سریال زندگی در بهشت | قسمت 101 - صفحه 14


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

533 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مرضیه پری پور گفته:
    مدت عضویت: 3055 روز

    به نام تنها فرمانروای جهانیان، رب صاحب اختیار وهاب من

    سلام

    سپاسگزار خداوندی هستم که امروز هم با هدایت و حمایتش مرا در مسیر خودش ثابت قدم نگه می دارد.

    +من هدایت رو مجبور نمی کنم، میشه در موردش توضیح بدین.

    خدای من ، من عاشق این هدایت خدام که حتی در مورد هدایتش هم من رو هدایت می کنه.

    این یعنی هدایت خدا رو محدود نکردن ، مثلاً​قبلاً من توی شرایطی که مردد می شدم ، می گفتم اگر مثلاً من تاس می اندازم اگر فلان چیز شد یعنی من باید انجامش بدم اگر فلان شد انجامش نمی دم ، یا همون استخاره کردن، و اصرار هم داشتم که این همون هدایت خداست یعنی می گفتم اگر هر کدوم از اینا بشه یعنی خدا می خواد که من فلان تصمیم رو بگیرم. و غافل و گمراه بودم که خدا هزاران راه داره برای هدایت من. خدا رو هزاران مرتبه سپاسگزارم که مرا به راه راست هدایت، راه کسانی که به آنها نعمت داده است و نه گمراهان.

    استاد انگار می خواستم من برای خدا تعیین تکلیف کنم ، من اونو راهنمایی کنم که چطور من رو هدایت کنه، یعنی کلا سروته گرفتم بودم موضوع رو.

    و حالا روز به روز هر بیشتر تسلیم تر میشم و دست خدا رو باز می دارم و در واقع اجازه میدم تا خدا خودش من و از هزاران راهی که داره هدایتم کنه، چون اوست که علیمه، اوست که برنامه ریز و هدایت کننده و رب و فرمانروای​جهانیانه.

    خدا رو هزاران مرتبه سپاسگزارم که روز به روز دارم هدایت های خدا و نشانه ها رو بهتر و عالی تر تشخیص می دهم، چون خدا هر کس رو با توجه به ویژگی های خودش هدایت می کنه، و نشانه هایی براش می فرسته که برای فرد کاملاً قابل درکه.

    + هیچ وقت توی زندگی تون احساس عجز کردین؟

    ✓ زیاد زیاد ، ولی توش نموندم.

    این نشانه صلح درونی نشانه پذیرش و دوست داشتن خوده، اینکه می پذیری که این احساستت هم ، این جز ویژگیهای شخصیتی ماست و مهم اینه که توش نمونیم.

    راههای رفع کردن احساس عجز:

    راهش رو پیدا کردم

    از خدا هدایت خواستم

    پرونده های موفقیت آمیز گذشته رو مرور کردم.

    تبدیل احساس بد به احساس خوب ، ان کار و مهارتیه که این ایجاد کنیم.

    +تا حالا خودتون رو سرزنش کردین؟؟

    ✓ آره ، زیاد . ولی توش نموندم، و حداکثر یک دقیقه این احساس رو داشتم

    راه‌های رفع کردن احساس سرزنش:

    سعی کردم ذهنم رو کنترل کنم

    سعی کردم از جای دیگه به اون موضوع نگاه کنم

    به خودم آسان می گیرم، می دونم که آدم گاهی اشتباه می کنه.

    از اشتباهاتم درس می گیرم

    استاد جان این نشانه عزت نفسه، من عمری بهدیران آسان گرفتم ، معلم مهربانه بودم و برای خودم سخت گیرترین بودم، معلم سختگیره، و حالا خدا رو هزاران مرتبه شکر که با آموزه‌های شما مخصوصا عزت نفس یاد گرفتم که به خودم آسون بگیرم ، از اشتباهات خودم هم مثل اشتباهات دیگران بگذرم، نه تنها کسی رو قضاوت نکنم که خودم رو هم قضاوت نکنم.

    نگران اشتباه کردن نبودن باعث میشه تا اشتباهات بزرگی بکنیم.

    وقتی شما نگران یک موضوعی نباشی سرت هم نمیاد.

    این بازم نشانه توحیدی بودن شماست.

    استاد منم از وقتی یاد گرفتم که خودم رو ببخشم وقتی نگاه می کنم می بینم خیلی خیلی خیلی کمتر تصمیمات اشتباه می گیرم.

    استاد جان جسارت تون ستودنیه ، و چقدر عالی این اهرم رنج و لذت رو توضیح دادین، ممکنه بقیه فکر کنند که شما نترس هستین ، اما شما برای خودتون یک تصمیم از پیش تعیین شده دارین، در این چنین شرایطی که باج ندین و توی ترس نمونید. یعنی دقیقا اهرم رنج رو برای خودتون دقیق تعریف کردین، و همیشه به اون پایبند هستین.

    استاد جان جهانگرد واقعی شمایی، بقیه اداش رو در میارن 😉👌

    خدای من این اصل گشتن و لذت بردن و شناخت جهانه، این همون قبل سیرو فی الارضی که خدا توی قرآن میگه، من عاشقتونم توحیدی ترین الگوی دنیا

    ای جانم، شاگرد استاد، هم خانواده عزیزم، که توی فرانسه دست خیر رسان خدا شدی برای استاد، برات بهترین بهترین بهترین‌ها رو از تنها فرمانروای جهانیان خواستارم عزیزدلم ، چقدر انرژی مثبتی در موردت در کل وجودم احساس کردم. من عاشقتم هم پاره ارزشمندم و تحسینت می کنم که داری خواسته هات رو تجربه می کنی.

    استاد جان این حفظ کنجکاوی مقدس تان و بها دادن به اون خیلی تحسین بر انگیزه. و این دلیل نتایج خیلی از نتایج عالی زندگیتان است ، این از اولویت آزادی و توحیدی بودن شما هم نشأت می گیره.

    استاد این مسافرت رفتن هاتون و نهایتاً مهاجرت کردن تون نشانه دهنده تکامل عالی هست که از کودکی تا الان طی کردین ،و هزاران سال تجربه دارین و قشنگ ترین نکته اینکه که خدا رسالت زندگی تون شده اشاعه کردن توحید و منتشر کردن این تجربیات و من چقدر خوشبختم که خداجونم شنیدن و درک کردن و عمل کردن به این تجربیات رو روزیم کرده. خدا رو رو هزاران مرتبه سپاسگزارم برای قوانین ثابت جهان مون

    استاد جان و مریم جانم ممنونم برای به اشتراک گذاشتن این همه آگاهی ناب .

    خدای هدایتگر وهابم برای اینکه دیدن این فایل و درس گرفتن از اون رو روزیم کردی سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم 💖💖💖

    در پناه خدا، شاد، سلامت، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید 🌹🌹🌹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 46 رای:
    • -
      ستایش قوام گفته:
      مدت عضویت: 2835 روز

      سلام دوست عزیزم نمیدونمچقدر کامنتت سرشار از احساس مثبت و ارامش بود

      عاشقتم

      خیلی ممنون

      در پناه رب

      شاد سالم ثروتمند با عزت نفس مقتدر شجاع و توحیدی و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        مرضیه پری پور گفته:
        مدت عضویت: 3055 روز

        سلام عشق من

        ستایش جان خودم

        من عاشق اون صورت ماهتم که

        راستی ستایش جونم ۱۴ ساله شدی؟

        منم از تو خیلی ممنونم که برام نوشتی دختر بی نظیر

        من عاشقتم 😘 😘😘

        چه دعای قشنگی 😍😍😍

        پس منم همین دعا رو برات می کنم عزیز دلم

        شاد سالم ثروتمند با عزت نفس مقتدر شجاع و توحیدی و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
        • -
          ستایش قوام گفته:
          مدت عضویت: 2835 روز

          سلام مرضیه عزیزم

          من امروز ۷ اذر ۱۳۹۹

          ۱۳ سال و سه ماه و ۲۹ روزه هستم

          و ۸ مرداد سال ۱۴۰۰ میشم ۱۴ ساله

          درواقع اولین کامنتام اخرای ۱۲ سالگی بودم و چون نیمه اولی بودم ۱۳ ساله حساب میشدم

          عاشقتم مرضیه عزیزم

          برات بهترین هارو ارزو مندم و بی نهایت تحسینت میکنم

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        رها گفته:
        مدت عضویت: 1244 روز

        سلام ستایش جانم

        ستایش بی نظیر از دیدن روی ماهت به وجد اومدم

        .

        پروفایلت رو مطالعه کردم

        لذت بردم

        تحسین کردم

        ذوق کردم

        .

        بسیار تحسین برانگیز هست حضورت در این خانواده دوست داشتنی

        تا روی ماهت رو دیدم، دختر خودم رو بیاد اوردم

        چند هفته ای میشه وارد سایت شده، چند شب پیش بم گفت که دوست داره متعهدانه بیاد اینجا و خوب منم خوشحال شدم البته حق انتخاب رو همیشه با خودش میزارم.

        امروز که روی ماهت رو دیدم برام نشانه ای شدی که بزودی دختر من هم میاد برای همیشه اینجا میمونه.

        .

        عزیز دلم

        برات بهترین انچه از خداوند خواستی رو از خداوند مهربونم میخام

        خوش بدرخشی

        و درخشیدنت و اینجا باهم جشن بگیریم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      عبدالعظیم معیدی نیا گفته:
      مدت عضویت: 2076 روز

      سلام به دوست گرامی وارجمند 💐 💐چقده خوندن کانتتون لذت بخش بود. چقده زیبا فایل استاد روگوش دادید چقده زیبا توصیف کردید تمام قوانین هستی رو. مخصوصا ازایه قران که میگه قل سیروفی الارض بگو در زمین سیرکنید. من وقتی این پیامتون روخوندم بوجد اومدم ویه باور قدرتمند اومدتوی وجودم که من باید همه چیز رو تجربه کنم. 🌹🌹🌹🌹خوشحالم که دوستان با ارزشی مثل شماهارو دارم. هرجاهستیددلتون شادولبتون خندون باشه، وسعادتمند دردنیا واخرت باشید💖💖💖💖💖

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        مرضیه پری پور گفته:
        مدت عضویت: 3055 روز

        سلام دوست خوبم

        خدا رو هزاران بار برای نعمت وجود ارزشمندتان سپاسگزارم که دست خدا هستین برای دریافت این همه انرژی مثبت

        ان شاالله، ان شاالله که همه دنیا و زیبایی‌ هاش رو تجربه می کنیم.

        ان شاالله که با گردش و رفتن به همه جای زمین خوشگل مون ، خودمون رو در بهترین شرایط و اتفاقات تجربه می کنیم.

        ممنونم که برام نوشتید

        از تنها فرمانروای جهانیان بهترین‌ها را برایتان خواستارم 💙💛💛💜

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      الهام گفته:
      مدت عضویت: 2891 روز

      چه پخته نوشتی مرضیه عزیزم

      و واقعا چطور میشه ادم خودش رو قضاوت نکنه

      من سعی کرد بودم کسی رو قضاوت نکنم

      ولی تاب حال حتی ب اینکه خودم رو قضاوت نکنم حتی فکر هم نکرد بودم

      ولی واقعا چ باوری باعث میشه ک ازم خودش رو هم قضاوت نکنه🌸

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        مرضیه پری پور گفته:
        مدت عضویت: 3055 روز

        سلام عزیزدلم

        ممنونم که برام نوشتی عزیزم

        کل اعتبارش به خدا

        اینکه خودمون رو قضاوت نکنیم، اشتباهات خودمون رو بپذیریم و خودمون رو همین جوری که هستیم با تمام نقاط قوت و نقاط ضعف مون دوست داشته باشیم ، بدون توجه به نظر و تایید دیگران، عاشق خودمون باشیم ، یکی از اصولی ترین عوامل عزت نفس هست، و استاد توی محصول بی نظیر عزت نفس قدم به قدم آموزش میدن که چطوری خودمون رو قضاوت نکنیم و به هماهنگی و صلح درونی برسیم.

        یک فایل دانلودی هم هست با نام « نه تنها دیگران که خودمان را هم قضاوت نکنیم» البته اگر اسم فایل تغییر نکرده باشه.

        فایل دانلودی« چند باور قدرتمند کننده در مورد احساس گناه» هم می‌تونه به درک بهترت کمک کنه عزیزم

        دوستت دارم

        از تنها فرمانروای جهانیان بهترین‌ها را برایت خواستارم 😘😘😘🌹🌹🌹🌹

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      رها گفته:
      مدت عضویت: 1244 روز

      سلام مرضیه جانم

      صحبت بخیر وشادی

      .

      ممنون و سپاسگزارم که نکات فایل رو اینقدر زیباااا دسته بندی کرده بودی و اینجا قرارش دادی.

      .

      عالی هست و تحسین برانگیز این حوصله و دقتتون

      .

      این فایل نشانه من هستش

      فایل پراز نکته ای بود

      و

      خوب گاهی برای یافتن نشانه ام و هدایت شدن باید فایل رو زیر رو کنم و یا کامنت دوستان رو بخونم

      شاید به خاطر تکامل باشه که به سرعت متوجه نشانه ها نمیشم و یا تردید دارم

      با اینحال یاد گرفتم هر چه بیشتر نشانه ام رو گوش کنم و دیدگاهها رو بخونم سریعتر و بهتر میتونم به درک برسم

      و دیدگاه شماهم که برایم بسیار مفید بود و باید قدردانی میکردم دوست خوبم

      .

      در پناه الله خوش بدرخشید️

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      فاطمه کهوند گفته:
      مدت عضویت: 1493 روز

      مرضیه جان نازنینم سلام

      قبل از هرچیز باید بهت تبریک بگم بابت این همه درسی که از این سریالِ بهشتی یاد گرفتی. واقعن قابل تحسینه. آفرین به شما و دقتی که داری. و خدا جواب همۀ این دقت ها رو بهت داده. واقعن بودن در این سایت و نگاه کردن به این فایل ها یکی از بهترین هدیه های الهیه که خدای مهربونمون به ما عطا کرده. و من همه این ها رو نشون از تغییر فرکانسم که باعث تغییر مدارم شده میدونم و از خدای مهروبونم می خوام که به من هم یاری برسونه که همچون شما انقدر دقیق آموزه های استاد که از طلا گرانبها تر هستند رو نگاه کنم و بهشون عمل کنم. مرضیه جان نازینم از خدا می خوام که همواره در این مسیر زیبا پر از عشق و الهامات گرانبها در کنارت باشه. از استاد جان نازنیم هم ممنونم که همواره در حال یاد دادن به ما هستند و خیلی برام جالبه که بدون هیچ جا انداختنی خالصالانه اون چیزی که از درونشون تراوش میشه رو به ما میگه و برای همین تواضعشه که خدای رحمان و رحمیمم همواره در حال هدایت کردن و دادن بهترین ها به زندگیشه.

      استاد جانم از خدا می خوام که این حد از تواضع رو در من هم قرار بده. و ایمان دارم که به زودی قراره از بهترین نتایجی که در این چند روزِ کار کردن تو سایت به دست آوردم براتون رونمایی کنم.

      باز هم ممنون از مرضیه نازنیم که خالصانه اون چیزی که آموخت رو در اخیتار ما قرار داد.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    شیما گفته:
    مدت عضویت: 2092 روز

    هدایت برای هر کسی متفاوت است است مثل داستان هدایت قابیل نوح ابراهیم موسی در واقع هدایت استاندارد خاص و مشخصی ندارد �ان نشانه ها برای فردی که به او گفته می‌شود در هر هدایتی برای آن فرد ملموس و قابل فهم است نکته مهم فقط همین است ایمان داشته باش هدایت می شوی موضوع نداشتن احساس های بد مثل احساس عجز تردید یا ترس نیست این احساس ها می آیند موضوع نماندن در آن احساس ها است �ت با روش‌های مختلف کنترل ذهن مثلاً در مورد تردید می توانید بپرسید در مورد ترس ذهن را با مثال های مشابه که در آن توانسته اید موفق شوید کنترل کنید تحت هیچ شرایطی نباید بگذارید که احساس سرزنش و ناراحتی از خود داشته باشید یا اگر چنین احساسی داشتید نباید بگذارید بالا برود تا جایی که خدایی نکرده باعث ضربه زدن به خود شویم اگر نگران اشتباه کردن نباشید و بر خود ساده بگیرید حتماً حتماً کمتر اشتباه خواهید کرد یک دلیل مهم دیگر داشتن عزت نفس و مهم نبودن نظر دیگران هست انجام ندادن درد زیادتری دارد و تجربه لذت بیشتری اگر در مسیر اتفاق به ظاهر بدی هم بیفتد یا خود تکامل است یا تولد خواسته لذا در مسیر نباید کنترل ذهن را از دست داد مقصد مهم نیست مسیر مهم است است باید از مسیر لذت ببریم هرچه یک خواسته در وجود ما قوی تر باشد سرعت و جسارت انجام دادن آن هم بیشتر می‌شود و اگر بتوانیم مسیر تکاملی خود را طی کنیم خواهیم توانست به خواسته خود برسیم و در تمامی جنبه ها به عنوان یک فردجسور شناخته شویم البته که نظر دیگران برای رسیدن به خواسته ات نباید مهم باشد هرچه که بگذرد و در مسیر بر ذهن خود کنترل بیشتری به دست آوری توحیدی تر می شوی و دیدگاهت تکامل بیشتری پیدا خواهد کرد و پخته تر خواهد شد و قطعاً لذتهای بیشتری هم وقتی تصمیم میگیری که از مسیر لذت ببرید در طی مسیر نصیبت ها خواهد شد باید بدانی که هدف از زندگی داشتن شادی و آگاهی است هدف از زندگی در هر لحظه ایمان آوردن است هدف از زندگی شناخت جهان پیرامونت است هدف از زندگی رسیدن به خواسته هایت است هدف از زندگی کشف واقعیت درون و جهان پیرامون ت است �مان که پابه این جهان گذاشته‌ای مطمئن بودی که با وصل بودن به خداوند به تمام این خواسته‌ها میرسی و به همین دلیل قسم یاد کردی که جز خدا را نپرستی پس فراموش نکن حال که به این مسیر هدایت شدی حال که این آگاهی ها به خاطرت آمد حال که تو را از عده دیگری جدا کرد تو این آگاهی را جدی بگیر اجرا کن و برای کسانی که آماده اند حتماً بیان کن و بگو شاید چراغ راهی باشد برای ایشان اگر در مسیر باشند خودشان به این سمت هدایت خواهند شد اگر نشانه آمد و به تو گفت که باید کاری را انجام دهید اگر در آن لحظه آرام بودی و نجواهای شیطانی به سراغت نیامده بود اگر توانسته بودی بر روی خودت کار کنی و آرامش خود را کسب نمایی نشانه را جدی بگیر و آن نشانه عمل کن �ا یادت باشد در هیچ مرحله‌ای بر خود بیش از حد سخت نگیر فقط در همین حد که از آن اتفاق درس بگیری برایت کافیست خود را ببخش و به مرحله بعدی صعود کن بخشیدن خود به معنی فراموش کردن و عمل نکردن به آگاهی ها و ندیدن نشانه ها نیست نشانه ها را باید دید به آگاهی ها باید عملکرد و احساس رضایت پس از آن را باید تجربه کرد و در هر مرحله امیدوارم که تلاش کنیم روز به روز ساعت به ساعت بهتر شویم روز به روز ساعت به ساعت ثانیه به ثانیه ایمان بیاوریم قوی تر شویم و به خداوند و به اصل خود وصل هر و نزدیکتر از دیدگاه‌های ارکان و دورتر و دورتر و با جهان پیرامون و درون خود در صلح تر و آرام تر و پذیرش مان لحظه بالاتر و بالاتر برود ممنون از شما دودوست گرامی عزیز مهربان صادق و روشن کنندگان در مسیر زندگی و دستان خوبه خداوند سپاسگزار شما و سپاس خداوند یکتا را که به هزاران طریق ما را هدایت می کند و ما را به خود فرا می خواند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      عبدالعظیم معیدی نیا گفته:
      مدت عضویت: 2076 روز

      سلام دوست عزیز وهم فرکانسی خوبم. ازخوندن کامنتتون انرژی عالی گرفتم وحسم خوب شد. عالی نوشته بودید. عالی قانون رودرک کردید. در رابطه باالهامات وشهود وبندگی کردن زیبا توصیف کردید. بسیارخوشحالم که پیامهای خداوند رواز زبان شما فرشته های زمینی دریافت میکنم. هر جاهستید درپناه الله مهربان شادوپیروزوثروتمندباشید 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    الهام محمدی گفته:
    مدت عضویت: 3207 روز

    سلام استاد عزیزم. سلام خانم شایسته دوست داشتنی. بی نهایت ازتون سپاسگزارم بابت تمام آگاهی هایی که با ما به اشتراک میزارید. موقع گوش دادن به این فایل یه سوالی تو ذهنم ایجاد شد و ممنون میشم اگه امکانش هست در یک فرصت مناسب توضیحات بیشتری در موردش بدید.

    سوال من این هست که مرز بین اعراض کردن (و درگیر نشدن) و باج ندادن (و درگیر شدن) کجاست؟

    اگه درست خاطرم باشه، شما تو یه فایلی گفتید که به جای اینکه برای پس گرفتن طلبتون از یه نفر خودتون رو درگیر شکایت و دادگاه کنید، همون زمان و هزینه و انرژی رو بزارید برای ساختن پول بیشتر و اگر باورهای درستی داشته باشید اونقدر ثروت در زندگیتون جاری میشه که دیگه اون مبلغ در برابرش هیچ به نظر میرسه و گفتید که در کل بهتره از هر کاری که حس بدی توش هست اجتناب کنید.

    ممنون میشم این موضوع رو برای من واضح تر کنید که چه زمانی باید اعراض کنم و چه زمانی باید باج ندم؟ اصلا این دو تا با هم تناقضی دارن یا باوری هست که هر دوی اینها رو بتونه در کنار هم قرار بده و نه مقابل هم؟

    تو مثال چاقو و سرقت موبایل، من به عنوان یه دختر واقعا نمیتونم تصور کنم که با اون افراد درگیر بشم یا حتی اینکه بیش از اندازه سر کرایه بحث کنم.

    درسته که این ممکنه باج دادن محسوب بشه، اما اعراض کردن و یه مصالحه تو چنین مواردی به من احساس آرامش بیشتری میده.

    البته این رو هم میدونم که همونجوری که شما گفتید وقتی روی باورهامون تو جنبه های مختلف کار میکنیم، کلا اتفاقاتی از این جنس کمتر برامون رخ میده. ولی حالا که مثال های واضحی تو این فایل گفته شد، خوشحال میشم این مرز رو برای من روشن کنید.

    سپاسگزارم. دوستتون دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      داریوش مرادی گفته:
      مدت عضویت: 4284 روز

      باسلام

      مساله وجود جنسیت در برخورد بامسایل زندگی برمی گردد باز به باورها .

      براساس آموزش های استاد، مساله جنسیت بعد از باورها قرار دارد . یعنی باور مهم و تعیین کننده هست نه جنسیت. پذیرشش می تواند سخت باشد.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    محبوبه استخری گفته:
    مدت عضویت: 2053 روز

    با سلام به استاد عزیزم و مریم جان

    استاد من واقعا این جسارت و نترس بودنتو رو تحسین میکنم وواقعا عامل اصلی موفقیت شما همینه با تمام وجودم تونستم اینو درک کنم که چه چیزی باعث اینهمه ثروت وموفقیت شما شده است ازاینکه شما ازهیچ چیزی ترس نداشتین وازبچگی تجربه داشتین که تنهایی از پس خودتون بربیاید و ازهیچ آدمی و هیچ چیزی نترسید و به خودتون وخدا اعتماد داشته باشین بچه که بودین درواقع فقط لذت کاری که میکنید( مثل بچه ها رو به کارخونه بردن) براتون مهم بوده وودعواها اینکه هیچکی حریف من نمیشه وبزرگتر که شدین طبق تجربیاتی که در بچگی داشتین اعتماد بنفستون هم بالاتر رفته بود و میتونستید بچه های دانشگاهه رو ببرید درواقع این اعتماد بنفس کم کم شکل گرفته بود و بعدها هی بزرگتر وبیشتر شدکه من اگه اون کاراروهم کردم ایناروهم میتونم انجام بدم وبنظرم اونقدر براتون لذت بخش بود که هرکاری یاایده رو بدون هیچ فکر وترسی انجام میدادین واین شد عاملی اصلی موفقیت..عامل ترس بزرگترین دشمن یک انسانه برای رسیدن به هدفش به اون زندگی دلخواه وتغییرات خیلی از زمانها شده که مابخاطر قضاوت شدن و بخاطر سرزنش شدن یا حتا بخاطر اینکه فکر میکنم موفق نمیشویم هیچ حرکتی رو تو زندگی انجام نمیدیم مثلا خیلیا ازخانما بخاطر ترس ازتنهایی ترس از قضاوت دیگران وترس از بی پولی ترس ازآبرو حاضرن به زندگی بامردی ادامه بدن که هرروز واقعا اون زندگی عذاب آوره واین اقدام نکردن برای جدایی دقیقا همون از ترس میاد که جسارت ندارن وحاضرن همه جوره گذشت کنن برای اینکه طلاق نگیرن واین اوج ماندن دربدبختیه که اگه جسارت داشته باشن و به خدا توکل کنن وترس کنار بذارن هیچکدوم ازاونا نه قضاوت نه بی پولی نه تنهایی نمیتونه اونا رو ازپا دربیاره دقیقا کاری که من کردم و به ترسهام غلبه کردم کسی که ازسایه خودش رو دیوارم میترسید وقتی تنها بود کسی که ترس ازاینکه قضاوت نشه حتا به خرید هم تنها نمیرفت ولی همه اون ترسها جاشون دادن به ایمان به خداوند وازبین رفتن دقیقا کاری که شما کردین استاد درواقع نترس بودن وجسارت این اجازه رو به شما داده بود که کم کم وتکاملی اعتمادبنفستون بالا بره وبقیه جنبه های زندگیتونم خودبخود بازتاب همین عزت نفس شکل بگیره بشکل ثروت وروابط و هرانچه که دارین الان

    واقعا احسنت بشما که واقعا بهترین الگو برای من هستین وازمریم جان هم بخاطر این سوال فوق العاده سپاسگزارم و ازاینکه اینقدر رابطه زبیا وقشنگ دارین خداروشکر میکنم واینکه دوستتون دارم

    درپناه خداوند مهربان همیشه شاد و سلامت و ثروتمندباشید

    از راه دور ولی با قلبی❤ نزدیک میبوسمتون💏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    کامیار سبحانی گفته:
    مدت عضویت: 2179 روز

    به نام الله، بخشنده نعمات و بخشاینده گناهان.

    با سلام و احترام حضور استاد نازنین و سرکار خانم شایسته. 🖖🌹💎

    استاد نازنین بارها و بارها در مورد ویژگی های پرسونال و شخصی الهامات صحبت کردین. موضوعی در ظاهر برای دیگران غیر منطقی و برای فرد طلب کننده نشانه، منطقی و بر حسب نیاز درخواست کننده.

    یعنی چقدر عالی مطلب و مفهوم رو بیان کردین.

    اینکه فردی برحسب نیازی که در وجودش شکل گرفته و راهی برای پاسخ به اون نیاز پیدا نمیکنه، زمانی که در وجودش درخواست کمک از ذات باری تعالی شکل میگره، پاسخ به نیازش از راه های مختلفی بهش الهام میشه که فقط برای فردی که نیاز به پاسخی برای رسیدن به خواسته ای داشته،

    منطقی هست و بهش حس ارامش میده 🌾🌾

    در حالی که برای دیگران

    غیر منطقی و حتی باعث تشویش اذهان میشه؛ 🌪️

    بعد که زمانی میگذرد، همان الهام که برای دیگران غیر منطقی و مشوش کننده بوده، به شکل بهترین پاسخ نمود پیدا میکنه و منطقی میشه.

    و این نشون دهنده ذات کامل و فراوانی ذات باری تعالی است که برای هر فردی، نسخه بهتربن همون فرد رو از زمان تولد داشته و فقط این ما بودیم که از ذات انرژی خودمون -رزق- فاصله گرفتیم و دنیای مادی زیبا رو میخابم با ماده بدست بیاریم و چیزی جز متاع اون هم با مشقت و رنج، بدست نمیاریم.

    این بخاطر اینه که ذات باری تعالی ورای مفهوم زمان هست و نیازی به گذشت زمان نداره تا نتیجه یک عمل، ایده، راهکار مشخص بشه.

    و مثال حضرت نوح؛ که جوشش اب از تنور 🌊

    در نظر دیگران امری پریشان کننده و یا بی خود و یا بی دلیل بنظر میرسه اما برای نوح همان پاسخ و نشانه و الهامی بود که بهش نیاز داشت تا بعد مدتی و زمانی درستی رفتار و کشتی ساختنش رو به ههمگان بفهمونه و امری منطقی بشه.

    درود به استاد مجرب با تجربه های ۵۰۰ تا هزار ساله. 🌹👑🤭❤️

    ممنون از گاد نازنین

    ممنون از شما نازنینان بابت وجودتون و زحماتتون.

    ممنون از فرکانس های زیبامون.

    دوستتون داریم

    👑🌹💎🌄

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    محمدرضا رئیس آبادی گفته:
    مدت عضویت: 2421 روز

    استااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااد!!

    خیلی شیطون بودی ااااا!!

    ده پونزده نفر رو میزدی!؟!؟!

    بچه ها رُ میبُردی اُردو؟!؟!

    مُهر مدرسه رُ از پیش خودت میزدی روی برگه و بچه ها رُ میبردی بازدید؟!

    باج نمیدادی؟!؟!

    از هیچ کس نمیخواستی ز بالاییت دعوا کُنه؟!؟!

    در ارتفاعات رشته کوهای آلپ چیزی مثل شیر برنج می خوردی؟!!

    و… و…و…؟

    بابا تو دیگه کی بودی!!!

    من دقیقا بر عکس شما بودم اما از بعد از این فایل میخوام از گذشته ام متفاوت باشم.

    من اصلا دعوایی نبودم یعنی تا حدودی می ترسیدم.

    یعنی خیلی جاها کوتا می آمدم و بعضی جاها عُذر خواهی میکردم.یعنی برای خودم دلیل و بهانه می اوردم؛مثلا میگفتم یه بی تفاوتی یا یه عُذر خواهی خیلی راحت تر از این هست که وقتت رُ تو بیمارستون و کلانتری بگذرونی و این هم خودش از یه سری باور های محدود کننده آب میخورد؛یعنی فکر میکردم اگه دعوا بگیرم حتماً یا باید کلانتری یا بیمارستان یا اول بیمارستان بعد کلانتری هه هه هه یا خیلی خوشبینانه فقط کتک بخورم. لذا به این فکر نمی کردم که « اگه قاطعانه و محکم برم جلو و مقابله کنم یا فرار می کنند یا ضعیف تر میشن» و نمیدونستم که این یه جور ترسه و ممکنه که به مرور زمان مانع ورود چه نعمات و الهاماتی به من بشه یا اصلا برا ی خودم یا طرف مقابل(از این رو که طرف برای بار بعدی خیلی پر رو تر میشه و سو استفاده میکنه(مخصوصا اگه هم محله ای باشه).

    خلاصه استاد دمتون گرم که در هر زمینه ای برای ما الگو ، الگو چه عرض کنم اُسوه هستید،اُسوه.

    اما من چون میدونم که این ترسها باید از بین بره تا جاشون رُ یه سری باورهای مفید و الهامات و جسارت ها پُر کنند؛پس از این به بعد نَه اینکه نمیترسم و اگه پیشش امد استقبال میکنم،اونم درست و حسابی.

    البته سعی میکنم با ارسال فرکانس دُرُست جذبشون نکنم.اما ازبه نیت غلبه بر ترس وارد میشم.

    خدا حافظی میکنم.

    فعلا،ما رفتیم نترسیم.

    بای.

    زت زیاد.

    وقبلش میرم برای جلسه ی اول قدم دوم دوره ی دوازده قدم کامنت بذارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    قاصدک الهی گفته:
    مدت عضویت: 2805 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به استاد عزیز دلم و مریم شایسته مهربانم

    خدایا شکرت بابت هدایتم به این فایل

    من 2ساله که به این مسیر هدایت شدم به لطف الله و اولین بار و اولین فایل از استاد یه حرفی رو زدن که هنوزم که هنوزه اونو آویزه گوشم کردم اون این بود گفتن شاید مثلا 2سال زمان میزاشتم نمره خوب میگرفتم یا یه زبانی رو فول میشدم ولی اگه روباورهام کار کنم به همه چی میرسم ممکنه باید بهاشو الان بدم شاید کمتر بخوابم شاید کمتر مهمونی برم ولی ارززششو داره و الان به جایی رسیدم که انقدر پول دارم که میتونم مترجم استخدام کنم شاید اونموقع زبان بلد میشدم ولی پولوشو نداشتم سفر برم ولی با کار کردن روی باورهاا به اینی که هستم هدایت شدم استاد عزبزم منم همین راهو انتخاب کردم و بهاشو دادم و به یکی از خواستهام رسیدم وحتی به تضادی در طول مسیرم برخورد کردم که تو عمرم تجربه اش نکرده بودم غافل گیر شدم مخصوصا که توقع نداشتم تو این مسیر تجربه اش کنم درست مثل تمون آهویی خشکم زده بود خیلی درد داشت ولی متوقف نشدم و حرکت کردم شاید باورتون نشه حتی در بدترین حالت روحیمم فایل گوش میکردم و مینوشتم با اینکه نجواهاا خیلی بود و حتی نمیشنیدم چی میگفتین مگر اون وسطا یکم حالم خوب میشد ولی ادامه دادم چون میخواستم درک کنم قانونو میدونسنم درک کنم میتونم عمل کنم و من تکامل طی کردم واون تضاد کلیدی شد برای شناخت بهتر برای شناخت معبودم برای درک معبودم برای رسیدن به یاالله و یا رب استاد میتونم بگم همه ثروتهای عالمم داشته باشیم ولی اگه از یاد خدا از ارتباط با خدا حرف زدن و توجه به خدا غافل شیم به گمراهی رفتیم این همه لذت و شجاعت و ثروت و ارامش زندگی شما همه گره خورده با یاد خدایی که هرلحظه داریش یه جورایی ثروتو قربانی راه خدا میکنین تا به خدا نزدیکتر بشین از خدا ثروت میخواین و بینهایت نعمت میخواین و بعد همونو به خدا میدین با سپاسگزاری با خوب بودنتون قشنگ یه ارتباط 2 طرفه و لذت بخش میخواستم بگم منی که تو این مسیرم یه زمان خیلی به خودم غره شدم قوانین رو میدونسنم و جوابم گرفتم ولی خدا رو فراموش کردم باز خدا برام شده بود سیستمی آهنی که در مقابلش سرکش بودم سمیع و بصیر بودنش رو پوشانده بودم تا فقط به موفقیت برسم حریص شده بودم مثل کسی که از همه چیز و کسی رد میشه تا به خواستش برسه و چقدر شکستم غافل از اینکه خدای هست که عاشق شنیدن صدای منه و درونی که تشنه و فقیر به یک یاالله گفتن

    ااالله که همه چیزه اون بزرگه و رحمان و رحیم و وهاب و مالک و درک کردم و چشیدم آگاهی و پولی که منو به خدا نزدیکتر نکنه میشه بلای جون درسته الان به لطف خدا میدونم قانون چیه مثلا میدونم قانونی هست به نام شکر گزاری که ظرف وجودرا بزرگ میکنه تا نعمتهایی بیشتری جذبمون بشه تا خواستهاا وارد زندگیمون بشه من از قانون استفاده کردم خدا طبق وعده و از فضلش بهم نعمت داد نه لیاقت من ولی من اعتبارو به خدا ندادم یه بار به خدا نگفتم خدایا دمت گرم شکرت چه قانونی شکرت خدا که تورو دارم شکرت که هوامو داری از یاد خدا غافل شدم و خدارو برای اون ثروته میخواستم این ینی خدارو باور نداشتن وکفر مثل کسی که فهمیده یه قانونی هست جز لین نیست و میشه به هرچی که بخوای برسی ولی به خالق توجهی نکنی چون باورش نداری مثل یک زندگی پوچ بود برام و ته دلم همش یه حس حسرت عجیبی داشتم نمیدونستم چیه فک میکردم بخاطر گذشتمه و روزهایی که از دست داده بودم یا اشتباه کرده بودم هرکاری کردم بهتر بشم تا اینکه خدادو صدا زدن باهاش حرف زدم و هدایت شدم به مسیری که همش از خدا میگفت بازم باورش نداشتم ت ذهنم میگفت خدا نبست دنیا یه قوانینی داره همینو انجام بده چون ایمان داشتم به این قوانین و منطقی شده بود برام ولی حرف لز خدا میشد حالم بد میشد یا یاد گذشتهام میافتادم که ارتباطم باخدا داشتم قبل اشنایی با قوانین ولی چون جوابی نگرفته بودم بسیار بد گمان شده بودن طوری که انکارش کردم از ت وجودم منکرس شدم ولی از ترسم و از اینکه شاید باشه زبانی میگفتم خدا ولی ایمان نداشتم خلاصه و اسمش که میومد میکفتم زندگیم شبیه قبلهاا میشه زمانی که کرو کور بودم و مقاومت داشتم

    حتی تو کامت دوستان که از خدا میگفتن حسم بد میشد نمیتونستم بخونم خودمم مینوشتما ولی حسم بد بود خلاصه که باهدایت به اون مسیر یکم حالم بهتر شد ولی به قول معروف درمان نشده بودم با هرجیزی زود میشکستم خیلی تلاش میکروم مطالعه میکردم ولی در مانی نبود تا اینکه خودم خدارو صدازدم باهاش حرف زدم ارومتر شدم و هربار بیشتر باورش کردم این هم نواسان داشتم دیشب دوباره تمام اون حسهای بد اومد سراغم یه حس غریب از ترسو حسرت و غم چیزی ارومم نکرد فقط حس کردم خدایی هست و من بهش نیاز دارم اره خداهست خدایی سنیع و بصیرو علیم و مهربان کاری با قوانین و باورساختن ندارم دارم تحربه ای رو میگم که زندگی کردم که خدا هست و خداهست و من بهش فقیرم بدون اون چیزی نیستم اون که بیاد نوری میشه که همه چیزو میپوشونه حتی برترین رخدادهاا با نام اون تصویر زیباشونو اون خیرتشونو نشون میدن منم دیشب اومدم اذان رو دانلود کردم اذان موذن زاده اردبیلی که چقدر صداشون زیباست خدا رحمتشون کنه گوش کردم حالم خوب شد و امروز بازم گوش کردم و در نهایت به این فایل هدایت شدم فایلی که در مورد هدابت خداست فایلی که داره فریاد میزنه ایمان به خدا باید داشت تا به هدایت الهی رسید اینکه بگیم هدایت الهی رو باور دارم صرفا حرف مفته البته برای شخص بنده تا به خودم دلداری بدم من مثل بقبه و دوستان و استاد که با عشق از خدا تشکر میکنن و موفق هستند و دارن موفق میشن هستم چون منم اراون موفقیتهامخوام ولی ت ذهنم ناباوری بود و یک طمع و حرصی کشنده خلاصه که فهمیدم با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش و هرچی خواهی کن در نهایت بابت این فایل سپاسگزارم از شما و پرودگلر مهربانم خدایی که بهم یاد داد همواره به یادش باشم تا در مدارش قرار بگیرم الحمدالله و انشاالله ثابت قدم باشم برای هنه ارزوی سعادت و رحمت از پروروگارجهان میکنم در پناه حق شاد ورستگار باشید 😊

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    نیما پیری گفته:
    مدت عضویت: 3799 روز

    ذهن ما زندان است

    ما در آن زندانی

    قفل آن را بشکن

    در آن را بگشایذهن

    و برون آی از این دخمه ی ظلمانی

    نگشایی گل من

    خویش را حبس در آن خواهی کرد

    همدم جهل در آن خواهی شد

    همدم دانش و دانایی محدوده ی خویش

    و در این ویرانی

    همچنان تنگ نظر می مانی

    هر کسی در قفس ذهنی خود زندانی است

    ذهن بی پنجره بی پیغام است

    ذهن بی پنجره دود آلود است

    ذهن بی پنجره بی فرجام است

    بگشاییم در این تاریکی روزنه ای

    و بسازیم در آن پنجره ای

    بگذاریم زهر دشت نسیمی بوزد

    بگذاریم ز هر موج خروشی بدمد

    بگذاریم که هر کوه طنینی فکند

    بگذاریم ز هر سوی پیامی برسد

    بگشاییم کمی پنجره را

    بفرستیم که اندیشه هوایی بخورد

    و به مهمانی عالم برود

    گاه عالم را درخود به ضیافت ببریم

    بگذاریم به آبادی عالم قدمی

    و بنوشیم ز میخانه هستی قدحی

    طعم احساس جهان را بچشیم

    و ببخشیم به احساس جهان خاطره ای

    ما به افکار جهان درس دهیم

    و ز افکار جهان مشق کنیم

    و به میراث بشر

    دین خود را بدهیم

    سهم خود را ببریم

    خبری خوش باشیم

    و خروسی باشیم

    که سحر را به جهان مژده دهیم

    نور را هدیه کنیم

    و بکوشیم جهان

    به طراوت و ترنم، تسکین و تسلی برسد

    و بروید گل بیداری، دانایی، آبادی در ذهن زمان

    و بروید گل بینایی، صلح، آزادی، عشق در قلب زمین

    ذهن ما باغچه است

    گل در آن باید کاشت

    و نکاری گل من

    علف هرز در آن می روید

    زحمت کاشتن یک گل سرخ

    کمتر از زحمت برداشتن هرزگی آن علف است

    گل بکاریم بیا

    تا مجال علف هرز فراهم نشود

    بی گل آرایی ذهن

    نازنین

    نازنین

    نازنین

    هرگز آدم، آدم نشود

    شاعر : مجتبی کاشانی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    حسین منصوری پور گفته:
    مدت عضویت: 2005 روز

    داشتن یک استاد خوب در زندگی انسان بسیار سودمند است؛ استادی که بتواند شناخت درون را به ما بیاموزد.

    نقش استاد در دلهاست و دیگری جای او را نمی گیرد،

    آن که دلها به عشق او زنده است، در دل عاشقان نمی میرد.💟💟

    عشقی سلطان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: