این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/04/abasmanesh-3-1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-04-28 08:41:472024-12-21 08:13:58سریال زندگی در بهشت | قسمت 7
407نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
اول از همه رابطه ی عاشقانه و توحیدی استاد و مریم خانم رو تحسین میکنم که مثل الماس میدرخشد و برقش چشمت رو میگیره و دلربایی میکند
و همکاری متقابل استاد و مریم خانم رو تحسین میکنم که مثل دو تا دوست دو تا رفیق صادق و وفادار تو ساخت لحظات شیرین همکاری استثنایی دارند
و خدا رو سپاسگزارم بخاطر خلق این طبیعت ،سر سبزی ،اونپرندگان زیبا و حتی اون حشرات عشق ،و اون اسب دلربای استاد
واقعا استاد تو دوره قانون آفرینش منو از خواب زمستانی 44 ساله ام بیدار کردید من توی غار به خواب عمیق جهل رفته بودم و بقول شما ذات جهان خوشبختیه ،و وقتی احساس خوب داشته باشیم خوشبختی خودبخود به سمت ما روان است و نیازی به تلاش فیزیکی از بیرون نیست با احساس خوب با خواسته مون هم فرکانس میشیم و هیچ ربطی به شرایط تلخ گذشته هم ندارد باید یاد بگیریم به احساس خوب پایدار برسیم
و شما نمونه بارز یه انسان هستید که خداوند هر آنچه را خواستید بشما از قبل داده فقط از قانون درخواست ،تضادها ،احساس خوب داشتن ،سپاسگزاری ،استفاده کردید با ساخت باورهای توحیدی تون از قبل و با خواسته هاتون هم فرکانس شدید
خداوند را سپاسگزارم که هر لحظه در حال حمایت و هدایت ماست و به ما الهامات میکند بشرط احساس خوب داشتن
خدایا سپاسگزارم و سپاس از استاد عزیز و خانم شایسته خدا قوت
من عاشق این خونه این دریاچه این فضا و مکانم و از ته قلبم چنین چیزیو برای خودم تجسم میکنم،استاد من هربار که فایلی از پارادایس میبینم به این یقین میرسم که شما واقعا انسان شگفت انگیز و موفقی هستین و باعث میشه وقتی به شما نگاه کنم باور های مثبت تری رو در خودم تکرار و تمرین و پرورش بدم و به اینده ای روشن و موفق امیدوار بشم و یقین پیدا کنم اگر استاد تغییر کرده منم میتونم و مطمعنم روزی با نتایج درخشانم خوشحالتون میکنم ،بارها گفتم امروزم هم دوباره میگم علف های هرز مثل باور های نادرست و مخرب و سمی هستن که هرچقدر بیشتر بهشون پرو بال بدی بیشتر تورو به عمق و کف میکشونن،من تقریبا نصف سریال رو دیدم و وقتی نتیجه رو ادممیببینه شگفت زده میشه چون با زدن اون درختا و علف های هرز دریاچه شکوه و عظمت و زیبایی خودش رو بهتر نشون میده و به ادم ها این ذهنیت رو منتقل میکنه هرچقد از ادم های بد،باور های مخرب،سمی و نابود کننده فاصله بگیری فرصت بیشتری رو پیدا میکنی که زیبایی های خودت رو نشون بدی و چهره ی پرفکتی افراد ازت میبینن و با این کار از همه لحاظ ادم پیشرفت بیشتری خواهد داشت،استاد از رابطه و عشق بین شما و مریم جون ممنونم که انتظارم رو از یک رابطه خیلی بالاتر برده و بهم دوست داشتن واقعی رو نشون داده و بهم فهمونده ادم ها همیشه نباید ب زور یه رابطرو بخوان و برای چیزی که جهان داره بهشون نشون میگه نادرست و غلطه زور الکی بزنه شاید بعضی اوقات همین که دو نفر باهم کنار بیان و مکمل هم باشن و حال دلشون کنار هم خوب باشه برای شکل گیری رابطه کافیه و وابستگیه الکی نمیتونه دوام بیاره، ممنونم از خداوند متعال که من رو به سمت این فایل عالی هدایت کرد خدایا شکرت
خداوند رو بی نهایت شکر میکنم که اینقدر به صورت عالی ،من رو در مدار دیدن این سریال فوق العاده با هدف بهبودگرایی و استمرار در مسیر قرار داده
من و خدا تو این مسیر کللللی لذت میبریم، به قول پاکیزه جان خدایا کرور کرور شکرِ شکرِ شکرت …
□□□□□
باز هم صحنه دلربای پرادایس
بازهم رنگ سبزِ درختان که خیلی زیبا سبزه ،بازهم صدای مراقبه که من دوست دارم بهش ابراز ارادت کنم و بگم خانم شایسته جات تو قلبمه برام خیلی عزیزین …قلب فرواااااااان
تلاش استاد عزیزمون برای ساختن اندام عالی و سلامتی قابل تحسینه
باز هم استفاده از ابزار مناسب و کارآ که انصافا نکته بارز و بولد زندگی شما در طول این 7 قسمت برام بوده
قدردانی و تعریف با ذوق و شوق استاد از دستکش ها قابل تحسینه
خودای من، چه نشونه ی زیبایی حشره عشقققق
چقدر دوست دارم خنده های ریز خانم شایسته رو
الله اکبر انگار آبی آسمون افتاده رو دریاچه و در هم ادغام شدن خیلی زیباست ،خیلی رویاییه
با دیدن اینکه استاد درختها رو میکشیدن حس کردم قلبم بهم میگه :کارت ،هدفت هر چقدر هم بزرگ و به نظرت سخت بیاد تو شروع کن ، قدم بردار به خدا اعتماد داشته باش ادامه بده مطمئن باش بهش میرسی و تیکشُ میزنی
تمرکز خانم شایسته رو کارشون ستودنیه
قابل تحسینه که شما اینقدر با ذوق کارهاتون رو انجام میدین، حتی در خوردن یه نوشیدنی و به اون هم جون میمیبخشین دمتون گررررم
نحوه ی عشق ورزیدنتون به براونی قابل تحسینه
با استفاده از آموزه خانم شایسته در مورد پیچکهای وصل شده به درختها یاد گرفتم که ترسهام رو شناسایی کنم و از غلبه بر کوچکترین ترس شروع کنم و پا رو ترسام بزارم (خدایا شکرت )
بسیار زیباست کلبه چوبی رویِ آبِ شما عینه رویاست
چه خوبه که استاد جان در عینه محافظت از خود داره کارشو انجام میده براوووو
وای نظر مریم عزیز در کپشن برام خیلی راهگشا بود خدا خیرت بده مریم جان
من یه ترس در وجودم احساس کردم با خوندنِ متنِ مریم عزیز ،
اینکه انگار من به خاطر ترس از تموم شدن پولم (باور کمبود)نمیخوام دوره قانون سلامتی رو تهیه کنم با اینکه من هر وقت دوره خریدم به 10 روز نکشیده پولی که پرداخت کردم به صورت معجزه وار به زندگیم برگشته و الان که برخلاف همیشه پول نقد خودم جور میشه و من میتونم قدمی بردارم، ذهنم شروع کرده به نجوا و میگه تو هوا سرده لباس مناسب نداری! اگه خریدی دوره رو و پولی دستت نیومد چی ؟ بی لباس میمونیا!!!
بعد بیشتر که فکر میکنم میگم من الان انگار به خاطر جلب توجه دیگران میخوام لباس بخرم درسته یه کم کمبود لباس فصلی دارم اما پس خدا کجاست ؟ خدا همین حوالیه، خدا هیچ وقت دلش نمیاد من لنگ دو تیکه لباس بشم من عزیز دردونه خدام ،سعیده جان میگه استاد تو دوره هم جهت میگن همون خدا آره همون خدایی که خیلی کارها برام کرده کمکم میکنه که من به ترسم غلبه کنم و آنقدر روزی میرسونه که هر وقت یادم میفته از ذوق بلند بلند بخندم ،اون مدیرِ تموم اسمونها و زمینه حالا میاد میزاره من لنگ بمونم من ازش خواستم و اونم اجابت میکنه
من بندگیشو میکنم ،احساسم رو خوب نگه میدارم اونم خداییشو خوب بلده ،بعد ذهنم همش نجوا میاره که صورتت لاغر میشه ها و میبینم که پشت همین حرفِ ذهنم ترس از نظر دیگران مخفی شده ترس از قضاوت شدن ، با خودم فکر میکنم میگم اگر من همین الان یا هر زمان به فکر رشد روحی و جسمی خودم نباشم فردا روزی یه مشکلی برام به وجود بیاد به خدا همین مردمی که من نگران نظرشون هستم ،من رو دست می اندازن مسخره م میکنن حالی ازم نمیپرسن ککشون هم نمیگزه
حالا من بیام زندگیمو فدای نظر دیگران کنم
آرزو یادته دیروز تو فایل فکر کنم 5 دوره عزت نفس استاد گفتن هر تصمیمی که گرفتن روزی مسخره شدن اما ببین نتایج استاد رو ببین الان همه اونایی که استاد رو مسخره کردن میان از استاد راهنمایی میخوان
پس گل نازِ من ، نترس آروم باش پولات تموم نمیشه دنیا دنیای فراوانیه همون خدایی که این پولا رو داده بیشترشم میده
همون خدایی که تا همین امروز کلللی برات لباس معجزه وار رسونده بازم میرسونه خدا وهابه میرسونه غمت نباشه دختر
حرف مردم رو بی خیال ، حرف مردم کم اهمیت ترین حرفه ولشون کن قضاوتشون هم نکن ،توضیح اضافی هم نده در دنیای توحیدی خودت باش ، روی خودت کار کن و هر جا دیدی داری کم میاری یاد استاد بیفت که روزی همه مسخره ش میکردن به خاطر عقایدش مسخره ش میکردن اما الان چی ؟همه آرزوشونه با استاد عباسمنش یه کلمه حرف بزنن چی شد؟؟
خدایا هزاران بار شکرت
با وجود یه سختی غیر قابل توضیح در مورد این موضوع یعنی ترس از ورود به دوره قانون سلامتی و هر دفعه به نحوی انگار میخوام این کار رو بندازم یه وقت دیگه و ذهنم بیشتر ممانعت میکنه و فقط دوست داره یه مانع ایجاد کنه یا بزاره که مسیر غلط رو برم و اینکه وسط دوره عشق و مودت این ایده اومد که وارد دوره قانون سلامتی بشم رو به فال نیک میگیرم و نمیدونم قراره چی بشه گاهی میگم آخه چه ربطی دارن اینا بهم؟! اما مطمئنم خیریتی هست که من ازش بیخبرم …
باید رو این ترسی که ذهنم به جونم انداخته پا بزارم و با هدایت خداوند هر روز قدمی بردارم تا بالاخره به آسانی و در نهایت روانی وارد دوره بشم و اجرا کنم و معجزات و برکتش روببینم
من میرم تو دلش تمام تلاشم رو میکنم و نتیجه کار اصلا مهم نیست یا به اون سبک پیش میرم یا نه مهم حرکت کردن من و غلبه بر ترس و نجواهای ذهنیه که 9 ماهه همش درگیرشم و میخوام ذهنم رو آزاد کنم !!
من به عقل خودمیه ذهنیتی دارم که کی دوره رو تهیه کنم، اما در نهایت میزارم به عهده پروردگارم و ازش میخوام هدایتم کنه و در زمان و مکان مناسب من رو در مدار دریافت دوره قانون سلامتی قرار بده و رمز درستیه کار اینه که ساده و اسون انجام بشه
آرزو جان یادته از کار کردن رو روابطت وحشتناک داشتی و همیشه به عنوان آخرین موضوع بهش نگاه میکردی ببین به لطف خداوند شروع کردی پا گذاشتی رو ترسات ،الان شرایطت چیه ؟
چیری جز اینه که آرزوی الان ،آزادی الانِ آرزو هیچ ربطی به قبل از 25 مرداد 404 نداره میبینی چقدر رها شدی
میبینی چقدر خودتو دوست داری ؟
میبینی حس امکان پذیری هر خواسته ای برات هر لحظه بولدتر میشه ؟
میبینی روابطت چقدر بهبود پیدا کرده؟
میبینی چقدر رهاتر شدی؟
حالا فکر کن اگه پا رو این ترست نمیزاشتی، چی میشد؟فکرش هم آزاردهنده است
پس با وجود ترس برو جلو ، نور در راهه
از ترساندن ذهنت غمگین نباش
ذهن کارش نجواگریه اون وظیفه شو انجام میده اما صدایی خدا همیشه بلندتره..
میخوام از ترسهام نترسم.. میخوام ریشه های ترس رو قطع کنم قبل اینکه تو وجودم ریشه بزنه مثل پیچکها و تمام وجودم رو بگیره
در راستای تعهد و پروژه ی چهل روزه م، امروز سر ناهار گفتم باز یه قسمت از زندگی در بهشت ببینم و توجه به زیبایی ها کنم
و دو تا درس خیلی خوب گرفتم
یکی تلاش برای غلبه به ترس ها و ضعف های کوچیک که میتونه برخلاف تصور ما که حالا اینا چیزای کوچیکیه و خیلی مهم و تاثیرگزار نیست ولی میتونه مثل اون شاخه های کوچیک همه جا بپیچه و اگر تو خیلی از مشکلاتِ بزرگتر دقت و ریشه یابی کنیم احتمالا اثر و ردپایی از این مشکل و ترس کوچیک پیدا میکنیم
حالا جالبه من از تاریکی و رانندگی و تنها زندگی کردن و اینا نمیترسم، اولین چیزی که به ذهنم رسید وقتی مریم جان اینا رو میگفت، راحت نبودنم در ارتباط برقرار کردن و با آدما حرف زدن و اینچیزاست!
ینی بارها شده همینجا تو سرکار هم، برای اینکه از یه موقعیت این چنینی فرار کنم، یا درواقع جلوگیری کنم، کلی خودمو معطل کردم، مثلا میخواستم برم ناهار، بعد دیدم از سالن صدای صحبت کردن آدمای غریبه میاد، که مهمونای مدیرمون بودن و با خودم فکر کردم حالا من برم ازونجا رد شم برم آشپزخونه آیا باید گریتینگ کنم با اینا یا نکنم، شاید خب مشغول حرف خودشون باشن و بهتر باشه من اصلا interrupt نکنم، بعد ازونور نکنه اینجوری بد باشه بی ادبی باشه، یا نکنه برم یه هِلویی چیزی بگم بعد اونا مشغول حرف زدن باشن نفهمن اصلا بعد من ضایع بشم، یا مثلا بیام یه چیزی بگم به تته پته بیفتم (انگلیسی) یا حتی با آدمای ایرانی و زبون فارسی هم همینطور، کلا از مواجه شدن با آدما و ارتباط برقرار کردن و این حرفا فرار میکنم
بعد ازونور خیلیم دوست دارم منم یه سری دوست و حلقه ی دوستان داشته باشم با هم بیرون بریم ارتباطات داشته باشیم مهمونی دعوت کنیم همو… خلاصه باید رو این کار کنم
درس بعدی: تصور نتیجه ی نهایی و فقط فکر کردن به اون، نه فکر کردن به مسیر و چگونگی
تجسم و یادآوریِ اون تصویر نهایی کلی بهمون انرژی و انگیزه ی مضاعف میده
هدایا شکرت برای این فایل خیلی زیبا و درسهای امروزم
دو روزه به همسرم میگفتم بیا وسایل اتاق شیرینو جابجا کنیم
وهربار یه بهونه ای می آورد و اینکار انجام نمی شد
تخت شیرین بغل شوفاژ اتاقش بود و از اونجایی که خیلی گرماییه مدام روش رو پس میزد و من که نیمه شب بیدار میشدم میدیدم بدون پتو خوابیده
هوای رامسر خیلی خنکه ونمیشه شبها بدون پتو خوابید
یه هفته ای هست که من هرشب این ماجرا رو دارم
شایدم شبی چندبار
یه ان خداوند هدایتم کرد تخت رو جابجا کنین مسئله حل میشه
امروز صبح که باز دیدم همسرم کمکی نکرد و رفت
باز هدایت خداوند اومد
خودت امتحان کن اگه نتونستی ولش کن
کارهای ناهارمو کردم و به امیدخودش رفتم کشوهای تخت رو دراوردم بعد میز تحریرش رو گذاشتم کنار وتخت رو تکون دادم تا یه جاییش که روی سرامیک بود راحت تر بود بعد که میخواستم بزارمش رو فرش یکم کار سخت شد
ولی شد وخداوند کمکم کرد واتاق به شکل مناسبی تغییر کرد و وسایلش جابجا شدند
خیلی احساسم عالی شد
از اینکه نتیجه ی کار جلو چشمم بود قبل اینکه شیرین و همسرم برگردن احساس غرور بهم می داد
یه درس مهم گرفتم ،
اول هرکاری میخوای انجام بدی خودت امتحانش کن از خدایاری بگیر ودست بکار شو
اگه شد که خداروشکر
اگرنشد اونوقت درخواست کمک بده
این چند سال هربار میخواستیم یه جابجایی تو اتاقش کنم فکرم این بود که بدون فرید نمیشه
البته اینو بگم که کمد لباساشو نمیخواستم جابجا کنم چون اون خیلی خیلی سنگینه و واقعا نیاز به کمک داره
ولی بدون کمد هم فکرشو نمیکردم تنهایی از پسش بربیام
استاد شما هم تو این قسمت راجع به اقدام کردن و تجسم نتیجه و نقطه ی پایانی گفتید که باعث میشه انگیزه بگیری و بری تو دل کار
خیلی لذت بردم وقتی دیدم چالش امروز من رو شما هم به یه شکل دیگه داشتید
استاد ازبس شرکهای خفی تو درونمونه
خودمو میگم حتی نمیکردم امتحان کنم
فک میکردم حتما باید یکی دیگه باشه
این شرکه دیگه
باباخداهست اون یاریت میکنه
فقط کافیه بش توکل کنی وبگی خدایا
مارمیت اذ رمیت لکن الله رمی
اونوقت قدرتی خداوند به دستانت میده که بعدش خودتم باور نمیکنی این کارارو کردی
خدایاشکرت براتوحید برا حرکت برا توکل و ایمان به خودت
امروز صبحمون روبا دیدن سریال سفرنامه شروع میکنیم که حسابی یه صبحانه ی خیلی خوشمزه به روحمون بدیم.
آماده میشیم برای شروع کار
کاری که شاید در ابتدا سخت بنظر برسه اما وقتی با خودمون میگیم با این کار قراره ویو دریاچه و خونه قشنگ تر بشه انگیزه ای میشه برای جلو رفتن
استاد جان و مریم جان نوشیدنی هاشونو هم برداشتن که وسط کار یه استراحتی کنن و یه نفسی تازه کنن
و البته ابزارهایی که قراره کار روراحت تر کنه.
بنظرم با دیدن این سریال باید این موضوع روشبیه سازی کنیم که مثلا من که دارم میرم فلان کار رویرای هدفم انجام بدم به چه ابزاری نیاز دارم که هم کار روبرامراحت تر کنه و منو زودتر به هدفم برسونه.
خداروشکر بخاطر وجود این اره برقی که کاررو انقدر راحت تر کرده
خداروشکر بخاطر وجود ایننوشیدنی ها که خستگی رواز وجود ادم بیرون میکنه.
خداروکشر برای وجود این براونی که انقدر زیباس و با خوردن علف ها وچمن ها کاررو خیلی راحت تر کرده.
صحبت مریم جان فوق العاده بود اینکه از ترس های کوچیکمونشروع کنیم چون همین ترس های کوچیک اگه بهشون رسیدگی نکنیم انقدر رشد میکنه که سر به فلک میکشه
سلام و ارادت خدمت همگی به رسم عادت و تعهدی که به خودم داده بودم اصلا دلم نیومد که این تعهد رو بشکونم و هرطور بود می خواستم که یک پیام رو قرار بدم
در صورتی که اگر پیامی هم نبوده در عوض خیلی متعهدانه داشتم مسیر رو ادامه می دادم و اتفاقات ویژه و عالی هم در واقع افتاده ، همه چیز داره به بهترین شکل خودش پیش میره ، همه افراد ، اتفاقات داره به شکل منظمی متناسب با قانون متناسب با بهترین کیفیتی که من میتونم روی خودم کار کنم پیش میره و از این موضوع بسیار بسیار خوشحالم و از خدای خودم ممنونم
روز هفتم در واقع برای من به این شکل گذشت که ارتباط بسیار عمیقی بین من و قرآن شکل گرفت جایی که یادم جمله ای از استاد میوفتم که توی یکی از فایل ها ازشون شنیدم که ، قرآن برای هر کدوم از ما انسان ها بسیار بسیار قابل فهمه!!
به خاطر اینکه روزی به یه کسی از جنس خود ما با این مکانیزم ذهن با همین شرایط قلبی ، با همین شرایط دریافت الهامات داده شد و فقط تفاوتش با ما در ایمانش بوده و به خاطر همین بسیار قابل درکه و در واقع استاد گفتن که اگر بدون هیچ عینکی قرآن رو بخونید( به جز قسمتی که پرانتزها هستش که در واقع اون ها تفسیر خود مترجم از کتاب الهیمون هست) بسیار متوجه میشید که چه اتفاقات عمیقی در این کتاب الهی توضیح داده شده…
تا صفحه 10 رو من خوندم که میشه سوره بقره آیه 69 و سرشار از زیبایی سرشار از آگاهی سرشار از ؛نمیدونم واقعا چطوری توصیفش کنم!! ولی بسیار بسیار الان بیشتر متوجه میشم که استاد چی میگن ؛ بسیار بیشتر می فهمم که اون صحبت های استاد از کجا میاد و درکشون خیلی برای من عمیق تر میشه و درک توحید خیلی برای من عمیق تر میشه و قابل فهم تر ، بسیار خوشحالم این یکی از مهمترین اتفاقاتی بود که در روز 7م تعهد خودم افتاد
ایاتی که برای من بسیار جذاب بودن ، البته که ناگفته نمونه همش پر از درس و زیبایی بود اما این آیات خیلی به دلم نشستن:
از صبر و نماز کمک بخواهید و بی تردید این کار جز بر کسانی که در برابر حق قلبی فروتن دارند دشوار و گران است. ← واقعا تو اون لحظه های سخت که چیزی به ظاهر نیست ، البته منظورم اون چیزی هست که ما تو زندگی دنبالش میدویم و الا که سلامتی و این بدن فوق العاده که خودش جای شکرگزاری داره هر لحظه / صبر و همچنان توجه به نعمت های الله واقعا کار سختیه!! و کار هرکسی نیست ← از خدای خودم میخوام که بهم توانایی قدرت در مسیر انجام الهامات قلبم رو هر لحظه بیشتر از قبل بده
بار ها و بارها راجب این موضوع میگه نعمت ها رو یاد کنید و سپاسگزاری کنید
من 14 سالمه حدود چهارماهه با سایت آشنا هستم و به ابزار الات چون توی روستا هستم خیلی علاقه دارم و ویدئو هایی که از زندگی در بهش میبینم خیلی حالم خوب میشه من هم یک اسب دارم که اسمش رو از روی اسب شما برداشتم
و با دیدن برونی یاد اسب خودم می افتدم واقعا زندگی در بهشت برای منی که تاز داره افکار شکل میگیره عالیه ممنون از استاد خانم عزیزشون
در موشکافی هایم یکی از مواردی که همیشه فکرم را مشغول می کند پاکسازی منزلم در تهران وشهرستان هست. بعضی وقتها یادم میره شکر گزاری کامل کنم از داشتن آنها
خدایا شکرت ،خدایا شکرت، خدایا شکرت
● خواسته من این هست که وسایل به درد نخور را حداقل از منزل بیرون ببریم نه لزوما دور بیندازیم حالا اما با مخالفت شدید همسر جان مواجه می شوم .مثلا اتوی خراب ،چای ساز خراب ،قهوه ساز و.. نگه می دارد شاید روزی به کار آمد.
کیف کردم در کلیپی استاد جان می فرمودند
چرا آشغال جمع می کنید که هر چیز که خار آید روزی به کار آید قصد کنید آنقدر وضعتون خوب بشه هر چیزی خراب شد نوش را بگیرید.
حتی ظرف رب،روغن و… وکلی وسایل آهن قراضه و…
دوست دارم مخصوصا کابینت ها فقط وسایل عالی داخلش باشد اما تقریبا همه چیز هست و با کوچکترین جابجایی می گوید من چیزی آنجا گذاشته بودم چرا جابجا کردی وبهانه گیری
البته یکی از عواملی هست که منزلم خیلی برق نمی اندازم و خیلی اهمیت نمی دهم.
● خانم شایسته نازنین سپاسگزارم از تمام
لطف هایی که در حق من و همه دوستانم انجام دادید و انجام می دهید مقداری اش را می دانیم وبسیاری از لطفتون پنهان هست و جلوی دوربین نیست مخصوصا حمایت کامل از استاد عزیز
روزهایی که تنها می مانید در کشوری دیگر
دور از خانواده و آشنایان
و باعشق و خستگی ناپذیر صد تا دونه کار انجام می دهید و آخر وقت ذوق می کنید برای کوچکترین مثبت ها ،کوچکترین زیباییها
آخ عاشق ذوق کردنتونم انگار چند تا ستاره توی چشمای زیباتون پیداست.
الهی همیشه ذوق کنید،آنقدری که حتی یه لحظه هم هیچ غمی،هیچ مسئلهای آن لبخند زیباتون را کمرنگ نکنه.
ممنون مریم جان شایسته
دعای خیر ،انرژی مثبت همه آنهایی که تو را می شناسند وتحسینتان می کنند پشت شماست .
به نام خدایی که هر چه دارم از آن اوست
اول از همه رابطه ی عاشقانه و توحیدی استاد و مریم خانم رو تحسین میکنم که مثل الماس میدرخشد و برقش چشمت رو میگیره و دلربایی میکند
و همکاری متقابل استاد و مریم خانم رو تحسین میکنم که مثل دو تا دوست دو تا رفیق صادق و وفادار تو ساخت لحظات شیرین همکاری استثنایی دارند
و خدا رو سپاسگزارم بخاطر خلق این طبیعت ،سر سبزی ،اونپرندگان زیبا و حتی اون حشرات عشق ،و اون اسب دلربای استاد
واقعا استاد تو دوره قانون آفرینش منو از خواب زمستانی 44 ساله ام بیدار کردید من توی غار به خواب عمیق جهل رفته بودم و بقول شما ذات جهان خوشبختیه ،و وقتی احساس خوب داشته باشیم خوشبختی خودبخود به سمت ما روان است و نیازی به تلاش فیزیکی از بیرون نیست با احساس خوب با خواسته مون هم فرکانس میشیم و هیچ ربطی به شرایط تلخ گذشته هم ندارد باید یاد بگیریم به احساس خوب پایدار برسیم
و شما نمونه بارز یه انسان هستید که خداوند هر آنچه را خواستید بشما از قبل داده فقط از قانون درخواست ،تضادها ،احساس خوب داشتن ،سپاسگزاری ،استفاده کردید با ساخت باورهای توحیدی تون از قبل و با خواسته هاتون هم فرکانس شدید
خداوند را سپاسگزارم که هر لحظه در حال حمایت و هدایت ماست و به ما الهامات میکند بشرط احساس خوب داشتن
خدایا سپاسگزارم و سپاس از استاد عزیز و خانم شایسته خدا قوت
به نام الله یکتا
سلام به استاد و مریم بانوی عزیزم
روز 21م
من عاشق این خونه این دریاچه این فضا و مکانم و از ته قلبم چنین چیزیو برای خودم تجسم میکنم،استاد من هربار که فایلی از پارادایس میبینم به این یقین میرسم که شما واقعا انسان شگفت انگیز و موفقی هستین و باعث میشه وقتی به شما نگاه کنم باور های مثبت تری رو در خودم تکرار و تمرین و پرورش بدم و به اینده ای روشن و موفق امیدوار بشم و یقین پیدا کنم اگر استاد تغییر کرده منم میتونم و مطمعنم روزی با نتایج درخشانم خوشحالتون میکنم ،بارها گفتم امروزم هم دوباره میگم علف های هرز مثل باور های نادرست و مخرب و سمی هستن که هرچقدر بیشتر بهشون پرو بال بدی بیشتر تورو به عمق و کف میکشونن،من تقریبا نصف سریال رو دیدم و وقتی نتیجه رو ادممیببینه شگفت زده میشه چون با زدن اون درختا و علف های هرز دریاچه شکوه و عظمت و زیبایی خودش رو بهتر نشون میده و به ادم ها این ذهنیت رو منتقل میکنه هرچقد از ادم های بد،باور های مخرب،سمی و نابود کننده فاصله بگیری فرصت بیشتری رو پیدا میکنی که زیبایی های خودت رو نشون بدی و چهره ی پرفکتی افراد ازت میبینن و با این کار از همه لحاظ ادم پیشرفت بیشتری خواهد داشت،استاد از رابطه و عشق بین شما و مریم جون ممنونم که انتظارم رو از یک رابطه خیلی بالاتر برده و بهم دوست داشتن واقعی رو نشون داده و بهم فهمونده ادم ها همیشه نباید ب زور یه رابطرو بخوان و برای چیزی که جهان داره بهشون نشون میگه نادرست و غلطه زور الکی بزنه شاید بعضی اوقات همین که دو نفر باهم کنار بیان و مکمل هم باشن و حال دلشون کنار هم خوب باشه برای شکل گیری رابطه کافیه و وابستگیه الکی نمیتونه دوام بیاره، ممنونم از خداوند متعال که من رو به سمت این فایل عالی هدایت کرد خدایا شکرت
به نام خدای مهربان و آرامش دهنده قلبها
خدایا قربونت برم مننننن،عاشقتم ،عشق همیشه همراهم خدای غفور و وهابم …
سلام به استادان پاک و توحیدیم …
سلام به همه ی همراهان و عزیزان این خانواده بهشتی…
خداوند رو بی نهایت شکر میکنم که اینقدر به صورت عالی ،من رو در مدار دیدن این سریال فوق العاده با هدف بهبودگرایی و استمرار در مسیر قرار داده
من و خدا تو این مسیر کللللی لذت میبریم، به قول پاکیزه جان خدایا کرور کرور شکرِ شکرِ شکرت …
□□□□□
باز هم صحنه دلربای پرادایس
بازهم رنگ سبزِ درختان که خیلی زیبا سبزه ،بازهم صدای مراقبه که من دوست دارم بهش ابراز ارادت کنم و بگم خانم شایسته جات تو قلبمه برام خیلی عزیزین …قلب فرواااااااان
تلاش استاد عزیزمون برای ساختن اندام عالی و سلامتی قابل تحسینه
باز هم استفاده از ابزار مناسب و کارآ که انصافا نکته بارز و بولد زندگی شما در طول این 7 قسمت برام بوده
قدردانی و تعریف با ذوق و شوق استاد از دستکش ها قابل تحسینه
خودای من، چه نشونه ی زیبایی حشره عشقققق
چقدر دوست دارم خنده های ریز خانم شایسته رو
الله اکبر انگار آبی آسمون افتاده رو دریاچه و در هم ادغام شدن خیلی زیباست ،خیلی رویاییه
با دیدن اینکه استاد درختها رو میکشیدن حس کردم قلبم بهم میگه :کارت ،هدفت هر چقدر هم بزرگ و به نظرت سخت بیاد تو شروع کن ، قدم بردار به خدا اعتماد داشته باش ادامه بده مطمئن باش بهش میرسی و تیکشُ میزنی
تمرکز خانم شایسته رو کارشون ستودنیه
قابل تحسینه که شما اینقدر با ذوق کارهاتون رو انجام میدین، حتی در خوردن یه نوشیدنی و به اون هم جون میمیبخشین دمتون گررررم
نحوه ی عشق ورزیدنتون به براونی قابل تحسینه
با استفاده از آموزه خانم شایسته در مورد پیچکهای وصل شده به درختها یاد گرفتم که ترسهام رو شناسایی کنم و از غلبه بر کوچکترین ترس شروع کنم و پا رو ترسام بزارم (خدایا شکرت )
بسیار زیباست کلبه چوبی رویِ آبِ شما عینه رویاست
چه خوبه که استاد جان در عینه محافظت از خود داره کارشو انجام میده براوووو
وای نظر مریم عزیز در کپشن برام خیلی راهگشا بود خدا خیرت بده مریم جان
من یه ترس در وجودم احساس کردم با خوندنِ متنِ مریم عزیز ،
اینکه انگار من به خاطر ترس از تموم شدن پولم (باور کمبود)نمیخوام دوره قانون سلامتی رو تهیه کنم با اینکه من هر وقت دوره خریدم به 10 روز نکشیده پولی که پرداخت کردم به صورت معجزه وار به زندگیم برگشته و الان که برخلاف همیشه پول نقد خودم جور میشه و من میتونم قدمی بردارم، ذهنم شروع کرده به نجوا و میگه تو هوا سرده لباس مناسب نداری! اگه خریدی دوره رو و پولی دستت نیومد چی ؟ بی لباس میمونیا!!!
بعد بیشتر که فکر میکنم میگم من الان انگار به خاطر جلب توجه دیگران میخوام لباس بخرم درسته یه کم کمبود لباس فصلی دارم اما پس خدا کجاست ؟ خدا همین حوالیه، خدا هیچ وقت دلش نمیاد من لنگ دو تیکه لباس بشم من عزیز دردونه خدام ،سعیده جان میگه استاد تو دوره هم جهت میگن همون خدا آره همون خدایی که خیلی کارها برام کرده کمکم میکنه که من به ترسم غلبه کنم و آنقدر روزی میرسونه که هر وقت یادم میفته از ذوق بلند بلند بخندم ،اون مدیرِ تموم اسمونها و زمینه حالا میاد میزاره من لنگ بمونم من ازش خواستم و اونم اجابت میکنه
من بندگیشو میکنم ،احساسم رو خوب نگه میدارم اونم خداییشو خوب بلده ،بعد ذهنم همش نجوا میاره که صورتت لاغر میشه ها و میبینم که پشت همین حرفِ ذهنم ترس از نظر دیگران مخفی شده ترس از قضاوت شدن ، با خودم فکر میکنم میگم اگر من همین الان یا هر زمان به فکر رشد روحی و جسمی خودم نباشم فردا روزی یه مشکلی برام به وجود بیاد به خدا همین مردمی که من نگران نظرشون هستم ،من رو دست می اندازن مسخره م میکنن حالی ازم نمیپرسن ککشون هم نمیگزه
حالا من بیام زندگیمو فدای نظر دیگران کنم
آرزو یادته دیروز تو فایل فکر کنم 5 دوره عزت نفس استاد گفتن هر تصمیمی که گرفتن روزی مسخره شدن اما ببین نتایج استاد رو ببین الان همه اونایی که استاد رو مسخره کردن میان از استاد راهنمایی میخوان
پس گل نازِ من ، نترس آروم باش پولات تموم نمیشه دنیا دنیای فراوانیه همون خدایی که این پولا رو داده بیشترشم میده
همون خدایی که تا همین امروز کلللی برات لباس معجزه وار رسونده بازم میرسونه خدا وهابه میرسونه غمت نباشه دختر
حرف مردم رو بی خیال ، حرف مردم کم اهمیت ترین حرفه ولشون کن قضاوتشون هم نکن ،توضیح اضافی هم نده در دنیای توحیدی خودت باش ، روی خودت کار کن و هر جا دیدی داری کم میاری یاد استاد بیفت که روزی همه مسخره ش میکردن به خاطر عقایدش مسخره ش میکردن اما الان چی ؟همه آرزوشونه با استاد عباسمنش یه کلمه حرف بزنن چی شد؟؟
خدایا هزاران بار شکرت
با وجود یه سختی غیر قابل توضیح در مورد این موضوع یعنی ترس از ورود به دوره قانون سلامتی و هر دفعه به نحوی انگار میخوام این کار رو بندازم یه وقت دیگه و ذهنم بیشتر ممانعت میکنه و فقط دوست داره یه مانع ایجاد کنه یا بزاره که مسیر غلط رو برم و اینکه وسط دوره عشق و مودت این ایده اومد که وارد دوره قانون سلامتی بشم رو به فال نیک میگیرم و نمیدونم قراره چی بشه گاهی میگم آخه چه ربطی دارن اینا بهم؟! اما مطمئنم خیریتی هست که من ازش بیخبرم …
باید رو این ترسی که ذهنم به جونم انداخته پا بزارم و با هدایت خداوند هر روز قدمی بردارم تا بالاخره به آسانی و در نهایت روانی وارد دوره بشم و اجرا کنم و معجزات و برکتش روببینم
من میرم تو دلش تمام تلاشم رو میکنم و نتیجه کار اصلا مهم نیست یا به اون سبک پیش میرم یا نه مهم حرکت کردن من و غلبه بر ترس و نجواهای ذهنیه که 9 ماهه همش درگیرشم و میخوام ذهنم رو آزاد کنم !!
من به عقل خودمیه ذهنیتی دارم که کی دوره رو تهیه کنم، اما در نهایت میزارم به عهده پروردگارم و ازش میخوام هدایتم کنه و در زمان و مکان مناسب من رو در مدار دریافت دوره قانون سلامتی قرار بده و رمز درستیه کار اینه که ساده و اسون انجام بشه
آرزو جان یادته از کار کردن رو روابطت وحشتناک داشتی و همیشه به عنوان آخرین موضوع بهش نگاه میکردی ببین به لطف خداوند شروع کردی پا گذاشتی رو ترسات ،الان شرایطت چیه ؟
چیری جز اینه که آرزوی الان ،آزادی الانِ آرزو هیچ ربطی به قبل از 25 مرداد 404 نداره میبینی چقدر رها شدی
میبینی چقدر خودتو دوست داری ؟
میبینی حس امکان پذیری هر خواسته ای برات هر لحظه بولدتر میشه ؟
میبینی روابطت چقدر بهبود پیدا کرده؟
میبینی چقدر رهاتر شدی؟
حالا فکر کن اگه پا رو این ترست نمیزاشتی، چی میشد؟فکرش هم آزاردهنده است
پس با وجود ترس برو جلو ، نور در راهه
از ترساندن ذهنت غمگین نباش
ذهن کارش نجواگریه اون وظیفه شو انجام میده اما صدایی خدا همیشه بلندتره..
میخوام از ترسهام نترسم.. میخوام ریشه های ترس رو قطع کنم قبل اینکه تو وجودم ریشه بزنه مثل پیچکها و تمام وجودم رو بگیره
هیچ عجله و تقلایی ندارم
با تکیه به خدای مهربانم جلو خواهم رفت
خدایا هزاران بار شکرت
دوباره سلام:)
خدایا شکرت برای این فایل و آگاهی هایی که گرفتم
در راستای تعهد و پروژه ی چهل روزه م، امروز سر ناهار گفتم باز یه قسمت از زندگی در بهشت ببینم و توجه به زیبایی ها کنم
و دو تا درس خیلی خوب گرفتم
یکی تلاش برای غلبه به ترس ها و ضعف های کوچیک که میتونه برخلاف تصور ما که حالا اینا چیزای کوچیکیه و خیلی مهم و تاثیرگزار نیست ولی میتونه مثل اون شاخه های کوچیک همه جا بپیچه و اگر تو خیلی از مشکلاتِ بزرگتر دقت و ریشه یابی کنیم احتمالا اثر و ردپایی از این مشکل و ترس کوچیک پیدا میکنیم
حالا جالبه من از تاریکی و رانندگی و تنها زندگی کردن و اینا نمیترسم، اولین چیزی که به ذهنم رسید وقتی مریم جان اینا رو میگفت، راحت نبودنم در ارتباط برقرار کردن و با آدما حرف زدن و اینچیزاست!
ینی بارها شده همینجا تو سرکار هم، برای اینکه از یه موقعیت این چنینی فرار کنم، یا درواقع جلوگیری کنم، کلی خودمو معطل کردم، مثلا میخواستم برم ناهار، بعد دیدم از سالن صدای صحبت کردن آدمای غریبه میاد، که مهمونای مدیرمون بودن و با خودم فکر کردم حالا من برم ازونجا رد شم برم آشپزخونه آیا باید گریتینگ کنم با اینا یا نکنم، شاید خب مشغول حرف خودشون باشن و بهتر باشه من اصلا interrupt نکنم، بعد ازونور نکنه اینجوری بد باشه بی ادبی باشه، یا نکنه برم یه هِلویی چیزی بگم بعد اونا مشغول حرف زدن باشن نفهمن اصلا بعد من ضایع بشم، یا مثلا بیام یه چیزی بگم به تته پته بیفتم (انگلیسی) یا حتی با آدمای ایرانی و زبون فارسی هم همینطور، کلا از مواجه شدن با آدما و ارتباط برقرار کردن و این حرفا فرار میکنم
بعد ازونور خیلیم دوست دارم منم یه سری دوست و حلقه ی دوستان داشته باشم با هم بیرون بریم ارتباطات داشته باشیم مهمونی دعوت کنیم همو… خلاصه باید رو این کار کنم
درس بعدی: تصور نتیجه ی نهایی و فقط فکر کردن به اون، نه فکر کردن به مسیر و چگونگی
تجسم و یادآوریِ اون تصویر نهایی کلی بهمون انرژی و انگیزه ی مضاعف میده
هدایا شکرت برای این فایل خیلی زیبا و درسهای امروزم
بنام خدای حمایت کننده
دو روزه به همسرم میگفتم بیا وسایل اتاق شیرینو جابجا کنیم
وهربار یه بهونه ای می آورد و اینکار انجام نمی شد
تخت شیرین بغل شوفاژ اتاقش بود و از اونجایی که خیلی گرماییه مدام روش رو پس میزد و من که نیمه شب بیدار میشدم میدیدم بدون پتو خوابیده
هوای رامسر خیلی خنکه ونمیشه شبها بدون پتو خوابید
یه هفته ای هست که من هرشب این ماجرا رو دارم
شایدم شبی چندبار
یه ان خداوند هدایتم کرد تخت رو جابجا کنین مسئله حل میشه
امروز صبح که باز دیدم همسرم کمکی نکرد و رفت
باز هدایت خداوند اومد
خودت امتحان کن اگه نتونستی ولش کن
کارهای ناهارمو کردم و به امیدخودش رفتم کشوهای تخت رو دراوردم بعد میز تحریرش رو گذاشتم کنار وتخت رو تکون دادم تا یه جاییش که روی سرامیک بود راحت تر بود بعد که میخواستم بزارمش رو فرش یکم کار سخت شد
ولی شد وخداوند کمکم کرد واتاق به شکل مناسبی تغییر کرد و وسایلش جابجا شدند
خیلی احساسم عالی شد
از اینکه نتیجه ی کار جلو چشمم بود قبل اینکه شیرین و همسرم برگردن احساس غرور بهم می داد
یه درس مهم گرفتم ،
اول هرکاری میخوای انجام بدی خودت امتحانش کن از خدایاری بگیر ودست بکار شو
اگه شد که خداروشکر
اگرنشد اونوقت درخواست کمک بده
این چند سال هربار میخواستیم یه جابجایی تو اتاقش کنم فکرم این بود که بدون فرید نمیشه
البته اینو بگم که کمد لباساشو نمیخواستم جابجا کنم چون اون خیلی خیلی سنگینه و واقعا نیاز به کمک داره
ولی بدون کمد هم فکرشو نمیکردم تنهایی از پسش بربیام
استاد شما هم تو این قسمت راجع به اقدام کردن و تجسم نتیجه و نقطه ی پایانی گفتید که باعث میشه انگیزه بگیری و بری تو دل کار
خیلی لذت بردم وقتی دیدم چالش امروز من رو شما هم به یه شکل دیگه داشتید
استاد ازبس شرکهای خفی تو درونمونه
خودمو میگم حتی نمیکردم امتحان کنم
فک میکردم حتما باید یکی دیگه باشه
این شرکه دیگه
باباخداهست اون یاریت میکنه
فقط کافیه بش توکل کنی وبگی خدایا
مارمیت اذ رمیت لکن الله رمی
اونوقت قدرتی خداوند به دستانت میده که بعدش خودتم باور نمیکنی این کارارو کردی
خدایاشکرت براتوحید برا حرکت برا توکل و ایمان به خودت
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکزت
بنام الله مهربون و قدرتمند
سلام خدمت استاد عزیزم،مریم جان و همه دوستان.
امیدوارم که عالی باشید
امروز صبحمون روبا دیدن سریال سفرنامه شروع میکنیم که حسابی یه صبحانه ی خیلی خوشمزه به روحمون بدیم.
آماده میشیم برای شروع کار
کاری که شاید در ابتدا سخت بنظر برسه اما وقتی با خودمون میگیم با این کار قراره ویو دریاچه و خونه قشنگ تر بشه انگیزه ای میشه برای جلو رفتن
استاد جان و مریم جان نوشیدنی هاشونو هم برداشتن که وسط کار یه استراحتی کنن و یه نفسی تازه کنن
و البته ابزارهایی که قراره کار روراحت تر کنه.
بنظرم با دیدن این سریال باید این موضوع روشبیه سازی کنیم که مثلا من که دارم میرم فلان کار رویرای هدفم انجام بدم به چه ابزاری نیاز دارم که هم کار روبرامراحت تر کنه و منو زودتر به هدفم برسونه.
خداروشکر بخاطر وجود این اره برقی که کاررو انقدر راحت تر کرده
خداروشکر بخاطر وجود ایننوشیدنی ها که خستگی رواز وجود ادم بیرون میکنه.
خداروکشر برای وجود این براونی که انقدر زیباس و با خوردن علف ها وچمن ها کاررو خیلی راحت تر کرده.
صحبت مریم جان فوق العاده بود اینکه از ترس های کوچیکمونشروع کنیم چون همین ترس های کوچیک اگه بهشون رسیدگی نکنیم انقدر رشد میکنه که سر به فلک میکشه
مریم جون مرسی بابت گفتن ایننکات ناب
استاد جان بینهایت ازتون سپاسگزارم
خدایا شکرت
سلام و ارادت خدمت همگی به رسم عادت و تعهدی که به خودم داده بودم اصلا دلم نیومد که این تعهد رو بشکونم و هرطور بود می خواستم که یک پیام رو قرار بدم
در صورتی که اگر پیامی هم نبوده در عوض خیلی متعهدانه داشتم مسیر رو ادامه می دادم و اتفاقات ویژه و عالی هم در واقع افتاده ، همه چیز داره به بهترین شکل خودش پیش میره ، همه افراد ، اتفاقات داره به شکل منظمی متناسب با قانون متناسب با بهترین کیفیتی که من میتونم روی خودم کار کنم پیش میره و از این موضوع بسیار بسیار خوشحالم و از خدای خودم ممنونم
روز هفتم در واقع برای من به این شکل گذشت که ارتباط بسیار عمیقی بین من و قرآن شکل گرفت جایی که یادم جمله ای از استاد میوفتم که توی یکی از فایل ها ازشون شنیدم که ، قرآن برای هر کدوم از ما انسان ها بسیار بسیار قابل فهمه!!
به خاطر اینکه روزی به یه کسی از جنس خود ما با این مکانیزم ذهن با همین شرایط قلبی ، با همین شرایط دریافت الهامات داده شد و فقط تفاوتش با ما در ایمانش بوده و به خاطر همین بسیار قابل درکه و در واقع استاد گفتن که اگر بدون هیچ عینکی قرآن رو بخونید( به جز قسمتی که پرانتزها هستش که در واقع اون ها تفسیر خود مترجم از کتاب الهیمون هست) بسیار متوجه میشید که چه اتفاقات عمیقی در این کتاب الهی توضیح داده شده…
تا صفحه 10 رو من خوندم که میشه سوره بقره آیه 69 و سرشار از زیبایی سرشار از آگاهی سرشار از ؛نمیدونم واقعا چطوری توصیفش کنم!! ولی بسیار بسیار الان بیشتر متوجه میشم که استاد چی میگن ؛ بسیار بیشتر می فهمم که اون صحبت های استاد از کجا میاد و درکشون خیلی برای من عمیق تر میشه و درک توحید خیلی برای من عمیق تر میشه و قابل فهم تر ، بسیار خوشحالم این یکی از مهمترین اتفاقاتی بود که در روز 7م تعهد خودم افتاد
ایاتی که برای من بسیار جذاب بودن ، البته که ناگفته نمونه همش پر از درس و زیبایی بود اما این آیات خیلی به دلم نشستن:
وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاهِ ۚ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَهٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِینَ 45 بقره
از صبر و نماز کمک بخواهید و بی تردید این کار جز بر کسانی که در برابر حق قلبی فروتن دارند دشوار و گران است. ← واقعا تو اون لحظه های سخت که چیزی به ظاهر نیست ، البته منظورم اون چیزی هست که ما تو زندگی دنبالش میدویم و الا که سلامتی و این بدن فوق العاده که خودش جای شکرگزاری داره هر لحظه / صبر و همچنان توجه به نعمت های الله واقعا کار سختیه!! و کار هرکسی نیست ← از خدای خودم میخوام که بهم توانایی قدرت در مسیر انجام الهامات قلبم رو هر لحظه بیشتر از قبل بده
بار ها و بارها راجب این موضوع میگه نعمت ها رو یاد کنید و سپاسگزاری کنید
مثل آیه 47 بقره ← یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَأَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى الْعَالَمِینَ
ای بنی اسرائیل نعمت های مرا که به شما عطا کردم و اینکه شما را بر جهانیان برتری دادم ، یاد کنید
داره میگه وقتی نعمت های من رو یاد میکنید (توجه به فراوانی و توجه به نعمت ها) من شما رو تاج سر همه میکنم ، من شما رو بالاتر از همه قرار میدم
حالا میفهمم چرا استاد میگفت دیدن فراوانی ها و دیدن نعمت ها و توجه کردن مداوم بهشون کلیدی شد که من بخوام به این زندگی رویایی برسم
همچنین آیه 40 بقره ← یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَأَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَإِیَّایَ فَارْهَبُونِ
ای بنی اسرائیل! نعمت های مرا که به شما عطا کردم، یاد کنید و به پیمانم وفا کنید تا من هم به پیمان شما وفا کنم، و فقط از من بترسید.
44 بقره ←أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْکِتَابَ ۚ أَفَلَا تَعْقِلُونَ
آیا مردم را به نیکی فرمان می دهید و خود را فراموش می کنید؟ در حالی که کتاب می خوانید. آیا نمی اندیشید؟
خودتون اصل رو میگید به دیگران و بعد فراموش میکنید که عمل کنید؟؟ (مثل خیلی از سخنرانان)
نکته بیزینسی این آیه: من از فروش راحت و ساده صحبت میکنم پس باید خودم به راحتی اون رو انجام بدم و تارگت های خیلی بالایی رو ثبت کنم
تو شبکه هم همینطور
همه صحبت توحید عملی هست
پایان قسمت اول
سلام استاد عزیز
و دوستان گرامی
من 14 سالمه حدود چهارماهه با سایت آشنا هستم و به ابزار الات چون توی روستا هستم خیلی علاقه دارم و ویدئو هایی که از زندگی در بهش میبینم خیلی حالم خوب میشه من هم یک اسب دارم که اسمش رو از روی اسب شما برداشتم
و با دیدن برونی یاد اسب خودم می افتدم واقعا زندگی در بهشت برای منی که تاز داره افکار شکل میگیره عالیه ممنون از استاد خانم عزیزشون
به نام خداوند هدایتگر و حمایتگر در هر لحظه
سلام به دو استاد فوقالعاده فرهیخته
● نشان امروزم هست این فایل ناب
در موشکافی هایم یکی از مواردی که همیشه فکرم را مشغول می کند پاکسازی منزلم در تهران وشهرستان هست. بعضی وقتها یادم میره شکر گزاری کامل کنم از داشتن آنها
خدایا شکرت ،خدایا شکرت، خدایا شکرت
● خواسته من این هست که وسایل به درد نخور را حداقل از منزل بیرون ببریم نه لزوما دور بیندازیم حالا اما با مخالفت شدید همسر جان مواجه می شوم .مثلا اتوی خراب ،چای ساز خراب ،قهوه ساز و.. نگه می دارد شاید روزی به کار آمد.
کیف کردم در کلیپی استاد جان می فرمودند
چرا آشغال جمع می کنید که هر چیز که خار آید روزی به کار آید قصد کنید آنقدر وضعتون خوب بشه هر چیزی خراب شد نوش را بگیرید.
حتی ظرف رب،روغن و… وکلی وسایل آهن قراضه و…
دوست دارم مخصوصا کابینت ها فقط وسایل عالی داخلش باشد اما تقریبا همه چیز هست و با کوچکترین جابجایی می گوید من چیزی آنجا گذاشته بودم چرا جابجا کردی وبهانه گیری
البته یکی از عواملی هست که منزلم خیلی برق نمی اندازم و خیلی اهمیت نمی دهم.
● خانم شایسته نازنین سپاسگزارم از تمام
لطف هایی که در حق من و همه دوستانم انجام دادید و انجام می دهید مقداری اش را می دانیم وبسیاری از لطفتون پنهان هست و جلوی دوربین نیست مخصوصا حمایت کامل از استاد عزیز
روزهایی که تنها می مانید در کشوری دیگر
دور از خانواده و آشنایان
و باعشق و خستگی ناپذیر صد تا دونه کار انجام می دهید و آخر وقت ذوق می کنید برای کوچکترین مثبت ها ،کوچکترین زیباییها
آخ عاشق ذوق کردنتونم انگار چند تا ستاره توی چشمای زیباتون پیداست.
الهی همیشه ذوق کنید،آنقدری که حتی یه لحظه هم هیچ غمی،هیچ مسئلهای آن لبخند زیباتون را کمرنگ نکنه.
ممنون مریم جان شایسته
دعای خیر ،انرژی مثبت همه آنهایی که تو را می شناسند وتحسینتان می کنند پشت شماست .
همیشه در اوج باشید.
سلام سلام روزتون عالی هر روزتون عالی
خدایا شکرت بابت این دریاچه ی زیبا
خدایاشکرت بابت این کلبه چوبی زیبا
خدایا شکرت بابت این اره حرفه ای و کار راه انداز
خدایا شکرت بابت این قیچی باحال که مثل کره می بره
خدایا شکرت بابت اون نوشیدنی ها پر خاصیت خنک
خدایاشکرت بابت این اسبای باحال
خدایاشکرت بابت وی زیبا و طبیعی
خدایاشکرت بابت فراوانی آب
خدایا شکرت بابت فراوانی آفتاب و نور
خدایاشکرت بابت فراوانی درخت
خدایاشکرت بابت این همه حس خوب
خدایاشکرت که میشه کار کرد و لذت برد
خدایا شکرت برای این همه زیبایی
خدایا شکرت بابت این دوربین هایی که خانم شایسته میتونه فیلم بگیره و آپلود کنه و من هم اینور دنیا ببینم
خدایاشکرت که از اینور دنیا اینترنت عالیه و میتونم دانلود کنم
خدایا شکرت که منم حس ثروتمند بودن دارم
خدایاشکرت که منم میتونم همچین زندگی ای داشته باشم
انشاالله همیشه آنقدر شاد و پرکار و ثروتمند باشید