اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
در دنیایی که خداوند آن را قانون مند خلق کرده ما به راحتی میتوانیم هرچیزی را در زندگی خود خلق کنیم به شرطی که از قوانین پیروی کنیم.
قانون چیه اونوقت؟افکار و باور های ما زندگی مارا خلق میکند.و توجه به هرچیزی باعث گسترش آن در زندگی ما میشود.
کنترل ذهن = کنترل زندگی
کنترل ورودی خیلی مهمه
تهیه لیستی از اهداف و تبدیل ان به کارهای روزمره ای که به صورت روتین اون رو انجام بدیم.
کارهای روتین نتیجه بخش هستند
چه مثبت و چه منفی
با یبار انجام دادن کاری نتیجه ای حاصل نمیشه.
هدف هامونو با ایمانی بنویسیم که حتما قراره خلق بشه.
شرایط وقتی تغییر میکنه که ما تغییر کنیم.
و ما یهو تغییر نمیکنیم باید در مسیر درست تداوم نشون بدیم تا نتیجه بده.(تکامل)
هیچ راهکار یه دفه ای وجود نداره.
فقط تکرار و تمرین!سپس نتیجه
ایمان و تعهد و انگیزه( شور و شوق زندگی لاکچری) و حرکت برای مسیر جدید نیاز داریم.
برای رسیدن به هدفمون باید ذهنمون کار کنه
کار فیزیکی و تلاش فیزیکی نیازی نیست
نسبتشون 99 به 1 درصده.
که تلاش ذهنی به مراتب سخت تره.
شرایط
یه سریا همیشه از شرایط ناراضی ان.
و حال حاضر رو بدترین شرایط موجود میدونند.
چند وقت دیگه همینا دوباره همین حرفو میزنن و میگن که نه قبلا خیلی بهتر بود!!!الان بدتره
واسه اینا همیشه شرایط بدتر و بدتر و بدتر میشه.
اینجور افراد ناسپاس هستند
بزرگترین عامل از دست دادن نعمت و نرسیدن به خوشبختی در زندگی ناسپاسیه
و نعمت هارو از دست میدید
نگاه سپاسگذارانه ما رو به مسیر هایی هدایت میکنه ک سپاسگذاری بیشتری بکنیم.
سپاسگذاری باید واقعی باشه
تمرکزمون باید بزاریم رو زیبایی ها و حس واقعی شکرگذاری داشته باشیم.
شیطان به خدا میگه من انسانو گمراه میکنم و خیلی از اونارو شکرگذار نمیبینی.
اگر ما بتونیم در هر لحظه سپاسگذار باشیم زندگی گلستان میشه
وقتی ما سپاسگذار باشیم به راحتی هدایت میشیم.
سپاسگذاری باید جزو ویژگی های ما بشه.
اگه میخوایم فردا از امروزمون بهتر باشه تمرکزمون و توجهمون رو بزاریم رو زیبایی ها و سپاسگذاری کنیم.
سپاسگذاری یعنی توجه کردن به چیزهایی که ما دوست داریم و حس بهتری به ما میده.
لفظ سپاسگذاری مهم نیس حس ما مهمه (قانون عمل میکنه)وقتی ما سپاسگذاری میکنیم داریم به چیزهایی توجه میکنیم که احساس بهتری به ما میدهد و مارا در مداری قراری میدهد که این حس را بیشتر تجربه کنیم.(نعمت ها بیشتر میشود)
نعمت محدودیت ندارد.
علاقه
علایق چیز عجیب غریبی نیست ، اون چیزیه که ما به سمتش کشش داریم.
باور غلطی که ایرانیا دارن در مورد کار: کار کردن رو ظلم و زور میدانند.بر خلاف امریکایی ها که کارو دوست دارند و با عشق انجام میدهند.
اگر کار نکنیم چیکار کنیم پس؟
اگه ما علاقمونو پیدا کنیم و کار کنیم زنده میشیم
زندگی به واسطه حرکت کردن اتقاق میفته
ما باید بریم تو دل کار و حرکت کنیم تا تکامل شکل بگیره و بیشتر و بهتر علایقمونو شناسانی کنیم.
(هدایت میشویم)
نگران اینده نباشیم باید قدم اولو برداریم تا به قدم 1000 برسیم مثال بچه ای که میخواد انتگرال یاد بگیره.
مدار های بالا باید با طی کردن تکامل واسمون اتفاق بیفته.( منی که میخوام مثل مربی ارایشگریم موفق بشم باید از همینجایی ک هستم شروع کنم)یادم میاد که اون از ی پارکینگ سه در سه الان به این سالن فول امکانات لاکچری رسیده.)
دین دو حالت داره
یا ما خدارو قبول داریم که وجود داره و زندگی کردن رو به پیامبرا اموزش داده
یا کلا قبول نداریم
اگر قبول داریم که بریم قرانو بخونیم دیگه
روسری و چادر در عربستان به خاطر گرما و افتاب استفاده میشده(باید شرایط مکان و زمانی که قران نازل شده همیشه در نظر داشته باشیم)
عذابی برای حجاب در قران نیامده است.
خدا در قران گفته از خدا و رسول پیروی کنید( زمانی که رسول زنده بوده)
1000000 بار گفته بوده از خدا پیروی کنید یکی دوبارم گفته رسول اونم در مورد جهاد بوده .
حرف رسول و خدا یکیه که همه اشم تو قران هست.
حدیثی که با قران منافات داره جعلیه اگه هم یکی باشه ما میریم سراغ قران چرا منبع دسته دوم؟
منطق قران بی نقصه
سرمایه گذاری:
باور اشتباه
پولمونو جای دیگه و تو سیستم دیگه ای سرمایه گذاری کنیم تا پول بم بده.(تفکر فقر الود)
ما باید رو خودمون سرمایه گذاری کنیم و خودمون مولد پول باشیم.
ما برای تغییر نتایج که خیلی بزرگ باشه به تغییر بنیادین خودمون نیاز داریم.
من باید مولد باشم نه بانک نه بورس نه پول سودی
تا وقتی این باورو دارم که من عرضه ندارم بدم بقیه کار کنند این بلا سرمون میاد که پسرفت میکنیم و ارزش پولمون از بین میره.
در مورد هدف گذاری باید بگم واقعا وقتی هدف نداشته باشیم کل زندگی که هیچ، حتی هر روز بادی به هرجهت هستیم،ولی وقتی یه هدف حتی کوچیک مشخص میکنی و متعهد باشی بهش، جنبه های دیگه زندگی هم ناخوداگاه نظم خاصی میگیره و وقتی استمرار و انگیزه داشته باشی قدم به قدمحلو میری ، مسیر رسیدن به هدفت هم لذت بخش میشه و به اون هدف میرسی و رسیدن به اهداف کوچیک و در دسترس انگیزه و اعتماد به نفس ایجاد میکنه برای رسیدن به اهداف بزر.گتر !
کنترل ذهن یعنی کنترل زندگی، در عمل واقعا کنترل ذهن کار خیلی سختیه ولی وقتی متوجه بشیم که این ورودی ها هستن که دارن زندگی مارو میسازن به اهمیت اون بیشتر پی میبریم و روی این موضوع سختگیرانه تر عمل میکنیم
و بحث سپاسگزاری و توجه به زیبایی ها
اینکه هر سال اوضاع نسبت سال قبل بدتره چون ناسپاسی میکنیم شکر گزار داشته هامون نیستیم ، سپاسگزاری و توجه به زیبایی ها اولین تاثیری که میذاره ایجاد احساس خوبه که به دنبال اون اتفاقات خوب رقم میخوره ،
من قبلا هر صبح و شب سپاسگزاری میکردم به صورت نوشتاری ، خوب بود ولی واسه من از نظر احساسی راضی کننده نبود ولی الان از صبح تا موقع خواب زبانا و قلبا سپاسگزاری میکنم با احساس واقعی و خوب واسه هرچیزی اصلا ناخوداگاه این اتفاق میفته توجهم به زیبایی ها خیلی بیشتر شده و این باعث شده که خیلی خیلی کم تحت تاثیر اتفاقات بد اطرافم قرار بگیرم یه جورایی سرخوشم
با صحبت استاد در مورد اینکه واسه ایرانی ها کار تحمل کردنه و فکر میکنن داره بهشون ظلممیشه کاملا موافقم ، خیلی کم پیش میاد کسی با ذوق بره سرکار و همه دنبال تعطیلین شاید به خاطر این باشه که مشغول کاری هستن که علاقه ندارن ! چون منم 6 ماه به کاری مشغول بودم که به اندازه 6 سال منو خسته کرد فقط منتظر این بودم که قراردادم تموم بشه و برعکس 7 سال هم جایی مشغول بودم که یک ساعت قبل از شروع ساعت کاری میرفتم و یک ساعت دیرتر از تایم پایان کار چون عاشق کارم بودم و لذت میبردم و چه برکات عالی واسم داشت
در مورد منطق قران که بی نقصه و بالاترین آگاهی رو داره ، من از وقتی که قران خوندن رو شروع کردم با ترجمه( بدون جملاتی که در ترجمه در پرانتز اضافه شده) ، خیلی از شبهات برام رفع شد،خدارو بهتر شناختم و رابطم و احساسم نسبت به خدا خیلی تغییر کرد
و متوجه شدم چقدر سو استفاده شده از نام قران ، هرچیزی رو هدف خودشون بوده به قران نسبت دادن و ما هم چون اهل قران خوندن نبودیم فقط چون اسم قران اومده قبول کردیم !! این سو استفاده از دو جهت صورت گرفته هم جهت موجه کردن خیلی از رفتارها هم جهت ایجاد بدگمانی نسبت به قران !!
از استاد سپاسگزارم که در فایلای مختلف تاکید کردن که قران رو بخونید به یک آیه استناد نکنید همه چیز واضح و روشنه !!
سلام به استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته عزیز و دوستان هم پروژه ای
گام چهارم – باور به امکان پذیر بودن خواسته
اول تشکر میکنم از بچهای پروژه بخاطر کامنتهای خوبشون، باعث شد نکات مهم این فایل برام مرور بشه بارها چه اونایی که حرفهای استاد تایپ کرده بودن و خلاصه نوشته بودن
چه دوستانی که از تجربه هاشون نوشته بودن
از همگی سپاسگزارم
من بعد از دیدن این فایل و خوندن چند صحفه از کامنتها یه چیزی ارام ارام توی وجودم شروع کرد به حرف زدن.. اینکه حالا ایرادی ام نداره امسال بازیکن لیگ برتر نشدی و سال دیگه که میشه بیستو پنج سالگیم وارد لیگ برتر بشی چون برای اینکه حرفه ای بشی و توی مسیر کار و علاقت متخصص بشی باید یکسری چالش ها رو حل کنی بزرگ بشی رشد کنی به قول استاد با یه بشکن که نمیشه
جالبه در مورد مثال اسانسور که استاد گفت من توی دفعه قبلی توی یکی از گام ها در مورد هدفم نوشتم که میخواستم مثل اسانسور برسم بهش ولی حتی همون موقع هم خیییییییلی جا داشتم و دارم برای درک بهتر تکامل
یکی از بچها توی همین فایل نوشته بود تکامل به معنی گذر زمان و منتظر نشستن برای رسیدن به هدف نیست
تکامل به معنی قدم برداشتن به سمت هدف است
توی ذهنم اینجوریه که میگم باید خیلییی زمان طول بکشه تا به هدفم برسم در حالی که این اصلا درست نیست میدونی این از کجا میاد بخاطر اینکه باور کردی برای اینکه لیگ برتر بازی کنی باید 10 سال سابقه بازی داشته باشی بخاطر اینکه هر جا رفتی بدون اینکه حتی بازیتو ببینن ، ببینن که چه فاکتورهای خوبی داری که میشه روش حساب کرد و از لحاظ زمانی و انرژیکی میشه براش وقت گذاشت بهت گفتن رزومه بفرست
رزومتو بگو
یا یه بازیکنی بهم گفت میخوای فلان تیم بازی کنی باید 10 سال سابقه داشته باشی
درحالی که بازیکنه 20 ساله داره توی لیگ برتر توی تیم خیلی خوب لیگ برتر بازی میکنه کو رزومه 10 سالش ؟ طرف تازه 20 سالشه
منم زدم شماره کسی که بهم گفت نمیتونی اصلا از فکرت بیارش بیرون باید 10 سال رزومه داشته باشی مسدود کردم
وقتی زنگم زد جواب ندادم
هی توی حرفاش میخواست برام توضیح بده که ببین اینجوریه من بهش میگم فلانییییی من اصلا نمیخوام برم سطح بالا میخوام از همون کم پایین تر کار کنم
میگفت میخوام برات کامل توضیح بدم میگفتم نه اونو ولش کن من اون نمیخوام تو بیا در مورد همین تمرینات این تیمه که بهم بگو اونو ولش کن
چندبار بهش گفتم تا اخر بیخیالش شد اومد برام توضیح داد
برای اینکه این ادامه نده حرفاشو بکنه توی مغزمم دیگه من بیخیالش بشم بخاطر همین مسدودش کردم گویا زنگم زده بود به گوشیم
این حرف از استاد یادم بود که توضیح میداد درمورد تغییر شرایط مالیش وقتی داشت بسته های تندخوانی رو هر بار با یه ایده بهتر میفروخت و یه عده میخواستن جو منفی بدن بهش، میگفت نذاشتم. حرفاشون بکنن توی مغزم منم هر بار این ادم میخواست حرف بزنه مجبور بودم بهش میگفتم اقا من اصلا کاری ندارم به لیگ. برتر تو برام توضیح بده این تیم پایه رو میخوام برم از اونجا تمریناتم ادامه بدم.
باور کنید تا من توی مغزش کردم نمیخوام بازیکن لیگ برتر بشم برام توضیح داد.
یا بعضی ها توی همین لیگ برتر فوتسال میگن فلانی که داره بازی میکنه و قرارداد بسته و علاوه بر قراردادش یه پاداش اند میلیونی هم بند قراردادش هست بخاطر اینکه بیست سالشه مثلا توی این بیست سالگی یه همیچین کیفیتی نشون میده و اگر یه سن دیگه بود همیچین قراردادی نبود و اینا و همه اینا رو کی میگفت همونی که سالها توی تیم ملی بازی میکنه عنوان های زیادی داره ولی..
بعد من میرم بازی میکنم هم صحبت میشم با بازیکنا طرف میگه من از 9 سالگی فوتسال شروع کردم الان 19 سالشه نه لیگ 1 نه لیگ برتر نه لیگ مناطق و هنوز داره میاد سالن بازی و تمرین میکنه در حالی که هم سنای اون الان توی لیگای بالا دارن بازی میکنن و قرار داد میبندن
بعد من با خودم گفتم این از 9 سالگی شروع کرده اینجاست منکه از 18 سالگی شروع کردم و الان دارم هر ایده ای که به ذهنم میرسه با تمام قوا میرم توی دلش
برای اینکه بتونم بازیکن لیگ برتر بشم باید یه سری چیزا یاد بگیرم یاد صحبتهای استاد و همینطور عملکردشون در کارشون در فایل 21 مصاحبه افتادم
استاد گفتن وقتی با مسائل روبرو میشی باید حلشون کنی اگر حلشون نکنی کوچکی میشی کوچولو میمونی ولی اگر حلشون کنی بزرگ میشی رشد میکنی و قوی تر میشی
استاد گفتن وقتی که با اون چالش ها رو روبرو شدم در بحث آموزش باعث شد که من قوی تر بشم و این مسئله که ظاهرش قشنگ نبود رفتم و حلش کردم با اینکه حالا اگر یکم بالا و پایین میکردم میتونستیم هزینه های بچهای شرکت کننده رو پس بدیم
حالا منم باید به مسیرم اینجوری نگاه کنم، رشد کنم از مسائلی که باهاشون روبرو میشم درس بگیرم بزرگ بشم و ارامش داشته باشم با ارامش مسیرم جلو ببرم
توی مسیر حرفه ای شدن یکسری چالش ها و مسائل هست که باید حلشون کنی و بزرگ تر بشی
بدون بزرگتر شدن نمیتونی بری مرحله بالاتر
چون برای رفتن به مرحله بالاتر مسلتزم این هست که با اون مرحله هم انرژی و هم ظرف باشی
زور و تقلا و این چیزا هم نداره
این اگاهی تازه بدست اوردم پس باید هر بار بهتر بهتر تکرارش کنم یاداوریش کنم تا بیشتر بیشتر باورش کنم و عمل کنم
حرفه ای شدن یکسری فاکتور ها دارع که من باید اونو روی خودم تمرین کنم
تکرار کنم تا بشه جزیی از شخصیتم
پس میخوام از این به بعد صبور باشم و ادامه بدم به خودم این باور بدم اصلا ایرادی نداره میتونم سال بعد لیگ برتری بشم و عجله و تشویق و بدو بدو نداره
تمرینی که استاد اول فایل گفت اینکه هدفتو بنویسید و هر روز به خودتون بگید چه قدم های کوچکی میتونید بردارید
چند روز پیش که رفتم سر تمرین سانس قبل ما والیبال بود، بعدا فهمیدم این تیم والیبال این شهر در لیگ برتر هست که اتفاقا امروزم بازی دارن توی همون سالنی که من فوتسال تمرین داشتم بعد دیدم تایم ما داره میگذره ولی مربیشون نگهشون داشته و داشت باهاشون صحبت میکرد منم که یکی از ویژگی هام انتایم بودنه نتونستم منتظر بمونم گفتم من میرم توی زمین شروع میکنم به دویدن و شروع کردم به دویدن، یه جوری بودم که نمیتونستم منتظر بمونم اینا حرفاشون تموم شه و رفتم شروع کردم طول دویدن توی زمین و هی نزدیک تر میشدم بهشون، که شنیدم از مربیشون بهشون گفت موفقیت از موفقیت ها و قدم های کوچیک کوچیک ایجاد میشه
اعتراف باید بکنم نتونستم هر روز تمرکز داشته باشم روی هدفم هر روز بهبود داشته باشم توی فوتسال و بارها نوشتم هدفمو و مستمر نبوده
اما از این بعد که میدونم نشونش ارام شدن بیشتر ذهنم هم هست میخوام کوچیک کوچیک برم جلو و قدم بردارم
پس خدایا من تنها تو را میپرستم چون فقط تو لایق پرستش هستی
و البته تنها از تو یاری میطلبم تا در دام شرک نیوفتم
گام چهارم:
تعهد و هدفگذاری برای ساختن ورژن بهتری از خودم
باید نقاط قوت درونم رو تقویت کنم
باید نقاط قوت درونم رو بیشتر و بیشتر کنم
از طرفی هم
باید نقاط ضعف درونم رو اصلاح کنم
باید نقاط ضعف درونم رو کمتر و کمتر کنم
چون من مسئول هستم
چون من مسئول 100٪ تمام جنبه های زندگی ام هستم
چون من هستم که لحظه به لحظه زندگی ام را خلق میکنم
پس من برای خلق زندگی ایدهآلم از قوانین ثابت خداوند پیروی میکنم
قانون میگوید افکار و باورهای من اتفاقات زندگی ام را رقم میزند
قانون میگوید به هرچه توجه کنم از جنس آن وارد زندگی ام میشود
قانون میگوید اگر بتوانم کنترل ذهنم را در دستم بگیرم میتوانم کنترل زندگی ام را در دستم بگیرم
کنترل ذهن زمانی برایم آسان میشود که اهمیت و مهم بودن و حیاتی بودن کنترل ذهن را درک کنم
پس خیلی مهم است که ورودی های ذهنم را کنترل کنم
پس خیلی مهم است که کانون توجهم را کنتر کنم
پس خیلی مهم است تلاش کنم تا افسار ذهنم را در دست بگیرم و هر وقت متوجه شدم از دستم در رفته فورا کنترل کنم تا مرا به بیراهه ها نبرد
من باید برای یک زندگی عالی اهداف عالی داشته باشم
من باید برای ساختن یک زندگی عالی شور و شوق داشته باشم
پس یک لیست از اهدافی که برای امسالم میخواهم تهیه میکنم
اهداف من باید کوچک و برای ذهنم باور پذیر باشند
وقتی به این اهداف رسیدم اهداف دیگری که بزرگتر باشند را تعین میکنم و تکاملی به پیش میروم
هر هدفم را به اجزای کوچک و قابل اجرا تقسیم میکنم و هر روز در جهت آن اقدام عملی انجام میدهم تا هدفم را تیک بزنم و با عشق برم سراغ هدف بزرگتر ازون
اقدامات پیوسته و روتین من باعث رسیدن من به اهدافم میشود نه یک اقدام
با شور و شوق برای یک زندگی بهتر و باور پذیری به رسیدن به هدف من اهدافم را مینویسم و آنرا جزئی از روتین زندگی ام قرار میدهم
3 گروه آدم در رابطه با اهداف وجود دارند
گروه اول فقط میشنوند یعنی نه مینویسند و نه اقدام میکنند
گروه دوم مینویسند و رها میکنند و هیچ اقدامی انجام نمیدهند چون باور به رسیدن به آنرا ندارند
گروه سوم که تعدادشان خیلی کم است هم مینویسند هم در راستای آن اقدام و عمل میکنند هم شوق رسیدن به آن را دارند و هم باور دارند که لایق بدست آوردن اهداف شان هستند و این ها به معدود انسان های موفق جامعه تبدیل میشوند
من برای مقداری درآمد یا حقوق تمام روز تلاش میکنیم پس برای اهدافی که زندگی ام را از هر جهت آباد میکند باید بیشتر وقت بگذارم و بیشتر تلاش کنم
من نیاز به تلاش ذهنی بیشتری دارم نسبت به تلاش فیزیکی
شرایط زندگی من وقتی تغییر میکند که من تغییر کنم
طرز فکر من، باورهای من، اقدامات من، ایمان من، عادتهای من باید متفاوت تر و بهتر از عموم جامعه باشه
من باید به وقت خودم ارزش قائل باشم و سراغ اصل برم و از حواشی دور باشم
به چیزهایی توجه کنم که مرا به هدفم میرساند
به خواسته هایم توجه کنم
به نعمت هایم توجه کنم
و از ناخواسته ها اعراض کنم
ذهن من با انواع افکار نادرست و شرک آلود در مورد ثروت و سلامتی و روابط و موضوعات دیگر برنامه ریزی شده و احساساتی مانند احساس عدم لیاقت، احساس قربانی شدن، احساس ناکافی بودن، ترس و امثال آنرا در وجودم ایجاد کرده پس باید بطور پیوسته و دوامدار روی خودم کار کنم و صبور باشم تا به مرور زمان بهتر و بهتر شوم و در مسیر رشد و شکوفایی باشم
من برای موفقیت نیاز به ایمان و تعهد و شور و شوق دارم
کسانیکه همیشه میگویند اوضاع خوب نیست در یک سیکل معیوب قرار دارند که اوضاع شان همیشه رو به بدتر شدن است چون ناسپاس هستند
سپاسگذاری دوامدار مرا بسوی دلایلی بیشتر برای سپاسگذاری هدایت میکند و خوشبختی را تجربه میکنم
ناسپاسی مرا بسوی دلایلی بیشتر بسوی ناسپاسی هدایت میکند و بدبختی را تجربه میکنم
پس سپاسگذاری باعث بیشتر شدن نعمات و ناسپاسی باعث کمتر شدن نعمات در زندگی ام میشود
من باید عاشق کارکردن باشم و کار کردن را ظلم نبینم چون کار کردن وسیله ای برای پیشرفت و حرکت رو به جلو است و توقف باعث عقبگرد و گندیدگی میشود
وقتی حرکت میکنم و کار میکنم بصورت تکاملی علایق من واضح تر میشوند
سود بانکی برای من ربا و حرام است خلاص
من مولد هستم و من ثروت خلق میکنم چون این وظیفه من است نه وظیفه بانک و بورس و شخص دیگری
پس من روی خودم سرمایه گذاری میکنم و خودم را گسترش میدهم چون وقتی خودم ساخته شوم من آگاه تر و بزرگتر و وسیع تر میشوم و ظرف وجودی من گنجایش ثروت فراوان و سلامتی فراوان و نعمات مختلف فراوانی را دارد.
خدایا کمکم کن تا بتوانم شخصیت موحد باشم
خدایا کمکم کن تا بتوانم شخصیت سپاسگذار باشم
خدایا کمکم کن تا بتوانم شخصیت مولد باشم
خدایا کمکم کن تا بتوانم شخصیت رو به بهبود و پیشرفت باشم
خدایا مرا هدایت کن به راه راست، راه کسانیکه به آنها نعمتها عطا کرده ای
دیروز تا حالا چهارپنج بار فایل را گوش دادم پر از آگاهی های ارزشمند وبی نظیر
منم اهدافم را نوشتم کمی بیشتر از منطقه امن بیشتر می خوام روی خودم شخصیتم اخلاقم رفتارم صبرم اعتماد به نفسم کار کنم تا به حد دلخواه برسم
من دوره عزت نفس را هم قبلا تهیه کردم دو بار تا الان گوش دادم و هر فایل را چندین بار هر بار انگار جدید هست
نمی دانم دقیق چه بنویسم ولی به خودم تعهد دادم برنامه ریزی کردم و شروع به نوشتن کردم ایمان دارم خداوند در طول مسیر هدایتم می کنه مهم اینه که احساسم خوب باشه و از هر روزم لذت ببرم و در مسیر باشم
خدایا شکرت بابت بودنت
تمام تلاشم را می کنم که زیباییها را ببینم با خودم زیاد حرف می زنم و البته خداوند
مرتب به خودم یادآوری می کنم که قراره چی کار کنم
به امید روزهای بهتر
امروزم صد در صد بهتر از دیروز هست چون من تغییر کردم
چقدر این قانون قشنگه و هرچقدر بیشتر درک میکنم بیشتر بهش علاقه مند میشم …واقعا قانون بی نقصیه و من هر روز دارم رو خودم کار میکنم و میسپارم خودمو به خدا مثلا تو رانندگی یه خروجی رو رد میکنم میگم یه حکمتی داشته…یا دنبال رستورانم میگم خدایا منو ببر بهترین رستوران و همینم میشه و خیلی مثال های دیگه…………
*اما درس هایی که از این فایل گرفتم
1_ اولین و مهمترین نکتش اینه که کنترل ذهن مساویست با کنترل زندگی و کنترل ذهن هم میشه توجه کردن به زیبایی ها و دقت در ورودیهای ذهن و تغییر باور و الگو برداری….
*
2_ قانون این نیست که ی روز حالت خوب باشه و زندگیت تغئیر کنه یا بالعکس با ی روز حال بد زندگیت خراب شه بلکه کارهای روتین و مستمریه که هر روز انجام میدیم و باید به این متعهد باشیم
*
3_برای نوشتن اهداف سعی کن اونارو بنویسی و هر روز برای رسیدن بهش یه کارایی رو انجام بدی و همیشه بهشون توجه کنی تا بهشون برسی….
*
4_ هیچ وقت غر نزن و همیشه نگاهتو به زیبایی ها بنداز و اینطوری خداوند بیشتر بهت میده و ناسپاسی باعث میشه که هرآنچه که داری ازت گرفته بشه
*
5_ سپاسگزاری به گفتن و فیلم بازی کردن نیست بلکه به حال خوبه اگه هرروز سپاسگزاری کنیم و حالمون خوب باشه اونم آگاهانه میتونیم نردبونه موفقیت رو دونه دونه بالا بریم و این یعنی در مسیر بودن
*
6_ و سخن آخر:اگه استاد بیاد کل قرآن یا قانون رو قدم به قدم بهمون بگه هیچ کس پیشرفت نمیکنه بلکه استاد سرنخ رومیده باقیش باید خودمون بریم سراغش ..مثل یه استاد بدن سازی که برنامه رو میده و نحوه ی استفاده از دستگاه ولی باید خودمون بریم وزنه بزنیم تا تغییر کنیم وگرنه اگه اونم استاد بزنه که خودش بدنش زیبا میشه و بدن ما تغییر نمیکنه
سلام استاد گرانبها و نازنینم و بانو شایسته مهربانم و سلام ب همع دوستای توحیدی این خانه و مسیر ناب.
خدایا سپاسگزارتم بابت دستای ک ثایپ میکنن، ،خدایا شکرت بابت چشمایی ک هر لحظه نعمت ها و زیبایی های خلقتتو نگاه میکنع و لذت میبره،،خدایا شکرت آرامش درونی دارم،،خدایا شکرت هیچ قرصی مصرف نمیکنم،،خدایا شکرت هر روز با احساس خوب زندگیمو سپری میکنم،،خدایا شکرت میتونم ذهنمو کنترل کنم،،خدایا شکرت ک هر شب بدون هیچ استرس و نگرانی سر رو بالشت میزارم، خدایا شکرت امروز برف اومد،،خدایا شکرت بخاطر هزارو یک دلیل ک اگ بخام بنویسم باید تا صب بنویسم.
امروز صب رفدم قدم بزنم دنبال زیبایی ها بودم ک چشمم ب برفای روی زمین افتاد ک یه حسی گفد برو بش دسد بزن رفدم نشسدم و برفو ک دسد زدم توجهمو گیاه های زیر برف جلب کرد ک چغد سرسبز بودن ودر حال رشد.خدارو اونجا دیدم، میون اون گیاهان سرسبز ک چغد هواسش حتی ب گیاه های کوچیک زیر خاکم هسد پ چطور بی ایمان باشم بش ک منو یادش بره منی ک اشرف مخلوقاتم منی ک روح خدا در منه، این منم ک با ناسپاسی و افکار منفی و احساس بد اونو یادم میره.
هرچغد سپاسگزار باشمو شاکر،نعمتهای بیشتری وارد زندگیم میشه چ ثروت چ سلامتی،،طبق قانون ب هر چیزی توجه کنم از جنس همون دریافت میکنم و هر چغد ناسپاس باشمو و غز بزنم هدایت میشم ب بیماری و فقر و نداری و از مدار خارج میشم.
ما انسان های ناسپاسی هسدیم چون خدا حتی قانونی برا هدایت و خوشبختی زندگی ما خلق کرده ک اگ درکش کنیم میتونیم زندگیمونو تغیر بدیم.
قانون اینکع افکار و باورهای شما زندگی شمارو خلق میکنع ب هر چیزی توجه کنی از جنس همان بیشتر بیشتر وارد زندگیت میشع،،،”کنترل ذهن =کنترل زندگی”.
من برای سال 1405(البتع اگر عمری باقی مانده باشد چون انسان ب یک ساعت بعدشم مطمن نیسد) سه هدف نوشدم و اون هدف هارو ب قدم های کوچیک تقسیم کردم،
⬅️هدف اول کارکردن روی قانون و کنترل ذهن
اینک هر روز رو خدم کار کنم ورودی های ذهنو کنترل کنم روی نقاط قوتم کار کنم ک بهترشون کنم وروی نقاط ضعفم کار کنم ک کمترشون کنم،،هر روز احساسمو با گوش دادن ب فایل های استاد و کامنت بچها خوب نگه دارم و در این هدف عجله نمیکنم نیاز ب تداوم و تکامل دارم.
⬅️هدف دومم تغیر شخصیتم
برای یک سال آینده تعهد میدم ی ورژن جدید از خدم بسازم ک از حاشیه دوری کنم،،انتقاد پذیر باشم،نقاط مثبت هر اتفاق ب ظاهر بد و ادمارو ببینم،کسیو قضاوت نکنم،غیبت نکنم،تهمت نزنم،برای تایید گرفدن از بقیه یا برای جلب توجه بقیه کاری انجام ندم،سعی نکنم کسیو تغیر بدم،عزت نفسمو بالاببرم،سپاسگزاری جزئ از خصوصیاتم بشه،تمرکزمو بزارم رو داشده هام،اعراض کنم از بی احترامی ،وارد بحث و اثبات کردن خدم نباشم،و این هدفمم نیاز ب تداوم و تکامل داره تو این کارم عجله نکنمو خدمو با بقیه مقایسه نکنم،
⬅️هدف سومم ایجاد کسب و کاره
ک باایمان بخدا در زمان مشخصی هدایت میشم بش.روی خدا و توانایی های خدم حساب میکنم تا مولد باشم و باور دارم ک همه چیز شگفت انگیز پیش خاهد رفدو این هدفم نیاز ب تداوم و تکامل داره.
من همع این هدفا و خاسده هامو طوری مکتوب کردم ک قراره خلق بشه چون باور دارم همع چی بستگی ب باور خدم داره،من تغیر کنم زندگیمم تغیر میکنع و مسیر رفده رفده مشخص میشع و باور دارم ب خدایی ک از نطفه خونی جنینی خلق میکنع پ خاسده من در مقابلش چیزی نیسد کافیست فقد بخام و حرکت کنم تا خدام هدایتم کنع،.
الان ساعت 50 :4 دقیقه صبح هست و به طور کاملااتفاقی احساس میکنم سرحال هستم و کشیده شدم به این فایل و شکرگذارخداهستم که این گونه میخواهد بهمن الهام کند و ایده و راه های رسیدن به سعادت و خوشبختی رو به من بدهد
خواب از سرم پریده وقتی همه جوره فکر میکنم که خدا غیر از هدایت من کار دیگری ندارد و همه کوره در حال برنامه ریزی برای رساندن من به سعادت و خوشبختی و … است
به شرط این که ایمان داشته باشیم و در این مسیر حرکت کنیم
خدایا مچکرم که توفیق دادی وارد روز چهارم از پروژه شگفتی ساز ” گام به گام تا خانه تکانی ذهن ” بشم
بریم سراغ تجزیه و تحلیل جمله زیبای ” باور به امکان پذیری ”
خیلی ساده برای من یعنی خرم هدفتو انتخاب کن و آهسته و آروم باورهای قدرتمند در موردش بساز و مرتب تکرار کن تا بشه جزئی از شخصیتت و هر روز در راستای هدفت یک قدم بردار و همینو ادامه بده که البته مستمر ادامه دادن نیاز به تعهد بالایی داره که ریشه در باور رسیدن و تیک خوردن هدفت رو داره و خیلی مهمه که این پذیرش رو داشته باشم برای لذت بردن و حال خوب داشتن در طی مسیر …. من مرتب باید به خودم یادآوری کنم حال و احوالمو گره نزنم به نقطه هدف چون باعث میشه توی مسیر عجله کنم و طبیعتا چهار قدم میرم جلو و سه قدم برمی گردم عقب و باعث هدر رفتن انرژی و انگیزم میشم …
وقتی به این فکر می کنم که مهمتر از هدف ، ساختن یک شخصیت منظم و متعهد توی وجودم و درک و فهم قانون تکامله هنوز مقداری ذهنم مقاومت داره ولی از طرفی وقتی به این باور و ایمان رسیدم که تنها مسیر رسیدن به همه خواسته ها در همه ابعاد همینه باید که روش متمرکز بشم و مرتب به خودم یادآوری کنم … خدایا توفیقشو بده
دوستان عزیزم قلبم و حسم میگه من می رسم به اونچه که دوست دارم چون حالم خیلی خوبه این روزها …
یه موضوع دیگه اینکه یه هدفی توی کارم مشخص کرده بودم که نیاز به طی کردن تکامل داره … چند روزی بود که سرگرمش بودم و به سایت نتوسته بودم سر بزنم … وقتی عزمم رو جزم کردم تا استارت بزنم پیش خودم گفتم برم و سایت عباسمنش رو باز کنم … به محض باز کردن با روز اول از پروژه گام به گام تا خانه تکانی ذهن روبرو شدم که حدود 30 روز زمان می بره … چه همزمانی خفنی … این پروژه برای منه و من از این هدایت شدنم نهایت استفاده رو می برم … خدایا ممنونتم
امیدوارم همه دوستان حالی که من دارم این روزها و ماندگاره رو تجربه کنن …
گام چهارم
هدف گذاری
بهبود نقاط قوت و کاهش نقاط ضعف
در دنیایی که خداوند آن را قانون مند خلق کرده ما به راحتی میتوانیم هرچیزی را در زندگی خود خلق کنیم به شرطی که از قوانین پیروی کنیم.
قانون چیه اونوقت؟افکار و باور های ما زندگی مارا خلق میکند.و توجه به هرچیزی باعث گسترش آن در زندگی ما میشود.
کنترل ذهن = کنترل زندگی
کنترل ورودی خیلی مهمه
تهیه لیستی از اهداف و تبدیل ان به کارهای روزمره ای که به صورت روتین اون رو انجام بدیم.
کارهای روتین نتیجه بخش هستند
چه مثبت و چه منفی
با یبار انجام دادن کاری نتیجه ای حاصل نمیشه.
هدف هامونو با ایمانی بنویسیم که حتما قراره خلق بشه.
شرایط وقتی تغییر میکنه که ما تغییر کنیم.
و ما یهو تغییر نمیکنیم باید در مسیر درست تداوم نشون بدیم تا نتیجه بده.(تکامل)
هیچ راهکار یه دفه ای وجود نداره.
فقط تکرار و تمرین!سپس نتیجه
ایمان و تعهد و انگیزه( شور و شوق زندگی لاکچری) و حرکت برای مسیر جدید نیاز داریم.
برای رسیدن به هدفمون باید ذهنمون کار کنه
کار فیزیکی و تلاش فیزیکی نیازی نیست
نسبتشون 99 به 1 درصده.
که تلاش ذهنی به مراتب سخت تره.
شرایط
یه سریا همیشه از شرایط ناراضی ان.
و حال حاضر رو بدترین شرایط موجود میدونند.
چند وقت دیگه همینا دوباره همین حرفو میزنن و میگن که نه قبلا خیلی بهتر بود!!!الان بدتره
واسه اینا همیشه شرایط بدتر و بدتر و بدتر میشه.
اینجور افراد ناسپاس هستند
بزرگترین عامل از دست دادن نعمت و نرسیدن به خوشبختی در زندگی ناسپاسیه
و نعمت هارو از دست میدید
نگاه سپاسگذارانه ما رو به مسیر هایی هدایت میکنه ک سپاسگذاری بیشتری بکنیم.
سپاسگذاری باید واقعی باشه
تمرکزمون باید بزاریم رو زیبایی ها و حس واقعی شکرگذاری داشته باشیم.
شیطان به خدا میگه من انسانو گمراه میکنم و خیلی از اونارو شکرگذار نمیبینی.
اگر ما بتونیم در هر لحظه سپاسگذار باشیم زندگی گلستان میشه
وقتی ما سپاسگذار باشیم به راحتی هدایت میشیم.
سپاسگذاری باید جزو ویژگی های ما بشه.
اگه میخوایم فردا از امروزمون بهتر باشه تمرکزمون و توجهمون رو بزاریم رو زیبایی ها و سپاسگذاری کنیم.
سپاسگذاری یعنی توجه کردن به چیزهایی که ما دوست داریم و حس بهتری به ما میده.
لفظ سپاسگذاری مهم نیس حس ما مهمه (قانون عمل میکنه)وقتی ما سپاسگذاری میکنیم داریم به چیزهایی توجه میکنیم که احساس بهتری به ما میدهد و مارا در مداری قراری میدهد که این حس را بیشتر تجربه کنیم.(نعمت ها بیشتر میشود)
نعمت محدودیت ندارد.
علاقه
علایق چیز عجیب غریبی نیست ، اون چیزیه که ما به سمتش کشش داریم.
باور غلطی که ایرانیا دارن در مورد کار: کار کردن رو ظلم و زور میدانند.بر خلاف امریکایی ها که کارو دوست دارند و با عشق انجام میدهند.
اگر کار نکنیم چیکار کنیم پس؟
اگه ما علاقمونو پیدا کنیم و کار کنیم زنده میشیم
زندگی به واسطه حرکت کردن اتقاق میفته
ما باید بریم تو دل کار و حرکت کنیم تا تکامل شکل بگیره و بیشتر و بهتر علایقمونو شناسانی کنیم.
(هدایت میشویم)
نگران اینده نباشیم باید قدم اولو برداریم تا به قدم 1000 برسیم مثال بچه ای که میخواد انتگرال یاد بگیره.
مدار های بالا باید با طی کردن تکامل واسمون اتفاق بیفته.( منی که میخوام مثل مربی ارایشگریم موفق بشم باید از همینجایی ک هستم شروع کنم)یادم میاد که اون از ی پارکینگ سه در سه الان به این سالن فول امکانات لاکچری رسیده.)
دین دو حالت داره
یا ما خدارو قبول داریم که وجود داره و زندگی کردن رو به پیامبرا اموزش داده
یا کلا قبول نداریم
اگر قبول داریم که بریم قرانو بخونیم دیگه
روسری و چادر در عربستان به خاطر گرما و افتاب استفاده میشده(باید شرایط مکان و زمانی که قران نازل شده همیشه در نظر داشته باشیم)
عذابی برای حجاب در قران نیامده است.
خدا در قران گفته از خدا و رسول پیروی کنید( زمانی که رسول زنده بوده)
1000000 بار گفته بوده از خدا پیروی کنید یکی دوبارم گفته رسول اونم در مورد جهاد بوده .
حرف رسول و خدا یکیه که همه اشم تو قران هست.
حدیثی که با قران منافات داره جعلیه اگه هم یکی باشه ما میریم سراغ قران چرا منبع دسته دوم؟
منطق قران بی نقصه
سرمایه گذاری:
باور اشتباه
پولمونو جای دیگه و تو سیستم دیگه ای سرمایه گذاری کنیم تا پول بم بده.(تفکر فقر الود)
ما باید رو خودمون سرمایه گذاری کنیم و خودمون مولد پول باشیم.
ما برای تغییر نتایج که خیلی بزرگ باشه به تغییر بنیادین خودمون نیاز داریم.
من باید مولد باشم نه بانک نه بورس نه پول سودی
تا وقتی این باورو دارم که من عرضه ندارم بدم بقیه کار کنند این بلا سرمون میاد که پسرفت میکنیم و ارزش پولمون از بین میره.
به نام خدا
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان
گام چهارم
در مورد هدف گذاری باید بگم واقعا وقتی هدف نداشته باشیم کل زندگی که هیچ، حتی هر روز بادی به هرجهت هستیم،ولی وقتی یه هدف حتی کوچیک مشخص میکنی و متعهد باشی بهش، جنبه های دیگه زندگی هم ناخوداگاه نظم خاصی میگیره و وقتی استمرار و انگیزه داشته باشی قدم به قدمحلو میری ، مسیر رسیدن به هدفت هم لذت بخش میشه و به اون هدف میرسی و رسیدن به اهداف کوچیک و در دسترس انگیزه و اعتماد به نفس ایجاد میکنه برای رسیدن به اهداف بزر.گتر !
کنترل ذهن یعنی کنترل زندگی، در عمل واقعا کنترل ذهن کار خیلی سختیه ولی وقتی متوجه بشیم که این ورودی ها هستن که دارن زندگی مارو میسازن به اهمیت اون بیشتر پی میبریم و روی این موضوع سختگیرانه تر عمل میکنیم
و بحث سپاسگزاری و توجه به زیبایی ها
اینکه هر سال اوضاع نسبت سال قبل بدتره چون ناسپاسی میکنیم شکر گزار داشته هامون نیستیم ، سپاسگزاری و توجه به زیبایی ها اولین تاثیری که میذاره ایجاد احساس خوبه که به دنبال اون اتفاقات خوب رقم میخوره ،
من قبلا هر صبح و شب سپاسگزاری میکردم به صورت نوشتاری ، خوب بود ولی واسه من از نظر احساسی راضی کننده نبود ولی الان از صبح تا موقع خواب زبانا و قلبا سپاسگزاری میکنم با احساس واقعی و خوب واسه هرچیزی اصلا ناخوداگاه این اتفاق میفته توجهم به زیبایی ها خیلی بیشتر شده و این باعث شده که خیلی خیلی کم تحت تاثیر اتفاقات بد اطرافم قرار بگیرم یه جورایی سرخوشم
با صحبت استاد در مورد اینکه واسه ایرانی ها کار تحمل کردنه و فکر میکنن داره بهشون ظلممیشه کاملا موافقم ، خیلی کم پیش میاد کسی با ذوق بره سرکار و همه دنبال تعطیلین شاید به خاطر این باشه که مشغول کاری هستن که علاقه ندارن ! چون منم 6 ماه به کاری مشغول بودم که به اندازه 6 سال منو خسته کرد فقط منتظر این بودم که قراردادم تموم بشه و برعکس 7 سال هم جایی مشغول بودم که یک ساعت قبل از شروع ساعت کاری میرفتم و یک ساعت دیرتر از تایم پایان کار چون عاشق کارم بودم و لذت میبردم و چه برکات عالی واسم داشت
در مورد منطق قران که بی نقصه و بالاترین آگاهی رو داره ، من از وقتی که قران خوندن رو شروع کردم با ترجمه( بدون جملاتی که در ترجمه در پرانتز اضافه شده) ، خیلی از شبهات برام رفع شد،خدارو بهتر شناختم و رابطم و احساسم نسبت به خدا خیلی تغییر کرد
و متوجه شدم چقدر سو استفاده شده از نام قران ، هرچیزی رو هدف خودشون بوده به قران نسبت دادن و ما هم چون اهل قران خوندن نبودیم فقط چون اسم قران اومده قبول کردیم !! این سو استفاده از دو جهت صورت گرفته هم جهت موجه کردن خیلی از رفتارها هم جهت ایجاد بدگمانی نسبت به قران !!
از استاد سپاسگزارم که در فایلای مختلف تاکید کردن که قران رو بخونید به یک آیه استناد نکنید همه چیز واضح و روشنه !!
سپاسگزارم بابت آگاهی های ارزشمند این فایل
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته عزیز و دوستان هم پروژه ای
گام چهارم – باور به امکان پذیر بودن خواسته
اول تشکر میکنم از بچهای پروژه بخاطر کامنتهای خوبشون، باعث شد نکات مهم این فایل برام مرور بشه بارها چه اونایی که حرفهای استاد تایپ کرده بودن و خلاصه نوشته بودن
چه دوستانی که از تجربه هاشون نوشته بودن
از همگی سپاسگزارم
من بعد از دیدن این فایل و خوندن چند صحفه از کامنتها یه چیزی ارام ارام توی وجودم شروع کرد به حرف زدن.. اینکه حالا ایرادی ام نداره امسال بازیکن لیگ برتر نشدی و سال دیگه که میشه بیستو پنج سالگیم وارد لیگ برتر بشی چون برای اینکه حرفه ای بشی و توی مسیر کار و علاقت متخصص بشی باید یکسری چالش ها رو حل کنی بزرگ بشی رشد کنی به قول استاد با یه بشکن که نمیشه
جالبه در مورد مثال اسانسور که استاد گفت من توی دفعه قبلی توی یکی از گام ها در مورد هدفم نوشتم که میخواستم مثل اسانسور برسم بهش ولی حتی همون موقع هم خیییییییلی جا داشتم و دارم برای درک بهتر تکامل
یکی از بچها توی همین فایل نوشته بود تکامل به معنی گذر زمان و منتظر نشستن برای رسیدن به هدف نیست
تکامل به معنی قدم برداشتن به سمت هدف است
توی ذهنم اینجوریه که میگم باید خیلییی زمان طول بکشه تا به هدفم برسم در حالی که این اصلا درست نیست میدونی این از کجا میاد بخاطر اینکه باور کردی برای اینکه لیگ برتر بازی کنی باید 10 سال سابقه بازی داشته باشی بخاطر اینکه هر جا رفتی بدون اینکه حتی بازیتو ببینن ، ببینن که چه فاکتورهای خوبی داری که میشه روش حساب کرد و از لحاظ زمانی و انرژیکی میشه براش وقت گذاشت بهت گفتن رزومه بفرست
رزومتو بگو
یا یه بازیکنی بهم گفت میخوای فلان تیم بازی کنی باید 10 سال سابقه داشته باشی
درحالی که بازیکنه 20 ساله داره توی لیگ برتر توی تیم خیلی خوب لیگ برتر بازی میکنه کو رزومه 10 سالش ؟ طرف تازه 20 سالشه
منم زدم شماره کسی که بهم گفت نمیتونی اصلا از فکرت بیارش بیرون باید 10 سال رزومه داشته باشی مسدود کردم
وقتی زنگم زد جواب ندادم
هی توی حرفاش میخواست برام توضیح بده که ببین اینجوریه من بهش میگم فلانییییی من اصلا نمیخوام برم سطح بالا میخوام از همون کم پایین تر کار کنم
میگفت میخوام برات کامل توضیح بدم میگفتم نه اونو ولش کن من اون نمیخوام تو بیا در مورد همین تمرینات این تیمه که بهم بگو اونو ولش کن
چندبار بهش گفتم تا اخر بیخیالش شد اومد برام توضیح داد
برای اینکه این ادامه نده حرفاشو بکنه توی مغزمم دیگه من بیخیالش بشم بخاطر همین مسدودش کردم گویا زنگم زده بود به گوشیم
این حرف از استاد یادم بود که توضیح میداد درمورد تغییر شرایط مالیش وقتی داشت بسته های تندخوانی رو هر بار با یه ایده بهتر میفروخت و یه عده میخواستن جو منفی بدن بهش، میگفت نذاشتم. حرفاشون بکنن توی مغزم منم هر بار این ادم میخواست حرف بزنه مجبور بودم بهش میگفتم اقا من اصلا کاری ندارم به لیگ. برتر تو برام توضیح بده این تیم پایه رو میخوام برم از اونجا تمریناتم ادامه بدم.
باور کنید تا من توی مغزش کردم نمیخوام بازیکن لیگ برتر بشم برام توضیح داد.
یا بعضی ها توی همین لیگ برتر فوتسال میگن فلانی که داره بازی میکنه و قرارداد بسته و علاوه بر قراردادش یه پاداش اند میلیونی هم بند قراردادش هست بخاطر اینکه بیست سالشه مثلا توی این بیست سالگی یه همیچین کیفیتی نشون میده و اگر یه سن دیگه بود همیچین قراردادی نبود و اینا و همه اینا رو کی میگفت همونی که سالها توی تیم ملی بازی میکنه عنوان های زیادی داره ولی..
بعد من میرم بازی میکنم هم صحبت میشم با بازیکنا طرف میگه من از 9 سالگی فوتسال شروع کردم الان 19 سالشه نه لیگ 1 نه لیگ برتر نه لیگ مناطق و هنوز داره میاد سالن بازی و تمرین میکنه در حالی که هم سنای اون الان توی لیگای بالا دارن بازی میکنن و قرار داد میبندن
بعد من با خودم گفتم این از 9 سالگی شروع کرده اینجاست منکه از 18 سالگی شروع کردم و الان دارم هر ایده ای که به ذهنم میرسه با تمام قوا میرم توی دلش
برای اینکه بتونم بازیکن لیگ برتر بشم باید یه سری چیزا یاد بگیرم یاد صحبتهای استاد و همینطور عملکردشون در کارشون در فایل 21 مصاحبه افتادم
استاد گفتن وقتی با مسائل روبرو میشی باید حلشون کنی اگر حلشون نکنی کوچکی میشی کوچولو میمونی ولی اگر حلشون کنی بزرگ میشی رشد میکنی و قوی تر میشی
استاد گفتن وقتی که با اون چالش ها رو روبرو شدم در بحث آموزش باعث شد که من قوی تر بشم و این مسئله که ظاهرش قشنگ نبود رفتم و حلش کردم با اینکه حالا اگر یکم بالا و پایین میکردم میتونستیم هزینه های بچهای شرکت کننده رو پس بدیم
حالا منم باید به مسیرم اینجوری نگاه کنم، رشد کنم از مسائلی که باهاشون روبرو میشم درس بگیرم بزرگ بشم و ارامش داشته باشم با ارامش مسیرم جلو ببرم
توی مسیر حرفه ای شدن یکسری چالش ها و مسائل هست که باید حلشون کنی و بزرگ تر بشی
بدون بزرگتر شدن نمیتونی بری مرحله بالاتر
چون برای رفتن به مرحله بالاتر مسلتزم این هست که با اون مرحله هم انرژی و هم ظرف باشی
زور و تقلا و این چیزا هم نداره
این اگاهی تازه بدست اوردم پس باید هر بار بهتر بهتر تکرارش کنم یاداوریش کنم تا بیشتر بیشتر باورش کنم و عمل کنم
حرفه ای شدن یکسری فاکتور ها دارع که من باید اونو روی خودم تمرین کنم
تکرار کنم تا بشه جزیی از شخصیتم
پس میخوام از این به بعد صبور باشم و ادامه بدم به خودم این باور بدم اصلا ایرادی نداره میتونم سال بعد لیگ برتری بشم و عجله و تشویق و بدو بدو نداره
تمرینی که استاد اول فایل گفت اینکه هدفتو بنویسید و هر روز به خودتون بگید چه قدم های کوچکی میتونید بردارید
چند روز پیش که رفتم سر تمرین سانس قبل ما والیبال بود، بعدا فهمیدم این تیم والیبال این شهر در لیگ برتر هست که اتفاقا امروزم بازی دارن توی همون سالنی که من فوتسال تمرین داشتم بعد دیدم تایم ما داره میگذره ولی مربیشون نگهشون داشته و داشت باهاشون صحبت میکرد منم که یکی از ویژگی هام انتایم بودنه نتونستم منتظر بمونم گفتم من میرم توی زمین شروع میکنم به دویدن و شروع کردم به دویدن، یه جوری بودم که نمیتونستم منتظر بمونم اینا حرفاشون تموم شه و رفتم شروع کردم طول دویدن توی زمین و هی نزدیک تر میشدم بهشون، که شنیدم از مربیشون بهشون گفت موفقیت از موفقیت ها و قدم های کوچیک کوچیک ایجاد میشه
اعتراف باید بکنم نتونستم هر روز تمرکز داشته باشم روی هدفم هر روز بهبود داشته باشم توی فوتسال و بارها نوشتم هدفمو و مستمر نبوده
اما از این بعد که میدونم نشونش ارام شدن بیشتر ذهنم هم هست میخوام کوچیک کوچیک برم جلو و قدم بردارم
خداروشکر تمام تلاشم میکنم
ممنونم از خانم شایسته بخاطر این پروژه خانه تکانی
با ایمان
مریم درویشی
همه چیز خودشه
وقتی باور کنم که خدا تنها منبع هر خیری هست
پس من به بینهایت خوشبختی وصل هستم
پس من به بینهایت ثروت وصل هستم
پس من به بینهایت زیبایی وصل هستم
پس من به بینهایت عشق وصل هستم
پس من به بینهایت شادی وصل هستم
پس من به بینهایت آرامش وصل هستم
پس من به بینهایت آسانی وصل هستم
پس من به منبع بینهایت از هر خیری وصل هستم
چقدر دریافت میکنم
به اندازه ایمانم
پس خدایا من تنها تو را میپرستم چون فقط تو لایق پرستش هستی
و البته تنها از تو یاری میطلبم تا در دام شرک نیوفتم
گام چهارم:
تعهد و هدفگذاری برای ساختن ورژن بهتری از خودم
باید نقاط قوت درونم رو تقویت کنم
باید نقاط قوت درونم رو بیشتر و بیشتر کنم
از طرفی هم
باید نقاط ضعف درونم رو اصلاح کنم
باید نقاط ضعف درونم رو کمتر و کمتر کنم
چون من مسئول هستم
چون من مسئول 100٪ تمام جنبه های زندگی ام هستم
چون من هستم که لحظه به لحظه زندگی ام را خلق میکنم
پس من برای خلق زندگی ایدهآلم از قوانین ثابت خداوند پیروی میکنم
قانون میگوید افکار و باورهای من اتفاقات زندگی ام را رقم میزند
قانون میگوید به هرچه توجه کنم از جنس آن وارد زندگی ام میشود
قانون میگوید اگر بتوانم کنترل ذهنم را در دستم بگیرم میتوانم کنترل زندگی ام را در دستم بگیرم
کنترل ذهن زمانی برایم آسان میشود که اهمیت و مهم بودن و حیاتی بودن کنترل ذهن را درک کنم
پس خیلی مهم است که ورودی های ذهنم را کنترل کنم
پس خیلی مهم است که کانون توجهم را کنتر کنم
پس خیلی مهم است تلاش کنم تا افسار ذهنم را در دست بگیرم و هر وقت متوجه شدم از دستم در رفته فورا کنترل کنم تا مرا به بیراهه ها نبرد
من باید برای یک زندگی عالی اهداف عالی داشته باشم
من باید برای ساختن یک زندگی عالی شور و شوق داشته باشم
پس یک لیست از اهدافی که برای امسالم میخواهم تهیه میکنم
اهداف من باید کوچک و برای ذهنم باور پذیر باشند
وقتی به این اهداف رسیدم اهداف دیگری که بزرگتر باشند را تعین میکنم و تکاملی به پیش میروم
هر هدفم را به اجزای کوچک و قابل اجرا تقسیم میکنم و هر روز در جهت آن اقدام عملی انجام میدهم تا هدفم را تیک بزنم و با عشق برم سراغ هدف بزرگتر ازون
اقدامات پیوسته و روتین من باعث رسیدن من به اهدافم میشود نه یک اقدام
با شور و شوق برای یک زندگی بهتر و باور پذیری به رسیدن به هدف من اهدافم را مینویسم و آنرا جزئی از روتین زندگی ام قرار میدهم
3 گروه آدم در رابطه با اهداف وجود دارند
گروه اول فقط میشنوند یعنی نه مینویسند و نه اقدام میکنند
گروه دوم مینویسند و رها میکنند و هیچ اقدامی انجام نمیدهند چون باور به رسیدن به آنرا ندارند
گروه سوم که تعدادشان خیلی کم است هم مینویسند هم در راستای آن اقدام و عمل میکنند هم شوق رسیدن به آن را دارند و هم باور دارند که لایق بدست آوردن اهداف شان هستند و این ها به معدود انسان های موفق جامعه تبدیل میشوند
من برای مقداری درآمد یا حقوق تمام روز تلاش میکنیم پس برای اهدافی که زندگی ام را از هر جهت آباد میکند باید بیشتر وقت بگذارم و بیشتر تلاش کنم
من نیاز به تلاش ذهنی بیشتری دارم نسبت به تلاش فیزیکی
شرایط زندگی من وقتی تغییر میکند که من تغییر کنم
طرز فکر من، باورهای من، اقدامات من، ایمان من، عادتهای من باید متفاوت تر و بهتر از عموم جامعه باشه
من باید به وقت خودم ارزش قائل باشم و سراغ اصل برم و از حواشی دور باشم
به چیزهایی توجه کنم که مرا به هدفم میرساند
به خواسته هایم توجه کنم
به نعمت هایم توجه کنم
و از ناخواسته ها اعراض کنم
ذهن من با انواع افکار نادرست و شرک آلود در مورد ثروت و سلامتی و روابط و موضوعات دیگر برنامه ریزی شده و احساساتی مانند احساس عدم لیاقت، احساس قربانی شدن، احساس ناکافی بودن، ترس و امثال آنرا در وجودم ایجاد کرده پس باید بطور پیوسته و دوامدار روی خودم کار کنم و صبور باشم تا به مرور زمان بهتر و بهتر شوم و در مسیر رشد و شکوفایی باشم
من برای موفقیت نیاز به ایمان و تعهد و شور و شوق دارم
کسانیکه همیشه میگویند اوضاع خوب نیست در یک سیکل معیوب قرار دارند که اوضاع شان همیشه رو به بدتر شدن است چون ناسپاس هستند
سپاسگذاری دوامدار مرا بسوی دلایلی بیشتر برای سپاسگذاری هدایت میکند و خوشبختی را تجربه میکنم
ناسپاسی مرا بسوی دلایلی بیشتر بسوی ناسپاسی هدایت میکند و بدبختی را تجربه میکنم
پس سپاسگذاری باعث بیشتر شدن نعمات و ناسپاسی باعث کمتر شدن نعمات در زندگی ام میشود
من باید عاشق کارکردن باشم و کار کردن را ظلم نبینم چون کار کردن وسیله ای برای پیشرفت و حرکت رو به جلو است و توقف باعث عقبگرد و گندیدگی میشود
وقتی حرکت میکنم و کار میکنم بصورت تکاملی علایق من واضح تر میشوند
سود بانکی برای من ربا و حرام است خلاص
من مولد هستم و من ثروت خلق میکنم چون این وظیفه من است نه وظیفه بانک و بورس و شخص دیگری
پس من روی خودم سرمایه گذاری میکنم و خودم را گسترش میدهم چون وقتی خودم ساخته شوم من آگاه تر و بزرگتر و وسیع تر میشوم و ظرف وجودی من گنجایش ثروت فراوان و سلامتی فراوان و نعمات مختلف فراوانی را دارد.
خدایا کمکم کن تا بتوانم شخصیت موحد باشم
خدایا کمکم کن تا بتوانم شخصیت سپاسگذار باشم
خدایا کمکم کن تا بتوانم شخصیت مولد باشم
خدایا کمکم کن تا بتوانم شخصیت رو به بهبود و پیشرفت باشم
خدایا مرا هدایت کن به راه راست، راه کسانیکه به آنها نعمتها عطا کرده ای
من مسول 100٪ زندگی خودم هستم
من باید روی خودم سرمایه گذاری کنم
من باید بصورت خارپشتی روی اصل کار کنم
من باید هدفمند و مولد و سپاسگذار باشم
الهی شکرت
بریم سراغ گام بعدی …
سلام استاد عزیز و دوستان نازنین
تشکر از مریم خانم مهربان و پرتلاش
دیروز تا حالا چهارپنج بار فایل را گوش دادم پر از آگاهی های ارزشمند وبی نظیر
منم اهدافم را نوشتم کمی بیشتر از منطقه امن بیشتر می خوام روی خودم شخصیتم اخلاقم رفتارم صبرم اعتماد به نفسم کار کنم تا به حد دلخواه برسم
من دوره عزت نفس را هم قبلا تهیه کردم دو بار تا الان گوش دادم و هر فایل را چندین بار هر بار انگار جدید هست
نمی دانم دقیق چه بنویسم ولی به خودم تعهد دادم برنامه ریزی کردم و شروع به نوشتن کردم ایمان دارم خداوند در طول مسیر هدایتم می کنه مهم اینه که احساسم خوب باشه و از هر روزم لذت ببرم و در مسیر باشم
خدایا شکرت بابت بودنت
تمام تلاشم را می کنم که زیباییها را ببینم با خودم زیاد حرف می زنم و البته خداوند
مرتب به خودم یادآوری می کنم که قراره چی کار کنم
به امید روزهای بهتر
امروزم صد در صد بهتر از دیروز هست چون من تغییر کردم
بهترینها را برایتان از رب قدرتمند خواستارم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
خداجونم شکرت منو هدایت کردی به فایلی که بازم جواب سوالامو بگیرم
خدایا شکرت که بازم آگاهترم کردی
خدایا شکرت که ایمانم هر روز بیشتر میشه
خدایا شکرت بخاطر این سایت بهشتی و استاد عزیزم
خدایا شکرت بخاطر راه درستی که توش پا گذاشتم
خدایا ثابت قدمم کن ایمانم را بیفزا
کمکم کن بیشتر ذهنمو کنترل کنم
خدایا شکرت همه چی عااالیه
ممنونم استاد عزیزم
درود بر استاد نازنینم و دوستان هم فرکانسی ام
تاریخ؛1404/06/23
چقدر این قانون قشنگه و هرچقدر بیشتر درک میکنم بیشتر بهش علاقه مند میشم …واقعا قانون بی نقصیه و من هر روز دارم رو خودم کار میکنم و میسپارم خودمو به خدا مثلا تو رانندگی یه خروجی رو رد میکنم میگم یه حکمتی داشته…یا دنبال رستورانم میگم خدایا منو ببر بهترین رستوران و همینم میشه و خیلی مثال های دیگه…………
*اما درس هایی که از این فایل گرفتم
1_ اولین و مهمترین نکتش اینه که کنترل ذهن مساویست با کنترل زندگی و کنترل ذهن هم میشه توجه کردن به زیبایی ها و دقت در ورودیهای ذهن و تغییر باور و الگو برداری….
*
2_ قانون این نیست که ی روز حالت خوب باشه و زندگیت تغئیر کنه یا بالعکس با ی روز حال بد زندگیت خراب شه بلکه کارهای روتین و مستمریه که هر روز انجام میدیم و باید به این متعهد باشیم
*
3_برای نوشتن اهداف سعی کن اونارو بنویسی و هر روز برای رسیدن بهش یه کارایی رو انجام بدی و همیشه بهشون توجه کنی تا بهشون برسی….
*
4_ هیچ وقت غر نزن و همیشه نگاهتو به زیبایی ها بنداز و اینطوری خداوند بیشتر بهت میده و ناسپاسی باعث میشه که هرآنچه که داری ازت گرفته بشه
*
5_ سپاسگزاری به گفتن و فیلم بازی کردن نیست بلکه به حال خوبه اگه هرروز سپاسگزاری کنیم و حالمون خوب باشه اونم آگاهانه میتونیم نردبونه موفقیت رو دونه دونه بالا بریم و این یعنی در مسیر بودن
*
6_ و سخن آخر:اگه استاد بیاد کل قرآن یا قانون رو قدم به قدم بهمون بگه هیچ کس پیشرفت نمیکنه بلکه استاد سرنخ رومیده باقیش باید خودمون بریم سراغش ..مثل یه استاد بدن سازی که برنامه رو میده و نحوه ی استفاده از دستگاه ولی باید خودمون بریم وزنه بزنیم تا تغییر کنیم وگرنه اگه اونم استاد بزنه که خودش بدنش زیبا میشه و بدن ما تغییر نمیکنه
ممنون از همتون که کامنت امو میخونین
یاحق*
بنام رب وهاب و رزاق و مهربانم
بنام اویی ک نزدیک تر از خود ماست ب ما
سلام استاد گرانبها و نازنینم و بانو شایسته مهربانم و سلام ب همع دوستای توحیدی این خانه و مسیر ناب.
خدایا سپاسگزارتم بابت دستای ک ثایپ میکنن، ،خدایا شکرت بابت چشمایی ک هر لحظه نعمت ها و زیبایی های خلقتتو نگاه میکنع و لذت میبره،،خدایا شکرت آرامش درونی دارم،،خدایا شکرت هیچ قرصی مصرف نمیکنم،،خدایا شکرت هر روز با احساس خوب زندگیمو سپری میکنم،،خدایا شکرت میتونم ذهنمو کنترل کنم،،خدایا شکرت ک هر شب بدون هیچ استرس و نگرانی سر رو بالشت میزارم، خدایا شکرت امروز برف اومد،،خدایا شکرت بخاطر هزارو یک دلیل ک اگ بخام بنویسم باید تا صب بنویسم.
امروز صب رفدم قدم بزنم دنبال زیبایی ها بودم ک چشمم ب برفای روی زمین افتاد ک یه حسی گفد برو بش دسد بزن رفدم نشسدم و برفو ک دسد زدم توجهمو گیاه های زیر برف جلب کرد ک چغد سرسبز بودن ودر حال رشد.خدارو اونجا دیدم، میون اون گیاهان سرسبز ک چغد هواسش حتی ب گیاه های کوچیک زیر خاکم هسد پ چطور بی ایمان باشم بش ک منو یادش بره منی ک اشرف مخلوقاتم منی ک روح خدا در منه، این منم ک با ناسپاسی و افکار منفی و احساس بد اونو یادم میره.
هرچغد سپاسگزار باشمو شاکر،نعمتهای بیشتری وارد زندگیم میشه چ ثروت چ سلامتی،،طبق قانون ب هر چیزی توجه کنم از جنس همون دریافت میکنم و هر چغد ناسپاس باشمو و غز بزنم هدایت میشم ب بیماری و فقر و نداری و از مدار خارج میشم.
ما انسان های ناسپاسی هسدیم چون خدا حتی قانونی برا هدایت و خوشبختی زندگی ما خلق کرده ک اگ درکش کنیم میتونیم زندگیمونو تغیر بدیم.
قانون اینکع افکار و باورهای شما زندگی شمارو خلق میکنع ب هر چیزی توجه کنی از جنس همان بیشتر بیشتر وارد زندگیت میشع،،،”کنترل ذهن =کنترل زندگی”.
من برای سال 1405(البتع اگر عمری باقی مانده باشد چون انسان ب یک ساعت بعدشم مطمن نیسد) سه هدف نوشدم و اون هدف هارو ب قدم های کوچیک تقسیم کردم،
⬅️هدف اول کارکردن روی قانون و کنترل ذهن
اینک هر روز رو خدم کار کنم ورودی های ذهنو کنترل کنم روی نقاط قوتم کار کنم ک بهترشون کنم وروی نقاط ضعفم کار کنم ک کمترشون کنم،،هر روز احساسمو با گوش دادن ب فایل های استاد و کامنت بچها خوب نگه دارم و در این هدف عجله نمیکنم نیاز ب تداوم و تکامل دارم.
⬅️هدف دومم تغیر شخصیتم
برای یک سال آینده تعهد میدم ی ورژن جدید از خدم بسازم ک از حاشیه دوری کنم،،انتقاد پذیر باشم،نقاط مثبت هر اتفاق ب ظاهر بد و ادمارو ببینم،کسیو قضاوت نکنم،غیبت نکنم،تهمت نزنم،برای تایید گرفدن از بقیه یا برای جلب توجه بقیه کاری انجام ندم،سعی نکنم کسیو تغیر بدم،عزت نفسمو بالاببرم،سپاسگزاری جزئ از خصوصیاتم بشه،تمرکزمو بزارم رو داشده هام،اعراض کنم از بی احترامی ،وارد بحث و اثبات کردن خدم نباشم،و این هدفمم نیاز ب تداوم و تکامل داره تو این کارم عجله نکنمو خدمو با بقیه مقایسه نکنم،
⬅️هدف سومم ایجاد کسب و کاره
ک باایمان بخدا در زمان مشخصی هدایت میشم بش.روی خدا و توانایی های خدم حساب میکنم تا مولد باشم و باور دارم ک همه چیز شگفت انگیز پیش خاهد رفدو این هدفم نیاز ب تداوم و تکامل داره.
من همع این هدفا و خاسده هامو طوری مکتوب کردم ک قراره خلق بشه چون باور دارم همع چی بستگی ب باور خدم داره،من تغیر کنم زندگیمم تغیر میکنع و مسیر رفده رفده مشخص میشع و باور دارم ب خدایی ک از نطفه خونی جنینی خلق میکنع پ خاسده من در مقابلش چیزی نیسد کافیست فقد بخام و حرکت کنم تا خدام هدایتم کنع،.
سلام به استاد عزیزم و دوستت همفرکانسی ام
💖💖💖
الان ساعت 50 :4 دقیقه صبح هست و به طور کاملااتفاقی احساس میکنم سرحال هستم و کشیده شدم به این فایل و شکرگذارخداهستم که این گونه میخواهد بهمن الهام کند و ایده و راه های رسیدن به سعادت و خوشبختی رو به من بدهد
خواب از سرم پریده وقتی همه جوره فکر میکنم که خدا غیر از هدایت من کار دیگری ندارد و همه کوره در حال برنامه ریزی برای رساندن من به سعادت و خوشبختی و … است
به شرط این که ایمان داشته باشیم و در این مسیر حرکت کنیم
خدایا شکرت و سپاس بابت این هم فرکانسی
💖💖💖
سلام و خداقوت خدمت همه عزیزان همراه
به به لذت بردم از فایل ” باور به امکان پذیری ”
خدایا مچکرم که توفیق دادی وارد روز چهارم از پروژه شگفتی ساز ” گام به گام تا خانه تکانی ذهن ” بشم
بریم سراغ تجزیه و تحلیل جمله زیبای ” باور به امکان پذیری ”
خیلی ساده برای من یعنی خرم هدفتو انتخاب کن و آهسته و آروم باورهای قدرتمند در موردش بساز و مرتب تکرار کن تا بشه جزئی از شخصیتت و هر روز در راستای هدفت یک قدم بردار و همینو ادامه بده که البته مستمر ادامه دادن نیاز به تعهد بالایی داره که ریشه در باور رسیدن و تیک خوردن هدفت رو داره و خیلی مهمه که این پذیرش رو داشته باشم برای لذت بردن و حال خوب داشتن در طی مسیر …. من مرتب باید به خودم یادآوری کنم حال و احوالمو گره نزنم به نقطه هدف چون باعث میشه توی مسیر عجله کنم و طبیعتا چهار قدم میرم جلو و سه قدم برمی گردم عقب و باعث هدر رفتن انرژی و انگیزم میشم …
وقتی به این فکر می کنم که مهمتر از هدف ، ساختن یک شخصیت منظم و متعهد توی وجودم و درک و فهم قانون تکامله هنوز مقداری ذهنم مقاومت داره ولی از طرفی وقتی به این باور و ایمان رسیدم که تنها مسیر رسیدن به همه خواسته ها در همه ابعاد همینه باید که روش متمرکز بشم و مرتب به خودم یادآوری کنم … خدایا توفیقشو بده
دوستان عزیزم قلبم و حسم میگه من می رسم به اونچه که دوست دارم چون حالم خیلی خوبه این روزها …
یه موضوع دیگه اینکه یه هدفی توی کارم مشخص کرده بودم که نیاز به طی کردن تکامل داره … چند روزی بود که سرگرمش بودم و به سایت نتوسته بودم سر بزنم … وقتی عزمم رو جزم کردم تا استارت بزنم پیش خودم گفتم برم و سایت عباسمنش رو باز کنم … به محض باز کردن با روز اول از پروژه گام به گام تا خانه تکانی ذهن روبرو شدم که حدود 30 روز زمان می بره … چه همزمانی خفنی … این پروژه برای منه و من از این هدایت شدنم نهایت استفاده رو می برم … خدایا ممنونتم
امیدوارم همه دوستان حالی که من دارم این روزها و ماندگاره رو تجربه کنن …
بهترین ها برای فرد فردتون