این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/04/abasmanesh-12.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-04-27 08:25:372024-12-19 14:16:17سریال زندگی در بهشت | قسمت 6
475نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام بر استاد عزیز با خانم شایسته گل و جورابای برفی 😍
چقدر رسیدگی به خانه و کاشانه احساس خوبی به ادم میده. به انسان احساس ارزشمندی بیشتر میده چون داره محیطی که وجود نازنینش توش زندگی میکنه رو بهبود میده تا چشمش همواره به زیبایی ها روشن بشه.
خانم شایسته چقدر خوب گفتین که شما هنوز هم دارین روی خودتون کار میکنین هر روز تا به جا و موقعیت بهتری هدایت شیین. ذره ذره ای که تبدیل خواهد شد با گذشت زمان به یه شرایط فوق العاده بهتر.
اینو شما و استاد قبلا و بارها هم گفته بودین
اما الان یه تلنگری به من زد. گفتم مگه بهتر از اینم داریم؟ این پارادایس این رابطه، خانم شایسته دیگه چی میخواد مگه… میدونین یه جورایی به سقف نداشتن ارزوها، عمیقتر پی بردم چون به واقع شما دارین در بهشت زندگی میکنین و من دارم میبینم که حتی توی بهشت هم روی خودتون کار مبکنین تا به بهشت زیباتری هدایت بشین
یا خدااااا
هیچ پایانی نیس و ماها هرروز بهتر از دیروزمون میشیم
قدم به قدم
با کارکردن روی خودمون.
خدایاشکرت
و اما استاد جان صحبت هاتون درمورد قطع کردن شاخ و برگ های اضافی و از عقب نگاه کردن به تقسیم تمرکزی که داریم روی کارهامون، من رو به فکر واداشت. بعد از ارسال این کامنت میرم یکم از دور به خودم و زمانی که برای کارام اختصاص میدم نگاه میکنم تا ببینم چه شاخه ای کنده شدنیه.
سپاسگزارم ازتون
از هر دوتون
که این سریال زیبا و اموزنده رو ساختین.
راستی من امروز خیلی خوشحالم. قدم اول رو خریدم و چکاپ رو انجام دادم و امروز برای اولین بار تمرین ستاره قطبی رو انجام دادم. ذوق دارم خیلی برای شب.
من قبلاً خیلی تصادفی و به صورت رندم یه قسمتایی از سریال زندگی در بهشت رو دیده بودم (حالا بماند که یک سال پیش که اصلا تو فرکانس دریافت آگاهی های این سریال زیبا و جذاب نبودم…)و از قسمت های ۱۶۰بود که وقتی این سریال و خودم دانلود میکردم و میدیدم خیلی لذت میبردم و کلی درس جدید میگرفتم تا اینکه دو روز پیش به خودم گفتم خب دیدن سریال از وسطاش که لذتی نداره حالا که آنقدر جذابه برو از قسمت اول شروع کن دونه دونه به دیدن و اصلا شاید باورتون نشه خط فکری زندگیم عوض شد با دیدن قسمت اول و کندن اون درختای هرز و مرتب کردن محوطه یک هو یه جرقه ای تو ذهن من خورد یه هدایتی به من الهام شد که خب تو هم بیا و خونتو تبدیل به یه بهشت کن و زیبایی های جایی که زندگی میکنی رو ببین و هر روز خوشگل ترش کن ،(من مادر دوتا بچه ی شیره به شیره هستم یک دختر گوگولی ۱۶ماهه و یک پسر گوگولی ۴ماهه ،اون اوایل که پسرم به دنیا اومده بود همش میترسیدم ،همش فکر میکردم چقدر سخته این شرایط چطوری بهشون برسم چطوری تربیتشون کنم چون یک شخصیتی هم که دارم اصلا دوست نداشتم کسی غیر از خودم از بچه هام نگهداری کنه به صورت دائمی ولی از وقتی که نگاه توحیدی رو وارد زندگیم کردم همه چیز عوض شد انرژی من ۱۰۰برابر شده خودمم بعضی وقتا باورم نمیشه که این همون فاطمه ی سه ماه پیشه که داره همه چیز رو انقدر خوب هندل میکنه خدای من چقدر تو مهربونی..)با دیدن این سریال تصمیم گرفتم کلا سیستم زندگیمو عوض کنم،اول شروع کردم به مرتب کردن کل خونه به صورت جهادی و یه جورایی کندن درختای هرز اطرافم با صبر و حوصله بدون هیچ عجله ای همراه دوتا فرشته ی کوچولوم ،تا اینکه دیشب یه نجوایی افتاد تو دلم که خب حالا الان که هیچ درآمدی نداری بیا و یک کسب و کار اینستاگرامی راه بنداز و پول دربیار از کاری که بلدی ،دودل بودم ولی همش پیش خودم میگفتم خدا خودش راه درست و به من نشون میده و نشونه ی اون راه درست آرامشه فاطمه منتظر باش،تا اینکه دیشب تو قسمت ۱۴کلاب هاوس اون قسمت حرفهای استاد اصلا برای من پر رنگ شد که برای راهنمایی دوستمون گفتن برید توی قسمت نشانه ی من و از خدا راهنمایی بخواید …با یک حال دگرگون شده رفتم کلیک کردم روی نشانه ی امروزم و شاید باورتون نشه من با همون عکس اولی که استاد بود و پشتشون دیوار خونشون که روش نوشته بود In God We Trust هدایت شدم انگار اون نوشته چشمک زد بهم چون تصمیم داشتم توی این جهاد اکبر که برای بهشت کردن خونم راه انداخته بودم همین نوشته رو با همسرم که نجاری بلده درست کنم و بزنم بالای آینه ی خونم و هدایتمو دریافت کردم که من الان شاخه های مهم تری دارم برای رسیدگی و اونها بچه های کوچولوم هستن و باید روی اونها تمرکز کنم و چون تازه دوره ۱۲قدم رو شروع کردم باید روی خودم تمرکز کنم و آموزش درست ببینم، شاخه های پایین رو باید بکنم بندازم دور توی زمان مناسب قطعا خداوند من رو به درآمد و کسب و کار عالی هدایت خواهد کرد اون وقتی که تنه ی من قد کشیده و به سمت آسمون رفته…خدای من شکرت که این جوجه هارو به من دادی تا ازشون مراقبت کنم ..سپاسگزارم از شما آدم های دوست داشتنی که ای سریال زیبا رو ساختید تا من هر لحظه با دیدنش یک درس جدید بگیرم.دوست داشتم این کامنت رو بنویسم و از خودم رد پا بگذارم برای آینده..🌹🌈
این فایل رو دوبار پشت هم گوش دادم چون نکاتی داره که حتی لازمه بیشتر گوش بدی،اول بگم از رفتار پر از عشق مریم و استاد عزیزم بعد بگم از تحسین کردن لحظه به لحظه ی چیزها توسط مریم با ذوقم که حتی از یه اچار فرانسه هم نمیگذره و با تمام وجود نکات مثبتشو میگه و تحسین میکنه و نمونه بارز این ایه هست:
ای کسانی که ایمان اوردید نعمت های خدا را بر خود یاد یاد کنید
استاد بزار مستقیم برم سر اون قسمت که بارون ریز ریز میزد رو دریاچه و هوارو لطیف کرده بود شمام پاهاتونو انداخته بودین تو اب و از اون حال و هوای مثبت لذت میبردین چه بهشتیه اونجا منو یاد اب و هوای شمال کشور انداخت خدایا شکرت که تو کشوری هستیم که میتونیم هر چی تو این فایل های شما میبینیمو نمونشو داشته باشیم
یهو تو حال هوای خودم بودم که شما با یه بانگ خیلی محکم گفتین قطعش کن!!!!!!
گفتین هر چی که تمرکزتو میگیره و نمیذاره به هدفت فکر کنی رو قطع کن!
قطع کن تا به سمت تعالی و نور و خداوند حرکت کنی حرف و نظر مردمو قطع کن،روابط بدردنخورو قطع کن،وابستگی هارو قطع کن،فکرای بیعوده و لغو رو قطع کن...قطع کن تا مثل موشک حرکت کنی بند هارو باز کن بندهای نامرئی رو که جلو حرکتتو گرفتن ترس هارو قطع کن
یادم باشه همیشه از طبیعت درس بگیرم طبیعت درس زندگی میده حتما بخاطر اینه که ذات و گوهره ی ما و طبیعت یکیه و بخاطر همینه که قوانین طبیعت تو زندگی ما انسانهام جواب میده چون ما از طبیعت جدا نیستیم پس باید بگردیم دنبال جواب سوالامون داخل کائنات و طبیعت
هر دفعه رو یه شاخه تمرکز بذاریم و قطعش کنیم ولی یادمون باشه این شاخه ممکنه رشد کنه پس هیچ وقت ولش نکنیم و حواسمون بهش باشه
به نظر من برای فیلمبرداری خوب و با دقت خانم شایسته عزیز در حقوقشان، باید سختی کاری هم در نظر گرفته شود
وسایل کاربردی بسیار کار را راحت می کند و اهرمی برای آسان کردن کارهایمان است
وقتی قدرت آهنربا را می دیدم یاد میدان مغناطیسی زمین افتادم و اینکه ما چطوری در این زمین گرد داریم زندگی میکنیم و از زمین هم نمی افتیم
وقتی لامپها تمیز شوند نورشان هم بیشتر میشود ما هم وقتی تمیزو مثبتتر فکر میکنیم و به درونم و روحمان نزدیکتر میشویم پس خالص تر شده و مسیرمان هموارتر می شود.
امروز یک کلیپی دیدم که برای دور انداختن لامپهای کم مصرف استفاده می شد خیلی زیبا بود خیلی زیبا و سریع و به صرفه و عالی که چطوری از لامپهای به دردنخور استفاده می کنند
اگر می خواهی از نردبان موفقیت بالا بری باید حواست فقط به خودت باشه و اینکه هر کسی نردبان خودش را داره کاری به نردبان دیگری نداشته و حواسمان فقط به پله بعدی باشد وقتی پله بعدی را رفتیم برویم سراغ پله بعدی و در این راه جسارت داشته باشیم و با جرات باشیم خدا به عملگرایان پاداش میدهد که همانا رسیدن به خواسته هایمان است
تمرکزمان روی هدف اصلی باشد و به حاشیه ها کاری نداشته باشیم
بن بستی نیست مگر اینکه خودمان آن را برای خود بسازیم و راه این ها همه اش در عمل کردن است وعملگرایی است
هر روز صبح بنویسیم که امروز می خواهم روی چه چیزی تمرکز کنم
تمرینات ستاره قطبی و فانوس دریایی راتغییر دادم آن طور که مناسب خودم است خیلی عالی است خیلی عالی خیلی راضیم
به چیزهای مهم توجه کنیم و به چیزهایی که اهمیت ندارند توجهی نکنیم و اهمیتی برایمان نداشته باشد
ما از انرژی هستیم فکرمان هم انرژی است این انرژی فراوان وعالی را در جهت درست در مسیر اصلی قرار دهیم وبقیه موارد را کاری به آن نداشته باشیم توجه ما روی چیزی باشد که می خواهیم
خواستم با یک کامنت بسیار متفاوت از بقیه دوستان ظاهر بشم …چون متفاوت بودن رو دوست دارم ……
مدتی هست که میخوام اینارو بگم انگار رو دلم سنگینی کرده تا نگم راحت نمیشم …
با عرض معذرت از محضر استاد عزیزم ب نظر استاد کاملا احترام میگذارم ….
انگار بعضی از دوستان اصلا چیزی برای گفتن ندارند …فقط اومدن چهار کلمه بنویسن که بگن ما هم هستیم …
دقیقا اومدن دیالوگهای استاد رو کپی میکنن تو کامنتاشون مینویسن …همون واژه ها …..همون املاء……یعنی خودشون چیزی برای گفتن ندارند …
متوجه نمیشم …یعنی چی ….؟!!!
حال ادم رو بد میکنن …این موضوع دیگه خیلی لوس و تکراری شده …..تعریف کردن خوبه …احساس خیلی خوبی ب ادم میده من خودم عاشق این کار هستم
هم انرژی مثبت داری منتقل میکنی ب بقیه …هم از زیبایی میگی…. هم موقع تعریف کردن خودتم انرژی میگیری ….حس خوبی بهت دست میده ….اما واقعی باشه …بعضی از دوستان اینقدر مصنوعی تعریف میکنن که حال ادم ب جای اینکه خوب بشه بدتر بد میشه ….ب خاطر همین موضوع من اصلا نمیام سراغ کامنتها ….امروز هم اتفاقی اومدم گفتم برم ببینم چه خبره …دیدم بازم همون کامنتهای تکراری …
اما ……………
از دیدگاه من اون لامپ جاش بسیار هم عالی بود
چون هم شکل لامپه قشنگ بود
هم نمای ساختمون رو در دل شب نشون میداد هم اون سقف زیبای ورودی ساختمون رو ……..
ب جای کندن اون لامپ استاد میتونست ی لامپ زیر اون سقف زیبا اضافه بکنه …و با نوری که از بالا و پایین میتابید هم روشنایی اونجا تامین میشد و هم زیباتر میشد ..
شکل زیبای ساختمون هم از دور ب خاطر ارتفاع لامپ بهتر دیده میشد …( البته این فقط نظر من بود )
اما خب استاد اینجوری حال کرد .
مطلب دوم که میخواستم در این ارتباط بگم این بود :
بعضی موقعها ادم شک میکنه ب اینکه این دوستان دارن از اموزه های استاد استفاده میکنن…البته ۹۰درصد بچه ها …هستن چند درصدی که درست دارن مسیرو میرن
ی حرف جدیدی ….
ی ایده جدیدی ….
ی فکر بکر…..
ی حرف تازه ….
خب این حرفهارو که ما خودمون داریم از استاد میشنویم ….درسته همه ما اینجا داریم از استاد اموزش میبینیم….اما …
اینقدرم دیگه کامنتهای تکراری زیاد جالب نیست ….ب جای نوشتن این حرفهای تکراری از این اگاهیهایی که در اختیار ما قرار میگیره استفاده کنیم …
حتی واژه ای که هم بعضی از دوستان توی کامنتاشون ب کار میبرن بدون کوچکترین تغییری هستکه استاد داره توی بیاناتش میگه….
یعنی چیزی برای گفتن ندارن
تعریف و تمجید خوبه ….
ولی نه تعریف وتمجید مصنوعی و الکی ….که بیایی از ابزار تعریف کنی …این ابزار توی ایرانم هست ….از ابزاری تعریف کن لنگه اش نباشه جای دیگه …..نردبان و اچار فرانسه و ابزاری دیگه که همه جا هست ….لااقل از چیزی تعریف کنید که ارزش تعریف کردن رو داشته باشه …
ولی شهامت و جسارت بیان ایده هاتم داشته باش وبیا بنویس ….ما یک خانواده چند هزارنفری هستیم قرار نیست همه مثل همدیگه فکر کنیم زیبایی خانواده در این که افرادش متفاوت فکر کنن ….دیدگاه های متفاوت داشته باشند ..نه اینکه همه مثل همدیگه فکر کنیم …پیشرفت از متفاوت بودن افکار استارت میخوره
ب شرطی که ب کسی اسیب نزنی …
و مهم تر اینکه شجاعت بیان دیدگاه مخالف رو هم داشته باشی ….اون موقعست که عیارت مشخص میشه …
نمیگم توهین بکن ….
با رعایت احترام ب فرد مقابل دیدگاهت رو بیان بکن ….
کمی جسارت داشته باش …
قسمت اخر فایل بسیار عالی بود خیلی لذت بردم بریدن شاخه های اضافی برام درس بزرگی داشت اینکه ما هم باید با شجاعت و جسارت و تمرین زیاد و با((((( سماجت ))))) ریشه افکار منفی و مزاحم رو از وجودمون بکنیم و پاک کنیم … میدونم که اینکار خیلی سخته اما شدنی هست .
که استاد با تصاویری که ب نمایش گذاشت و با توضیحاتش بسیار زیبا اینو توضیح دادند….
و این نشون میده که مطرح کردن دیدگاه های مخالف هم زیباست حتما نباید موافق استاد بود تا کامنتت پخش بشه …
باید کمی شجاع بود و متفاوت اندیشید
زیبایی جهان ب متفاوت بودن و تنوعش هست .
با تشکر از استاد عزیزم جناب عباس منش که خیلی چیزا ازش اموختم …
سلام به شما دوست عزیز من از اینکه به قول استاد هر چی زیو میگم که میدونم درسته و میگم و مهم نیست بقیه تعریف کنند و تمجید کنم یا بدشون بیا و این یعنی ایمان به رب که نترسی شجاع باشی و به قول قرآن کسانی که به خداوند ایمان دارند نه ترسی دارند و نه غمگین میشوند و…
خدایا شکرت من به این بخش از نظر شما توجه کردم و جلوه ی از قانون را برداشت کردم که تنها عامل موفقیت افراد ایمان هست که البته با عمله و این در وجودیتون هست سپاس گذارم از خداوند که این چنین نشانه های سر راه من و هم فرکانسی هستیم قرار میدهد
ایولا دمت گرم منم هروقت کامنها رو میخونم این رو حس میکنم که بچه ها خیلی اغراق امیز مینویسند وتو کامنتها فقط دنبال نکات کلیدی میگردم وپیدا هم میکنم ولی او اغراقها بیشتره افرین بخدا منم گفتم اون جراغ جاش خوب بود شاید روشنایی خاصی نداشت ولی بالای سردر ومرکز اون هشتی دکور زیبایی داشت منم با نظر شما موافقم خیلی از کامنتها با همون چیزی که استاد میگه مطابقت نداره همون نکته ای که استاد میگه بچه ها خودتون باشید سبک شخصی خودتون
باور کن عین واقعیت نوشتم ….۹۰درصد دوستان اصلا تو باغ نیستن ….اصل موضوع رو ول کردن ب فرع چسبیدن….
ب چکش …اهنربا …اچار فرانسه …نردبان … جوراب ……فقط زوم کردن روی اینجور چیزا …….خوبه ….نمیگم بد …اینکه تو بیایی از چیزای خوب تعریف بکنی ….این خیلی خوب عالی هست ….
با این کار تمرکز بر نکات مثبت میشه…. و بسیار هم خوب …..بسیار هم عالی ….
ولی اینکه تو بیای کل ماجرارو ول کنی بچسبی ب این مسائل زیاد جالب نیست ……….در صورتیکه داستان چیز دیگه ای هست …
دوستان اگه کمی دقت کنن ب دور برشون این ابزار تو ایرانم هست …..برای دیدن این چیزا باید کمی نگاهشون رو گسترده تر بکنن نسبت ب محیط پیرامونشون …..اصلا کل این اگاهیها ب همین منظور ب ما داده میشه که ما خودمون رو پیدا کنیم …اون ادم قبلی نباشیم ……باید تمرین کنند کمی اوج بگیرن …..اون موقع میبینن که این چیزا رو خودشونم دارن اما حواسشون نبود …..مثال همون ضرب المثل خودمون : مرغ همسایه غاز هست ….
استاد عباس منش توی ایرانم بودوداشت تدریس میکرد … ولی کسی قبولش نداشت جز تعداد اندکی از افراد ….و کلی حرف و حدیث مربوط ب زمان خودش….
حالا که از ایران رفت شد طلای ۲۸عیار…
بعضی از دوستان کامنت میزارن ….وای چی میشه استاد اگه ما شمارو از نزدیک ببینیم ….وای اگه شما بیایید ایران ….ال میکنیم …بل میکنیم …..اینطور میشود ….انطور میشود ….
خب بنده خدا …………استاد عباس منش که توی ایرانم بود ….حالا که رفت امریکا اینقدر عزیز شد ..؟!
نمیدونم والا …
من اصلا این چیزارو متوجه نمیشم ….. سیستم من بهم میخوره وقتی این چیزارو میبینم …ب خاطر همینم زیاد تو کامنتها نمیرم ب ندرت …
حکایت ابزار هست دیگه .. …کل داستان رو ول کردن چسبیدن به ابزار ….
احساس میکنم ۹۰درصد اعضای خانواده عباس منش فقط سیاهی لشکر هستن ….
۱۰درصد هستن که موضوع رو گرفتند…
باور کن عین واقعیت دارم میگم …
ب امید جشن پیروزی (هر یک نفر از ) اعضای خانواده عباس منشی…….
به نظر من درسته که دوستان تعریف و تمجیدهای تکراری میکنن ولی خوب این طبیعیه چون همه ما داریم یک فیلم رو میبینیم ولی هرکسی از زاویه خودش می بینه و تعریف میکنه و به نظر من این حرفها خیلیم خوبه و راهنمایی میکنه ما رو به مسیرهای بهتر چون مثلا من که خیلی از ورودم به سایت نمی گذره و مدارم خیلی بالا نیست که بتونم تمام صحبتهای استاد رو برای خودم تجزیه و تحلیل کنم با کامنتهای دوستان بهتر متوجه اصل حرفها میشم و این همون چیزیه که استاد بارها گفتن که کامنتها رو بخونین تا بهتر متوجه حرفهای من بشین
و موضوع دیگه اینه که وقتی اینقدر نگاهشان به نکات مثبت زیاده که حتی یک جوراب رنگی هم از چشمشون مخفی نمی مونه یعنی مسائل اصلی رو بهتر میبینن و بهتر متوجه میشن .
چیزی که من از توی کامنتا فهمیدم این بوده و واقعا هم بعضی پیامها عالیه اگر وقت بذاریم و با همه وجودمون بپذیریم
هر کسی با توجه ب درکش ی برداشتی داره ……و نتایج خودش رو میگیره ….قرار هم نیست که همه نتایج یکسانی بگیرن از این فایلهای اموزشی که توسط استاد تهیه میشه و بر روی سایت قرار میگیره …
و این یکی از زیباییهای این جهان هستی هست که متفاوت در نگاه افراد هست ……
وجهان ب هر شخصی با توجه ب نگاهی که داره یکی از بی نهایت جلوه های خودش رو نشون میده …….
باید دوره تکامل طی بشه ………
من ب نظر تمامی دوستان و هم فرکانسیهای خودم کاملا احترام میذارم …و سر تعظیم فرود میارم …
خدا رو هزاران بار شکر و سپاس بابت دیدن این تصاویر و مناظر بی نظیر! واقعا انسان سیر نمیشه از دیدن این فضای فوق العاده در این فصل فوق العاده با اون آب و هوای رویایی تصاویر درختها رو توی آب هر بار که میبینم یاد بهشت میوفتم واقعا واقعا زیباست!! لحظه ای که استاد پاهاشون رو در داخل اون آب خنک قرار داده بودن واقعا دلم خواست…. وقتی قطرات باران بر سطح آب آرام دریاچه برخورد میکرد میتونستم خنکی هوا رو حس کنم چقدر لذت بخش بود….با تمام وجود دلم خواست کاش منم اونجا بودم!
ارزش ابزار مناسب رو بخوبی در این فایل بهمون نشون دادید استاد باز هم بر این نکته تاکید شد که برای حل هر مسئله اگه ابزار مناسبش رو بکار ببری کار نه تنها سخت پیش نمیره بلکه بسیار آسان و لذت بخشه دیدن اون چراغ روشنایی آمریکایی قدیمی برام جالب بود از بچگیام یادمه یکی از پارامتهای جنس خوب و با کیفیت made in usa بودن اون جنس بود! همیشه برام سوال بود که چرا واقعا اینطوریه؟! با دیدن این چراغ قدیمی که بقول استاد 50 سال بود اون بالا قرار داشت و وقتی بازش کردن حتا زنگ نزده بود! شاید بهتر این موضوع رو درک کردم . این فایلم پر از استفاده مناسب از ابزار مناسب و حل مسایله مثه اون سر پیچ لامپی که استاد از آمازون سفارش دادن با یه ایده ساده چقدر مسایل رو میشه براحتی حل کرد و براحتی پول ساخت خدایا شکرت! هیچ وقت فکر نمیکردم یه آهنربای کوچیک اینقدر کارایی داشته باشه و اینقدر قدرت داشته باشه که بشه باهاش اجرام سنگینی مثه اون چکش بزرگ رو عین هلو از روی زمین برداشت!! یا حتا استاد گفتن بیرون کشیدن اسلحه از داخل آب !! باورم نمیشد…
هرس کردن شاخ و برگای اضافی اون درخت….. خیلی خیلی زیبا و فوق العاده استاد ارتباطش دادن به قانون تمرکز بر روی اهداف اصلی زندگیمون اگر میخوایم رشد کنیم اگر میخوایم بریم بالا مثه اون درخت اگر میخوایم شرایط مون تغییر کنه ما هم باید تغییر کنیم ما هم باید یکبار تصمیم بگیریم کانون توجه ذهنمون بر روی چه چیزی باشه. یاد مثالهای زندگی خود استاد میوفتم بنظر ایشون در این زمینه بهترین الگوی همه ما هستن خب داستان زندگیشونو تقریبا همه میدونیم دیگه بحث مهاجرتشون به آمریکا و رها کردن دفاتر کارشون در ایران یکی از بهترین مثالهای زندگیشونه واسه من “””زدن شاخ و برگ اضافی و تمرکز صد در صد برروی هدف اصلی””” اینکار اگر جزو ویژگی شخصیتی مون بشه مثه استاد بهر چیزی بخوایم میرسیم. این جاها یاد همون مثال ذره بین میوفتم که قبلا استاد توضیح دادن چطوری وقتی این نور خورشید رو که همه جا هست میای متمرکز میتابونی قدرت وحشتناکی پیدا میکنه حالا تمرکز و زدن شاخ و برگا هم همینکارو میکنه.
هرچقدر فایل بگذارید از اون مکان سیر نمیشم بخدا اینقدر که زیباس خدا رو هزاران بار شکر که داریم درک میکنیم قوانینشو و میبینیم زیباییها و نعمت های بی پایانش رو بکمک دستان اش استاد خوبم و مهربان بانو خانوم شایسته عزیزمون
خدایا شکر این که یه مطلب از دید چند نفر دیده میشه چقدر درس های زیادی داره و بهتر از اون باعث بزرگ شدن سطل وجودیتون میشه و بیشتر باور میکنیم و وارد مدار بالاتری میشویم خدایا شکرت
منم دلم خواست …
این طیکه از متن تو رو کپی کنم و واقعا به دلم نشست ::«
هرس کردن شاخ و برگای اضافی اون درخت….. خیلی خیلی زیبا و فوق العاده استاد ارتباطش دادن به قانون تمرکز بر روی اهداف اصلی زندگیمون اگر میخوایم رشد کنیم اگر میخوایم بریم بالا مثه اون درخت اگر میخوایم شرایط مون تغییر کنه ما هم باید تغییر کنیم ما هم باید یکبار تصمیم بگیریم کانون توجه ذهنمون بر روی چه چیزی باشه. یاد مثالهای زندگی خود استاد میوفتم بنظر ایشون در این زمینه بهترین الگوی همه ما هستن خب داستان زندگیشونو تقریبا همه میدونیم دیگه بحث مهاجرتشون به آمریکا و رها کردن دفاتر کارشون در ایران یکی از بهترین مثالهای زندگیشونه واسه من “””زدن شاخ و برگ اضافی و تمرکز صد در صد برروی هدف اصلی””” اینکار اگر جزو ویژگی شخصیتی مون بشه مثه استاد بهر چیزی بخوایم میرسیم. این جاها یاد همون مثال ذره بین میوفتم که قبلا استاد توضیح دادن چطوری وقتی این نور خورشید رو که همه جا هست میای متمرکز میتابونی قدرت وحشتناکی پیدا میکنه حالا تمرکز و زدن شاخ و برگا هم همینکارو میکنه.»
استااااااااااااااااااااااد عجب ابزار های هیولا وار گونه ای دارین. من باشم الکی برای خودم کار میتراشم با اینها کار کنم. عجب نردبان استاندارد و عالی. کشویی با قفلهای ررراااااککک سالید . اون آچار فرانسه با بوکسها هیولای به تمام عیار. ابزار عالی لذت کار رو دو چندان میکنه.
استاد اصلا بهش نمیاد این خونه مال پنجاه سال باشه. منو باش فکر میکردم شاید نهایتاً ده سال پیش ساخته باشنش . اون لامپ عجب فریم هیولایی داشت و چقدر سنگین. خدا رو شکر پیشرفت تکنولوژی دیگه آدم مجبور نیست از وسایل سنگین و دست و پاگیر استفاده کنه. لامپهای ال ای دی امروزی ، لوکس نوری بالا ،مصرف کم ،سبک و نصب راحت.
یه وقتایی توی پالایشگاه یه چیزهایی میبینیم میگم این نقص طراحی بوده، بچه ها میگن اینجا رو فرانسوی ها ساختن، اونها اشتباه نمیکنن، میگم آقاااااااااا انسان انسانه، خطا و اشتباه به ملیت ربط نداره. حالا بنده خدا یا اول چراغ رو نصب کرده یا اول اون شیروونی بالای در ولی الان یه اشکال محسوب میشه. چراغ بالای شیروونی.
استاد استاد استاد، اگه از این فایل هیچ بهره ای نبرده باشم به جز اون قسمتی که در مورد قطع شاخه های اضافی گفته بودین ، یه جهش توی زندگی محسوب میشه. قطع تمرکز از نقاط غیر اصلی و گذاشتن تمرکز جدی روی موضوعات اصلی.
چقدر این نکته بی نظیره. یه وقتایی یه اتفاقی میافته ، ما به زمین و زمان و خدا گیر میدیم ، یعنی گگگگییییییییرررررر میییییدییییییماااااا خدایا چراااااااا چررراااااا چرااااا من ، چرا باید اینجوری بشه. آقاااااااا بیخیال، یه کم آروم باش ، خدا داره شاخه ها رو هرس میکنه تا رشد کنی ، یه کم آروم باش حمید.
تو بندگی خودتو هم خوب بلد نیستی.
ولی اون خدایی کردن رو خوب خوب خوب بلده.
تو شاید موسی یا یوسف و ابراهیم نباشی، ولی این خدا همون خداست که موسی رو از دریا عبور داد، ابراهیم رو از آتش ، یوسف رو از چاه، اسماعیل رو از زیر تیغ، نوح رو از طوفان … حمییییید «ان معی ربی، سیهدین»
سپاس استاد بی نظیرم ، که دست و زبان خداوند هستین. خدا شما رو برامون نگه داره. الهی صد هزار مرتبه شکر.
سلام میکنم به استاد عباسمنش عزیز وخانم شایسته نازنین
امروز این فایل رو تو یه موقعیت عجیب که برای سلامتیم پیش اومده دارم نگاه میکنم .
دندونم دوساله که خرابه ومن میترسم که برم بکشمش .
حتی چند بار رفتم روی تخت دندون پزشکی خوابیدم اما اینقدر ترسم زیاد بود که بلند شدم وفرار کردم .
دیروزصبح به طرز عجیبی صورتم ورم کرده .طوری که دیگه حتی نمیتونم آب دهنم رو قورت بدم .
داشتم باخودم فکر میکردم که مریم چرا میترسی بری این دندون رو از ریشه بکنی ؟؟هااا؟؟
جوابش این بود اولا که یه دندون نیست وسه تا هست ودوما اگر سه تا دندون رو با هم بکشی اونوقت میخوای چکار کنی ؟؟چطور غذا میخوری ؟صورتت خیلی زشت میشه
الان که دارم مینویسم جهان چنان بالگد بهم زد که چاره ای جز کشیدنشون برام نمونده .
حالا چرا اینا رو مینویسم ؟
اولا که یادم نره از نعمتی که خدابهم داده درست استفاده نکردم وازش مراقبت نکردم وهیچ وقت بابتش سپاسگزاری نکردم .
ویادم بمونه که من کلی دندون سالم دارم تو دهنم چرا تمام تمرکز من روی این سه تاست؟؟
این از دندونم که دیروز تمام مدت داشتم نگاش میکردم ومیگفتم این درد حاصل افکار منه حاصل اشتباهات منه وبا خودم میگفتم چطور ذهنم رو ببرم به سمت افکار مثبت که این درد عجیب رو فراموش کنم وقدم به قدم هدایت شدم .
….
اینا رو نوشتم برای خودم که یادم نره وقتی برای نعمتی که خدا بهت داده ارزش قایل نشی, اینطوری ازت گرفته میشه .
اما من این بارخیلی خوشبختم که اینو فهمیدم .بارها وبارها شده جاهایی از بدنم درد گرفته ومن اصلا متوجه نبودم که خودم با افکارم وباورای اشتباهی که درمورد سلامتیم دارم باعث این حجم از درد شده .
…..
واما قسمت ششم زندگی در بهشت :
این قسمت خیلی مغزی بود مثل تمام قسمت های فایلایی که روی سایت میاد ومن به اندازه ای که فهمیدم این بود
شاید الان ندونم هدف ورسالتم توی زندگیم چیه اما اول قدم های کوچیک کوچیک بردارم تا به مسیرهای بهتر هدایت بشم
تا قدم اولی برداشته نشه هیچ قدم دومی در کار نیست .
استاد چند روزه که دارم این زیباییها رو میبینم وبا خودم میگم استاد دوست داشت بهشتش این شکلی باشه
مریم تو دوست داری بهشتت چه جوری باشه ؟؟
آیا اینقدر از ریم ترسوی بزدل فاصله گرفتی که بتونی برای خودت چیزایی غیر از این زندگی بخوای ؟؟
دیدم بله یه کم بهتر شدم یه ذره کوچولو انرژیم بیشتر شده
تو روابط اصلا یه آدم دیگه شدم .
وابستگیم خیلی به اطرافیانم مخصوصا همسرم کمتر شده ومیتونم به تنهایی وبدون ترس بیرون برم .حتی خرید کنم بدون اینکه بترسم وقتی برگشتم خونه کسی منو قضاوت کنه که این چیه که خریدی .
…
استادجدایی از زیبایی بی نظیر پردایس حرفایی که امروز زدید رو باید با خودم مرور کنم .
ببینم شاخ وبرگ های اضافه ای که به خودم چسپوندم ومیترسم بکنمشون چیه ؟؟
اون چیه که مانع رشد من میشه ??
اون چیه که بالهای منو ازم گرفته ونمیذاره پرواز کنم ؟؟
….
مریم خانم تومیترسی
فکر میکنی خیلی بلدی
واین همه مدت فقط برای اینکه لایک بگیری کامنت گذاشتی
چه همزمانی خوبی بود شروع و پایان این قسمت برای من…
شروعش با شنیدن آهنگ معروف شده روی قسمت های “سفر به دور آمریکا” که شنیدم و اینکه امروز قسمت 101 این سفر هم “نشانه ی من” بود،چون یک بخش تکمیلی و پرسش و پاسخ بود. اصلا این آهنگ رو نداره و یک چیزی برای دیدنش و حس و حال سفر به دور آمریکا کم بود. که با انتخاب اینکه اول سریال رو ببینم تکمیل شد تا بعد از اون با لذت بیشتر آگاهی های اون قسمت رو ببینم.
خب از مقدمه بگذریم بریم سراغ اصل مطلب با یک ماجرای جالب دیگه…
*توجه کردن به لامپ بالای در کلبه(لامپی که اصلا کارایی درستی نداشت، که از این قسمت کلی درس میشه گرفت)
سوالی که پیش میاد اینه که این لامپه قراره جلوی در رو روشن کنه وقتی روی شیرونی هست چی رو میخواد روشن کنه؟!
استاد چه سوال خفنی و چه طرح مسئله ی ساده و عمیقی بود.
*گاهی برای یک تغییر کوچیک که تاثیر زیادی نداره. تلاش و ممارست زیادی نیاز هست. ابزار زیادی نیاز هست.
*هر چقدر هم لامپ سردر قدیمی و حرفه ایی باشه با کمک مجموع ابزار های حرفه ایی میشه که بشه. وقتی قرار هست خرابی و خسارتی به بار نیاد پس باید حوصله به خرج داد(استاد سیم اون لامپ هرز رو لازم داشت، پس با صبوری پیش رفت با کمک ابزارهای مناسب، با کمک همراه و پایه مناسب….)
* چه آچار فرانسه حرفه ایی، چکش، آهنربای پرقدرت خفن کشتی کش،جعبه های حرفه ایی با کارایی های متفاوت
* لذت بردن از مناظر و محیط اطراف با فیلم برداری مریم شایسته حرفه ایی مون، دنبال کردن کار رو لذت بخش میکنه. خصوصا که نکته طلایی هم میگن…ممنون از شما…
*«کار کردن روی خودمون یک فرآیند دائمی هست،که برای بهبود شرایط کنونی مون انجام میدیم.مهم نیست چقدر اون بهبود کوچیک باشه یا اصلا درباره چی باشه، حل مسئله چی باشه. مهم اینه که وقتی ادامه دار میشن ما رو به شرایط کاملا متفاوت میبره» چقدر این کلمه توش درس داشت مریم بانو…الحق شاگرد نامبروان استادی…ممنونم ازت
*استفاده از آهنربا با بازیگوشی و برای لذت بدن به سبک بازی کردن یا استفاده از آهنربا با تیزهوشی برای جمع کردن میخ های پراکنده به سبک تفریح کردن
*حل مسئله جدا کردن یک آهن ربای خفن از یک چکش خفن…یک راه حل ساده داره که حل شد…
* نردبان قابل تنظیم، کیفیت بالا، قفل شونده،چرخ دار، با تهیه آسان یعنی خدایا شکرت که اینقدر فکر و ایده به کار بردن برای ساخت و رفع نیاز این نردبان.
* رفتن به سراغ لامپ های اطراف کلبه چوبی
*لامپ ها شده بود خونه حشرات و کلی کثیف شدن و مانع انتشار نور بهتر میشدن
*تا استاد کمی استراحت میکنه مریم بانو رفت، کلی اون حباب لامپ ها رو تمیزشون کرد اومد. دمت گرم
منم نور سفید رو دوست دارم استاد، حسش بهتره.
* دنبال راه حل ساده و مناسب برای یک مسئله…گردن باریک کن لامپ های بی گردن
* هرس شاخه های اضافی و بیهوده درخت و یک درس عمیق
کمک به رشد درخت میکنه به سمت خورشید.
سبک شدن برای رشد کردن.
شاید باعث ناراحتی بشه چون داره از دست میده ولی جلوی رشدش رو میگیره…و اون درخت رشد میکنه به سمت بالا
«خیلی از دست دادن ها باعث رشد آدم میشه» تمرکز روی چیزهای اساسی و مهم باید بذاریم.
تمرکز بصورت مساوی همیشه درست نیست، تمرکز باید جایی باشه که باعث پیشرفت اساسی میشه.
هدف اصلی چیه روی اون باید متمرکز بشیم.
خیلی مهمه که ما تمرکز مون کجاست
یک جمله عمومی و محدود کننده : هرچیزی که خارآید روزی به کارآید.
قطع کن اون چیزی که باید قطع بشه….
برای قطع کردن شاخ و برگ های اضافی شجاعت لازم داریم.
پایان این قسمت مثل شروع با جدا کردن و قطع کردن و میشه گفت اصلاح تمرکز….
استاد دوستت دارم برای این نگاه زیبا و قشنگت…
مریم جان دوستت دارم بخاطر تمام بودن ها و بازیگوشی هات …
منم تصمیم گرفتم از این به بعد هر فایلی رو میبینم کامنت بذارم و دریافتهامو بنویسم . دیدن این پاردایز برای من معجزات زیادی رو خلق کرده . من سالها آرزوی رفتن به یک ویلای کوهستانی و اقامت یک شب اونجا رو داشتم و هر سال عید تصمیم میگرفتم که علیرغم اینکه همسرم نمیتونه عیدها سفر بیاد بچه هامو بگیرم و با ماشین برم یک ویلایی توی کوهستان برای یک شب اجاره کنم و هر سال این تصمیم رو میگرفتم و شب عید میترسیدم و اقدام نمیکردم تا اینکه امسال از ماه بهمن شروع کردم به نوشتن رویام در مورد اقامت توی یک جای رویایی مثل پارادیز و این نوشتن رو ادامه دادم و ترسهامو دیدم ترس از تنهایی سفر رفتن ، جاده ی سخت و رانندگی ، جک و جانور و ….. تا اینکه از طریق یکی از دوستام آدرس یک ویلایی توی یک منطقه ی خوش آب و هوا رو گرفتم و قبل از عید با همسرم رفتیم و اونجا رو برای عید رزرو کردیم و من و بچه هام تنهایی توی عید اونجا موندیم . دوستانم عین پاردایز بود! یک دریاچه ی بزرگ با اسبهایی که دور و بر دریاچه چرا میکردند و مرغ و خروسها و ما ده روز اونجا موندیم . من رویامو اونجا زندگی کردم و یکی از بهترین سفرهای عمرم بود و من اونجا تجلی قانون تمرکز بر زیباییها رو به چشمم دیدم . قانون اینکه وقتی شجاعت داشته باشی و روی خواسته ات وایستی جهان ازت حمایت میکنه و من الان دارم هر روز برای خونه ام یک کارهای کوچیکی انجام میدم تا اونجا رو برای خودم لذت بخش تر کنم . درس این جلسه از زندگی در بهشت من رو به گلوگاههای زندگیم برد حذف زوایدی که از حذفشون میترسم . من استاد دانشگاهم و از تدریس و کار کردن توی دانشگاه محل خدمتم خوشم نمیاد . احساس میکنم اونجا هیچ شرایطی برای رشدم نداره و منو کسل میکنه . انگار دارم خودم رو گول میزنم و وقتم رو تلف میکنم . اما ترسهام چی ؟ به حقوقش نیاز دارم -به همسرم و بقیه چی بگم ؟ بگم دانشگاه رو ول کردم ؟چرا دکترا گرفتم ؟ مگه کار پیدا میشه ؟ کی هیات علمی بودن رو ول میکنه ؟ اما ….. میدونم که من تدریس رو دوست ندارم و از طرفی به هیچ شاخه ای علاقه ی خاصی ندارم خودشناسی تنها زمینه ای هست که سه ساله دارم عاشقانه انجامش میدم و بخاطرش ساعت 4 صبح بیدار میشم و مینویسم و میخونم . چند وقته شروع کردم که کسب مهارتهای عملی توی رشته ام . بهم الهام شد که علیرغم اینکه میگی رشته ات و شغلت رو دوست نداری اما از روزی نیم ساعت شروع کن و بجای خوندن کتاب و مباحث تئوری دست به آچار شو و عملی هم کار کن و منم شروع کردم و پیشرفتم هم خوبه کمی علاقه مند شدم اما بازم میبینم تدریسش رو دوست ندارم و دوست دارم چیزی رو ایجاد کنم نه اینکه بشینم و اون رو درس بدم برم توی بازار ، با یک تیم خلاق و پویا کار کنم . از حرفهای استاد دارم استفاده میکنم و جلو میرم ” به الهامات قلبیتون توجه کنین و حرکت کنین . نگید قدم بعدی چیه ؟ بعدش چی ؟ خدا هدایتت میکنه ” منم با تکیه به همین قانون دارم میرم جلو . جالبه توی ایام کرونا که تدریسها آنلاین شده حالم خیلی بهتره . فرصت بیشتری پیدا کردم توی خونه باشم و بیشتر بخونم و بنویسم و فکر کنم . منتظر الهامات خدای خودم هستم .
سلام بر استاد عزیز با خانم شایسته گل و جورابای برفی 😍
چقدر رسیدگی به خانه و کاشانه احساس خوبی به ادم میده. به انسان احساس ارزشمندی بیشتر میده چون داره محیطی که وجود نازنینش توش زندگی میکنه رو بهبود میده تا چشمش همواره به زیبایی ها روشن بشه.
خانم شایسته چقدر خوب گفتین که شما هنوز هم دارین روی خودتون کار میکنین هر روز تا به جا و موقعیت بهتری هدایت شیین. ذره ذره ای که تبدیل خواهد شد با گذشت زمان به یه شرایط فوق العاده بهتر.
اینو شما و استاد قبلا و بارها هم گفته بودین
اما الان یه تلنگری به من زد. گفتم مگه بهتر از اینم داریم؟ این پارادایس این رابطه، خانم شایسته دیگه چی میخواد مگه… میدونین یه جورایی به سقف نداشتن ارزوها، عمیقتر پی بردم چون به واقع شما دارین در بهشت زندگی میکنین و من دارم میبینم که حتی توی بهشت هم روی خودتون کار مبکنین تا به بهشت زیباتری هدایت بشین
یا خدااااا
هیچ پایانی نیس و ماها هرروز بهتر از دیروزمون میشیم
قدم به قدم
با کارکردن روی خودمون.
خدایاشکرت
و اما استاد جان صحبت هاتون درمورد قطع کردن شاخ و برگ های اضافی و از عقب نگاه کردن به تقسیم تمرکزی که داریم روی کارهامون، من رو به فکر واداشت. بعد از ارسال این کامنت میرم یکم از دور به خودم و زمانی که برای کارام اختصاص میدم نگاه میکنم تا ببینم چه شاخه ای کنده شدنیه.
سپاسگزارم ازتون
از هر دوتون
که این سریال زیبا و اموزنده رو ساختین.
راستی من امروز خیلی خوشحالم. قدم اول رو خریدم و چکاپ رو انجام دادم و امروز برای اولین بار تمرین ستاره قطبی رو انجام دادم. ذوق دارم خیلی برای شب.
مچکرم غیر الحساب❤❤❤❤❤❤🍀🍀
سلام استاد جون سلام مریم جون سلام دوستای عزیزم
من قبلاً خیلی تصادفی و به صورت رندم یه قسمتایی از سریال زندگی در بهشت رو دیده بودم (حالا بماند که یک سال پیش که اصلا تو فرکانس دریافت آگاهی های این سریال زیبا و جذاب نبودم…)و از قسمت های ۱۶۰بود که وقتی این سریال و خودم دانلود میکردم و میدیدم خیلی لذت میبردم و کلی درس جدید میگرفتم تا اینکه دو روز پیش به خودم گفتم خب دیدن سریال از وسطاش که لذتی نداره حالا که آنقدر جذابه برو از قسمت اول شروع کن دونه دونه به دیدن و اصلا شاید باورتون نشه خط فکری زندگیم عوض شد با دیدن قسمت اول و کندن اون درختای هرز و مرتب کردن محوطه یک هو یه جرقه ای تو ذهن من خورد یه هدایتی به من الهام شد که خب تو هم بیا و خونتو تبدیل به یه بهشت کن و زیبایی های جایی که زندگی میکنی رو ببین و هر روز خوشگل ترش کن ،(من مادر دوتا بچه ی شیره به شیره هستم یک دختر گوگولی ۱۶ماهه و یک پسر گوگولی ۴ماهه ،اون اوایل که پسرم به دنیا اومده بود همش میترسیدم ،همش فکر میکردم چقدر سخته این شرایط چطوری بهشون برسم چطوری تربیتشون کنم چون یک شخصیتی هم که دارم اصلا دوست نداشتم کسی غیر از خودم از بچه هام نگهداری کنه به صورت دائمی ولی از وقتی که نگاه توحیدی رو وارد زندگیم کردم همه چیز عوض شد انرژی من ۱۰۰برابر شده خودمم بعضی وقتا باورم نمیشه که این همون فاطمه ی سه ماه پیشه که داره همه چیز رو انقدر خوب هندل میکنه خدای من چقدر تو مهربونی..)با دیدن این سریال تصمیم گرفتم کلا سیستم زندگیمو عوض کنم،اول شروع کردم به مرتب کردن کل خونه به صورت جهادی و یه جورایی کندن درختای هرز اطرافم با صبر و حوصله بدون هیچ عجله ای همراه دوتا فرشته ی کوچولوم ،تا اینکه دیشب یه نجوایی افتاد تو دلم که خب حالا الان که هیچ درآمدی نداری بیا و یک کسب و کار اینستاگرامی راه بنداز و پول دربیار از کاری که بلدی ،دودل بودم ولی همش پیش خودم میگفتم خدا خودش راه درست و به من نشون میده و نشونه ی اون راه درست آرامشه فاطمه منتظر باش،تا اینکه دیشب تو قسمت ۱۴کلاب هاوس اون قسمت حرفهای استاد اصلا برای من پر رنگ شد که برای راهنمایی دوستمون گفتن برید توی قسمت نشانه ی من و از خدا راهنمایی بخواید …با یک حال دگرگون شده رفتم کلیک کردم روی نشانه ی امروزم و شاید باورتون نشه من با همون عکس اولی که استاد بود و پشتشون دیوار خونشون که روش نوشته بود In God We Trust هدایت شدم انگار اون نوشته چشمک زد بهم چون تصمیم داشتم توی این جهاد اکبر که برای بهشت کردن خونم راه انداخته بودم همین نوشته رو با همسرم که نجاری بلده درست کنم و بزنم بالای آینه ی خونم و هدایتمو دریافت کردم که من الان شاخه های مهم تری دارم برای رسیدگی و اونها بچه های کوچولوم هستن و باید روی اونها تمرکز کنم و چون تازه دوره ۱۲قدم رو شروع کردم باید روی خودم تمرکز کنم و آموزش درست ببینم، شاخه های پایین رو باید بکنم بندازم دور توی زمان مناسب قطعا خداوند من رو به درآمد و کسب و کار عالی هدایت خواهد کرد اون وقتی که تنه ی من قد کشیده و به سمت آسمون رفته…خدای من شکرت که این جوجه هارو به من دادی تا ازشون مراقبت کنم ..سپاسگزارم از شما آدم های دوست داشتنی که ای سریال زیبا رو ساختید تا من هر لحظه با دیدنش یک درس جدید بگیرم.دوست داشتم این کامنت رو بنویسم و از خودم رد پا بگذارم برای آینده..🌹🌈
سلام به همگی
این فایل رو دوبار پشت هم گوش دادم چون نکاتی داره که حتی لازمه بیشتر گوش بدی،اول بگم از رفتار پر از عشق مریم و استاد عزیزم بعد بگم از تحسین کردن لحظه به لحظه ی چیزها توسط مریم با ذوقم که حتی از یه اچار فرانسه هم نمیگذره و با تمام وجود نکات مثبتشو میگه و تحسین میکنه و نمونه بارز این ایه هست:
ای کسانی که ایمان اوردید نعمت های خدا را بر خود یاد یاد کنید
استاد بزار مستقیم برم سر اون قسمت که بارون ریز ریز میزد رو دریاچه و هوارو لطیف کرده بود شمام پاهاتونو انداخته بودین تو اب و از اون حال و هوای مثبت لذت میبردین چه بهشتیه اونجا منو یاد اب و هوای شمال کشور انداخت خدایا شکرت که تو کشوری هستیم که میتونیم هر چی تو این فایل های شما میبینیمو نمونشو داشته باشیم
یهو تو حال هوای خودم بودم که شما با یه بانگ خیلی محکم گفتین قطعش کن!!!!!!
گفتین هر چی که تمرکزتو میگیره و نمیذاره به هدفت فکر کنی رو قطع کن!
قطع کن تا به سمت تعالی و نور و خداوند حرکت کنی حرف و نظر مردمو قطع کن،روابط بدردنخورو قطع کن،وابستگی هارو قطع کن،فکرای بیعوده و لغو رو قطع کن...قطع کن تا مثل موشک حرکت کنی بند هارو باز کن بندهای نامرئی رو که جلو حرکتتو گرفتن ترس هارو قطع کن
یادم باشه همیشه از طبیعت درس بگیرم طبیعت درس زندگی میده حتما بخاطر اینه که ذات و گوهره ی ما و طبیعت یکیه و بخاطر همینه که قوانین طبیعت تو زندگی ما انسانهام جواب میده چون ما از طبیعت جدا نیستیم پس باید بگردیم دنبال جواب سوالامون داخل کائنات و طبیعت
هر دفعه رو یه شاخه تمرکز بذاریم و قطعش کنیم ولی یادمون باشه این شاخه ممکنه رشد کنه پس هیچ وقت ولش نکنیم و حواسمون بهش باشه
سلام
به نظر من برای فیلمبرداری خوب و با دقت خانم شایسته عزیز در حقوقشان، باید سختی کاری هم در نظر گرفته شود
وسایل کاربردی بسیار کار را راحت می کند و اهرمی برای آسان کردن کارهایمان است
وقتی قدرت آهنربا را می دیدم یاد میدان مغناطیسی زمین افتادم و اینکه ما چطوری در این زمین گرد داریم زندگی میکنیم و از زمین هم نمی افتیم
وقتی لامپها تمیز شوند نورشان هم بیشتر میشود ما هم وقتی تمیزو مثبتتر فکر میکنیم و به درونم و روحمان نزدیکتر میشویم پس خالص تر شده و مسیرمان هموارتر می شود.
امروز یک کلیپی دیدم که برای دور انداختن لامپهای کم مصرف استفاده می شد خیلی زیبا بود خیلی زیبا و سریع و به صرفه و عالی که چطوری از لامپهای به دردنخور استفاده می کنند
اگر می خواهی از نردبان موفقیت بالا بری باید حواست فقط به خودت باشه و اینکه هر کسی نردبان خودش را داره کاری به نردبان دیگری نداشته و حواسمان فقط به پله بعدی باشد وقتی پله بعدی را رفتیم برویم سراغ پله بعدی و در این راه جسارت داشته باشیم و با جرات باشیم خدا به عملگرایان پاداش میدهد که همانا رسیدن به خواسته هایمان است
تمرکزمان روی هدف اصلی باشد و به حاشیه ها کاری نداشته باشیم
بن بستی نیست مگر اینکه خودمان آن را برای خود بسازیم و راه این ها همه اش در عمل کردن است وعملگرایی است
هر روز صبح بنویسیم که امروز می خواهم روی چه چیزی تمرکز کنم
تمرینات ستاره قطبی و فانوس دریایی راتغییر دادم آن طور که مناسب خودم است خیلی عالی است خیلی عالی خیلی راضیم
به چیزهای مهم توجه کنیم و به چیزهایی که اهمیت ندارند توجهی نکنیم و اهمیتی برایمان نداشته باشد
ما از انرژی هستیم فکرمان هم انرژی است این انرژی فراوان وعالی را در جهت درست در مسیر اصلی قرار دهیم وبقیه موارد را کاری به آن نداشته باشیم توجه ما روی چیزی باشد که می خواهیم
just do it now
با عرض سلام و خدا قوت ب استاد عزیزم …
خواستم با یک کامنت بسیار متفاوت از بقیه دوستان ظاهر بشم …چون متفاوت بودن رو دوست دارم ……
مدتی هست که میخوام اینارو بگم انگار رو دلم سنگینی کرده تا نگم راحت نمیشم …
با عرض معذرت از محضر استاد عزیزم ب نظر استاد کاملا احترام میگذارم ….
انگار بعضی از دوستان اصلا چیزی برای گفتن ندارند …فقط اومدن چهار کلمه بنویسن که بگن ما هم هستیم …
دقیقا اومدن دیالوگهای استاد رو کپی میکنن تو کامنتاشون مینویسن …همون واژه ها …..همون املاء……یعنی خودشون چیزی برای گفتن ندارند …
متوجه نمیشم …یعنی چی ….؟!!!
حال ادم رو بد میکنن …این موضوع دیگه خیلی لوس و تکراری شده …..تعریف کردن خوبه …احساس خیلی خوبی ب ادم میده من خودم عاشق این کار هستم
هم انرژی مثبت داری منتقل میکنی ب بقیه …هم از زیبایی میگی…. هم موقع تعریف کردن خودتم انرژی میگیری ….حس خوبی بهت دست میده ….اما واقعی باشه …بعضی از دوستان اینقدر مصنوعی تعریف میکنن که حال ادم ب جای اینکه خوب بشه بدتر بد میشه ….ب خاطر همین موضوع من اصلا نمیام سراغ کامنتها ….امروز هم اتفاقی اومدم گفتم برم ببینم چه خبره …دیدم بازم همون کامنتهای تکراری …
اما ……………
از دیدگاه من اون لامپ جاش بسیار هم عالی بود
چون هم شکل لامپه قشنگ بود
هم نمای ساختمون رو در دل شب نشون میداد هم اون سقف زیبای ورودی ساختمون رو ……..
ب جای کندن اون لامپ استاد میتونست ی لامپ زیر اون سقف زیبا اضافه بکنه …و با نوری که از بالا و پایین میتابید هم روشنایی اونجا تامین میشد و هم زیباتر میشد ..
شکل زیبای ساختمون هم از دور ب خاطر ارتفاع لامپ بهتر دیده میشد …( البته این فقط نظر من بود )
اما خب استاد اینجوری حال کرد .
مطلب دوم که میخواستم در این ارتباط بگم این بود :
بعضی موقعها ادم شک میکنه ب اینکه این دوستان دارن از اموزه های استاد استفاده میکنن…البته ۹۰درصد بچه ها …هستن چند درصدی که درست دارن مسیرو میرن
ی حرف جدیدی ….
ی ایده جدیدی ….
ی فکر بکر…..
ی حرف تازه ….
خب این حرفهارو که ما خودمون داریم از استاد میشنویم ….درسته همه ما اینجا داریم از استاد اموزش میبینیم….اما …
اینقدرم دیگه کامنتهای تکراری زیاد جالب نیست ….ب جای نوشتن این حرفهای تکراری از این اگاهیهایی که در اختیار ما قرار میگیره استفاده کنیم …
حتی واژه ای که هم بعضی از دوستان توی کامنتاشون ب کار میبرن بدون کوچکترین تغییری هستکه استاد داره توی بیاناتش میگه….
یعنی چیزی برای گفتن ندارن
تعریف و تمجید خوبه ….
ولی نه تعریف وتمجید مصنوعی و الکی ….که بیایی از ابزار تعریف کنی …این ابزار توی ایرانم هست ….از ابزاری تعریف کن لنگه اش نباشه جای دیگه …..نردبان و اچار فرانسه و ابزاری دیگه که همه جا هست ….لااقل از چیزی تعریف کنید که ارزش تعریف کردن رو داشته باشه …
ولی شهامت و جسارت بیان ایده هاتم داشته باش وبیا بنویس ….ما یک خانواده چند هزارنفری هستیم قرار نیست همه مثل همدیگه فکر کنیم زیبایی خانواده در این که افرادش متفاوت فکر کنن ….دیدگاه های متفاوت داشته باشند ..نه اینکه همه مثل همدیگه فکر کنیم …پیشرفت از متفاوت بودن افکار استارت میخوره
ب شرطی که ب کسی اسیب نزنی …
و مهم تر اینکه شجاعت بیان دیدگاه مخالف رو هم داشته باشی ….اون موقعست که عیارت مشخص میشه …
نمیگم توهین بکن ….
با رعایت احترام ب فرد مقابل دیدگاهت رو بیان بکن ….
کمی جسارت داشته باش …
قسمت اخر فایل بسیار عالی بود خیلی لذت بردم بریدن شاخه های اضافی برام درس بزرگی داشت اینکه ما هم باید با شجاعت و جسارت و تمرین زیاد و با((((( سماجت ))))) ریشه افکار منفی و مزاحم رو از وجودمون بکنیم و پاک کنیم … میدونم که اینکار خیلی سخته اما شدنی هست .
که استاد با تصاویری که ب نمایش گذاشت و با توضیحاتش بسیار زیبا اینو توضیح دادند….
و این نشون میده که مطرح کردن دیدگاه های مخالف هم زیباست حتما نباید موافق استاد بود تا کامنتت پخش بشه …
باید کمی شجاع بود و متفاوت اندیشید
زیبایی جهان ب متفاوت بودن و تنوعش هست .
با تشکر از استاد عزیزم جناب عباس منش که خیلی چیزا ازش اموختم …
سلام به شما دوست عزیز من از اینکه به قول استاد هر چی زیو میگم که میدونم درسته و میگم و مهم نیست بقیه تعریف کنند و تمجید کنم یا بدشون بیا و این یعنی ایمان به رب که نترسی شجاع باشی و به قول قرآن کسانی که به خداوند ایمان دارند نه ترسی دارند و نه غمگین میشوند و…
خدایا شکرت من به این بخش از نظر شما توجه کردم و جلوه ی از قانون را برداشت کردم که تنها عامل موفقیت افراد ایمان هست که البته با عمله و این در وجودیتون هست سپاس گذارم از خداوند که این چنین نشانه های سر راه من و هم فرکانسی هستیم قرار میدهد
سلام ب دوست عزیزم …
کاملا با نظر شما موافقم….با شجاعت هست که انسان ب تمام خواسته هاش میرسه ….
هرکسی ب سبک شخصی خودش زندگی میکنه … ما باید تمرکزمون رو بر چیزی که میخوایم بذاریم …
اینجا ماهستیم که داریم از استاد اموزش میبینیم ….. عباس منش یک نعمتی هست از طرف خداوند برای کسانی که واقعا میخوان زندگی خودشون رو تغییر بدن …
واین ی فرصتی برای ماست که باید قدرش رو بدونیم و سپاسگزار خداوند باشیم ….
وگرنه عباس منش که داره با زندگیش عشق میکنه ….
و باز این ماییم که باید ی جورایی استاد رو مجاب کنیم که اموزشهای لازم رو ازش بگیریم ….
استاد عباس منش که نمیدونه گیر کار ماها کجاست هر کسی خودش رو بهتر میشناسه ….
ما نیومدیم اینجا بازی کنیم …
بقول استاد ……توی کلاس درس هرکسی متناسب با عملکردش نمره کسب میکنه …
ما باید حواسمون باشه ب چیزی که میخواهیم تمرکز کنیم ….واز حاشیه ب دور باشیم …
امیدوارم ب تمام ارزوهات برسی دوست من ….
متشکرم ….
سلام اقای رجب پور
ایولا دمت گرم منم هروقت کامنها رو میخونم این رو حس میکنم که بچه ها خیلی اغراق امیز مینویسند وتو کامنتها فقط دنبال نکات کلیدی میگردم وپیدا هم میکنم ولی او اغراقها بیشتره افرین بخدا منم گفتم اون جراغ جاش خوب بود شاید روشنایی خاصی نداشت ولی بالای سردر ومرکز اون هشتی دکور زیبایی داشت منم با نظر شما موافقم خیلی از کامنتها با همون چیزی که استاد میگه مطابقت نداره همون نکته ای که استاد میگه بچه ها خودتون باشید سبک شخصی خودتون
با سپاس فراوان
سلام دوست عزیز….
باور کن عین واقعیت نوشتم ….۹۰درصد دوستان اصلا تو باغ نیستن ….اصل موضوع رو ول کردن ب فرع چسبیدن….
ب چکش …اهنربا …اچار فرانسه …نردبان … جوراب ……فقط زوم کردن روی اینجور چیزا …….خوبه ….نمیگم بد …اینکه تو بیایی از چیزای خوب تعریف بکنی ….این خیلی خوب عالی هست ….
با این کار تمرکز بر نکات مثبت میشه…. و بسیار هم خوب …..بسیار هم عالی ….
ولی اینکه تو بیای کل ماجرارو ول کنی بچسبی ب این مسائل زیاد جالب نیست ……….در صورتیکه داستان چیز دیگه ای هست …
دوستان اگه کمی دقت کنن ب دور برشون این ابزار تو ایرانم هست …..برای دیدن این چیزا باید کمی نگاهشون رو گسترده تر بکنن نسبت ب محیط پیرامونشون …..اصلا کل این اگاهیها ب همین منظور ب ما داده میشه که ما خودمون رو پیدا کنیم …اون ادم قبلی نباشیم ……باید تمرین کنند کمی اوج بگیرن …..اون موقع میبینن که این چیزا رو خودشونم دارن اما حواسشون نبود …..مثال همون ضرب المثل خودمون : مرغ همسایه غاز هست ….
استاد عباس منش توی ایرانم بودوداشت تدریس میکرد … ولی کسی قبولش نداشت جز تعداد اندکی از افراد ….و کلی حرف و حدیث مربوط ب زمان خودش….
حالا که از ایران رفت شد طلای ۲۸عیار…
بعضی از دوستان کامنت میزارن ….وای چی میشه استاد اگه ما شمارو از نزدیک ببینیم ….وای اگه شما بیایید ایران ….ال میکنیم …بل میکنیم …..اینطور میشود ….انطور میشود ….
خب بنده خدا …………استاد عباس منش که توی ایرانم بود ….حالا که رفت امریکا اینقدر عزیز شد ..؟!
نمیدونم والا …
من اصلا این چیزارو متوجه نمیشم ….. سیستم من بهم میخوره وقتی این چیزارو میبینم …ب خاطر همینم زیاد تو کامنتها نمیرم ب ندرت …
حکایت ابزار هست دیگه .. …کل داستان رو ول کردن چسبیدن به ابزار ….
احساس میکنم ۹۰درصد اعضای خانواده عباس منش فقط سیاهی لشکر هستن ….
۱۰درصد هستن که موضوع رو گرفتند…
باور کن عین واقعیت دارم میگم …
ب امید جشن پیروزی (هر یک نفر از ) اعضای خانواده عباس منشی…….
متشکرم….
سلام دوست عزیز
به نظر من درسته که دوستان تعریف و تمجیدهای تکراری میکنن ولی خوب این طبیعیه چون همه ما داریم یک فیلم رو میبینیم ولی هرکسی از زاویه خودش می بینه و تعریف میکنه و به نظر من این حرفها خیلیم خوبه و راهنمایی میکنه ما رو به مسیرهای بهتر چون مثلا من که خیلی از ورودم به سایت نمی گذره و مدارم خیلی بالا نیست که بتونم تمام صحبتهای استاد رو برای خودم تجزیه و تحلیل کنم با کامنتهای دوستان بهتر متوجه اصل حرفها میشم و این همون چیزیه که استاد بارها گفتن که کامنتها رو بخونین تا بهتر متوجه حرفهای من بشین
و موضوع دیگه اینه که وقتی اینقدر نگاهشان به نکات مثبت زیاده که حتی یک جوراب رنگی هم از چشمشون مخفی نمی مونه یعنی مسائل اصلی رو بهتر میبینن و بهتر متوجه میشن .
چیزی که من از توی کامنتا فهمیدم این بوده و واقعا هم بعضی پیامها عالیه اگر وقت بذاریم و با همه وجودمون بپذیریم
سلام دوست عزیز…
به هر حال نگاهها متفاوته…..
هر کسی با توجه ب درکش ی برداشتی داره ……و نتایج خودش رو میگیره ….قرار هم نیست که همه نتایج یکسانی بگیرن از این فایلهای اموزشی که توسط استاد تهیه میشه و بر روی سایت قرار میگیره …
و این یکی از زیباییهای این جهان هستی هست که متفاوت در نگاه افراد هست ……
وجهان ب هر شخصی با توجه ب نگاهی که داره یکی از بی نهایت جلوه های خودش رو نشون میده …….
باید دوره تکامل طی بشه ………
من ب نظر تمامی دوستان و هم فرکانسیهای خودم کاملا احترام میذارم …و سر تعظیم فرود میارم …
نظر دوستانم برای من بسیار بسیار قابل احترام هست …
متشکرم از دقت نظر شما دوست عزیز …
امیدوارم ب تک تک ارزوهات برسی…
با تشکر….
بله درسته جهان با تفاوتهاشه که زیباست
انشاالله که من هم مثل شما و همه دوستان خوبم تکاملم رو طی کنم و درکم از دیدن و شنیدن فایلها بالاتر بره
ممنون از دعای قشنگتون
در پناه خداوند مهربان باشید
سلام بر استاد عزیزم و خانوم شایسته مهربان
خدا رو هزاران بار شکر و سپاس بابت دیدن این تصاویر و مناظر بی نظیر! واقعا انسان سیر نمیشه از دیدن این فضای فوق العاده در این فصل فوق العاده با اون آب و هوای رویایی تصاویر درختها رو توی آب هر بار که میبینم یاد بهشت میوفتم واقعا واقعا زیباست!! لحظه ای که استاد پاهاشون رو در داخل اون آب خنک قرار داده بودن واقعا دلم خواست…. وقتی قطرات باران بر سطح آب آرام دریاچه برخورد میکرد میتونستم خنکی هوا رو حس کنم چقدر لذت بخش بود….با تمام وجود دلم خواست کاش منم اونجا بودم!
ارزش ابزار مناسب رو بخوبی در این فایل بهمون نشون دادید استاد باز هم بر این نکته تاکید شد که برای حل هر مسئله اگه ابزار مناسبش رو بکار ببری کار نه تنها سخت پیش نمیره بلکه بسیار آسان و لذت بخشه دیدن اون چراغ روشنایی آمریکایی قدیمی برام جالب بود از بچگیام یادمه یکی از پارامتهای جنس خوب و با کیفیت made in usa بودن اون جنس بود! همیشه برام سوال بود که چرا واقعا اینطوریه؟! با دیدن این چراغ قدیمی که بقول استاد 50 سال بود اون بالا قرار داشت و وقتی بازش کردن حتا زنگ نزده بود! شاید بهتر این موضوع رو درک کردم . این فایلم پر از استفاده مناسب از ابزار مناسب و حل مسایله مثه اون سر پیچ لامپی که استاد از آمازون سفارش دادن با یه ایده ساده چقدر مسایل رو میشه براحتی حل کرد و براحتی پول ساخت خدایا شکرت! هیچ وقت فکر نمیکردم یه آهنربای کوچیک اینقدر کارایی داشته باشه و اینقدر قدرت داشته باشه که بشه باهاش اجرام سنگینی مثه اون چکش بزرگ رو عین هلو از روی زمین برداشت!! یا حتا استاد گفتن بیرون کشیدن اسلحه از داخل آب !! باورم نمیشد…
هرس کردن شاخ و برگای اضافی اون درخت….. خیلی خیلی زیبا و فوق العاده استاد ارتباطش دادن به قانون تمرکز بر روی اهداف اصلی زندگیمون اگر میخوایم رشد کنیم اگر میخوایم بریم بالا مثه اون درخت اگر میخوایم شرایط مون تغییر کنه ما هم باید تغییر کنیم ما هم باید یکبار تصمیم بگیریم کانون توجه ذهنمون بر روی چه چیزی باشه. یاد مثالهای زندگی خود استاد میوفتم بنظر ایشون در این زمینه بهترین الگوی همه ما هستن خب داستان زندگیشونو تقریبا همه میدونیم دیگه بحث مهاجرتشون به آمریکا و رها کردن دفاتر کارشون در ایران یکی از بهترین مثالهای زندگیشونه واسه من “””زدن شاخ و برگ اضافی و تمرکز صد در صد برروی هدف اصلی””” اینکار اگر جزو ویژگی شخصیتی مون بشه مثه استاد بهر چیزی بخوایم میرسیم. این جاها یاد همون مثال ذره بین میوفتم که قبلا استاد توضیح دادن چطوری وقتی این نور خورشید رو که همه جا هست میای متمرکز میتابونی قدرت وحشتناکی پیدا میکنه حالا تمرکز و زدن شاخ و برگا هم همینکارو میکنه.
هرچقدر فایل بگذارید از اون مکان سیر نمیشم بخدا اینقدر که زیباس خدا رو هزاران بار شکر که داریم درک میکنیم قوانینشو و میبینیم زیباییها و نعمت های بی پایانش رو بکمک دستان اش استاد خوبم و مهربان بانو خانوم شایسته عزیزمون
خدایا شکر این که یه مطلب از دید چند نفر دیده میشه چقدر درس های زیادی داره و بهتر از اون باعث بزرگ شدن سطل وجودیتون میشه و بیشتر باور میکنیم و وارد مدار بالاتری میشویم خدایا شکرت
منم دلم خواست …
این طیکه از متن تو رو کپی کنم و واقعا به دلم نشست ::«
هرس کردن شاخ و برگای اضافی اون درخت….. خیلی خیلی زیبا و فوق العاده استاد ارتباطش دادن به قانون تمرکز بر روی اهداف اصلی زندگیمون اگر میخوایم رشد کنیم اگر میخوایم بریم بالا مثه اون درخت اگر میخوایم شرایط مون تغییر کنه ما هم باید تغییر کنیم ما هم باید یکبار تصمیم بگیریم کانون توجه ذهنمون بر روی چه چیزی باشه. یاد مثالهای زندگی خود استاد میوفتم بنظر ایشون در این زمینه بهترین الگوی همه ما هستن خب داستان زندگیشونو تقریبا همه میدونیم دیگه بحث مهاجرتشون به آمریکا و رها کردن دفاتر کارشون در ایران یکی از بهترین مثالهای زندگیشونه واسه من “””زدن شاخ و برگ اضافی و تمرکز صد در صد برروی هدف اصلی””” اینکار اگر جزو ویژگی شخصیتی مون بشه مثه استاد بهر چیزی بخوایم میرسیم. این جاها یاد همون مثال ذره بین میوفتم که قبلا استاد توضیح دادن چطوری وقتی این نور خورشید رو که همه جا هست میای متمرکز میتابونی قدرت وحشتناکی پیدا میکنه حالا تمرکز و زدن شاخ و برگا هم همینکارو میکنه.»
خداروصدهزارمرتبهشکر
سلام و درود فراوان به استاد عباس منش جون دل.
خوبی استاد عزیزم ؟
خداوند بهت سلامتی و انرژی مثبت مضاعف بده.
استااااااااااااااااااااااد عجب ابزار های هیولا وار گونه ای دارین. من باشم الکی برای خودم کار میتراشم با اینها کار کنم. عجب نردبان استاندارد و عالی. کشویی با قفلهای ررراااااککک سالید . اون آچار فرانسه با بوکسها هیولای به تمام عیار. ابزار عالی لذت کار رو دو چندان میکنه.
استاد اصلا بهش نمیاد این خونه مال پنجاه سال باشه. منو باش فکر میکردم شاید نهایتاً ده سال پیش ساخته باشنش . اون لامپ عجب فریم هیولایی داشت و چقدر سنگین. خدا رو شکر پیشرفت تکنولوژی دیگه آدم مجبور نیست از وسایل سنگین و دست و پاگیر استفاده کنه. لامپهای ال ای دی امروزی ، لوکس نوری بالا ،مصرف کم ،سبک و نصب راحت.
یه وقتایی توی پالایشگاه یه چیزهایی میبینیم میگم این نقص طراحی بوده، بچه ها میگن اینجا رو فرانسوی ها ساختن، اونها اشتباه نمیکنن، میگم آقاااااااااا انسان انسانه، خطا و اشتباه به ملیت ربط نداره. حالا بنده خدا یا اول چراغ رو نصب کرده یا اول اون شیروونی بالای در ولی الان یه اشکال محسوب میشه. چراغ بالای شیروونی.
استاد استاد استاد، اگه از این فایل هیچ بهره ای نبرده باشم به جز اون قسمتی که در مورد قطع شاخه های اضافی گفته بودین ، یه جهش توی زندگی محسوب میشه. قطع تمرکز از نقاط غیر اصلی و گذاشتن تمرکز جدی روی موضوعات اصلی.
چقدر این نکته بی نظیره. یه وقتایی یه اتفاقی میافته ، ما به زمین و زمان و خدا گیر میدیم ، یعنی گگگگییییییییرررررر میییییدییییییماااااا خدایا چراااااااا چررراااااا چرااااا من ، چرا باید اینجوری بشه. آقاااااااا بیخیال، یه کم آروم باش ، خدا داره شاخه ها رو هرس میکنه تا رشد کنی ، یه کم آروم باش حمید.
تو بندگی خودتو هم خوب بلد نیستی.
ولی اون خدایی کردن رو خوب خوب خوب بلده.
تو شاید موسی یا یوسف و ابراهیم نباشی، ولی این خدا همون خداست که موسی رو از دریا عبور داد، ابراهیم رو از آتش ، یوسف رو از چاه، اسماعیل رو از زیر تیغ، نوح رو از طوفان … حمییییید «ان معی ربی، سیهدین»
سپاس استاد بی نظیرم ، که دست و زبان خداوند هستین. خدا شما رو برامون نگه داره. الهی صد هزار مرتبه شکر.
سلام میکنم به استاد عباسمنش عزیز وخانم شایسته نازنین
امروز این فایل رو تو یه موقعیت عجیب که برای سلامتیم پیش اومده دارم نگاه میکنم .
دندونم دوساله که خرابه ومن میترسم که برم بکشمش .
حتی چند بار رفتم روی تخت دندون پزشکی خوابیدم اما اینقدر ترسم زیاد بود که بلند شدم وفرار کردم .
دیروزصبح به طرز عجیبی صورتم ورم کرده .طوری که دیگه حتی نمیتونم آب دهنم رو قورت بدم .
داشتم باخودم فکر میکردم که مریم چرا میترسی بری این دندون رو از ریشه بکنی ؟؟هااا؟؟
جوابش این بود اولا که یه دندون نیست وسه تا هست ودوما اگر سه تا دندون رو با هم بکشی اونوقت میخوای چکار کنی ؟؟چطور غذا میخوری ؟صورتت خیلی زشت میشه
الان که دارم مینویسم جهان چنان بالگد بهم زد که چاره ای جز کشیدنشون برام نمونده .
حالا چرا اینا رو مینویسم ؟
اولا که یادم نره از نعمتی که خدابهم داده درست استفاده نکردم وازش مراقبت نکردم وهیچ وقت بابتش سپاسگزاری نکردم .
ویادم بمونه که من کلی دندون سالم دارم تو دهنم چرا تمام تمرکز من روی این سه تاست؟؟
این از دندونم که دیروز تمام مدت داشتم نگاش میکردم ومیگفتم این درد حاصل افکار منه حاصل اشتباهات منه وبا خودم میگفتم چطور ذهنم رو ببرم به سمت افکار مثبت که این درد عجیب رو فراموش کنم وقدم به قدم هدایت شدم .
….
اینا رو نوشتم برای خودم که یادم نره وقتی برای نعمتی که خدا بهت داده ارزش قایل نشی, اینطوری ازت گرفته میشه .
اما من این بارخیلی خوشبختم که اینو فهمیدم .بارها وبارها شده جاهایی از بدنم درد گرفته ومن اصلا متوجه نبودم که خودم با افکارم وباورای اشتباهی که درمورد سلامتیم دارم باعث این حجم از درد شده .
…..
واما قسمت ششم زندگی در بهشت :
این قسمت خیلی مغزی بود مثل تمام قسمت های فایلایی که روی سایت میاد ومن به اندازه ای که فهمیدم این بود
شاید الان ندونم هدف ورسالتم توی زندگیم چیه اما اول قدم های کوچیک کوچیک بردارم تا به مسیرهای بهتر هدایت بشم
تا قدم اولی برداشته نشه هیچ قدم دومی در کار نیست .
استاد چند روزه که دارم این زیباییها رو میبینم وبا خودم میگم استاد دوست داشت بهشتش این شکلی باشه
مریم تو دوست داری بهشتت چه جوری باشه ؟؟
آیا اینقدر از ریم ترسوی بزدل فاصله گرفتی که بتونی برای خودت چیزایی غیر از این زندگی بخوای ؟؟
دیدم بله یه کم بهتر شدم یه ذره کوچولو انرژیم بیشتر شده
تو روابط اصلا یه آدم دیگه شدم .
وابستگیم خیلی به اطرافیانم مخصوصا همسرم کمتر شده ومیتونم به تنهایی وبدون ترس بیرون برم .حتی خرید کنم بدون اینکه بترسم وقتی برگشتم خونه کسی منو قضاوت کنه که این چیه که خریدی .
…
استادجدایی از زیبایی بی نظیر پردایس حرفایی که امروز زدید رو باید با خودم مرور کنم .
ببینم شاخ وبرگ های اضافه ای که به خودم چسپوندم ومیترسم بکنمشون چیه ؟؟
اون چیه که مانع رشد من میشه ??
اون چیه که بالهای منو ازم گرفته ونمیذاره پرواز کنم ؟؟
….
مریم خانم تومیترسی
فکر میکنی خیلی بلدی
واین همه مدت فقط برای اینکه لایک بگیری کامنت گذاشتی
….
چه سمفونی زیبایی گذاشته بودن جیرجیرکها وقرباغه ها
سلام به شما دوست عزیز…
داستان جالبی بود همزمانی ات با این قسمت.
البته داستان منم جالب شد…
اصلا این قسمت یک جور خاص جالب شد.
خوب گفتی باید فکر کنیم چی جلوی رشدمون رو گرفته…………
تبریک به قدم های درستی که داری در مسیر درست برمیداری دوست عباس منشی من….
چه همزمانی خوبی بود شروع و پایان این قسمت برای من…
شروعش با شنیدن آهنگ معروف شده روی قسمت های “سفر به دور آمریکا” که شنیدم و اینکه امروز قسمت 101 این سفر هم “نشانه ی من” بود،چون یک بخش تکمیلی و پرسش و پاسخ بود. اصلا این آهنگ رو نداره و یک چیزی برای دیدنش و حس و حال سفر به دور آمریکا کم بود. که با انتخاب اینکه اول سریال رو ببینم تکمیل شد تا بعد از اون با لذت بیشتر آگاهی های اون قسمت رو ببینم.
خب از مقدمه بگذریم بریم سراغ اصل مطلب با یک ماجرای جالب دیگه…
*توجه کردن به لامپ بالای در کلبه(لامپی که اصلا کارایی درستی نداشت، که از این قسمت کلی درس میشه گرفت)
سوالی که پیش میاد اینه که این لامپه قراره جلوی در رو روشن کنه وقتی روی شیرونی هست چی رو میخواد روشن کنه؟!
استاد چه سوال خفنی و چه طرح مسئله ی ساده و عمیقی بود.
*گاهی برای یک تغییر کوچیک که تاثیر زیادی نداره. تلاش و ممارست زیادی نیاز هست. ابزار زیادی نیاز هست.
*هر چقدر هم لامپ سردر قدیمی و حرفه ایی باشه با کمک مجموع ابزار های حرفه ایی میشه که بشه. وقتی قرار هست خرابی و خسارتی به بار نیاد پس باید حوصله به خرج داد(استاد سیم اون لامپ هرز رو لازم داشت، پس با صبوری پیش رفت با کمک ابزارهای مناسب، با کمک همراه و پایه مناسب….)
* چه آچار فرانسه حرفه ایی، چکش، آهنربای پرقدرت خفن کشتی کش،جعبه های حرفه ایی با کارایی های متفاوت
* لذت بردن از مناظر و محیط اطراف با فیلم برداری مریم شایسته حرفه ایی مون، دنبال کردن کار رو لذت بخش میکنه. خصوصا که نکته طلایی هم میگن…ممنون از شما…
*«کار کردن روی خودمون یک فرآیند دائمی هست،که برای بهبود شرایط کنونی مون انجام میدیم.مهم نیست چقدر اون بهبود کوچیک باشه یا اصلا درباره چی باشه، حل مسئله چی باشه. مهم اینه که وقتی ادامه دار میشن ما رو به شرایط کاملا متفاوت میبره» چقدر این کلمه توش درس داشت مریم بانو…الحق شاگرد نامبروان استادی…ممنونم ازت
*استفاده از آهنربا با بازیگوشی و برای لذت بدن به سبک بازی کردن یا استفاده از آهنربا با تیزهوشی برای جمع کردن میخ های پراکنده به سبک تفریح کردن
*حل مسئله جدا کردن یک آهن ربای خفن از یک چکش خفن…یک راه حل ساده داره که حل شد…
* نردبان قابل تنظیم، کیفیت بالا، قفل شونده،چرخ دار، با تهیه آسان یعنی خدایا شکرت که اینقدر فکر و ایده به کار بردن برای ساخت و رفع نیاز این نردبان.
* رفتن به سراغ لامپ های اطراف کلبه چوبی
*لامپ ها شده بود خونه حشرات و کلی کثیف شدن و مانع انتشار نور بهتر میشدن
*تا استاد کمی استراحت میکنه مریم بانو رفت، کلی اون حباب لامپ ها رو تمیزشون کرد اومد. دمت گرم
منم نور سفید رو دوست دارم استاد، حسش بهتره.
* دنبال راه حل ساده و مناسب برای یک مسئله…گردن باریک کن لامپ های بی گردن
* هرس شاخه های اضافی و بیهوده درخت و یک درس عمیق
کمک به رشد درخت میکنه به سمت خورشید.
سبک شدن برای رشد کردن.
شاید باعث ناراحتی بشه چون داره از دست میده ولی جلوی رشدش رو میگیره…و اون درخت رشد میکنه به سمت بالا
«خیلی از دست دادن ها باعث رشد آدم میشه» تمرکز روی چیزهای اساسی و مهم باید بذاریم.
تمرکز بصورت مساوی همیشه درست نیست، تمرکز باید جایی باشه که باعث پیشرفت اساسی میشه.
هدف اصلی چیه روی اون باید متمرکز بشیم.
خیلی مهمه که ما تمرکز مون کجاست
یک جمله عمومی و محدود کننده : هرچیزی که خارآید روزی به کارآید.
قطع کن اون چیزی که باید قطع بشه….
برای قطع کردن شاخ و برگ های اضافی شجاعت لازم داریم.
پایان این قسمت مثل شروع با جدا کردن و قطع کردن و میشه گفت اصلاح تمرکز….
استاد دوستت دارم برای این نگاه زیبا و قشنگت…
مریم جان دوستت دارم بخاطر تمام بودن ها و بازیگوشی هات …
خدایا سپاس سپاس سپاس
سلام خدمت استادم و دوستان عزیزم
منم تصمیم گرفتم از این به بعد هر فایلی رو میبینم کامنت بذارم و دریافتهامو بنویسم . دیدن این پاردایز برای من معجزات زیادی رو خلق کرده . من سالها آرزوی رفتن به یک ویلای کوهستانی و اقامت یک شب اونجا رو داشتم و هر سال عید تصمیم میگرفتم که علیرغم اینکه همسرم نمیتونه عیدها سفر بیاد بچه هامو بگیرم و با ماشین برم یک ویلایی توی کوهستان برای یک شب اجاره کنم و هر سال این تصمیم رو میگرفتم و شب عید میترسیدم و اقدام نمیکردم تا اینکه امسال از ماه بهمن شروع کردم به نوشتن رویام در مورد اقامت توی یک جای رویایی مثل پارادیز و این نوشتن رو ادامه دادم و ترسهامو دیدم ترس از تنهایی سفر رفتن ، جاده ی سخت و رانندگی ، جک و جانور و ….. تا اینکه از طریق یکی از دوستام آدرس یک ویلایی توی یک منطقه ی خوش آب و هوا رو گرفتم و قبل از عید با همسرم رفتیم و اونجا رو برای عید رزرو کردیم و من و بچه هام تنهایی توی عید اونجا موندیم . دوستانم عین پاردایز بود! یک دریاچه ی بزرگ با اسبهایی که دور و بر دریاچه چرا میکردند و مرغ و خروسها و ما ده روز اونجا موندیم . من رویامو اونجا زندگی کردم و یکی از بهترین سفرهای عمرم بود و من اونجا تجلی قانون تمرکز بر زیباییها رو به چشمم دیدم . قانون اینکه وقتی شجاعت داشته باشی و روی خواسته ات وایستی جهان ازت حمایت میکنه و من الان دارم هر روز برای خونه ام یک کارهای کوچیکی انجام میدم تا اونجا رو برای خودم لذت بخش تر کنم . درس این جلسه از زندگی در بهشت من رو به گلوگاههای زندگیم برد حذف زوایدی که از حذفشون میترسم . من استاد دانشگاهم و از تدریس و کار کردن توی دانشگاه محل خدمتم خوشم نمیاد . احساس میکنم اونجا هیچ شرایطی برای رشدم نداره و منو کسل میکنه . انگار دارم خودم رو گول میزنم و وقتم رو تلف میکنم . اما ترسهام چی ؟ به حقوقش نیاز دارم -به همسرم و بقیه چی بگم ؟ بگم دانشگاه رو ول کردم ؟چرا دکترا گرفتم ؟ مگه کار پیدا میشه ؟ کی هیات علمی بودن رو ول میکنه ؟ اما ….. میدونم که من تدریس رو دوست ندارم و از طرفی به هیچ شاخه ای علاقه ی خاصی ندارم خودشناسی تنها زمینه ای هست که سه ساله دارم عاشقانه انجامش میدم و بخاطرش ساعت 4 صبح بیدار میشم و مینویسم و میخونم . چند وقته شروع کردم که کسب مهارتهای عملی توی رشته ام . بهم الهام شد که علیرغم اینکه میگی رشته ات و شغلت رو دوست نداری اما از روزی نیم ساعت شروع کن و بجای خوندن کتاب و مباحث تئوری دست به آچار شو و عملی هم کار کن و منم شروع کردم و پیشرفتم هم خوبه کمی علاقه مند شدم اما بازم میبینم تدریسش رو دوست ندارم و دوست دارم چیزی رو ایجاد کنم نه اینکه بشینم و اون رو درس بدم برم توی بازار ، با یک تیم خلاق و پویا کار کنم . از حرفهای استاد دارم استفاده میکنم و جلو میرم ” به الهامات قلبیتون توجه کنین و حرکت کنین . نگید قدم بعدی چیه ؟ بعدش چی ؟ خدا هدایتت میکنه ” منم با تکیه به همین قانون دارم میرم جلو . جالبه توی ایام کرونا که تدریسها آنلاین شده حالم خیلی بهتره . فرصت بیشتری پیدا کردم توی خونه باشم و بیشتر بخونم و بنویسم و فکر کنم . منتظر الهامات خدای خودم هستم .