سریال زندگی در بهشت | قسمت 13
نوشتهی زیبا و تأثیرگزاردوست عزیزمان «به آفرین»، به عنوان متن انتخابیِ این قسمت از سریال زندگی در بهشت، تقدیم همه دوستانی میشود که برای ساختن شخصیتی تصدیق کننده و تأیید کنندهی زیباییها و نعمتها، مصمم شدهاند تا نمود واضحی بشوند از «صدّق بالحسنی» و شاهد زندهای باشند از مفهوم فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیسْرى یعنی آنهایی که به خاطر چنین شخصیتی آسان شدهاند برای احاطه شدن با نیکیها و نعمتها.
نه فقط نوشتن دربارهی زیباییها و نعمتها، بلکه خواندن و تأمل در آنها نیز ما را به درک بهتری از خداوند و چگونگی هماهنگ شدن با او و قوانینش و در یک کلام، هدایت شدن و قرار گرفتن در مدار فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیسْرى میرساند.
به نام رب تنها مالک و فرمانروای دنیا..
به نام خدایی که من رو خالق زندگی خودم قرار داده است..
سلام و درود بر یاد آوران نعمات زندگیمان و سلام به دوستان دوست داشتنی خودممم…
ای جااان دلم… ای جانم استاد جونم، داداشی دوست داشتنیم…اخه استاد جون بخدا نمیشه اینقدر باهاتون احساس راحتی نکرد.. حالا میفهم که چرا بارها بار گفتین که خانواده صمیمی عباس منش..
اخه واقعا یه خانواده ایم… هر کدومون از یه جای دنیایمم ولی کنار هم توی قاب این سایت با هم عین اعضای خانواده عاشق همیم و داریم هر روزمونو با هم تجربیات و آگاهی های دوست داشتنیمون میگذرونیم..
استاد من عاشقتون به معنای تمام.. عاشق شما و عزیز دلمون.. عاشق این همه راحتی و بی ریا بودن و خودتون بودن.. اخههه ببین کجای دنیا این همه راحتی رو از یه استاد میتونی ببینی؟ آره آره استاد، دلقک بازی رو زیاد دیدیم از آدمایی که فقط میخوان خود نمایی کنند ولی این همه خلوص نیت و پاکی و معصومیت رو نه ندیده بودم..
ای جانمممم بهتون که یکی دوبار نگاش کردم و هر بار از ته دل خندیدم و عشق کردن با این همه حس خوبتوننن.. اخه استاد احساسات ما خدایین، به خوبی میشه از طریق حسمون بفهمیم که اون طرف قضیه چیه، آیا به خاطر جلب توجهه یا به خاطر خاکی بودن و خلوص نیت اون شخص.. عزیز دلم اینقدر حسم خوب شد باهاتون که نمیدونم چطور برم سراغ بقیه داستان.. حالا میفهممم چرا شما هدایت شدین به سمت آمریکا…هر روزم که بیشتر اینجا میگذره نشانه های بیشتری از هم فرکانس بودن شما با مردم آمریکا میبینم.. اینکه اینقدر شما راحتتین و خودتونین دقیقا هم مدار شدین با مردمی که راحتن و خودشونن و ادا در نمیارن.. تحسینتون میکنم از ته ته ته دلمم..
استاد من این Hamake رو که اسمشو نمیدونستم و الان از شما یاد گرفتم وقتی تو قسمت ۷۶ سفرنامه دیدم که یه پسر جوان چقدر خب و راحت داخلش دراز کشیده خیلی منو به فکر فرو برد اینکه چقدر خوبه که اونجا هیچ محدودیتی وجود نداره و هر کی هر جا دلش خواست هر طور راحته رفتار میکنه به این فکر کردم و بارهای بار نگاهش کردم و لذت بردم و تحسینشون کردم و اتفاقا برام جالب بود ببینم چطور نصب میشه اونقدر نگاش کردم که بلاخره شما هم یه فایل در موردش گذاشتین. اینه قدرت توجه..
استاد تا یادم نرفته یه چیزی رو بگم که شاید واسه دوستامم مفید باشه، من هرچی رو که شما اسم میارین و یا کلا تو فایلا برام جدیدِ فورا سرچ میکنم و پیداش میکنم، اطلاعاتشو پیدا میکنم و ازش اسکرین شات میگیرم و بارهای بار نگاش میکنم و هم اینکه توجهم رو میبرم سمت اون چیزایی که دوست دارم هم اینکه کلی هم اطلاعات عمومیم بالا میره.. حتی تو فایل قبلی که کلی خرید کرده بودین همه شون رو سرچ کردم و دونه دونه ازشون و از اطلاعات محصولات اسکرین شات گرفتم و خیلی خیلی ازتون ممنونم که باعث ایجاد شدن کلی خواسته تو وجودم شدین…
استاد هر چی بیشتر میگذره من بیشتر به این پی میبرم که شما چه عشق فوق العاده ایی جذب کردین و البته که باهاش هم مدار بودین و خودتون فوق عالی هستین که همچین عشق فوق عالی رو جذب کردین.. اخه مریم جون تو چقدر فوق العاده ای دختر… ای جونمم بهت که ازت کلی چیز یاد گرفتم.. عزیزدلم اخه من از تو فیلم از ترس مار وحشت کرده بودم تو چقدر شجاعی اخه که اونقدر نزدیکشی و حتی اینکه بعدا کالبد شکافیشم کردی… ای جونم که روز به روز این حرف استاد که میگه روابطم بی نظیره بیشتر و بیشتر بهمون ثابت میشه.. اخه یه همچیننن آدم بی نظیری تو زندگی هر کس باشه اون زندگی بینظیر میشه.. شماها بینظیرین..
و نکته ی کلیدی و مهم فایل:
برای لذت بردن لازم نیست کلی هزینه کرد گاها میشه با ساده ترین وسایل از زندگی لذت برد..
از همین الانمون لذت ببریم تا به سمت بهترینها هدایت بشیم.
بهترنها رو براتون آرزو میکنم…
دوستتون دارم از ته ته ته دلم
برای دیدن سایر قسمتهای «سریال زندگی در بهشت»، کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD209MB14 دقیقه
- فایل تصویری سریال زندگی در بهشت | قسمت 1357MB14 دقیقه






سلام به استاد و بانو و همه دوستان هم فرکانسی
چه زیباست آخه این بهشت
خدایا شکرت برای هوای عالیش
خدایا شکرت برای سرسبزی و صدای پرندگان
خدایا شکرت برای رابطه خوب و عالی استاد و بانو
خدایا شکرت برای حس خوب این فایل زیبا
چقدر خوب است خوابیدن در حیاط و لذت بردن از سرسبزی و صداهای پرنده ها
خدایا شکرت برای این همه زیبایی و نعمت از تو سپاسگزارم دوستت دارم
به نام خداوند وهاب و هدایتگر
چقدر از دیدن این فایل کیف کردم و کلی خندیدم.خدایا شکرت.اول که کلی از دیدن پارادایس لذت بردم و بعد هم دیدن ننو ک هخیلی حال میده توش بخوابی.این فایل رو که میبینم یاد یکی از کارهای بچگی خودم میوفتم.توی نوجوانی میرفتم ورزش رزمی با داداشم و جو گیر هم میشدیم خیلی فیلمهای رزمی میدیدیم و بعدش من میشدم حریف تمرینی داداشم. یکی از چیزهایی که همیشه دوست داشتیم تجربه کنیم این بود که روی یه طناب بخوابیم. یادمه توی حیاطمون که کلی درخت بود اومدیم یه طناب وصل کردیم و تمرین کردیم روی طناب خوابیدن.چند روز اول که همش زمین میخوردیم.ولی چون دیده بودیم که میشه خوابید و اینکارو کرد،ادامه میدادیم.تا اینکه بعد از چند روز قلق کار اومد دستمون و میتونستیم چند ثانیه بخوابیم.و به مرور زمان رو بردیم بالا و بعد از دو سه هفته دیگه انگار شده بود برامون مثل رفتن روی تخت خوابیدن.یعنی توی یه چشم به هم زدن میخوابیدیم و چورت میزدیم در این حد.یعنی کار از تعادل برقرار کردن گذشته بود دیگه.
من عاشق مار هستم.قبلا هم توی خونه مار داشتم و نگهداری کردم و خیلی هم کیف میداد.اما چون سمی نبود برام هیجان نداشت.ولی بیشترین چیزی که ویدئوهاش رو میبیننم همین مارها و مارگیری هست.خیلی حال میکنم.
خدایا شکرت
مرسی که این ویدئوها رو باهامون به اشتراک میذارید و ما میتونیم ورودی های خالص داشته باشیم و کانون تمرکزمون رو بیاریم روی زیبایی ها و خواسته ها
عاشق این بهشت زیبا و تجربه های قشنگش شدم
برای خوشبختی و لذت بردن نیاز ب هیچکار سخت و پیچیده ای نیست
ابزار لازم یه همک و دوتا درخت و دستات
ب همین سادگی
واقعا زندگی هرروز داره ساده تر و لذتبخش تر میشه
چقدر از دیدنتون شاد شدم و خندیدم و چقدرررر دلم این تجربه رو خواست ک زیر سایه ی درخت توی همک دراز بکشم نسیم خنکی بخوره ب صورتم نعمت های خداوند و اتفاقات خوبم و یادم بیارم و همینجور ک تاب میخورم خداوند رو شکر کنم
همینجور ک به این موضوع فکر میکردم
مدام این جمله رو از شما میشنیدم ک قانون اشتباه نمیکنه هرگز
بلهههه اگه دارم ب چیزی توجه میکنم و لذت میبرم و تجسمش میکنم احساسش میکنم قانون میگه قطعااااا اون تجربه و از اون جنس احساس وارد زندگی منم میشه
قانون میگه اتفاقات خوبی در راهه وقتی داری ب زیبایی ها و لذت ها توجه میکنی
رابطه ی پر از عشقتون رو تحسین میکنم
خنده ها و شادی ها و خاطرات قشنگتون رو تحسین میکنم
آرامش و حال خوبی ک تو این بهشت جاریه رو تحسین میکنم
ب سادگی لذت بردن و زندگی کردنتون رو تحسین میکنم
چقدر خوبه ک شمارو داریم
دوستتون دارمممممم عشق های من
به نام خداوندبخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم.
یادش بخیر 3 سال ونیم پیش اولین بار که این فایل رو دیدم خیلی هیجان زده شدم، خیلی ذوق کردم حسم عالی شد به خاطر همک(نه نو) ، والبته خیلی هم ترسیدم به خاطر مار که اینقدر بزرگ بود…
من در هر دو بخش هم ذوق و هیجان به خاطر استفاده از همک وتاب بازی و خوابیدن توش که یاد بچگیم افتاده بودم که مادرم با چادرش برامون درست میکرد روی ایون خونه، از این ستون به اون ستون، یا توی حیاط مابین دوتا درخت وکلی ما حال میکردیم زیر سایه ی درخت ونسیم خنک ،با تمام وجودم خواستم که تجربش کنم ..
هم اون بخش ترس از مارو، یاد آوری بازم دوران بچگیم که چندین بار همینجوری مار اومده بود سراعم، منتهی انقدر بزرگ نبودند و کاری هم بهم نداشتند، این رو هم باتمام وجودم حس کردم…
وجالبه، از اونجا که جهان بسیار هوشمند ودقیق هست وبه احساسات و توجهات وفرکانسهای عمیق ما واکنش نشون میده، حدودا یکسال بعدش، من یه خونه ی ویلایی تو رشت رهن کرده بودم که اونم بادیدن همین پرادایس و فضاش و حس خوبی که بهش داشتم جذب کرده بودم..
با اینکه تقریبا وسط شهر بود، ولی چون ته یه کوچه بود که محله قدیمی داشت، اطراف خونه ی من، زمینهای پر سبزه و دار ودرختی بود که مال شهرداری بود …
حیاط خیلی بزرگی داشت اون خونه، سرسبز کنار دیوارها پر درخت، توی حیاط پر درخت میوه وگل و….خلاصه وسط طبیعت بودم انگار…
یادمه اولین کاری که کرده بودم رفته بودم یه همک بزرگ خریده بودم که جنسش از کنافهای رنگی بافته شده بود…
یادش بخیر چقدر ازاون حیاط واون درختها و سایه هاشون وصدای پرنده وعطر گلها اونجا لذت بردم توی یکسالی که اونجا بودم و مهمون هم که میومد کلی توی همک دراز می کشید ولذت می برد..
من هروقت اونجا دراز می کشیدم میگفتم استاد مرسی که باعث شدی من دوباره این تجربه ها رو جذب کنم ولذت ببرم…
مورد دیگه هم که تو اون خونه ویلایی برام اتفاق افتاد، مربوط به همین فایل بود دقیقا، که یه روز صبح مهدی خواست بره مدرسه، گفت: مامان بیا اینجارو ببین یه مار اومده توی حیاط….
منم که انقدر از مار می ترسیدم، که از هیچی توزندگیم اندازه مار ترس نداشتم، هنوزم می ترسم، خلاصه که یاد این فایل افتادم، گفتم من باید با ترسم کنار بیام، خلاصه با جارو زدم توسرش، وکشتمش، بعد مشما رو کردم تو دستم و برعکسش کردم مارو انداختم تو مشما و بردم پرت کردم تو همون زمین خالی پشت دیوار خونمون…
مهدی چشماش چارتا شده بود از کاریکه کردم واز شجاعتم….
بعدها که به خانوادم ودوستام گفتم، گفتند وااای چیکار کردی، اون مار خونه بود!!!
گفتم یعنی چی؟ گفتند اون نگهبان خونست، چون رنگش سرخ بوده و فلان…
الان خانوادش یا جفتش میاد ازت انقام میگیره…
خلاصه که من همش یاد حرف شما می افتادم که گفتید کسی سراغشو اصلا نگرفت بعد کلی می خندیدم…
این طفلک مادر مرده هم، کسی سراغشو نگرفت، حداقل تا زمانیکه ما اونجا بودیم دیگه ماری ندیدیم…
من بارها وبارها وبارها، با دیدن سریال زندگی در بهشت وسفر به دور امریکا و تمرکز بر نکات مثبت، هر جا از ته قلبم ذوق کردم تحسین کردم شکرگزاری کردم، دقیقا همون شرایط برام رقم خورد تو زندگیم…
یادمه هربار که شما چیزی سفارش میدادید خصوصا وسایل برقی وآشپزخونه و ظرف وظروف و قهوه سازو…
من تحسینتون میکردم، میگفتم مبارکتون باشه به خوشی استفادا کنید، در صورتیکه انموقعه در شرف جدایی بودم شاید به زور هزینه ی یکماه خورد وخوراک خودم و مهدی رو داشتم، و کلی وسایل خودم رو قبل ازدواج داده بودم رفته بود به هوای اینکه همسرم داره دیگه دوتا از هر وسیله ای میخوایم چیکار؟
که زد وبحث جدایی شد ایشون کامیون اورد کل وسایلشو جمع کرد برد!!!
ولی من اصلا ناراحت نبودم میگفتم خدا بهترشو بهم میده دوباره…
فرکانسها کار خودشون رو کردند ویکسال بعدش شرایط ورودیهای مالی من جوری پیش رفت که کلی وسایل برقی و وسایل آشپزخونه و سه تا قهوه ساز و….خریدم، وهربار جعبه ی هر کدومشون رو باز میکردم یاد وقتایی میفتادم که خرید کردنهای شمارو تحسین میکردم با ذوق وشوق…
یادم میاد وقتی اومدیم توخونه ی خودمون، یه کابینت خیلی بزرگ سفارش دادم و کل اون آبمیوه گیرها، غذا سازها و قهوه سازها و…..
ردیفی چیدم کنار هم و وایسادم با اشک نگاهشون کردم و گفتم چقدر حرکاتم،چیدمان آشپزخونم وحتی شکل ورنگ وسایلم شبیه آسپزخونه خونه ی استاد ومریم جان شده!!!
خدایا شکرت که هی مهر تایید میزنی سر اینکه ما هر حس عمیق و قلبی که به جهان هستی بفرستیم همونو دریافت می کنیم و تجربش می کنیم…
دیگه فرقی برای جهان هستی نداره ما داریم آگاهانه یا نا اگاهانه اینکارو می کنیم.
یا براش فرقی نمیکنه فرکانسی که میفرستم خیر وخوب ومثبت هست، یا شر و بد و منفی!!!
یکی از بزرگترین نعمت ها وبزرگترین لطف ورحمت خداوند برای تک تک ما بندگانش، اینه که جهان رو طوری برنامه ریزی کرده،که بندگانش بتونند در لحظه تغییر فرکانس بدند و با ادامه اون فرکانس، شرایط رو به نفع خودشون تغییر بدند..
وخوشا به سعادت کسانی که همیشه آگاهانه تمرکز می کنند روی زیبایی ها ومثبت ها، تا همون زیبایی ها ومثبت ها بهشون برگرده…
واینجا جایی هست که تا ابد همه ی فایلهایش زنده و جذاب و پراز زیبایی وحس خوبه، پراز مثبت ها پراز خیر وخوشی…
مرسی استادجان ومریم جانم بابت تهیه این فایلها برای ما…
ان شالله هممون توی این مسیر صراط مستقیم ثابت قدم باشیم همیشه، آمین
به نام خدای مهربونی ها
خدایی ک همواره ب سمت بهترین ها هدایتم میکنه
سلاااام ب مینای عزیزم
چقدر عکس پروفایل دونفره ات جذابه با اون لبخندهای شیرینی ک دارید
عاشقتم
چه کامنت زیبایی نوشتی !
با کامنتت قلبم ب سمت خدا بازتر شد و اشکهام جاری
شایسته بود ک ازت با تمام وجودم سپاسگزاری کنم ک انقدر خوب قدم برداشتی در مسیر خداوند و عالی نوشتی برامون ..
چقدر تحسینت میکنم برای خونه ی زیبایی ک تو شمال جذب کردی
چقدر تحسینت میکنم ک تجربه ی همک رو بازهم جذب کردی
چقدررررر شجاعتت رو تحسین میکنم ک بر ترست از مار غلبه کردی
راستش ترس منم هست حتی قبلا نمیتونستم اسمشو بیارم یا از پشت گوشی و تلویزیون ب تصویرش نگاه کنم همین ک تو این فایل تصویرش رو دیدم و رد نکردم ب خودم احسنت گفتم ههههه…
مینا جانم تمام وسایل قشنگ خووونت مبارکت باشه خوشحالم ک تونستی انقدر رشد کنی دوست خوبم و با تمام وجودم تحسینت میکنم و برات فراواااااااانی شادی خوشبختی ثروت و نعمت و عشق در دنیا و آخرت آرزو میکنم
همیشه همینجوری لبات خندون دلت باز و قلبت پر نور و روشن باشه
دوستت دارم
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به شما مهسا جان قشنگم.
بسیار سپاسگزار خداوند وشما هستم در این لحظه.
از خداوند سپاسگزارم که بعد حدودا نزدیک به یکماه من اون نقطه ی آبی خوشرنگ رو گوشه ی صفحه ی اتاق شخصی ام، توی این سایت بی نظیر دیدم، بعد از 20 وچند روز که هر بار اومد یه صفحه کامنت توی جای جای این سایت نوشتم و ارسال کردم ولی به خاطر مشکل اینترنت ارسال موفقیت آمیز نبود و کامنت هام پاک میشدند و وحتی 10 روز بیشتر شد که اصلا سایت برام بالا نمی اومد…
وحالا با پاسخ پر از مهر عطوفتت به کامنتم من اومدم که دوباره کامنت بنویسم ان شالله که ارسال بشه وبه دستت برسه عزیزم.
ممنونم از لطفی که بهم داری و از خداوند سپاسگزارم که این فرصت رو بهمون داده تا خودمراقب و با ایمان ومتوکل زندگی کنیم.
الهی صد هزار مرتبه شکر بابت تمام نعمت های ریز ودرشتی که خداوند باعشق واز روی رحمتش در اختیار ما قرار داده…
مخصوصا نعمت بزرگی چون آشنایی با استاد عباسمنش ومریم جان واینهمه راه وروش آسان وساده برای بهتر زندگی وبندگی کردن…
دوبار کامنت رو نوشتم بسی طولانی ارسال نشد.الخیر فی ماوقع
مهسا جان هرلحظه وهمیشه در پناه امن خداوند شاد وموفق وسلامت وثروتمند وسعادتمتد باشی.آمین
وای استاد چقددددشماآدم باحالی هسدین
چقدخندیدم چقد حالم خوب شد
چقدخوبه که کودک درونتون اینهمه فعاله وبراکوچکترین چیزا اینهمه ذوق میکنیدخیلی حس وحالم خوب شد
مث یک کودک همه چیو تجربه میکنید لذت میبرید ودرلحظه زندگی میکنید
قضیه مار رو بقدری خنده دار وجالب تعریف کردین که هنوزم دارم میخندم
یادبچگیام افتادم توکارتونا میدیدم ازاینا درست میکنن ومیرن داخلش خیلی دلم میخواست منم ازایناداشته باشم وتا به این سن نتونستم تجربش کنم وکلا یادم رفتع بودم وچقدخوب شد این فایلو دیدم وبرام یادآوری شدوحس خوبش تداعی شدبااینکه تجربش نکردم ولی مزه شیرینش دوباره برام تکرارشدهمونی که توبچگی تورویاهام تجسمش میکردم ازاینا براخودم ساختم ورفتم توش ودارم لذت میبرم مزه شیرین خیالش اونهمه قشنگ ولذتبخش بود واقعیش چقدرشیرینه خدامیدونه
خدایا بیناترم کن ، شنواترم کن به هدایتات
سلام به اهالی دوستداشتنی سایت عباسمنش
خدایاشکرت برای یک حضور دیگه
درس امروز: لذت بردن از چیزهای ساده و کم هزینه
استاد عاشقتم که همیشه خود واقعیتون هستین و نیازی ندارین که ماسک بزنین و نمیگین: که من استادم خیلی ها منو میشناسن ، شوخی نکنم یا فلان حرفو نزنم
تحسین میکنم رابطه قشنگ شما و مریم جونو که شمارو هل میدن تا شما تاب بخورین
احسنت به شما برای استفاده از قانون فیزیک
وااای استاد چقدر خندیدم که وقتی خواستین سوار نَنو بشین با صدای بلند میگفتین: بسمه رب قاسم الجبارین
و جریان اون مار بزرگ و رگ لری شما
احسنت به نشونه گیری تون و شجاعتتون
مریم جون شجاعت شما هم قابل ستایشِ که بعد داشتین مارو کالبد شکافی میکردین
واااای که چقدر وقتی دوربین از شما فاصله گرفت و تصاویر بالای درختا رو نشون داد ، احساس کردم من توی اون نَنو دارم تاب میخورم ، چقدر زیبا بود اون درختا و دریاچه
خدایا شکرت به این همه زیبایی
خدایا شکرت به نور زرد رنگ خورشید به درختا
خدایا شکرت بخاطر سایه درختا
استاد یه جا تو قرآن خوندم که خدا اول سایه رو خلق کرد بعد نورو و این برام خیلی شگفت انگیز بود ، یعنی اینکه خدا برای خلق هرچیزی نیاز به علت نداره
خدایا شکرت بخاطر بلندی این درختای زیبا
خدایا شکرت برای موتور و ماشین استاد
خدایا شکرت برای کلبه روی آب
خدایا شکرت برای اینهمه زیبایی که اطراف استاد و مریم جون هست
خدایا شکرت که امشب هم بهم اجازه ثبت یک کامنت دیگه دادی
سیزدهمین کامنت خدایاااااشکرت
در پناه یزدان پاک
به نام نور آسمان ها و زمین
سلام به روی ماهتون
وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَمَسَاکِنَ طَیِّبَهً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ ۚ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَکْبَرُ ۚ ذَٰلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ
حقیقت این است و جز این نیست که شما در بهشت برین زندگی میکنید
بهشتی که در آن درختان سربه فلک کشیده اند
نهر ها از زیر خانه ها جاریست
مردانی از جنس خودتان و زنانی از جنس خودتان ( هم مدار و همر فرکانس) همسران شما هستند
و کلامتان سلام و تحیت است
و این دقیقن چیزیه که شما دارید زندگی میکنید
تحسین تون میکنم که خود خود خودتون هستید
در اوج عزت نفس لذت میبرید و در عمل به ما یاد میدین که سبک شخصی خودتون رو داشته باشید
از یه ننو ساده کلی لذت بردین و تاب بازی کردین
استاد جانم در ابتدای جلسه وقتی عکس این قسمت رو دیدم به یاد آرودم جلسه 3 ثروت 3 که داستان این مار رو تعریف کردین و به شدت روی نیروی هدایت تاکید کردین
مریم دوست داشتنی و شجاع من که عاشقانه عشقتون رو تاب میدین و لذت میبرید
تحسین تون میکنم که در اوج سلامتی , ثروت و آزادی زمانی و مکانی و مالی زندگی میکنید
عاشقتونم
با عشق , ادامه دارد….