live | ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده - صفحه 14 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده
    164MB
    31 دقیقه
  • فایل صوتی live | ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده
    30MB
    31 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1148 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علی حسین حاجیوند گفته:
    مدت عضویت: 2310 روز

    با سلام خدمت استاد عباس منش و

    تمام دوستان هم فرکانسی.

    خداوند را سپاسگزارم که منو هدایت کرد به این مسیر الهی که هرچی بخواهی در این مسیر است.من حدود دو سال هست که با این سایت آشنا شدم.

    من در زندگیم موفقیتهای زیادی مثل سلامتی وروبط به دست آوردم، که اگر بخواهم راجع به آنها صحبت کنم شاید دها کتاب شود.

    مثلا من ده سال در گیر اعتیاد بودم و همه چیمو از دست دادم. خدواند مهربان من منو هدایت کدر به بهترین مسیر ومن اعتیادم را درمان کردم .و در اون مجموعه به بالا ترین سطح آموزشی رسیدم وشاگردان زیادی را از دام اعتیاد رها کردم وتبدیل به استاد دیگران شدند.

    واکنون به لطف خدای مهربان ده ساله که از اعتیاد رها هستم.

    نوزده سال مصرف سیگار بودم والاه به لطف خدای مهربان پنج ساله که اونو درمان کردم ورها هستم.

    در روابط همه با من مشکل داشتند چون من بی ادب و پرخاشگر بودم

    ولی الام همه منو عاشقانه دوست دارند واز بودن با من لذت میبرن.

    همسرم بیمار بود وتمام پزشکان گفتند

    باید جراحی شود واگر جراحی میشد شادید عمرش نصف میشد ولی

    به لطف خدای مهربان بدون جراحی وبا قدرت ذهن سلامتیشو کامل به دست آورد.

    بعد از تمام این اتفاقات من از خدا پول زیاد خواستم وهر روز در خواست من از خدا پول زیاد بود که خداوند منو با عباس منش آشنا کرد. تا حالا هیچ محصولی را نخریدم چون شرایط مالیشو را نداشتم واز محصولات رایگان استفاده کردم که اتفاقات خوبی برام افتاده.

    مثل تغییر شهر خداوند منو از شهری که ادماش انرژی مثبتی را نداشتن وافکارشون منو اذیت میکرد وبرای من باز دارنده بود

    به شهری بسیار بسیار بسیار آرام ومردما ن بسیار بسیار بسیار خوب وخوش قلب وتکامل یافته ودر بهترین نقطه اون شهر منو هدایت کرد

    در خونه ای بسیار زیبا داریم زندگی میکنیم.

    با بهترین آدما دارم کار میکنم .من پار سال جایی کار میکردم که اگر استاد عباس منش هم می گفت علی حسین شما سال دیگه کاری با قیمت پنج برابر این کار انجام میدی من باور نمیکردم.

    و خیلی مثائل دیگه.

    و دیگه مطمئن هستم که وقتی محصولات را بخرم نتایج خیلی خیلی خیلی بزرگتر از اینا میشه.این نتاج فقط برای فایل های رایگان که بعضی از دوستان میگن چرا محصولات تخفیف نداره!!!!

    همه دوستان خوبم را خدای بزرگ می سپارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    زیبا گفته:
    مدت عضویت: 2790 روز

    سلام و درود

    این لایو رو تو روز شمار دیدم و مثل همیشه استاد از اصل میگن که به اطراف و اتفاقات توجه نکنید دقیق میگن و به راحتی ما جاهای میریم که اون اتفاق نیست

    درمورد اینکه بگیم کسی که اینکار رو کرده درست هست یا اشتباه

    به گفته قرآن قضاوت نکنیم

    میگیم دیده را قضاوت نکنیم چه برسد به نادیده

    الان دلیل این حرف رو میفهمم چون ما تو لحظه و فرکانس اون فرد نیستیم

    و دلیل دیگه اگه ما جای اون بودیم چیکار میکردیم

    واقعا درست هست

    و دلیل سوم وقتی قضاوت میکنیم یعنی به موضوع توجه کردیم

    و نتیجه

    جذب آن موضوع به زندگیمان هست

    و دلیل بعدی مگه ما خطا نکردیم پس چرا بخودمون اجازه میدیم نظر بدهیم

    این است دلایل قضاوت نکردن افراد در هر جا و جایگاه که هستن

    خدایا شکرت بابت این فایل و این آگاهی ها

    الان خیلی تغییر کردم و بهتر شدم اصلا علاقه من بینهایت به اطرافم و اتفاقات آن کم شده

    و یه اتفاق جالب که افتاد

    چند روز مسافرت خونه مامان بودم

    خب اعضا خانواده میان و بهر حال گفتگو میشه

    به طرز جالبی جز حرفهای خوب و خودمان حرف هیچکس نبود

    از اتفاقات و قشنگی ها گفته شد و به کارها رسیده شد

    و هر زمان میخواست حرفی وسط بیاد یهو یه موضوعی بحث عوض میشد

    این میتونه بخاطر من باشه که قبل رفتنم خواستم و خلق کردم که حرف نباشه و قضاوت و گفتگو نباشه و اتفاق افتاد

    خدایا شکرت

    خدایا بابت جهان زیبا و قوانین خداوند و ثبات آن سپاسگزارم

    شاد موفق و ثروتمند باشید در دنیا و آخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    محمود کاظمی گفته:
    مدت عضویت: 1242 روز

    به نام خداوند وهاب وعظیم

    خدایا شکرت برای تک تک روز هایی که گذشت وشده 56 روز از روز شمار تحول زندگیم

    خدایا شکرت برای تک تک آگاهی هایی که به جان دلم نشسته در این مسیر ومنو آشنای این کوی ومسیر کرده

    اگر مثل بقیه مردم فکر میکنم وعمل می کنم مثل همون بقیه مردمم نتیجه میگیرم

    خدایاا شکرت که چقدر فاصله میبینم بین خودم واین جمله که مثل مردم، مثل بقیه مردم.. وچقدر هنوز می تونم فاصله بگیرم بیشترو بیشتر

    چون واقعا نتایجم تغیر کرده واین نشونه صحیح بودن حرفمه که فاصله گرفتم از اون دیدگاه خدایا سپاسگذارتم که در مسیری قرار گرفتم که نتایج توی زندگیم پدیدار شدن.وایمانم قویی تر شده به خدایی که قدرت خلق زندگیمو داده دست خودم خدایا شکرت

    این ماایم که قدرت تصمیم گیری برای نتایج زندگیمون رو داریم.وبرگی نیستیم در باد که با هر مسئله ای وجریانی پیش بریم وجزوی از اون جریانات باشیم که نتایجمون وابسته باشه به اون جریان

    واین قدرتو داریم که تصمیم بگیریم برای نتایجمون

    واین قدرت برای خلق زندگی دلخوا در گرو اینه که چقدر می تونیم ذهنمونو کنترل بکنیم

    با کانون توجهمون که بر روی چه موضوعی میزاریمش

    بر روی موضوعات دلخواه یا نا دلخواه

    چقدر لذت بردم از این جملتون استاد که

    وقتی از لحاظ فرکانسی تغیر بکنیم از لحاظ فیزیکی هم موقعیت وشرایطمون تغیر میکنه

    و وقتی مثل بقیه فکر نکنم مسیرم جدا میشه با تماااام نتایجش

    چقدر این خدایی که دارم میشناسمش راحت گیره مهربونه تَهِ مراامو معرفته، بدون هیچ حساب وکتابی بی دلیل میبخشه فقط کافیه که باورش بکنم باور بکنم وهاب بودنشو بزرگیشو

    وبه همون اندازه که باورش میکنم برام تجلی پیدا میکنه

    پس دیگه همه چیز دسته خودمه

    خدایاا سپاسگذارتم شکرت شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 3002 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان تنها رب و فرمانروای جهان

    ((اگه مثل بقیه فکر‌میکنی مثل بقیه نتیجه میگیری))

    چقد این جمله برای خیلی از ما غریبه و نا آشناست بارها با افراد مختلف صحبت کردم و شنیدم که همه دارن همین کارو‌انجام‌میدن ، یا همه همینو میگن،و… و‌چقدر نمی دونستیم این افکار مشابه زندگی های مشابه رو برای همه رقم‌میزنه

    مثلا برای اقوام‌من که مقاومت در باره مسائل مالی دارن اگه به یه نفر بگی بابا وام‌نگیر‌خودت اذیت میکنی آرامشت بهم میزنی یه جمله مشابه از همه میشنوی که همه دارن وام میگیرن یعنی همه دارن اشتباه میکنن.

    امان از دست این همه

    و‌چه جالب که ما به این قضیه پی نبردیم

    مثلا ما یه فامیلی داریم که خیلی اوضاع مالی درستی داره بچه هاشم که ازدواج کردن و به سن کار و فعالیت رسیدن همشون در جایگاه خوبی هستن و ملک و املاک زیادی دارن ولی بدون استثنا همشون روابط عاطفی مشکل داری دارن ، غیر از یک پسرشون بقیه یا طلاق گرفتن و‌دوباره ازدواج کردن یا چند بار ازدواج داشتن یا طلاق گرفتن و ازدواج نکردن دیگه

    خب این یه الگو برای من میسازه که این خانواده مثل هم فکر‌میکنن‌و‌جور دیگه نمیتونن فکر‌کنن یعنی مطمئنن جور‌دیگه ای نمیشه

    برای همین هر وقت از من پرسیدن روابطت با همسرت چطوره و‌من گفتم عالی اصلا باورشون نمیشه، فکر میکنن دروغ میگم و بلف‌میزنم ،

    حالا خلاصه….

    من به لطف استاد و آموزشای ایشون خیلی رو خودم کار کردم و سعی میکنم افکارم کنترل کنم و بعضی مسیرها رو از عمد نمیرم چون میگم این مسیر من نیست مسیر اوناست

    مثلا همین چند وقت پیش مامانم بخاطر یه ارث ناچیز‌و بی ارزش که از خانواده پدریم بگیره یه طرح دعواا داشت و‌ما باید به عنوان وارثین شکایت میکردیم ولی من اینکارو نکردم و دلیلم گفتم و‌حتی پیشنهاد دادم اونا هم اینکارو نکن چون توجه به نکات منفیه و‌مارواز مسیر دور میکنه‌

    ولی مامانم نپذیرفت و با ناراحتی گوشی‌رو‌قطع کرد و‌با من قهر…

    من شاید بعضی‌وقتا ذهنم بخواد اذیتم کنه ولی اصلا ناراحت اینکه بقیه از دورو برم برن مقاومتی ندارم و میگم این مسیر اوناست مسیر من نیست

    هر وقتم میخوام خودم آروم کنم میگم ببین تو چند ساله داره با آموزشای استاد‌کار میکنی و چندین میلیون بابت این آموزشا‌دادی پس اگه قرار باشه همون راه قدیم رو بری این همه وقت و این همه پول رو چرا تلف کردی

    با این منطق خودم آروم میکنم که

    من باید خودم مولد باشم

    اگه همه ازم دور شن ولی فقط خدارو داشته باشم کافیه

    الخیر فی ماوقع

    من کارارو به خدا سپردم اگه اون سهم مال من باشه باید به آسون ترین روش و راحت ترین راه به دستم برسه اصلا خوشون بیان بهم تقدیم کنن

    ارثی که با زوردندون بخواد به من برسه چون پشتش بی نهایت احساس بده اصلا به من مزه نمیده

    ودر نهایت اینو بگم خوشحالم در این مسیر هستم و خوشحالم مثل بقیه فکر‌نمیکنم واز اونجایی که آرومم مطمئنم مسیرم درسته حالا اگه همه بیان بگن تو داری اشتباه میکنی

    ممنون استاد بابت کلامت که حقه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    شیما محسنی گفته:
    مدت عضویت: 3853 روز

    سلام بر استاد عزیز و مریم بانوی نازنین …..

    خدا قوت بر هر دوی شما، زوج عزیز ….

    گام هشتم:

    بله استاد جان اینکه بتونیم در اتفاق های به ظاهر ناخوشایند در جامعه، مثل اکثر جامعه فکر نکنیم و طوری دیگر به قضیه نکاه کنیم، اون موقع است که حالمون بهتر میمونه و نتایج متفاوت تر از 90 درصد جامعه میگیریم …..

    نتایج خیلی خیلی متفاوت و عالی تر ……

    این شاید اوایلش سخت باشه … ولی با گذراندن قانون تکامل، میتونه براتون راحت تر باشه و اون وقت عادتتون میشه ….. و اون وقت هست که نتایج خوب از سلامتی، ثروت، روابط خوب و ….. کرور کرور میاد به سمتتون و زندگی گلباران می شود …

    خدا رو شکر استاد سال ها است که نه تلویزیون داریم در منزل، نه اینستا و …. و خیلی خیلی این روش را می‌پسندم و اصلا اگر به محل کار نمی اومدم از اخبار هم مطلع نمی‌شدم … و این روش رو از آموزه های شما یاد گرفته ام و خیلی احساس بهتر بهم میده …. و این باعث شده در اتفاق های هایی مثل همین اتفاق اخیر مربوط به جنگ و …. اصلا در این مورد صحبت نکنم و این برام عادت شده و اصلا فشاری به خودم نمیارم که جلوی افکارم را بگیرم ….. اصلا مقاومت ندارم ….

    اما در اتفاقات مربوط به خانواده مثل بیماری پدرم که اخیرا باهاش درگیر هستیم، نمیگم که کنترل ذهن عالی داشته ام … فقط میدونم که در حین اینکه گاهی وحشتناک اذیت میشم و گاهی در فاز قربانی شدن میرم، اما ظرف پذیرشم داره بزرگ تر میشه و شیما یه ورژن داره بزرگ تر میشه …..

    خدا رو سپاس

    در پناه حق

    شیما بانو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    زهرا بهنام گفته:
    مدت عضویت: 1539 روز

    به نام خداوند بخشنده ومهربان

    روز 8ام از تعهد من

    سلام به استاد عزیزم،مریم جانم،و تمام دوستان

    کنترل ذهن، کنترل ذهن ، کنترل ذهن

    چیزی که استاد داره فریاد میزنه،اما خیلیامون فقط میشنویم و عمل نمیکنیم

    درسته اوایلش خیلی سخته کنترل ذهن سخته

    اما اگر باور کنیم خودمون خالق زندگی خودمون هستیم،زندگیم با کانون توجه ام داره رقم میخوره

    و اگر من مثل بقیه مردم عمل کنم مثل بقیه نتیجه میگیرم

    اونوقت کنترل ذهن راحتتر میشه

    درسته استاد من خیلی از ادما رو میبینم که تو همین شرایط تمرکزشون روی خودشون وهدفشونه و نتایجشونم بسیار متفاوت

    قضاوت کردن

    حالا استاد مثالهای بزرگ میزنن من بیام تو محیط و اطراف خودم بکار ببرم

    مثلا پسرم وقتی اشتباهی میکنه قبل از واکنش نشون دادن یه لحظه صبر کنم با خودم بگم مگه من بچه بودم اشتباه نکردم؟

    چرا خب وقتی خانوادم سرزنشم میکردن برا هر کاری نتیجه ش این شد که من یا خیلی کارها رو از سر ترس انجام نمیدادم

    یا اگه هم اشتباه ی ازم سر میزد هر کاری میکردم تا خانوادم نفهمن در حد باج دادن به بقیه

    -همسرم من وقتی اشتباه ای یا رفتاری میکنه سریع برچسب بهش نزنم، یک لحظه خودم رو جای اون بزارم

    شاید فشار کاریش زیاده

    – خانوادم رو قضاوت نکنم، شاید اونا فک میکردن بهترین راه همینه

    و…..

    من خیلیا رو قضاوت کردم، بدون اینکه یک لحظه خودم رو جای اونا بذارم، که اگه این اتفاق برا من میوفتاد من چه واکنشی نشون میدادم

    باید تمرین کنم، قبل از قضاوت هر چیز یا هر کسی یه لحظه مکث کنم و این سوال رو از خودم بپرسم

    من اگه جاش بودم چیکار میکردم؟

    خدا رو هزاران مرتبه شکر برای یاد اوری این قوانین

    سپاسگزارم از شما مریم عزیزم بخاطر دوره کردن این اگاهیها

    هرکجا که هستین در پناه الله مهربان باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    زهرا رضایی گفته:
    مدت عضویت: 2549 روز

    سلام سلام به استاد همه چی درست و خانم شایسته عزیز

    دوستان عزیزم سلام

    گام هشتم

    الهی صد هزار مرتبه شکر که اومدم در گام هفتم دارم کامنت مینویسم هست من برای کامنت نوشتن در سایت برای من که بسیار مقاومت داستم و هر بار مینوشتم حس خوبی نداشتم و به ندرت مینوشتم نجواها میگفت ببین تو برا چی مینویسی استاد عمرا کامنت تو را بخونه چ نتیجه ای گرفتی بعد اینهمه وقت که میخای بنویسی و……

    الان میگم من مینویسم فقط چون به خودم تعهد دادم هر شب بنویسم و دیگه بقیش به من مربوط نیست الهی شکر که با حس خوب مینویسم

    استاد عزیزم نکات کلیدی این فایل برا من البته باید بیشتر گوش بدهم فایل را تا بیشتر درک کنم

    زهرا با هر منطقی

    تاکید میکنم با هر منطقی اگر داری به چیزی توجه میکنی که نمیخای در زندگیت اتفاق بیوفته دوسش نداری داری با دست خودت اون شرایط را برا خودت پیش میاری

    داری با دست خودت گور خودت را میکنی

    بفهم اینو بفهم با حس دلسوزی با حس نگرانی با هر منطقی توجه به ناخواسته جذب ناخواسته بیشتر است مهم نبست چ دلایل قانع کننده ای داری توجه به ناخواسته جذب ناخواسته بیشتر از همان جنس است

    مثل آتیش دست بزنی صد در صد دستت میسوزه

    تمام شد و رفت

    مملکت را دوست نداری اطرافیان را دوست نداری شرایط را دوست نداری تمرکز بزار رو زیبایی های اطرافت هدایت میشی به جای بهتر آدمای بهتر

    وقتی شما تغییر کنید فرکانس شما تغییر کنه اصلا آدمای داغون و عوضی وارد زندگی شما تمیشن اصلا با شما برخورد نمیکنن اصلا نمیبینیشون چون تو مدار شما نیستن

    وقتی فرکانست تغییر کنه وقتی جهان درونت تغییر کنه فیزیک و جهان بیرونت هم تغییر میکنه

    جهان با دقت حیرت انگیز قانون مدارها را قانون فرکانس را رعایت می‌کند

    نکته کلیدی بعدی برای من

    ذهنیت خالق یعنی: مراقبت از کانون توجه یعنی کنترل ذهن در شرایط نادلخواه

    کنترل ذهن یعنی: واکنش نشان ندادن به اتفاقات نادلخواه؛

    وقتی از اتفاقات نادلخواه اعراض کنی و به آنچه می خواهی توجه کنی، از بدنه جامعه جدا می شوی

    هر کس تو هر جایگاهی قرار داره وبه هر چیزی رسیده ‌کسی هست که تونسته ذهنش را کنترل کنه راز موفقیت تمام افراد موفق در هر زمینه ای کنترل ذهن در شرایط تضاد و سخت است و این جارو باید بارها و بارها انجام بدی

    نکته کلیدی بعدی مگه خودت تا حالا اشتباه نکردی چرا هزاران بار پس چرا بقیه را قضاوت میکنی

    وقتی قضاوت میکنی خودت را هم وارد اون اشتباه میکنی از همون جنس به زندگیت دعوت میکنی

    حرف استاد عزیز تذکر توجه میاورد توجه جذب می‌کند

    خدایا کمکم کن به این سخنان گنج عمل کنم

    ابمانی که عمل نیاورد حرف مفت است

    خدایا مرا از مسیر هموار به راه راست هدایت کن و به سعادت دنیا و آخرت برسان

    خدایا ید هزار مرتبه شکرت بابت تمام اتفاقات عالی امروز بابت این لحظه حضورم در سایت کامنت نوشتن و خلوتم با خودم با خالقم

    در امان خدا باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1945 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت

    گام هشتم

    ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده،

    اگر مثل بقیه مردم فکر می‌کنید مثل بقیه مردم نتیجه میگیرید،

    منظورم اون کلیت جامعه هست توی هر جامعه‌ای که زندگی می‌کنید

    اگر داری مثل اونا فکر می‌کنی و مثل اونا عمل می‌کنی مطمئناً مثل اونا نتیجه می‌گیری,

    یعنی به خاطر اینکه حالا بقیه اینجوری فکر می‌کنن یا بقیه الان شاکین یا بقیه فلانن منم جزئی از اون داستان بشم جزئی از اون جریان بشم دوست داری بشو،

    فقط این قاعده رو یادت باشه که تو هم نتایجی رو می‌گیری که بقیه دارن

    من وقتی فهمیدم افکارمونه کانون توجهمونه که داره زندگی ما رو رقم می‌زنه تصمیم گرفتم که جور دیگه‌ای به قضیه نگاه کنم تصمیم گرفتم که مثل بقیه فکر نکنم

    فکرم رو کنترل کنم

    افکارم رو به سمتی ببرم که به من احساس بهتری میده

    احساس قدرت میده

    احساس خوبی میده

    اگر قرار باشه ما هر اتفاقی میفته بیایم بشینیم در مورد اون صحبت کنیم مخصوصاً توی جامعه ایران که منتظرن یه اتفاقی بیفته بشینن در موردش صحبت کنن

    یعنی آدم‌ها به صورت ناخودآگاه منتظرن یه اتفاقی پیش بیاد یه حرفی رو با هم رد و بدل کنن

    یعنی همه انگار یه جریانی میاد و همه رو با خودش می‌بره

    همه خودشون رو سپردن به جریان و اجازه میدن که اون جریان هرجوری که دوست داره اینا رو رهبری کنه و اینا رو ببره

    این اون چیزیه که من نخواستم تو زندگیم باشه

    دوست داشتم خودم افکارم رو کنترل کنم خودم اونجوری که دوست دارم زندگیم رو خلق کنم،

    اون موقعی که توی اتفاقات 88 بود توی تهران درگیری‌های وحشتناک شهر روی هوا بود،بعد توی اون زمان توی اون شرایط و موقعیتی که همه میخواستن در مورد این مسائل صحبت کنن که اینجوری شد اونجوری شد حقمون رو خوردن من توی اون شرایط با اینکه برنامه داشتم سمینار داشتم سعی می‌کردم اصلاً ذهنم رو پاک کنم و توجه کنم به چیزهایی که دوست دارم

    کار راحتی هم نیست

    هر چقدر آدم تلاش می‌کنه یه جاهایی از دستش در میره و اینم طبیعیه

    ولی اینکه آگاهانه تلاش کنه که افکارش رو کنترل کنه

    آگاهانه تلاش کنه مثل بقیه نباشه

    یعنی یه جریانی نیاد ما رو ببره

    باید جریان و زندگیم رو خودم بسازم نه اینکه یه جریان یا داستانی زندگی منو خلق کنه، بگیم یه جریانی هست

    یه طوفانی هست

    منم یه برگی ام توی این طوفان و این طوفان تصمیم می‌گیره منو کجا ببره

    کل حرف من درمورد مسائل توحیدِ

    و همه چیز اینه که طوفانی در کار نیست، جریانی در کار نیست که ما رو با خودش ببره، ما هر کدوم جریان زندگی مون رو خلق می‌کنیم،

    این نیست که بگیم چون الان مردم اینجوری فکر می‌کنن چون شرایط اینجوریه همه هم باید در مورد این مسائل صحبت کنن،

    همه هم همینجوری نتیجه می‌گیرن و هیچ راهی هم نیست،

    توی همون شرایط و توی همون موقعیت یه عده محدودی هستن که نتیجه متفاوتی می‌گیرن،

    قاعدش اینه راهش اینه که ما تصمیم بگیریم که می‌خواهیم زندگیمون رو دیگران برامون بسازن جریان برامون بسازه سیاست‌های دولت‌ها و کشورها برامون بسازه یا می‌خوایم زندگیمون رو خودمون بسازیم،

    تفکر اشتباه از اونجایی شروع میشه که من قدرتی در مورد خلق زندگیم ندارم

    من توانایی در مورد خلق زندگیم ندارم

    از اینجا کل این اشتباهات فکری بشر شروع میشه

    من وقتی قانون رو فهمیدم که زندگی من داره با افکارم رقم می‌خوره و به کانون توجهم ربط داره گفتم کاری که باید بکنم اینه که باید کانون توجهم رو کنترل کنم کار راحتی هم نیست

    ولی آدم تمرین می‌کنه و اگر ایمان داشته باشه اگر باور داشته باشه که این افکارش هست که زندگیش رو رقم می‌زنه و اگر بدونه که اگه من مثل بقیه مردم فکر کنم و عمل کنم و واکنش نشون بدم من هم چیزی بیش از اون‌ها تو زندگیم خلق نمی‌کنم منم همون شرایط رو خلق می‌کنم

    دلیل این اشتباهاتی که توی کشور میفته از لحاظ فرکانسی اینه که فضای کشور، فضای فکری اون اندیشه تبار اون فضای فکری جمع به یک سمتی هست که همش بلا سرش میاد، دلیلش هم اینه

    دلیل این اتفاقات اینه که یه عده بسیار زیادی بالای 95 درصد جامعه درگیرن با همه

    با خودشون با دیگران

    یه مقاومت‌هایی توی وجودشون هست هماهنگ نیستن با خودشون،

    با خدای خودشون

    آرامش ندارن از لحاظ درونی

    و این نتیجه اون نگاهه،

    هر کسی که می‌خواد قضاوت کنه هر کسی که می‌خواد جنجال به پا کنه اول به خودش بگه من خودم مگه این همه اشتباه توی زندگیم نکردم

    بارها و بارها هر کدوم از ما تو شرایط مختلف اشتباه کردیم،

    در همه موارد میشه جوری فکر کرد که واقعاً آدم ذهنش رو کنترل کنه

    هرکسی تو هر جایی به هر نقطه‌ای رسیده به هر موفقیتی رسیده اصلاً مهم نیست که اون موفقیته تحصیلیِ درسیِ شغلیِ مالیِ هرچی که بوده تونسته ذهنش رو کنترل کنه

    یکی میگه من به قانون جذب اعتقاد ندارم وقتی باهاش مصاحبه می‌کنی وقتی ازش سوال می‌کنی می‌بینی که همه جا تو حرفاش میگه من اون موقع تونستم اینجوری ذهنم رو کنترل کنم تونستم جور دیگه‌ای فکر کنم خب همون میشه دیگه

    میشه قانون جذب،

    حالا به جمله‌اش اعتقاد نداره یا برداشت متفاوتی داره از این داستان قانون جذب مهم نیست،

    مهم اینه که اون داره همون کارو انجام میده و داره به دلیل کنترل ذهنش نتایج رو خلق می‌کنه بر خلاف بقیه،

    خیلی‌ها فکر می‌کنن به دنیا اومدن وقتی به دنیا اومدن خودشون رو توی جریانی دیدن و این جریانه هر کجا می‌برده اینا هم باید می‌رفتن باهاش و کنترلی روی زندگیشون نداشتن

    از وقتی که فهمیدم بازی این نیست و من کنترل دارم روی زندگی خودم اومدم شرایط رو تغییر دادم و گفتم من روی زندگی خودم کنترل دارم

    من با افکارم این کارها رو می‌کنم

    حالا اینکه چه جوری با افکارم زندگیم رو تغییر بدم دیگه یواش یواش یاد می‌گیرم

    بعد فهمیدم که اگه به چیزای ناجانب توجه کنم چیزهای ناجالب بیشتری توی زندگیم میاد

    با هر منطقی با هر دلیلی

    بچه‌ها با هر منطقی مهم نیست چقدر منطق قوی باشه اگر به چیزی توجه می‌کنی که نمی‌خوای تو زندگیت اتفاق بیفته داری با دست خودت همون شرایط رو وارد زندگیت می‌کنی اصلاً مهم نیست که چقدر دلیل قانع کننده‌ای داری برای اینکه من باید به این موضوع نادلخواه توجه کنم

    اگه داری این کارها رو می‌کنی مثل این می‌مونه که دستت رو بکنی توی آتیش

    با هر منطقی دستت رو بکنی توی آتیش دستت می‌سوزه

    اصلاً مهم نیست که دلیلتون چیه

    دلیلتون اینه که یکی رو نجات بدید

    دلیلتون اینه که تست کنید ببینید این آتیشه چیه

    دلیلتون اینه که از توی آتیشه رد بشید

    اصلاً مهم نیست که منطقش چیه و چقدر منطقیه یا چقدر غیر منطقیه

    اگر داری دستت رو می‌کنی تو آتیش دستت می‌سوزه،

    حالا ما به جای اینکه بیایم بگیم چرا اینجوریه چرا مملکت اونجوریه

    مملکت رو دوست نداری؟؟

    توجه رو بذار روی زیبایی‌های اطرافت

    هدایت میشی به جایی که زیباتره

    مقاومتی در کار نیست

    شرایطی در کار نیست

    فکر نکنید با آقا دوست ندارم مرگ بر فلانی مرگ بر بهمانی فحش و داد و بیداد زندگیتون عوض میشه

    اگر شما برید توی فضای مقاومت کردن و درگیر شدن مهم نیست که درگیری توی فامیلتون باشه یا توی کلیت کشور باشه

    اگر داری درگیر میشی، مقاومت می‌کنی، بحث می‌کنی، جدل می‌کنی، در یک کلام داری به چیزی توجه می‌کنی که نمی‌خواهی

    داری اونو به زندگیت دعوت می‌کنی

    حالا شرایط جالب نیست خوب نیست آگاهانه سعی کن به اون شرایط ناجالب توجه نکنی و توجه کنی به شرایط جالب

    اون وقت جهان جای شما رو از

    لحاظ فیزیکی،

    وقتی از لحاظ فرکانسی جات عوض میشه، وقتی از لحاظ فرکانسی مثل بقیه مردم فکر نمی‌کنی

    از لحاظ فیزیکی هم مثل بقیه مردم توی اون جایی که بقیه مردم هستن نخواهی بود و اون شرایط رو تجربه نخواهی کرد،

    سعی کنیم توی تمام موارد به جای اینکه همش بشینیم بگیم که این اشتباه کرد اون اشتباه

    کرد و تمرکز کنیم رو اشتباهات،

    بگیم ما که جای اونا نیستیم ما که توی موقعیت اونا نیستیم

    من هم که نمی‌خوام این شرایط رو تجربه کنم میام تمرکز میذارم روی زیبایی‌ها روی قشنگی‌ها

    هر جایی که می‌تونم هرجایی که هست

    وقتی این کارو می‌کنید یه اتفاقات جالبی میفته

    وقتی مثل بقیه فکر نمی‌کنید به خدا قسم مسیرتون از بقیه جدا میشه

    نتایجتون شرایطتون روابط عاطفیتون سلامتی‌تون ثروتتون همه چیزتون تغییر می‌کنه

    چرا،؟؟

    به یک دلیل ساده

    چون تو تغییر کردی

    تو مثل بقیه فکر نکردی

    اگر اصل کارکرد جهان رو بدونید خیلی راحت‌تر می‌تونید خودتون رو تطبیق بدید با قوانین جهان

    ولی تا وقتی که می‌خواهید اونجوری که خودتون دوست داشتید یا از قبل فکر می‌کردید فکر کنید

    به به خدا راهی نیست برای تغییر،

    خدا قسم مهم نیست که الان شرایطتون چه جوریه

    اگر افکار و باورهاتون تغییر کنه شما هدایت می‌شید به جاهای آرام

    به جاهای خوب از لحاظ فیزیکی،

    وقتی از لحاظ فرکانسی تغییر می‌کنید از لحاظ فیزیکی هم تغییر می‌کنید،

    وقتی تغییر می‌کنید آدم‌های دری‌وری آدم‌های درب و داغون اصلاً نمیان توی زندگیتون

    اولش هی کمتر میشن

    بعداً دیگه واقعاً نیستن

    بنابراین بدونید این مسیری که دارید میرید اگر مسیر رو با ایمان برید

    اگر با باور برید، اگر با همون تعهدی که من داشتم برید به جاهای خیلی خوب به هرجا که دوست دارید به هرجا که با فرکانسون هماهنگه هدایت می‌شید،

    هر وقت که ما بخواهیم به کسی ضربه بزنیم به خودمون ضربه زدیم

    این قانونشه

    شما بخواه به کسی ضربه بزن اولین اتفاقی که میفته به خودت ضربه می‌زنی

    خودمم یه آدمی بودم که خیلی از دست کسی ناراحت می‌شدم می‌خواستم حتماً حالش رو بگیرم فلان بشه بهمان بشه

    ولی واقعاً سعی کردم که تمرکزم رو بذارم روی چیزایی که می‌خوام

    اگر چیزی منو ناراحت می‌کنه سعی می‌کنم تمرکزم رو از روش بردارم

    زندگی همه‌مون می‌تونه کامل تغییر کنه وقتی که خودمون تغییر کنیم

    نه یه روز، نه دو روز، نه یه ساعت،

    مثل کسی میمونه که بگه یه ساعت ورزش میکنم بدنم آماده میشه،

    خودتون رو درگیر این آگاهی‌ها بکنید بعد ببینید که دنیا چه جوری داره به افکارتون پاسخ میده

    اگر تمرکز کنید روی خبرهای بد این خبرهای بد تمومی نداره

    یه جوری تمرکز کنید که خبرهای خوب تو زندگی شما تموم نشدنی باشه،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1198 روز

      به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم ساحل چقدر ایمان قشنگه عزیزم چقدر آرامش داره

      کامنتت خیلییییییییییی قشنگ بود مرمحتوا و پر از آگاهی و پر از عشق بود متشکرم عزیزم

      ما با تغییر کردن خودمون شرایط بیرون رو می‌سازیم یعنی خود بخود درست میشن

      همه چیز درون ماست

      دوستت دارم عزیزم

      من‌درسها گرفتم

      در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    افسانه گفته:
    مدت عضویت: 2756 روز

    سلام جناب عباس منش گرامی

    وقت شما به خیر…

    سپاسگزارم به دلیل زحمتی که برای ایجاد و یادآوری مباحث ارزشمند متحمل می شید و دقیقا می دونید کجا و کی وارد عمل بشید.

    جالبه بدونید با این که خود بنده در مقام یک معلم و خبرنگار همه جوره می تونستم این مجوز رو به خودم بدم که وارد گود فریادها و فغان های این روزها بشم، اما از اونجایی که می دونم این مساله چقدر می تونه برای آینده خودم و کشورم خطرناک باشه، سکوت و صعه صدر پیشه کردم که تعجب دوستان هم صنفی من رو هم برانگیخت البته…

    بزرگوار هستید و من با افتخار از مطالب آموزنده شما استفاده می کنم.

    شادی، برکت، عمل صحیح و رویه بهتر سهم مردم ما باشه ان شاء الله…

    مراقب خودتون باشید.

    تبصره: من یک سوال جدی در ذهن داشتم که پاسخ اون رو در فایل امروز شما گرفتم.

    برقرار باشید و سبز…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  10. -
    معصومه سلمانی پور گفته:
    مدت عضویت: 1328 روز

    بنام الله مهربانم

    سلام سلام به همه عزیزان دوست داشتنی این سایت

    گام 8 خانه تکانی ذهن

    اون چیزی که من از کودکیم یادمه اهل اینکه کی چیکار میکرد یا میخواد بکنه نبودم ولی به مرور به خاطر اینکه ی حرفی برا گفتن با جمع داشته باشم و به قولی کم نیارم کم کم وارد این حرفا شدم البته بازم کم بود این کارم.

    قضاوت کردن بقیه هم از زمانی که وارد سایت شدم سعی کردم کم کمترش کنم. و برای کسی حرفی نزنم چون خوشم نمیاد و بیشتر برام مهم نیس بقیه چه فکری دارن نسبت به من البته به مرور بهتر شدم و مسلما از اول اینجوری نبودم.

    برای دولت و اتفاقاتی هم که تو کشور و هرجا میوفته هم خبر ندارم چرا؟ چون بلطف استاد و این سایت ارزشمند، تلویزیون و اخبار رو حذف کردم و فضای مجازی و جاهایی که از اینجور صحبت هاست دورم و نمیرم و یا گوش نمیکنم و …. و سعیم رو میکنم که ورودیهای خوب بدم به ذهنم و فکر میکنم موفقم شدم تا حدودی

    یجوری دورم از قضایا که یکی دوروز پیش کرم نارنجی پوشیده بودم و رفتم بیرون و میدیدم بقیه یجوری نگاه میکنن منو و بعدش از یکی اتفاقی شنیدم که چی شده و تا حدودی علت نگاهاشون رو فهمیدم ،ناراحت شدم ولی گفتم من مثل اکثر مردم نمیخوام نتیجه بگیرم و راه خودم رو میرم. و امروزم دیدم که استاد درباره همین مسائل دارن صحبت میکنن و بلطف الله فهمیدم مسیرم درسته وباید ادامه بدم.

    خدارو هزاران بار شکر میکنم که در این مسیر توحیدی قرار گرفتم و به آگاهیهام اضافه میشه و قدمهامو محکمتر بر میدارم و مسیرم هربار برام اسان تر میشه.

    سپاس فراوان برای استادای نازنینم که با عشق برام فایلایی میزارن که نیاز دارم بهشون و ایمان دارم که هر زمان چیزی لازم داشته باشم برام محیاست و نشون داده میشه بهم.

    بهترین بهترین هارو برای تک تکتون آرزومندم

    ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای: