اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
.شرایط بحرانی کنونی همیشه بوده و هست ولی این من هستم که باید جور دیگه ای فکر کنم و ذهنم رو کنترل کنم و زندگی کنم.
.اگه مثل کلیت مردم فکر میکنم و عمل میکنم دقیقا مثل همونا نتیجه میگیرم.
.من باید کلی روی ذهنم کار کنم که جور دیگه ای به قضایا نگاه کنم تا نتیجه متفاوت بگیرم.
.افکار و کانون توجه من زندگیم رو رقم میزنه. مثل بقیه فکر نمیکنم و جوری به قضایا نگاه میکنم که احساس آرامش و بهتری داشته باشم.
.آدما به صورت ناخودآگاه دوست دارن با هر جریانی همراه بشن و اجازه میدن اون جریان اونا رو رهبری کنه! اما من نمیذارم!!!
.من باید آگاهانه ذهنم رو کنترل کنم و و خودم جریان زندگیم رو بسازم.
.اصلا طوفانی در کار نیست که ما رو نابود کنه. ما هر کدوم توانایی خلق جریان زندگی خودمون رو داریم.
. یه عده محدود هستن که همیشه نتایج عالی از همه جنبه های زندگی دارن. خیلی هم شو آف نمیکنن ولی هستن.
.من هستم که تصمیم میگیرم زندگیم رو جریان و سیاست و دولت بسازه یا خودم؟!
.تفکر درست: من توانایی خلق جریان زندگی خودم رو دارم.
.کنترل ذهن نیاز به تمرین داره و ایمان دارم که افکارم زندگیم رو میسازه.
.من اگه مثل همه مردم رفتار و عمل میکنم و به جریان های مختلف واکنش نشون میدم و همراه میشم پس نتیجه ای متفاوت تر و بالاتر از اونا نخواهم گرفت!!!!
.برای یه عده همیشه شرایط حساس کنونی بوده برای یه عده هم همیشه شرایط عالی بوده! تنها تفاوت هم به دلیل طرز فکر و طرز عملکردشون با هم هست.
.کنترل ذهن برای هر کسی متفاوته و من باید روش خودم رو پیدا کنم.
.دلیل اتفاقات مختلف جوامع اینه که یک عده بسیار زیادی از جامعه با خودشون و دیگران درگیرن! مقاومت وجودی دارن، با خدا هماهنگ نیستن و درونشون آروم نیست!
.هر وقت خواستم قضاوت کنم بیام خودم رو جای اون آدم بذارم که اگه منم بودم شاید همین کار و میکردم و همین اتفاق می افتاد. من میتونم مطمئن باشم که آیا توی اون شرایط منم اون کار رو انجام میدادم یا نه؟!
.درمورد همه چیز میشه این ذهنیت رو داشته باشم تا قضاوت نکنم: مگه خودم کم اشتباه داشتم.
.هر کسی در هر زمینه ای به موفقیت رسیده چون تونسته ذهنش رو کنترل کنه. ادما فک میکنن اصلا کنترلی روی زندگیشون ندارن.
.با هر منطق و دلیل قوی که داری و به چیزی که نمیخوای تو زندگیت اتفاق بیفته، توجه کنی، در نهایت همون رو وارد زندگیت میکنی. مهم نیست منطقت چیه دستت رو توی آتیش کنی، میسوزی.
.مملکت رو دوست نداری؟ تمرکز کن روی زیبایی ها. هدایت میشی به جای درست. مقاومت فایده نداره.
.وارد هیچ گونه درگیری و مقاومت نشو تا وارد زندگیت نشه. آگاهانه به شرایط جذاب توجه کن. خداوند بدون تردیدی از لحاظ فیزیکی جدات میکنه چون از لحاظ فرکانسی جای دیگه هستی.
. تمام پیشرفت های بشر از همین اشتباهات ایجاد شده و تکامل و پروسه ای که احتمالا خیلی خطاب و اشتباه داشته. مثل کشتی هایی که بعد از تایتانیک ساخته شده و…
.وقتی مثل بقیه فکر نمیکنم کلا از جامعه جدا میشم و نتایج متفاوت در تمام ابعاد میگیرم. چون من تغییر کردم نگرش و عملم تغییر کرده.
.اگه اصل کارکرد جهان رو بدونم خیلی راحت خودم رو با جهان تطبیق میدم.
. اوایل کار کردن روی خودم یکم سخته اما کم کم فضا عوض میشه خیلی از حرفا رو نمی شنوم یا اگه بشنوم دیگه مقاومت ندارم. آدمای اطرافم عوض میشن. با ایمان این مسیر رو میرم.
.هر وقت بخوام از کسی انتقام بگیرم یا به کسی ضربه بزنم، در واقع به خودم آسیب میزنم.
.یه جوری باید تمرکز کنم که خبرهای خوب تو زندگیم تموم نشدنی باشه.
.اگه کسی به آگاهی ها عکس کنه اصلا سوالی براش پیش نمیاد که نیاز به پاسخ داشته باشه.
.تو هر زمانی به هر آگاهی نیاز دارم خداوند هدایتم میکنه یا از کتابی یا از آدمی از هر روشی شده اون آگاهی به دستم میرسه. تو هر زمان که تغییر کنم خداوند آگاهی که بهش نیاز دارم رو در اختیارم میذاره.
خداروهزاران بار سپاسگذارم که به تعهدم پایبند بودم و امدم تا کانت بزارم
ردپای من در گام هشتم(ذهنیت خالق یا واکنش دهنده)
خدارو هزاران بار شکر میکنم که حالم خیلی خیلی عالیه من هر روز که از خواب بیدار میشدم با کلی سردرد و بی حوصلگی بیدار میشدم و از وقتی که صداهای نجوهای ذهنیم کم تر شده و شروع کردم به تغییر کردن برای رسیدن به حال خوب حالم خیلی خوبه
وقتی مثل بقیه مردم فکر کنی نتیجه همون مردم رو توی زندگیت میگیری
افکارمون یاکانون توجه ماست که داره زندگی مارو رقم میزنه
من یه تایمی خیلی استرس پدرمو داشتم سر خیلی مسائل از وقتی تمرکزمو گذاشتم روی نکات مثبتش خیلی خیلی رفتارش و اخلاقش تغییر کرده که اصلا اصلا قابل مقایسه با گذشتش نیست خداروهزاران مرتبه شکر میکنم که توی این میسری که سرتاسرش حال خوب و انرژی خوب هست قدم گذاشتم
تصمیمم گرفتم مثل بقیه نباشم مثل بقیه فکر نکنم
فکرم و ذهنم رو کنترل کنم
افکارمو به سمتی ببرم احساس بهتری بهم میده احساس قدرت بهم میده
اگر قرار باشه هر اتفاقی میفته بیاییم راجب اون قضیه صحبت کنیم از مردم روستا تااااا مسئولین ادما به صورت ناخودآگاه منظرن یه اتفاقی بیفته و راجبش حرف بزنند همه خودشو رو سپردند به جریان انگار اون جریانه هر جوری که دوس داره میتونه اینارو رهبری کنه
من باید خودم مسئولیت زندگی خودم رو قبول کنم و زندگی رو اون جوری که دوست دارم خلق کنم
و بتونم ذهنم رو توی هر شرایطی کنترل کنم که کار ساده ای نیست
نگیم که الان شرایط اینجوره و الان مردم اینجوری فکر میکنند منم باید این مدلی فکر کنم
توی همین شرایط به ظاهر نامناسب میشه به زیبایی ها توجه کرد و چشممون رو عادت بدیم به دیدن زیبایی ها
توی همین شرایط ما تصمیمم میگیریم که زندگی رو سیاست ها و دولت ها برامون بسازن یا میخوایم خودمون زندگی خودمون رو خلق کنیم
تفکر اشتباه از جای شروع میشه که قدرت میدیم به عامل بیرونی و من قدرتی در مورد خلق زندگی خودم ندارم
زندگی ما با افکارمون رقم میخوره به کانون توجه ما ربط داره اگر باور داشته باشید و ایمان این افکارشماست که زندگی شمارو خلق میکنه
چطور میتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم ؟
راه های مختلفی داره هرکسی باید یه راهی براش پیدا کنه توی داستانی که هواپیمارو زدند دلیلش چی بود؟!
از لحاظ فرکانسی فضای یک کشور فضای فکری و فضای فکری جمع به یک سمتی هست ک بلا سرش میاد دلیل این اتفاقات؟!
یک سریا با خودشون درگیرن و یک مقاومتی توی وجودشون هست هماهنگ نیستند با خدای خودشون ارامش ندارند از درون این نتیجه اون نگاهه
اون شخصی که توی پدافند فضایی بوده و این اشتباه و کرده چرا فکر میکنم اگر من بودم این استباه و نمیکردم؟!چرا ما ادما این همه قضاوت میکنیم چرا یادمون نمیاد که توی زندگی ما ام اشتباه کردیم با اینکه میدونستیم نباید اشتباه میکردیم
جمله ای از پیامبر؛
یه خانمه رو میخواستند سنگ سار کنند بعد از پیامبر میپرسند کی اولین سنگ رو بزنه ؟!
پیامبر در پاسخ گفت؛
اون کسی بزنه که تا حالا هیچ گناهی نکرده هر کسی میخواد قضاوت کنه هرکسی که میخواد جنجال به پا کنه به خودش بگه من مگه خودم اشتباه نکردم توی این جور موقع ها میشه ذهن رو کنترل کرد
هرکسی به هر موفقیتی رسیده چ مالی،چ تحصیلی کسی بوده که تونسته ذهنش رو کنترل کنه به دلیل کنترل ذهن هست که نتایج خلق میشه
با هر منطقی با هر دلیلی اگر به چیزی توجه کنی که نمیخواستی توی زندگیت رخ بده با دست خودت همان شرایط رو وارد زندگیت میکنی
اگر افکارتون و باورهاتون تغییر کنه شما هدایت میشید به جاهای خوب از لحاظ فیزیکی تغییر میکنی و از لحاظ فرکانسی ام تغییر میکنی اگر توی مسیر درست باشیم عملا دیگه یک سری حرفارو نمیشنویم اولش نیازه روی خودتون کار کنید بعدا اگر حرفارو بشنوید دیگه مقاومت قبلی رو نداری
ینی خیلی احت میتونی تغییر بدی ذهنتو به صورت کامل تغییر کلی پیدا میکنی توی حرفای که قبلا میشنیدی و ادمایی که قبلا میدیدی وقتی تغییر میکنی دیگه آدمای چرت اصلا نمیان توی زندگیت اگر مسیر رو با ایمان و باور قوی برید به هر جا که دوس داری هر جایی که به فرکانستون نزدیک تره هدایت میشی
خدایا هر خیری به ما میرسد از جانب توست و هر شری به ما میرسید ازجانب خودمون هست
آنچه من از این گام میفهمم این است که دریابم ذهنم را برای ورود چه چیزهایی باز گذاشتهام. آیا ذهن من یک دروازه باز است که هر جریانی میتواند به دلخواه خود وارد و خارج شود؛ یا این که این من هستم که در برابر خودم متعهد هستم و باید تصمیم بگیرم کانون توجه ذهنم را روی چه چیزی متمرکز کنم، یعنی کنترل کنم که چه چیزی در ذهن من وارد شود و چه چیزی از ذهن من خارج نشود. به طور حتم، من اگر مانند بقیه فکر و عمل کنم، به همان مسیر و سرنوشتی خواهم رفت که بقیه رفتهاند و همان نتایج را به دست خواهم آورد. پس به جای این که اجازه دهم جریان اتفاقات بیرونی من را با خود ببرد، لازم است که خودم جریانهای ورودی به ذهنم را کنترل و «گزیده» وارد ذهنم کنم. این من هستم که باید جریان زندگی خودم را بسازم و نه این که جریان زندگی دیگران، محتوای ذهن و سرنوشت من را بسازد. این من هستم که باید خالق جریان زندگی خودم باشم و اجازه ندهم که تحت تاثیر شرایط بیرونی قرار بگیرم. من باید عمیقاً و بدون هیچ تردیدی به این باور برسم که خودم میتوانم خلق کنم و نه آن که خودم را به دست آفریدهها و مخلوقات و جریانات و حوادث و دولت و حکومت و رسانهها و آدمها قرار دهم. کار دشواری است؛ ولی مطمئنم که با تمرین و تلاش و ممارست انجامشدنی است و پس از چندی در آن مهارت خواهم یافت. این افکار من است که که زندگی من را رقم میزند و لاغیر.
باور توحیدی و توحید عملی، نیازمند کنترل ذهن است. کنترل ذهن، یعنی این که من توجهم را از ناخواستهها بگیرم و کانون تمرکز ذهنم را روی خواستههایم متمرکز کنم. کنترل ذهن، فقط شامل اطلاعات ورودی ذهن و اعراض از اطلاعات ناخواسته نیست؛ بلکه شامل ثبات اطلاعات درونی ذهن هم میشود. یعنی، کنترل کامل روی هر آنچه در ذهن من وارد میشود، خار ج میشود، میماند، وجود دارد و بر من میگذرد. هر موفقیتی، حاصل کنترل ذهن است. اگر به هر بهانه و انگیزه و قصدی و به هر وسیله و طریقی مثلاً با احساس، با غر زدن با بحث کردن با همدردی با … به چیزی توجه و تمرکز کنم که نمیخواهم، به طور حتم همان چیز یا چیزهای مشابه آن در زندگی من رخ خواهد داد.
وقتی من مانند بقیه فکر نکنم و بر خواستهام متمرکز باشم، شرایط تغییر میکند. تغییر فرکانسی، تغییر فیزیکی را به وجود خواهد آورد. کنترل ذهن، قدرت خلاقه دارد و قدرت خلق من، موکول به قدرت و توانایی من در کنترل ذهن و جلوگیری از انحراف آن در توجه به خواستهها است.
هر آگاهی در زمان مناسب خودش، یعنی زمانی که من به آن آگاهی نیازمندم، بهترین آگاهی محسوب میشود. من فکر میکنم که کلید «من را به سوی نشانهام هدایت کن»، روندی برای رسیدن به آگاهی مورد نیاز در همان مقطع است. من این را دو بار آزمایش کردهام و هر دو بار به همان آگاهی رسیدهام که دقیقا نیاز داشتم. خداوند در لحظه به نیازها پاسخ میدهد.
خانه تکانی ذهن گام 8 ( ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده)
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ،خداروشکر میکنم که دوباره تونستم بیام و کامنت بزارم و دوباره به مسیر دوست داشتنی خودم برگردم ،چند روز طول کشید این گام و اونم دلیلش نداشتن تمرکز هستش، یا همون نداشتن کنترل ذهن
خوب مریم جااان عزیزم این فایل بازمانگار آب رو آتیش ،همش با خودممیگفتم ای بابا چرا نمیرم کامنت بزارم ،چرا روتین روزانه ام انجام نمیدم ،همش داشتم خودمو تنبیه میکردم تا اینکه دیگه امروز مصمم شدم گوش کنم این فایل و جواب سوالاتم گرفتم ،و اولین چیزی که دیدم در رفتار و کردار همین موضوع بود که اگر تو مثل عموم جامعه رفتار کنی نتایج مشابه اون ها میگیری و انتظار نداشته باش متفاوت ببینی وقتی متفاوت میشن نتایج که خودت هم متفاوت عمل کنی ،یعنی همون روتین روزانه ات رو متعهدانه داشته باشی شرایطی که الان در اینجا هست بازم همون شرایط حساس کنونی و این شرایط هیچ وقت عوض نمیشه مگر اینکه من خودم رو عوض کنم دیدگاهمدرو عوض کنم کانون توجه ام رو عوض کنم و بزارم روی خواسته هام
مریم جان و استاد عزیزم منمتوجه شدم که اگر من خودم ایزوله نکنم و از افراد سمی دوری نکنم ،از رفت آمد های الکی جلوگیری نکنم نتایج من هم میشه مثل همون هایی که باهاشون در ارتباطم و این تاثیر مستقیم روی شخصیتم میزاره ،روی روند مالیم میزاره میرسه به جای اینکه بیام روی خودممتمرکز شم ناخواسته وارد بحث هایی میشم که به شرایط حساس کنونی بر میگرده و این موضوع بر میگرده به رفت و آمد با افرادی که در این چاله گیر کردن و به جای اینکه خودشون رو مقصر بدونن دیگران مقصر میدونن و چقدر این روزهای من که در رفت و آمد با یک افراد بودم با این فایل یکی بود و خداروشکر زود متوجه شدم و به عشق دلمگفتم بیا خودمون ایزوله کنیم البته اینم بگم که عشقم همیشه به من میگه که رفت و آمد باید کمکنیم ولی انگار ناخواسته ادمچشم باز میکنه می بینه درگیرش شده ،واقعا تجربه شخصیم میگم دیدم وقتی میرم خونه مادرم یا خواهرم یا دایی خودم متوجه میشم چقدر درگیر مسایل اونا میشم و چون کلا آدم حمایت گری هستم سعی در حل کردن مسائل اون هارو دارم و این یکی از بزرگترین پاشنه آشیل های من هستش که استاد عزیزم اینجا قشنگ بهش اشاره کرد ،اگر میخوای نتایج متفاوت بگیری باید مثل 5 درصد جامعه باشی نه 95 درصد ،باید متفاوت عمل کنی تا متفاوت نتیجه بگیری
و موضوع مهم که شاید بگم 99 درصد فایل های استاد راجع به همینه موضوع کنترل ذهن که واقعا کار هر کسی نیست به خصوص وقتی شرایط داره نادلخواه پیش میره ،این روزها عجیب دارم این صحبت هارو درک میکنم وقتی آدم شرایطش نامناسب هستش کنترل ذهنش سخت میشه ولی به قول استاد اولش از آدم انرژی زیادی میگیره ولی وقتی یاد میگیری که اغراض کنی و آگاهانه کانون توجه ات رو بزاری روی نکات مثبت، روی خواسته ها دیگه کم کم میتونی از پس ذهنت بر بیای وقتی عضله کنترل ذهنت قوی اش اون موقع دیگه کار راحت تره و من الان دارم تجربه شخصیم میگم مادامی که روتین روزانه ام رو انجام دادم ،خودم ایزوله کردم و خودمو غرق این سایت الهئ کردم نتایج کن فیکون شده . اولین نتیجه این کار کردن ها آرامش ذهن که سرچشمه همه ی اتفاقات خوبی که تو زندگیمون میافته ،خداروشکر میکنم که دوباره به مسیر خودم برگشتم و سعی میکنم که ثابت قدم باشم وبیام از نتایج خوبم بنویسم
ممنون استاد جان ،ممنون مریم جان هر دوتاتون عشقین،عاااشقتونم
درکی که من از این فایل داشتم این بود که ما بقیه رو قضاوت نکنیم این فکر کنیم که شاید اگه منم جای اون میبودم همچین کاری میکردم یا شایدم بدتر از اون انجام میدادم مثل که یه مثال هست میگه تا کفش کسی را نپوشیدهای قضاوت نکن چون تو اون شرایط نبودی نمیدونی که چه اتفاقی افتاده پس نگیم که چی به چی هست حقیقت نصف ونیمه کمتر ازدوروغ نیست چون به طور کامل نمیدونیم واین خبر های بد که تمومی نداره همیشه است تمرکزمون فقط رویی نکات خوب باشه به هرچیزی توجه کنی اون بیشترررمیشه به همی ساده گی احساس خوب مساوی به اتفاق خوب واحساس بد مساوی به احساس بد وقتی ماتعغیر میکنیم چیزی به نام بهترین وجود نداره خداوند همه چیز را در مسیر مون قرار میده اگر ما در مسیر خوب قرار داشته باشیم هرروز بهتر بهتر سپاس از استاد عزیزم در پناه خدا شاد وموفق باشین
سلام و درود به استاد و خانم شایسته عزیز و دوستان هم فرکانسی من.
خدوندا من فقط تورو میپرستم و فقط از تو هرچیزیو که خواستم طلب میکنم. من فقط از تو کمک میخوام، من فقط از تو توقع دارم .
خدایا من دلم میخواد فقط با تو ببندم. تو بشی مدیر برنامه های من تو بشی مشاور من دایتگرو حمایتگر من تو بشی پارتی من. تو پروردگاری هستی که این جهان و خاق کرده و هدایتش میکنه تو مالک یوم الدین هستی کی قدرتمند تر تو؟!من با تو که باشم به هرچیزی که بخوام میرسم با هیچکدوم از بنده هات شریک نمیشم و فقط میخوام با تو تیم بشم تو قوی ترینی قدرتمند ترینی عالم ترین و داناترینی و …
خدایا ازت سپاسگزارم که بهت احساس نزدیکی میکنم حست میکنم با من حرف میزنی نشونه هاتو بهم نشون میدی قبلا همیشه میگفتم چرا احساس نمیکنم که هدایتم میکنی چرا متوجهش نمیشم ولی الان به وضوح صداتو توی ذهن و قلبم میشنوم با ایده هایی که بهم میدی با اتفاقاتی که بهم یادآوری میکنی خدایا ازت سپاسگزارم.
خدایا ازینکه امروزم اینجا هستم و آگاهی های این فایل رو در قالب نکات مینویسم تا هرموقع که خواستم بهشون دسترسی داشته باشم واقعا ازت سپاسگزارم.
امروز یک اتفاقی واسم افتاد یک کار بانکی داشتم خودم نمیتونستم برم زنگ زدم خاله ام گفتن میشه یکی از کارمنداتو بفرستی بانک کناریتون فلان کارو بکنه واسم یهو شرو کرد به تند حرف زدن که ما مشتری داریم شلوغیم نمیشه و این حرفا ، اگر قبلا بود با یک لحن تند منم جوابشو میدادم و جوری باهاش حرف میزدم که انگار وظیفشه و چیمیشد اگر انجام میداد و پس خاله بدرد چی میخوره و این حرفا اما دقیقا توی یک ثانیه یادم افتاد که مسئولیت زندگی من 100٪ با خودمه اون وظیفه ای در قبال من نداره من فقط باید از خداوند توقع داشته باشم بحث و جدل نکنم با کسی احساسمو خوب نگه دارم همش توی یک ثانیه اتفاق افتاد و همنجور که اون با لحن تند داشت با من حرف میزد فقط گفتم باشه باشه ایراد نداره خداحافظ اصلا احساسم بد نشد و داشتم دنبال یک راه حل میگشتم که چیکار کنم و اینا حدود پنج دقیقه ای گذشت خاله م زنگ زد و با لحنی که آروم بود گفت فلانی و فرستادم کارتو انجام بده همون لحظه که داشتم ازش تشکر میکردم گفتم خدایا ازت سپاسگزارم این کارتو بود ها اینو تو انجام دادیا من میدونم و خیلی احساس خوب گرفتم انگار اینکه آگاهانه این موردا رو تجربه کنی خیلی لذت بخشه هم باور هام داره قوی تر میشه هم خودم احساس قدرت بیشتری دارم احساس اینکه میتونم خلق کنم خدایا بابت این تجربه لذتبخش ازت سپاسگزارم.
یک جمله ای که تا الان توی هر فایل استاد تاکید داشتن روش:
اگر مثل اکثریت جامعه فکر میکنید و مثل اونا عمل میکنید و واکنش نشون میدید پس مثل همون بقیه هم نتیجه میگیرید.
افکار اکثر جامعه اینکه اوضاع کشور روبه وخامتی هستش که هرروز داره بدتر و بدتر میشه دلار گرون تر میشه گرونی بی داد میکنه مردم نون ندارن بخورن و همه دارن همین حرفا رو میزنن و گله میکنن و مثال های زیادی رو میارن که بگن اوضاع و شرایط چقدر بده یا توی بعد کوچیکتر خانواده از مشکلات خانوادگی میگن و ناله میکنن و غر میزنن نفرین میکنن .
این آدما اگر به همین شکل ادامه بدن همیشه شرایطشون بدتر و بدتر میشه این ادم ها مسولیت زندگی خودشون انداختن گردن بقیه و مسئولیت قبول نمیکنن و نتیجه شونم همیشه گرفتاری بدبختی و شرایط بد هستش.
پس من باید کارهایی رو انجام بدم که مثل بقیه نتیجه نگیرم. مسئولیت زندگی خودمو قبول کنم به دنبال توجیح و بهونه نباشم و به دنبال تغییر باور هام باشم روی افکارم تمرکز کنم و به دنبال رسیدن به احساس خوب باشم توی شرایطی که بقیه بلا و مصیبت و سختی و جهنم میدوننش.
چون کانون توجه و افکار ماست که زندگی مارو رقم میزنه آگاهانه تلاش کن که به چیزهایی توجه کنی که به تو آرامش بدن احساستو بهتر و بهتر کنن تا به احساس خوب برسی.
همه مون این حرف استاد رو توی جامعه های مختلف تجربه کردیم که مردم منتظرن یه اتفاق بیوفته و راجع بهش صحبت کنن که معمولا اون اتفاقات اتفاقات ناخواسته هستن و اصلا جالب نیستن انگار که مردم نگرانی و استرس و دوست دارن غر زدن و گله کردن از اینو و اونو دوست دارن.
توی خانواده ما راجع به یک مسئله کوچیک انقدر صحبت میکنن همه از صبح تا شب یک مسئله بسیار کوچیک رو تا شب تبدیلش میکنن به یک معضل من اینو توی خانواده خودم کامل به چشم دارم میبینم ولی مثلا من توی یک مسابقه بین المللی شرکت کردم مدل طلا هم آوردم ولی خداشاهده 10 دقیقه هم مفید راجع بهش صحبت نشد. احساس میکنم اطرافیانم مغزشون اعتیاد داره به مشکلات به نگرانی ها و اخبار بد به بحث و جدل درگیری و در نهایت بیماری های مختلف.
من دقیقا وقتی که اومدم به سمت این دوره ها واقعا دلیلم این بود که من نمیخوام مثل خانوادم بشم من نمیخوام اینقدر مریض بشم.
برای کنترل کردن ذهنمون، برای اینکه خودمونو آروم کنیم و بتونیم از زاویه دیگه ای به موضوع نگاه کنیم که احساس مون به سمت بهتر شدن بره برای برای ذهنمون دلایل منطقی بیاریم و مثال بزنیم.
در همه شرایط میتونی جوری فکر کنی که بتونی ذهنتو کنترل کنی اینو یادت نره.
هروقت خواستی کسی رو قضاوت کنی اول به خودت نگاه کن و به خودت یاد آور شو که خودت توی شرایط مختلف بارها و بارها اشتباه کردی و از خودت بپرس اگه من جاش بودم اون اشتباه و ممکن بود انجام بدم؟؟؟
او در صورتی میتونی کسیو قضاوت کنی که تا حالا اشتباه و خطایی نکرده باشی. و در همه موارد باید به خودمون بگیم من جای فلانی نیستم و اصلا نمیخوام همچین چیزیو تجربه کنم پس فکرمو درگیر نمیکنم و توجه مو روی چیزایی که میخوام توی زندگیم اتفاق بیوفته میذارم.
وقتی مثل بقیه فکر نکنید عمل نکنید شرایطتون از بقیه متفاوت و جدا میشه.هرچقدرروی خودتون کارکنید به جهای بهتر و بهتری هدایت میشید و ادمای دری وری کمتری توی زندگیتون میاد.
اگر با هر منطق و دلیلی، به چیزی توجه میکنی که نمیخوای توی زندگیت اتفاق بیوفته داری با دست خودت همون شرایط رو وارد زندگیت میکنی.
اصلا مهم نیست که چقدر دلایل قانع کننده ای داری برای اینکه به این موضوع ناخواسته توجه کنی.
مثالش میتونه این باشه که با منطقی ترین دلایل هم اگر دستتو بکنی توی آتیش میسوزی اینکه مثلا دلیلت نجات جون یک نفره و این خیلی قانع کننده اس اما بازم میسوزی.
اگری بری توی فضای مقاوت کردن ، درگیر شدن و بحث و جدل کردن با بقیه در یک کلام به اون چیزی که نمیخوای داری توجه میکنی و دعوتش میکنی به زندگیت.
آگاهانه سعی کن به شرایط ناجالب توجه نکنی و به شرایطی که بهت حس خوب میده توجه کنی اونوقت جهان بدون ترید جای شمارو از لحاظ فیزیکی عوض خواهد کرد که دیگه اون شرایط رو تجربه نکنی.
انتقام:
یادتون باشه که هروقت بخوایم به کسی ضربه بزنیم ، اول به خودمون ضربه میزنیم و اول خودمون آسیب میبینیم.
اگر روی خبر های بد تمرکز کنید، خبر های بد تمومی نخواهند داشت باید یک جوری تمرکز کنید که خبر های خوب تموم نسدنی بشن توی زندگی تون.
اتفاقات خوب، شرایط خوب، ارتباطات خوب و … رو بشتر کنید توی زندگیتون و بیشتر راجع بهش صحبت کنید.
نظر استاد راجع به اینکه بهترین فایل بهترین کتاب و … چیه؟
زمانی شما دارید تغییر میکنی در مسیر درست، هر آگاهی که بهش نیاز داشته باشید که شمارو یک مرحله بالاتر برید خداوند توی مسیرتون قرار میگیره و جهش میکنید اونجا میگید این بهترین فایلی بود که شینیدم بعد میری جلوتر و بازم تغییر میکنی و به اون مرحله جهش دوباره یک اگاهی دیگه ای در مسیرتون قرار میگیره و اون فایل دیگه میشه بهترین فایل و این ادامه پیدا میکند.
واقعا تابع جمع نبودن و واکنش نشان ندادن به اتفاقات جامعه کار سختی هه .اکثریت از وضع بد اقتصادی .گرانی بنزین و اقلام غذایی و کاستی های نظام که الی ماشاا..زیاد هم هست صحبت می کنند هرجا که بروید صحبت در همین زمینه ها هست و دراینصورت مواقع باید بتوانیم ذهن خود را کنترل نمود ه و به زیبایی ها اطراف و فراوانی نعمت ها و …توجه نموده واز اکثریت جمع فاصله بگیریم و این جهادی اکبر میخواهد و آن کسانی که اینگونه باشند قطعا نتایج متفاوتی از دیگران می گیرند . امیدوارم وتلاش می کنم اینگونه باشم . ممنون از صحبت های زیبا و راهنمایی های دلسوزانه استاد عزیز
سلام
جلسه هشتم خانه تکانی ذهن:
.شرایط بحرانی کنونی همیشه بوده و هست ولی این من هستم که باید جور دیگه ای فکر کنم و ذهنم رو کنترل کنم و زندگی کنم.
.اگه مثل کلیت مردم فکر میکنم و عمل میکنم دقیقا مثل همونا نتیجه میگیرم.
.من باید کلی روی ذهنم کار کنم که جور دیگه ای به قضایا نگاه کنم تا نتیجه متفاوت بگیرم.
.افکار و کانون توجه من زندگیم رو رقم میزنه. مثل بقیه فکر نمیکنم و جوری به قضایا نگاه میکنم که احساس آرامش و بهتری داشته باشم.
.آدما به صورت ناخودآگاه دوست دارن با هر جریانی همراه بشن و اجازه میدن اون جریان اونا رو رهبری کنه! اما من نمیذارم!!!
.من باید آگاهانه ذهنم رو کنترل کنم و و خودم جریان زندگیم رو بسازم.
.اصلا طوفانی در کار نیست که ما رو نابود کنه. ما هر کدوم توانایی خلق جریان زندگی خودمون رو داریم.
. یه عده محدود هستن که همیشه نتایج عالی از همه جنبه های زندگی دارن. خیلی هم شو آف نمیکنن ولی هستن.
.من هستم که تصمیم میگیرم زندگیم رو جریان و سیاست و دولت بسازه یا خودم؟!
.تفکر درست: من توانایی خلق جریان زندگی خودم رو دارم.
.کنترل ذهن نیاز به تمرین داره و ایمان دارم که افکارم زندگیم رو میسازه.
.من اگه مثل همه مردم رفتار و عمل میکنم و به جریان های مختلف واکنش نشون میدم و همراه میشم پس نتیجه ای متفاوت تر و بالاتر از اونا نخواهم گرفت!!!!
.برای یه عده همیشه شرایط حساس کنونی بوده برای یه عده هم همیشه شرایط عالی بوده! تنها تفاوت هم به دلیل طرز فکر و طرز عملکردشون با هم هست.
.کنترل ذهن برای هر کسی متفاوته و من باید روش خودم رو پیدا کنم.
.دلیل اتفاقات مختلف جوامع اینه که یک عده بسیار زیادی از جامعه با خودشون و دیگران درگیرن! مقاومت وجودی دارن، با خدا هماهنگ نیستن و درونشون آروم نیست!
.هر وقت خواستم قضاوت کنم بیام خودم رو جای اون آدم بذارم که اگه منم بودم شاید همین کار و میکردم و همین اتفاق می افتاد. من میتونم مطمئن باشم که آیا توی اون شرایط منم اون کار رو انجام میدادم یا نه؟!
.درمورد همه چیز میشه این ذهنیت رو داشته باشم تا قضاوت نکنم: مگه خودم کم اشتباه داشتم.
.هر کسی در هر زمینه ای به موفقیت رسیده چون تونسته ذهنش رو کنترل کنه. ادما فک میکنن اصلا کنترلی روی زندگیشون ندارن.
.با هر منطق و دلیل قوی که داری و به چیزی که نمیخوای تو زندگیت اتفاق بیفته، توجه کنی، در نهایت همون رو وارد زندگیت میکنی. مهم نیست منطقت چیه دستت رو توی آتیش کنی، میسوزی.
.مملکت رو دوست نداری؟ تمرکز کن روی زیبایی ها. هدایت میشی به جای درست. مقاومت فایده نداره.
.وارد هیچ گونه درگیری و مقاومت نشو تا وارد زندگیت نشه. آگاهانه به شرایط جذاب توجه کن. خداوند بدون تردیدی از لحاظ فیزیکی جدات میکنه چون از لحاظ فرکانسی جای دیگه هستی.
. تمام پیشرفت های بشر از همین اشتباهات ایجاد شده و تکامل و پروسه ای که احتمالا خیلی خطاب و اشتباه داشته. مثل کشتی هایی که بعد از تایتانیک ساخته شده و…
.وقتی مثل بقیه فکر نمیکنم کلا از جامعه جدا میشم و نتایج متفاوت در تمام ابعاد میگیرم. چون من تغییر کردم نگرش و عملم تغییر کرده.
.اگه اصل کارکرد جهان رو بدونم خیلی راحت خودم رو با جهان تطبیق میدم.
. اوایل کار کردن روی خودم یکم سخته اما کم کم فضا عوض میشه خیلی از حرفا رو نمی شنوم یا اگه بشنوم دیگه مقاومت ندارم. آدمای اطرافم عوض میشن. با ایمان این مسیر رو میرم.
.هر وقت بخوام از کسی انتقام بگیرم یا به کسی ضربه بزنم، در واقع به خودم آسیب میزنم.
.یه جوری باید تمرکز کنم که خبرهای خوب تو زندگیم تموم نشدنی باشه.
.اگه کسی به آگاهی ها عکس کنه اصلا سوالی براش پیش نمیاد که نیاز به پاسخ داشته باشه.
.تو هر زمانی به هر آگاهی نیاز دارم خداوند هدایتم میکنه یا از کتابی یا از آدمی از هر روشی شده اون آگاهی به دستم میرسه. تو هر زمان که تغییر کنم خداوند آگاهی که بهش نیاز دارم رو در اختیارم میذاره.
به نام خدای راحتی ها؛
خداروهزاران بار سپاسگذارم که به تعهدم پایبند بودم و امدم تا کانت بزارم
ردپای من در گام هشتم(ذهنیت خالق یا واکنش دهنده)
خدارو هزاران بار شکر میکنم که حالم خیلی خیلی عالیه من هر روز که از خواب بیدار میشدم با کلی سردرد و بی حوصلگی بیدار میشدم و از وقتی که صداهای نجوهای ذهنیم کم تر شده و شروع کردم به تغییر کردن برای رسیدن به حال خوب حالم خیلی خوبه
وقتی مثل بقیه مردم فکر کنی نتیجه همون مردم رو توی زندگیت میگیری
افکارمون یاکانون توجه ماست که داره زندگی مارو رقم میزنه
من یه تایمی خیلی استرس پدرمو داشتم سر خیلی مسائل از وقتی تمرکزمو گذاشتم روی نکات مثبتش خیلی خیلی رفتارش و اخلاقش تغییر کرده که اصلا اصلا قابل مقایسه با گذشتش نیست خداروهزاران مرتبه شکر میکنم که توی این میسری که سرتاسرش حال خوب و انرژی خوب هست قدم گذاشتم
تصمیمم گرفتم مثل بقیه نباشم مثل بقیه فکر نکنم
فکرم و ذهنم رو کنترل کنم
افکارمو به سمتی ببرم احساس بهتری بهم میده احساس قدرت بهم میده
اگر قرار باشه هر اتفاقی میفته بیاییم راجب اون قضیه صحبت کنیم از مردم روستا تااااا مسئولین ادما به صورت ناخودآگاه منظرن یه اتفاقی بیفته و راجبش حرف بزنند همه خودشو رو سپردند به جریان انگار اون جریانه هر جوری که دوس داره میتونه اینارو رهبری کنه
من باید خودم مسئولیت زندگی خودم رو قبول کنم و زندگی رو اون جوری که دوست دارم خلق کنم
و بتونم ذهنم رو توی هر شرایطی کنترل کنم که کار ساده ای نیست
نگیم که الان شرایط اینجوره و الان مردم اینجوری فکر میکنند منم باید این مدلی فکر کنم
توی همین شرایط به ظاهر نامناسب میشه به زیبایی ها توجه کرد و چشممون رو عادت بدیم به دیدن زیبایی ها
توی همین شرایط ما تصمیمم میگیریم که زندگی رو سیاست ها و دولت ها برامون بسازن یا میخوایم خودمون زندگی خودمون رو خلق کنیم
تفکر اشتباه از جای شروع میشه که قدرت میدیم به عامل بیرونی و من قدرتی در مورد خلق زندگی خودم ندارم
زندگی ما با افکارمون رقم میخوره به کانون توجه ما ربط داره اگر باور داشته باشید و ایمان این افکارشماست که زندگی شمارو خلق میکنه
چطور میتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم ؟
راه های مختلفی داره هرکسی باید یه راهی براش پیدا کنه توی داستانی که هواپیمارو زدند دلیلش چی بود؟!
از لحاظ فرکانسی فضای یک کشور فضای فکری و فضای فکری جمع به یک سمتی هست ک بلا سرش میاد دلیل این اتفاقات؟!
یک سریا با خودشون درگیرن و یک مقاومتی توی وجودشون هست هماهنگ نیستند با خدای خودشون ارامش ندارند از درون این نتیجه اون نگاهه
اون شخصی که توی پدافند فضایی بوده و این اشتباه و کرده چرا فکر میکنم اگر من بودم این استباه و نمیکردم؟!چرا ما ادما این همه قضاوت میکنیم چرا یادمون نمیاد که توی زندگی ما ام اشتباه کردیم با اینکه میدونستیم نباید اشتباه میکردیم
جمله ای از پیامبر؛
یه خانمه رو میخواستند سنگ سار کنند بعد از پیامبر میپرسند کی اولین سنگ رو بزنه ؟!
پیامبر در پاسخ گفت؛
اون کسی بزنه که تا حالا هیچ گناهی نکرده هر کسی میخواد قضاوت کنه هرکسی که میخواد جنجال به پا کنه به خودش بگه من مگه خودم اشتباه نکردم توی این جور موقع ها میشه ذهن رو کنترل کرد
هرکسی به هر موفقیتی رسیده چ مالی،چ تحصیلی کسی بوده که تونسته ذهنش رو کنترل کنه به دلیل کنترل ذهن هست که نتایج خلق میشه
با هر منطقی با هر دلیلی اگر به چیزی توجه کنی که نمیخواستی توی زندگیت رخ بده با دست خودت همان شرایط رو وارد زندگیت میکنی
اگر افکارتون و باورهاتون تغییر کنه شما هدایت میشید به جاهای خوب از لحاظ فیزیکی تغییر میکنی و از لحاظ فرکانسی ام تغییر میکنی اگر توی مسیر درست باشیم عملا دیگه یک سری حرفارو نمیشنویم اولش نیازه روی خودتون کار کنید بعدا اگر حرفارو بشنوید دیگه مقاومت قبلی رو نداری
ینی خیلی احت میتونی تغییر بدی ذهنتو به صورت کامل تغییر کلی پیدا میکنی توی حرفای که قبلا میشنیدی و ادمایی که قبلا میدیدی وقتی تغییر میکنی دیگه آدمای چرت اصلا نمیان توی زندگیت اگر مسیر رو با ایمان و باور قوی برید به هر جا که دوس داری هر جایی که به فرکانستون نزدیک تره هدایت میشی
خدایا هر خیری به ما میرسد از جانب توست و هر شری به ما میرسید ازجانب خودمون هست
خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
من را به راه راست هدایت کن
یا حق
به نام خدای مهربان
صدوپنجاه و سومین تعهد
اگر مثل بقیه مردم فک کنم مثل بقیه مردم نتیجه میگیرم
من باید باور کنم که خودم خالق زندگیه خودمم و کنترل کنم کانون توجهم رو اگرچه کار سختیه ولی با تمرین کردن به مرور اسون تر میشه
هرکسی در هر زمینه ای در هر جایی به موفقیت رسیده اینه که تونسته ذهنشو کنترل کنه
من نباید مردمو قضاوت کنم هر انسانی ممکنه هر اشتباهی بکنه نباید خودم و هیچکسی رو سر زنش کنم
اگه فرکانسم تغییر کنه شرایط و مکانمم تغییر میکنه
تمرکز کنین روی خبرای خوب که هی بیشترو بیشتر بشن خوبی ها و زیبایی ها توی زندگیتون
خدایا شکرت برای این هوای بارونی بی نظیر
خدایا شکرت برای دوستم رو بعد از مدت ها دیدم شب قبلش داشتم بهش فکر میکردم
خدایا شکرت لحظات قشنگی رو با عزیزانم گذروندیم در پارک و شکر گذاری کردیم به احساس خوب رسیدیم
خدایا شکرت که امروزم کلی اتفاقات عالی و حال و هوای فوق العاده در انتظارمه
خدای مهربونم ممنونم که امروزم کلی نشونه بهم میدی و هدایتم میکنی به مسیر درست
خدایا ایمانمو به خودت قوی کن
با سلام و احترام
آنچه من از این گام میفهمم این است که دریابم ذهنم را برای ورود چه چیزهایی باز گذاشتهام. آیا ذهن من یک دروازه باز است که هر جریانی میتواند به دلخواه خود وارد و خارج شود؛ یا این که این من هستم که در برابر خودم متعهد هستم و باید تصمیم بگیرم کانون توجه ذهنم را روی چه چیزی متمرکز کنم، یعنی کنترل کنم که چه چیزی در ذهن من وارد شود و چه چیزی از ذهن من خارج نشود. به طور حتم، من اگر مانند بقیه فکر و عمل کنم، به همان مسیر و سرنوشتی خواهم رفت که بقیه رفتهاند و همان نتایج را به دست خواهم آورد. پس به جای این که اجازه دهم جریان اتفاقات بیرونی من را با خود ببرد، لازم است که خودم جریانهای ورودی به ذهنم را کنترل و «گزیده» وارد ذهنم کنم. این من هستم که باید جریان زندگی خودم را بسازم و نه این که جریان زندگی دیگران، محتوای ذهن و سرنوشت من را بسازد. این من هستم که باید خالق جریان زندگی خودم باشم و اجازه ندهم که تحت تاثیر شرایط بیرونی قرار بگیرم. من باید عمیقاً و بدون هیچ تردیدی به این باور برسم که خودم میتوانم خلق کنم و نه آن که خودم را به دست آفریدهها و مخلوقات و جریانات و حوادث و دولت و حکومت و رسانهها و آدمها قرار دهم. کار دشواری است؛ ولی مطمئنم که با تمرین و تلاش و ممارست انجامشدنی است و پس از چندی در آن مهارت خواهم یافت. این افکار من است که که زندگی من را رقم میزند و لاغیر.
باور توحیدی و توحید عملی، نیازمند کنترل ذهن است. کنترل ذهن، یعنی این که من توجهم را از ناخواستهها بگیرم و کانون تمرکز ذهنم را روی خواستههایم متمرکز کنم. کنترل ذهن، فقط شامل اطلاعات ورودی ذهن و اعراض از اطلاعات ناخواسته نیست؛ بلکه شامل ثبات اطلاعات درونی ذهن هم میشود. یعنی، کنترل کامل روی هر آنچه در ذهن من وارد میشود، خار ج میشود، میماند، وجود دارد و بر من میگذرد. هر موفقیتی، حاصل کنترل ذهن است. اگر به هر بهانه و انگیزه و قصدی و به هر وسیله و طریقی مثلاً با احساس، با غر زدن با بحث کردن با همدردی با … به چیزی توجه و تمرکز کنم که نمیخواهم، به طور حتم همان چیز یا چیزهای مشابه آن در زندگی من رخ خواهد داد.
وقتی من مانند بقیه فکر نکنم و بر خواستهام متمرکز باشم، شرایط تغییر میکند. تغییر فرکانسی، تغییر فیزیکی را به وجود خواهد آورد. کنترل ذهن، قدرت خلاقه دارد و قدرت خلق من، موکول به قدرت و توانایی من در کنترل ذهن و جلوگیری از انحراف آن در توجه به خواستهها است.
هر آگاهی در زمان مناسب خودش، یعنی زمانی که من به آن آگاهی نیازمندم، بهترین آگاهی محسوب میشود. من فکر میکنم که کلید «من را به سوی نشانهام هدایت کن»، روندی برای رسیدن به آگاهی مورد نیاز در همان مقطع است. من این را دو بار آزمایش کردهام و هر دو بار به همان آگاهی رسیدهام که دقیقا نیاز داشتم. خداوند در لحظه به نیازها پاسخ میدهد.
با سپاس
سلام بر همگی دوستان
اگر ذهن مون رو به روی موارد منفی باز بذاریم، همیشه در حال شنیدن اخبار بد قرار می گیریم.
اگر مثل عموم مردم فکر می کنیم و عمل می کنیم؛ قطعا مانند آنها نتیجه می گیریم.
افکار و کانون توجه ما داره زندگی مون رو رقم میزنه
افکارمون رو به سمتی هدایت کنیم که احساس قدرت و آرامش در ما ایجاد کنه!
خودمون خالق زندگی مون باشیم و خودمون رو به دست جریان نسپاریم.
آگاهانه تلاش کنیم که افکارمون رو کنترل کنیم.
ما باید خالق جریان زندگی خودمون باشیم نه اینکه زندگی داستان ما رو خلق کنه!
ما باید تصمیم بگیریم که خودمون زندگی خودمون رو بسازیم
قانون: زندگی من داره با افکار و کانون توجه من خلق میشه
پس کار ما اینه که کانون توجه خودمون رو کنترل کنیم
اگر در یک جامعه مدام اتفاقات ناگوار میوفته پس کانون توجه اکثریت اون جامعه در مسیر نادرستی!!!
هر کس به موفقیتی رسیده تونسته ذهنش رو کنترل کنه
با هر منطق و نگرشی اگر به چیزی فکر می کنیم که دوست نداریم اتفاق بیوفته داریم همونو وارد زندگی مون می کنیم.
توجه روی زیبایی ها بگذاریم تا هدایت شویم به جای زیبا
اگر از لحاظ فرکانسی تغییر کنیم، از لحاظ فیزیکی هم جامون تغییر میکنه!
هر جایی که میخوایم ایراد بگیریم از آدمها خودمونو بزاریم جای اونها!
تمام پیشرفت بشر از دل اشتباهات بوجود آمده
هر چی فرکانس بالاتر بره آدمهای اطراف هم تغییر میکنن
اگر چیزی یا کسی ناراحت مون میکنه سعی کنیم تمرکزمون رو از روش برداریم
یه جوری تمرکز کنیم که فقط خبرهای خوب و اتفاقات خوب در مسیرمون قرار بگیرن
هر زمان که نیاز به یک آگاهی داشته باشیم که ما رو از لحاظ فرکانسی بالاتر ببره خداوند در مسیرمون قرار میده
این آگاهی ها و این مسیر دقیقا مثل قطعه های پازل هستند…
در پناه رب مطلق جهان و فعلا خدانگهدار
به نام خداوند جان و جهان
خانه تکانی ذهن گام 8 ( ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده)
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ،خداروشکر میکنم که دوباره تونستم بیام و کامنت بزارم و دوباره به مسیر دوست داشتنی خودم برگردم ،چند روز طول کشید این گام و اونم دلیلش نداشتن تمرکز هستش، یا همون نداشتن کنترل ذهن
خوب مریم جااان عزیزم این فایل بازمانگار آب رو آتیش ،همش با خودممیگفتم ای بابا چرا نمیرم کامنت بزارم ،چرا روتین روزانه ام انجام نمیدم ،همش داشتم خودمو تنبیه میکردم تا اینکه دیگه امروز مصمم شدم گوش کنم این فایل و جواب سوالاتم گرفتم ،و اولین چیزی که دیدم در رفتار و کردار همین موضوع بود که اگر تو مثل عموم جامعه رفتار کنی نتایج مشابه اون ها میگیری و انتظار نداشته باش متفاوت ببینی وقتی متفاوت میشن نتایج که خودت هم متفاوت عمل کنی ،یعنی همون روتین روزانه ات رو متعهدانه داشته باشی شرایطی که الان در اینجا هست بازم همون شرایط حساس کنونی و این شرایط هیچ وقت عوض نمیشه مگر اینکه من خودم رو عوض کنم دیدگاهمدرو عوض کنم کانون توجه ام رو عوض کنم و بزارم روی خواسته هام
مریم جان و استاد عزیزم منمتوجه شدم که اگر من خودم ایزوله نکنم و از افراد سمی دوری نکنم ،از رفت آمد های الکی جلوگیری نکنم نتایج من هم میشه مثل همون هایی که باهاشون در ارتباطم و این تاثیر مستقیم روی شخصیتم میزاره ،روی روند مالیم میزاره میرسه به جای اینکه بیام روی خودممتمرکز شم ناخواسته وارد بحث هایی میشم که به شرایط حساس کنونی بر میگرده و این موضوع بر میگرده به رفت و آمد با افرادی که در این چاله گیر کردن و به جای اینکه خودشون رو مقصر بدونن دیگران مقصر میدونن و چقدر این روزهای من که در رفت و آمد با یک افراد بودم با این فایل یکی بود و خداروشکر زود متوجه شدم و به عشق دلمگفتم بیا خودمون ایزوله کنیم البته اینم بگم که عشقم همیشه به من میگه که رفت و آمد باید کمکنیم ولی انگار ناخواسته ادمچشم باز میکنه می بینه درگیرش شده ،واقعا تجربه شخصیم میگم دیدم وقتی میرم خونه مادرم یا خواهرم یا دایی خودم متوجه میشم چقدر درگیر مسایل اونا میشم و چون کلا آدم حمایت گری هستم سعی در حل کردن مسائل اون هارو دارم و این یکی از بزرگترین پاشنه آشیل های من هستش که استاد عزیزم اینجا قشنگ بهش اشاره کرد ،اگر میخوای نتایج متفاوت بگیری باید مثل 5 درصد جامعه باشی نه 95 درصد ،باید متفاوت عمل کنی تا متفاوت نتیجه بگیری
و موضوع مهم که شاید بگم 99 درصد فایل های استاد راجع به همینه موضوع کنترل ذهن که واقعا کار هر کسی نیست به خصوص وقتی شرایط داره نادلخواه پیش میره ،این روزها عجیب دارم این صحبت هارو درک میکنم وقتی آدم شرایطش نامناسب هستش کنترل ذهنش سخت میشه ولی به قول استاد اولش از آدم انرژی زیادی میگیره ولی وقتی یاد میگیری که اغراض کنی و آگاهانه کانون توجه ات رو بزاری روی نکات مثبت، روی خواسته ها دیگه کم کم میتونی از پس ذهنت بر بیای وقتی عضله کنترل ذهنت قوی اش اون موقع دیگه کار راحت تره و من الان دارم تجربه شخصیم میگم مادامی که روتین روزانه ام رو انجام دادم ،خودم ایزوله کردم و خودمو غرق این سایت الهئ کردم نتایج کن فیکون شده . اولین نتیجه این کار کردن ها آرامش ذهن که سرچشمه همه ی اتفاقات خوبی که تو زندگیمون میافته ،خداروشکر میکنم که دوباره به مسیر خودم برگشتم و سعی میکنم که ثابت قدم باشم وبیام از نتایج خوبم بنویسم
ممنون استاد جان ،ممنون مریم جان هر دوتاتون عشقین،عاااشقتونم
به امید دیدار در گام های بعدی
خداروشکر میکنم
به نام خدای بخشنده و مهربان
سلام به استاد عزیزم و دوستان گرامی
روز شمار تحول پنجاه و ششم
درکی که من از این فایل داشتم این بود که ما بقیه رو قضاوت نکنیم این فکر کنیم که شاید اگه منم جای اون میبودم همچین کاری میکردم یا شایدم بدتر از اون انجام میدادم مثل که یه مثال هست میگه تا کفش کسی را نپوشیدهای قضاوت نکن چون تو اون شرایط نبودی نمیدونی که چه اتفاقی افتاده پس نگیم که چی به چی هست حقیقت نصف ونیمه کمتر ازدوروغ نیست چون به طور کامل نمیدونیم واین خبر های بد که تمومی نداره همیشه است تمرکزمون فقط رویی نکات خوب باشه به هرچیزی توجه کنی اون بیشترررمیشه به همی ساده گی احساس خوب مساوی به اتفاق خوب واحساس بد مساوی به احساس بد وقتی ماتعغیر میکنیم چیزی به نام بهترین وجود نداره خداوند همه چیز را در مسیر مون قرار میده اگر ما در مسیر خوب قرار داشته باشیم هرروز بهتر بهتر سپاس از استاد عزیزم در پناه خدا شاد وموفق باشین
خدایا شکرت که تورادارم
سلام و درود به استاد و خانم شایسته عزیز و دوستان هم فرکانسی من.
خدوندا من فقط تورو میپرستم و فقط از تو هرچیزیو که خواستم طلب میکنم. من فقط از تو کمک میخوام، من فقط از تو توقع دارم .
خدایا من دلم میخواد فقط با تو ببندم. تو بشی مدیر برنامه های من تو بشی مشاور من دایتگرو حمایتگر من تو بشی پارتی من. تو پروردگاری هستی که این جهان و خاق کرده و هدایتش میکنه تو مالک یوم الدین هستی کی قدرتمند تر تو؟!من با تو که باشم به هرچیزی که بخوام میرسم با هیچکدوم از بنده هات شریک نمیشم و فقط میخوام با تو تیم بشم تو قوی ترینی قدرتمند ترینی عالم ترین و داناترینی و …
خدایا ازت سپاسگزارم که بهت احساس نزدیکی میکنم حست میکنم با من حرف میزنی نشونه هاتو بهم نشون میدی قبلا همیشه میگفتم چرا احساس نمیکنم که هدایتم میکنی چرا متوجهش نمیشم ولی الان به وضوح صداتو توی ذهن و قلبم میشنوم با ایده هایی که بهم میدی با اتفاقاتی که بهم یادآوری میکنی خدایا ازت سپاسگزارم.
خدایا ازینکه امروزم اینجا هستم و آگاهی های این فایل رو در قالب نکات مینویسم تا هرموقع که خواستم بهشون دسترسی داشته باشم واقعا ازت سپاسگزارم.
امروز یک اتفاقی واسم افتاد یک کار بانکی داشتم خودم نمیتونستم برم زنگ زدم خاله ام گفتن میشه یکی از کارمنداتو بفرستی بانک کناریتون فلان کارو بکنه واسم یهو شرو کرد به تند حرف زدن که ما مشتری داریم شلوغیم نمیشه و این حرفا ، اگر قبلا بود با یک لحن تند منم جوابشو میدادم و جوری باهاش حرف میزدم که انگار وظیفشه و چیمیشد اگر انجام میداد و پس خاله بدرد چی میخوره و این حرفا اما دقیقا توی یک ثانیه یادم افتاد که مسئولیت زندگی من 100٪ با خودمه اون وظیفه ای در قبال من نداره من فقط باید از خداوند توقع داشته باشم بحث و جدل نکنم با کسی احساسمو خوب نگه دارم همش توی یک ثانیه اتفاق افتاد و همنجور که اون با لحن تند داشت با من حرف میزد فقط گفتم باشه باشه ایراد نداره خداحافظ اصلا احساسم بد نشد و داشتم دنبال یک راه حل میگشتم که چیکار کنم و اینا حدود پنج دقیقه ای گذشت خاله م زنگ زد و با لحنی که آروم بود گفت فلانی و فرستادم کارتو انجام بده همون لحظه که داشتم ازش تشکر میکردم گفتم خدایا ازت سپاسگزارم این کارتو بود ها اینو تو انجام دادیا من میدونم و خیلی احساس خوب گرفتم انگار اینکه آگاهانه این موردا رو تجربه کنی خیلی لذت بخشه هم باور هام داره قوی تر میشه هم خودم احساس قدرت بیشتری دارم احساس اینکه میتونم خلق کنم خدایا بابت این تجربه لذتبخش ازت سپاسگزارم.
یک جمله ای که تا الان توی هر فایل استاد تاکید داشتن روش:
اگر مثل اکثریت جامعه فکر میکنید و مثل اونا عمل میکنید و واکنش نشون میدید پس مثل همون بقیه هم نتیجه میگیرید.
افکار اکثر جامعه اینکه اوضاع کشور روبه وخامتی هستش که هرروز داره بدتر و بدتر میشه دلار گرون تر میشه گرونی بی داد میکنه مردم نون ندارن بخورن و همه دارن همین حرفا رو میزنن و گله میکنن و مثال های زیادی رو میارن که بگن اوضاع و شرایط چقدر بده یا توی بعد کوچیکتر خانواده از مشکلات خانوادگی میگن و ناله میکنن و غر میزنن نفرین میکنن .
این آدما اگر به همین شکل ادامه بدن همیشه شرایطشون بدتر و بدتر میشه این ادم ها مسولیت زندگی خودشون انداختن گردن بقیه و مسئولیت قبول نمیکنن و نتیجه شونم همیشه گرفتاری بدبختی و شرایط بد هستش.
پس من باید کارهایی رو انجام بدم که مثل بقیه نتیجه نگیرم. مسئولیت زندگی خودمو قبول کنم به دنبال توجیح و بهونه نباشم و به دنبال تغییر باور هام باشم روی افکارم تمرکز کنم و به دنبال رسیدن به احساس خوب باشم توی شرایطی که بقیه بلا و مصیبت و سختی و جهنم میدوننش.
چون کانون توجه و افکار ماست که زندگی مارو رقم میزنه آگاهانه تلاش کن که به چیزهایی توجه کنی که به تو آرامش بدن احساستو بهتر و بهتر کنن تا به احساس خوب برسی.
همه مون این حرف استاد رو توی جامعه های مختلف تجربه کردیم که مردم منتظرن یه اتفاق بیوفته و راجع بهش صحبت کنن که معمولا اون اتفاقات اتفاقات ناخواسته هستن و اصلا جالب نیستن انگار که مردم نگرانی و استرس و دوست دارن غر زدن و گله کردن از اینو و اونو دوست دارن.
توی خانواده ما راجع به یک مسئله کوچیک انقدر صحبت میکنن همه از صبح تا شب یک مسئله بسیار کوچیک رو تا شب تبدیلش میکنن به یک معضل من اینو توی خانواده خودم کامل به چشم دارم میبینم ولی مثلا من توی یک مسابقه بین المللی شرکت کردم مدل طلا هم آوردم ولی خداشاهده 10 دقیقه هم مفید راجع بهش صحبت نشد. احساس میکنم اطرافیانم مغزشون اعتیاد داره به مشکلات به نگرانی ها و اخبار بد به بحث و جدل درگیری و در نهایت بیماری های مختلف.
من دقیقا وقتی که اومدم به سمت این دوره ها واقعا دلیلم این بود که من نمیخوام مثل خانوادم بشم من نمیخوام اینقدر مریض بشم.
برای کنترل کردن ذهنمون، برای اینکه خودمونو آروم کنیم و بتونیم از زاویه دیگه ای به موضوع نگاه کنیم که احساس مون به سمت بهتر شدن بره برای برای ذهنمون دلایل منطقی بیاریم و مثال بزنیم.
در همه شرایط میتونی جوری فکر کنی که بتونی ذهنتو کنترل کنی اینو یادت نره.
هروقت خواستی کسی رو قضاوت کنی اول به خودت نگاه کن و به خودت یاد آور شو که خودت توی شرایط مختلف بارها و بارها اشتباه کردی و از خودت بپرس اگه من جاش بودم اون اشتباه و ممکن بود انجام بدم؟؟؟
او در صورتی میتونی کسیو قضاوت کنی که تا حالا اشتباه و خطایی نکرده باشی. و در همه موارد باید به خودمون بگیم من جای فلانی نیستم و اصلا نمیخوام همچین چیزیو تجربه کنم پس فکرمو درگیر نمیکنم و توجه مو روی چیزایی که میخوام توی زندگیم اتفاق بیوفته میذارم.
وقتی مثل بقیه فکر نکنید عمل نکنید شرایطتون از بقیه متفاوت و جدا میشه.هرچقدرروی خودتون کارکنید به جهای بهتر و بهتری هدایت میشید و ادمای دری وری کمتری توی زندگیتون میاد.
اگر با هر منطق و دلیلی، به چیزی توجه میکنی که نمیخوای توی زندگیت اتفاق بیوفته داری با دست خودت همون شرایط رو وارد زندگیت میکنی.
اصلا مهم نیست که چقدر دلایل قانع کننده ای داری برای اینکه به این موضوع ناخواسته توجه کنی.
مثالش میتونه این باشه که با منطقی ترین دلایل هم اگر دستتو بکنی توی آتیش میسوزی اینکه مثلا دلیلت نجات جون یک نفره و این خیلی قانع کننده اس اما بازم میسوزی.
اگری بری توی فضای مقاوت کردن ، درگیر شدن و بحث و جدل کردن با بقیه در یک کلام به اون چیزی که نمیخوای داری توجه میکنی و دعوتش میکنی به زندگیت.
آگاهانه سعی کن به شرایط ناجالب توجه نکنی و به شرایطی که بهت حس خوب میده توجه کنی اونوقت جهان بدون ترید جای شمارو از لحاظ فیزیکی عوض خواهد کرد که دیگه اون شرایط رو تجربه نکنی.
انتقام:
یادتون باشه که هروقت بخوایم به کسی ضربه بزنیم ، اول به خودمون ضربه میزنیم و اول خودمون آسیب میبینیم.
اگر روی خبر های بد تمرکز کنید، خبر های بد تمومی نخواهند داشت باید یک جوری تمرکز کنید که خبر های خوب تموم نسدنی بشن توی زندگی تون.
اتفاقات خوب، شرایط خوب، ارتباطات خوب و … رو بشتر کنید توی زندگیتون و بیشتر راجع بهش صحبت کنید.
نظر استاد راجع به اینکه بهترین فایل بهترین کتاب و … چیه؟
زمانی شما دارید تغییر میکنی در مسیر درست، هر آگاهی که بهش نیاز داشته باشید که شمارو یک مرحله بالاتر برید خداوند توی مسیرتون قرار میگیره و جهش میکنید اونجا میگید این بهترین فایلی بود که شینیدم بعد میری جلوتر و بازم تغییر میکنی و به اون مرحله جهش دوباره یک اگاهی دیگه ای در مسیرتون قرار میگیره و اون فایل دیگه میشه بهترین فایل و این ادامه پیدا میکند.
سلام براستاد عزیز و گرانقدر
واقعا تابع جمع نبودن و واکنش نشان ندادن به اتفاقات جامعه کار سختی هه .اکثریت از وضع بد اقتصادی .گرانی بنزین و اقلام غذایی و کاستی های نظام که الی ماشاا..زیاد هم هست صحبت می کنند هرجا که بروید صحبت در همین زمینه ها هست و دراینصورت مواقع باید بتوانیم ذهن خود را کنترل نمود ه و به زیبایی ها اطراف و فراوانی نعمت ها و …توجه نموده واز اکثریت جمع فاصله بگیریم و این جهادی اکبر میخواهد و آن کسانی که اینگونه باشند قطعا نتایج متفاوتی از دیگران می گیرند . امیدوارم وتلاش می کنم اینگونه باشم . ممنون از صحبت های زیبا و راهنمایی های دلسوزانه استاد عزیز
به نام خدا
رده پای گام هشتم
خدارو شکر و سپاس که تو این فازا نبودم و نیستم بر خلاف خانوادم
ولی جدیدا ترافیک و الودگی هوا که همش سر درد دارم ونوع کارم اذیتم میکنه
یه ترمزهایی دارم که با اینکه تمام قد پام رو گازه ولی جلومو گرفتم
از همین تریبون استفاده میکنم و به ترمزهام میگم بترسید از روزی شناسایی بشید اون موقع من دیگه تو ابرام اون موقع من میدونم باهاتون چیکار کنم
فعلا بتازونید تا نگار واقعی خودشو اماده کنه و دونه دونتونو ریشه کن کن
من قوی تر از این حرفام
من با خدای خودم بستم
تو ی این دنیا انقدر فراوانی هست که هرچی به بقیه داده بیشترشو به من میده
بشنید وتماشا کنید
من به خدا وصلم
من خدارو دارم تمام
دیگه راهشو پیدا کردم
دیگه قانون بازی رو پیدا کردم و حریف میطلبم
خدایا عظمتتو شکر