سریال زندگی در بهشت | قسمت 8 - صفحه 4 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

518 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    عباس طاهری گفته:
    مدت عضویت: 2294 روز

    سلام و درود بر پروردگار و همه دوستان

    استاد من که خیلی لذت بردم که به همین اسانی و خشمزگی کارها رو انجام میدید سپاس گزارم ازت خیلی زیبا و لذت بردم من

    خدارو سپاس گزارم به خاطرع این همه زیبایی و قشنگی در جهان استاد الان من پشت پنجره هستم و این باران و رحمت الهی دارم لذت میبرم

    تشکر از استاد و همسرشون 💙💖

    استاد عزیز اگر میشه در مورد یک موضوعی لایو بزارید سپاس گزارم ازتون

    یارب عالمین ❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    لیلا بشارتی گفته:
    مدت عضویت: 2725 روز

    سلام

    امروز صبح با دیدن این فایل یه حس غریبی داشتم، اعتراف میکنم که جنس این حس خیلی توی وجودم غریبه بود، نمیشناختمش، چون بادیدن فایل انگار کل باورهام داشت شخم زده میشد، دقیقا مثل یه زمین شخم زده، همه چی آشفته وبهم ریخته بود، نمیتونستم به وضوح کاملی برسم، میگفتم ببین لیلا از اینکه اولش مقاومت داشتی با بریدن نرده ها، واین مقاومت قطعآ برات یه پیامی داره، هی کنکاش کردم، ذهنمو زیرورو کردم، چندبار فایل رو تماشا کردم، یه چیزی توی قلبم سنگینی می‌کرد، حسی که خیلی وقت بود نداشتم، البته این فایل با اون نتیجه ی آخرش احساس خوبی بهم داد اما اون حس غریبه ربطی به نتیجه نداشت، انگار باید یه چیزی رو درک می‌کردم، حس میکردم ذهنم داره دست وپا میزنه، یه تلاطم عجیبی بود، اکثر کامنتها رو خوندم، الان ساعت چهار صبحه، بیدارم چون به وضوح رسیدم، چون پیغام خدا برام روشن شد، خیلی خلاصه میگم چون واقعا چشمام خستس، وذهن نجواگر میگه برو بخواب، مهم تویی که فهمیدی، نمیخواد کامنت بزاری، ولی بهش گفتم من پیغام خدارو ثبت میکنم حتی کوتاه، پس آروم باش، ش، ش، ش!

    یه سری نرده ی زیبا زندگیه من احاطه کرده، نرده هایی که از خیلی وقت پیش دور تا ور کلبه ی ذهنم ساخته شده، ذهن من به این نرده ها عادت کرده، اونها رو محافظ میدونم، اونهارو زیبا میدونم، وجود اون نرده ها تبدیل به روز مرگی وعادت شده، حتی فکر میکنم بدون این نرده ها نمیشه، چون اینا از خیلی قبل تر بوده، پس بازم باید باشه، اصلاً بی اختیار من این نرده هارو جزیی از زندگیم پذیرفتم، وحس میکنم غیر از این امکان نداره، با همین نرده ها هم زندگی زیباست، این نرده ها باید باشن، این نرده ها هستن که به من کمک میکنن زندگیه امنی داشته باشم….

    حالا اون نرده ها چین؟

    اعتماد به کمک پدرومادر

    تکیه به همسر

    وابستگی به خانواده

    نوع شغل

    مشتریهام

    نوع محصول مورد فروش

    ساعت کارم

    سرمایم

    محل زندگیم

    تبلیغات

    پول

    محل کار

    ..

    ..

    ..

    ..

    صدها عامل بیرونی که در ذهن من تبدیل به باور یا همون نرده شده وچون از خیلی سال پیش تکرار وتکرار شده من تمام قدرت زندگیمو دادم به اونها واز قدرت خداوند که درون وجود خودم هست غافل شدم، در صورتی که اونا هیچ قدرتی ندارن، هیچ تأثیری توی زندگیه من ندارن، توی خوشبختی من تنها یه چیز مؤثره اونم درک قدرت خداونده، که اگه تمام این باورها رو مثل اون نرده ها قطع کنم وبریزم پایین، می‌تونم زیبایی قدرت خداوند رو مثل زیبایی برکه وجنگل ببینم بدون هیچ واسطه وحاعلی، بدون هیچ خط خطی، چون بین من وپروردگارم هیچ حاعلی نیست وخداوند از رگ گردن به من نزدیکتره.

    دوستت دارم خدای من. تنها قدرت وتنها زیبایی تویی، وبا اتصال به تو تمام زیبایی وقدرت جهان در دست من است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    زهرا آبلو گفته:
    مدت عضویت: 2251 روز

    به نام خالق زیبایی

    سلام عشقا😍

    آقا هیچ کلمه ای نمیتونه احساس قلبی منو به استاد و مریم جان و دوستای عزیزم توصیف کنه عاشقتونم 😍

    سلام بر بهشت

    خدایا چشم رو باز کن گوشمو شنوا کن و قلبمو باز برای دریافت هدایتت

    تمرین میکنم تصدین زیبایی ها و تمرکز برنکات مثبت رو با دیدن نوشتن تفکر کردن و کامنت گذاشتن قربتن الی الله

    در راستای از جلو چشم برداشتن درخت ها و هرروز بهبود بخشیدن به دیدن زیبایی های بیشتر و رشد ظرف وجود و دید بهتر برای تحسین بیشتر زیبایی ها رسیدم به قطع کردن نرده ها (کندن باورهای غلط ادامه داره هرچی که به نظر عالی شده باشه )

    بازهم میشه لذت بیشتری برد و منظره بهتری دیدی تازه اگر هم بیوفتیم تو آب بازم لذت بیشتری می‌بریم شنا میکنیم این یه قدم شجاعانه است که من وقتی شروع میکنم به بهبود اوضاع به رشد خودم به ساخت باورها به تغییر شرایط هرقدمی که برمیدارم انقد ایمان دارم که هر اتفاقی که بیوفته من لذت بیشتری میبرم و به نفع منه (میوفتیم تو آب شنا میکنیم )

    باابزار مناسب میرم که باورهای غلط رو مثل کره قط میکنم (ابزار مناسب من باورهای توحیدی کنترل ذهن و وردی های مناسب)

    باید باعث آزادی بیشتر من بشه باورهای غلط من هرچه کمتر بشه من آزادی بیشتری رو در تمام جنبه ها تجربه میکنم زیبایی هارو بیشتر میبینم هرچه آزادتر باشم

    چه ذهن و باوری استاد دارن که حتی یه ذره به اندازه نرده ها هم نباید جلو دیدن زیبایی هارو از من بگیره حتی یه ترس کوچیک حتی یه باور که به ظاهر مهم نیست رو هم باید قطع کنم

    من راهای جدید و ابزار جدید رو امتحان میکنم و نمیچسبم به یک شیوه خاص هرچقدر اون ابزار کارا و خوب به نظر برسه

    انتخاب ابزار مناسب و راه مناسب و ساختن باور های درست باعث میشه من زجر میکشم باعث میشه همین زندگی استاد که همه چی به راحتی و خوبه خود اتفاق میوفته (باورهای توحیدی)

    همیشه طالب زیبایی و آزادی و راحتی بیشتر هستند و همیشه میخان رشد کنم و همه چی بهتر و بهتر بشه

    وقتی ابزار مناسب داری همه کاری میتونی انجام بدی ووقتی منم باورهای مناسب رو تو ذهنم ساخته باشم همه چی اماکن پذیره

    ایده های رو امتحان میکنیم و حتی برای ازدست دادن هم میخندن و نمیچسیبن و حالشونو بد نمیکنن (افتادن چکش)

    مرحله به مرحله که قدم برمیدارم به هدف نزدیک میشم یعنی من عجله ندارن و خدا هم هدایت می‌کنه و هرقدمی برمیدارم مکس میکنم و نکته میکنم و شکر میکنم

    درس های که استاد آخر فایل دادن :که همه جای زندگی من جای بهبود داره فقط کافیه که بخام و قدم بردارم

    خراب کردن همیشه راحتره پس فقط درمسیر ساختن باید ادادمه بدم اما گاهی هم نیازه بعضی چیزها خراب بشه مثل پل های شرک پشت سرم

    اینکه رویا داشته باشی که میخای کیفیت و تصویر بهتری رو از هرجای زندگیت تجربه کنی و ادامه بدی و باز هم باید پارو نزد وا داد باید در رو به دریا داد

    و همین بهبود های به ظاهر کوچیک هست که نتایج بزرگ رو درآینده رقم میزنع

    و در أخرهم حالا بشین و زیبای ها رو ببین بدن حتی یک خط خدایا شکرت

    خیلی هیجان دارم که ببینم ایده استاد برای اون چکش چیه اما من فک کنم اون آهنربای هیولا رو بفرستید پایین چون گفتین حتی میشه باهاش از زیر آب کشتی رو بالا کشید 😂

    عاشقتونم و به زودی آمریکا میبینمتون 😍😘😘😘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      فریدون گفته:
      مدت عضویت: 2602 روز

      سلام خانم آبلو عزیز

      داستان ورود دوباره تون رو در پروفایلتون خوندم.

      1- خیلی خیلی تولد دوباره تون رو بهتون تبریک میگم.

      2- این حد از اعتماد به نفس و عزت نفس که در شما دیدم و با اینکار ثابت کردید رو تحسین میکنم.آفرین

      3- شما تمام آنچه تا حالا خلق کردید ، هزاران برابر میتونید.

      الان دیگه شما آهنربایی رو پیدا کردید که خورشید رو میتونید جابجا کنید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        زهرا آبلو گفته:
        مدت عضویت: 2251 روز

        به نام خالق زیبایی

        سلام فریدون عزیز

        سپاسگزار خداوندم که در کنار هدایت شدگان به صراط مستقیم هستم و دوستان عزیز چون شما که از اعضای خانواده برای من نزدیکتر شدید هستم

        خدارو شکر که ب ترس ها غلبه کردم و شهامت ساختن دوباره رو داشتم این برای من فقط تغییر آدرس ایمیل نبود برای من شروع یک تغییر بنیادین بود که به لطف الله داره حاصل میشه چه سد های ترس و شرک که تو این چند وقت نشکسته و چه روح من که بزرگتر که نشده و چه دستاوردهایی که پاداش منه و منتظر اون وعده خداوندم که به مد گفت سه ماه دیگه و الان ماه دوم اون سه ماه هستم من به وعده خدا عمر کردم البته به لطف خودش و ایمان دارم وعده خدا حقه و منتظر معجزات هستم سپاسگزارم فریدون عزیز از توجه مثبت شما

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    مهدی حوازاده گفته:
    مدت عضویت: 1647 روز

    به نام الله یکتا سلام به خانواده ی عزیزم

    چقدر این جمع صمیمی و بیظیر هست واقعا

    جمله ای که خیلی توی گوشم زنگ زد این بود که باید بروند چه با این اره چه با اون یکی این چوبا باید قطع بشن

    وقتی آدم مصمم باشه برای انجام یه کاری هر طوری شده اونو انجام میده ، توی مثال کنترل ورودی ها وقتی ایمان بیاریم که این کار باید انجام بشه اون موقع هست که راهشو پیدا میکنیم ، حالا شده به هر نحوی که هست ارتباطمون رو با یه سریا قطع کنیم ، تلویزیون نیبینم و … در نهایت اینه که اون کارو هرطوری شده انجام میدیم چون میدونیم ضروریه

    مثلا من خودم سال هاست اینستا ندارم ، تلویزیون نمیبینم ، توی گروه ها یا کانال های چرت و پرت نیستم سعی کردم با آدمای بهتری زمان بگذرونم و اگه کسی نیست که بهم سود برسونه تنها باشم البته توی مورد آخر باید خیلی بیشتر کار کنم

    وقتی حوصلم سر میرفت به جای اکسپلور اینستا سریال زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا رو میدیم و زندگیم از این رو به اون رو تبدیل شده

    ولی بعضی وقتا شده که بهونه بیارم ، مثلا الان مهمون دارم ، یا الان نمیشه ، یا اگه فلان شرایط بوجود بیاد و من تنها باشم از اون موقع شروع میکنم ، ولی آدمی که میدونه کنترل ورودی ها باید انجام بشه و راهی جز این نیست دیگه بهونه نمیاره حتی توی جهنمم باشه شروع میکنه چون میدونه تا وقتی ورودی هاش رو کنترل نکنه ، خروجی هم تغییری نمیکنه، ممکنه این وسط یه سریا ناراحت بشن ، یه سری ها خوششون نیاد ولی کسی که میدونه آتیش دستش رو میسوزونه به هیچ وجه دستش رو توی اتیش نمیکنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    Fateme Heydari گفته:
    مدت عضویت: 2251 روز

    سلام سلام

    سلام به خدایی که هر لحظه مارو هدایت میکنه

    سلام به این همه زیبایی

    سلام به پردایس زیبا

    سلام به درختان سر به فلک کشیده

    سلام به آبی اسمان

    سلام به ماهی کوچولویی هایی که ابزار دار شدن😂😂( با فرکانسشون تونستن ابزار استاد و بگیرن 😁😁تا چند روزی باهاش کار کنند و از قدرتمند بودن اون لذت ببرند)

    سلام به استاد شجاعم 💪😹

    و سلام به خانم شایسته ی دوست داشتنیم که با صدای پرمهرشون جذابیت این فیلم ها رو ببشتر میکنن😃

    (این اولین باریه که من کامنت میزارم

    اینقدر این قسمت از سریال واسم درس داشت که گفتم باید به دست قلم شم😄)

    وااای استاد باورتون نمیشه وقتیکه دیدم یه تیکه چوب افتاده توی اب و شما اینجوری ازش برداشت کردین که این یه نشونه است از سمت خدا که باید نرده هارو بندازیم توی اب تا جریان اب خودش اونارو به ساحل برسونه

    اصلا همه ی باورهای منو زیر و رو کردین که اینقدر خدا میتونه کارا رو واسه ما راحت کنه

    واقعااا همینه زندگی

    همینقدر ساده

    که فقط باید بهش توکل کنیم، ایمان بیاریم ،تا هدایت شویم

    عاشقتممم استاد که اینارو بهمون یاد میدی

    یاد گرفتم که خدا به هزاران زبان مختلف با من صحبت میکنه ✌😻

    و یاد اون فایل هدایت الهی قسمت۱ افتادم که وقتی شوینده رو جلو ماشین دیدین

    با خودتون گفتین حتما داره میگه منو با خودت ببر😍😍

    و بعد تو مسیر خانم شایسته پیام میدن که یکی از اون شوینده هارو ببرید

    آره زندگی میتونه زیباتر بشه اگه خودمون رو بسپاریم دست جریان هدایت الهی و بهش ایمان بیاریم✌

    در پناه خدای هدایت کننده شاد،سلامت ،ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید…..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    سارا مرادی همت گفته:
    مدت عضویت: 1392 روز

    بنام خداوند مهربان

    سلام به اهالی بهشت

    امروز هدایت شدم به دیدن این قسمت زیبا که هدایت هم چیزی جز کانون توجه ما نیست

    من دیروز رفته بودم بازدید یکی از قدیمیترین کارخانه تولید تنباکو در هلند که فکر می‌کنم بیش از 150 سال قدمت داره و در حال حاضر تصمیم به تخریب این کارخانه گرفتن و پروژه جدیدی قرار در مکان این کارخانه ساخته بشه

    دیروز که شاهد تخریب قسمت هایی از بنا بودم خیلی برام آگاهی داشت ،اینکه باید برای ساخت باورهای جدید ، باورهای قدیمی خراب بشه و تا باورهای قدیمی خراب نشه فضایی برای ساخت باورهای جدید نیست

    هر چقدر این باورها عمیق تر و ریشه دار تر باشن خراب کردنشون زمان بیشتری میبره

    دیروز از مسئول گروه پروژه سوال پرسیدم که تخریب این بنا حدودا چقدر زمان میبره و ایشون توضیح داد چون ما قسمت به قسمت خراب می‌کنیم و در حین تخریب قطعات و جداسازی می‌کنیم یعنی فلزات از چوب جدا می‌کنیم حدود یک سال تخریب زمان میبره

    یه درس داشت برام

    اینکه هر چقدر بنا بزرگ باشه و از ابزارات بیشتری در ساختش استفاده شده باشه به همون مقدار تخریبش هم زمان بیشتری میبره

    دقیقا دیروز یاد این قسمت سریال زندگی در بهشت افتادم و حرف استاد که میگه تخریب آسان تر از ساختن ِ

    شما فکر کن این نرده ها از فلز و سیمان و چوب بود

    قطعا تخریبش زمان میبرد و راحت نبود

    باور اگه از یک جنس باشه راحتر خراب میشه

    اما بیشتر باورها از چندین جنس هستن و در هم تنیده واسه همین تخریبشون زمان میبره و کار راحتی نیست

    جالبه که همون مسئول پروژه گفت ساختن این بنا حدود 3 ماه کار میبره

    من خودم فکر میکردم زمان ساخت طولانی تر از زمان تخریب باید باشه

    دیروز این آگاهی خیلی بهم کمک کرد که حس بهتری داشته باشم

    به خودم گفتم من سالها باورهای اشتباهی که طی زندگی ساخته بودم و قوی تر کردم و طی چند سال اخیر شروع به تخریب شون کردم و الان باید شروع به ساخت باورهای جدید کنم

    و این تخریب و ساخت تا آخر عمر باید ادامه داشته باشه

    به خودم گفتم چطور ِ که هر چند سال یکبار دوست داریم محل زندگیمون نو باشه ، وسایل جدید ، خونه جدید ، ماشین جدید

    بعد چرا به الگوهای رفتار قدیمی ام توجه نمیکنم که باید نو بشه ؟؟؟؟

    منم 10000٪ موافقم که باید هر روز بهبود ایجاد کنیم و موفقیت نتیجه بهبود های کوچک و دائمی ِ

    خیلی خوش بخت و خوشحالم که در مسیر بهبود دائمی هستم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    محمدامین سهرابی گفته:
    مدت عضویت: 3036 روز

    سلام

    این تصویر از در پشتی کلبه که دریاچه رو نشون میده و در امتداد اون سرسبزی چمن ها و درختان رو با اون رنگ فسفری دلبرانه نشون میده همیشه سیری ناپذیره برای من و با تمام وجودم تحسینش میکنم. سلام مریم خانم و سلام استاد عزیز دل.

    الله اکبر. آقا چی تیشه ورداشتی افتادی به جون این خونه؟ به بهونه زیبایی میخوای این ها رو خراب کنی؟؟

    وقتی این نجواها شروع شد یادم به خودم افتاد که مثل همین چند روز پیش کاری رو که هدایت شده بودم انجام بدم و انجام دادم و با انجام اون چقدر اطرافم آدم هایی رو دیدم که مقاومت داشتند با این حرکت من. الان من توی حال اونها قرار گرفتم. پس استاد جان شما کاری رو که بهت الهام شده انجام بده و مطمئنا انجام میدی. من هم باید یاد بگیرم که در مسیر الهاماتم عمل کنم و نذارم نجواهای ذهنی بیان و بگن دو دو تا چهارتا کن. بزن آقا بزن.

    صدای زیبا و مست کننده اون پرنده زیبا وقتی که استاد و مریم خانم سکوت می کنند هوش از سرم میبره خدایا شکرت. استاد میگه باید این نرده ها بروند تا آزادی بیشتر بشه. یادم به کامنت مریم خانم توی فایل (مهمترین عامل موفقیت یک کسب و کار) در توصیف استاد افتاد که مهمترین اولویت این شخص آزادی است و استاد این خصوصیت خودتون رو دارید به بچه ها منتقل می کنید.

    ایده اومده که نرده ها باید حذف بشن. خب بجای تمرکز بر موانع پیش رو استاد داره توی ذهنش تصور میکنه نقطه پایانی رو و سعی می کنه زیبایی ها رو ببینه. یکی یکی ایده ها میان یکی یکی ابزارهایی که باید استفاده بشه مشخص میشه. استاد من اولاش نمیدونستم که این کارها آخه چه سودی برای من می تونه داشته باشه ولی هرچی جلوتر میریم بیشتر درک می کنم که این ها برای من داره تهیه میشه دارم متوجه میشم که به شروع کار خودم به شروع علاقه م دارم نزدیک میشم و من نیاز دارم به این درس گرفتن ها. همین چند وقت پیش با شروع نجواهای ذهنی اومدم قرآن باز کردم و قبل از باز کردن گفتم خدایا چکار کنم؟ این آیه چشمم رو گرفت أَفَمَنْ وَعَدْنَاهُ وَعْدًا حَسَنًا فَهُوَ لَاقِیهِ کَمَنْ مَتَّعْنَاهُ مَتَاعَ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا ثُمَّ هُوَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ مِنَ الْمُحْضَرِینَ(61) سوره قصص

    پس آیا کسی که او را وعده نیکو داده ایم و او حتما به آن خواهد رسید ، مانند کسی است که او را از کالای زندگی دنیا برخوردار کرده ایم سپس او در روز قیامت از احضار شوندگان خواهد بود؟(61)

    الان بیشتر درک می کنم اینها درس هایی هستند که من باید فرا بگیرم تا بتونم در آینده ای نزدیک که خداوند وعده ش رو بهم داده در روع کارم ازشون استفاده کنم. خدایا شکرت.

    لحظه ای که چکش افتاد توی آب در کسری از ثانیه راه حلش هم به ذهنم اومد. بله همونی که به ذهن خیلی ها اومد استفاده از آهنربای جادویی.

    در کل ساختن زمان برتر و سخت تر از خراب کردن هست. من باید وقت بذارم و روی باورهام کار کنم باید بتونم باورهای قدرتمند کننده رو بسازم ولی اگر مواظبشون نباشم و ورودی هام رو کنترل نکنم براحتی آب خوردن هرچی رو که ساختم خراب میشه و برای برگشتن به مرحله ای که ساخته بودم باید باز هم کلی زمان و انرژی بذارم.

    استاد زمانی که شما گفتید که این ایده اومده که نرده های بریده شده رو بندازیم توی آب من به خودم گفتم مگه ایده ای بغیر از این داشتند؟؟ بعد متوجه شدم که این ایده تازه به ذهن شما رسیده. ولی من از همون ابتدا فکر میکردم که حتما شما این ایده رو داشتید اونجا خودم رو تحسین کردم به خاطر این توانایی که من دارم که خیلی از مسائل رو حتی قبل از اینکه پیش بیاد من تونستم حل کنم خدایا شکرت.

    حالا می تونید نتیجه پایانی رو ببینید و لذت ببرید خدایا شکرت. این شکرگزاری استاد هم در شروع کار و هم در پایان کار قابل تحسین هست و داره اهمیت سپاسگزار بودن رو در هر لحظه به ما یادآوری میکنه. اینجا داره تقسیم کار با خداوند رو به ما آموزش میده استاد میگه شما ببر این نرده ها رو بردنش تا لب آب با من.

    استاد با جان خودم وقتی داشتید شروع می کردید این به ذهن من هم اومد که دارید مثل پت و مت میفتید به جون این پرادایس ولی تفاوت شما با اونها اینه که شما دارید آباد می کنید ولی اونها همیشه خراب می کردند.

    خدایا هزاران مرتبه سپاسگزارم به خاطر دیدن زیبایی دریچه و درختان که بی نهایت زیباست. دیدن این زیبایی آدم رو به جلو هل میده خستگی از تن درمیره و جون تازه میاد توی رگ هات برای ادامه دادن.

    خداوندا هدایتم کن به مسیر کسانی که به آنها نعمت داده ای.

    عزیزان در پناه الله مهربان همیشه لبخند روی لبهاتون باشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    محمدرضا احمدی گفته:
    مدت عضویت: 3425 روز

    به نام خدای مهربان

    ببین به نظرت وزنش جوری هست که بتونیم سه نفره بلندش کنیم…

    سلام خدمت استاد و دوستان عزیزم

    واقعا نمیدونم از کجا بگم

    از دیروز که این فایل رو دیدم مخصوصا تا همین جمله رو، دقیقه ۲۰:۲٠، دیگه بقیه رو متوجه نشدم، یعنی میدیدما ولی دیگه متوجه فیلم و جملات نبودم، دنیام رو عوض کرد این جمله…

    اخه اونجا دو نفرین شما

    نفر سوم کیه؟؟؟؟

    یعنیی اییینقدرر اییینقدرر بدیهی بود لحن گفتن تون که من وااقعا فکر کردم یه ادم دیگه ای هم اونجاست!!!

    بعد اصلا تمااام ذهنمو بهم ریخت این جمله

    چون ذهنم دچار یه تضااد شدیید شده بود و انگار یک زلزله ی ۱۰۰ ریشتری تو مغزم و ذهنم همه جام اومد…

    چون فقط شما دو نفر اونجا بودین، ولی یه جوری استاد این جمله رو پرسیدن از خانم شایسته، با یه لحنی گفتن و خانم شایسته هم با یه لحنی پاسخ دادن که واااقعااا پرسیدم اع سه نفرن؟!!

    بعد ذهنم اصلا بهــــم ریختاااا، اصلا درووونمو دکررگون کررد

    اصلا یعنیی چی این جمله

    سه نفری با هم بتونیم بلندش کنیم؟

    دنبال ایمان میگردم تو اسمونا تو معجزه موسی و نوح و نمیدونم کارای عجیب و غریب،

    ولی.. ولی..ولی…

    این جمله چنااان متلاشی کرد منو از دیروز که نمیدونم چی بگم

    اصلا نمیدونم چی بگم واقعا

    اصلا یه جور دیگه نگاهم عوض شد

    داشتم با خودم فکر میکردم اگه فقط همییین یه دونه جمله رو باورش کنم و قدم بردارم با این نگاه، چی میشه تو زندگیم؟؟!!!

    بخداا ایینقدری که به اون نفر سوم شما ایمان دارین که هست و کمک میکنه و پاسخ میده به یه فردی که با فاصله یه متری شما ایستاده ایمان ندارین…

    اخخخخ استاااد منم میخوااام این حس و تجربه رووو❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥

    نه اینکه اصلاا تجربه ش نمیکنیم با عشقم هاا نهه اصلا،

    میخوام بگم این حسی که از این جمله شما گرفتم اصلا مرزهای استادنداردم رو برد بااالااا

    چقدررر لذذت بخشتر میشه زندگیی

    اخخ خدا بخدااا ارزششو داره به اسنقلال مالی و ازادی زمانی و مکانی برسم این حس رو تجربه ش کنم و البته که تجربه کردن این حس و این ایمان توی همین مسیر هست و هرچقدر که این تحربه قویتر میشه رشد مالی و رشد تو تمام جوانب بیشتر میشه

    پسر تصورش کن..

    ایینقدرر حس کنی خدا رو که اینطووری با عششقم هم که ایشون هم همین حس رو دارن تجربه ش میکنن صحبت کنم

    خدایا بشیم سه نفر

    واااوووو

    استااد تحسین توون میکنم برای استقلال مالی و ازادی زمانی و مکانی تون

    خداای من

    شکررت بینهااایت

    لاجررم منم هدایت میشم به این جایگاه

    همونطور که در مورد رابطه م دارم تجربه ش میکنم که بخاطر توجه و تحسین رابطه ی شما بود

    همونطور که در مورد مسیر رسالت و اون چیزی که عاشقش هستی و داشتن سبک کاااملا شخصی که وااقعاا به تمام معناا راضیت میکنه، هدایت شدم که بخاطر تحسین و توجه به زندگی شما و شرایط شما بود

    و همینطور که در مورد مطالعه قران هدایت شدم چون شما رو دیدم و خواستم منم و الان دارم تجربه ش میکنم

    همینطوری هم به استقلال مالی و ازادی زمانی و مکانی هدایت میشم چون دارم توجه میکنم به شرایط شما و تحسینتون میکنم واقعا و هدایت میشم به تجربه ی این حسس ناااب که ایینقدرر طبیعی و بدیهی خدا رو حس کنیم و لمسش کنیم،

    اخخخ اخخ دقیقااا دقیقااا خدایا شکررت که گفتی بهم الان

    دیدین استاد!! همین الان تجربه ش کردم یوهوو

    دقیقاا همون صحبتی که با سپیده خانوم داشتین تو قسمت ۳ مصاحبه با دوستان که گفتین طرف وقتی تو این مسیر تسلیم بودن حرکت میکنه به جایی میرسه که قشنگ به عنوان یک ادم حس میکنه خدارو تو زندگیش قشنگ میشنوه صداش رو با اینکه تو قران جایی نگفته که مستقیم صحبت میکنیم ولی ایینقدرر قلب واضحه که میشنوه قشنگ صدای خدا رو و مثل یک ادم حضورش رو حس میکنه تو زندگیش، الله و اکبر الله و اکبر دقیقاا دقیقااا

    اینم نمونه ش

    نمیخوام واقعاا ناشکری کنم بابت جایگاهی که الان هدایت شدم و هستم و بگم من الان صفرم نههه اصصصلاااا، ولی بهتر میخوام این حد از طبیعی بودن رو میخواام.. وااو عااالی بووود

    میدونید استاد یه هدایت خیلی جالبی شدم در مورد اون زنبوری که ازش فرار کردین

    میدونید اون هدایت بود برای اینکه شما برین داخل خونه و منظره رو ببینید از پشت در

    و اون زنبور برای اون کار هدایت شده بود، نه اینکه عصبانی باشه و اون فکر و اون واکنش بعد اون فکر خانوم شایسته و شما همممگی هدایت بود برای دیدن زیبایی بیشتر. در واقع اون زنبور اصلا عصبانی نبود!!! و وقتی ماموریتش رو انجام داد و شما رفتین توی خونه و منظره رو دیدین وقتی اومدین بیرون دیدین نیست. چون ماموریتش رو انجام داد و رفت و تسلیم امر ربش بود.

    چون امکاان نداره تو اون حس خوبی که اون لحظه داشتین یک چیزی بخواد شما رو بترسونه چون اصلا تو اون فرکانس و مدار نبودین، پس اون هدایت رب بود و فقط ظاهر داستان این بود که هدایت بشین به زیبایی بیشتر، ظاهرش به ظاهر نازیبا بود در حالی که هدایت بود برای زیبایی بیشتر.

    این همون صحبتی بود که باز هم توی قسمت ۳ مصاحبه با دوستان گفتین که شاید هدایت بعضی وقتا جوری پیش بره که ظاهرش نازیبا باشه ولی باطنش زیباست و هدایته و بعدش هم گفتین که خیلی خیلی خیلی کم پیش میاد اینطور باشه که انصافاا فقط تو همین قسمت هم همین بود که کلا چند ثانیه بود و نتیجه ش چی بود در بین این همه زیبایی و اتفاق زیبا و چیز خاصی هم نبود، ولی هدایت خداوند بود…

    چقدررر برام درس داشت این فایل مخصوووووصااا دقیقه ۲٠:۲٠ که دروونمو متلاشی کرد و خواستمو شدیدتر کرد

    و توکل به خدا از این به بعد تمام سعیم رو میکنم آگاهانه اجراش کنم و کار کنم روش چون واقعا میخوام عمیق تر تجربه ش کنم. خدایا شکررت بینهایت

    اون راحت طلبی تون رو واااقعاا تحسین میکنم به قول دوستمون راحت القدوس…

    وااقعاا خداروشکرر که ایینقدرر ارام و راحت کارها رو انجام میدین و سرسپرده جریان هدایت هستین

    خیلی دوستتون دارم😘🌹🌹

    ربنا هب لنا من لدنک الرحمه انک انت الوهاب

    در پناه خداوند باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2535 روز

    قسمت هشت سریال زندگی در بهشت

    خدایا شکرت بنام یگانه خالق جهان هستی که آسانی های موهبت ها و نعمت ها و برکت هاشو بر من احاطه کرده است خدایا شکرت که آسان کرده ای دریافت و جذب آسانی های نعمت ها و برکت ها و موهبت هایت را بر من رویا مهاجر سلطانی ..

    سلام به اساتید نازنینم و دوستان عزیزم در این قسمت از فایل

    خدایاااا شکرت امروز زدم روی نشانه ی هدایتم …. و به من گفت خودت رو بسپر به خداوند آسانی ها .. تو فقط لذت ببر . تو تقسیم کار با خداوند داشته باش خودش همه ی مسایل رو برات مثل آب خوردن حل می کنه خودش تمام ابزارهای لازم رو برات فراهم می کنه .. خودش همه ی شرایط رو برات فراهم می کنه .. خودش همه ی کارها رو برات راحت و آسان می کنه .. فقط نترس … فقط نترس و شجاع باش .. فقط اعتماد کن … فقط لذت ببر .. آن جلوها و دور دست ها رو زیباتر خواهی دید .. نگران نباش …

    امروز چقدر خوشحالم …از اینکه چند وقتی هست که به آسانی های دریافت و جذب اهدافم تمرکز کردم و امروز نشانه های پر رنگ الهی رو از طریق این فایل دریافت کردم خدا رو شکر که …

    به درک بهتری از خداوند‌ و چگونگی هماهنگ شدن با او و قوانینش و در یک کلام‌، هدایت شدن و قرار گرفتن در مدار  فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیسْرى رسیدم 

    بریدن نرده های زیبا ..

    با اینکه این نرده ها محکم و محافظ خوبی بود و امنیت رو ایجاد می کرد ولی با برداشتن این نرده های زیبا سبب خیر شد که زیبایی های بیشتری رو تجربه کنیم .. چقدر این موضوع در زندگیم تاثیر گذار بود .‌ یعنی یک چیزی در زندگیم هست که خیلی هم دوسش دارم و خیلی هم برام ارزشمنده ولی برای دیدن زیبایی های بیشتر زندگیم باید پا روی دلم بذارم و اون رو کنار بزنم که البته خیلی وقته این تصمیم رو گرفتم ولی با دیدن این فایل شک و تردید رو کنار زدم و این نرده های قشنگ زندگی مو باید کنار بزنم و مثل استاد عزیزم بسپارمشون به خداوند تا زیبایی های بیشتری رو تجربه کنم .. احساس می کنم منم مثل استاد دوست ندارم یکجا بشینم و زندگی روزمره گی داشته باشم انگار یکجورایی احساس می کنم زمان تغییرات بزرگم فرا رسیده .. چند وقتی هست که این احساس رو دارم که ..

    چطور از این قشنگتر ؟؟؟؟

    چطور از این راحت تر ؟؟؟

    چطور از این آسان تر

    خدایاااا نمی‌دونم چطوری ؟؟؟؟

    ولی انگار باید از این نرده های قشنگ زندگیم که محافظ من بودند جدا بشم و آزاد و رها بشم .. انگار باید اینجا یک اعترافی بکنم .. خیلی برام سخته . و خیلی برام سخته که اینجا بنویسم . ولی می‌خوام یک رد پایی از این نشانه ی امروز بجا بگذارم تا بعدها وقتی دوباره به این قسمت هدایت شدم .. قشنگ تغییرات مدار فرکانسی مو ارزیابی کنم . و باید اعتراف کنم اینکه این موضوع برام خیلی حیاتی هستش…

    چون نزدیکترین شخص زندگیم با من هم فرکانس و هم مدار نیست .. توی هیچ مسعله ای وجه مشترک نداریم .. شاید داریم همدیگر رو تحمل می کنیم وللللیییییی انگار هر چقدر من کوتاه میام و رعایت می کنم این کش کشیده میشه … هر چی من بگم و صحبت کنم بد برداشت می کنه و کلا همه چی رو در مورد من منفی برداشت می کنه و یا همش سر هر موضوع کوچکی قهر می کنه تا با من حرف نزنه و از آن بدتر اینه که دوست نداره حتی منو ببینه …اینکه همش دخترم سر هر مسعله ای با من بحث می کنه انگار دیگه در کنار هم زندگی کردن سخت شده با اینکه عاشقانه دوستش دارم .‌ با اینکه اونم منو خیلی دوست داره ولی هم فرکانس هم نیستیم و یکجورایی این جهان داره به من هشدار میده و نشانه هاشو فرستاده که دیگه وقت آن تغییرات بزرگ رسیده .. دیگه باید این دژ محافظ رو از خودت جدا کنی .. با اینکه در قلبم یک تپشی رو احساس می کنم و یا شاید هم ترس از جدا شدن دارم … می‌دونم اینها همش بخاطر وابستگی هستش که دارم… که آخه چطوری؟؟؟

    حتی اشکم در اومده از اینکه منو دختر نازنینم خیلی تلاش کردیم که این زندگی رو دوباره سر پا کردیم و دوباره ساختیمش و یک سقفی بالای سرمون ایجاد کردیم و ظاهراً همه چی روبراه شده بود ولی قوانین جهان هستی کاری به این حرفا نداره… اگر هم مدار و هم فرکانس هم نباشی کاری به این حرفها نداره که پسرته یا دخترته و یا خواهرته . و یا دوستانه . و یا خانواده آت و همسر و یا پدر و مادرتع و یا شریک کاری و یا عاطفیتع ..‌ وقتی هم فرکانس با اون نباشی جهان خودش این کار رو می کنه … فقط اینو می‌دونم تصمیم دشواری هستش که آگاهانه باید با جهان هماهنگ بشم … یعنی آنقدر نشانه ها واضح و آشکار هست که اومدم اینجا نوشتنش …

    فقط نمی‌دونم چطوری ؟؟؟.. بلاخره یک روابط عاطفی مادر فرزندی است که خیلی عمیقع..

    پسرم که چندین ساله از من جدا شده و رفته قهر… بله رفته قهر… بعد از اون تضادهای مالی و ورشکستگی های قبل از آشنایی ام با استاد .. دیگه روابط مون درست نشد که نشد.. البته به این موضوع ایمان و یقین دارم که هر چیزی در زمان درست و مناسبش درست خواهد شد و به این موضوع کوچکترین شک و تردیدی ندارم و ایمان دارم که در زمان درستش اگر هم فرکانس هم باشیم جهان هستی با اون قوانین بی نقصش به بهترین شکل ممکن ما رو به هم متصل می کنه الهی آمین

    فقط نمی‌دونم چطوری؟؟؟

    ولی با این فایل فهمیدم که می تونه خیلی بهتر بشه و یا خیلی آسان تر بشه این نرده ها رو از جلوی دیدگان مون کنار بزنیم و بعدش راحتر از آن این هست که حمل کردن آن بسمت ساحل هم توسط جهان انجام میشه توسط همان آب زلال و آرامی که با کمک باد ملایم خودش زحمت رساندنش به ساحل رو می کشه .. خدایااآاا شکرت

    خدایااآاا خودت کمکم کن که منم بتونم آنقدر جسارت و شجاعت داشته باشم که خودمو از قید و بندهای زندگیم آزاد و رها کنم و به دیدن زیبایی های بیشتر و قشنگتری هدایت بشم ..

    خدایاااا کمکم کن که بر من احاطه بشه آسانی های نعمت ها و خیر و برکت هایت بر من ….

    خدایاااا کمکم کن که به مسیر درست و مناسب و جادویی خودت هدایت بشم و دستمو محکم توی دستان خودت نگه داری و منو بساحل امن و امان خودت برسانی..

    خدایاااا امروز خودت رو با این فایل به من نشان دادی و خودت با من صحبت کردی خدایاآاا خودت خیر و صلاحم رو بوضوح و به روشنی بر من آشکار و پدیدار و قابل لمس کن … حتی اگر اون ابزار و چکشی که افتاده توی آب که خواست مانع کار و تصمیم بشه نباید نگران بشم چون ابزارهای دیگه بکمکم میان …. و یا اون زنبوری که خواست مانع کار کردن بشه ولی با کمی فاصله گرفتن دوباره بسمت هدف و تصمیم حرکت می کنم..

    این نوشته ی خانم شایسته رو خیلی دوست میدارم اینکه….

    برای ساختن شخصیتی تصدیق کننده و تأیید کننده‌ی زیبایی‌ها و نعمتها‌، مصمم شده‌اند تا نمود واضحی بشوند از «صدق بالحسنی» و شاهد زنده‌ای باشند از مفهوم فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیسْرى یعنی آنهایی که به خاطر چنین شخصیتی آسان شده‌اند برای احاطه شدن با نیکی‌ها و نعمت‌ها.

    خدایاااا شکرت

    و با ایمان و اعتماد به خدا مدام بخودم میگم و تاکید می کنم رویا جان ای عزیز دل خداونددر هر لحظه برای انجام هر کاری از خدا کمک بگیر.بهش اعتماد کن .

    هر اتفاقی افتاد بی شکوه وشکایت بپذیرش.

    در کنارش، کانون توجهت به مثبت‌ها وزیبایی ها باشه.

    سپاسگزارش باش در هر لحظه برای هر پیشامدی وهر چیزی.

    برای رفتن به مسیر درست در هر لحظه از خودش هدایت بطلب.

    صبوری کن واز متوکلین باش.

    خدا که کنارت باشه هم آرامش داری وهم از لحظاتت استفاده های بهتری میکنی.

    هماهنگی بین تو وخدا باعث میشه به همه ی خواسته هات زودتر برسی.

    نزدیکترین ومیانبرترین راه برای رسیدن به خواسته ها ،خدا رو تو آغوش گرفتنه.

    تنها مسیری که تو رو تو جاده ی صاف وراحت میندازه ،هم همینه.

    هیچ تکیه گاه وهیچ‌محل امنی پیدا نمیکنی که جای خدا رو بگیره.

    رویای عزیزم بدون دعوتت نمیاد باید دعوتش کنی.

    خدا رو که داشته باشی یعنی همه چی داری

    من دیگه نمیی فهمم هرکاری که فکر میکردم بابد بکنمو انجام دادم .. مننننننننننننن نمی دووونم

    توووو میدونی تو بهم بگو تو برام بیار توبرام رخ بده توبرام شکل بده توبرام بفرست فقط و فقط تووو تووو تووو

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    نسیم زمانی گفته:
    مدت عضویت: 1952 روز

    سلام سلام دوباره

    خدایا شکرت چه فایل باحالی بود

    سر تایم ناهارم تو سرکار داشتم میدیدم، چقدر رفرش شدم چه حس خوبی گرفتم

    خدا رو هزار مرتبه شکر برای اینهمه زیبایی

    چه تصویری شد آخر فایل:)

    عاشق مریم جانم میگه این صحنه رو من همیشه خط خطی میدیدم:) خیلی باحال بود

    چقدر نکته های استاد باحال بود:

    اولا همیشه خیلی جا برای کار و بهبود هست

    دوما، خراب کردن خیلی راحت تر از درست کردنه

    سوما، ایده ها، روش های کار همیشه میتونه راحت تر باشه، راحت تر انجام بشه

    چهارم هم نتیجه ی کار که میتونیم خواسته مون و رویایی که داشتیم رو ببینیم و تجربه کنیم.

    اول کار هم آدم فقط باید هی اون نتیجه ی نهایی رو مجسم کنه و از تصورش لذت ببره تا خودش انگیزه ی مضاعف بشه:)

    خدایا شکرت

    بریم برای بهبودهای کوچیک اما مستمر، و بعد نتایج بزرگ و زیبا

    روز 10 از 40 :)

    چه باحال:) به همین زودی ده روز گذشت

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای: