اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
بخاطر اینک طعمشیرینه مهاجرت از محل کار قبلم بدون اطلاع داشتن از موقعیتها و چگونگی پیش رفتنه کارهای بعدش،چشیدم
و باور پیدا کردم که شجاعت، باعث رشدم میشه،باعث یادگیریه خیلی از مسائل و تجربه های جدیدی میشه که از قبل هیچ ایده ای نداشته ام
و جالبتر ازهمه اینه که روزی نیس که نشونه ای نبینم برای مهاجرت از ایران
خواسته ی من رفتن به امریکاست
ولی همش میشنوم که به عمان برو
چون از همه لحاظ راحته و امکانات خوبی داره و قابل دسترسه
اما به خودم میگم،نکنه فکر به عمان،از باور داشتن به سخت بودنه امریکاست؟
نکنه باورهای محدود کننده دارم که امریکا خیلی غوله و طبق شنیده هام پذیرفتم که امریکا گزینه ی سختیه و غیر ممکن؟
بعد به خودم جواب میدم رها باش نسبت به خواستت
تو امریکا میخوای،پس ذهنه چموشتو خاموش کن و نزار نجواها شنیده شن
و از همون نشونه های این فایل که از فرامین استاد دریافت کردی،باوراتو بساز
مثل اینک استاد فرمودن :انشالله شما بیاین اینجا همو ببینیم
چرا که نه؟
میشه ،خیلی راحت،…رفتن به اونجا از نظر استاد خیلی راحتو سادست،پس حتما میتونه برای منم باشه
جای دیگ یکی از استاد پرسیدنمن 40 سالمه ایا میشه مثل شما بشم؟استاد فرمودن چرا که نه،هر زمان در مسیر بیاین ایمان داشته باشین ، به ثروتو همه چی میرسین
بله! میشه ،منی که قدم برداشتم ،با تعهد بیشتر،روزهای روشنترو قشنگتری در پیشه
نشونه ی دیگه،استاد راجب مدرکو این جور مسائل میفرماین
که بازهم این یک باوره که فلان مدرک برای مهاجرت لازمه ،در صورتی که یک شخصی مثل ایلان ماسک با اون همه لول و پیشرفتو تخصص،برای جذب نیروی کار،از مدرک حرف نمیزنه و نیازمنده اطلاعات و تجربه و مهارته
و منی که همیشه از داشتن مدرکو مجوز گریزون بودم،یک باوره کمک کننده و عالیه که هیچ مدرکو مجوزو کاغذی برای مهاجرت لازم ندارم
مثل باوری که برای باشگاه زدن ،از استاد یاد گرفتم
من هنوز مجوز نگرفتمو تضادی هم در این سه ماه نداشتم
برخلاف خیلیا که میگن ،مجوز باید داشته باشیم
پس اگه این شده،مهاجرتمم هم میشه
اطرافیانم همه از مهاجرت و رقم های بالای وکیل و البته کلی محدودیت برای ورود به کشور مقصد میگن
اما من خیلییی قلبم ارومه و همش میگم نه بابا اینا راهش نیست
والبته که نمیدونم راهش چیه،بمنم ربطی نداره راهش چیه ،چون باور دارم مثل همه ی برنامه های قبلیه زندگیم ،اینم میشه به روش خودش
فقط من باید باورهای محدود کنندرو کم رنگ،و این احساس خوبمو پایدارو بیشتر کنم
به زودی،از این نتیجه ی گرفته شده هم مینویسم
هروز از انرژی مطلق،نشونه میخوام تا ایده های قابل اجرارو بهم الهام کنه و من انجام بدم
خداوند همواره در حال هدایت ما است و از رگ گردن به ما نزدیک تر و در هر لحظه خیر و شر ما را به ما الهام می کند.
اگر انتقادی از ما شود که نادرست باشد تنها کاری که باید انجام دهیم این است که از آن اعراض کنیم. نظر مردم اصلا نباید برای ما مهم باشد و سبک شخصی خود را داشته باشیم. خداوند برای ما کافی است دیگران هیچ تاثیری در زندگی ما ندارند و تنها خودمان خالق زندگی خود هستیم.ما هیچ گاه نخواهیم توانست همه ی افراد را راضی کنیم. اغلب افراد ماسک و نقاب زده و برای تایید نظر دیگران شخصیت و سبک شخصی خود را کاملا تغییر می دهند. باید به سبک شخصی خود که با تفکر و بررسی انتخاب کرده ایم عمل کرده و از زندگی لذت ببریم افراد هم مدار به تدریج به زندگی ما هدایت خواهند شد.
اعراض از ناخواسته ها و تمرکز و توجه به زیبایی ها مهمترین عوامل کنترل ذهن هستند.
زمانی که باورها و فرکانس های مناسب داشته باشیم به بهترین مکان ها و افراد هدایت خواهیم شد.
پرداخت بها و راه راستی صداقت و درستی پیش زمینه ی موفقیت در همه ی جنبه هاست و عدم پرداخت بها با قانون خداوند در تضاد است و صد در صد در پایان به ضرر منجر خواهد شد.
ما به واسطه ی باورها و فرکانس های خود اتفاقات زندگی مان را رقم می زنیم و خالق صد در صد زندگی خود هستیم پس با ایمان و توکل و باور به خداوند ادامه دهیم .
رابطه ی عاشقانه بسیار مهم تر از رابطه ی دائمی با اشخاص است و هیچ چیز را ابدی ندانیم چون انسان ها همیشه در حال تغییر هستند. زندگی هیچ گاه ایستا نیست و سیال است رابطه عاطفی تنها به دلیل آرامش است و زمانی که در کنار شخصی چنین احساسی را نداشته باشیم باید جدا شده کیفیت روابط مهم است نه کمیت آن. هیچ چیز را تحمل نکنیم و هیچ چیزی را دائمی ندانیم همه چیز در حال گذر است و زندگی بسیار کوتاه تر از این است که بخواهیم با زجر و تحمل آن را ادامه دهیم.
تمام کتاب ها،سریال و فیلم و… دارای باورهای نامناسب و مخرب بوده و ما تنها کافی است زمانی که مسیر درست را شناسایی کردیم آن را تا پایان عمر ادامه دهیم و به دنبال منابع جدید برای یادگیری نباشیم. اصل خارپشتی را همیشه به یاد داشته باشیم.
خداوند قوانینی تعیین کرده که هر کسی با درک و عمل کردن به آن فارغ از عوامل بیرونی به تمام خواسته های خود دست یابد و برای همین عملکرد سیستمی داشته و باورها و فرکانس های ما را دریافت و به شکل اتفاقات، افراد و .. به زندگی ما باز می گرداند و دقیقا مانند آینه عادلانه عمل می کند.
افراد با ذهن فقیر همیشه به دنبال خرید کالاهای بی کیفیت و تخفیف دار هستند و همیشه نیز بیشترین ضرر را متحمل می شوند.
تحصیلات نیز عامل بیرونی در موفقیت و ثروت محسوب شده و هیچ تاثیری در آن ندارد. تنها باورها و فرکانس های ما و مهارتی که عاشق آن بوده و در آن حرفه ای شویم در موفقیت و ثروت نقش دارد. هیچ گاه به دنبال پول نباشیم. اگر در کار مورد علاقه خود حرفه ای شویم ثروت از بی نهایت طریق به زندگی ما وارد خواهد شد.
آیا توجه نکردی که خدا چه چیز مهمی را بیان کرده است؟گفتار پاکیزه را مانند درختی پاکیزه که ریشه اش استوار و شاخه اش در آسمان است.میوه اش را هر دم به اجازه ی پروردگارش میدهد.خداوند چیزهای مهم را برای مردم بیان می کند تا مگر پند بگیرند. «ابراهیم 23-24»
ممنونم که باعث شدید مفهوم هرچیزی که میخونم و میبینم رو بفهمم..
108 . روز شمار تحول زندگی من از این جعبه شگفتی خدا
4 ؟؟؟؟؟؟
نمیدونم دلیل تکرار این عدد چیه برام
از روز 21 ام رمضان ، دومین شب قدر ، که من از خدا خواستم و گفته شد به قول استاد عباس منش در فایل رابطه ما با انرژی که خدا مینامیم
میگفت سوال گفته شد که گفته بشه
دقیقا برای منم یه سوال یهویی سر نماز اومد و من همون سوالو پرسیدم و بعدش تابلو جدید کشیدم با هدایت های خدا
توی تابلوم 2 تا قلب واضح بود
یکی سفید که روی خطوط و در قسمت سمت چپ که چهره ای که به سجده رفته بود دقیقا قسمت قلب ، یه قلب سفید کوچیک بود اندازه یه دونه سیب
و یه قلب قرمز بزرگتر تقریبا اندازه بند انگشت که از سمت سر که من خون دیدمش ،قلب خونی
این قلبا و اون 4 انگشتم که دو تاش قرمز رنگ زدم و دو انگشت دیگه ام سفید
من دیروز تو روز شمارم نوشتم که از دریاچه چیتگر سنگ برداشتم چند تا ولی اصلا به تعدادش فکر نکردم چند تا بود فقط یادم بود دو تا قلب شکل بود
فکر کنم دیشب آخر وقت بود به سنگا نگاه میکردم گذاشتمشون رو خاک گلدون گلام
یه لحظه انگار یه درکی کردم گفتم دوتا قلب دوتا سنگ معمولی 4 تا چرا برداشتم
آخه من همیشه اگر سنگ برمیداشتم چون عدد هفت برام بیشتر تکرار داره 7 تا برمیداشتم ولی اینبار 4 تا برداشتم
دیشب که داشتم میگفتم 2 تا قلب دوتا سنگ معمولی
این یعنی چی؟ چی میخوای بهم بگی خدا ؟؟؟؟
بعد یهویی دستام یادم اومد که دوتاش رنگ سفید و دو تا انگشتم رنگ قرمز
باز نتونستم درک کنم
امروز که چند دقیقه پیش اذان مغرب بود مامانم گفت طیبه بیا ابرارو ببین رنگاشون صورتی و نارنجی خوشرنگ شده
رفتم پشت بوم تا قشنگ نگاه کنم گوشیمم با خودم بردم چون میدونستم وقتی اینجوری یهویی مامانم یا کسی بگه ابرا رو ببین صد در صد برام یه نشونه هست
رفتم اولش به قشنگیای ابرا و رنگاشون و غروب نگاه کردم و سپاسگزاری کردم از خدا
داشتیم با خواهرم که اونم اومده بود خونمون نگاه میکردیم یهویی گفتم ببین اون شبیه یه پرنده هست آره شبیه ققنوسه که قشنگ معلومه داره پرواز میکنه
نگاه کردم و عکس گرفتم و از شگفتی سپاسگزاری میکردم
همینجور داشتم نگاه میکردم که یهویی یه ابر رو دیدم شبیه قلب بود و بعد چند دقیقه که نگاه کردیم خواهرم گفت ابرا چرا تغییر شکل نمیدن و طرح ققنوس همونجور در حال پروازه
یهویی دومیشم دیدیم که همون قلب به یه ققنوس بزرگ و واضح تبدیل شده بود که البته تبدلی نگم چون من اونموقع که عکس گرفتم از مدل قلبش بعد نگاه کردم ققنوس رو دیدم شکلشو و بعد من سومیشو دیدم و وقتی داشتیم کلی نگاه میکردیم و میخواستیم برگردیم خونه گفتم ببین این خودش میشه یه تابلوی نقاشی جدید بشه دارن سمت منبع نور رو نگاه میکنن 3 تاشون و یکی به سمت دیگه درحال پروازه
نمیدونم چی شد شمردمشون
گفتم یک دو سه چهار
چهار؟؟؟؟؟
چرا چهار ؟
اون لحظه تمام اتفاقات این روزا اومد جلوی چشمم تو چند ثانیه ،قضیه تابلو جدید نقاشیم و سنگایی که از دریاچه چیتگر برداشتم و عدد تکرار شده 4
و جریان تعریف ثروتمند شدن شرکت نایک که پسر داییم تعریف کرد
الان که مینویسم نایک رو یه لحظه شمردم 4 حرف داره
وقتی اومدم از پشت بوم تو اتاقم
هی پرسیدم چرا 4 ؟؟؟ این 4 چی داره که میخوای بهم بگی ؟؟؟ خدا
که یهویی مثل یه جرقه بود انگار یاد قلبای تابلوم افتادم
که دوتا قلب داشت
و دیروز دو تا سنگ قلب شکل از دریاچه برداشتم
4 تا قلب
نمیدونم الان دارم فکر میکنم ولی متوجهش نمیشم
ولی اینم میدونم که هر وقت آماده دریافتش باشم خدا تکرار این عدد رو که میخواد بهم بگه رو، درکشو بهم میده ولی به وقتش
راستی امروز من دوره طراحی اصولی اسکچ رو که دیروز ثبتنام کردم شروع کردم
درسته 6 سال پیش رفته بودم کلاس طراحی ولی چون تمرین نداشتم کلا تناسبات چهر ه از یادم رفته بود
درسته میتونستم طراحی کنم ولی با ایراد کار میکردم و تصمیم گرفتم اصولی دوباره از اول مهارتم رو تقویت کنم
خیلی خوشحالم از اینکه هر روز دارم پیشرفت میکنم
امروز من رفتم کلانتری 101 برای نقاشی پاره شده ام و گفتن شنبه بیا ، برگشتنی انقدر آروم پیاده روی میکردم و لذت میبردم و به ذهنم میگفتم ببین ذهن من انقدر خدا بزرگه و قدرتمند ،همه چیو به خودش سپردم و به نفع من گفته تموم میشه
نشونه اش هم آیه و لسوف یعتیک ربک فترضی هست که بهم الهام کرده
میبینی چه خدایی باحالی داریم پس تو هم به حرفاش گوش بده و داشتم همینجور پیاده میرفتم تا برم مترو
حتی این فایل هم تو قسمت متن نوشته و لسوف یعتیک ربک فترضی که امروز دوباره برام تکرار شد
یهویی یه نجاری دیدم سر خیابون بود کلی وسیله چوبی گذاشته بود و رفتم با ذوق نگاه کردم یه زیر لیوانی قیمت کردم و بعد گذاشتم سرجاش یهویی به دلم افتاد که بهشون از جاکلیدی های اموجی که لبخنده بدم
به صاحب مغازه دادم خیلی خوشحال شد گفت کار خودتون هست گفتم بله یهویی برگشت گفت بیا اینم برای تو همون زیر لیوانی رو برداشت داد بهم گفت اینم خوشت اومد قیمت کردی برای تو
انقد خوشحال شدم تشکر کردم و اومدم و تو دلم گفتم ببین همه مهربونی خداست خدایا ازت سپاسگزارم
بعد یهویی یادم اومد که درس بخشندگی که هر روز از خدا میخوام کمکم کنه بخشنده باشم از اون چیزی که برام با ارزشه اونو هدیه بدم
و این هدیه زیر لیوانی بهم درس داد که ببخشی چند برابرش بهت برمیگرده
و بیشتر ببخشی بیشتر دریافت میکنی
خیلی حس خوبی داشت تا مترو فقط میخندیدم و چوب زیر لیوانی رو بو میکردم بوی چوبش فوق العاده بود
و به درختای تجریش نگاه میکردم که درختای چنار چقدر قشنگ سبز شدن و باهاشون چند باری وایسادم و حرف زدم خیلی حس فوق العاده ای داشتم
راستی من امروز دوباره یه ماشین kmc قرمز که تو دفترم نوشتم دیدم تو تجریش خیلی خوشحال بودم و همین که میبینم دیگه رفته تو وجودم ،زود میگم ماشین من
و بعدش لبخند میزنم و سپاسگزاری میکنم
خداروشکر میکنم که امروز بی نهایت حس خوب داشتم و سعی کردم تا جایی که میتونم برای تغییرم تلاش کنم و لذت ببرم
به نام خدای حی و حاضر خدای دانا و توانا خدایا امروز هم هدایتم کن به زیباییها و خوبیها چون من لایقش هستم
سلام بر استاد عباس منش عزیزم و سلام به مریم بانو مهربانم
استاد با این فایلهای رایگان جدید که امروز هم یکی دیگه روی سایت اومده یه انقلابی در دانشجویانت ایجاد کردی در ذهن و افکار و باورهاشون ایول مرحبا متشکرم
با گوش دادن و کامنت خوندن و کامنت گذاشتن این فایلها و بهتر بگم لایوها ما خودمون رو به چالش سنگین میکشیم میایم ترمزهای مخفی رو پیدا میکنیم و به دنبال ایده یا راهکاری برای رفعشون هستیم
من دوست دارم هر روز یه هدفی داشته باشم و دارم انجام میدم مثلا امروز هدفم اینه کنترل ذهنم فقط روی زیباییها و شکر گزاری باشه
و نمیذارم ذهنم جایی بگه بره دقیقه به دقیقه چک میکنم و باز فردا احساسمو چک میکنم که احساسم تا شب خوب باشه اگر هم به تضادی خورد کنترلش کنم و شش دنگ هواسم هست
و وقتی هر روزت رو این جوری بگذرونی یه کار مداوم میشه و یه عادت شخصیتی میشه و کارهات راحت و روان و آسون انجام میشه
یعنی جهان به این نگاهت پاداش میده
خدارو شکر که هدایتم کردی و قوانین رو هر روز بهتر میفهم و عمل میکنم در زندگیم و اعتبارشو به خداوند بزرگ میدهم و این میشه روند رشد شخصیتی و با این کارها وهدف گزاری روزانه تکاملمو طی میکنم
و کم کم باورها و افکار هم درست میشن و باورهای مخرب و ترمزها کمرنگ تر میشن وقتی عادت رفتاریمون عوض بشه به همون نسبت زندگیمون هم تغییر میکنه و جدا از بدنه جامعه میشیم که الان من جدا شدم من با افکار و باور خودم زندگی میکنم اونم باورو افکاری که با قوانین باشه و هماهنگ با خواسته هایم باشد خدایا شکرت سپاسگزارتم
استاد عزیزم ممنونتم ما شاید تشکر کنیم از شما خیلی کمه باوجود زحمات شما اما تشکر و پاداش واقعی رو خداوند خودش وارد زندگیت بکنه از این که هست بهتر عطاکنه بهتون
و شور و شوق به یاد گیری بهتر این قوانین هر روز در وجود من بیشتر و بیشتر میشود خدایا ممنونتم که کنارمی و کارهامو برام انجام میدی
شکرت برای این روز بسیار عالی که همه چیز به نفعه منه شکرت سپاسگزارتم
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته بی نظیر و همه همراهان عزیز
تا اینجای این گام به گام که فوق العاده عالی بوده و این فایل ها واقعا هر روز من رو به سمت توحید و نزدیکی بیشتر به خدا هدایت می کنه و از خداوند بی نهایت سپاسگزارم برای این مسیر زیبا
قانون میگه افکارت زندگیت رو داره خلق میکنه ، به هرچیزی توجه می کنی از جنس همون بیشتر و بیشتر وارد زندگیت میشه
برای همینه که «شکر نعمت نعمتت افزون کند، کفر نعمت از کفت بیرون کند.»
چون وقتی شکر گزاری می کنیم در واقع در حال توجه به نعمت ها هستیم و طبق قانون توجه به نعمت ها اون نعمت رو بیشتر می کنه. اما اگر کفر باشه (نه به معنایی که از بچگی به ما دادن مثل دشمنی با خدا بلکه کفر به عنوان بی توجه رد شدن، به نظر من کفر یعنی فکر کردن به اینکه: این که چیزی نیست من بیشتر می خواستم) به راحتی نعمت ها کم میشه.
خودم بارها توی زندگیم دیدم که چطور کفر نعمت ها رو کم رنگ کرده و شکرگزاری نعمت ها رو بیشتر کرده. یه چیزی رو می خوام تعریف کنم شاید یه سری دوستان هم توش درس بگیرن چون خودم بی نهایت درس گرفتم و توی زندگیم استفاده می کنم.
دو تا از دوستای من رفته بودن تایلند و بعد از اینکه برگشتن یکی از اونها به من دوتا شات قهوه خوری به عنوان سوغاتی هدیه داد. من خیلی خوشحال شدم و وقتی رسیدم خونه عکسش رو برای اون یکی دوستمم فرستادم و کلی تشکر و ابراز خوشحالی کردم. فردایی که قهوه درست کردم و ریختم توش دوباره عکس گرفتم و فرستادم و خوشحالی کردم. این کار رو چندین بار تکرار کردم. تقریبا هر بار که استفاده می کردم. چند روز بعد که اون دوستم رو دیدم یه دستبند هم بهم هدیه داد و گفت اینم از اونجا آوردم اینم مال تو. واسه اونم کلی خوشحالی کردم و چندین بار متوالی ازش تشکر کردم مثل همون شات های قهوه! فکر می کنید چی شد؟ یک هفته بعد اومد خونمون و دوباره یه دستبند دیگه هم برام آورد و گفت اینم یه سوغات دیگه! جالبه نه!
اسم اون دوستم آرمین بود و من بعد از دیدن این قضیه یه مدل سپاسگزاری برای خودم درست کردم به اسم «سپاسگزاری آرمینی» که می گم اگر همونجوری که برای شات ها از آرمین تشکر کردی به همون شکل برای هر نعمتی از خداوند تشکر کنی به همون شکل نعمت بیشتر میاد توی زندگیت. حالا اگر بخوایم معنی کفر رو بفهمیم، فکر کنید کلا از کنار همون شات ها بی تفاوت رد میشدم.
الان دیگه تلاش می کنم همیشه به خودم یادآوری کنم که همیشه از خدا «سپاسگزاری آرمینی» کن بذار شوق و ذوقت رو ببینه. هر بار استفاده می کنی از نعمت هاش (که میشه گفت هر لحظه در حال انجام این کار هستیم) خوشحالیت رو طوری ابراز کن که به آرمین ابراز می کردی. هم حال خودت خوب میشه هم شکر نعمت نعمتت افزون کند. حالا یک درصد فکر کن این کار رو بتونم در هر لحظه انجام بدم. میشم سلیمان
ما داریم برای کارهای خیلی بیهوده تر برای دو قرون دو زار برای اینکه فقط بتونیم شکم خودمون رو سیر کنیم داریم صبح تا شب می دوییم. بعد برای چیزی که می خواد زندگی ما رو در تمام ابعاد تغییر بده کاری نمی کنیم! چرا؟ تنها دلیلش اینکه که باور نداریم.
واقعا استاد عزیز این صحبت بالای شما یکی از بزرگ ترین درس های زندگیه که آدم باید یادش بمونه. اما متاسفانه خیلی فراموش میشه. دلیلشم باز بر میگرده به کفر و بی توجهی به نعمت هایی که همین مسیر هدف ها که تموم زندگیمون رو تغییر میده برامون به وجود میاره. مثلا همون سپاسگزاری آرمینی رو من میدونم نعمتام رو زیاد می کنه اما یه مدت با اشتیاق انجام میدم و بعد یادم میره. یا همین هدف گذاری به شکلی که اینجا (یا دوره دستیابی به رویاها) گفتید بارها نتیجه داده و آدم یادش میره.
صبح داشتم با همسر صحبت می کردم اتفاقا این موضوع رو بهش گفتم که اگر ما برای هر قانونی که باید رعایت کنیم مثل قانون سلامتی که شما منطق های بی نهایت قوی برای اینکه نون و برنج و شکر و میوه و… اینا در میلیون ها سال غذای انسان نبوده و کلا منطق های قانون سلامتی برای قوانینی مثل شکرگزاری، تواضع در برابر خداوند، احساس لیاقت و هدفگذاری و… بیاریم دقیقا مثل قانون سلامتی محال ممکنه رهاش کنیم. اون مدل فکر کردن میشه سبک زندگیمون همون طور که قانون سلامتی شده. بدون زجر و درد نتایج عالی. اگر باور کنیم از فرش به عرش میرسیم.
الان حدود 2 3 ساعت شده و من به دقیقه 20 این فایل رسیدم و الان یکسره دارم دعا می کنم که خدایا کمکم کن آگاهی های این فایل رو بتونم 1000 بار دیگه گوش کنم و بره توی وجودم و بهش عمل کنم. حتما باید ادیتش کنم تا بتونم خیلی بیشتر گوشش بدم. استاد من دارم دیوانه میشم با این آگاهی ها. این فایل یه دوره سپاسگزاریه به تمام معناست نمی دونم چطور سپاسگزاری کنم از شما.
انگار تموم قانون زندگی همین یه جمله تون بود برام
« وقتی من دارم سپاسگزاری می کنم اگر سپاسگزاری باشه که به من احساس خوبی میده به این معناست که من دارم تمرکز می کنم روی چیزایی که احساس بهتری بهم میده وقتی تمرکز می کنم روی چیزایی که به من احساس بهتری میده دارم در مداری قرار می گیرم که نعمت های بهتر و بیشتری اونجا هست. حالا اگر این روند رو ادامه بدم نعمت ها هر بار بیشتر میشه.»
استاد عزیز من واقعا سپاسگزارم هم از شما هم از خدا. واقعا سپاسگزارم
با دیدن این فایل دوباره هدفگذاری برای من یاد آوری شدواینکه ما هر زمانی میتوانیم هدفگذاری کنیم نه فقط در شروع سال نو ،واینکه اهداف بلند مدتمان را به اهداف کوتاه مدت تبدیل کنیم وبرای رسیدن به اهداف کوتاه مدت یک روتین روزانه بسازیم ،یعنی هر روز در جهت رسیدن به اهدافمان قدمهایی هر چند کوچک برداریم وبدانیم که این استمرار واین روتینهای روزانه ما را به هدف می رساند.
یکی از اهداف مهم من تثبیت احساس لیاقت وارزشمندی در درون من است وتصمیم گرفتم که روزانه یک قدم در این راستا بردارم وآگاهانه به خود یادآوری کنم که من به خودیه خود لایق وارزشمندم چون بنده ی خدا هستم وروزانه بر آگاهیهای دوره ی لیاقت کار می کنم.
نکته ی دیگری از صحبتهای استاد که در گوشم زنگ خورد این بود« که من اهداف خود را با این باور می نوشتم که برآورده شده است.»همه ی نکته همین است یعنی تو باید خود را لایق رسیدن به آن هدف بدانی وخلق شدنش را همان لحظه احساس کنی.«صددرصد خلق میشه »ایمان وباوری قوی داشته باش وشک نکن.
ونکته ی دیگه صحبتهای استاد در مورد شکرگزاری بود.دقیقا در همان اوضاع وشرایط که به قول استاد روز به روز بدتر میشد یعنی سال99،400،401،من هم در همان شرایط بودم اما طبق آموزه های استاد فقط توجه وتمرکزم را برروی زیبایی ها ونکات مثبت گذاشتم وخداوند طبق قانون جهان مرا به زیبایی ها وشرایط بهتر هدایت کرد.
مریم جان برای تمام این یادآوریهای ارزشمند سپاسگزارم
جهان همواره در حال هدایت کردن ما به سمت آن چیزی است که به آن توجه می کنیم.
توجه نگاه کردن و فکر کردن سطحی نیست، توجه یه چیز عمقی تره که در قلب ما قرار داره.
سپاسگزاری هم یه حالت درونیه، یه نگرش که من به زندگی و شرایطم دارم که باعث امیدواری و حال خوبم میشه، یه حسه.
پشت داستان سپاسگزاری باورهای خوبی وجود داره.
بهترین راه برای تسریع در رشد و پیشرفت و رفتن به مدار بالاتر داشتن احساس سپاسگزاریه.
هرچی منطق هامون برای سپاسگزاری قوی تر باشه تاثیرگذاری بیشتری داره. با این منطق سپاسگزارم که …
بهترین راه هم برای داشتن تمرکز و بهره وری از انرژی ذهنی هدف داشتنه، من باید اهداف قابل دسترس و کوتاه مدتی رو انتخاب کنم که در راستای اهداف بزرگترم باشه، بعد بیام همونم کوچیکتر کنم و تبدیل کنم به قدم های روزانه و هر شب مواردی که برای اون هدف قراره به صورت روتین انجام بدم و تیک بزنم.
اقدامات می تونه فیزیکی باشه ولی صد در صد باید تغییرات ذهمی هم باشه توش.
بهترین سرمایه زندگیم خودمم و بهترین سرمایه گذاری باید روی خودم باشه. بنیادی ترین تغییر که نیاز به رشد باورهام داره اینه که من از شخصی که انتظار داره یه عامل بیرونی براش کاری بکنه یا روی عوامل بیرون از خودش سرمایه گذاری کنه، به یک شخص مولد ثروت تبدیل بشم.
چرا ما باور نداریم که همه چی رو خودمون خلق می کنیم؟ چون پر دور و برمون آدمایی هستن که اینجوری فکر می کنن.
چاره چیه؟
. خوندن کامنت بچه ها
. توجه کردن به نتایجی که ایجاد کردم
. فایل گوش دادن
. کنترل ورودی ها
. هدف گذاری و داشتن برنامه روزانه
. نگاه سپاسگزارانه به زندگیم
از خودم سوال کنم، الان چه چیزهایی برای سپاسگزاری دارم؟
آگاهی از قانون هم مثل سپاسگزاری سرعت پیشرفت مسیر رو خیلی بیشتر می کنه. وقتی من بدونم قانون چیه بیشتر براش وقت میذارم.
شور و شوق با اهرم رنج و لذت ایجاد می شه و این هم از اون موارد قدرتمند کننده است.
آدمی که قر می زنه و نا سپاسه برای رسیدن به خواسته هاش اشتیاق نداره چون با اون شخصیت به هر شرایطی که برسه قر می زنه و همیشه احساس سردرگمی داره که چرا من از هیچی لذت نمی برم.
سپاسگزاری، هدف داشتن و انگیزه و اشتیاق باعث هدایت ما به سمت زندگی بهتر می شه.
و بر عکس، ناسپاسی، بی هدفی و بی انگیزگی مارو به بدبختی بیشتر هدایت می کنه.
شغل و مسیر مورد علاقه اون چیزیه که بهش کشش داریم و به احتمال زیاد درش استعداد داریم.
کار کردن حتی وقتی به مسیر دلخواهم نرسیدم باید با علاقه باشه، نباید احساس قربانی بودن بکنم بلکه باید به خودم بگم من دارم برای رسیدن به اهدافم قدم بر می دارم.
وقتی هدف باشه، شور و شوق و باورهای مناسب باشه، وقتی من در هر لحظه سپاسگزار باشم رو خودم کار کنم و ایمان و تعهدم رو حفظ کنم، هر کاری که بکنم لذت می برم، دیگه نگران نیستم که فردا چی می شه، می گم من دارم رو خودم کار می کنم و حالم خوبه پس هدایت می شم.
هدف، تعهد، مسیر، سپاسگزاری و شور و شوق برای زندگی خوب، تمرین و تکرار، من رو از حالت قربانی بودن در میاره و باعث می شه از زندگی و کاری که انجام می دم لذت ببرم.
الهی هدایتم را سپاس، فراوانی را سپاس، حضورت را سپاس
خدایا شکرت بابت این فایل که به چند سوال من پاسخ داده شد. افکار و باورهای ما زندگی مون رو رقم میزنه، به هر چیزی توجه کنیم از جنس همون بیشتر و بیشتر وارد زندگیمون میشه، کنترل ذهن یعنی کنترل زندگی، و این کار راحتی نیست ولی اگه اهمیتش رو بدونیم برامون آسونتر میشه.
لیستی از اهداف داشته باشیم، اهداف رو با شور و شوق، با ایمان و باور بنویسیم ، جوری که قراره خلق بشه، و اونا رو به کارهای کوچک و روزانه تقسیم کنیم، کارهایی که روزانه در اون راستا میتونیم انجام بدیم. کارهای روتین باعث خلق نتایج میشه نه کارهایی که یکبار انجام میدیم. تکرار، تداوم، استمرار، توالی نتایج رو رقم میزنه.
بعضی افراد خواسته هاشون رو نمی نویسن و بعضیا فقط یکبار می نویسن و رها میکنن چون باور ندارن که بهش میرسن. چون اطرافیان ما هم این مدل زندگی رو دارن. بعضی افراد یه گاری سنگین از بیماری و فقر و قرض و ... به خودشون بستن و در یک زمین سنگی و سربالایی و پابرهنه به سختی حرکت میکنن و بعضیا در زمین سرسبز و جنگل لذت میبرن، تفاوت در نوع نگاه و باور ماست.
بزرگترین و مهمترین دلیل از دست دادن نعمت ها ناسپاسی است.سپاسگزاری یعنی توجه کردن به چیزهایی که به ما احساس خوبی میده، اگه تمرکز روی نعمت ها، زیبایی ها باشه، احساس خوب داریم و احساس خوب مساوی است با اتفاق خوب و فراوانی و نعمت ها.
در مورد شغل، بریم سمت چیزی که بهش کشش داریم، علاقه داریم، بریم دل کار، هدایت میشیم، نیازی نیست کل مسیر رو بدونیم، تکامل در مسیر اتفاق می افته، مسیر نردبانی هست، باید پله اول رو طی کنیم بعد پله های بعدی.
استاد من در مورد کارم ( مشاور فروش شرکتی هستم ) هر از گاهی دچار تردید میشم که آیا همین مسیر درسته؟ بعد که بررسی میکنم، دلایل رو مینویسم و امتیاز میدم، میبینم همین کاریه که میخوام انجامش بدم، بقول شما کشش دارم که همین رو انجامش بدم. ولی دوباره بعد مدتی همین تردید میاد سراغم. اینم برای اینه که شما در یک فایلی گفتید: هر کسی توانایی و علاقه و استعدادی داره، اگه کشف کنه و بره سراغش دیگه لازم نیست برای کسی و شرکتی محصول بفروشه. در این مورد نیاز به کمک و راهنمایی دارم، دوستان اگه لطف کنن ممنون میشم .
در مورد قرآن، خود خدا هم ادعا نکرده که برای تمام زمانهاست، همین که در مورد بعضی مسائل مثل برف چیزی گفته نشده، یعنی مسائل مربوط به اون شرایط گفته شده.
در مورد سرمایه گذاری، مهمترین سرمایه گذاری روی خودمونه، باید متخصص شیم باید خودمون مولد باشیم نه بانک و بورس، چرا باید پولمون رو بدیم یکی دیگه باهاش کار کنه؟ چرا رو خودمون حساب نمیکنیم؟
باسلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته ی زیبا
روز 108 ام و تعهدمن !
خواسته ی جدیده من ،مهاجرت از ایرانه
بخاطر اینک طعمشیرینه مهاجرت از محل کار قبلم بدون اطلاع داشتن از موقعیتها و چگونگی پیش رفتنه کارهای بعدش،چشیدم
و باور پیدا کردم که شجاعت، باعث رشدم میشه،باعث یادگیریه خیلی از مسائل و تجربه های جدیدی میشه که از قبل هیچ ایده ای نداشته ام
و جالبتر ازهمه اینه که روزی نیس که نشونه ای نبینم برای مهاجرت از ایران
خواسته ی من رفتن به امریکاست
ولی همش میشنوم که به عمان برو
چون از همه لحاظ راحته و امکانات خوبی داره و قابل دسترسه
اما به خودم میگم،نکنه فکر به عمان،از باور داشتن به سخت بودنه امریکاست؟
نکنه باورهای محدود کننده دارم که امریکا خیلی غوله و طبق شنیده هام پذیرفتم که امریکا گزینه ی سختیه و غیر ممکن؟
بعد به خودم جواب میدم رها باش نسبت به خواستت
تو امریکا میخوای،پس ذهنه چموشتو خاموش کن و نزار نجواها شنیده شن
و از همون نشونه های این فایل که از فرامین استاد دریافت کردی،باوراتو بساز
مثل اینک استاد فرمودن :انشالله شما بیاین اینجا همو ببینیم
چرا که نه؟
میشه ،خیلی راحت،…رفتن به اونجا از نظر استاد خیلی راحتو سادست،پس حتما میتونه برای منم باشه
جای دیگ یکی از استاد پرسیدنمن 40 سالمه ایا میشه مثل شما بشم؟استاد فرمودن چرا که نه،هر زمان در مسیر بیاین ایمان داشته باشین ، به ثروتو همه چی میرسین
بله! میشه ،منی که قدم برداشتم ،با تعهد بیشتر،روزهای روشنترو قشنگتری در پیشه
نشونه ی دیگه،استاد راجب مدرکو این جور مسائل میفرماین
که بازهم این یک باوره که فلان مدرک برای مهاجرت لازمه ،در صورتی که یک شخصی مثل ایلان ماسک با اون همه لول و پیشرفتو تخصص،برای جذب نیروی کار،از مدرک حرف نمیزنه و نیازمنده اطلاعات و تجربه و مهارته
و منی که همیشه از داشتن مدرکو مجوز گریزون بودم،یک باوره کمک کننده و عالیه که هیچ مدرکو مجوزو کاغذی برای مهاجرت لازم ندارم
مثل باوری که برای باشگاه زدن ،از استاد یاد گرفتم
من هنوز مجوز نگرفتمو تضادی هم در این سه ماه نداشتم
برخلاف خیلیا که میگن ،مجوز باید داشته باشیم
پس اگه این شده،مهاجرتمم هم میشه
اطرافیانم همه از مهاجرت و رقم های بالای وکیل و البته کلی محدودیت برای ورود به کشور مقصد میگن
اما من خیلییی قلبم ارومه و همش میگم نه بابا اینا راهش نیست
والبته که نمیدونم راهش چیه،بمنم ربطی نداره راهش چیه ،چون باور دارم مثل همه ی برنامه های قبلیه زندگیم ،اینم میشه به روش خودش
فقط من باید باورهای محدود کنندرو کم رنگ،و این احساس خوبمو پایدارو بیشتر کنم
به زودی،از این نتیجه ی گرفته شده هم مینویسم
هروز از انرژی مطلق،نشونه میخوام تا ایده های قابل اجرارو بهم الهام کنه و من انجام بدم
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
خداوند همواره در حال هدایت ما است و از رگ گردن به ما نزدیک تر و در هر لحظه خیر و شر ما را به ما الهام می کند.
اگر انتقادی از ما شود که نادرست باشد تنها کاری که باید انجام دهیم این است که از آن اعراض کنیم. نظر مردم اصلا نباید برای ما مهم باشد و سبک شخصی خود را داشته باشیم. خداوند برای ما کافی است دیگران هیچ تاثیری در زندگی ما ندارند و تنها خودمان خالق زندگی خود هستیم.ما هیچ گاه نخواهیم توانست همه ی افراد را راضی کنیم. اغلب افراد ماسک و نقاب زده و برای تایید نظر دیگران شخصیت و سبک شخصی خود را کاملا تغییر می دهند. باید به سبک شخصی خود که با تفکر و بررسی انتخاب کرده ایم عمل کرده و از زندگی لذت ببریم افراد هم مدار به تدریج به زندگی ما هدایت خواهند شد.
اعراض از ناخواسته ها و تمرکز و توجه به زیبایی ها مهمترین عوامل کنترل ذهن هستند.
زمانی که باورها و فرکانس های مناسب داشته باشیم به بهترین مکان ها و افراد هدایت خواهیم شد.
پرداخت بها و راه راستی صداقت و درستی پیش زمینه ی موفقیت در همه ی جنبه هاست و عدم پرداخت بها با قانون خداوند در تضاد است و صد در صد در پایان به ضرر منجر خواهد شد.
ما به واسطه ی باورها و فرکانس های خود اتفاقات زندگی مان را رقم می زنیم و خالق صد در صد زندگی خود هستیم پس با ایمان و توکل و باور به خداوند ادامه دهیم .
رابطه ی عاشقانه بسیار مهم تر از رابطه ی دائمی با اشخاص است و هیچ چیز را ابدی ندانیم چون انسان ها همیشه در حال تغییر هستند. زندگی هیچ گاه ایستا نیست و سیال است رابطه عاطفی تنها به دلیل آرامش است و زمانی که در کنار شخصی چنین احساسی را نداشته باشیم باید جدا شده کیفیت روابط مهم است نه کمیت آن. هیچ چیز را تحمل نکنیم و هیچ چیزی را دائمی ندانیم همه چیز در حال گذر است و زندگی بسیار کوتاه تر از این است که بخواهیم با زجر و تحمل آن را ادامه دهیم.
تمام کتاب ها،سریال و فیلم و… دارای باورهای نامناسب و مخرب بوده و ما تنها کافی است زمانی که مسیر درست را شناسایی کردیم آن را تا پایان عمر ادامه دهیم و به دنبال منابع جدید برای یادگیری نباشیم. اصل خارپشتی را همیشه به یاد داشته باشیم.
خداوند قوانینی تعیین کرده که هر کسی با درک و عمل کردن به آن فارغ از عوامل بیرونی به تمام خواسته های خود دست یابد و برای همین عملکرد سیستمی داشته و باورها و فرکانس های ما را دریافت و به شکل اتفاقات، افراد و .. به زندگی ما باز می گرداند و دقیقا مانند آینه عادلانه عمل می کند.
افراد با ذهن فقیر همیشه به دنبال خرید کالاهای بی کیفیت و تخفیف دار هستند و همیشه نیز بیشترین ضرر را متحمل می شوند.
تحصیلات نیز عامل بیرونی در موفقیت و ثروت محسوب شده و هیچ تاثیری در آن ندارد. تنها باورها و فرکانس های ما و مهارتی که عاشق آن بوده و در آن حرفه ای شویم در موفقیت و ثروت نقش دارد. هیچ گاه به دنبال پول نباشیم. اگر در کار مورد علاقه خود حرفه ای شویم ثروت از بی نهایت طریق به زندگی ما وارد خواهد شد.
خدایا شکرت
عاشقتونیم
آیا توجه نکردی که خدا چه چیز مهمی را بیان کرده است؟گفتار پاکیزه را مانند درختی پاکیزه که ریشه اش استوار و شاخه اش در آسمان است.میوه اش را هر دم به اجازه ی پروردگارش میدهد.خداوند چیزهای مهم را برای مردم بیان می کند تا مگر پند بگیرند. «ابراهیم 23-24»
ممنونم که باعث شدید مفهوم هرچیزی که میخونم و میبینم رو بفهمم..
به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق برای شما عزیزان
108 . روز شمار تحول زندگی من از این جعبه شگفتی خدا
4 ؟؟؟؟؟؟
نمیدونم دلیل تکرار این عدد چیه برام
از روز 21 ام رمضان ، دومین شب قدر ، که من از خدا خواستم و گفته شد به قول استاد عباس منش در فایل رابطه ما با انرژی که خدا مینامیم
میگفت سوال گفته شد که گفته بشه
دقیقا برای منم یه سوال یهویی سر نماز اومد و من همون سوالو پرسیدم و بعدش تابلو جدید کشیدم با هدایت های خدا
توی تابلوم 2 تا قلب واضح بود
یکی سفید که روی خطوط و در قسمت سمت چپ که چهره ای که به سجده رفته بود دقیقا قسمت قلب ، یه قلب سفید کوچیک بود اندازه یه دونه سیب
و یه قلب قرمز بزرگتر تقریبا اندازه بند انگشت که از سمت سر که من خون دیدمش ،قلب خونی
این قلبا و اون 4 انگشتم که دو تاش قرمز رنگ زدم و دو انگشت دیگه ام سفید
من دیروز تو روز شمارم نوشتم که از دریاچه چیتگر سنگ برداشتم چند تا ولی اصلا به تعدادش فکر نکردم چند تا بود فقط یادم بود دو تا قلب شکل بود
فکر کنم دیشب آخر وقت بود به سنگا نگاه میکردم گذاشتمشون رو خاک گلدون گلام
یه لحظه انگار یه درکی کردم گفتم دوتا قلب دوتا سنگ معمولی 4 تا چرا برداشتم
آخه من همیشه اگر سنگ برمیداشتم چون عدد هفت برام بیشتر تکرار داره 7 تا برمیداشتم ولی اینبار 4 تا برداشتم
دیشب که داشتم میگفتم 2 تا قلب دوتا سنگ معمولی
این یعنی چی؟ چی میخوای بهم بگی خدا ؟؟؟؟
بعد یهویی دستام یادم اومد که دوتاش رنگ سفید و دو تا انگشتم رنگ قرمز
باز نتونستم درک کنم
امروز که چند دقیقه پیش اذان مغرب بود مامانم گفت طیبه بیا ابرارو ببین رنگاشون صورتی و نارنجی خوشرنگ شده
رفتم پشت بوم تا قشنگ نگاه کنم گوشیمم با خودم بردم چون میدونستم وقتی اینجوری یهویی مامانم یا کسی بگه ابرا رو ببین صد در صد برام یه نشونه هست
رفتم اولش به قشنگیای ابرا و رنگاشون و غروب نگاه کردم و سپاسگزاری کردم از خدا
داشتیم با خواهرم که اونم اومده بود خونمون نگاه میکردیم یهویی گفتم ببین اون شبیه یه پرنده هست آره شبیه ققنوسه که قشنگ معلومه داره پرواز میکنه
نگاه کردم و عکس گرفتم و از شگفتی سپاسگزاری میکردم
همینجور داشتم نگاه میکردم که یهویی یه ابر رو دیدم شبیه قلب بود و بعد چند دقیقه که نگاه کردیم خواهرم گفت ابرا چرا تغییر شکل نمیدن و طرح ققنوس همونجور در حال پروازه
یهویی دومیشم دیدیم که همون قلب به یه ققنوس بزرگ و واضح تبدیل شده بود که البته تبدلی نگم چون من اونموقع که عکس گرفتم از مدل قلبش بعد نگاه کردم ققنوس رو دیدم شکلشو و بعد من سومیشو دیدم و وقتی داشتیم کلی نگاه میکردیم و میخواستیم برگردیم خونه گفتم ببین این خودش میشه یه تابلوی نقاشی جدید بشه دارن سمت منبع نور رو نگاه میکنن 3 تاشون و یکی به سمت دیگه درحال پروازه
نمیدونم چی شد شمردمشون
گفتم یک دو سه چهار
چهار؟؟؟؟؟
چرا چهار ؟
اون لحظه تمام اتفاقات این روزا اومد جلوی چشمم تو چند ثانیه ،قضیه تابلو جدید نقاشیم و سنگایی که از دریاچه چیتگر برداشتم و عدد تکرار شده 4
و جریان تعریف ثروتمند شدن شرکت نایک که پسر داییم تعریف کرد
الان که مینویسم نایک رو یه لحظه شمردم 4 حرف داره
وقتی اومدم از پشت بوم تو اتاقم
هی پرسیدم چرا 4 ؟؟؟ این 4 چی داره که میخوای بهم بگی ؟؟؟ خدا
که یهویی مثل یه جرقه بود انگار یاد قلبای تابلوم افتادم
که دوتا قلب داشت
و دیروز دو تا سنگ قلب شکل از دریاچه برداشتم
4 تا قلب
نمیدونم الان دارم فکر میکنم ولی متوجهش نمیشم
ولی اینم میدونم که هر وقت آماده دریافتش باشم خدا تکرار این عدد رو که میخواد بهم بگه رو، درکشو بهم میده ولی به وقتش
راستی امروز من دوره طراحی اصولی اسکچ رو که دیروز ثبتنام کردم شروع کردم
درسته 6 سال پیش رفته بودم کلاس طراحی ولی چون تمرین نداشتم کلا تناسبات چهر ه از یادم رفته بود
درسته میتونستم طراحی کنم ولی با ایراد کار میکردم و تصمیم گرفتم اصولی دوباره از اول مهارتم رو تقویت کنم
خیلی خوشحالم از اینکه هر روز دارم پیشرفت میکنم
امروز من رفتم کلانتری 101 برای نقاشی پاره شده ام و گفتن شنبه بیا ، برگشتنی انقدر آروم پیاده روی میکردم و لذت میبردم و به ذهنم میگفتم ببین ذهن من انقدر خدا بزرگه و قدرتمند ،همه چیو به خودش سپردم و به نفع من گفته تموم میشه
نشونه اش هم آیه و لسوف یعتیک ربک فترضی هست که بهم الهام کرده
میبینی چه خدایی باحالی داریم پس تو هم به حرفاش گوش بده و داشتم همینجور پیاده میرفتم تا برم مترو
حتی این فایل هم تو قسمت متن نوشته و لسوف یعتیک ربک فترضی که امروز دوباره برام تکرار شد
یهویی یه نجاری دیدم سر خیابون بود کلی وسیله چوبی گذاشته بود و رفتم با ذوق نگاه کردم یه زیر لیوانی قیمت کردم و بعد گذاشتم سرجاش یهویی به دلم افتاد که بهشون از جاکلیدی های اموجی که لبخنده بدم
به صاحب مغازه دادم خیلی خوشحال شد گفت کار خودتون هست گفتم بله یهویی برگشت گفت بیا اینم برای تو همون زیر لیوانی رو برداشت داد بهم گفت اینم خوشت اومد قیمت کردی برای تو
انقد خوشحال شدم تشکر کردم و اومدم و تو دلم گفتم ببین همه مهربونی خداست خدایا ازت سپاسگزارم
بعد یهویی یادم اومد که درس بخشندگی که هر روز از خدا میخوام کمکم کنه بخشنده باشم از اون چیزی که برام با ارزشه اونو هدیه بدم
و این هدیه زیر لیوانی بهم درس داد که ببخشی چند برابرش بهت برمیگرده
و بیشتر ببخشی بیشتر دریافت میکنی
خیلی حس خوبی داشت تا مترو فقط میخندیدم و چوب زیر لیوانی رو بو میکردم بوی چوبش فوق العاده بود
و به درختای تجریش نگاه میکردم که درختای چنار چقدر قشنگ سبز شدن و باهاشون چند باری وایسادم و حرف زدم خیلی حس فوق العاده ای داشتم
راستی من امروز دوباره یه ماشین kmc قرمز که تو دفترم نوشتم دیدم تو تجریش خیلی خوشحال بودم و همین که میبینم دیگه رفته تو وجودم ،زود میگم ماشین من
و بعدش لبخند میزنم و سپاسگزاری میکنم
خداروشکر میکنم که امروز بی نهایت حس خوب داشتم و سعی کردم تا جایی که میتونم برای تغییرم تلاش کنم و لذت ببرم
به نام خدای حی و حاضر خدای دانا و توانا خدایا امروز هم هدایتم کن به زیباییها و خوبیها چون من لایقش هستم
سلام بر استاد عباس منش عزیزم و سلام به مریم بانو مهربانم
استاد با این فایلهای رایگان جدید که امروز هم یکی دیگه روی سایت اومده یه انقلابی در دانشجویانت ایجاد کردی در ذهن و افکار و باورهاشون ایول مرحبا متشکرم
با گوش دادن و کامنت خوندن و کامنت گذاشتن این فایلها و بهتر بگم لایوها ما خودمون رو به چالش سنگین میکشیم میایم ترمزهای مخفی رو پیدا میکنیم و به دنبال ایده یا راهکاری برای رفعشون هستیم
من دوست دارم هر روز یه هدفی داشته باشم و دارم انجام میدم مثلا امروز هدفم اینه کنترل ذهنم فقط روی زیباییها و شکر گزاری باشه
و نمیذارم ذهنم جایی بگه بره دقیقه به دقیقه چک میکنم و باز فردا احساسمو چک میکنم که احساسم تا شب خوب باشه اگر هم به تضادی خورد کنترلش کنم و شش دنگ هواسم هست
و وقتی هر روزت رو این جوری بگذرونی یه کار مداوم میشه و یه عادت شخصیتی میشه و کارهات راحت و روان و آسون انجام میشه
یعنی جهان به این نگاهت پاداش میده
خدارو شکر که هدایتم کردی و قوانین رو هر روز بهتر میفهم و عمل میکنم در زندگیم و اعتبارشو به خداوند بزرگ میدهم و این میشه روند رشد شخصیتی و با این کارها وهدف گزاری روزانه تکاملمو طی میکنم
و کم کم باورها و افکار هم درست میشن و باورهای مخرب و ترمزها کمرنگ تر میشن وقتی عادت رفتاریمون عوض بشه به همون نسبت زندگیمون هم تغییر میکنه و جدا از بدنه جامعه میشیم که الان من جدا شدم من با افکار و باور خودم زندگی میکنم اونم باورو افکاری که با قوانین باشه و هماهنگ با خواسته هایم باشد خدایا شکرت سپاسگزارتم
استاد عزیزم ممنونتم ما شاید تشکر کنیم از شما خیلی کمه باوجود زحمات شما اما تشکر و پاداش واقعی رو خداوند خودش وارد زندگیت بکنه از این که هست بهتر عطاکنه بهتون
و شور و شوق به یاد گیری بهتر این قوانین هر روز در وجود من بیشتر و بیشتر میشود خدایا ممنونتم که کنارمی و کارهامو برام انجام میدی
شکرت برای این روز بسیار عالی که همه چیز به نفعه منه شکرت سپاسگزارتم
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته بی نظیر و همه همراهان عزیز
تا اینجای این گام به گام که فوق العاده عالی بوده و این فایل ها واقعا هر روز من رو به سمت توحید و نزدیکی بیشتر به خدا هدایت می کنه و از خداوند بی نهایت سپاسگزارم برای این مسیر زیبا
قانون میگه افکارت زندگیت رو داره خلق میکنه ، به هرچیزی توجه می کنی از جنس همون بیشتر و بیشتر وارد زندگیت میشه
برای همینه که «شکر نعمت نعمتت افزون کند، کفر نعمت از کفت بیرون کند.»
چون وقتی شکر گزاری می کنیم در واقع در حال توجه به نعمت ها هستیم و طبق قانون توجه به نعمت ها اون نعمت رو بیشتر می کنه. اما اگر کفر باشه (نه به معنایی که از بچگی به ما دادن مثل دشمنی با خدا بلکه کفر به عنوان بی توجه رد شدن، به نظر من کفر یعنی فکر کردن به اینکه: این که چیزی نیست من بیشتر می خواستم) به راحتی نعمت ها کم میشه.
خودم بارها توی زندگیم دیدم که چطور کفر نعمت ها رو کم رنگ کرده و شکرگزاری نعمت ها رو بیشتر کرده. یه چیزی رو می خوام تعریف کنم شاید یه سری دوستان هم توش درس بگیرن چون خودم بی نهایت درس گرفتم و توی زندگیم استفاده می کنم.
دو تا از دوستای من رفته بودن تایلند و بعد از اینکه برگشتن یکی از اونها به من دوتا شات قهوه خوری به عنوان سوغاتی هدیه داد. من خیلی خوشحال شدم و وقتی رسیدم خونه عکسش رو برای اون یکی دوستمم فرستادم و کلی تشکر و ابراز خوشحالی کردم. فردایی که قهوه درست کردم و ریختم توش دوباره عکس گرفتم و فرستادم و خوشحالی کردم. این کار رو چندین بار تکرار کردم. تقریبا هر بار که استفاده می کردم. چند روز بعد که اون دوستم رو دیدم یه دستبند هم بهم هدیه داد و گفت اینم از اونجا آوردم اینم مال تو. واسه اونم کلی خوشحالی کردم و چندین بار متوالی ازش تشکر کردم مثل همون شات های قهوه! فکر می کنید چی شد؟ یک هفته بعد اومد خونمون و دوباره یه دستبند دیگه هم برام آورد و گفت اینم یه سوغات دیگه! جالبه نه!
اسم اون دوستم آرمین بود و من بعد از دیدن این قضیه یه مدل سپاسگزاری برای خودم درست کردم به اسم «سپاسگزاری آرمینی» که می گم اگر همونجوری که برای شات ها از آرمین تشکر کردی به همون شکل برای هر نعمتی از خداوند تشکر کنی به همون شکل نعمت بیشتر میاد توی زندگیت. حالا اگر بخوایم معنی کفر رو بفهمیم، فکر کنید کلا از کنار همون شات ها بی تفاوت رد میشدم.
الان دیگه تلاش می کنم همیشه به خودم یادآوری کنم که همیشه از خدا «سپاسگزاری آرمینی» کن بذار شوق و ذوقت رو ببینه. هر بار استفاده می کنی از نعمت هاش (که میشه گفت هر لحظه در حال انجام این کار هستیم) خوشحالیت رو طوری ابراز کن که به آرمین ابراز می کردی. هم حال خودت خوب میشه هم شکر نعمت نعمتت افزون کند. حالا یک درصد فکر کن این کار رو بتونم در هر لحظه انجام بدم. میشم سلیمان
ما داریم برای کارهای خیلی بیهوده تر برای دو قرون دو زار برای اینکه فقط بتونیم شکم خودمون رو سیر کنیم داریم صبح تا شب می دوییم. بعد برای چیزی که می خواد زندگی ما رو در تمام ابعاد تغییر بده کاری نمی کنیم! چرا؟ تنها دلیلش اینکه که باور نداریم.
واقعا استاد عزیز این صحبت بالای شما یکی از بزرگ ترین درس های زندگیه که آدم باید یادش بمونه. اما متاسفانه خیلی فراموش میشه. دلیلشم باز بر میگرده به کفر و بی توجهی به نعمت هایی که همین مسیر هدف ها که تموم زندگیمون رو تغییر میده برامون به وجود میاره. مثلا همون سپاسگزاری آرمینی رو من میدونم نعمتام رو زیاد می کنه اما یه مدت با اشتیاق انجام میدم و بعد یادم میره. یا همین هدف گذاری به شکلی که اینجا (یا دوره دستیابی به رویاها) گفتید بارها نتیجه داده و آدم یادش میره.
صبح داشتم با همسر صحبت می کردم اتفاقا این موضوع رو بهش گفتم که اگر ما برای هر قانونی که باید رعایت کنیم مثل قانون سلامتی که شما منطق های بی نهایت قوی برای اینکه نون و برنج و شکر و میوه و… اینا در میلیون ها سال غذای انسان نبوده و کلا منطق های قانون سلامتی برای قوانینی مثل شکرگزاری، تواضع در برابر خداوند، احساس لیاقت و هدفگذاری و… بیاریم دقیقا مثل قانون سلامتی محال ممکنه رهاش کنیم. اون مدل فکر کردن میشه سبک زندگیمون همون طور که قانون سلامتی شده. بدون زجر و درد نتایج عالی. اگر باور کنیم از فرش به عرش میرسیم.
الان حدود 2 3 ساعت شده و من به دقیقه 20 این فایل رسیدم و الان یکسره دارم دعا می کنم که خدایا کمکم کن آگاهی های این فایل رو بتونم 1000 بار دیگه گوش کنم و بره توی وجودم و بهش عمل کنم. حتما باید ادیتش کنم تا بتونم خیلی بیشتر گوشش بدم. استاد من دارم دیوانه میشم با این آگاهی ها. این فایل یه دوره سپاسگزاریه به تمام معناست نمی دونم چطور سپاسگزاری کنم از شما.
انگار تموم قانون زندگی همین یه جمله تون بود برام
« وقتی من دارم سپاسگزاری می کنم اگر سپاسگزاری باشه که به من احساس خوبی میده به این معناست که من دارم تمرکز می کنم روی چیزایی که احساس بهتری بهم میده وقتی تمرکز می کنم روی چیزایی که به من احساس بهتری میده دارم در مداری قرار می گیرم که نعمت های بهتر و بیشتری اونجا هست. حالا اگر این روند رو ادامه بدم نعمت ها هر بار بیشتر میشه.»
استاد عزیز من واقعا سپاسگزارم هم از شما هم از خدا. واقعا سپاسگزارم
سلام بر استاد عزیزم ومریم بانوی شایسته
با دیدن این فایل دوباره هدفگذاری برای من یاد آوری شدواینکه ما هر زمانی میتوانیم هدفگذاری کنیم نه فقط در شروع سال نو ،واینکه اهداف بلند مدتمان را به اهداف کوتاه مدت تبدیل کنیم وبرای رسیدن به اهداف کوتاه مدت یک روتین روزانه بسازیم ،یعنی هر روز در جهت رسیدن به اهدافمان قدمهایی هر چند کوچک برداریم وبدانیم که این استمرار واین روتینهای روزانه ما را به هدف می رساند.
یکی از اهداف مهم من تثبیت احساس لیاقت وارزشمندی در درون من است وتصمیم گرفتم که روزانه یک قدم در این راستا بردارم وآگاهانه به خود یادآوری کنم که من به خودیه خود لایق وارزشمندم چون بنده ی خدا هستم وروزانه بر آگاهیهای دوره ی لیاقت کار می کنم.
نکته ی دیگری از صحبتهای استاد که در گوشم زنگ خورد این بود« که من اهداف خود را با این باور می نوشتم که برآورده شده است.»همه ی نکته همین است یعنی تو باید خود را لایق رسیدن به آن هدف بدانی وخلق شدنش را همان لحظه احساس کنی.«صددرصد خلق میشه »ایمان وباوری قوی داشته باش وشک نکن.
ونکته ی دیگه صحبتهای استاد در مورد شکرگزاری بود.دقیقا در همان اوضاع وشرایط که به قول استاد روز به روز بدتر میشد یعنی سال99،400،401،من هم در همان شرایط بودم اما طبق آموزه های استاد فقط توجه وتمرکزم را برروی زیبایی ها ونکات مثبت گذاشتم وخداوند طبق قانون جهان مرا به زیبایی ها وشرایط بهتر هدایت کرد.
مریم جان برای تمام این یادآوریهای ارزشمند سپاسگزارم
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی
جهان همواره در حال هدایت کردن ما به سمت آن چیزی است که به آن توجه می کنیم.
توجه نگاه کردن و فکر کردن سطحی نیست، توجه یه چیز عمقی تره که در قلب ما قرار داره.
سپاسگزاری هم یه حالت درونیه، یه نگرش که من به زندگی و شرایطم دارم که باعث امیدواری و حال خوبم میشه، یه حسه.
پشت داستان سپاسگزاری باورهای خوبی وجود داره.
بهترین راه برای تسریع در رشد و پیشرفت و رفتن به مدار بالاتر داشتن احساس سپاسگزاریه.
هرچی منطق هامون برای سپاسگزاری قوی تر باشه تاثیرگذاری بیشتری داره. با این منطق سپاسگزارم که …
بهترین راه هم برای داشتن تمرکز و بهره وری از انرژی ذهنی هدف داشتنه، من باید اهداف قابل دسترس و کوتاه مدتی رو انتخاب کنم که در راستای اهداف بزرگترم باشه، بعد بیام همونم کوچیکتر کنم و تبدیل کنم به قدم های روزانه و هر شب مواردی که برای اون هدف قراره به صورت روتین انجام بدم و تیک بزنم.
اقدامات می تونه فیزیکی باشه ولی صد در صد باید تغییرات ذهمی هم باشه توش.
بهترین سرمایه زندگیم خودمم و بهترین سرمایه گذاری باید روی خودم باشه. بنیادی ترین تغییر که نیاز به رشد باورهام داره اینه که من از شخصی که انتظار داره یه عامل بیرونی براش کاری بکنه یا روی عوامل بیرون از خودش سرمایه گذاری کنه، به یک شخص مولد ثروت تبدیل بشم.
چرا ما باور نداریم که همه چی رو خودمون خلق می کنیم؟ چون پر دور و برمون آدمایی هستن که اینجوری فکر می کنن.
چاره چیه؟
. خوندن کامنت بچه ها
. توجه کردن به نتایجی که ایجاد کردم
. فایل گوش دادن
. کنترل ورودی ها
. هدف گذاری و داشتن برنامه روزانه
. نگاه سپاسگزارانه به زندگیم
از خودم سوال کنم، الان چه چیزهایی برای سپاسگزاری دارم؟
آگاهی از قانون هم مثل سپاسگزاری سرعت پیشرفت مسیر رو خیلی بیشتر می کنه. وقتی من بدونم قانون چیه بیشتر براش وقت میذارم.
شور و شوق با اهرم رنج و لذت ایجاد می شه و این هم از اون موارد قدرتمند کننده است.
آدمی که قر می زنه و نا سپاسه برای رسیدن به خواسته هاش اشتیاق نداره چون با اون شخصیت به هر شرایطی که برسه قر می زنه و همیشه احساس سردرگمی داره که چرا من از هیچی لذت نمی برم.
سپاسگزاری، هدف داشتن و انگیزه و اشتیاق باعث هدایت ما به سمت زندگی بهتر می شه.
و بر عکس، ناسپاسی، بی هدفی و بی انگیزگی مارو به بدبختی بیشتر هدایت می کنه.
شغل و مسیر مورد علاقه اون چیزیه که بهش کشش داریم و به احتمال زیاد درش استعداد داریم.
کار کردن حتی وقتی به مسیر دلخواهم نرسیدم باید با علاقه باشه، نباید احساس قربانی بودن بکنم بلکه باید به خودم بگم من دارم برای رسیدن به اهدافم قدم بر می دارم.
وقتی هدف باشه، شور و شوق و باورهای مناسب باشه، وقتی من در هر لحظه سپاسگزار باشم رو خودم کار کنم و ایمان و تعهدم رو حفظ کنم، هر کاری که بکنم لذت می برم، دیگه نگران نیستم که فردا چی می شه، می گم من دارم رو خودم کار می کنم و حالم خوبه پس هدایت می شم.
هدف، تعهد، مسیر، سپاسگزاری و شور و شوق برای زندگی خوب، تمرین و تکرار، من رو از حالت قربانی بودن در میاره و باعث می شه از زندگی و کاری که انجام می دم لذت ببرم.
الهی شکر
درود بر شما
سلام استاد عزیز و دوستان همراه
الهی هدایتم را سپاس، فراوانی را سپاس، حضورت را سپاس
خدایا شکرت بابت این فایل که به چند سوال من پاسخ داده شد. افکار و باورهای ما زندگی مون رو رقم میزنه، به هر چیزی توجه کنیم از جنس همون بیشتر و بیشتر وارد زندگیمون میشه، کنترل ذهن یعنی کنترل زندگی، و این کار راحتی نیست ولی اگه اهمیتش رو بدونیم برامون آسونتر میشه.
لیستی از اهداف داشته باشیم، اهداف رو با شور و شوق، با ایمان و باور بنویسیم ، جوری که قراره خلق بشه، و اونا رو به کارهای کوچک و روزانه تقسیم کنیم، کارهایی که روزانه در اون راستا میتونیم انجام بدیم. کارهای روتین باعث خلق نتایج میشه نه کارهایی که یکبار انجام میدیم. تکرار، تداوم، استمرار، توالی نتایج رو رقم میزنه.
بعضی افراد خواسته هاشون رو نمی نویسن و بعضیا فقط یکبار می نویسن و رها میکنن چون باور ندارن که بهش میرسن. چون اطرافیان ما هم این مدل زندگی رو دارن. بعضی افراد یه گاری سنگین از بیماری و فقر و قرض و ... به خودشون بستن و در یک زمین سنگی و سربالایی و پابرهنه به سختی حرکت میکنن و بعضیا در زمین سرسبز و جنگل لذت میبرن، تفاوت در نوع نگاه و باور ماست.
بزرگترین و مهمترین دلیل از دست دادن نعمت ها ناسپاسی است.سپاسگزاری یعنی توجه کردن به چیزهایی که به ما احساس خوبی میده، اگه تمرکز روی نعمت ها، زیبایی ها باشه، احساس خوب داریم و احساس خوب مساوی است با اتفاق خوب و فراوانی و نعمت ها.
در مورد شغل، بریم سمت چیزی که بهش کشش داریم، علاقه داریم، بریم دل کار، هدایت میشیم، نیازی نیست کل مسیر رو بدونیم، تکامل در مسیر اتفاق می افته، مسیر نردبانی هست، باید پله اول رو طی کنیم بعد پله های بعدی.
استاد من در مورد کارم ( مشاور فروش شرکتی هستم ) هر از گاهی دچار تردید میشم که آیا همین مسیر درسته؟ بعد که بررسی میکنم، دلایل رو مینویسم و امتیاز میدم، میبینم همین کاریه که میخوام انجامش بدم، بقول شما کشش دارم که همین رو انجامش بدم. ولی دوباره بعد مدتی همین تردید میاد سراغم. اینم برای اینه که شما در یک فایلی گفتید: هر کسی توانایی و علاقه و استعدادی داره، اگه کشف کنه و بره سراغش دیگه لازم نیست برای کسی و شرکتی محصول بفروشه. در این مورد نیاز به کمک و راهنمایی دارم، دوستان اگه لطف کنن ممنون میشم .
در مورد قرآن، خود خدا هم ادعا نکرده که برای تمام زمانهاست، همین که در مورد بعضی مسائل مثل برف چیزی گفته نشده، یعنی مسائل مربوط به اون شرایط گفته شده.
در مورد سرمایه گذاری، مهمترین سرمایه گذاری روی خودمونه، باید متخصص شیم باید خودمون مولد باشیم نه بانک و بورس، چرا باید پولمون رو بدیم یکی دیگه باهاش کار کنه؟ چرا رو خودمون حساب نمیکنیم؟
سپاس بابت تمام آگاهی های این دوره
بنام الله مهربانم
سلام ب همگی عزیزانم
با تاخیر اومدم برای نوشتن کامنت گام 4 خانه تکانی ذهن
و روز92تمرکز برنکات مثبت
الهی صدهزار مرتبه شکرت بخاطر اتفاقهای قشنگ زندگیم
تغییراتی ک ایجاد کردم
روابط زیبایی ک خلق کردم تو محل کارم
و بهبود روابطم با اعضای خانواده
خدایا شکرت چقد هدیه دریافت کردم تواین مدت
چقد عشق و محبت دریافت کردم
چقد قشنگ قانون فرکانس داره جواب میده
و اینکه متوجه شدم هرکس هرجایی هست سرجای درستشه
خداوند عادله
جهان عادله
خداوند ب هیچ کس ظلم نمیکنه
هرکس نتیجه ی فرکانس خودش رو میبینه
نتیجه توجهش ب ناخواسته ها یا خواسته ها
واینکه من نمیتونم کسی و خوشیخت یا بدبخت کنم
چراااا
چون توانش و ندارم
چرااا
چون من نمیتونم ب جای کسی فرکانس ارسال کنم
*
سلام مجدد صبح همگی بخیر عزیزان من
دیشب خیلی خوابم اومد و خوابیدم
گفتم صبح ادامه کامنتم و مینویسم
و خداروشکر الان فرصت دارم ک بنویسم و عمل کنم ب تعهدم
الهی صدهزار مرتبه شکرت
صبح ک بیدار شدم هوا خیییلی عالی بود و اشعه های خورشید و میشد دید
و تغییر هوا رو حس کرد
خود ب خود لبخند اومد رولبم و گفتم خدااایا شکرت بخاطر این هوای عالی
این خورشید زیبا
این آسمون
این صورت قشنگی ک بهم دادی
این موهای خوشگل
این پوست روشن قشنگم
چشم وابروی زیبام
بینایی چشم هام
این صدای زیبای پرنده ها
حس خوبی ک دارم
خواب راحت و عمیقم
وی روز جدید ک بهم فرصت داده شده
الهی صدهزار بارشکرت
چقد مقدمه این قسمت عالی بود
یادواری سپاسگزاری و قدردان داشته ها بودن
باعث شد بیشتر دقت کنم رو نعمت ها ووداشته هام ک هرروز داره بیشتر میشه و زندگیم روون تر
الهی صدهزار مرتبه شکرت خدای من عاشقتممم
کنترل ذهن مساوی با کنترل زندگی
کاریه ک اگه بدونیم چقددد مهمه و چقددد راحت میشه باهاش زندگی و شیرینتر و رون تر کرد
تو عمل بیشتر ازش استفاده میکنیم
این فایل و من قبلا گوش داده بودم ولی کامل نبود
خیلی قشنگ و جالب بود همزمانی این فایل و اتفاقاتی ک برام افتاد
پریروز ک از خونه روستامون برگشتیم پدر هم همرامون اومد ک دندونش کدوماه بود درد میکرد و بکشه
خلاصه ما مستقیم رفتیم مطب دندون پزشکی ک خواهر نوبت زده بود براش قبلا
و دیگه پیش دندون پزشک خانوادگی مون نرفتیم
پدرم متولد34هست و با عصا راه میره وقتی رسبدیم داداشم بهم گفت تو وبابا برین مطب من چن جا کاردارم بعد میام
منم گفتم باشه و پدر ک نمیتونست از ی پله ب راحتی بالا بره و احتیاج ب کمک داشت و همراهی کردم تا مطب
خداروشکر همکف بود
بعد تو ذهنم اومد ببین زکیه انسان چقد ضعیف و ناتوانه
اگه خدا نخواد ما حتی نمیتونیم قدم از قدم برداریم
توانی ک در پاهامون داریم
شنوایی مون
بینایی مون
قلبی ک هر ثانیه داره میتپه
اگه نخواد ی لحظه تمومه کارمون
واینکه وقتی ب دنیا میاییم چقد ضعیف
و عاجزیم ک حتی اختیاری نداریموک جلوی دست خودمون رو بگیرم ک چش و چال خودمون و درنیارییم
توان نداریم ک گردن خودمون و نگهداریم
و بعد ک بزرگتر میشیم ب خودمون و قدرت مون مغرور میشیم و باز وقتی پیرمیشیم قدرت و توان بدنی مون تحلیل میره
درست مث مثالی ک خداوند تو قرآن میزنه ک آبی ک از آسمان نازل میکنیم و زمین و زینت میدیم باهاش بهش مغرور نشید
ک فانیه واز بین رفتنی هست ی مدت کوتاه ب این شکل میمونه فقط باید لذتشو ببری و قدردان داشته هات باشی
وبندگی خداوند و بکنی و تسلیمش باشی
بعد ما ب چی خودمون مغرور میشیم
ب علم ناقص و محدودی ک داریم
ب شغلی ک داریم
ب دارایی هامون
ب رابطه ای ک توشیم
ب فرزندمون
ب خونه ووزندگی
و داشته هامون
خدایا تنها تورا بندگی میکنیم و تنها از تو یاری میجوییم
مارو ب راه راست هدایت کن راه کسانی ک ب اونها نعمت دادی
ن کسانی ک براونها غضب کردی و ن گمراهان
+++++++++++++++
الهی صدهزار مرتبه شکرت
برگردیم ب مطب دکتر بعد نیم ساعت اومد و من و پدر رفتیم داخل
ک ی خانم بسیار مهربون و خنده رو بودن
و صدای زیبایی داشتن
دندون پدر و ک معاینه کرد
گفت باید کشیده بشه
پدر گفت خانم دکتر من میخوام پرش کنی کاری ب بقیه ش نداشته باش
دکتر گفت دندون شما شکسته و خالی شده داخلش ی هزینه الکی میشه براتون
منم ک نگاش کردم دیدم ک فقط نصف دیواره اش مونده
ک دکتر گفت پس برید ی عکس بگیرید تا من بهتر راهنمایی تون کنم..
عکس و ک گرفتیم
و دکتر دیدش گفت باید کشیده بشه
ربشه هاش خرابن و نمیشه نگهش داری
و پدر اصرار داشت ک درستش کنه دکتر
آقا من اصلا حواسم نبود ک گوش پدر سنگینه و متوجه حرف دکتر نشده
وقتی ک دکتر دندون پدر و کشید
و کارش تموم شد پدر ازش پرسید پرش کردی؟؟؟
دکتر گفت نه کشیدمش
خلاصه پدر کلی ناراحت شد ک چرا کشیدی من گفتم پرش کنی
ودیگه ب چیزی ب دکتر نگفت و سکوت کرد
وهمین ک داداشم اومد سراغمون
پدر گفت زکیه و دکتر دست ب یکی کردن تا دندون منو بکشه خخخخخ
و کلی حرف ک همه اش تقصیر زکیه اس:|
و ذهنمم شروع کرد ک راست میگه تو چرا ب حرف پدرت گوش ندادی
اون گوشش سنگین بود تو باید حواست میبود و کلی عذاب وجدان گرفتم
و پدرم ب عنوان تنبیح دیگه یک کلمه هم باهام حرف نزد نهارم نخورد
چ فشاری ذهنی رو من بود
بعد ک اومدم با خودم فک کردم
گفتم زکی ببین
ببین دکتر تخصصش دندون هست واینجور تشخیص داد ک باید کشیده بشه
و پوسبده شده و هیچ راهی نداره
پدر داشت درد میکشید
باید این دندون فاسد کشیده میشد
حالا گیرم هم اشتباه کرده باشم
چرا میچسبونم ب شخصیتم
چرا میچسبونیش ب احساس ارزشمندیت
کاریه ک شده
اتفاقیه ک پیش اومده
من ک از عمد این کارو نکردم
اشتباه پیش میاد
من مسئولیت کارم و ب عهده میگیرم
و حواسم و جمع میکنم ک تکرار نکنم
واینکه من ارزشمند هستم حتی اگه اشتباهی انجام بدم
ارزشمندی من ب واسطه ی درونمه
ب واسطه ی روحمه
ن کاری ک انجام میدم
ن دستاوردها
و…
الهی صدهزار مرتبه شکرت
بخاطر این آگاهی ها
دیدن نعمت ها و سپاسگزاری برای آنها، اوضاع را هر روز بهتر می کند؛
وقتی سپاسگزار می شوی، هدایت می شوی؛
اگر می خواهی فردا از امروز بهتر شود، هدف خود را تمرکز بر نعمت های امروز بگذار؛
سپاسگزاری یعنی: توجه به نکات مثبت و نعمت های موجود در زندگی؛
وقتی روند سپاسگزاری ادامه پیدا کند، وارد مدار نعمت های بیشتر می شوی؛
علاقه”، کشش به سمت تجربه یک موضوع است که در هر برهه می تواند تغییر کند اما در هر صورت سازنده و رشد دهنده است؛
پیروی از شور و شوق درونی برای تجربه و قدم برداشتن در آن مسیر-به صورت تکاملی-به علائق شما جهت می دهد و باعث رشد شما می شود؛
تغییر بنیادین یعنی: “من خودم باید مولد باشم”