این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/06/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2021-06-05 07:42:142025-04-14 21:21:27سریال زندگی در بهشت | قسمت 174
911نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
این فایل نشانه ی دیروز من بود. دارم سعی میکنم با دیدن نشانه هام هم آگاهی ها رو مرور کنم هم به یاد ذهن و عقلم بندازم نیازی نیست همیشه شما خودتون رو به زحمت بندازین تا متوجه بشم باید چیکار کنم یا چه چیزی الان لازم دارم.
با زدن روی نشانه ی من داستان هدایت رو بهتر میفهمم که ما هم سنگ با فرکانس هامون جهان بهمون پاسخ میده.
فقط راستش باید اعتراف کنم گاهی پاسخ ها و نشانه هاش رو خوب متوجه نمیشم. هنوز اول راهم و دارم تمرین میکنم ولی دارم حرکت میکنم تا درک خوبی بدست بیارم. تا آسان بشم برای آسانی ها…
«باورهای محدودکننده ی ما چگونه با ورودی های مناسب و قدرتمندکننده، آرام آرام تغییر می کند»
همین جمله برای من کلی نکته داشت تا یادم بیاد که من دنبال اینم تا باورهای محدودکننده ام رو تغییر بدم حالا راه حلش خیلی ساده است. همینطور که با دیدن سریال زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا آرام آرام باورهای قدرتمندکننده جای خودشون رو به باورهای محدودکننده دادند ک من وقتی استاد این سوال در قسمت 174 زندگی در بهشت پرسیدن متوجه شدم. چقدر قشنگ بعضی باورها و پیش فرض های ذهنی من تغییر کرد. چقدر راحت و آسون. طوری که انگار همینطوری فکر میکردم اما این یک روند بود و با یک سیر تکامل و دیدن و پیگیر بودن فایل ها تو ذهنم اتفاق افتاد. پس ادامه بده باورهای محدودکننده ایی که شناسایی کردی، ترمزها و کویرهایی که میدونی خیلی جلوتو گرفتن با همین روش آرام آرام تغییر بده نخواه که یک شبه و با متوجه شدن و دیدن یک فایل درست بشه. صبور باش و فقط حواست به ورودی هایی که وارد ذهنت میشه و افکاری که داخل مغزت میچرخه باشه…
چقدر از خدای مهربانم سپاسگزارم که منو در مسیر کسانی که به آنها نعمت داده قرار داده، کسانی که رهروان و جویندگان خدا و توحید هستند….خدایا سپاسگزار این جهان زیبا و نظامندت هستم.خدایا تنها از تو یاری میجویم و تنها تو را میپرستم…
چندین همزمانی که بعد از نشان دادن مسابقه در مورد فرهنگ و کشور آمریکا در ذهن دوستانی که در باره این موضوع کامنت نوشتند و کسانی که با شما تماس گرفتند رخ داد که باعث توضیح شما در مورد پیش فرضهای ذهنی و چگونگی شکل گیری آن شد. .در کتاب پیش فرضهای ذهنی که استاد در حال نوشتن آن هستند،پیش فرض های ذهنی ما در بیشتر موضوعات منفی و آن هم ناشی از اطلاعاتی است که توسط دیگران به ما داده شده .
در زمان کودکی استاد که جنگ بود تجربه مشاهده جنگ، فیلمها و سریالها باعث شده بود که پیش فرضهای ذهن ایشان در باره کشور و مردم عراق به شدت منفی شود و این به دلیل ورودیهای ذهن، دیده ها ،شنیده ها و…. است. ذهنیت افراد را به همین سادگی می توان تغییر داد مانند چین در برابر ژاپن و یا جنگ جهانی دوم که در مورد آلمانیها و نازی های آن زمان در ذهن ما باز شکل می گیرد. باورهای ما ابتدا توسط والدین و بعد مدارس و رسانه های جمعی که ممکن است به صورت ناخودآگاه بوده و آنها نیز چنین قصدی نداشته و شست و شوی مغزی شده باشند.این پیش فرضهای ذهنی می تواند کاملا ما را از نعمتها دور کند و بدون این که بدانیم نگاهمان به افراد یا کشورها تغییر کرده و جهت گیری منفی شود و این به دلیل شنیده هایی است که ما به هیچ وجه درباره ی آن افراد یا کشورها اطلاعی نداشته که جهت زندگی ما را عوض کرده و به سمت مسیرهای نادرستی هدایت می شویم.
به دلیل پیش فرضهای مثبتی که استاد در مورد آمریکا داشتند خیلی راحت و آسان به آن جا مهاجرت کرده و به سمت افراد و شرایط عالی هدایت شدند.
ما به راحتی با پیش فرضها تحت تاثیر قرار می گیریم و باورهای مان تخریب می شود. شست و شوی مغزی بدون این که خود متوجه باشیم صورت می گیرد و ما باید سدی بر روی پیش فرض های ذهنی خود آگاهانه قرار دهیم چون پیشرفت ما را هم مختل می کند و ما طبق قانون هرچیزی که باور داشته باشیم به زندگی خود دعوت می کنیم. استاد با کاوش و جست و جو در مورد مسایل اجازه نمی دهند که هیچ پیش فرضی توسط افراد، رسانه ها، اخبار،….. در ذهنشان شکل بگیرد بلکه با ذهن پرسشگرشان به تحقیق و بررسی درباره آن می پردازند و هر حرفی را تایید نکرده و در مورد صحت ها، شنیده ها و.. فکر می کنند. شک کردن به اطلاعاتی که دریافت می کنیم اول باید این سوال را در ذهن ما ایجاد کند که آیا این باور درستی است و به پیشرفت من کمک می کند یا مخرب و غیرقابل قبول است و بد بینی را در من ایجاد و یا تشدید می کند پس باید آن را تغییر دهیم و تغییر آن نیز با دیدن واقعیتها و تحقیق کردن و….. است.
بنویسید که قبل از «برنامه سفر به دور آمریکا» و «سریال زندگی در بهشت» چه دیدگاهی درباره آمریکا داشتید؟
افراد قاتل که سرخپوستان را کشته و سرزمین آنها را به زور تصرف کردند.
اسلحه داشته و حتی به کودکان و زنان رحم نکرده و همه را قتل عام می کنند.
بنیان خانواده متزلزل و مادران با فرزندان بیگانه هستند.
زنان امنیت جانی ندارند.
قاچاقچیان امپراطوری بزرگی در آن جا دارند.
جوانها همه معتاد و بی کار و بدون انگیزه زندگی کردن هستند.
پلیسها مهاجران و سیاه پوستان را اذیت می کنند.
سیاه پوستان قاتل سفید پوستان هستند.
2.چرا این نگرش را داشتید و این پیش فرض ها از چه منبعی و چگونه شکل گرفته بود (خانواده، تلویزیون و رسانه های جمعی، جامعه و مدرسه و …)
از فیلمها و سریالهایی که دیده بودیم و دوستان و آشنایانی که نقل قول می کردند. اخبار تلویزیون هم دخیل بود.
3.دیدنِ مستندات «برنامه سفر به دور آمریکا» و «سریال زندگی در بهشت» چه تغییراتی در نگرش شما درباره آمریکا در این جنبه ها ایجاد کرده است
البته بسیار بسیار تاثیر گذار بود. اما به مرور زمان در طول انقلاب بعضی از شنیده های ما با مقایسه شرایط، کمی تغییر کرده بود اما زیبایی های آمریکا به هیچ وجه به این شکل در ذهن ما وجود نداشت. با دیدن خانواده رایان و ……متوجه رابطه صمیمانه والدین با یکدیگر و با بچه ها شدیم و با دیدن روابط دوستانه و کمک کننده به شما متوجه شدیم که آنها بسیار بیشتر از مردم ایران مهربان و مشتاق برای یاد دادن مهارتهایشان، دوستی ها و کمک کردن به هم نوعان خود هستند و برای کشورشان و پرچمشان ارزش زیادی قایل هستند . به تمیزی و نظافت و زیبا سازی بسیار اهمیت می دهند برای ورزش و ایجاد محیطهای عالی برای تفریح های متنوع که متناسب با سلیقه و سن تمام افراد ایجاد کرده اند . فرصتهای شغلی بسیار زیادی حتی برای افراد معلول وجود دارد . نظم و هم آهنگی در پارکینگها و خیابانها و ادارات دولتی به چشم می خورد. اکثر مشاغل آنلاین هستند. افراد مسن مهارتهای زیادی داشته و در ادارات و فروشگاه ها مشغول کار هستند. می توانی هر خانه و ماشینی به سلیقه خود داشته و یا حتی ان را بسازید تا زمانی که مخل آسایش دیگران نباشی همه نوع آزادی داری. دستیابی به بسیاری از مکانهای تفریحی با هزینه بسیار اندک یا رایگان به راحتی امکان پذیر است. بسیاری از افراد رفتار خوب لباس یا ماشین و….تو را تحسین می کنند و برای انتخاب تو ارزش قایل هستند. رفتار پرسنل در رستورانها بسیار محترمانه و دوستانه است. صاحبان کسب و کار با صداقت و درستی اطلاعات لازم را در اختیار ما قرار می دهند. پوشش مناسبی داشته و آزادی کامل در انتخاب نوع آن دارند. نژادها و ملیتهای گوناگون با فرهنگ های متفاوت به زیبایی با یکدیگر ارتباط بر قرار کرده و برای یکدیگر احترام قایل هستند و……
وقتی امروز این فایل رو شنیدم با خودم فکر کردم خانم شایسته و استاد چه کار بزرگی انجام دادن با تولید این 2 تا سریال. این سریالها دیدگاه های خیلی از آدمها رو نسبت به آمریکا تغییر داد. اما این کمترین تاثیرش بوده. واقعا انقلابی ایجاد کردین در شیوه تفکر بچه های سایت. من خودم به شخصه از زمانی که یادمه نسبت به آمریکا دیدگاه منفی نداشتم چون پدرم همیشه طرفدار غرب و زندگی غربی بود و بعدها هم که خواهرم مهاجرت کرد و من تقریبا مطمئن شدم که این صحبتها چرته. تلویزیون و اخبار نگاه نکردنم هم بی تاثیر نبود. البته که اون زمان فکر میکردم علاقه نداشتن به اخبار چیز بدیه.
اما اگه در مقیاس بزرگ به پیش فرضها نگاه کنیم میبینیم تمام زندگی ما پر شده با این پیش فرضها که بالای 90 درصدشون هم پیش فرضهای اشتباه و منفی هستن. پیش فرض در مورد قومیتها و ملیتها. من حتی زمانی که با قانون هم آشنا نبودم هر جا سفر میرفتم آدم خوب میدیدم. مشهد، شیراز، اصفهان، یزد، تبریز، اردبیل، کردستان، جنوب، یعنی تمام سفرهایی که رفتم نمیتونم بگم حتی یه مورد دیدم که آدمها بد باشن یا اذیت شده باشم. این همه قومیت مختلف تو تهران زندگی میکنن، من توشون آدم بد ندیدم. حالا ممکنه یکی یه برخورد بدی از یه قوم داشته باشه و رفته باشه همه جا پر کرده باشه که فلان قوم خیلی بدن و این روی بقیه هم تاثیر بذاره و اونا هم با همین باور همین بازخورد رو بگیرن و این پیش فرض اشتباه کل جامعه رو پر کرده باشه.
یا در مورد یه سری مشاغل خاص پیش فرض داریم. فلان شغل اینطوری هستن. چقدر این باور ضربه میزنه. و اتفاقا وقتی کارمون به اون شغل گیر میکنه با بدترین آدم اون صنف برخورد میکنیم.
یا در مورد یه کشور خاص. هنوز هم تحت تاثیر تفکرات جنگ جهانی آلمانی ها رو آدمهای سرد و بیروح میدونن و خیلی صفات ناشایست بهشون نسبت میدن. اما من آلمانی های بسیار خونگرم و مهربون دیدم. یا روسهای خوبی دیدم. واقعا بستگی به خودمون داره که با چه آدمی برخورد میکنیم، فارغ از نژاد و جنسیت و مذهب و قوم.
باید همواره بشینیم و پیش فرضهامون رو بررسی کنیم. یه پیش فرض غلط که جدیدا تو ایران رایج شده اینه که همه کارها تو ایران با روابط انجام میشه. به قول استاد آیا این باور اصلا به من کمکی میکنه؟ این باور جز اینکه ما رو از حرکت باز میداره و بی انگیزه و ناامید میشیم تاثیری داره؟ این همه مثال نقض که افراد با توانایی های خودشون بدون رابطه موفق شدن. این همه هنرمند بااستعداد، سرمایه دار، مهندس و پزشک و وکیل و ….
یا یه پیش فرض غلط دیگه اینه که ایرانی ها رو کسی آدم حساب نمیکنه. زمان شاه ما ارج و قربی داشتیم اما الان چی؟ آیا این به من کمک میکنه یا باعث میشه یه فرد بی اعتمادبه نفس و توسری خور بشم؟ قطعا این یه ترمزه اگه بخوام مهاجرت یا تجارت کنم. مثال نقض انقدر زیاده که حد نداره. این همه ایرانی موفق در خارج از ایران؟ مگه کمن؟ مدیران ارشد شرکتهای مهم، صاحبان کسب و کار، هنرمند، سرمایه گذار و … اینها همه افرادی هستن که هر کشور دنیا اراده کنن با سر قبولشون میکنن. حالا یکی هم میره و با کمبود اعتمادبه نفس و رفتارهای ناهنجار و تو اون جامعه طرد میشه، همونطور که تو کشور خودش هم راه به جایی نداشت.
استاد ازتون ممنونم که بهمون یاد دادید تا فکر کنیم. تا نپذیریم هر چیزی که به ما گفته شده. شما به درستی که پیامبر زمانه هستین.
اول از همه بگم واای استاد من دیوانه ویوی پشت سر شمام همش چشمم اونجا بود و تو دریاچه سیر میکردم.
استاد راستش منم مثل شما ذهنیت بدی در مورد امریکا نداشتم. دقیقا به همون دلیلی که شما گفتین تو خونه ما هم از بچگی یادمه بابام همش اخبار بی بی سی صدای امریکا و غیره گوش میکرد و تا حدی آشنا بودم و ذهنیت خوبی داشتم نسبت به کشورهای اروپایی و امریکا. یعنی یه جورایی کل خانواده و فک و فامیل و اطرافیانمون همش از خوبیهای امریکا میگفتن در واقع خونواده و اقوام من سنتی بودن ولی به هیچ وجه مذهبی نبودن. شایدم بخاطر همین چیزها بود که چیزای بدی در مورد امریکا نمیشنیدم و یش فرض غلطی به هیچ وجه نداشتم. حتی بعدها که بزرگ شدم و از دوستانی که مهاجرت کرده بودن به امریکا تعریفاشونو میشنیدم همش در مورد خوبیهای اونجا بوده و اینکه چقدر مردم شادی دارن و چقدر اونجا گل و بلبله و بازم میدونستم که کشور سرسبزی هست و آب فراوون داره ولی در مورد مثلا شادی مردم اونجا و در کل جزییاتش چیزی نمیدونستم. من یه کم در مورد بنیان خانواده تردید داشتم که شاید خانواده اونجوری که ما تو ایران و ایرانی جماعت داریم نداشته باشن که بعدها این شک هم کاملا برطرف شد یا مثل ما مردم خونگرمی نباشن و خیلی سرد با آدما و بخصوص غریبه ها برخورد میکنن که اونم بخاطر این بود که همیشه میشنیدم که میگفتن هیچ جا مث مردم خودمون نمیشن خونگرم مهمون نواز و همیشه یه ترسی تو دلم داشتم که اگه برم اونجا من واقعا نمیتونم سردی مردم اونجا رو تحمل کنم و شاید همین پاشنه آشیل من بود برا مهاجرت به خارج از کشور که خیلی مخفی هم بود و چقدر دلم میخواست برم ولی نمیشد.
خلاصه که از بعد از دیدن سریالهای این سایت من کاملا با مردم خونگرم و خانواده دار(این دو مورد و گفتم چون که شک و تردید داشتم) امریکا و جزییات زندگی در اونجا و شادیهاشون آشنا شدم و چقد دلم پر میکشه برا اونجا بخصوص مردم خونگرم و شادشون.
در مورد طبیعت و جنگل و آب که واقعا استاد و مریم جان سنگ تموم گذاشتن و هر جایی که رفتن مارو هم تو شادی خودشون شریک کردن.
من یه مقایسه ای میکنم خانواده های ایرانی و امریکایی رو: من تو این سریالها دیدم که چقدر خانواده برا امریکایی ها مهمه(حداقل همین خانواده های دوستان شما رو که دیدم و همینطور جشن هاشون تو خیابون) که دور هم جمع میشن و به فکر بازی و سرگرمی با خودشون و بچه هاشون هستن و این برا من واقعا جالب بود چیزی که من اینجا ندیدم. اینجا وقتی خانواده ها دور هم جمع میشن هر کسی یه گوشی دستش گرفته و فقط جسمشون پیش همه و روحشون با هم فاصله داره فرسنگها. این اگه نشون دهنده ی بنیان محکم خانواده نیست پس چیه؟
خلاصه که باورم در مورد امریکا و امریکایی بخصوص اون دو موردی که گفتم خیلی تغییر کرده.
از چی باید بگم از زیبایی و تمیزی شهر و طبیعت و ساحلشون از شادی مردمشون از اینکه خودشونن بدون نقاب و ماسک انگار که واقعا بهشت خدا اونجاست و خدا در دل تک تک اونهاس از فراوانی باران آب رودخونه دریا اقیانوس از احترامشون به غریبه ها.
استاد جان من عاشقتونم که خدا در دل پاک شما و مریم عزیزم هست و اینقد خداگونه و زیبا به همه چیز نگاه میکنید و دید ما رو هم زیبابین کردین. من از خداوند بی نهایت سپاسگزارم که منو به سمت این سایت توحیدی و پیامبر زمانه هدایت کرد که بتونم همه کس و همه چیز را زیبا ببینم و خودم را با تمام مردم دنیا یکی بدونم بی قضاوت و بی ریا.
ب نام خدایی ک قدرت تغییر و انتخاب مسیر زندگیمون رو ب ما داد…
من بیش از سه ساله ک ب شما هستم و میتونم بگم کمتر روزی شاید باشه ک فایل های شمارو گوش نداده باشم و اونقد روحم ب شما نزدیک شده و روحیاتم تغییر کرده ک حتی تو خوابم هم با شما هستم…
درسته ک نتایج ظاهریم(قابل دیدن برای سایرین) خیلی آهسته داره تغییر میکنه اما هیشکی بهترم از من نمی دونه چقدر خیلی حال درونی منی ک حتی تو کودکی پر بودم از مقاومت و در صلح نبودن با خودم، چقدر الان در آرامش هستم بماند ک وضعیت مالی و روابطم هم خیلی تغییر کرده…
تعصب و ترس از متفاوت فکر کردن چیزی بوده ک از زمانی ک یادم میاد باهاش ب واسطه ی مهاجر بودن در ایران و افکار مذهبی رو ب رو بودم… و از زمانی ک خودمو پیدا کردم متوجه سمی بودنشون و اثرات و بدش تو زندگیامون ذهنمو ب چالش کشیده…
برا همین با اینکه کلی زمینه ی این موضوع رو داشتم ک ب آدمی نژاد پرست و متعصب تبدیل بشم این تضاد باعث شد روحیات آزاد تری رو تو خودم پرورش بدم و در کل نسبت ب واژه های مهاجر و مهاجرت و غریبه و بیگانه متفاوت فکر کنم … و همیشه بسیار راحت با مردم ایران ارتباط دوستانه ای داشتم و بسیار دوستان نزدیکی دارم…
میخوام بگم درسته ک پیش زمینه های ذهنی بسیار تاثیرگذاره اما انتخاب چ افکاری دست خودمونه فقط کافیه ب دلمون و بخشی خدایی درونمون وصل بشیم و اونوقت خیلی راحت درست و غلط خیلی چیزارو تشخیص میدیم و دیگه اگاهانه انتخاب میکنیم چطور فکر و رفتار کنیم…
و اما در مورد آمریکا
ذهنیت قبل از آشنایی با استاد
1. مردم آمریکا خیلی خشنن
2. قدرت طلب و زورگو هستن
3. دزد
4. طبیعت خشک
5. بنیان خانواده ضعیفه
6. همش الکل میخورن
7. همه چاق و تنبلن
8. اونجا پر از کارتن خوابه
9. نژادپرستن
و کلا احساس بدی داشتم…
ذهنیت بعد از اشنایی و مشاهده زندگی استاد
1. مردم بسیار با خودشون در صلحن
2. مردم بسیار شادن
3. طبیعت بی نظیر ک روح ادم پرواز میکنه
4. خانواده دوست و وفادار
5. مردم با چارچوب و اصولی هستن
6. مردم بسیار سخت کوش
7. پایبند ب اصول اخلاقی هستند
8. اقتصاد بسیار غنی و حساب شده
علت شکلگیری این افکار
1. اعتقادات مذهبی ای مثل حکومت داشتم و بنابراین میزان تاثیرپذیری منو از رسانه کشور بالا میبرد
2. کتاب های درسی
3. فیلم ها
4. ندید الگو و نداشتن دوست اشنایی ک در امریکا زندگی کنه
دوستان و اقوامی داشتم ک در سایر کشور ها بودن اما در مورد امریکا هیچکس نبود ک بیاد چار تا خوبیشو بگه…
5. داشتن ترس از شک کردن ب اعتقادات مذهبی ک تا اون موقع تو مغزم داشتم. (ترس بزگترین سم زندگی)
6. من فکر میکنم مهم ترین دلیلش این بوده ک اونقد تو زندگی ب تضاد برنخورده بودم و یا اونقد درونم خواستار تغییر تو مسیر زندگیش نبوده چرا ک اگر واقعا از عمق وجودمون خواستار تغییر بشیم. (مثل سه سال قبلم) حتما زودتر از اینها با الگو ها، مطالب یا خوده استاد آشنا میشدم ک کمک ب تغییر و اشنایی با سبک جدیدی از زندگی بشم.
قسمت جالب و دوست داشتنی ماجرا 😍😍😍
اول بگم ک من مدت هاست حس بسیار بسیار خوبی ب آمریکا، مردمش،طبیعتش، فرهنگش، اقتصادش و… دارم.
وقتی استاد تو این فایل داشتند در مورد کامنت ها و افکار مردم صحبت میکردن تازه یادم اومد ااااا منم اینجوری فکر میکردم منم حتی با دیدن خانواده ها تعجب میکردم ک ااا اینهمه زوج خوشبخت اونجاهست، چ طبیعتی، چ ثروتی، چ انسان های شریفی و…
همیشه ب این وقتا ک میرسم اینقد ذوق میکنم ک بیا و ببین
چرا؟ چون ینی من اونقد اروم تغییر کردم ک دیگه شخصیتم عوض شده ک حتی یادم نیس چجوری فکر میکردم😊😊😊
افکار خوب و مثبت بخشی از من شده… و مطمئنم خوابام هم ب واقعیت میرسه و ب زودی امریکا میام😘😘😘
سلام ودرودبر استادعزیز که با آموزش های عالی وبینظیرش به ماکمک کرد تا هدایت پروردگار رو ببینیم وبفهمیم ودر زندگی ازش کمک بگیریم برای رسیدن به خواسته هامون وبیشتر لذت ببریم از داشته هامون😊ذهنیت من قبل از تماشای برنامه ی سفر به دور آمریکا وزندگی در بهشت در رابطه با نوع پوشش وحجاب آدمها انقدر خراب وویروسی بود که هر وقت حتی در شهر خودم که من در شهر قم بزرگ شدم ودرحال حاضر هم زندگی میکنم با خانمی مواجه میشدم که حجاب سفت ومحکمی نداشت ذهن من بهم میگفت که این آدم اصلا آدم درستی نیست و مشکل داره که این باور اول از خانواده ام وبعد از مدرسهو شهری که توش بزرگ شدم بهم انتقال پیداکرده بود تاجایی که حتی با همسرم که ازدواج کردم هم تعصب بالایی روی حجاب داشت ومن همیشه وهمه جا با سختی حتی توی مسافرت لب دریا باچادر باید میرفتم ودیگه خودتون حسابش رو بکنید لب دریا، شن وماسه ،چادر و…چه قدر همه چیز سخت بود چقدر لذت نمیبردم چه شرایط سختی رو تحمل میکردم اما بعد از اینکه با استاد آشنا شدم عضو سایت شدم وبرنامه هاو سریالهاشون رو دنبال کردم کم کم نگاهم به حجاب تغییر کرد قرآن رو خوندم مطالعه کردم و با منطق تونستم ذهنم رو و باورهامو در مورد حجاب تغییر بدم من آدمی بودم که اگر جایی خانمی رو میدیدم که حجاب سفت ومحکمی نداشت احساس میکردم که نباید اصلا جواب سلامش رو بدم نباید باهاش حرف بزنم نباید ازش چیزی خرید کنم اصلا انگار تو ذهن من بی حجابی با خدا و ایمان به خدا در تضاد بود حالا من با اون حجابم تو ذهنم چقدر قضاوت آدمهای بی حجاب رو میکردم کم کم که پیش رفتم و بادیدن سریال زندگی در بهشت وسفر به دور امریکادیدم که اینها چه آدمهای خوبی هستند فقط به خاطر راحتی وآزادی و شرایط وکشوری که توش بزرگ شدن اصلا به حجاب اعتقاد ندارن حجاب ندارن ولی چقدر همه ی کارهاشون درسته چقدر بهتر از ماهایی هستند که حجاب داریم اما غیبت میکنیم حجاب داریم اما قضاوت میکنیم حجاب داریم نماز می خونیم ولی حواسمون به حروم وحلال ومال مردم نیست و…از نظر من بد ترین چیز قضاوت مردم کردن هست یعنی شما شاید به زبان قضاوت نکنی اما تو ذهنت با نگاهت قضاوتشون کنی واین خیلی بده قضاوت واقعا کار مانیست باید سرمون تو زندگیه خودمون باشه وخلاصه اینکه نگاهم خیلی عوض شد خیلی تغییر کرد تاجایی که آگاهانه نوع پوشش خودم رو هم عوض کردم و مانتو وشال رو انتخاب کردم چون راحتی رو دوست داشتم دوست داشتم وقتی میرفتم طبیعت انقدر درگیر چادر و حجابم نباشم تا از زیبایی ها لذت نبرم با نگاه سنگین اطرافیانم و خانوادم روبرو شدم اما پر قدرت ادامه دادم والعان دیگه همه پذیرفتن وبه قول ترامپ همه فراموش کردن😂 قضاوتهایی هم که در مورد من توی ذهنشون میکنن مال خودشون مهم اینه که من العان راحت و بدون هیچ درگیری بیرون میرم خرید میکنم و پشت فرمون میشینم وراحتم ونگاهم به اون دسته از خانومهایی که حجاب نداشتن چقدر عوض شد چقدر عالی شد باهاشون راحت ارتباط برقرار میکنم ومیگم و میخندم و دوسشون دارم 😍چقدر دوسشون دارم😊 در مورد اونهایی که حجابی مثل حجاب قبلا خودمم دارن هم همیشه به خودم میگم اونها هم مثل قبل خود من هستن نمیدونن که ،اینکه راحت باشی و لذت ببری هیچ گناهی درش نیست و امیدوارم که باورودی های مناسب دادن به ذهنمون بیاییم بامنطق تمام کارهای سخت و دشواری که از گذشتگانمون بهمون ارث رسیده رو تغییر بدیم و باخوندن قرآن و آگاهی بفهمیم که چی اصله و چی فرعه به جای توجه به فرع وجاموندن از اصل که همون توحید هست بیاییم تمام توجهمون رو بزاریم روی توحید واصلمون رو درست کنیم😊اون وقت چقدر همه چیز خودش خود به خود درست میشه!خدایا مارو هدایت کن به راه راست ،راه کسانیکه به آنها نعمت داده ای .شاد باشید😊
☆من قبلنا که اخبار نگاه میکردم همش میدیم که توی امریکا دعوا وجنگ هست و اصلا یک درصد هم این کشور امنیت نداره، و اصلا دوست نداشتم که یه بار هم به امریکا سفر کنم چون فکر میکردم با امنیت ترین کشور ایرانه، و وقتی که دفعه های اول فایل های سفر به دور امریکا را میدیدم خیلی با افکار من در تضاد بود . چون من از بچگی همش نکات منفی امریکا را میدیدم ولی الان زیباها، و الان به این رسیدم که امریکا که از با امنیتترین کشورهاست و دروغ هایی که من درباره جنگ می دیدم اصلا وجود نداره. حتی توی سریال زندگی در بهشت یکی از موردهایی که واسه من جالب بود اینکه بسته هایی که استاد سفارش میداد میومد و چند روز هم دم در بود و کسی به این بستهها دست نمیزد.
☆یکی دیگه از باورهای من که داشتم این بود آدم های با حجاب نمیتونن برن امریکا چون توی رسانهها دیده بودم آمریکایی ها به شدت بی حجاب هستند و از آدمهای مذهبی بدشون میاد تا اینکه سریال سفر به دور امریکا رو دیدم که آدم هایی با حجاب های مختلف با هم هستند و به هم احترام میگذارند و اصلا فاصله طبقاتی وجود نداره👍
☆من قبلنا از اطرافیانم شنیده بودم کسی که حجاب نداره ،موهاش بیرونه نماز نمیخونه صددرصد میره جهنم، و این باور درشکل گرفته بود که آدم هایی که در کشورهای اروپایی و امریکا زندگی میکند میرن جهنم چون نه نماز میخونن، نه حجاب درستی دارن ولی الان با دیدن سریال ها و فایل های استاد و خواندن بعضی از آیات قرآن، ۱۸۰ درجه طرز فکرم تغییر کرد که اصلاً اینطور نیست و نباید چرت و پرت های اخبار رو باور کنم و الان خودم یکی از اهدافم مهاجرت به امریکا است😍🤗
☆یکی دیگر از چیزهایی که من در اخبار دیده بودم اینکه امریکا ی کشوری کویری هست و اصلاً درخت نداره چه برسه به دریاچه و دریا ، و فکر میکردم که ایران از امریکا سرسبزتر هست😂 ولی الان خیلی خیلی باورهام درباره امریکا تغییر کرده و با دیدن سریال زندگی دربهشت و سفر به دور امریکا فهمیدم امریکا این همه زیبایی قابل تحسین داره که واقعا فوق العاده هست و حتی از شمال ایران هم قشنگتره🌿
☆یک مورد دیگه که زیاد تو سریال ها دیده بودم و شنیده بودم نژاد پرستی هست
یا دیده بودم که سیاه پوست ها آدم های اصلا خوبی نیستند و نباید باهاشون دوست شد ، و سفید پوست ها به سیاه پوست ها برتری دارن یعنی یک دید طبقاتی و برتری، ولی الان تو سریال دیدم که نه بالا اصلا هم اینطوری نیس سیاه پوست ها آدم های بشدت مهربون و خوب هستند
و یک چیز جالب که توی فایل های شما بهش پی بردم اینکه آدم های امریکا چقدر با خودشون توی صلح هستند و به دیگران احترام میزارن و مهربون هستن و اصلا خودشون رو بالاتر از دیگران نمیدونن
مثلا توی یکی از فایل ها که شما و مریم جون رفتین خرید بعد که اومدین بیرون یکی از بازیکنای تیم اومد به شما گفت که میخواین ازتون عکس بگیرم
یا تو مسیر کلی واستون دست تکون داد و ی درصد هم خودش رو بخاطر اینکه بازیکن ی تیم خوب بود بالا نگرفت🙂
استاد جون خیلی خیلی از شما و مریم جون ممنونم که ی سری فایل ها در قالب زندگی در بهشت و سفر به امریکا درست کردین که ما آدم های که ی سری اخبار های منفی در مورد امریکا دیدیم کلا افکارمون تغییر کنه و بدونیم که امریکا این همه زیبایی داره 🤩
سلام استاد عزیز و خانم شایسته گرامی .بابت اینکه برای تغییر هموطنانتون وقت میذارین و عاشقانه کار می کنین ازتون تشکر میکنم.
در موردقسمت اول: دیدگاه قبل من در مورد امریکا این بود که اونا اصلا احساس ندارن ،همیشه اونجا قتل انجام میشه و هیچ دینی ندارن. انسانیتی وجود نداره، همه چیزشون حتی نفس کشیدنشون تحت کنترل دولته. اینکه مردم امریکا انسان های خشکی هستن و هر کس بفکر خودشه. مردم امریکا کل فکرشون مسائل جنسیه و از آزادیای جنسی که دارن سوء استفاده میکنن و افراد خانواده در حال خیانت به هم هستن و اصلا زندگی مشترک معنا نداره. اینکه در این کشور مسلمونا بیچارن و ایرانیا به بدبختی زندگی میکنن.نژاد پرستن و غیر چشم آبی ها بقیه بیچارن.امنیت هم که اصلا دید مثبتی بهش نداشتم. در مورد طبیعت چون توی فیلما و مستندات دیده بودم از طبیعت خوشم میومد و لذت میبردم. و اینکه اونجا دزدی زیاد میشه و روابط انسانی وجود نداره. به طور کلی اصلا دید مثبتی به مردم امریکا نداشتم.
قسمت دوم: من چون دهه شصتی هستم بیشتر به دلیل اخبار تلویزیون و حرفای مسئولین که می شنیدیم، چیزایی که تو کتابای تاریخ توی مدرسه میخوندیم،چیزایی که توی مراسم مذهبی بهمون میگفتن، این نگرش رو توی ما بوجود آورده بود. توی مدارس هر مراسمی بود روز دانش آموز ،دهه فجر و .. هر جشنی داشتیم اولین حرف این بود که کشورای دیگه رو با شعار مورد عنایت قرار میدادیم و میگفتن انقد داد بزنین که صداتون امریکا برسه!!!!!
به طور کلی تلویزیون، کتاب ها، فضای جامعه هر چی میدیدیم و میشنیدیم بدی های امریکا بود. حرفای مسئولین، روحانیت ،معلما و دبیران و … همه در مورد این بود هر کی تو امریکاست گشنه و بدبخته. چون اونجا دین ندارن و به هیچی معتقد نیستن.
قسمت سوم: سفر به دور امریکا و سریال زندگی در بهشت کلا باورای منو در مورد امریکا شخم زد. اینکه چقد امنیت وجود داره این همه وسیله چند روز میاد دم در خونه و کسی بر نمیداره. در این مورد یکی از دوستام هفته پیش تعریف میکرد رفته روستاشون کمک پدر بزرگش. رفته از باغ برای گوسفندا علوفه بیاره. ظهر میرسه در خونه پدر بزرگش میره داخل.پدر بزرگش میگه علوفه ها کو؟ رفیق ما میگه آوردم دم دره حیاطه. پدر بزرگش میگه بدو برو زود بیار تو حیاط الان نماز تموم میشه مردم از مسجد میان برمیدارن میبرن!!!! اینکه چقد انسانیت وجود داره و بی دریغ به هم کمک میکنن. زمانی که شما توی معب یوتا موتورتون پنچر شده بود گروه موتورسواری دکترا خودشون براتون پنچری گرفتن. یا همسایتون لری که شما خبر ندارین میاد مسائل رو حل میکنه. یا وقتی شب بنزین جت اسکی تموم شد چند گروه برای شما بنزین اوردن و جون شما براشون مهم بود.
اینکه چقد مسئولیت پذیرن و هر کس هرکاری رو به بهترین شکل انجام میده. تو ایران من به این تضاد برخوردم ماشینمو بردم نمایندگی برای گارانتی یه قطعه ای ازش دزدین که گارانتی قبول نمیکنه و توی بازار هم قیمتش چند برابره. همونجا با خودم گفتم همون کسانی که خریداتون رو میارن و شما نیستین مثل وسایل تراکتور و … براحتی میتونن بیان خونه لوازمو بردارن برن یا حتی یه دونه تخم مرغ بردارن برن. که این مسئولیت پذیریشون و امنیت بالای اونجا رو نشون میده.
یا قوانین رانندگی که اونجا به بهترین شکل رعایت میشه.
بنیان خانواده و رابطه تو خانواده دوستتون با همسرش hope و روابطشون با بچه هاشون چقدر عالی بود. چقدر بچه هاشون رو مسئولیت پذیر تربیت کردن. یا رابطه اون اقای ایرانی با همسرش که خانم معلم بود چقدر دیدنی و لذت بخش بود. و گل سر سبدش رابطه رویایی شما با مریم خانوم که الگوی ما هستین.
در رابطه با سبک زندگی مون که خیلی تغییر کرد.دیگه چند ساله نه اخبار نه سریال تلویزیون نه هیچی فقط هر شب یکی سریال زندگی در بهشت، قبلا سفر به دور امریکا و قبلش هم فایل های رایگان زندگی منو و همسرمو متحول کرد.چقدر رابطه ما عالی تر شده و این از معجزه دیدن فایل های زندگی شماست. و اینکه هر وقت دلمون میگیره یا از چیزی ناراحتیم اولین کار دیدن فایل های زندگی در بهشت هست.
اینکه اصلا نژاد پرستی به اون غلظتی که بما گفتن وجود نداره و شما 60 درصد امریکا رو گشتین ما خشونتی ندیدیم. همش لبخند به دوربین بود و ابراز احساسات.
آزادی مذهبی که اصلا باورم نمیشه که اون همه دین و مذهب انقد راحت باهم کنار بیان. ما دو فرقه اصلی شیعه و اهل تسنن داریم هر کدوم میخوان ثابت کنن ما بهتریم.
در مورد کسب و کار چقدر راحت کسب و کار ایجاد میشه و قوانین دست و پاگیری وجود نداره. ر ایده ای رو میتونن اجرا کنن و خدمات بدن.
تغییر مهم دیگه توی زندگی من اینکه در مورد اینده نگران نیستم. بقول شما یکی یکی i wish ها رو دارم بهشون میرسم تا اون حرص و طمع رو توی وجودم کم کنم و نگرانیم نسبت به آینده نداشته باشم.
در آخر استاد عزیزم از شما و خانم شایسته یک دنیا ممنونم واقعا متشکرم خدا خیر و برکتش رو به زندگیتون بده.
من کلی فکر کردم و دیدم منم مثل شما چندان محدودیت ذهنی درباره کشور امریکا نداشتم برای همین شواهد داره نشونم میده که چطور میتونم به این کشور زیبا با مردم دوست داشتنیش هدایت شم🤗 تنها چیزی که از قدیم توی ناخوداگاهم بود این بود که اسلحه توی این کشور بیداد میکنه و کشت و کشتار توی این کشور فریاد میزنه و به خودم میگفتم اخه چطور میشه که این کشور قدرتمند نمیتونه امنیتو برای مردمش فراهم کنه و اینقدر خر تو خره. البته این طرز فکرمم به خاطر فیلمایی بود که میدیم و دوم اینکه اونجا مردم از صبح تا شب مثل سگ کار میکنن تا چندرغاز در بیارن و اصلا تفریح و شادی معنی نداره ،ولی از وقتی که فایل سفر به دور امریکا و سریال زندگی در بهشت رو دیدم به خودم گفتم ببین استاد داره اونجا کلی خوش میگذرونه و با خونوادش کلی عشق و حال میکنن و ثروتمند هم هستن اون چند تا خونواده ای که اومدن پرادایس و همگی خوش گذروندن،تفریح کردن پس اینا چی رو میگن،آخه اینجا مردم برای هر چیزی خوشن،میرقصن،برای کوچکترین جشن و مسابقه توی خیابونا میان و شادی میکنن پس اینا چی رو میگه برای همین تصمیم گرفتم که روی باورام کار کنم و اینکه کی چی میگه رو دور بریزم و فقط وفقط با چشمان خودم اونارو ببینم و حس کنم . خدایا شکرت منونم استاد عزیز که کلی تجربیات جدید،کلی احساس جدید و کلی دیدگاه ذهنی رو به صورت فیلم با گوشی و با عشق به ذهن پرسشگرمون نشون دادین و سپاسگزار خداوند مهربانم که هر لحظه داره ما رو به سمت خواسته هامون هدایت میکنه خدایا شکرت، خدایا شکرت،خدایا شکرت
بنام تنها فرمانروای آسمان ها و زمین
سلام به همه دوستان جان
این فایل نشانه ی دیروز من بود. دارم سعی میکنم با دیدن نشانه هام هم آگاهی ها رو مرور کنم هم به یاد ذهن و عقلم بندازم نیازی نیست همیشه شما خودتون رو به زحمت بندازین تا متوجه بشم باید چیکار کنم یا چه چیزی الان لازم دارم.
با زدن روی نشانه ی من داستان هدایت رو بهتر میفهمم که ما هم سنگ با فرکانس هامون جهان بهمون پاسخ میده.
فقط راستش باید اعتراف کنم گاهی پاسخ ها و نشانه هاش رو خوب متوجه نمیشم. هنوز اول راهم و دارم تمرین میکنم ولی دارم حرکت میکنم تا درک خوبی بدست بیارم. تا آسان بشم برای آسانی ها…
«باورهای محدودکننده ی ما چگونه با ورودی های مناسب و قدرتمندکننده، آرام آرام تغییر می کند»
همین جمله برای من کلی نکته داشت تا یادم بیاد که من دنبال اینم تا باورهای محدودکننده ام رو تغییر بدم حالا راه حلش خیلی ساده است. همینطور که با دیدن سریال زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا آرام آرام باورهای قدرتمندکننده جای خودشون رو به باورهای محدودکننده دادند ک من وقتی استاد این سوال در قسمت 174 زندگی در بهشت پرسیدن متوجه شدم. چقدر قشنگ بعضی باورها و پیش فرض های ذهنی من تغییر کرد. چقدر راحت و آسون. طوری که انگار همینطوری فکر میکردم اما این یک روند بود و با یک سیر تکامل و دیدن و پیگیر بودن فایل ها تو ذهنم اتفاق افتاد. پس ادامه بده باورهای محدودکننده ایی که شناسایی کردی، ترمزها و کویرهایی که میدونی خیلی جلوتو گرفتن با همین روش آرام آرام تغییر بده نخواه که یک شبه و با متوجه شدن و دیدن یک فایل درست بشه. صبور باش و فقط حواست به ورودی هایی که وارد ذهنت میشه و افکاری که داخل مغزت میچرخه باشه…
چقدر از خدای مهربانم سپاسگزارم که منو در مسیر کسانی که به آنها نعمت داده قرار داده، کسانی که رهروان و جویندگان خدا و توحید هستند….خدایا سپاسگزار این جهان زیبا و نظامندت هستم.خدایا تنها از تو یاری میجویم و تنها تو را میپرستم…
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
چندین همزمانی که بعد از نشان دادن مسابقه در مورد فرهنگ و کشور آمریکا در ذهن دوستانی که در باره این موضوع کامنت نوشتند و کسانی که با شما تماس گرفتند رخ داد که باعث توضیح شما در مورد پیش فرضهای ذهنی و چگونگی شکل گیری آن شد. .در کتاب پیش فرضهای ذهنی که استاد در حال نوشتن آن هستند،پیش فرض های ذهنی ما در بیشتر موضوعات منفی و آن هم ناشی از اطلاعاتی است که توسط دیگران به ما داده شده .
در زمان کودکی استاد که جنگ بود تجربه مشاهده جنگ، فیلمها و سریالها باعث شده بود که پیش فرضهای ذهن ایشان در باره کشور و مردم عراق به شدت منفی شود و این به دلیل ورودیهای ذهن، دیده ها ،شنیده ها و…. است. ذهنیت افراد را به همین سادگی می توان تغییر داد مانند چین در برابر ژاپن و یا جنگ جهانی دوم که در مورد آلمانیها و نازی های آن زمان در ذهن ما باز شکل می گیرد. باورهای ما ابتدا توسط والدین و بعد مدارس و رسانه های جمعی که ممکن است به صورت ناخودآگاه بوده و آنها نیز چنین قصدی نداشته و شست و شوی مغزی شده باشند.این پیش فرضهای ذهنی می تواند کاملا ما را از نعمتها دور کند و بدون این که بدانیم نگاهمان به افراد یا کشورها تغییر کرده و جهت گیری منفی شود و این به دلیل شنیده هایی است که ما به هیچ وجه درباره ی آن افراد یا کشورها اطلاعی نداشته که جهت زندگی ما را عوض کرده و به سمت مسیرهای نادرستی هدایت می شویم.
به دلیل پیش فرضهای مثبتی که استاد در مورد آمریکا داشتند خیلی راحت و آسان به آن جا مهاجرت کرده و به سمت افراد و شرایط عالی هدایت شدند.
ما به راحتی با پیش فرضها تحت تاثیر قرار می گیریم و باورهای مان تخریب می شود. شست و شوی مغزی بدون این که خود متوجه باشیم صورت می گیرد و ما باید سدی بر روی پیش فرض های ذهنی خود آگاهانه قرار دهیم چون پیشرفت ما را هم مختل می کند و ما طبق قانون هرچیزی که باور داشته باشیم به زندگی خود دعوت می کنیم. استاد با کاوش و جست و جو در مورد مسایل اجازه نمی دهند که هیچ پیش فرضی توسط افراد، رسانه ها، اخبار،….. در ذهنشان شکل بگیرد بلکه با ذهن پرسشگرشان به تحقیق و بررسی درباره آن می پردازند و هر حرفی را تایید نکرده و در مورد صحت ها، شنیده ها و.. فکر می کنند. شک کردن به اطلاعاتی که دریافت می کنیم اول باید این سوال را در ذهن ما ایجاد کند که آیا این باور درستی است و به پیشرفت من کمک می کند یا مخرب و غیرقابل قبول است و بد بینی را در من ایجاد و یا تشدید می کند پس باید آن را تغییر دهیم و تغییر آن نیز با دیدن واقعیتها و تحقیق کردن و….. است.
بنویسید که قبل از «برنامه سفر به دور آمریکا» و «سریال زندگی در بهشت» چه دیدگاهی درباره آمریکا داشتید؟
افراد قاتل که سرخپوستان را کشته و سرزمین آنها را به زور تصرف کردند.
اسلحه داشته و حتی به کودکان و زنان رحم نکرده و همه را قتل عام می کنند.
بنیان خانواده متزلزل و مادران با فرزندان بیگانه هستند.
زنان امنیت جانی ندارند.
قاچاقچیان امپراطوری بزرگی در آن جا دارند.
جوانها همه معتاد و بی کار و بدون انگیزه زندگی کردن هستند.
پلیسها مهاجران و سیاه پوستان را اذیت می کنند.
سیاه پوستان قاتل سفید پوستان هستند.
2.چرا این نگرش را داشتید و این پیش فرض ها از چه منبعی و چگونه شکل گرفته بود (خانواده، تلویزیون و رسانه های جمعی، جامعه و مدرسه و …)
از فیلمها و سریالهایی که دیده بودیم و دوستان و آشنایانی که نقل قول می کردند. اخبار تلویزیون هم دخیل بود.
3.دیدنِ مستندات «برنامه سفر به دور آمریکا» و «سریال زندگی در بهشت» چه تغییراتی در نگرش شما درباره آمریکا در این جنبه ها ایجاد کرده است
البته بسیار بسیار تاثیر گذار بود. اما به مرور زمان در طول انقلاب بعضی از شنیده های ما با مقایسه شرایط، کمی تغییر کرده بود اما زیبایی های آمریکا به هیچ وجه به این شکل در ذهن ما وجود نداشت. با دیدن خانواده رایان و ……متوجه رابطه صمیمانه والدین با یکدیگر و با بچه ها شدیم و با دیدن روابط دوستانه و کمک کننده به شما متوجه شدیم که آنها بسیار بیشتر از مردم ایران مهربان و مشتاق برای یاد دادن مهارتهایشان، دوستی ها و کمک کردن به هم نوعان خود هستند و برای کشورشان و پرچمشان ارزش زیادی قایل هستند . به تمیزی و نظافت و زیبا سازی بسیار اهمیت می دهند برای ورزش و ایجاد محیطهای عالی برای تفریح های متنوع که متناسب با سلیقه و سن تمام افراد ایجاد کرده اند . فرصتهای شغلی بسیار زیادی حتی برای افراد معلول وجود دارد . نظم و هم آهنگی در پارکینگها و خیابانها و ادارات دولتی به چشم می خورد. اکثر مشاغل آنلاین هستند. افراد مسن مهارتهای زیادی داشته و در ادارات و فروشگاه ها مشغول کار هستند. می توانی هر خانه و ماشینی به سلیقه خود داشته و یا حتی ان را بسازید تا زمانی که مخل آسایش دیگران نباشی همه نوع آزادی داری. دستیابی به بسیاری از مکانهای تفریحی با هزینه بسیار اندک یا رایگان به راحتی امکان پذیر است. بسیاری از افراد رفتار خوب لباس یا ماشین و….تو را تحسین می کنند و برای انتخاب تو ارزش قایل هستند. رفتار پرسنل در رستورانها بسیار محترمانه و دوستانه است. صاحبان کسب و کار با صداقت و درستی اطلاعات لازم را در اختیار ما قرار می دهند. پوشش مناسبی داشته و آزادی کامل در انتخاب نوع آن دارند. نژادها و ملیتهای گوناگون با فرهنگ های متفاوت به زیبایی با یکدیگر ارتباط بر قرار کرده و برای یکدیگر احترام قایل هستند و……
خدایا شکرت
عاشقتونیم
با نام و یاد خدا
نشانه امروز من 16 شهریور 1403
وقتی امروز این فایل رو شنیدم با خودم فکر کردم خانم شایسته و استاد چه کار بزرگی انجام دادن با تولید این 2 تا سریال. این سریالها دیدگاه های خیلی از آدمها رو نسبت به آمریکا تغییر داد. اما این کمترین تاثیرش بوده. واقعا انقلابی ایجاد کردین در شیوه تفکر بچه های سایت. من خودم به شخصه از زمانی که یادمه نسبت به آمریکا دیدگاه منفی نداشتم چون پدرم همیشه طرفدار غرب و زندگی غربی بود و بعدها هم که خواهرم مهاجرت کرد و من تقریبا مطمئن شدم که این صحبتها چرته. تلویزیون و اخبار نگاه نکردنم هم بی تاثیر نبود. البته که اون زمان فکر میکردم علاقه نداشتن به اخبار چیز بدیه.
اما اگه در مقیاس بزرگ به پیش فرضها نگاه کنیم میبینیم تمام زندگی ما پر شده با این پیش فرضها که بالای 90 درصدشون هم پیش فرضهای اشتباه و منفی هستن. پیش فرض در مورد قومیتها و ملیتها. من حتی زمانی که با قانون هم آشنا نبودم هر جا سفر میرفتم آدم خوب میدیدم. مشهد، شیراز، اصفهان، یزد، تبریز، اردبیل، کردستان، جنوب، یعنی تمام سفرهایی که رفتم نمیتونم بگم حتی یه مورد دیدم که آدمها بد باشن یا اذیت شده باشم. این همه قومیت مختلف تو تهران زندگی میکنن، من توشون آدم بد ندیدم. حالا ممکنه یکی یه برخورد بدی از یه قوم داشته باشه و رفته باشه همه جا پر کرده باشه که فلان قوم خیلی بدن و این روی بقیه هم تاثیر بذاره و اونا هم با همین باور همین بازخورد رو بگیرن و این پیش فرض اشتباه کل جامعه رو پر کرده باشه.
یا در مورد یه سری مشاغل خاص پیش فرض داریم. فلان شغل اینطوری هستن. چقدر این باور ضربه میزنه. و اتفاقا وقتی کارمون به اون شغل گیر میکنه با بدترین آدم اون صنف برخورد میکنیم.
یا در مورد یه کشور خاص. هنوز هم تحت تاثیر تفکرات جنگ جهانی آلمانی ها رو آدمهای سرد و بیروح میدونن و خیلی صفات ناشایست بهشون نسبت میدن. اما من آلمانی های بسیار خونگرم و مهربون دیدم. یا روسهای خوبی دیدم. واقعا بستگی به خودمون داره که با چه آدمی برخورد میکنیم، فارغ از نژاد و جنسیت و مذهب و قوم.
باید همواره بشینیم و پیش فرضهامون رو بررسی کنیم. یه پیش فرض غلط که جدیدا تو ایران رایج شده اینه که همه کارها تو ایران با روابط انجام میشه. به قول استاد آیا این باور اصلا به من کمکی میکنه؟ این باور جز اینکه ما رو از حرکت باز میداره و بی انگیزه و ناامید میشیم تاثیری داره؟ این همه مثال نقض که افراد با توانایی های خودشون بدون رابطه موفق شدن. این همه هنرمند بااستعداد، سرمایه دار، مهندس و پزشک و وکیل و ….
یا یه پیش فرض غلط دیگه اینه که ایرانی ها رو کسی آدم حساب نمیکنه. زمان شاه ما ارج و قربی داشتیم اما الان چی؟ آیا این به من کمک میکنه یا باعث میشه یه فرد بی اعتمادبه نفس و توسری خور بشم؟ قطعا این یه ترمزه اگه بخوام مهاجرت یا تجارت کنم. مثال نقض انقدر زیاده که حد نداره. این همه ایرانی موفق در خارج از ایران؟ مگه کمن؟ مدیران ارشد شرکتهای مهم، صاحبان کسب و کار، هنرمند، سرمایه گذار و … اینها همه افرادی هستن که هر کشور دنیا اراده کنن با سر قبولشون میکنن. حالا یکی هم میره و با کمبود اعتمادبه نفس و رفتارهای ناهنجار و تو اون جامعه طرد میشه، همونطور که تو کشور خودش هم راه به جایی نداشت.
استاد ازتون ممنونم که بهمون یاد دادید تا فکر کنیم. تا نپذیریم هر چیزی که به ما گفته شده. شما به درستی که پیامبر زمانه هستین.
شاد و سالم و ثروتمند باشید
سلام استاد عزیزم و مریم بانوی زیبا و دوستانم
اول از همه بگم واای استاد من دیوانه ویوی پشت سر شمام همش چشمم اونجا بود و تو دریاچه سیر میکردم.
استاد راستش منم مثل شما ذهنیت بدی در مورد امریکا نداشتم. دقیقا به همون دلیلی که شما گفتین تو خونه ما هم از بچگی یادمه بابام همش اخبار بی بی سی صدای امریکا و غیره گوش میکرد و تا حدی آشنا بودم و ذهنیت خوبی داشتم نسبت به کشورهای اروپایی و امریکا. یعنی یه جورایی کل خانواده و فک و فامیل و اطرافیانمون همش از خوبیهای امریکا میگفتن در واقع خونواده و اقوام من سنتی بودن ولی به هیچ وجه مذهبی نبودن. شایدم بخاطر همین چیزها بود که چیزای بدی در مورد امریکا نمیشنیدم و یش فرض غلطی به هیچ وجه نداشتم. حتی بعدها که بزرگ شدم و از دوستانی که مهاجرت کرده بودن به امریکا تعریفاشونو میشنیدم همش در مورد خوبیهای اونجا بوده و اینکه چقدر مردم شادی دارن و چقدر اونجا گل و بلبله و بازم میدونستم که کشور سرسبزی هست و آب فراوون داره ولی در مورد مثلا شادی مردم اونجا و در کل جزییاتش چیزی نمیدونستم. من یه کم در مورد بنیان خانواده تردید داشتم که شاید خانواده اونجوری که ما تو ایران و ایرانی جماعت داریم نداشته باشن که بعدها این شک هم کاملا برطرف شد یا مثل ما مردم خونگرمی نباشن و خیلی سرد با آدما و بخصوص غریبه ها برخورد میکنن که اونم بخاطر این بود که همیشه میشنیدم که میگفتن هیچ جا مث مردم خودمون نمیشن خونگرم مهمون نواز و همیشه یه ترسی تو دلم داشتم که اگه برم اونجا من واقعا نمیتونم سردی مردم اونجا رو تحمل کنم و شاید همین پاشنه آشیل من بود برا مهاجرت به خارج از کشور که خیلی مخفی هم بود و چقدر دلم میخواست برم ولی نمیشد.
خلاصه که از بعد از دیدن سریالهای این سایت من کاملا با مردم خونگرم و خانواده دار(این دو مورد و گفتم چون که شک و تردید داشتم) امریکا و جزییات زندگی در اونجا و شادیهاشون آشنا شدم و چقد دلم پر میکشه برا اونجا بخصوص مردم خونگرم و شادشون.
در مورد طبیعت و جنگل و آب که واقعا استاد و مریم جان سنگ تموم گذاشتن و هر جایی که رفتن مارو هم تو شادی خودشون شریک کردن.
من یه مقایسه ای میکنم خانواده های ایرانی و امریکایی رو: من تو این سریالها دیدم که چقدر خانواده برا امریکایی ها مهمه(حداقل همین خانواده های دوستان شما رو که دیدم و همینطور جشن هاشون تو خیابون) که دور هم جمع میشن و به فکر بازی و سرگرمی با خودشون و بچه هاشون هستن و این برا من واقعا جالب بود چیزی که من اینجا ندیدم. اینجا وقتی خانواده ها دور هم جمع میشن هر کسی یه گوشی دستش گرفته و فقط جسمشون پیش همه و روحشون با هم فاصله داره فرسنگها. این اگه نشون دهنده ی بنیان محکم خانواده نیست پس چیه؟
خلاصه که باورم در مورد امریکا و امریکایی بخصوص اون دو موردی که گفتم خیلی تغییر کرده.
از چی باید بگم از زیبایی و تمیزی شهر و طبیعت و ساحلشون از شادی مردمشون از اینکه خودشونن بدون نقاب و ماسک انگار که واقعا بهشت خدا اونجاست و خدا در دل تک تک اونهاس از فراوانی باران آب رودخونه دریا اقیانوس از احترامشون به غریبه ها.
استاد جان من عاشقتونم که خدا در دل پاک شما و مریم عزیزم هست و اینقد خداگونه و زیبا به همه چیز نگاه میکنید و دید ما رو هم زیبابین کردین. من از خداوند بی نهایت سپاسگزارم که منو به سمت این سایت توحیدی و پیامبر زمانه هدایت کرد که بتونم همه کس و همه چیز را زیبا ببینم و خودم را با تمام مردم دنیا یکی بدونم بی قضاوت و بی ریا.
خدایا عاشقتم عاشقتم عاشقتم
به نام تنها امیدم !
امروز هم سپاسگزار برکات ارزشمند تو هستم.
من امانت دار روح تو هستم و تمام تلاشم را میکنم تا آن را پرورش دهم و نگاهم را به تو متمرکز میکنم
و در آسمان بیکران تو پروازکنان میرقصم و به آغوش گرم تو پناه میبرم چون اساس خوشبختی من همین است….
تو ابدیتی هستی که همیشه با روش های مختلف با من صحبت میکنی تا حضور پرنورت را حس کنم بدانم و آگاه باشم که فقط و فقط تو شنوای دانایی …
امیدم! برای همه روز و شبهای زندگیم که توانستند، مرا قوی و باتجربه کنند، شکرگزارم.
خدایا شکرت که تحت حمایت کامل تو هستم ؛من خودم رو به خودت سپردم.
میدونم که تو ، هر لحظه هر جا از من محافظت میکنی.
خدایاشکرت تو مراقب من هستی تا همیشه شاد باشم.
خدایا شکرت من احساس امنیت دارم چون در پناه تو هستم و من تو رو دوست دارم.
خدایا شکرت که من توان سپاسگزاری از تو رو دارم.
خدایا شکرت که تو من رو دوست داری.
سلام ب استادم عزیزم و همه عباس منشی ها
ب نام خدایی ک قدرت تغییر و انتخاب مسیر زندگیمون رو ب ما داد…
من بیش از سه ساله ک ب شما هستم و میتونم بگم کمتر روزی شاید باشه ک فایل های شمارو گوش نداده باشم و اونقد روحم ب شما نزدیک شده و روحیاتم تغییر کرده ک حتی تو خوابم هم با شما هستم…
درسته ک نتایج ظاهریم(قابل دیدن برای سایرین) خیلی آهسته داره تغییر میکنه اما هیشکی بهترم از من نمی دونه چقدر خیلی حال درونی منی ک حتی تو کودکی پر بودم از مقاومت و در صلح نبودن با خودم، چقدر الان در آرامش هستم بماند ک وضعیت مالی و روابطم هم خیلی تغییر کرده…
تعصب و ترس از متفاوت فکر کردن چیزی بوده ک از زمانی ک یادم میاد باهاش ب واسطه ی مهاجر بودن در ایران و افکار مذهبی رو ب رو بودم… و از زمانی ک خودمو پیدا کردم متوجه سمی بودنشون و اثرات و بدش تو زندگیامون ذهنمو ب چالش کشیده…
برا همین با اینکه کلی زمینه ی این موضوع رو داشتم ک ب آدمی نژاد پرست و متعصب تبدیل بشم این تضاد باعث شد روحیات آزاد تری رو تو خودم پرورش بدم و در کل نسبت ب واژه های مهاجر و مهاجرت و غریبه و بیگانه متفاوت فکر کنم … و همیشه بسیار راحت با مردم ایران ارتباط دوستانه ای داشتم و بسیار دوستان نزدیکی دارم…
میخوام بگم درسته ک پیش زمینه های ذهنی بسیار تاثیرگذاره اما انتخاب چ افکاری دست خودمونه فقط کافیه ب دلمون و بخشی خدایی درونمون وصل بشیم و اونوقت خیلی راحت درست و غلط خیلی چیزارو تشخیص میدیم و دیگه اگاهانه انتخاب میکنیم چطور فکر و رفتار کنیم…
و اما در مورد آمریکا
ذهنیت قبل از آشنایی با استاد
1. مردم آمریکا خیلی خشنن
2. قدرت طلب و زورگو هستن
3. دزد
4. طبیعت خشک
5. بنیان خانواده ضعیفه
6. همش الکل میخورن
7. همه چاق و تنبلن
8. اونجا پر از کارتن خوابه
9. نژادپرستن
و کلا احساس بدی داشتم…
ذهنیت بعد از اشنایی و مشاهده زندگی استاد
1. مردم بسیار با خودشون در صلحن
2. مردم بسیار شادن
3. طبیعت بی نظیر ک روح ادم پرواز میکنه
4. خانواده دوست و وفادار
5. مردم با چارچوب و اصولی هستن
6. مردم بسیار سخت کوش
7. پایبند ب اصول اخلاقی هستند
8. اقتصاد بسیار غنی و حساب شده
علت شکلگیری این افکار
1. اعتقادات مذهبی ای مثل حکومت داشتم و بنابراین میزان تاثیرپذیری منو از رسانه کشور بالا میبرد
2. کتاب های درسی
3. فیلم ها
4. ندید الگو و نداشتن دوست اشنایی ک در امریکا زندگی کنه
دوستان و اقوامی داشتم ک در سایر کشور ها بودن اما در مورد امریکا هیچکس نبود ک بیاد چار تا خوبیشو بگه…
5. داشتن ترس از شک کردن ب اعتقادات مذهبی ک تا اون موقع تو مغزم داشتم. (ترس بزگترین سم زندگی)
6. من فکر میکنم مهم ترین دلیلش این بوده ک اونقد تو زندگی ب تضاد برنخورده بودم و یا اونقد درونم خواستار تغییر تو مسیر زندگیش نبوده چرا ک اگر واقعا از عمق وجودمون خواستار تغییر بشیم. (مثل سه سال قبلم) حتما زودتر از اینها با الگو ها، مطالب یا خوده استاد آشنا میشدم ک کمک ب تغییر و اشنایی با سبک جدیدی از زندگی بشم.
قسمت جالب و دوست داشتنی ماجرا 😍😍😍
اول بگم ک من مدت هاست حس بسیار بسیار خوبی ب آمریکا، مردمش،طبیعتش، فرهنگش، اقتصادش و… دارم.
وقتی استاد تو این فایل داشتند در مورد کامنت ها و افکار مردم صحبت میکردن تازه یادم اومد ااااا منم اینجوری فکر میکردم منم حتی با دیدن خانواده ها تعجب میکردم ک ااا اینهمه زوج خوشبخت اونجاهست، چ طبیعتی، چ ثروتی، چ انسان های شریفی و…
همیشه ب این وقتا ک میرسم اینقد ذوق میکنم ک بیا و ببین
چرا؟ چون ینی من اونقد اروم تغییر کردم ک دیگه شخصیتم عوض شده ک حتی یادم نیس چجوری فکر میکردم😊😊😊
افکار خوب و مثبت بخشی از من شده… و مطمئنم خوابام هم ب واقعیت میرسه و ب زودی امریکا میام😘😘😘
تشکر از همه ی دوستان
سلام ودرودبر استادعزیز که با آموزش های عالی وبینظیرش به ماکمک کرد تا هدایت پروردگار رو ببینیم وبفهمیم ودر زندگی ازش کمک بگیریم برای رسیدن به خواسته هامون وبیشتر لذت ببریم از داشته هامون😊ذهنیت من قبل از تماشای برنامه ی سفر به دور آمریکا وزندگی در بهشت در رابطه با نوع پوشش وحجاب آدمها انقدر خراب وویروسی بود که هر وقت حتی در شهر خودم که من در شهر قم بزرگ شدم ودرحال حاضر هم زندگی میکنم با خانمی مواجه میشدم که حجاب سفت ومحکمی نداشت ذهن من بهم میگفت که این آدم اصلا آدم درستی نیست و مشکل داره که این باور اول از خانواده ام وبعد از مدرسهو شهری که توش بزرگ شدم بهم انتقال پیداکرده بود تاجایی که حتی با همسرم که ازدواج کردم هم تعصب بالایی روی حجاب داشت ومن همیشه وهمه جا با سختی حتی توی مسافرت لب دریا باچادر باید میرفتم ودیگه خودتون حسابش رو بکنید لب دریا، شن وماسه ،چادر و…چه قدر همه چیز سخت بود چقدر لذت نمیبردم چه شرایط سختی رو تحمل میکردم اما بعد از اینکه با استاد آشنا شدم عضو سایت شدم وبرنامه هاو سریالهاشون رو دنبال کردم کم کم نگاهم به حجاب تغییر کرد قرآن رو خوندم مطالعه کردم و با منطق تونستم ذهنم رو و باورهامو در مورد حجاب تغییر بدم من آدمی بودم که اگر جایی خانمی رو میدیدم که حجاب سفت ومحکمی نداشت احساس میکردم که نباید اصلا جواب سلامش رو بدم نباید باهاش حرف بزنم نباید ازش چیزی خرید کنم اصلا انگار تو ذهن من بی حجابی با خدا و ایمان به خدا در تضاد بود حالا من با اون حجابم تو ذهنم چقدر قضاوت آدمهای بی حجاب رو میکردم کم کم که پیش رفتم و بادیدن سریال زندگی در بهشت وسفر به دور امریکادیدم که اینها چه آدمهای خوبی هستند فقط به خاطر راحتی وآزادی و شرایط وکشوری که توش بزرگ شدن اصلا به حجاب اعتقاد ندارن حجاب ندارن ولی چقدر همه ی کارهاشون درسته چقدر بهتر از ماهایی هستند که حجاب داریم اما غیبت میکنیم حجاب داریم اما قضاوت میکنیم حجاب داریم نماز می خونیم ولی حواسمون به حروم وحلال ومال مردم نیست و…از نظر من بد ترین چیز قضاوت مردم کردن هست یعنی شما شاید به زبان قضاوت نکنی اما تو ذهنت با نگاهت قضاوتشون کنی واین خیلی بده قضاوت واقعا کار مانیست باید سرمون تو زندگیه خودمون باشه وخلاصه اینکه نگاهم خیلی عوض شد خیلی تغییر کرد تاجایی که آگاهانه نوع پوشش خودم رو هم عوض کردم و مانتو وشال رو انتخاب کردم چون راحتی رو دوست داشتم دوست داشتم وقتی میرفتم طبیعت انقدر درگیر چادر و حجابم نباشم تا از زیبایی ها لذت نبرم با نگاه سنگین اطرافیانم و خانوادم روبرو شدم اما پر قدرت ادامه دادم والعان دیگه همه پذیرفتن وبه قول ترامپ همه فراموش کردن😂 قضاوتهایی هم که در مورد من توی ذهنشون میکنن مال خودشون مهم اینه که من العان راحت و بدون هیچ درگیری بیرون میرم خرید میکنم و پشت فرمون میشینم وراحتم ونگاهم به اون دسته از خانومهایی که حجاب نداشتن چقدر عوض شد چقدر عالی شد باهاشون راحت ارتباط برقرار میکنم ومیگم و میخندم و دوسشون دارم 😍چقدر دوسشون دارم😊 در مورد اونهایی که حجابی مثل حجاب قبلا خودمم دارن هم همیشه به خودم میگم اونها هم مثل قبل خود من هستن نمیدونن که ،اینکه راحت باشی و لذت ببری هیچ گناهی درش نیست و امیدوارم که باورودی های مناسب دادن به ذهنمون بیاییم بامنطق تمام کارهای سخت و دشواری که از گذشتگانمون بهمون ارث رسیده رو تغییر بدیم و باخوندن قرآن و آگاهی بفهمیم که چی اصله و چی فرعه به جای توجه به فرع وجاموندن از اصل که همون توحید هست بیاییم تمام توجهمون رو بزاریم روی توحید واصلمون رو درست کنیم😊اون وقت چقدر همه چیز خودش خود به خود درست میشه!خدایا مارو هدایت کن به راه راست ،راه کسانیکه به آنها نعمت داده ای .شاد باشید😊
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به استاد عزیزم و مریم جون 🥰
☆من قبلنا که اخبار نگاه میکردم همش میدیم که توی امریکا دعوا وجنگ هست و اصلا یک درصد هم این کشور امنیت نداره، و اصلا دوست نداشتم که یه بار هم به امریکا سفر کنم چون فکر میکردم با امنیت ترین کشور ایرانه، و وقتی که دفعه های اول فایل های سفر به دور امریکا را میدیدم خیلی با افکار من در تضاد بود . چون من از بچگی همش نکات منفی امریکا را میدیدم ولی الان زیباها، و الان به این رسیدم که امریکا که از با امنیتترین کشورهاست و دروغ هایی که من درباره جنگ می دیدم اصلا وجود نداره. حتی توی سریال زندگی در بهشت یکی از موردهایی که واسه من جالب بود اینکه بسته هایی که استاد سفارش میداد میومد و چند روز هم دم در بود و کسی به این بستهها دست نمیزد.
☆یکی دیگه از باورهای من که داشتم این بود آدم های با حجاب نمیتونن برن امریکا چون توی رسانهها دیده بودم آمریکایی ها به شدت بی حجاب هستند و از آدمهای مذهبی بدشون میاد تا اینکه سریال سفر به دور امریکا رو دیدم که آدم هایی با حجاب های مختلف با هم هستند و به هم احترام میگذارند و اصلا فاصله طبقاتی وجود نداره👍
☆من قبلنا از اطرافیانم شنیده بودم کسی که حجاب نداره ،موهاش بیرونه نماز نمیخونه صددرصد میره جهنم، و این باور درشکل گرفته بود که آدم هایی که در کشورهای اروپایی و امریکا زندگی میکند میرن جهنم چون نه نماز میخونن، نه حجاب درستی دارن ولی الان با دیدن سریال ها و فایل های استاد و خواندن بعضی از آیات قرآن، ۱۸۰ درجه طرز فکرم تغییر کرد که اصلاً اینطور نیست و نباید چرت و پرت های اخبار رو باور کنم و الان خودم یکی از اهدافم مهاجرت به امریکا است😍🤗
☆یکی دیگر از چیزهایی که من در اخبار دیده بودم اینکه امریکا ی کشوری کویری هست و اصلاً درخت نداره چه برسه به دریاچه و دریا ، و فکر میکردم که ایران از امریکا سرسبزتر هست😂 ولی الان خیلی خیلی باورهام درباره امریکا تغییر کرده و با دیدن سریال زندگی دربهشت و سفر به دور امریکا فهمیدم امریکا این همه زیبایی قابل تحسین داره که واقعا فوق العاده هست و حتی از شمال ایران هم قشنگتره🌿
☆یک مورد دیگه که زیاد تو سریال ها دیده بودم و شنیده بودم نژاد پرستی هست
یا دیده بودم که سیاه پوست ها آدم های اصلا خوبی نیستند و نباید باهاشون دوست شد ، و سفید پوست ها به سیاه پوست ها برتری دارن یعنی یک دید طبقاتی و برتری، ولی الان تو سریال دیدم که نه بالا اصلا هم اینطوری نیس سیاه پوست ها آدم های بشدت مهربون و خوب هستند
و یک چیز جالب که توی فایل های شما بهش پی بردم اینکه آدم های امریکا چقدر با خودشون توی صلح هستند و به دیگران احترام میزارن و مهربون هستن و اصلا خودشون رو بالاتر از دیگران نمیدونن
مثلا توی یکی از فایل ها که شما و مریم جون رفتین خرید بعد که اومدین بیرون یکی از بازیکنای تیم اومد به شما گفت که میخواین ازتون عکس بگیرم
یا تو مسیر کلی واستون دست تکون داد و ی درصد هم خودش رو بخاطر اینکه بازیکن ی تیم خوب بود بالا نگرفت🙂
استاد جون خیلی خیلی از شما و مریم جون ممنونم که ی سری فایل ها در قالب زندگی در بهشت و سفر به امریکا درست کردین که ما آدم های که ی سری اخبار های منفی در مورد امریکا دیدیم کلا افکارمون تغییر کنه و بدونیم که امریکا این همه زیبایی داره 🤩
مریم 🤍🦋
سلام استاد عزیز و خانم شایسته گرامی .بابت اینکه برای تغییر هموطنانتون وقت میذارین و عاشقانه کار می کنین ازتون تشکر میکنم.
در موردقسمت اول: دیدگاه قبل من در مورد امریکا این بود که اونا اصلا احساس ندارن ،همیشه اونجا قتل انجام میشه و هیچ دینی ندارن. انسانیتی وجود نداره، همه چیزشون حتی نفس کشیدنشون تحت کنترل دولته. اینکه مردم امریکا انسان های خشکی هستن و هر کس بفکر خودشه. مردم امریکا کل فکرشون مسائل جنسیه و از آزادیای جنسی که دارن سوء استفاده میکنن و افراد خانواده در حال خیانت به هم هستن و اصلا زندگی مشترک معنا نداره. اینکه در این کشور مسلمونا بیچارن و ایرانیا به بدبختی زندگی میکنن.نژاد پرستن و غیر چشم آبی ها بقیه بیچارن.امنیت هم که اصلا دید مثبتی بهش نداشتم. در مورد طبیعت چون توی فیلما و مستندات دیده بودم از طبیعت خوشم میومد و لذت میبردم. و اینکه اونجا دزدی زیاد میشه و روابط انسانی وجود نداره. به طور کلی اصلا دید مثبتی به مردم امریکا نداشتم.
قسمت دوم: من چون دهه شصتی هستم بیشتر به دلیل اخبار تلویزیون و حرفای مسئولین که می شنیدیم، چیزایی که تو کتابای تاریخ توی مدرسه میخوندیم،چیزایی که توی مراسم مذهبی بهمون میگفتن، این نگرش رو توی ما بوجود آورده بود. توی مدارس هر مراسمی بود روز دانش آموز ،دهه فجر و .. هر جشنی داشتیم اولین حرف این بود که کشورای دیگه رو با شعار مورد عنایت قرار میدادیم و میگفتن انقد داد بزنین که صداتون امریکا برسه!!!!!
به طور کلی تلویزیون، کتاب ها، فضای جامعه هر چی میدیدیم و میشنیدیم بدی های امریکا بود. حرفای مسئولین، روحانیت ،معلما و دبیران و … همه در مورد این بود هر کی تو امریکاست گشنه و بدبخته. چون اونجا دین ندارن و به هیچی معتقد نیستن.
قسمت سوم: سفر به دور امریکا و سریال زندگی در بهشت کلا باورای منو در مورد امریکا شخم زد. اینکه چقد امنیت وجود داره این همه وسیله چند روز میاد دم در خونه و کسی بر نمیداره. در این مورد یکی از دوستام هفته پیش تعریف میکرد رفته روستاشون کمک پدر بزرگش. رفته از باغ برای گوسفندا علوفه بیاره. ظهر میرسه در خونه پدر بزرگش میره داخل.پدر بزرگش میگه علوفه ها کو؟ رفیق ما میگه آوردم دم دره حیاطه. پدر بزرگش میگه بدو برو زود بیار تو حیاط الان نماز تموم میشه مردم از مسجد میان برمیدارن میبرن!!!! اینکه چقد انسانیت وجود داره و بی دریغ به هم کمک میکنن. زمانی که شما توی معب یوتا موتورتون پنچر شده بود گروه موتورسواری دکترا خودشون براتون پنچری گرفتن. یا همسایتون لری که شما خبر ندارین میاد مسائل رو حل میکنه. یا وقتی شب بنزین جت اسکی تموم شد چند گروه برای شما بنزین اوردن و جون شما براشون مهم بود.
اینکه چقد مسئولیت پذیرن و هر کس هرکاری رو به بهترین شکل انجام میده. تو ایران من به این تضاد برخوردم ماشینمو بردم نمایندگی برای گارانتی یه قطعه ای ازش دزدین که گارانتی قبول نمیکنه و توی بازار هم قیمتش چند برابره. همونجا با خودم گفتم همون کسانی که خریداتون رو میارن و شما نیستین مثل وسایل تراکتور و … براحتی میتونن بیان خونه لوازمو بردارن برن یا حتی یه دونه تخم مرغ بردارن برن. که این مسئولیت پذیریشون و امنیت بالای اونجا رو نشون میده.
یا قوانین رانندگی که اونجا به بهترین شکل رعایت میشه.
بنیان خانواده و رابطه تو خانواده دوستتون با همسرش hope و روابطشون با بچه هاشون چقدر عالی بود. چقدر بچه هاشون رو مسئولیت پذیر تربیت کردن. یا رابطه اون اقای ایرانی با همسرش که خانم معلم بود چقدر دیدنی و لذت بخش بود. و گل سر سبدش رابطه رویایی شما با مریم خانوم که الگوی ما هستین.
در رابطه با سبک زندگی مون که خیلی تغییر کرد.دیگه چند ساله نه اخبار نه سریال تلویزیون نه هیچی فقط هر شب یکی سریال زندگی در بهشت، قبلا سفر به دور امریکا و قبلش هم فایل های رایگان زندگی منو و همسرمو متحول کرد.چقدر رابطه ما عالی تر شده و این از معجزه دیدن فایل های زندگی شماست. و اینکه هر وقت دلمون میگیره یا از چیزی ناراحتیم اولین کار دیدن فایل های زندگی در بهشت هست.
اینکه اصلا نژاد پرستی به اون غلظتی که بما گفتن وجود نداره و شما 60 درصد امریکا رو گشتین ما خشونتی ندیدیم. همش لبخند به دوربین بود و ابراز احساسات.
آزادی مذهبی که اصلا باورم نمیشه که اون همه دین و مذهب انقد راحت باهم کنار بیان. ما دو فرقه اصلی شیعه و اهل تسنن داریم هر کدوم میخوان ثابت کنن ما بهتریم.
در مورد کسب و کار چقدر راحت کسب و کار ایجاد میشه و قوانین دست و پاگیری وجود نداره. ر ایده ای رو میتونن اجرا کنن و خدمات بدن.
تغییر مهم دیگه توی زندگی من اینکه در مورد اینده نگران نیستم. بقول شما یکی یکی i wish ها رو دارم بهشون میرسم تا اون حرص و طمع رو توی وجودم کم کنم و نگرانیم نسبت به آینده نداشته باشم.
در آخر استاد عزیزم از شما و خانم شایسته یک دنیا ممنونم واقعا متشکرم خدا خیر و برکتش رو به زندگیتون بده.
سلام بر استاد خوبیها و سلام به مریم عزیزم.
من کلی فکر کردم و دیدم منم مثل شما چندان محدودیت ذهنی درباره کشور امریکا نداشتم برای همین شواهد داره نشونم میده که چطور میتونم به این کشور زیبا با مردم دوست داشتنیش هدایت شم🤗 تنها چیزی که از قدیم توی ناخوداگاهم بود این بود که اسلحه توی این کشور بیداد میکنه و کشت و کشتار توی این کشور فریاد میزنه و به خودم میگفتم اخه چطور میشه که این کشور قدرتمند نمیتونه امنیتو برای مردمش فراهم کنه و اینقدر خر تو خره. البته این طرز فکرمم به خاطر فیلمایی بود که میدیم و دوم اینکه اونجا مردم از صبح تا شب مثل سگ کار میکنن تا چندرغاز در بیارن و اصلا تفریح و شادی معنی نداره ،ولی از وقتی که فایل سفر به دور امریکا و سریال زندگی در بهشت رو دیدم به خودم گفتم ببین استاد داره اونجا کلی خوش میگذرونه و با خونوادش کلی عشق و حال میکنن و ثروتمند هم هستن اون چند تا خونواده ای که اومدن پرادایس و همگی خوش گذروندن،تفریح کردن پس اینا چی رو میگن،آخه اینجا مردم برای هر چیزی خوشن،میرقصن،برای کوچکترین جشن و مسابقه توی خیابونا میان و شادی میکنن پس اینا چی رو میگه برای همین تصمیم گرفتم که روی باورام کار کنم و اینکه کی چی میگه رو دور بریزم و فقط وفقط با چشمان خودم اونارو ببینم و حس کنم . خدایا شکرت منونم استاد عزیز که کلی تجربیات جدید،کلی احساس جدید و کلی دیدگاه ذهنی رو به صورت فیلم با گوشی و با عشق به ذهن پرسشگرمون نشون دادین و سپاسگزار خداوند مهربانم که هر لحظه داره ما رو به سمت خواسته هامون هدایت میکنه خدایا شکرت، خدایا شکرت،خدایا شکرت