این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/11/abasmanesh-22.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2020-11-22 05:46:072020-11-24 05:29:35سریال زندگی در بهشت | قسمت 100
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام و عرض ادب به استاد خوش استایل و ثروتمندم ، و خانم شایسته ی زیبارو، دوست داشتنی و البته هوشمند و متعهد به قوانین ثابت جهان هستی. استاد جونم چقدر من عاشق این رابطه ی قشنگ و زلال شما هستم، چقدر لذت میبرم این تبسم نشسته روی صورت نازنین شما و خانم شایسته ی نازنینم، الهی صد هزار مرتبه شکرت برای مصادیق بینهایت ثروت در زندگی شما استاد عزیز و قدرتمندم، چقدر تعریف شما استاد جونم از آرامش بوی آزادی میده! چقدر توش بوی توحیدو ایمان داره! عاشقتونم استاد جونم که اینقدر مطالب رو ساده سازی میکنین برامون. استاااااد جونم من الان حالم خوبه، الان توی فرکانس رهایی و آرامش و حس خوبم، چرااااا؟ آخه هدایت شدم به دیدن این فایل فوق العاده، به این سناریوی توحیدی و شنیدن این باورهای قدرتمند کننده، با خنده های شما میخندم و دلم غش میره برای این در صلح بودن شما با خودتون/ استاد جونم دورتون بگردم از وقتی تمرین هامو بهتر و بهتر انجام میدم، در عمل میبینم که دارم هدایت میشم به صلح بیشتر با خودم/ استاد جونم سپاسگزار داشتن شما و خانم شایسته ی نازنینم که در مقام عمل زندگی کردن و لذت بردن و بودن در لحظه رو یاد میگیرم ازتون، آخ که چقدر دوست دارم لعلک ترضی رو توی تک تک لحظه هام تجربه کنم/ آخ که چقدر این ناب ترین حس رو دوس دارم بیشتر و بیشتر تجربه کنم/ استاد جونم من عااااشق اون وقتاییم که فایل های دوره هاتون رو گوش میدم/ استاد جونم دیالوگ من و عزیزدلمم به برکت دوره های ارزشمند شما شده عاااااااشقتم، و چقدر این عاشقتم، عجیب به جون آدم میشینه. استاد جونم من تنبل خانوم میشم گاهی، ولی دارم میبینم که تمرین فانوس دریایی عجیب درمانگری میکنه تنبلی منو/ خانم شایسته ی نازنین من، شگفتانه تیزبین و ریزبین سوال ها رو میپرسین، چقدر قشنگ انگاری بخشی ازدوره ی کشف قوانین و اهرم رنج و لذت ثروت 1 رو توی دو سه جمله خلاصه کردین، من عااااااشق این بیان زیبا و دوست داشتنی شمام، واااای خدا که دلم غش میره از صدای خنده هاتون، چقدر محبت بین شما عمیق و واقعیه، خدایا شکرررررت برای این توجهم به این رابطه ی چشم نواز و دلنشین و بینظیر…
استاد جونم این مثالی که برای تصمیم گیری زدین، من یه کوچولو بعد از دوره ی حل مسئله تجربش کردم، نمیتونم بپذیرم راهکاری نداره مسئله و با نگاه مشکل بهش نگاه کنم! برا همینم چون این باور رو ساختم، هدایت میشم به حل مسئله!
استاد جونم مررررسی برا ایده ی نشونه خواستن، یادمه استاد جونم یادمه سه سال پیش، توی سفرمون از کرمان هم گذر می کردیم، شب بود رسیدیم کرمان، هر چه جستجو کردیم، هیچهتل و مهمانسرایی توی سایت ها ظرفیت نداشت و ما مونده بودیم و شب و پیدا نشدن هتل!
خلاصه به برکت فایل های فوق العاده شما، قرار بر این شد که عزیز دلم به صدای قلبش گوش کنه، خلاصه که عزیزم رانندگی کرد چند دقیقه ای و یه جا وایساد، باورتون میشه دقیقا ما هدایت شدیم به یه هتل نقلی، رفتیم و اتفاقا یه سوئیت داشت، خدایاااا شکرت، من یادم رفته بود و به برکت این نوشتنه به یاد اوردم، استاد جونم ما وسایلمون رو گذاشتیم اتاق، اومدیم از پذیرش برا خرید کلمپه پرسیدیم، گفت دو تا مغازه بالاتر، کیفیتش عاالی و درجه یکه، رفتیم خرید کردیم، باورتون میشه ما خرید کردیم، اومدیم بیرون تعطیل کردن! آخه ما قرار بود صبح خیلی زود راه بیفتیم و توی اون تایم هیچ فروشگاهی نبود! یعنی اون فروشگاه باید باز میبود تا ما خرید کنیم( الرزق رزقان) و فردا صبح به راحتی ادامه ی مسیرمون رو بریم! وای استاد جونم هی داره یادم میاد، رفتیم بندر چارک، من حسم بد شده بود! یه حسی به من میگفت شب چارک نمونیم! استاد باورتون میشه ما قرار بود ماشین رو نبریم کیش ولی به خاطر احساسم تصمیم گرفتیم بریم کیش با چی؟با ماشین، استاااد جونم باورتون میشه وقتی لندیگراف سوار شدیم، پای من رو اون طناب لنگر بود، ملوان (اقامحمدعلی) اومد طناب رو بکشه، من وایساده بودم رو طناب، باورتون میشه ماشین ما گوشه ی سمت راست، آخرین ماشین بود، این درحالی بود که خیلیا نمیتونستن حتی از ماشینشون پیاده شن، من دقیقا کنار ماشینمون به راحتی وایساده بودم، آقا محمدعلی پرسید میترسی گفتم اره، خلاصه پای من روی طناب بود و بهانه ای بود برای اینکه ما با آقامحمد علی آشنا بشیم، جالب اینجا بود که ما هیچ جایی رو برا کیش رزرو نکرده بودیم! همسرم با آقا محمدعلی که صحبت کرده بود، گفته بود یه دوستی دارم ویلا داره، شماره داده بود که زنگ بزن برو اونجا، ما ساعت 12:30 شب رسیدیم استاااااد باورتون میشه بدون گرفتن هیچ مدرکی این آقا ساعت 12:30 ویلا رو به ما با روی گشاده تحویل داد و رفت!! جالب این جاست که 12:45 آقا محمد علی تماس گرفت که مستقرشدین! استاد اون ویلا منطقه میرمهنا کیش بود و عزیز دل من وقتی سوار لندیگراف شده بودیم، دوستشون تماس گرفته بود که منطقه میرمهنا منطقه ی خوبی، حتما بری ببینی! و ما به فاصله ی 3 ساعت رسیده بودیم کیش، و ویلایی که مستقر شدیم دقیقا منطقه ی میرمهنا بود!!! من عاشق این نشونه های خداوندم که با عشق قدم قدم هدایتمون کرد، من عاشق این همزمانی های دوست داشتنی و فوق العادم، من عاشق شنیدن صدای هدایتم، من عاشق شما و خانم شایسته ی نازنینمم، من عاشق همسفر فوق العاده و دوست داشتنیم، عزیزدل هم فرکانسی خودمم، من عااااشق این الهه ی جدیدم که با عشق داره زندگیشو بهتر و بهتر خلق میکنه! و..
اون موقه ها یادمه داشتیم روی یک باور قدرتمند کننده کار میکردیم، ( جهان سرشار از مردمان بینظیر، فوق العاده، دوس داشتنی، مهربان، صادق و نازنینی است که از هرجهت دوست دارند با عشق به ما کمک کنند..)
استاد جونم عااااااشقتونم، مرررررسی برا این سایت بینظیر که با عشق توحید رو درقلب ما پرورش میده!
خانم شایسته ی جسور و هوشمندم، عااااشقتونم که اینقدر عشقین، لذت بردم و آموختم و بیشتر عمل میکنم و البته به یاد آوردم، مرسی مرسی مررررسی..
از شما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر لذت بردم از این درک وآگاهی خوبت وخیلی ساده وروان انرژی خوبت رو من از نوشتن شما میتوانم حس کنم ولذت ببرم
آنقدر خوب بودی دختر که کامنت خوبی برای رد پا برای خودت به جا گذاشتی امیدوارم همیشه بدرخشید و بهترین نتایج را در زندگی خود داشته باشید
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
روی ماه شما رو دوباره در یک قاب دیدم بعد مدتها هرچند قدیمی و چقدر دلم براتون تنگ شده مریم جانم
مرسی از سوالات عالی و سپاسگزار از جواب های اللهی
یعنی بهترین تعریف آرامش و گفتین استاد عزیزم….
عدم نگرانی، احساس خوب، احساس امید و عشق
در کل حال روحت خوب باشه
منم همیشه ازین بازی ها با دوستام و پارتنرم میکنم خیلی وقته یاد گرفتم بجای چرندیاتی که قبلنا دور هم جمع میشدیم اسمش و میزاشتیم سرگرمی الان در کنار بازی های دیگه وقتایی که معاشرتی دور هم میشینیم یا دور آتیشی نشستیم یا هرچیز که ریشه ش برمیگشت قبلا به نگرانی و حرفهای منفی و یا مسخره کردن و غیبت کردن الان خیلی وقتا ازون فضا دورم و سعی ام بر اینه تو جمع های این شکلی قرار گرفتم صحبت و ببرم سر این موارد و دیدگاه آدمها رو بدونم و باعث میشه هم خودم به شناخت بیشتر از خودم و اطرافیانم برسم هم اونا یکم بیشتر خودشون و بشناسن و هم کلی مزایای دیگه که توضیح دادم مرسی از شما بانوی زیبا که اینکار و با استاد کردین و جوابهای اللهی رو بهره مند شدیم ما تشنه های قوانین
و تعریف خوشبختی:
اتفاقا چند شب پیش به همچین سوالی تو عقل کل برخوردم و با خودم داشتم همینا رو تکرار میکردم که هرکس نگاه خودش و به خوشبختی داره و خب برای خودم همچین جوابی تو ذهنم مرور شد
خیلی وقته بهش فکر میکنم از زمان پخش اون برنامه معروف که از صدا و سیما پخش میشد (دورهمی)
و واقعا معانی خیلی زیادی و تعاریف خیلی زیادی میشه ازش کرد
همین احساس عمیق سپاسگزاری احساس لبخند واقعی و از ته دل و احساس عشقی که درونت شکوفا میشه حالا عشق به خداوند که فرای خوشبختیه اصلا واقعا
ولی ممکنه از همین لذتهای کوچیک هم یه فردی احساس خوشبختی کنه
از نگاه کردن به اتیش
از رقص و پایکوبی
از صدای آواز پرندگان و باران
صدای سکوت شب و حتی گرگ و میش صبح
از لبخند عزیزانت
از خوراکی های مورد علاقت و سرگرمی هات
از لباس پوشیدن به سبک دلخواهت و…..
یوقتایی وقتی با مادرم خواهرم و یا عشقم میشینیم راجع به موضوعاتی صحبت میکنیم بعد یهو یه موضوع جدی تبدیل به شوخی میشه و غش غش میخندیم که شاید یکی ببینه بگه خدا شفاتون بده اینا هم تعریف خوشبختیه و احساس درونت که از بیرون شاید مشخص نباشه
مثلا ساعتها میشینیم با خواهرم درباره قوانین صحبت میکنیم و مادرم میگه حرفهاتون تمامی نداره؟ بعد که میره سرکار هم داریم چتی کلی حرف میزنیم و در طول روز شاید بیشتر از پنج شیش بار دارم با عشقم حرف میزنم و هربار هم حرف برای گفتن داریم که یوقتا خواهرمم که هم مداره با من میگه چی میگین بهم با اون که راجع به قانون حرف نمیزنی :)))
میگم از پشه و مگش رو هوا :)))
زوری نیست نقش بازی کردن نیست تلاش نمیکنیم که حرفی برای گفتن داشته باشیم حتی یوقتا که اونور قطع دارن صداش میکنن و میخواد قطع کنه من میگم اره داشتم میگفتم بعد دیگه میگم برو حالا بعدا صحبت میکنیم یعنی موقع قطع کردنم حرف دارم :)))
اینارو عمیقا شاید کسی نتونه درک کنه
من حتی پیاده روی تنها، نشستن تو ماشین و اهنگ گوش دادن و خیره به روبرو اینا ذوق داره برام اونقدری که شاید خرید طولانی مدت در پاساژ و حوصلم نکشه بطور مثال
میخوام بگم لذت های کوچیک کوچیک مجموعه شون برای شخص من احساس خوشبختیه و خدا رو شکر واقعا
در ادامه چقدر عالی راجه به تصمیم های به تعویق افتاده که سوال مریم جان بودو شما یکدل بودن در اجرای تصمیمات صحبت کردین دربارش
اینکه میشه اینجوری نگاه کرد که در واقع تجربیات آدمی باعث تصمیم گیری قطع میشه
مثلا اینکه من حتی برای یه لباس جمع کردن ساده برای سفر هم تردید نداشته باشم که فلان لباس به کارم میاد یا نه اگه گرم بود یا اگه سرد بود چی
چرا این مثال و زدم چون صحبتهای شما من و یاد تجربم انداخت که چند سال پیش با یسری از ادمهایی که گرمایی بودن رفتیم سفر و زمستون هم بود و من به هوای اینکه خوب تو ویلاییم و خیلی لباس گرم انچنانی لازم نیست لباس هایی با گرمایش کمتر بردم و نتیجه ش
کم کردن بخاری یا شوفاژ، باز گذاشتن لای در و پنجره ها که هوا خفه شده، مرتب بیرون رفتن چون تو این هوا مزه میده بیرون اینا جملاتی بود و اتفاقاتی بود که باهاش مواجه شدم و اگه هم گله میکردم میگفتن تو ک سرمایی لباس گرم بیشتری برمیداشتی و جا برای گله نبود نمیشد به اونا بگم شما لخت شین اگه گرمتون هست :))) اونا میگفتن سردت میشه لباس بیشتری بپوش و منطقی هم بود تجربه شد سری های بعدی ریسک نکردم و از هر دو مدل لباس برداشتم میگفتم نهایت اگه سرد شد اینارو میپوشم اگه هوا اکی بود هم اون یکیا هیچ وقت نمیگفتم اگه گرمم شد :))
و کلی مثال دیگه اومد تو ذهنم که تجربه باعث میشه بقول شما که مو میبینین و بقیه پیچیش مو انسان ها تصمیمات قاطع تری حداقل برای خودشون بگیرن نه در مواجه با دیگران
ادامه فایل هم در قسمت دوم که مورد علاقه من هست میبینم و چیزهای عالی تر یاد میگیریم
خیلی خیلی ازتون ممنونم مریم زیبا بابت طرح سوال ها و از استاد نازنینم بابت پاسخ دهی
خدایا شکرت که من و در مسیر درست راهنمایی میکنی مسیر کسانی که به انها نعمت داده ای
همه ی دستاوردهای بزرگ بشر از دل یک رؤیا، یک آرزو، یک هدف و یک ایده ی ساده آغاز شده است.
اما رویایی که جدّی گرفته شده،
هدفی که یک آرزوی دور و دراز به شمار نیامده،
و ایدهای که مثل وحی منزل اجرا شده است.
افراد موفقی که به چشم یک اسطوره به آنها مینگری و دستاوردهایشان را تحسین میکنی، تکنولوژیای که هر روز زندگی را برایت راحتتر میکند، مثل همین موبایل یا کامپیوتری که اکنون در اختیارت است و میتوانی این جملات را بخوانی، یا همین فضای مجازی که سبب شده، بتوانیم از هر جای دنیا، در این خانواده صمیمی جمع شویم و…
دستاورد آدمهایی است که، نه از تو باهوشترند و نه هیچ ویژگیی خارقالعادهتری نسبت به تو دارند. فقط توانستهاند خودشان را باور کنند.
توانستهاند به یاد بیاورند که آنها با این قدرت به دنیا آمدهاند تا تمام اتفاقات زندگیشان را به گونهای که میخواهند، خلق کنند. تو هم میتوانی این باور را بسازی. آنوقت جهان همانگونه که حامی آنها شد، حامی تو نیز میگردد.
دلیل خیلی واضح و منطقیای برای آرزوهایی که در دلت زنده میشود و همه وجودت را پر از شور و اشتیاق میکند وجود دارد و آن دلیل این است که:
خداوند،قبل از شکل دادن آن آرزو در دلمان،امکان و توانایی به تحقق رساندنش را به ما میبخشد.
فقط کافی است قوانین خداوند را درک کنیم. کافی است اصل و ذات خودمان بهیاد بیاوریم و بپذیریم که:
«تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثناء نتیجه باورها و فرکانسهای خودمان است».
وقتی به این نقطه برسیم، دیگر هیچ رویایی در دلمان نمیپوسد و تبدیل به آرزویی دور و دراز نمیگردد. بلکه تبدیل به هدفی میشود که برایش قدم برمیداریم و قدم به قدم آن را میسازیم و همراه با تحققش ظرف وجودمان را رشد میدهیم. عزت نفسمان را میسازیم و هم خوب زندگی میکنیم و هم کمک میکنیم تا جهان جای بهتری برای زندگی باشد.
مهم نیست هدفت چقدر بزرگ است،فقط کافی است باور کنی خالقی هستی که،با فرکانسهایت همه چیز را خلق میکنی.
وقتی خودت و تواناییهایت را باور میکنی، وقتی باورهای قدرتمندکننده و هماهنگ با هدفت را بسازی و با خواستهات هممدار بشوی، راه کارها، ایدهها و الهاماتی از راه میرسند که قدم به قدم شما را در مسیر تحقق آن هدف هدایت و حمایت میکنند. این قانون جهان است. این برنامه خداوند است و این راه پیشرفت و گسترش جهان است.
به همین دلیل است که جهان بیشترین حمایتهایش را همواره از افرادی میکند که بیشترین گسترش را ایجاد میکنند.
جهان بزرگترین پاداشهایش را به افرادی میبخشد که با جدی گرفتن رویاهایشان،بیشترین گسترش را ایجاد میکنند.
سلام به استاد عزیزم ،خانم شایسته نازنین و دوستای خوبم
استاد توی این فایل گفتن که خداوند هدایتگره و من امروز به فایلی گوش کردم که خداوند منو بهش هدایت کرد و جواب سوالم رو داد.
چند وقت بود که همش میگفتم پس من کی نتیجه میگیرم؟(منتظر نتایج بزرگی بودم )تا اینکه با جمله ای که استاد گفتن از بدست آوردن و رسیدن به خواسته های کوچیکشون لذت میبردن و سپاسپگزار بودن یهو ذهنم یه جرقه ای زد دیدم که اره من به خیلی چیزا رسیدم و بهشون بی توجه ام و باید دستاورد هامو تحسین کنم تا نتایج به تدریج بزرگ و بزرگ تر بشه .
(زمانی که آرزویی را در دل میپرورانیم کاعنات نیز میکوشد تا ما به آرزوی خود برسیم ) تکه ای از کتاب :کیمیاگر
اینکه بدونیم جهان رسالتی رو به هر کدوم از ما داده و در راه این رسالت کمکون میکنه یه حس امید و آرامش به من میده و باعث میشه کمتر نگران آینده و اتفاقاتش باشم .
به خودم میخوام بگم که نگار :هیچ هدفی انقدر بزرگ نیست که نشه بهش برسی و خداوند رزاقه و هرچی که بخوای رو بهت میده فقظ باورش کن،باور من که میتونی ،باور کن که خدا همیشه باهاته ،باور کن که تو هیچ چیز از بقیه کم نداری.
36امین گام روزشمارزندگی،1403/9/11به نام خالقی که بدل خودش راهم خالق آفرید!سلام به مربی که فقط این ویژگی رابرای خودش انتخاب کرد ویکتابودن ازآن اوست.سلام به استادومریم گلی وبقیه ی هم فرکانسیهای عزیز.خدایامنم دوست دارم آنقدرتوراباورکنم وزندگی به سبک الهی راتجربه کنم!که هم خوب پُروپیمون ازلحاظ آرامش،شادی،سلامتی،پولداری،رابطه ی حسنه داشتن وبالاخره زندگی هدفمندانه ی مادی ومعنوی که میشودپَک کامل الهی راداشته باشم!وهم مثل آنهای که نعمت بخشیدی ردپای عمیق که رنگ وبوی عشق الهی راداردبه جای بگذارم وهم دنیاراباطعم،رنگ وبوی الهی تجربه کنم. چون حق مُسّلَمِ هربنده ای است.وخداهمه ماراازانرژی خودش به صورت یکسان خلق کرد.ولی خدایاخودت ازوجودم خبرداری هروقت چی باتوسخن بگویم؟!چه کامنت مینویسم!؟ذهنم بامخ میکوبم به زمین ونجواهاشروع میشود باکدوم هنروسوادوایده ای که داری!؟ولی به درگاهت پناه آوردهام هیچ کدام ازاینهاروندارم!ولی دل که دارم،آرزوکه دارم،مهمترازهمه خواسته که دارم!چون که خدارودارم، به امیدی که به خواسته ام به آسانی آب خوردن برسم این ردپاروبه جاگذاشتم .که چشمانم رابا دوربین اصلی خدایکی میکنم! فقط زیبایی ببینم ،وتحسین کنم،باگوشهایم صداهاوسخنان الهی راگوش کنم، وبازبانم کلام الهی راجاری کنم وازاعماق وجودم خدارافریادکنم خدایاکمکم کن !وبه منم بیاموزچگونه جهانت راگسترش بدهم؟! آخه من تسلیم توام هیچی توی عالم چندبُعدی بلدنیستم!چگونه بایدباورهای قدرتمندکننده وهماهنگ بااهدافم رابسازم!؟ازاین واضحتربه کدام زبان بنویسم ودرک کنم که توی خداصداموفهمیدی!؟ خدامنم آرزودارم ازتویاری میطلبم واعتراف میکنم شاگرداستثنایی توهستم !درستِ توی دانشگاه تیزهوشان سایت وخانواده ی عباسمنشی ثبت نامم کرد ه ای! ولی دوست دارم ازاینی که هستم بیشترپیش برم عاشقتونم استادومریم جون باکل دانشجوهاکه روی یک نیمکت نشسته ایم ومعلم کلام صادق یک کتاب قرآن که سخن اصل مربی بشریت است رابه همگی مایکسان درس میدهدخوشابه حال کسانی که خوب دل میدن،خوب میشنوندوفهم ودرک دارند.ومهمترازهمه عالی عمل میکندومیشودنتیجه ی عالیتر. الهی شکرت ولی خدایامنوروی پاهای خودت توی بغلت محکم بگیرکه دارم کم میارم! و احساس خستگی وگاهی شکستگی میکنم! انگارآزرده شدم! وتوفیقی به من بده که امروزخودم رابادیروزم مقایسه کنم نه بادیگران چون من اصلا نه بلدم حرفهای قلمبه بنویسم ونه حرفهای بزرگ وقلمبه راحضم کنم! الهی مراخرج ان چیزکن که برایش آفریدی.آمین.برای همه خانواده آرزوی سعادت وسربلندی دارم هرکس هرنتیجه ای که گرفته نوش جانش .چون ازماس که برماس..!خدانگهدار.
یه سوال خوبی که من میتونم بپرسم اینه که چه عواملی موجب میشه که آدم باور کنه که یک خواسته هرچقدر هم بزرگ ولی قابل دسترس هست ؟
جواب اینه که هیچ رویایی متولد نمیشود مگر اینکه قدرت تحقق آن از قبل توی وجود ما شکل گرفته باشه
این دقیقا برای من صدق میکنه
من حدود 7 سال قبلا بسکتبال بازی میکردم و هیچ رویای خاصی هم نداشتم در موردش و بعد حدود 5 سال گذاشتمش کنار
تا اینکه چند ماه پیش دوباره تصمیم گرفتم حرفه ای شروع کنم
همون اولا یه روز توی سالن نشسته بودم و دیدم که یکی از بچه ها لباس استفن کری رو پوشیده و من تو دلم گفتم چقدر قشنگه ، و ناخودآگاه گفتم من نباید برای خرید این لباس پول بدم ، باید این لباس رو با شماره اختصاصی خودم بهم تقدیم کنن
خیلییی ناخودآگاه بود و بدون اینکه فکر کنم ، اصن در لحظه اومد ، و اون دقیقا یکی از نقاط مهم بود برای شروع ماجرا
من قبلا حتی فکر این موضوع رو هم که یک روزی برم NBA بازی کنم نمیتونسم از سرم بگذرونم ، یعنی حتی یک بار هم بهش فکر نکرده بودم و رویاش رو هم نداشتم و از وقتی قدرت تحققش در وجودم شکل گرفت خداوند این رویا رو در دل من قرار داد
شاید مسیر طولانی باشه ، شاید دور به نظر بیاد وی من ایمان دارم که قوانین خداونده ثابته و من طبق قانون به خواستم میرسم
دیدن اون تصویری که من دارم توی تیم مورد علاقم لس آنجلس لیکرز با شماره 11 بازی میکنم توی ذهنم به شدت واضحه و هرچقدر تمریناتم رو ادامه میدم واضح و واضح تر میشه
انقدری اون صحنه توی دل من ایمان ایجاد کرد ه دانشگاهمو گذاشتم کنار و الان دارم هفته ای 12 جلسه تمرین میکنم و توی این حدود 2 ماه و 11 روز به قدری پیشرفت کردم که اصلا قابل مقایسه نیست با اون 7 سال اول
اینجا با ایمان کامل مینویسم که سال بعدی توی یکی از بهترین تیم های لیگ برتر ایران بازی خواهم کرد و سال بعد و حتی خیلی زود تر میام و زیر این کامنت مینویسم که اتفاق افتاد
چقدر برام آموزنده بود که استاد در حالت شک و تردید قرار نمی گیره .
چون اکثر ما در بعضی از شرایط نمی دونیم چه تصمیمی بگیریم، نمی دونیم کدام تصمیم به نفع ماست ، بعد در حالت شک و تردید قرار می گیریم که بدترین حالته ،
بهتر است مثل استاد عمل کنیم ، یعنی اول از خداوند هدایتگر هدایت بخوایم، بعد نشانه بگذاریم ، که خداوند به بینهایت روش برامون نشانه می فرسته، ممکنه باصدای یک پرنده ، یا تکان خورن یک شاخه درخت ، نور و روشنایی.
وقتی ما در مدار دریافت باشیم، نشانه را می فهمیم ،
واقعا زیباست این روش چون خودش قانون هست و عمل بهش چقدر لذتبخشه.
سلام و عرض ادب به استاد خوش استایل و ثروتمندم ، و خانم شایسته ی زیبارو، دوست داشتنی و البته هوشمند و متعهد به قوانین ثابت جهان هستی. استاد جونم چقدر من عاشق این رابطه ی قشنگ و زلال شما هستم، چقدر لذت میبرم این تبسم نشسته روی صورت نازنین شما و خانم شایسته ی نازنینم، الهی صد هزار مرتبه شکرت برای مصادیق بینهایت ثروت در زندگی شما استاد عزیز و قدرتمندم، چقدر تعریف شما استاد جونم از آرامش بوی آزادی میده! چقدر توش بوی توحیدو ایمان داره! عاشقتونم استاد جونم که اینقدر مطالب رو ساده سازی میکنین برامون. استاااااد جونم من الان حالم خوبه، الان توی فرکانس رهایی و آرامش و حس خوبم، چرااااا؟ آخه هدایت شدم به دیدن این فایل فوق العاده، به این سناریوی توحیدی و شنیدن این باورهای قدرتمند کننده، با خنده های شما میخندم و دلم غش میره برای این در صلح بودن شما با خودتون/ استاد جونم دورتون بگردم از وقتی تمرین هامو بهتر و بهتر انجام میدم، در عمل میبینم که دارم هدایت میشم به صلح بیشتر با خودم/ استاد جونم سپاسگزار داشتن شما و خانم شایسته ی نازنینم که در مقام عمل زندگی کردن و لذت بردن و بودن در لحظه رو یاد میگیرم ازتون، آخ که چقدر دوست دارم لعلک ترضی رو توی تک تک لحظه هام تجربه کنم/ آخ که چقدر این ناب ترین حس رو دوس دارم بیشتر و بیشتر تجربه کنم/ استاد جونم من عااااشق اون وقتاییم که فایل های دوره هاتون رو گوش میدم/ استاد جونم دیالوگ من و عزیزدلمم به برکت دوره های ارزشمند شما شده عاااااااشقتم، و چقدر این عاشقتم، عجیب به جون آدم میشینه. استاد جونم من تنبل خانوم میشم گاهی، ولی دارم میبینم که تمرین فانوس دریایی عجیب درمانگری میکنه تنبلی منو/ خانم شایسته ی نازنین من، شگفتانه تیزبین و ریزبین سوال ها رو میپرسین، چقدر قشنگ انگاری بخشی ازدوره ی کشف قوانین و اهرم رنج و لذت ثروت 1 رو توی دو سه جمله خلاصه کردین، من عااااااشق این بیان زیبا و دوست داشتنی شمام، واااای خدا که دلم غش میره از صدای خنده هاتون، چقدر محبت بین شما عمیق و واقعیه، خدایا شکرررررت برای این توجهم به این رابطه ی چشم نواز و دلنشین و بینظیر…
استاد جونم این مثالی که برای تصمیم گیری زدین، من یه کوچولو بعد از دوره ی حل مسئله تجربش کردم، نمیتونم بپذیرم راهکاری نداره مسئله و با نگاه مشکل بهش نگاه کنم! برا همینم چون این باور رو ساختم، هدایت میشم به حل مسئله!
استاد جونم مررررسی برا ایده ی نشونه خواستن، یادمه استاد جونم یادمه سه سال پیش، توی سفرمون از کرمان هم گذر می کردیم، شب بود رسیدیم کرمان، هر چه جستجو کردیم، هیچهتل و مهمانسرایی توی سایت ها ظرفیت نداشت و ما مونده بودیم و شب و پیدا نشدن هتل!
خلاصه به برکت فایل های فوق العاده شما، قرار بر این شد که عزیز دلم به صدای قلبش گوش کنه، خلاصه که عزیزم رانندگی کرد چند دقیقه ای و یه جا وایساد، باورتون میشه دقیقا ما هدایت شدیم به یه هتل نقلی، رفتیم و اتفاقا یه سوئیت داشت، خدایاااا شکرت، من یادم رفته بود و به برکت این نوشتنه به یاد اوردم، استاد جونم ما وسایلمون رو گذاشتیم اتاق، اومدیم از پذیرش برا خرید کلمپه پرسیدیم، گفت دو تا مغازه بالاتر، کیفیتش عاالی و درجه یکه، رفتیم خرید کردیم، باورتون میشه ما خرید کردیم، اومدیم بیرون تعطیل کردن! آخه ما قرار بود صبح خیلی زود راه بیفتیم و توی اون تایم هیچ فروشگاهی نبود! یعنی اون فروشگاه باید باز میبود تا ما خرید کنیم( الرزق رزقان) و فردا صبح به راحتی ادامه ی مسیرمون رو بریم! وای استاد جونم هی داره یادم میاد، رفتیم بندر چارک، من حسم بد شده بود! یه حسی به من میگفت شب چارک نمونیم! استاد باورتون میشه ما قرار بود ماشین رو نبریم کیش ولی به خاطر احساسم تصمیم گرفتیم بریم کیش با چی؟با ماشین، استاااد جونم باورتون میشه وقتی لندیگراف سوار شدیم، پای من رو اون طناب لنگر بود، ملوان (اقامحمدعلی) اومد طناب رو بکشه، من وایساده بودم رو طناب، باورتون میشه ماشین ما گوشه ی سمت راست، آخرین ماشین بود، این درحالی بود که خیلیا نمیتونستن حتی از ماشینشون پیاده شن، من دقیقا کنار ماشینمون به راحتی وایساده بودم، آقا محمدعلی پرسید میترسی گفتم اره، خلاصه پای من روی طناب بود و بهانه ای بود برای اینکه ما با آقامحمد علی آشنا بشیم، جالب اینجا بود که ما هیچ جایی رو برا کیش رزرو نکرده بودیم! همسرم با آقا محمدعلی که صحبت کرده بود، گفته بود یه دوستی دارم ویلا داره، شماره داده بود که زنگ بزن برو اونجا، ما ساعت 12:30 شب رسیدیم استاااااد باورتون میشه بدون گرفتن هیچ مدرکی این آقا ساعت 12:30 ویلا رو به ما با روی گشاده تحویل داد و رفت!! جالب این جاست که 12:45 آقا محمد علی تماس گرفت که مستقرشدین! استاد اون ویلا منطقه میرمهنا کیش بود و عزیز دل من وقتی سوار لندیگراف شده بودیم، دوستشون تماس گرفته بود که منطقه میرمهنا منطقه ی خوبی، حتما بری ببینی! و ما به فاصله ی 3 ساعت رسیده بودیم کیش، و ویلایی که مستقر شدیم دقیقا منطقه ی میرمهنا بود!!! من عاشق این نشونه های خداوندم که با عشق قدم قدم هدایتمون کرد، من عاشق این همزمانی های دوست داشتنی و فوق العادم، من عاشق شنیدن صدای هدایتم، من عاشق شما و خانم شایسته ی نازنینمم، من عاشق همسفر فوق العاده و دوست داشتنیم، عزیزدل هم فرکانسی خودمم، من عااااشق این الهه ی جدیدم که با عشق داره زندگیشو بهتر و بهتر خلق میکنه! و..
اون موقه ها یادمه داشتیم روی یک باور قدرتمند کننده کار میکردیم، ( جهان سرشار از مردمان بینظیر، فوق العاده، دوس داشتنی، مهربان، صادق و نازنینی است که از هرجهت دوست دارند با عشق به ما کمک کنند..)
استاد جونم عااااااشقتونم، مرررررسی برا این سایت بینظیر که با عشق توحید رو درقلب ما پرورش میده!
خانم شایسته ی جسور و هوشمندم، عااااشقتونم که اینقدر عشقین، لذت بردم و آموختم و بیشتر عمل میکنم و البته به یاد آوردم، مرسی مرسی مررررسی..
عااااااشق این عملگرایی و جسارتتونم مننن️
به نام هدایت الله
سلام خدمت خواهر عزیزم الهه دوست ارزشمند وتوحیدی و فعال سایت
از شما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر لذت بردم از این درک وآگاهی خوبت وخیلی ساده وروان انرژی خوبت رو من از نوشتن شما میتوانم حس کنم ولذت ببرم
آنقدر خوب بودی دختر که کامنت خوبی برای رد پا برای خودت به جا گذاشتی امیدوارم همیشه بدرخشید و بهترین نتایج را در زندگی خود داشته باشید
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
سلام
روی ماه شما رو دوباره در یک قاب دیدم بعد مدتها هرچند قدیمی و چقدر دلم براتون تنگ شده مریم جانم
مرسی از سوالات عالی و سپاسگزار از جواب های اللهی
یعنی بهترین تعریف آرامش و گفتین استاد عزیزم….
عدم نگرانی، احساس خوب، احساس امید و عشق
در کل حال روحت خوب باشه
منم همیشه ازین بازی ها با دوستام و پارتنرم میکنم خیلی وقته یاد گرفتم بجای چرندیاتی که قبلنا دور هم جمع میشدیم اسمش و میزاشتیم سرگرمی الان در کنار بازی های دیگه وقتایی که معاشرتی دور هم میشینیم یا دور آتیشی نشستیم یا هرچیز که ریشه ش برمیگشت قبلا به نگرانی و حرفهای منفی و یا مسخره کردن و غیبت کردن الان خیلی وقتا ازون فضا دورم و سعی ام بر اینه تو جمع های این شکلی قرار گرفتم صحبت و ببرم سر این موارد و دیدگاه آدمها رو بدونم و باعث میشه هم خودم به شناخت بیشتر از خودم و اطرافیانم برسم هم اونا یکم بیشتر خودشون و بشناسن و هم کلی مزایای دیگه که توضیح دادم مرسی از شما بانوی زیبا که اینکار و با استاد کردین و جوابهای اللهی رو بهره مند شدیم ما تشنه های قوانین
و تعریف خوشبختی:
اتفاقا چند شب پیش به همچین سوالی تو عقل کل برخوردم و با خودم داشتم همینا رو تکرار میکردم که هرکس نگاه خودش و به خوشبختی داره و خب برای خودم همچین جوابی تو ذهنم مرور شد
خیلی وقته بهش فکر میکنم از زمان پخش اون برنامه معروف که از صدا و سیما پخش میشد (دورهمی)
و واقعا معانی خیلی زیادی و تعاریف خیلی زیادی میشه ازش کرد
همین احساس عمیق سپاسگزاری احساس لبخند واقعی و از ته دل و احساس عشقی که درونت شکوفا میشه حالا عشق به خداوند که فرای خوشبختیه اصلا واقعا
ولی ممکنه از همین لذتهای کوچیک هم یه فردی احساس خوشبختی کنه
از نگاه کردن به اتیش
از رقص و پایکوبی
از صدای آواز پرندگان و باران
صدای سکوت شب و حتی گرگ و میش صبح
از لبخند عزیزانت
از خوراکی های مورد علاقت و سرگرمی هات
از لباس پوشیدن به سبک دلخواهت و…..
یوقتایی وقتی با مادرم خواهرم و یا عشقم میشینیم راجع به موضوعاتی صحبت میکنیم بعد یهو یه موضوع جدی تبدیل به شوخی میشه و غش غش میخندیم که شاید یکی ببینه بگه خدا شفاتون بده اینا هم تعریف خوشبختیه و احساس درونت که از بیرون شاید مشخص نباشه
مثلا ساعتها میشینیم با خواهرم درباره قوانین صحبت میکنیم و مادرم میگه حرفهاتون تمامی نداره؟ بعد که میره سرکار هم داریم چتی کلی حرف میزنیم و در طول روز شاید بیشتر از پنج شیش بار دارم با عشقم حرف میزنم و هربار هم حرف برای گفتن داریم که یوقتا خواهرمم که هم مداره با من میگه چی میگین بهم با اون که راجع به قانون حرف نمیزنی :)))
میگم از پشه و مگش رو هوا :)))
زوری نیست نقش بازی کردن نیست تلاش نمیکنیم که حرفی برای گفتن داشته باشیم حتی یوقتا که اونور قطع دارن صداش میکنن و میخواد قطع کنه من میگم اره داشتم میگفتم بعد دیگه میگم برو حالا بعدا صحبت میکنیم یعنی موقع قطع کردنم حرف دارم :)))
اینارو عمیقا شاید کسی نتونه درک کنه
من حتی پیاده روی تنها، نشستن تو ماشین و اهنگ گوش دادن و خیره به روبرو اینا ذوق داره برام اونقدری که شاید خرید طولانی مدت در پاساژ و حوصلم نکشه بطور مثال
میخوام بگم لذت های کوچیک کوچیک مجموعه شون برای شخص من احساس خوشبختیه و خدا رو شکر واقعا
در ادامه چقدر عالی راجه به تصمیم های به تعویق افتاده که سوال مریم جان بودو شما یکدل بودن در اجرای تصمیمات صحبت کردین دربارش
اینکه میشه اینجوری نگاه کرد که در واقع تجربیات آدمی باعث تصمیم گیری قطع میشه
مثلا اینکه من حتی برای یه لباس جمع کردن ساده برای سفر هم تردید نداشته باشم که فلان لباس به کارم میاد یا نه اگه گرم بود یا اگه سرد بود چی
چرا این مثال و زدم چون صحبتهای شما من و یاد تجربم انداخت که چند سال پیش با یسری از ادمهایی که گرمایی بودن رفتیم سفر و زمستون هم بود و من به هوای اینکه خوب تو ویلاییم و خیلی لباس گرم انچنانی لازم نیست لباس هایی با گرمایش کمتر بردم و نتیجه ش
کم کردن بخاری یا شوفاژ، باز گذاشتن لای در و پنجره ها که هوا خفه شده، مرتب بیرون رفتن چون تو این هوا مزه میده بیرون اینا جملاتی بود و اتفاقاتی بود که باهاش مواجه شدم و اگه هم گله میکردم میگفتن تو ک سرمایی لباس گرم بیشتری برمیداشتی و جا برای گله نبود نمیشد به اونا بگم شما لخت شین اگه گرمتون هست :))) اونا میگفتن سردت میشه لباس بیشتری بپوش و منطقی هم بود تجربه شد سری های بعدی ریسک نکردم و از هر دو مدل لباس برداشتم میگفتم نهایت اگه سرد شد اینارو میپوشم اگه هوا اکی بود هم اون یکیا هیچ وقت نمیگفتم اگه گرمم شد :))
و کلی مثال دیگه اومد تو ذهنم که تجربه باعث میشه بقول شما که مو میبینین و بقیه پیچیش مو انسان ها تصمیمات قاطع تری حداقل برای خودشون بگیرن نه در مواجه با دیگران
ادامه فایل هم در قسمت دوم که مورد علاقه من هست میبینم و چیزهای عالی تر یاد میگیریم
خیلی خیلی ازتون ممنونم مریم زیبا بابت طرح سوال ها و از استاد نازنینم بابت پاسخ دهی
خدایا شکرت که من و در مسیر درست راهنمایی میکنی مسیر کسانی که به انها نعمت داده ای
شکرت
دوستتون دارم
حالا چه اتفاقی رخ داد؟
خدایا هرآنچه که دارم از آن توست
امروز منتظریم تا دست خدا را در زندگیمان ببینیم
امروز منتظریم خبرهای خوبی دریافت کنیم
امروز منتظریم معنی واقعی حقیقت را ببینیم
امروز منتظریم دستان، زبان، چشمان خدا بر روی زمین باشیم
امروز منتظریم تا از خدا هدیه بگیریم
امروز منتظریم تا از در و دیوار، آسمان و زمین بر روی ما باران رحمت، مغفرت، صداقت، انسانیت، شجاعت، معرفت، لیاقت، آزادی، اعتماد، پول، ثروت و شادی ببارد
خدایا شکرت ، خدایا شکرت ،خدایا شکرت
روز سی و ششم
همه ی دستاوردهای بزرگ بشر از دل یک رؤیا، یک آرزو، یک هدف و یک ایده ی ساده آغاز شده است.
اما رویایی که جدّی گرفته شده،
هدفی که یک آرزوی دور و دراز به شمار نیامده،
و ایدهای که مثل وحی منزل اجرا شده است.
افراد موفقی که به چشم یک اسطوره به آنها مینگری و دستاوردهایشان را تحسین میکنی، تکنولوژیای که هر روز زندگی را برایت راحتتر میکند، مثل همین موبایل یا کامپیوتری که اکنون در اختیارت است و میتوانی این جملات را بخوانی، یا همین فضای مجازی که سبب شده، بتوانیم از هر جای دنیا، در این خانواده صمیمی جمع شویم و…
دستاورد آدمهایی است که، نه از تو باهوشترند و نه هیچ ویژگیی خارقالعادهتری نسبت به تو دارند. فقط توانستهاند خودشان را باور کنند.
توانستهاند به یاد بیاورند که آنها با این قدرت به دنیا آمدهاند تا تمام اتفاقات زندگیشان را به گونهای که میخواهند، خلق کنند. تو هم میتوانی این باور را بسازی. آنوقت جهان همانگونه که حامی آنها شد، حامی تو نیز میگردد.
دلیل خیلی واضح و منطقیای برای آرزوهایی که در دلت زنده میشود و همه وجودت را پر از شور و اشتیاق میکند وجود دارد و آن دلیل این است که:
خداوند،قبل از شکل دادن آن آرزو در دلمان،امکان و توانایی به تحقق رساندنش را به ما میبخشد.
فقط کافی است قوانین خداوند را درک کنیم. کافی است اصل و ذات خودمان بهیاد بیاوریم و بپذیریم که:
«تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثناء نتیجه باورها و فرکانسهای خودمان است».
وقتی به این نقطه برسیم، دیگر هیچ رویایی در دلمان نمیپوسد و تبدیل به آرزویی دور و دراز نمیگردد. بلکه تبدیل به هدفی میشود که برایش قدم برمیداریم و قدم به قدم آن را میسازیم و همراه با تحققش ظرف وجودمان را رشد میدهیم. عزت نفسمان را میسازیم و هم خوب زندگی میکنیم و هم کمک میکنیم تا جهان جای بهتری برای زندگی باشد.
مهم نیست هدفت چقدر بزرگ است،فقط کافی است باور کنی خالقی هستی که،با فرکانسهایت همه چیز را خلق میکنی.
وقتی خودت و تواناییهایت را باور میکنی، وقتی باورهای قدرتمندکننده و هماهنگ با هدفت را بسازی و با خواستهات هممدار بشوی، راه کارها، ایدهها و الهاماتی از راه میرسند که قدم به قدم شما را در مسیر تحقق آن هدف هدایت و حمایت میکنند. این قانون جهان است. این برنامه خداوند است و این راه پیشرفت و گسترش جهان است.
به همین دلیل است که جهان بیشترین حمایتهایش را همواره از افرادی میکند که بیشترین گسترش را ایجاد میکنند.
جهان بزرگترین پاداشهایش را به افرادی میبخشد که با جدی گرفتن رویاهایشان،بیشترین گسترش را ایجاد میکنند.
تحقق اهداف فرمول سادهای دارد:
1. داشتن هدفهای واضح و مشخص.
2. ساختن باورهای هماهنگ با آن اهداف
الله من تو آگاهی به قلبم …
به نام خداوند جان و خرد
سلام به استاد عزیزم ،خانم شایسته نازنین و دوستای خوبم
استاد توی این فایل گفتن که خداوند هدایتگره و من امروز به فایلی گوش کردم که خداوند منو بهش هدایت کرد و جواب سوالم رو داد.
چند وقت بود که همش میگفتم پس من کی نتیجه میگیرم؟(منتظر نتایج بزرگی بودم )تا اینکه با جمله ای که استاد گفتن از بدست آوردن و رسیدن به خواسته های کوچیکشون لذت میبردن و سپاسپگزار بودن یهو ذهنم یه جرقه ای زد دیدم که اره من به خیلی چیزا رسیدم و بهشون بی توجه ام و باید دستاورد هامو تحسین کنم تا نتایج به تدریج بزرگ و بزرگ تر بشه .
(زمانی که آرزویی را در دل میپرورانیم کاعنات نیز میکوشد تا ما به آرزوی خود برسیم ) تکه ای از کتاب :کیمیاگر
اینکه بدونیم جهان رسالتی رو به هر کدوم از ما داده و در راه این رسالت کمکون میکنه یه حس امید و آرامش به من میده و باعث میشه کمتر نگران آینده و اتفاقاتش باشم .
به خودم میخوام بگم که نگار :هیچ هدفی انقدر بزرگ نیست که نشه بهش برسی و خداوند رزاقه و هرچی که بخوای رو بهت میده فقظ باورش کن،باور من که میتونی ،باور کن که خدا همیشه باهاته ،باور کن که تو هیچ چیز از بقیه کم نداری.
کامنت 11ام از چالش 100 کامنت
36امین گام روزشمارزندگی،1403/9/11به نام خالقی که بدل خودش راهم خالق آفرید!سلام به مربی که فقط این ویژگی رابرای خودش انتخاب کرد ویکتابودن ازآن اوست.سلام به استادومریم گلی وبقیه ی هم فرکانسیهای عزیز.خدایامنم دوست دارم آنقدرتوراباورکنم وزندگی به سبک الهی راتجربه کنم!که هم خوب پُروپیمون ازلحاظ آرامش،شادی،سلامتی،پولداری،رابطه ی حسنه داشتن وبالاخره زندگی هدفمندانه ی مادی ومعنوی که میشودپَک کامل الهی راداشته باشم!وهم مثل آنهای که نعمت بخشیدی ردپای عمیق که رنگ وبوی عشق الهی راداردبه جای بگذارم وهم دنیاراباطعم،رنگ وبوی الهی تجربه کنم. چون حق مُسّلَمِ هربنده ای است.وخداهمه ماراازانرژی خودش به صورت یکسان خلق کرد.ولی خدایاخودت ازوجودم خبرداری هروقت چی باتوسخن بگویم؟!چه کامنت مینویسم!؟ذهنم بامخ میکوبم به زمین ونجواهاشروع میشود باکدوم هنروسوادوایده ای که داری!؟ولی به درگاهت پناه آوردهام هیچ کدام ازاینهاروندارم!ولی دل که دارم،آرزوکه دارم،مهمترازهمه خواسته که دارم!چون که خدارودارم، به امیدی که به خواسته ام به آسانی آب خوردن برسم این ردپاروبه جاگذاشتم .که چشمانم رابا دوربین اصلی خدایکی میکنم! فقط زیبایی ببینم ،وتحسین کنم،باگوشهایم صداهاوسخنان الهی راگوش کنم، وبازبانم کلام الهی راجاری کنم وازاعماق وجودم خدارافریادکنم خدایاکمکم کن !وبه منم بیاموزچگونه جهانت راگسترش بدهم؟! آخه من تسلیم توام هیچی توی عالم چندبُعدی بلدنیستم!چگونه بایدباورهای قدرتمندکننده وهماهنگ بااهدافم رابسازم!؟ازاین واضحتربه کدام زبان بنویسم ودرک کنم که توی خداصداموفهمیدی!؟ خدامنم آرزودارم ازتویاری میطلبم واعتراف میکنم شاگرداستثنایی توهستم !درستِ توی دانشگاه تیزهوشان سایت وخانواده ی عباسمنشی ثبت نامم کرد ه ای! ولی دوست دارم ازاینی که هستم بیشترپیش برم عاشقتونم استادومریم جون باکل دانشجوهاکه روی یک نیمکت نشسته ایم ومعلم کلام صادق یک کتاب قرآن که سخن اصل مربی بشریت است رابه همگی مایکسان درس میدهدخوشابه حال کسانی که خوب دل میدن،خوب میشنوندوفهم ودرک دارند.ومهمترازهمه عالی عمل میکندومیشودنتیجه ی عالیتر. الهی شکرت ولی خدایامنوروی پاهای خودت توی بغلت محکم بگیرکه دارم کم میارم! و احساس خستگی وگاهی شکستگی میکنم! انگارآزرده شدم! وتوفیقی به من بده که امروزخودم رابادیروزم مقایسه کنم نه بادیگران چون من اصلا نه بلدم حرفهای قلمبه بنویسم ونه حرفهای بزرگ وقلمبه راحضم کنم! الهی مراخرج ان چیزکن که برایش آفریدی.آمین.برای همه خانواده آرزوی سعادت وسربلندی دارم هرکس هرنتیجه ای که گرفته نوش جانش .چون ازماس که برماس..!خدانگهدار.
سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیز
یه سوال خوبی که من میتونم بپرسم اینه که چه عواملی موجب میشه که آدم باور کنه که یک خواسته هرچقدر هم بزرگ ولی قابل دسترس هست ؟
جواب اینه که هیچ رویایی متولد نمیشود مگر اینکه قدرت تحقق آن از قبل توی وجود ما شکل گرفته باشه
این دقیقا برای من صدق میکنه
من حدود 7 سال قبلا بسکتبال بازی میکردم و هیچ رویای خاصی هم نداشتم در موردش و بعد حدود 5 سال گذاشتمش کنار
تا اینکه چند ماه پیش دوباره تصمیم گرفتم حرفه ای شروع کنم
همون اولا یه روز توی سالن نشسته بودم و دیدم که یکی از بچه ها لباس استفن کری رو پوشیده و من تو دلم گفتم چقدر قشنگه ، و ناخودآگاه گفتم من نباید برای خرید این لباس پول بدم ، باید این لباس رو با شماره اختصاصی خودم بهم تقدیم کنن
خیلییی ناخودآگاه بود و بدون اینکه فکر کنم ، اصن در لحظه اومد ، و اون دقیقا یکی از نقاط مهم بود برای شروع ماجرا
من قبلا حتی فکر این موضوع رو هم که یک روزی برم NBA بازی کنم نمیتونسم از سرم بگذرونم ، یعنی حتی یک بار هم بهش فکر نکرده بودم و رویاش رو هم نداشتم و از وقتی قدرت تحققش در وجودم شکل گرفت خداوند این رویا رو در دل من قرار داد
شاید مسیر طولانی باشه ، شاید دور به نظر بیاد وی من ایمان دارم که قوانین خداونده ثابته و من طبق قانون به خواستم میرسم
دیدن اون تصویری که من دارم توی تیم مورد علاقم لس آنجلس لیکرز با شماره 11 بازی میکنم توی ذهنم به شدت واضحه و هرچقدر تمریناتم رو ادامه میدم واضح و واضح تر میشه
انقدری اون صحنه توی دل من ایمان ایجاد کرد ه دانشگاهمو گذاشتم کنار و الان دارم هفته ای 12 جلسه تمرین میکنم و توی این حدود 2 ماه و 11 روز به قدری پیشرفت کردم که اصلا قابل مقایسه نیست با اون 7 سال اول
اینجا با ایمان کامل مینویسم که سال بعدی توی یکی از بهترین تیم های لیگ برتر ایران بازی خواهم کرد و سال بعد و حتی خیلی زود تر میام و زیر این کامنت مینویسم که اتفاق افتاد
به نام خداوند مهربان وهدایتگر
سلام
وقت همگی بخیر وشادی
چقدر برام آموزنده بود که استاد در حالت شک و تردید قرار نمی گیره .
چون اکثر ما در بعضی از شرایط نمی دونیم چه تصمیمی بگیریم، نمی دونیم کدام تصمیم به نفع ماست ، بعد در حالت شک و تردید قرار می گیریم که بدترین حالته ،
بهتر است مثل استاد عمل کنیم ، یعنی اول از خداوند هدایتگر هدایت بخوایم، بعد نشانه بگذاریم ، که خداوند به بینهایت روش برامون نشانه می فرسته، ممکنه باصدای یک پرنده ، یا تکان خورن یک شاخه درخت ، نور و روشنایی.
وقتی ما در مدار دریافت باشیم، نشانه را می فهمیم ،
واقعا زیباست این روش چون خودش قانون هست و عمل بهش چقدر لذتبخشه.
خدایا شکرت
به نام خدای زیبایها
سلام و درود
خدایا شکرت استاد اونقدر ثروت داره هر جا بخواد هرچه بخره هر چه لباس بپوشه هرماشینی سوار بشه
لباس های قشنگتون چقدر بهتون میومد
جاده عالی رانندگی عالی سوالات عالی
چقدر خریدهاتون دوست دارم زیاد خرید می کنید بهترین می خرید
چقدر خوبه دوست دارید تجربه جدید تنبلی نمی کنید بگید از همین نزدیک خرید کنیم
تحسینتون میکنم که هم پایه هم هستید
صورت مریم خیلی زیبا و خندرو هست
پاشنه آشیل من پوله بیشتر امروز جواب سوالم گرفتم
تنبلی هم بر اثر بی انگیزه بودن هست
نشونه از خدا بخوای با ایمان حتما جواب میگیری
هدایت میشی
تصمیم درست بگیری دو دل نباشی بهانه نیاری
آرامش الویت زندگی هست
خدا رو شکر استاد همه سولها رو جواب داد
در پناه خداوند باشید
به نام خداوند قادر و توانایم
سلام و درود فراوان
خدایا شکرت برای این همه آگاهی و شناخت
چقدر فایل فوق العاده زیبای بود
سپاس از استاد عزیز و بانوی عزیز
چقدر سوالات خفن ،،جوای های بی نظیری
خدایا سپاسگزارم ازت
واقعا تحسین برانگیز بود
خدا رو تا سوالی ذهنم رو درگیر میکنه
خیلی سریع توی فایل ها بهش میرسم
چون همیشه درخواست میکنم از خدایم
که جواب سوالاتم در بهترین شرایط پیدا بشه
خدایا هزاران بار شکرت
واقعا لذت بردم از این گفتههای استاد
همش درس و تجربه و دانش
شاد و پیروز و سربلند باشید