این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2019/04/abasmanesh1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2019-04-06 14:20:232024-09-24 19:24:19live | “توحید” و فعال کردن قدرت خلق درونی
1956نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
این فایل و فایل دستورالعمل خانه تکانی گام به گام جواب واضح خداوند به درخواست من بود و قلبم رو مثل همیشه سرشار از نور خودش کرد
روز قبلش به خدا گفته بودم من با تموم وجودم میخوام تغییر کنم راه رو برام روشن کن لطفا
ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده…
و وقتی فرداش وارد سایت شدم از شدت نزدیک بودن خدا به ما و از اینکه انقدر راحت جوابتو میده اشکم در اومد
خدایا شکرت
من عاشق آگاهی های این فایلم . نمیدونم چند بار گوش دادمش بعد دیدم نمیشه باید بنویسم باید نکته برداری کنم باید اجازه بدم به قلبم وارد شه .نور بندازه و همه گوشه های تاریک و خاک گرفته رو نشونم بده. نشونم بده تا خالی کنم درونم رو از توقع از انتظار از فکر اومدن منجی که بیرون از منه
توحید توحید توحید . این کلمه نیست . همه چیزه و انقدر عمیق و قدرتمنده که میتونه هر شکستی رو تبدیل به پیروزی کنه . هر دل شکسته ای رو سرپا کنه و هر مریضی رو شفا بده.
وای که چقدر عاشقتم خدای من. حتی اگه بعدا بفهمم این توحیدی که الان ازش حرف میزنم چقدر ناقص بوده . ولی از درک الانم ممنونم. ممنونم خدای من که بازم منو سمت خودت کشوندی.
وای از این همزمانی!!! دو روز پیش ینی 9 مهرماه 403 مقدمه خانه تکونی ذهن رو از مریم عزیز گوش کردم و نوشتم ک هر روز یک گام برمیدارم ولی چیزی ک انفاق افتاد این بود ک نمیدونم چرا اما دیروز فرصت نشد گام اول رو گوش بدمامروز ک 11 مهر هستش صبح ک بیدار شدم گفتم اول صبح فایل رو گوش میدم، اینم اضافه کنم ک از دیشب موشک های ایران سمت اسراییل رفت و اسراییل گفت امشب من میزنمو …. ک یکم ذهن منو درگیر کرد
با گوش دادن ب این فایل ب جای بلایای طبیعی ذهنم ب سمت جنگ رفت!
چقدر دقیق استاد گفت:
*یکی گفت ک دلیل جنگ رهبر هستش و با این فایل برای من یاداوری شد ک همه چیز دست خودمون هستش
*یکی گفت اخر زمان هستش مقاومت کنید استاد دقیقا صحبت کرد ک منتظر منجی نباشید و این تفکر از ریشه اشتباهه!!
و در اخر حرف استاد گفت اگه اتفاقی در کشور میفته تو مثل بقیه عمل نکن و درصد خ خ بالایی نقطه مقابل اون افراد روند صحیح هستش
وای خداجون ممنون ک چقدر دقیق جواب تمام چیزهایی ک در ذهن من برای اولین بار پررنگ شده بود رو با این فایل فوق العاده جواب دادی و خدارو هزاران بار شکر میکنم ک امروز ک واقعا نیاز داشتم خودمو از این مسایل دور کنم فایل رو گوش کردم
خدایا شکرت . این دوره هم مثل هر کدوم از دوره های استاد با بنیادی ترین مفهوم از اموزه های استاد شروع میشه .
. توحید و پذیرفتن صفر تا صد مسیولیت زندگی .
من خودم خیلی علاقه به صنعت بازی سازی دارم و خیلی وقت ها بیشتر چیز های بنیادی رو تو ذهنم به این بازی ها تشبیه میکنم.
کمکم میکنه از بالا بتونم نگاه کنم . یه دید از بالا خوبی بهم میده .
وقتی یه بازی میکنی ، هر بازی ، همیشه توش قانون هست . هدف هست .
بدون اینا بازی کسل کنندس . به هیچ سمتی نمیره اصلا .
و از اون سمت اختیار کامل دست توعه که با استفاده از این قوانین جلو بری و بازی رو ببری و پاداش بگیری .
کلیت این فایل هم سر همین موضوع بود .
کنترل زندگی ما دست خودمونه .
– کنترل زندگی ما دست خودمونه ، هر جا که الان هستیم به خاطر باور های قبلی خودمونه
– کنترل زندگی ما دست خودمونه ، پس مسیولیتش هم با خودمونه
-کنترل زندگی ما دست خودمونه ، پس بهونه بی بهونه
– کنترل زندگی ما دست خودمونه ، اینو هر کسی نمی دونه
به به چی سرودم .
و تا وقتی که من به این موضوع باور نداشته باشم اصلا گوش دادن به فایل های استاد فایده ای نداره . باوری تحت عنوان ممکن بودن خواسته های من دیگه موضوعیت نداره .
من خودم خواسته ای دارم میخوام چیزی بخرم . و دارم به جای اوردن بهونه سعی میکنم پولشو جور . ذره ذره خدا هدایتم میکنه . الان هم هدایت شدم به ایده ای که تقریبا هیچ زحمتی نداره برام و داره کمکم میکنه برای خواستم جلو برم .بعد نگاه کردم اگه استاد میگن تبلیغ نیاز نیس و خدا ادم درست رو به سمتت میاره پس منم همین کارو میکنم . وجود قوانین هست که همچین چیز هایی رو ممکن میکنه . و بچه های دانشگاه کلی استقبال کردن و دونه دونه خودشون سراغمو میگیرن .
خدارو شکر هم امروز میخواستم اشتراکی تهیه کنم خودم راحت جلو رفتم و گرفتم . با پول خودم . دستم تو جیبم بود . حتی دیروز هم جایی رفتیم و کلی پول میز شد و باید یه جا کارت کشیده میشد و بچه ها هزینه رو نداشتن و من خیلی راحت جلو رفتم و هزینه رو حساب کردم بجای دوستام .
یادمه یبار میخواستم یه نوشابه بخرم پول نداشتم برا دوستم بخرم . یادم نمیاد که برا خودمم خریدم یا نه ولی میدونم که خیلی ناراحت شدم و پیش خودم گفتم کاش کلی پول داشتم و راحت به دوستام تعارف میکردم . کرایه تاکسیشونو من حساب میکردم .
و امسال یادمه برای تولد اعضای خانوادم هرکدوم یه جور گل کاشتم . برای خواهرم عروسک خیلی قشنگی از کارتون مورد علاقش گرفتم . به داداشم هدیه نقدی دادم . مادرمو سوپرایز کردم و یه قاب عکس خیلی خلاقانه خودم براش درس کردم . تو دانشگاه برای یکی از دوستام تولد جمع و جوری گرفتم و سوپرایزش کردم . همه اینا به لطف خداست . انشالله هم تولد بعدی برا پدرم (。•̀ᴗ-)
این فایل نکات خیلی زیادی داشت که همش از جنبه های مختلف توحید و نتایج و پیامد های پذیرفتن مسیولیت زندگیمون ، سرچشمه میگیره .
خدارو شکر میکنم که در این مسیر کنار شمام . به لطف خدا در این مسیر با ثبات قدم برداریم تا نتایجمون بزرگ و بزرگ تر بشه .
برای این ارتباط عاشقانه سپاس که خواسته قلبی ام بوده
برای استاد سپاس وسیله ای شد برای شناخت و راه درسته بندگی
برای این احساس سپاسگزاری
حالا داستان چیه
##اتفاق دعوت به هدیه##
داستان هدیه ها چیه من هر از چندی هدیه عشقی ویژه از بقیه دریافت میکنم یا همسری خانوادم همیشه بهم کلی لطف دارن من قبلن حسم به این هدیه هاحس حمایت بود مثلن با کلی تخم مرغ محلی خوشمزه خلاصه هدیه های مختلف از دوستان حالا کوچیکو بزرگ میگفتم حالا میخاهد بگه منو راضی کرده من ارزشم بیش از این حرفاس ولی قلبم داره سپاسگزاری واین لطفو درک میکنه منشعش خداس این مهری که قرار داده این فراوانی نعمتی که قرارداده باعث این هدیه ها هستند پس هدیه گرفتن نه تنها شرک نیس بلکه عین توحید وراه درسته
الگو دعوت به مهمونی ورستوران تالار های ویژه ودیدن فراوانیا الگو همیشگیم داره میشه و بیشتر شده وهمش از معجزات خداس برام از وجود ثروت نعمت رب تو زندگی حالا کار من چیه خدا داره کاره حمایته خداییشو به نحو احسنت انجام میده با نعمتای فراوانی که برام میباره من حس سپاسگزاری این همه نعمت قلبمو اروم کنم ودر حال رشد باشم رشد استعداد مهارتم مهارت طراحیم
زهرای قصه ما دعوت شده به استخر حالا با مامانش
حسم اول بهش حمایت خانواده بود بعد حسم شد حمایت الهی وشراکت من چقدر قشنگ میشه شراکت با رب چقد بندگی رب بهش بیشتر میخوره من بندگیشو میکنم ودر حال رشد خودم وجهانشم واونم منو رشد میده حمایت میکنه هدیه سوپرایز داره دیگه این راه بهشته راه نعمتها
درس چیه
زهرا متکی به خدا
دختر میدونی تو چقد لیاقت داری میدونی زندگی میتونه برای تو چقد شیرین باشه میدونی تو نیازت فقط به خدات هست وبه هیچ کس دیگه تو زندگی نیاز نداری میدونی درونت چقد نیرو هست خدا همواره بهت وصله وایده ناب وساده برات میباره میدونی درونت چه قدرتهایی هست ایلان ماسک کلی مسله خفن حل کرده ارزش خلق کرده کارتای بانکی وصفحه های خورشیدی ماشینای برقی شاید بگم توهم مثل ایلانی خونه اون تو رگهاته خنده داره ولی حقیقته
زهرا اینا تو رگهای توهم هست شاید برات مثل یه دروغ باشه ولی حقیقته
زهرا اونی که مارو خلق کرده خدا برای همه ما یه قانون یکسان ونیرو وکنترل زهنی یکسان قرار داده
حالا بعضی ایمانشو بیشتره نتایجشونم خفنتره به تکامل وهزاران عامل ربط داره
ولی یادت باشه کاریو موفقیتی که میبینی ومیخای یه کی داره توهم اون لیاقتو داره اون تونسته توهم میتونی با تکامل
زهرا خیلی هارو میبینی با استعداد های ویژه الهیشون کلی ارزش خلق میکنن به راحتی بدون زجر خستگی طراحی میکنن وکلی طرح های ارزشمند خلق میکنن معلم هستن مثل استاد وکلی اموزش های ارزشمند خلق میکنن معمار هستند وکلی خانه های رویایی خلق میکنن
مهندس وکلی اختراع خفن میکنن مثل ایلان ماسک و خیلیا دیگه با تکامل رشد میکنند
حالا چیشد زهرای ما ممنون خداجونشه برای این استعداد طراحی خدا دادیش ودر راه تکاملشه و در راه ساختن ارزش ونشون دادن ایمانشه
امروز حسم خوبه چون با عشق نشستم سر کار شیرین طراحی برام قبلن تلخ بود وسخت ولی داره برام شیرین میشه کارم واینکه یه چیزی که حس میکنم هر طرحم اولش برام سخته و بی نمکه میگم حالا بکشی مگه چی میش ولی لذت داره حرکت قدم برداشتن به ادم حس زندگی میده وقتی میزاریشون کنارهم شاید بازهم نیاز به بهبود ومهارت داشته باشن ولی تو اینو یاد گرفتی یادت باشه همین طرحام واین مهارتم برات قبلن مثل خواب بوده والان اتفاق افتاده وتو در راه بهبود هستی شکررر واینکه زیبایی هایی که خلق کردی میزاری کنارهم از خودت ممنون میشی برای این تعهد وایمانت به فرمانروا و چقد رشد کردی وچقد ارزش خلق کردی از خودت راهت ممنونی تهش احساس خوشبختی وسپاسگزاریه
زهرا متکی به بقیه
این زهرامون خیلی ظعیفه تا قبلش امیدش به باباش بوده ارزوی ثروتمندیشو براورده کنه که نکرد وحالا روی همسرش و اون هم نکرد
وهیچ کسی ارزوهای زهرا رو گردن نمیگیره ارزوی ازادی مالیه ارزوی حمایته
پدرش خیلی خوراک پوشاکشو به خوبی تامین کرده ولی توی قلبش خبلی بیشتر از حرفا نیاز داره
گاهی یادش میاد وسپاسگزاره لطفشونه و گاهی هم یادش میاد روزهایی که میخاسته هر روز با عزت بدون چک چون پول بگیره ونشده یادش میاد و بعد یاده قانونی که برای همسرش گزاشته بود حالا یه پولی از یه جا میاد ماهیانه ولی یه پوله کمیه و دیگه اینکه چقد سخته نگاهت به بقیه باشخ فلانی برام کادو بخره
اینم بگم زندگیم توی این دو مرحله بهبود پیدا کرده ورو به رشده
خونه شخصی ومتقل با همسرم قبلا اختیار یه اتاق سه تایی بودیم والان وسیله مشترک با همسرم باغ مشترک باهمسرم و اختیارات یه خونه کامل اون اینا ینی بهبود مرحله زندگیم شکرر
حالا یادش بمونه اون مناسبت دستش باز باشه همونی که من میخام جنس خوبشو بخره اوووف حالا ازم توقع نداشته باشه با عزت بهم بده خیلی چززا
کلن از بقیه توقع داشتن بسیار سخته
و اینکه کلن هیچ کاری هدفی رشدی نکنی بگی بابام پشتمه هیچ کارب نکنی بشینی در دیوارو ببینی خدا پشتمه من خوشحالم خدامم پشتمه
خانوادم پشتمن شهرم کشورم پشتمه هیچ کس ما هیچ کسیو نداریم زهرا این یه خوابه خیالهه که ارث بهت میرسه زندگیتو از این رو اونرو میکنه یهو یکی میاد دلی یه خونه از اون بالا براش میوفته تو تو حمایت بابا همسر خانواده ای تو تحت حمایت خانواده ای ما هر کاری داشته باشی برات میکنیم اینا توهمه تو باید از خدات بخاهی وایمان داشته باشی مثل خیلی چیزا بهت میده وپشتته وسلام
زهرا اگه این حمایتارو باور کردی وبعد اتفاق بیوفتاد وکسی چیزی که میخاستی جور نشد بخری دلت نشکنه خیلی هارو میشناسم پدره وضعش توپه ولی همه سرمایشو خرج بچش نکرده وبازهم ناراضیه میشناسم بچه هایی که توی نازو نعمتن ولی بازهم راضی نیستن از این حمایت خانواده میگن کاش همسرمون که میاد از بابام وضعش بهتر باشه
ارا این داستانه منو همه دختراس ولی من میخام یه فکر ارزوی ویژه داشته باشم خودمو از اینکه تحت حمایت همسر بابا بردار بیارم تحت شراکت وحمایت خدا
چرا میگم شراکت چون خدا بالاترین حمایتو داره واونجاس که قلبم راضی میشه
اونجاس که دیگه بینهایته اونجاس که ارامش دارم
قوانین شراکت
تکامله
مثل گیاهی که اروم رشد میکنه درختی که اروم رشد میکنه تکامل میخاد توقدم بردار با استمرار بلاخره نتایج شروع میشن به باریدن
توحید میخاهد
کینه تو از پدر همسر رییس جمهور بردار چون قانون اینه هرکسی خودش میتونه خودشو ثروتمند شادو خوشبخت کنه نه کسی دیگه
و تنهاراه خوشبختیمو افزایش مهارتم ببینم بالاترین سرمایه گزاری روی استعدادم وایمانمه هر روز تمرکز میکنم روی طراحیم وهمینجا از فرمانروام میخام هدایتم کنه به یه طراح موفق وکار ها اثر های رویایی مهارتی ویژه به سایت زیبا وموفق تابلو هاای بهشتی که توش کلی احساس خوب زندگی ونوره چیزی که الان درکمه در همین حده که تصور کنم یه سایت که توش اموزش های رایگان وتابلوهای نفیس هست که با داشتن هر کدوم غرق لذت ابدی میشی لذتی تکرار نشدنی ویژه لذتی که برات همیشه نابه روحتو وزندگیتو جلا میده توش انرژی ویژه این هست ایمان جرات توکلی ویژه مشتری های همیشگی خودش داره به راحتی بهاشو پرداخت میکنن ووخدا خودش میدونه ومطمنم با چشمه خودم دیدم تاثییرات ولذتی که باشه تا سر حداحساس لیاقت وجد وسپاسگزاری ویژه از رب برسه
خودم که میفهمم میدونم دوستانی که تواین فرکانس باشن میفهمن
و جالبیش این برام خودم یه رویای زندگیک وقابل اجراس واین هنری هست که همیشه عاشقشم همیشه برام مقدسه
شیر پیر هم باشه پیره
من نقاشم پیر هم باشه نقاشم خخخ حرفی دلی
الان استاد جون برای این حرفتون دارم یه طرح شییر با تاج قشنگش میکشم و حرف طلایی تونم بنویسم زیرش و جیگرم حال اومده انقد این حرفتون تو گوشم صدا داشت قدرت داشت هدایت شدم به یه طرح مختصش بکش خیلی حال میده خیلی داره خفن میشه
این طرحم احساس میکنم هدایتیه چون حسم بهش ویژس چون هم یه نکته کلیدی تو زهنم حک میکنه وکارم با مفهومی واضح هست ولذتم ازش بیشتر شده
قلبم میگه این ینی بهبود ینی قدم طلایی بعدی بود که داره انجام میشه
الهی شکر برای ارتباط خوبی که با پرورگار کهکشان ها برقرار کردم که در دل و قلبم هست و من از خدایم و نور خدا در قلب من جاریست
امروز با احساسی عالی روزم را شروع کردم و عالی گذراندم الهی شکر
خدا جونم شکرت که همیشه مراقبم هستی تا بتونم. حالم اگر به هم ریخت دوباره خودم را به سمت حال خوب ببرم و تمام اینها به خاطر لطف و محبت الله یکتا است
خدا جون دوستت دارم
امروز بعد چند روز که ذهنم به هم ریخته بود تلاش کردم با توکل به خدا روز خوبی رو شروع کنم و پیگیر ثبت نام دکتری از طریق استعداد درخشان بودم که هنوز از طریق دانشگاه آزاد اعلام نشده بعد به صورت اتفاقی صفحه برام باز شد که تاریخ ثبت نام تموم شده بود و منم دیگه لوگو دانشگاه دولتی و آزاد رو چک نکردم و فکر کردم از ثبت نام جا موندم این قضیه برام خیلی خیلی مهمه و از دوسه ماه قبل منتظر تاریخ اعلام برای ثبت نام هستم ولی
چون تلاش کردم روز خوبی داشته باشم و از خدا کمک گرفتم و این فایل استاد رو گوش کردم و نوشتم و از پروردگار عزیزم کمک و یاری خواستم و گفتم احتمالا صلاحم بوده ثبت نام نکنم شاید باید مسیر دیگه ای برم و به کارهای روزمره ام رسیدم تا یکی دو ساعت بعد متوجه شدم که ثبت نام دانشگاه آزاد نبوده و برای دولتی تموم شده
این لحظه حقیقتا به خدا مطمئن شدم که چقدر دوستم داره و همیشه خواستم میکنه فقط کافیه من باورش کنم و با دل و جان و قلبم به الله خوبم پناه ببرم
الهی شکر
برای من از این اتفاق ها موقعی که با قلبم به خدا پناه می برم خیلی خیلی رخ میدهد و با عمق وجودم خدا رو در زندگی ام احساس و لمس می کنم
الهی شکر
خدا جونم سپاسگزار نعمت ها و برکاتت در زندگی هستم و عاشقانه می پرستمت الهی شکر
امروز بعد 6ماه هدایت شدم تا دوباره از گام اول شروع کنم به روی خودم کار کردن.
بزارین از این شیش ماهی که روی خودم کار نکردم بگم،
اوایل همه چی عالی بود،تازه احساس نزدیکی بیشتری هم به خدا میکردم،ذهنم همش میگفت تازه راحت شدی میتونی بدونه شیله پیله ارتباط مستقیم برقرار کنی،بدون نوشتن و گوش دادن …میتونی دلی با خدا حرف بزنی همین کافیه همین مسیرو ادامه بده…(شیطان کمنمیزاشت)
موقعیت شغلیم به طرز معجزه اسایی روز به روز بهتر میشد،شرایط مالیم از زیر صفر رسیده بود به برجی هشت نه ملیون ورودی و حسابی حالم خوب بود…
هرچی گذشت انگار ورودی هایی که از اطرافیان و شبکه های مجازی و دوستام داشتم، اروم اروم شروع کرد به تاثیر گذاشتن…
یواش یواش مودی شدم حالم یه لحظه خوب بود یه لحظه بد اونم بی دلیل
دیگه اون ارامش قلبیه، اون حال خوبرو نداشتم…
به صاحب کارم قدرت دادم،به ورودی مالیم قدرت دادم…
از اصل دور شدم :)
اخ که چقدر درد داشت و نمیفهمیدم،انگار کر شده بودم
هرچی سعی میکردم ویس گوش بدم حرفاتونو نمیفهمیدم.میخواستم بشینم شکرگزاری کنم دو خط مینوشتم پرش افکار میگرفتم، حضور قلب نداشتم…
بی دلیل خیلی به اطرافیانم بها میدادم،مغرور شده بودم به خودم…
حتی توی رابطه احساسیم سرد شدم حس میکردم بهم اهمیت داده نمیشه،همش حس میکردم کسی درکم نمیکنه…
انقدری زیاد از پارتنرم توقع داشتم که واسه خودم الان عجیبه …
تا جایی که دو روز پیش از امن ترین و عزیز ترین نقطه ی زندگیم یه سیلی اساسی خوردم.وارد جزئیاتش نمیشم چون نمیخوام
استاد باور کنین حسش کردم،حس کردم خود خدا گفت این اخرین تلاشیه که دارم میکنم تا به مسیر برگردی.اگه بازم نفهمی دیگه کاریت ندارم…غرق میشی تو ناباوری و کر و کور میشی…
یهو به خودم اومدم،اخر شب از سرکار که برگشتم نشستم نوشتم هرچی تو دلم بود..انقد نوشتم که به خودم اومدم دیدم دستم درد گرفته …
یادم اورد شیش ماهه نادیدش گرفتم،نشنیدمش..گفت برگرد.دوباره منو باور کن..قدرت منم…به کسی بهایه اضافه نده.تسلیم من باش
امروز که دارم مینویسم حالم خیلی خوبه،تازه زمان میبره دوباره به فوق العادگی قبلا برسم ولی میدونم سرعتش خیلی بیشتره…مثل ادمیم که یکبار ورشکسته شده.حالا میدونم چطوری قوی تر از قبل بسازم خودمو
همه ی اینارو گفتم که در اخر به این برسم:
شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهانه :)
من نفهمیدم چقدر دور شدم ازش، بازم خیلی دوسم داشت قبل اینکه چیزیو از دست بدم یا اتفاق بدی برام بیوفته برم گردوند
استاد من مطمئنم خیلی ایندم روشنه،خیلی قرار کارای بزرگی بکنم،خیلی قرار متفاوت باشم.جوری نگاه و انرژی ویژه ی خدارو توی لحظه به لحظه ی زندگیم حس میکنم که واقعا درای قلبم باز میشه…تازه برمیگردم به گذشته که ازش دور بودم.بازم برام معجزه میکرد.بازم هوامو داشت
الهی شکرش که دوباره منو برگردوند پیشتون،پیش خانوادم،دوستام،استاد عزیزم و قشنگه قلبش…
خیلی دوستون دارم
خدا همتونو برام حفظ کنه
این اولین رد پای منه
متعهد شدم هرروز یک گام بردارم و به اگاهی هاش عمل کنم
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته و دوستان هم فرکانسی عزیزم.
استاد در این فایل گفتند که:
هیچ اتفاقی برای کسی نتیجه از پیش تعیین شده ندارد و از یک اتفاق یکسان هم می توان شرایطی برای پیشرفت ساخت و هم می توان به عنوان یک عذاب و مشکل به آن نگاه کرد و این خود من هستم که تصمیم می گیرم یه اتفاق چه نتیجه ای برای من داشته باشه.
و اگر من در فرکانس درست باشم نتایج همه اتفاقات به نفع من است حتی اتفاقات به ظاهر منفی نتایج مثبتی دارند.
و همچنین اکثر مردم چالش رو به عنوان سختی و مشکل می شناسند اما در واقع این چالش ها بودند که همیشه باعث پیشرفتها، اختراعات، اکتشافات، قوی تر شدن افراد و غیره شده اند.
چند روز پیش یه اتفاق غیر منتظره برای من افتاد و من با توجه به این آموزه های گرانقدر به اون واکنش دادم و نتیجه هم تا حدی مشخص شد و میخوام براتون تعریف کنم.
وقتی داشتم از آسانسور بیرون می اومدم گوشیم از دستم افتاد و مستقیم رفت تو شکاف بین آسانسور و درب و سه طبقه افتاد پایین.
در همون لحظه اول حس عجیبی داشتم.
من همیشه در این مواقع حتی با اتفاقات خیلی کوچک هم به هم میریزم و حس بدبختی و اینکه چرا باید این اتفاق بیفته داشتم اما این دفعه متفاوت بود. از همون اول حس میکردم یه انرژی بزرگ داره به من میگه آروم باش هیچ اتفاقی نیفتاده من هم آرامش خودم رو حفظ کردم.
رفتم گوشی خواهرم رو گرفتم و زنگ زدم به مامانم
گفت برو برق آسانسور رو قطع کن و از پایین برش دار من رفتم ولی وقتی برق رو قطع کردم درب هنوز قفل بود و قرار شد منتظر بمونم مامانم بیاد خونه.
یه فاصله 45 دقیقه ای بین این اتفاق تا زمانی که مامانم اومد بود و من تو این فاصله به خودم میگفتم که ایمان و توکل در همچنین موقعی مشخص میشه و انسان ها در این اتفاقات غربال میشن. به خودم می گفتم یا هیچ اتفاقی برای گوشیم نیفتاده و جهان می خواد من رو امتحان کنه یا اینکه یه تضاد پیش اومده که باعث پیشرفت من بشه خلاصه یه حس عجیبی داشتم
همونطور که استاد میگن تسلیم خداوند باشیم.
وقتی رفتم گوشی رو برداشتم دیدم که پشتش شکسته و نورش کم شده ولی خسارت زیادی ندیده بود و سالم بود. همون موقع گفتم هیچ اشکالی نداره و رفتم بالا یه نیم ساعت تو اینترنت گشتم ببینم مشکل کم نور شدن میتونه از کجا باشه چیزی پیدا نکردم و ولش کردم.
اون شب و فرداش به این قضیه خیلی فکر کردم که ببینم این تضاد چجوری میتونه باعث پیشرفت من بشه دو تا نتیجه گرفتم:
اول اینکه همیشه یکی از ترس های من این بود که این گوشی خیلی برای من ارزشمنده و اگر اتفاقی براش بیفته دیگه دسترسی به سایت و استاد و موارد مهم در گوشیم ندارم که این ترس از بین رفت چون اتفاق افتاد.
دوم اینکه من به یاد آوردم که قبلا دوست داشتم یه گوشی سطح بالایی برای خودم بخرم ولی چون باور نداشتم که میتونم به دستش بیارم بی خیال شدم ولی این تضاد خواسته ام رو دوباره به من یادآوری کرد و باعث شد که تصمیم بگیرم یه گوشی تو بازه قیمتی x تا y که بالا به حساب میاد بخرم.《با وجود اینکه پس انداز من برای خرید گوشی صفر بود》دو سه روز دنبال بهترین گوشی تو اون بازه قیمتی گشتم و بالاخره یه مورد عالی که تمام ویژگی هایی که میخواستم رو داشت پیدا کردم.
به خدا گفتم تو این خواسته رو به من یادآوری کردی و من باورش کردم این گوشی رو میخوام و خودت به من برسونش.
نشستم در دفتر خواسته هام در موردش نوشتم و تمام ویژگی های مثبت گوشی رو درج کردم حتی رنگ و حافظه ای که میخوام رو نوشتم.
دوباره میگم من الان هیچ پس اندازی برای گوشی ندارم. ولی باور کردم که میخوام گوشی به این قیمت رو بخرم و میدکمم خدا صد در صد شرایط رو برای من اوکی میکنه.
من اینقدر مطمئن هستم که چند روزه با دوستانم که صحبت میکنم میگم که من میخوام این گوشی رو با این قیمت بخرم.
خواستم بنویسم که هم برای خودم بمونه و یادم باشه و برای دوستان تجربه ای بشه.
استاد لایو رو تو اینستا دیدم و چه نگاه زیبای دارید نسبت به موضوع سیل و اتفاقات داخل کشور ، واقعا فقط تغییر نگاه و افکار، زندگی مارو تغییر میده. استاد و زندگیش مثال خوبیه برای همه ما که نتیجه همین تغییر افکار و نگاه به همه موضوعات زندگیه. استاد من هم مثل خیلیها فکر میکردم که دولت وظیفشه کمک کنه و باید کمک کنه و بعد از دیدن لایو شما، از دیروز به خودم میگم : اخه مهدی این چه افکاریه، چرا شرک داری؟
وای که چقدر باید رو خودم کار کنم و خدا رو شکر که در این جمع متوجه میشم چیکار باید بکنم، خدارو شکر در جمع دوستانی که قدم اول رو کار میکنن هستم و دارم یاد میگیرم….
سلااااااام مهربوناستاد این فایل جلسه 7 واقعا عالی بود آب پاکی رو ریختید روی دستم… خیلی عالی گفتید که وقتی بندگی خدا رو می کنیم همه چیز خودش وارد زندگیمون میشه نیازی به عجله و شور زدن نیست… خیلی آزادتر و رها تر شدم، چه قدر خوب شد که در مورد حاشیه و اصل گفتید رااااااااااحت شدما. کاش زودتر اینها رو میشنیدم چون قبلا”از شما شنیده بودم که باید وارد ترس هام بشم فکر میکردم که حتما” باید جن ها رو ببینم و… خدا رو شکر که جلوتر نرفتم به هر حال شاید همینم یه کلید باشه برای من (مثل اون بازی های کامپیوتری که مثال میزدید که وقتی جلوتر میرم بتونم یه دری رو باهاش باز کنم)، یه زمان زیادی رو گذاشته بودم روی کار کردن روی باور های ترس از جن و… و رابطه ام با همسرم، اگر چه هنوز به هدف اصلیم نرسیده ام و باعث شده بود توی حاشیه باشم و کم کم داشتم ناامید میشدم ولی باز بد هم نبود و باعث شد که همسرم بعد از 20 سال موادش رو ترک کنه و ترس های 30 ساله ام از جن خیلی کمتر بشه و خدا بارها اونها رو توی خواب نشونم داد، خدا رو شکر این فایله مثل یه سرم تقویتی داره آروم آروم وارد وجودم میشه… متشکرم مرد بزرگ?
تو دوره جهان بینی توحیدی کامنت های عالیتون میخوندم و رفتن به دل ترس هاتون و ….همیشه بهت آفرین میگفتم یه چندبارم رفتم تو دل تاریکی ومتوجه شدم یه استعداد فوق العاده دارم?
اونم دویدن با سرعت مافوق نووووور
آخه موقع برگشت از اون مسیر یه کوچولو ترس و الفراااار
بهت تبریک میگم بخاطر شجاعتت
خیلی خوشحالم که کامنتت خوندم نکته خیلی خوبی فرمودین
سلام به استاد عزیز و مریم جان و دوستان بی نظیرم
ردپای من در گام اول خانه تکانی ذهن
این فایل و فایل دستورالعمل خانه تکانی گام به گام جواب واضح خداوند به درخواست من بود و قلبم رو مثل همیشه سرشار از نور خودش کرد
روز قبلش به خدا گفته بودم من با تموم وجودم میخوام تغییر کنم راه رو برام روشن کن لطفا
ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده…
و وقتی فرداش وارد سایت شدم از شدت نزدیک بودن خدا به ما و از اینکه انقدر راحت جوابتو میده اشکم در اومد
خدایا شکرت
من عاشق آگاهی های این فایلم . نمیدونم چند بار گوش دادمش بعد دیدم نمیشه باید بنویسم باید نکته برداری کنم باید اجازه بدم به قلبم وارد شه .نور بندازه و همه گوشه های تاریک و خاک گرفته رو نشونم بده. نشونم بده تا خالی کنم درونم رو از توقع از انتظار از فکر اومدن منجی که بیرون از منه
توحید توحید توحید . این کلمه نیست . همه چیزه و انقدر عمیق و قدرتمنده که میتونه هر شکستی رو تبدیل به پیروزی کنه . هر دل شکسته ای رو سرپا کنه و هر مریضی رو شفا بده.
وای که چقدر عاشقتم خدای من. حتی اگه بعدا بفهمم این توحیدی که الان ازش حرف میزنم چقدر ناقص بوده . ولی از درک الانم ممنونم. ممنونم خدای من که بازم منو سمت خودت کشوندی.
استاد عزیز سایه تون مستدام
سلام خدمت استاد و مریم شایسته عزیز
وای از این همزمانی!!! دو روز پیش ینی 9 مهرماه 403 مقدمه خانه تکونی ذهن رو از مریم عزیز گوش کردم و نوشتم ک هر روز یک گام برمیدارم ولی چیزی ک انفاق افتاد این بود ک نمیدونم چرا اما دیروز فرصت نشد گام اول رو گوش بدمامروز ک 11 مهر هستش صبح ک بیدار شدم گفتم اول صبح فایل رو گوش میدم، اینم اضافه کنم ک از دیشب موشک های ایران سمت اسراییل رفت و اسراییل گفت امشب من میزنمو …. ک یکم ذهن منو درگیر کرد
با گوش دادن ب این فایل ب جای بلایای طبیعی ذهنم ب سمت جنگ رفت!
چقدر دقیق استاد گفت:
*یکی گفت ک دلیل جنگ رهبر هستش و با این فایل برای من یاداوری شد ک همه چیز دست خودمون هستش
*یکی گفت اخر زمان هستش مقاومت کنید استاد دقیقا صحبت کرد ک منتظر منجی نباشید و این تفکر از ریشه اشتباهه!!
و در اخر حرف استاد گفت اگه اتفاقی در کشور میفته تو مثل بقیه عمل نکن و درصد خ خ بالایی نقطه مقابل اون افراد روند صحیح هستش
وای خداجون ممنون ک چقدر دقیق جواب تمام چیزهایی ک در ذهن من برای اولین بار پررنگ شده بود رو با این فایل فوق العاده جواب دادی و خدارو هزاران بار شکر میکنم ک امروز ک واقعا نیاز داشتم خودمو از این مسایل دور کنم فایل رو گوش کردم
با نام و یاد خدا (◍•ᴗ•◍)
ردپای روز اول از دوره هدیه خانه تکانی ذهن
خدایا شکرت . این دوره هم مثل هر کدوم از دوره های استاد با بنیادی ترین مفهوم از اموزه های استاد شروع میشه .
. توحید و پذیرفتن صفر تا صد مسیولیت زندگی .
من خودم خیلی علاقه به صنعت بازی سازی دارم و خیلی وقت ها بیشتر چیز های بنیادی رو تو ذهنم به این بازی ها تشبیه میکنم.
کمکم میکنه از بالا بتونم نگاه کنم . یه دید از بالا خوبی بهم میده .
وقتی یه بازی میکنی ، هر بازی ، همیشه توش قانون هست . هدف هست .
بدون اینا بازی کسل کنندس . به هیچ سمتی نمیره اصلا .
و از اون سمت اختیار کامل دست توعه که با استفاده از این قوانین جلو بری و بازی رو ببری و پاداش بگیری .
کلیت این فایل هم سر همین موضوع بود .
کنترل زندگی ما دست خودمونه .
– کنترل زندگی ما دست خودمونه ، هر جا که الان هستیم به خاطر باور های قبلی خودمونه
– کنترل زندگی ما دست خودمونه ، پس مسیولیتش هم با خودمونه
-کنترل زندگی ما دست خودمونه ، پس بهونه بی بهونه
– کنترل زندگی ما دست خودمونه ، اینو هر کسی نمی دونه
به به چی سرودم .
و تا وقتی که من به این موضوع باور نداشته باشم اصلا گوش دادن به فایل های استاد فایده ای نداره . باوری تحت عنوان ممکن بودن خواسته های من دیگه موضوعیت نداره .
من خودم خواسته ای دارم میخوام چیزی بخرم . و دارم به جای اوردن بهونه سعی میکنم پولشو جور . ذره ذره خدا هدایتم میکنه . الان هم هدایت شدم به ایده ای که تقریبا هیچ زحمتی نداره برام و داره کمکم میکنه برای خواستم جلو برم .بعد نگاه کردم اگه استاد میگن تبلیغ نیاز نیس و خدا ادم درست رو به سمتت میاره پس منم همین کارو میکنم . وجود قوانین هست که همچین چیز هایی رو ممکن میکنه . و بچه های دانشگاه کلی استقبال کردن و دونه دونه خودشون سراغمو میگیرن .
خدارو شکر هم امروز میخواستم اشتراکی تهیه کنم خودم راحت جلو رفتم و گرفتم . با پول خودم . دستم تو جیبم بود . حتی دیروز هم جایی رفتیم و کلی پول میز شد و باید یه جا کارت کشیده میشد و بچه ها هزینه رو نداشتن و من خیلی راحت جلو رفتم و هزینه رو حساب کردم بجای دوستام .
یادمه یبار میخواستم یه نوشابه بخرم پول نداشتم برا دوستم بخرم . یادم نمیاد که برا خودمم خریدم یا نه ولی میدونم که خیلی ناراحت شدم و پیش خودم گفتم کاش کلی پول داشتم و راحت به دوستام تعارف میکردم . کرایه تاکسیشونو من حساب میکردم .
و امسال یادمه برای تولد اعضای خانوادم هرکدوم یه جور گل کاشتم . برای خواهرم عروسک خیلی قشنگی از کارتون مورد علاقش گرفتم . به داداشم هدیه نقدی دادم . مادرمو سوپرایز کردم و یه قاب عکس خیلی خلاقانه خودم براش درس کردم . تو دانشگاه برای یکی از دوستام تولد جمع و جوری گرفتم و سوپرایزش کردم . همه اینا به لطف خداست . انشالله هم تولد بعدی برا پدرم (。•̀ᴗ-)
این فایل نکات خیلی زیادی داشت که همش از جنبه های مختلف توحید و نتایج و پیامد های پذیرفتن مسیولیت زندگیمون ، سرچشمه میگیره .
خدارو شکر میکنم که در این مسیر کنار شمام . به لطف خدا در این مسیر با ثبات قدم برداریم تا نتایجمون بزرگ و بزرگ تر بشه .
در پناه الله
شاد و ازاد و رها باشید
فعلا(◕ᴗ◕)
به نام خدای بخشنده مهربان
خداجون شکرت که تو رو دارم وقرین خوشبختی ام
برای این ارامش وایمان ولیاقت سپاس
برای این ارتباط عاشقانه سپاس که خواسته قلبی ام بوده
برای استاد سپاس وسیله ای شد برای شناخت و راه درسته بندگی
برای این احساس سپاسگزاری
حالا داستان چیه
##اتفاق دعوت به هدیه##
داستان هدیه ها چیه من هر از چندی هدیه عشقی ویژه از بقیه دریافت میکنم یا همسری خانوادم همیشه بهم کلی لطف دارن من قبلن حسم به این هدیه هاحس حمایت بود مثلن با کلی تخم مرغ محلی خوشمزه خلاصه هدیه های مختلف از دوستان حالا کوچیکو بزرگ میگفتم حالا میخاهد بگه منو راضی کرده من ارزشم بیش از این حرفاس ولی قلبم داره سپاسگزاری واین لطفو درک میکنه منشعش خداس این مهری که قرار داده این فراوانی نعمتی که قرارداده باعث این هدیه ها هستند پس هدیه گرفتن نه تنها شرک نیس بلکه عین توحید وراه درسته
الگو دعوت به مهمونی ورستوران تالار های ویژه ودیدن فراوانیا الگو همیشگیم داره میشه و بیشتر شده وهمش از معجزات خداس برام از وجود ثروت نعمت رب تو زندگی حالا کار من چیه خدا داره کاره حمایته خداییشو به نحو احسنت انجام میده با نعمتای فراوانی که برام میباره من حس سپاسگزاری این همه نعمت قلبمو اروم کنم ودر حال رشد باشم رشد استعداد مهارتم مهارت طراحیم
زهرای قصه ما دعوت شده به استخر حالا با مامانش
حسم اول بهش حمایت خانواده بود بعد حسم شد حمایت الهی وشراکت من چقدر قشنگ میشه شراکت با رب چقد بندگی رب بهش بیشتر میخوره من بندگیشو میکنم ودر حال رشد خودم وجهانشم واونم منو رشد میده حمایت میکنه هدیه سوپرایز داره دیگه این راه بهشته راه نعمتها
درس چیه
زهرا متکی به خدا
دختر میدونی تو چقد لیاقت داری میدونی زندگی میتونه برای تو چقد شیرین باشه میدونی تو نیازت فقط به خدات هست وبه هیچ کس دیگه تو زندگی نیاز نداری میدونی درونت چقد نیرو هست خدا همواره بهت وصله وایده ناب وساده برات میباره میدونی درونت چه قدرتهایی هست ایلان ماسک کلی مسله خفن حل کرده ارزش خلق کرده کارتای بانکی وصفحه های خورشیدی ماشینای برقی شاید بگم توهم مثل ایلانی خونه اون تو رگهاته خنده داره ولی حقیقته
استاد انقد دوره های خفن رویایی داره اصلن خیلی ها تو خوابو رویاشونم نمیتونن استادو باور کنن ومعجزه هاشو معجزه سلامتی معجزه روابط معجزه سایت
زهرا اینا تو رگهای توهم هست شاید برات مثل یه دروغ باشه ولی حقیقته
زهرا اونی که مارو خلق کرده خدا برای همه ما یه قانون یکسان ونیرو وکنترل زهنی یکسان قرار داده
حالا بعضی ایمانشو بیشتره نتایجشونم خفنتره به تکامل وهزاران عامل ربط داره
ولی یادت باشه کاریو موفقیتی که میبینی ومیخای یه کی داره توهم اون لیاقتو داره اون تونسته توهم میتونی با تکامل
زهرا خیلی هارو میبینی با استعداد های ویژه الهیشون کلی ارزش خلق میکنن به راحتی بدون زجر خستگی طراحی میکنن وکلی طرح های ارزشمند خلق میکنن معلم هستن مثل استاد وکلی اموزش های ارزشمند خلق میکنن معمار هستند وکلی خانه های رویایی خلق میکنن
مهندس وکلی اختراع خفن میکنن مثل ایلان ماسک و خیلیا دیگه با تکامل رشد میکنند
حالا چیشد زهرای ما ممنون خداجونشه برای این استعداد طراحی خدا دادیش ودر راه تکاملشه و در راه ساختن ارزش ونشون دادن ایمانشه
امروز حسم خوبه چون با عشق نشستم سر کار شیرین طراحی برام قبلن تلخ بود وسخت ولی داره برام شیرین میشه کارم واینکه یه چیزی که حس میکنم هر طرحم اولش برام سخته و بی نمکه میگم حالا بکشی مگه چی میش ولی لذت داره حرکت قدم برداشتن به ادم حس زندگی میده وقتی میزاریشون کنارهم شاید بازهم نیاز به بهبود ومهارت داشته باشن ولی تو اینو یاد گرفتی یادت باشه همین طرحام واین مهارتم برات قبلن مثل خواب بوده والان اتفاق افتاده وتو در راه بهبود هستی شکررر واینکه زیبایی هایی که خلق کردی میزاری کنارهم از خودت ممنون میشی برای این تعهد وایمانت به فرمانروا و چقد رشد کردی وچقد ارزش خلق کردی از خودت راهت ممنونی تهش احساس خوشبختی وسپاسگزاریه
زهرا متکی به بقیه
این زهرامون خیلی ظعیفه تا قبلش امیدش به باباش بوده ارزوی ثروتمندیشو براورده کنه که نکرد وحالا روی همسرش و اون هم نکرد
وهیچ کسی ارزوهای زهرا رو گردن نمیگیره ارزوی ازادی مالیه ارزوی حمایته
پدرش خیلی خوراک پوشاکشو به خوبی تامین کرده ولی توی قلبش خبلی بیشتر از حرفا نیاز داره
گاهی یادش میاد وسپاسگزاره لطفشونه و گاهی هم یادش میاد روزهایی که میخاسته هر روز با عزت بدون چک چون پول بگیره ونشده یادش میاد و بعد یاده قانونی که برای همسرش گزاشته بود حالا یه پولی از یه جا میاد ماهیانه ولی یه پوله کمیه و دیگه اینکه چقد سخته نگاهت به بقیه باشخ فلانی برام کادو بخره
اینم بگم زندگیم توی این دو مرحله بهبود پیدا کرده ورو به رشده
خونه شخصی ومتقل با همسرم قبلا اختیار یه اتاق سه تایی بودیم والان وسیله مشترک با همسرم باغ مشترک باهمسرم و اختیارات یه خونه کامل اون اینا ینی بهبود مرحله زندگیم شکرر
حالا یادش بمونه اون مناسبت دستش باز باشه همونی که من میخام جنس خوبشو بخره اوووف حالا ازم توقع نداشته باشه با عزت بهم بده خیلی چززا
کلن از بقیه توقع داشتن بسیار سخته
و اینکه کلن هیچ کاری هدفی رشدی نکنی بگی بابام پشتمه هیچ کارب نکنی بشینی در دیوارو ببینی خدا پشتمه من خوشحالم خدامم پشتمه
خانوادم پشتمن شهرم کشورم پشتمه هیچ کس ما هیچ کسیو نداریم زهرا این یه خوابه خیالهه که ارث بهت میرسه زندگیتو از این رو اونرو میکنه یهو یکی میاد دلی یه خونه از اون بالا براش میوفته تو تو حمایت بابا همسر خانواده ای تو تحت حمایت خانواده ای ما هر کاری داشته باشی برات میکنیم اینا توهمه تو باید از خدات بخاهی وایمان داشته باشی مثل خیلی چیزا بهت میده وپشتته وسلام
زهرا اگه این حمایتارو باور کردی وبعد اتفاق بیوفتاد وکسی چیزی که میخاستی جور نشد بخری دلت نشکنه خیلی هارو میشناسم پدره وضعش توپه ولی همه سرمایشو خرج بچش نکرده وبازهم ناراضیه میشناسم بچه هایی که توی نازو نعمتن ولی بازهم راضی نیستن از این حمایت خانواده میگن کاش همسرمون که میاد از بابام وضعش بهتر باشه
ارا این داستانه منو همه دختراس ولی من میخام یه فکر ارزوی ویژه داشته باشم خودمو از اینکه تحت حمایت همسر بابا بردار بیارم تحت شراکت وحمایت خدا
چرا میگم شراکت چون خدا بالاترین حمایتو داره واونجاس که قلبم راضی میشه
اونجاس که دیگه بینهایته اونجاس که ارامش دارم
قوانین شراکت
تکامله
مثل گیاهی که اروم رشد میکنه درختی که اروم رشد میکنه تکامل میخاد توقدم بردار با استمرار بلاخره نتایج شروع میشن به باریدن
توحید میخاهد
کینه تو از پدر همسر رییس جمهور بردار چون قانون اینه هرکسی خودش میتونه خودشو ثروتمند شادو خوشبخت کنه نه کسی دیگه
پس میخام استعداد الهی طراحیمو رشد بدم نشونه بندگی وتوکلم بهش هست
و تنهاراه خوشبختیمو افزایش مهارتم ببینم بالاترین سرمایه گزاری روی استعدادم وایمانمه هر روز تمرکز میکنم روی طراحیم وهمینجا از فرمانروام میخام هدایتم کنه به یه طراح موفق وکار ها اثر های رویایی مهارتی ویژه به سایت زیبا وموفق تابلو هاای بهشتی که توش کلی احساس خوب زندگی ونوره چیزی که الان درکمه در همین حده که تصور کنم یه سایت که توش اموزش های رایگان وتابلوهای نفیس هست که با داشتن هر کدوم غرق لذت ابدی میشی لذتی تکرار نشدنی ویژه لذتی که برات همیشه نابه روحتو وزندگیتو جلا میده توش انرژی ویژه این هست ایمان جرات توکلی ویژه مشتری های همیشگی خودش داره به راحتی بهاشو پرداخت میکنن ووخدا خودش میدونه ومطمنم با چشمه خودم دیدم تاثییرات ولذتی که باشه تا سر حداحساس لیاقت وجد وسپاسگزاری ویژه از رب برسه
خودم که میفهمم میدونم دوستانی که تواین فرکانس باشن میفهمن
و جالبیش این برام خودم یه رویای زندگیک وقابل اجراس واین هنری هست که همیشه عاشقشم همیشه برام مقدسه
شیر پیر هم باشه پیره
من نقاشم پیر هم باشه نقاشم خخخ حرفی دلی
الان استاد جون برای این حرفتون دارم یه طرح شییر با تاج قشنگش میکشم و حرف طلایی تونم بنویسم زیرش و جیگرم حال اومده انقد این حرفتون تو گوشم صدا داشت قدرت داشت هدایت شدم به یه طرح مختصش بکش خیلی حال میده خیلی داره خفن میشه
این طرحم احساس میکنم هدایتیه چون حسم بهش ویژس چون هم یه نکته کلیدی تو زهنم حک میکنه وکارم با مفهومی واضح هست ولذتم ازش بیشتر شده
قلبم میگه این ینی بهبود ینی قدم طلایی بعدی بود که داره انجام میشه
شکرت که توی هدایت ویژه ات خستم
1403/8/21
به نام خدای مهربان
سلام
این کامنت شاید اولین کامنتم در دو سالی هست که با این سایت اشنا شدم
حسم بهم گفت شروع کنم از اولین گام کامنت نوشتن
و اینکه هرچی یاد گرفتم رو بنویسم تا دوباره برام تکرار بشه و حک بشه توی ذهنم
من یاد گرفتم از کسی نباید توقع داشت و فقط باید به خدا توکل کرد
یاد گرفتم که منتظر دست از دنیای بیرون نباشم و در درون خودم به دنبال خواسته هام بگردم
من یاد گرفتم فقط باید روی خدا توکل کنم و همه چیز خداست و توکل و ایمان
یاد گرفتم که نباید بهانه بیارم و همیشه به راهم ادامه بدم
یاد گرفتم که صد درصد مسئولیت زندگیم بر عهده خودمه
فهمیدم باور ها خیلی مهمه و باید ریز به ریز روشون کار کنم و باور های خوب رو تکرار و جای گزین کنم
خدایا سپاس گذارم بابت اینکه با این سایت اشنا شدم
خدایا سپاس گذارم که در راهه درست قدم برمیدارم و هدایتم میکنی
خدایا صد هزار مرتبه شکرت
به نام الله یکتا
به نام الله رحیم
به نام الله رحمان
سلام خدمت استاد عباس منش و بانو شایسته عزیز
الهی شکر که نعمت های خدا در زندگی جاریست
الهی شکر برای ارتباط خوبی که با پرورگار کهکشان ها برقرار کردم که در دل و قلبم هست و من از خدایم و نور خدا در قلب من جاریست
امروز با احساسی عالی روزم را شروع کردم و عالی گذراندم الهی شکر
خدا جونم شکرت که همیشه مراقبم هستی تا بتونم. حالم اگر به هم ریخت دوباره خودم را به سمت حال خوب ببرم و تمام اینها به خاطر لطف و محبت الله یکتا است
خدا جون دوستت دارم
امروز بعد چند روز که ذهنم به هم ریخته بود تلاش کردم با توکل به خدا روز خوبی رو شروع کنم و پیگیر ثبت نام دکتری از طریق استعداد درخشان بودم که هنوز از طریق دانشگاه آزاد اعلام نشده بعد به صورت اتفاقی صفحه برام باز شد که تاریخ ثبت نام تموم شده بود و منم دیگه لوگو دانشگاه دولتی و آزاد رو چک نکردم و فکر کردم از ثبت نام جا موندم این قضیه برام خیلی خیلی مهمه و از دوسه ماه قبل منتظر تاریخ اعلام برای ثبت نام هستم ولی
چون تلاش کردم روز خوبی داشته باشم و از خدا کمک گرفتم و این فایل استاد رو گوش کردم و نوشتم و از پروردگار عزیزم کمک و یاری خواستم و گفتم احتمالا صلاحم بوده ثبت نام نکنم شاید باید مسیر دیگه ای برم و به کارهای روزمره ام رسیدم تا یکی دو ساعت بعد متوجه شدم که ثبت نام دانشگاه آزاد نبوده و برای دولتی تموم شده
این لحظه حقیقتا به خدا مطمئن شدم که چقدر دوستم داره و همیشه خواستم میکنه فقط کافیه من باورش کنم و با دل و جان و قلبم به الله خوبم پناه ببرم
الهی شکر
برای من از این اتفاق ها موقعی که با قلبم به خدا پناه می برم خیلی خیلی رخ میدهد و با عمق وجودم خدا رو در زندگی ام احساس و لمس می کنم
الهی شکر
خدا جونم سپاسگزار نعمت ها و برکاتت در زندگی هستم و عاشقانه می پرستمت الهی شکر
رد پای من در قدم اول خانه تکانی ذهن
دوستان عزیز در پناه خدا پاینده باشید
سلام به استاد عزیزم و مریم جان مهربون
سلام به تمام دوستای همدل و همفرکانسم
امروز بعد 6ماه هدایت شدم تا دوباره از گام اول شروع کنم به روی خودم کار کردن.
بزارین از این شیش ماهی که روی خودم کار نکردم بگم،
اوایل همه چی عالی بود،تازه احساس نزدیکی بیشتری هم به خدا میکردم،ذهنم همش میگفت تازه راحت شدی میتونی بدونه شیله پیله ارتباط مستقیم برقرار کنی،بدون نوشتن و گوش دادن …میتونی دلی با خدا حرف بزنی همین کافیه همین مسیرو ادامه بده…(شیطان کمنمیزاشت)
موقعیت شغلیم به طرز معجزه اسایی روز به روز بهتر میشد،شرایط مالیم از زیر صفر رسیده بود به برجی هشت نه ملیون ورودی و حسابی حالم خوب بود…
هرچی گذشت انگار ورودی هایی که از اطرافیان و شبکه های مجازی و دوستام داشتم، اروم اروم شروع کرد به تاثیر گذاشتن…
یواش یواش مودی شدم حالم یه لحظه خوب بود یه لحظه بد اونم بی دلیل
دیگه اون ارامش قلبیه، اون حال خوبرو نداشتم…
به صاحب کارم قدرت دادم،به ورودی مالیم قدرت دادم…
از اصل دور شدم :)
اخ که چقدر درد داشت و نمیفهمیدم،انگار کر شده بودم
هرچی سعی میکردم ویس گوش بدم حرفاتونو نمیفهمیدم.میخواستم بشینم شکرگزاری کنم دو خط مینوشتم پرش افکار میگرفتم، حضور قلب نداشتم…
بی دلیل خیلی به اطرافیانم بها میدادم،مغرور شده بودم به خودم…
حتی توی رابطه احساسیم سرد شدم حس میکردم بهم اهمیت داده نمیشه،همش حس میکردم کسی درکم نمیکنه…
انقدری زیاد از پارتنرم توقع داشتم که واسه خودم الان عجیبه …
تا جایی که دو روز پیش از امن ترین و عزیز ترین نقطه ی زندگیم یه سیلی اساسی خوردم.وارد جزئیاتش نمیشم چون نمیخوام
استاد باور کنین حسش کردم،حس کردم خود خدا گفت این اخرین تلاشیه که دارم میکنم تا به مسیر برگردی.اگه بازم نفهمی دیگه کاریت ندارم…غرق میشی تو ناباوری و کر و کور میشی…
یهو به خودم اومدم،اخر شب از سرکار که برگشتم نشستم نوشتم هرچی تو دلم بود..انقد نوشتم که به خودم اومدم دیدم دستم درد گرفته …
یادم اورد شیش ماهه نادیدش گرفتم،نشنیدمش..گفت برگرد.دوباره منو باور کن..قدرت منم…به کسی بهایه اضافه نده.تسلیم من باش
امروز که دارم مینویسم حالم خیلی خوبه،تازه زمان میبره دوباره به فوق العادگی قبلا برسم ولی میدونم سرعتش خیلی بیشتره…مثل ادمیم که یکبار ورشکسته شده.حالا میدونم چطوری قوی تر از قبل بسازم خودمو
همه ی اینارو گفتم که در اخر به این برسم:
شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهانه :)
من نفهمیدم چقدر دور شدم ازش، بازم خیلی دوسم داشت قبل اینکه چیزیو از دست بدم یا اتفاق بدی برام بیوفته برم گردوند
استاد من مطمئنم خیلی ایندم روشنه،خیلی قرار کارای بزرگی بکنم،خیلی قرار متفاوت باشم.جوری نگاه و انرژی ویژه ی خدارو توی لحظه به لحظه ی زندگیم حس میکنم که واقعا درای قلبم باز میشه…تازه برمیگردم به گذشته که ازش دور بودم.بازم برام معجزه میکرد.بازم هوامو داشت
الهی شکرش که دوباره منو برگردوند پیشتون،پیش خانوادم،دوستام،استاد عزیزم و قشنگه قلبش…
خیلی دوستون دارم
خدا همتونو برام حفظ کنه
این اولین رد پای منه
متعهد شدم هرروز یک گام بردارم و به اگاهی هاش عمل کنم
در پناه خدا سرشار از تندرستی و ارامش و نور باشید
عشق براتون️
به نام خدای مهربانم.
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته و دوستان هم فرکانسی عزیزم.
استاد در این فایل گفتند که:
هیچ اتفاقی برای کسی نتیجه از پیش تعیین شده ندارد و از یک اتفاق یکسان هم می توان شرایطی برای پیشرفت ساخت و هم می توان به عنوان یک عذاب و مشکل به آن نگاه کرد و این خود من هستم که تصمیم می گیرم یه اتفاق چه نتیجه ای برای من داشته باشه.
و اگر من در فرکانس درست باشم نتایج همه اتفاقات به نفع من است حتی اتفاقات به ظاهر منفی نتایج مثبتی دارند.
و همچنین اکثر مردم چالش رو به عنوان سختی و مشکل می شناسند اما در واقع این چالش ها بودند که همیشه باعث پیشرفتها، اختراعات، اکتشافات، قوی تر شدن افراد و غیره شده اند.
چند روز پیش یه اتفاق غیر منتظره برای من افتاد و من با توجه به این آموزه های گرانقدر به اون واکنش دادم و نتیجه هم تا حدی مشخص شد و میخوام براتون تعریف کنم.
وقتی داشتم از آسانسور بیرون می اومدم گوشیم از دستم افتاد و مستقیم رفت تو شکاف بین آسانسور و درب و سه طبقه افتاد پایین.
در همون لحظه اول حس عجیبی داشتم.
من همیشه در این مواقع حتی با اتفاقات خیلی کوچک هم به هم میریزم و حس بدبختی و اینکه چرا باید این اتفاق بیفته داشتم اما این دفعه متفاوت بود. از همون اول حس میکردم یه انرژی بزرگ داره به من میگه آروم باش هیچ اتفاقی نیفتاده من هم آرامش خودم رو حفظ کردم.
رفتم گوشی خواهرم رو گرفتم و زنگ زدم به مامانم
گفت برو برق آسانسور رو قطع کن و از پایین برش دار من رفتم ولی وقتی برق رو قطع کردم درب هنوز قفل بود و قرار شد منتظر بمونم مامانم بیاد خونه.
یه فاصله 45 دقیقه ای بین این اتفاق تا زمانی که مامانم اومد بود و من تو این فاصله به خودم میگفتم که ایمان و توکل در همچنین موقعی مشخص میشه و انسان ها در این اتفاقات غربال میشن. به خودم می گفتم یا هیچ اتفاقی برای گوشیم نیفتاده و جهان می خواد من رو امتحان کنه یا اینکه یه تضاد پیش اومده که باعث پیشرفت من بشه خلاصه یه حس عجیبی داشتم
همونطور که استاد میگن تسلیم خداوند باشیم.
وقتی رفتم گوشی رو برداشتم دیدم که پشتش شکسته و نورش کم شده ولی خسارت زیادی ندیده بود و سالم بود. همون موقع گفتم هیچ اشکالی نداره و رفتم بالا یه نیم ساعت تو اینترنت گشتم ببینم مشکل کم نور شدن میتونه از کجا باشه چیزی پیدا نکردم و ولش کردم.
اون شب و فرداش به این قضیه خیلی فکر کردم که ببینم این تضاد چجوری میتونه باعث پیشرفت من بشه دو تا نتیجه گرفتم:
اول اینکه همیشه یکی از ترس های من این بود که این گوشی خیلی برای من ارزشمنده و اگر اتفاقی براش بیفته دیگه دسترسی به سایت و استاد و موارد مهم در گوشیم ندارم که این ترس از بین رفت چون اتفاق افتاد.
دوم اینکه من به یاد آوردم که قبلا دوست داشتم یه گوشی سطح بالایی برای خودم بخرم ولی چون باور نداشتم که میتونم به دستش بیارم بی خیال شدم ولی این تضاد خواسته ام رو دوباره به من یادآوری کرد و باعث شد که تصمیم بگیرم یه گوشی تو بازه قیمتی x تا y که بالا به حساب میاد بخرم.《با وجود اینکه پس انداز من برای خرید گوشی صفر بود》دو سه روز دنبال بهترین گوشی تو اون بازه قیمتی گشتم و بالاخره یه مورد عالی که تمام ویژگی هایی که میخواستم رو داشت پیدا کردم.
به خدا گفتم تو این خواسته رو به من یادآوری کردی و من باورش کردم این گوشی رو میخوام و خودت به من برسونش.
نشستم در دفتر خواسته هام در موردش نوشتم و تمام ویژگی های مثبت گوشی رو درج کردم حتی رنگ و حافظه ای که میخوام رو نوشتم.
دوباره میگم من الان هیچ پس اندازی برای گوشی ندارم. ولی باور کردم که میخوام گوشی به این قیمت رو بخرم و میدکمم خدا صد در صد شرایط رو برای من اوکی میکنه.
من اینقدر مطمئن هستم که چند روزه با دوستانم که صحبت میکنم میگم که من میخوام این گوشی رو با این قیمت بخرم.
خواستم بنویسم که هم برای خودم بمونه و یادم باشه و برای دوستان تجربه ای بشه.
انشااله گوشی رو که خریدم میام و براتون مینویسم.
خدانگهدارتون.
سلام دوستان
استاد لایو رو تو اینستا دیدم و چه نگاه زیبای دارید نسبت به موضوع سیل و اتفاقات داخل کشور ، واقعا فقط تغییر نگاه و افکار، زندگی مارو تغییر میده. استاد و زندگیش مثال خوبیه برای همه ما که نتیجه همین تغییر افکار و نگاه به همه موضوعات زندگیه. استاد من هم مثل خیلیها فکر میکردم که دولت وظیفشه کمک کنه و باید کمک کنه و بعد از دیدن لایو شما، از دیروز به خودم میگم : اخه مهدی این چه افکاریه، چرا شرک داری؟
وای که چقدر باید رو خودم کار کنم و خدا رو شکر که در این جمع متوجه میشم چیکار باید بکنم، خدارو شکر در جمع دوستانی که قدم اول رو کار میکنن هستم و دارم یاد میگیرم….
سلااااااام مهربوناستاد این فایل جلسه 7 واقعا عالی بود آب پاکی رو ریختید روی دستم… خیلی عالی گفتید که وقتی بندگی خدا رو می کنیم همه چیز خودش وارد زندگیمون میشه نیازی به عجله و شور زدن نیست… خیلی آزادتر و رها تر شدم، چه قدر خوب شد که در مورد حاشیه و اصل گفتید رااااااااااحت شدما. کاش زودتر اینها رو میشنیدم چون قبلا”از شما شنیده بودم که باید وارد ترس هام بشم فکر میکردم که حتما” باید جن ها رو ببینم و… خدا رو شکر که جلوتر نرفتم به هر حال شاید همینم یه کلید باشه برای من (مثل اون بازی های کامپیوتری که مثال میزدید که وقتی جلوتر میرم بتونم یه دری رو باهاش باز کنم)، یه زمان زیادی رو گذاشته بودم روی کار کردن روی باور های ترس از جن و… و رابطه ام با همسرم، اگر چه هنوز به هدف اصلیم نرسیده ام و باعث شده بود توی حاشیه باشم و کم کم داشتم ناامید میشدم ولی باز بد هم نبود و باعث شد که همسرم بعد از 20 سال موادش رو ترک کنه و ترس های 30 ساله ام از جن خیلی کمتر بشه و خدا بارها اونها رو توی خواب نشونم داد، خدا رو شکر این فایله مثل یه سرم تقویتی داره آروم آروم وارد وجودم میشه… متشکرم مرد بزرگ?
سلام اعظم عزیزم
تو دوره جهان بینی توحیدی کامنت های عالیتون میخوندم و رفتن به دل ترس هاتون و ….همیشه بهت آفرین میگفتم یه چندبارم رفتم تو دل تاریکی ومتوجه شدم یه استعداد فوق العاده دارم?
اونم دویدن با سرعت مافوق نووووور
آخه موقع برگشت از اون مسیر یه کوچولو ترس و الفراااار
بهت تبریک میگم بخاطر شجاعتت
خیلی خوشحالم که کامنتت خوندم نکته خیلی خوبی فرمودین
از خدا شادی و خوشبختیت میخوام