اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خداوندی که در هر لحظه از این زندگی زیبا و پر از ماجرا، در حال هدایت من به سمت زیبایی ها، به سمت خوشی ها و به سمت بهترین های این دنیاست چون من اینگونه از او خواستم و من اینگونه او را باور کردم. خدایی که به پاسخش ایمان داشتم تا مرا به جواب سوالم برساند؛ تو کی هستی؟ و وقتی استاد رو به من معرفی کرد مغزم هیچ حرفی برای گفتن نداشت و قلبم با تمامیت وجودش پذیرای این آموزه ها و این آگاهی ها بود.
تکامل؛ قانون حاکم بر جهان هستی از ابتدای خلقت تا به انتهای آن. قانونی که ماهیت اصلی رشد و پیشرفت جهان مادی است. همانطور که زمینی که الان میشناسیم زمانی فقط به صورت یک گوی آتشین متشکل از مواد مذاب به دور خورشید میچرخید، به مرور زمان سطح آن سرد شد و خشکی ها پدید اومدن. سپس حیات از تک سلولی ها آغاز شد و به مرور زمان و با گذشت میلیارد ها و میلیون ها سال به فرم و شکلی که الان میبینیم حیات تکامل پیدا کرد و هر روز این تکامل در حال ادامه پیدا کردنه و این جهان در حال گسترش و پیشرفته. این یعنی هر روز ما باید در حال حرکت باشیم و هر روز در حال پیشرفت باشیم. اما آیا باید عجله کنیم و بترسیم که اگر هرچه سریع تر کاری نکنیم عقب میافتیم یا چیزی رو از دست میدیم؟
خیر؛ این با قانون جذب در تضاده. چون این احساس منفی عقب افتادن، حس کمالگرایی و ایجاد رقیب برای خودت در مسیر موفقیت و زندگی خودت!! صرفا باعث ایجاد حس بد و بروز اتفاقات منفی بیشتر میشه و کاری از کار پیش نمیره چون به هر آن چیزی که توجه کنی اون رو به زندگی خودت دعوت میکنی و واقعیت زندگیت حول اون شکل میگیره.
پس باید چیکار کرد؟
باید علایقت رو دنبال کنی. اون چیزهایی که اگه هر روز زندگیت هم اون کارا رو انجام بدی باز هم ازشون خسته نمیشی و با عشق و علاقه ادامشون میدی. چیزهایی که بهشون گرایش داری و دوست داری که انجامشون بدی و از انجامشون لذت ببری.
حالا پیشرفت در این چیزها چطوری حاصل میشه؟
از اونجایی که بهشون علاقه داری، پس این کار خیلی راحتیه برات که هر روز برای اون کار وقت بذاری و انجامشون بدی و یه قدم مثبت در راستای اونها برداری. مثلا منی که عاشق نقاشی کردنم، تلاشم بر اینه که هر روز دست به قلم بشم و حداقل یه طراحی کوچیک داشته باشم یا مروری بر درسای طراحی قبلیم داشته باشم یا یه درس جدید یاد بگیرم و از اونجایی که تقریبا 2 ساله که دارم به طور تقریبا مداوم انجام میدم و اتفاقا روند طراحی هام رو ثبت می کنم و ازشون عکس میگیرم و نگهشون میدارم اکثرا، میتونم به وضوح شاهد این قضیه باشم که چقدر طراحیم پیشرفت کرده و چقدر نکته یاد گرفتم که میتونم در آینده ازشون استفاده کنم.
هر روز چون با این حس خوب میرم سر دفتر نقاشیم، این الهام و این حس خوب رو دریافت میکنم که قراره یه چیز خیلی خوشگل، زیبا و جالب بکشم که هم از فرآیندش لذت ببرم و هم با تصور نقطه پایانی و تصویر نهایی اون طرح، بتونم با انگیزه بر روی تمام جزئیات اون طرح با شوق و علاقه کار کنم و ذره ای به کمالگرایی و اینکه حتما این طرح باید بی نقص و بی عیب باشه فکر نکنم چون میدونم و قبلا تجربه داشتم که این حس چقدر به فرآیند طراحی کردنم ضربه میزنه و چقدر باعث ایجاد حس منفی در مورد طرح میشه.
واقعا عشق و علاقه به کاری که عمیقا دوسش داریم، انگیزه، شور و شوق و اشتیاق روزافزون برای بهتر شدن و پیشرفت در اون کار رو میاره اگر که ما صبر داشته باشیم، آرام باشیم و با توکل پیش بریم و به هدایت و الهامات قلبیمون گوش بدیم.
من وقتی این مسیر آگاهی رو شروع کردم از همون اول میخواستم به درآمد بیشتر برسم،هر چه بیشتر زمان میگذشت کمتر نتیجه میگرفتم
و از این بابت ناراحت بودم که چرا نتیجه نمیگیرم؟
ی روز در حال
گوش دادن به یکی از فایلهای رایگان استاد بودم که در مورد کنترل ورودی ها صحبت میکرد،ی دفعه انگار جواب سوالمو یافتم،به خودم گفتم که
تو هنوز تو قدمهای اول موندی،وقتی هر چیزی رو گوش میدی ،هر چیزی رو میبینی،در مورد هر چیزی حرف میزنی،وقتی موضوع ناخوشایندی هست با اینکه ی چیزی درونت میگه حرف نزن ولی تو با جمع ادامه میدی،وقتی هنوز در درونت احساس حسادت داری نسبت به برخی افراد،وقتی که هنوز……
پس چطور انتظار داری که رشد کنی؟
چطور بدون اینکه قدم های اولو برداری و پایه ت رو قوی کنی،میخوای برسی به پله ی آخر؟
اینا همه اون علف های هرزی بودن که تو وجود من ریشه دوونده بودن و من میخواستم بدون هرس کردن این علف های هرز رشد کنم و به اون بالاها برسم
اومدم کم کم صفات منفی رو از وجودم کمرنگ تر کردم ،نمیگم کامل حذف شده ولی خیلی کمتر شده
خیلی بیشتر ورودی هامو کنترل کردم
حالم رو خوب نگه داشتم،و قدم به قدم دارم بهتر میشم،دارم تمام تلاشمو میکنم که هر روز بهتر از روز قبل باشم.
من کارمندم و معوقاتی داشتم که از یکسال قبل مونده بودن ،اما طی همین ماه دوتا از معوقاتمون رو پرداخت کردن این یکی از نشانه های خوب من بود بعد از اینکه روی خودم دارم کار میکنم
و خداروشکر حالم خیلی خوب شده و زندگیم خیلی قشنگتر
خدارو هزاران بار شاکرم برای ورود به این سایت پر از آگاهی
سلامی گرم خدمت استاد عزیز و خانواده صمیمی سایت دوستان هم فکر و هم مدار
خدا رو نه صدبار نه هزاران بار که میلیاردها بارشکر
نه از بابت نعمت هایی که به ما عطا کرده نه به خاطر پاهایی که روش راه میریم که بیدلیل و بی مدرک به خاطر صرفا بودن دراین جهان زیبا شکر…. شکر شکر شکر
استاد عزیز ممنونم از شیر کردن اینهمه آموزه های پربار و اثربخش. واقعا تنها وقتی این آگاهی ها رو با چاشنی عمل آمیخته میکنی تازه دلیل این همه شور و اشتیاق بی پایان شما رو آدم درک میکنه. تازه بعد از عمل کردن و گرفتن نتایج ارزشمنده که آدم تفاوت آموزش شما با بقیه اساتید رو متوجه میشه… بازم خداروشکر
همونطور که شما همیشه عاشقانه از قانون تکامل صحبت میکنید لازم میدونم تجربه ای رو از خودم و نحوه عملکردم به قانون بگم:
اولین قدم برای گرفتن نتیجه و تغییر در زندگی بلافاصله بعد از شنیدن این آموزه ها، پذیرش بی چون و چرای این آگاهی هاست یعنی همون که شما همیشه ازش باعنوان وحی منزل یاد میکنید که خود این پذیرش هم تکامل میخواد و من الان با گذشت چندسال که از آشناییم باشما میگذره تازه حس میکنم الان تونستم اندکی مدارم رو در این پذیرش بالا ببرم. و این پذیرش چیه؟ اینه که ما بپذیریم که همه چیز زندگی دست خودمونه و خودمونیم که اتفاقات و شرایط رو از صفر تاصد رقم میزنیم. واقعا الان درک میکنم که میگید بعضی آدما فقط ادا درمیارن که ما مطالب رو فهمیدیم درحالی که درعمل بسیار ضعیف عمل میکنن و اون تغییر بنیادین هنوز رخ نداده
همینقد از خودم بگم که تو این روزای به قول عامه جامعه سخت و همون شرایط حساس کنونی😊که خیلیها طبل بی پولی، نداری و کسادی رو میزنن من دارم عاااالی نتیجه میگیرم به لطف خدای مهربان. من هرروز درحال دریافت نعمت ها هستم اونم از در و دیوار
خدارو شکر
اونم درحالی که من هییییج کاری برای کسب و کارم نمیکنم و فقط وفقط دارم از زندگیم لذت میبرم… خب اگه این نتیجه عمل به قوانین نیست اگه این نتیجه خودسازی و کار روی باورها نیست پس چیه؟؟
دقیقا این روزا داره خودشو به شکل نقطه عطف درزندگی من نشون میده و خدا میدونه که چقد اتفاقای خوب دیگه قراره بیوفته که من الان ازش بیخبرم.
خدارو شکر دلم میخواست این حرفا رو بزنم و این حرفا داره از درون من جاری میشه از رهگذر اتصالم با منبع کل و من از این بابت مطمینم
سلام به استاد عباسمنش عزیزم، خانم شایسته عزیزم و همه اعضای خانواده عزیزم
نکات مهم و آگاهی های فایل نُهم از پروژه ی “گام به گام خانه تکانی ذهن”:
1_باورهای محدودکننده مثل علف های هرز توی مغز ما پُرن. اینا از یک سیستم تبعیت می کنن: این “علف های هرز” و این “باورهای محدودکننده”. خیلی باهم تشابه دارن.
2_موفقیت یعنی: انجام کارهایی که بایدانجام بدی. وقتی تموم میشه احساس ِ موفقیت ، احساس ِ توانایی ، احساس ِ اعتماد به نفس بهت کمک می کنه که قدم بعدی رو محکمتر برداری. باورات قوی تر میشه. به توانایی هات بیشتر ایمان میاری. مخصوصاً اگر یه کاری باشه که اولش خیلی برات سخت و ترسناک باشه …وقتی که انجام میشه خیلی خیلی “احساس قدرت” می کنی.
احساسی که آدم از انجام “کارهای جدید” ، از انجام کارهای “به ظاهرسخت” به دست میاره. اون اعتماد به نفسی که به دست میاره ، خیلی کمک می کنه که کارهای بعدی رو انجام بده.
3_ علف ها و درخت های هرز مثل “باورهای منفی”ان. همه به هم وصل میشن.
4_ موفقیت ، موفقیت میاره. ما همیشه باید از “دایره محدودیت هامون” یه ذرّه بریم بالاتر. یه قدم. بعد که اون یه قدمو رفتیم به خودمون بگیم که چقدر این کار امکان پذیر بود. چقدر میشد این کارو زودتر انجام بدیم. “چقدر اعتمادبه نفسمون میره بالا ! بعدش می ریم قدم بعدی رو محکم تر برمیداریم. یعنی به این شکل انسان پیشرفت می کنه. بعد قدم ِ بعدی محکم تر. بعد میگه بابا دیدی انجام شد؟؟ دیدی تونستم انجامش بدم؟؟ …بعد نتیجه رو که می بینه چقدرررر احساسش خوب میشه!
5_وقتی آدم یه کاری رو شروع می کنه: اولاً که نباید بیاد “کلّ پروژه” رو باهم بگه من میخوام شروع کنم. بیاد قطعه قطعه کنه کارو. اگه از همون اول بخوایم برای کلّ کار تصمیم بگیریم ، ممکنه انقدر وحشتناک بشه تو ذهنمون که بگیم بابا ول کن بیخیال! مگه میشه؟
ولی وقتی که قطعه قطعه می کنیم و با توکل به خدا قدم اول رو برمیداریم، یواش یواش می ریم جلو ، هی مراحل بعدی کار راحت تر میشه و سرعتش میره بالاتر. به همین دلیل هم ما میگیم موفقیت به صورت تصاعدی رشد می کنه. اینجوری نیست که با یک گام ِ یکسان موفقیت رشد کنه. اولش آهسته ست ، بعد که ادامه میدی ، بعد که “متعهّد” میشی ، بعد که قدمارو برمیداری ،بعد که حرکت می کنی ، هی سرعت رُشد بیشتر و بیشتر میشه.
وقتی قدم اول رو برمیداری: خیلی چیزها توی قدم های بعدی بهت گفته میشه. و توی قدم های بعدی قوی تر میشی. باورات هم قوی تر میشه. آدم توی هر قدم قوی تر میشه از هرلحاظ.
6_ نباید الآن ِ خودمونو مقایسه کنیم با کسانی که سالها یک مسیر خاص رو رفتن. به موفقیت هاش و ثروت هاش نگاه می کنیم می گیم من کجا، اون کجا ؟؟ نمی دونیم که بابا اونم یه روزی مثل الآن ِ ما بوده! فقط قدم هارو برداشته. با اشتیاق و ایمان وباوری که داشته حرکت کرده. اولشم نتایج خیلی بزرگی نگرفته. آروم آروم…الان بعد از بیست سال بعله نتایجش خیلی بزرگه.
ولی ما نباید خودمونو مقایسه کنیم با الآن ِ اون طرف. باید بدونی که اون یه مسیری رو طی کرده.
7_ یه سری از کارهارو آدم دوست داره خودش انجام بده. ربطی به پولدار بودن و نبودن نداره. آدم دوست داره حرکت کنه. و کلّی چیز یادبگیره و کلی آگاهی به دست بیاره.
خیلیا تو ذهنشون خوشبختی اینه که بیفتی یه جایی هیچ کاری نکنی!!….به خدا این خوشبختی نیست. هرکی اینجوری فکر می کنه هنوز به این موقعیت نرسیده. وقتی به این موقعیت برسی متوجه می شید که اصلاً حالتون از خودتون به هم می خوره بیفتید یه گوشه همینجوری در ودیوارو نگاه کنید!!
آدم دوس داره حرکت کنه. دوس داره مولّد باشه. دوس داره خلق کنه چیزی رو. اینا چیزاییه که آدمو رشد میده. اصلاً باعث زنده بودن ِ آدم میشه.
8_ آدم وقتی می خواد در مورد “نتیجه” صحبت کنه ، باید اجازه بده که “نتایج پایدار بشه”
خدایا من هرچی دارم از آنِ تو، خدایا من هیچی از خودم ندارم و هرخیری که از جانب تو بمن برسد باز من فقیر توهستم، خدایا من نمیدونم من بلد نیستم تو هدایتم کن…
سلام به استاد و بانو شایسته و به همه دوستان همگام در این پروژه خانه تکانی ذهن
خداروشکر میکنم که بازهم در مسیر راست و مسیر درستی قرار دارم و میتونم از این نکات بسیار عالی سوءاستفاده کنم خداروشکر و بازهم از استاد و بانو سپاسگزارم که این آگاهیها را رایگان و هدیه در اختیار ما گذاشتید…..
درباره علفهای هرز و باورهای محدود کننده ذهنی باید بگم که همیشه و هر ثانیه باید آماده باش باشیم و علفهای هرز ذهنیمون رو پاکسازی کنیم و تا به امروز من ندیدم علفهای هرز ذهنیام رو پاکسازی کرده باشم و بصورت دائم از بین رفته باشد و یه نفس راحتی کشیده باشم.. به نظر من با پاکسازی این علفهای هرز هربار انسان رو رُشد میده و باعث میشه با پاکسازی هرباره اونا هم تکامل طی کنیم و هم قویتر بشیم نسبت به اون علفها و قدرت پاکسازیمون بهتر و دو برابر بشه ولی خب کار آسونی هم نیس مخصوصا مثال خودم رو میزنم 30 الی 40 سال با این روش بزرگ شدم و بخواهم طی سه چهار سال اون سی یا 40 سال رو درست کنم و بشم یه آدمی که فول باشم خب این کار شدنی نیس بقول استاد و تجربه خودم همیشه اولین قدم سختترین و سرنوشت سازترین قدم توی زندگی همه ما اگه قدم اول رو محکم بردارم و به نحوه صحیح و درست انجام بدم قدمهای بعدی برام آسانتر و لذت بخشتر میشه و باعث میشه اعتماد به نفس حقیقی بگیرم و رُشد میکنم دقیقا مثال آهسته ولی پیوسته حالا وقتی اولین قدم رو صحیح بردارم و انجام بدم قدم دوم بهم گفته میشه و خیلی آسانتر میشه چرا چون اعتماد به نفس من توی انجام اون کار بیشتر شده و همش به خودم بارها و بارها یادآوری میکنم که من تونستم خلق کنم یا قدم اول رو برم پس این هم میتونم، خب من این کار رو بارها و بارها انجام دادم و به خودم یادآور شدم که چون قبلا یکبار تونستم اینبار هم میتونم، حالا من جلوی آینه رودرو با خودم این تونستنها این قدم اول رو برداشتها رو یادآوری کردم و چقدر هم تاثیر مثبتی داشته برام و چقدر بهم انگیزه داده که یکاری رو قبلا انجام دادم نتیجه گرفتم بعد یه مدتی انجام ندادم نتیجه منفی شده و اومدم به خودم یادآوری کردم اولش برای انجامش سخت بوده ولی قدم اول رو به استناد اون قدم اول قبلی محکم و استوار برداشتم و نتایج بلافاصله ظاهر شدن خب این کار رو برای من راحتتر کرده و ادامه کار برام سادهتر شده خداروشکر حالا من این مثال رو تو گرفتن کمیسیون بیشتر به خودم یادآوری میکنم که ببین فلان روز اِند میلیون تومان کمیسیون گرفتی الانم میتونی بگیری و…..
بنظرم این خودش یک ابزار مناسب برای انجام کارم و طی کردن تکامل هستش ابزار مناسب هم فکتی که از قدیم دارم و یه تصویری هم تو ذهنم از آخر کار ایجاد میکنم که مثلا با پول کمیسیونم دارم وسایلی که دوستدارم رو میخرم خب با این کارها مسیر و قدمهای بعدی برام آسانتر میشه…..
استاد اینجا یه حرفی زدید که خیلی به دلم نشست که؛ وقتی درباره نتایجت صحبت کن که نتایجت پایدار شده باشد: واقعا هم همینه اصلا بنظرم من و آموزشهای شما وقتی شما نتایج پایدار بگیرید دیگه نیاز به گفتن یا تعریف کردن ما نیس نتایج خودشون حرف میزنند… من یه تجربهای دارم که از اون سال به بعد سعی کردم به هیچکس حتی عزیزترین کسانم حرفی نزم و اجازه بدم نتایجم حرف بزنند یادم سال 98 بود تازه با استاد آشنا شده بودیم با عزیزدلم و خیلی شوروشوق داشتیم و حالا ناخواسته با باجناقم صحبت کردم که آره اینجوری اونجوری ال بل فلان بهمان و…….. خب باجناقم از من یه 6 الی 7 سالی بزرگتر همونجا برگشت بهم گفت حسین داداش دُمبت کووو؟؟؟ آقا منو میگی خیلی بهم برخورد و اون شد دیگه هیچوقت درباره این موضوعات با کسی صحبت نکردم و گذاشتم نتایجم حرف بزنند خداروشکر سال 98 به شش ماه نکشید نتایجم دُمبه نشون داد به باجناقم و اون شد که دیگه من باشم با کسی حرف بزنم درباره این مسائل :) ؛) استاد دمتگرم هربار میگی درباره این مسائل با کسی صحبت نکنید من میگم استاد خیالت راحت من یبار له شدم دیگه نمیذارم له بشم….
یه مورد دیگهای هم گفتید این بود که هدفهای بزرگ رو باید با قدمهای کوچک ولی متوالی محقق کنیم که این هم من تجربهاش رو دارم همیشه هدفهام بزرگ بودند و هستند و سعی میکردم یکضرب برسم مثلا به فلان ماشین خارجی درصورتی که من یه دوچرخه هم نداشتم که بخوام برسم به اون فلان ماشین ولی خب با آموزشهای شما یادگرفتم که فلان ماشین رو بخوام ولی از خرید دوچرخه شروع کنم تا به اون برسم، حتی توی همین شغل املاک هم همینجوری هستم از کمیسیونهای یک الی دو میلیون تومانی شروع کردم تا رسیدم به کمیسیونهای چند ده میلیونی و…. خداروشکر
یه بخشی هم درباره مقایسه صحبت کردید که من رو یاد دوره لیاقت انداخت که یه بخشیش رو کار کردم و اونجا هم شما گفتید که هیچگاه خودتون رو با دیگران مقایسه نکنید خودتون رو با یکساعت قبل خودتون مقایسه کنید و…. خداروشکر که تقریبا یادگرفتم الانم رو با یکساعت قبل خودم مقایسه کنم و چقدر هم مثمرثمر بودش. سپاسگزارم ازتون استاد…
خیلی لذت بردم از این گام 14 دقیقهای خیلی آموزش مفیدی بود برام امیدوارم تداوم داشته باشم توی این مسیر به امید خداوند بخشنده و مهربان، بانو شایسته عزیز از زحمات شما هم سپاسگزارم دوستون دارم….
استاد و بانو شایسته عزیزم قربونتون برم خیلی دوستون دارم عاشقتونم از راه دور میبوسمتون بغلتون میکنم ماچ بوس بغل به امیددیدار تو پرادایس
خدایا شکرت بخاطر امروز که بهمون اجازه زندگی کردن و خلق زندگیمون رو دادی
استاد باید اعتراف کنم اولین بار در گذشته که این فایل را دیدم قسمتی از زندگی در بهشت بود ،شما گفتید این ها علف های هرز بودن و شما پاکسازی کردید من توی ذهنم گفتم این ها که درخت هستنداین ها که سرسبزی و زیبایی هستند
کم کم با تکرار فایل و دریافت آگاهی های دیگه و تجربه کاشت نهال گلهای فصلی کاملا متوجه شدم چه خبر است
دیدم وقتی این حجم از شاخ و برگ های باریک و نامنظم حذف بشه چه درختان زیبا و تنومندی نمایان میشه که میشه زیر سایشون لذت برد
چه جاده ها و راه هایی پیدا میشه جدید ،مفرح و ورودی به دنیا و تجربه ها
استاد به فصل کاشت نهال گل دیدم که چه قدر نهال ها کوچک و ظریف هستند و طی دو سه بار آبیاری اول علف های هرز بسیار سریع تر رشد میکنند و همه جا را سبز میکنند ولی طبق تجربه باید به سرعت درشون بیاریم وگرنه به سرعت بزرگ و بزرگ تر میشوند و ریشه های پهنی سراسر خاک میدهند و مانع رشد نهال گل میشوند و این ماجرا مرحله به مرحله ادامه دارد وقتی نهال گل بزرگتر میشه و به مرحله ی غنچه دادن میرسه پیچک های هرز میان که دور ساقه گل میپیچند و زودتر گل میدهند و چشم فریب میشوند ولی به سرعت با فشاری که به گل می آورند گل دیگه به رشدش ادامه نمیده و یهو میبینی قسمتی از باغچه پر گل در هم تنیده و زرد و فسرده شده و جالب که این اتفاق بیشتر در وسط و قلب باغچه رخ میدهد چون از دسترس دورتر است و آدم برای پاکسازی احمال میکنه
در قسمت های دیگه دیدیم که وقتی با هلیشات از فضای بالا فیلمبرداری کردید این پاکسازی چه قدر مشخص بود
استاد الان متوجه میشم که چه قدر بارها افکار عمومی نادرست به راحتی در مسیرم ریشه دوانده و من گول رشد سریع و سرسبزی به ظاهر زیبایی که ایجاد کرده را خوردم و بعد چگونه به سرعت رشد کرده و باور و خواسته اصلی من را درخودش مخفی کرده و راه دسترسی من را به اون با ایجاد ترس و دور بودن بسته و من هم رها کردم
در این فایل از شما یاد گرفتم که بله حتی جنگل وحشی را هم میشه به نفع خودمان تغییر داد با تلاش و استمرار
وای استاد شما بی نظیری
استاد یادمون دادین که از کار کردن لذت ببریم از زندگی کردن و حتی از تلاش کردن لذت ببریم
استاد من این بار واقعا دارم در لحظه زندگی میکنم دارم لذت و استفاده میبرم و آرامش دارم
همه اتفاقات کم و زیاد و حرف ها و مردم سرجاشون هستند و ادامه دارند و این من و افکار و احساس من است که تغییر کرده و هزاران بار شکر
دیدگاه ناب شما، اول صبحی من رو سرذوق آورد چون جرقه بزرگی در ذهنم زد و به قول معروف روشن شدم. من یه اخلاقی داشتم که نمی خواستم از یکسری از افکار که بعضی تبدیل به خاطره و بعضی تبدیل به باور شده بودند دست بردارم ، ذهنم خیلی مقاومت می کرد و می کنه، ینی به یک سختی و مکافات با مشاوره و تراپی بعضی مسائل رو از ذهنم حذف میکردم مثل همون گیاه ها و درختهای به ظاهر قشنگ می گفتم حیفه آخه چرا باید حذفشون کنم اونها رو جزئی از هویت خودم میدونستم. اما امروز با تفسیر قشنگ شما از این فایل استاد دیگه منطقی قبول کردم که با وجود ظاهر قشنگش مانع بزرگی هست برای دیدن زیباییهای بزرگتر و همچنین مانعی برای رشد چیزهای جدیدتر و بهتر
خدا رو شکر فکر کنم دیگه ذهنم رو بتونم قانع کنم که دست از مقاومت و لجبازی برداره و مثل یه بچه خووب مسیر درست رو طی کنه.
جمله آخر تونم که گفتین همه چیز سرجاشه وادامه داره و این منم که تغییر کردم.عالی و تکمیل کننده بود.
این لایو ها واقعا فوق العاده است که تا فعلا تا قسمت ۱۴ پیش رفته است. ارزش ۱۰ ها بار شنیدن را داره یک چیزا گفته شده که من اصلا چی بگویم من در این فرصت که دارم از این لایو ها و مفاهیم و اطلاعات که در این لایو ها گفته میشود واقعا کوشش میکنم که همان قدر که درک میکنم عمل کنم کوشش میکنم عمل کنم و من فعلا شرایطم قسمی است که نمی توانم دوره های استاد تهیه کنم بدلیل مدارم و این که در افغانستان هستم شرایط تهیه را ندارم نه از بابت پرداخت مالی این که چطوری خرید کنم چون پی پال که این جا وجود نداره ولی مهم نیست خیلی خیلی زود این کار صورت میگیرد و من دوره فوق العاده کشف قوانین زنده گی را تهیه میکنم و من مدت ها است که به فایل های استاد گوش می دهم و تا جای که میتوانیم عمل می کنم
همین روزا ها داشتم زنده گی ام را Review می کردم و فکر کردم بعد این که تصمیم گرفتم به چیزهای که می شنوم عمل کنم در زنده گی من خیلی چیزا تغییر کرده خیلی خیلی تغییرات بزرگ
چون قبلا فایل همانطوری گوش میکردم گوش میکردم و فقد گوش میکردم و بعد دوباره به جامعه نگاه میکردم مردم می دیدم چیزا های که می شنیدم از جامعه و این چیزا و به شکل سابق عمل عمل میکردم
چی چیزی خاص اتفاق نمی افتاد و یک مطلب که خیلی تازه واردی این فضا شدند قانون درک نمی کند مثل اوایل من که درک نمی کردن
(وقتی میگیم من با ذهنم شرایطم و اتفاقات زنده گی ام خلق میکنم نه چیزی دگه) کسانی که درک نمی کنند میگن اوکی من میخوام در فلان موضوع به فلانه جای گاه برسم و فکرم میکنم و تجسم میکنم بدون این که کار خاص انجام بدهم خوب کجاست هیچ چیزی نشد در حالی که به هدف فکر میکنند با صدها افکار و باور های مخرب و همین طور در عمل مخالف جهت خواسته اش حتی حرکت میکند
این تجربه خود من بود که قبلا داشتم
موارد که توانستم بعد شنیدن درک و عمل و ادامه در زنده گی ام تغییر بدهم قرار است
قبلا اطراف من افراد بود که خیلی خیلی نامناسب بود از همه لحاظ از لحاظ اخلاقی فکری مالی و اجتماعی از همه لحاظ ها نامناسب که فعلا خدا شاهد است هیچ کدام انها نیست در زنده گی من به طور عجیب گم شدند بعضی شان کشور را ترک کردند به خاطر باور های درب و داغون شان بعضی دیگرشان اصلا من ندیدم مدت ها است و در قسمت روابط که گفتم افراد نامناسب در کل اطراف من احاطه کرده بودند
و من در کل با همه در گیر بودن همیشه حرف های ناحق و بی ارزش رد و بدل میکردیم یعنی روابط من با همه خیلی خراب بود
ولی فعلا از جمله اون افراد نامناسب هیچ کدام شان نیست و با همه با محبت رفتار میکنم و اونها هم همین طور رفتار خوب دارند
در قسمت موفقیت مالی تا هنوز اون نتایج مطلوب نگرفتم که در باره اش خیلی حرف زد ولی در اوضاع من خیلی تغییر کرده همه اون چیزا های که تا دو سال قبل میخواستم همه شان بدست اوردم
چون من فعلا ۱۹ سالم و از ۱۵ سالگی اولین بار با استاد آشنا شدم و تازه یک سال است که درست و خیلی بهتر درک کردم فعلا تا این جا کافی است. من خیلی خوب نیستم در نوشتن خوب که چی عرض کنم یعنی خیلی سختم است که بنویسم ولی به هر حال گفتم بابا ارزش اش داره بیا بنویس چون دیدم این همه تغییرات رخ داده قبلا اصلا ارامش نداشتم وقتی میخواستم خواب شوم تما ترس ها نگرانی ها سراغ من می آمد که فعلا خیلی ارامشششش دارم
توصیف بهشتی که به پرهیزکاران وعده داده شده، (این است که) از زیر (درختان) آن، نهرها جاری ست (و) میوهها و سایهاش همیشگی ست. این، فرجامِ کسانی ست که خود را (از خشم خدا) حفظ کردند، و فرجامِ کافران، آتش است.
رعد – 35
سلام به استاد عزیزم مریم جان عزیز و دوستان خوبم
خداوند را هزاران مرتبه شکر بابت یک روز عالی دیگر الهی شکرت
تجربه امروزم
خداوند را هزاران مرتبه شکر امروز خییلی روز عالی داشتم الهی شکرت
در اول کمی هوا سرد بود و اصلا نمی خواستم برم باشگاه خدا را شکر با وجود که ذهنم این کار را برایم سخت کرده بود و توانستم برم و چقدر عالی شد و چقدر کیف کردم خدایا شکرت
و چقدر روزم عالی بود و پر از نعمت های خداوند بود خدایا شکرت
نکات این فایل
در شروع کار همه چیز سخت به نظر می رسد و ذهن این طور نشان می دهد ذهن از تقلا و بیکاری خوشش می آید باید با اهرم رنج و لذت خوب بتوانیم ذهن خود را کنترل کنیم و بعد با برداشتن هر قدم تمام خواسته ها آسان و آسان تر می شود خدایا شکرت
موفقیت موفقیت می آورد
با انجام دادن قدم های کوچک ولی مستمر همه چیز به ذهن منطقی می شود و همه کار ها آسان و آسان تر می شود
وختی یک مار را شروع میکنم نباید تمام کار را یهو شروع کنیم باید کار ها را به قسمت های کوچک تقسیم کنیم و آهسته آهسته کار ها انجام می شود
و نباید خییلی کمال گرایانه به موضوعات نگاه کنیم باید تکامل را طی کنیم
سلام به استاد عباسمنش عزیزم و خانم شایسته عزیز و تمام دوستان عباسمنشی در پروژه خانه تکانی به صورت گام به گام.
امروز روز نهم از این پروژه خانه تکانی من هست
خیلی خوشحالم میبینم دوستان توی این مسیر کامنت میذارن از موفقیتها و لحظهای قشنگشون صحبت میکنند با خودم میگم آه ببین اینجا بچها توی مسیر فلان خواسته و.. هستن همین چیزی که تو میخوای یا فلان شرایط برای خودش رقم زده دقیقا همین چیزی که توام میخوای..
خب راستش بخواید امروزم نمیدونم چی بگم
تا همین الان داشتم فکر میکردم به حرفهای استاد و کامنت دوستانی که خوندم
و بیشتر زوم بودم روی زندگی خودم که الان من برای هدفم چطور میتونم و چه قدمی بردارم یعنی منظورم اولین قدم یا اولین قدم ها
دیشب با خودم صحبت کردم و گفتم باید تصمیم بگیرم وقتی تصمیم میگیری بعدش بقیه راه میفهمی مثل هفته گذشته که به خودم گفتم باید تکلیف خودم مشخص کنم و این هفته یک قدم بردارم و برداشتم البته دو قدم رو توی یه روز برداشتم که اولیش انجام دادم ولی دومیش انجام نشد و موفق نشدم و الان دارم بهش فکر میکنم حتما در سطح فرکانس و انرژیش نبودم و دسترسی کامل نداشتم و باورپذیر نبوده که نشده
تصمیم بر اینکه باید تکلیف خودم مشخص کنم منتظر هیچی چیزی اون بیرون نباشم
هیچ وقت نمیتونم انجامش بدم و برسم به اون آرزو اگر بخوام منتظر بمونم بشینم یه گوشه خونه و به هوای اینکه یکی متوجه من بشه و کمکم کنه بخاطر همین تصمیم گرفتم که محکم و قوی وایسم پایه هدفم و آرزو بر این فکر باید بهش برسم، یا میرسم یا میمیرم
بر این فکر که اگر دس دس کنم این نیم فصل هم تموم میشه نیم فصل دوم هم میاد و تموم میشه و اگر من بخوام بر همین منوال باشم معلوم هیچ نتیجه ای رقم نمیخوره
باید به یه توافق درونی برسم با خودم که واقعا میخوامش و میخوام داشته باشمش
با این جمله استاد که میگفت هر چقدر بیشتر تصمیم بگیرید عضله تصمیم گیری شما قوی تر میشه فکر میکنم آنتونی رابینز این جمله رو گفته بود زودتر و بهتر یاد میگیرید تصمیم بگیرید و خیلی از ما حتی تصمیم نمیگیریم و هیچ وقت در مسیر آرزو و خواسته هامون قرار نمیگیریم، فرض کن فقط بخاطر اینکه تصمیم نگرفتیم، به این خاطر امروز صبح بعد از گوش دیدن فایل و خوندن دو صحفه از کامنت دوستان با خودم گفتم حتما باید من اولین قدم بردارم برای هدفم که با نجواها و افکار ناامید کننده ذهنم روبرو شدم و سعی کردم شجاعت هفته گذشته ام رو که بعد از یکسال انجام دادم رو بیاد بیارم
این جمعه که گذشت من کاری رو کردم جایی رفتم چیزهایی دیدم که پارسال میخواستم انجامش بدم ولی نتونستم یعنی ترسیدم خیلی زود ترمز دوستیمو کشیدم و به تنها کلمه روی سطل روغن ماشین توی حیاطمون خودم راضی کردم. یعنی شب گفتم میخوابم فردا میرم ولی نتونستم و..
جمعه هفته پیش یعنی 13 مهر رفتم و قلبم بارها به مرز هزار رسید جایی از ترس و اضطراب جایی از هیجان..
خداروشکر میکنم که تونستم انجامش بدم
ممنونم از استاد بخاطر این لایو زیبا
تمام تلاشم میکنم که بتونم به آموزه های استاد عمل کنم
و این جمله رو این جا یادداشت میکنم از یکی از فایلهای قبلی که استاد گفتن ببنید چطور میتونید از این آگاهی ها توی زندگیتون استفاده کنید
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و گرامی و خانم شایسته و تمامی دوستان
تهران تاریخ 1404/09/13 ساعت 20:09
نشانه امروز من
خدایا صد هزاران مرتبه شکرت بابت وجود استاد عباسمنش
خدایا شکرت واقعا که باید ما روند تکاملی خودمون رو طی و خودمان را بسپاریم به دستان پر مهر و محبت خداوند و کمی صبور باشیم..
خدایا شکرت که مهاجرت کردم به تهران اولش که آمدم هیچ درآمدی نداشتم و گفتم خدایا کمکم کن و خداوند خیلی با احترام کاری خوبی نیمه وقت برای من اوکی کرده و الان تا حدودی در آمد دارم و سرگرم هستم..
خدایا شکرت من علاقه بی نهایت شدیدی به پیادهروی دارم و خیلی روزانه راه میروم ولی وقتی به بعضی ها میگم میگن نه من نمیتونم اینقدر راه بروم و شوکه میشوند و خدایا صد هزاران مرتبه شکرت بابت نعمت پاهای سالم و خوب و کفش های خوبی که دارم و راه میروم با تو خدای عزیزم صحبت میکنم و خیلی آرام میشوم خدایا شکرت..
به نام خدای مهربان
خداوندی که در هر لحظه از این زندگی زیبا و پر از ماجرا، در حال هدایت من به سمت زیبایی ها، به سمت خوشی ها و به سمت بهترین های این دنیاست چون من اینگونه از او خواستم و من اینگونه او را باور کردم. خدایی که به پاسخش ایمان داشتم تا مرا به جواب سوالم برساند؛ تو کی هستی؟ و وقتی استاد رو به من معرفی کرد مغزم هیچ حرفی برای گفتن نداشت و قلبم با تمامیت وجودش پذیرای این آموزه ها و این آگاهی ها بود.
تکامل؛ قانون حاکم بر جهان هستی از ابتدای خلقت تا به انتهای آن. قانونی که ماهیت اصلی رشد و پیشرفت جهان مادی است. همانطور که زمینی که الان میشناسیم زمانی فقط به صورت یک گوی آتشین متشکل از مواد مذاب به دور خورشید میچرخید، به مرور زمان سطح آن سرد شد و خشکی ها پدید اومدن. سپس حیات از تک سلولی ها آغاز شد و به مرور زمان و با گذشت میلیارد ها و میلیون ها سال به فرم و شکلی که الان میبینیم حیات تکامل پیدا کرد و هر روز این تکامل در حال ادامه پیدا کردنه و این جهان در حال گسترش و پیشرفته. این یعنی هر روز ما باید در حال حرکت باشیم و هر روز در حال پیشرفت باشیم. اما آیا باید عجله کنیم و بترسیم که اگر هرچه سریع تر کاری نکنیم عقب میافتیم یا چیزی رو از دست میدیم؟
خیر؛ این با قانون جذب در تضاده. چون این احساس منفی عقب افتادن، حس کمالگرایی و ایجاد رقیب برای خودت در مسیر موفقیت و زندگی خودت!! صرفا باعث ایجاد حس بد و بروز اتفاقات منفی بیشتر میشه و کاری از کار پیش نمیره چون به هر آن چیزی که توجه کنی اون رو به زندگی خودت دعوت میکنی و واقعیت زندگیت حول اون شکل میگیره.
پس باید چیکار کرد؟
باید علایقت رو دنبال کنی. اون چیزهایی که اگه هر روز زندگیت هم اون کارا رو انجام بدی باز هم ازشون خسته نمیشی و با عشق و علاقه ادامشون میدی. چیزهایی که بهشون گرایش داری و دوست داری که انجامشون بدی و از انجامشون لذت ببری.
حالا پیشرفت در این چیزها چطوری حاصل میشه؟
از اونجایی که بهشون علاقه داری، پس این کار خیلی راحتیه برات که هر روز برای اون کار وقت بذاری و انجامشون بدی و یه قدم مثبت در راستای اونها برداری. مثلا منی که عاشق نقاشی کردنم، تلاشم بر اینه که هر روز دست به قلم بشم و حداقل یه طراحی کوچیک داشته باشم یا مروری بر درسای طراحی قبلیم داشته باشم یا یه درس جدید یاد بگیرم و از اونجایی که تقریبا 2 ساله که دارم به طور تقریبا مداوم انجام میدم و اتفاقا روند طراحی هام رو ثبت می کنم و ازشون عکس میگیرم و نگهشون میدارم اکثرا، میتونم به وضوح شاهد این قضیه باشم که چقدر طراحیم پیشرفت کرده و چقدر نکته یاد گرفتم که میتونم در آینده ازشون استفاده کنم.
هر روز چون با این حس خوب میرم سر دفتر نقاشیم، این الهام و این حس خوب رو دریافت میکنم که قراره یه چیز خیلی خوشگل، زیبا و جالب بکشم که هم از فرآیندش لذت ببرم و هم با تصور نقطه پایانی و تصویر نهایی اون طرح، بتونم با انگیزه بر روی تمام جزئیات اون طرح با شوق و علاقه کار کنم و ذره ای به کمالگرایی و اینکه حتما این طرح باید بی نقص و بی عیب باشه فکر نکنم چون میدونم و قبلا تجربه داشتم که این حس چقدر به فرآیند طراحی کردنم ضربه میزنه و چقدر باعث ایجاد حس منفی در مورد طرح میشه.
واقعا عشق و علاقه به کاری که عمیقا دوسش داریم، انگیزه، شور و شوق و اشتیاق روزافزون برای بهتر شدن و پیشرفت در اون کار رو میاره اگر که ما صبر داشته باشیم، آرام باشیم و با توکل پیش بریم و به هدایت و الهامات قلبیمون گوش بدیم.
با سلام خدمت استاد عزیز و همراهان گرامی
من وقتی این مسیر آگاهی رو شروع کردم از همون اول میخواستم به درآمد بیشتر برسم،هر چه بیشتر زمان میگذشت کمتر نتیجه میگرفتم
و از این بابت ناراحت بودم که چرا نتیجه نمیگیرم؟
ی روز در حال
گوش دادن به یکی از فایلهای رایگان استاد بودم که در مورد کنترل ورودی ها صحبت میکرد،ی دفعه انگار جواب سوالمو یافتم،به خودم گفتم که
تو هنوز تو قدمهای اول موندی،وقتی هر چیزی رو گوش میدی ،هر چیزی رو میبینی،در مورد هر چیزی حرف میزنی،وقتی موضوع ناخوشایندی هست با اینکه ی چیزی درونت میگه حرف نزن ولی تو با جمع ادامه میدی،وقتی هنوز در درونت احساس حسادت داری نسبت به برخی افراد،وقتی که هنوز……
پس چطور انتظار داری که رشد کنی؟
چطور بدون اینکه قدم های اولو برداری و پایه ت رو قوی کنی،میخوای برسی به پله ی آخر؟
اینا همه اون علف های هرزی بودن که تو وجود من ریشه دوونده بودن و من میخواستم بدون هرس کردن این علف های هرز رشد کنم و به اون بالاها برسم
اومدم کم کم صفات منفی رو از وجودم کمرنگ تر کردم ،نمیگم کامل حذف شده ولی خیلی کمتر شده
خیلی بیشتر ورودی هامو کنترل کردم
حالم رو خوب نگه داشتم،و قدم به قدم دارم بهتر میشم،دارم تمام تلاشمو میکنم که هر روز بهتر از روز قبل باشم.
من کارمندم و معوقاتی داشتم که از یکسال قبل مونده بودن ،اما طی همین ماه دوتا از معوقاتمون رو پرداخت کردن این یکی از نشانه های خوب من بود بعد از اینکه روی خودم دارم کار میکنم
و خداروشکر حالم خیلی خوب شده و زندگیم خیلی قشنگتر
خدارو هزاران بار شاکرم برای ورود به این سایت پر از آگاهی
بنام خدای مهربان
سلامی گرم خدمت استاد عزیز و خانواده صمیمی سایت دوستان هم فکر و هم مدار
خدا رو نه صدبار نه هزاران بار که میلیاردها بارشکر
نه از بابت نعمت هایی که به ما عطا کرده نه به خاطر پاهایی که روش راه میریم که بیدلیل و بی مدرک به خاطر صرفا بودن دراین جهان زیبا شکر…. شکر شکر شکر
استاد عزیز ممنونم از شیر کردن اینهمه آموزه های پربار و اثربخش. واقعا تنها وقتی این آگاهی ها رو با چاشنی عمل آمیخته میکنی تازه دلیل این همه شور و اشتیاق بی پایان شما رو آدم درک میکنه. تازه بعد از عمل کردن و گرفتن نتایج ارزشمنده که آدم تفاوت آموزش شما با بقیه اساتید رو متوجه میشه… بازم خداروشکر
همونطور که شما همیشه عاشقانه از قانون تکامل صحبت میکنید لازم میدونم تجربه ای رو از خودم و نحوه عملکردم به قانون بگم:
اولین قدم برای گرفتن نتیجه و تغییر در زندگی بلافاصله بعد از شنیدن این آموزه ها، پذیرش بی چون و چرای این آگاهی هاست یعنی همون که شما همیشه ازش باعنوان وحی منزل یاد میکنید که خود این پذیرش هم تکامل میخواد و من الان با گذشت چندسال که از آشناییم باشما میگذره تازه حس میکنم الان تونستم اندکی مدارم رو در این پذیرش بالا ببرم. و این پذیرش چیه؟ اینه که ما بپذیریم که همه چیز زندگی دست خودمونه و خودمونیم که اتفاقات و شرایط رو از صفر تاصد رقم میزنیم. واقعا الان درک میکنم که میگید بعضی آدما فقط ادا درمیارن که ما مطالب رو فهمیدیم درحالی که درعمل بسیار ضعیف عمل میکنن و اون تغییر بنیادین هنوز رخ نداده
همینقد از خودم بگم که تو این روزای به قول عامه جامعه سخت و همون شرایط حساس کنونی😊که خیلیها طبل بی پولی، نداری و کسادی رو میزنن من دارم عاااالی نتیجه میگیرم به لطف خدای مهربان. من هرروز درحال دریافت نعمت ها هستم اونم از در و دیوار
خدارو شکر
اونم درحالی که من هییییج کاری برای کسب و کارم نمیکنم و فقط وفقط دارم از زندگیم لذت میبرم… خب اگه این نتیجه عمل به قوانین نیست اگه این نتیجه خودسازی و کار روی باورها نیست پس چیه؟؟
دقیقا این روزا داره خودشو به شکل نقطه عطف درزندگی من نشون میده و خدا میدونه که چقد اتفاقای خوب دیگه قراره بیوفته که من الان ازش بیخبرم.
خدارو شکر دلم میخواست این حرفا رو بزنم و این حرفا داره از درون من جاری میشه از رهگذر اتصالم با منبع کل و من از این بابت مطمینم
تشکر استاد تشکر
شاد و سالم و پیروز باشید همه عمر🌷🥀🌻🌺🌹
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عباسمنش عزیزم، خانم شایسته عزیزم و همه اعضای خانواده عزیزم
نکات مهم و آگاهی های فایل نُهم از پروژه ی “گام به گام خانه تکانی ذهن”:
1_باورهای محدودکننده مثل علف های هرز توی مغز ما پُرن. اینا از یک سیستم تبعیت می کنن: این “علف های هرز” و این “باورهای محدودکننده”. خیلی باهم تشابه دارن.
2_موفقیت یعنی: انجام کارهایی که بایدانجام بدی. وقتی تموم میشه احساس ِ موفقیت ، احساس ِ توانایی ، احساس ِ اعتماد به نفس بهت کمک می کنه که قدم بعدی رو محکمتر برداری. باورات قوی تر میشه. به توانایی هات بیشتر ایمان میاری. مخصوصاً اگر یه کاری باشه که اولش خیلی برات سخت و ترسناک باشه …وقتی که انجام میشه خیلی خیلی “احساس قدرت” می کنی.
احساسی که آدم از انجام “کارهای جدید” ، از انجام کارهای “به ظاهرسخت” به دست میاره. اون اعتماد به نفسی که به دست میاره ، خیلی کمک می کنه که کارهای بعدی رو انجام بده.
3_ علف ها و درخت های هرز مثل “باورهای منفی”ان. همه به هم وصل میشن.
4_ موفقیت ، موفقیت میاره. ما همیشه باید از “دایره محدودیت هامون” یه ذرّه بریم بالاتر. یه قدم. بعد که اون یه قدمو رفتیم به خودمون بگیم که چقدر این کار امکان پذیر بود. چقدر میشد این کارو زودتر انجام بدیم. “چقدر اعتمادبه نفسمون میره بالا ! بعدش می ریم قدم بعدی رو محکم تر برمیداریم. یعنی به این شکل انسان پیشرفت می کنه. بعد قدم ِ بعدی محکم تر. بعد میگه بابا دیدی انجام شد؟؟ دیدی تونستم انجامش بدم؟؟ …بعد نتیجه رو که می بینه چقدرررر احساسش خوب میشه!
5_وقتی آدم یه کاری رو شروع می کنه: اولاً که نباید بیاد “کلّ پروژه” رو باهم بگه من میخوام شروع کنم. بیاد قطعه قطعه کنه کارو. اگه از همون اول بخوایم برای کلّ کار تصمیم بگیریم ، ممکنه انقدر وحشتناک بشه تو ذهنمون که بگیم بابا ول کن بیخیال! مگه میشه؟
ولی وقتی که قطعه قطعه می کنیم و با توکل به خدا قدم اول رو برمیداریم، یواش یواش می ریم جلو ، هی مراحل بعدی کار راحت تر میشه و سرعتش میره بالاتر. به همین دلیل هم ما میگیم موفقیت به صورت تصاعدی رشد می کنه. اینجوری نیست که با یک گام ِ یکسان موفقیت رشد کنه. اولش آهسته ست ، بعد که ادامه میدی ، بعد که “متعهّد” میشی ، بعد که قدمارو برمیداری ،بعد که حرکت می کنی ، هی سرعت رُشد بیشتر و بیشتر میشه.
وقتی قدم اول رو برمیداری: خیلی چیزها توی قدم های بعدی بهت گفته میشه. و توی قدم های بعدی قوی تر میشی. باورات هم قوی تر میشه. آدم توی هر قدم قوی تر میشه از هرلحاظ.
6_ نباید الآن ِ خودمونو مقایسه کنیم با کسانی که سالها یک مسیر خاص رو رفتن. به موفقیت هاش و ثروت هاش نگاه می کنیم می گیم من کجا، اون کجا ؟؟ نمی دونیم که بابا اونم یه روزی مثل الآن ِ ما بوده! فقط قدم هارو برداشته. با اشتیاق و ایمان وباوری که داشته حرکت کرده. اولشم نتایج خیلی بزرگی نگرفته. آروم آروم…الان بعد از بیست سال بعله نتایجش خیلی بزرگه.
ولی ما نباید خودمونو مقایسه کنیم با الآن ِ اون طرف. باید بدونی که اون یه مسیری رو طی کرده.
7_ یه سری از کارهارو آدم دوست داره خودش انجام بده. ربطی به پولدار بودن و نبودن نداره. آدم دوست داره حرکت کنه. و کلّی چیز یادبگیره و کلی آگاهی به دست بیاره.
خیلیا تو ذهنشون خوشبختی اینه که بیفتی یه جایی هیچ کاری نکنی!!….به خدا این خوشبختی نیست. هرکی اینجوری فکر می کنه هنوز به این موقعیت نرسیده. وقتی به این موقعیت برسی متوجه می شید که اصلاً حالتون از خودتون به هم می خوره بیفتید یه گوشه همینجوری در ودیوارو نگاه کنید!!
آدم دوس داره حرکت کنه. دوس داره مولّد باشه. دوس داره خلق کنه چیزی رو. اینا چیزاییه که آدمو رشد میده. اصلاً باعث زنده بودن ِ آدم میشه.
8_ آدم وقتی می خواد در مورد “نتیجه” صحبت کنه ، باید اجازه بده که “نتایج پایدار بشه”
خداجونم شکرت
《به نام خداوند بخشنده مهربان》
خدایا من هرچی دارم از آنِ تو، خدایا من هیچی از خودم ندارم و هرخیری که از جانب تو بمن برسد باز من فقیر توهستم، خدایا من نمیدونم من بلد نیستم تو هدایتم کن…
سلام به استاد و بانو شایسته و به همه دوستان همگام در این پروژه خانه تکانی ذهن
خداروشکر میکنم که بازهم در مسیر راست و مسیر درستی قرار دارم و میتونم از این نکات بسیار عالی سوءاستفاده کنم خداروشکر و بازهم از استاد و بانو سپاسگزارم که این آگاهیها را رایگان و هدیه در اختیار ما گذاشتید…..
درباره علفهای هرز و باورهای محدود کننده ذهنی باید بگم که همیشه و هر ثانیه باید آماده باش باشیم و علفهای هرز ذهنیمون رو پاکسازی کنیم و تا به امروز من ندیدم علفهای هرز ذهنیام رو پاکسازی کرده باشم و بصورت دائم از بین رفته باشد و یه نفس راحتی کشیده باشم.. به نظر من با پاکسازی این علفهای هرز هربار انسان رو رُشد میده و باعث میشه با پاکسازی هرباره اونا هم تکامل طی کنیم و هم قویتر بشیم نسبت به اون علفها و قدرت پاکسازیمون بهتر و دو برابر بشه ولی خب کار آسونی هم نیس مخصوصا مثال خودم رو میزنم 30 الی 40 سال با این روش بزرگ شدم و بخواهم طی سه چهار سال اون سی یا 40 سال رو درست کنم و بشم یه آدمی که فول باشم خب این کار شدنی نیس بقول استاد و تجربه خودم همیشه اولین قدم سختترین و سرنوشت سازترین قدم توی زندگی همه ما اگه قدم اول رو محکم بردارم و به نحوه صحیح و درست انجام بدم قدمهای بعدی برام آسانتر و لذت بخشتر میشه و باعث میشه اعتماد به نفس حقیقی بگیرم و رُشد میکنم دقیقا مثال آهسته ولی پیوسته حالا وقتی اولین قدم رو صحیح بردارم و انجام بدم قدم دوم بهم گفته میشه و خیلی آسانتر میشه چرا چون اعتماد به نفس من توی انجام اون کار بیشتر شده و همش به خودم بارها و بارها یادآوری میکنم که من تونستم خلق کنم یا قدم اول رو برم پس این هم میتونم، خب من این کار رو بارها و بارها انجام دادم و به خودم یادآور شدم که چون قبلا یکبار تونستم اینبار هم میتونم، حالا من جلوی آینه رودرو با خودم این تونستنها این قدم اول رو برداشتها رو یادآوری کردم و چقدر هم تاثیر مثبتی داشته برام و چقدر بهم انگیزه داده که یکاری رو قبلا انجام دادم نتیجه گرفتم بعد یه مدتی انجام ندادم نتیجه منفی شده و اومدم به خودم یادآوری کردم اولش برای انجامش سخت بوده ولی قدم اول رو به استناد اون قدم اول قبلی محکم و استوار برداشتم و نتایج بلافاصله ظاهر شدن خب این کار رو برای من راحتتر کرده و ادامه کار برام سادهتر شده خداروشکر حالا من این مثال رو تو گرفتن کمیسیون بیشتر به خودم یادآوری میکنم که ببین فلان روز اِند میلیون تومان کمیسیون گرفتی الانم میتونی بگیری و…..
بنظرم این خودش یک ابزار مناسب برای انجام کارم و طی کردن تکامل هستش ابزار مناسب هم فکتی که از قدیم دارم و یه تصویری هم تو ذهنم از آخر کار ایجاد میکنم که مثلا با پول کمیسیونم دارم وسایلی که دوستدارم رو میخرم خب با این کارها مسیر و قدمهای بعدی برام آسانتر میشه…..
استاد اینجا یه حرفی زدید که خیلی به دلم نشست که؛ وقتی درباره نتایجت صحبت کن که نتایجت پایدار شده باشد: واقعا هم همینه اصلا بنظرم من و آموزشهای شما وقتی شما نتایج پایدار بگیرید دیگه نیاز به گفتن یا تعریف کردن ما نیس نتایج خودشون حرف میزنند… من یه تجربهای دارم که از اون سال به بعد سعی کردم به هیچکس حتی عزیزترین کسانم حرفی نزم و اجازه بدم نتایجم حرف بزنند یادم سال 98 بود تازه با استاد آشنا شده بودیم با عزیزدلم و خیلی شوروشوق داشتیم و حالا ناخواسته با باجناقم صحبت کردم که آره اینجوری اونجوری ال بل فلان بهمان و…….. خب باجناقم از من یه 6 الی 7 سالی بزرگتر همونجا برگشت بهم گفت حسین داداش دُمبت کووو؟؟؟ آقا منو میگی خیلی بهم برخورد و اون شد دیگه هیچوقت درباره این موضوعات با کسی صحبت نکردم و گذاشتم نتایجم حرف بزنند خداروشکر سال 98 به شش ماه نکشید نتایجم دُمبه نشون داد به باجناقم و اون شد که دیگه من باشم با کسی حرف بزنم درباره این مسائل :) ؛) استاد دمتگرم هربار میگی درباره این مسائل با کسی صحبت نکنید من میگم استاد خیالت راحت من یبار له شدم دیگه نمیذارم له بشم….
یه مورد دیگهای هم گفتید این بود که هدفهای بزرگ رو باید با قدمهای کوچک ولی متوالی محقق کنیم که این هم من تجربهاش رو دارم همیشه هدفهام بزرگ بودند و هستند و سعی میکردم یکضرب برسم مثلا به فلان ماشین خارجی درصورتی که من یه دوچرخه هم نداشتم که بخوام برسم به اون فلان ماشین ولی خب با آموزشهای شما یادگرفتم که فلان ماشین رو بخوام ولی از خرید دوچرخه شروع کنم تا به اون برسم، حتی توی همین شغل املاک هم همینجوری هستم از کمیسیونهای یک الی دو میلیون تومانی شروع کردم تا رسیدم به کمیسیونهای چند ده میلیونی و…. خداروشکر
یه بخشی هم درباره مقایسه صحبت کردید که من رو یاد دوره لیاقت انداخت که یه بخشیش رو کار کردم و اونجا هم شما گفتید که هیچگاه خودتون رو با دیگران مقایسه نکنید خودتون رو با یکساعت قبل خودتون مقایسه کنید و…. خداروشکر که تقریبا یادگرفتم الانم رو با یکساعت قبل خودم مقایسه کنم و چقدر هم مثمرثمر بودش. سپاسگزارم ازتون استاد…
خیلی لذت بردم از این گام 14 دقیقهای خیلی آموزش مفیدی بود برام امیدوارم تداوم داشته باشم توی این مسیر به امید خداوند بخشنده و مهربان، بانو شایسته عزیز از زحمات شما هم سپاسگزارم دوستون دارم….
استاد و بانو شایسته عزیزم قربونتون برم خیلی دوستون دارم عاشقتونم از راه دور میبوسمتون بغلتون میکنم ماچ بوس بغل به امیددیدار تو پرادایس
خدایا شکرت بخاطر امروز که بهمون اجازه زندگی کردن و خلق زندگیمون رو دادی
با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش وهرچه خواهی کن
خدایا شکرت
ایاک نعبد و ایاک
به نام خدا
سلام استاد عزیز مریم جان و دوستان همراه
استاد باید اعتراف کنم اولین بار در گذشته که این فایل را دیدم قسمتی از زندگی در بهشت بود ،شما گفتید این ها علف های هرز بودن و شما پاکسازی کردید من توی ذهنم گفتم این ها که درخت هستنداین ها که سرسبزی و زیبایی هستند
کم کم با تکرار فایل و دریافت آگاهی های دیگه و تجربه کاشت نهال گلهای فصلی کاملا متوجه شدم چه خبر است
دیدم وقتی این حجم از شاخ و برگ های باریک و نامنظم حذف بشه چه درختان زیبا و تنومندی نمایان میشه که میشه زیر سایشون لذت برد
چه جاده ها و راه هایی پیدا میشه جدید ،مفرح و ورودی به دنیا و تجربه ها
استاد به فصل کاشت نهال گل دیدم که چه قدر نهال ها کوچک و ظریف هستند و طی دو سه بار آبیاری اول علف های هرز بسیار سریع تر رشد میکنند و همه جا را سبز میکنند ولی طبق تجربه باید به سرعت درشون بیاریم وگرنه به سرعت بزرگ و بزرگ تر میشوند و ریشه های پهنی سراسر خاک میدهند و مانع رشد نهال گل میشوند و این ماجرا مرحله به مرحله ادامه دارد وقتی نهال گل بزرگتر میشه و به مرحله ی غنچه دادن میرسه پیچک های هرز میان که دور ساقه گل میپیچند و زودتر گل میدهند و چشم فریب میشوند ولی به سرعت با فشاری که به گل می آورند گل دیگه به رشدش ادامه نمیده و یهو میبینی قسمتی از باغچه پر گل در هم تنیده و زرد و فسرده شده و جالب که این اتفاق بیشتر در وسط و قلب باغچه رخ میدهد چون از دسترس دورتر است و آدم برای پاکسازی احمال میکنه
در قسمت های دیگه دیدیم که وقتی با هلیشات از فضای بالا فیلمبرداری کردید این پاکسازی چه قدر مشخص بود
استاد الان متوجه میشم که چه قدر بارها افکار عمومی نادرست به راحتی در مسیرم ریشه دوانده و من گول رشد سریع و سرسبزی به ظاهر زیبایی که ایجاد کرده را خوردم و بعد چگونه به سرعت رشد کرده و باور و خواسته اصلی من را درخودش مخفی کرده و راه دسترسی من را به اون با ایجاد ترس و دور بودن بسته و من هم رها کردم
در این فایل از شما یاد گرفتم که بله حتی جنگل وحشی را هم میشه به نفع خودمان تغییر داد با تلاش و استمرار
وای استاد شما بی نظیری
استاد یادمون دادین که از کار کردن لذت ببریم از زندگی کردن و حتی از تلاش کردن لذت ببریم
استاد من این بار واقعا دارم در لحظه زندگی میکنم دارم لذت و استفاده میبرم و آرامش دارم
همه اتفاقات کم و زیاد و حرف ها و مردم سرجاشون هستند و ادامه دارند و این من و افکار و احساس من است که تغییر کرده و هزاران بار شکر
سلام خانم ممتاز عزیزم
دیدگاه ناب شما، اول صبحی من رو سرذوق آورد چون جرقه بزرگی در ذهنم زد و به قول معروف روشن شدم. من یه اخلاقی داشتم که نمی خواستم از یکسری از افکار که بعضی تبدیل به خاطره و بعضی تبدیل به باور شده بودند دست بردارم ، ذهنم خیلی مقاومت می کرد و می کنه، ینی به یک سختی و مکافات با مشاوره و تراپی بعضی مسائل رو از ذهنم حذف میکردم مثل همون گیاه ها و درختهای به ظاهر قشنگ می گفتم حیفه آخه چرا باید حذفشون کنم اونها رو جزئی از هویت خودم میدونستم. اما امروز با تفسیر قشنگ شما از این فایل استاد دیگه منطقی قبول کردم که با وجود ظاهر قشنگش مانع بزرگی هست برای دیدن زیباییهای بزرگتر و همچنین مانعی برای رشد چیزهای جدیدتر و بهتر
خدا رو شکر فکر کنم دیگه ذهنم رو بتونم قانع کنم که دست از مقاومت و لجبازی برداره و مثل یه بچه خووب مسیر درست رو طی کنه.
جمله آخر تونم که گفتین همه چیز سرجاشه وادامه داره و این منم که تغییر کردم.عالی و تکمیل کننده بود.
خلاصه که حسابی حالم رو خوب کردید.
سپاسگزارتون هستم
مانا باشید.
سلام خدمت استاد عباس منش
این لایو ها واقعا فوق العاده است که تا فعلا تا قسمت ۱۴ پیش رفته است. ارزش ۱۰ ها بار شنیدن را داره یک چیزا گفته شده که من اصلا چی بگویم من در این فرصت که دارم از این لایو ها و مفاهیم و اطلاعات که در این لایو ها گفته میشود واقعا کوشش میکنم که همان قدر که درک میکنم عمل کنم کوشش میکنم عمل کنم و من فعلا شرایطم قسمی است که نمی توانم دوره های استاد تهیه کنم بدلیل مدارم و این که در افغانستان هستم شرایط تهیه را ندارم نه از بابت پرداخت مالی این که چطوری خرید کنم چون پی پال که این جا وجود نداره ولی مهم نیست خیلی خیلی زود این کار صورت میگیرد و من دوره فوق العاده کشف قوانین زنده گی را تهیه میکنم و من مدت ها است که به فایل های استاد گوش می دهم و تا جای که میتوانیم عمل می کنم
همین روزا ها داشتم زنده گی ام را Review می کردم و فکر کردم بعد این که تصمیم گرفتم به چیزهای که می شنوم عمل کنم در زنده گی من خیلی چیزا تغییر کرده خیلی خیلی تغییرات بزرگ
چون قبلا فایل همانطوری گوش میکردم گوش میکردم و فقد گوش میکردم و بعد دوباره به جامعه نگاه میکردم مردم می دیدم چیزا های که می شنیدم از جامعه و این چیزا و به شکل سابق عمل عمل میکردم
چی چیزی خاص اتفاق نمی افتاد و یک مطلب که خیلی تازه واردی این فضا شدند قانون درک نمی کند مثل اوایل من که درک نمی کردن
(وقتی میگیم من با ذهنم شرایطم و اتفاقات زنده گی ام خلق میکنم نه چیزی دگه) کسانی که درک نمی کنند میگن اوکی من میخوام در فلان موضوع به فلانه جای گاه برسم و فکرم میکنم و تجسم میکنم بدون این که کار خاص انجام بدهم خوب کجاست هیچ چیزی نشد در حالی که به هدف فکر میکنند با صدها افکار و باور های مخرب و همین طور در عمل مخالف جهت خواسته اش حتی حرکت میکند
این تجربه خود من بود که قبلا داشتم
موارد که توانستم بعد شنیدن درک و عمل و ادامه در زنده گی ام تغییر بدهم قرار است
قبلا اطراف من افراد بود که خیلی خیلی نامناسب بود از همه لحاظ از لحاظ اخلاقی فکری مالی و اجتماعی از همه لحاظ ها نامناسب که فعلا خدا شاهد است هیچ کدام انها نیست در زنده گی من به طور عجیب گم شدند بعضی شان کشور را ترک کردند به خاطر باور های درب و داغون شان بعضی دیگرشان اصلا من ندیدم مدت ها است و در قسمت روابط که گفتم افراد نامناسب در کل اطراف من احاطه کرده بودند
و من در کل با همه در گیر بودن همیشه حرف های ناحق و بی ارزش رد و بدل میکردیم یعنی روابط من با همه خیلی خراب بود
ولی فعلا از جمله اون افراد نامناسب هیچ کدام شان نیست و با همه با محبت رفتار میکنم و اونها هم همین طور رفتار خوب دارند
در قسمت موفقیت مالی تا هنوز اون نتایج مطلوب نگرفتم که در باره اش خیلی حرف زد ولی در اوضاع من خیلی تغییر کرده همه اون چیزا های که تا دو سال قبل میخواستم همه شان بدست اوردم
چون من فعلا ۱۹ سالم و از ۱۵ سالگی اولین بار با استاد آشنا شدم و تازه یک سال است که درست و خیلی بهتر درک کردم فعلا تا این جا کافی است. من خیلی خوب نیستم در نوشتن خوب که چی عرض کنم یعنی خیلی سختم است که بنویسم ولی به هر حال گفتم بابا ارزش اش داره بیا بنویس چون دیدم این همه تغییرات رخ داده قبلا اصلا ارامش نداشتم وقتی میخواستم خواب شوم تما ترس ها نگرانی ها سراغ من می آمد که فعلا خیلی ارامشششش دارم
چون روند تغییرات ارام ارام است آدم درست نمی داند
ممنون
به نام خداوند مهربان و بخشنده
مَثَلُ الْجَنَّهِ الَّتِی وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ أُکُلُها دائِمٌ وَ ظِلُّها تِلْکَ عُقْبَى الَّذِینَ اتَّقَوْا وَ عُقْبَى الْکافِرِینَ النَّارُ
توصیف بهشتی که به پرهیزکاران وعده داده شده، (این است که) از زیر (درختان) آن، نهرها جاری ست (و) میوهها و سایهاش همیشگی ست. این، فرجامِ کسانی ست که خود را (از خشم خدا) حفظ کردند، و فرجامِ کافران، آتش است.
رعد – 35
سلام به استاد عزیزم مریم جان عزیز و دوستان خوبم
خداوند را هزاران مرتبه شکر بابت یک روز عالی دیگر الهی شکرت
تجربه امروزم
خداوند را هزاران مرتبه شکر امروز خییلی روز عالی داشتم الهی شکرت
در اول کمی هوا سرد بود و اصلا نمی خواستم برم باشگاه خدا را شکر با وجود که ذهنم این کار را برایم سخت کرده بود و توانستم برم و چقدر عالی شد و چقدر کیف کردم خدایا شکرت
و چقدر روزم عالی بود و پر از نعمت های خداوند بود خدایا شکرت
نکات این فایل
در شروع کار همه چیز سخت به نظر می رسد و ذهن این طور نشان می دهد ذهن از تقلا و بیکاری خوشش می آید باید با اهرم رنج و لذت خوب بتوانیم ذهن خود را کنترل کنیم و بعد با برداشتن هر قدم تمام خواسته ها آسان و آسان تر می شود خدایا شکرت
موفقیت موفقیت می آورد
با انجام دادن قدم های کوچک ولی مستمر همه چیز به ذهن منطقی می شود و همه کار ها آسان و آسان تر می شود
وختی یک مار را شروع میکنم نباید تمام کار را یهو شروع کنیم باید کار ها را به قسمت های کوچک تقسیم کنیم و آهسته آهسته کار ها انجام می شود
و نباید خییلی کمال گرایانه به موضوعات نگاه کنیم باید تکامل را طی کنیم
سلام به استاد عباسمنش عزیزم و خانم شایسته عزیز و تمام دوستان عباسمنشی در پروژه خانه تکانی به صورت گام به گام.
امروز روز نهم از این پروژه خانه تکانی من هست
خیلی خوشحالم میبینم دوستان توی این مسیر کامنت میذارن از موفقیتها و لحظهای قشنگشون صحبت میکنند با خودم میگم آه ببین اینجا بچها توی مسیر فلان خواسته و.. هستن همین چیزی که تو میخوای یا فلان شرایط برای خودش رقم زده دقیقا همین چیزی که توام میخوای..
خب راستش بخواید امروزم نمیدونم چی بگم
تا همین الان داشتم فکر میکردم به حرفهای استاد و کامنت دوستانی که خوندم
و بیشتر زوم بودم روی زندگی خودم که الان من برای هدفم چطور میتونم و چه قدمی بردارم یعنی منظورم اولین قدم یا اولین قدم ها
دیشب با خودم صحبت کردم و گفتم باید تصمیم بگیرم وقتی تصمیم میگیری بعدش بقیه راه میفهمی مثل هفته گذشته که به خودم گفتم باید تکلیف خودم مشخص کنم و این هفته یک قدم بردارم و برداشتم البته دو قدم رو توی یه روز برداشتم که اولیش انجام دادم ولی دومیش انجام نشد و موفق نشدم و الان دارم بهش فکر میکنم حتما در سطح فرکانس و انرژیش نبودم و دسترسی کامل نداشتم و باورپذیر نبوده که نشده
تصمیم بر اینکه باید تکلیف خودم مشخص کنم منتظر هیچی چیزی اون بیرون نباشم
هیچ وقت نمیتونم انجامش بدم و برسم به اون آرزو اگر بخوام منتظر بمونم بشینم یه گوشه خونه و به هوای اینکه یکی متوجه من بشه و کمکم کنه بخاطر همین تصمیم گرفتم که محکم و قوی وایسم پایه هدفم و آرزو بر این فکر باید بهش برسم، یا میرسم یا میمیرم
بر این فکر که اگر دس دس کنم این نیم فصل هم تموم میشه نیم فصل دوم هم میاد و تموم میشه و اگر من بخوام بر همین منوال باشم معلوم هیچ نتیجه ای رقم نمیخوره
باید به یه توافق درونی برسم با خودم که واقعا میخوامش و میخوام داشته باشمش
با این جمله استاد که میگفت هر چقدر بیشتر تصمیم بگیرید عضله تصمیم گیری شما قوی تر میشه فکر میکنم آنتونی رابینز این جمله رو گفته بود زودتر و بهتر یاد میگیرید تصمیم بگیرید و خیلی از ما حتی تصمیم نمیگیریم و هیچ وقت در مسیر آرزو و خواسته هامون قرار نمیگیریم، فرض کن فقط بخاطر اینکه تصمیم نگرفتیم، به این خاطر امروز صبح بعد از گوش دیدن فایل و خوندن دو صحفه از کامنت دوستان با خودم گفتم حتما باید من اولین قدم بردارم برای هدفم که با نجواها و افکار ناامید کننده ذهنم روبرو شدم و سعی کردم شجاعت هفته گذشته ام رو که بعد از یکسال انجام دادم رو بیاد بیارم
این جمعه که گذشت من کاری رو کردم جایی رفتم چیزهایی دیدم که پارسال میخواستم انجامش بدم ولی نتونستم یعنی ترسیدم خیلی زود ترمز دوستیمو کشیدم و به تنها کلمه روی سطل روغن ماشین توی حیاطمون خودم راضی کردم. یعنی شب گفتم میخوابم فردا میرم ولی نتونستم و..
جمعه هفته پیش یعنی 13 مهر رفتم و قلبم بارها به مرز هزار رسید جایی از ترس و اضطراب جایی از هیجان..
خداروشکر میکنم که تونستم انجامش بدم
ممنونم از استاد بخاطر این لایو زیبا
تمام تلاشم میکنم که بتونم به آموزه های استاد عمل کنم
و این جمله رو این جا یادداشت میکنم از یکی از فایلهای قبلی که استاد گفتن ببنید چطور میتونید از این آگاهی ها توی زندگیتون استفاده کنید
در پناه خدای روزی رسان و مهربان باشید
با ایمان
مریم درویشی
1403/7/18
به نام فرمانروای جهان هستی
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و گرامی و خانم شایسته و تمامی دوستان
تهران تاریخ 1404/09/13 ساعت 20:09
نشانه امروز من
خدایا صد هزاران مرتبه شکرت بابت وجود استاد عباسمنش
خدایا شکرت واقعا که باید ما روند تکاملی خودمون رو طی و خودمان را بسپاریم به دستان پر مهر و محبت خداوند و کمی صبور باشیم..
خدایا شکرت که مهاجرت کردم به تهران اولش که آمدم هیچ درآمدی نداشتم و گفتم خدایا کمکم کن و خداوند خیلی با احترام کاری خوبی نیمه وقت برای من اوکی کرده و الان تا حدودی در آمد دارم و سرگرم هستم..
خدایا شکرت من علاقه بی نهایت شدیدی به پیادهروی دارم و خیلی روزانه راه میروم ولی وقتی به بعضی ها میگم میگن نه من نمیتونم اینقدر راه بروم و شوکه میشوند و خدایا صد هزاران مرتبه شکرت بابت نعمت پاهای سالم و خوب و کفش های خوبی که دارم و راه میروم با تو خدای عزیزم صحبت میکنم و خیلی آرام میشوم خدایا شکرت..
به زودی فلوریدا آمریکا میبینمتون استاد گرانقدر
(In God we trust)