این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/11/abasmanesh-22.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2020-11-22 05:46:072020-11-24 05:29:35سریال زندگی در بهشت | قسمت 100
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
یکی از جملات قشنگ ک استاد فرمودن باید خواستت و هدفت هم جهت باشن یعنی لزوما فقط هدف داشتن نیس بلکه هم جهت بودن با اون هم خیلی لازمه.
باور داشتن به هدفت
وقتی آرزویی رو خدا در دلت انداخت حتما مسر رسیدن به اونم بهت نشون میده فقط کافیه باور داشته باشی و مطابق با قوانین جهان حرکت کنیم.
منم هم همینطور با طی کردن تکامل و همگام شدن با خواسته هام و باور داشتن مسیرم قطعا و حتما به هدف امسالم میرسم حتما.
فقط قدم های کوچیکی که برمیداری یادت نره و بابت اون خوشحال باش.
هماهنگ داری میری جلو متین، یقین دارم به به هدفت میرسی و میترکونی.
تو امیدوار ترین فردی هستی منمیشناسم تو تلاشگرترین ادمی هستی من میشناسم. فارغ از هر چیزی تمام موجودات جهان کمک کننده تو تو این مسیر هستن. پس بکن برو جلو، تو میتونی و با توکل و باور به خدای عریزم حتما بهشون میرسم.
حالا میخوام این فایل رو ببینم و نکاتش رو تاجایی که هدایت بهم بگه و درکش کنم بنویسم
اول بگم این روحیه استاد و مریم جان رو چقدر تحسین میکنم و چقدر خودم هم با این ویژگی هماهنگ هستم…همیشه عاشق تجربه های جدید و دیدن جاهای جدید هستم
یکی از برنامه های من برای سال 1403 این بوده و به لطف الله تا حالا هم ادامه داشته که از هر زمانم استفاده کنم که تجربه های جدیدی رو از همین شهری که توش زندگی میکنم و عاشق اش هستم یعنی رشت که به نظرم یکی از دوست داشتنی ترین جاهای دنیاست، شروع کنم
به طرز عجیبی از همون اول عید هدایت شدم به دیدن خیابون های جدید، فضاهای سبز جدید، رستوران های جدید، تجربه های جدید، حتی محل کار جدید، شیوه جدید ورودی مالی، آدمهای جدید که خیلی برام هیجان انگیزه…
مثلا همین چند وقت قبل رفتم یکی از خیابونهایی که توی همین شهر کوچیک من تا حالا ندیده بودم…چقدر لذت بردم…یه پارک زیبا داشت…مغازه های قشنگ داشت…رستوران خیلی خوبی داشت
دیدن این تنوع بهم کمک میکنه که تاریکی های ذهنم کوچیکتر بشه…نمیدونم چطوری توضیح بدم…هرجایی که نرفتم و هر چیزی که تجربه نکردم یه تاریکی توی ذهنم ایجاد میکنه و یه جور حس غریبگی و اضطرابی بهم میده که خیلی کوچیک و مخفیه اما تا میرم توی دلش و تجربه اش میکنم دیگه برام آشنا میشه تاریکی محو و روشنایی جاش رو میگیره…خیلی این حس رو دوست دارم…انگار یه بندهایی رو از ذهنم آزاد میکنه و من حس رهایی رو تجربه میکنم
نکته دیگه در مورد تجربه چیزهای جدید این هست که خدا رو بیشتر هر قدم با خودم احساس میکنم…چون وقتی چیزی خیلی روتین میشه کمتر خدا رو حین اون تجربه حس میکنم…اما به محض رفتن به دل یه کار جدید چون این باور هست که این ناشناخته است بیشتر حس توکل و ایمان رو نیاز دارم پس مدام خدا رو یاد میکنم و به آرامش میرسم و وقتی نتیجه اون تجربه خوب هست قدرت حمایت و حفاظت خداوند برام پر رنگ تر میشه و من جسورتر میشم برای تجربه کردن چیزهای جدید
مثلا پذیرش همین مسئولیت جدید توی کار جدیدم با اینکه خواسته واقعی قلبم بود اما مدتها ازش ترس داشتم…دچار کمالگرایی بودم و میگفتم باید خیلی بهتر بشم تا برم…اما به محض اینکه فرصتش پیش اومد با جسارت رفتم توی دلش…حالا که دو ماه ازش میگذره میگم همین بود؟؟؟!!! اینکه خیلی آسون بود…نه اصلا آسون نبود…بلکه خداوند برام اسونش کرد…پس اگه من چنین خدایی دارم که اینهمه عاشق تجربه کردن چیزهای جدید با منه و خودش هم همه کارها رو انجام میده و هر چی لازم دارم بهم میگه و بهم یاد میده….پس دیگه فقط باید خودم رو مهیا کنم برای تجربه چیزهای جدید…
حالا هم دارم آماده میشم برای چیزهای جدیدتر
تمرکزی دارم روی مهارتهام کار میکنم تا خدا هدایتم کنه به سمت نعمتهای بالاتر و با کیفیت تر
*
نکته بعدی که توی این فایل برام همیشه تحسین برانگیزه و تا ابد هست…سعی میکنم هیچ وقت برام عادی نشه حتی اگه به لطف الله خودم هم بزودی و به صورت تکاملی تجربه اش کردم همین آزادی مالی و زمانی و مکانی استاد هست…همیشه در حال کار کردن برای بهبود دانش و مهارتش در کارش هست ولی جوری خواهان آزادی بوده که هدایت خواسته (((دقت کن باید سوالی پرسیده بشه تا جوابی باشه یعنی این شیوه زندگی خواسته استاد بوده و براش هدایت خواسته و نه اینکه تصادفی خدا از لطفش بهش داده باشه))) تا شغلش و کسب و کارش به شکلی باشه که هر آنچه خواسته قلبش بوده تا تجربه اش کنه رو در همین کسب و کار بهش بده…
خواه خواسته مهاجرت به هر نقطه ای از جهان باشه
خواه خواسته آزادی تهیه هر اسباب و وسیله بازی باشه
خواه بودن در رابطه عاشقانه با فردی باشه که نه تنها پرداختن به کار اونها رو از هم دور نمیکنه بلکه اونها رو به هم نزدیکتر میکنه چون اهداف مشترک دارند
واقعا به این نکات توجه میکنم و تحسین میکنم و در این تحسین اونقدر باقی میمونم و تجسم اش میکنم که من هم در مدار خلق اون قرار بگیرم…به چه شکلی؟ به هدایت به شیوه تکاملی که خدای من انجام میده
همین الان من مدت زمان کارم شاید 1/3 سال قبل همین موقع هست…اما درآمد؟؟؟ نه کم نشده به فضل الله….بلکه پس انداز بیشتر شده…توان خرید بالاتر رفته…بی نیازی مالی ندارم اما زندگی با کیفیت تری رو تجربه میکنم و امید به آینده بهتر در من بیشتر شده…آرامش ام بیشتر شده
اصلا آرامش که خانم شایسته از استاد میپرسند واقعا تعریفش برای من چیه؟
استاد یه تعریف باحالی میکنن که من واقعا لذت بردم
هر کسی از هر چیزی که لذت میبره حین تجربه اون آرامش داره
منم چیزی که ازش لذت میبردم رو انجام میدادم خوشحال بودم اما چرا شادی من دوام نداشت؟ چرا آرامش ام بسیار متزلزل بود؟ چون باورهای محدود کننده و مخربی داشتم که دائم توی ذهنم حین تجربه موضوع مورد علاقه ام آزارم میداد…
یعنی تا میخواستم روی موضوعی تمرکز کنم اون افکار می اومدن و فضای ذهنم رو اشغال میکردند بعد نه تنها حسم دیگه خوب نبود بلکه بعد از یکساعت مطالعه یا انجام هر کاری مربوط به اون نه تنها هیچ پیشرفتی نمیکردم که احساسم بد هم میشد
پس عامل بقا و پایداری آرامش هماهنگی من با انرژی منبع با خداونده…الابذکرالله تطمئن القلوب…بدون یاد واقعی خداوند و باورهای قدرتمندکننده محاله آرامش پایدار بمونه…توحید و باور به یگانگی الله هست که تضمین میکنه من شاد باقی بمونم
اما برای شخص من یکی از باورهای بسیار قوی که کمک کرده تا این ماه ها از قبل بیشتر مطمئن و آروم باشم و مدت زمان بیشتری توی احساس خوب باقی بمونم درک قانون احساس خوب=اتفاقات خوب از راه اجرای اصل تکامل هست…یعنی این قانون رو تست کردم و به صورت تکاملی سعی کردم هر نتیجه ای که از این باقی موندن در احساس خوب ایجاد میشه رو یاد داشت کنم…به بقیه بگم…بنویسم با خدا و خودم در موردش حرف بزنم تا اهمیت باقی موندن در این جنس از فرکانس رو یادم نره….تا در هر زمان احساس خوبم الویتم باشه نه انجام اون کارهای فیزیکی به ظاهر مهم
مثلا اگه وقتی در حس خوب هستم بیام و ببینم آسانسور همون طبقه ای هست که من توش هستم یا چراغ سبز میشه این رو طبق آموزشهای خداوند به استاد عباسمنش که توی دوره ها به ما میگن و طبق آموزش خداوند در قرآن به پیامبر به یادم میارم بیانش میکنم…اگه الان میرم جنسی رو میخرم که خریدش مدتی قبل برام ممکن نبود خدا رو یاد میکنم و نعمتش رو شکر میگم که این نتیجه کار کردن روی ذهنم و شکرگزاری بیشتر هست…اگه توی محل کارم یا محل زندگی ام نعمتی هست که قبلا دوست داشتم باشه میام ازش هم تشکر زبانی میکنم و هم تشکر عملی ((ازش استفاده میکنم یا وقت میگذارم تا برم و ببینمش اگه مثلا یه پارک قشنگه))
وقتی کسب و کار استاد رو میبینم که هیچ گونه تبلیغی نمیکنه فقط کار با کیفیتی انجام میده که مورد علاقه اش هست و خداوند بهترین دستانش رو براش میفرسته تا براش هم کارو پیش ببرن و هم براش تبلیغ میکنه…وقتی خانم شایسته دوست داشتی و تیزهوش رو میبینم که نظم فکری و هوشمندی و کنجکاوی و شیفتگی اش برای درک کردن و عشق و علاقه اش برای ثبت زیبایی های جهان میاد در خدمت انتشار آگاهی هایی قرار میگیره که استاد میخواد….بیشتر به خودم میگم آره این مسیر درسته…تو روی خودت کار کن باقی کارها رو جهان برات انجام میده…کار با کیفیت دیده میشه…لازم نیست آدمها ببینند…خدا میبینه کافیه
پس منم با توجه این آگاهی ها و مرور هر روزه قانون با دیدن الگوهایی مثل استاد و خانم شایسته و دوستان موفق سایت به صورت تکاملی (نه یک شبه و یک روزه) به تجربه شرایطی هر بار بهتر از دیروز هدایت میشم
انقدر نکات هر فایل استاد چه دوره چه حتی یه گفتگوی ساده با عزیز دلش در یک مسیر ساده برای رفتن به خرید مطلب برای یادگیری داره که دیگه منم از نوشتن دست برمیدارم و فقط گوش میدم…
میرم تا پنجره اتاقم رو پاک کنم که بهم امکان دیدن خورشید و آسمون زیبا و کوه های برفی رو میده…نعمتی که پیش از این ازش محروم بودم…با تمیز کردنش از خدای قانومندم شکرگزاری میکنم تا باز هم منت بذاره و از فضل بی انتهاش نعمتهای با کیفیت تری رو وارد زندگی ام کنه
سپاس از این روز زیبا که با نوشتن دو کامنت زیبا و آگاهی بخش برای من شروع شد :))
به قول استاد چه اتفاقات باحالی در حال رخ دادنه…چه روز زیبایی بشه امروز :))
امیدوارم حال دلتون همیشه خوب باشه و آرامش الهی همواره در قلبتون جاری باشه
خیلی لذت بردم از کامنت بسیار زیبا و تحسین برانگیزتون
چقدر خوب و عالی و دقیق قوانین رو درک کردین و در زندگی روزمره اجرا میکنید، واقعا از صمیم قلب تحسین تون میکنم و امیدوارم بنده و همه دوستان در این مسیر توحیدی ثابت قدم و متعهد مثل شما ادامه بدیم و عمل کنیم.
چقدر کامنتتون با دقت و بدون غلط املایی بود واقعا تحسینتون میکنم
امیدوارم همواره دلتون سرشار از نور الهی و نعمت آرامش باشه
به نام خداوند بخشنده بی نهایت مهربان که حد مهربانی و بخشایش گری و قدرت و ربوبیتش در ذهن من نمیگنجه فقط سعی میکنم مدام با دیدن نعمتهای جهان به یاد بیارم آره اینم از نشانه های قدرت رب منه…من با همچین خدای عظیمالشأنی کار میکنم
از اونجایی که این روزها بیشتر از قبل از هر سمتی میرم به نوشتن بیشتر کامنت هدایت میشم، کاری که واقعا در مقابلش مقاومت دارم به خاطر زمانی که ازم میگیره، اما قول دادم هدایتهام رو در حد توانایی ام انجام بدم…شاید قراره دریچه هایی از آگاهی و خودشناسی به روی من باز بشه که من ازش بی خبر هستم…یا آگاهی هایی که به ذهن من الهام میشه شاید قراره به بنده ای از بندگان خداوند کمک کنه…به هر حال خودم رو به جریان هدایت میسپارم تا خداوند منو به خودشناسی بیشتر برسونه…اینبار به جای نوشتن در دفترم اینجا مینویسم که در زمانم هم صرفه جویی بشه
من طالب اون دانشی هستم که به من کمک میکنه تا بنده بهتری باشم…توانایی بیشتری در کنترل ذهن پیدا کنم…تا سپاسگزارتر باشم…آگاهی هایی که به من کمک میکنه تا به مدار بالاتری هجرت کنم…
من دانشجوی دوره مهاجرت به مدار بالاتر هستم
توی بخشی از توضیحات این پروژه خانم شایسته گفتند که یکی از نتایج شخصی که از تمرکز بر روی این فایل ها بعنوان یک پروژه کاری تجربه کردند این بود که متوجه عادتهای فکری و یا رفتاری محدودکننده ای در خودشون شدند که قبلا نمیشناختند…
طبق قانون زندگی من، تمام ابعاد اون چه جسمانی، چه مادی و معنوی بازتاب دقیق افکار و باورهای من هست
پس اگر من میخوام نعمتهای با کیفیت تری رو در زندگی ام تجربه کنم مسئله اصلی من این نیست که من به چه شکلی به اون خواسته برسم…بلکه کار اصلی من، وظیفه مهم من در هر زمان این هست که اون افکار و باورهایی که در ذهنم میچرخند و من در حال دریافت بازتاب اونها هستم رو اصلاح کنم…در نتیجه جهان بیرون من شامل تمام اون نعمتهایی که من میخوام خودبخود بهتر و با کیفیت تر میشن..چون اونها چیزی جز بازتاب همون افکار من نیستند و اصلا طبق قانون نمیتونن چیزی جز بازتاب افکار منو به من نشون بدن
همین دیروز وقتی من داشتم میرفتم سرکار حین رفتن به محل کارم یه موضوعی به ذهنم رسید که در تمام مدتی که من سرکار بودم منو آزار میداد…و تمرکزم رو به شدت کاهش داده بود…بعد متوجه شدم که دقیقا خودشه…این یکی از عادتهای فکری بسیار مخرب منه که باعث میشه کلی از انرژی ذهنی من در برخورد با این موضوع هدر بره و تمرکز منو به شدت کاهش بده
فکر کن اگه من از ابتدا یه برخورد درست و قانونمند با موضوع کرده بودم و جسارت این رو داشتم که از ابتدا برم و مسئله رو حل کنم، ماجرا برای ذهنم حل شده بود و دیگه این چند هفته من نشتی انرژی از این موضوع نداشتم
بعد اصلا فکر کردم که چرا من فکر میکنم که باید برم و با اون فرد یا اون افراد در مورد این موضوع حرف بزنم؟ متوجه شدم که من زمانی که حتی با اونها کار میکردم اون افراد رو از خودم بالاتر میدونستم…یه جنسی از عزت نفس پایین توی وجودم بود که تا به حال اصلا برام شناخته نبود…یا اهمیت کمی بهش میدادم…و اصلا اینکه ذهنم بهم میگفت برو اونجا و ازشون تشکر کن (که توضیحش یکم پیچیده است) به همین دلیل عزت نفس پایین بوده…مگه من اونجا رفتم و توی اون مدت با اونها همکاری کردم به واسطه اونها بوده….من برای رسیدن به هر چیزی فقط به خداوند مدیون هستم…نه به انسان ها…اصلا متوجه شدم جنس یسری از کارهایی که من برای بقیه میکنم جدای از بحث تشکر از انسان ها یه نوع احساس دین هست…یعنی هنوز هم وقتی کسی خوبی برای من میکنه مدام افکاری توی ذهنم میچرخه که من چطوری از این آدم تشکر کنم!!!!
یعنی من همین دو مورد از عادتهای رفتاری و فکری محدودکننده ام رو بخوام تغییر بدم ایمان دارم کلی از درهای جدید به روی من باز میشه که اصلا نمیدونستم وجود دارند…
عادت رفتاری مخرب به تعویق انداختن برخی از تصمیمات و کارها که استاد انقدر توی دوره عزت نفس تاکید کردند…البته که من به مراتب از قبل بهتر شدم…طوری که اصلا نمیتونم خودم رو قبل قیاس کنم…اما پاشنه آشیل رو هر وقت رها میکنی باز از یه جایی بهت ضربه میزنه
دوم عادت فکری احساس دین داشتن به آدمها…و شرک ورزیدن به خداوند
عادت فکری عزت نفس پایین در روابط با آدمها و گره زدن عزت نفس و احساس ارزشمندی به عوامل بیرونی…که هر چقدر روشون کار میکنم باز متوجه میشم از یه جایی ازشون ضربه میخورم…
*
این فایل رو امروز بعنوان نشانه من در تاریخ پنجم بهمن ماه 1403 دریافت کردم…نمیدونم این فایل یا این دسته از فایل ها چطور قراره بهم کمک کنند تا من عادتهای رفتاری و فکری جدیدی رو در خودم کشف کنم یا اینکه چطور اونها رو برطرف کنم…اما باور دارم که همه فایلهای استاد برام درس داره و اگه خداوند هدایتم کرده به مشاهده این فایل حتما او چیزی میدونه که من نمیدونم…پس سراپا گوش میشم
سلام به استاد عزیز و مریم جان ، این فایل سفرنامه معجزه ست برام نمیدونم چه حکمتی هست که هر روز همون فایل که باز میکنم گوش کنم مربوط به داستان همون روز من هست واقعا از خداوند حی یا قیوم که همیشه هست سپاسگزارم منو هدایت میکنه ، استاد این فایل شما انگیزه منو صد برابر کرد برای مسیری که هستم تا رسیدن به خواسته ام ، من یه آرزویی دارم ریشه ش در درون من کاشته شده از خیلی سال ها پیش ولی به خاطر باورهای ضعیفم و اطرافیان و جامعه فکر کردم این آرزو من خیلی بزرگه و من همیشه فراموش میکردم میگفتم به خودم بیا بیرون این فقط رویاست ، بماند خیلی نشانه ها رو میدیدم همون سال ها پیش در جهت خواسته ام اما من باور نداشتم و خودمو لایق نمیدونستم ، تا اینکه هدایت شدم به این سفرنامه و سایت شما ، فهمیدم میشه به آنچه میخوای برسی و باور کنی خودتو ، قوانین رعایت کنی و روی خودت کار کنی ، از زمانی که کار میکنی بعضی اوقات داستان هایی پیش میاد که تو رو از هدفت دور میکنه ، نجواها میان و بعضی اوقات این حس میاد داری خودتو علاف میکنی ، خلاصه واقعا روی باور کار کردن از صد تا کار فیزیکی سختره ، باید در مسیر صبور باشی هر چی میتونی احساستو خوب نگه دار توکل و ایمانت به غیب قوی کن اصلا کل داستان این دنیای مادی توکل و ایمانه ، من یاد گرفتم تو سفرنامه مواقعی که دلسرد میشم و روزمرگی زندگی منو ازهدفم دور نکنه شده ده دقیقه اون چیزی که میخوام تخیل کنم واقعا بعدش حس خوب بهم میده حس داشتن اون خواسته و حسم خوب میشه و باعث میشه هدفم فراموش نشه و راحتر میتونم باور جدید بسازم و تکرار کنم بیشتر باورم میشه و دومین کار که یاد گرفتم باور توحیدیمو بگم مدام با خدا حرف میزنم و تکرار میکنم دلم آروم میشه و به اون آگاهی که هستیم فضای خالی میرم به یه سکوت عمیق و امیدم بیشتر میشه و اون تسلیم و توکل میاد و آروم میشم از درون و نباید گذاشت ذوق و شوق خواستمونو از دست بدیم ، امروز ذوق و شوق در من کمرنگ شد برای هدفم و سعی کردم با کارهایی که یادگرفتم حسمو خوب کنم و برگردم خدا رو شکر ، الان که فایل 36روز شمار تحول زندگی من را گوش کردم هدایت شدم که ادامه بدم میشه خیلی ساده هم میشه ، این فایل رو مدام باید گوش کرد ، مرسی استاد جان
وهرانچه که ازتوبه من برسه بهش فقیرم ونیازمند خدایا شکرت، خدایا شکرت
روزشمارتحول زندگی من روزسی وششم سفرنامه
داستان شگفت انگیز یک ارزو
همه ی ماتوانایی رسیدن وتحقق یافتن هرخواسته ای راداریم واین توانایی راخداقبل ازشکل گیری خواسته دروجودمان قرارداده است
فقط ماباید باورش کنیم، تمام خواسته های مادست یافتنی هستندوهیچ خواسته ای دورازدسترس نیست امامشکل اینجاست که مااین توانایی راازیادمی بریم وازمعادله خلق خواسته حذف می کنیم
مشکل ازجایی شروع می شودکه قانون تکامل رافراموش می کنیم ومی خواهیم یه شبه به همه خواسته هامون برسیم، اونوقت همون خواسته که قراربود، قدم به قدم ظرف وجودمان راباتحققش رشدبدیم به ارزویی دورودراز تبدیل می شود
اون ایده ها واون الهامات که ازطرف خداوند بود برای تحقق ان رویا به تصمیمات به تعویق افتاده تبدیل می شن
ماباید اول ازهرچیزی توزندگی مون هدف وبرنامه های واضح ومشخص داشته باشیم، باورهای هماهنگ باخواسته هامون رابسازیم.
مابرای رسیدن به خواسته هامون نیازنیست کارهای عجیب غریب انجام بدیم، فقط کافیه قدم های کوچک برداریم قدم های کوچک ولی متوالی
ماباید بزرگ فکرکنیم ولی کوچک شروع کنیم
قدم های کوچک مارابه هدفهای بزرگ می رسونه
منم می تونم واینوباورمیکنم، که میتونم وجهان ازم حمایت میکنه
من بایدباورهای کوچکم راکنارهم بگذارم وازش خواسته ای بزرگ درست کنم، مثل اجرهای کوچک لوگو
وقتی خودت وتوانایی هایت راباورکنی وقتی باورهای هماهنگ کننده باهدفت رابسازی وباخواسته ای هم مدارشوی راه کارها ایده ها والهامات ازراه می رسندکه قدم به قدم شمارادرمسیرتحقق ان هدف هدایت وحمایت می کنند، این قانون جهان است
این برنامه خداونداست واراه گسترش وپیشرفت جهان است
به همین دلیل است که جهان همواره بیشترین حمایتش راازافرادی می کند که بیشترین گسترش راایجاد میکنند
جهان بیشترین پاداش هایش رابه افرادی می بخشدکه باجدی گرفتن رویاهایشان بیشترین گسترش راایجادمی کنند
تحقق اهداف فرمول ساده ای دارد
داشتن هدف های واضح ومشخص
ساختن باورهایی هماهنگ باان هدف
زمانی که ارزویی رادردل می پرورانیم کائنات نیز می کوشندتامابه ارزوی خود برسیم
استاد من هم توی کار ارایشگری چند بار شکست خوردم و اولش از تو خونم شروع کردم هی بدم نبود
بعدش سالن بزرگتری داشتم و مشتریهام تقریبا همون اندازه قبلی بودن اما خب من تحربه هایی بدست اوردم و وسیله هام جور شد یک سری مدارکم جور شد البته براحتی براحتییییی من اذیت نشدم
الانم ک یه سالن کوچک توی روستای پدریم دارم و گاهی مشتری دارم ولی خب خیلی خودم و اعتماد بنفسم و تجربم توی کارم بیشتر و بهتر شده خدایی
فقط میدونم باید روی باورهام کار کنم و از همین جا با همین شرایط من شروع کردم کارمو
دیگه راستش بجای اینکه برم دنبال چیزایی ک ذهنم بهم گفت تصمیم گرفتم روی باورهای جدیدم کار کنم
خب دیگه نمیرم کلاس های جدید فعلا فکر جا ب جا شدن و خرید کردن هم نیستم فقط مدتی میخام روی خودم کار کنم روی باورهام ک بعدش هر کاری کنم نتیجه عالی بده ب امید و یاری خداوند
در جهان هستند ادمهایی ک بموفقیت هاشون رسیدند
باور کنیم هدفهامون دست یافتنی هستند و توانایی رسیدن ب اون اهداف هم ب من گفته خواهد شد
خدایا هرآنچه که دارم از آن توست وتو مالک و صاحب اختیار من هستی..
باسلام به استاد عزیزم ومریم جون دوست داشتنی. ودوستان عزیزم
روزشمارتحول زندگی من روز سی وششم (داستان شگفت انگیز تحقق یک آرزو )
همه ما توانایی تحقق هرخواسته ای رو داریم واین توانایی رو خداوند قبل از شکل گیری خواسته مون تو وجودمون قرارداده فقط ما باید باورشون کنیم.. تمام خواسته های ما دست یافتتی هستند وهیچ خواسته ای دوراز دسترس نیس. اما مشکل اینجاست که ما این توانایی رو از یاد میبریم واز معادله خلق خواسته حذف میکنیم.
مشکل از جایی شروع میشه که قانون تکامل رو فراموش میکنیم ومیخایم یه شبه به هدفهای بزرگمون برسیم اونوقت همون رویا که قراربود قدم به قدم با تحققش ظرف وجودمون رو رشد بده تبدیل به آرزویی دور ودراز میشه واون ایده ها وراهکارهایی که الهاماتی از طرف خداوند بودبرای تحقق آن رویابه تصمیمات به تعویق افتاده بدل میشه.ماباید اول از همه چیز توزندگیمون هدف وخواسته ی مشخص داشته باشیم. باورهای هماهنگ با خواسته مونو بسازیم. مابرای رسیدن به خواسته مون باید خودمون رو تو آینده یعنی وقتی که به اهدافمون رسبدیم ببینیم واونقدر اینکارو تکرار کنیم تا باور کنیم که به خواسته هامون میرسیم..
مابرای رسیدن به خواسته مون نیاز نیس کارای عجیب قریب کنیم فقط کافیه قدم های کوچیک اما متوالی برداریم ماباید بزرگ فکر کنیم وکوچیک شروع کنیم قدم های کوچیکمون مارو به هدفهای بزرگمون میرسونه..
منم میتونم واینو باور میکنم ومیدونم که جهان ازم حمایت میکنه.. مثل دیزنی لند.. مثل لگو لند.. مثل استاد عباسمنش… من باید باورهای کوچیک کوچیکمو کنار هم بزارم ویه خواسته بزرگ باهاش خلق کنم مثل آجرهای کوچیک کوچیک لگو که با چیدنش رو همدیگه یه سازه ی خوشکل وبزرگ درست میشه..مثل همین سفرنامه که هرروز یه کامنت میزاشتم والان ماه اول وتموم کردم و وارد ماه دوم شدم.. شاید اولش اگه میخاستم به این فک کنم که من باید یه شبه این سفرنامه رو تموم کنم اصلا یه قدم کوچیک هم براش برنمیداشتم وهیچ کامنتی هم گذاشته نمیشد اما من این تصمیم وگرفتم که من میخام برای بهبود شخصیتم باورهامو تغییر بدم من باید تغییر کنم وشروع کردم به برداشتن قدمهای کوچیک کوچیک والان نزدیک به چله هستم واصلا نفهمیدم چطور گذشت چون فقط داشتم از مسیر لذت میبردم ودرطی این مسیر پاداش هامم بهم داده شد.. هم به ستاره هام اضافه شد وهم تخفیف 25درصدی از سایت گرفتم وتغییر شخصیتم که از همه چیز برام مهمتره وهرروز شاهد بهبود های بیشتری هستم خداروصدهزازمرتبه شکر.. من دیگه هیچ بدوبدویی نمیکنم اگر میخام به خواسته هام برسم به موفقیت های بزرگ.. همه چیز باید تکاملش طی بشه.. استاد عزیزم بابت این فایل فوق العاده تون هم بینهایت سپاسگزارم…
درپناه الله یکتا شادوپیروز و ثروتمند وسعادتمند دردنیاواخرت باشید…
سلام به استاد عباسمتش عزیز و خانم شایسته و همه ی هم فرکانسی های عزیزم
خدایا هزاران مرتبه تو را سپاس
دیشب شب آرزوها بود ومن از خدا خاستم گفتم میخام یه نشونه قشنگبهم بدی البته بعد از اینکه آرزومو گفتم باورتون نمیشه اول داشتم تو اینستا میچرخیدم دیدم نه حال نمیکنم یعنی اون حس خوب روبهم نداد گفتم چی بهتر برم تو سایت عیاسمتش که همیشه آرومم میکنه و حالمو خوب میکنه
سایت روباز کردم اول خاستم فایلهای دانلودی گوش کنم بعد گفتم نه بذار نشانه امروزمو ببینم
نشانه که باز شد واقعا متعجب شدم و گفتم خدایا شکرت هزاران بار شکرت این قشنگترین نشانه برای امشب بود اونم بهد از درخواست من تو شب آرزوها
تحقق یک آرزو
زیبا نیست؟؟؟؟؟؟
خدایا شکرت که هستی
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
به نام خداوند هدایتگر
خداوند بخشنده مهربان
سلام استاد و مریم جان
عاشقتم مریم جان
چه سوالات قشنگی و چه خنده های قشنگ و شیطنت زیبایی پشت این خنده ها بود
خدایا شکرت بابت حال خوب عزیزانم
آرامش یعنی احساس خوب و رضایت در درون
خوشبختی یعنی احساس خوب و مقایسه نکردن خودمون با دیگران
و تصمیمات از پیش تعیین شده یعنی اتفاقات خوب گذشته و تجربیات آن
تمام زندگی میشه به خدا و حس درون اعتماد کنیم
حالمون خوب باشه و خودمون رو مقایسه نکنیم و توکل کنیم
و زندگی کنیم
کل قانون همینه
هر جا کم آوردیم با اهرم رنج و لذت خودمون انگیزه بدیم و حرکت کنیم این عالی و بینظیر هست
استاد ممنون بابت این حرفها و آگاهی قشنگتون
عاشقتونم
منم وقتی میخوام نشونه بگیرم
وقتی یه مطلبی پیش اومده و میخوام برخورد مناسب و افکار مناسبی داشته باشم میام تو سایت و میزنم رو نشانه امروز من
چه عالی هست
و این تجربه هر روزه به من ثابت کرده که
بهترین دوست بهترین راهنمایی و بهترین هدایت از طریق سایت هست
هم میشنوی هم بجای نگران شدن و درد دل کردن می سپاری به خودش
و خودت رو با آگاهی های قشنگ پر میکنی و این یک نشونه خوب هست
خدایا شکرت بابت این سایت
این استاد و مریم جان
بابت دوستان عالی سایت و کامنتهای بینظیرشون خدایا بینهایت سپاسگزارم
شاد موفق و ثروتمند باشید در پناه خداوند متعال
سفر 36ام
داستان شگفتانگیزِ تحقق یک آرزو
سلام خدمت استاد و دوستان عزیز
یکی از جملات قشنگ ک استاد فرمودن باید خواستت و هدفت هم جهت باشن یعنی لزوما فقط هدف داشتن نیس بلکه هم جهت بودن با اون هم خیلی لازمه.
باور داشتن به هدفت
وقتی آرزویی رو خدا در دلت انداخت حتما مسر رسیدن به اونم بهت نشون میده فقط کافیه باور داشته باشی و مطابق با قوانین جهان حرکت کنیم.
منم هم همینطور با طی کردن تکامل و همگام شدن با خواسته هام و باور داشتن مسیرم قطعا و حتما به هدف امسالم میرسم حتما.
فقط قدم های کوچیکی که برمیداری یادت نره و بابت اون خوشحال باش.
هماهنگ داری میری جلو متین، یقین دارم به به هدفت میرسی و میترکونی.
تو امیدوار ترین فردی هستی منمیشناسم تو تلاشگرترین ادمی هستی من میشناسم. فارغ از هر چیزی تمام موجودات جهان کمک کننده تو تو این مسیر هستن. پس بکن برو جلو، تو میتونی و با توکل و باور به خدای عریزم حتما بهشون میرسم.
به نام خداوند مهربان هدایتگرم
حالا میخوام این فایل رو ببینم و نکاتش رو تاجایی که هدایت بهم بگه و درکش کنم بنویسم
اول بگم این روحیه استاد و مریم جان رو چقدر تحسین میکنم و چقدر خودم هم با این ویژگی هماهنگ هستم…همیشه عاشق تجربه های جدید و دیدن جاهای جدید هستم
یکی از برنامه های من برای سال 1403 این بوده و به لطف الله تا حالا هم ادامه داشته که از هر زمانم استفاده کنم که تجربه های جدیدی رو از همین شهری که توش زندگی میکنم و عاشق اش هستم یعنی رشت که به نظرم یکی از دوست داشتنی ترین جاهای دنیاست، شروع کنم
به طرز عجیبی از همون اول عید هدایت شدم به دیدن خیابون های جدید، فضاهای سبز جدید، رستوران های جدید، تجربه های جدید، حتی محل کار جدید، شیوه جدید ورودی مالی، آدمهای جدید که خیلی برام هیجان انگیزه…
مثلا همین چند وقت قبل رفتم یکی از خیابونهایی که توی همین شهر کوچیک من تا حالا ندیده بودم…چقدر لذت بردم…یه پارک زیبا داشت…مغازه های قشنگ داشت…رستوران خیلی خوبی داشت
دیدن این تنوع بهم کمک میکنه که تاریکی های ذهنم کوچیکتر بشه…نمیدونم چطوری توضیح بدم…هرجایی که نرفتم و هر چیزی که تجربه نکردم یه تاریکی توی ذهنم ایجاد میکنه و یه جور حس غریبگی و اضطرابی بهم میده که خیلی کوچیک و مخفیه اما تا میرم توی دلش و تجربه اش میکنم دیگه برام آشنا میشه تاریکی محو و روشنایی جاش رو میگیره…خیلی این حس رو دوست دارم…انگار یه بندهایی رو از ذهنم آزاد میکنه و من حس رهایی رو تجربه میکنم
نکته دیگه در مورد تجربه چیزهای جدید این هست که خدا رو بیشتر هر قدم با خودم احساس میکنم…چون وقتی چیزی خیلی روتین میشه کمتر خدا رو حین اون تجربه حس میکنم…اما به محض رفتن به دل یه کار جدید چون این باور هست که این ناشناخته است بیشتر حس توکل و ایمان رو نیاز دارم پس مدام خدا رو یاد میکنم و به آرامش میرسم و وقتی نتیجه اون تجربه خوب هست قدرت حمایت و حفاظت خداوند برام پر رنگ تر میشه و من جسورتر میشم برای تجربه کردن چیزهای جدید
مثلا پذیرش همین مسئولیت جدید توی کار جدیدم با اینکه خواسته واقعی قلبم بود اما مدتها ازش ترس داشتم…دچار کمالگرایی بودم و میگفتم باید خیلی بهتر بشم تا برم…اما به محض اینکه فرصتش پیش اومد با جسارت رفتم توی دلش…حالا که دو ماه ازش میگذره میگم همین بود؟؟؟!!! اینکه خیلی آسون بود…نه اصلا آسون نبود…بلکه خداوند برام اسونش کرد…پس اگه من چنین خدایی دارم که اینهمه عاشق تجربه کردن چیزهای جدید با منه و خودش هم همه کارها رو انجام میده و هر چی لازم دارم بهم میگه و بهم یاد میده….پس دیگه فقط باید خودم رو مهیا کنم برای تجربه چیزهای جدید…
حالا هم دارم آماده میشم برای چیزهای جدیدتر
تمرکزی دارم روی مهارتهام کار میکنم تا خدا هدایتم کنه به سمت نعمتهای بالاتر و با کیفیت تر
*
نکته بعدی که توی این فایل برام همیشه تحسین برانگیزه و تا ابد هست…سعی میکنم هیچ وقت برام عادی نشه حتی اگه به لطف الله خودم هم بزودی و به صورت تکاملی تجربه اش کردم همین آزادی مالی و زمانی و مکانی استاد هست…همیشه در حال کار کردن برای بهبود دانش و مهارتش در کارش هست ولی جوری خواهان آزادی بوده که هدایت خواسته (((دقت کن باید سوالی پرسیده بشه تا جوابی باشه یعنی این شیوه زندگی خواسته استاد بوده و براش هدایت خواسته و نه اینکه تصادفی خدا از لطفش بهش داده باشه))) تا شغلش و کسب و کارش به شکلی باشه که هر آنچه خواسته قلبش بوده تا تجربه اش کنه رو در همین کسب و کار بهش بده…
خواه خواسته مهاجرت به هر نقطه ای از جهان باشه
خواه خواسته آزادی تهیه هر اسباب و وسیله بازی باشه
خواه بودن در رابطه عاشقانه با فردی باشه که نه تنها پرداختن به کار اونها رو از هم دور نمیکنه بلکه اونها رو به هم نزدیکتر میکنه چون اهداف مشترک دارند
واقعا به این نکات توجه میکنم و تحسین میکنم و در این تحسین اونقدر باقی میمونم و تجسم اش میکنم که من هم در مدار خلق اون قرار بگیرم…به چه شکلی؟ به هدایت به شیوه تکاملی که خدای من انجام میده
همین الان من مدت زمان کارم شاید 1/3 سال قبل همین موقع هست…اما درآمد؟؟؟ نه کم نشده به فضل الله….بلکه پس انداز بیشتر شده…توان خرید بالاتر رفته…بی نیازی مالی ندارم اما زندگی با کیفیت تری رو تجربه میکنم و امید به آینده بهتر در من بیشتر شده…آرامش ام بیشتر شده
اصلا آرامش که خانم شایسته از استاد میپرسند واقعا تعریفش برای من چیه؟
استاد یه تعریف باحالی میکنن که من واقعا لذت بردم
هر کسی از هر چیزی که لذت میبره حین تجربه اون آرامش داره
منم چیزی که ازش لذت میبردم رو انجام میدادم خوشحال بودم اما چرا شادی من دوام نداشت؟ چرا آرامش ام بسیار متزلزل بود؟ چون باورهای محدود کننده و مخربی داشتم که دائم توی ذهنم حین تجربه موضوع مورد علاقه ام آزارم میداد…
یعنی تا میخواستم روی موضوعی تمرکز کنم اون افکار می اومدن و فضای ذهنم رو اشغال میکردند بعد نه تنها حسم دیگه خوب نبود بلکه بعد از یکساعت مطالعه یا انجام هر کاری مربوط به اون نه تنها هیچ پیشرفتی نمیکردم که احساسم بد هم میشد
پس عامل بقا و پایداری آرامش هماهنگی من با انرژی منبع با خداونده…الابذکرالله تطمئن القلوب…بدون یاد واقعی خداوند و باورهای قدرتمندکننده محاله آرامش پایدار بمونه…توحید و باور به یگانگی الله هست که تضمین میکنه من شاد باقی بمونم
اما برای شخص من یکی از باورهای بسیار قوی که کمک کرده تا این ماه ها از قبل بیشتر مطمئن و آروم باشم و مدت زمان بیشتری توی احساس خوب باقی بمونم درک قانون احساس خوب=اتفاقات خوب از راه اجرای اصل تکامل هست…یعنی این قانون رو تست کردم و به صورت تکاملی سعی کردم هر نتیجه ای که از این باقی موندن در احساس خوب ایجاد میشه رو یاد داشت کنم…به بقیه بگم…بنویسم با خدا و خودم در موردش حرف بزنم تا اهمیت باقی موندن در این جنس از فرکانس رو یادم نره….تا در هر زمان احساس خوبم الویتم باشه نه انجام اون کارهای فیزیکی به ظاهر مهم
مثلا اگه وقتی در حس خوب هستم بیام و ببینم آسانسور همون طبقه ای هست که من توش هستم یا چراغ سبز میشه این رو طبق آموزشهای خداوند به استاد عباسمنش که توی دوره ها به ما میگن و طبق آموزش خداوند در قرآن به پیامبر به یادم میارم بیانش میکنم…اگه الان میرم جنسی رو میخرم که خریدش مدتی قبل برام ممکن نبود خدا رو یاد میکنم و نعمتش رو شکر میگم که این نتیجه کار کردن روی ذهنم و شکرگزاری بیشتر هست…اگه توی محل کارم یا محل زندگی ام نعمتی هست که قبلا دوست داشتم باشه میام ازش هم تشکر زبانی میکنم و هم تشکر عملی ((ازش استفاده میکنم یا وقت میگذارم تا برم و ببینمش اگه مثلا یه پارک قشنگه))
وقتی کسب و کار استاد رو میبینم که هیچ گونه تبلیغی نمیکنه فقط کار با کیفیتی انجام میده که مورد علاقه اش هست و خداوند بهترین دستانش رو براش میفرسته تا براش هم کارو پیش ببرن و هم براش تبلیغ میکنه…وقتی خانم شایسته دوست داشتی و تیزهوش رو میبینم که نظم فکری و هوشمندی و کنجکاوی و شیفتگی اش برای درک کردن و عشق و علاقه اش برای ثبت زیبایی های جهان میاد در خدمت انتشار آگاهی هایی قرار میگیره که استاد میخواد….بیشتر به خودم میگم آره این مسیر درسته…تو روی خودت کار کن باقی کارها رو جهان برات انجام میده…کار با کیفیت دیده میشه…لازم نیست آدمها ببینند…خدا میبینه کافیه
پس منم با توجه این آگاهی ها و مرور هر روزه قانون با دیدن الگوهایی مثل استاد و خانم شایسته و دوستان موفق سایت به صورت تکاملی (نه یک شبه و یک روزه) به تجربه شرایطی هر بار بهتر از دیروز هدایت میشم
انقدر نکات هر فایل استاد چه دوره چه حتی یه گفتگوی ساده با عزیز دلش در یک مسیر ساده برای رفتن به خرید مطلب برای یادگیری داره که دیگه منم از نوشتن دست برمیدارم و فقط گوش میدم…
میرم تا پنجره اتاقم رو پاک کنم که بهم امکان دیدن خورشید و آسمون زیبا و کوه های برفی رو میده…نعمتی که پیش از این ازش محروم بودم…با تمیز کردنش از خدای قانومندم شکرگزاری میکنم تا باز هم منت بذاره و از فضل بی انتهاش نعمتهای با کیفیت تری رو وارد زندگی ام کنه
سپاس از این روز زیبا که با نوشتن دو کامنت زیبا و آگاهی بخش برای من شروع شد :))
به قول استاد چه اتفاقات باحالی در حال رخ دادنه…چه روز زیبایی بشه امروز :))
سلام خدمت خواهر گرانقدرم سعیده آقایاری عزیز
امیدوارم حال دلتون همیشه خوب باشه و آرامش الهی همواره در قلبتون جاری باشه
خیلی لذت بردم از کامنت بسیار زیبا و تحسین برانگیزتون
چقدر خوب و عالی و دقیق قوانین رو درک کردین و در زندگی روزمره اجرا میکنید، واقعا از صمیم قلب تحسین تون میکنم و امیدوارم بنده و همه دوستان در این مسیر توحیدی ثابت قدم و متعهد مثل شما ادامه بدیم و عمل کنیم.
چقدر کامنتتون با دقت و بدون غلط املایی بود واقعا تحسینتون میکنم
امیدوارم همواره دلتون سرشار از نور الهی و نعمت آرامش باشه
به نام خداوند بخشنده بی نهایت مهربان که حد مهربانی و بخشایش گری و قدرت و ربوبیتش در ذهن من نمیگنجه فقط سعی میکنم مدام با دیدن نعمتهای جهان به یاد بیارم آره اینم از نشانه های قدرت رب منه…من با همچین خدای عظیمالشأنی کار میکنم
از اونجایی که این روزها بیشتر از قبل از هر سمتی میرم به نوشتن بیشتر کامنت هدایت میشم، کاری که واقعا در مقابلش مقاومت دارم به خاطر زمانی که ازم میگیره، اما قول دادم هدایتهام رو در حد توانایی ام انجام بدم…شاید قراره دریچه هایی از آگاهی و خودشناسی به روی من باز بشه که من ازش بی خبر هستم…یا آگاهی هایی که به ذهن من الهام میشه شاید قراره به بنده ای از بندگان خداوند کمک کنه…به هر حال خودم رو به جریان هدایت میسپارم تا خداوند منو به خودشناسی بیشتر برسونه…اینبار به جای نوشتن در دفترم اینجا مینویسم که در زمانم هم صرفه جویی بشه
من طالب اون دانشی هستم که به من کمک میکنه تا بنده بهتری باشم…توانایی بیشتری در کنترل ذهن پیدا کنم…تا سپاسگزارتر باشم…آگاهی هایی که به من کمک میکنه تا به مدار بالاتری هجرت کنم…
من دانشجوی دوره مهاجرت به مدار بالاتر هستم
توی بخشی از توضیحات این پروژه خانم شایسته گفتند که یکی از نتایج شخصی که از تمرکز بر روی این فایل ها بعنوان یک پروژه کاری تجربه کردند این بود که متوجه عادتهای فکری و یا رفتاری محدودکننده ای در خودشون شدند که قبلا نمیشناختند…
طبق قانون زندگی من، تمام ابعاد اون چه جسمانی، چه مادی و معنوی بازتاب دقیق افکار و باورهای من هست
پس اگر من میخوام نعمتهای با کیفیت تری رو در زندگی ام تجربه کنم مسئله اصلی من این نیست که من به چه شکلی به اون خواسته برسم…بلکه کار اصلی من، وظیفه مهم من در هر زمان این هست که اون افکار و باورهایی که در ذهنم میچرخند و من در حال دریافت بازتاب اونها هستم رو اصلاح کنم…در نتیجه جهان بیرون من شامل تمام اون نعمتهایی که من میخوام خودبخود بهتر و با کیفیت تر میشن..چون اونها چیزی جز بازتاب همون افکار من نیستند و اصلا طبق قانون نمیتونن چیزی جز بازتاب افکار منو به من نشون بدن
همین دیروز وقتی من داشتم میرفتم سرکار حین رفتن به محل کارم یه موضوعی به ذهنم رسید که در تمام مدتی که من سرکار بودم منو آزار میداد…و تمرکزم رو به شدت کاهش داده بود…بعد متوجه شدم که دقیقا خودشه…این یکی از عادتهای فکری بسیار مخرب منه که باعث میشه کلی از انرژی ذهنی من در برخورد با این موضوع هدر بره و تمرکز منو به شدت کاهش بده
فکر کن اگه من از ابتدا یه برخورد درست و قانونمند با موضوع کرده بودم و جسارت این رو داشتم که از ابتدا برم و مسئله رو حل کنم، ماجرا برای ذهنم حل شده بود و دیگه این چند هفته من نشتی انرژی از این موضوع نداشتم
بعد اصلا فکر کردم که چرا من فکر میکنم که باید برم و با اون فرد یا اون افراد در مورد این موضوع حرف بزنم؟ متوجه شدم که من زمانی که حتی با اونها کار میکردم اون افراد رو از خودم بالاتر میدونستم…یه جنسی از عزت نفس پایین توی وجودم بود که تا به حال اصلا برام شناخته نبود…یا اهمیت کمی بهش میدادم…و اصلا اینکه ذهنم بهم میگفت برو اونجا و ازشون تشکر کن (که توضیحش یکم پیچیده است) به همین دلیل عزت نفس پایین بوده…مگه من اونجا رفتم و توی اون مدت با اونها همکاری کردم به واسطه اونها بوده….من برای رسیدن به هر چیزی فقط به خداوند مدیون هستم…نه به انسان ها…اصلا متوجه شدم جنس یسری از کارهایی که من برای بقیه میکنم جدای از بحث تشکر از انسان ها یه نوع احساس دین هست…یعنی هنوز هم وقتی کسی خوبی برای من میکنه مدام افکاری توی ذهنم میچرخه که من چطوری از این آدم تشکر کنم!!!!
یعنی من همین دو مورد از عادتهای رفتاری و فکری محدودکننده ام رو بخوام تغییر بدم ایمان دارم کلی از درهای جدید به روی من باز میشه که اصلا نمیدونستم وجود دارند…
عادت رفتاری مخرب به تعویق انداختن برخی از تصمیمات و کارها که استاد انقدر توی دوره عزت نفس تاکید کردند…البته که من به مراتب از قبل بهتر شدم…طوری که اصلا نمیتونم خودم رو قبل قیاس کنم…اما پاشنه آشیل رو هر وقت رها میکنی باز از یه جایی بهت ضربه میزنه
دوم عادت فکری احساس دین داشتن به آدمها…و شرک ورزیدن به خداوند
عادت فکری عزت نفس پایین در روابط با آدمها و گره زدن عزت نفس و احساس ارزشمندی به عوامل بیرونی…که هر چقدر روشون کار میکنم باز متوجه میشم از یه جایی ازشون ضربه میخورم…
*
این فایل رو امروز بعنوان نشانه من در تاریخ پنجم بهمن ماه 1403 دریافت کردم…نمیدونم این فایل یا این دسته از فایل ها چطور قراره بهم کمک کنند تا من عادتهای رفتاری و فکری جدیدی رو در خودم کشف کنم یا اینکه چطور اونها رو برطرف کنم…اما باور دارم که همه فایلهای استاد برام درس داره و اگه خداوند هدایتم کرده به مشاهده این فایل حتما او چیزی میدونه که من نمیدونم…پس سراپا گوش میشم
فعلا تا همینجا کافیه میرم فایل رو ببینم
خدایا شکرت
سلام به استاد عزیز و مریم جان ، این فایل سفرنامه معجزه ست برام نمیدونم چه حکمتی هست که هر روز همون فایل که باز میکنم گوش کنم مربوط به داستان همون روز من هست واقعا از خداوند حی یا قیوم که همیشه هست سپاسگزارم منو هدایت میکنه ، استاد این فایل شما انگیزه منو صد برابر کرد برای مسیری که هستم تا رسیدن به خواسته ام ، من یه آرزویی دارم ریشه ش در درون من کاشته شده از خیلی سال ها پیش ولی به خاطر باورهای ضعیفم و اطرافیان و جامعه فکر کردم این آرزو من خیلی بزرگه و من همیشه فراموش میکردم میگفتم به خودم بیا بیرون این فقط رویاست ، بماند خیلی نشانه ها رو میدیدم همون سال ها پیش در جهت خواسته ام اما من باور نداشتم و خودمو لایق نمیدونستم ، تا اینکه هدایت شدم به این سفرنامه و سایت شما ، فهمیدم میشه به آنچه میخوای برسی و باور کنی خودتو ، قوانین رعایت کنی و روی خودت کار کنی ، از زمانی که کار میکنی بعضی اوقات داستان هایی پیش میاد که تو رو از هدفت دور میکنه ، نجواها میان و بعضی اوقات این حس میاد داری خودتو علاف میکنی ، خلاصه واقعا روی باور کار کردن از صد تا کار فیزیکی سختره ، باید در مسیر صبور باشی هر چی میتونی احساستو خوب نگه دار توکل و ایمانت به غیب قوی کن اصلا کل داستان این دنیای مادی توکل و ایمانه ، من یاد گرفتم تو سفرنامه مواقعی که دلسرد میشم و روزمرگی زندگی منو ازهدفم دور نکنه شده ده دقیقه اون چیزی که میخوام تخیل کنم واقعا بعدش حس خوب بهم میده حس داشتن اون خواسته و حسم خوب میشه و باعث میشه هدفم فراموش نشه و راحتر میتونم باور جدید بسازم و تکرار کنم بیشتر باورم میشه و دومین کار که یاد گرفتم باور توحیدیمو بگم مدام با خدا حرف میزنم و تکرار میکنم دلم آروم میشه و به اون آگاهی که هستیم فضای خالی میرم به یه سکوت عمیق و امیدم بیشتر میشه و اون تسلیم و توکل میاد و آروم میشم از درون و نباید گذاشت ذوق و شوق خواستمونو از دست بدیم ، امروز ذوق و شوق در من کمرنگ شد برای هدفم و سعی کردم با کارهایی که یادگرفتم حسمو خوب کنم و برگردم خدا رو شکر ، الان که فایل 36روز شمار تحول زندگی من را گوش کردم هدایت شدم که ادامه بدم میشه خیلی ساده هم میشه ، این فایل رو مدام باید گوش کرد ، مرسی استاد جان
بنام رب تنها فرمانروای جهانیان
خدایاهرانچه دارم ازان توست
وهرانچه که ازتوبه من برسه بهش فقیرم ونیازمند خدایا شکرت، خدایا شکرت
روزشمارتحول زندگی من روزسی وششم سفرنامه
داستان شگفت انگیز یک ارزو
همه ی ماتوانایی رسیدن وتحقق یافتن هرخواسته ای راداریم واین توانایی راخداقبل ازشکل گیری خواسته دروجودمان قرارداده است
فقط ماباید باورش کنیم، تمام خواسته های مادست یافتنی هستندوهیچ خواسته ای دورازدسترس نیست امامشکل اینجاست که مااین توانایی راازیادمی بریم وازمعادله خلق خواسته حذف می کنیم
مشکل ازجایی شروع می شودکه قانون تکامل رافراموش می کنیم ومی خواهیم یه شبه به همه خواسته هامون برسیم، اونوقت همون خواسته که قراربود، قدم به قدم ظرف وجودمان راباتحققش رشدبدیم به ارزویی دورودراز تبدیل می شود
اون ایده ها واون الهامات که ازطرف خداوند بود برای تحقق ان رویا به تصمیمات به تعویق افتاده تبدیل می شن
ماباید اول ازهرچیزی توزندگی مون هدف وبرنامه های واضح ومشخص داشته باشیم، باورهای هماهنگ باخواسته هامون رابسازیم.
مابرای رسیدن به خواسته هامون نیازنیست کارهای عجیب غریب انجام بدیم، فقط کافیه قدم های کوچک برداریم قدم های کوچک ولی متوالی
ماباید بزرگ فکرکنیم ولی کوچک شروع کنیم
قدم های کوچک مارابه هدفهای بزرگ می رسونه
منم می تونم واینوباورمیکنم، که میتونم وجهان ازم حمایت میکنه
من بایدباورهای کوچکم راکنارهم بگذارم وازش خواسته ای بزرگ درست کنم، مثل اجرهای کوچک لوگو
وقتی خودت وتوانایی هایت راباورکنی وقتی باورهای هماهنگ کننده باهدفت رابسازی وباخواسته ای هم مدارشوی راه کارها ایده ها والهامات ازراه می رسندکه قدم به قدم شمارادرمسیرتحقق ان هدف هدایت وحمایت می کنند، این قانون جهان است
این برنامه خداونداست واراه گسترش وپیشرفت جهان است
به همین دلیل است که جهان همواره بیشترین حمایتش راازافرادی می کند که بیشترین گسترش راایجاد میکنند
جهان بیشترین پاداش هایش رابه افرادی می بخشدکه باجدی گرفتن رویاهایشان بیشترین گسترش راایجادمی کنند
تحقق اهداف فرمول ساده ای دارد
داشتن هدف های واضح ومشخص
ساختن باورهایی هماهنگ باان هدف
زمانی که ارزویی رادردل می پرورانیم کائنات نیز می کوشندتامابه ارزوی خود برسیم
تشکرازهمه دوستان واستادعزیز وارجمند وخانم شایسته عزیز
درپناه الله شادسالم، ثروتمند وسعادتمند باشیددردنیاواخرت
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
افراد موفق:
-با داشتن رویا هدف و خواسته
-با داشتن ایده های خلاقانه و بسیار ساده
-با همان امکانات کنونی در دسترسشان یا حتی صفر
کسب و کار خود را آغاز می کنند که به دلیل عشق و علاقه:
روند رشد و پیشرفت را طی کرده و در نهایت به موفقیت و ثروت دست می یابند
آنها همواره:
-با کیفیت ترین کالا و خدمات را به مشتریان و افراد ارایه می دهند
-به گسترش جهان کمک کرده و تبدیل به الگویی برای دیگران می شوند
دیدن الگوهای موفق به ما کمک می کند درک کنیم:
-مهم نیست اهداف ما تا چه اندازه بزرگ و دست نیافتنی است اما
-می توان به تمام اهداف دست یافت
چرا؟
چون افرادی بوده اند که با داشتن شرایطی مشابه با ما به اهداف خود دست یافته اند
بنابراین :
-هرگر اهداف و آرزوهای خود را فراموش نکنیم
-قوانین الهی را به درستی درک کرده و به آنها عمل کنیم
-بدانیم می توانیم با تغییر باورها و مدارمان با خواسته های خود هم جهت شویم و در نهایت به آنها دست یابیم پس
-اهداف مان متناسب با جایگاه کنونی مان باشد بیش از حد بزرگ یا بیش از حد کوچک نباشد
-باور کنیم و بپذیریم تحقق تمام اهداف امکان پذیر است
اگر باورهای درست به شکل مناسب در کنار یکدیگر قرار گیرند:
*می تواند قصری زیبا برای ما بسازد
*می تواند خواسته های بزرگ ما را محقق کند
باید بتوانیم هنگام مواجه با تضاد:
-با تمرکز بر خواسته ها اهدافمان را دنبال کنیم
-تاثیر عوامل بیرونی مانند سن جنسیت نوع شغل سرمایه اولیه… را در ذهن خود کمرنگ کنیم
-الگوهایی را بیابیم که به آسان ترین شکل ممکن به اهداف خود دست یافته اند
-باور کنیم تحقق تمام اهداف امکان پذیر است
-اگر جهان خواسته ای در دل ما قرار داده حتما راهی برای تحقق آن وجود دارد
بنابراین:
*هیچ گاه شک و تردید برای تحقق اهداف خود نداشته و
*اطمینان داشته باشیم تحقق تمام اهدافمان امکان پذیر است
*خداوند بی نهایت رزاق و بخشنده است و ما را به مسیر تحقق اهدافمان هدایت می کند
*امید و ایمان مان را تا زمان تحقق اهداف در درونمان حفظ کنیم
با مشاهده ی الگوهای موفق همواره به یاد داشته باشیم:
-تحقق تمام اهداف امکان پذیر است
-اگر شخصی به موفقیتی دست یافته ما هم می توانیم به شرطی که مانند او فکر و عمل کنیم
-همه ی ما به یک اندازه به خداوند حمایت و هدایت های او دسترسی داریم
-همه ی ما به یک اندازه قدرت و نیرو در وجود خود برای موفقیت و پیشرفت داریم
-خداوند خودمان توانمندی ها و قوانین الهی را باور کنیم
-در مسیر درست حرکت کنیم تا تمام اهداف برای ما دست یافتنی بدیهی و آسان شود
همواره:
به خاطر کوچک ترین نشانه از تغییر باورها سپاسگزار خداوند باشیم
هدف اصلی خود را:
*داشتن احساس خوب آرامش و
*لذت بردن از تک تک لحظات زندگی قرار دهیم
خدایا شکرت
عاشقتونیم
بنام خالق زیبایها
روز شمار تحول زندگی من روز سی و ششم
سلام استاد عزیزم و خانم شایسته
استاد من هم توی کار ارایشگری چند بار شکست خوردم و اولش از تو خونم شروع کردم هی بدم نبود
بعدش سالن بزرگتری داشتم و مشتریهام تقریبا همون اندازه قبلی بودن اما خب من تحربه هایی بدست اوردم و وسیله هام جور شد یک سری مدارکم جور شد البته براحتی براحتییییی من اذیت نشدم
الانم ک یه سالن کوچک توی روستای پدریم دارم و گاهی مشتری دارم ولی خب خیلی خودم و اعتماد بنفسم و تجربم توی کارم بیشتر و بهتر شده خدایی
فقط میدونم باید روی باورهام کار کنم و از همین جا با همین شرایط من شروع کردم کارمو
دیگه راستش بجای اینکه برم دنبال چیزایی ک ذهنم بهم گفت تصمیم گرفتم روی باورهای جدیدم کار کنم
خب دیگه نمیرم کلاس های جدید فعلا فکر جا ب جا شدن و خرید کردن هم نیستم فقط مدتی میخام روی خودم کار کنم روی باورهام ک بعدش هر کاری کنم نتیجه عالی بده ب امید و یاری خداوند
در جهان هستند ادمهایی ک بموفقیت هاشون رسیدند
باور کنیم هدفهامون دست یافتنی هستند و توانایی رسیدن ب اون اهداف هم ب من گفته خواهد شد
خداوند بی نهایت زراق بخشنده و هدایت گره
بشدت مهمه ک نا امید نشیم ایمان داشته باشیم
خدایا هرآنچه که دارم از آن توست وتو مالک و صاحب اختیار من هستی..
باسلام به استاد عزیزم ومریم جون دوست داشتنی. ودوستان عزیزم
روزشمارتحول زندگی من روز سی وششم (داستان شگفت انگیز تحقق یک آرزو )
همه ما توانایی تحقق هرخواسته ای رو داریم واین توانایی رو خداوند قبل از شکل گیری خواسته مون تو وجودمون قرارداده فقط ما باید باورشون کنیم.. تمام خواسته های ما دست یافتتی هستند وهیچ خواسته ای دوراز دسترس نیس. اما مشکل اینجاست که ما این توانایی رو از یاد میبریم واز معادله خلق خواسته حذف میکنیم.
مشکل از جایی شروع میشه که قانون تکامل رو فراموش میکنیم ومیخایم یه شبه به هدفهای بزرگمون برسیم اونوقت همون رویا که قراربود قدم به قدم با تحققش ظرف وجودمون رو رشد بده تبدیل به آرزویی دور ودراز میشه واون ایده ها وراهکارهایی که الهاماتی از طرف خداوند بودبرای تحقق آن رویابه تصمیمات به تعویق افتاده بدل میشه.ماباید اول از همه چیز توزندگیمون هدف وخواسته ی مشخص داشته باشیم. باورهای هماهنگ با خواسته مونو بسازیم. مابرای رسیدن به خواسته مون باید خودمون رو تو آینده یعنی وقتی که به اهدافمون رسبدیم ببینیم واونقدر اینکارو تکرار کنیم تا باور کنیم که به خواسته هامون میرسیم..
مابرای رسیدن به خواسته مون نیاز نیس کارای عجیب قریب کنیم فقط کافیه قدم های کوچیک اما متوالی برداریم ماباید بزرگ فکر کنیم وکوچیک شروع کنیم قدم های کوچیکمون مارو به هدفهای بزرگمون میرسونه..
منم میتونم واینو باور میکنم ومیدونم که جهان ازم حمایت میکنه.. مثل دیزنی لند.. مثل لگو لند.. مثل استاد عباسمنش… من باید باورهای کوچیک کوچیکمو کنار هم بزارم ویه خواسته بزرگ باهاش خلق کنم مثل آجرهای کوچیک کوچیک لگو که با چیدنش رو همدیگه یه سازه ی خوشکل وبزرگ درست میشه..مثل همین سفرنامه که هرروز یه کامنت میزاشتم والان ماه اول وتموم کردم و وارد ماه دوم شدم.. شاید اولش اگه میخاستم به این فک کنم که من باید یه شبه این سفرنامه رو تموم کنم اصلا یه قدم کوچیک هم براش برنمیداشتم وهیچ کامنتی هم گذاشته نمیشد اما من این تصمیم وگرفتم که من میخام برای بهبود شخصیتم باورهامو تغییر بدم من باید تغییر کنم وشروع کردم به برداشتن قدمهای کوچیک کوچیک والان نزدیک به چله هستم واصلا نفهمیدم چطور گذشت چون فقط داشتم از مسیر لذت میبردم ودرطی این مسیر پاداش هامم بهم داده شد.. هم به ستاره هام اضافه شد وهم تخفیف 25درصدی از سایت گرفتم وتغییر شخصیتم که از همه چیز برام مهمتره وهرروز شاهد بهبود های بیشتری هستم خداروصدهزازمرتبه شکر.. من دیگه هیچ بدوبدویی نمیکنم اگر میخام به خواسته هام برسم به موفقیت های بزرگ.. همه چیز باید تکاملش طی بشه.. استاد عزیزم بابت این فایل فوق العاده تون هم بینهایت سپاسگزارم…
درپناه الله یکتا شادوپیروز و ثروتمند وسعادتمند دردنیاواخرت باشید…
بنام الله یکتا
سلام به استاد عباسمتش عزیز و خانم شایسته و همه ی هم فرکانسی های عزیزم
خدایا هزاران مرتبه تو را سپاس
دیشب شب آرزوها بود ومن از خدا خاستم گفتم میخام یه نشونه قشنگبهم بدی البته بعد از اینکه آرزومو گفتم باورتون نمیشه اول داشتم تو اینستا میچرخیدم دیدم نه حال نمیکنم یعنی اون حس خوب روبهم نداد گفتم چی بهتر برم تو سایت عیاسمتش که همیشه آرومم میکنه و حالمو خوب میکنه
سایت روباز کردم اول خاستم فایلهای دانلودی گوش کنم بعد گفتم نه بذار نشانه امروزمو ببینم
نشانه که باز شد واقعا متعجب شدم و گفتم خدایا شکرت هزاران بار شکرت این قشنگترین نشانه برای امشب بود اونم بهد از درخواست من تو شب آرزوها
تحقق یک آرزو
زیبا نیست؟؟؟؟؟؟
خدایا شکرت که هستی
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند سعادتمند در دنیا و آخرت باشید