سریال زندگی در بهشت | قسمت 100 - صفحه 46


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1007 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    خدا یاور من است گفته:
    مدت عضویت: 2600 روز

    ردپای سی و ششم

    وقتی که این فایل رو گوش میدادم همش به این فکر می کردم که اگر من جای کسی که ایده لگو لند رو توسعه داد بودم، البته اصلاح می کنم اگر باورهای مخرب قبلی که هنوزهم ردپاهاش توی ذهنمه و این هم به دلیل اینه که به مقدار کافی روشون کار نکردم هست، به خودم میگفتم بشین بابا، نونت نیست آبت نیست، لگولند درست کردنت چیه؟ کی آخه میاد لگولندو تماشا کنه، ورشکست میشی، اصلا کی میخواد این ایده تو رو قبول کنه، چطوری میخوای اینجا رو بسازی. تازه این ایده یه ایده دسته دوم و مستعمله و قبلش دیزنی لند این ایده رو اجرا کرده. یا مثلا می گفتم بذار برم مشورت کنم و ببینم که آیا به نظر اون ها که کلا از مرحله پرتن و میدونن توی ذهنم چی میگذره، این ایده می گیره یا نه؟ اصلا من چجوری میخوام این کارو پیش ببرم. من که بلد نیستم. باید حواسم باشه توی این راه به هر کسی اعتماد نکنم.و آخر سر اینقدر این گفته ها رو توی ذهنم مرور می کردم که به لحاظ روحی خسته میشدم و از طرفی هم چون خواستم رو عملی نکرده بودم ناامید و منفعل و کسل می شدم. به به چقدر زیبا باورهایی که دارن تیشه میزنن به ریشه ام رو در آوردم. به عنوان کسی که چند باری یا بهتر بگم چندسالی رو سعی کرده جور دیگه ای فکر کنه و نتیجه جور دیگه ای فکر کردن رو دیده میتونم بفهمم که اگر بیشتر روی باورهام کار کنم چه اتفاقایی قراره بیفته. یه اتفاق جالب.

    دیروز داشتم به لایو شماره هفتتون گوش میدادم( فکر کنم). شما وسط لایوتون گفتین که یکی از خانم هایی که شاگردتون بودن کل تعطیلات عید رو به جای یللی و تللی نشست و دور ها رو مرور کرد و روشون کار کرد. بعدش راجع به حقوقی که به دلار و بعدش به یورو می گرفت صحبت کردین. با خودم گفتم خدایا چقدر عالی میشه. من که نمیدونم چطوری قراره به یورو و دلار پول در بیارم ولی منم میخوام این کارو بکنم تا به دلار پول دربیارم. در واقع داشتم لذت می بردم از نتیجه ای که ایشون گرفته بودن و داشتم همزاد پنداری می کردم.

    دو ساعت بعدش رئیسم داشت باهم صحبت می کرد و گفت کار فرمامون( من توی نمایندگی یه هولدینگ بین المللی کار می کنم) گفته که قراره یه معیار مشخصی رو در نظر بگیرن و اگر ما به اون اندازه رسیدیم، به دلار پول می گیریم. به همین زیبایی:)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    فرشته کوهستانی گفته:
    مدت عضویت: 1634 روز

    به نام الله یکتا

    استاد عزیزم و مریم جانم سلام

    اره استاد عزیزم میشه

    میشه تو هر سنی و هرشرایطی به خواسته هات برسی

    من وقتی نتایج کوچک خودم و میبینم شوق رفتن ادامه راه هزار برابر میشه

    من از مسیر درستی که شما با آزمون و خطا بدست آوردید میرم تا در کوتاه ترین زمان به همه خواسته هام برسم

    عاشقتونم

    در پناه الله یکتا شاد ثروتمند و سعادتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    روسینول گفته:
    مدت عضویت: 1691 روز

    سلااام سلااام

    روز سی و ششم.

    امروز‌که روز سی و ششم این سفر هست، دوست داشتم توی رد پایی که میذارم

    یک چیزی رو برای خودم ذکر کنم.

    این که چقدر از خداوند متشکرم که راه هایی رو مقابلم قرار داده، که هر روز پیشرفت خودم رو میبینم.

    مانند تمام انسان های کره زمین، ذهن من هم درگیر چیزهای مختلفی بود.

    و من بابت هرکدومشون نگران بودم.

    من سوال هایی در ذهنم داشتم و هر وقت که سوالاتص ذهنم رو مشغول میکرد

    سراسر اضطراب و شک و حس بد میشدم.

    تا یک نفر خلاف عقایدم صحبت میکرد حالم تا سه روز بد بود

    اما میبینم که الان اینجوری نیستم

    وقتی سوالی برام پیش میاد میرم و تحقیق میکنم

    و سر راهم هر دیدگاهی رو به ارامی میپذیرم

    و جبهه ای نسبت بهشون ندارم

    و حسم بد نیست

    و حتی موقعی که حس بد هم دارم ارامم! روزهایی که همه چیز وقف مرادم نیست و انرژی کافی رو ندارم، ارامم و به خودم حتی در اون شرایط هم احترام میذارم….

    و تازه فهمیدم چرا به این سفرنامه میگن روز شمار تحول زندگی من.

    شاید ردپام ربطی به فایل نداشت.اما خب، این طور زندگی کردن هم روزی برای من رویا بوده.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    فرزاد امان اله زاده گفته:
    مدت عضویت: 1920 روز

    بنام خدای مهربان

    سفرنامه روز سی وششم

    تمام موفقیت‌های ما با یک خواسته شروع می‌شود ممکنه در طول این مسیر با شکست‌های مواجه بشویم اما ایمان به هدف باعث میشه به مسیرمون با انگیزه بیشتری ادامه بدیم

    همه ما هدفهای بزرگ و کوچکی تو زندگیمون داشتیم و داریم که هنوز به انجام نرسوندیم. من خودم قبل آشنایی با سایت به هیچ کدوم از هدفهامو نمیتونستم پایبند باشم همشونو نصف کاره رها میکردم ،چه کلاس زبان باشه،موسیقی،شغل مورد علاقه ام،روابطم،ازدواج؛و… ولی الان یه چیزی با قبلا خیلی فرق کرده اون موقع این احساسمو نداشتم احساس میکنم نترس تر شدم ،با ایمان تر شدم، اون موقع ها خدارو فقط به عنوان یه ناظر میدم که هر موقع کار بدی و گناهی انجام دادم و بعد یه اتفاق ناجور برام میفتاد همون لحظه بهم دیگه ربط میدادم که من فلان کارو انجام دادم خدا هم تلافی کرد‌.ولی الان به لطف استاد با پوست و استخونم درک میکنم که خدا یه انرژیه و ما هم بخشی از این انرژی هستیم و هر چه قدر ما با این انرژی یکی باشیم همه چی امکان پذیره.الان خیلی خوب فهمیدم که احساس خوب =اتفاقات خوب و با این دیدگاه میتونم خیلی تو مسیر اهدافم قوی‌تر باشم ،چون وقتی احساسم خوبه به خدا وصلم و خدا راه و به من نشون میده چجور از طریق الهامات درونی ،از طریق استاد عباسمنش ،از طریق نتایج خیلی کوچیک که هر لحظه برام اتفاق میوفته،از طریق دستهای خداوند که اطرافم خیلی هستند و هزاران طریق دیگه که ما نمیتونیم فکرشو کنیم.

    لحظه به لحظه زندگیم پر از آرامش هستش چون از مسیر دارم لذت میبرم، خدا رو بیشتر تو زندگیم احساس میکنم ،هر روز منتظر معجزه هستم و وقتی هم این معجزه ها رخ میده اصلا تعجب نمیکنم چون میدونم قانون اینه،الان میفهمم هر کسی که تو زندگی من هستش اومده تا من پیشرفت کنم اومده تا من قوی‌تر بشم و از زندگی بهشتی لذت ببرم ،هدفهامو دوست دارم اما عاشق مسیر رسیدن به هدفم هستم،هر روز تو این مسیر چیزای جدید یاد میگیرم، هر روز با خودم بهتر از دیروزم هستم ،هرروز که شروع می‌کنم به خودم یادآوری میکنم که امروز باید عالی ترین باشم.

    من با مطالعه زندگی افراد موفق این باور در خودم قوی‌تر میکنم که هر چقدر با ایمان تر و توحیدی تر عمل کنم مسیر موفقیت برام هموارتر خواهد شد و اونوقت بدون هیچ زجری به خواسته هام می‌رسم. موضوع باور کردن هستش بعد هدایت خواهم شدو سپاسگزار این هدایت باشم

    دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    فردین زمانی گفته:
    مدت عضویت: 1735 روز

    سلام دوستان. الان همین حرف استاد توی ذهنم امد که روزهای سخت رو همه داشتند و امید وایمان و باور به رسیدن به خواسته، چیزی که میتونه از این شرایط بیرون بیارمون.و من هر چی حرف های منفی دیگران که زمان داره میگذره و فرصت ها داره تموم میشه هیچ کدوم از اینها رو باور ندارم و همیشه اون ایده ال های که توی ذهنم ساخته ام وهمیشه همراهم هستن بهشون فکر میکنم و در هر شرایط و هر فکر منفی که دیگران می خواهند به خوردمون بدهند. این جمله بزرگترین باور وایمان رو در من به وجود میاره که ما با فرکانس هامون شرایطمون رو خلق میکنیم. پس هر کسی در مدار خودش نتیجه باور های خودش رو میگیره واین بزرگ ترین عدالت خداوند در تک تک لحظه های نفس کشیدنمان هست که درکش کردم. ممنون از دوستانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    محمدرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1658 روز

    بنام خالق یکتا

    سلام و درود خدمت استاد عزیزم و تمام دوستان هم فرکانسی ام.

    خدا رو بی نهایت شکر‌میکنم‌ که در روز ۳۶ ام برنامه روز شمار هستم و ردپای از خودم میذارم‌.

    خدا را بینهایت شکر‌میکنم و هر روز سپاس گذاری ام بیشتر و بیشتر میشود به واسطه درکم از قوانین.

    یاد حرف یکی از دوستانم افتادم که میگفت تو برنامه انقد همه چی به موقع و درست اتفاق می افتد که انسان فریب میخورد و ذهن میگوید این جریان طبیعی هست و خودمون قبول میکنیم طبیعی هست و متوجه پیشرفت تمون نمی شویم.

    و برعکس.

    امروز احساس میکردم جنس فهمیدنم از صحبت های استاد در من فرق کرده.

    انگار‌ بیشتر از اوایل دارم‌حرف های استاد رو میفهمم و به قولی معنی کلمات جوری دیگه شده برام .

    و واقعا بابت این خدا رو سپاس گذاری کردم که در روز ۸۰ از بودن در جمع شما احساسم و درکم بهتر شده.

    به قول استاد این چرخ زندگی ی مقدار روان تر شده.

    استاد جونم چقدر قشنگ ساده و خوب همه ما رو با قوانین جهان هستی و قرآن تعلیم میدهی چقدر‌ رنگ و بوی و جنس حرف هایت با هرآنچه که قبلا شاید شنیده بودم فرق میکند.

    حرف هایت را باید با طلا نوشت.

    آرامش و احساس عالی شما وصف نشدنی هست.

    خدا رو بی نهایت بایت وجود شما و خانم شایسته و تمام دوستان عزیزم شکر میکنم.

    انگار دارم قدم در شناخت خودم میذارم.

    انگار‌دارم قوانین جهان هستی قوانینی که جزءی از زندگی من بود رو دارم‌میشناسم.

    استاد دارم ی جور دیگه و از یک زاویه دیگه نگاه میکنم.

    و هر روز آگاهی های جدید یاد میگیرم.

    انگار دارم همون حرف هایی که روز های اول از شما شنیده بودم رو از دوباره برای خودم معنی میکنم.

    خدا رو شکر‌میکنم در جمع شما هستم و حالم خوبه.

    واقعا از صمیم‌قلبم از خدا میخوام بهم کمک کنه بیشتر خودم رو بشناسم.

    زیرا خدا رو بیشتر‌درک میکنم.

    انگار‌داره بصورت ی فرایند و تکامل بهتر میشم‌و خواسته هام رو واضح تر و در دست راس تر و شدنی تر میبینم.

    استاد مثال قشنگی میزنه.

    مصداق آدم هایی مثل من که تازه با برنامه آشنا شدن مثل در زیر خاک کاشتن دانه هستش .

    که هر‌لحظه باید حواسمان باشد که رسیدگی کنیم تو این دانه نهالی شود و بعد بزرگ‌شود و شکوفه و میوه بدهد تا من از آن لذت ببرم و به هر آنچه میخوام برسم.

    استاد یکی از اهدافم خرید دوره در زمان مناسبش هست و دوست دارم ظرفم رو بزرگ‌تر کنم و بیشتر با قوانین آشنا بشم و در زندگی ام استفاده کنم.

    بهترین ها رو آرزو میکنم برای تک تک دوستانم.

    ❤❤❤❤❤❤❤❤❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
    مدت عضویت: 1640 روز

    بنام خدای مهربان….

    خدایا سپاس میگویم بابت کرامتت که هر لحظه منو هدایت میکنی….❤❤❤💋

    من دیشب از طریق نشانه ایی برای هدایتم !..

    راجع به موضوعی که راه خوشبختی آینده ام هست….وارد این فایل زندگی در بهشت شدم…

    من از زمانی که وارد سایت عباسمنش شدم این عضو شدنم خیلی وقت نیست…احساس میکنم بهترین و بهترین هدیه که تو دنیا نصیبم شده همین سایت خانواده دوستداشتنیم هست…من هر شبانه روز میگم خدایا من چقدر پیش تو عزیز بودم که منو به اینجا هدایت کردی….خدایا هزاران هزاران بار شکرت…

    از درونم ندا اومد که وقت بزارم این گفته هام یادداشت کنم…سپاسگزار خداوند هستم…

    خداوند بهم گفت!…..

    خوشبختی که الان در مسیریش وارد شوی داره صدات میکنه…فقط احساساتو خوب نگه دار….نجواهای ذهنتو از بیین ببر جسم و روحتو با خداوند یکی کن …

    تا به این آرامش برسی…باورهاتو هر لحظه مناسب کن (پاشنه های آشلیم رو تقویت کن) فرکانس آرامش بده و توکل به خدا کنی و ایمان قلبیتو قوی کن و اون خواستتو رها کن تا به وقت خودش به خواستت برسی…

    من تو هر فایل هدایت به همین نکته ها رسیدم خدایا هزاران هزاران هزار شکرت…

    صلح بودن با خودمون…رفیق بودن با خودم..خودم رو دوست داشته باشم..چون من اشرف خداوند هستم من روی شونه های خداوند تکیه نشستم…واین بازم میرسه بهمون آرامشه که بصورت درونی و واقعی باشه…که من از خداوند میخام که بیشتر کمکم کنه…جون به غیر خداوند کسی رو ندارم…تنها تکیه گاهم خدادنده😍😘😘😘…خدایا دوستت دارم

    همیشه سپاسگزار باشم بابت نعمتهایم و چیزهایی که الان دارم و میسپارم به خودش…

    چون ناسپاسی یعنی عدل خداوند زیر پا میزاری و صلح درونیمونو سیاه و کدر میکنیم….

    من همیشه تو سریال حضرت یوسف خیلی برام حالب بود…جون بعضیا فقط بعنوان یه سریال میدیدنش ولی من همیشه برام سوال بود….؟میگفتم خدا!…این سریال خیلی درس داشت…ولی من میخام به نقطعه اخر فیلم برسی کنم…میگفتم جرا زلیخا الان به اون نقطعه ایی که دوست داشت بهش رسید…بخاطر یوسف نابینا شد..شب و روز در طی این سالها پیگیر عشق رسیدن به یوسف بود…جرا الان اون عشق بعد از رسیدن براش کمرنگ شده….این مسئله برمیگرده به توحید😢..به خداوند….یعنی رسیدن به خداوند یعنی بزرگترین هدیه دنیا و آخرت…من خیلی این نکته رو دوست دارم…بهم الهام شد تا اون درونمو بنویسم…

    تمام ناکامی های بشریت در این دنیا همش برمیگرده به درون انسانها…که همه ما به نحواهای شیطانی گوش و عمل میکنیم….

    ای وای خدایا….هر روز میگم خدا این جیه درونمه که شب و روز تو قلبم در گردش هست….

    هر روز احساس میکنم فایلهای استاد عزیزم و مریم عزیزم داره منو به حاهای که همیشه برام سوال بود میکشونه….خدایا هزاران بار شکرت❤❤❤❤

    سوال چه ترکیبی اسمشو بزاریم خوشبختی؟

    هر کسی تو زندگیش با دیگران یه عواملی رو

    برای خوشبختی خودش تعریف میکنه!..

    اشاره به ایه لعلک ترضی…میگه آرام باش و حالتو خوب بگیر….و ضایت داشته باش…

    من از نتیجه خواستم که در این فایل بهم الهام شد احساس خوشبختی میکنم…خدایا هزاران بار شکرت❤❤❤

    خوشبختی رو از زندگی دیگران تقلید کردن نیست…به اون لباساشون و غرورهایی که زندگیشون و تجمل گراهاشون نیست…

    هر کسی نسبت به درونش باید خوشبختیشو پیدا کنه….😍😍😍😍

    تنبلی!..بی انگیزه گی هست…

    من خودمو مثال میزنم…یعنی من نسبت به چیزی بی انگیزه باشم…و بیام راجع به مسائلی فکر میکنم که اون باعث ترس و دلهرم میشه که یه لحظه قلبم میریزه بهم…زود اونو از خودم پرتش میکنم بیرون…فقط به خواستم که احساس آرامش دارم فکر میکنم و بهش حس آرامش دارم…همین بهم انگیزه میده…کلا چیزایی که قلبمو به درد میاره بی انگیزه میشم و بهشم فکر نمیکنم…..

    برای رسیدن به خواسته هامون انگیزه درونمونو به وجه میاره…خدایا شکرت خدایا شکرت😙😙😙

    یه سوال مریم جان پرسید..گفتن نپذیرفتن.😀..همون لحظه استاد عزیزم گفت مغزم ایرور میده…منظوری که من گرفتم این بود !..مثل پیامای ماها هست که اون لحظه وارد قلبمون میشه باید زود برداشتمونو باید زود مکتوب کنیم..بعضی وقتا هدایت خداوند نمیاد نیاز به استقامت نیست…این مورد برام خیلی جالب بود…دوستتون دارم😙😙😙😙

    یه سوال گفته بودین چرا نسبت به مسائل اساسی نگران نمیشی…چه باوری ساختی…

    برای اکثرا ادمها 99/9در صد هست…دقیقا مثال همون اروین زدین..اگه اشتباه تلفظش نکردم….😊…دقیقا همینجور هست…

    برداشتی که من دارم اینه!اون نگرانی راجع به هر مسئله ایی وجود داره اما چون انگیزمون نسبت به اون مسئله خیلی شگفت زده هست و ارتعاشش زیاد هست رو اون نگرانی رو میپوشنه…و اون امید داشتن ترسها رو رها میکنیم و کارمونو انجام میدیم..

    وقتی زیاد تو کارت مردد هستی به خدا توکل کنی و از خدا مبخام این مورد هر روز بهش بیشتر متصل بشم…و همیشه با خودم میگم خدایا ایاک نعبد و ایاک نستعین….خدایا مرا براه راست هدایت کن…بازم آیات توحیدی…خدایا شکرت….

    و مثالهای خیلی خوبی استادم زدن..که واقعا قابل تحسین هست❤❤❤

    و سوال دیگه گفتین چرا هیچ وقت مردد نمیشی؟…

    گفتین تصمیمات از پیش تعیین شده که طی مسیری با تجربیات برات اتفاق میفته اون میشه پاشنه آشیلمون…و تصمیم میگیری سری بعد از این نمونه مشابه برات پیش اومد همه جیزو بررسی کنی و جلو بری و توکل بخدا کنی….

    اگه هم یه مورد جدیدی برات پیش اومد که راه رو ندونستی یه نسونه برای خداوند بزار تا هدایتت کنه…خودتون مثال واضحی گفتین!…

    بقول استادم میشی گرگ بارون خورده…

    دقیقا برای من یه موضوعی پیش اومد که خداوند اینجا داره جوابمو بهم میده….اون موردای قبلی دقیقا همین اتفاق برام افتاد…در هر جنبه ایی این جور اتفاقی برام پیش اومده….خیلی برام جالبه و همینجا خدا بهم فهموند از این درک آسون ولی فررار….که بدونم از این به بعد راجع به تصمیمات زندگی خیلی دقت کنم…و سپاسگزار خداوند هستم….❤❤❤❤❤

    خیلی دوست داشتم نظرمو بیان کنم احساس میکنم قلبم آروم شده امشب رسالتم رو نوشتم…ممنون سایت بزرگ استاد عزیزم هستم و این همه هدایت خداوند عزیز هست ماها تستیم به خوشبختی برسیم…

    خدایا بابت این بهشت زیبایم سپاسگزارم…احساس میکنم تازه متولد شدم❤❤❤..احساس خوشبختی زیاد میکنم….سپاس سپاس سپاس…

    از خداوند مهربانم میخام همیشه رو شونه هام بشینه نوازشش کنم…من بوسش کنم اونم بوسم کنه…هیچ رفیقی تو دنیا بهت نزدیک نیست حز خداوند….الان فهمیدم ابراهیم چه شخصیتی بود…خدایا تا همینجا که دستامو گرفتی منو وارد این سایت پربار کردی سپاسگذارم…اصلا تشنگی و خستگی ندارم بیشتر سر ذوق میام😀😘😘😘😘😘😘…خدایا شکرت…

    خدانگهدار همه دوستان عزیز…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    زینب میرزاده گفته:
    مدت عضویت: 1595 روز

    سلام به استاد عباسمنش و مریم بانوی مهربان

    من تازه ۲ هفته ای میشه در مدار شما قرار گرفتم

    هرچند از سالها قبل اسمتون رو شنیده بودم و میدونستم تو این حوزه کار میکنید اما از اونجا که در مدار شما نبودم هیچوقت سراغ آشنایی با شما و آموزه هاتون نیفتادم، تو این سالها با مدرسین زیادی آشنا شدم و صحبت هاشونو گوش کردم اما هیچ کدوم منو راضی نمی‌کردن ، من دنبال یک الگو بودم که تو همه زمینه های زندگی موفق شده باشه و من بتونم ببینم و بخونم درباره اش ، ولی هیچ کدوم از اون مدرسین اصلا مشخص نبود در چه وضعیتی هستن از لحاظ ارتباطی، مالی ، سلامتی …و اگر همون مقدار کم رو هم اعلام میکردن خیلی مبهم و واقعا کوچیک بودن از نظر من ، من دنبال کسی بودم که خودش به نتیجه های بزرگی رسیده باشه و من عینا اون نتایج رو با چشمام ببینم تا بتونم باورش کنم و راهش رو ادامه بدم و خیلی خوشحالم وارد سایت شما شدم

    سریال زندگی در بهشت ، سفر به دور آمریکا ، پاسخ به مسائل زندگی و … قسمت های رایگان سایت رو فعلا دارم با لذت و دقت تمام میبینم و به قسمت ۱۰۰ سریال زندگی در بهشت رسیدم و تا الان جواب خیلی از سوالاتمو گرفتم مثل همین قسمت که عالی بود ، حسم فوق العاده عالی شده از این همه نعمت، فراوانی ، ثروت و حس خوب شما و بی نهایت خدا رو شکر میکنم به خاطر وجودتون

    چون شما و صبحت هاتون جذب قشنگ من هستین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    ماریا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 2168 روز

    به نام مهربان پروردگار با سخاوتمندم،

    سپاسگزارمهربان پروردگارم هستم که منوبااین سایت واین آگاهی های توحیدی هدایت کردومن هدایت شدم به این نور و روشنایی…

    مقاله ی ابتدایی مریم جون،مقاله ی فوق العادشون توعقل کل و مطالب ابتدایی این فایل همشون قد صدها کتاب آموزشی ارزشمند وپراز آگاهی بود برام.

    دوست دارم بشینم همشونوباز بخونم ویه فایل صوتی خوب ازش بسازم، تاهروقت که قلبم گفت بهش نیاز دارم ،بازبا گوش جان ،گوش کنمش

    اصلا شاید این همون الهام هست که نباید به تعویق بندازمش شاید گام اول باشه هرچندبنظر بی ربط با هدف اصلیم میاد اما مریم جون فرمودن که تو هدفگذاری ،تمریناتی که استاد میدن رو انجام بدین ،الهاماتی که بهتون میشن رو زود وقبل از دودوتاچهارتا کردن شیطان ذهن ،انجامش بدین

    شاید بظاهربی ربط بیاد اما قطعا درست ترین کاریه که درجهت رسیدن به خواستت داری انجام میدی

    قبل از آشنایی بااستاد وآگاهی های توحیدیشون،من وقتی به یک ماشین شاستی بلند وگرون قیمت فول آپشن صفرنگاه میکردم باحسرت آه میکشیدمو میگفتم تازمان مرگمم نمیتونم داشته باشمش هییییچ…بلکه هفت نسل بعدمنم نمیتونن داشته باشنش ،ومن چه مشرک بودم

    حالا باتماشاش میگم خداروشکرکه تومدار دیدنش هستم با تمرین و تقویت باورها و انجام اقدامات عملی و ورودی های مناسب و تمرکز به نکات مثبت زندگیم و تکرارو تکرارو تکرار آگاهی ها

    من به آسونی وشادمانی بهش میرسم

    باید ازمسیرلذت ببرمو تکاملمو باعشق طی کنمو همیشه درحال خوراک مناسب رسوندن به ذهنم باشمو باورهامو تقویت کنمو به الهاماتم با باورهای درست عمل کنم تا نتایج ازراه برسن

    من میدونم به اندازه ای که باورمیکنم وعمل میکنم نتیجه میگیرم پس این دو رو تقویت میکنم

    من میدونم که من موجودی فرکانسی هستم وتمااااام اتفاقاتی که تجربه میکنم حاصل باورهام هستن پس باورهای قدرتمندکننده مسازم تاتجربیات زیبا داشته باشم

    من رفاه مالی ،استقلال مالی،عشق بدون وابستگی ،توحید درعمل ،سلامتی جسم ،جوانی وشادمانی،شان اجتماعی بالا،دوستان هم فرکانس،ومسافرتها و تفریحات فوق العاده سالم ومهیج میخوام که همشونو باجزئیات تودفترم مینویسمشون ومیدونم که همین حالاهم درمسیر بدست آوردنشون هستم باهمین کاری که دارم میکنم وباتقویت هرروزه ورودی هام اقدامات عملی که با باورهای درست انجام میدم

    من خالق جهان خویشم پس میسازم جهانم رو همونجوری که خودم میخوام💪💪💪💪

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    زهراهنرمند گفته:
    مدت عضویت: 2016 روز

    بنام خدا

    روز ۳۶ سفرنامه

    در مسیر ، ممکنه جاهایی ناامید بشیم ؛ ایتجاس که فرق ادم موفق و ناموفق، متوکل و نامتوکل مشخص میشه. اگه بتونیم موانع در مسیرو پشت سر بزاریم منظور از موانع تضادها هستن که بهمون نشون میده که کجای کارمون ایراد داره .ممکنه باور توحیدی مون باشه که جای کار داره ، ممکنه عزت نفس باشه و…

    در هر صورت باید قدم اول و برداریم .این روزها من باچالشی روبه روشدم .میخوام استارت کاری رو بزنم اما هربار به تعویق میفته .میدونم برای رسیدن به بالاها باید از همین قدم اول شروع کنم وگرنه هیچوقت نمیرسم. اینجاس که باورها درلایه های زیرین خودشو نشو نشون میده .باحل کردن این مسائل به مدار بالاتر میرم.اگه حرکت نکنم میگندم و

    راکد بودن خلاف قانونه..جهان اینو نمیپذیره و در گوشی هایی میخورم که اون سرش ناپیداخواهدبود!خداوند باکسی شوخی نداره ؛ یا درجهت رشد گام برمیداری و یا چندروزی رو درجا میزنی و بعدش به قعر فرو میری .همیشه اینطوری نیست که همون جاییکه هستی بتونی ثابت بمونی توموقعیت امنت بشینی و حرکت نکنی!!نههههههه….ازاین خبرانیست. توکه دوسنداری بیماری های مختلف سراعت بیاد و از این دکتر به اون بیمارستان راهی بشی؟!بدهی هات بیشتر بشه وعمرت بگزره و به خواسته هات نرسیده باشی و حسرت روزهای ازدست رفته رو بخوری؟!جهان ثابت نیست و نخواهد بود پس توهم سعی کن ثابت نمونی باااید حرکت کنی بااااییید ایمانتو نشون بدی .درسته تااینجااومدی افرین اما این کافی نیست باید تا تهش بری همیشه و همیشه ادامه بدی برای رسیدن لذتهای بیشتر باید قدم برداری .

    آفرین بر تو🌹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: