این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/11/abasmanesh-22.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-11-24 07:47:582024-02-14 06:27:05سریال زندگی در بهشت | قسمت 101
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدای من چقدر این قسمت اگاهی داشت خودش به تنهایی برام یه دنیا درس داشت
با اینکه خیلی قبل تر هم اینا رو شنیده بودم از استاد ولی الان فهمیدمشون
من عاشق این شجاعتم واقعا وقتی از مرز ترس رد میشی انقدر تجربه های جدیدو لذت بخش جلو روت پیدا میشه که همیشه فقط میگی کاش زودتر شجاعت به خرج میدادم
میخوام این جمله که ترس برام مثل مرگه رو خیلی تکرار کنم تا باور قوی ازش بسازم خیلی فکت برای ذهنم دارم و میارم ولی باز هم گاهی ذهنم شیطنت میکنه و میخواد تجربه های قدیمی رو به خاطرم ببیاره تا ترس قالب شه
البته جدیدا خیلی عالی میتونم کنترل کنم از وقتی از استاد یاد گرفتم که باور توحیدی داشته باشم
خدای من این جمله که همیشه میگن هیچ برگی بی اذن خدا نمی افته فقط کافیه به عمق این حرف پی ببریم اصلا یه دنیا خیال راحتی میاد سراغمون رها میشیم از یه عالمه بند الکی که به خودمون بستیم
میخوام متعهد بشم و چندین بار این فایل بینم ارزشش بینهایت زیاده به تنهایی میتونه فایل اموزشی عالی با ارزش عالی باشه
یه دنیا سپاس
نمیدونم چجوری باید سپاسگزار خدا و این عزیزانی که تو مسیر زندگیم قرار داد باشم
شماها نشونه من از طرف خدا هستید
اصلا اگه بخوام از تجربه زهرا قببل ورود به این سایت و قبل دوره 12 قدم تا الان بگم باید 100 صفحه شایدم بیشتر بنویسم
اگه بدونید چه دنیایی برام شفاف شد چیزایی که تو زندگیم ببودن ولی من چون مدار پایین بودم بهشون دسترسی نداشتم و اما الان دارم شیره ی وجود این لذتها رو میمکم
خدایا یه دنیا سپاس
این سایت و زندگی در بهشت خود قانونه تمرکز بر زیباییهاست
تمرین صبحهای من
هر صبح بعد بیدار شدن میام تو این سایت و الان که ساعت 10.30صبحه هنوز مشغول لذت بردنم
چقدر این فایل کمکم کرد واقعا نمیدونم چطوری ازت تشکر کنم استاد.
استاد چقدر این فایل روم تاثیر گذاشت.
با قدرت میتونم بگم این تاثیر گذار ترین فایلی بود که توی تمام طول عمرم گوش دادم.
استاد چقدر من از این فایل قدرت گرفتم.
استاد چقدر ترس های بیخودم ریخت.
استاد چقدر من قوی تر شدم.
واقعا فهمیدم هیچ وقت حتی به قیمت جونم به هیچ کسی باج ندم.
چقدر این فایل خود بود مخصوصا اون خاطراتی که تعریف کردی.
استاد بخدا سونامی عجیبی داخل ذهنم ایجاد شده.
چقدر من داخل این فایل درک کردم که این عباس منش که داره داخل امریکا عشق و حال میکنه با این باور های توحیدی بوده که به اینجا رسیده و گرنه اگر مثل ۹۰ درصد جامعه که صبح تا شب به بقیه باج میدن و میترسن میبود همون داخل ایرانشم نبود!
استاد خیلی با این خاطراتی که گفتی ایمانم زیاد شد چقدر باور های های توحیدیم قدرتمند شد و فهمیدم به کسی باج نمیدم حتی به قیمت جونم.
باورم نمیشه کسی با این شخصیت قدرتمند و با این باورهای توحیدی توی کره زمین اصلا زندگی کنه.
سید جان فایل ها رو داری رگباری رو پشت سرهم رو سایت میذاری
ما باید تایم کاری ذهنمون رو دو شیفت کنیم
بریم سراغ فایل ببینیم این بار چقدر رشد کردیم چه چیزای درک کردیم و چقدر مدارمون رفته بالاتر
اول فایل رو با هدایت الهی شروع کردین و چقدر این بحث هدایت شیرینه و چقدر ذهن من تشنه ی شنیدن این حرفاست چون تا به یاد میارم
همیشه این حرف ها مخصوص پیامبران بوده
یعنی جوری گفته میشد که فقط اون ها بهشون الهام میشه و هدایت میشن بقیه افراد که دیگه هیچ
حتی من یادمه یه روز داشتم با یه بنده خدایی حرف میزدم که
روحانی مذهبی بود بهش می گفتم خداوند تو کارهای که ازش میخوام منو هدایت میکنه یه جوری داشت نگام میکرد با خودم گفتم الان با خودش میگه این ادای پیغمبری داره یعنی میخوام بگم آنقدر فاصله هست توی ذهن افراد حتی افراد مذهبی تر از بقیه
حتی خود من اگ قبل از آشنای با این سایت و آموزش ها کسی این جمله رو بهم میگفت می گفتم این از دین خارج شده داره کفر میگه
آقا اون فایل شما و مایک رو من یادمه تاریکی شب بود رفته بودین یه پارک که کلی آهو هم داشت و مایک رو بغل کردین گفتین این منو میخواست از هدایت الهی دور کنه اما من گوش نکردم
مایک میگه از اینجا بریم اما هدایت الهی به من میگه از این طرف بریم
من در مورد هدایت الهی به حرف کسی گوش نمیدم
سید چقدر تجربه داشتی واقعا آدم لذت میبره اندازه کل جمعیت یه شهر شما تجربه های مختلف داشتی
اون کارخونه پفک، من که به هیچ عنوان نشنیدم کسی حتی از اقوام خیلی دور هم بره تو همچین جایی
البته بگم من هم تو بچگی خیلی عاشق سرک کشیدن به جاهای مختلف بودم یادمه حتی بچه بودم رفته بودم خونه مادربزرگم از روستا با یه دونه سگ بیرون رفتیم من افتادم تو یه رودخونه تا گردن هم تو آب وکلی ماجرا دیگه
خوب دقت میکنم انگار آدم وقتی سنش کمتره بیشتر دوس داره ببینه بگرده تجربه کنه دارم خوب فکر میکنم خیلییی از تجربه های من توی زندگی رفتن به یه شهر جدید یا تفریح تو یه مکان جدید ارتباط با آدم های جدید توی سن کم رخ داده البته که شما این ویژگی رو حفظ کردی و حتی میتونیم بگم که گسترشش دادی به تجربه های بیشتر و زیبای های بیشتر
حتی حتی من این ویژگی رو توی لباس های
که میخری هم دیدم همیشه دوس داری لباس جدید رو بپوشی با رنگ و تم های متفاوت با وجود اینکه کلی لباس نو داری ولی بازهم دوس داری لباس های تازه و جدید رو امتحان کنی
حتی تو خرید ابزار وسایل جدید هم اینجوری هستی
چی میدونم کلی ابزار حرفه ی نجاری کلی دریل و مته چیزهای مختلف داری
حالا نه اینکه فقط بخری دیگ هیچ استفاده نکنی بگی من این همه ابزار دارم
نه میخوای تجربه شون کنی
مثل همون مثال کشورهای مختلف که نه فقط برای اسمش کنی و بعد بگی من رفتم فلان کشور نه قشنگ بری تجربه کنی بگردی و لذت ببری
راستش منم چند وقته به لطف فایل های شما این روحیهای ی دیدن ناشناخته ها انگار بیدار شده توی درون من
انگار روش خاک نشسته بود و این ورودی های جدید اون خاک رو شسته
مثل همین چندروز پیش با پای پیاده رفتم خارج از شهر یه جای جدید که اصلا نرفته بودم
بعد الان برای خودم یه کوهی رو گذاشتم خیلی درون من دوس داره اون جارو تجربه کنه حتما تو این هفته میرم
البته چند وقت پیش بازهم تنهایی یه کوه رفته بودم
حس میکنم این قسمت وجود انسان که دوس داره ببینه و کشف کنه توی درون همه ما هست
حالا یکی ترس هاش و اون نقطه امن و دایره آرامش مانع میشه یعنی به اون تجربه کرد نه غلبه میکنه
یکی هم باز اون ترس ها رو داره اما لذت تجربه های جدید و مختلف به اون ترس و نگرانی غلبه میکنه
آره فکر میکنم همه ما این ترس ها رو حالا کم یا زیاد داریم اما اون اهرم رنج ولذت رو باید جا به جا کنیم
حالا تو این مثال دعوا کردن هاتون تو اون سن کم یا همون جریان موتوریه بازهم فک کنم ترس و بیاد سراغ آدم اما درد کتک خوردن یا درد دعوا کردن خیلی شیرین تر از اون درد ترسیدن و یا باج دادنه اون ترسیدن و باج دادن خیلی دردناکتر از کتک خوردن و یا دعوا کردنه یاد یه جمله ی از نمانیا ویدیچ مدافع منچستر یونایتد افتادم یه جای ازش میپرسن تو چرا آنقدر راحت سر تو میذاری جلو توپ و نمی ترسی که بازیکن با پا بزنه تو صورتت بجای توپ بخاطر این قضیه چند بار هم دماغش شکسته
جواب میده که دماغ شکسته رو میشه درمان کرد اما اون درد غرور شکسته ی که بازیکن تونسته رو نمیشه درمان کرد
به همین خاطر من حاظرم دماغم بشکنه
اما غرورم نه
خیلی این فایل عالللی بود خیلیییی لذت بردم
ترکیب این فایل ها با دوره ها خیلی میتونه به درک بیشتر ما کمک کنه مخصوص ترکیب این فایل به دوره اعتماد بنفس
مکمل خوبی میشن
فقط اینو بدون این فایل هارو ما خیلی جدی میگیریم ازشون درس میگیرم و هرگز و ابدا برای خود من یکی رایگان نیست
و هرچند وقت یکبار میایم از نتایجمون برات میگم چون فک میکنم شیرین ترین قسمت آموزش برای یه استاد نتیجه گیری شاگردانش باشه
استاد من واقعا این جسارت و نترس بودنتو رو تحسین میکنم وواقعا عامل اصلی موفقیت شما همینه با تمام وجودم تونستم اینو درک کنم که چه چیزی باعث اینهمه ثروت وموفقیت شما شده است ازاینکه شما ازهیچ چیزی ترس نداشتین وازبچگی تجربه داشتین که تنهایی از پس خودتون بربیاید و ازهیچ آدمی و هیچ چیزی نترسید و به خودتون وخدا اعتماد داشته باشین بچه که بودین درواقع فقط لذت کاری که میکنید( مثل بچه ها رو به کارخونه بردن) براتون مهم بوده وودعواها اینکه هیچکی حریف من نمیشه وبزرگتر که شدین طبق تجربیاتی که در بچگی داشتین اعتماد بنفستون هم بالاتر رفته بود و میتونستید بچه های دانشگاهه رو ببرید درواقع این اعتماد بنفس کم کم شکل گرفته بود و بعدها هی بزرگتر وبیشتر شدکه من اگه اون کاراروهم کردم ایناروهم میتونم انجام بدم وبنظرم اونقدر براتون لذت بخش بود که هرکاری یاایده رو بدون هیچ فکر وترسی انجام میدادین واین شد عاملی اصلی موفقیت..عامل ترس بزرگترین دشمن یک انسانه برای رسیدن به هدفش به اون زندگی دلخواه وتغییرات خیلی از زمانها شده که مابخاطر قضاوت شدن و بخاطر سرزنش شدن یا حتا بخاطر اینکه فکر میکنم موفق نمیشویم هیچ حرکتی رو تو زندگی انجام نمیدیم مثلا خیلیا ازخانما بخاطر ترس ازتنهایی ترس از قضاوت دیگران وترس از بی پولی ترس ازآبرو حاضرن به زندگی بامردی ادامه بدن که هرروز واقعا اون زندگی عذاب آوره واین اقدام نکردن برای جدایی دقیقا همون از ترس میاد که جسارت ندارن وحاضرن همه جوره گذشت کنن برای اینکه طلاق نگیرن واین اوج ماندن دربدبختیه که اگه جسارت داشته باشن و به خدا توکل کنن وترس کنار بذارن هیچکدوم ازاونا نه قضاوت نه بی پولی نه تنهایی نمیتونه اونا رو ازپا دربیاره دقیقا کاری که من کردم و به ترسهام غلبه کردم کسی که ازسایه خودش رو دیوارم میترسید وقتی تنها بود کسی که ترس ازاینکه قضاوت نشه حتا به خرید هم تنها نمیرفت ولی همه اون ترسها جاشون دادن به ایمان به خداوند وازبین رفتن دقیقا کاری که شما کردین استاد درواقع نترس بودن وجسارت این اجازه رو به شما داده بود که کم کم وتکاملی اعتمادبنفستون بالا بره وبقیه جنبه های زندگیتونم خودبخود بازتاب همین عزت نفس شکل بگیره بشکل ثروت وروابط و هرانچه که دارین الان
واقعا احسنت بشما که واقعا بهترین الگو برای من هستین وازمریم جان هم بخاطر این سوال فوق العاده سپاسگزارم و ازاینکه اینقدر رابطه زبیا وقشنگ دارین خداروشکر میکنم واینکه دوستتون دارم
درپناه خداوند مهربان همیشه شاد و سلامت و ثروتمندباشید
من بیش از سه سال است که با استاد آشنا شده ام و فایلهای زیادی از ایشان چه در قالب محصولات و چه در قالب فایلهای دانلودی از ایشان دیده ام و شنیده ام و میشه گفت دوسالی است که روزی را یاد ندارم که فایلی از استاد در گوش من نباشد . اما این دوفایل ۱۰۰ و ابتدای ۱۰۱ آنچنان غوغایی در دل و ذهن و قلب من ایچاد کرد که نمی توانم وصف کنم
دلیلش را خودم نمی دانم
ولی هرچه هست خیلی خیلی خیلی زیاد حالم خوب است . خیلی خیلی خیلی زیاد مطالب و آگاهی ها را دریافت می کنم . اصلا به طرز بسیار بسیار معجزه واری حالم خوب است
خدایا شکرت . دلیلش مهم نیست ولی هرچه هست این حال خوب، این احساس خوب برای من طبق قانون بدون نتغییرخداوند کریم اتفاقات خوبی را رقم خواهد زد. این سنت الهی است که در آن هیچ تغییری حاصل نخواهد شد.
شاید این مطالب خیلی به مباحث این فایل ربطی نداشته باشد اما من به این نتیجه رسیده ام همه چیز که استاد را به موفقیت در همه زمینه ها رسانده است را ما می توانیم در یک کلمه خلاصه کنیم ” توحید ”
توحید یعنی ایمان به وحدانیت خدا
توحید یعنی اینکه هیچ کس و هیچ کس در زندگی من تاثیری ندارم
در قدم ۹ جلسه سوم این جمله زیبا را شما بیان می کنید: الله اکبر الله اکبر
” همه افراد در زندگی من به یک میزان تاثیر دارند ، به چه اندازه تاثیر دارند؟ صفر”
این یعنی نهایت توحید
این یعنی اینکه هیچ کس از رییس جمهور و پلیس و قاضی و هرکسی دیگر در زندگی من هیچ تاثیری ندارد. کسی را با این باور چقدر ما می توانیم توحیدی بنامیم. کسی که روی هیچ نیروی دیگر هر چه قدر قدرتمند حساب نمی کند .
کسی که روی هیچ نیروی بیرونی دیگر حسابی نمی کند چون به منبع تمام نیروها وصل است از چه چیزی می خواهد بترسد
کسی که به منبع تمام آگاهی ها ایمان دارد برای چه کاری می خواهد خودش را سرزنش کند چون می داند اگر هم اشتباهی صورت گرفته است براساس آگاهی آن رب بی نهایت بوده است و چیزی را می داند که من نمی دانم بنابراین خودم را سرزنش نمی کند.
کسی که منبع بی نهایت وصل است اگر یک اشتباهی را فرضا انجام داد می گوید او از جای دیگری درستش را به من می دهد.
کسی که رب خودش را می شناسد و با او دوست و شریک و همکار است چه نیاز به نیرو و دفتر و دستک دارد برای کارش . اون شریکش همه چیزی را برای به بهترین شکل ممکن به بی نهایت شکل ممکن انجام می دهد. چه شریکی بالاتر از رب العالمین.
استاد در کشف قوانین زندگی می آید آموزش می دهد که چطور گاز و ترمز را بشناسیم و با برداشتن تزمزهای ذهنی خودمان به درک و ایمان به این رب العالمین برسیم و همه کار ها را بسپاریم به کسی که می گوید انا اقول کن فیکون.
چرا برای ما که بنده او، کسی هستیم که از روح خودش در درون ما دمیده است نمی توانیم بگوییم انا اقول کن فیکون. به خاطر هیمن بی نهایت ترمز ذهنی که داریم که نمی توانیم روی آن رب خودمان حساب کنیم .
پس اصل و مغز کلام دوره کشف قوانین زندگی رسیدن به توحید است .
در دوره عزت نفس می گوید که روی هیچ کس دیگر در زندگی تان حساب نکنید فقط روی ربت خودتان حساب کنید . می گوید برای خودتان زندگی کنید و اصلا راضی کردن دیگران و نظر دیگران برای تان مهم نباشد . آیا این غیر توحید است .
در دروه روانشناسی ثروت به زیبایی می آید در مورد اینکه این خدای ما می خواهد که ما ثروتمند شویم و هرچه ثروتمند تر شویم نزد خدا محبوب تر می شویم چون این خدا خودش بخشنده بی نهایت است و کسی می تواند ببخشد که دارد . بنابراین باز هم می آید و باروهای ما را در مورد ثروت و رسیدن به خدا و توحید تغییر می دهد. گ
من در جای جای فایلهای استاد رد پای توحید را می بینم
این درک من از توحید و اصل بودن توحید است که من را آرام تر کرده است و این احساس خوب را در وجود من بوجود آورده است.
اگر من می خواهم به سعادت دنیا و آخرت برسم باید روی باورهای توحیدی خودم کار کنم در حدی که در تمام لحظات زندگی ام و برای انجام تمام کارهای خودم از خدا کمک بخواهم و روی کمک این نیرو حساب ویژه ایی باز کنم و هیچ نیروی دیگر را در انجام کارهای خودم دخیل ندانم .
با تمام سلولهای بدنم وجود این نیرو را شهادت بدهم و یادآوری کنم که این نیرو هست . با همه وجود با همه توان و در تمام لحظات .
توحید، توحید، توحید، توحید، توحید،
این است اصل .
من زندگی استاد را که در این فایلهای زندگی در بهشت دارم به وضوح بیشتری می بینم مثل یک شهری می بینیم که بی نهایت راه ورودی دارد و در نهایت به یک میدان ختم می شود که اسم آن میدان توحید است، یکتاپرستی است.
از هر جنبه ای ، در هر مثالی و در هر موضوعی فقط و فقط به توحید ختم می شود .
پس من و هر کسی دیگر اگر می خواهیم به همه چیز برسیم باید و باید و باید فقط روی توحید کار کنیم
سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی و عزیز دلشون خانم شایسته و همه اعضای گرامی…
استاد من الان توی تنهایی خودمم و هیچکسی کنارم نیس و همینطور که فکر میکردم به یک چیزی پی بردم که خیلی جالبه و به خودم گفتم که محمدرضا همین الان باید کامنتش کنی…
اونم اینه که شما سال ۲۰۱۹ رفتید سفر به دور امریکا و تمام ماجراجوییها و گردش هایی که ارزوی هرکسی هستش رو انجام دادید
اما سال ۲۰۲۰ شما کلا برنامهتون این بود که توی پرادایس بمونید و مسافرت خاصی نرید
نکته جالب اینجاست که در سال ۲۰۲۰ خیلیااا میخواستن برن سفر و گردش که البته بخاطر این ویروس تمام برنامه هاشون بهم ریخت ، درحالیکه شما کلا برنامهتون این بود که توی پرادایس بمونید و حتی به ملک های دیگتون سر نزنید (حتی قبل از این شرایط ، شما برنامهتون سکونت در پرادایس و یجورایی قرنطینه بود)
و بدلیل اینکه شما خیلی هماهنگ هستید و خیلی فرکانس های مثبتی ارسال میکنید این شرایط ، زمانی بوجود اومد که برای شما مزاحمتی نداشت و احساس بدی به شما القا نکرد چون شما احساس بدی به جهان نداده بودید.
این یک مهر تاییدی هستش به قانون فرکانس و اینکه قانون به فرکانس های هر شخص پاسخ میدهد و حتی اگر همه مردم از شرایط کنونی راضی نیستند باز هم ارزشی ندارد و هرکسی میتواند با فرکانس های مثبت اینده ای مثبت برای خودش بسازد.
به نام خدای سریع الجوابم ، خدایی که درون منِ و هر ثانیه در حال هدایتِ منه اگر من هوشیار باشم و منطق و ذهنم رو خاموش کنم و تا من بر ذهنم حکمرانی کنم نه ذهنم بر من …..
سلام بر خانواه عباسمنش و استاد عزیزم
من از قصد برای مطالعه کامنت ها نمی رم و میذارم خداوند هدایتم کنه اگر قراره مطلبی رو دریافت کنم یا انتقال بدم به همین خاطر اغلب کامنت هایی که برام درس داشته باشه رو به صورت عجیب هدایت می شم.
و امروز هم عجیب به ۳ تا کامنت در همین مورد (دعوای استاد با موتوری و ….) هدایت شدم.
اولین چیزی که بعد از خوندن این کامنت ها به ذهنم رسید آیه ۱۴۴ سوره آل عمران بود :
” محمد (ص) فقط فرستاده خداست؛ و پیش از او، فرستادگان دیگری نیز بودند؛ آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود، شما به عقب برمیگردید؟ (و اسلام را رها کرده به دوران جاهلیّت و کفر بازگشت خواهید نمود؟) و هر کس به عقب باز گردد، هرگز به خدا ضرری نمیزند؛ و خداوند بزودی شاکران (و استقامتکنندگان) را پاداش خواهد داد. ”
اینکه دوستان کسی رو بت می کنند و از دیدگاه و زاویه ی پایین تری به قضیه نگاه می کنند واقعا خطرناکه (اتفاقی که برای خودم افتاد و با هدایت پروردگارم به این آگاهی رسیدم که هرچیز درسی برای من داره و من و پروردگارم تنها و تنها در این دنیا هستیم و من فقط دنیای اطراف خودم رو دارم و هیچ چیز غیر از این در دنیای من موجود نیست) و به نظرم این نوع دیدگاه که انسان هارو منبع آگاهی خودمون می دونیم همین مارو از اصل دور می کنه و غرق میشیم .
چه بسا که بارها و بارها استاد عباسمنش هم در اکثر فایل هاش تاکید داره که من چیزی از خودم ندارم و من رو بت نکنید و من خودم پر از اشتباهم و ….
اما حرف اصلی من در ارتباط با منبع آگاهیه …. به شخصه منبع آگاهی رو رب خودم می دونم نه استاد عباسمنش …. پس هروقت فایلی این چنین می بینم یا چیزی می خونم یا چیزی می شنوم این باور در ذهنم نقش بسته که این هدایتِ و این اتفاق تصادفی نیست (هیچ چیز در این جهان تصادفی نیست) و من باید درسش رو پیدا کنم و درسش رو بگیرم و فکر خدا رو بخونم …
ما نیومدیم که هر چیزی رو بپذیریم و چشم بسته قبول کنیم و تمام ….
قرار نبوده که ما سوالاتی رو از افراد بپرسیم و بخوایم باورهای دیگران و رفتار دیگران رو کپی کنیم …
به شخصه از این مسیر و این قوانین ثابت الهی نتایج عجیبی در زندگیم گرفتم و مهم ترین نتیجه رشد و پیشرفت شخصیتیم و اگاهیم و آرامش و هدفمندی و تیک خوردن اهدافم و این حس “بودن” و “انا اقول لهو کن فیکون” بوده که این رو نه از استاد عباسمنش بلکه از خداوندی می بینم که زمانی که خواستم من رو هدایت کرد با آدم های مختلف تا رسیدم به این سایت و قرار نیست این سایت و آگاهی های این سایت “مقصد نهایی” من باشه ….
تا زمانی اینجا هستم که در فرکانس این خانواده باشم …. بالاتر برم آگاهی های بالاتر به من داده میشه از جانب پروردگارم و اگر پایین تر برم آگاهی های همون مدار رو دسترسی دارم ….
پس اینجا و هر جایی در این دنیای مادی و کلا دنیای مادی ایستگاه موقتیه برای رشد و پیشرفت و آگاهی من، هیچ چیز رو ثابت و ایستا نگیریم …
از زمانی که منبع آگاهی رو رب وجودم می دونم و باور دارم که گفته “انا علینا للهدی” یادم نمیاد سوالی برام مونده باشه ….
چون قرار نیست هرچیزی رو با چشم های بسته بپذیرم ….
اگر چیزی می شنوم طرف مقابل رو قضاوت نمی کنم چون این از طرف خدای منِ که این موضوع رو بشنوم و درسی بگیرم و اون فرد در دنیای من نیست ….
درسی که برای هر فرد بر اساس سوالا هاش و باورهاش متفاوته ….
درسش رو می گیرم و اگر نتونم درسش رو بگیرم و سوالی برام به جا بذاره از خداوند می پرسم و رهاش می کنم و به طرز معجزه آسایی در یک کتابی یا یک ایده ای یا از بین صحبت های افرادی و هزاران راه که رب وجودم می دونه به جوابم می رسم ….
نه به جوابی که افراد با دیدگاه های خودشون قراره به من بدن … که من رو به ناکجا اباد ها می بره …. بلکه به جوابی که درونِ منه و برای ذهن و فکر و باورهای منه و فقط اومده که من رو هدایت کنه و من رو به خواسته ام و رشد فردیم برسونه …
دلیلشم اینه که من آگاهیام رو از رب وجودم می خوام نه از استاد عباسمنش یا هر کس دیگه ….
می دونم و باور دارم که هدایتگرِ من خداست و انسان هایی که در این مسیر قرار می گیرند هم به خواست خدا هستند و دستان خداوند برای من هستند …
پس دیگه نه چیزی رو تعقل نکرده می پذیرم و نه سوالی برام باقی می مونه ….
وقتی که افسار رو به دست ذهن می دیم تا بر ما حکمرانی کنه این میشه که همه چیز رو از بُعد منطق میبینیم و سعی در قضاوت داریم و چون خیلی چیزها در ذهن با هم جور در نمیان و به هم نمیخورن (چون ذهن کارش اینه وقتی افسار زندگی مارو به دست میگیره و ما میشیم ابزار استفاده اون نه اون ابزار استفاده ما) دائم در شک و دو دلی به سر میبریم و این شک نابودگر ماست ، نابودگر شادی و لذت ماست و مارو در قهقرای دنیای مادی می بره و غرق این دنیای مادی میشیم ….
فراموش می کنیم آگاهی رو …
فراموش می کنیم قوانین رو …
فراموش می کنیم که اصلا بهر چه آمده ایم …
فراموش می کنیم قول و قرارمون با خدا و خالق خودمون ….
فراموش می کنیم که اصل و اساس اونه …
اصلا ما نیومدیم این دنیا که چیزی رو کسب کنیم و به دست بیاریم …
ما همه چیز رو می دونستیم و می دونیم …
دوست من ، منبع آگاهی در درونِ تو قرار داره …. دنبال هیچ چیزی بیرون از خودت نباش که بدجوری به کج فهمی و بیراهه می رسی ….
رب ، اون فرمانروای کل کیهان … اونی که من ،تو ،عباسمنش و کل کیهان و کل جهان رو داره به راحتی در هر لحظه هدایت می کنه در درون ماست و اونه که “فانی قریب” …..
وقتت رو تلف نکن عزیز ، اصلا قرار نبوده که ما بر طبق باور و دیدگاه دیگران زندگی کنیم … دیگران کی هستن ؟؟؟
هر سوالی رو نپرس عزیز ، تعصب داشته باش روی سوال هایی که فطرتت باهاش درگیره ….
چرا فکر می کنیم همه جواب همه سوالات فطرت ما رو باید بلد باشن ؟؟؟؟
چرا فکر می کنیم همه جواب ها رو میشه توی فیلم یا ویدئو یا متن گفت و شنید ؟؟؟
خیلی وقت ها میشه ما سوالی رو از طرفمون می پرسیم که جوابی با افکار و باورهاش می ده که برای ما نیست و ما رو به جای اینکه به اصل نزدیک کنه دورترمون می کنه و به ناکجاآباد می برمون …
سوالات رو باید جهان در طول مسیر به ما پاسخ بده …. باید رب درونمون جواب بده …
چرا فکر می کنی جواب سوالاتت رو یک شخصی بیرون از تو قراره به تو بده ؟؟؟
همه چیز درون توئه …
اجازه نده هرکسی به سوالی که فطرتت باهاش درگیر هست جواب بده … هر سوالی رو نپرس …
یک سری سوالات دودوتا ۴ تا نیست که ما میام هرجایی از هر کسی می پرسیم …
یک سری سوالات رو باید جوابش رو رب وجودت بهت بده نه ذهن و باور بقیه …
روی یک سری سوال هایی که فطرتت درگیره تعصب داشته باش … صبور باش و صبوری کن .. در طول مسیر خودش خیلی ناز الله جوابت رو می ده …
یک سری سوالات رو فقط باید درونت بهت جواب بده چون مختص وجود و بازی توئه … هیچکس جواب اون رو واسه بازی تو نداره …
وقتی که سوالت رو از خالقت می پرسی به وقتش بهت جوری جواب می ده که فقط تو می فهمی و حیرت می کنی از این دقت و زمان بندیش … وقتی می شنوی یا می خونی یا میبینیش یا هرچی فطرتت میگه بگیرش این همون جوابه سوالیه که داشتی …
یک وقتی هست شما یک سوالی داری ، یک چیزی رو هم در ذهنت مشخص کردی از قبل ، طرف هم یک جوابی با ذهنش میده و… بعد یک چیزی در میاد توی ذهنت که هی خودت رو میخوری و از مسیر دور و دور و دورتر می شی .
باورش کنیم که همه جواب ها رو داره …
اونِ که منبع آگاهیه ، و هر اتفاقی که برامون میفته برای رشد و آگاهی بیشتر ماست … ساده نگیریم ، سطحی فکر نکنیم …
در پناه الله یکتا کسی که کل جهان رو به سادگی هدایت می کنه …
دو روزی بود که در مورد یک مسئله احساس ترس و نگرانی داشتم و میترسیدم که در آینده یک اتفاق بد برام بیفته و برام مشکل ایجاد بشه و بی قرار بودم که امروز به سمت این فایل هدایت شدم و با گوش دادن به صحبت های استاد خیلی خیلی آروم شدم و با اطمینان و امید بیشتری میتونم حرکت کنم برای رسیدن به خواسته ام.
سلام ممنون استاد من هروز حرفاتونو گوش میدم تکرار میکنم تا به باور تبدیل بشه
سلام سلااام
خدای من چقدر این قسمت اگاهی داشت خودش به تنهایی برام یه دنیا درس داشت
با اینکه خیلی قبل تر هم اینا رو شنیده بودم از استاد ولی الان فهمیدمشون
من عاشق این شجاعتم واقعا وقتی از مرز ترس رد میشی انقدر تجربه های جدیدو لذت بخش جلو روت پیدا میشه که همیشه فقط میگی کاش زودتر شجاعت به خرج میدادم
میخوام این جمله که ترس برام مثل مرگه رو خیلی تکرار کنم تا باور قوی ازش بسازم خیلی فکت برای ذهنم دارم و میارم ولی باز هم گاهی ذهنم شیطنت میکنه و میخواد تجربه های قدیمی رو به خاطرم ببیاره تا ترس قالب شه
البته جدیدا خیلی عالی میتونم کنترل کنم از وقتی از استاد یاد گرفتم که باور توحیدی داشته باشم
خدای من این جمله که همیشه میگن هیچ برگی بی اذن خدا نمی افته فقط کافیه به عمق این حرف پی ببریم اصلا یه دنیا خیال راحتی میاد سراغمون رها میشیم از یه عالمه بند الکی که به خودمون بستیم
میخوام متعهد بشم و چندین بار این فایل بینم ارزشش بینهایت زیاده به تنهایی میتونه فایل اموزشی عالی با ارزش عالی باشه
یه دنیا سپاس
نمیدونم چجوری باید سپاسگزار خدا و این عزیزانی که تو مسیر زندگیم قرار داد باشم
شماها نشونه من از طرف خدا هستید
اصلا اگه بخوام از تجربه زهرا قببل ورود به این سایت و قبل دوره 12 قدم تا الان بگم باید 100 صفحه شایدم بیشتر بنویسم
اگه بدونید چه دنیایی برام شفاف شد چیزایی که تو زندگیم ببودن ولی من چون مدار پایین بودم بهشون دسترسی نداشتم و اما الان دارم شیره ی وجود این لذتها رو میمکم
خدایا یه دنیا سپاس
این سایت و زندگی در بهشت خود قانونه تمرکز بر زیباییهاست
تمرین صبحهای من
هر صبح بعد بیدار شدن میام تو این سایت و الان که ساعت 10.30صبحه هنوز مشغول لذت بردنم
فقط میتونم بگم باور کنید و لذت ببرین از این مسیر
به نام خالق من و عباس منش و…
سلام به مریم و حسین عزیزم
استاد یعنی نگا دیگه این فایل واقعا تهش بود!
چقدر این فایل کمکم کرد واقعا نمیدونم چطوری ازت تشکر کنم استاد.
استاد چقدر این فایل روم تاثیر گذاشت.
با قدرت میتونم بگم این تاثیر گذار ترین فایلی بود که توی تمام طول عمرم گوش دادم.
استاد چقدر من از این فایل قدرت گرفتم.
استاد چقدر ترس های بیخودم ریخت.
استاد چقدر من قوی تر شدم.
واقعا فهمیدم هیچ وقت حتی به قیمت جونم به هیچ کسی باج ندم.
چقدر این فایل خود بود مخصوصا اون خاطراتی که تعریف کردی.
استاد بخدا سونامی عجیبی داخل ذهنم ایجاد شده.
چقدر من داخل این فایل درک کردم که این عباس منش که داره داخل امریکا عشق و حال میکنه با این باور های توحیدی بوده که به اینجا رسیده و گرنه اگر مثل ۹۰ درصد جامعه که صبح تا شب به بقیه باج میدن و میترسن میبود همون داخل ایرانشم نبود!
استاد خیلی با این خاطراتی که گفتی ایمانم زیاد شد چقدر باور های های توحیدیم قدرتمند شد و فهمیدم به کسی باج نمیدم حتی به قیمت جونم.
باورم نمیشه کسی با این شخصیت قدرتمند و با این باورهای توحیدی توی کره زمین اصلا زندگی کنه.
فقط استاد میتونم بگم با تمام وجود عاشقم.
به نام خدایی هدایتگر
سلام به همه و استاد عزیز
سید جان فایل ها رو داری رگباری رو پشت سرهم رو سایت میذاری
ما باید تایم کاری ذهنمون رو دو شیفت کنیم
بریم سراغ فایل ببینیم این بار چقدر رشد کردیم چه چیزای درک کردیم و چقدر مدارمون رفته بالاتر
اول فایل رو با هدایت الهی شروع کردین و چقدر این بحث هدایت شیرینه و چقدر ذهن من تشنه ی شنیدن این حرفاست چون تا به یاد میارم
همیشه این حرف ها مخصوص پیامبران بوده
یعنی جوری گفته میشد که فقط اون ها بهشون الهام میشه و هدایت میشن بقیه افراد که دیگه هیچ
حتی من یادمه یه روز داشتم با یه بنده خدایی حرف میزدم که
روحانی مذهبی بود بهش می گفتم خداوند تو کارهای که ازش میخوام منو هدایت میکنه یه جوری داشت نگام میکرد با خودم گفتم الان با خودش میگه این ادای پیغمبری داره یعنی میخوام بگم آنقدر فاصله هست توی ذهن افراد حتی افراد مذهبی تر از بقیه
حتی خود من اگ قبل از آشنای با این سایت و آموزش ها کسی این جمله رو بهم میگفت می گفتم این از دین خارج شده داره کفر میگه
آقا اون فایل شما و مایک رو من یادمه تاریکی شب بود رفته بودین یه پارک که کلی آهو هم داشت و مایک رو بغل کردین گفتین این منو میخواست از هدایت الهی دور کنه اما من گوش نکردم
مایک میگه از اینجا بریم اما هدایت الهی به من میگه از این طرف بریم
من در مورد هدایت الهی به حرف کسی گوش نمیدم
سید چقدر تجربه داشتی واقعا آدم لذت میبره اندازه کل جمعیت یه شهر شما تجربه های مختلف داشتی
اون کارخونه پفک، من که به هیچ عنوان نشنیدم کسی حتی از اقوام خیلی دور هم بره تو همچین جایی
البته بگم من هم تو بچگی خیلی عاشق سرک کشیدن به جاهای مختلف بودم یادمه حتی بچه بودم رفته بودم خونه مادربزرگم از روستا با یه دونه سگ بیرون رفتیم من افتادم تو یه رودخونه تا گردن هم تو آب وکلی ماجرا دیگه
خوب دقت میکنم انگار آدم وقتی سنش کمتره بیشتر دوس داره ببینه بگرده تجربه کنه دارم خوب فکر میکنم خیلییی از تجربه های من توی زندگی رفتن به یه شهر جدید یا تفریح تو یه مکان جدید ارتباط با آدم های جدید توی سن کم رخ داده البته که شما این ویژگی رو حفظ کردی و حتی میتونیم بگم که گسترشش دادی به تجربه های بیشتر و زیبای های بیشتر
حتی حتی من این ویژگی رو توی لباس های
که میخری هم دیدم همیشه دوس داری لباس جدید رو بپوشی با رنگ و تم های متفاوت با وجود اینکه کلی لباس نو داری ولی بازهم دوس داری لباس های تازه و جدید رو امتحان کنی
حتی تو خرید ابزار وسایل جدید هم اینجوری هستی
چی میدونم کلی ابزار حرفه ی نجاری کلی دریل و مته چیزهای مختلف داری
حالا نه اینکه فقط بخری دیگ هیچ استفاده نکنی بگی من این همه ابزار دارم
نه میخوای تجربه شون کنی
مثل همون مثال کشورهای مختلف که نه فقط برای اسمش کنی و بعد بگی من رفتم فلان کشور نه قشنگ بری تجربه کنی بگردی و لذت ببری
راستش منم چند وقته به لطف فایل های شما این روحیهای ی دیدن ناشناخته ها انگار بیدار شده توی درون من
انگار روش خاک نشسته بود و این ورودی های جدید اون خاک رو شسته
مثل همین چندروز پیش با پای پیاده رفتم خارج از شهر یه جای جدید که اصلا نرفته بودم
بعد الان برای خودم یه کوهی رو گذاشتم خیلی درون من دوس داره اون جارو تجربه کنه حتما تو این هفته میرم
البته چند وقت پیش بازهم تنهایی یه کوه رفته بودم
حس میکنم این قسمت وجود انسان که دوس داره ببینه و کشف کنه توی درون همه ما هست
حالا یکی ترس هاش و اون نقطه امن و دایره آرامش مانع میشه یعنی به اون تجربه کرد نه غلبه میکنه
یکی هم باز اون ترس ها رو داره اما لذت تجربه های جدید و مختلف به اون ترس و نگرانی غلبه میکنه
آره فکر میکنم همه ما این ترس ها رو حالا کم یا زیاد داریم اما اون اهرم رنج ولذت رو باید جا به جا کنیم
حالا تو این مثال دعوا کردن هاتون تو اون سن کم یا همون جریان موتوریه بازهم فک کنم ترس و بیاد سراغ آدم اما درد کتک خوردن یا درد دعوا کردن خیلی شیرین تر از اون درد ترسیدن و یا باج دادنه اون ترسیدن و باج دادن خیلی دردناکتر از کتک خوردن و یا دعوا کردنه یاد یه جمله ی از نمانیا ویدیچ مدافع منچستر یونایتد افتادم یه جای ازش میپرسن تو چرا آنقدر راحت سر تو میذاری جلو توپ و نمی ترسی که بازیکن با پا بزنه تو صورتت بجای توپ بخاطر این قضیه چند بار هم دماغش شکسته
جواب میده که دماغ شکسته رو میشه درمان کرد اما اون درد غرور شکسته ی که بازیکن تونسته رو نمیشه درمان کرد
به همین خاطر من حاظرم دماغم بشکنه
اما غرورم نه
خیلی این فایل عالللی بود خیلیییی لذت بردم
ترکیب این فایل ها با دوره ها خیلی میتونه به درک بیشتر ما کمک کنه مخصوص ترکیب این فایل به دوره اعتماد بنفس
مکمل خوبی میشن
فقط اینو بدون این فایل هارو ما خیلی جدی میگیریم ازشون درس میگیرم و هرگز و ابدا برای خود من یکی رایگان نیست
و هرچند وقت یکبار میایم از نتایجمون برات میگم چون فک میکنم شیرین ترین قسمت آموزش برای یه استاد نتیجه گیری شاگردانش باشه
در پناه الله یکتا
با سلام به استاد عزیزم و مریم جان
استاد من واقعا این جسارت و نترس بودنتو رو تحسین میکنم وواقعا عامل اصلی موفقیت شما همینه با تمام وجودم تونستم اینو درک کنم که چه چیزی باعث اینهمه ثروت وموفقیت شما شده است ازاینکه شما ازهیچ چیزی ترس نداشتین وازبچگی تجربه داشتین که تنهایی از پس خودتون بربیاید و ازهیچ آدمی و هیچ چیزی نترسید و به خودتون وخدا اعتماد داشته باشین بچه که بودین درواقع فقط لذت کاری که میکنید( مثل بچه ها رو به کارخونه بردن) براتون مهم بوده وودعواها اینکه هیچکی حریف من نمیشه وبزرگتر که شدین طبق تجربیاتی که در بچگی داشتین اعتماد بنفستون هم بالاتر رفته بود و میتونستید بچه های دانشگاهه رو ببرید درواقع این اعتماد بنفس کم کم شکل گرفته بود و بعدها هی بزرگتر وبیشتر شدکه من اگه اون کاراروهم کردم ایناروهم میتونم انجام بدم وبنظرم اونقدر براتون لذت بخش بود که هرکاری یاایده رو بدون هیچ فکر وترسی انجام میدادین واین شد عاملی اصلی موفقیت..عامل ترس بزرگترین دشمن یک انسانه برای رسیدن به هدفش به اون زندگی دلخواه وتغییرات خیلی از زمانها شده که مابخاطر قضاوت شدن و بخاطر سرزنش شدن یا حتا بخاطر اینکه فکر میکنم موفق نمیشویم هیچ حرکتی رو تو زندگی انجام نمیدیم مثلا خیلیا ازخانما بخاطر ترس ازتنهایی ترس از قضاوت دیگران وترس از بی پولی ترس ازآبرو حاضرن به زندگی بامردی ادامه بدن که هرروز واقعا اون زندگی عذاب آوره واین اقدام نکردن برای جدایی دقیقا همون از ترس میاد که جسارت ندارن وحاضرن همه جوره گذشت کنن برای اینکه طلاق نگیرن واین اوج ماندن دربدبختیه که اگه جسارت داشته باشن و به خدا توکل کنن وترس کنار بذارن هیچکدوم ازاونا نه قضاوت نه بی پولی نه تنهایی نمیتونه اونا رو ازپا دربیاره دقیقا کاری که من کردم و به ترسهام غلبه کردم کسی که ازسایه خودش رو دیوارم میترسید وقتی تنها بود کسی که ترس ازاینکه قضاوت نشه حتا به خرید هم تنها نمیرفت ولی همه اون ترسها جاشون دادن به ایمان به خداوند وازبین رفتن دقیقا کاری که شما کردین استاد درواقع نترس بودن وجسارت این اجازه رو به شما داده بود که کم کم وتکاملی اعتمادبنفستون بالا بره وبقیه جنبه های زندگیتونم خودبخود بازتاب همین عزت نفس شکل بگیره بشکل ثروت وروابط و هرانچه که دارین الان
واقعا احسنت بشما که واقعا بهترین الگو برای من هستین وازمریم جان هم بخاطر این سوال فوق العاده سپاسگزارم و ازاینکه اینقدر رابطه زبیا وقشنگ دارین خداروشکر میکنم واینکه دوستتون دارم
درپناه خداوند مهربان همیشه شاد و سلامت و ثروتمندباشید
از راه دور ولی با قلبی❤ نزدیک میبوسمتون💏
سلام استاد واقعا این فایل رو صد هزار بار گوشش بدم بازم کم گوشش دادم مرسی که فایل های ارزشمند رو برای ما رایگان کردی
سلام استاد گلم
سلام خانم شایسته
سلام دوستان هم فرکانسی
من بیش از سه سال است که با استاد آشنا شده ام و فایلهای زیادی از ایشان چه در قالب محصولات و چه در قالب فایلهای دانلودی از ایشان دیده ام و شنیده ام و میشه گفت دوسالی است که روزی را یاد ندارم که فایلی از استاد در گوش من نباشد . اما این دوفایل ۱۰۰ و ابتدای ۱۰۱ آنچنان غوغایی در دل و ذهن و قلب من ایچاد کرد که نمی توانم وصف کنم
دلیلش را خودم نمی دانم
ولی هرچه هست خیلی خیلی خیلی زیاد حالم خوب است . خیلی خیلی خیلی زیاد مطالب و آگاهی ها را دریافت می کنم . اصلا به طرز بسیار بسیار معجزه واری حالم خوب است
خدایا شکرت . دلیلش مهم نیست ولی هرچه هست این حال خوب، این احساس خوب برای من طبق قانون بدون نتغییرخداوند کریم اتفاقات خوبی را رقم خواهد زد. این سنت الهی است که در آن هیچ تغییری حاصل نخواهد شد.
شاید این مطالب خیلی به مباحث این فایل ربطی نداشته باشد اما من به این نتیجه رسیده ام همه چیز که استاد را به موفقیت در همه زمینه ها رسانده است را ما می توانیم در یک کلمه خلاصه کنیم ” توحید ”
توحید یعنی ایمان به وحدانیت خدا
توحید یعنی اینکه هیچ کس و هیچ کس در زندگی من تاثیری ندارم
در قدم ۹ جلسه سوم این جمله زیبا را شما بیان می کنید: الله اکبر الله اکبر
” همه افراد در زندگی من به یک میزان تاثیر دارند ، به چه اندازه تاثیر دارند؟ صفر”
این یعنی نهایت توحید
این یعنی اینکه هیچ کس از رییس جمهور و پلیس و قاضی و هرکسی دیگر در زندگی من هیچ تاثیری ندارد. کسی را با این باور چقدر ما می توانیم توحیدی بنامیم. کسی که روی هیچ نیروی دیگر هر چه قدر قدرتمند حساب نمی کند .
کسی که روی هیچ نیروی بیرونی دیگر حسابی نمی کند چون به منبع تمام نیروها وصل است از چه چیزی می خواهد بترسد
کسی که به منبع تمام آگاهی ها ایمان دارد برای چه کاری می خواهد خودش را سرزنش کند چون می داند اگر هم اشتباهی صورت گرفته است براساس آگاهی آن رب بی نهایت بوده است و چیزی را می داند که من نمی دانم بنابراین خودم را سرزنش نمی کند.
کسی که منبع بی نهایت وصل است اگر یک اشتباهی را فرضا انجام داد می گوید او از جای دیگری درستش را به من می دهد.
کسی که رب خودش را می شناسد و با او دوست و شریک و همکار است چه نیاز به نیرو و دفتر و دستک دارد برای کارش . اون شریکش همه چیزی را برای به بهترین شکل ممکن به بی نهایت شکل ممکن انجام می دهد. چه شریکی بالاتر از رب العالمین.
استاد در کشف قوانین زندگی می آید آموزش می دهد که چطور گاز و ترمز را بشناسیم و با برداشتن تزمزهای ذهنی خودمان به درک و ایمان به این رب العالمین برسیم و همه کار ها را بسپاریم به کسی که می گوید انا اقول کن فیکون.
چرا برای ما که بنده او، کسی هستیم که از روح خودش در درون ما دمیده است نمی توانیم بگوییم انا اقول کن فیکون. به خاطر هیمن بی نهایت ترمز ذهنی که داریم که نمی توانیم روی آن رب خودمان حساب کنیم .
پس اصل و مغز کلام دوره کشف قوانین زندگی رسیدن به توحید است .
در دوره عزت نفس می گوید که روی هیچ کس دیگر در زندگی تان حساب نکنید فقط روی ربت خودتان حساب کنید . می گوید برای خودتان زندگی کنید و اصلا راضی کردن دیگران و نظر دیگران برای تان مهم نباشد . آیا این غیر توحید است .
در دروه روانشناسی ثروت به زیبایی می آید در مورد اینکه این خدای ما می خواهد که ما ثروتمند شویم و هرچه ثروتمند تر شویم نزد خدا محبوب تر می شویم چون این خدا خودش بخشنده بی نهایت است و کسی می تواند ببخشد که دارد . بنابراین باز هم می آید و باروهای ما را در مورد ثروت و رسیدن به خدا و توحید تغییر می دهد. گ
من در جای جای فایلهای استاد رد پای توحید را می بینم
این درک من از توحید و اصل بودن توحید است که من را آرام تر کرده است و این احساس خوب را در وجود من بوجود آورده است.
اگر من می خواهم به سعادت دنیا و آخرت برسم باید روی باورهای توحیدی خودم کار کنم در حدی که در تمام لحظات زندگی ام و برای انجام تمام کارهای خودم از خدا کمک بخواهم و روی کمک این نیرو حساب ویژه ایی باز کنم و هیچ نیروی دیگر را در انجام کارهای خودم دخیل ندانم .
با تمام سلولهای بدنم وجود این نیرو را شهادت بدهم و یادآوری کنم که این نیرو هست . با همه وجود با همه توان و در تمام لحظات .
توحید، توحید، توحید، توحید، توحید،
این است اصل .
من زندگی استاد را که در این فایلهای زندگی در بهشت دارم به وضوح بیشتری می بینم مثل یک شهری می بینیم که بی نهایت راه ورودی دارد و در نهایت به یک میدان ختم می شود که اسم آن میدان توحید است، یکتاپرستی است.
از هر جنبه ای ، در هر مثالی و در هر موضوعی فقط و فقط به توحید ختم می شود .
پس من و هر کسی دیگر اگر می خواهیم به همه چیز برسیم باید و باید و باید فقط روی توحید کار کنیم
تنها راه همین است . هیچ راهی دیگر وجود ندارد .
راه همین است
خدایا من را در این راه ثابت قدم بفرما
در پناه الله یکتا شاد باشید و سربلند
ادامه دارد…
💜💙💜💙💜💙💜💙💜💜💙💜💙💜💙
سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی و عزیز دلشون خانم شایسته و همه اعضای گرامی…
استاد من الان توی تنهایی خودمم و هیچکسی کنارم نیس و همینطور که فکر میکردم به یک چیزی پی بردم که خیلی جالبه و به خودم گفتم که محمدرضا همین الان باید کامنتش کنی…
اونم اینه که شما سال ۲۰۱۹ رفتید سفر به دور امریکا و تمام ماجراجوییها و گردش هایی که ارزوی هرکسی هستش رو انجام دادید
اما سال ۲۰۲۰ شما کلا برنامهتون این بود که توی پرادایس بمونید و مسافرت خاصی نرید
نکته جالب اینجاست که در سال ۲۰۲۰ خیلیااا میخواستن برن سفر و گردش که البته بخاطر این ویروس تمام برنامه هاشون بهم ریخت ، درحالیکه شما کلا برنامهتون این بود که توی پرادایس بمونید و حتی به ملک های دیگتون سر نزنید (حتی قبل از این شرایط ، شما برنامهتون سکونت در پرادایس و یجورایی قرنطینه بود)
و بدلیل اینکه شما خیلی هماهنگ هستید و خیلی فرکانس های مثبتی ارسال میکنید این شرایط ، زمانی بوجود اومد که برای شما مزاحمتی نداشت و احساس بدی به شما القا نکرد چون شما احساس بدی به جهان نداده بودید.
این یک مهر تاییدی هستش به قانون فرکانس و اینکه قانون به فرکانس های هر شخص پاسخ میدهد و حتی اگر همه مردم از شرایط کنونی راضی نیستند باز هم ارزشی ندارد و هرکسی میتواند با فرکانس های مثبت اینده ای مثبت برای خودش بسازد.
براتون بهترین هارو ارزو میکنم🌹🌹
به نام خدای سریع الجوابم ، خدایی که درون منِ و هر ثانیه در حال هدایتِ منه اگر من هوشیار باشم و منطق و ذهنم رو خاموش کنم و تا من بر ذهنم حکمرانی کنم نه ذهنم بر من …..
سلام بر خانواه عباسمنش و استاد عزیزم
من از قصد برای مطالعه کامنت ها نمی رم و میذارم خداوند هدایتم کنه اگر قراره مطلبی رو دریافت کنم یا انتقال بدم به همین خاطر اغلب کامنت هایی که برام درس داشته باشه رو به صورت عجیب هدایت می شم.
و امروز هم عجیب به ۳ تا کامنت در همین مورد (دعوای استاد با موتوری و ….) هدایت شدم.
اولین چیزی که بعد از خوندن این کامنت ها به ذهنم رسید آیه ۱۴۴ سوره آل عمران بود :
” وَ مَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئاً وَ سَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاکِرِینَ ”
” محمد (ص) فقط فرستاده خداست؛ و پیش از او، فرستادگان دیگری نیز بودند؛ آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود، شما به عقب برمیگردید؟ (و اسلام را رها کرده به دوران جاهلیّت و کفر بازگشت خواهید نمود؟) و هر کس به عقب باز گردد، هرگز به خدا ضرری نمیزند؛ و خداوند بزودی شاکران (و استقامتکنندگان) را پاداش خواهد داد. ”
اینکه دوستان کسی رو بت می کنند و از دیدگاه و زاویه ی پایین تری به قضیه نگاه می کنند واقعا خطرناکه (اتفاقی که برای خودم افتاد و با هدایت پروردگارم به این آگاهی رسیدم که هرچیز درسی برای من داره و من و پروردگارم تنها و تنها در این دنیا هستیم و من فقط دنیای اطراف خودم رو دارم و هیچ چیز غیر از این در دنیای من موجود نیست) و به نظرم این نوع دیدگاه که انسان هارو منبع آگاهی خودمون می دونیم همین مارو از اصل دور می کنه و غرق میشیم .
چه بسا که بارها و بارها استاد عباسمنش هم در اکثر فایل هاش تاکید داره که من چیزی از خودم ندارم و من رو بت نکنید و من خودم پر از اشتباهم و ….
اما حرف اصلی من در ارتباط با منبع آگاهیه …. به شخصه منبع آگاهی رو رب خودم می دونم نه استاد عباسمنش …. پس هروقت فایلی این چنین می بینم یا چیزی می خونم یا چیزی می شنوم این باور در ذهنم نقش بسته که این هدایتِ و این اتفاق تصادفی نیست (هیچ چیز در این جهان تصادفی نیست) و من باید درسش رو پیدا کنم و درسش رو بگیرم و فکر خدا رو بخونم …
ما نیومدیم که هر چیزی رو بپذیریم و چشم بسته قبول کنیم و تمام ….
قرار نبوده که ما سوالاتی رو از افراد بپرسیم و بخوایم باورهای دیگران و رفتار دیگران رو کپی کنیم …
به شخصه از این مسیر و این قوانین ثابت الهی نتایج عجیبی در زندگیم گرفتم و مهم ترین نتیجه رشد و پیشرفت شخصیتیم و اگاهیم و آرامش و هدفمندی و تیک خوردن اهدافم و این حس “بودن” و “انا اقول لهو کن فیکون” بوده که این رو نه از استاد عباسمنش بلکه از خداوندی می بینم که زمانی که خواستم من رو هدایت کرد با آدم های مختلف تا رسیدم به این سایت و قرار نیست این سایت و آگاهی های این سایت “مقصد نهایی” من باشه ….
تا زمانی اینجا هستم که در فرکانس این خانواده باشم …. بالاتر برم آگاهی های بالاتر به من داده میشه از جانب پروردگارم و اگر پایین تر برم آگاهی های همون مدار رو دسترسی دارم ….
پس اینجا و هر جایی در این دنیای مادی و کلا دنیای مادی ایستگاه موقتیه برای رشد و پیشرفت و آگاهی من، هیچ چیز رو ثابت و ایستا نگیریم …
از زمانی که منبع آگاهی رو رب وجودم می دونم و باور دارم که گفته “انا علینا للهدی” یادم نمیاد سوالی برام مونده باشه ….
چون قرار نیست هرچیزی رو با چشم های بسته بپذیرم ….
اگر چیزی می شنوم طرف مقابل رو قضاوت نمی کنم چون این از طرف خدای منِ که این موضوع رو بشنوم و درسی بگیرم و اون فرد در دنیای من نیست ….
درسی که برای هر فرد بر اساس سوالا هاش و باورهاش متفاوته ….
درسش رو می گیرم و اگر نتونم درسش رو بگیرم و سوالی برام به جا بذاره از خداوند می پرسم و رهاش می کنم و به طرز معجزه آسایی در یک کتابی یا یک ایده ای یا از بین صحبت های افرادی و هزاران راه که رب وجودم می دونه به جوابم می رسم ….
نه به جوابی که افراد با دیدگاه های خودشون قراره به من بدن … که من رو به ناکجا اباد ها می بره …. بلکه به جوابی که درونِ منه و برای ذهن و فکر و باورهای منه و فقط اومده که من رو هدایت کنه و من رو به خواسته ام و رشد فردیم برسونه …
دلیلشم اینه که من آگاهیام رو از رب وجودم می خوام نه از استاد عباسمنش یا هر کس دیگه ….
می دونم و باور دارم که هدایتگرِ من خداست و انسان هایی که در این مسیر قرار می گیرند هم به خواست خدا هستند و دستان خداوند برای من هستند …
پس دیگه نه چیزی رو تعقل نکرده می پذیرم و نه سوالی برام باقی می مونه ….
وقتی که افسار رو به دست ذهن می دیم تا بر ما حکمرانی کنه این میشه که همه چیز رو از بُعد منطق میبینیم و سعی در قضاوت داریم و چون خیلی چیزها در ذهن با هم جور در نمیان و به هم نمیخورن (چون ذهن کارش اینه وقتی افسار زندگی مارو به دست میگیره و ما میشیم ابزار استفاده اون نه اون ابزار استفاده ما) دائم در شک و دو دلی به سر میبریم و این شک نابودگر ماست ، نابودگر شادی و لذت ماست و مارو در قهقرای دنیای مادی می بره و غرق این دنیای مادی میشیم ….
فراموش می کنیم آگاهی رو …
فراموش می کنیم قوانین رو …
فراموش می کنیم که اصلا بهر چه آمده ایم …
فراموش می کنیم قول و قرارمون با خدا و خالق خودمون ….
فراموش می کنیم که اصل و اساس اونه …
اصلا ما نیومدیم این دنیا که چیزی رو کسب کنیم و به دست بیاریم …
ما همه چیز رو می دونستیم و می دونیم …
دوست من ، منبع آگاهی در درونِ تو قرار داره …. دنبال هیچ چیزی بیرون از خودت نباش که بدجوری به کج فهمی و بیراهه می رسی ….
رب ، اون فرمانروای کل کیهان … اونی که من ،تو ،عباسمنش و کل کیهان و کل جهان رو داره به راحتی در هر لحظه هدایت می کنه در درون ماست و اونه که “فانی قریب” …..
وقتت رو تلف نکن عزیز ، اصلا قرار نبوده که ما بر طبق باور و دیدگاه دیگران زندگی کنیم … دیگران کی هستن ؟؟؟
هر سوالی رو نپرس عزیز ، تعصب داشته باش روی سوال هایی که فطرتت باهاش درگیره ….
چرا فکر می کنیم همه جواب همه سوالات فطرت ما رو باید بلد باشن ؟؟؟؟
چرا فکر می کنیم همه جواب ها رو میشه توی فیلم یا ویدئو یا متن گفت و شنید ؟؟؟
خیلی وقت ها میشه ما سوالی رو از طرفمون می پرسیم که جوابی با افکار و باورهاش می ده که برای ما نیست و ما رو به جای اینکه به اصل نزدیک کنه دورترمون می کنه و به ناکجاآباد می برمون …
سوالات رو باید جهان در طول مسیر به ما پاسخ بده …. باید رب درونمون جواب بده …
چرا فکر می کنی جواب سوالاتت رو یک شخصی بیرون از تو قراره به تو بده ؟؟؟
همه چیز درون توئه …
اجازه نده هرکسی به سوالی که فطرتت باهاش درگیر هست جواب بده … هر سوالی رو نپرس …
یک سری سوالات دودوتا ۴ تا نیست که ما میام هرجایی از هر کسی می پرسیم …
یک سری سوالات رو باید جوابش رو رب وجودت بهت بده نه ذهن و باور بقیه …
روی یک سری سوال هایی که فطرتت درگیره تعصب داشته باش … صبور باش و صبوری کن .. در طول مسیر خودش خیلی ناز الله جوابت رو می ده …
یک سری سوالات رو فقط باید درونت بهت جواب بده چون مختص وجود و بازی توئه … هیچکس جواب اون رو واسه بازی تو نداره …
وقتی که سوالت رو از خالقت می پرسی به وقتش بهت جوری جواب می ده که فقط تو می فهمی و حیرت می کنی از این دقت و زمان بندیش … وقتی می شنوی یا می خونی یا میبینیش یا هرچی فطرتت میگه بگیرش این همون جوابه سوالیه که داشتی …
یک وقتی هست شما یک سوالی داری ، یک چیزی رو هم در ذهنت مشخص کردی از قبل ، طرف هم یک جوابی با ذهنش میده و… بعد یک چیزی در میاد توی ذهنت که هی خودت رو میخوری و از مسیر دور و دور و دورتر می شی .
باورش کنیم که همه جواب ها رو داره …
اونِ که منبع آگاهیه ، و هر اتفاقی که برامون میفته برای رشد و آگاهی بیشتر ماست … ساده نگیریم ، سطحی فکر نکنیم …
در پناه الله یکتا کسی که کل جهان رو به سادگی هدایت می کنه …
سلام به استاد عزیزم و همه دوستان خوبم
خیلی خیلی خوشحالم و سپاسگزارم که در جمع شما هستم
دو روزی بود که در مورد یک مسئله احساس ترس و نگرانی داشتم و میترسیدم که در آینده یک اتفاق بد برام بیفته و برام مشکل ایجاد بشه و بی قرار بودم که امروز به سمت این فایل هدایت شدم و با گوش دادن به صحبت های استاد خیلی خیلی آروم شدم و با اطمینان و امید بیشتری میتونم حرکت کنم برای رسیدن به خواسته ام.
خدایا شکرت خدایا شکرت
سپاسگزارم