این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/04/abasmanesh-12.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-04-27 08:25:372024-12-19 14:16:17سریال زندگی در بهشت | قسمت 6
475نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدا رو شکر ک این قسمت رو هم دنبال کردم و چقدر درس گرفتم
اولش استاد عزیزم یه اقرار بگم…
یه مقاومت ذهنی داشتم ک دوتا آدم مگه چجوری می تونن خودشون رو سرگرم کنن اون هم بدون تلوزیون توی یه مکان ثابت؟!
اما هربار ک یه قسمت جدید رو می زارین می گم بابا الله اکبر ماشالله به این همه کار و خلاقیت ک روزها و شبهاتون تکراری نمیشن…
و فهمیدم اگه بخام تکراری نباشه زندگی ام، همیشه چیزهای جدیدی هست ک بشه انجامش بدم
🌷🌷🌷🌷
نکات مثبتی ک دیدم مثل ابزارهای حرفه ای و نردبون ک چ راحت میشه از سایت بخری و بیاری و ازش این قدر راحت و کاربردی استفاده کنی واقعا خلاقیت فردی ک ساختش رو تحسین کردم،مالک آمازون رو هم تحسین کردم ک چ چیزهای ظریف رو توی فروشگاهش داره ….سرپیچ لامپ!!!
خدایا شکرت ک هر روز زندگی برامون راحت تر و ساده تر و قشنگ تر میشه…هر روز دنیا در حال رشد و پیشرفتِ و این خودما هستیم ک در مسیر این رشد می خایم باشیم یا نه؟!
همه چی از تصمیم ما شروع میشه ک چ نقشی چه رنگی چ طرحی برای دنیای اطرافمون داریم…
از رابطه ی عالی تون ک مدام الگو می گیرم و الان توی زندگی عادی ام عشقم و نفسم و عزیز دلم و….استفاده می کنم ممنون از شما دو عزیز دل ک این قدر ساده و پاک عشقتون رو با چ ظرافت و زیبایی و سادگی به ما نشون می دین…
از بارانی ک در دریاچه می بارید و چ صحنه ی زیبایی خلق کرد
از تحسین کردن خونه ک ۵۰ ساله ساخته شده و توی جزیات این قدر حرفه ای کار شده
از تحسین کردن و تشکر کردن هردو از هم درست و بجا و به موقع
از بهبود دادن خودمون ک همیشه باید انجامش بدیم و وقتی انجامش می دیم ناخواسته جهان اطرافمون هم بهبود پیدا می کنه حتی پرادایس هم آرام آرام هر روز یه تغییر جدید داره
امروز با دیدن این فایل یاد گرفتم ک خودم رو درمسیر رشد تشویق کنم کارهای کوچکم رو هم ببینم و بگم آفرین ادامه بده…چیزی ک واقعا با صحبت های خانم شایسته عزیز انگار یه تلنگر بود ک باید عزت نفس ات رو تعمییر کنی و خودت رو بخاطر کارهای کوچک هم تشویق کنی…
خانم شایسته عزیز از سفر نامه تا الان ک مدام پی گیر فایل هاتون هستم و حضور شما و صداتون و گاهی البته کم تصویرتون رو می بینم یه کار رو از شما یاد گرفتم و اجرا می کنم اینکه هربار جلوی آینه می رم لبخند می زنم هربار خودم رو می بینم احساس خوبی دارم شما توی یه فایل گفتین ک هربار ک خودتون رو توی آینه می بینی می خندی و با خودت حال خودت رو خوب می کنی و من یاد گرفتم به عنوان یه خانم خودم بشم مسبب حال خوب خودم ….خدا رو شکر خواستم بگم خیلی چیزها ازتون یاد گرفتم خیلی باورها خیلی الگوها
استاد اونجام ک پاتون رو زدین توی آب یاد فایل های آرشیوی سایت افتادم یاد صحبت شما ک توی تابلوی آرزوهاتون تجسم یه باغ و یه دریاچه و پاهاتون ک توی آب می زنین و گفتم الله اکبر واقعا قانون خدا راسته و امید پیدا کردم و انگیزه دارم ک آرزوهام محقق می شن…
و …
از همه مهمتر صحبتهای پایانی فایل ک شهامت قطع کردن رو پیدا کنیم…
چقدر واضح گفتین ک انرژی مون رو روی یه هدف متمرکز کنیم
با ایتکه توی قدم ۵ خیلی قشنگ این موضوع رو باز کردین اما تا الان ک دیدم شاخه درخت رو قطع کردین ومثالهای بیشتر رو زدین برام واضح و آشکار شد هرچند توی قدم ۵ هم عااالی گفته بودین این موضوع رو ...
خدایا شکرت
اینم بگم استاد منم تصمیم گرفتم هرچی ک الان دارم رو احساس کنم توی بهشتم و روی ذهنم کار کنم و دریچه قلبم رو برای احساس خوب باز کنم..تونستم موفق بشم و احساس خوب رو توی بیشتر لحظات روزم حس کنم…این رو هم مدیون خدا و لطف شما هستم ک الگو گرفتم و دارم از خونه ی ۵۵ متری ام با دوتا پسر کوچولو ام لذت می برم چون تعهد دادم ک می تونم از این بهشت کوچولو برسم به….خدا می دونه و خودش هدایتم می کنه الان فقط سهم من با دیدن این سریال زندگی در بهشت اینه ک این طرف رو با احساس بهشتی زندگی کنم و نگم من ک ملک …هکتار ندارم من ک دریاچه ندارم و…گوش ندم به بهانه های ذهنم و خودم بهشتم رو از اینجا و از هرچی الان دارم خلق کنم لذت ببرم شادی کنم زمانش و موقعیت های بعدی رو ب خدا بسپارم…
بازم ممنوم و منتظر دیدن یه بهشت دیگه از این پرادایس هستم
سلام استاد عزیز، سلام خانم شایسته همراه و کمکیار استاد
،
این فایل دقیقا دو بخش داشت، که هر کدوم، حاوی پیام واضح و مشخصی بودن…
امروز که این فایل رو دیدم خیلی لذت بردم، مخصوصا از بخش دومش و صراحت کلام استاد، چند بارم دیدم فایل رو ولی تنبلیم میومد بیام و بنویسم نکاتشو!
ولی این جملات خانم شایسته رو به یاد آوردم و سعی کردم به این تنبلی غلبه کنم و وقت بذارم و بنویسم،
این جملات:
برای من، کار کردن روی خودم، یه فرآیند دائمیه که برای بهبود شرایط کنونیم انجام میدم، مهم نیست که این بهبودهایی که دارم چقدر کوچولو باشه، چون وقتی که ادامه دار میشن، در طی زمان منو به نقطه کاملا متفاوت با شرایط الانم میبره و یه شخصیت کاملا متفاوت و رشد داده شده توی وجودم میسازه، برای همینه که حتی کوچکترین بهبودهایی که ما داریم توی پرادایس انجام میدیم، انقدر مارو ذوق زده میکنه، حتی یه تغییر لامپ، یه عوض کردن سرپیچ….
،
از اون ور توی بخش دوم استاد از تمرکز صحبت کردن، خیلی مهمه که روی چی داری تمرکز میگذاری…
خب جمع این دوتا به من گفت، تمرکز و توجه تو روی این سریال، هرچند شاید قدم کوچکی باشه ولی ادامه دادنش اثرات بزرگی رو بوجود میاره، پس ادامه بده…
،
خب حالا نکات این قسمت،
بخش اول:
– به غیر از پیام واضح خانم شایسته، مثل قسمت های قبل باز هم رابطه پر از صمیمت و عشق بین استاد و خانم شایسته و همکاری برای انجام کارها، خودشو پررنگ نشون میداد…
– غلبه بر ترس! با اینکه مشخص بود استاد با اون نردبان تازه خریداری شده هنوز راحت نیست و به ارتفاعش عادت نکرده، ولی انجامش داد،
راستی غلبه بر ترس با چی امکانپذیره؟ با توکل
بسم رب شهدا و صدیقین، بسم رب قاسم جبارین، خدایا خودت کمکمون کن.
– مورد بعدی، ابزارهای حرفه ای و با کیفیت، فراوانی، که همه حاصل یه ذهن ثروتمنده، وقتی ثروتمند باشی میتونی تنوعی از هر چیزی که نیاز داری رو داشته باشی، هر وقت نیازی بود، کافیه اراده کنی، اوردر بدی و چیزی که میخوای بیاد دم درت، حتی اگه نردبان حرفه ای باشه…
– راستی این نم نم بارون توی اون فضا چقدر حس مثبت داشت، واقعا انرژی مثبت قطرات بارون روی برکه زیبای پرادایس، اونم توی بهار خیلی عالی بود.
– مورد بعدی، همیشه یه راهی برای حل مسئله وجود داره، و عمل به همین اصل، باعث میشه دوباره استاد سرچ کنه و اون افزونه رو برای لامپ توی سایت آمازون پیدا کنه.
– و باز هم آمازون! و ارزشی که با خدماتش ایجاد کرده،
میگه شما پولتو بده، من برات هر چی بخوای میفرستم…
،
و بخش دوم:
که حاوی یک پیام شفاف و اساسیه، و باید مثل محصولات پولی بارها و بارها اونو گوش داد و راحت ازش نگذشت تا درک بشه و بره تو وجود آدم،
مفهوم قطع کردن! برای رشد کردن هر چه بیشتر!
و طبیعت چقدر زیبا این نکته ها رو به کسانی که چشم و گوش باز و آماده ای دارند آموزش میده… و استاد چقدر زیبا ، محکم و با جدیت مثل یک معلم دلسوز این مفاهیم رو به شکل عالی برای ما بیان کردن…
– قطع کردن و هرس کردن از دست دادن نیست، خیلی از این از دست دادن ها، باعث رشد آدم میشه، باعث میشه آدم انرژیشو بذاره روی چیزهای اصلی،
شاخه ها و برگهای اضافه رو بزن،
– ببین هدفت چیه و هر چیزی که تو رو از هدفت دور میکنه مثل این شاخه ها، بزن و قطعش کن، شجاع باش، این قانون طبیعته، قانون خداونده
– خیلی جاها تو زندگیمون باید نگاه کنیم ببینیم چه چیزهایی الکی داره ما رو مشغول میکنه، نکنه یه سری مسائل بیهوده هست و داریم مشغولش میشیم، و داره ما رو از هدف اصلیمون دور میکنه…
،
و وقتی نگاه میکنیم میبینیم اغلب آدمها اصلا حواسشون نیست، و زندگیشون پر شده از حاشیه ها و شاخ و برگهای اضافه و فرعی، به همین خاطر نمیتونن رشد کنن، چون انرژیشو داره سر مسائل بیهوده هدر میره….
،
چرا؟! چون درگیر حرف مردم هستن!
چون باورهای اشتباه تو ذهنشون حک شده!
به همین خاطر شجاعت لازم رو ندارن برای قطع کردن!
،
ولی وقتی شجاعت به خرج بدی و باورهاتو اصلاح کنی،
میتونی بدون توجه به حرف مردم و حاشیه ها، قطع کنی آنچه رو که تو رو از اصل دور میکنه…
شاید این قطع کردن در نگاه کسی که دانشش رو نداره، بی رحمی تلقی بشه ولی تو که میدوی قانون چیه…
برای رشد بیشتر باید قطع کنی، باید نچسبی به حاشیه ها، باید بتونی از چیزهای کم ارزش بگذری تا به چیزهای بارزش برسی…
،
– اون چیزهایی که نباید تمرکزی براشون بذاری، باید قطع کنی
قطع، یکبار برای همیشه، قطع کن
و این پیام خداونده به تو،
قطع کن اون چیزی که باید قطع بشه،
اون چیزی که مجبور میشی در آینده قطعش کنی،
له میشی زیر فشار جهان،
شجاعت داشته باش و قطعش کن،
و جهان پاداش میدهد به شجاعان…
،
اصلا استاد همین یکتاپرستی، زمانی واقعا محقق میشه که ما قطع کرده باشیم وابستگی به غیر رو، قطع کرده باشیم توجه به چیزهای بیهوده رو و توجهمون فقط و فقط به تنها منبع انرژی و قدرتی باشه که این جهان خلق کرده و داره هدایت میکنه.
،
و در نهایت، به عمل کار برآید، به سخن دانی نیست،
خدایا کمک کن از شجاعان باشیم و عمل کنیم به آنچه آموخته ایم،
قطع کنیم هر آنچه که ما را به خود مشغول میکند و باعث میشود از تو دور شویم…
قطع کنیم هر آنچه که ما را به خود مشغول کرده و از هدفمان دور میکند…
استاد تو چقد لطیفی تو چقد باحالی اون کلمه عشقم که گفتی به مریم حان منو کشته😁
استاد انقد توانایی داری که بخدا هرروز میگم اخه استاد چقد استعداد وتوانایی داره وچقد از توانایی هاش به نحواحسن وراحت استفاده میکنه
چقدرابطه شما دونفر زبون زد شده بخدا
راستش من همیشه به خانم شایسته حسادت میکنم میگم استاد زحمتشو کشید ومریم حان یهو وارد زندگیش شد وراحت داره استفاده میکنه از امکانات استاد
همش هرفایلی میدیدم ته دلم به مریم جان حسادت کردم
ولی امروز گفتم سارا این چه فکر مسخره ایی اخه
تو چرا داری اخه
حسادت میکنی
ببین چی میگه مریم جان:
(میگه کار کردن رو خودمیک فرایند دائمی که برای بهبود شرایط کنونی ام انجام میدم مهم نیست این بهبود هایی که دارم انجام میدم چقد کوجیکه چون وقتی ادامه دارباشن درطی زمان منو به نقطه کاملا متفاوت باشرایط الانم میبره ویک شخصیت کاملا متفاوت دروحودم میسازه برای همین هست که کوجکترین تغییرات وبهبودهایی که تو پرادایس داریم انقد مارو ذوق زده میکنه حتی یک تعییر کوچیک وحل یک مساله درحد عوض کردن یک سرپیچ انقد مارو ذوق زده میکنه)
حالا ساراخونم تو بگو ایامریم لایق این زندگی نیست
میشه سارا بگی تو کی برای زندگیت ذوق کردی
تو تحولات عظیمی انجام دادی ودوق زده نشدی
دکور کل خونتو عوض کردی ودوق زده نشدی برات عادی بود
گل هدیه گرفتی خیلی بی روح گفتی مرسی
تازه طلبکارم شدی جرا مولتو دادی برای من گل خریدی
برای یک سرلامپ انقد ذوق وشوق دارن انقد عشق دارن
پس اره مریم جان لایقه چون هرروز هروز وهرثانیه داره روش کار میکنم
پس من خیال میکنم دارم رو خودم کار میکنم
من تازه بادیدن این فایل فهمیدم اصلا من تغییری نکردم همون سارا هستم که هستم فقط فکر میکنم گوش کردن فایلهای استاد اونم شبانه روز کار شاخیه
خب گوش کن ولی تغییر نکن چه فایده
من الان فهمیدم عیبم کجاست
الان فهمیدم جه باور محدودکننده ایی دارم
مریم جان من عدرخواهی میکنم که به شما حسادت ورزیدم شما واقعا لایق هستی
استاد راست میگه کبوتر باکبوتر بازباباز
اون بهشت به این زیبایی ها که هرروز نگاه میکنم ودرخواست میکنم از خدا
باید برای بدست اوردنش باید درون خودمو ذهن خودمو رفتار ومنشم رو عوص کنم فقط گوش کردن فایل ها فایده ایی نداره
یک فایل گوش بدم ولی بهش عمل کنم
فکر میکردم فقط گوش بدم خیلی خوبه تغییر میکنم ۴سال گوش کردم وتعییر نکردم
ولی اون حرفایی مریم جان باز کرد گره ذهنمو
من باید از این حالت دربیام خشک وبی روح نباشم
شور وذوق برای حتی کوجکترین اتفاقات زندگیم داشته باشم باید عشق کنم وعشق بورزم تازندگیم عوض بشه
استاد تو بی نطیری
مریم جان تو بی نطیری
این همه عشق این همه ذوق وشوق این همه ثروت الکی نیست تو زندگیتونه
الکی نیست تو مدار هم هستید
خداوند بااون همه قدرتش به من ظلم نمیکنه
من خودم به خودم ظلم میکنم
خدا همونطور که استاد ومریم جان وهمه انسانهاشو دوست داره
نوشته شما رو چند سال بعد میخونم اما حقیقتی رو یادم آورد که بسیار خوشحالم کرد
در ابتدای ورودم به سایت وقتی میشنیدم دوستان از خانم شایسته تشکر میکردند علتش چیه؟ اصلا ایشون رو نمیشناختم
بعد که متوجه شدم ایشون کی هستند و صداشون رو توی سفر به دور آمریکا میشنیدم واقعا اذیت میشدم
تازه میگفتم این قرتی بازی ها چیه من اومدم خیلی جدی روی دوره ها کار کنم…اولین دوره عزت نفس بود و من با شنیدن آگاهی های اون و عمل بهش به اندازه خودم بهتر شدم و تونستم احساس ارزشمندی بیشتری کنم….
تازه از نظر فرکانسی رسیدم به سطحی که بتونم سریال سفر به دور آمریکا رو ببینم…مدتها این سریال رو میدیدم و ازش لذت میبردم اما همچنان یه مقاومتی به خانم شایسته داشتم
در ادامه که بعدها تصویر خانم شایسته اولین بار با فایل ثمره به روز رسانی فایلهای دانلودی روی سایت اومد این مقاومت همچنان ادامه داشت اما کمتر بود
اما به مرور بهتر و بهتر شد…بخصوص با کار کردن روی دوره صلح با درون و فایلهای آرامش در پرتو آگاهی
الان طوری هستم که واقعا وقتی خانم شایسته صحبت میکنه من گوش به زنگم و نکته برداری میکنم….گاهی با صحبتهای خانم شایسته از خوشحال اشک میریزم…حتی گاهی تجسم میکنم که روزی با خانم شایسته دوست باشم…وقتی خانم شایسته در سریال سفر به دور آمریکا گفت برای دوستانش سوغاتی میخره آرزو کردم روزی برای منم سوغاتی بخره…چون خیلی ازش یاد گرفتم و در کنار استاد عزیزم ایشون رو هم استاد خودم میدونم در درک مفهوم تمرکز روی نکات مثبت و خواسته…در شکرگزاری
وقتی به گذشته فکر میکنم میبینم من در شروع از خانواده ای اومدم که روابط زوجیت غالبا سواستفاده گرانه بوده….همیشه یک نفر فرد دیگه رو که فردی با عزت نفس پایین بوده رو تحقیر میکرده و زن موجود سطح پایینی تلقی میشده….حتی در روابط پدر و مادرم این به وضوح دیده میشد که در نهایت منجر به جدایی شد…و همیشه تمرکز صحبت زن های فامیل ظلم همسرانشون بوده و حتی حالا هم هست…و همیشه به ما این احساس رو میدادن که شما باید یا درس بخونید و کاری داشته باشید یا اینکه باید خیلی زیبا باشید تا قلب مردی رو به دست بیارید…
همیشه هم زنانی که همسرانی داشتن که بهشون احترام گذاشته میشده….چون خودشون هیچ وقت این احترام رو دریافت نکرده بودن نمیتونستن باورش کنن…یا به زیبایی اون زن نسبت میدادن و بهش حسادت میکردن و یا اینکه میگفتن اون زن همسرش رو جادو کرده
خلاصه من توی اون فرهنگ بودم و الان میگم طبیعی بوده که من این دیدگاه رو پذیرفته باشم و همین فکر رو راجع به خانم شایسته داشتم….
باز هدایت خداوند بود که من برمتمرکزم رو بگذارم روی چیزی که بهم احساس بهتری میداد و روی فایلهای توحیدی و عزت نفس کار میکردم…بعد به مرور این مقاومت کم شد و کم کم حتی به عشق و محبت تبدیل شد
بعد دیدم هر چی خود دوست داشتن بیشتر میشه واقعا جهان هم بهم عشق بیشتری نثار میکنه و حتی از ظاهرم تعریف میکنن چون من از خودم تعریف میکنم…از اخلاقم تعریف میکنن چون من به خصوصیات خوبم احترام میذارم…البته این هم سیر تکاملی داره و هی به مرور باید بهتر بشه
و آهسته من تواناتر میشم در تحسین کردن آدمها چون باور دارم که من هم خصوصیات بسیار الهی و قابل تحسینی دارم
خوندن نوشته شما باعث شد که یادم بیاد چقدر تغییرات مثبت کردم و چقدر این تغییرات به قول خانم شایسته حتی به ظاهر کوچک در درازمدت ما رو به جایگاهی انقدر متفاوت میرسونه
شکر از خداوند که این سایت رو و این آگاهی ها رو برای ما اینجا جمع کرده و به ما استادانی داده که ازشون قوانین جهان رو در عمل یاد بگیریم
و دوستانی که جسورانه افکار خیلی شخصی شون رو بیان میکنن و من واقعا تحسین ات کردم سارا جان برای اینکه این موضوع رو نوشتی
سلام فایل رو دیدم منم دوسدارم یه تغییری بدم توی محل زندگیم احساس میکنم که خونمون احتیاج به یک تغییر داره ما نزدیک به ۳۰ سال هست که تو این خونه داریم زندگی میکنیم دو تا پنجره توی پذیرای داریم که رو به روش آسمون آبی هست که ما خیلی رفته ازش محروم هستیم چون این شیشه ها مات هستند یه دفعه تصمیم گرفتم این شیشه های دلگیر مات رو عوض کنم
واقعاً چرا همچنین تصمیمی گرفتم؟
اصلا چرا من برای عوض کردن این چهار تا شیشه مات انقد شوق و ذوق دارم؟
این شیشه ها چه جوری عوض میشن ؟ من که نمیدونم تا حالا شیشه ننداختم اها اینجاس پیچ داره
پیچ گوشتی کجاس؟ یکم این ور بگرد دنبال پیچ گوشتی اون ور بگرد نیست پس ولش بذارش یه وقت دیگه
چی یه وقت دیگه؟ نه با چاقو بازش میکنم رفتم به چاقو آوردم پیچ های پنجره رو باز کنم زنگ زده بودن حتی یک بار هم باز نشده بودن اصلا نمیدونستم
هرچیزی رو به حال خودش رها کنی زنگ میزنه
داشتم پیچ هارو باز میکردم ی نگاه انداختم بیرون اون ابرهای سیاه رو میبینی الان بارون میاد ولش کن بذارش برای یه وقت دیگه که هوا آفتابی باشه
نخیر همین امروز باید انجام بشه شیشه هارو در آوردم یکی از دوستام شیشه بری داره اندازه رو گرفتم شیشه های روشن رو آورد با خودش اومد خونه گفت من تعجب میکنم این همه سال چه جوری این شیشه های مات رو گذاشتین میخواستم جوابشو بدم که خودش گفت حتما بعد از یه مدت عادت کردین اره راست میگفت ما به اون شیشه های مات عادت کرده بودیم و تغییرش برامون سخت بود اما به چه قیمتی؟ به قیمت دلگیر شدن خونه، محروم بودن از نور آفتاب،آسمون آبی
تو همین فکرها بودم که پیچ گوشتی شارژی دستش بود داشت پیچ هارو باهاش میبست بهش گفتم عجب ابراز خفنی که جواب داد اره بابا قبلا با پیچ گوشتی معمولی کلی زور بزن و زمان بذار الان دوسوته پیچ هارو برات میبینده اونو با چاقو خودم مقایسه کردم فقط خندم گرفت
اقا مبارک باشه اینم از شیشه ها
اون لحظه فقط دوسداشتم اندازه همون سال ها به این شیشه ها زل بزنم اصلا فکرشم نمیکردم انقدر فضای خونه عوض بشه چقدر حالم خوب شد بعد از این کار چقدر اعتماد بنفسم بیشتر شد
راستشو بخواین چندتا ایده جدید برای تغییر تو خونه به ذهنم رسید که به امید الله اونارم عملی میکنم
مادرم برگشت شیرینی هم آورده چقد ذوق کرده بهش گفتمانگار شیرینی شیشه جدید رو آوردی گفت صبر کن چای درست کنم با شیرینی بخوریم الان دوتایی داریم بیرون رو نگاه میکنیم البته با شیشه های جدید بیرون چقدر زیباس
خدا رو شکر امروز خدا بهم هدیه زندگی رو داد تونستم یکی دیگه از روزای زیبای زندگی رو ببینم وخدارو شکر که خدا بهم لطف کرد که هدایت شدم به سایت تا بازم یه قسمت از سریال زیبای خداشناسی به نام زندگی در بهشت رو ببینم☺️
وقتی استادو بالای نردبون دیدم گفتم یاخداااا امروز استاد چه پیام هایی رو برامون داره😎
فیلم با کلمه زیبای عشقم استاد و جواب جانم مریم جون شروع شد😍 و بهم یاداور رابطه ی زیبا و عشقی پاک رو کرد اخخخخ که من دلم ضعف میره برا رابطه ی زیبای شما دو عزیز دوس دارم ساعتها بشینم ورابطه ی زیبای شما رو ببینم و تحسین کنم تبریک بگم ماشاالله بگم وقتی اینهمه هوای همو دارین بدون وابستگی بدون تغییر دادن هم ولی بازم در کنار هم شاد و خوشحال هستین و از وجود یکدیگر لذت میبرین
استاد امروزم دارن به پارادایس رسیدگی میکنن از کندن چراغ دیواری اضافی بالای درب تا تمیز کردن بقیه ی چراغ دیواری های رور دیوار چوبی کلبه و همچنین قطع کردن شاخ و برگهای اضافی روی درخت…
این قسمت از سریال زیبامون هم پر بود از نکات ریز و مهم
که اول همون رسیدگی به ذهنمون هست چیزایی که در ذهنمون اضافه هستن وفقط وقت و ذهن ادمو تلف میکنن چیزی که واقعا در زندگیم کارایی نداره و فقط قسمتی از ذهنمو درگیر میکنه رو بکنم مثل رابطه ای که خیلی وقته تموم شده رو من هنوز به فکرش بودم رو یا امثال اینا چون فقط یه قسمت از ذهنمو اشغال میکنه و من باید اون قسمت از ذهنمو از چیزهای اضافه پاک کنم تا بتونم ذهنمو برا چیزای دیگه که دوس دارم رو وبرام ارزش قائل هستن یا منو به سمت هدفهام و رویاهام میبره رو جا بدم
درس دیگه ای که گرفتم پاک کردن ذهنم از الودگی هاست از الودگی هایی چون اخبار این روزهای دنیا
پاک کنم ذهنمو از نازیبایی هایی که نمیخوام و دوست ندارم
وقتی ذهنمون و پاک کنیم فقط زیبایی هارو ببینیم زیبایی ها بازم وارد زندگیمون میشن به ثروت وفراوانی توجه کنیم و تحسین کنیم تا به زندگی خودمون دعوتش کنیم.
قطع کردن هم درس دیگه ی این فیلم برام بود اگه ما هم بتونیم افراد اضافه یا کارهای اضافه رو از زندگی مون قطع کنیم مثل قطع شاخه های اضافی درخت که استاد قطع کردن و گفتن که شاید اول ناراحت بشه ولی من دارم به رشدش کمک میکنم
ما هم دقیقا با این قطع به رشد و پرورش خودمون کمک میکنیم
برای من این شاخه های اضافی همان افراد نامناسب یا دنیای مجازی چون اینستا وتلگرام تلویزیون هستن که از بعد دیدن این قسمت همه رو قطع خواهم کرد تا واقعا باعث پیشرفت و رشد وتعالی خودم باشم.
یه قسمتی از این فایل مریم جون یه اهنربا آورد که خیلی هیولا بود و چکش به اون سنگینی رو جذب میکرد یه لحظه به خودم فک کردم که این دقیقا قضیه ی قانون رو بهم یاداوری میکنه که ما هم مث اهنربا هستیم هر چیزی رو جذب میکنیم چه خوب چه بد پس چه بهتر بیاییم از این قانون فقط برا جذب زیبایی هاش استفاده کنیم فقط برا جذب خوبی ها مهربانی ها عشق و نعمتهای زیاد ازش استفاده کنیم.
استاد عزیزم بسیار مچکر از شما و یارهمیشگیتون مریم عزیزم خدا رو برای داشتنتون هزار بار شکر.
زندگی به شخص برای من شاید بزرگترین آرزومه رویایی که از بچگی داشتمش و دارم پرورشش میدم و با دیدن شما دو نفر دیگه برام رویا نیست چون باور کردم که میتونم بهش جامه عمل بپوشونم اخ که چقد لذت بخشه این سبک زندگی اخ که چقد لذت بخشه آزادی رهایی حالا میفهمم مهمترین دلیل من از بودن تو این سایت همینه (زندگی به سبک شخصی)
برای اینکه بتونی به سبک شخصی خودت زندگی کنی رسیدن به استقلال مالی و داشتن آزادی زمانی و مکانی خیلی میتونه بهمون کمک کنه
برای رسیدن به استقلال مالی آزادی زمانی مکانی باید رشد کنیم باید شرووع کنیم به حرکت کردن با قدمهای کوچیک ولی مستمر
باید خودمون بسپاریم به دست هدایت خدای مهربان و خودمون سبک کنیم شاخ و برگای اضافی رو بزنیم شجاعت نشون بدیم
باید کار کردن روی خودمون و بهبود مستمر کیفیت زندگیمون تبدیل بشه به عادت مثل مریم خانوم باهر پیشرفتی باهر حل مساله کوچیکی با انجام هر کار به ظاهر کچولویی به وجد بیایم چون به مرور زمان یه شخصیت متفاوت از ما میسازه و مارو در جهت تعالی رشد میده
باید فراوانی هارو ببینیم وبررای خودمون تصدیق بدیم و باورش کنیم
باید باور کنیم همیشه راهی برای ساده تر کردن راهها هست مثل استاد که باور داشت وبه اون تبدیل برای لامپ هدایت شد
من میخوام سبک شخصی خودمو داشته باشم مثل شما
میخوام راحت زنگی کنم آزاد ورها بدون توجه به حرف بقیه بدون توجه به حرف همه کسایی که به نحوی منو محدود میکنن حتی پدر مادر و همسر
دوست دارم هروقت حال کنم اراده کنم بندازم برم مسافرت بدون محدودیت زمانی بدون نگرانی برای هزینه ها
دوست دارم الگوی غذایی خودمو داشته باشم هرجا میخوام برم هرچی میخوام بپوشم هرچی میخوام بخورم لذت ببرم از زندگی
اصلا دوست دارم هروقت میخوام سیب بخورم گازش بزنم چون لذت بیشتری میده هروقت دوست دارم کار کنم دوست نداشتم کار نکنم
کسب و کار خودمو داشته باشم تا گیر کارفرما نباشم برای یه روز مرخصی
دوست شغلی داشته باشم که در قید وبند زمان و مکان خاصی نباشه میخوام فقط اوج بگیرم به سمت خدا
من این راحتی و آزادی که شما الان دارین میخوام تمام وجودم اینو فریاد میزنه باور دارم که بهش میرسم
و شمارو الگو قرار میدم و پروردگارم تنها فرمانروای مقتدر هستی که قدرت رو در وجود من نهادینه کرده هدایتم میکنه چون منم به اندازه شما بهش دسترسی دارم فقط کافیه ازش بخوام و خواستم وتا اینجا منو آورده بقیه راهم با من ادامه میده
اول از همه بگم که چقدر خندیدم از دست این مریم گلی ، دورت بگردم که آهنربا بازی میکنی 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😘😘😘😘😘
خدا خودش میدونه که چقدر حال کردم اینقدر خندیدم که دل و روده هام درد گرفت ، استاد هر دفعه از شجاعت و ایمان شما گفتیم ،همیشه از عشق و مهربونی شما گفتیم ، همیشه از انرژی و حال خوب شما گفتیم ، که الحق ذره ایی تردید توش نبود ،و تحسینتون میکنیم بابت این روح بزرگتوت ، اما حس و حال امروز گفت که امروز و این متن مخصوص مریم بانویی نوشته بشه که از عشق و روح پاکش و سادگی اش یه خانواده ایی به این بزرگی رو مبهوت خودش کرده ، کسی که خیلی از ماها ندیدیمش ولی صداش اینقدر به دلمون نشسته که داریم سعی میکنیم از این صدا درس بگیریم ، اینقدر این موجود پاک و دوستداشتنی هست که انرژی خالصش به عمق وجود همه عباس منشی ها رسوخ کرده به حدی که اگر توی فایلی صدای نازنینش رو نشنویم اون عشق بی دریغ رو دریافت نمیکنیم که مکمل حرفای استاد شده ، استاد تحسینتون میکنم به خاطر ایمانتون که خداوند یکی از ناب ترین بنده هاشو توی زندگیت قرار داده که این تاثیرات فوق العاده رو ایجاد بکنه ، من که شیفته این شخصیت جادویی شدم و دوست دارم ببینمش و عاشقانه در آغوش بکشمش و با تمام وجود از بودنش سپاسگذار باشم ، مریم عزیزم تو ویژگی خاصت اینه که ساده و مهربونی و عشق بی قید و شرط به همه چیز و همه کس داری ، این زیبایی وجود تو هست ،اینکه بی قید و شرط عاشقی میکنی ، همین که الان توی این جایگاه هستی واسه خاطر همین ویژگی قشنگته ،
وقتی توی فایل ها میخندی ،دل هزاران نفر رو میبری ،به قدری که هر کس توی اون شرایط میخنده نه به خاطر جریان اتفاق افتاده بلکه به خاطر طنین دلبرانه خنده های شما ، وقتی با اون جورابهای رنگی خوشگل که هر روز یه رنگیه خنده روی لبهای همه میاری ،نه به خاطر شکل اون جورابا چون این جورابها رو میتونی از توی یه مارکت با کیفیت پیدا کنی ،بلکه به خاطر اینکه توی پاهای تو قشنگ شده و جذابه ، وقتی اون دستای زیبات به سمت شیء میره که برداری نه به خاطر طرز فیلم برداریت بلکه به خاطر اینکه اون دستا مال مریم شایسته مهربونه احساس فوقالعاده ایی میگیری ، وقتی که از واژه ها استفاده میکنی آدمو دگرگون میکنی نه به خاطر اینکه واژه ها حاوی مطلبی خاص باشه بلکه به خاطر حس ناب و عاشقانه ایی هست که توی طنین صدات به گوش میخوره ، همه اینا رو مثال زدم چون به طرز شگفت آوری توی دل عباس منشی ها جا باز کردی ، نه به خاطر وجود استاد بلکه به خاطر روح مقدس و سرشار از انرژی پاکی که داری ، خیلی دوست دارم بانو همیشه سر زنده و لطیف باشی 💗💗
استاد این فایل که خودش یه محصول بود ، من همش دوست دارم بشینم از اولش ببینم تا درسامو یاد بگیرم ، وباهاشون باور بسازم ،
خیلی فوقالعاده هستین ، دوستون دارم در پناه حق 🌸🌸🌸😍😍😍
بار اول که این قسمت رو دیدم و کامنت گذاشتم واقعیت جدیش نگرفتم و فقط گفتم استاد آخر فایل نکات مهمی گفت!
اما اومدم و به خودم گفتم قراره با این قسمت ها تغییر کنم و این تعهدی بود که به خودم دادم و باید پایبند باشم
استاد آخر فایل خیلی محکم بهم گفتی قطعش کن شجاعت داشته باش قطعش کن
نگاه کردم دیدم من باورهای شرک آلودی دارم که اجازه حرکت نمیده و باید قطعش کنم
نگاه کردم دیدم من هنوز یه جاهایی حرف بقیه نظر بقیه برام مهمه با اینکه تو دوره عزت نفس تلاشم کردم که بیام بیرون از فضای مهم بودن نظر بقیه در مورد خودم، ولی دیدم هنوز قطعش نکردم
دیدم هنوز میخوام یکسری نتایج بگیرم تا بقیه به به و چه چه کنن دقیقا مثل مثالی که استاد از سایت زد، استاد اینا تمرکزمو گرفته و من هنوز قطعش نکردم
دارم مقایسه میکنم نتایج بقیه رو با نتایج خودم
شما طوری گفتی قطعش کن که من رو به فکر فرو بردی
داشتم به این فکر میکردم که بعضی جاها من خودم رو بردم به حاشیه چه در درون خودم چه در دنیای بیرون
وارد یکسری گروههای تلگرامی میشدم که دوستان همفرکانسی بودن و انگار یه حسی بهم میگفت این اصل نیست بیا بیرون ولی من قطعش نمی کردم
با بعضی از افراد وارد حاشیه شدم و بحث های غیرضروری میکردم که نتیجه اش چیزی نشد جز اینکه قضاوت شدم و من هی میومدم کاری کنم بقیه منو قضاوت نکنن اینا همش بخاطر این بود که من قطعش نمیکردم
امشب تصمیم گرفتم یکسری از افراد رو حذف کنم چون منو میبره حاشیه، هر چند قبلش از خیلیا کانالها و گروهها فاصله گرفته بودم
اونایی که واقعا متعهد باشن وارد حاشیه نمیشن فقط روی خودشون کار میکنن
با خودم گفتم خیلیام هستن که نتایج فوق العاده ای گرفتن از دوره ها و فایل های استاد و اونا دقیقا کسایی هستن که تمرکزشون روی اصله و حتی خیلی کمتر کامنت میذارن، من حتی یکیشون رو میشناسم و باهاش که در ارتباطم میبینم اون حتی یه کامنتم نذاشته و نتایج فوق العاده ای گرفته و خیلی از دوره ها رو داره، نتایج مالی عالی، نگا میکنم میبینم اصلا وارد حاشیه ها نمیشه و تمرکزش روی خودشه و من تحسینش میکنم
و من هم تصمیم گرفتم بیشتر تمرکزم رو بذارم روی اصل روی توحید روی مسیر اصلی و صحیح
و قطع کنم باورهای شرک آلود
قطع کنم نظر بقیه دیدگاه بقیه در مورد خودم
قطع کنم خودبزرگ بینی و غرور که گاهی خودم رو بالاتر از بقیه میبینم
قطع کنم مقایسه کردن نتایج خودم با نتایج دیگران
قطع کنم هر آنچه من رو از اصل دور میکنه
اینا همون جهاد اکبره که اون اوایل فکر میکردم جهاد اکبر شاخ غول شکستنه در صورتی که تلاش بیشتر برای کنترل ذهنم و عمل به تعهداتی که میدم برای من جهاد اکبره
ورودیهامو با جدیت بیشتری کنترل کنم
خودمو وارد حاشیه نکنم
شجاعت داشته باشم و قطع کنم هر آنچه که منو از اصل دور میکنه
کاری به بقیه نداشته باشم و فقط تمرکز بذارم روی خودم و کار کردن روی باورهای خودم
دوست دارم فقط توی فضای سایت باشم چون واقعیت وقتی تمرکزم توی فضای سایت یعنی خوندن کامنت ها، مقاله ها، نوشتن کامنت، از اون ور گوش دادن به فایل ها و نکته برداری هستش قشنگ حس میکنم دارم روی اصل تمرکز میکنم ولی وقتی یه ذره از فضای سایت فاصله میگیرم متوجه میشم دارم میرم حاشیه و سریع برمیگردم
ولی میخوام برای همیشه قطع کنم چیزی که در حال حاضر داره تمرکزمو میگیره
خدایا سپاسگزارم که در مدار دریافت این آگاهی هایی هستم که از زبان استاد جاری میشه
استاد واقعا ممنونم که انقدر قاطعانه صحبت میکنی شما هر موقع محکم یه چیزی رو میگی من میام به خودم و تلنگر میخورم
و باعث میشه قبل از اینکه مجبور بشم تغییر کنم خودم آگاهانه انتخاب کنم که تغییر کنم و رو به جلو حرکت کنم
سلام حامد جان دقیقا چند روزی بود که منم به همین نتیجه رسیده بودم
من به این باور رسیدم که من هیچ نیازی ندارم به اینکه خارج از فضای این سایت با اعضای این سایت ارتباط داشته باشم
من به این نتیجه رسیدم که من هیچ نیازی ندارم که غیر خودم با اعضای سایت خارج از فضای سایت ارتباط مجازی داشته باشم ب بهونه اینکه ما داریم از قانون حرف میزنیم
من به این نتیجه رسیدم که اگه حرفی چیزی بود فقط بیام در قالب کامنت تو همین سایت ب بچه ها بگم
من متعهد شدم که تحت هیچ شرایطی ملا غلط گیر هیچکس غیر از خودم نباشم ازین ببعد
پسر ارام ومهربون تمام حرفات صحیح وبه جا هستش عزیزم تنها بودن ولذت بردن از درون خودت با خدای خودت همون چیزی هست که استاد همیشه بهمون میگه استاد با داشتن بهترین دوستانشون راه درست رو انتخاب کردن یعنی تنهای وهمون جهاد اکبر
خدای من شکرت، بازم بهشت، هرروز بهشت، چه صفایی میکنیم تو این بهشت زیبا
واای چقدرررررر با این آهنگ خاطره داریم وقتی دور تا دور آمریکا رو میگشتیم، آخی انگار همین دیروز بود!
اوه اوه اوه! یه نردبون خفن!
با تمام تضادهایی که بشر با نردبون داشت ببین به چه ایده ای هدایت شده، خدای من شکرت، دیگه لازم نیست یه نردبون به چه بلندی وسنگینی رو از این طرف بشکونیم اون طرف، یا مثل یه جنازه دراز کش بزاریم گوشه ی حیاط یا محوطه، یا همیشه دودست وپا باشه، خدای من، خیلی خوبه این ایده ی نردبون تاشوی چرخ دار که تازه میشه به جای چندتا نردبون تو سایزهای متفاوت ازش استفاده کرد، تضادها همیشه باعث میشن انسانها خالق بودنشون رو بیاد بیارن وخلاق بشن ورشد کنن وباعث بهتر شدن وگسترش جهان بشن وما این قانون رو حتی در مورد ابزار ساده ای مثل نردبون هم میبینیم.
خوب خوب خوب!
یه چالش جدید!
یه حرکت جدید!
آقا این استاد ما ومریم جان نمیتونن یه جا بند بشن، نمیتونن بیکار باشن، باید هرروز یه حرکت جدید بزنن، خوبه که منم یاد بگیرم، چون اینم یکی از عوامل پیشرفت استاده، حرکت و ساکن نبودن.
عشقممممم!
جااااانم!
عاشتممممم من!
منمممم!
چقدرررررر ما این حرفها رو میشنویم، جزئی از وجود شماست، چون عشق جزیی از وجودشماست، ای حرفها برگرفته از حس درونی شماست وفقط یه لفظ روی زبون نیست، یه دنیا احساس پشتشه، وما بچه های این خانواده این حس رو میگیریم، میدونیم اینا قربونت برم فدات بشمای جلوی دوربین نیست، اینا از عمق وجودتون میاد، بخاطر همینه شنیدنش به دل ماهم میشینه.
خدااای من، یه کمد پراز ابزار هیولا،من تا حالا فکر میکردم توی اون پراز کفشه، خدایا شکررررررررررت استاد شما همه جور ابزار دارین، خداروشکر واسه هیج کاری لنگ نمیمونید وتازه با وجود آمازون وکارت پراز پول شما، همیشه همه چی آماده ومهیاست، همه ی اینا نشون دهنده ی وفور ثروت ونعمت توی جهان وتو زندگیه استاده، خدایا شکرت.
استاد اون لحظه که مریم جان، جعبه قرمزرو دادن دستتون، نمیدونید من چه تصویری دیدم،،،شماااا توی آسمون بودین، با آسمون یکی شده بودین، همون موقع پوز کردم وگفتم الله اکبر، بخدا واقعا این مرد مثل یه فرشته ی آسمونی هستش که از طرف خدا اومده روی زمین تا راه درست رو به ما نشون بده. خارقالعاده بود.
اون آسمون که هربار بادیدن چه اینجا چه اونجا تمام وجودم به جوشش در میاد، به هیجان، به وجد، آخه چه تصویری میتونه از این زیباتر وآرام بخش تر باشه، فرقی هم نداره ابری باشه یا آفتابی، شب باشه یا روز، در هر حالت یه دنیا حرف داره، یه دنیا زیبایی، یه دنیا آرامش.
با دیدن بیشتر این زندگی در بهشت وتوجه خودم به جهان اطرافم یشتر به این حقیقت میرسم که در جهان همه جور امکاناتی برای آسایش ورفاه وراحتی وخوشبختی وسلامتی بوجود اومده وفراهم شده برای من، ومن فقط باید بیشتر بخوام وبیشتر باور کنم که هست وقدم بردارم ودریافتش کنم، وخیلی از این امکانات خیلی قبل تر بوده ومن نمیدونستم هست که بخوام، وحالا اینجا میبینم که هست ومیخوام واین یه نشونه از خداست که نعمتها شو بهم نشون میده، میگه لیلا جان اینم هست میتونی بخوای وداشته باشی، این هست واونم هست، پس حتما همه ی ما لایق داشتن این نعمتها وثروت ها وامکانات و راحتیها وخوشبختیها هستیم که خدا از دیده هامون پرده برداشته تا ببینیم و در خواستش بدیم، این تصاویر به نظر من منوی خداست برای ما که انتخاب کنیم…
این خواسته ها مثل آتش زیر خاکستر هستن که از وقتی داریم بیشتر روی خودمون کار میکنیم، انگار داریم خواسته ها رو در مسیر باد موافق قرار میدیم واین باد مزید بر علت میشه که این خواسته ها در وجود ما شعله ور بشه…
😂😂استاد جان! «یا پیغمبر من میترسم»
استاد یعنی من عاااااااااااااشقتمممممم، چقدرررررر شما راحتی، چقدرررررر خودتونید، چقدر بی نقاب هستین، به این میگن عزت نفس، یعنی خودتو با همه ی ترسهات دوست داشته باشی، انقده که حتی جلوی شاگردا هم ترس از ارتفاع رو مخفی نکنی وتوی همین عزت نفسه که غلبه بر ترس به سمتش میاد، شجاعت میاد، تو دل ترس رفتن میاد، آخه راهکارها تو این ندارن، همین جا که استاد ایستاده وخود واقعیشو دوست داره ومخفی نمیکنه وفیلم بازی نمیکنه، ادا در نمیاره واون غلبه بر ترسه خیلی برام درس داشت…
آقا من میترسم از ارتفاع درست! ولی باید برم تو دلش، اگه این نردبون یه جوری ساخته شده که ارتفاعش بلندتر میشه، اگه یه نفر قبل من ۵۰سال پیش این لامپ رو تواین ارتفاع نصب کرده، پس من میتونم به کمک این نردبون برم به اون ارتفاع واون لامپ رو باز کنم، پس دیگه ترسی نیست وبعد هدایت خدا میاد از زبون مریم جااااااااااان که استاد امکان سنجی هستن ومثل یه آهوی سبک پا، پریدن بالای میز واز اونجا یه امکانسنجیه حرفه ای کردن، ارتفاع نردبون رو سنجیدن، فاصله رو تا لامپ سنجیدن وبا یه ایده به استاد مساله حل شد وبسم رب الصدیقین….
وایده های درست همیشه به آدمهای درست در زمانهای درست ومکانهای درست الهام میشه، چون مریم جان واستادم شما همیشه به منبع ایده ها متصل هستین، پس معلومه که ایده ی شما برای حل مسائل در ۹۹/۹۹۹ درصد مواقع درسته.
وااااااای دریاچهی بهشت، با اون آب آرومه در حال حرکتش، خیره کننده س.
«نور چراغ برای عنکبوت ها وپشه ها وزنبوران که ببینن دارن چیکار میکنن»
یه آدم چطور میتونه این همه با جان حقیقت تمام کاعنات یکی بشه؟ من این یکی شدن رو در سفر به دور آمریکا بارها وبارها حس کردم، انقده یکی بودید که هر موجودی با شما در صلح بود، هیچ کدوم از شما فراری نبودن، مثل اون آهوها، مثل اون سنجابها، مثل اون پرنده ها، مثل حیوانات، انیمال سافاری که از سرو کولتون بالا میرفتن، مثل گریس، مثل براونی، آخه شما درعمق وجود مخلوقات خداوند غرق میشید وحل میشید واین یکی شدن با ذات هر مخلوق یعنی یکی شدن با خالق، چون خالق همون انرژی هست که در وجود تمام مخلوقات وشرایط واتفاقات از حالتهای مختلف شکل گرفته وذات این انرژی یکی ست وتغییر ناپذیر وفنا ناپذیر..
آدمهایی مثل استاد ومریم در هر موجودی خدارو میبینن، در باران، در نسیم، در ابرها، در زمین، درخت، دریاچه، حشرات، عنکبوتها، تار عنکبوتها، شبنم روی تار عنکبوت ها، در آتش، در غذا، در صدای آواز پرندگان، در غروب در طلوع، درتکنولوژی، در تسلا، در اینترنت پرسرعت، در روابط، در همه چیز وهمه چیز، جاندارو بی جان فقط خدا دیده میشود، وهدایت خدا به عنوان سیستم، وهمین باعث تفاوت در نگاهشون واحساسشون به همه چیزه.
ای کاش منم بتونم
دارم تلاش میکنم در هر چیزی وهر اتفاقی وهر شرایطی در همه چیز تجلی خداوند رو ببینم وتفسیر نیک با احساس نیک داشته باشم وبرای این کار سعی در هماهنگی روح وذهنم دارم.
آچار فرانسه حرفه ای، چکش حرفه ای، آهنربای حرفه ای، نردبون حرفه ای، میزو صندلیها ی بامبو ی حرفه ای، لامپ های حرفه ای، سر پیچ گردن باریک حرفه ای و….. آقا اینجا همه چی حرفه اییه واز همه چی حرفه ای تر نقاشی وتصویر گریه خداوند از آسمون وجنگل بروی این برکه ی زیباست. بارون نم نم که حلقه های ریز ریز رو نقش میزنه روی آب این برکه ی ناز، اینم فقط از یه هنر مند حرفه ای برمیاد…
وکودک درون که اگه هیچ وقت با باورهای غلط ومحدود کننده زندانی نکنیم وبهش ظلم نکنیم وبزاریم آزاد ورها باشه، از حرف مردم از نگاه مردم که زشته مگه بچه شدی، مردم چی میگن، سنگین باش، نترسونیم وبزاریم رها باشه ونفس بکشه وزندگی کنه، چقدرررررر زندگی لذت بخش تر میشه، بازی با آهن ربا، انداختن پا توی آب وتکون دادنش، پوشیدن جوراب برفیه رنگی رنگی… من یه خانم چهل ساله هستم که یه پسر ۷ساله دارم وگاهی وقتا آنقدر کودک درون من با کودکم دوست میشه ودوست داره بازی کنه که مثل بچه های خجالتی یواشکی نگاه پسرم میکنه واز وقتی با قانون آشنا شدم دارم روی خودم کار میکنم که گاهی هم به این کودک درونم اجازه بدم هر وقت دوست داره بازی کنه، بازی کنه، هروقت دوست داره رنگی بپوشه، رنگی بپوشه، چه اهمیتی داره مردم چی میگن وچی فکر میکنن!
دلم نمیخواد به کودک درونم ظلم کنم، باعث رنجش اون بشم، ودر لحظه زندگی کردن، هماهنگ بودن با کودک درون است ونزدیکی بیشتر به هماهنگی روح وذهن.
تعویض لامپهای قدیمی وصحبتهای مریم جان، یادآوری یه قانون مهمه که عمل به این قانون خیلی به رشد ما کمک میکنه.
توی این قانون نباید مثل یه مرداب ساکن وبی حرکت بود، چون اونوقته که بوی نای میگیریم، اونوقته که سطحمون پراز حشرات مرده میشه، چون حتی آب مرداب برای حشرات هم سمه، تبدیل به لجنزار میشیم ونازیبا. ما باید مثل همین دریاچه حرکت کنیم حتی آرام وآرام ولی حرکت کنیم وهر لحظه زلالتر از قبل بشیم واب گوارا وشیرین داشته باشیم پراز ماهی
استاد ومریم جان هر لحظه در حال بهبود شرایط هستند، حتی جایی که نیاز به تغییر وبهبود نامحسوس است وشاید آور هیلی از ماها در این شرایط بودیم نیازی به این تغییرات نمیدیدیم وهیچ بهبودی حاصل نمی کردیم ولی اینجا یاد میگیریم که شروع به بهبود دادن درون وبیرون خودمون کنیم از هرجا که هستیم وهر شرایطی که داریم بهتر از این هم میتونه باشه پس پیش به سوی حرکت… وبه قول مریم جان این حرکت به سوی بهبود بیشتر باید بشه فرایند داعمیه زندگیمون، واصلا مهم نباشه که چقدر کوچک هست این حرکت وبهبود، مهم اینه که وقتی ادامه میدیم این فرایند رو یه دفعه نگاه میکنیم میبینیم چقدر شرایط الانمون با شرایط قبل تفاوت داره، حالا چند قسمت که بگذره ماهم متوجه میشیم که این حرکتهای کوچیک برای بهبود شرایط بهشت، چقدرررررر بهشتمون رو متفاوت کرده با بهشت روز ای اول.
بازهم سایت آمازون، سایت مولد ثروت وثروت مند که هم خودش داره روز به روز گسترش ورشد پیدا میکنه وثروت مند میشه وهم جهان رو جای بهتری برای زندگیه دیگران کرده.
یاد آوری قانون با عمیق شدن به طبیعت، استاد همین سه دیقه ی آخر این فایل به اندازه یه دایر تالمعارف آگاهی داشت، اینکه چقدرررررر ما آدمها توی حاشیه هستیم وبه اصل نمیپردازیم، چقدر شاخ وبرگ اضافه توی شخصیتمون، توی زندگیمون، توی کارمون، توی رابطمون، توی رفتارهامون، توی حرف زدنمون، توی گوش کردنمون، توی دیدنهامون وجود داره، اگه شروع کنیم به حرص کردن وقطع کردن هر چی که اضافیه، هرچی که حاشیس، هرچی که محدودیته، هر چی که اتلاف وقته، هر چی که بیخودیه، هرچی که هزینه ی الکیه، هرچی که واسه خاطر حرف مردمه، هر چی که هیچ کمکی به رشدو پیشرفت ما نمیکنه واونوقته که سبکتر میشیم، رهاتر میشیم، تمرکز وتوجه مون، یه جا متمرکز میشه، بهتر عمل میکنیم، وقتمون حکم طلا میشه، زندگیه خودمون بارزش میشه، عزت نفسمون بالا میره، هزینه های الکیه زندگیمون کم میشه واون پولها توی جای درستش خرج میشه، رشد پیدا میکنیم، شخصیت پیدا میکنیم، ارزشمند میشیم، پیشرفت میکنیم، وسبک بال ورها زندگی میکنیم واز زندگی لذت میبریم واحساس خوشبختی وسعادت میکنیم
پس بیاییم وبگردیم با جهادی اکبر بگردیم ببینیم توی هربعد از زندگیمون چه چیزهای اضافی و بدرد نخور و محدود کننده و حاشیه وپول نفله کن هست وچه جاهایی زمانمون رو داریم توی حاشیه میگذرونیم، بیاییم با جهاد اکبر پیدا کنیم وقطعشون کنیم، هرجا هر ارتباطی که فقط بخاطر وابستگی ماست ونه تنها کمکی به رشد وتعالی ما نمیکنه بلکه یه غل وزنجیره به پلی ما، بیاییم با شجاعت قطعش کنیم، استاد اگه ساعتها در مورد این سه دقیقه ی آخر بنویسم، بازهم تمومی نداره، واین به خودم میگم که لیلا جان از این بهشت وپیام هاش که پیامهای خداوند هستن وتو در مدار شنیدنش هستی به راحتی نگذز، وتعقل وتفکر کن وبه آگاهی برس وبهش عمل کن، معجزات در راهند، منتظرم.
چقدر درک فرایند تکامل کمک میکنه که قدمها برداشته بشه و ایدهدها عملی بشه وقتی بدونیم کوچیک ترین بهبودها باعث تغییرات اساسی در بلند مدت میشه و ما کلی از نقطه شروع فاصله میگیریم و وقتی به نتایج نگاه میکنیم میبینیم هیچ ربطی به اون آدم قبلی نداریم.
واین موضوع زمانی اتفاق میافته که موضوع کمالگرایی رو باموضوع تکاملگرایی درک کنیم.
با رونده تکامل هست که انسان به کمال میرسه..
چقدر آگاهیِ قطع کردن شاخ و برگهای اضافی حس رهایی داشت برام.
وقتی زنجیرهارو باز میکنی تازه میتونی پرواز کنی و به کمال برسی..
تا وقتی خودمون رو اسیره وابستگی ها کردیم و مدتهاس نمیخوای نشتی فرکانسیت رو بگیری خب معلومه که تو همون مدار میمونی..
وقتی وابسته ی یک آدمی..وهنوز بعد مدتها انرژی زیادی از فکرت صرف مرور خاطرات و فکرکردنه بهش میشه..وقتی..
وابسته ی یک شرایطه خاصی..
وابسته ی یک نقطه ی اَمنی..
نمی تونی پرواز کنی..
وقتی می ترسی که به سمت علائقت حرکت کنی یعنی هنوز نتونستی شاخ و برگ اضافه رو قطع کنی..
وقتی بعد از مدتها نتونستی کمی ذهنت و نجووها رو مدیریت کنی یعنی هنوز نتونستی شاخ و برگه اضافی رو قطع کنی..
وچقدر درد داره که آگاه باشی که باید رها کنی تغییر کنی و بگذری از یه چیزایی ولی اینکارو نمیکنی ووو جهان تورو لای چرخ دنده هاش له کنه و تو با درد وو تضادهای شدید مجبور بشی روند رو تغییر بدی و شرایطتت رو بهبود ببخشی.
خیلی از ماها یعنی همه ی ما …مطمئنا شاخ و برگهای اضافی داریم که به جای تلاش آگاهانه برای بریدنش بهانه میاریم برای نگهداشتنش..
بنظرم وقتی استاد میگه اعتماد به نفس به تنهایی از تمام عوامل موفقیت مهم تره به این خاطره که ما اگه اعتمادبه نفس داشته باشیم قدرت قطع تمام شاخ و برگهای اضافی رو هم داریم..
قرار نیست همون اول بریم سراغ شاخه ای که خیلی قطوره..
از شاخه های کوچیک تر شروع کن و بعد وقتی آماده شدی باقدرت به نشتی های فرکانسیت حمله کن و از نوشروع کن.
باید روند رو آرام آرام بهبود ببخشیم و بعد میبینی که قدمهای کوچک تو چقدر باعث بزرگ شدنت شدن..
و وقتی تمرکزت رو از فرعیات برمیداری و روی اصل میذاری درهای جدیدی از آگاهی بسمتت باز میشه که تورو صدسال جلو میندازه…
سلام به ایتاد عزیز و مریم جان و بچهای سایت
خدا رو شکر ک این قسمت رو هم دنبال کردم و چقدر درس گرفتم
اولش استاد عزیزم یه اقرار بگم…
یه مقاومت ذهنی داشتم ک دوتا آدم مگه چجوری می تونن خودشون رو سرگرم کنن اون هم بدون تلوزیون توی یه مکان ثابت؟!
اما هربار ک یه قسمت جدید رو می زارین می گم بابا الله اکبر ماشالله به این همه کار و خلاقیت ک روزها و شبهاتون تکراری نمیشن…
و فهمیدم اگه بخام تکراری نباشه زندگی ام، همیشه چیزهای جدیدی هست ک بشه انجامش بدم
🌷🌷🌷🌷
نکات مثبتی ک دیدم مثل ابزارهای حرفه ای و نردبون ک چ راحت میشه از سایت بخری و بیاری و ازش این قدر راحت و کاربردی استفاده کنی واقعا خلاقیت فردی ک ساختش رو تحسین کردم،مالک آمازون رو هم تحسین کردم ک چ چیزهای ظریف رو توی فروشگاهش داره ….سرپیچ لامپ!!!
خدایا شکرت ک هر روز زندگی برامون راحت تر و ساده تر و قشنگ تر میشه…هر روز دنیا در حال رشد و پیشرفتِ و این خودما هستیم ک در مسیر این رشد می خایم باشیم یا نه؟!
همه چی از تصمیم ما شروع میشه ک چ نقشی چه رنگی چ طرحی برای دنیای اطرافمون داریم…
از رابطه ی عالی تون ک مدام الگو می گیرم و الان توی زندگی عادی ام عشقم و نفسم و عزیز دلم و….استفاده می کنم ممنون از شما دو عزیز دل ک این قدر ساده و پاک عشقتون رو با چ ظرافت و زیبایی و سادگی به ما نشون می دین…
از بارانی ک در دریاچه می بارید و چ صحنه ی زیبایی خلق کرد
از تحسین کردن خونه ک ۵۰ ساله ساخته شده و توی جزیات این قدر حرفه ای کار شده
از تحسین کردن و تشکر کردن هردو از هم درست و بجا و به موقع
از بهبود دادن خودمون ک همیشه باید انجامش بدیم و وقتی انجامش می دیم ناخواسته جهان اطرافمون هم بهبود پیدا می کنه حتی پرادایس هم آرام آرام هر روز یه تغییر جدید داره
امروز با دیدن این فایل یاد گرفتم ک خودم رو درمسیر رشد تشویق کنم کارهای کوچکم رو هم ببینم و بگم آفرین ادامه بده…چیزی ک واقعا با صحبت های خانم شایسته عزیز انگار یه تلنگر بود ک باید عزت نفس ات رو تعمییر کنی و خودت رو بخاطر کارهای کوچک هم تشویق کنی…
خانم شایسته عزیز از سفر نامه تا الان ک مدام پی گیر فایل هاتون هستم و حضور شما و صداتون و گاهی البته کم تصویرتون رو می بینم یه کار رو از شما یاد گرفتم و اجرا می کنم اینکه هربار جلوی آینه می رم لبخند می زنم هربار خودم رو می بینم احساس خوبی دارم شما توی یه فایل گفتین ک هربار ک خودتون رو توی آینه می بینی می خندی و با خودت حال خودت رو خوب می کنی و من یاد گرفتم به عنوان یه خانم خودم بشم مسبب حال خوب خودم ….خدا رو شکر خواستم بگم خیلی چیزها ازتون یاد گرفتم خیلی باورها خیلی الگوها
استاد اونجام ک پاتون رو زدین توی آب یاد فایل های آرشیوی سایت افتادم یاد صحبت شما ک توی تابلوی آرزوهاتون تجسم یه باغ و یه دریاچه و پاهاتون ک توی آب می زنین و گفتم الله اکبر واقعا قانون خدا راسته و امید پیدا کردم و انگیزه دارم ک آرزوهام محقق می شن…
و …
از همه مهمتر صحبتهای پایانی فایل ک شهامت قطع کردن رو پیدا کنیم…
چقدر واضح گفتین ک انرژی مون رو روی یه هدف متمرکز کنیم
با ایتکه توی قدم ۵ خیلی قشنگ این موضوع رو باز کردین اما تا الان ک دیدم شاخه درخت رو قطع کردین ومثالهای بیشتر رو زدین برام واضح و آشکار شد هرچند توی قدم ۵ هم عااالی گفته بودین این موضوع رو ...
خدایا شکرت
اینم بگم استاد منم تصمیم گرفتم هرچی ک الان دارم رو احساس کنم توی بهشتم و روی ذهنم کار کنم و دریچه قلبم رو برای احساس خوب باز کنم..تونستم موفق بشم و احساس خوب رو توی بیشتر لحظات روزم حس کنم…این رو هم مدیون خدا و لطف شما هستم ک الگو گرفتم و دارم از خونه ی ۵۵ متری ام با دوتا پسر کوچولو ام لذت می برم چون تعهد دادم ک می تونم از این بهشت کوچولو برسم به….خدا می دونه و خودش هدایتم می کنه الان فقط سهم من با دیدن این سریال زندگی در بهشت اینه ک این طرف رو با احساس بهشتی زندگی کنم و نگم من ک ملک …هکتار ندارم من ک دریاچه ندارم و…گوش ندم به بهانه های ذهنم و خودم بهشتم رو از اینجا و از هرچی الان دارم خلق کنم لذت ببرم شادی کنم زمانش و موقعیت های بعدی رو ب خدا بسپارم…
بازم ممنوم و منتظر دیدن یه بهشت دیگه از این پرادایس هستم
😊😊😊😊🌹🌹🌹🌹♥️♥️♥️♥️
به نام خدا،
این قسمت چه قسمتی بود، محشر…
سلام استاد عزیز، سلام خانم شایسته همراه و کمکیار استاد
،
این فایل دقیقا دو بخش داشت، که هر کدوم، حاوی پیام واضح و مشخصی بودن…
امروز که این فایل رو دیدم خیلی لذت بردم، مخصوصا از بخش دومش و صراحت کلام استاد، چند بارم دیدم فایل رو ولی تنبلیم میومد بیام و بنویسم نکاتشو!
ولی این جملات خانم شایسته رو به یاد آوردم و سعی کردم به این تنبلی غلبه کنم و وقت بذارم و بنویسم،
این جملات:
برای من، کار کردن روی خودم، یه فرآیند دائمیه که برای بهبود شرایط کنونیم انجام میدم، مهم نیست که این بهبودهایی که دارم چقدر کوچولو باشه، چون وقتی که ادامه دار میشن، در طی زمان منو به نقطه کاملا متفاوت با شرایط الانم میبره و یه شخصیت کاملا متفاوت و رشد داده شده توی وجودم میسازه، برای همینه که حتی کوچکترین بهبودهایی که ما داریم توی پرادایس انجام میدیم، انقدر مارو ذوق زده میکنه، حتی یه تغییر لامپ، یه عوض کردن سرپیچ….
،
از اون ور توی بخش دوم استاد از تمرکز صحبت کردن، خیلی مهمه که روی چی داری تمرکز میگذاری…
خب جمع این دوتا به من گفت، تمرکز و توجه تو روی این سریال، هرچند شاید قدم کوچکی باشه ولی ادامه دادنش اثرات بزرگی رو بوجود میاره، پس ادامه بده…
،
خب حالا نکات این قسمت،
بخش اول:
– به غیر از پیام واضح خانم شایسته، مثل قسمت های قبل باز هم رابطه پر از صمیمت و عشق بین استاد و خانم شایسته و همکاری برای انجام کارها، خودشو پررنگ نشون میداد…
– غلبه بر ترس! با اینکه مشخص بود استاد با اون نردبان تازه خریداری شده هنوز راحت نیست و به ارتفاعش عادت نکرده، ولی انجامش داد،
راستی غلبه بر ترس با چی امکانپذیره؟ با توکل
بسم رب شهدا و صدیقین، بسم رب قاسم جبارین، خدایا خودت کمکمون کن.
– مورد بعدی، ابزارهای حرفه ای و با کیفیت، فراوانی، که همه حاصل یه ذهن ثروتمنده، وقتی ثروتمند باشی میتونی تنوعی از هر چیزی که نیاز داری رو داشته باشی، هر وقت نیازی بود، کافیه اراده کنی، اوردر بدی و چیزی که میخوای بیاد دم درت، حتی اگه نردبان حرفه ای باشه…
– راستی این نم نم بارون توی اون فضا چقدر حس مثبت داشت، واقعا انرژی مثبت قطرات بارون روی برکه زیبای پرادایس، اونم توی بهار خیلی عالی بود.
– مورد بعدی، همیشه یه راهی برای حل مسئله وجود داره، و عمل به همین اصل، باعث میشه دوباره استاد سرچ کنه و اون افزونه رو برای لامپ توی سایت آمازون پیدا کنه.
– و باز هم آمازون! و ارزشی که با خدماتش ایجاد کرده،
میگه شما پولتو بده، من برات هر چی بخوای میفرستم…
،
و بخش دوم:
که حاوی یک پیام شفاف و اساسیه، و باید مثل محصولات پولی بارها و بارها اونو گوش داد و راحت ازش نگذشت تا درک بشه و بره تو وجود آدم،
مفهوم قطع کردن! برای رشد کردن هر چه بیشتر!
و طبیعت چقدر زیبا این نکته ها رو به کسانی که چشم و گوش باز و آماده ای دارند آموزش میده… و استاد چقدر زیبا ، محکم و با جدیت مثل یک معلم دلسوز این مفاهیم رو به شکل عالی برای ما بیان کردن…
– قطع کردن و هرس کردن از دست دادن نیست، خیلی از این از دست دادن ها، باعث رشد آدم میشه، باعث میشه آدم انرژیشو بذاره روی چیزهای اصلی،
شاخه ها و برگهای اضافه رو بزن،
– ببین هدفت چیه و هر چیزی که تو رو از هدفت دور میکنه مثل این شاخه ها، بزن و قطعش کن، شجاع باش، این قانون طبیعته، قانون خداونده
– خیلی جاها تو زندگیمون باید نگاه کنیم ببینیم چه چیزهایی الکی داره ما رو مشغول میکنه، نکنه یه سری مسائل بیهوده هست و داریم مشغولش میشیم، و داره ما رو از هدف اصلیمون دور میکنه…
،
و وقتی نگاه میکنیم میبینیم اغلب آدمها اصلا حواسشون نیست، و زندگیشون پر شده از حاشیه ها و شاخ و برگهای اضافه و فرعی، به همین خاطر نمیتونن رشد کنن، چون انرژیشو داره سر مسائل بیهوده هدر میره….
،
چرا؟! چون درگیر حرف مردم هستن!
چون باورهای اشتباه تو ذهنشون حک شده!
به همین خاطر شجاعت لازم رو ندارن برای قطع کردن!
،
ولی وقتی شجاعت به خرج بدی و باورهاتو اصلاح کنی،
میتونی بدون توجه به حرف مردم و حاشیه ها، قطع کنی آنچه رو که تو رو از اصل دور میکنه…
شاید این قطع کردن در نگاه کسی که دانشش رو نداره، بی رحمی تلقی بشه ولی تو که میدوی قانون چیه…
برای رشد بیشتر باید قطع کنی، باید نچسبی به حاشیه ها، باید بتونی از چیزهای کم ارزش بگذری تا به چیزهای بارزش برسی…
،
– اون چیزهایی که نباید تمرکزی براشون بذاری، باید قطع کنی
قطع، یکبار برای همیشه، قطع کن
و این پیام خداونده به تو،
قطع کن اون چیزی که باید قطع بشه،
اون چیزی که مجبور میشی در آینده قطعش کنی،
له میشی زیر فشار جهان،
شجاعت داشته باش و قطعش کن،
و جهان پاداش میدهد به شجاعان…
،
اصلا استاد همین یکتاپرستی، زمانی واقعا محقق میشه که ما قطع کرده باشیم وابستگی به غیر رو، قطع کرده باشیم توجه به چیزهای بیهوده رو و توجهمون فقط و فقط به تنها منبع انرژی و قدرتی باشه که این جهان خلق کرده و داره هدایت میکنه.
،
و در نهایت، به عمل کار برآید، به سخن دانی نیست،
خدایا کمک کن از شجاعان باشیم و عمل کنیم به آنچه آموخته ایم،
قطع کنیم هر آنچه که ما را به خود مشغول میکند و باعث میشود از تو دور شویم…
قطع کنیم هر آنچه که ما را به خود مشغول کرده و از هدفمان دور میکند…
خدایا خودت کمکمون کن.
سلام دوست خدایی من
چقدر من از خوندن کامنت شما لذت بردم
دقیقا اون حرفهایی گفته شده بود،که من الان برای نشانه ام از خداوند خواستم
خدارو شکر میکنم بابت هدایتم به این کامنت پر از اگاهی و با ارزش
واقعا که نباید به حاشیه ها چسبید،با شجاعانه قطع کنیم هر آنچه باعث شده از ذاتمون دور بشیم
ممنونم دوست عزیزم
برات بهترینهارو آرزومندم💚
سلام به استاد عزیز وخانم شایسته نازنین
استاد تو چقد لطیفی تو چقد باحالی اون کلمه عشقم که گفتی به مریم حان منو کشته😁
استاد انقد توانایی داری که بخدا هرروز میگم اخه استاد چقد استعداد وتوانایی داره وچقد از توانایی هاش به نحواحسن وراحت استفاده میکنه
چقدرابطه شما دونفر زبون زد شده بخدا
راستش من همیشه به خانم شایسته حسادت میکنم میگم استاد زحمتشو کشید ومریم حان یهو وارد زندگیش شد وراحت داره استفاده میکنه از امکانات استاد
همش هرفایلی میدیدم ته دلم به مریم جان حسادت کردم
ولی امروز گفتم سارا این چه فکر مسخره ایی اخه
تو چرا داری اخه
حسادت میکنی
ببین چی میگه مریم جان:
(میگه کار کردن رو خودمیک فرایند دائمی که برای بهبود شرایط کنونی ام انجام میدم مهم نیست این بهبود هایی که دارم انجام میدم چقد کوجیکه چون وقتی ادامه دارباشن درطی زمان منو به نقطه کاملا متفاوت باشرایط الانم میبره ویک شخصیت کاملا متفاوت دروحودم میسازه برای همین هست که کوجکترین تغییرات وبهبودهایی که تو پرادایس داریم انقد مارو ذوق زده میکنه حتی یک تعییر کوچیک وحل یک مساله درحد عوض کردن یک سرپیچ انقد مارو ذوق زده میکنه)
حالا ساراخونم تو بگو ایامریم لایق این زندگی نیست
میشه سارا بگی تو کی برای زندگیت ذوق کردی
تو تحولات عظیمی انجام دادی ودوق زده نشدی
دکور کل خونتو عوض کردی ودوق زده نشدی برات عادی بود
گل هدیه گرفتی خیلی بی روح گفتی مرسی
تازه طلبکارم شدی جرا مولتو دادی برای من گل خریدی
برای یک سرلامپ انقد ذوق وشوق دارن انقد عشق دارن
پس اره مریم جان لایقه چون هرروز هروز وهرثانیه داره روش کار میکنم
پس من خیال میکنم دارم رو خودم کار میکنم
من تازه بادیدن این فایل فهمیدم اصلا من تغییری نکردم همون سارا هستم که هستم فقط فکر میکنم گوش کردن فایلهای استاد اونم شبانه روز کار شاخیه
خب گوش کن ولی تغییر نکن چه فایده
من الان فهمیدم عیبم کجاست
الان فهمیدم جه باور محدودکننده ایی دارم
مریم جان من عدرخواهی میکنم که به شما حسادت ورزیدم شما واقعا لایق هستی
استاد راست میگه کبوتر باکبوتر بازباباز
اون بهشت به این زیبایی ها که هرروز نگاه میکنم ودرخواست میکنم از خدا
باید برای بدست اوردنش باید درون خودمو ذهن خودمو رفتار ومنشم رو عوص کنم فقط گوش کردن فایل ها فایده ایی نداره
یک فایل گوش بدم ولی بهش عمل کنم
فکر میکردم فقط گوش بدم خیلی خوبه تغییر میکنم ۴سال گوش کردم وتعییر نکردم
ولی اون حرفایی مریم جان باز کرد گره ذهنمو
من باید از این حالت دربیام خشک وبی روح نباشم
شور وذوق برای حتی کوجکترین اتفاقات زندگیم داشته باشم باید عشق کنم وعشق بورزم تازندگیم عوض بشه
استاد تو بی نطیری
مریم جان تو بی نطیری
این همه عشق این همه ذوق وشوق این همه ثروت الکی نیست تو زندگیتونه
الکی نیست تو مدار هم هستید
خداوند بااون همه قدرتش به من ظلم نمیکنه
من خودم به خودم ظلم میکنم
خدا همونطور که استاد ومریم جان وهمه انسانهاشو دوست داره
منم دوست داره
اون بهشت جایگاه منم هست
چون بادیدنش عشق میکنم جانم سرحال میشه
پس باید این کلید وبگیرم وبیام به سمت شما
عاشقتونم عاشقانه
باعشق سارا
سلام سارا جان
دوست خوبم
نوشته شما رو چند سال بعد میخونم اما حقیقتی رو یادم آورد که بسیار خوشحالم کرد
در ابتدای ورودم به سایت وقتی میشنیدم دوستان از خانم شایسته تشکر میکردند علتش چیه؟ اصلا ایشون رو نمیشناختم
بعد که متوجه شدم ایشون کی هستند و صداشون رو توی سفر به دور آمریکا میشنیدم واقعا اذیت میشدم
تازه میگفتم این قرتی بازی ها چیه من اومدم خیلی جدی روی دوره ها کار کنم…اولین دوره عزت نفس بود و من با شنیدن آگاهی های اون و عمل بهش به اندازه خودم بهتر شدم و تونستم احساس ارزشمندی بیشتری کنم….
تازه از نظر فرکانسی رسیدم به سطحی که بتونم سریال سفر به دور آمریکا رو ببینم…مدتها این سریال رو میدیدم و ازش لذت میبردم اما همچنان یه مقاومتی به خانم شایسته داشتم
در ادامه که بعدها تصویر خانم شایسته اولین بار با فایل ثمره به روز رسانی فایلهای دانلودی روی سایت اومد این مقاومت همچنان ادامه داشت اما کمتر بود
اما به مرور بهتر و بهتر شد…بخصوص با کار کردن روی دوره صلح با درون و فایلهای آرامش در پرتو آگاهی
الان طوری هستم که واقعا وقتی خانم شایسته صحبت میکنه من گوش به زنگم و نکته برداری میکنم….گاهی با صحبتهای خانم شایسته از خوشحال اشک میریزم…حتی گاهی تجسم میکنم که روزی با خانم شایسته دوست باشم…وقتی خانم شایسته در سریال سفر به دور آمریکا گفت برای دوستانش سوغاتی میخره آرزو کردم روزی برای منم سوغاتی بخره…چون خیلی ازش یاد گرفتم و در کنار استاد عزیزم ایشون رو هم استاد خودم میدونم در درک مفهوم تمرکز روی نکات مثبت و خواسته…در شکرگزاری
وقتی به گذشته فکر میکنم میبینم من در شروع از خانواده ای اومدم که روابط زوجیت غالبا سواستفاده گرانه بوده….همیشه یک نفر فرد دیگه رو که فردی با عزت نفس پایین بوده رو تحقیر میکرده و زن موجود سطح پایینی تلقی میشده….حتی در روابط پدر و مادرم این به وضوح دیده میشد که در نهایت منجر به جدایی شد…و همیشه تمرکز صحبت زن های فامیل ظلم همسرانشون بوده و حتی حالا هم هست…و همیشه به ما این احساس رو میدادن که شما باید یا درس بخونید و کاری داشته باشید یا اینکه باید خیلی زیبا باشید تا قلب مردی رو به دست بیارید…
همیشه هم زنانی که همسرانی داشتن که بهشون احترام گذاشته میشده….چون خودشون هیچ وقت این احترام رو دریافت نکرده بودن نمیتونستن باورش کنن…یا به زیبایی اون زن نسبت میدادن و بهش حسادت میکردن و یا اینکه میگفتن اون زن همسرش رو جادو کرده
خلاصه من توی اون فرهنگ بودم و الان میگم طبیعی بوده که من این دیدگاه رو پذیرفته باشم و همین فکر رو راجع به خانم شایسته داشتم….
باز هدایت خداوند بود که من برمتمرکزم رو بگذارم روی چیزی که بهم احساس بهتری میداد و روی فایلهای توحیدی و عزت نفس کار میکردم…بعد به مرور این مقاومت کم شد و کم کم حتی به عشق و محبت تبدیل شد
بعد دیدم هر چی خود دوست داشتن بیشتر میشه واقعا جهان هم بهم عشق بیشتری نثار میکنه و حتی از ظاهرم تعریف میکنن چون من از خودم تعریف میکنم…از اخلاقم تعریف میکنن چون من به خصوصیات خوبم احترام میذارم…البته این هم سیر تکاملی داره و هی به مرور باید بهتر بشه
و آهسته من تواناتر میشم در تحسین کردن آدمها چون باور دارم که من هم خصوصیات بسیار الهی و قابل تحسینی دارم
خوندن نوشته شما باعث شد که یادم بیاد چقدر تغییرات مثبت کردم و چقدر این تغییرات به قول خانم شایسته حتی به ظاهر کوچک در درازمدت ما رو به جایگاهی انقدر متفاوت میرسونه
شکر از خداوند که این سایت رو و این آگاهی ها رو برای ما اینجا جمع کرده و به ما استادانی داده که ازشون قوانین جهان رو در عمل یاد بگیریم
و دوستانی که جسورانه افکار خیلی شخصی شون رو بیان میکنن و من واقعا تحسین ات کردم سارا جان برای اینکه این موضوع رو نوشتی
در پناه الله مهربان شاد و سربلند باشی
به نام خدای هدایت گر مهربان
سلام فایل رو دیدم منم دوسدارم یه تغییری بدم توی محل زندگیم احساس میکنم که خونمون احتیاج به یک تغییر داره ما نزدیک به ۳۰ سال هست که تو این خونه داریم زندگی میکنیم دو تا پنجره توی پذیرای داریم که رو به روش آسمون آبی هست که ما خیلی رفته ازش محروم هستیم چون این شیشه ها مات هستند یه دفعه تصمیم گرفتم این شیشه های دلگیر مات رو عوض کنم
واقعاً چرا همچنین تصمیمی گرفتم؟
اصلا چرا من برای عوض کردن این چهار تا شیشه مات انقد شوق و ذوق دارم؟
راستشو بخواین انگار دیگه نمیتونسستم تحملشون کنم به شدت احساس خفگی میکردم
این شیشه ها چه جوری عوض میشن ؟ من که نمیدونم تا حالا شیشه ننداختم اها اینجاس پیچ داره
پیچ گوشتی کجاس؟ یکم این ور بگرد دنبال پیچ گوشتی اون ور بگرد نیست پس ولش بذارش یه وقت دیگه
چی یه وقت دیگه؟ نه با چاقو بازش میکنم رفتم به چاقو آوردم پیچ های پنجره رو باز کنم زنگ زده بودن حتی یک بار هم باز نشده بودن اصلا نمیدونستم
هرچیزی رو به حال خودش رها کنی زنگ میزنه
داشتم پیچ هارو باز میکردم ی نگاه انداختم بیرون اون ابرهای سیاه رو میبینی الان بارون میاد ولش کن بذارش برای یه وقت دیگه که هوا آفتابی باشه
نخیر همین امروز باید انجام بشه شیشه هارو در آوردم یکی از دوستام شیشه بری داره اندازه رو گرفتم شیشه های روشن رو آورد با خودش اومد خونه گفت من تعجب میکنم این همه سال چه جوری این شیشه های مات رو گذاشتین میخواستم جوابشو بدم که خودش گفت حتما بعد از یه مدت عادت کردین اره راست میگفت ما به اون شیشه های مات عادت کرده بودیم و تغییرش برامون سخت بود اما به چه قیمتی؟ به قیمت دلگیر شدن خونه، محروم بودن از نور آفتاب،آسمون آبی
تو همین فکرها بودم که پیچ گوشتی شارژی دستش بود داشت پیچ هارو باهاش میبست بهش گفتم عجب ابراز خفنی که جواب داد اره بابا قبلا با پیچ گوشتی معمولی کلی زور بزن و زمان بذار الان دوسوته پیچ هارو برات میبینده اونو با چاقو خودم مقایسه کردم فقط خندم گرفت
اقا مبارک باشه اینم از شیشه ها
اون لحظه فقط دوسداشتم اندازه همون سال ها به این شیشه ها زل بزنم اصلا فکرشم نمیکردم انقدر فضای خونه عوض بشه چقدر حالم خوب شد بعد از این کار چقدر اعتماد بنفسم بیشتر شد
راستشو بخواین چندتا ایده جدید برای تغییر تو خونه به ذهنم رسید که به امید الله اونارم عملی میکنم
مادرم برگشت شیرینی هم آورده چقد ذوق کرده بهش گفتمانگار شیرینی شیشه جدید رو آوردی گفت صبر کن چای درست کنم با شیرینی بخوریم الان دوتایی داریم بیرون رو نگاه میکنیم البته با شیشه های جدید بیرون چقدر زیباس
بفرمایید شیرینی
زندگی میتونه زیبا تر بشه با باورهای جدید
سلام پوریا جان برادر گلم
اقا مبارک باشه شیشه های شفاف زندگیت
دیدارت با اسمانی ابی مبارک
دمتون گرم که جهاد اکبر کردید
ممنونم از کامنت زیبا و پر درستون😎😎😎
سلام خانم تیموری خوشحالم که تجربم براتون مفید بوده
بسم الرحمان الرحیم
سلام بر استاد و مریم خانوم گل و دوستان عزیزم
خدا رو شکر امروز خدا بهم هدیه زندگی رو داد تونستم یکی دیگه از روزای زیبای زندگی رو ببینم وخدارو شکر که خدا بهم لطف کرد که هدایت شدم به سایت تا بازم یه قسمت از سریال زیبای خداشناسی به نام زندگی در بهشت رو ببینم☺️
وقتی استادو بالای نردبون دیدم گفتم یاخداااا امروز استاد چه پیام هایی رو برامون داره😎
فیلم با کلمه زیبای عشقم استاد و جواب جانم مریم جون شروع شد😍 و بهم یاداور رابطه ی زیبا و عشقی پاک رو کرد اخخخخ که من دلم ضعف میره برا رابطه ی زیبای شما دو عزیز دوس دارم ساعتها بشینم ورابطه ی زیبای شما رو ببینم و تحسین کنم تبریک بگم ماشاالله بگم وقتی اینهمه هوای همو دارین بدون وابستگی بدون تغییر دادن هم ولی بازم در کنار هم شاد و خوشحال هستین و از وجود یکدیگر لذت میبرین
استاد امروزم دارن به پارادایس رسیدگی میکنن از کندن چراغ دیواری اضافی بالای درب تا تمیز کردن بقیه ی چراغ دیواری های رور دیوار چوبی کلبه و همچنین قطع کردن شاخ و برگهای اضافی روی درخت…
این قسمت از سریال زیبامون هم پر بود از نکات ریز و مهم
که اول همون رسیدگی به ذهنمون هست چیزایی که در ذهنمون اضافه هستن وفقط وقت و ذهن ادمو تلف میکنن چیزی که واقعا در زندگیم کارایی نداره و فقط قسمتی از ذهنمو درگیر میکنه رو بکنم مثل رابطه ای که خیلی وقته تموم شده رو من هنوز به فکرش بودم رو یا امثال اینا چون فقط یه قسمت از ذهنمو اشغال میکنه و من باید اون قسمت از ذهنمو از چیزهای اضافه پاک کنم تا بتونم ذهنمو برا چیزای دیگه که دوس دارم رو وبرام ارزش قائل هستن یا منو به سمت هدفهام و رویاهام میبره رو جا بدم
درس دیگه ای که گرفتم پاک کردن ذهنم از الودگی هاست از الودگی هایی چون اخبار این روزهای دنیا
پاک کنم ذهنمو از نازیبایی هایی که نمیخوام و دوست ندارم
وقتی ذهنمون و پاک کنیم فقط زیبایی هارو ببینیم زیبایی ها بازم وارد زندگیمون میشن به ثروت وفراوانی توجه کنیم و تحسین کنیم تا به زندگی خودمون دعوتش کنیم.
قطع کردن هم درس دیگه ی این فیلم برام بود اگه ما هم بتونیم افراد اضافه یا کارهای اضافه رو از زندگی مون قطع کنیم مثل قطع شاخه های اضافی درخت که استاد قطع کردن و گفتن که شاید اول ناراحت بشه ولی من دارم به رشدش کمک میکنم
ما هم دقیقا با این قطع به رشد و پرورش خودمون کمک میکنیم
برای من این شاخه های اضافی همان افراد نامناسب یا دنیای مجازی چون اینستا وتلگرام تلویزیون هستن که از بعد دیدن این قسمت همه رو قطع خواهم کرد تا واقعا باعث پیشرفت و رشد وتعالی خودم باشم.
یه قسمتی از این فایل مریم جون یه اهنربا آورد که خیلی هیولا بود و چکش به اون سنگینی رو جذب میکرد یه لحظه به خودم فک کردم که این دقیقا قضیه ی قانون رو بهم یاداوری میکنه که ما هم مث اهنربا هستیم هر چیزی رو جذب میکنیم چه خوب چه بد پس چه بهتر بیاییم از این قانون فقط برا جذب زیبایی هاش استفاده کنیم فقط برا جذب خوبی ها مهربانی ها عشق و نعمتهای زیاد ازش استفاده کنیم.
استاد عزیزم بسیار مچکر از شما و یارهمیشگیتون مریم عزیزم خدا رو برای داشتنتون هزار بار شکر.
در پناه الله یکتا شاد باشید.
به نام خدای مهربان
سلام
سریال زندگی دربهشت سریال زندگی به سبک شخصی
زندگی به شخص برای من شاید بزرگترین آرزومه رویایی که از بچگی داشتمش و دارم پرورشش میدم و با دیدن شما دو نفر دیگه برام رویا نیست چون باور کردم که میتونم بهش جامه عمل بپوشونم اخ که چقد لذت بخشه این سبک زندگی اخ که چقد لذت بخشه آزادی رهایی حالا میفهمم مهمترین دلیل من از بودن تو این سایت همینه (زندگی به سبک شخصی)
برای اینکه بتونی به سبک شخصی خودت زندگی کنی رسیدن به استقلال مالی و داشتن آزادی زمانی و مکانی خیلی میتونه بهمون کمک کنه
برای رسیدن به استقلال مالی آزادی زمانی مکانی باید رشد کنیم باید شرووع کنیم به حرکت کردن با قدمهای کوچیک ولی مستمر
باید خودمون بسپاریم به دست هدایت خدای مهربان و خودمون سبک کنیم شاخ و برگای اضافی رو بزنیم شجاعت نشون بدیم
باید کار کردن روی خودمون و بهبود مستمر کیفیت زندگیمون تبدیل بشه به عادت مثل مریم خانوم باهر پیشرفتی باهر حل مساله کوچیکی با انجام هر کار به ظاهر کچولویی به وجد بیایم چون به مرور زمان یه شخصیت متفاوت از ما میسازه و مارو در جهت تعالی رشد میده
باید فراوانی هارو ببینیم وبررای خودمون تصدیق بدیم و باورش کنیم
باید باور کنیم همیشه راهی برای ساده تر کردن راهها هست مثل استاد که باور داشت وبه اون تبدیل برای لامپ هدایت شد
من میخوام سبک شخصی خودمو داشته باشم مثل شما
میخوام راحت زنگی کنم آزاد ورها بدون توجه به حرف بقیه بدون توجه به حرف همه کسایی که به نحوی منو محدود میکنن حتی پدر مادر و همسر
دوست دارم هروقت حال کنم اراده کنم بندازم برم مسافرت بدون محدودیت زمانی بدون نگرانی برای هزینه ها
دوست دارم الگوی غذایی خودمو داشته باشم هرجا میخوام برم هرچی میخوام بپوشم هرچی میخوام بخورم لذت ببرم از زندگی
اصلا دوست دارم هروقت میخوام سیب بخورم گازش بزنم چون لذت بیشتری میده هروقت دوست دارم کار کنم دوست نداشتم کار نکنم
کسب و کار خودمو داشته باشم تا گیر کارفرما نباشم برای یه روز مرخصی
دوست شغلی داشته باشم که در قید وبند زمان و مکان خاصی نباشه میخوام فقط اوج بگیرم به سمت خدا
من این راحتی و آزادی که شما الان دارین میخوام تمام وجودم اینو فریاد میزنه باور دارم که بهش میرسم
و شمارو الگو قرار میدم و پروردگارم تنها فرمانروای مقتدر هستی که قدرت رو در وجود من نهادینه کرده هدایتم میکنه چون منم به اندازه شما بهش دسترسی دارم فقط کافیه ازش بخوام و خواستم وتا اینجا منو آورده بقیه راهم با من ادامه میده
برای همه بچه ها زنگی به سبک شخصی رو آرزو میکنم …
سلام به استاد عزیزم و مریم بانو ،
اول از همه بگم که چقدر خندیدم از دست این مریم گلی ، دورت بگردم که آهنربا بازی میکنی 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😘😘😘😘😘
خدا خودش میدونه که چقدر حال کردم اینقدر خندیدم که دل و روده هام درد گرفت ، استاد هر دفعه از شجاعت و ایمان شما گفتیم ،همیشه از عشق و مهربونی شما گفتیم ، همیشه از انرژی و حال خوب شما گفتیم ، که الحق ذره ایی تردید توش نبود ،و تحسینتون میکنیم بابت این روح بزرگتوت ، اما حس و حال امروز گفت که امروز و این متن مخصوص مریم بانویی نوشته بشه که از عشق و روح پاکش و سادگی اش یه خانواده ایی به این بزرگی رو مبهوت خودش کرده ، کسی که خیلی از ماها ندیدیمش ولی صداش اینقدر به دلمون نشسته که داریم سعی میکنیم از این صدا درس بگیریم ، اینقدر این موجود پاک و دوستداشتنی هست که انرژی خالصش به عمق وجود همه عباس منشی ها رسوخ کرده به حدی که اگر توی فایلی صدای نازنینش رو نشنویم اون عشق بی دریغ رو دریافت نمیکنیم که مکمل حرفای استاد شده ، استاد تحسینتون میکنم به خاطر ایمانتون که خداوند یکی از ناب ترین بنده هاشو توی زندگیت قرار داده که این تاثیرات فوق العاده رو ایجاد بکنه ، من که شیفته این شخصیت جادویی شدم و دوست دارم ببینمش و عاشقانه در آغوش بکشمش و با تمام وجود از بودنش سپاسگذار باشم ، مریم عزیزم تو ویژگی خاصت اینه که ساده و مهربونی و عشق بی قید و شرط به همه چیز و همه کس داری ، این زیبایی وجود تو هست ،اینکه بی قید و شرط عاشقی میکنی ، همین که الان توی این جایگاه هستی واسه خاطر همین ویژگی قشنگته ،
وقتی توی فایل ها میخندی ،دل هزاران نفر رو میبری ،به قدری که هر کس توی اون شرایط میخنده نه به خاطر جریان اتفاق افتاده بلکه به خاطر طنین دلبرانه خنده های شما ، وقتی با اون جورابهای رنگی خوشگل که هر روز یه رنگیه خنده روی لبهای همه میاری ،نه به خاطر شکل اون جورابا چون این جورابها رو میتونی از توی یه مارکت با کیفیت پیدا کنی ،بلکه به خاطر اینکه توی پاهای تو قشنگ شده و جذابه ، وقتی اون دستای زیبات به سمت شیء میره که برداری نه به خاطر طرز فیلم برداریت بلکه به خاطر اینکه اون دستا مال مریم شایسته مهربونه احساس فوقالعاده ایی میگیری ، وقتی که از واژه ها استفاده میکنی آدمو دگرگون میکنی نه به خاطر اینکه واژه ها حاوی مطلبی خاص باشه بلکه به خاطر حس ناب و عاشقانه ایی هست که توی طنین صدات به گوش میخوره ، همه اینا رو مثال زدم چون به طرز شگفت آوری توی دل عباس منشی ها جا باز کردی ، نه به خاطر وجود استاد بلکه به خاطر روح مقدس و سرشار از انرژی پاکی که داری ، خیلی دوست دارم بانو همیشه سر زنده و لطیف باشی 💗💗
استاد این فایل که خودش یه محصول بود ، من همش دوست دارم بشینم از اولش ببینم تا درسامو یاد بگیرم ، وباهاشون باور بسازم ،
خیلی فوقالعاده هستین ، دوستون دارم در پناه حق 🌸🌸🌸😍😍😍
بار اول که این قسمت رو دیدم و کامنت گذاشتم واقعیت جدیش نگرفتم و فقط گفتم استاد آخر فایل نکات مهمی گفت!
اما اومدم و به خودم گفتم قراره با این قسمت ها تغییر کنم و این تعهدی بود که به خودم دادم و باید پایبند باشم
استاد آخر فایل خیلی محکم بهم گفتی قطعش کن شجاعت داشته باش قطعش کن
نگاه کردم دیدم من باورهای شرک آلودی دارم که اجازه حرکت نمیده و باید قطعش کنم
نگاه کردم دیدم من هنوز یه جاهایی حرف بقیه نظر بقیه برام مهمه با اینکه تو دوره عزت نفس تلاشم کردم که بیام بیرون از فضای مهم بودن نظر بقیه در مورد خودم، ولی دیدم هنوز قطعش نکردم
دیدم هنوز میخوام یکسری نتایج بگیرم تا بقیه به به و چه چه کنن دقیقا مثل مثالی که استاد از سایت زد، استاد اینا تمرکزمو گرفته و من هنوز قطعش نکردم
دارم مقایسه میکنم نتایج بقیه رو با نتایج خودم
شما طوری گفتی قطعش کن که من رو به فکر فرو بردی
داشتم به این فکر میکردم که بعضی جاها من خودم رو بردم به حاشیه چه در درون خودم چه در دنیای بیرون
وارد یکسری گروههای تلگرامی میشدم که دوستان همفرکانسی بودن و انگار یه حسی بهم میگفت این اصل نیست بیا بیرون ولی من قطعش نمی کردم
با بعضی از افراد وارد حاشیه شدم و بحث های غیرضروری میکردم که نتیجه اش چیزی نشد جز اینکه قضاوت شدم و من هی میومدم کاری کنم بقیه منو قضاوت نکنن اینا همش بخاطر این بود که من قطعش نمیکردم
امشب تصمیم گرفتم یکسری از افراد رو حذف کنم چون منو میبره حاشیه، هر چند قبلش از خیلیا کانالها و گروهها فاصله گرفته بودم
اونایی که واقعا متعهد باشن وارد حاشیه نمیشن فقط روی خودشون کار میکنن
با خودم گفتم خیلیام هستن که نتایج فوق العاده ای گرفتن از دوره ها و فایل های استاد و اونا دقیقا کسایی هستن که تمرکزشون روی اصله و حتی خیلی کمتر کامنت میذارن، من حتی یکیشون رو میشناسم و باهاش که در ارتباطم میبینم اون حتی یه کامنتم نذاشته و نتایج فوق العاده ای گرفته و خیلی از دوره ها رو داره، نتایج مالی عالی، نگا میکنم میبینم اصلا وارد حاشیه ها نمیشه و تمرکزش روی خودشه و من تحسینش میکنم
و من هم تصمیم گرفتم بیشتر تمرکزم رو بذارم روی اصل روی توحید روی مسیر اصلی و صحیح
و قطع کنم باورهای شرک آلود
قطع کنم نظر بقیه دیدگاه بقیه در مورد خودم
قطع کنم خودبزرگ بینی و غرور که گاهی خودم رو بالاتر از بقیه میبینم
قطع کنم مقایسه کردن نتایج خودم با نتایج دیگران
قطع کنم هر آنچه من رو از اصل دور میکنه
اینا همون جهاد اکبره که اون اوایل فکر میکردم جهاد اکبر شاخ غول شکستنه در صورتی که تلاش بیشتر برای کنترل ذهنم و عمل به تعهداتی که میدم برای من جهاد اکبره
ورودیهامو با جدیت بیشتری کنترل کنم
خودمو وارد حاشیه نکنم
شجاعت داشته باشم و قطع کنم هر آنچه که منو از اصل دور میکنه
کاری به بقیه نداشته باشم و فقط تمرکز بذارم روی خودم و کار کردن روی باورهای خودم
دوست دارم فقط توی فضای سایت باشم چون واقعیت وقتی تمرکزم توی فضای سایت یعنی خوندن کامنت ها، مقاله ها، نوشتن کامنت، از اون ور گوش دادن به فایل ها و نکته برداری هستش قشنگ حس میکنم دارم روی اصل تمرکز میکنم ولی وقتی یه ذره از فضای سایت فاصله میگیرم متوجه میشم دارم میرم حاشیه و سریع برمیگردم
ولی میخوام برای همیشه قطع کنم چیزی که در حال حاضر داره تمرکزمو میگیره
خدایا سپاسگزارم که در مدار دریافت این آگاهی هایی هستم که از زبان استاد جاری میشه
استاد واقعا ممنونم که انقدر قاطعانه صحبت میکنی شما هر موقع محکم یه چیزی رو میگی من میام به خودم و تلنگر میخورم
و باعث میشه قبل از اینکه مجبور بشم تغییر کنم خودم آگاهانه انتخاب کنم که تغییر کنم و رو به جلو حرکت کنم
سلام حامد جان دقیقا چند روزی بود که منم به همین نتیجه رسیده بودم
من به این باور رسیدم که من هیچ نیازی ندارم به اینکه خارج از فضای این سایت با اعضای این سایت ارتباط داشته باشم
من به این نتیجه رسیدم که من هیچ نیازی ندارم که غیر خودم با اعضای سایت خارج از فضای سایت ارتباط مجازی داشته باشم ب بهونه اینکه ما داریم از قانون حرف میزنیم
من به این نتیجه رسیدم که اگه حرفی چیزی بود فقط بیام در قالب کامنت تو همین سایت ب بچه ها بگم
من متعهد شدم که تحت هیچ شرایطی ملا غلط گیر هیچکس غیر از خودم نباشم ازین ببعد
That’s it
سلام بر حامد قهرمانم …
سلام بر دوست عزیزم
دقیقا حامد جان ..منم اونجوری بودم . و خداوند چقدر زیبا با یه تضاد بیرون کشید و هدایتم کرد
که من واسه اون تضاد مردممممم…قندو عسل شد واسم تضادم
که فقط فقط خدارو ببینه و فقط نگاهم به نگاه اون باشه…عاشقتم من عزیزدلم…
برات بهترین بهترین هارو آرزو دارم لحظاتت پر از آرامش خداوند
واقعا خدایاشکرت هزاران بارشکرت که هر لحظه هدایتمون میکنه خدایاشکرت به خاطر وجود چنین استادی خدایاشکرت به وجود مریم جونم
سلام حامد جان
پسر خوب خدا
پسر ارام ومهربون تمام حرفات صحیح وبه جا هستش عزیزم تنها بودن ولذت بردن از درون خودت با خدای خودت همون چیزی هست که استاد همیشه بهمون میگه استاد با داشتن بهترین دوستانشون راه درست رو انتخاب کردن یعنی تنهای وهمون جهاد اکبر
خیلی نکات عالی رو اشاره کردی ممنونم ازت عزیزم😍😍😍
سلام خداجونم
سلام استاد
سلام مریم جان
سلام خانواده ی عزیزم
خدای من شکرت، بازم بهشت، هرروز بهشت، چه صفایی میکنیم تو این بهشت زیبا
واای چقدرررررر با این آهنگ خاطره داریم وقتی دور تا دور آمریکا رو میگشتیم، آخی انگار همین دیروز بود!
اوه اوه اوه! یه نردبون خفن!
با تمام تضادهایی که بشر با نردبون داشت ببین به چه ایده ای هدایت شده، خدای من شکرت، دیگه لازم نیست یه نردبون به چه بلندی وسنگینی رو از این طرف بشکونیم اون طرف، یا مثل یه جنازه دراز کش بزاریم گوشه ی حیاط یا محوطه، یا همیشه دودست وپا باشه، خدای من، خیلی خوبه این ایده ی نردبون تاشوی چرخ دار که تازه میشه به جای چندتا نردبون تو سایزهای متفاوت ازش استفاده کرد، تضادها همیشه باعث میشن انسانها خالق بودنشون رو بیاد بیارن وخلاق بشن ورشد کنن وباعث بهتر شدن وگسترش جهان بشن وما این قانون رو حتی در مورد ابزار ساده ای مثل نردبون هم میبینیم.
خوب خوب خوب!
یه چالش جدید!
یه حرکت جدید!
آقا این استاد ما ومریم جان نمیتونن یه جا بند بشن، نمیتونن بیکار باشن، باید هرروز یه حرکت جدید بزنن، خوبه که منم یاد بگیرم، چون اینم یکی از عوامل پیشرفت استاده، حرکت و ساکن نبودن.
عشقممممم!
جااااانم!
عاشتممممم من!
منمممم!
چقدرررررر ما این حرفها رو میشنویم، جزئی از وجود شماست، چون عشق جزیی از وجودشماست، ای حرفها برگرفته از حس درونی شماست وفقط یه لفظ روی زبون نیست، یه دنیا احساس پشتشه، وما بچه های این خانواده این حس رو میگیریم، میدونیم اینا قربونت برم فدات بشمای جلوی دوربین نیست، اینا از عمق وجودتون میاد، بخاطر همینه شنیدنش به دل ماهم میشینه.
خدااای من، یه کمد پراز ابزار هیولا،من تا حالا فکر میکردم توی اون پراز کفشه، خدایا شکررررررررررت استاد شما همه جور ابزار دارین، خداروشکر واسه هیج کاری لنگ نمیمونید وتازه با وجود آمازون وکارت پراز پول شما، همیشه همه چی آماده ومهیاست، همه ی اینا نشون دهنده ی وفور ثروت ونعمت توی جهان وتو زندگیه استاده، خدایا شکرت.
استاد اون لحظه که مریم جان، جعبه قرمزرو دادن دستتون، نمیدونید من چه تصویری دیدم،،،شماااا توی آسمون بودین، با آسمون یکی شده بودین، همون موقع پوز کردم وگفتم الله اکبر، بخدا واقعا این مرد مثل یه فرشته ی آسمونی هستش که از طرف خدا اومده روی زمین تا راه درست رو به ما نشون بده. خارقالعاده بود.
اون آسمون که هربار بادیدن چه اینجا چه اونجا تمام وجودم به جوشش در میاد، به هیجان، به وجد، آخه چه تصویری میتونه از این زیباتر وآرام بخش تر باشه، فرقی هم نداره ابری باشه یا آفتابی، شب باشه یا روز، در هر حالت یه دنیا حرف داره، یه دنیا زیبایی، یه دنیا آرامش.
با دیدن بیشتر این زندگی در بهشت وتوجه خودم به جهان اطرافم یشتر به این حقیقت میرسم که در جهان همه جور امکاناتی برای آسایش ورفاه وراحتی وخوشبختی وسلامتی بوجود اومده وفراهم شده برای من، ومن فقط باید بیشتر بخوام وبیشتر باور کنم که هست وقدم بردارم ودریافتش کنم، وخیلی از این امکانات خیلی قبل تر بوده ومن نمیدونستم هست که بخوام، وحالا اینجا میبینم که هست ومیخوام واین یه نشونه از خداست که نعمتها شو بهم نشون میده، میگه لیلا جان اینم هست میتونی بخوای وداشته باشی، این هست واونم هست، پس حتما همه ی ما لایق داشتن این نعمتها وثروت ها وامکانات و راحتیها وخوشبختیها هستیم که خدا از دیده هامون پرده برداشته تا ببینیم و در خواستش بدیم، این تصاویر به نظر من منوی خداست برای ما که انتخاب کنیم…
این خواسته ها مثل آتش زیر خاکستر هستن که از وقتی داریم بیشتر روی خودمون کار میکنیم، انگار داریم خواسته ها رو در مسیر باد موافق قرار میدیم واین باد مزید بر علت میشه که این خواسته ها در وجود ما شعله ور بشه…
😂😂استاد جان! «یا پیغمبر من میترسم»
استاد یعنی من عاااااااااااااشقتمممممم، چقدرررررر شما راحتی، چقدرررررر خودتونید، چقدر بی نقاب هستین، به این میگن عزت نفس، یعنی خودتو با همه ی ترسهات دوست داشته باشی، انقده که حتی جلوی شاگردا هم ترس از ارتفاع رو مخفی نکنی وتوی همین عزت نفسه که غلبه بر ترس به سمتش میاد، شجاعت میاد، تو دل ترس رفتن میاد، آخه راهکارها تو این ندارن، همین جا که استاد ایستاده وخود واقعیشو دوست داره ومخفی نمیکنه وفیلم بازی نمیکنه، ادا در نمیاره واون غلبه بر ترسه خیلی برام درس داشت…
آقا من میترسم از ارتفاع درست! ولی باید برم تو دلش، اگه این نردبون یه جوری ساخته شده که ارتفاعش بلندتر میشه، اگه یه نفر قبل من ۵۰سال پیش این لامپ رو تواین ارتفاع نصب کرده، پس من میتونم به کمک این نردبون برم به اون ارتفاع واون لامپ رو باز کنم، پس دیگه ترسی نیست وبعد هدایت خدا میاد از زبون مریم جااااااااااان که استاد امکان سنجی هستن ومثل یه آهوی سبک پا، پریدن بالای میز واز اونجا یه امکانسنجیه حرفه ای کردن، ارتفاع نردبون رو سنجیدن، فاصله رو تا لامپ سنجیدن وبا یه ایده به استاد مساله حل شد وبسم رب الصدیقین….
وایده های درست همیشه به آدمهای درست در زمانهای درست ومکانهای درست الهام میشه، چون مریم جان واستادم شما همیشه به منبع ایده ها متصل هستین، پس معلومه که ایده ی شما برای حل مسائل در ۹۹/۹۹۹ درصد مواقع درسته.
وااااااای دریاچهی بهشت، با اون آب آرومه در حال حرکتش، خیره کننده س.
«نور چراغ برای عنکبوت ها وپشه ها وزنبوران که ببینن دارن چیکار میکنن»
یه آدم چطور میتونه این همه با جان حقیقت تمام کاعنات یکی بشه؟ من این یکی شدن رو در سفر به دور آمریکا بارها وبارها حس کردم، انقده یکی بودید که هر موجودی با شما در صلح بود، هیچ کدوم از شما فراری نبودن، مثل اون آهوها، مثل اون سنجابها، مثل اون پرنده ها، مثل حیوانات، انیمال سافاری که از سرو کولتون بالا میرفتن، مثل گریس، مثل براونی، آخه شما درعمق وجود مخلوقات خداوند غرق میشید وحل میشید واین یکی شدن با ذات هر مخلوق یعنی یکی شدن با خالق، چون خالق همون انرژی هست که در وجود تمام مخلوقات وشرایط واتفاقات از حالتهای مختلف شکل گرفته وذات این انرژی یکی ست وتغییر ناپذیر وفنا ناپذیر..
آدمهایی مثل استاد ومریم در هر موجودی خدارو میبینن، در باران، در نسیم، در ابرها، در زمین، درخت، دریاچه، حشرات، عنکبوتها، تار عنکبوتها، شبنم روی تار عنکبوت ها، در آتش، در غذا، در صدای آواز پرندگان، در غروب در طلوع، درتکنولوژی، در تسلا، در اینترنت پرسرعت، در روابط، در همه چیز وهمه چیز، جاندارو بی جان فقط خدا دیده میشود، وهدایت خدا به عنوان سیستم، وهمین باعث تفاوت در نگاهشون واحساسشون به همه چیزه.
ای کاش منم بتونم
دارم تلاش میکنم در هر چیزی وهر اتفاقی وهر شرایطی در همه چیز تجلی خداوند رو ببینم وتفسیر نیک با احساس نیک داشته باشم وبرای این کار سعی در هماهنگی روح وذهنم دارم.
آچار فرانسه حرفه ای، چکش حرفه ای، آهنربای حرفه ای، نردبون حرفه ای، میزو صندلیها ی بامبو ی حرفه ای، لامپ های حرفه ای، سر پیچ گردن باریک حرفه ای و….. آقا اینجا همه چی حرفه اییه واز همه چی حرفه ای تر نقاشی وتصویر گریه خداوند از آسمون وجنگل بروی این برکه ی زیباست. بارون نم نم که حلقه های ریز ریز رو نقش میزنه روی آب این برکه ی ناز، اینم فقط از یه هنر مند حرفه ای برمیاد…
وکودک درون که اگه هیچ وقت با باورهای غلط ومحدود کننده زندانی نکنیم وبهش ظلم نکنیم وبزاریم آزاد ورها باشه، از حرف مردم از نگاه مردم که زشته مگه بچه شدی، مردم چی میگن، سنگین باش، نترسونیم وبزاریم رها باشه ونفس بکشه وزندگی کنه، چقدرررررر زندگی لذت بخش تر میشه، بازی با آهن ربا، انداختن پا توی آب وتکون دادنش، پوشیدن جوراب برفیه رنگی رنگی… من یه خانم چهل ساله هستم که یه پسر ۷ساله دارم وگاهی وقتا آنقدر کودک درون من با کودکم دوست میشه ودوست داره بازی کنه که مثل بچه های خجالتی یواشکی نگاه پسرم میکنه واز وقتی با قانون آشنا شدم دارم روی خودم کار میکنم که گاهی هم به این کودک درونم اجازه بدم هر وقت دوست داره بازی کنه، بازی کنه، هروقت دوست داره رنگی بپوشه، رنگی بپوشه، چه اهمیتی داره مردم چی میگن وچی فکر میکنن!
دلم نمیخواد به کودک درونم ظلم کنم، باعث رنجش اون بشم، ودر لحظه زندگی کردن، هماهنگ بودن با کودک درون است ونزدیکی بیشتر به هماهنگی روح وذهن.
تعویض لامپهای قدیمی وصحبتهای مریم جان، یادآوری یه قانون مهمه که عمل به این قانون خیلی به رشد ما کمک میکنه.
توی این قانون نباید مثل یه مرداب ساکن وبی حرکت بود، چون اونوقته که بوی نای میگیریم، اونوقته که سطحمون پراز حشرات مرده میشه، چون حتی آب مرداب برای حشرات هم سمه، تبدیل به لجنزار میشیم ونازیبا. ما باید مثل همین دریاچه حرکت کنیم حتی آرام وآرام ولی حرکت کنیم وهر لحظه زلالتر از قبل بشیم واب گوارا وشیرین داشته باشیم پراز ماهی
استاد ومریم جان هر لحظه در حال بهبود شرایط هستند، حتی جایی که نیاز به تغییر وبهبود نامحسوس است وشاید آور هیلی از ماها در این شرایط بودیم نیازی به این تغییرات نمیدیدیم وهیچ بهبودی حاصل نمی کردیم ولی اینجا یاد میگیریم که شروع به بهبود دادن درون وبیرون خودمون کنیم از هرجا که هستیم وهر شرایطی که داریم بهتر از این هم میتونه باشه پس پیش به سوی حرکت… وبه قول مریم جان این حرکت به سوی بهبود بیشتر باید بشه فرایند داعمیه زندگیمون، واصلا مهم نباشه که چقدر کوچک هست این حرکت وبهبود، مهم اینه که وقتی ادامه میدیم این فرایند رو یه دفعه نگاه میکنیم میبینیم چقدر شرایط الانمون با شرایط قبل تفاوت داره، حالا چند قسمت که بگذره ماهم متوجه میشیم که این حرکتهای کوچیک برای بهبود شرایط بهشت، چقدرررررر بهشتمون رو متفاوت کرده با بهشت روز ای اول.
بازهم سایت آمازون، سایت مولد ثروت وثروت مند که هم خودش داره روز به روز گسترش ورشد پیدا میکنه وثروت مند میشه وهم جهان رو جای بهتری برای زندگیه دیگران کرده.
یاد آوری قانون با عمیق شدن به طبیعت، استاد همین سه دیقه ی آخر این فایل به اندازه یه دایر تالمعارف آگاهی داشت، اینکه چقدرررررر ما آدمها توی حاشیه هستیم وبه اصل نمیپردازیم، چقدر شاخ وبرگ اضافه توی شخصیتمون، توی زندگیمون، توی کارمون، توی رابطمون، توی رفتارهامون، توی حرف زدنمون، توی گوش کردنمون، توی دیدنهامون وجود داره، اگه شروع کنیم به حرص کردن وقطع کردن هر چی که اضافیه، هرچی که حاشیس، هرچی که محدودیته، هر چی که اتلاف وقته، هر چی که بیخودیه، هرچی که هزینه ی الکیه، هرچی که واسه خاطر حرف مردمه، هر چی که هیچ کمکی به رشدو پیشرفت ما نمیکنه واونوقته که سبکتر میشیم، رهاتر میشیم، تمرکز وتوجه مون، یه جا متمرکز میشه، بهتر عمل میکنیم، وقتمون حکم طلا میشه، زندگیه خودمون بارزش میشه، عزت نفسمون بالا میره، هزینه های الکیه زندگیمون کم میشه واون پولها توی جای درستش خرج میشه، رشد پیدا میکنیم، شخصیت پیدا میکنیم، ارزشمند میشیم، پیشرفت میکنیم، وسبک بال ورها زندگی میکنیم واز زندگی لذت میبریم واحساس خوشبختی وسعادت میکنیم
پس بیاییم وبگردیم با جهادی اکبر بگردیم ببینیم توی هربعد از زندگیمون چه چیزهای اضافی و بدرد نخور و محدود کننده و حاشیه وپول نفله کن هست وچه جاهایی زمانمون رو داریم توی حاشیه میگذرونیم، بیاییم با جهاد اکبر پیدا کنیم وقطعشون کنیم، هرجا هر ارتباطی که فقط بخاطر وابستگی ماست ونه تنها کمکی به رشد وتعالی ما نمیکنه بلکه یه غل وزنجیره به پلی ما، بیاییم با شجاعت قطعش کنیم، استاد اگه ساعتها در مورد این سه دقیقه ی آخر بنویسم، بازهم تمومی نداره، واین به خودم میگم که لیلا جان از این بهشت وپیام هاش که پیامهای خداوند هستن وتو در مدار شنیدنش هستی به راحتی نگذز، وتعقل وتفکر کن وبه آگاهی برس وبهش عمل کن، معجزات در راهند، منتظرم.
سلام استاد عزیزم.
چقدر همه چیز تو این بهست قشنگه..
چقدر درک فرایند تکامل کمک میکنه که قدمها برداشته بشه و ایدهدها عملی بشه وقتی بدونیم کوچیک ترین بهبودها باعث تغییرات اساسی در بلند مدت میشه و ما کلی از نقطه شروع فاصله میگیریم و وقتی به نتایج نگاه میکنیم میبینیم هیچ ربطی به اون آدم قبلی نداریم.
واین موضوع زمانی اتفاق میافته که موضوع کمالگرایی رو باموضوع تکاملگرایی درک کنیم.
با رونده تکامل هست که انسان به کمال میرسه..
چقدر آگاهیِ قطع کردن شاخ و برگهای اضافی حس رهایی داشت برام.
وقتی زنجیرهارو باز میکنی تازه میتونی پرواز کنی و به کمال برسی..
تا وقتی خودمون رو اسیره وابستگی ها کردیم و مدتهاس نمیخوای نشتی فرکانسیت رو بگیری خب معلومه که تو همون مدار میمونی..
وقتی وابسته ی یک آدمی..وهنوز بعد مدتها انرژی زیادی از فکرت صرف مرور خاطرات و فکرکردنه بهش میشه..وقتی..
وابسته ی یک شرایطه خاصی..
وابسته ی یک نقطه ی اَمنی..
نمی تونی پرواز کنی..
وقتی می ترسی که به سمت علائقت حرکت کنی یعنی هنوز نتونستی شاخ و برگ اضافه رو قطع کنی..
وقتی بعد از مدتها نتونستی کمی ذهنت و نجووها رو مدیریت کنی یعنی هنوز نتونستی شاخ و برگه اضافی رو قطع کنی..
وچقدر درد داره که آگاه باشی که باید رها کنی تغییر کنی و بگذری از یه چیزایی ولی اینکارو نمیکنی ووو جهان تورو لای چرخ دنده هاش له کنه و تو با درد وو تضادهای شدید مجبور بشی روند رو تغییر بدی و شرایطتت رو بهبود ببخشی.
خیلی از ماها یعنی همه ی ما …مطمئنا شاخ و برگهای اضافی داریم که به جای تلاش آگاهانه برای بریدنش بهانه میاریم برای نگهداشتنش..
بنظرم وقتی استاد میگه اعتماد به نفس به تنهایی از تمام عوامل موفقیت مهم تره به این خاطره که ما اگه اعتمادبه نفس داشته باشیم قدرت قطع تمام شاخ و برگهای اضافی رو هم داریم..
قرار نیست همون اول بریم سراغ شاخه ای که خیلی قطوره..
از شاخه های کوچیک تر شروع کن و بعد وقتی آماده شدی باقدرت به نشتی های فرکانسیت حمله کن و از نوشروع کن.
باید روند رو آرام آرام بهبود ببخشیم و بعد میبینی که قدمهای کوچک تو چقدر باعث بزرگ شدنت شدن..
و وقتی تمرکزت رو از فرعیات برمیداری و روی اصل میذاری درهای جدیدی از آگاهی بسمتت باز میشه که تورو صدسال جلو میندازه…
😊
سلام …
بسیار عالی بود
سلام دوست عزیزم
امیدوارم حالت تووووووپپ باشه
دمت گرم واقعا دیدگاهت خیلی بهم کمک کرد مخصوصا اون قسمتی که گفتی: قرارنیس که همون اول از شاخه های قطور شروع کنیم و ….
ازت ممنونم و از خدای مهربون بهترین هارو واست آرزو میکنم
فعلا👋