اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
این فایل نشانه من بود من پنچ سال هست که تو این مسیر الهی هستم و انصافا تمام وجودم تو این مسیر گذاشتم من تو آزمایشگاه کار می کنم تو همان اوایل در دوره 12 قدم فهمیدم این کار با باورهای درونی من مغایرت داره ولی خوب من باید خیلی چیزها را در خودم درست می کردم اولا اصلا نمی دونستم باید تو چه مسیری حرکت کنم ولی قلبم خیلی توحید فریاد می زد و خیلی هم تونستم تو اعمال توحیدی پیشرفت کنم یعنی تو تغییر شخصیت ولی عزت نفسم و ارزشمندیم تو بعضی مسایل پایین بود خیلی با دوره ها روی این مورد کار کردم و خیلی پیشرفت کردم الان هم روی روانشناسی ثروت 1 کار می کنم خیلی دلم می خواهد از این کار بیرون بیام ولی همچنان شک دارم خیلی مغزم خودم بررسی کردم و چون خیلی قرآن می خونم احساس می کنم مسیرم مسیر توحید هست ولی هنوزم شک دارم چون خیلی کمال گرا هستم و ذهنم من با استاد مقایسه می کنه دیشب با فایلی که استاد روی سایت گذاشت هر چند باید خیلی دقیق گوش بدهم فهمیدم من فکر می کنم خیلی باید کامل باشم تا تو این مسیر حرکت کنم در صورتی که من خیلی خیلی رفتارهام هم از سطح ذهنی هم از نظر رفتاری واقعا تغییر کرده خیلی کانون توجه ام تمرکزم در دست خودم هست صفات خداگونه تو وجود من خیلی فریاد می زنه ولی باز هم ذهنم میاد من با استاد مقایسه می کنه و از این مسیر منحرف می کنه به من شک می اندازه می دونم تو خودباوری و ارزشمندی خیلی جای کار دارم ولی تو کنترل ذهنم خیلی خیلی به لطف الله مهربان عالی شدم تو روابط تو سلامتی تو آرامش
از خداوند میخواهم به من کمک کنه واضح تر مسیرم بفهم و کمکم کنه حرکت کنم چون این مسئله کار واقعا تمام مغزم گرفته خیلی دوست پیشرفت کنم آن آدم قدیم نیستم که تو حاشیه باشم اصلا حوصله چیزهای بی خودی را ندارم چیزهایی که برای دیگران لذت بخش است من اصلا نمی فهم خودم می دونم چقدر ذهنم تغییر کرده دنبال رشد هستم امیدوارم اگر دفعه بعد کامنت می گذارم تو مسیر علاقه ام باشم
واقعیت رو باید بپذیریم تا بتونیم اون بصورت آگاهانه تغییر بدیم٫بله وقتی میشه علف های هرز رو قطع کرد و انداختشون دور میشه باورهایی که توی ذهنمون هست رو هم تغییر داد و انداختشون دور ٫به لطف خدای مهربان که همیشه حامی من بوده و هست ٫خودش من رو توی مسیر زندگی استادعباسمنش قرار داده تا بتونم زندگی خودم رو باورهای خودم رو و هر چه هست رو به درستی و با تکامل کامل و درست عوض کنم
خدایا برای وجود این بنده ات شکر گذاشت هستم و برای آگاهی هر روزه ات به من و صحبت کردن با قلب من هم از تو سپاسگزار هستم خدای مهربان
چقدر این تکه تکه کردن و یا تقسیم هدف به قدمهای کوچکتر و قابل اجرا با شرایط فعلی
به من کمک کرد.
ذهن من همیشه وقتی تا کاری رو قرار بود انجام بدم شروع میکرد که این کار بزرگه یا تو نمیتونی و یا تنها نمیتونی و به هر حال کاری میکرد که من از انجام اون منصرف بشم.
یادمه تو خانواده مون قبلا یک ضرب المثلی بود فکر کنم با این مضمون که چشم میترسه دل کار میکنه. یعنی در نگاه اول شما میترسی و انگار که طبیعی هم هست ولی وقتی دل به کار میدی و شروع میکنی کار انجام میشود.
باورهای محدود کننده ای که توی ذهن من هست و اونجا سالها ریشه دوونده حالا وقتی من میبینم خواسته دارم که در جهتش حرکت میکنم و باور سازی و …… انجام میدم ولی روند رسیدن بهش کند هست خوب معلومه دگه طبق این فایل بی نظیر استاد حتما باورهای محدود کننده بیشتری هنوز وجود دارد
و شاید بریده شدند ولی هنوز من نتونستم اونا رو بکشم بیرون.
خدایا کمکم کن تا پاک کنم قلبم رو از هر اندیشه ناروا
کمکم کن تا محدودیت و کمبود رو در هیچ جنبه ای از زندگی باور نکنم.
خدایا من به هر خیری که از جانب تو به من برسد فقیرم.
باورهای محدودکننده مثل زنجیرهایی نامرئی هستن؛ دیده نمیشن، اما سنگینیشون روی شونهها حس میشه. این باورها همون زمزمههای درونیان که میگن «نمیتونی»، «سخته»، «حقش رو نداری». در حالی که واقعیت اینه که همهچیز بیرون از اون دیوار خیالی جریان داره.
وقتی جرئت کنی یک قدم اونطرفتر بذاری، تازه میفهمی که هیچ دیواری در کار نبوده؛ فقط سایهای بوده که ذهن ساخته. شکستن باور محدودکننده یعنی بازگشت به خود واقعی، جایی که قدرت، خلاقیت و آزادی از اول وجود داشتن.
درود و مهر به استاد شایسته ی مهربانم و استاد عباسمنش عزیز و تمامی دوستان خوبم
گام نهم از پروژه ی جادویی خانه تکانی ذهن
ای جانم به این فایل قشنگ
وقتی دانشگاهت این سایت پر از آگاهی و آرامش و فرکانس مثبت باشه
استادهات مریم جان و استاد عباسمنش باشن
پروژه ات خانه تکانی ذهن باشه
دوستانت همه ،هم مدار با تو باشن
و محوطه ی دانشگاهت این بهشت زیبا باشه
دیگه چی میخواد این دانشجو از خدا؟
خدایا شکرت…..
استادجان مدتها بود ایده ی پروژه ی خانه تکانی ذهن بهم گفته میشد و من فکر میکردم باید یه کار سخت رو انجام بدم و حتی نمیرفتم سراغ پروژه ببینم اصلا چی هست و ب خودم میگفتم پرووووووژژژه ای به این بزرگی رو چطوری میخوای از عهده اش بربیای ؟
باید آمادگیش رو داشته باشی
باید شرایط مهیا باشه
باید باید و هزاران شاید و باید دیگه که اکثر اوقات به منه کمالگرا هجوم میاره
ولی از اونجا که از تکراری بودن روزهام خسته شده بودم و باید به ایده ام عمل میکردم اولین قدم رو برداشتم و پا روی ترسم گذاشتم رفتم سراغ پروژه و مقدمه اش رو خوندم و من حتی با مقدمه ی این پروژه به آرامش رسیدم
رفتم سراغ پروژه و کلیک کردم دیدم نوشته گام اول تا گام 28 یعنی قدم به قدم باید پیش میرفتم و طبق مقدمه باید فقط روزی دو ساعت از وقتم رو میذاشتم تا خدا ازطریق شما با من صبحت کنه
همون روز بعد از گذروندن قدم اول ک پا گذاشتن روی ترسم بود به ایده ام عمل کردم و قدم دوم رو برداشتم و بعد قدم بعدی به خودم تعهد دادم و قدم سوم رو هم برداشتم و ایمان داشتم که میتونم از عهده ی این کار بربیام و چون مسیرم درسته خداوند منو هدایت میکنه به قدم های بعدی…
و کلیک کردم روی گام ها و چقدر لذت بردم و روزشماری کردم تا فردا بشه و گام بعدی رو ببینم و بنویسم و چقدر نوشتن ردپا به من کمک کرد تا عزت نفس پیدا کنم و احساس لیاقت کنم و این هم قدم بزرگی بود و همه ی اینها باعث شد احساس قدرت کنم و هر روز به مسیرهای بهتری هدایت بشم و برکت هر گام رو توی زندگیم احساس کنم…
استاد عزیزم امروز باز هم خدا از طریق شما با من حسابی حرف زد و منو به آغوش کشید.
از تمام تلاش های شما و مریم بانوی عزیزم بابت این فایل ها کمال تشکر رو دارم
سلام دوستان هم فرکانسی من و خانم شایسته و آقای عباسمنش عزیز
من الان که فکر میکنم میبینم چقدر با استعداد بودم و چقدر باهوش…همین الانم هستم
هیچ زمانی نتونستم دستاوردهامو ببینم کسی به من نگفت باریکلا…احساس بی ارزشی و خجالت درونم داشتم ..اگر کسی از من تعریف میکرد چیزی تو ذهنم میگف بزرگ نمایی میکنه…عزت نفسم صفر بود کمال طلبی روی 1000…و استعداد هم روی 1000
آخرش هم به استقلال مالی نرسیدم چرا؟چون کمال طلبم..چون دائم میرم تو مقایسه خودم با افراد موفق..چون یک شبه راه رو میخوام طی کنم
میخوام اشتباه نکنم…به محض اشتباه ذهنم میگه چرا اشتباه کردی..تو هیچی نمیشی…ولش کن بکش کنار…و منو یک آدم تنبل و افسرده بار اورد
که هی سرزنش کردم خودمو و هی سرزنش کردم بقیه رو
الان فهمیدم بابا من هوشم عالیه…باورهامم نسبت به خدای یکتا خیلی خوبه….من مثل بقیه فکر نمیکنم همیشه رب رو قبول داشتم
ولی قانون تکامل رو نمیدونستم
همش یه ترسی همراهم بود چون عزت نفسم پایینه و دنبال تایید طلبی هستم میخوام سریع به یک نقطه برسم که به بقیه بگم ببینید از من یاد بگیرین من موفقم
با کمال طلبی فقط دارم فرکانس کمبود میفرستم کمبود پول…کمبود وقت…کمبود ایده و ….
از قدیم شنیده بودم عجله کار شیطانه ولی نفهمیدم یعنی چی
هر ضربه ای خوردم از عجله و وسوسه و طمع و کمال طلبی خوردم
دنبال شیطان راه افتادم و گفتم چشم…گف بی ارزشی گفتم آره…هی دنبال ارزش از بیرون گشتم که گیرم نیومد
دارم رو خودم کار میکنم
نشانه ها اومدن
پاشنه آشیل من کمال طلبیه که به لطف خدا میخوام ذهنمو بگیرم به دستم نه اینکه اون منو بگیره به دست و بشم عروسک خیمه شب بازیش
ممنون از سایت زیبا و ارزشمند…از دوست خوبم خانم شایسته و آقای عباسمنش
سلام استاد عزیزم واقعانم سپاسگزارم از شما برای همه فایل هاتون 🌷استاد چقدر خوب بود این ارتباط علف های هرز و باورهای نامناسب
اونجا که گفتین درختا رو میکندین و به باور خودتون تموم شده بود ولی می دیدین که شاخ و برگ هاش از بالا به هم تنیده شده مث باورهای منفی ذهنی که به هم تنیده میشن واقعا موهای تنم سیخ شد . بی صبرانه من منتظر اون جلسه ای از دوازده قدمم که میخواین راجع به این موضوع کامل صحبت کنین 😍 چقدر خوب بود اونجا که گفتین یه کاری که از نظرمون سخت هست رو انجام بدیم تا باورهامون قوی بشه و اعتماد به نفس بالا بره
من الان دقیقا تو همین وضعم تو شروع یه کاری هستم که سه ساله میخوام انجام بدمش و یه نصفه نیمه تلاشایی هم کرده بودم ولی هر دفعه شکست خوردم چون واقعا ازش می ترسیدم و شایدم خودمو لایق نمیدونستم اما امسال با خرید فایل عزت نفس و ایجاد باور لیاقت در خودم و دوره دوازده قدم و آموزه های بی نظیرش می دونم که موفق میشم هرچند دروغ نگم هنوزم یکم می ترسم اما تصمیمم رو گرفتم که وارد این ترسم بشم و بهش غلبه کنم و مطمئنم که اونوقته که اعتماد به نفسم خیلی بالاتر میره از قبل و میتونم قدم های بزرگتری رو بردارم 💪استاد من همین امروز به خودم قول میدم که تا پایان ٩٩ به این هدفم رسیدم و پیروز شدم و حتما میام کامنتم میزارم ♥️ چقد پرادایس زیباست واقعا حالم خوب میشه هر دفعه میبینم اینجا رو خدایا شکرت که هر روزم داره با دیدن این فایل ها و شنیدن صحبت های درجه یک شما میگذره .عاشقتونم استاد و بازم سپاسگزارم برای این لایو🙏
به نام خدای مهربانم
این فایل نشانه من بود من پنچ سال هست که تو این مسیر الهی هستم و انصافا تمام وجودم تو این مسیر گذاشتم من تو آزمایشگاه کار می کنم تو همان اوایل در دوره 12 قدم فهمیدم این کار با باورهای درونی من مغایرت داره ولی خوب من باید خیلی چیزها را در خودم درست می کردم اولا اصلا نمی دونستم باید تو چه مسیری حرکت کنم ولی قلبم خیلی توحید فریاد می زد و خیلی هم تونستم تو اعمال توحیدی پیشرفت کنم یعنی تو تغییر شخصیت ولی عزت نفسم و ارزشمندیم تو بعضی مسایل پایین بود خیلی با دوره ها روی این مورد کار کردم و خیلی پیشرفت کردم الان هم روی روانشناسی ثروت 1 کار می کنم خیلی دلم می خواهد از این کار بیرون بیام ولی همچنان شک دارم خیلی مغزم خودم بررسی کردم و چون خیلی قرآن می خونم احساس می کنم مسیرم مسیر توحید هست ولی هنوزم شک دارم چون خیلی کمال گرا هستم و ذهنم من با استاد مقایسه می کنه دیشب با فایلی که استاد روی سایت گذاشت هر چند باید خیلی دقیق گوش بدهم فهمیدم من فکر می کنم خیلی باید کامل باشم تا تو این مسیر حرکت کنم در صورتی که من خیلی خیلی رفتارهام هم از سطح ذهنی هم از نظر رفتاری واقعا تغییر کرده خیلی کانون توجه ام تمرکزم در دست خودم هست صفات خداگونه تو وجود من خیلی فریاد می زنه ولی باز هم ذهنم میاد من با استاد مقایسه می کنه و از این مسیر منحرف می کنه به من شک می اندازه می دونم تو خودباوری و ارزشمندی خیلی جای کار دارم ولی تو کنترل ذهنم خیلی خیلی به لطف الله مهربان عالی شدم تو روابط تو سلامتی تو آرامش
از خداوند میخواهم به من کمک کنه واضح تر مسیرم بفهم و کمکم کنه حرکت کنم چون این مسئله کار واقعا تمام مغزم گرفته خیلی دوست پیشرفت کنم آن آدم قدیم نیستم که تو حاشیه باشم اصلا حوصله چیزهای بی خودی را ندارم چیزهایی که برای دیگران لذت بخش است من اصلا نمی فهم خودم می دونم چقدر ذهنم تغییر کرده دنبال رشد هستم امیدوارم اگر دفعه بعد کامنت می گذارم تو مسیر علاقه ام باشم
استاد جان از شما سپاسگزارم
سلام
واقعیت رو باید بپذیریم تا بتونیم اون بصورت آگاهانه تغییر بدیم٫بله وقتی میشه علف های هرز رو قطع کرد و انداختشون دور میشه باورهایی که توی ذهنمون هست رو هم تغییر داد و انداختشون دور ٫به لطف خدای مهربان که همیشه حامی من بوده و هست ٫خودش من رو توی مسیر زندگی استادعباسمنش قرار داده تا بتونم زندگی خودم رو باورهای خودم رو و هر چه هست رو به درستی و با تکامل کامل و درست عوض کنم
خدایا برای وجود این بنده ات شکر گذاشت هستم و برای آگاهی هر روزه ات به من و صحبت کردن با قلب من هم از تو سپاسگزار هستم خدای مهربان
ساعت:3:05 ظهر
منزل
به نام الله مهربان
سلام به استادان گرانقدر
سلام به دوستان هم مسیر
خدایا شکرت.
چقدر این تکه تکه کردن و یا تقسیم هدف به قدمهای کوچکتر و قابل اجرا با شرایط فعلی
به من کمک کرد.
ذهن من همیشه وقتی تا کاری رو قرار بود انجام بدم شروع میکرد که این کار بزرگه یا تو نمیتونی و یا تنها نمیتونی و به هر حال کاری میکرد که من از انجام اون منصرف بشم.
یادمه تو خانواده مون قبلا یک ضرب المثلی بود فکر کنم با این مضمون که چشم میترسه دل کار میکنه. یعنی در نگاه اول شما میترسی و انگار که طبیعی هم هست ولی وقتی دل به کار میدی و شروع میکنی کار انجام میشود.
باورهای محدود کننده ای که توی ذهن من هست و اونجا سالها ریشه دوونده حالا وقتی من میبینم خواسته دارم که در جهتش حرکت میکنم و باور سازی و …… انجام میدم ولی روند رسیدن بهش کند هست خوب معلومه دگه طبق این فایل بی نظیر استاد حتما باورهای محدود کننده بیشتری هنوز وجود دارد
و شاید بریده شدند ولی هنوز من نتونستم اونا رو بکشم بیرون.
خدایا کمکم کن تا پاک کنم قلبم رو از هر اندیشه ناروا
کمکم کن تا محدودیت و کمبود رو در هیچ جنبه ای از زندگی باور نکنم.
خدایا من به هر خیری که از جانب تو به من برسد فقیرم.
به نام خداوند بخشنده و مهربان
چقدر قشنگ استاد عباس منش باورهای اشتباه
رو تشبیه به علفهای هرز میکنه واقعاً اشتباهات
من مانند علفهای هرز به هم پیچیده شده بود و
منو از باور اینکه این اشتباهات درست بشه غیر
ممکن بود اما هر چه بیشتر میرم جلوتر این
علفهای هرز بیشتر دیده میشوند و من هم از
استاد و شما دوستان عزیز یاد گرفتم که آهسته
آهسته و با هدایت خداوند متعال این اشتباهات
رو روز به روز و حتی لحظه به لحظه اصلاح کنم و
و با عشق کارم رو دنبال کنم و دوره تکامل رو به
زودی ببینم و خدارو شکر که فرصتی داده به من
که راه درست زندگی کردن و به داشته های خوبی
که خداوند بخشنده به من عطا کرده تمرکز بیشتری داشته باشم و از خودش بابت تمامی نعمتهایش
سپاسگزاری کنم و بیشتر هدایت بشم و اینکه از
پیچیدگی ظاهر اشتباهات همانند علفهای هرز
نترسم و به خداوند ایمان داشته باشم و از خودش
کمک بخوام تا اینکه دوره تکامل طی بشه
دوستان یک تجربه کسب کردم البته این برای
منه شاید عده ای از شما هم کسب کرده باشید
من برای اصلاح اشتباهات گذشته خودم یاداشت
میکنم و اون رو به عنوان یک هدف تمرین میکنم
و تکرار میکنم اولش سخت بود اما الآن خیلی
پذیرشم رفته بالا و راحتتر شده است
و به قول استاد وقتیکه به هدفم و زیباییهای
اون میرسم خیلی حال میکنم و بیشتر تشویق
میشم که فقط به زیباییهای اطرافم تمرکز داشته
باشم
در پناه حق سلامت و ثروتمند باشید
به نام خداوند بخشنده مهربان….
باورهای محدودکننده مثل زنجیرهایی نامرئی هستن؛ دیده نمیشن، اما سنگینیشون روی شونهها حس میشه. این باورها همون زمزمههای درونیان که میگن «نمیتونی»، «سخته»، «حقش رو نداری». در حالی که واقعیت اینه که همهچیز بیرون از اون دیوار خیالی جریان داره.
وقتی جرئت کنی یک قدم اونطرفتر بذاری، تازه میفهمی که هیچ دیواری در کار نبوده؛ فقط سایهای بوده که ذهن ساخته. شکستن باور محدودکننده یعنی بازگشت به خود واقعی، جایی که قدرت، خلاقیت و آزادی از اول وجود داشتن.
به نام خدای هدایت گر
درود و مهر به استاد شایسته ی مهربانم و استاد عباسمنش عزیز و تمامی دوستان خوبم
گام نهم از پروژه ی جادویی خانه تکانی ذهن
ای جانم به این فایل قشنگ
وقتی دانشگاهت این سایت پر از آگاهی و آرامش و فرکانس مثبت باشه
استادهات مریم جان و استاد عباسمنش باشن
پروژه ات خانه تکانی ذهن باشه
دوستانت همه ،هم مدار با تو باشن
و محوطه ی دانشگاهت این بهشت زیبا باشه
دیگه چی میخواد این دانشجو از خدا؟
خدایا شکرت…..
استادجان مدتها بود ایده ی پروژه ی خانه تکانی ذهن بهم گفته میشد و من فکر میکردم باید یه کار سخت رو انجام بدم و حتی نمیرفتم سراغ پروژه ببینم اصلا چی هست و ب خودم میگفتم پرووووووژژژه ای به این بزرگی رو چطوری میخوای از عهده اش بربیای ؟
باید آمادگیش رو داشته باشی
باید شرایط مهیا باشه
باید باید و هزاران شاید و باید دیگه که اکثر اوقات به منه کمالگرا هجوم میاره
ولی از اونجا که از تکراری بودن روزهام خسته شده بودم و باید به ایده ام عمل میکردم اولین قدم رو برداشتم و پا روی ترسم گذاشتم رفتم سراغ پروژه و مقدمه اش رو خوندم و من حتی با مقدمه ی این پروژه به آرامش رسیدم
رفتم سراغ پروژه و کلیک کردم دیدم نوشته گام اول تا گام 28 یعنی قدم به قدم باید پیش میرفتم و طبق مقدمه باید فقط روزی دو ساعت از وقتم رو میذاشتم تا خدا ازطریق شما با من صبحت کنه
همون روز بعد از گذروندن قدم اول ک پا گذاشتن روی ترسم بود به ایده ام عمل کردم و قدم دوم رو برداشتم و بعد قدم بعدی به خودم تعهد دادم و قدم سوم رو هم برداشتم و ایمان داشتم که میتونم از عهده ی این کار بربیام و چون مسیرم درسته خداوند منو هدایت میکنه به قدم های بعدی…
و کلیک کردم روی گام ها و چقدر لذت بردم و روزشماری کردم تا فردا بشه و گام بعدی رو ببینم و بنویسم و چقدر نوشتن ردپا به من کمک کرد تا عزت نفس پیدا کنم و احساس لیاقت کنم و این هم قدم بزرگی بود و همه ی اینها باعث شد احساس قدرت کنم و هر روز به مسیرهای بهتری هدایت بشم و برکت هر گام رو توی زندگیم احساس کنم…
استاد عزیزم امروز باز هم خدا از طریق شما با من حسابی حرف زد و منو به آغوش کشید.
از تمام تلاش های شما و مریم بانوی عزیزم بابت این فایل ها کمال تشکر رو دارم
دوستون دارم
در پناه خدای مهربان باشید
سلام دوستان هم فرکانسی من و خانم شایسته و آقای عباسمنش عزیز
من الان که فکر میکنم میبینم چقدر با استعداد بودم و چقدر باهوش…همین الانم هستم
هیچ زمانی نتونستم دستاوردهامو ببینم کسی به من نگفت باریکلا…احساس بی ارزشی و خجالت درونم داشتم ..اگر کسی از من تعریف میکرد چیزی تو ذهنم میگف بزرگ نمایی میکنه…عزت نفسم صفر بود کمال طلبی روی 1000…و استعداد هم روی 1000
آخرش هم به استقلال مالی نرسیدم چرا؟چون کمال طلبم..چون دائم میرم تو مقایسه خودم با افراد موفق..چون یک شبه راه رو میخوام طی کنم
میخوام اشتباه نکنم…به محض اشتباه ذهنم میگه چرا اشتباه کردی..تو هیچی نمیشی…ولش کن بکش کنار…و منو یک آدم تنبل و افسرده بار اورد
که هی سرزنش کردم خودمو و هی سرزنش کردم بقیه رو
الان فهمیدم بابا من هوشم عالیه…باورهامم نسبت به خدای یکتا خیلی خوبه….من مثل بقیه فکر نمیکنم همیشه رب رو قبول داشتم
ولی قانون تکامل رو نمیدونستم
همش یه ترسی همراهم بود چون عزت نفسم پایینه و دنبال تایید طلبی هستم میخوام سریع به یک نقطه برسم که به بقیه بگم ببینید از من یاد بگیرین من موفقم
با کمال طلبی فقط دارم فرکانس کمبود میفرستم کمبود پول…کمبود وقت…کمبود ایده و ….
از قدیم شنیده بودم عجله کار شیطانه ولی نفهمیدم یعنی چی
هر ضربه ای خوردم از عجله و وسوسه و طمع و کمال طلبی خوردم
دنبال شیطان راه افتادم و گفتم چشم…گف بی ارزشی گفتم آره…هی دنبال ارزش از بیرون گشتم که گیرم نیومد
دارم رو خودم کار میکنم
نشانه ها اومدن
پاشنه آشیل من کمال طلبیه که به لطف خدا میخوام ذهنمو بگیرم به دستم نه اینکه اون منو بگیره به دست و بشم عروسک خیمه شب بازیش
ممنون از سایت زیبا و ارزشمند…از دوست خوبم خانم شایسته و آقای عباسمنش
دوستتون دارم خانواده با عشقم
سلام خدمت استاد عزیزم،این فایل هم مثه همیشه پر از آگاهی،پر از امید،پر از عشق،پر از نشاط برای من بوده.
خدارو شکر میکنم که توو این مسیر زیبا هستم و دارم تلاش ذهنی میکنم که زندگیمو اونجوری که دوست دارم خلق کنم.
به امید روزهای پررنگ تر از امروزم که پر از اراده،ایمان و توکل به خداونده…
خدایا شکرت بابت همه چیز شکرررررررررت
سلام استاد عزیزم واقعانم سپاسگزارم از شما برای همه فایل هاتون 🌷استاد چقدر خوب بود این ارتباط علف های هرز و باورهای نامناسب
اونجا که گفتین درختا رو میکندین و به باور خودتون تموم شده بود ولی می دیدین که شاخ و برگ هاش از بالا به هم تنیده شده مث باورهای منفی ذهنی که به هم تنیده میشن واقعا موهای تنم سیخ شد . بی صبرانه من منتظر اون جلسه ای از دوازده قدمم که میخواین راجع به این موضوع کامل صحبت کنین 😍 چقدر خوب بود اونجا که گفتین یه کاری که از نظرمون سخت هست رو انجام بدیم تا باورهامون قوی بشه و اعتماد به نفس بالا بره
من الان دقیقا تو همین وضعم تو شروع یه کاری هستم که سه ساله میخوام انجام بدمش و یه نصفه نیمه تلاشایی هم کرده بودم ولی هر دفعه شکست خوردم چون واقعا ازش می ترسیدم و شایدم خودمو لایق نمیدونستم اما امسال با خرید فایل عزت نفس و ایجاد باور لیاقت در خودم و دوره دوازده قدم و آموزه های بی نظیرش می دونم که موفق میشم هرچند دروغ نگم هنوزم یکم می ترسم اما تصمیمم رو گرفتم که وارد این ترسم بشم و بهش غلبه کنم و مطمئنم که اونوقته که اعتماد به نفسم خیلی بالاتر میره از قبل و میتونم قدم های بزرگتری رو بردارم 💪استاد من همین امروز به خودم قول میدم که تا پایان ٩٩ به این هدفم رسیدم و پیروز شدم و حتما میام کامنتم میزارم ♥️ چقد پرادایس زیباست واقعا حالم خوب میشه هر دفعه میبینم اینجا رو خدایا شکرت که هر روزم داره با دیدن این فایل ها و شنیدن صحبت های درجه یک شما میگذره .عاشقتونم استاد و بازم سپاسگزارم برای این لایو🙏
رحمه الله والدیک خویه
خدا پدر و مادرت رو بیامرزه
واقعاً از صمیم قلبم میگم که خوشحال و دلشاد می شوم هر وقت فایل جدیدی رو برامون میفرستید روی سایت . خداوند خیر دنیا و آخرت به شما بدهد انشالله