این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-68.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-05 09:44:212024-11-08 05:33:53live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
4924نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
همیشه سعی میکردم توی مسابقات جزو نفرات اولی باشم که کامنت میزارم و همیشه هم اشتیاق شدیدی داشتم که برنده ی مسابقه بشم مثل اکثر دوستان، اما چند وقتی هست که به قول استاد دندون عجله رو کندم از وجودم انداختم دور، چون به این باور رسیدم که عجله از باور کمبود نشات میگیره، برای همین گذاشتم هر موقع بهم الهام شد بیام نظر بزارم، من صاحب کسب و کار پررونق نیستم چون به تازگی کارمندی رو رها کردم و به حرفه ی مورد علاقه ام رو آوردم، اما تجربیاتی که توی شغل کارمندی داشتم یه سری چیزها رو به من یاد داد که باعث شد جرات و جسارت خروج از اون شغل و ورود به شغل مورد علاقه ام رو کسب کنم و البته جرات و جسارت اینکه در مورد سوال این مسابقه هم اظهار نظر کنم رو بهم داد.
زمانی که تو شغل دولتی بودم بارها تونستم کارهایی رو انجام بدم و منصب هایی رو دریافت کنم که از نظر بقیه ی همکارانم فقط با پارتی یا تخصص خاص میشد به اونا رسید اما من همیشه با توکل به خدا جلو رفتم و یه سری معجزات یا به قول استاد همزمانی ها من رو به اون جایگاههایی که میخواستم می رسوند.
اینکه دوست عزیز میگن من کاملا گیج شدم که نمیدونم حق با کدوم روشه یه چیز طبیعیه، وقتی قانون رو هنوز خوب درک نکردیم یه سری ابهامات و سردرگمی ها برامون پیش میاد، یه سری سوالاتی که احساس میکنیم جوابی براشون نیست، اما وقتی صبر میکنیم و ادامه میدیم، چند ماه بعد برامون خنده دار میشه که واقعا قبلا تو این موارد چرا گیج بودیم و جوابی براش نداشتیم درحالی که پاسخ سوالات اینقدر ساده اس.
چند ماه پیش شاید این سوال منم بود اما وقتی کلی بابت تبلیغات هزینه کردم و اتفاق خاصی توی کسب و کار جدیدم نیوفتاد بهتر حرف های استاد رو درک کردم، یه وقتایی هست با اینکه پاسخ به ما گفته میشه و راه درست بهمون نشون داده میشه اما متاسفانه تا خودمون راههایی که اشتباه هست رو تجربه نکنیم و نبینیم که هیچ نتیجه ای نداشت، بیدار نمیشیم.
دوست عزیز اگر زبان جهان رو درک کنیم پاسخ خیلی از سوالاتمون رو میگیریم، شما اگر روبروی کسی که فقط زبان چینی رو میفهمه یک ساعت نه، یک روز نه، یک ماه هم حرف بزنی اون نمیتونه واکنش بده یا با تو ارتباطی برقرار کنه چون زبان تو رو نمیفهمه، زبان جهان فرکانس هست، توسل به عوامل بیرونی و اقدامات فیزیکی و انجام کارهایی مثل تبلیغات و غیره، مثل صحبت کردن فارسی با یک فرد به زبان چینی هست، جهان فقط فرکانس را میفهمد، درک میکند و فقط و فقط به فرکانس پاسخ میدهد، افرادی که به جای تغییر باورها دست به یک سری اقدامات میزنند برای اینکه کسب و کارشون رونق پیدا کنه شاید کوتاه مدت نتایجی دریافت کنند که آن هم به خاطر آن اقدامات نیست به خاطر اعتقادی است که نسبت به آن اقدام عملی داشته اند، اما در نهایت به هدفشان که کسب درآمد پایدار هست دست پیدا نمیکنند یا اگر هم درآمدشان بالا برود از طرق مختلف جهان برای آنها هزینه میتراشد تا همان میزانی پول به دست بیاورند که در مدار آن قرار دارند.
اینکه استاد هیچ گونه تبلیغاتی انجام نمیدهند هیچ گونه اقدامی که افراد متخصص توی این حوزه انجام میدهند در بحث اینترنت مارکتینگ و سئو و غیره انجام نمیدهند اما با اختلاف خیلی زیاد نتایج استادبزرگتر است این خودش سند محکمی است بر اینکه همه ی کارها را باور انجام میدهد و نه هیچ موضوع دیگری، حال سوال این است چه باوری؟
باورهای توحیدی: مثل اینکه من فقط و فقط روی خودم کار میکنم بقیه ی کارها با خداست، خدا قدرتش را دارد، خدا خلاقیت اش را دارد، خدا رزاق است، خدا منبع عزت است و غیره… به قول استاد مگر حضرت محمد رفت تبلیغات کرد توی اینستا وتلگرام و صدا و سیما جار زد؟ کرور کرور آدم دور پیامبر جمع شد، چرا؟ چون پیامبر درک کرده بود که همه چیز خداست همه دستان خداوند اند، کل جهان خودِ خداست وقتی باورها درست باشد خدا مشتری میشود خدا شرایط عالی میشود خدا ایده میشود، خدا پول میشود، خدا کسب و کار پر رونق میشود…
نکته ی بعدی اینکه بعضی وقت ها هست میبینیم همه دارند یک کاری انجام میدهند از تعداد زیاد افرادی که در مسیر نادرست هستند به شک می افتیم نکند این مسیر مسیر درست است؟ اما باید بدونیم که اکثر افراد به جای فکر کردن فقط تقلید میکنند و ذهن خلاق و پرسشگری ندارند که از خودشان بپرسند آیا این راهی که همه میروند درست است یا خیر؟ همیشه در اکثر دوران ها و همه ی جوامع، اکثرا مشرک هستند، به قول خداوند که در قرآن بارها از کلمه ی اکثرهم استفاده کرده که: اکثرهم لایعقلون…بنابراین خودِ اینکه همه دارند یک مسیری رو طی میکنند باید ما رو به شک بندازه که اون راه درست نیست.
گاهی اوقات هم ما این توان رو در خودمون نمی بینیم که مخالف مسیر بقیه رو بریم چون عزت نفس و اعتماد به نفس کافی رو نداریم چون بودن توی مسیری که همه هستند یک نوع تایید و آرامش رو نصیب انسان میکنه و بودن در مسیر جدید که مخالف اکثریت جامعه هست یک نوع مسئولیت و ترس رو درون انسان ایجاد میکنه، بنابراین شما دوست عزیز اگر میدونید که مسیر صحیح کدوم هست اما باز هم میترسید اون مسیر رو انتخاب کنید روی بیشترین باوری که باید کار بشه باور احساس لیاقت و ارزشمندی هست و مهم ترین محصولی که به شما کمک خواهد کرد محصول عزت نفس استاد هست.
اینکه میدونیم همه ی اصلی که برای رونق کسب و کار لازم هست باور درست است اما باز هم نمیتونیم کامل این روش رو باور کنیم به خاطر این هست که ذهن ما آدما همیشه دنبال راه حل های پیچیده و عجیب غریب هست چون از نظر ما ثروت طبیعی نیست کسب و کار پر رونق و با مشتری های فراوان طبیعی نیست بنابراین دنبال راههای عجیب و غریب هستیم برای کسب نتیجه و برامون قابل هضم نیست که داستان تا به این حد ساده اس اینکه کل داستان اینه که بچسپیم به تغییر باور و کل انرژیمونو بزاریم براش و اجازه بدیم باورهای تغییر یافته اقدامات عملی رو به ما بگه. ما همه ی عمر عمل گرا تربیت شدیم اینکه در قبال یک کار فیزیکی از والدین و بزرگترها پاداش دریافت کردیم بنابراین نمیتونیم باور کنیم که در قبال کار متافیزیکی خدا بهمون پاداش بده.
شما اگر نتایج استاد رو داری میبینی دیگه گیج شدن نداره دوست من، نتایج رو مقایسه کن متوجه میشی حق با کیه، استاد میگه تبلیغات، محل کسب و کار، زمانی که براش میزاری، ظاهر محصول و حتی استعدادهای خاص، هیچ کدوم مهم نیست فقط باورِ درست مهمه، بقیه هم میگن چیزی به نام باور وجود نداره و باید برای رونق کسب و کار تبلیغات کرد باید مهارت های ارتباطی رو یاد بگیری باید بازاریابی بلد باشی باید ظاهر محصولت اینجوری اونجوری باشه، باید مغازه ات فلان محل خاص باشه باید توی فلان کسب و کار خاص باشی و اون ها هم نتایجشون مشخصه، پس راحت میشه قضاوت کرد که حق با کدوم گروهه.
خیلی از ماها هم که مسیرای دیگه رو رفتیم و به این نتیجه رسیدیم که اون روش ها اشتباه هست بنابراین ادامه ی اون روش ها و جلو رفتن تو اون مسیر فقط ما رو از مسیر اصلی دورتر میکنه، باید به قول استاد عقل دنیوی مون رو از مدار خارج کنیم و افسارمون رو بدیم دست خدا، اگر که میخواییم نتایجمون عالی و از نظر بقیه باورنکردنی باشه.
من که نحوه ی آشناییم با سایت استاد هیچ ربطی به تبلیغات و سئو و نوع محصول و اینستا و تلگرام و هیچ کدوم از این موارد نداره، مطمئنا بقیه ی دوستان هم همینطور هستن، اونام توسط یه نیروی برتر هدایت شدن به این سایت،بنابراین فقط باور درست هست که همه ی کارها رو انجام میده.
شاید خیلی ها هم باور دارن که مهم ترین عامل برای رونق کسب و کار باور درست و صحیح هست اما نمیدونن چه باوری؟
به نظر من، مهم ترین باور برای رونق کسب و کار، باور به فراونی در جهان هست باور به اینکه نعمت فراوان هست، مشتری فراوان هست، ایده ها، راه حل ها، شرایط و فرصت های ساخت ثروت بی انتهاست و پول دست مردم فراوان هست و باور دوم که اون هم به اندازه ی باور اول مهم هست باور احساس لیاقت و ارزشمندی هست اینکه ما لایق و ارزشمندیم و محصول و خدمات ما هم ارزشمند است،،، استاد چون روی باور فراوانی خیلی کارکردن اینقدر کرور کرور مشتری میان سمت استاد، به جای اینکه استاد بره سمتشون، به قول خودِ استاد که میگه توی نهج البلاغه دیده که نوشته الرزق الرزقان و به این فکر کرده که چیکارکنه چه باوری بسازه که رزق دنبالش بدوئه، مهم ترین باور برای اینکه رزق دنبالمون بدوئه باور فراوانی و باور احساس لیاقت هست. امیدوارم پاسخ من تونسته باشه به بچه ها کمک کنه.
وقتی استاد میگه سوال طرح کردم مسابقه ترتیب دادم برید جواب سوال رو بدید بعد هم کامنتا رو بخونید به اونام ستاره بدید، تنها جمله ای که همش توی ذهن من میچرخه اینه که: چشم استاد عزیز، چشم حتما، وظیفه اس، حتما انجامش میدم چون دوست دارم و وظیفه ی خودم میدونم از راه درست و از مسیر صحیح حمایت و پشتیبانی کنم، شاد و موفق باشید.??
پاسخ این سوال بسیار ساده است اگر پیرامون خود را بهتر و دقیق تر نگاه کنیم٫افراد موفق و با انگیزه و هدفمند که با تمرکز به یک کار و ایمان به نتیجه آن اما منعطف در مسیر قطعا به سر منزل مقصود خود میرسند٫
من در رشته حقوق قضایی لیسانس گرفتم و بغیر از ۴ سال دوره دانشگاه ۲ سال تمام برای گرفتن پروانه وکالت تلاش کردم اما موفق نشدم، خیلی به این موضوع فکر کردم در نهایت دلیل ناکامیم را دریافتم ،واقعا و بدون شعار با تک تک سلولهای بدنم و با تمام قلبم دریافتم که انسان زمانی واقعا موفق میشود که عاششششق کارش باشد
این حرف رو مستند میتوانم برایتان روشن کنم:
چند روز پیش برای تمیز کاری و مرتب کردن کتابخانه ام به کتابها و سررسید های سالهای قبل سرزدم چشمم به سررسید سال ۹۴ افتاد ورق ها رو یکی پس از دیگری مرور کردم در میان دلنوشتهایم به یک متن جالب که خودم نوشته بودم برخوردم :
(به نام خدا
روح آزاد من وکیل نمیشد
گویی مغزم دارد منفجر میشود ،بس که این کتابهای بیچاره را اسیر دست خود کرده ام
هر بار با وعده تا آخر خواندشان بازشان میکنم ولی چندی نمیگذرد که از آنها دلسرد میشوم و تصمیمی قطعی میگیرم که آنها را به کسی هدیه کنم کسی که بیشتر از من دوستشان دارد٫نمیدانم دلم برای این کتابها بسوزد یا برای خودم که تکلیفم را با خودم نمیدانم خنده دار است نه؟میخواهم رازی را فاش کنم ،هر بار که کتب قانون را باز میکنم و مجبور میشوم واژه ای خشک و بی روح را یاد بگیرم با خودم میگویم این چه کار است چرا من باید اینها را بخوانم آخر اگر من حقوقدان بودم که عاشق هنر نبودم٫ تناقضی عجیب در تمایلات خود مشاهده میکنم،گاهی از آدمها میشنوم که میگویند دوست داری به گذشته برگردی؟ و من شانه هایم را بالا میاندازم که هرگز،من از حال خود راضی هستم و هیچ تمایلی به برگشت به گذشته ام ندارم ،اما امروز برای اولین بار دوست داشتم به گذشته برگردم تا وقتی میخاستم کارم را انتخاب کنم هنر و٫٫٫را انتخاب میکردم نه حقوق، کاری که عاششششق آن باشم واقعاااا اما حرف دیگران را چه کنم با ترس هایم از آینده چه کنم؟؟؟نمیدانم
اما یک چیز را خوب میدانم اگر کاری با عشششششق انجام شود شاهکار میشود٫ ) این متن سال۹۴توسط خود من نوشته شده و ۴ سال از آن گذشته حال خودتان قضاوت کنید و درون خود را بهتر و بهتر و بهتر بشناسید تا قبل از شروع هر کار مطمئن باشید که عاششششق آن هستید٫
در پناه خداوند یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید ٫یا حق
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت همه عزیزان و استاد عباس منش
اینجانب مدت کوتاهی است با این سایت ارزشمند آشنا شده ام ودر این زمان کوتاه براساس راهنمایی انجام شده فقط به دیدن تعدادی از ویدئو های رایگان پرداخته ام و با اینکه خیلی مشتاق هستم محصولات را فراهم کنم اما به لحاظ مالی هنوز توانایی ندارم و بر اساس برداشتهای خود از این محصولات رایگان پاسخ این سوال را میدهم.
عاملی که باعث ایجاد تفاوت نتیجه در کسب و کارها ست اینست که ایمان به الله یکتااز مرحله حرف و شعار به مرحله عمل در نیامده و باور متقن نشده است . ایمان لقلقه ی زبان ماست نه باور قلبی و ملکه وجودی ما.
و در راستای این مطلب فرمایش امام صادق (ع) که میفرمایند
اگر کسی از شما بخواهد دارای حالتی شود که همه خواسته هایش را خداوند برآورد باید از همه مردم نا امید باشد و هیچ امیدی جزءخداوند نداشته باشد پس اگر خداوند چنین حالتی را در قلب او بیابد چیزی از خدا نخواهد مگر اینکه برآورد.
و طبق بیانات استاد و حس اینجانب از صحبتهای ایشان این حدیث تا حدودی در مورد ایشان عینیت یافته است.
وقتیکه شما در مدار توحیدی الهی قرار میگیری و هر لحظه فرکانس های ارسالی شما باعث میشود که ارتقاء مداری داشته باشی و به مرکز و منبع انرژی لایزال الهی نزدیک و نزدیکتر بشوی این یعنی استجابت الله یکتا و موفقیت در تمام زمینه های مادی و معنوی که خود تو در خواست میکنی و خالق آن هستی که موفقیت در کسب و کار و ثروت جزء کوچکی از این موفقیتها ست .
شناخت قوانین زندگی آن طوری که استاد با تسلط بیان میفرمایند و از همه مهمتر بازهم تاکید میکنم از همه مهمتر این راه را خود بصورت کاملا عملی تجربه کرده اند واز زیز صفر به این همه موفقیت رسیده اند رفرنس بسیار خوبی برای افرادی مثل من که دنبال مسیر عملی هستند می باشد.
وقتیکه شما به معنای واقعی دارای ایمان عملی باشید سپاسگزار خداوند در تمام لحظه ها هستید و این سپاسگزاری نعمتت افزون کند و این یعنی احساس خوب که نتیجه اش اتفاقات خوب در مسیر زندگی شماست که یکی از مهمترین قوانین جهان هستی میباشد.
وقتیکه شما به معنای واقعی دارای ایمان عملی باشید صداقت سرلوحه کسب و کارت میشه یعنی مشتری را مثل خانواده خودت میبینی و راضی نمیشی برای نفع کوتاه مدت و فانی مادی خود فقط به فکر فروش و پول درآوردن به هر طریقی باشی چون در آنصورت باور داری که دچار خسران خواهی شد.
دوست عزیز به نظر من شناخت قوانین زندگی و توحید عملی و ایمان قلبی به تنها قدرت هستی یعنی خداوند تبارک و تعالی محکمترین ریسمانی است که میشود با آن در مسیر موفقیت در زندگی دنیوی و اخروی چنگ زد و از آن بالا رفت و سعادتمند شد.انشالله
دوستان من سعی میکنم در این مدت کوتاه که با این سایت ارزشمند آشنا شدم اطلاعات خودم را افزایش بدهم هنوز اول راهم و نیازمند عاشقانه راهنماییهای شما
خیلی اشتیاق به تهیه دوره های استاد را دارم و ایمان قلبی دارم با عمل به این دوره ها خیلی خیلی در زمینه های موفقیت در تمام حوزه ها رشد خواهم کرد .
آرزومندسعادت دنیا و آخرت همه شما عزیزان و همچنین استاد عباس منش هستم
تفاوت در نتایج تفاوت درباورهاست ٫باور بسیار مهم ،درمسیرزندگی ،باوربه هدایت الله ،رب/قادر مطللق است ٫زیراتا اعتقاد نداشته باشی درخانه چیزی هست به دنبال ان چیزنمی چرخی ٫پس اگربه این اعتقاد داشته باشی که القلب حـــــــــــرم الله –قلب حرم خداست وتومحرم این خانه هستی واوهمـــــــــــــــــــــــــــــــــــواره در حال هــــــــدایت توست (فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ﴿۸﴾ سپس پلیدکارى و پرهیزگارى اش را به آن الهام کرد۸/شمس) همواره آرامی وبه انچه به تو گفته می شود ،با ایمان عمل می کنی٫ پس احساس خوب وآرامش ، برابر است با مسیردرست ، ورسیدن به احساس خوب نیز برابراست با وارد شدن در مسیردرست ٫
درمسیر درست تو همواره درمقصدی ،چون نتیجه رسیدن به هدف ومقصد ، درتمام جنبه های زندگی ،احساس خوب ولذته وچون تو در مسیر درست هستی وآرامش داری به نتیجه رسیدی٫واین یعنی اینکه تورها هستی ازنتیجه ورسیدن به هدف(علی رقم اینکه دوست داری بهش برسی ولی بهش نچسبیدی ،چون نتیجه نتیجه ،که همون لذته ،الان دستته٫)
سرمنشا الهامات الله حکیم ،دانا وعالم به تمام چیزهاست پس الهامات ،صددرصد قابل استناد است وشکی در صحتش نیست٫
مورد بعدی گام به گام بودن الهامات وهدایتهای الهی است ،یعنی الهام گام دوم ،مستلزم اجرای دقیق از فرامین الهی در گام اول است٫فرض کن پیامبر ص به اولین الهامش ،عمل نمی کرد ومی گفت کی از من حمایت می کنه ،وحرف من رو قبول می کنه ،یا موسی ع عصا رو نمی انداخت، یا ابراهیم ،اسماعیل و هاجر رو در بیابان برهوت رها نمی کرد وبه دنبال الهامش نمی رفت ،ایا مسیرهای بعدی به اونها گفته می شد؟ آیا با فراموش کردن حرف خدا وبه عبارتی با انجام ندادن وحی الهی ،در سلک کافران قرار نمی گرفتند؟
لازم به ذکر است که همانطور که گفتم ،نتیجه تمام نتایج ،احساس خوب ولذت بیشتر است وخداوند درجهان مادی لذت رو در تکـــــــــــامل قرارداده ٫
بیاید این روبراتون با یک مثال بیان کنم ولذتهای یک مسیر تکاملی روبراتون بازکنم ٫
بین دونفر ارتباط عاشقانه ای برقرار می شه (لذت ۱) بعد اونها با هم ازدواج می کنند (لذت ۲)وبراساس عشقشون ،نطفه ای منعقد می شه (لذت ۳) وجنین شروع به رشد می کنه (لذت ۴)پس از ۹ماه،نوزاد متولد می شه (لذت ۵) ویک جمعیتی از خویشان واقوام شادند(لذت ۶) وتودوران رشدوکودکی شو می بینی وحال میکنی (لذت ۷) واین مسیر لذت بخش همچنان ادامه داره ٫٫٫٫٫٫٫
خوب حالابیا تکامل رو برداریم مثلا،نه ماه بارداری رو حذف کنیم٫یعنی به محض ایجاد نطفه ،در عرض ۳۰ثانیه شکم مادر کش بیاد در حد پاره شدن وبچه متولد بشه (حذف لذت ۴ و۵) یانه ،اصلا چه اجباری به همسر ،خودش بدون همسر،باردار بشه وبچه هم ایکی ثانیه به دنیا بیاد (حذف لذت ۱و۲و۳) یا نه ،خوب چه کاریه ،باردار نشه ویک بچه ازاون با لا بیافته پایین ،(حذف لذت ۱و۲و۳و۴و۵)،اقا حالاکه تکاملی نیست اصلا بچه نیافته و یک جوان خوشگل بیافته پایین ،یا حالا چرایکی بیافته ،۸تا جوان بیافته واین سیکل معیوب بدون تکامل ، دیگه حدی براش متصور نمی شه شد و ورود در یک دنیایی که اصلا فکر کردن بهش هم ترسنــــــــــــــــاک ووحشت آور است (یک دقیقه چشمتو ببند ودنیایی بدون تکامل رو ببین که همین جور ،در ان واحد داره آدم ،حیوان ،ماشین ،خانه ،ابزارو٫٫٫٫تولید می شه)وزندگی دراون هیچ لذتی نداره{إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّهِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مَا مِنْ شَفِیعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ ﴿۳﴾پروردگار شما آن خدایى است که آسمانها و زمین را در شش هنگام آفرید سپس بر عرش استیلا یافت کار [آفرینش] را تدبیر مى کند شفاعتگرى جز پس از اذن او نیست این است خدا پروردگار شما پس او را بپرستید آیا پنـــــــــــد نمى گیرید (۳)/یونس}
٫امیداورم بااین مثال متوجه شده باشی که تکامل ارزشمند است ویکی از بزرگترین نعمتهای الهی است(والله دانا وحکیم است)
اعتقاد به هدایت الله و لذت در مسیر تکاملی الهامات(ازشک کردن جلوگیری می کنه) ،خودش باعث صبــــــــــــــــــــــــــــــــــر می شه ٫صبر دراین تعریف عبارت است از انجام عاشقانه قدم الهام شده به انسان ،فارق ازتفکر به گام بعدی(بعدش چی می شه؟) ،فارق ازاتصال این گام به نتیجه وندیدن ارتباط خاصی بین آنها(آخرش چی می شه؟) وتوکل برحکیم الهام کننده و داشتن ایمان به غیب ٫این نوع صبر بسیار فرق می کنه با استیصال ودرماندگی در مسیر ودست روی دست گذاشتن تاببینیم خداچی می خوادوبا ما چه خواهد کرد٫در صبر با تعریف بالابدلیل قابلیت اختیار ومختار بودن انسان در انتخاب این نوع حرکت وتصحیح احساسات به سمت احساس خوب ،پاداش این نوع صبر،ازنوع اجربدون حساب است{قُلْ یَا عِبَادِ الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّکُمْ لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هَذِهِ الدُّنْیَا حَسَنَهٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَهٌ إِنَّمَا یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسَابٍ ﴿۱۰﴾/زمر}این است وجز این نیست که به تمام وکمال پاداش صابران بدون حساب وشمارشی پرداخت خواهد شد٫توجه کن یوفی (تمام وکمال )وبغیر الحساب (بدون حساب)،حالامن که کم آوردم ، تو تونستی فکر کن ،بدون حساب تهش کجاست!!!؟ که علاوه براون تمام وکمال هم پرداخت خواهد شد٫}
دراین نوع حرکت وزندگی که ،تقلّا وتلاش طاقت فرسا جایی ندارد،چون در تقلا لذت وعشقی وجودندارد،پس نتیجه نتیجه (که همون لذت بوده) وجود ندارد،پس احساس خوبی وجود ندارد ،پس مسیر اشتباه است ،پس هدایتی وجودندارد ،پس مسیر اشتباه است٫
پس تکامل در مسیر الهامات نیز خودش لذته واینکه بااین آگاهی ها به این جمله برسی که “زندگی آبتنی کردن در حوضچه ی اکنون است”واززمان حالت لذت ببری وبه این شعر منسوب به امیر المومنین علی ع برسی که : «ما فاتَ مَضی وَ ما سیأتیکَ فَاَیْنَ؟ قُمْ فَاغْتَنِم الفُرصَهَ بَینَ العَدَمَین»آنچه گذشت، از دست رفت و آنچه میآید کجاست؟ برخیز و فرصت میان دونیستی را دریاب٫
درضمن ،لذت بردن واحساس خوب باعث داخل شدن در فرکانس شکرگزاری می شود که بودن دراین فرکانس که نزدیک ترین فرکانس به فرکانس الله شاکر است{مَّا یَفْعَلُ اللَّـهُ بِعَذَابِکُمْ إِن شَکَرْتُمْ وَآمَنتُمْ وَکَانَ اللَّـهُ شَاکِرًا عَلِیمً خدا چه نیازی به مجازات شما دارد اگر شکرگزاری کنید و ایمان آورید؟ خدا شکرگزار و آگاه است٫ }باعث گسترش ظرف وجودی انسان می شه٫{ لَئِنْ شَکرْتُمْ لَاَزیدَنَّکمْ}
در مسیری که با تقلا پیش می رود هر مشکلی می تونه انسان رو از پا دربیاره ولی درمسیری که هدایت مبنای اقدام است هرمساله ای می تواند باعث پیشرفت قلمداد بشه ٫(چون اعتقادبه حکیم وحکمت او باعث این دیدگاه می شه که کار بیهوده انجام نده والکی برای تو چالش در ست نکنه ٫وحتمادر این تضاد ، رشدوهدایتی وجودارد که حتما ،برات لازم بوده واین توهستی که باید با آغوش باز ازاون مساله استقبال کنی، باهوشمندی تمام وباز گذاشتن چشمت به روی تمام نشانه ها، به دنبال حلش باشی وتکاملت رو طی کنی وباز لذت ببری٫)
راستی الهامات عـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاقلانه اندوکاملا منطقی٫ازچه جهت ؟ از این جهت که عقل می گوید براساس مثالهای قرانی ،الهامات شانسی نیستند٫یعنی به وقتش به مادر موسی الهام شد بچه رو در آب بیاندازد،به وقتش به موسی گفته شدکه عصارو بیاندازد تا اژدها شود،به وقتش به پیامبر گفته شدکه امشب در بستر نخوابی وعلی ع به جای تو بخوابد ،به وقتش به من گفته شددر دل دریا که داشتم غرق می شدم که تو اینجا تنها نیستی وباعث نجات من شد،به وقتش من وتو د راین سایت گردهم آمدیم وداریم روی این سئوال وپاسخ اون فکر می کنیم وبه وقتش٫٫٫٫٫٫٫
پس با باورهای درست اگرچیزی به دلت افتاد نگو الله بختکی بود، شانسی بود، نه ،بلکه با تمام عقل ومنطق قبولش کن، که حکیم قادر مطلقی که اون رو به دل توانداخته ،تورولایق دونسته ،والان وقتش بوده که به دلت افتاده، پس باید انجامش بدی {ایت الله بهجت: ذکر خدا حدی دارد؟ نه٫ حدش را از قلب خودت سؤال کن٫ کی از روی حضور قلب ذاکر میشوید؟ ذکر هم مختلف هم است٫ «اَسئَلُکَ٫٫٫ [و] اَن تُلْهِمَنی ذِکرَک،در جاییکه گیر افتادم، مرا الهام کنی که با ذکر نجات مییابی٫ الهام کنی، با آن ذکر خاص، نجات مییابی٫
هر ذکری، مناسبش را باید شما مناسب حال و وقت [بگویی]٫ نه مطلقالذکر٫ مثلاً فقیر است، «یا شافی» میگوید! مناسبت ندارد، بگو «یا رزاق»٫ [یا مثلاً] مریض است، «یا رزاق» بگویی! نه، باید «یا شافی» بگویی٫ ملاحظه فرمودید؟ اینها را امام بلد است، کاملاً و همچنین اولیاء و مبادی عالیه، فضلاً از مبدأ اعلی٫ اصل ذکر و خصوصیت ذکر را الهام میکند، به قلب میاندازد٫ آدم خیال میکند نه، به فکرش رسید، طوری نیست٫ بابا، الهام الهی است؛ نمیشود از این روبرگردان باشید، بگویید نهخیر، خودمان فکرمان به هر جا رسید٫}
عقل ومنطق می گه براساس الهامات قرانی ،الهامات ممکنه غیرمنطقی باشد٫(مثلا قرار دادن بچه طفل معصوم درداخل رود نیل !!!)
عقل ومنطق می گه براساس الهامات قرانی،ممکنه درمسیر بترسی،ویا غمگین بشی و٫٫٫چون تویک آدم هستی ،اما اگر شروط الهام برقراربوده وبه تو الهام شده ،پس باید احساست رو خوب کنی (ولاتخافی ولاتحزنی)وهیچ غم واندوهی رو به خودت راه ندی وسریع به مسیر درست برگردی وبدونی که قادرمطلق همراهته واگر مساله ای هست این برای رشدت لازمه وبدردت خواهد خورد،(درد عشق توکمند لطف ماست ،*زیر هر یارب تو ، لبیک هاست){ قَالَا رَبَّنَا إِنَّنَا نَخَافُ أَنْ یَفْرُطَ عَلَیْنَا أَوْ أَنْ یَطْغَى ﴿۴۵﴾گفتند: پروردگارا! ما می ترسیم که [پیش از دعوت کردنش به حق] با سخت گیری و شکنجه بر [ضد] ما پیشی گیرد یا بر سرکشی خود بیفزاید٫ (۴۵)
قَالَ لَا تَخَافَا إِنَّنِی مَعَکُمَا أَسْمَعُ وَأَرَى ﴿۴۶﴾خدا فرمود: نترسید که من بی تردید با شما هستم [سخن او و شما را] می شنوم و [اعمالتان را] می بینم٫ (۴۶)/طه}
عقل ومنطق می گه براساس الهامات قرانی،وحی باعث دلداری می شه تادرهرشرایطی هستی ،باز امیدتو ازدست ندی{ فَلَمَّا ذَهَبُوا بِهِ وَأَجْمَعُوا أَنْ یَجْعَلُوهُ فِی غَیَابَتِ الْجُبِّ وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هَذَا وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ ﴿۱۵﴾پس هنگامی که وی را بردند و تصمیم گرفتند که او را در مخفی گاه آن چاه قرارش دهند [تصمیم خود را به مرحله اجرا گذاشتند] و ما هم به او الهام کردیم که از این کار آگاهشان خواهی ساخت در حالی که آنان نمی فهمند [که تو همان یوسفی٫] (۱۵)/یوسف}
عقل ومنطق می گه براساس الهامات قرانی،بهترین وموثق ترین اخبار ازطریق وحی(=قران ،من استفاده شخصی کردم و به الهامات ربطش دادم) جابجا می شه{ نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ هَذَا الْقُرْآنَ وَإِنْ کُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِینَ ﴿۳﴾ما بهترین داستان را با وحی کردن این قرآن بر تو می خوانیم و تو یقیناً پیش از آن از بی خبران [نسبت به این بهترین داستان] بودی٫ (۳)/یوسف
ذَلِکَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهِ إِلَیْکَ وَمَا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یُلْقُونَ أَقْلَامَهُمْ أَیُّهُمْ یَکْفُلُ مَرْیَمَ وَمَا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یَخْتَصِمُونَ ﴿۴۴﴾این [حقایق] از خبرهای غیبی است که به تو وحی می کنیم٫ و تو هنگامی که آنان قلم های خود را [به عنوان قرعه زدن در آب] می انداختند که کدامیک از آنان سرپرستی مریم را عهده دار شود، و نیز زمانی که [برای کفالت او] با یکدیگر جدال و ستیز می کردند، نزد آنان نبودی٫ (۴۴)/آل عمران
عقل ومنطق می گه براساس الهامات قرانی،آنچه لازمه ، بهت الهام می شه (نگران نباش وخیلی به دنبال اطلاعات نباش){ إِذْ أَوْحَیْنَا إِلَى أُمِّکَ مَا یُوحَى ﴿۳۸﴾ آن زمان که به مادرت آنچه را که بـــــــــــــاید الهام می شد، الهام کردیم ۳۸/طه}
عقل ومنطق می گه براساس الهامات قرانی،شیطان هم وحی می کند٫(وسوسه می کند٫){ وَلَا تَأْکُلُوا مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّیَاطِینَ لَیُوحُونَ إِلَى أَوْلِیَائِهِمْ لِیُجَادِلُوکُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّکُمْ لَمُشْرِکُونَ ﴿۱۲۱﴾از آنچه [هنگام ذبح شدن] نام خدا بر آن برده نشده نخورید؛ مسلماً خوردن آن فسق [و بیرون رفتن از عرصه طاعت خدا] است؛ قطعاً شیاطین [شبهات ناروایی را به ضد احکام خدا] به دوستانشان القاء می کنند تا با شما [درباره احکام خدا] مجادله و ستیزه کنند، و اگر از آنان پیروی کنید، یقیناً شما هم مشرکید٫ (۱۲۱)/انعام
پس اگرآنچه به دلت افتاده ،شاخصه های بالاروداره ،عقل می گه که اون الهامه٫
در بحث استفاده ازابزار یاتوکل واعتماد برخدا برای موفقیت ،نیز باید بگم،براساس اصل “لا مُؤثّرَ فی الوجود الا الله” ویا بحث یگانگی انرژی ،همه ممکن الوجود ها از واجب الوجود اند وبه عبارتی ابزارها الهی اند ودر مسیر هدایت بهر حال به سمت استفاده از ابزار هدایت می شی وابزار زیر مجموعه مسیر هدایت وجزئی ازاون هستند (مثلاهمین سایت که حاصل تحقیقات بشری است ونوعی ابزاره ولب تابی که من دارم تایپ می کنم ولامپی که روشن است ومخابرات وسیم کارت وشبکه ووای فای و٫٫٫که همه ابزارند ولی الان درمسیر هدایت،داریم ازاونها استفاده می کنیم وخیلی از ابزار دیگه هستن که الان ودر مسیر هدایتمون به اونها کاری نداریم)
نکته دیگه ای که اثبات می کنه ابزار الهی اند اینکه تمام ابزار ها،زاده ی تخیل والهام آدمی اند که صاحب اون الهام اون روجدی گرفته واون ابزار رو از وادی فرکانس به وادی جسمیت آورده واون انرژِ ی رو شکل داده ٫
پس جواب اینکه ، روی خداحساب می کنی واز ابزاری که بهت گفته می شه استفاده می کنی٫
نتیجه گیری کل داستان درچند کلمه کلیدی =باورها –رب/قادرمطلق –حکیم –هدایت – گام به گام– اخباردرست-دلداری-اطلاعات مورد نیاز–شیطان –وسوسه –تکامل-صبر-لذت – احساس خوب- ابزارالهی
اما استاد عباس منش کسی که به اینها، ایمـــــــــان داره وبهش عمـــــــــــــــــــل می کنه وبه اندازه با ورش نتیجه می گیره ٫درحالی که خیلی از اساتید ممکنه اینها رو قبول نداشته باشن ویا اگر قبول داشته باشن بهش عمل نکنند٫
من فکر میکنم به دلایل««باورها…ایمان…عزت نفس…ترس…احساس لیاقت…احساس خوب یا بد»» هرفرد است که نتایج را برایش رقم میزند٫
شخصی که با باور های کمبود و سختی زیاد و وضعیت نابسامان ،ایمان به رزاقیت و قدرت خداوند ندارد،به دنبال رضایت دیگران نسبت به خودش است و برای مردم زندگی میکند دارد خوشبختی و ثروت را از خودش دور میکند٫
نیاز نیست که محدودیت هایی را برای خود اعمال کنیم مانند شرایط و اصول فروش خوب،بلکه لازم است باور های قدرتمند کننده مانند فراوانی را در خود تقویت کنیم٫
استاد عباسمنش با دانستن قوانین جهان هستی و استفاده درست از این قوانین زندگی خودش رو هر آنچه که میخواهد رقم میزند و هروز نتایج زیباتری میگیرد٫
اگر من ترس از این داشته باشم که نتیجه خوبی نگیرم یا مشتری هایم کم باشد یا هر چیز دیگری که باعث ترس من شود که باز هم به بی ایمانی ام برمیگردد،این ترس به واقعیت تبدیل میشود چراکه اگر من به خدای خودم باور داشته باشم و اورا تنها منبع رزق جهان بدانم دیگر ترسی هم ندارم٫
اگر من خودم را لایق بهترین ها ندانم ،بهترین هارا نمیتوانم داشته باشم٫استاد عباسمنش خودش را لایق بهترین ها میداند بنابراین بهترین هارا دریافت میکند٫خداوند هرچقدر که ظرفیت داشته باشیم به ما میدهد٫خداوند به اندازه ای که ما از او میخواهیم میدهد٫اگر ما بزرگی و نامحدودیت خدارا میدانیم پس باید باورش کنیم و بهترین هارا بخواهیم٫من هرموقع که خواسته ای دارم و ذهنم میگوید که نیاز نیست یا نمیشود،این سوال را با نیش و کنایه از خودم میپرسم که تو چقدر خدا رو درونت کوچک میکنی٫این سوال به من کمک میکند تا دوباره به خودم یادآور شوم که خدارا باوردارم و او نامحدود است و بهترین هارو ازش میخوام٫
استاد عباسمنش وقتی این قانون رو فهمیده ،بهترین هارو میخواد و خودش رو لایق بهترین ها میداند و میداند که ما هرچه بیشتر و بهتر از خدا بخواهیم خدا خوشحال تر میشه ٫اون بیشتر از ما میخواهد که ما به خواسته هامون برسیم ٫چون جهانش گسترده تر میشه٫بهتر میشناسیمش ؛من خدام رو با غیرت میدونم و به کم قانع نیستم٫
وقتی که من کاری رو که میخوام و دوست دارم انجام میدم و با احساس خوب کارمیکنم نتایج عالی میگیرم٫
از نظر من نباید پافشاری برای تبلیغ داشت٫فقط باید با اعتماد به نفس و عزت نفس بالا توانایی معرفی کردن خودمون رو داشته باشیم٫
استاد عباسمنش با باور های درست کاری رو که علاقه داره و حس خوبی بهش دست میده انجام میده و منتظر تأیید دیگران نیست و وقتی انسان برای خودش ارزش قائل باشه و خدای خودش رو تنها منبع رزق و قدرت جهان باور داشته باشه،خداوند با بینهایت دستانش به بنده اش کمک میکنه٫
از نظر من استاد خودشون در فایل فقط روی خدا حساب باز کن به این سوال پاسخ دادند ،بارها و بارها این فایل رو گوش دادم وباز هم میدم و هر بار که گوش میدم یه نکته جالبتر میشنوم ، به قول خود استاد وقتی باور کنیم تنها قدرت و یگانه قدرت جهان رب است دیگه نیازی به تبلیغات و دعوت شدن به رسانه ملی و بازاریابی و …هیچ نیست چون خدا خودش میشه تبلیغاتت، میشه مشتری و …
وقتی یگانگی رب را باور کنیم اونوقت سرمون بالاست و و استاد تنها با ساختن ((باور توحیدی)) اینقدر در کسب وکار و همه چی موفق هستند .
من خیلی دوست دارم به این باور توحیدی برسم و به قول استاد که گفتند اینقدر بگین تنها قدرت و یگانه قدرت جهان الله است تا با تمام وجود برسید به این باور ، آنوقت به همه آن خواسته هاتون میرسید …
از یکی دوهفته پیش همه ش درگیر این بودم که کجای کارم ایراد داره کجای باورهام باید درستش کنم٫ دم خدا گرم جوابمو تو فایل مسابقه گرفتم حالا اونهایی که مثل من گیر ذهنی داشتند باید بچسبیم به خودمون و باورهامون رو تغییر بدیم کامنت ها رو میخونم اشکم درمیاد همه شون نخوندم ولی همه اونها گنج هایی هستند که باید و باید از اونها نهایت استفاده رو ببریم
سپاسگذار خداوند هستم بخاطر داشتن همه شماها دوستانم استادم خانم شایسته و خانم فرهادی
خیلی فرق میکنه که با باورهای قدرتمند کننده سراغ یه کسب ککار بری یا باورهای فعلی ات
خیلی فرق میکنه که اول باورهاتو در مورد هر موضوعی که میخوای توش موفق بشی درست کنی و باورهای عااالی بسازی و بعد کسب و کار خودتو راه بندازی یا اینکه اول کارت را شروع کنی و بعد بخوای ببینی تبلیغات موثره یا نه؟ و چه عاملی باعث پیشرفت در کسب و کارت میشه
پس متوجه میشیم که بسیاااار بهتره که اول باورهای عااالی را در مورد کسب و کارمون در ذهنمون بسازیم و بعد کارمون را شروع کنیم.
میپرسی باورهای عااالی برای کسب و کارمون چیه؟
باور اینکه من انسان ارزشمندی هستم و لیاقت بهترینها را دارم(باور خود ارزشی)
باور اینکه ایده هایی در کار به من الهام میشه ( بقول استاد گفته میشه) که کسب و کارم روز بروز رونق بیشتری میگیره و ثروت را وارد زندگیم میکنه
باور اینکه ثروت در جهان بینهایته و و با ثروتمند شدن دیگران چیزی از من کم نمیشه بلکه جهان گسترش پیدا میکنه و من باید فقط تلاش کنم مدارم را عوض کنم و برم توی مدار فراوانی اونوقت فراوانی و ثروت بیشتر وارد زندگیم میشه ( باور فراوانی ثروت)
نکاتی که من از آموزه های استاد تا حالا یاد گرفتم اینا هستن که
– باور یه شبه تغییر نمیکنه
– باور با تکرار و تکرار و تکرار جمله های تاکیدی مثبت در مورد همون موضوع آرا م آرام در ذهن ما ایجاد میشه
-اگه میخواییم بفهمیم باورمون تغییر کرده یا نه توی یه موضوع ، باید به رفتارمون در شرایط سخت و عصبانیت و خشم و ناراحتی نگاه کنیم و ببینیم در چنین شرایطی چه رفتاری داریم اگر در چنین شرایطی رفتاری نشون دادیم که خودمون در درونمون آرامش حس کردیم یعنی از کمبود پول نگران نیستیم و این یعنی به فراوانی پول باور پیدا کردیم
این نکته به نظر من مهمترین نکته است که ما باهاش میتونیم متوجه بشیم کی باورمون تغییر کرده و البته رسیدن به این نقطه آسون نیست و این خبر خوبم بدم که با تکرررراررر و تکررراررر و تکررراررر باور خوب کم کم میتونیم اون باور را جایگزین باور غلط کنیمو البته توی این راه باید راه ورودیهای منفی به ذهنمون را ببندیم
اینجووری با تکراار باور خوب داریم رنگ سفید زیادی روی سیاهی باور قبلی میریزیم و با کنترل ورودیهای ذهن و اجازه ندادن به ورودیهای منفی برای ورود به ذهنمون داریم جلوی ورود رنگ سیاه را میگیریم پس مطمین میشیم که بالاخره پس از مدتی رنگ سفید غالب خواهد شد و باور خالص ذهنمون را میگیره
از اینجا به بعدش کار جهانه چون باور واقعا خالص و خوب فرکانسهای عااالی میفرسته و جهان طبق قانون جذب شرایط و ایده هایی که هم فرکانس با باور ما باشه سر راه ما قرار میده و جذب ما میکنه و ما با اون ایده ها و موقعیت ها به اونچه باورش داشتیم و فرکانسش را فرستادیم میرسیم
خلاصه کلام: کار ما ساختن باور خوب بطور واقعی است و وقتی میتونیم مطمین بشیم که باور خوب را ساختیم که در سخت ترین شرایط هم مطابق با اون باور فکر کنیم نه اینکه در حالتی که حالمون خوبه یه باور خوب را تکرار کنیم و فکر کنیم باورمون را درست کردیم ولی وقتی یه خبر بظاهر نامناسب در مورد اون موضوع میشنویم ته دلمون نگرانی و ترس بیاد در این صورت واقعا هیچ باوری نساختیم و واقعا اصلا باورمون تغییر نکرده
در واقع باید موضوعی را که درموردش باور میسازیم بهش ایمان بیاریم
مثال میزنم وقتی در مورد فراوانی پول داریم روی خودمون کار میکنیم و مدام به خودمون میگیم ک ثروت در جهان بینهایته موقعیت برای ثروتمند شدن من بینهایته و…. به خودمون میگیم خب باور فراوانی را ایجاد کردم و حالا دیگخه منتظر اتفاقها و ایده ها و موقعیتهای خووب هستم که منو ثروتمند کنه
اما
یه خبر میشنویم که پیاز شده کیلویی 12 هزار تومن دلار امروز شده 14 هزار تومن یا بنزین قراره گرون بشه و کمی که با خودمون فکر میکنیم نجواهای ذهنیمون میگن
با این حقوق و درآمدم چجوری از این به بعد هزینه های زندگیم رو تامین کنم و کمی ترس و نگرانی میاد توی ذهنمون
اینجا باید مطمین بشیم که به هیچ وجه باور فراوانی را در خود نساخنه ایم
چون اگه این باور عاالی را ساخته بودیم و به فراوانی پول باور داشتیم ( بهتر بگم ایمان داشتیم( ذره ای شک نمیکردیم نمیترسیدیم نگران نمیشدیم چون باور یعنی ایمان و ایمان با شک به هیییچ وجه کنار هم جمع نمیشن و وجود سر سوزن شکی نشونه عدم وجود ایمان و باوره
پس میبینیم که باور واقعی ساختن هم خیلی آسون نیست هم زمان میبره والی امااا وقتی باور عالی ساخته بشه نتایج شگفت انگیزش در زندگی من و تو نمایان خواهد شد و یه خوب این که وقتی یه نتیجه خوب ناشی از یه باور تغییر یافته حاصل بشه این خودش باور پذیری را راحتتر میکنه و قدم به قدم که نتایج بیاد باور پذیری و آمادگی ذهن ما برای ایجاد باور هایی بهتر بیشتر میشه و در واقع مقاومت ذهن ما کمتر میشه
ختم کلام
از نظر من دلیل موفقیت استاد عباسمنش دو عامله
1-اینکه ایشون کلا توی زندگی هر چیزی را خواستن بهش برسن یه مدت زمانی را صدددد در صددد تمرکز میزارن روش
مثالش از توی حرفای استاد
زمانی که توی امریکا خواستن ملک بخرن چند ماه صددد در صددد تمرکز گذاشتن روی ملک و توی این مدت کم ببیش از افرادی که سالها تو این زمینه کار میکنن اطلاعات بدست آوردن
مثال دوم طبق گفته خود استاد وقتی به این نتیجه رسیدن که باید 200 تا کتاب موفقیت را بخونن اومدن روی تند خوانی تمرکز کردن و ظرف چند ماه تهش را در آوردن تا جایی که دوره های تند خوانی برگزار کردن و شدن استاد تند خوانی و چند میلیارد درآمد ازش کسب کردن در حالیکه تند خوانی هدف اصلی استاد نبوده ولی با تمرکز صددد در صدددد انجامش دادن و این یکی از مهمترین ویژگیهای استاده
2-توانایی کنترل ذهن و اجازه ندادن به ورودیهای منفی به ذهن که میدونم اینم با قاطعیت انجامش میدن چون میدونن که اجازه دادن به ورودیهای منفی برای ورود به ذهن یعنی سقوط در دره 500 متری و ….
3-عمل کردن بیدرنگ به ایده هایی که پس از ساختن باور ها عالی و در زمانی که حالشون خوبه به ذهنشون میرسه
و استاد گفتن که کل راه از اول به هیچ کس نشون داده نمیشه بلکه قدم اول گفته میشه بصورت یه ایده اگه بهش عمل کردی قدم دوم گفته میشه و ال آخر
4-استاد تمام آنچه که به عنوان باور و قانون جهان با اطمینان بهش رسیدن بدون شک اجرا میکنن بدون ترس بدون نگرتنی
و مهمترن کار استاد توانایی کنترل احساسات در هنگام از دست دادن فرزندشون بوده که واقعا
-کار هر کسی نیست
– نشونه باااااور توحیدی قوی به خدا و کلام خداست که: انا للله و انا الیه راجعون
-نشونه اینه که حضرت ابراهیم را الگوی واقعی خودشون دونستن و به خدای ابراهیم و خدای خودشون ایمان داشتن و اینکه خدا گفته شما مجرد بدنیا اومدین و مجرد از دنیا میرین( روح مجردیم همه ما و پاره ای ازخداوندیم)
در کسب و کارشون هم دلیل موفقیت و موفقیت سایتشون اینه محصول با کیفیت به عده اندکی که میخوان تغییر بدن زندگیشون را ارایه دادن و عده اندک نتیجه گرفتن و همون مشتریای اندک تبلیغ کردن براشون(مثل شرکت تسلا)
سلام میکنم به استاد عزیز وخانم شایسته ی عزیز وهمه ی دوستان و خانواده ی صمیمی عباس منشی توحیدی ام
و سلام دارم به شما دوست خوبم عاطفه ی دری عزیز ٫ به استاد تبریک میگم که تونسته اینهمه تاثیر گذار باشه که کسانی مثل عاطفه دری توانمند وشیوا حرف بزنن ٫من بسیار لذت بردم از کل پاسخ دوست خوبمون که بسیار کامل و زیبا بود وراهنماییهاشون عالی بود ٫دقیقا حرفهای دل من بود ٫البته بقیه ی دوستان هم حرفهای قشنگی زدن و به نکته های خوبی اشاره کردن میشه گفت یه جورایی همه برنده هستن ولی من به شخصه عاطفه دری را برنده ی واقعی دو میلیون تومان میدونم٫
من با کامنتهایی که خوندم موافقم ولی نظر شخصی من اینه که استاد به این دلیل موفق هستش چون خود واقعیشه یعنی نقش بازی نمیکنه وتونسته افسانه ی شخصیشو پیدا کنه ودنبال رویاهاش بره ٫ استاد توی کل فایلهاش و دوره هاش کل داستان زندگی رو توضیح داده ،اینکه همه چیز توسط خواسته های ما که فرکانسهایی به جهان ارسال میکنه شکل میگیره و این ما هستیم که وقتی خود واقعیمونو پیدا میکنیم ودنبال خواسته های خودمون میریم،وقتی به خدای درونمون وهدایت هایش اعتماد میکنیم و دراین میان پرتلاش و پیوسته قدم برمیداریم ،به موفقیت میرسیم ،به قول معروف به عمل کار برآید به سخندانی (سخنرانی) نیست٫یا دو صد گفته چو نیم کردار نیست ٫خیلی وقتا هست ما نمیدونیم چیکار باید بکنیم یه وقتایی میدونیم ولی عمل نمیکنیم، عمل کردن هم نه زیاد سخته نه آسون فقط همت میخواد ومحکم بودن میخواد که استاد محکم بودنشو با موفقیتهاش نشون داده که چقدر مرد عمله و بس ٫استاد تونسته تو همه ی زمینه های زندگیش قوانین رو درک کنه و بکار ببنده که با تهیه ی محصولاتش تو هر چیزی که میخواهیم میتونیم با تمریناتی که میده به موفقیت برسیم ٫اگه ماهم بتونیم با اعتماد وایمان وباور به قدرت خدا با سپاسگزاری وحفظ حال خوب ،محکم باشیم واین مسیرتوحیدی که خدا در اختیارمون گذاشته رو پیوسته ومستمر ادامه بدیم صد در صد موفق میشیم چون قانون خدا برای همه یکسان عمل میکنه ٫کاری که استاد کرده در مورد هر خواستش مسئله رو تا تونسته ریز کرده با سوالهای درست وقدرتمند کننده دنبال جواب وراه حل مسئله رفته اگه ما هم بتونیم اینکارو بکنیم موفق میشیم تو همه چی چه مالی چه روابط چه فرهنگی ٫٫٫مهم اون حس خوب وحفظ آرامش وتمرکز روی همه ی خوبیها وقشنگیهای زندگی وآدمهاست در اصل ما وقتی چیزی که برای خودمون میخواهیم همونو برای دیگران بخواهیم خودش یه تبلیغه چون حس خوبی به آدم میده مثلا من یه لباس میدوزم تمام سعیمو میکنم که کارم عالی باشه وقتی راضی باشم نصفه راه رو طی کردم وباقیشم اینکه باور خوبی در مورد مشتری بسازم کار تمومه وفروش خوبی خواهم داشت ٫٫٫ من هر بار به حرفهای استاد گوش میدم ازخودم این سوالومیپرسم که من چقدر این پروسه رو باور دارم وسعی میکنم بسنجم ببینم من کجای این راه هستم ،خوبه هراز گاهی ببینیم چقدر به حرفایی که پذیرفتیم عمل کردیم٫من وقتی به اتفاقاتی که در روز برام میافته نگاه میکنم میزان اعتقاد خودم نسبت به حرفهای استاد دستم میآد که چقدر تونستم حرفهای قشنگی که میزنم رو باورش کنم یا در موردش باور خوبی بسازم ٫ من لازمه یاد بگیرم که همه ی ما با ارزشیم ،همه ی ما خوبیم کسی رقیب ما نیست٫ همه چیز فراوونه وبه اندازه ی کافی برای هممون هست ،ما میتونیم،ما موفق میشیم،چون لایق بهترین ها هستیم٫ چون ذهن ثروتمند وپویایی داریم ٫چون خدا مهربونه ودوستمون داره ٫ چون قانون اینه٫٫٫همه ی ما برنده ایم چون بازی زندگی هر دو سرش سوده چه اونیکه میفروشه چه اونیکه میخره ٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫
با عرض سلام خدمت همه دوستان عزیز استاد عزیز خدا قوت٫
به نظر من ٫٫بزارین خیلی کوتاه و مختصر نظرم رو بدم ،چیزی که که از قوانین متوجه شدم اینه که هر کاری رو باید پشتکار و عشق وعلاقه و از همه مهمتر امید داشته باشیم به اهدافمون کم نیاریم و به جلو حرکت کنیم ٫
بعضی موقعها هست انسان تا حدی میره کم میاره میگیم خدایا چرا اتفاقات اونجور که میخوایم پیش نمیره و خسته میشیم ٫٫٫
ولی دقیقا همون لحظه هست که باید به خودت بگی به جلو حرکت کن و ادامه بدی ٫٫٫
من خودم چند سال از یک مشکل پا درد رنج میبردم به طوری که اصلا دو قدم راه نمیتونستم راه برم ولی باورتون شاید نشه تا این چند وقت پیش از خدا خواستم ی راهی جلوی من بذاره تا از این وضعیت نجات پیدا کنم ٫ ی حسی تو وجودم گفت با خوابیدن و بی حالی بدتر میشی بلند شو و آروم آروم قدم بزن و راه برو حتی با درد منم به ندای درونم گوش کردم و به جای اینکه بگم نمیتونم هر روز چند ساعت پیاده روی میکنم و حالم روز به روز داره بهتر میشه
من که حتی یک قدم نمیتونستم راه برم الان آروم آروم دارم رو به جلو حرکت میکنم
در مورد بازاریابی و هر کاری هر هدفی که کم آوردید حتی با تصور ذهنی انسان خسته میشه ولی ناامید نشید ///همون لحظه هست که باید به خودت بگی یک قدم بیشتر به جلو حرکت میکنم ///
سلام به دوستای گلم و استاد گرامی?
همیشه سعی میکردم توی مسابقات جزو نفرات اولی باشم که کامنت میزارم و همیشه هم اشتیاق شدیدی داشتم که برنده ی مسابقه بشم مثل اکثر دوستان، اما چند وقتی هست که به قول استاد دندون عجله رو کندم از وجودم انداختم دور، چون به این باور رسیدم که عجله از باور کمبود نشات میگیره، برای همین گذاشتم هر موقع بهم الهام شد بیام نظر بزارم، من صاحب کسب و کار پررونق نیستم چون به تازگی کارمندی رو رها کردم و به حرفه ی مورد علاقه ام رو آوردم، اما تجربیاتی که توی شغل کارمندی داشتم یه سری چیزها رو به من یاد داد که باعث شد جرات و جسارت خروج از اون شغل و ورود به شغل مورد علاقه ام رو کسب کنم و البته جرات و جسارت اینکه در مورد سوال این مسابقه هم اظهار نظر کنم رو بهم داد.
زمانی که تو شغل دولتی بودم بارها تونستم کارهایی رو انجام بدم و منصب هایی رو دریافت کنم که از نظر بقیه ی همکارانم فقط با پارتی یا تخصص خاص میشد به اونا رسید اما من همیشه با توکل به خدا جلو رفتم و یه سری معجزات یا به قول استاد همزمانی ها من رو به اون جایگاههایی که میخواستم می رسوند.
اینکه دوست عزیز میگن من کاملا گیج شدم که نمیدونم حق با کدوم روشه یه چیز طبیعیه، وقتی قانون رو هنوز خوب درک نکردیم یه سری ابهامات و سردرگمی ها برامون پیش میاد، یه سری سوالاتی که احساس میکنیم جوابی براشون نیست، اما وقتی صبر میکنیم و ادامه میدیم، چند ماه بعد برامون خنده دار میشه که واقعا قبلا تو این موارد چرا گیج بودیم و جوابی براش نداشتیم درحالی که پاسخ سوالات اینقدر ساده اس.
چند ماه پیش شاید این سوال منم بود اما وقتی کلی بابت تبلیغات هزینه کردم و اتفاق خاصی توی کسب و کار جدیدم نیوفتاد بهتر حرف های استاد رو درک کردم، یه وقتایی هست با اینکه پاسخ به ما گفته میشه و راه درست بهمون نشون داده میشه اما متاسفانه تا خودمون راههایی که اشتباه هست رو تجربه نکنیم و نبینیم که هیچ نتیجه ای نداشت، بیدار نمیشیم.
دوست عزیز اگر زبان جهان رو درک کنیم پاسخ خیلی از سوالاتمون رو میگیریم، شما اگر روبروی کسی که فقط زبان چینی رو میفهمه یک ساعت نه، یک روز نه، یک ماه هم حرف بزنی اون نمیتونه واکنش بده یا با تو ارتباطی برقرار کنه چون زبان تو رو نمیفهمه، زبان جهان فرکانس هست، توسل به عوامل بیرونی و اقدامات فیزیکی و انجام کارهایی مثل تبلیغات و غیره، مثل صحبت کردن فارسی با یک فرد به زبان چینی هست، جهان فقط فرکانس را میفهمد، درک میکند و فقط و فقط به فرکانس پاسخ میدهد، افرادی که به جای تغییر باورها دست به یک سری اقدامات میزنند برای اینکه کسب و کارشون رونق پیدا کنه شاید کوتاه مدت نتایجی دریافت کنند که آن هم به خاطر آن اقدامات نیست به خاطر اعتقادی است که نسبت به آن اقدام عملی داشته اند، اما در نهایت به هدفشان که کسب درآمد پایدار هست دست پیدا نمیکنند یا اگر هم درآمدشان بالا برود از طرق مختلف جهان برای آنها هزینه میتراشد تا همان میزانی پول به دست بیاورند که در مدار آن قرار دارند.
اینکه استاد هیچ گونه تبلیغاتی انجام نمیدهند هیچ گونه اقدامی که افراد متخصص توی این حوزه انجام میدهند در بحث اینترنت مارکتینگ و سئو و غیره انجام نمیدهند اما با اختلاف خیلی زیاد نتایج استادبزرگتر است این خودش سند محکمی است بر اینکه همه ی کارها را باور انجام میدهد و نه هیچ موضوع دیگری، حال سوال این است چه باوری؟
باورهای توحیدی: مثل اینکه من فقط و فقط روی خودم کار میکنم بقیه ی کارها با خداست، خدا قدرتش را دارد، خدا خلاقیت اش را دارد، خدا رزاق است، خدا منبع عزت است و غیره… به قول استاد مگر حضرت محمد رفت تبلیغات کرد توی اینستا وتلگرام و صدا و سیما جار زد؟ کرور کرور آدم دور پیامبر جمع شد، چرا؟ چون پیامبر درک کرده بود که همه چیز خداست همه دستان خداوند اند، کل جهان خودِ خداست وقتی باورها درست باشد خدا مشتری میشود خدا شرایط عالی میشود خدا ایده میشود، خدا پول میشود، خدا کسب و کار پر رونق میشود…
نکته ی بعدی اینکه بعضی وقت ها هست میبینیم همه دارند یک کاری انجام میدهند از تعداد زیاد افرادی که در مسیر نادرست هستند به شک می افتیم نکند این مسیر مسیر درست است؟ اما باید بدونیم که اکثر افراد به جای فکر کردن فقط تقلید میکنند و ذهن خلاق و پرسشگری ندارند که از خودشان بپرسند آیا این راهی که همه میروند درست است یا خیر؟ همیشه در اکثر دوران ها و همه ی جوامع، اکثرا مشرک هستند، به قول خداوند که در قرآن بارها از کلمه ی اکثرهم استفاده کرده که: اکثرهم لایعقلون…بنابراین خودِ اینکه همه دارند یک مسیری رو طی میکنند باید ما رو به شک بندازه که اون راه درست نیست.
گاهی اوقات هم ما این توان رو در خودمون نمی بینیم که مخالف مسیر بقیه رو بریم چون عزت نفس و اعتماد به نفس کافی رو نداریم چون بودن توی مسیری که همه هستند یک نوع تایید و آرامش رو نصیب انسان میکنه و بودن در مسیر جدید که مخالف اکثریت جامعه هست یک نوع مسئولیت و ترس رو درون انسان ایجاد میکنه، بنابراین شما دوست عزیز اگر میدونید که مسیر صحیح کدوم هست اما باز هم میترسید اون مسیر رو انتخاب کنید روی بیشترین باوری که باید کار بشه باور احساس لیاقت و ارزشمندی هست و مهم ترین محصولی که به شما کمک خواهد کرد محصول عزت نفس استاد هست.
اینکه میدونیم همه ی اصلی که برای رونق کسب و کار لازم هست باور درست است اما باز هم نمیتونیم کامل این روش رو باور کنیم به خاطر این هست که ذهن ما آدما همیشه دنبال راه حل های پیچیده و عجیب غریب هست چون از نظر ما ثروت طبیعی نیست کسب و کار پر رونق و با مشتری های فراوان طبیعی نیست بنابراین دنبال راههای عجیب و غریب هستیم برای کسب نتیجه و برامون قابل هضم نیست که داستان تا به این حد ساده اس اینکه کل داستان اینه که بچسپیم به تغییر باور و کل انرژیمونو بزاریم براش و اجازه بدیم باورهای تغییر یافته اقدامات عملی رو به ما بگه. ما همه ی عمر عمل گرا تربیت شدیم اینکه در قبال یک کار فیزیکی از والدین و بزرگترها پاداش دریافت کردیم بنابراین نمیتونیم باور کنیم که در قبال کار متافیزیکی خدا بهمون پاداش بده.
شما اگر نتایج استاد رو داری میبینی دیگه گیج شدن نداره دوست من، نتایج رو مقایسه کن متوجه میشی حق با کیه، استاد میگه تبلیغات، محل کسب و کار، زمانی که براش میزاری، ظاهر محصول و حتی استعدادهای خاص، هیچ کدوم مهم نیست فقط باورِ درست مهمه، بقیه هم میگن چیزی به نام باور وجود نداره و باید برای رونق کسب و کار تبلیغات کرد باید مهارت های ارتباطی رو یاد بگیری باید بازاریابی بلد باشی باید ظاهر محصولت اینجوری اونجوری باشه، باید مغازه ات فلان محل خاص باشه باید توی فلان کسب و کار خاص باشی و اون ها هم نتایجشون مشخصه، پس راحت میشه قضاوت کرد که حق با کدوم گروهه.
خیلی از ماها هم که مسیرای دیگه رو رفتیم و به این نتیجه رسیدیم که اون روش ها اشتباه هست بنابراین ادامه ی اون روش ها و جلو رفتن تو اون مسیر فقط ما رو از مسیر اصلی دورتر میکنه، باید به قول استاد عقل دنیوی مون رو از مدار خارج کنیم و افسارمون رو بدیم دست خدا، اگر که میخواییم نتایجمون عالی و از نظر بقیه باورنکردنی باشه.
من که نحوه ی آشناییم با سایت استاد هیچ ربطی به تبلیغات و سئو و نوع محصول و اینستا و تلگرام و هیچ کدوم از این موارد نداره، مطمئنا بقیه ی دوستان هم همینطور هستن، اونام توسط یه نیروی برتر هدایت شدن به این سایت،بنابراین فقط باور درست هست که همه ی کارها رو انجام میده.
شاید خیلی ها هم باور دارن که مهم ترین عامل برای رونق کسب و کار باور درست و صحیح هست اما نمیدونن چه باوری؟
به نظر من، مهم ترین باور برای رونق کسب و کار، باور به فراونی در جهان هست باور به اینکه نعمت فراوان هست، مشتری فراوان هست، ایده ها، راه حل ها، شرایط و فرصت های ساخت ثروت بی انتهاست و پول دست مردم فراوان هست و باور دوم که اون هم به اندازه ی باور اول مهم هست باور احساس لیاقت و ارزشمندی هست اینکه ما لایق و ارزشمندیم و محصول و خدمات ما هم ارزشمند است،،، استاد چون روی باور فراوانی خیلی کارکردن اینقدر کرور کرور مشتری میان سمت استاد، به جای اینکه استاد بره سمتشون، به قول خودِ استاد که میگه توی نهج البلاغه دیده که نوشته الرزق الرزقان و به این فکر کرده که چیکارکنه چه باوری بسازه که رزق دنبالش بدوئه، مهم ترین باور برای اینکه رزق دنبالمون بدوئه باور فراوانی و باور احساس لیاقت هست. امیدوارم پاسخ من تونسته باشه به بچه ها کمک کنه.
وقتی استاد میگه سوال طرح کردم مسابقه ترتیب دادم برید جواب سوال رو بدید بعد هم کامنتا رو بخونید به اونام ستاره بدید، تنها جمله ای که همش توی ذهن من میچرخه اینه که: چشم استاد عزیز، چشم حتما، وظیفه اس، حتما انجامش میدم چون دوست دارم و وظیفه ی خودم میدونم از راه درست و از مسیر صحیح حمایت و پشتیبانی کنم، شاد و موفق باشید.??
به نام خدا
با سلام خدمت نازنینان هم مدار
پاسخ این سوال بسیار ساده است اگر پیرامون خود را بهتر و دقیق تر نگاه کنیم٫افراد موفق و با انگیزه و هدفمند که با تمرکز به یک کار و ایمان به نتیجه آن اما منعطف در مسیر قطعا به سر منزل مقصود خود میرسند٫
من در رشته حقوق قضایی لیسانس گرفتم و بغیر از ۴ سال دوره دانشگاه ۲ سال تمام برای گرفتن پروانه وکالت تلاش کردم اما موفق نشدم، خیلی به این موضوع فکر کردم در نهایت دلیل ناکامیم را دریافتم ،واقعا و بدون شعار با تک تک سلولهای بدنم و با تمام قلبم دریافتم که انسان زمانی واقعا موفق میشود که عاششششق کارش باشد
این حرف رو مستند میتوانم برایتان روشن کنم:
چند روز پیش برای تمیز کاری و مرتب کردن کتابخانه ام به کتابها و سررسید های سالهای قبل سرزدم چشمم به سررسید سال ۹۴ افتاد ورق ها رو یکی پس از دیگری مرور کردم در میان دلنوشتهایم به یک متن جالب که خودم نوشته بودم برخوردم :
(به نام خدا
روح آزاد من وکیل نمیشد
گویی مغزم دارد منفجر میشود ،بس که این کتابهای بیچاره را اسیر دست خود کرده ام
هر بار با وعده تا آخر خواندشان بازشان میکنم ولی چندی نمیگذرد که از آنها دلسرد میشوم و تصمیمی قطعی میگیرم که آنها را به کسی هدیه کنم کسی که بیشتر از من دوستشان دارد٫نمیدانم دلم برای این کتابها بسوزد یا برای خودم که تکلیفم را با خودم نمیدانم خنده دار است نه؟میخواهم رازی را فاش کنم ،هر بار که کتب قانون را باز میکنم و مجبور میشوم واژه ای خشک و بی روح را یاد بگیرم با خودم میگویم این چه کار است چرا من باید اینها را بخوانم آخر اگر من حقوقدان بودم که عاشق هنر نبودم٫ تناقضی عجیب در تمایلات خود مشاهده میکنم،گاهی از آدمها میشنوم که میگویند دوست داری به گذشته برگردی؟ و من شانه هایم را بالا میاندازم که هرگز،من از حال خود راضی هستم و هیچ تمایلی به برگشت به گذشته ام ندارم ،اما امروز برای اولین بار دوست داشتم به گذشته برگردم تا وقتی میخاستم کارم را انتخاب کنم هنر و٫٫٫را انتخاب میکردم نه حقوق، کاری که عاششششق آن باشم واقعاااا اما حرف دیگران را چه کنم با ترس هایم از آینده چه کنم؟؟؟نمیدانم
اما یک چیز را خوب میدانم اگر کاری با عشششششق انجام شود شاهکار میشود٫ ) این متن سال۹۴توسط خود من نوشته شده و ۴ سال از آن گذشته حال خودتان قضاوت کنید و درون خود را بهتر و بهتر و بهتر بشناسید تا قبل از شروع هر کار مطمئن باشید که عاششششق آن هستید٫
در پناه خداوند یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید ٫یا حق
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت همه عزیزان و استاد عباس منش
اینجانب مدت کوتاهی است با این سایت ارزشمند آشنا شده ام ودر این زمان کوتاه براساس راهنمایی انجام شده فقط به دیدن تعدادی از ویدئو های رایگان پرداخته ام و با اینکه خیلی مشتاق هستم محصولات را فراهم کنم اما به لحاظ مالی هنوز توانایی ندارم و بر اساس برداشتهای خود از این محصولات رایگان پاسخ این سوال را میدهم.
عاملی که باعث ایجاد تفاوت نتیجه در کسب و کارها ست اینست که ایمان به الله یکتااز مرحله حرف و شعار به مرحله عمل در نیامده و باور متقن نشده است . ایمان لقلقه ی زبان ماست نه باور قلبی و ملکه وجودی ما.
و در راستای این مطلب فرمایش امام صادق (ع) که میفرمایند
اگر کسی از شما بخواهد دارای حالتی شود که همه خواسته هایش را خداوند برآورد باید از همه مردم نا امید باشد و هیچ امیدی جزءخداوند نداشته باشد پس اگر خداوند چنین حالتی را در قلب او بیابد چیزی از خدا نخواهد مگر اینکه برآورد.
و طبق بیانات استاد و حس اینجانب از صحبتهای ایشان این حدیث تا حدودی در مورد ایشان عینیت یافته است.
وقتیکه شما در مدار توحیدی الهی قرار میگیری و هر لحظه فرکانس های ارسالی شما باعث میشود که ارتقاء مداری داشته باشی و به مرکز و منبع انرژی لایزال الهی نزدیک و نزدیکتر بشوی این یعنی استجابت الله یکتا و موفقیت در تمام زمینه های مادی و معنوی که خود تو در خواست میکنی و خالق آن هستی که موفقیت در کسب و کار و ثروت جزء کوچکی از این موفقیتها ست .
شناخت قوانین زندگی آن طوری که استاد با تسلط بیان میفرمایند و از همه مهمتر بازهم تاکید میکنم از همه مهمتر این راه را خود بصورت کاملا عملی تجربه کرده اند واز زیز صفر به این همه موفقیت رسیده اند رفرنس بسیار خوبی برای افرادی مثل من که دنبال مسیر عملی هستند می باشد.
وقتیکه شما به معنای واقعی دارای ایمان عملی باشید سپاسگزار خداوند در تمام لحظه ها هستید و این سپاسگزاری نعمتت افزون کند و این یعنی احساس خوب که نتیجه اش اتفاقات خوب در مسیر زندگی شماست که یکی از مهمترین قوانین جهان هستی میباشد.
وقتیکه شما به معنای واقعی دارای ایمان عملی باشید صداقت سرلوحه کسب و کارت میشه یعنی مشتری را مثل خانواده خودت میبینی و راضی نمیشی برای نفع کوتاه مدت و فانی مادی خود فقط به فکر فروش و پول درآوردن به هر طریقی باشی چون در آنصورت باور داری که دچار خسران خواهی شد.
دوست عزیز به نظر من شناخت قوانین زندگی و توحید عملی و ایمان قلبی به تنها قدرت هستی یعنی خداوند تبارک و تعالی محکمترین ریسمانی است که میشود با آن در مسیر موفقیت در زندگی دنیوی و اخروی چنگ زد و از آن بالا رفت و سعادتمند شد.انشالله
دوستان من سعی میکنم در این مدت کوتاه که با این سایت ارزشمند آشنا شدم اطلاعات خودم را افزایش بدهم هنوز اول راهم و نیازمند عاشقانه راهنماییهای شما
خیلی اشتیاق به تهیه دوره های استاد را دارم و ایمان قلبی دارم با عمل به این دوره ها خیلی خیلی در زمینه های موفقیت در تمام حوزه ها رشد خواهم کرد .
آرزومندسعادت دنیا و آخرت همه شما عزیزان و همچنین استاد عباس منش هستم
تفاوت در نتایج تفاوت درباورهاست ٫باور بسیار مهم ،درمسیرزندگی ،باوربه هدایت الله ،رب/قادر مطللق است ٫زیراتا اعتقاد نداشته باشی درخانه چیزی هست به دنبال ان چیزنمی چرخی ٫پس اگربه این اعتقاد داشته باشی که القلب حـــــــــــرم الله –قلب حرم خداست وتومحرم این خانه هستی واوهمـــــــــــــــــــــــــــــــــــواره در حال هــــــــدایت توست (فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ﴿۸﴾ سپس پلیدکارى و پرهیزگارى اش را به آن الهام کرد۸/شمس) همواره آرامی وبه انچه به تو گفته می شود ،با ایمان عمل می کنی٫ پس احساس خوب وآرامش ، برابر است با مسیردرست ، ورسیدن به احساس خوب نیز برابراست با وارد شدن در مسیردرست ٫
درمسیر درست تو همواره درمقصدی ،چون نتیجه رسیدن به هدف ومقصد ، درتمام جنبه های زندگی ،احساس خوب ولذته وچون تو در مسیر درست هستی وآرامش داری به نتیجه رسیدی٫واین یعنی اینکه تورها هستی ازنتیجه ورسیدن به هدف(علی رقم اینکه دوست داری بهش برسی ولی بهش نچسبیدی ،چون نتیجه نتیجه ،که همون لذته ،الان دستته٫)
سرمنشا الهامات الله حکیم ،دانا وعالم به تمام چیزهاست پس الهامات ،صددرصد قابل استناد است وشکی در صحتش نیست٫
مورد بعدی گام به گام بودن الهامات وهدایتهای الهی است ،یعنی الهام گام دوم ،مستلزم اجرای دقیق از فرامین الهی در گام اول است٫فرض کن پیامبر ص به اولین الهامش ،عمل نمی کرد ومی گفت کی از من حمایت می کنه ،وحرف من رو قبول می کنه ،یا موسی ع عصا رو نمی انداخت، یا ابراهیم ،اسماعیل و هاجر رو در بیابان برهوت رها نمی کرد وبه دنبال الهامش نمی رفت ،ایا مسیرهای بعدی به اونها گفته می شد؟ آیا با فراموش کردن حرف خدا وبه عبارتی با انجام ندادن وحی الهی ،در سلک کافران قرار نمی گرفتند؟
لازم به ذکر است که همانطور که گفتم ،نتیجه تمام نتایج ،احساس خوب ولذت بیشتر است وخداوند درجهان مادی لذت رو در تکـــــــــــامل قرارداده ٫
بیاید این روبراتون با یک مثال بیان کنم ولذتهای یک مسیر تکاملی روبراتون بازکنم ٫
بین دونفر ارتباط عاشقانه ای برقرار می شه (لذت ۱) بعد اونها با هم ازدواج می کنند (لذت ۲)وبراساس عشقشون ،نطفه ای منعقد می شه (لذت ۳) وجنین شروع به رشد می کنه (لذت ۴)پس از ۹ماه،نوزاد متولد می شه (لذت ۵) ویک جمعیتی از خویشان واقوام شادند(لذت ۶) وتودوران رشدوکودکی شو می بینی وحال میکنی (لذت ۷) واین مسیر لذت بخش همچنان ادامه داره ٫٫٫٫٫٫٫
خوب حالابیا تکامل رو برداریم مثلا،نه ماه بارداری رو حذف کنیم٫یعنی به محض ایجاد نطفه ،در عرض ۳۰ثانیه شکم مادر کش بیاد در حد پاره شدن وبچه متولد بشه (حذف لذت ۴ و۵) یانه ،اصلا چه اجباری به همسر ،خودش بدون همسر،باردار بشه وبچه هم ایکی ثانیه به دنیا بیاد (حذف لذت ۱و۲و۳) یا نه ،خوب چه کاریه ،باردار نشه ویک بچه ازاون با لا بیافته پایین ،(حذف لذت ۱و۲و۳و۴و۵)،اقا حالاکه تکاملی نیست اصلا بچه نیافته و یک جوان خوشگل بیافته پایین ،یا حالا چرایکی بیافته ،۸تا جوان بیافته واین سیکل معیوب بدون تکامل ، دیگه حدی براش متصور نمی شه شد و ورود در یک دنیایی که اصلا فکر کردن بهش هم ترسنــــــــــــــــاک ووحشت آور است (یک دقیقه چشمتو ببند ودنیایی بدون تکامل رو ببین که همین جور ،در ان واحد داره آدم ،حیوان ،ماشین ،خانه ،ابزارو٫٫٫٫تولید می شه)وزندگی دراون هیچ لذتی نداره{إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّهِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مَا مِنْ شَفِیعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ ﴿۳﴾پروردگار شما آن خدایى است که آسمانها و زمین را در شش هنگام آفرید سپس بر عرش استیلا یافت کار [آفرینش] را تدبیر مى کند شفاعتگرى جز پس از اذن او نیست این است خدا پروردگار شما پس او را بپرستید آیا پنـــــــــــد نمى گیرید (۳)/یونس}
٫امیداورم بااین مثال متوجه شده باشی که تکامل ارزشمند است ویکی از بزرگترین نعمتهای الهی است(والله دانا وحکیم است)
اعتقاد به هدایت الله و لذت در مسیر تکاملی الهامات(ازشک کردن جلوگیری می کنه) ،خودش باعث صبــــــــــــــــــــــــــــــــــر می شه ٫صبر دراین تعریف عبارت است از انجام عاشقانه قدم الهام شده به انسان ،فارق ازتفکر به گام بعدی(بعدش چی می شه؟) ،فارق ازاتصال این گام به نتیجه وندیدن ارتباط خاصی بین آنها(آخرش چی می شه؟) وتوکل برحکیم الهام کننده و داشتن ایمان به غیب ٫این نوع صبر بسیار فرق می کنه با استیصال ودرماندگی در مسیر ودست روی دست گذاشتن تاببینیم خداچی می خوادوبا ما چه خواهد کرد٫در صبر با تعریف بالابدلیل قابلیت اختیار ومختار بودن انسان در انتخاب این نوع حرکت وتصحیح احساسات به سمت احساس خوب ،پاداش این نوع صبر،ازنوع اجربدون حساب است{قُلْ یَا عِبَادِ الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّکُمْ لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هَذِهِ الدُّنْیَا حَسَنَهٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَهٌ إِنَّمَا یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسَابٍ ﴿۱۰﴾/زمر}این است وجز این نیست که به تمام وکمال پاداش صابران بدون حساب وشمارشی پرداخت خواهد شد٫توجه کن یوفی (تمام وکمال )وبغیر الحساب (بدون حساب)،حالامن که کم آوردم ، تو تونستی فکر کن ،بدون حساب تهش کجاست!!!؟ که علاوه براون تمام وکمال هم پرداخت خواهد شد٫}
دراین نوع حرکت وزندگی که ،تقلّا وتلاش طاقت فرسا جایی ندارد،چون در تقلا لذت وعشقی وجودندارد،پس نتیجه نتیجه (که همون لذت بوده) وجود ندارد،پس احساس خوبی وجود ندارد ،پس مسیر اشتباه است ،پس هدایتی وجودندارد ،پس مسیر اشتباه است٫
پس تکامل در مسیر الهامات نیز خودش لذته واینکه بااین آگاهی ها به این جمله برسی که “زندگی آبتنی کردن در حوضچه ی اکنون است”واززمان حالت لذت ببری وبه این شعر منسوب به امیر المومنین علی ع برسی که : «ما فاتَ مَضی وَ ما سیأتیکَ فَاَیْنَ؟ قُمْ فَاغْتَنِم الفُرصَهَ بَینَ العَدَمَین»آنچه گذشت، از دست رفت و آنچه میآید کجاست؟ برخیز و فرصت میان دونیستی را دریاب٫
درضمن ،لذت بردن واحساس خوب باعث داخل شدن در فرکانس شکرگزاری می شود که بودن دراین فرکانس که نزدیک ترین فرکانس به فرکانس الله شاکر است{مَّا یَفْعَلُ اللَّـهُ بِعَذَابِکُمْ إِن شَکَرْتُمْ وَآمَنتُمْ وَکَانَ اللَّـهُ شَاکِرًا عَلِیمً خدا چه نیازی به مجازات شما دارد اگر شکرگزاری کنید و ایمان آورید؟ خدا شکرگزار و آگاه است٫ }باعث گسترش ظرف وجودی انسان می شه٫{ لَئِنْ شَکرْتُمْ لَاَزیدَنَّکمْ}
در مسیری که با تقلا پیش می رود هر مشکلی می تونه انسان رو از پا دربیاره ولی درمسیری که هدایت مبنای اقدام است هرمساله ای می تواند باعث پیشرفت قلمداد بشه ٫(چون اعتقادبه حکیم وحکمت او باعث این دیدگاه می شه که کار بیهوده انجام نده والکی برای تو چالش در ست نکنه ٫وحتمادر این تضاد ، رشدوهدایتی وجودارد که حتما ،برات لازم بوده واین توهستی که باید با آغوش باز ازاون مساله استقبال کنی، باهوشمندی تمام وباز گذاشتن چشمت به روی تمام نشانه ها، به دنبال حلش باشی وتکاملت رو طی کنی وباز لذت ببری٫)
راستی الهامات عـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاقلانه اندوکاملا منطقی٫ازچه جهت ؟ از این جهت که عقل می گوید براساس مثالهای قرانی ،الهامات شانسی نیستند٫یعنی به وقتش به مادر موسی الهام شد بچه رو در آب بیاندازد،به وقتش به موسی گفته شدکه عصارو بیاندازد تا اژدها شود،به وقتش به پیامبر گفته شدکه امشب در بستر نخوابی وعلی ع به جای تو بخوابد ،به وقتش به من گفته شددر دل دریا که داشتم غرق می شدم که تو اینجا تنها نیستی وباعث نجات من شد،به وقتش من وتو د راین سایت گردهم آمدیم وداریم روی این سئوال وپاسخ اون فکر می کنیم وبه وقتش٫٫٫٫٫٫٫
پس با باورهای درست اگرچیزی به دلت افتاد نگو الله بختکی بود، شانسی بود، نه ،بلکه با تمام عقل ومنطق قبولش کن، که حکیم قادر مطلقی که اون رو به دل توانداخته ،تورولایق دونسته ،والان وقتش بوده که به دلت افتاده، پس باید انجامش بدی {ایت الله بهجت: ذکر خدا حدی دارد؟ نه٫ حدش را از قلب خودت سؤال کن٫ کی از روی حضور قلب ذاکر میشوید؟ ذکر هم مختلف هم است٫ «اَسئَلُکَ٫٫٫ [و] اَن تُلْهِمَنی ذِکرَک،در جاییکه گیر افتادم، مرا الهام کنی که با ذکر نجات مییابی٫ الهام کنی، با آن ذکر خاص، نجات مییابی٫
هر ذکری، مناسبش را باید شما مناسب حال و وقت [بگویی]٫ نه مطلقالذکر٫ مثلاً فقیر است، «یا شافی» میگوید! مناسبت ندارد، بگو «یا رزاق»٫ [یا مثلاً] مریض است، «یا رزاق» بگویی! نه، باید «یا شافی» بگویی٫ ملاحظه فرمودید؟ اینها را امام بلد است، کاملاً و همچنین اولیاء و مبادی عالیه، فضلاً از مبدأ اعلی٫ اصل ذکر و خصوصیت ذکر را الهام میکند، به قلب میاندازد٫ آدم خیال میکند نه، به فکرش رسید، طوری نیست٫ بابا، الهام الهی است؛ نمیشود از این روبرگردان باشید، بگویید نهخیر، خودمان فکرمان به هر جا رسید٫}
عقل ومنطق می گه براساس الهامات قرانی ،الهامات ممکنه غیرمنطقی باشد٫(مثلا قرار دادن بچه طفل معصوم درداخل رود نیل !!!)
عقل ومنطق می گه براساس الهامات قرانی،ممکنه درمسیر بترسی،ویا غمگین بشی و٫٫٫چون تویک آدم هستی ،اما اگر شروط الهام برقراربوده وبه تو الهام شده ،پس باید احساست رو خوب کنی (ولاتخافی ولاتحزنی)وهیچ غم واندوهی رو به خودت راه ندی وسریع به مسیر درست برگردی وبدونی که قادرمطلق همراهته واگر مساله ای هست این برای رشدت لازمه وبدردت خواهد خورد،(درد عشق توکمند لطف ماست ،*زیر هر یارب تو ، لبیک هاست){ قَالَا رَبَّنَا إِنَّنَا نَخَافُ أَنْ یَفْرُطَ عَلَیْنَا أَوْ أَنْ یَطْغَى ﴿۴۵﴾گفتند: پروردگارا! ما می ترسیم که [پیش از دعوت کردنش به حق] با سخت گیری و شکنجه بر [ضد] ما پیشی گیرد یا بر سرکشی خود بیفزاید٫ (۴۵)
قَالَ لَا تَخَافَا إِنَّنِی مَعَکُمَا أَسْمَعُ وَأَرَى ﴿۴۶﴾خدا فرمود: نترسید که من بی تردید با شما هستم [سخن او و شما را] می شنوم و [اعمالتان را] می بینم٫ (۴۶)/طه}
عقل ومنطق می گه براساس الهامات قرانی،وحی باعث دلداری می شه تادرهرشرایطی هستی ،باز امیدتو ازدست ندی{ فَلَمَّا ذَهَبُوا بِهِ وَأَجْمَعُوا أَنْ یَجْعَلُوهُ فِی غَیَابَتِ الْجُبِّ وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هَذَا وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ ﴿۱۵﴾پس هنگامی که وی را بردند و تصمیم گرفتند که او را در مخفی گاه آن چاه قرارش دهند [تصمیم خود را به مرحله اجرا گذاشتند] و ما هم به او الهام کردیم که از این کار آگاهشان خواهی ساخت در حالی که آنان نمی فهمند [که تو همان یوسفی٫] (۱۵)/یوسف}
عقل ومنطق می گه براساس الهامات قرانی،بهترین وموثق ترین اخبار ازطریق وحی(=قران ،من استفاده شخصی کردم و به الهامات ربطش دادم) جابجا می شه{ نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ هَذَا الْقُرْآنَ وَإِنْ کُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِینَ ﴿۳﴾ما بهترین داستان را با وحی کردن این قرآن بر تو می خوانیم و تو یقیناً پیش از آن از بی خبران [نسبت به این بهترین داستان] بودی٫ (۳)/یوسف
ذَلِکَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهِ إِلَیْکَ وَمَا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یُلْقُونَ أَقْلَامَهُمْ أَیُّهُمْ یَکْفُلُ مَرْیَمَ وَمَا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یَخْتَصِمُونَ ﴿۴۴﴾این [حقایق] از خبرهای غیبی است که به تو وحی می کنیم٫ و تو هنگامی که آنان قلم های خود را [به عنوان قرعه زدن در آب] می انداختند که کدامیک از آنان سرپرستی مریم را عهده دار شود، و نیز زمانی که [برای کفالت او] با یکدیگر جدال و ستیز می کردند، نزد آنان نبودی٫ (۴۴)/آل عمران
عقل ومنطق می گه براساس الهامات قرانی،آنچه لازمه ، بهت الهام می شه (نگران نباش وخیلی به دنبال اطلاعات نباش){ إِذْ أَوْحَیْنَا إِلَى أُمِّکَ مَا یُوحَى ﴿۳۸﴾ آن زمان که به مادرت آنچه را که بـــــــــــــاید الهام می شد، الهام کردیم ۳۸/طه}
عقل ومنطق می گه براساس الهامات قرانی،شیطان هم وحی می کند٫(وسوسه می کند٫){ وَلَا تَأْکُلُوا مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّیَاطِینَ لَیُوحُونَ إِلَى أَوْلِیَائِهِمْ لِیُجَادِلُوکُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّکُمْ لَمُشْرِکُونَ ﴿۱۲۱﴾از آنچه [هنگام ذبح شدن] نام خدا بر آن برده نشده نخورید؛ مسلماً خوردن آن فسق [و بیرون رفتن از عرصه طاعت خدا] است؛ قطعاً شیاطین [شبهات ناروایی را به ضد احکام خدا] به دوستانشان القاء می کنند تا با شما [درباره احکام خدا] مجادله و ستیزه کنند، و اگر از آنان پیروی کنید، یقیناً شما هم مشرکید٫ (۱۲۱)/انعام
پس اگرآنچه به دلت افتاده ،شاخصه های بالاروداره ،عقل می گه که اون الهامه٫
در بحث استفاده ازابزار یاتوکل واعتماد برخدا برای موفقیت ،نیز باید بگم،براساس اصل “لا مُؤثّرَ فی الوجود الا الله” ویا بحث یگانگی انرژی ،همه ممکن الوجود ها از واجب الوجود اند وبه عبارتی ابزارها الهی اند ودر مسیر هدایت بهر حال به سمت استفاده از ابزار هدایت می شی وابزار زیر مجموعه مسیر هدایت وجزئی ازاون هستند (مثلاهمین سایت که حاصل تحقیقات بشری است ونوعی ابزاره ولب تابی که من دارم تایپ می کنم ولامپی که روشن است ومخابرات وسیم کارت وشبکه ووای فای و٫٫٫که همه ابزارند ولی الان درمسیر هدایت،داریم ازاونها استفاده می کنیم وخیلی از ابزار دیگه هستن که الان ودر مسیر هدایتمون به اونها کاری نداریم)
نکته دیگه ای که اثبات می کنه ابزار الهی اند اینکه تمام ابزار ها،زاده ی تخیل والهام آدمی اند که صاحب اون الهام اون روجدی گرفته واون ابزار رو از وادی فرکانس به وادی جسمیت آورده واون انرژِ ی رو شکل داده ٫
پس جواب اینکه ، روی خداحساب می کنی واز ابزاری که بهت گفته می شه استفاده می کنی٫
نتیجه گیری کل داستان درچند کلمه کلیدی =باورها –رب/قادرمطلق –حکیم –هدایت – گام به گام– اخباردرست-دلداری-اطلاعات مورد نیاز–شیطان –وسوسه –تکامل-صبر-لذت – احساس خوب- ابزارالهی
اما استاد عباس منش کسی که به اینها، ایمـــــــــان داره وبهش عمـــــــــــــــــــل می کنه وبه اندازه با ورش نتیجه می گیره ٫درحالی که خیلی از اساتید ممکنه اینها رو قبول نداشته باشن ویا اگر قبول داشته باشن بهش عمل نکنند٫
ممنونم خوندیش ٫بوس بوس٫
دوستارشما
علی خاکسار
سلام به همه اعضای صمیمی خانواده عباسمنش٫
من فکر میکنم به دلایل««باورها…ایمان…عزت نفس…ترس…احساس لیاقت…احساس خوب یا بد»» هرفرد است که نتایج را برایش رقم میزند٫
شخصی که با باور های کمبود و سختی زیاد و وضعیت نابسامان ،ایمان به رزاقیت و قدرت خداوند ندارد،به دنبال رضایت دیگران نسبت به خودش است و برای مردم زندگی میکند دارد خوشبختی و ثروت را از خودش دور میکند٫
نیاز نیست که محدودیت هایی را برای خود اعمال کنیم مانند شرایط و اصول فروش خوب،بلکه لازم است باور های قدرتمند کننده مانند فراوانی را در خود تقویت کنیم٫
استاد عباسمنش با دانستن قوانین جهان هستی و استفاده درست از این قوانین زندگی خودش رو هر آنچه که میخواهد رقم میزند و هروز نتایج زیباتری میگیرد٫
اگر من ترس از این داشته باشم که نتیجه خوبی نگیرم یا مشتری هایم کم باشد یا هر چیز دیگری که باعث ترس من شود که باز هم به بی ایمانی ام برمیگردد،این ترس به واقعیت تبدیل میشود چراکه اگر من به خدای خودم باور داشته باشم و اورا تنها منبع رزق جهان بدانم دیگر ترسی هم ندارم٫
اگر من خودم را لایق بهترین ها ندانم ،بهترین هارا نمیتوانم داشته باشم٫استاد عباسمنش خودش را لایق بهترین ها میداند بنابراین بهترین هارا دریافت میکند٫خداوند هرچقدر که ظرفیت داشته باشیم به ما میدهد٫خداوند به اندازه ای که ما از او میخواهیم میدهد٫اگر ما بزرگی و نامحدودیت خدارا میدانیم پس باید باورش کنیم و بهترین هارا بخواهیم٫من هرموقع که خواسته ای دارم و ذهنم میگوید که نیاز نیست یا نمیشود،این سوال را با نیش و کنایه از خودم میپرسم که تو چقدر خدا رو درونت کوچک میکنی٫این سوال به من کمک میکند تا دوباره به خودم یادآور شوم که خدارا باوردارم و او نامحدود است و بهترین هارو ازش میخوام٫
استاد عباسمنش وقتی این قانون رو فهمیده ،بهترین هارو میخواد و خودش رو لایق بهترین ها میداند و میداند که ما هرچه بیشتر و بهتر از خدا بخواهیم خدا خوشحال تر میشه ٫اون بیشتر از ما میخواهد که ما به خواسته هامون برسیم ٫چون جهانش گسترده تر میشه٫بهتر میشناسیمش ؛من خدام رو با غیرت میدونم و به کم قانع نیستم٫
وقتی که من کاری رو که میخوام و دوست دارم انجام میدم و با احساس خوب کارمیکنم نتایج عالی میگیرم٫
از نظر من نباید پافشاری برای تبلیغ داشت٫فقط باید با اعتماد به نفس و عزت نفس بالا توانایی معرفی کردن خودمون رو داشته باشیم٫
استاد عباسمنش با باور های درست کاری رو که علاقه داره و حس خوبی بهش دست میده انجام میده و منتظر تأیید دیگران نیست و وقتی انسان برای خودش ارزش قائل باشه و خدای خودش رو تنها منبع رزق و قدرت جهان باور داشته باشه،خداوند با بینهایت دستانش به بنده اش کمک میکنه٫
تندرست و شاد و موفق باشید٫
به نام خدای یکتا
سلام به استاد گرامی و به اعضای گروه عباسمنش
از نظر من استاد خودشون در فایل فقط روی خدا حساب باز کن به این سوال پاسخ دادند ،بارها و بارها این فایل رو گوش دادم وباز هم میدم و هر بار که گوش میدم یه نکته جالبتر میشنوم ، به قول خود استاد وقتی باور کنیم تنها قدرت و یگانه قدرت جهان رب است دیگه نیازی به تبلیغات و دعوت شدن به رسانه ملی و بازاریابی و …هیچ نیست چون خدا خودش میشه تبلیغاتت، میشه مشتری و …
وقتی یگانگی رب را باور کنیم اونوقت سرمون بالاست و و استاد تنها با ساختن ((باور توحیدی)) اینقدر در کسب وکار و همه چی موفق هستند .
من خیلی دوست دارم به این باور توحیدی برسم و به قول استاد که گفتند اینقدر بگین تنها قدرت و یگانه قدرت جهان الله است تا با تمام وجود برسید به این باور ، آنوقت به همه آن خواسته هاتون میرسید …
سلام به همه دوستان عزیزم و استاد گرامی
از یکی دوهفته پیش همه ش درگیر این بودم که کجای کارم ایراد داره کجای باورهام باید درستش کنم٫ دم خدا گرم جوابمو تو فایل مسابقه گرفتم حالا اونهایی که مثل من گیر ذهنی داشتند باید بچسبیم به خودمون و باورهامون رو تغییر بدیم کامنت ها رو میخونم اشکم درمیاد همه شون نخوندم ولی همه اونها گنج هایی هستند که باید و باید از اونها نهایت استفاده رو ببریم
سپاسگذار خداوند هستم بخاطر داشتن همه شماها دوستانم استادم خانم شایسته و خانم فرهادی
شاد و پیروز و سربلند باشید
سلام دوست گرامی
در جواب این سوالت میخوام بگم که
استاد توی صحبتهاشون گفتن
خیلی فرق میکنه که با باورهای قدرتمند کننده سراغ یه کسب ککار بری یا باورهای فعلی ات
خیلی فرق میکنه که اول باورهاتو در مورد هر موضوعی که میخوای توش موفق بشی درست کنی و باورهای عااالی بسازی و بعد کسب و کار خودتو راه بندازی یا اینکه اول کارت را شروع کنی و بعد بخوای ببینی تبلیغات موثره یا نه؟ و چه عاملی باعث پیشرفت در کسب و کارت میشه
پس متوجه میشیم که بسیاااار بهتره که اول باورهای عااالی را در مورد کسب و کارمون در ذهنمون بسازیم و بعد کارمون را شروع کنیم.
میپرسی باورهای عااالی برای کسب و کارمون چیه؟
باور اینکه من انسان ارزشمندی هستم و لیاقت بهترینها را دارم(باور خود ارزشی)
باور اینکه ایده هایی در کار به من الهام میشه ( بقول استاد گفته میشه) که کسب و کارم روز بروز رونق بیشتری میگیره و ثروت را وارد زندگیم میکنه
باور اینکه ثروت در جهان بینهایته و و با ثروتمند شدن دیگران چیزی از من کم نمیشه بلکه جهان گسترش پیدا میکنه و من باید فقط تلاش کنم مدارم را عوض کنم و برم توی مدار فراوانی اونوقت فراوانی و ثروت بیشتر وارد زندگیم میشه ( باور فراوانی ثروت)
نکاتی که من از آموزه های استاد تا حالا یاد گرفتم اینا هستن که
– باور یه شبه تغییر نمیکنه
– باور با تکرار و تکرار و تکرار جمله های تاکیدی مثبت در مورد همون موضوع آرا م آرام در ذهن ما ایجاد میشه
-اگه میخواییم بفهمیم باورمون تغییر کرده یا نه توی یه موضوع ، باید به رفتارمون در شرایط سخت و عصبانیت و خشم و ناراحتی نگاه کنیم و ببینیم در چنین شرایطی چه رفتاری داریم اگر در چنین شرایطی رفتاری نشون دادیم که خودمون در درونمون آرامش حس کردیم یعنی از کمبود پول نگران نیستیم و این یعنی به فراوانی پول باور پیدا کردیم
این نکته به نظر من مهمترین نکته است که ما باهاش میتونیم متوجه بشیم کی باورمون تغییر کرده و البته رسیدن به این نقطه آسون نیست و این خبر خوبم بدم که با تکرررراررر و تکررراررر و تکررراررر باور خوب کم کم میتونیم اون باور را جایگزین باور غلط کنیمو البته توی این راه باید راه ورودیهای منفی به ذهنمون را ببندیم
اینجووری با تکراار باور خوب داریم رنگ سفید زیادی روی سیاهی باور قبلی میریزیم و با کنترل ورودیهای ذهن و اجازه ندادن به ورودیهای منفی برای ورود به ذهنمون داریم جلوی ورود رنگ سیاه را میگیریم پس مطمین میشیم که بالاخره پس از مدتی رنگ سفید غالب خواهد شد و باور خالص ذهنمون را میگیره
از اینجا به بعدش کار جهانه چون باور واقعا خالص و خوب فرکانسهای عااالی میفرسته و جهان طبق قانون جذب شرایط و ایده هایی که هم فرکانس با باور ما باشه سر راه ما قرار میده و جذب ما میکنه و ما با اون ایده ها و موقعیت ها به اونچه باورش داشتیم و فرکانسش را فرستادیم میرسیم
خلاصه کلام: کار ما ساختن باور خوب بطور واقعی است و وقتی میتونیم مطمین بشیم که باور خوب را ساختیم که در سخت ترین شرایط هم مطابق با اون باور فکر کنیم نه اینکه در حالتی که حالمون خوبه یه باور خوب را تکرار کنیم و فکر کنیم باورمون را درست کردیم ولی وقتی یه خبر بظاهر نامناسب در مورد اون موضوع میشنویم ته دلمون نگرانی و ترس بیاد در این صورت واقعا هیچ باوری نساختیم و واقعا اصلا باورمون تغییر نکرده
در واقع باید موضوعی را که درموردش باور میسازیم بهش ایمان بیاریم
مثال میزنم وقتی در مورد فراوانی پول داریم روی خودمون کار میکنیم و مدام به خودمون میگیم ک ثروت در جهان بینهایته موقعیت برای ثروتمند شدن من بینهایته و…. به خودمون میگیم خب باور فراوانی را ایجاد کردم و حالا دیگخه منتظر اتفاقها و ایده ها و موقعیتهای خووب هستم که منو ثروتمند کنه
اما
یه خبر میشنویم که پیاز شده کیلویی 12 هزار تومن دلار امروز شده 14 هزار تومن یا بنزین قراره گرون بشه و کمی که با خودمون فکر میکنیم نجواهای ذهنیمون میگن
با این حقوق و درآمدم چجوری از این به بعد هزینه های زندگیم رو تامین کنم و کمی ترس و نگرانی میاد توی ذهنمون
اینجا باید مطمین بشیم که به هیچ وجه باور فراوانی را در خود نساخنه ایم
چون اگه این باور عاالی را ساخته بودیم و به فراوانی پول باور داشتیم ( بهتر بگم ایمان داشتیم( ذره ای شک نمیکردیم نمیترسیدیم نگران نمیشدیم چون باور یعنی ایمان و ایمان با شک به هیییچ وجه کنار هم جمع نمیشن و وجود سر سوزن شکی نشونه عدم وجود ایمان و باوره
پس میبینیم که باور واقعی ساختن هم خیلی آسون نیست هم زمان میبره والی امااا وقتی باور عالی ساخته بشه نتایج شگفت انگیزش در زندگی من و تو نمایان خواهد شد و یه خوب این که وقتی یه نتیجه خوب ناشی از یه باور تغییر یافته حاصل بشه این خودش باور پذیری را راحتتر میکنه و قدم به قدم که نتایج بیاد باور پذیری و آمادگی ذهن ما برای ایجاد باور هایی بهتر بیشتر میشه و در واقع مقاومت ذهن ما کمتر میشه
ختم کلام
از نظر من دلیل موفقیت استاد عباسمنش دو عامله
1-اینکه ایشون کلا توی زندگی هر چیزی را خواستن بهش برسن یه مدت زمانی را صدددد در صددد تمرکز میزارن روش
مثالش از توی حرفای استاد
زمانی که توی امریکا خواستن ملک بخرن چند ماه صددد در صددد تمرکز گذاشتن روی ملک و توی این مدت کم ببیش از افرادی که سالها تو این زمینه کار میکنن اطلاعات بدست آوردن
مثال دوم طبق گفته خود استاد وقتی به این نتیجه رسیدن که باید 200 تا کتاب موفقیت را بخونن اومدن روی تند خوانی تمرکز کردن و ظرف چند ماه تهش را در آوردن تا جایی که دوره های تند خوانی برگزار کردن و شدن استاد تند خوانی و چند میلیارد درآمد ازش کسب کردن در حالیکه تند خوانی هدف اصلی استاد نبوده ولی با تمرکز صددد در صدددد انجامش دادن و این یکی از مهمترین ویژگیهای استاده
2-توانایی کنترل ذهن و اجازه ندادن به ورودیهای منفی به ذهن که میدونم اینم با قاطعیت انجامش میدن چون میدونن که اجازه دادن به ورودیهای منفی برای ورود به ذهن یعنی سقوط در دره 500 متری و ….
3-عمل کردن بیدرنگ به ایده هایی که پس از ساختن باور ها عالی و در زمانی که حالشون خوبه به ذهنشون میرسه
و استاد گفتن که کل راه از اول به هیچ کس نشون داده نمیشه بلکه قدم اول گفته میشه بصورت یه ایده اگه بهش عمل کردی قدم دوم گفته میشه و ال آخر
4-استاد تمام آنچه که به عنوان باور و قانون جهان با اطمینان بهش رسیدن بدون شک اجرا میکنن بدون ترس بدون نگرتنی
و مهمترن کار استاد توانایی کنترل احساسات در هنگام از دست دادن فرزندشون بوده که واقعا
-کار هر کسی نیست
– نشونه باااااور توحیدی قوی به خدا و کلام خداست که: انا للله و انا الیه راجعون
-نشونه اینه که حضرت ابراهیم را الگوی واقعی خودشون دونستن و به خدای ابراهیم و خدای خودشون ایمان داشتن و اینکه خدا گفته شما مجرد بدنیا اومدین و مجرد از دنیا میرین( روح مجردیم همه ما و پاره ای ازخداوندیم)
در کسب و کارشون هم دلیل موفقیت و موفقیت سایتشون اینه محصول با کیفیت به عده اندکی که میخوان تغییر بدن زندگیشون را ارایه دادن و عده اندک نتیجه گرفتن و همون مشتریای اندک تبلیغ کردن براشون(مثل شرکت تسلا)
–
سلام میکنم به استاد عزیز وخانم شایسته ی عزیز وهمه ی دوستان و خانواده ی صمیمی عباس منشی توحیدی ام
و سلام دارم به شما دوست خوبم عاطفه ی دری عزیز ٫ به استاد تبریک میگم که تونسته اینهمه تاثیر گذار باشه که کسانی مثل عاطفه دری توانمند وشیوا حرف بزنن ٫من بسیار لذت بردم از کل پاسخ دوست خوبمون که بسیار کامل و زیبا بود وراهنماییهاشون عالی بود ٫دقیقا حرفهای دل من بود ٫البته بقیه ی دوستان هم حرفهای قشنگی زدن و به نکته های خوبی اشاره کردن میشه گفت یه جورایی همه برنده هستن ولی من به شخصه عاطفه دری را برنده ی واقعی دو میلیون تومان میدونم٫
من با کامنتهایی که خوندم موافقم ولی نظر شخصی من اینه که استاد به این دلیل موفق هستش چون خود واقعیشه یعنی نقش بازی نمیکنه وتونسته افسانه ی شخصیشو پیدا کنه ودنبال رویاهاش بره ٫ استاد توی کل فایلهاش و دوره هاش کل داستان زندگی رو توضیح داده ،اینکه همه چیز توسط خواسته های ما که فرکانسهایی به جهان ارسال میکنه شکل میگیره و این ما هستیم که وقتی خود واقعیمونو پیدا میکنیم ودنبال خواسته های خودمون میریم،وقتی به خدای درونمون وهدایت هایش اعتماد میکنیم و دراین میان پرتلاش و پیوسته قدم برمیداریم ،به موفقیت میرسیم ،به قول معروف به عمل کار برآید به سخندانی (سخنرانی) نیست٫یا دو صد گفته چو نیم کردار نیست ٫خیلی وقتا هست ما نمیدونیم چیکار باید بکنیم یه وقتایی میدونیم ولی عمل نمیکنیم، عمل کردن هم نه زیاد سخته نه آسون فقط همت میخواد ومحکم بودن میخواد که استاد محکم بودنشو با موفقیتهاش نشون داده که چقدر مرد عمله و بس ٫استاد تونسته تو همه ی زمینه های زندگیش قوانین رو درک کنه و بکار ببنده که با تهیه ی محصولاتش تو هر چیزی که میخواهیم میتونیم با تمریناتی که میده به موفقیت برسیم ٫اگه ماهم بتونیم با اعتماد وایمان وباور به قدرت خدا با سپاسگزاری وحفظ حال خوب ،محکم باشیم واین مسیرتوحیدی که خدا در اختیارمون گذاشته رو پیوسته ومستمر ادامه بدیم صد در صد موفق میشیم چون قانون خدا برای همه یکسان عمل میکنه ٫کاری که استاد کرده در مورد هر خواستش مسئله رو تا تونسته ریز کرده با سوالهای درست وقدرتمند کننده دنبال جواب وراه حل مسئله رفته اگه ما هم بتونیم اینکارو بکنیم موفق میشیم تو همه چی چه مالی چه روابط چه فرهنگی ٫٫٫مهم اون حس خوب وحفظ آرامش وتمرکز روی همه ی خوبیها وقشنگیهای زندگی وآدمهاست در اصل ما وقتی چیزی که برای خودمون میخواهیم همونو برای دیگران بخواهیم خودش یه تبلیغه چون حس خوبی به آدم میده مثلا من یه لباس میدوزم تمام سعیمو میکنم که کارم عالی باشه وقتی راضی باشم نصفه راه رو طی کردم وباقیشم اینکه باور خوبی در مورد مشتری بسازم کار تمومه وفروش خوبی خواهم داشت ٫٫٫ من هر بار به حرفهای استاد گوش میدم ازخودم این سوالومیپرسم که من چقدر این پروسه رو باور دارم وسعی میکنم بسنجم ببینم من کجای این راه هستم ،خوبه هراز گاهی ببینیم چقدر به حرفایی که پذیرفتیم عمل کردیم٫من وقتی به اتفاقاتی که در روز برام میافته نگاه میکنم میزان اعتقاد خودم نسبت به حرفهای استاد دستم میآد که چقدر تونستم حرفهای قشنگی که میزنم رو باورش کنم یا در موردش باور خوبی بسازم ٫ من لازمه یاد بگیرم که همه ی ما با ارزشیم ،همه ی ما خوبیم کسی رقیب ما نیست٫ همه چیز فراوونه وبه اندازه ی کافی برای هممون هست ،ما میتونیم،ما موفق میشیم،چون لایق بهترین ها هستیم٫ چون ذهن ثروتمند وپویایی داریم ٫چون خدا مهربونه ودوستمون داره ٫ چون قانون اینه٫٫٫همه ی ما برنده ایم چون بازی زندگی هر دو سرش سوده چه اونیکه میفروشه چه اونیکه میخره ٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫
با عرض سلام خدمت همه دوستان عزیز استاد عزیز خدا قوت٫
به نظر من ٫٫بزارین خیلی کوتاه و مختصر نظرم رو بدم ،چیزی که که از قوانین متوجه شدم اینه که هر کاری رو باید پشتکار و عشق وعلاقه و از همه مهمتر امید داشته باشیم به اهدافمون کم نیاریم و به جلو حرکت کنیم ٫
بعضی موقعها هست انسان تا حدی میره کم میاره میگیم خدایا چرا اتفاقات اونجور که میخوایم پیش نمیره و خسته میشیم ٫٫٫
ولی دقیقا همون لحظه هست که باید به خودت بگی به جلو حرکت کن و ادامه بدی ٫٫٫
من خودم چند سال از یک مشکل پا درد رنج میبردم به طوری که اصلا دو قدم راه نمیتونستم راه برم ولی باورتون شاید نشه تا این چند وقت پیش از خدا خواستم ی راهی جلوی من بذاره تا از این وضعیت نجات پیدا کنم ٫ ی حسی تو وجودم گفت با خوابیدن و بی حالی بدتر میشی بلند شو و آروم آروم قدم بزن و راه برو حتی با درد منم به ندای درونم گوش کردم و به جای اینکه بگم نمیتونم هر روز چند ساعت پیاده روی میکنم و حالم روز به روز داره بهتر میشه
من که حتی یک قدم نمیتونستم راه برم الان آروم آروم دارم رو به جلو حرکت میکنم
در مورد بازاریابی و هر کاری هر هدفی که کم آوردید حتی با تصور ذهنی انسان خسته میشه ولی ناامید نشید ///همون لحظه هست که باید به خودت بگی یک قدم بیشتر به جلو حرکت میکنم ///
موفق و پیروز باشید در پناه الله یکتا٫