این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2019/04/abasmanesh1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2019-04-06 14:20:232024-09-24 19:24:19live | “توحید” و فعال کردن قدرت خلق درونی
1956نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
اول از همه این را بگویم که در این مدت چقدر این فایل ها کمک کننده من در مسیر تکاملم بودند و چقدر زیبا خداوند عزیزم با این فایل ها هدایت کردم و شاکر لطف و محبت پروردگارم هستم…
استاد عزیزم، شما نمونه ی بارز یک انسان توحیدی هستی که عملی این ایمان را به ما نشان دادید و من در خیلی جاها مات و مبهوت از این همه ی ایمان بودم که خالصانه بود و هر آنچه را که خداوند به شما ارزانی داشته حقیقتا حاصل افکار و باورها و ایمان و تلاش و عمل شما بوده، خوشحالم که چنین الگویی را انتخاب کردم، تا بتوانم خودم را در جهت خواسته هایم پیش ببرم، واقعا ازتون سپاسگزارم استاد مهربانم،
مریم جانم، مریم زیبا رو و زیبا دل من، که واقعا دوستت دارم، از شما هم بابت تمامی عشقی که نثار ما می کنید سپاسگزارم،، و تمامی عوامل پشت صحنه😍😀 قدردان زحمات همگی هستم…
جهان پاسخ فرکانس های ما را به ما بر می گرداند…
تمام رخدادهایی که در طبیعت به وجود می آید تماما باعث پیشرفت بشریت هستند…
ما مسئول زندگی خودمان هستیم…
افکار ما زندگی ما را خلق می کند…
هیچ عامل بیرونی در زندگی ما نقشی ندارد…
ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است…
توقع داشتن از دیگران، یعنی در مسیر اشتباه بودن
تا خدا هست بقیه ای وجود ندارد، خدایی که درون من است و از طریق قلبم با من سخن می گوید…
اگر داری مثل بقیه فکر می کنی، مثل بقیه هم نتیجه می گیری…
مستقل بودن
تحسین کردن موفقیت دیگران
کار کردن روی باورها و عمل کردن به ایده ها
ایده هایی که با شرایط فعلی هماهنگ است…
خوشبختی داشتن احساس خوب است…
ثروت نتیجه داشتن حال خوب است…
ما درون خود را درست کنیم، بیرون خودش شکل می گیرد..
در پناه الله شاد، سلامت، خوشبخت، سعادتمند و ثروتمند در دنیا و آخرت باشید🤲🏼♥️
تمرکزم رو بگذارم روی خودم ، از درونم شروع کنم تا اوضاع بهتر بشه ، شرایط بیرون از من فقط از درون من نشات گرفته و به خاطر فرکانس هایی است که از پیش ارسال کردم با بهتر کردن عزت نفسم ، باور کردن خدای خودم و خودم شرایط کم کم کم کم بهتر میشه ، شرایط تکاملی بهتر میشه ، نباید کمال گرایانه فکر کنم
اگر میبینم کسی اوضاع خوبی داره ، ثروت عالی ، همسر عالی ، فلان ماشین و خونه رو داره ، تحسین ش کنم و بدونم من هم میتونم به موقعیت های عالی برسم چون جایی که الان هستم نتیجه ی فرکانس ها و باورهای گذشته ی منه ،
اگر میخواهم متفاوت نتیجه بگیرم متفاوت هم باید فکر کنم ، متفاوت عمل کنم
منتظر نتیجه نباشم و از اکنون م لذت ببرم
از داشته های قشنگم
خوشحال بشم که خواسته ای در درون من شکل میگیره نه اینکه حسرتش و بخورم و فحش بدم ، اگر من فلان چیز و ندارم به خاطر باورهای گذشته ی من بوده .
یکی از مهم ترین باورها اینه که من
مسئولیت تمام و کمال زندگی خودم و بر عهده بگیرم
پس تحسین کردن
سپاس گذاری کردن
نوشتن آرزوها
نوشتن اولویت ها
را انجام بدهم.
هر ایده ای که به ذهنم میاد عمل کنم عمل کنم عمل عمل عمل عمل عمل عمل کنم .
ایده هایی که مطابق شرایط اکنون منه.با ایمان اراده توکل باور
ثروت نتیجه ی طبیعی باورهای خوب است .
بلایا را بلایا ندانم
یک اتفاق یکسان شرایط و نتایج متفاوتی را برای انسان ایجاد میکند
امروز دوم اسفند ماه 1403 هستش (دقیقاً 28روز یعنی به تعداد گام های این پروژه ، پروژه خانه تکانی ذهن)
از دیروز -پریروز که همسرم حرف از شروع خانه تکانی زد من هم به یاد خانه تکانی ذهن افتادم و چون قبلا ادامه نداده بودم نمی دونستم دقیقا چند جلسه داره و به خودم گفتم که شروع می کنم و اگر از تعداد روزهای باقیمانده سال بیشتر بود میگنجونم تو روزهای دیگر و شروع می کنم اما نمیدونم ذهنم به سمت چی رفت که فراموش کردم اما امشب هم دو دل بودم که این پروژه را شروع کنم یا روز شمار را ابتدا کفتم بیام از قسمت نشانه های سایت شروع کنم ام گفتم که نع شروع می کنم و پروژه را استارت زدم و دیدم که الله اکبر این خودش یه دلیل برای تثبیت این تصمیم است که دقیقاً تعداد گام ها به انداره تعداد روزهای باقیمانده سال است و دقیقا اگر خوب به آگاهی ها و تمرینات عمل کنم می توانم سال جدید را با ذهنی تکانده از باورها و آشغالهای قدیمی شروع کنم.
خب جلسه اول را شروع می کینم .
در ابتدا جا داره که مسئولیت تمام اتفاقات زندگی ام را بپذیرم.
اینجانب محمد رضا رئیس آبادی دانشجوی این دانشگاه “بنده ی مخلص خدا ساز”abasmanesh.com متعهد می شوم که مسئولیت 100% تمام اتفاقات زندگی ام را بپذیرم.
من به عدالت خداوند ایمان دارم ، ایمان دارم که خداون این جهان را به گونه ای تعبیه کرده و برای اداره آن قوانینی وضع کرده و کدهایی نوشته تا این جهان بدون کوچکترین نقصی به پیشرفت و تکامل خود ادامه دهد .خداون یک انسان قدرتمند نیس که از اون بالا بالاها نگاه کن که چه کسی بیشتر التماس و دعا می کند و ترحم بیشتری جلب کند و برای چه کسی زهر چشم بگیرد .
افکار و باورهای ما اتفاقات زندگی ما را رقم میزند.
بهشت را به بها دهند نه به بهانه.
این شرایط نیست تا من زندگی بهتری داشته باشم.
این دیگران نیستند تا زندگی من را بهتر می کنند.
این کشور نیست تا شرایط من بهتر شود.
این باورهای من هستند که زندگی من را متحول می کنند.
من می خواهم نتایجی متفاوت از نتایج اغلب جامعه بگیرم؛ پس باید باورهایی متفاوت از اکثریت جامعه بگیرم.
کسی که به عدالت خدا ایمان دارد و به خدا توکل کرده نیاز نیست به خاطــــــــــــر مردم کاری کند.
سلام استاد عزیزم، مریم بانوی گرامی و دوستان توحیدی در سایت
چندمین باره که هدایت میشم به شنیدن این فایل… دیروز دوباره جلسهی پنجم از قدم اول دوازده قدم رو گوش دادم. این روزها خیلی جدی ترجمهی قرآن رو میخونم و هر آیهای که توی دلم میشینه یا دوست دارم بارها بشنوم، یادداشت میکنم. بعد هم بر اساس موضوع دستهبندیشون میکنم؛ مثلا آیههایی که دربارهی غمگین نبودن هستن—که فکر کنم 42 بار خداوند توی قرآن تأکید کرده که نگران و ناراحت نباشیم—یا آیههایی که دربارهی حجابن و…
این روش رو که شروع کردم، یه حس عجیبی بهم دست داده، یه حال خوب، یه آرامش… دیروز وقتی دوباره سورهی حمد رو با دقت خوندم و نکتههایی که استاد گفته بودن رو مرور کردم، دیدم چیزایی رو متوجه میشم که قبلاً ندیده بودم. انگار هر بار یه لایهی جدید از معنا برام باز میشه…
یه جایی توی این سوره استاد میگفتن که ما خدا رو میپرستیم، بهش ایمان داریم، ولی توقعمون از آدمهاست! و این شرکه… مثلا میگیم خدایا من فقط به تو تکیه دارم، اما توی عمل، انتظار داریم فلان آدم هوامونو داشته باشه، مشکلمونو حل کنه، بهمون توجه کنه… و وقتی این توقع برآورده نمیشه، دلمون میگیره، احساس تنهایی میکنیم. در حالی که کمک آدمها طبیعیه، ولی نباید نگاهمون به اونا باشه، باید بفهمیم که هر کمکی در اصل از طرف خداست، هر دستی که به سمتمون دراز میشه، در واقع دستی از دستان خداست… تشکر زبانی از آدمها جای خود، اما توی دلمون باید بگیم: خدایا، میدونم که این کار، کار خودت بود… و اینجوری شکر واقعی رو به جا بیاریم.
نمیدونم چی شد که خواستم اینا رو بنویسم… شاید برای این که دوباره توی ذهنم تثبیت بشه، شاید هم برای این که یه تلنگر برای دلهامون باشه. امیدوارم یه روزی بتونیم این شرک پنهان رو، چه آگاهانه، چه ناآگاهانه، از وجودمون پاک کنیم. همونطور که پیامبر (ص) میفرمایند: شرک مخفی مثل راه رفتن مورچهی سیاهی روی سنگ صاف سیاه در دل تاریکی شب هست… یعنی تشخیص دادنش خیلی سخته و باید خیلی حواسمون به دل و نگاهمون باشه…
خیلی ممنونم که باز هم این این مفهوم حساب نکردن رو ادم ها و دریافت کمک ها از خدا رو یاداوری کردید
موضوعی که قطعا الان بهش نیاز داشتم
و جایی که در مورد ارامش صحبت کردید کمک کرد بیشتر تفکر کنم و باور کنم که ارامش و احساس خوب داعمی رو میتونیم خودمون به وجود بیاوریم
با تغیر افکار غالبمون در طول روز و تغیر باوور هایی که این افکار و احساس ها و برای ما خلق میکنن
که همش بر میگرده به جهان بینی و دیدگاه ما نسبت به زندگی
من هم که به زندگی خودم نگاه میکنم میبینم که نسبت به چند ماه قبل هم خیلی تغیر کردم و باید این رشد و تغیر رو ببینم روش تمرکز کتم تا بیشتر بشه و اوضاع بهتر بشه
امیدوارم حالت عالی باشه که البته از فعالیتت توی سایت کاملا مشخصه در چه حال و فرکانسی به سر میبری
چه خوب که به من یادآوری کردی که هر چیزی رو از خدا بخوام؛ چرا که خداوند هر گناهی رو میبخشه بجز شرک؛ و عقوبتش همون نتیجه عمله در همین دنیا؛ مادامی که ما شرک می ورزیم به خواسته هامون نمی رسیم و بعد فکر می کنیم رها شده هستیم.
همونطور که در کامنت قبلیت از خدا خواستی که محدودیت های ذهنیت یکی پس از دیگری رنگ ببازند و جای خودشون رو به آرامش بدن،
اینجا از خدا میخوام ما رو به مسیری هدایت کنه که شرک های مخفی درونمون یکی یکی حذف بشن و جای خودشون رو به ایمان و یکتاپرستی بدن.
روز شمار تحول زندگی من روز هفتاد و چهارم از فصل سوم
سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم
بریم سراغ نشانه های الهی امروزم:
خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی
خدایا شکرت بابت سلامتیم
خدایا شکرت بابت حال خوبم
خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم
خدایا شکرت بابت بارون فراوانی که بارید بارون با چه شدتی داشت میبارید این نشانه واضح فراوانی نیست پس چیه
خدایا شکرت بابت غروب زیبایی که امروز تماشا کردم خدای من شکرت
خدایا شکرت بابت خورشید زیبایی که لحظه ی غروب دیدم
خدایا شکرت بابت اینکه رنگ صورتی رو به آسمون پاشیده بودی وقتی دیدم این همه زیبایی رو هوش از سرم رفت
خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز
خدایا شکرت بابت تمام مشتری هایی که امروز برام فرستادی
خدایا شکرت بابت اینکه یه مشتری زنگ زد گفت من تو کار فروش محصولات ارگانیک هستم ازتون خرید میکنم و باهم همکاری میکنیم و 25 بسته ازم خرید کرد 375 تومن دریافت کردم
البته قبل از اینکه بسته به دستش بره پولم رو واریز کرد این کار خدا نیست پس کیه که مشتری ها بهم اعتماد میکنند
خدایا شکرت بابت اینکه 3 بسته پودر زعفران فروختم 60 تومن دریافت کردم
خدایا شکرت بابت اینکه یه تصمیمی که داشتم برم دوقلوهای دوستم رو ببینم ولی همش به تعویق مینداختم امروز تصمیم گرفتم با مامان و خواهرم برم به دوستم زنگ زدم گفت خونه ام بیایید و خیلی خوشحال شد
خدایا شکرت بابت اینکه من و خواهرم هر کدوم یه دست بلوز شلوار خوشگل برا دوقلوها گرفتیم
خدایا شکرت بابت اینکه از مسیری که همیشه میرم نرفتم و یه مسیر جدیدی رو انتخاب کردم و تصمیم گرفتم از کمری برم هم زود برسم و هم برم تو دل ترسام
خدایا شکرت بابت اینکه همیشه از یه جا گاز میزدم امروز تصمیم گرفتم به سی ان جی جدید برم که رفتم تجربه متفاوتی بود
خدایا شکرت بابت اینکه کلی خوش گذشت تو خونه دوستم نسترن دوقلوهای قشنگشو دیدم کلی از دیدنشون لذت بردم خدایا بزرگیتو شکر دو تا بچه پسر سالم دادی به دوستم من نعمت و هدایت خداوندم رو تو این بچه های دوقلوی ناز دیدم
خدایا شکرت بابت اینکه صندلی ریلکس داشت توخونشون دوستم اونم تجربه کردم خیلی راحت بود و یه خواسته در من شکل گرفت که منم بخرم
خدایا شکرت بابت چای و میوه و آجیل خوشمزه ای که تو خونه دوستم خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت دوست قشنگ و آروم و مهربونم نسترن .دوستم که چند سال پیش از لحاظ مالی ضعیف بودند ولی حالا یه واحد آپارتمان حدودا 160 متری دارند ماشین واسه خودش خریده بود یه دختر داشت حالا بچه دو قلوی پسر خدا بهش داده یه کارگاه خیاطی داره
معلومه باوراشو تغییر داده من تحسینش میکنم
بهش گفتم خیلی توجه میکردی و باور داشتی که دوقلو میشن بهم گفت آره خیلی خوشم میومد و توجه میکردم چه جالب میگفت خیلی راحت و یهویی بچه ها به دنیا اومدن من اصلا اون روز رفته بودم چکاپ که گفتن باید بستری شی و بری اتاق عمل و بچه ها به دنیا اومدن میبینی هدایت خدارو
بهم گفت من هرروز که از خواب بیدار میشم چن وقته که شکرگزاری هامو مینویسم
بهم گفت خواهرم نگین تو این مسیر یه ماشین آردی و ام وی ام خریده و میخوان از آستارا مهاجرت کنن به اردبیل و یه واحد آپارتمان هم میخوان از اردبیل بخرن
بهم گفت خواهرم نیلوفر حتی پول میده محصول روی باورها کار کردن میخره کسب و کار موفقی داره و ماشین شاسی بلند تیگو سفارش داده
تحسینشون میکنم ببین تغییر باورها چه نتایجی رو میتونه رقم بزنه و این نتایج چقدر میتونه بزرگ و بزرگتر بشه
من با شنیدن این موفقیت ها باور کردم که میشود
موفقیت هیچ ربطی به مکان زندگی و سرمایه اولیه و حمایت خانواده و جنسیت و سن و تحصیل نداره
خدایا شکرت بابت اینکه مامانم هندونه خرید و خوردیم و لذت بردیم
خدایا شکرت بابت اینکه دخترعمه هام اومدن خونمون و برام شیرینی آورده بود
من دیروز دیدم باد لاستیک ماشینم کم شده رفتم سرویس کار باد زد امروز دیدم بازم کم شده حتی مهمونی رفته بودیم همونجا متوجه شدم خلاصه اومدم و رفتم سرویس کار دیدم شلوغه زنگ زدم به دوستم ،دوستم گفت بیا منو بردار بریم سرویس کار دیگه پنچریشو بگیره حتما پنچره که دو بار بادشو خالی کرده من رفتم و دوستم رو برداشتم رفتیم و سرویسکار گفت اصلا نمیشه پنچریشو گرفت لاستیک عمرشو کرده باید عوض شه من که یه ترمز دارم و تا حالا حل نکردم گفتم وای من نمیخوام خرج کنم همش فکر پولش بودم دوستم به چندین جا زنگ زد و قیمت پرسید و همه جا گفتند لاستیک دست دوم نیست تو دلم گفتم خدایا من قدممو برداشتم من نمیدونم تو میدونی خودت هدایتم کن خودت درستش کن خلاصه من رفتم خونه توراه خونه بودم دوستم زنگ زد گفت یه لاستیک در حد نو خریدم برات خدای من شکرت
اولش یکم احساسم بد شد بعدش ذهنم رو کنترل کردم گفتم خدایا من که راه دور رفته بودم چه خوب که لاستیک نترکید و اتفاق ناخواسته ای نیفتاد
خدایا شکرت بابت اینکه سمت میدان ولایت برج دوقلوی اکباتان رو دیدم که در حال ساخته و پروژه بسیار بزرگ و پر هزینه ایه یه لحظه وایستادم و به برج ها نگاه کردم گفتم خدای من انسان خالقه انسان ببین چه کارای بزرگی رو میتونه انجام بده فقط باورامون محدوده
تو تابلو نوشته بود خوندم که چه چیزایی میسازند داخلش ،رفتم سرچ کردم همینجا میزارم که باور فراوانیمون تقویت بشه
این برج شامل 192 واحد مسکونی، 20 واحد تجاری در 19 سقف دارای 2 طبقه زیرزمین با کاربری پارکینگ، یک طبقه همکف بهصورت تجاری و لابی و 34 هزار متر مربع زیر بنا در حال اجراست.
وی با اشاره به مشخصات ساختمان برج دوقلوی اکباتان اردبیل افزود: طرح برج دوقلوی اکباتان اردبیل شامل طبقه منفی 2 با 136 واحد پارکینگ، طبقه منفی یک با 104 واحد پارکینگ و تاسیسات مکانیکی و همکف شامل؛ لابی، تجاری، خدماتی، رستوران، ورزشی، مهد کودک، رختشورخانه، سرایداری و سالن ورزشی خواهد بود.
خدایا شکرت بابت این همه فراوانی و نعمت
فقط باید بزرگ فکر کرد
خدایا شکرت که ما خالق زندگی خودمون هستیم
ما نامحدودیم
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ
live | “توحید” و فعال کردن قدرت خلق درونی
در مورد داستان سیل و زلزله و طوفان و…
نمیدونم چرا مردم ما فکر میکنن یه بلای آسمانیه و خدا نشسته اونجا و بلا سر مردم میاره
و مردم میگن خدایا دیگه بسه ،ما غلط کردیم، ببخش مارو،ما ناشکریم
این اتفاقات هر سال میفته حالا طوفان و زلزله و سیل و ….
چرا ما فکر میکنیم خدا نشسته داره همچین اتفاقاتی رو برا ما رقم میزنه
ما نگاهمون به خدا مثل یه آدمه که عصبانی میشه ناراحت میشه میخواد حال بگیره و میگه حالا که اینجوری شد پدرتونو درمیارم
اینجوری نیست
خدا یه سیستمه یه انرژیه که داره واکنش نشون میده به افکار ما و به فرکانس هامون پاسخ میده
این اتفاقات سیل و زلزله و طوفان باعث پیشرفت شده باعث شده خونه های با امکانات جدید و عالی و محکمتری ساخته بشه
هر مسئله و تضادی که میبینید تو جهان باعث شده جهان پیشرفت کنه
هر اختراع و اکتشافی که میبینید بخاطر یه مشکلی بوده که حل شده مثل اختراع برق و تلفن و….
استاد میگه من یادمه مادرم واسه ارثیش میجنگید ازش پرسیدم که دلیل کارت چیه بهم گفت من بخاطر شماها میجنگم منم 15 اینا سالم بود گفتم اگه بخاطر من میجنگی من اینجا جلوی همه اعلام میکنم که من یک ریال نمیخوام از اون ارث چون من خودم زندگی خودمو میسازم و من مسئول زندگی خودم هستم
تو ایران یه نگاهی هست که یه نفر دیگه مسئوله
حالا یا پدره یا مادره یا رئیس جمهوره یا خداست و….
ولی ما ، مسئول زندگیمون خودمونیم
حالا مثلا سیل اومده طوفان اومده ما بگیم که آی دولت این کارو واسه ما بکنه یا یه آدمی بیرون از ما مسئوله که زندگی ما رو درست کنه این نگاه اشتباهیه
این خیلی راحت طلبانه و بی مصرف ترین حالت ممکنه که شما بشینی یه جایی بعد بگی بابای من یا یه عوامل بیرونی باید زندگی منو درست کنه
طرف خودش بچه داره به باباش میگه تو باید این کارارو واسم بکنی تو مسئولی میخواستی منو به دنیا نمیاوردی
این نگاه تو ایران زیاده ولی تو آمریکا اصلا این نگاه نیست
تو آمریکا از 18 سالگی اغلبشون سعی میکنند مستقل شند
این نگاه که یکی دیگه باید زندگی منو تغییر بده و شرایط منو درست کنه بریزش دور
بعضیا منتظرن ارث بهشون برسه
بعضیا منتظرن شانسی یه اتفاقی بیفته و زندگیشون رو تغییر بدن
بابا ما فقط خودمون میتونیم زندگیمون رو تغییر بدیم
وقتی تو ایران از این اتفاقات سیل و طوفان و… میفته همه میگن دولت و مسئولین باید اینکارو کنن و ….
مسئولین خودمونیم یکی از ما رفته شده مسئولین
بجای اینکه بگیم ما خودمون چیکار کنیم خودمون چجوری شرایطمون رو بهتر کنیم
میگیم مسئولین باید اینکارو میکردن و اونکارو میکردن
استاد توی ایران به بالاترین جایی که میشد برسی رسیدند و بعدش مهاجرت کردند این یعنی هیچ یک از عوامل بیرونی تاثیری تو زندگی مون نداره
مسئولیت صددرصد اتفاقات زندگیتون رو خودتون بپذیرید
بخدا هر اتفاقی تو زندگیتون میفته بخاطر افکارتونه
چجوریه که یه اتفاق میفته یه سریا به نفعشون میشه یه سریا ضرر میکنن باهاش ؟این تفاوت در باورهاست
اگه یه اتفاق یکسان نتیجه متفاوتی در دو گروه آدم به وجود میاره پس داستان ربط داره به باورها
انقدر افکار ما سریع جواب میده که حد وحساب نداره
و میرسید به این داستان که من وقتی افکارمو باورامو عوض کردم اصلا زندگی من عوض شد من که همون کارو میکردم همون شغلو داشتم
همه چی همون بود ولی وقتی فکر من عوض شد زندگی من عوض شد و من اصلا هیچ ربطی به گذشتم ندارم
این نگاه اشتباهیه که تو خانواده یا فامیل اگه یکی ثروت داره پس باید به ما کمک کنه!
هرکسی نماینده مجلس میشه دیگه ملت بیچارش میکنند
این تفکر سمه برات که فکر کنی نماینده مجلس وظیفشه که اینکارو برات بکنه
اینا تله هست
این دوقرون دو هزارایی که از این طریق فکر میکنید به شما کمک بشه جلوی میلیونها میلیون دلار ثروت رو از شما میگیره
اگر شما به خدا و خودتون و توانایی هاتون ایمان بیارید بهترین هتل هارو میری نه اینکه بگی نماینده مجلس بهم جا بده بمونم
این شرکه که فکر کنیم مسئولین زندگی مارو رقم میزنند
اون امکاناتی که شما تو کشورای دیگه میبینید مردم مالیات داده به دولت
مردم ساختند شهرشونو
من خودم دارم رقم میزنم نه هیچ کس دیگه
میدونید چن ساله بحث هست سر اینکه این دولت اگه بره اون دولت اگه بیاد این دولت اگه عوض شه زندکی ما عوض میشه
یه سری از آدما تو زمان شاه هم بدبخت بودند بعد انقلاب هم مینالند و بدبختن
یه سری از آدما تو زمان شاه هم خوشبخت بودند بعد انقلاب هم خوشبختند
دیدگاهی که منتظر منجی هستیم مثلا امام زمان بیاد و زندگی ما عوض شه
این دیدگاه اشتباهه که یه کسی یه منجی بیاد مشکلات منو حل کنه
آغا مشکلات خودمون رو خودمون باید حل کنیم
بعد میگن هر چقدر بدبخت تر و بیچاره تر باشیم و فساد بیشتر باشه ظهور منجی سریع تره
این تفکرات بیماری زا دیگه نمیدونم از کجا اومده
همه چی از تغییر فکر شروع میشه وقتی شما بتونی فکرتو کنترل کنی به مسیر ها و ایده های درستی به صورت تکاملی هدایت میشی
یه شبه نیست این تغییر افکار
تو باید رو خودت کار کنی صبر کنی آروم آروم افکارت تغییر کنه ایده بیاد و عمل کنی به ایدههات
ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است
مثلا این حرف رو بزنم که من خودمم مسئول زندگی خودم
ولی دو روز بعد یه مسئلهای پبش بیاد توقع داشته باشم از پدرم و از هرکس و… که اون باید مسئله منو حل کنه
هر وقت گفتی که من توقع دارم از فلانی که فلان کارو برام کنه اگر توقع داری در مسیر غلط هستی
باید بگی همه این اتفاقاتی که تو زندگیم به وجود اومده خودم هستم
اینو بپذیر
نه اینکه بگی چون من تو فلان کشور و شهر به دنیا اومدم نمیتونم موفق بشم
استاد میگه منم خیلی راحت میتونستم اون بهونه هارو بیارم و بگم اگه من تو فلان جا به دنیا اومده بودم اگه تو فلان خونواده بودم و…. اما این بهونه هارو نیاوردم
من اتفاقا از اون تضاد ها کمک گرفتم برای پیشرفت
بهونه نیار تو زندگیت و عامل بدبختیتو دیگران ندون
عامل بدبختی و خوشبختیت خودت هستی
استاد میگه قابل مقایسه نیست زندگی من از هر لحاظ با گذشتم
استاد بدترین شرایط رو تو گذشتشون داشتند و میتونستند مسیر نادرستی رو برن و کلی بهونه بیارند که نیاوردند و ساختن زندگیشون رو
تمام افراد خوشبخت و ثروتمند اولین ویژگیشون اینه که منم عامل خوشبختی و بدبختیم
شما اتفاقات رو خودتون رقم میزنید
وقتی تو خدارو باور کنی به عنوان قدرتمندترین فرمانروای دنیا اونوقته که از هیچکس توقع کمک نداری و خودت رو مسئول زندگیت میدونی
مثلا دوس داریم تو یه شرکت قدرتمند کار کنیم چطوره که اون شرکت رو باور داریم ولی خدارو با اون همه قدرت باور نمیکنیم که کل امکانات دنیا رو در اختیارمون قرار بده
اگه من نوعی باورش کنم و بندگیشو کنم نمیتونه کارای منو انجام بده ؟هدایتم کنه؟
ما بنده خوبی بشیم خدا ،خداییشو خیلی خوب بلده
ما از همه توقع داریم الا خداوند
استاد میگه :تو باورت فقط توحیدی باشه تو خدارو [ایاک نعبد و ایاک نستعین ]رو تو وجودت درست کن که البته تکامل میخواد بعد همچین درهارو برات باز میکنه نعمت هایی بهت میده که بعدا کل مردم جهان جمع بشن نمیتونن این کارو برات کنن
استاد میگه من دارم با این زندگی میکنم این یکی از خونه هام تو آمریکاست
این جمله طلایی یادت باشه :
اگه داری مثل بقیه مردم فکر و عمل و رفتار میکنی مثل بقیه مردم هم نتیجه میگیری
نقطه مقابل اکثریت جامعه تفکر درستیه
همه چی خداست
همه چی توحیده
همه چی توکله
هر کاری که میکنید مردم خوششون بیاد از شما این مسیر اشتباهیه
ما اگه فکر کنیم که دیگران باید یه کاری کنند مشکل من حل بشه این شرکه
اگه توحید تو قلبتون بیشتر بشه نحوه فکر کردنتون عمل کردنتون عوض میشه
توحید عملی یعنی مسئولیت زندگی خودتو خودت به عهده بگیری
اگه فلانی بود اگه شریک داشتم اگه مردم حمایت میکردن اگه فالوور زیادی داشتم زندگیم خوب میشد اینا شرکه
بخدا مردمی که شمارو ببرند بالا با یه بشکن میارنت پایین
خودتونو درست کنید خدا آدمارو میاره
خدا همه کار میکنه شما نمیخواد کاری کنید
شما درون خودتون رو درست کنید، بیرون خودش درست میشه
اگه باوراتون درست باشه همین اتفاقاتی که اسمشو گذاشتند بلایای طبیعی اون اتفاقاتم به نفع شما میشه
یعنی ما چیزی به نام بلایای طبیعی نداریم اینا همش نعمتهای خداونده
اونایی که تو مدار مناسب باشن از همون بلایای طبیعی پول میسازند ایده میگیرند
خدایا شکرت که من مسئول و خالق زندگی خودم هستم
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
سلام به استاد عزیزم و سرکار خانم شایسته عزیز عد از مدتها میخوام دوباره کامنت بزارم از خدا میخوام که کمکم کنه تا بتونم متعهدانه پروژه خانه تکانی ذهن رو با کیفیت بالا به پایان برسونم چیزی که من از این فایل یاد گرفتم اولینش بحث مسئولیت پذیری بوده من این مدت مدام قیه رو مقصر میدونستم که در راس آنها همسرم بوده با اینکه میدونستم این اشتباه هست اما تو نجواهای ذهنم مدام همسرم هستم و سعی کردم که اولاً باهاش نجنگم نمیدونم این عدم مسئولیت پذیری یا مقصر دونستن دیگران از کجا انقدر درونم ریشه دوونده…
میخوام مدام اینو واسه خودم تکرار کنم که من مسئول صد درصدی اتفاقات زندگیم هستم و این طرز فکر رو در خودم آروم آروم رشد بدم همچنین این باور فوق العادهای که استاد فرمودند توحید عملی یعنی پذیرش مسئولیت زندگی و این نگرش میتونه به هم حس بهتری بده برای ساختن این باور.
مسئله بعدی که تو ذهنم خیلی عمیقه بحث ذهن فقیر هست که باور کمبود در اون خیل عمیقه (هرچند نسبت به گذشته خیلی بهترم )و مدام منو میخواد ببره به سمت خرید از جاهای ارزون مدام میخواد منو ببره برای تخفیف گرفتن یا تخفیف خورده ها و منطقی که برای درست کردن این باور در نظر گرفتن اینه که من یه عمری اینجوری رفتار کردم و فکر کردم و نتیجه خاصی نگرفتم به قول استاد این دو قرون دو هزار تخفیفی ک میگیرم سمه برام و منو نابودمیکنه، اگر ایمان داشته باشم به خداوند و رزق بیحسابش خداوند میلیاردها برابرش را بهم میده و منطق بعدی اینکه اگر من میخوام رشد کنم باید احساس لیاقتم رو بالا ببرم و این کار فقط در عمل صورت میپذیره و با خرید کردن از دست فروشها دارم به خودم میگم که چقدر لیاقتم کمه…
خدایا شکرت بابت این اگاهی ها بابت استاد، خانوم شایسته و این فضای بی نظیر سایت .
سلام خدمت استاد عباس منش عزیز مریم جان شایسته و تمام اعضای این خونواده صمیمی ب معنی واقعی کلمه
خداروشکر میکنم ک اینجام و دارم روی خودم کار میکنم
فکر میکنم این برای همه ی ما پیش اومده
من وقتی برای اولین بار این جمله رو شنیدم ک : تمام اتفاقات شرایط و تجربیات زندگی ما بواسطه ی افکار و باورهای خود ما رخ داده و رخ میده و ما هستیم ک مسئول صددرصد شرایط و تجربیات مون هستیم ، ب شدت مقاومت داشتم
چون میگفتم ک ؛ مثلاً اگه بابام فلان موقع فلان کارو کرده بود الان شرایط من اینجوری نبود یا اگه من کودکی خوبی داشتم و همش با این و اون مقایسه نمیشدم الان اعتماد بنفس بیشتری داشتم و طبیعتاً شرایط زندگیم در کل خیلی بهتر بود و ….
دیگه همه مون بی نهایت از این مثال ها داریم
اما ی مدتی ک گذشت و من بیشتر و بیشتر خودمو درگیر این آگاهی ها کردم و بیشتر فکر کردم و از طرفی هم نتایج جدید توی زندگیم گرفتم ک تا حالا نگرفته بودم ، همینا باعث شد بیشتر ب این جمله مهم فکر کنم ک ؛ آیا واقعاً منم ک دارم شرایط زندگیمو تمام و کمال خلق میکنم ؟
و البته ک وقتی این منطق رو شنیدم ک ؛ حالا ک خودم مسئول صددرصد شرایط زندگیم هستم ، خبر خوب اینه ک خودم هم میتونم تغییرش بدم
یعنی دیگه ناامید نبودم از این ک ؛ این شرایط رو دیگران برای من بوجود آوردن و منم نمیتونم کاری کنم
مثل اینکه ؛ تا از این مملکت نرم نمیتونم موفق شم
یا تا ازدواج نکنم نمیتونم ب زندگی دلخواهم برسم یا تا وقتی توی این خونه هستم اوضاع همینه و درست نمیشه یا تا وقتی اینجا کار میکنم با این آدم ها ، وضعیت همینه ک هست یا تا وقتی این آدم توی زندگیم هست این مسائل هم هست و من باید این آدم رو ی جوری حذفش کنم و …. هر کدوم از ما کلی از این فکرها توی جنبه های مختلف زندگیمون داریم حالا کم و زیاد اما هست
برای من خیلی سخت بود ک ب گذشته ام فکر کنم و بخوام بپذیرم ک فقط و فقط من مسئول اون همه اتفاقات و شرایط و تجربیات و آدم های نادلخواه بودم و ب خودم میگفتم ک ؛ من ک انقدر آدم خوب دلسوز مهربون اهل حلال و حروم شریف و متعهد ب کار و با وجدان هستم پس معلومه ک کارای دیگران باعث این نتایج من شده
آخه چطور ممکنه ک من این همه مسائل و مشکلات رو برای خودم بوجود آورده باشم ؟
مگه من با خودم دشمنی دارم ؟
اما هرچی بیشتر ک میگذشت و من بیشتر روی خودم کار میکردم و نتایج متفاوت ک میومد ، کم کم نظر و عقیده ی منم تغییر میکرد
چون نتایجی متفاوت و دلخواه تر از قبل داشتم میگرفتم و ب خودم میگفتم ؛ این افکار و طرز فکر های جدید درسته و داره کار میکنه و جواب میده پس معلومه ک درسته
پس هر صحبتی ک استاد میکنه و هر طرز تفکری ک نسبت ب مسائل داره درسته یا بهترین طرز فکر تا ب الان هست
و کم کم من پذیرفتم ک ؛ فقط و فقط منم ک مسئول صددرصد اتفاقات و شرایط و تجربیات زندگیم هستم
هرچی ک هست رو من خودم دعوت کردم ب زندگیم
چون پذیرش این طرز فکر بود ک داشت نتایج جدید و دلخواه رو برای من بوجود میآورد
پس من بیشتر و بیشتر باورش میکردم
چون قدرت خلق زندگیمو بیشتر توی دستای خودم میدیدم
چون همین ک کسی از بیرون نمیتونه روی زندگی من تاثیر بزاره برام شیرین و لذت بخش بود
چون احساس این ک من ی عروسک خیمه شب بازی ام و هیچ اختیار و کنترلی از خودم ندارم و انگار مسخره ی دست این و اون و خدا باشم برام بی نهایت زجر آور بود
مخصوصاً با این منطق ک ؛ اگه خداوند واقعاً عادل هست پس اختیار زندگی منو حتما ب خودم داده ن ب دیگران
چون دیگران اگه قدرتی داشتن ، خب زندگی خودشونو تغییر میدادن !
آخه خیلی ها اعتقاد دارن ک دعا و جادو و … امثال اینا حقیقت داره و بعضی ها هستن ک با استفاده از اینا روی زندگی افراد دیگه تاثیر میزارن
مثلاً بخت دیگران رو میبندن یا طرف رو جادو میکنم و فردی ک جادو شده هرکاری بکنه نمیتونه دیگه روی خوش زندگی رو ببینه
یا جلوی ازدواج کسی رو میگیرن یا باعث بدبختی ی فرد دیگه میشن و ….
یادمه استاد عزیز ی منطقی رو در این باره گفت ک خیال من یکی برای همیشه راحت شد
یعنی وقتی یاد این منطق میوفتم دلم قرص قرص میشه
استاد گفتن ک : اگه اون افراد واقعاً قدرت ایجاد تغییراتی رو در زندگی دیگران داشتن ، از اون قدرت چرا توی زندگی خودشون استفاده نمیکنن ؟
حالا این جمله دقیقاً صحبت استاد نیست اما مقصود اینه ک ؛ اون فردی ک دنبال سحر و جادو و طلسم و ایناس و فکر میکنه ک حقیقت داره ، پس چرا توی زندگی خودش ازشون استفاده نمیکنه
چون تمام افرادی ک میرن دنبال این داستانها ، همشون ب شکل های مختلفی مشکلات و مسائل زیاد دارن
بخاطر اینه ک شرک بخشیدنی نیست
اینکه بیاییم قدرت رو از خودمون و خدای خودمون بگیریم و بدیم دست عوامل بیرونی ، معلومه ک ما هم بازیچه ی عوامل بیرونی میشیم
تمرین ستاره ی قطبی واقعاً تمرین فوق العاده ای هست ک کاملاً منطقی و واضح ب ما نشون میده که ؛ اتفاقات شرایط و تجربیات زندگی مون حاصل کانون توجه ماست حاصل باورهای ماست
اعمال مارو باور هامون دارن هدایت میکنن
یعنی این موضوع دیگه کاملاً مشخصه
فقط هر روز باید این حقیقت رو تکرار کنیم تا بتونیم قدرت تغییر و خلق زندگی مون رو بدست مون بگیریم
اون وقته که دیگه منتظر منجی نیستیم
و خودمون با توکل بخدا بلند میشیم و حرکت میکنیم و اون موقع اصلاً شکل فکر کردن مون دیگه تغییر میکنه و به طبع اعمال مون هم تغییر میکنه و هماهنگ میشه با افکار و باورهای جدید مون
و وقتی هم که نتایج جدید میاد ما بیشتر ایمان میارین و انگیزه میگیریم برای ادامه ی این روند
برای همه مون این جنس از ایمان و یقین رو از خداوند میخوام تا هر روز بیشتر به توانایی های بی نظیری ک خداوند به ما بخشیده باور کنیم و قدم های اساسی و جدی برداریم برای بهتر زندگی کردن و تاثیر گذاشتن توی دنیا
براتون سلامتی شادی عشق ثروت و سعادت در دنیا و آخرت میخوام در پناه حق
خداروشاکرم که من رو به این مجموعه فایل های پروژه هدایت کرد
درود بر دوستان عزیز و استاد عزیز در خانواده توحیدی عباسمنش
من سه تا نکته در این فایل توجهم رو جلب کرد:
نکته اول) وقتی به تضادی برمیخوریم حالا اسمشو بالایای طبیعی که نباید گذاشت اینا همه مواهب طبیعیه یا هر مساله ای ، وقتی پیش میاد باید با تغییر زاویه نگاهمون به اون مساله باید به جایی برسیم که به احساس خوب برسیم تا در دل اون تضاد به مسیر درست هدایت بشیم چون وقتی در احساس بد اون تضاد گیر کنیم ، در اون مدار چیزی جز اتفاقات و شرایط ناجالب نیست، مثلا با ایجاد تضاد باید خواسته هامون رو ایجاد کنیم کو باید هماهنگی باور و خواسته وارد مسیر جدید بشیم و ریشه های باوری جدیدی بسازیم. تضادها باید باید باید مثل سکوی پرتابی باشن که مارو به سمت اهداف و خواسته هامون میبرن.
من فکر میکنم تضادها باعث میشن از سکون و یکنواختی خارج بشیم ، برای اینکه رشد کنیم باید تضاد باشه. اگه شرایط اقلیمی برای دایناسورها متفاوت نمیشد الانم وجود داشتن و انسانی بوجود نمیومد. اون تضادهای میلیون ها سال پیش در آب و هوای کره زمین باعث رشد و ارتقای یک سلسله تغییرات در موجودات شدن که نتیجه شو الان میبینیم و باعث رشد جهان شدن.
به قول خدا که در قرآن میفرمایند : ان مع العسر یسرا ( باهر سختی آسانی هست ) یعنی دقیقا همراه اون سختیه که بهش میگیم تضاد ، آسانی ( خواسته ها ) بوجود میان اگه که ما نگاهمون رو تغییر بدیم.
نکته: خیلی از ترجمه ها میگن ، بعد از سختی آسانی هست که اشتباهه چون کلمه مع یعنی ( با ) یعنی همراه هم هستن سختی و آسانی . اگه بگیم پس از هر سختی آسانیه ناخودآگاه توی ذهنمون اینجوری شکل میگیره که تا سختیه نباشه آسانی نیست و اگه شرایط راحتی برامون پیش بیاد میگیم خب سختی نکشیدیم و میزنیم خراب میکنیم شرایط رو . دقت کردین پروسه شکل گیری باور رو ؟ با ترجمه اشتباه یه باور اشتباه شکل گرفت که زندگمون رو به مسیر اشتباه میبره
نکته دوم) که اصل و اساسه و اولین چیزیه که ما باید قبل از هر باور دیگه ای بنظرم باید به ذهنمون متذکر بشیم اینه که : باید 100 درصد مسئولیت زندگیمون رو بپذیریم. اگه اینو نپذیریم که دیگه نمیشه بقیه راه رو رفت
من خودم خیلی وقتا میگم که الان کارمند هستم بخاطر اینه که پدرم اون زمان خوب منو راهنمایی نکرد و اصرار داشت کارمند بشم که بیمه و بازنشستگیم تضمین شده س ولی الان که فکرشو میکنم میفهمم که شرایط الانم بخاطر باورهای خودمه. شاید 15 سال پیش نمیفهمیدم ولی الان که میفهمم پس جای غر زدن نیست و باید با تغییر باورهام سبک زندگی دلخواهمو تغییر بدم و پدرم یا هرکس و هرچیز دیگه ای رو مقصر ندونم
نکته سوم و پایانی که با اولین بار شنیدن این فایل کسب کردم این بود که باید توحید رو در عمل در زندگیمون داشته باشیم وگرنه همه مسلمونا بالاخره به عنوان اولین اصل دین میگن آره قبوله توحید ! ولی در عمل و در زندگی چند درصدمون معنا و مفهمون توحید رو عملی کردیم ؟ فک نکنم 1 درصدم بشه.
توحید و شرک دقیقا نقطه مقابل همن
توحید یعنی قدرت فقط خداست ولی شرک یعنی قدرت فقط خدا نیست! رییس اداره س ! استانداره ! رییس جمهوره ! سپاهه ! رهبره ! ترامپه و …
همیشه میگفتم خب بالاخره قدرت دست خداست یا خودم ؟! اگر من مسئول زندگیم هستم پس خدا چیکارسیا اگه خدا قدرتمنده و میگم خدایا خودت فلان مساله رو برام درست کن، پس من چیکارم ؟!
ولی الان فهمیدم : تو پارو بزن هادی ، سکان رو بده دست خدا ! و جمله از تو حرکت از خدا برکت برام معنی پیدا میکنه
مطمئنم که هربار این فایل رو گوش کنم ، باورها و نکات جدیدی رو میفهمم
باید چهل روز ترک گناه کنیم
و نماز خود را سر وقت بخوانیم
تا به سکوت ذهنی برسیم
پس از آن هر آرزویی کنیم
به زودی محقق می شود
و دست به هر کاری بزنیم
در آن کار موفق می شویم
سلام به استاد عزیزم و تمام اعضایی
خانواده صمیصمی عباس منش
واقعا عالی بود خیلی به من کمک کرد
در مورد اینه بقیه رو مقصر میدونیم
یا اینکه هر مشکلی که میاد فکر میکنم
حتما یه بلا از طرف خداست
به نظر من ما خدا رو مثل خودمون میبینم
که فکر میکنیم تا یه خطای ازمون سر میزنه
خدا هم میگه حال که تو این خطا رو کردی
پس بگیر بلا ها رو یا مشکلات رو من با این باور
مخالف بودم از خیلی قبل حالا که این فایل رو گوش دادم
باور هام خیلی قویتر شد تشکر میکنم از
خدای مهرابانم که به این مسیر هدایت شدم.
و با این باور که بقیه کارا رو خراب میکنن
یا اینکه بقیه زنده گی ما رو تغیر میدن
از وقتی که من مصعولیت زنده گی خودم رو
پذیروفتم خیلی از مشکلات رفع شد 🙌🙌🙌🙌🙌
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
درود به همه ی عزیزان
فایل ۷۴
اول از همه این را بگویم که در این مدت چقدر این فایل ها کمک کننده من در مسیر تکاملم بودند و چقدر زیبا خداوند عزیزم با این فایل ها هدایت کردم و شاکر لطف و محبت پروردگارم هستم…
استاد عزیزم، شما نمونه ی بارز یک انسان توحیدی هستی که عملی این ایمان را به ما نشان دادید و من در خیلی جاها مات و مبهوت از این همه ی ایمان بودم که خالصانه بود و هر آنچه را که خداوند به شما ارزانی داشته حقیقتا حاصل افکار و باورها و ایمان و تلاش و عمل شما بوده، خوشحالم که چنین الگویی را انتخاب کردم، تا بتوانم خودم را در جهت خواسته هایم پیش ببرم، واقعا ازتون سپاسگزارم استاد مهربانم،
مریم جانم، مریم زیبا رو و زیبا دل من، که واقعا دوستت دارم، از شما هم بابت تمامی عشقی که نثار ما می کنید سپاسگزارم،، و تمامی عوامل پشت صحنه😍😀 قدردان زحمات همگی هستم…
جهان پاسخ فرکانس های ما را به ما بر می گرداند…
تمام رخدادهایی که در طبیعت به وجود می آید تماما باعث پیشرفت بشریت هستند…
ما مسئول زندگی خودمان هستیم…
افکار ما زندگی ما را خلق می کند…
هیچ عامل بیرونی در زندگی ما نقشی ندارد…
ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است…
توقع داشتن از دیگران، یعنی در مسیر اشتباه بودن
تا خدا هست بقیه ای وجود ندارد، خدایی که درون من است و از طریق قلبم با من سخن می گوید…
اگر داری مثل بقیه فکر می کنی، مثل بقیه هم نتیجه می گیری…
مستقل بودن
تحسین کردن موفقیت دیگران
کار کردن روی باورها و عمل کردن به ایده ها
ایده هایی که با شرایط فعلی هماهنگ است…
خوشبختی داشتن احساس خوب است…
ثروت نتیجه داشتن حال خوب است…
ما درون خود را درست کنیم، بیرون خودش شکل می گیرد..
در پناه الله شاد، سلامت، خوشبخت، سعادتمند و ثروتمند در دنیا و آخرت باشید🤲🏼♥️
به نام خداوند هدایتگرم
سلام بر همه ی اعضای بهشتی
تمرکزم رو بگذارم روی خودم ، از درونم شروع کنم تا اوضاع بهتر بشه ، شرایط بیرون از من فقط از درون من نشات گرفته و به خاطر فرکانس هایی است که از پیش ارسال کردم با بهتر کردن عزت نفسم ، باور کردن خدای خودم و خودم شرایط کم کم کم کم بهتر میشه ، شرایط تکاملی بهتر میشه ، نباید کمال گرایانه فکر کنم
اگر میبینم کسی اوضاع خوبی داره ، ثروت عالی ، همسر عالی ، فلان ماشین و خونه رو داره ، تحسین ش کنم و بدونم من هم میتونم به موقعیت های عالی برسم چون جایی که الان هستم نتیجه ی فرکانس ها و باورهای گذشته ی منه ،
اگر میخواهم متفاوت نتیجه بگیرم متفاوت هم باید فکر کنم ، متفاوت عمل کنم
منتظر نتیجه نباشم و از اکنون م لذت ببرم
از داشته های قشنگم
خوشحال بشم که خواسته ای در درون من شکل میگیره نه اینکه حسرتش و بخورم و فحش بدم ، اگر من فلان چیز و ندارم به خاطر باورهای گذشته ی من بوده .
یکی از مهم ترین باورها اینه که من
مسئولیت تمام و کمال زندگی خودم و بر عهده بگیرم
پس تحسین کردن
سپاس گذاری کردن
نوشتن آرزوها
نوشتن اولویت ها
را انجام بدهم.
هر ایده ای که به ذهنم میاد عمل کنم عمل کنم عمل عمل عمل عمل عمل عمل کنم .
ایده هایی که مطابق شرایط اکنون منه.با ایمان اراده توکل باور
ثروت نتیجه ی طبیعی باورهای خوب است .
بلایا را بلایا ندانم
یک اتفاق یکسان شرایط و نتایج متفاوتی را برای انسان ایجاد میکند
الهی شکرت خدایا.
بسم الله الرحمن الرحیم.
یا رب ؛ هر آنچه دارم از آن توست.
امروز دوم اسفند ماه 1403 هستش (دقیقاً 28روز یعنی به تعداد گام های این پروژه ، پروژه خانه تکانی ذهن)
از دیروز -پریروز که همسرم حرف از شروع خانه تکانی زد من هم به یاد خانه تکانی ذهن افتادم و چون قبلا ادامه نداده بودم نمی دونستم دقیقا چند جلسه داره و به خودم گفتم که شروع می کنم و اگر از تعداد روزهای باقیمانده سال بیشتر بود میگنجونم تو روزهای دیگر و شروع می کنم اما نمیدونم ذهنم به سمت چی رفت که فراموش کردم اما امشب هم دو دل بودم که این پروژه را شروع کنم یا روز شمار را ابتدا کفتم بیام از قسمت نشانه های سایت شروع کنم ام گفتم که نع شروع می کنم و پروژه را استارت زدم و دیدم که الله اکبر این خودش یه دلیل برای تثبیت این تصمیم است که دقیقاً تعداد گام ها به انداره تعداد روزهای باقیمانده سال است و دقیقا اگر خوب به آگاهی ها و تمرینات عمل کنم می توانم سال جدید را با ذهنی تکانده از باورها و آشغالهای قدیمی شروع کنم.
خب جلسه اول را شروع می کینم .
در ابتدا جا داره که مسئولیت تمام اتفاقات زندگی ام را بپذیرم.
اینجانب محمد رضا رئیس آبادی دانشجوی این دانشگاه “بنده ی مخلص خدا ساز”abasmanesh.com متعهد می شوم که مسئولیت 100% تمام اتفاقات زندگی ام را بپذیرم.
من به عدالت خداوند ایمان دارم ، ایمان دارم که خداون این جهان را به گونه ای تعبیه کرده و برای اداره آن قوانینی وضع کرده و کدهایی نوشته تا این جهان بدون کوچکترین نقصی به پیشرفت و تکامل خود ادامه دهد .خداون یک انسان قدرتمند نیس که از اون بالا بالاها نگاه کن که چه کسی بیشتر التماس و دعا می کند و ترحم بیشتری جلب کند و برای چه کسی زهر چشم بگیرد .
افکار و باورهای ما اتفاقات زندگی ما را رقم میزند.
بهشت را به بها دهند نه به بهانه.
این شرایط نیست تا من زندگی بهتری داشته باشم.
این دیگران نیستند تا زندگی من را بهتر می کنند.
این کشور نیست تا شرایط من بهتر شود.
این باورهای من هستند که زندگی من را متحول می کنند.
من می خواهم نتایجی متفاوت از نتایج اغلب جامعه بگیرم؛ پس باید باورهایی متفاوت از اکثریت جامعه بگیرم.
کسی که به عدالت خدا ایمان دارد و به خدا توکل کرده نیاز نیست به خاطــــــــــــر مردم کاری کند.
هیچ بلایی وجود ندارد برای سوئیچیرو هونداها
خداوند هدایتگر همه ما.
به نام خدای قوی و مهربانم
سلام استاد عزیزم، مریم بانوی گرامی و دوستان توحیدی در سایت
چندمین باره که هدایت میشم به شنیدن این فایل… دیروز دوباره جلسهی پنجم از قدم اول دوازده قدم رو گوش دادم. این روزها خیلی جدی ترجمهی قرآن رو میخونم و هر آیهای که توی دلم میشینه یا دوست دارم بارها بشنوم، یادداشت میکنم. بعد هم بر اساس موضوع دستهبندیشون میکنم؛ مثلا آیههایی که دربارهی غمگین نبودن هستن—که فکر کنم 42 بار خداوند توی قرآن تأکید کرده که نگران و ناراحت نباشیم—یا آیههایی که دربارهی حجابن و…
این روش رو که شروع کردم، یه حس عجیبی بهم دست داده، یه حال خوب، یه آرامش… دیروز وقتی دوباره سورهی حمد رو با دقت خوندم و نکتههایی که استاد گفته بودن رو مرور کردم، دیدم چیزایی رو متوجه میشم که قبلاً ندیده بودم. انگار هر بار یه لایهی جدید از معنا برام باز میشه…
یه جایی توی این سوره استاد میگفتن که ما خدا رو میپرستیم، بهش ایمان داریم، ولی توقعمون از آدمهاست! و این شرکه… مثلا میگیم خدایا من فقط به تو تکیه دارم، اما توی عمل، انتظار داریم فلان آدم هوامونو داشته باشه، مشکلمونو حل کنه، بهمون توجه کنه… و وقتی این توقع برآورده نمیشه، دلمون میگیره، احساس تنهایی میکنیم. در حالی که کمک آدمها طبیعیه، ولی نباید نگاهمون به اونا باشه، باید بفهمیم که هر کمکی در اصل از طرف خداست، هر دستی که به سمتمون دراز میشه، در واقع دستی از دستان خداست… تشکر زبانی از آدمها جای خود، اما توی دلمون باید بگیم: خدایا، میدونم که این کار، کار خودت بود… و اینجوری شکر واقعی رو به جا بیاریم.
نمیدونم چی شد که خواستم اینا رو بنویسم… شاید برای این که دوباره توی ذهنم تثبیت بشه، شاید هم برای این که یه تلنگر برای دلهامون باشه. امیدوارم یه روزی بتونیم این شرک پنهان رو، چه آگاهانه، چه ناآگاهانه، از وجودمون پاک کنیم. همونطور که پیامبر (ص) میفرمایند: شرک مخفی مثل راه رفتن مورچهی سیاهی روی سنگ صاف سیاه در دل تاریکی شب هست… یعنی تشخیص دادنش خیلی سخته و باید خیلی حواسمون به دل و نگاهمون باشه…
در پناه الله باشید…
سلام دوست عزیز
خیلی ممنونم که باز هم این این مفهوم حساب نکردن رو ادم ها و دریافت کمک ها از خدا رو یاداوری کردید
موضوعی که قطعا الان بهش نیاز داشتم
و جایی که در مورد ارامش صحبت کردید کمک کرد بیشتر تفکر کنم و باور کنم که ارامش و احساس خوب داعمی رو میتونیم خودمون به وجود بیاوریم
با تغیر افکار غالبمون در طول روز و تغیر باوور هایی که این افکار و احساس ها و برای ما خلق میکنن
که همش بر میگرده به جهان بینی و دیدگاه ما نسبت به زندگی
من هم که به زندگی خودم نگاه میکنم میبینم که نسبت به چند ماه قبل هم خیلی تغیر کردم و باید این رشد و تغیر رو ببینم روش تمرکز کتم تا بیشتر بشه و اوضاع بهتر بشه
انشالله هر روز بیشتر موفق باشید
سلام پرستو جان
دوست جدید هم فرکانسی من
امیدوارم حالت عالی باشه که البته از فعالیتت توی سایت کاملا مشخصه در چه حال و فرکانسی به سر میبری
چه خوب که به من یادآوری کردی که هر چیزی رو از خدا بخوام؛ چرا که خداوند هر گناهی رو میبخشه بجز شرک؛ و عقوبتش همون نتیجه عمله در همین دنیا؛ مادامی که ما شرک می ورزیم به خواسته هامون نمی رسیم و بعد فکر می کنیم رها شده هستیم.
همونطور که در کامنت قبلیت از خدا خواستی که محدودیت های ذهنیت یکی پس از دیگری رنگ ببازند و جای خودشون رو به آرامش بدن،
اینجا از خدا میخوام ما رو به مسیری هدایت کنه که شرک های مخفی درونمون یکی یکی حذف بشن و جای خودشون رو به ایمان و یکتاپرستی بدن.
در پناه الله یکتا شاد و ثروتمند باشید عزیزم
به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده ام
روز شمار تحول زندگی من روز هفتاد و چهارم از فصل سوم
سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم
بریم سراغ نشانه های الهی امروزم:
خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی
خدایا شکرت بابت سلامتیم
خدایا شکرت بابت حال خوبم
خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم
خدایا شکرت بابت بارون فراوانی که بارید بارون با چه شدتی داشت میبارید این نشانه واضح فراوانی نیست پس چیه
خدایا شکرت بابت غروب زیبایی که امروز تماشا کردم خدای من شکرت
خدایا شکرت بابت خورشید زیبایی که لحظه ی غروب دیدم
خدایا شکرت بابت اینکه رنگ صورتی رو به آسمون پاشیده بودی وقتی دیدم این همه زیبایی رو هوش از سرم رفت
خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز
خدایا شکرت بابت تمام مشتری هایی که امروز برام فرستادی
خدایا شکرت بابت اینکه یه مشتری زنگ زد گفت من تو کار فروش محصولات ارگانیک هستم ازتون خرید میکنم و باهم همکاری میکنیم و 25 بسته ازم خرید کرد 375 تومن دریافت کردم
البته قبل از اینکه بسته به دستش بره پولم رو واریز کرد این کار خدا نیست پس کیه که مشتری ها بهم اعتماد میکنند
خدایا شکرت بابت اینکه 3 بسته پودر زعفران فروختم 60 تومن دریافت کردم
خدایا شکرت بابت اینکه یه تصمیمی که داشتم برم دوقلوهای دوستم رو ببینم ولی همش به تعویق مینداختم امروز تصمیم گرفتم با مامان و خواهرم برم به دوستم زنگ زدم گفت خونه ام بیایید و خیلی خوشحال شد
خدایا شکرت بابت اینکه من و خواهرم هر کدوم یه دست بلوز شلوار خوشگل برا دوقلوها گرفتیم
خدایا شکرت بابت اینکه از مسیری که همیشه میرم نرفتم و یه مسیر جدیدی رو انتخاب کردم و تصمیم گرفتم از کمری برم هم زود برسم و هم برم تو دل ترسام
خدایا شکرت بابت اینکه همیشه از یه جا گاز میزدم امروز تصمیم گرفتم به سی ان جی جدید برم که رفتم تجربه متفاوتی بود
خدایا شکرت بابت اینکه کلی خوش گذشت تو خونه دوستم نسترن دوقلوهای قشنگشو دیدم کلی از دیدنشون لذت بردم خدایا بزرگیتو شکر دو تا بچه پسر سالم دادی به دوستم من نعمت و هدایت خداوندم رو تو این بچه های دوقلوی ناز دیدم
خدایا شکرت بابت اینکه صندلی ریلکس داشت توخونشون دوستم اونم تجربه کردم خیلی راحت بود و یه خواسته در من شکل گرفت که منم بخرم
خدایا شکرت بابت چای و میوه و آجیل خوشمزه ای که تو خونه دوستم خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت دوست قشنگ و آروم و مهربونم نسترن .دوستم که چند سال پیش از لحاظ مالی ضعیف بودند ولی حالا یه واحد آپارتمان حدودا 160 متری دارند ماشین واسه خودش خریده بود یه دختر داشت حالا بچه دو قلوی پسر خدا بهش داده یه کارگاه خیاطی داره
معلومه باوراشو تغییر داده من تحسینش میکنم
بهش گفتم خیلی توجه میکردی و باور داشتی که دوقلو میشن بهم گفت آره خیلی خوشم میومد و توجه میکردم چه جالب میگفت خیلی راحت و یهویی بچه ها به دنیا اومدن من اصلا اون روز رفته بودم چکاپ که گفتن باید بستری شی و بری اتاق عمل و بچه ها به دنیا اومدن میبینی هدایت خدارو
بهم گفت من هرروز که از خواب بیدار میشم چن وقته که شکرگزاری هامو مینویسم
بهم گفت خواهرم نگین تو این مسیر یه ماشین آردی و ام وی ام خریده و میخوان از آستارا مهاجرت کنن به اردبیل و یه واحد آپارتمان هم میخوان از اردبیل بخرن
بهم گفت خواهرم نیلوفر حتی پول میده محصول روی باورها کار کردن میخره کسب و کار موفقی داره و ماشین شاسی بلند تیگو سفارش داده
تحسینشون میکنم ببین تغییر باورها چه نتایجی رو میتونه رقم بزنه و این نتایج چقدر میتونه بزرگ و بزرگتر بشه
من با شنیدن این موفقیت ها باور کردم که میشود
موفقیت هیچ ربطی به مکان زندگی و سرمایه اولیه و حمایت خانواده و جنسیت و سن و تحصیل نداره
خدایا شکرت بابت اینکه مامانم هندونه خرید و خوردیم و لذت بردیم
خدایا شکرت بابت اینکه دخترعمه هام اومدن خونمون و برام شیرینی آورده بود
من دیروز دیدم باد لاستیک ماشینم کم شده رفتم سرویس کار باد زد امروز دیدم بازم کم شده حتی مهمونی رفته بودیم همونجا متوجه شدم خلاصه اومدم و رفتم سرویس کار دیدم شلوغه زنگ زدم به دوستم ،دوستم گفت بیا منو بردار بریم سرویس کار دیگه پنچریشو بگیره حتما پنچره که دو بار بادشو خالی کرده من رفتم و دوستم رو برداشتم رفتیم و سرویسکار گفت اصلا نمیشه پنچریشو گرفت لاستیک عمرشو کرده باید عوض شه من که یه ترمز دارم و تا حالا حل نکردم گفتم وای من نمیخوام خرج کنم همش فکر پولش بودم دوستم به چندین جا زنگ زد و قیمت پرسید و همه جا گفتند لاستیک دست دوم نیست تو دلم گفتم خدایا من قدممو برداشتم من نمیدونم تو میدونی خودت هدایتم کن خودت درستش کن خلاصه من رفتم خونه توراه خونه بودم دوستم زنگ زد گفت یه لاستیک در حد نو خریدم برات خدای من شکرت
اولش یکم احساسم بد شد بعدش ذهنم رو کنترل کردم گفتم خدایا من که راه دور رفته بودم چه خوب که لاستیک نترکید و اتفاق ناخواسته ای نیفتاد
خدایا شکرت بابت اینکه سمت میدان ولایت برج دوقلوی اکباتان رو دیدم که در حال ساخته و پروژه بسیار بزرگ و پر هزینه ایه یه لحظه وایستادم و به برج ها نگاه کردم گفتم خدای من انسان خالقه انسان ببین چه کارای بزرگی رو میتونه انجام بده فقط باورامون محدوده
تو تابلو نوشته بود خوندم که چه چیزایی میسازند داخلش ،رفتم سرچ کردم همینجا میزارم که باور فراوانیمون تقویت بشه
این برج شامل 192 واحد مسکونی، 20 واحد تجاری در 19 سقف دارای 2 طبقه زیرزمین با کاربری پارکینگ، یک طبقه همکف بهصورت تجاری و لابی و 34 هزار متر مربع زیر بنا در حال اجراست.
وی با اشاره به مشخصات ساختمان برج دوقلوی اکباتان اردبیل افزود: طرح برج دوقلوی اکباتان اردبیل شامل طبقه منفی 2 با 136 واحد پارکینگ، طبقه منفی یک با 104 واحد پارکینگ و تاسیسات مکانیکی و همکف شامل؛ لابی، تجاری، خدماتی، رستوران، ورزشی، مهد کودک، رختشورخانه، سرایداری و سالن ورزشی خواهد بود.
خدایا شکرت بابت این همه فراوانی و نعمت
فقط باید بزرگ فکر کرد
خدایا شکرت که ما خالق زندگی خودمون هستیم
ما نامحدودیم
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ
live | “توحید” و فعال کردن قدرت خلق درونی
در مورد داستان سیل و زلزله و طوفان و…
نمیدونم چرا مردم ما فکر میکنن یه بلای آسمانیه و خدا نشسته اونجا و بلا سر مردم میاره
و مردم میگن خدایا دیگه بسه ،ما غلط کردیم، ببخش مارو،ما ناشکریم
این اتفاقات هر سال میفته حالا طوفان و زلزله و سیل و ….
چرا ما فکر میکنیم خدا نشسته داره همچین اتفاقاتی رو برا ما رقم میزنه
ما نگاهمون به خدا مثل یه آدمه که عصبانی میشه ناراحت میشه میخواد حال بگیره و میگه حالا که اینجوری شد پدرتونو درمیارم
اینجوری نیست
خدا یه سیستمه یه انرژیه که داره واکنش نشون میده به افکار ما و به فرکانس هامون پاسخ میده
این اتفاقات سیل و زلزله و طوفان باعث پیشرفت شده باعث شده خونه های با امکانات جدید و عالی و محکمتری ساخته بشه
هر مسئله و تضادی که میبینید تو جهان باعث شده جهان پیشرفت کنه
هر اختراع و اکتشافی که میبینید بخاطر یه مشکلی بوده که حل شده مثل اختراع برق و تلفن و….
استاد میگه من یادمه مادرم واسه ارثیش میجنگید ازش پرسیدم که دلیل کارت چیه بهم گفت من بخاطر شماها میجنگم منم 15 اینا سالم بود گفتم اگه بخاطر من میجنگی من اینجا جلوی همه اعلام میکنم که من یک ریال نمیخوام از اون ارث چون من خودم زندگی خودمو میسازم و من مسئول زندگی خودم هستم
تو ایران یه نگاهی هست که یه نفر دیگه مسئوله
حالا یا پدره یا مادره یا رئیس جمهوره یا خداست و….
ولی ما ، مسئول زندگیمون خودمونیم
حالا مثلا سیل اومده طوفان اومده ما بگیم که آی دولت این کارو واسه ما بکنه یا یه آدمی بیرون از ما مسئوله که زندگی ما رو درست کنه این نگاه اشتباهیه
این خیلی راحت طلبانه و بی مصرف ترین حالت ممکنه که شما بشینی یه جایی بعد بگی بابای من یا یه عوامل بیرونی باید زندگی منو درست کنه
طرف خودش بچه داره به باباش میگه تو باید این کارارو واسم بکنی تو مسئولی میخواستی منو به دنیا نمیاوردی
این نگاه تو ایران زیاده ولی تو آمریکا اصلا این نگاه نیست
تو آمریکا از 18 سالگی اغلبشون سعی میکنند مستقل شند
این نگاه که یکی دیگه باید زندگی منو تغییر بده و شرایط منو درست کنه بریزش دور
بعضیا منتظرن ارث بهشون برسه
بعضیا منتظرن شانسی یه اتفاقی بیفته و زندگیشون رو تغییر بدن
بابا ما فقط خودمون میتونیم زندگیمون رو تغییر بدیم
وقتی تو ایران از این اتفاقات سیل و طوفان و… میفته همه میگن دولت و مسئولین باید اینکارو کنن و ….
مسئولین خودمونیم یکی از ما رفته شده مسئولین
بجای اینکه بگیم ما خودمون چیکار کنیم خودمون چجوری شرایطمون رو بهتر کنیم
میگیم مسئولین باید اینکارو میکردن و اونکارو میکردن
استاد توی ایران به بالاترین جایی که میشد برسی رسیدند و بعدش مهاجرت کردند این یعنی هیچ یک از عوامل بیرونی تاثیری تو زندگی مون نداره
مسئولیت صددرصد اتفاقات زندگیتون رو خودتون بپذیرید
بخدا هر اتفاقی تو زندگیتون میفته بخاطر افکارتونه
چجوریه که یه اتفاق میفته یه سریا به نفعشون میشه یه سریا ضرر میکنن باهاش ؟این تفاوت در باورهاست
اگه یه اتفاق یکسان نتیجه متفاوتی در دو گروه آدم به وجود میاره پس داستان ربط داره به باورها
انقدر افکار ما سریع جواب میده که حد وحساب نداره
و میرسید به این داستان که من وقتی افکارمو باورامو عوض کردم اصلا زندگی من عوض شد من که همون کارو میکردم همون شغلو داشتم
همه چی همون بود ولی وقتی فکر من عوض شد زندگی من عوض شد و من اصلا هیچ ربطی به گذشتم ندارم
این نگاه اشتباهیه که تو خانواده یا فامیل اگه یکی ثروت داره پس باید به ما کمک کنه!
هرکسی نماینده مجلس میشه دیگه ملت بیچارش میکنند
این تفکر سمه برات که فکر کنی نماینده مجلس وظیفشه که اینکارو برات بکنه
اینا تله هست
این دوقرون دو هزارایی که از این طریق فکر میکنید به شما کمک بشه جلوی میلیونها میلیون دلار ثروت رو از شما میگیره
اگر شما به خدا و خودتون و توانایی هاتون ایمان بیارید بهترین هتل هارو میری نه اینکه بگی نماینده مجلس بهم جا بده بمونم
این شرکه که فکر کنیم مسئولین زندگی مارو رقم میزنند
اون امکاناتی که شما تو کشورای دیگه میبینید مردم مالیات داده به دولت
مردم ساختند شهرشونو
من خودم دارم رقم میزنم نه هیچ کس دیگه
میدونید چن ساله بحث هست سر اینکه این دولت اگه بره اون دولت اگه بیاد این دولت اگه عوض شه زندکی ما عوض میشه
یه سری از آدما تو زمان شاه هم بدبخت بودند بعد انقلاب هم مینالند و بدبختن
یه سری از آدما تو زمان شاه هم خوشبخت بودند بعد انقلاب هم خوشبختند
دیدگاهی که منتظر منجی هستیم مثلا امام زمان بیاد و زندگی ما عوض شه
این دیدگاه اشتباهه که یه کسی یه منجی بیاد مشکلات منو حل کنه
آغا مشکلات خودمون رو خودمون باید حل کنیم
بعد میگن هر چقدر بدبخت تر و بیچاره تر باشیم و فساد بیشتر باشه ظهور منجی سریع تره
این تفکرات بیماری زا دیگه نمیدونم از کجا اومده
همه چی از تغییر فکر شروع میشه وقتی شما بتونی فکرتو کنترل کنی به مسیر ها و ایده های درستی به صورت تکاملی هدایت میشی
یه شبه نیست این تغییر افکار
تو باید رو خودت کار کنی صبر کنی آروم آروم افکارت تغییر کنه ایده بیاد و عمل کنی به ایدههات
ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است
مثلا این حرف رو بزنم که من خودمم مسئول زندگی خودم
ولی دو روز بعد یه مسئلهای پبش بیاد توقع داشته باشم از پدرم و از هرکس و… که اون باید مسئله منو حل کنه
هر وقت گفتی که من توقع دارم از فلانی که فلان کارو برام کنه اگر توقع داری در مسیر غلط هستی
باید بگی همه این اتفاقاتی که تو زندگیم به وجود اومده خودم هستم
اینو بپذیر
نه اینکه بگی چون من تو فلان کشور و شهر به دنیا اومدم نمیتونم موفق بشم
استاد میگه منم خیلی راحت میتونستم اون بهونه هارو بیارم و بگم اگه من تو فلان جا به دنیا اومده بودم اگه تو فلان خونواده بودم و…. اما این بهونه هارو نیاوردم
من اتفاقا از اون تضاد ها کمک گرفتم برای پیشرفت
بهونه نیار تو زندگیت و عامل بدبختیتو دیگران ندون
عامل بدبختی و خوشبختیت خودت هستی
استاد میگه قابل مقایسه نیست زندگی من از هر لحاظ با گذشتم
استاد بدترین شرایط رو تو گذشتشون داشتند و میتونستند مسیر نادرستی رو برن و کلی بهونه بیارند که نیاوردند و ساختن زندگیشون رو
تمام افراد خوشبخت و ثروتمند اولین ویژگیشون اینه که منم عامل خوشبختی و بدبختیم
شما اتفاقات رو خودتون رقم میزنید
وقتی تو خدارو باور کنی به عنوان قدرتمندترین فرمانروای دنیا اونوقته که از هیچکس توقع کمک نداری و خودت رو مسئول زندگیت میدونی
مثلا دوس داریم تو یه شرکت قدرتمند کار کنیم چطوره که اون شرکت رو باور داریم ولی خدارو با اون همه قدرت باور نمیکنیم که کل امکانات دنیا رو در اختیارمون قرار بده
اگه من نوعی باورش کنم و بندگیشو کنم نمیتونه کارای منو انجام بده ؟هدایتم کنه؟
ما بنده خوبی بشیم خدا ،خداییشو خیلی خوب بلده
ما از همه توقع داریم الا خداوند
استاد میگه :تو باورت فقط توحیدی باشه تو خدارو [ایاک نعبد و ایاک نستعین ]رو تو وجودت درست کن که البته تکامل میخواد بعد همچین درهارو برات باز میکنه نعمت هایی بهت میده که بعدا کل مردم جهان جمع بشن نمیتونن این کارو برات کنن
استاد میگه من دارم با این زندگی میکنم این یکی از خونه هام تو آمریکاست
این جمله طلایی یادت باشه :
اگه داری مثل بقیه مردم فکر و عمل و رفتار میکنی مثل بقیه مردم هم نتیجه میگیری
نقطه مقابل اکثریت جامعه تفکر درستیه
همه چی خداست
همه چی توحیده
همه چی توکله
هر کاری که میکنید مردم خوششون بیاد از شما این مسیر اشتباهیه
ما اگه فکر کنیم که دیگران باید یه کاری کنند مشکل من حل بشه این شرکه
اگه توحید تو قلبتون بیشتر بشه نحوه فکر کردنتون عمل کردنتون عوض میشه
توحید عملی یعنی مسئولیت زندگی خودتو خودت به عهده بگیری
اگه فلانی بود اگه شریک داشتم اگه مردم حمایت میکردن اگه فالوور زیادی داشتم زندگیم خوب میشد اینا شرکه
بخدا مردمی که شمارو ببرند بالا با یه بشکن میارنت پایین
خودتونو درست کنید خدا آدمارو میاره
خدا همه کار میکنه شما نمیخواد کاری کنید
شما درون خودتون رو درست کنید، بیرون خودش درست میشه
اگه باوراتون درست باشه همین اتفاقاتی که اسمشو گذاشتند بلایای طبیعی اون اتفاقاتم به نفع شما میشه
یعنی ما چیزی به نام بلایای طبیعی نداریم اینا همش نعمتهای خداونده
اونایی که تو مدار مناسب باشن از همون بلایای طبیعی پول میسازند ایده میگیرند
خدایا شکرت که من مسئول و خالق زندگی خودم هستم
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
سلام به استاد عزیزم و سرکار خانم شایسته عزیز عد از مدتها میخوام دوباره کامنت بزارم از خدا میخوام که کمکم کنه تا بتونم متعهدانه پروژه خانه تکانی ذهن رو با کیفیت بالا به پایان برسونم چیزی که من از این فایل یاد گرفتم اولینش بحث مسئولیت پذیری بوده من این مدت مدام قیه رو مقصر میدونستم که در راس آنها همسرم بوده با اینکه میدونستم این اشتباه هست اما تو نجواهای ذهنم مدام همسرم هستم و سعی کردم که اولاً باهاش نجنگم نمیدونم این عدم مسئولیت پذیری یا مقصر دونستن دیگران از کجا انقدر درونم ریشه دوونده…
میخوام مدام اینو واسه خودم تکرار کنم که من مسئول صد درصدی اتفاقات زندگیم هستم و این طرز فکر رو در خودم آروم آروم رشد بدم همچنین این باور فوق العادهای که استاد فرمودند توحید عملی یعنی پذیرش مسئولیت زندگی و این نگرش میتونه به هم حس بهتری بده برای ساختن این باور.
مسئله بعدی که تو ذهنم خیلی عمیقه بحث ذهن فقیر هست که باور کمبود در اون خیل عمیقه (هرچند نسبت به گذشته خیلی بهترم )و مدام منو میخواد ببره به سمت خرید از جاهای ارزون مدام میخواد منو ببره برای تخفیف گرفتن یا تخفیف خورده ها و منطقی که برای درست کردن این باور در نظر گرفتن اینه که من یه عمری اینجوری رفتار کردم و فکر کردم و نتیجه خاصی نگرفتم به قول استاد این دو قرون دو هزار تخفیفی ک میگیرم سمه برام و منو نابودمیکنه، اگر ایمان داشته باشم به خداوند و رزق بیحسابش خداوند میلیاردها برابرش را بهم میده و منطق بعدی اینکه اگر من میخوام رشد کنم باید احساس لیاقتم رو بالا ببرم و این کار فقط در عمل صورت میپذیره و با خرید کردن از دست فروشها دارم به خودم میگم که چقدر لیاقتم کمه…
خدایا شکرت بابت این اگاهی ها بابت استاد، خانوم شایسته و این فضای بی نظیر سایت .
بنام خدای مهربان
سلام خدمت استاد عباس منش عزیز مریم جان شایسته و تمام اعضای این خونواده صمیمی ب معنی واقعی کلمه
خداروشکر میکنم ک اینجام و دارم روی خودم کار میکنم
فکر میکنم این برای همه ی ما پیش اومده
من وقتی برای اولین بار این جمله رو شنیدم ک : تمام اتفاقات شرایط و تجربیات زندگی ما بواسطه ی افکار و باورهای خود ما رخ داده و رخ میده و ما هستیم ک مسئول صددرصد شرایط و تجربیات مون هستیم ، ب شدت مقاومت داشتم
چون میگفتم ک ؛ مثلاً اگه بابام فلان موقع فلان کارو کرده بود الان شرایط من اینجوری نبود یا اگه من کودکی خوبی داشتم و همش با این و اون مقایسه نمیشدم الان اعتماد بنفس بیشتری داشتم و طبیعتاً شرایط زندگیم در کل خیلی بهتر بود و ….
دیگه همه مون بی نهایت از این مثال ها داریم
اما ی مدتی ک گذشت و من بیشتر و بیشتر خودمو درگیر این آگاهی ها کردم و بیشتر فکر کردم و از طرفی هم نتایج جدید توی زندگیم گرفتم ک تا حالا نگرفته بودم ، همینا باعث شد بیشتر ب این جمله مهم فکر کنم ک ؛ آیا واقعاً منم ک دارم شرایط زندگیمو تمام و کمال خلق میکنم ؟
و البته ک وقتی این منطق رو شنیدم ک ؛ حالا ک خودم مسئول صددرصد شرایط زندگیم هستم ، خبر خوب اینه ک خودم هم میتونم تغییرش بدم
یعنی دیگه ناامید نبودم از این ک ؛ این شرایط رو دیگران برای من بوجود آوردن و منم نمیتونم کاری کنم
مثل اینکه ؛ تا از این مملکت نرم نمیتونم موفق شم
یا تا ازدواج نکنم نمیتونم ب زندگی دلخواهم برسم یا تا وقتی توی این خونه هستم اوضاع همینه و درست نمیشه یا تا وقتی اینجا کار میکنم با این آدم ها ، وضعیت همینه ک هست یا تا وقتی این آدم توی زندگیم هست این مسائل هم هست و من باید این آدم رو ی جوری حذفش کنم و …. هر کدوم از ما کلی از این فکرها توی جنبه های مختلف زندگیمون داریم حالا کم و زیاد اما هست
برای من خیلی سخت بود ک ب گذشته ام فکر کنم و بخوام بپذیرم ک فقط و فقط من مسئول اون همه اتفاقات و شرایط و تجربیات و آدم های نادلخواه بودم و ب خودم میگفتم ک ؛ من ک انقدر آدم خوب دلسوز مهربون اهل حلال و حروم شریف و متعهد ب کار و با وجدان هستم پس معلومه ک کارای دیگران باعث این نتایج من شده
آخه چطور ممکنه ک من این همه مسائل و مشکلات رو برای خودم بوجود آورده باشم ؟
مگه من با خودم دشمنی دارم ؟
اما هرچی بیشتر ک میگذشت و من بیشتر روی خودم کار میکردم و نتایج متفاوت ک میومد ، کم کم نظر و عقیده ی منم تغییر میکرد
چون نتایجی متفاوت و دلخواه تر از قبل داشتم میگرفتم و ب خودم میگفتم ؛ این افکار و طرز فکر های جدید درسته و داره کار میکنه و جواب میده پس معلومه ک درسته
پس هر صحبتی ک استاد میکنه و هر طرز تفکری ک نسبت ب مسائل داره درسته یا بهترین طرز فکر تا ب الان هست
و کم کم من پذیرفتم ک ؛ فقط و فقط منم ک مسئول صددرصد اتفاقات و شرایط و تجربیات زندگیم هستم
هرچی ک هست رو من خودم دعوت کردم ب زندگیم
چون پذیرش این طرز فکر بود ک داشت نتایج جدید و دلخواه رو برای من بوجود میآورد
پس من بیشتر و بیشتر باورش میکردم
چون قدرت خلق زندگیمو بیشتر توی دستای خودم میدیدم
چون همین ک کسی از بیرون نمیتونه روی زندگی من تاثیر بزاره برام شیرین و لذت بخش بود
چون احساس این ک من ی عروسک خیمه شب بازی ام و هیچ اختیار و کنترلی از خودم ندارم و انگار مسخره ی دست این و اون و خدا باشم برام بی نهایت زجر آور بود
مخصوصاً با این منطق ک ؛ اگه خداوند واقعاً عادل هست پس اختیار زندگی منو حتما ب خودم داده ن ب دیگران
چون دیگران اگه قدرتی داشتن ، خب زندگی خودشونو تغییر میدادن !
آخه خیلی ها اعتقاد دارن ک دعا و جادو و … امثال اینا حقیقت داره و بعضی ها هستن ک با استفاده از اینا روی زندگی افراد دیگه تاثیر میزارن
مثلاً بخت دیگران رو میبندن یا طرف رو جادو میکنم و فردی ک جادو شده هرکاری بکنه نمیتونه دیگه روی خوش زندگی رو ببینه
یا جلوی ازدواج کسی رو میگیرن یا باعث بدبختی ی فرد دیگه میشن و ….
یادمه استاد عزیز ی منطقی رو در این باره گفت ک خیال من یکی برای همیشه راحت شد
یعنی وقتی یاد این منطق میوفتم دلم قرص قرص میشه
استاد گفتن ک : اگه اون افراد واقعاً قدرت ایجاد تغییراتی رو در زندگی دیگران داشتن ، از اون قدرت چرا توی زندگی خودشون استفاده نمیکنن ؟
حالا این جمله دقیقاً صحبت استاد نیست اما مقصود اینه ک ؛ اون فردی ک دنبال سحر و جادو و طلسم و ایناس و فکر میکنه ک حقیقت داره ، پس چرا توی زندگی خودش ازشون استفاده نمیکنه
چون تمام افرادی ک میرن دنبال این داستانها ، همشون ب شکل های مختلفی مشکلات و مسائل زیاد دارن
بخاطر اینه ک شرک بخشیدنی نیست
اینکه بیاییم قدرت رو از خودمون و خدای خودمون بگیریم و بدیم دست عوامل بیرونی ، معلومه ک ما هم بازیچه ی عوامل بیرونی میشیم
تمرین ستاره ی قطبی واقعاً تمرین فوق العاده ای هست ک کاملاً منطقی و واضح ب ما نشون میده که ؛ اتفاقات شرایط و تجربیات زندگی مون حاصل کانون توجه ماست حاصل باورهای ماست
اعمال مارو باور هامون دارن هدایت میکنن
یعنی این موضوع دیگه کاملاً مشخصه
فقط هر روز باید این حقیقت رو تکرار کنیم تا بتونیم قدرت تغییر و خلق زندگی مون رو بدست مون بگیریم
اون وقته که دیگه منتظر منجی نیستیم
و خودمون با توکل بخدا بلند میشیم و حرکت میکنیم و اون موقع اصلاً شکل فکر کردن مون دیگه تغییر میکنه و به طبع اعمال مون هم تغییر میکنه و هماهنگ میشه با افکار و باورهای جدید مون
و وقتی هم که نتایج جدید میاد ما بیشتر ایمان میارین و انگیزه میگیریم برای ادامه ی این روند
برای همه مون این جنس از ایمان و یقین رو از خداوند میخوام تا هر روز بیشتر به توانایی های بی نظیری ک خداوند به ما بخشیده باور کنیم و قدم های اساسی و جدی برداریم برای بهتر زندگی کردن و تاثیر گذاشتن توی دنیا
براتون سلامتی شادی عشق ثروت و سعادت در دنیا و آخرت میخوام در پناه حق
به نام پروردگار هدایت گر
خداروشاکرم که من رو به این مجموعه فایل های پروژه هدایت کرد
درود بر دوستان عزیز و استاد عزیز در خانواده توحیدی عباسمنش
من سه تا نکته در این فایل توجهم رو جلب کرد:
نکته اول) وقتی به تضادی برمیخوریم حالا اسمشو بالایای طبیعی که نباید گذاشت اینا همه مواهب طبیعیه یا هر مساله ای ، وقتی پیش میاد باید با تغییر زاویه نگاهمون به اون مساله باید به جایی برسیم که به احساس خوب برسیم تا در دل اون تضاد به مسیر درست هدایت بشیم چون وقتی در احساس بد اون تضاد گیر کنیم ، در اون مدار چیزی جز اتفاقات و شرایط ناجالب نیست، مثلا با ایجاد تضاد باید خواسته هامون رو ایجاد کنیم کو باید هماهنگی باور و خواسته وارد مسیر جدید بشیم و ریشه های باوری جدیدی بسازیم. تضادها باید باید باید مثل سکوی پرتابی باشن که مارو به سمت اهداف و خواسته هامون میبرن.
من فکر میکنم تضادها باعث میشن از سکون و یکنواختی خارج بشیم ، برای اینکه رشد کنیم باید تضاد باشه. اگه شرایط اقلیمی برای دایناسورها متفاوت نمیشد الانم وجود داشتن و انسانی بوجود نمیومد. اون تضادهای میلیون ها سال پیش در آب و هوای کره زمین باعث رشد و ارتقای یک سلسله تغییرات در موجودات شدن که نتیجه شو الان میبینیم و باعث رشد جهان شدن.
به قول خدا که در قرآن میفرمایند : ان مع العسر یسرا ( باهر سختی آسانی هست ) یعنی دقیقا همراه اون سختیه که بهش میگیم تضاد ، آسانی ( خواسته ها ) بوجود میان اگه که ما نگاهمون رو تغییر بدیم.
نکته: خیلی از ترجمه ها میگن ، بعد از سختی آسانی هست که اشتباهه چون کلمه مع یعنی ( با ) یعنی همراه هم هستن سختی و آسانی . اگه بگیم پس از هر سختی آسانیه ناخودآگاه توی ذهنمون اینجوری شکل میگیره که تا سختیه نباشه آسانی نیست و اگه شرایط راحتی برامون پیش بیاد میگیم خب سختی نکشیدیم و میزنیم خراب میکنیم شرایط رو . دقت کردین پروسه شکل گیری باور رو ؟ با ترجمه اشتباه یه باور اشتباه شکل گرفت که زندگمون رو به مسیر اشتباه میبره
نکته دوم) که اصل و اساسه و اولین چیزیه که ما باید قبل از هر باور دیگه ای بنظرم باید به ذهنمون متذکر بشیم اینه که : باید 100 درصد مسئولیت زندگیمون رو بپذیریم. اگه اینو نپذیریم که دیگه نمیشه بقیه راه رو رفت
من خودم خیلی وقتا میگم که الان کارمند هستم بخاطر اینه که پدرم اون زمان خوب منو راهنمایی نکرد و اصرار داشت کارمند بشم که بیمه و بازنشستگیم تضمین شده س ولی الان که فکرشو میکنم میفهمم که شرایط الانم بخاطر باورهای خودمه. شاید 15 سال پیش نمیفهمیدم ولی الان که میفهمم پس جای غر زدن نیست و باید با تغییر باورهام سبک زندگی دلخواهمو تغییر بدم و پدرم یا هرکس و هرچیز دیگه ای رو مقصر ندونم
نکته سوم و پایانی که با اولین بار شنیدن این فایل کسب کردم این بود که باید توحید رو در عمل در زندگیمون داشته باشیم وگرنه همه مسلمونا بالاخره به عنوان اولین اصل دین میگن آره قبوله توحید ! ولی در عمل و در زندگی چند درصدمون معنا و مفهمون توحید رو عملی کردیم ؟ فک نکنم 1 درصدم بشه.
توحید و شرک دقیقا نقطه مقابل همن
توحید یعنی قدرت فقط خداست ولی شرک یعنی قدرت فقط خدا نیست! رییس اداره س ! استانداره ! رییس جمهوره ! سپاهه ! رهبره ! ترامپه و …
همیشه میگفتم خب بالاخره قدرت دست خداست یا خودم ؟! اگر من مسئول زندگیم هستم پس خدا چیکارسیا اگه خدا قدرتمنده و میگم خدایا خودت فلان مساله رو برام درست کن، پس من چیکارم ؟!
ولی الان فهمیدم : تو پارو بزن هادی ، سکان رو بده دست خدا ! و جمله از تو حرکت از خدا برکت برام معنی پیدا میکنه
مطمئنم که هربار این فایل رو گوش کنم ، باورها و نکات جدیدی رو میفهمم
سپاس از دست زیبای خدا استاد عباسمنش
خدایاشکرت
در پناه حق