان همواره از ترس و وعده های مربتط با اون رو بهت میده و هر جا که دیدی میترسی بدون که اون حال از طرف خداوند نیست و میخواد و یا اینکه داره ارتباطت با خداوند کم میشه .

    من با مرور این سه فایل متفاوت تر درک کردم که وقتی استاد میگن زندگی ما در دستان خودمان است یعنی چه هر چند که امروز می دانم تا درک عمیقو عمیق تر این جمله راه زیاد دارم ولی خرسندم و سپاسگزار که میتونم در این گام به این موضوع اشاره کنم و برای درک بهترش وقت بزارم . چون من قبلا فکر میکردم یا اصلا بهتر بگم که فکر نمیکردم اره اصلا فکر نمیکردم به چنین چیزی . ولی همین که دارم تلاش میکنم که بفهم با تغییر افکارم منطقه زندگی ام رو هم می تونم تغییر بدم برای این مرحله گام بزرگی برام محسوب میشه .

    تو این روزهایه کم صبرم هم متفاوت تر شده از کجا فهمیدم از اونجایی که اگر قبلا بود برای خرید محصولات عجله میکردم خصوصا برای تخفیفهای دوره دوازه قدم . حتی وقتی تونستم قدم اول رو بخرم زور زدم که قدم دوم رو در بازه یک ماهه بخرم و خریدم ولی وقتی از طرفی دیدم نمی تونم روشون کار کنم و از طرف دیگه قدری تکامل پیدا کردم متوجه شدم اصلا زروی نیست اصلا عجله ای درکار نیست اصلا چزی دیر نمیشه همه چی باید به قول استاد دوره تکاملش رو طی کنه و این تکامل در من با افراد دیگه متفاوته و من باید طبق هدایت های خودم و در مسیر خودم این آموزه های الهی رو دریافت کنم . و حالا با این که به لطف آموزشهای استاد و عنایت و هدایت خداوند میتونم خریدم رو انجام بدم ولی تا هدایت رو دریافت نکنم عجله ای براش ندارم . البته بعضی از اوقات این حس در من شکل میگیره که نکنه کمال گرایی بیش از حد باشه ولی دوباره به خدا میگم خدایا اگر باید برم سراغ گام بعدی خودت من رو هدایت کن مثل خیلی از چیزهای دیگه .

    مثل همین الان که اصلا نمیتونستم تصورش رو بکنم که این مطالب رو بنویسم ولی وقتی شروع به نوشتن کردم دیگه نمیتونم جلوی خودم رو بگیرم و همینجور داره از جایی که حتی نمیدونم کجاست کلمات و جملات سرازیر میشن و بعضی از اوقات یه چیزی تو ذهنم بهم تلنگر میزنه که چی مینویسی باید جملات رو درست بنویسی که کسی نگه اینا چیه ولی دوباره به خودم میگم این همون شرکه چون این که من نیستم اون داره مینویسه با انگشتانی که خودش داده . پس چرا بخوام نگران دیدگاه دیگران باشم . امروز وقتی که فایل چشم زخم رو تموم کردم قدری در دفترم با خداوند صحبت کردم که خدایا من از روی نادانی به خودم ظلم کردم و حلال تو را بر خودم حرام کردم آنچه که تو به من بخشیده بودی از دیگری دیدم و آنچه که خودم بر خودم روا داشته بودم را به دیگری نسبت دادم و دوبار خودم را از مرحمت تو دور کردم آنجا که ارزانی داشتن نعمتت را از دیگر دیدم نه تنها به تو شرک ورزیدم بلکه خودم را لایق تو ندانستم و بنده دیگری که دستی از دستان تو بود را لایق تر از خودم دانستم و به جای شکر تو به او متوسل شدم و اینجا ظلم دیگرم به خودم ترسی بود که بابت از دست دادن آن بر خودم روا داشته بودم در صورتی که می بایست بدانم که همه و همه از آن توست حتی خودم . خدایا من خودم را بخشیدم و از تو هم میخواهم که مرا ببخششی و بیامرزی که تو خود گفته ای بخشنده و آمرزنده ای چرا که این از سر نادانی من بر من رخ داده است و هم اکنون که مرا مورد عنایتت قرار داده ای و از این موضوع آگاهم گردانیده ای و آرامش خداییت را در من نشانده ای من را ببخش و بیامرز

    خدایا شکرت به خاطر آرامشی که در من ایجادکرده ای استاد عزیزم سپاس از شما به خاطر اینکه اینقدر قوی و قدرتمند روی خودت کار کردی که اینگونه تاثیرش تا این فاصله و با هزاران کیلومتر به من رسیده است .

    همراهان عزیز از شما سپاسگزارم که با کار کردن روی خودتون اینگونه اثر پذیری آموزشها را دو صد چندان می کنید .

    سپاسگزارم از خودم که دارم تلاش میکنم برای بهبود خودم .

    سپاسگزارم از خداوند به خاطر این همه نعمت و فراوانی که در اطراف من قرار گرفته است که این سایت نیز نعمتی از بیشمار نعمت اوست .

    سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      مجید بختیارپور عمران گفته:
      مدت عضویت: 1260 روز

      حالا به لطف آموزشهای استاد وعنایت خداوند میدونم که کسی نمیتونه زندگی من رو تغییر بده مگر اینکه من در ذهنم بهش اجازه بدم . مگر اینکه من با گزینه های (( ترس و شرک)) به اون این اجازه رو بدم . یا اگر گذشته ام بود برای فردا هزار تا سناریو در ذهنم میچیدم که چی باید بگم و چی نباید بگم اما امشب وقتی ذهنم شروع کرد به صغری و کبری چیدن برای حرفهایی که فردا باید بزنم ، گفتم خاموش مگر تو میتونی کاری هم از پیش ببری اولا اگر عقل تو اینقدر میتونست درست کارا رو پیش ببره که الان درگیر با این تضاد نبودی دوما که چقدر میتونه محاسبه و پیش بینی بکنه تا کی می خوای تمام چیزهایی که ممکنه فردا برات اتفاق بیافته رو از قبل بررسی کنی . پس بهتره که خودت رو اذیت نکنی و همه چی رو بسپاری به خدا و طبق آموزشهایی که گرفتم بگم خدایا من به هر خیری که از تو به من برسد فقیرم و همچنین بزارم اون برام همه کارهام رو انجام بده و من فقط بندگیش رو بکنم و این جا بود که فهمیدم وقتی استاد میگه آسون شدن برای آسونیها یعنی چه و از خدا خواستم که من رو آسون کنه برای آسونیها .

      سلام و درود بر دوست خوب توحیدی ام حسن آقای عزیز

      دمتگرررررم بابت کامنت بی نظیری که نوشتی و خداروشکر میکنم که با خوندنش چقدددد حالم خوب شد چه شارژی شدم اومدم بابت این لذت روحانی که بهم دادی ازت تشکر کنم دوست خوبم ازت سپاسگزارم ممنونم که تونستی رو خودت کار کنی و ترمز هایی رو بگی که این روزها اینجا زیاد دارم میشنوم ازاین قسمت کامنت خیلییییی کیف کردم پرازنور و پر از آگاهی بود اصلاااا حیاتی ترین ترمز در درون ما که باید گرفته بشه اینه شرک خفی که هر سری در دهنمون باهاش درگیریم من خودم امروز باهاش درگیر بودم حالم بد شد و خداروشکرررر سریع فهمیدم و توبه کردم و رشدم و فهمیدم حس کردم که با خوندن کامنت شما احساس کردم بزرگتر شدم من الان سه روز اینجام زدم رو از کجا شروع کنم اومدم اینجا قصدم این بود که هر دو یا سه روز برم گام بعدی با اینکه پارسال اینجا اومده بودم ولی نمیدونم اینسری لذت و آگاهی و حسم فرق میکنه و امروز متوجه شدم که نخیرررر با دو سه روز نمیشه آگاهیی اینجا رو درک کرد باید در گام اول بیشتر بمونم و خودم را با آگاهی ناب این فایل و کامنت شما عزیزان بمباران کنم تا با اطمینان به گام بعدی قدم بردارم من هنوز در ته ذهنم توقع دارم در ته ذهنم به دیگری قدرت میدم واقعااااا کامنتتون بی نظیر بود چقد این قسمت زیبا آب پاکی و ریختی رو سر ذهن بهش گفتی خفه شه حرف نزنه دقیقا کارایی که برای منم رخ میداد که قبل رفتن به جایی ضغری کبری میبافت ذهنم امروز فهمیدم که برای همیشه هیچوقت با تکیه بر ذهنم جلو نرم و همه چیو بسپارم به خدا چون اگه ذهنم قدرت داشت مهارت داشت الان داخل همجین تضادهایی نبودم ایوووول الان این سه روزی دارم اینجا اینو یاد میگیرم که شد ورد زبانم که با خوندن کامنت شما فهمیدم عبارات تاکیدی که باید تکرار کنم اینه

      ایاک نعبد و ایاک نستعین

      خدایا من هیچی نمیدونم خودت هدایتم کن.

      همینکه تو کامنت شما به این قسمت رسیدم پریدم هوا گفتم همیته دیگه تا اطلاع ثانوی باید این جملات و تکرار کنم‌ تا بره تو ضمیر ناخودآگاهم تا بفهمم که من واقعااااا هیچی نمیدونم اگه میدونستم وضعیت زندگیم این نبود

      درووووود حسن جااااان درووووود بر تو و کامنت بی نطیرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        حسن موسوی گفته:
        مدت عضویت: 975 روز

        سلام

        به شما دوست همفرکانسی عزیز

        خداروشاکرم که دستی بودم از بینهایت دستانش بر روی یکره زمین که انتخاب شدم برای گسترش جهان بی حد و مرزش

        ممنونم از شما که با پاسختون که نتیجه کار کردن بر روی خودتون هست و سپاسگزارم باز از شما به خاطر اینکهه با کار کردن روی خودتون تیک آبی کنار اسمم رو روشن کردید و با این کار به گسترش این جهان هستی کمک میکنید

        سپاسگزارم از خداوند که به واسطه شما دوست عزیز دوباره بهم یادآوری کرد که هر لحظه در حال هدایت کردنم هست

        الان یک ساعتی میشد که میخواستم بیام تو سایت ولی کشش فرزندم به سمت خودش من رو وامیداشت از اینکه بیام بشینم سر درس و مشقم

        ولی دائم یه چیزی از این سمت من رو میکشید تا بالاخره هدایتش به قلبم اونقدر واضح شد که ناخوداگاه بلند شدم و اومدم نشستم پای سیستم

        الان که پاسخ شما رو دیدم یه چیزی تو ذهنم پر رنگ شد . غروب تو مسیر سر کارم داشتم به یکی از فایلهای استاد گوش می کردم در مورد ثروت مربوط به قدم دوم که کامنتهای بچه ها رو مثالی برای فراوانی ثروت آورده و مطرح کرده بود و میگه من وقتی کامنتها رو میخونم تو نیم ساعت حدود 50 تا کامنت رو میخونم و منتشر میکنم و بعد که می آم دوباره تعداد کامنتهای نخونده رو میبینم حدود 60 تا به کامنتهای نخونده اضافه شده و این مصداق فراوانی ثروت در حساب بانکی که ر چقدر از رو وارد چرخه کنی و بهش دید از دست دادن نداشته باشی بلافاصله به جاش ثروت از بینهایت راه وارد زندگیت میشه .

        و الان که پاسخ شما رو دیدم این تو ذهنم پر رنگ شد که همه چی با بخشش و یا رها کردن زیاد میشه . خداوند در جهان هستی بینهایت نعمت و فراوانی برای ما گذاشته و این ما هستیم که میتونیم انتخاب کنیم که ازشون استفاده کنیم یا نه

        الان که داشتم این رو می نوشتم بهم گفت این رو در مورد حال خوب داشتنم میتونی مثال بزنی اگر حال خوب تو نشر پیدا کنه و در چرخه قرر بگیره البته تاکید کرد که بدون توقع و بدون نگرانی از هر آنچه که در ذهنت است قطعا و صد در صد بازخورد جهان هستی از خوشحالی به من خواهد بود

        این روزها و هر چه قدر که بیشتر تو این سایت و فایلها خودم رو قرر میدم موضوعات برام شفاف تر داره میشه

        یه چیزی دیگه ام بگم اینجا من از خدا یک هفته ای شایدم ده روزی بود که میخواستم خدایا شرایطی برام فراهم کن که بتونم بیشتر فعالیت کنم و وقت بیشتری رو به خودم و کار کردن روی خودم اختصاص بدم و اتفاقی که افتاد باور نکردنی بود شرکت اومد پنج شنبه ها رو تعطیل اعلام کرد استاد میگه وقتی شما تغییر می کنید جهان اطرافتون بنا به میزان تغییراتی که در شما رخ داده تغییر میکنه

        اگر من میخواستم یه چنین درخواستی بدم هزار تا مورد سر راهم بود که بایستی از اونها عبور میکردم تا قبل از اینکه به خدا بسپارمش همش دنبال یه راهکار بودم که بتونم خیلی خوب این موضوع رو برای خودم فراهم کنم . اما وقتی که سپردمش به خدا همه چی بدون اینکه من بخوام کاری کنم انجام شد و نه اینکه من زوری بزنم بلکه آسون .

        آسون شدن برای آسونیها

        وقتی که قرار باشه شرک نورزی یعنی حتی خودت رو ندیدن . نمیدونم خودم الان تا چه قدر مفهموم این جمله ای که گفتم رو میتونم درک کنم ولی الان اینقدرش رو فهمیدم که تقریبا 40 درصد مواقع وقتی تو جلسه ای چیزی میخوام حرفی بزنم میگم خدایا من که چیزی ندارم هر چه هست از توست و ازت میخوام که آنچه که در خور روح خداگونه است رقم بخوره .

        قبلا ها وقتی سوار ماشین می شدم از هزار تا چیز واهمه داشتم اما به لطف آموزشهای استاد عزیزم الان با هزار تا چیز که میاد هنوزم تو سرم میگم خدایا این دستا و انگشتای روی فرمون رو تو دادی به من به خاطر این میدونم خودت هدایتشون میکنم پس خودم و خانواده ام و ماشینمم رو میسپارم به تو چون حسنی وجود نداره که بخوام بهش تکیه کنم .

        و آروم میشم

        و این آرامش مهمترین چیزیز که داره خیلی اهسته آهسته من رو در خودش فرو میبرهه البت هنوز اوقاتی هست که ندارمش ولی به محض اینکه به خود میام و موفق میشم مطالب این فایلها رو در ذهنم مرور کنم برای چند لحظه آرامشی من رو در خود میگیره که دوست ندارم حتی برای یک لحظه هم ازش فاصله بگیرم . و امیدوارم با عنایت خداوند و هدایت های لحظه به لحظه اش و اموزشهای استاد عزیزم هر روز قدم های استوارتری در این مسیر بردارم

        خدایا سپاسگزارم به خاطر این سایت الهی به خاطر تمام دوستانی که در این مسیر با من همراه کردی تا هر لحظه با این دستان ارزشمندت م روهدایت کنی

        خدایا از تو سپاسگزارم که هدایت ما رو بر عهده خودت قرار داده ای

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          مجید بختیارپور عمران گفته:
          مدت عضویت: 1260 روز

          سلاااام دوباره به داداش خوبم حسن آقای موسوی

          واقعااااا دمتگرم که اومدی به پاس قدردانی پاسخ کامنتم و دادی تا بر ایمانم بیفزایی که خیلی وقت بود نخواستم به روشن شدن این چراغ آبیم کامنت بنویسم و پاسخ بدم چون قبلنا اگه کامنتم امتیاز کم میگرفت حالم گرفته میشد و اگه به دوستی باعشق پاسخ میدادم و جوابی از طرفش نمیومدم حالم گرفته میشد که فهمیدم کامنت گذاشتنم و پاسخ دادن از سر عشق برای حال خوبم و گسترش آن در جهان داره به سم وابستگی به غیرخد آغشته میشه برای همین دیگه تصمیم گرفتم بدون توجه به این چراغ و توحه دوستان کامنت بنویسم و از حال دلم بنویسم نه برای خوش خدمتی به کسی یا دوستی این شد مدت درازی فقط مینوشتم و هیج پاسخی دریافت نمیکردم در دور امتحان و آزمایش هستم که دیدم این چراغم در یک روز درست سه رور بعد تولدم بوسیله خواهر گلم مهین عزیز و شما حسن عزیز روشن شد و الان اومدم تو سایت در گام اول همچنان گیر کردم چون احساس میکنم اینجا خیلی چیزا هست که باید بره تو قلبم و تو ضمیرناخودآگاهم تا بعدا بهتر بدون لغزش بتونم گام های بعدی رو بردارم ، رفتم اینجا پاسخ دوستی و بدم میترا خانم گل و در همین گام اول دیدم چراغ آبی داره چشمک میزنه اومدم دیدم از طرف شما دودوست عزیزم هست و اینم پاداش امروزم از طرف خدا برای پاسخ به ارتعاش مثبتی که برای دوست داشتن خودم دادم و قصد کردم ازین بع بعد زندگی دیگه واسه شادی بیشتر خودم و عشق و احترام به خودم زندگی کنم ووسعی بر تایید گرفتن از سمت خودم داشته باشم فقط هم از خودم توقع کمک به خودم و داشته باشم تا جهان منو دوست داشته باشه و برام احترام و ارزش فراوان قایل بشود الهی شکرررررررت

          دوست خوبم تو پیام قبلیت خیلی حرف قشنگی زدی که خالی از لطف نیست دوباره تکرارش کنم و بیشترین میلم به قدردانی از شما شد که وقتی نجوای ذهن میاد بهش میگی لطفا سکوت کن تو اگه بلد بودی تو اگه توانمند بودی من هزگز در این تضاد نبودم یا درگیر این مسایل پیش پا افتاده نبودم اینجا تو این وضعیت بد تو فلان مخمصه ای قزار نمیگرفتم ساکت شو تا خدا برام تصمیم بگیره و اصلا دیگه نمیشینی پیش خودت صغری کبری ببافی تا چیجوری با این موضوع کنار بیای و حلش کنی واقعا این منطق میتونه دهنه ذهن و ببنده و قدرت خدا را برای حل مسئله فعال کنه ازت ممنونم برای این راه حل و قدردانی بابت پاسخم به این کامتتت دادی ممنوووووونم رفیق شادی ات پایدار که زمینه ساز همه موفقیت هاست

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    آیسو گفته:
    مدت عضویت: 573 روز

    سلام به استاد ابراهیم گونه من و سلام به همه دوستای متوکلم در این سایت بی‌نظیر

    گام اول | “توحید” و فعال کردن قدرت خلق درونی

    در همه کشورها و در همه جای جهان ک سری اتفاقات می‌افته که جز بلایای طبیعی هستند این بدین معنا نیستش که فکر کنم خدا لج کرده و به دنبال اینی که یه بلایی سر ما بیاره اصلاً خدا این مدلی نیستش که بگه الان دوست دارم با همتون لج کنم و یه حالی ازتون بگیرم یا بگه الان دوست دارم به همتون یه حالی بدم چون که خیلی خودم حالم خوبه…

    این جمله‌های بالا رو نوشتم واقعاً به نظرم خیلی طرز فکر خنده‌دار و غیرمنطقی اومد ی حقیقت اینه که یه سری افراد واقعاً اینجوری دارن فکر می‌کنن و حتی خودمم قبلاً همینجوری فکر می‌کردم فکر می‌کردم چون یه کار اشتباهی کردم الان حقمه که بلا سرم بیاد الان حقمه که خدا منو ادب کنه نمی‌دونم واقعاً این از کجا نشئت می‌گرفت یادمه فکر می‌کردم چون یه کار اشتباهی انجام دادم من میرم جهنم دیگه پس اصلاً مهم نیست اگه کار اشتباهی انجام ندم کر می‌کردم آب که از سرگذشت چه یک وجب چه صد وجب فرقی نمی‌کنه…

    فکر می‌کنم اون موقع که طرز فکرم این بود حدوداً 17 سالم بود و یادمه که چقدر برام سخت بود اینکه فکر کنم خدا دیگه بام قهره… اون موقع خدا رو یه جور دیگه می‌شناختم فکر می‌کردم مثل انسان‌هاست یه نگاه دیگه‌ای بهش داشتم تا اینکه استاد بهم گفت خداوند مثل یک سیستمه راستش اون موقع هم وقتی برای اولین بار اینو شنیدم مغزم سوت کشید یادمه بارها و بارها این فایلو گوش دادم یه حس سردرگمی عجیبی داشتم نمی‌فهمیدم یعنی چی یعنی خدایی که توی ذهن من بود یک سیستمه مدام به خودم می‌گفتم پس اونی که شناختم یا اونی که تا قبل از این تو ذهنم بود پس اون چه خداییه یه مدتی طول کشید تا از این احساسات عجیب و غریب بیام بیرون ولی هنوز هم درک نمی‌کردم که خدا یک سیستمه یعنی چی یک زمان طولانی طول کشید واقعاً تا فهمیدم خدا خودش که یک سیستم نیست بلکه مثل یک سیستم عمل می‌کنه یعنی یه سری قوانین داره که طبق اون داره عمل می‌کنه مثلاً اگه من هر روز بهش عشق بدم قانون اینه که اونم هر روز به من عشق میده چون عادله اگه من هر روز ازش سپاسگزاری کنم اونم هر روز به من نعمت‌های بیشتری میده و برعکس…

    آها حالا شد…

    اینه خدای عادل و بی انتهای من…

    خداوند پاسخ فرکانس‌هایی رو میده که من ارسال کردم یعنی اگر در مسیر درست باشم هر اتفاقی بیفته باعث پیشرفت من میشه همین سیل و زلزله که همه فکر می‌کنند باعث نابودی میشه همین باعث شده ما به یه تضاد بر بخوریم و خونه‌ها و پل‌هامون رو محکم‌تر بسازیم ایده‌های جدیدی ارائه بشه و ما پیشرفت کنیم…

    مسئول زندگی خودم خودم هستم نه خداوند نه مملکت نه پدر و مادرم و نه مسئولان این من هستم که همه اتفاقاتو رقم می‌زنه خیلی از افراد هستند که مدام میگن مسئولان باید به این وضع رسیدگی کنند خوب این مسئولان هم جزئی از خودمون هستند اینکه همش به دنبال یه آدم بیرون زندگی خودم و یه عامل بیرونی باشم که زندگیمو درست کنه این نادرست‌ترین حالتو در عین حال راحت‌ترین حالته…

    این نگاه که یه نفر دیگه باید زندگی منو تغییر بده رو باید بریزم دور بعضیا ممکنه بهشون یه ارث برسه یا منتظرن که یه اتفاقی بیرون از زندگیشون بیفته و زندگیشون عوض بشه من باید از خودم بپرسم که خودم چه کاری می‌تونم انجام بدم خودم چطور می‌تونم زندگی خودمو عوض کنم و هر وقتی یه فکری دیگه توی ذهنم اومد که یه عامل بیرونی مثل دولت باید باشه که زندگی من عوض بشه باید بدونم این یه ایرادیه که توی باورهای منه خیلیا هستند در همین شرایطی که من هستم و در همین جا موفق شدند و اگه من نتونستم یعنی باید بگردم و این ایرادی توی باورهای خودم پیدا کنم…

    این قانون رو میشه تووی همه قسمت‌های زندگی دید بارها برام پیش اومده که ماشینم یه مشکلی داشته و خراب شده و برادرم بهم گفته که خودم میام یه نگاهی بهش میندازم و درستش می‌کنم و تا وقتی که اون بیاد نگاه کنه کلی منو حرص داده و کلی هم دیر کرده یعنی حتی اگه برای درست شدن ماشینم منتظر یه عامل بیرونی باشم همچین بلایی سرم میاد حالا ببین اگه برای درست شدن زندگیمم همچین فکری داشته باشم چه بلاهایی که قرار نیست سرم بیاد…

    و خیلی وقتا پیش اومده که توی کار گروهی وقتی با یه نفر بودم که کارشو درست انجام نمی‌داده اینکه من منتظر می‌موندم تا قسمت خودشو کار خودشو انجام بده بارها و بارها حرص می‌خوردم به هم می‌ریختم حتی نمی‌تونم تصورشو کنم که اگه برای زندگیمم منتظر یه نفر باشم چه اتفاقاتی نخواهد افتاد…

    قانون قانونه چه در اسکیل بزرگ چ کوچیک.. هیچ وقت نباید منتظر کسی باشم..

    همه چیز به باورهای من ربط داره و سریع پاسخ میده اگه همین الان جنس افکارم عوض بشه توجه متفاوتی داشته باشم ی‌بینم که همه چی داره عوض میشه و اگه این روند رو ادامه بدم بعد یه مدتی می‌بینم یه آدم شدم که هیچ ربطی به گذشته خودش نداره اگه منتظر یه آدمی هستم که وضعش خوب بشه و به من کمک کنه این یه اشتباه محضه سمه و تله است وقتی که داشتم این جمله رو می‌نوشتم یاد یه اتفاقی افتادم به یاد این افتادم یه زمانی با خودم گفتم اگه وضع فلانی خوب بشه چقدر خوبه وقتی هم که من می‌خوام فلان کارو انجام بدم اونم می‌تونه یه کمکی بده….

    خدای من

    چقدر ممکنه آدم خیلی ریز شرک بورزه!

    اینجا باید گریزی بزنیم به داستان حضرت یوسف:

    قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا یَدْعُونَنِی إِلَیْهِ ۖ وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّی کَیْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَیْهِنَّ وَأَکُنْ مِنَ الْجَاهِلِینَ﴿33﴾

    حضرت یوسف رو به آسمان کرد و گفت: خدایا من زندان را بر آنچه زلیخا از من میخواهد ترجیح میدهم خدایا اگر با لطف و کرمت مرا از دست کید و مکر اینها نجات ندهید احتمال انحرافم دور نیست و در صورت تسلیم راه جاهلان را پیموده ام.

    فَاسْتَجَابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ کَیْدَهُنَّ ۚ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ﴿34﴾

    خدای یوسف دعایش را قبول کرد و او را از مکر و حیله زنان نجات داد چون خداوند شنوا و بینا و حافظ بندگان مخلص خود است.

    این دو آیه نشون میده، پیامبران هم ممکن بود اشتباه کنند… اشتباه جزئی از انسانه و مهم اینه وقتی که فهمید از خدا کمک بگیره و خداوند توی هر مسیری باشی به تو کمک خواهد کرد

    بارها استاد گفته که اگر در مسیر درست باشی کمک بخوای خدا تورو تا تهش میبره و تا تهش باهاته تو مسیر اشتباه باشی بازم خدا باهاته…

    تو چی‌میخوای؟

    تو تصمیم بگیره…

    درهر شرایطی خداوند بخشنده و مهربان و وهاب کنارته و باهاته!

    و این آیه ای بود که در حین نوشتن بهم الهام شد

    وَقَالَ لِلَّذِی ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِنْهُمَا اذْکُرْنِی عِنْدَ رَبِّکَ فَأَنْسَاهُ الشَّیْطَانُ ذِکْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِی السِّجْنِ بِضْعَ سِنِینَ﴿42﴾

    یوسف به یکی از زندانیان که به ظنّش آزاد و رها میشد فرمود: به دربار عزیز رسیدی به عزیز بگو من بیگناهم و مرا یادآوری کن ولی شیطان نام و یاد یوسف را از یاد آن زندانی گرفت و یوسف چندین سال در زندان ماند.

    اره شرک مثل مورچه سیاهی روی سنگ سیاه در دل شبه!

    بله قانون برای همه یکیه حتی برای پیامبران…

    خداوند هر چیزی رو میبخشه بجز شرک!

    ولی کافیه متوجه بشی که شرک ورزیدی و توبه کنی …

    اونوقت خدارو بازم بخشنده مهربان ستار العیوب پیدا میکنی!

    چطور عاشق این خدا نشم؟

    خدایا شرک رو از وحودم پاک کن و کمکم کن توحیدی باشم و فقط به تو توکل کنم که تو بهترین یاری دهنده هستی.. آدمی که باورهای درست داره به خداوند توکل می‌کنه کانون توجهشو کنترل می‌کنه همواره در مسیر درست قرار داره طبق قانون تکامل قدم‌هاشو آروم آروم طی می‌کنه در زمان درست در مکان درست قرار داره باید صبر داشته باشم و بدونم که یک شبه همه چیز عوض نمی‌شه باید صبر کنم تا افکارم قدرت بگیره و به دانسته‌هام عمل کنم و باید بدونم که ایمانی که عمل نیاره حرف مفته خدایا من را در مسیر درست قراربده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    ام البنین بیگدلی فر گفته:
    مدت عضویت: 3370 روز

    به نام خداوند مهربان و هدایتگر

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی

    خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم

    خدایا سپاسگزارم که همیشه همراه منی و با منی و عاشق منی و دوستم داری

    خدایا سپاسگزارم که همیشه حواست بمن هست و هدایتم میکنی

    خدایا سپاسگزارم که مثل همیشه به بنین گفتی حواست باشه ، مسیرت رو درست کن

    خدایا سپاسگزارم که بهم یادآوری کردی که خودتی که می تونی با افکار و باورهات زندگیت رو تغییر بدی ، خودت مسئول زندگی خودت هستی

    خدایا هزاران بار شکر بخاطر این سایت توحیدی و بی نظیر

    « من مسئول زندگی خودم هستم »

    -این جمله در ظاهر خیلی ساده است ولی پذیرش همین یک جمله کل زندگی رو تغییر میده .

    -اساس تغییر پذیرش همین یک جمله است .

    -این جمله میگه من قدرت خلق زندگیم رو دارم .

    -این جمله از توحید و یکتاپرستی میگه ، اینکه خداوند قدرت خلق زندگیم رو به خودم داده.

    – میگه اینقدر این در و آن در نزن ، اینقدر انگشت اشاره ات رو سمت دیگران نگیر ، همه چیز در درون خودت ، همه چیز بخاطر افکار و باورهای خودته.

    -پس برو سراغ افکار و باورهات و افکار و باورهات رو بررسی کن و تغییر بده ، برو واسه کنترل ذهن .

    – اگر چیزی هست در اطرافم ( مالی ، عاطفی ، …) که نازیباست فقط و فقط مسئولش خودم هستم ، فقط و فقط بخاطر افکار و باورهای خودم هست .

    سپاس از استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    هیوا گفته:
    مدت عضویت: 280 روز

    به نام خودت، رب من!

    سلام عزیزان دل

    خوشحالم بابت اولین کامنتی که دارم می ذارم:)

    استاد جونم! ممنون به خاطر توضیحات روان و خوبتون و به اشتراک گذاشتن این همه آگاهی!

    خانم شایسته عزیزم! سپاسگزارم که این سری فایلا رو جمع آوری کردید، واقعاً ارزشمنده.

    اول باید هدفم رو از نوشتن برای خودم واضح کنم، تا بهتر بتونم بنویسم. من می نویسم تا بعداً ببینم از کجا شروع کردم و چقدر تغییر کردم، می نویسم برای خودم تا بتونم ذهنم رو بهتر سازماندهی کنم و هم جهت ترش کنم با قلبم، می نویسم چون شاید نوشته های من بتونه به دوستان کمک کنه، درست همون طور که نوشته های دوستان عزیزم به من تا حالا خیلی کمک کرده. و مطمئنم نوشتن خیلی تأثیرات جادویی دیگه هم می تونه داشته باشه که من در ادامه ی مسیر بهش می رسم. حتی می تونم تکاملم تو نوشتن رو هم طی کنم. دوستت دارم خدا! شکرت!

    «من مسئول 100 درصد زندگی خودمم. » من یه زمانی یه دوستی داشتم که باعث شد اعتماد به نفس من بره زیر سؤال و من 4 سال از زندگیم رو به خاطر همون دوستی و «مقصر دونستن دوستم»، با احساس بد و پسرفت های زیادی گذروندم.(باوجود اینکه رابطه ام رو به پایان رسونده بودم) بعد که تصمیم گرفتم تغییر کنم و هدایت شدم به این سایت،گفتم دیگه بسه بهونه آوردن و مقصر دونستن اون آدم، من خودم مسئول زندگیمم و خودم با اون آدم دوست شده بودم، و خودم اون احساس رو به وجود آورده و ادامه داده بودم. بعد شروع کردم به کار کردن روی خودم و به عهده گرفتن مسئولیت کار هام و زندگیم. من یاد گرفتم که هر کس الان هر جایی که هست، به قول قرآن «ذره ای بهش ستم نشده». و در جای درستی قرار داره. به خاطر فرکانس ها و اعمالش ، دقیقاً همون جایی هست که باید و در وضعیت مناسب و متناسب با آنچه که از پیش فرستاده هست. (خدایا شکرت که هر سری با یه دیدگاه متفاوت و بهتر از قبل به آیات قرآن نگاه می کنم)

    یه مثال بزنم از به کار گرفتن این قانون و نتیجه اش تو زندگیم: استاد ما بهمون قول داده بود که برای امتحان نهایی درس مربوطه برامون کلاس بذاره، ما سهم خودمون رو انجام داده بودیم و به ایشون یادآوری کرده بودیم برای کلاس ؛ ولی اینجا بود که من خودم مسئولیت خوندن رو به عهده گرفتم ؛ خدا جون، یار همیشگیم، بهم یادآوری کرد که نباید توقع داشته باشم از استادم و باید خودم درسم رو بخونم و جالب اینکه استادمون کلاس نذاشت، من اون درس رو خوندم و امتحانم رو بیستتتتتتت شدمممم:))))))

    من همچنان باید روی قدرت و توانمندی خودم حساب کنم و تنها و تنها از خودم و خدای نازم توقع داشته باشم. نباید به هیچ عامل بیرونی قدرت بدم، این منم که زندگیم رو می سازم و هیچ کسی نمی تونه هیچ گونه تأثیری در زندگی من داشته باشه. من با باورهام زندگیم رو می سازم. واقعاً واقعاً همین طوره. من از زمانی که شروع کردم به کار کردن رو افکارم و سامون دادم بهشون، رفتار دوستام و خونوادم باهام تغییر کرد. اونا که همون آدمان، چیزی که این وسط تغییر کرد ، باورای من بود!

    ممنونتم خدا! مرسی به خاطر این آهنگ قشنگی که الان داره پخش میشه. مرسی که کمکم کردی اولین کامنتم رو بنویسم و کمال گرایی رو بالاخره بذارم کنار:)

    یه چیز دیگه که الان یادم اومد، اینه که من تو درس زیست، معلمی داشتم که خیلی رابطه با خوبی باهاش نداشتم. من به علت قدرت دادن به رفتار اون معلم و نسبت دادنش به درس زیست، از این درس کلا بدم اومد و شد نقطه ضعفم، تا همین اواخر که وقتی بدون پیش زمینه ی بد و با حس توانمندی زیست رو خوندم، فهمیدم که من حتی زیست رو دوست دارم و چقدر خلاقم تو قسمت های ترکیبی!!!! تا این حد مهمه حساب کردن روی خود و پذیرفتن مسئولیت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    مریم انصاریان گفته:
    مدت عضویت: 2089 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

    «وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ»

    «أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ»

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    قُلْ أَفَرَءَیْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ إِنْ أَرَادَنِیَ ٱللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ کَاشِفَٰتُ ضُرِّهِۦ أَوْ أَرَادَنِی بِرَحْمَهٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِکَٰتُ رَحْمَتِهِۦ ۚ قُلْ حَسْبِیَ ٱللَّهُ ۖ عَلَیْهِ یَتَوَکَّلُ ٱلْمُتَوَکِّلُونَ

    بگو: آیا آن کسانی را که غیر از خدا می‌خوانید دیده‌اید؟

    اگر خدا بخواهد زیانی به من برساند، آیا آن‌ها می‌توانند زیانش را برطرف کنند؟

    و اگر بخواهد رحمتی به من برساند، آیا می‌توانند مانع رحمت او شوند؟

    بگو: خدا مرا بس است، توکل‌کنندگان بر او توکل می‌کنند.

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به خانم شایسته نازنین که به لطفش این پروژه زیبا رقم خورده

    سپاسگزار خداوندم که انگار باز اجازه و توان نوشتن بهم داده

    سپاسگزار خداوندم برای اینکه قدرت خلق زندگیمو بهم داده و خودش برای من کافیه ، و کافی بودنشو هر روز بهتر میفهمم و می بینم.

    اینکه چطور رحمتشو دریافت میکنی براحتی ، اینکه چطور همه عاشقانه بهت خدمت میکنن ، ولی چه زمانی ؟ وقتی نگاهتو از بقیه برداری توکل کنید به خدا و نگاهت فقط به اون باشه.

    فقط باید من تغییر کنم هر چی بیشتر نتایج بیشتر میشه.

    مدتهاست که توقعم از دیگران به نزدیک صفر رسیده ، و هر خوبی رو با عشق و لذت از سوی خدا می بینم و سپاسگزارترم نسبت به آدم ها ، امیدوارم این نگاه رو همواره بتونم داشته باشم و خوب یاد بگیرم روی بقیه حساب نکنم اما نکته مهمتر اینه برای من که یاد بگیرم چطور روی خدا حساب کنم.

    إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ

    صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    آرزو میرکاظمی گفته:
    مدت عضویت: 803 روز

    به نام خداوندی که نامش و یادش در هر جا و هر زمان مایه آرامش قلبم بوده هست و خواهد بود :)))

    سلام و احترام خدمت استادان بزرگوارم و رفقای بهشتیم…

    از لحظه ای که دیروز تصمیم گرفتم بخشی از زمانم رو به این پروژه اختصاص بدم و خودم رو به استخدامی خدا در آوردم معجزه وار از زمین و آسمان خیر و برکت و نعمت به سمتم سرازیر شده …

    آرامش و گشایش قلبیم نسبت به روزهای قبل خیلی بهتر شده و انگار سبکم حتی لحن حرف زدنم آروم شده و منم و یه رهایی خاص و من این حالت رو خیلی دوست دارم و شاکر خداوند که آنچه دوست دارم رو به من عطا میکنه ..

    قبل از گوش دادن فایل تمام خانه ام رو تر و تمیز کردم و با وجود 2 تا بچه سعی کردم فضا رو آروم کنم و به قول خانم شایسته تو این 2 ساعتی که برای خودم اختصاص دادم خودخواه شدم و نهایت استفاده رو کردم و خدا رو شکر همه چی عالی پیش رفت و دقیقا آسونه آسون

    نکات خیلی کاربردی و مهمی رو یادداشت کردم

    به خود اکنونم با نهایت احترام میگم بسه دیگه بسه متهم کردن این و اون ،آخه افراد که سهله حتی وقتی یه غذایی یه کاری بد از دستم در میاد یه ذره نمیگم مقصر منم حتی اونجا هم میخوام بندازم گردن اون مثلا خیارشوری که خوب درنیومده در حالیکه باید بگم من مقصرم من باید تو فلان زمینه که ضعف دارم ،ضعفم رو برطرف کنم جاروبرقی خوب نمیکشه میگم جاروبرقی مقصره یعنی تا این حدددد خودم خندم میگیریه:))))

    در مورد انسانها هم دقیقا با شدت بیشتر این ضعفه انداختن اتفاقات زندگیم گردن دیگران در من ریشه دار هست

    یکبار برای همیشه میخوام بسوزونم این ریشه رو هر چقدر هم به این ضعف و باور غلط فکر میکنم میبینم ترس از حرف مردم هم پشتش قایم شده

    از خداوند میخوام از اراده ی کن فیکونش برمن بباره که بتونم روی خودم کار کنم و دقیقا طبق آموزش های استاد عباسمنش پیش برم .

    یاد گرفتم تا زمانی که از دیگران توقع دارم و تو مسیر غلطی هستم هر چقدرم تلاش کنم به نتیجه نمیرسم باید دندون لق توقع رو بکنم بندازم دور

    یاد گرفتم تا زمانی که دنبال بهانه و توجیه هستم مسیرم غلطه مسیرم،مسیره شرکه

    و خداوند از شرک نمیگذره الان اون حدیث پیامبر رو بهتر میفهمم.

    یاد گرفتم من باید مسولیت صد در صد زندگیم رو در تمام جوانب به عهده بگیرم

    با رعایت این مطالب با بودن مستمر در این مسیر با زندگی کردن با این اگاهی ها و عمل بهشون من پله به پله به توحید مسیر خوشبختی نزدیک و نزدیک تر میشم .

    جملات کلیدی که یاد گرفتم به صورت روزانه در دفترم بنویسم و با خودم تکرار کنم :

    هر فردی نتیجه افکار و باورهای خودش رو میگیره .

    من مسول 100 در صد اتفاقات زندگیم هستم

    خودم باید شرایط خودمو درست کنم

    من راه درست رو میرم و کار درست رو انجام میدم فارغ از نظر مردم

    استادان عزیزم خداوند به شما عمر باعزت بده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      سجاد بحرینی گفته:
      مدت عضویت: 2257 روز

      سلام آرزوی عزیز

      درکتان از قانون رو تحسین میکنم

      اون جمله که تقصیرها انداختین گردن خیار شور خیلی خندم گرفت ولی واقعیت زندگی من نوعی همینه که ذهنم تربیت شده که تقصیرها رو بندازم گردن عوامل بیرونی

      حالا این عامل بیرونی هر چیزی میتونه باشه از خانواده و بچه بگیر تا دولت و حکومت حتی تا خیار شور شما

      که خب همه ی اینا از دیدگاه خداوند میشه شرک

      و شرک هم گناهی است که خداوند هرگز آن را نمی بخشد حتی از پیامبران

      مثلا یوسف پیامبر انجا که شرک ورزید و به هم سلولی اش گفت که سفارش من رو پیش عزیز مصر کن

      خداوند هم گفت شرک ورزیدی؟

      حالا یه 10_15 سال دیگه بمون اب خنک بخور تا یاد بگیری که باید از کی درخواست کنی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: