این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/06/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2021-06-05 07:42:142025-04-14 21:21:27سریال زندگی در بهشت | قسمت 174
911نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
وقتی ورودی های ذهن اشتباه باشد به هر دلیلی باورهای اشتباه شکل می گیرد و خواسته های اشتباه ایجاد می شود. وقتی از بچگی در مورد آمریکا چیز خوبی نشنیده ام و ندیده ام چه در مدرسه و چه از تلویزیون یقینا این کشور را جایی ناامن و پرفساد و اینکه پایبندی به خانواده وایمان و اعتقاد به خداوند وجود ندارد و مردم در بدبختی به سر می برند می دانستم اما با دیدن این فایلها کم کم فهمیدم که باورهای ساخته شده در من اشتباه بوده این همه زیبایی ،آزادی و شاد و رها زندگی کردن همه نشان دهنده این است که تا به امروز باورهای من اشتباه بوده است. البته باید اعتراف کنم که این نکته خیلی مهم است که شما چون اشخاص مثبت و زیبا بینی هستید به سمت زیبایی ها و خوبی ها هدایت می شوید و آنها را برای ما به تصویر می کشید واین باعث می شود ورودی های ذهن ما عوض شود و درنتیجه باورهای ما نیز عوض شود و خواسته های جدیدی در ذهنمان ایجاد شود اگر انسان منفی نگری قرار بود این سریالها را بسازد شاید من هنوز بر همان باورهای قبلی می ماندم چون او بخاطر ندیدن زیبایی ها و تمرکز بر روی منفی ها و ایرادات این ایالت باعث می شد ما بر همان باورها بمانیم . به نظر من ساختن باورهای زیبا و مثبت نگر در هر زمینه ای به ما برای خواسته های بهتر کمک می کند و این اتفاق با ورودیهای مثبت و زیبا می افتد مثل این فایلها که سرشار از انرژی و زیبایی هستند این فایلها من را به این باور می رساند که با انسانهای مثبت و زیبا بین رفت و آمد کنم و الان واقعا می فهمم ورودی ها چه تاثیر بزرگی برباورهای من دارند و از این بابت از استاد عباسمنش عزیز تشکر و سپاسگزاری میکنم و خداوند را شاکرم که با این خانواده عزیز آشنا شدم.
به نام الله که رحمتش بی نهایت است و آنرا به همه ی مخلوقاتش می رساند….
.
چند سالی هست که با اشنایی با شما استاد عزیزم و مریم جانم و تمام دوستان مهربانم تبدیل به انسان دیگه ای شدم که به قول استاد هیچ ربطی به اون آدم قبلی نداشت…این تغییر اونقدری زیاد بود و به من چنان عزت نفس، حس لیاقت و انگیزه داد که مدتهاست که روزهام مشغول کار کردن روی خودم و ساختن آرزوهایی شده که برای همه باورش دور از ذهنه و همینطور تلاشی که برای هیچ کس باور کردنی نیست….
من به همه ی اون ادما حق میدم که اینقدر متفاوت باشن و متفاوت فکر کنن چرا که خودشون نخواستن که باور کنن که میشه؛ که خدا زنده است و همیشه هست ….
به هر حال پس از چند سال تونستم بیام و این فایل استاد باعث شد بتونم یکم بگم از منه پس از او…
شاید خنده دار باشه اما تو آستانه ی تولد سی سالگی من فقط خودمو یه دختر بچه ی ۴ ساله میدونم که روزهای زندگیم از زمان اشنایی و باور کردن استاد عباس منش شروع شد و تا قبلش چیزی جز مردگی نبود چون خدایی نبود چون ایمانی نبود چون خدایی بود که در واقع فقط بتی بود که دیگران تو ذهن من ساخته بودن و من ناچار بودم به ترسیدن ازش و پرستش ظاهریش …
اما نکته اینجا بود که اون خدای واقعی میدونست که من با تمام وجودم خواستم که اون تو زندگیم جریان پیدا کنه، پس شد زبون استاد عباس منش، صدای استاد عباس منش، فکر استاد عباس منش، هدایت زندگی استاد عباس منش، تضادای زندگی استاد عباس منش؛ حتی جریان پیدا کرد توی احساس مریم شایسته، شد عشق مریم به ساختن و ثبت لحظات سفر به دور امریکا و سریال زندگی در بهشت ، جریان پیدا کرد و شد عشق مریم و استاد بهم و همراهیشون؛آره این خدا و این انرژی هماهنگ شد با ندای قلب استاد عباس منش و ثمره اش شد آرامش ما ها که بزرگ ترین نتیجه است ….
قبل ازهمه چیز خدا رو سپاسگزارم که در طول تاریخ خلقت منو دقیقا توی زمانی ومکانی خلق کرد که بتونم آگاهانه با این هدایت ها آشنا بشم و بهشون ایمان بیارم.
فقط یک لحظه به این هماهنگی فکر کنین؟؟؟؟
واقعا جز سپاسگزاری چه کار دیگه ای میشه کرد؟
.
تا قبل از سریال زندگی بهشت و دیدن روابط استاد و مریم جان من هیچ وقت تو ذهنم نمیگنجید رابطه به این زیبایی رو من بارها دوره عشق و مودت رو گوش کرده بودم اما خیلی از قوانینی که استاد اونجا میگفتن توی سریال زندگی در بهشت برام واضح شد که وقتی استاد از وابسته نبودن میگن چقدر زیبا نمود این باور رو میشه توی رفتار استاد و مریم جون دید،واقعا من عاشق لبخندای زیبای مریم جونم که بعنوان یه دختر میبینم وقت عشقش داره چند روز ازش دور میشه و میره سفر با صدای قشنگش و با آرامش کامل عشقشو بدرقه میکنه. چقدر زیبا کنار استاده و چقدر زیبا با هم هماهنگن.
لحظه به لحظه کنار هم کار کردناتون رو بدون ذره ای اخم و یا غر زدن …
آخ که چقدر از مریم جان یادگرفتم وقتی با عشق همه جا رو تمیز میکنه و برای استاد و خودش غذا درست میکنه واقعا همچین الگویی رو کجا میشد دید تو زندگی معمول همه که همه چیز از روی اجبار و روتینه …
منم مثل استاد عاشق انباکسینگ و خریدم واقعا خریدای استاد از Amazon ,یه عالمه آنیاکسینگ همیشگیشون چقدر این باورو تو ذهن من قابل دستیابی کرد که میتونی انقدری ثروتمند باشی که با یک کلیک هرچی که میخوای رو انقدر راحت و بی دغدغه بخری….
من بارها خیلی از محصولاتو گوش دادم اما واقعا با این فایل های زندگی در بهشت و سفرنامه تونستم به اون باوری برسم که نتیجه میده و شاید باورتون نشه که نشونه ها انقدر واضح میشدن مثلا زمانیکه بازی سوپربال در حال برگزاری بود و من فایل اون قسمت رو دیدم زمانی بود که خانواده من برای سفر به قشم رفته بودن و من ازشون خواستم که برای من یه بلوز سفید پشمی بخرن چون من هم سرماییم و هم عاشق رنگ سفید ، باورتون میشه وقتی اون لباس رو برای من آوردن و دقیقا تو روزی رسید به دستم که استاد و مریم جان اون فایلی رو گذاشتن که برا پیدا کردن تخم مرغ توی تمپا رفته بودن به اون محله ی تفریحی، و خدا رو شاهد میگیرم به این اتفاق که روزی که بلوز رسید به دست من و من با دیدنش میهوت بودم وداشتم میمردم از اینکه روی پیرهنم نوشته بود : TAMPA BAY BUCCANIERS….
واسه ی من که توی شیراز زندگی میکنم از قشم یه همچین نشونه ای تو یه همچین زمانی اومد….
.
خلاصه که این سریالا یجورایی انقدر ریز و تدریجی زندگی ما رو عوض کردن که خیلیاشو شاید واضح نبینیم مثلا خود من تو این چند سالی که دارم رو خودم کار میکنم باورتون میشه حس میکنم مادر من که اصلا این فایلا رو گوش نداده حتی بیشتر از من تغییر کرده یجوری که خودشم خبر نداره؟؟؟؟؟
برای من تک تک این فایل ها و تک تک لحظاتش حس خوب و تغییر باور و الگو سازی بود و واقعا نمیدونم کدومش رو باید بگم که حق این فایل ها ادا بشه… فقط میدونم کسی که واقعا باورکنه قوانین رو توی بهشته همونطور که ما تک تک لحظات دیدن فایل ها رو اونقدر حسمون خوب هست که حس میکنبم ما هم تو همون لحظه توی پردایس یا هرجایی کنار استاد هستیم یا یکی مث من حتی پیرهن تیم شهری که دوست دارم توش زندگی کنم رو هم از الان دارم…
.
میتونم بگم من همیشه به اخبار بی علاقه بودم و به قول دوستان از کشور امریکا فقط اولین جمله ای که شنبده بودم شعاری بود که علیه آمریکا میدادن و بیشتر توی فیلما میدیدم که آمریکا چطوریه و همیشه چون عاشق مهاجرت بودم نکته های مثبت اونجا رو میدیدم راجع به آزادیشون، امکانات زیادشون و …
اما میتونم بگم سفرنامه و اونچیزی که استاد و مریم جون نشون دادن واقعیت زندگی خودشون و اتفاقات و آدمای هماهنگ با باورهاشون بوده،شاید آدمای دیگه از آمریکا چیزای دیگه ای ببینن که با واقعیتی که استاد تجربه میکنن متفاوت باشه ….اما تغییر فرکانس ما هست که اتفاقات همسنگ با باورها و حس ما رو سر راهمون میذاره و من مطمئنم اگر استاد هرجای دیگه ی دنیا جز امریکا هم بودن بازهم با همچین آدم ها و شرایطی مثل اونچیزی که الان دارن مواجه میشدن چون این ها فقط اتفاقات مطابق باورهاشونه که اونجا دارن تجربه میکنن.
و اینکه چیزایی که استاد از تجربیاتشون توی امریکا نشون میدن حتی ورای اون چیزی هست که میشه از خود حتی فیلم های امریکایی دید و این ها فقط مربوط به یک چیزه اونم باورها و فرکانس های استاد.
.
ممنونم ازتون از همه تون که هستین و خوشحالمم که تو این دنیای پر از آدمای تنها . پریشون ما با هم هستیم و خدا رو داریم خدایی که جریان پیدا کرد به زندگی استاد و مریم تا به ماهایی که خواستیم که باشه بیشتر خودشو نشون بده و هر روز بیشتر دلبری کنه و ما رو عاشق خودش کنه….
عاشق همتون هستم و سپاسگزار چشم های زیباتونم که این چند خط نوشته منو خوندین.
سلام استاد عباس منش عزیز و استاد مریم شایسته نازنین. اول از همه اینکه میخواستم به ویژه از مریم جان شایسته تشکر کنم که با وجود اینکه استاد زیاد علاقهای به ساخت سریال سفر به دور امریکا نداشتن، ولی مریم جون روی شهودی که بهشون رسیده بود پافشاری کردن و این سریال را آغاز کردن که در نهایت منجربه به تهیه ۱۰۰ قسمت سفر به دور امریکا و در ادامه آن زندگی در بهشت شد. این درس بزرگی بود برام که حتی اگر خود استاد که این همه روی باورهاشون کار کردن هم به مریم جان شایسته گفتن بیخیال بشو، ولی شهود مریم جان کار خودش رو کرد. سپاس گزارم از هردو شما به خصوص مریم جان شایسته.
اما در جواب به سوالتون استاد جان، باید بگم که یکی از بزرگترین آرزوهای من زندگی کردن در لس آنجلس آمریکا (به خاطر هالیوود) بود، هر موقع میخواستم به جایی غیر از ایران فکر کنم به ال ای فکر میکردم و خیابوناشو تو گوگل ارث میدیدم، اما وقتی شما شروع به ساخت سریال سفر به دور امریکا کردید، دیدم چقدرررر مکانهای بهتری از لس آنجلس وجود داره که هم سرسبز و تمییز و منظم هست و هم خیلی آرامش بیشتری از لس آنجلس داره. همین فلوریدا که شما ساکن هستید رو در موردش تحقیق کردم که یکی از پر آب ترین و سرسبز ترین ایالت آمریکاست و خود آمریکاییها برای بازنشستگی به فلوریدا مهاجرت می کنند. خلاصهاش اینکه من هیچ وقت نظر منفی نسبت به آمریکا نداشتم و همیشه به مهاجرت به آمریکا فکر میکردم، ولی الان تصویر شفاف تری از ایالتهای دیگرش و جایی که دوست دارم در آمریکا زندگی کنم دارم.
یک نکته دیگهای که برام جالب بود که بهتون بگم، همزمان با پایان سفر به دور امریکا، ما هم از تهران اومدیم بیرون و یک خونه بسیار زیبا و ییلاقی در خارج از تهران خریدیم و کل دوران کرونا(اصلا نمیدونستیم تنها دو ماه بعد از خارج شدنمون از تهران، این بیماری میاد) را ما توی یک محیط آرام، خلوت و پر از سرسبزی و کنار کوه و در نزدیکی طبیعت گذران کردیم، زمانهایی که مردم در خانه هاشون در تهران دلشون میگرفت، ما یک تراس بزرگ ۱۷ متری داشتیم(خونه قبلیمون کلا ۵۰ متر بود) که صبحانه نهار عصرانه شام را اونجا برگزار میکردیم، به جهت نزدیکی به طبیعت و دیدن سریال سفر به دور امریکا و همراهی با شما، یکی از بزرگترین پاشنههای آشیل من که مسئله حجاب بود و مدتها بود که به داشتن یا نداشتنش فکر میکردم، به راحتی برام اتفاق افتاد و از این نظر اعتماد به نفسم خیلی بالاتر رفت و به قول شما اصل را از فرع تشخیص دادم، من مدتها بود که دوست داشتم رهاتر و راحتتر باشم، ولی برای امنیتش میترسیدم که نکنه اگه یکم شالم شل باشه، برام خطری ایجاد بشه ولی الان خیلی راحتتر از قبل هستم و شکر خدا هیچ مشکلی هم ندارم چون از درون با خودم به صلح رسیدم.
همیشه فکر میکردم که خیلی باید بی بند و بار باشم اگر برقصم، شادی کنم و بلند بلند تو جمع بخندم، ولی وقتی مردم آمریکا رو دیدم که چقدر روزهای زندگانیشون را با عشق و خنده و رقص میگذرونند و این هم نتیجهاش میشه برکت، ثروت، سلامتی، حال خوب، همونی که خدا تو قرآن به مومنانش تذکر داده که باید به فضل و رحمت من شاد باشید که این از هرآنچه گردآوری کردید برای شما بهتر است، تازه فهمیدم که ببین زهرا که چقدرررر مردم آمریکا مومن هستن، جای تعریف مومن و کافر برام عوض شد. معنی کافر و مشرک برام جا افتاد…. والهی شکر که فهمیدم در جوانی، خیلیا متاسفانه تا آخر عمر تعصب دارن و نمیخوان که حقیقت را متوجه بشن که باباجان، اصلا معنی کافر فرق داره، کافر به بی حجاب و نماز نخون و روزه نگیر و به این آدم و اون آدم ایمان داشته باش نیست، کافر یعنی اینکه تو حق رو میپوشونی و همیشه غمگینی چون نعماتت رو نمیبینی و روز به روز بدبخت تر میشی چرا که داری خلاف این رودخانه خوشبختی زندگی میکنی، اتفاقا مردم آمریکا مردم مومنی هستن، همونایی هستن که در زندگی دنیا بهشت رو تجربه کردن و قطعا در آخرت هم بهشت رو تجربه میکنند، انسان هایی شاد که بیش از مایی که اسممون رو مسلمان گذاشتیم، بی دلیل میخندن، میرقصن و شعار اصلی کشورشون، ما به خدا اعتقاد داریم هست ، این شعار را زندگی میکنند و بهش عمل میکنند و ما نتیجهاش رو در همه ابعاد زندگیشون میبینیم.
واااقعا سپاس گزارم، سپاس گزارم و سپاس گزارم که با عشق و لذت زندگی میکنید، به شهودتون عمل میکنید و به ما هم کمک میکنید که با عشق و آگاهی زندگی کنیم و به شهودمون عمل کنیم تا لذت زندگی رو ببریم. دعاتون بکنم یا نکنم شما همواره سلامت، شاااد، پر از عشق و سعادتمند در دنیا و آخرت هستید و از این بابت خوشحالم.
سلام به همه دوستانم و هم فرکانسی های نازنینم سلام به استاد عزیزم و مریم جان شایسته نازنین
خدارو شکر خداروشکر که هر لحظه آگاه میشم به ذهنم ،طرز فکرم،باورام،عقایدم و خود واقعیم
خداروشکر هر لحظه آگاهی جدید کسب میکنم و از ته قلبم میگم خدایا شکرت منو آگاه کردی
و چقدر حس خوبیه این آگاهی ،به آدم حس رهایی وآرامش میده مثل بچه ای که بدون قضاوت و با کنجکاوی کودکانه دنیا رو میبینه و لذت میبره
نگاه من نه تنها نسبت به امریکا بلکه نسبت به کل دنیا واقعا تغییر کرد و نگاه خیلی بدی نسبت به دنیا داشتم که از باورهای مذهبی، جامعه و کل دنیا نشات میگرفت .فکر میکردم امریکا داره به همه دنیا ظلم میکنه و داره به کشورهای ضعیف تجاوز میکنه و ثروت اونا رو غارت میکنه وبا استعمار دیگر کشورها به ثروت میرسن (آمریکای جهان خوار که دارن جهان رو میخورن!!!!!)به هیچ کس غیر از خودشون اهمیت نمیدن ،خودشون رو برتر میدونن وفقط خودشون رو لایق زندگی خوب میدونن و باقی انسانها بی ارزش هستن(فیلمهای هالیووودی!!!!!)و خیلی چیزای دیگه که وحشی ان، مغرور ونامهربونن و بیرحم
چقدر اونا از من برترن چقدر بزرگتر وقویترن و چقدر قدرتمندن و بادیدن فیلمهای فراماسونری چقدر ترس و پوچی وناامیدی دروجودم شکل گرفت وحالم بد شد !!!ما که ضعیفیم اونا که قوی ان بنابریان با این حرفا ماهیچ ما نگاه! این وسط خدا کشک!
خدایا شکر شکر شکر منو از این افکار شرک آلودم نجات دادی
یا اینکه اصلا خانمها دوس ندارن بچه دار بشن !همدم همه فقط یه سگه!!!یا همیشه در حال خیانت به هم هستن!!
از اون طرف به دلیل باورهای مسخره ای که در ذهنمون جا زدن از وطن پرستی و تعهد به سرزمین مادری و هم وطن و این حرفا اصلا یه چیز عجیبی در اومده بود بیا ببین
و این دیدگاهها برای کل دنیا بود حالا برای هر کشوری یه جور یا حتی هر شهری متاسفانه!!
نه تنها با دیدن سفرنامه و زندگی در بهشت بلکه با دیدن تمام آموزشهای استاد دیدگاهم کلا تغییر کرد که همه ما انسانها یکی هستیم این مرزها این قوانین واین نامگذاریها رو خودمون ساختیم که باعث فاصله همه ما شده !!مایی که همه یکی هستیم وهمه به خداوند واصل خودمون برمیگردیم
اگر من بتونم کاری انجام بدم یا خدمتی بکنم حالا هر جای دنیا به پیشرفت کل دنیا کمک کردم نه اینکه فقط محدود کنم خودم رو به ایران یا فلان شهر
دیدگاهم نسبت به کل مردم دنیا تغییر کرد به تمام انسانها با هر نژادی و قومیتی یا هر شهری
چقدر همه رو از خودم میدونم چقدر به همه عشق میورزم
حتی فراتر مثلا ما به کسانی که در خانواده مون هستند عشق ویژه ای داریم به پدرومادرمون وفرزندانمون که حتی در اشتباهات نیز طرف آنها رو میگیرم اما که همین روابط هم قراردادی است ومتعلق به این دنیاست
من دارم تمام تلاشم رو میکنم به همه عشق بورزم بدون فکر کردن به روابط بدون قضاوت
چقدر در زندگیم ناراحت میشدم اگرکسی به دوستان افغان توهین میکردن وچقدر این داستان رایجه داخل ایران متاسفانه!!!و چقدر خودم ازشون میترسیدم در کودکی ونوجوانی اما واقعا چه انسانهای شریف و سخت کوشی هستن
با دیدن فایلا باورام نسبت به تواضع مردم ،آزادی آنها،احترامی که برای هم قائل هستند به کل تغییر کرد
چقدر عزت نفس بالا و فروتنی زیادی دارند
چقدر در امریکا از هرچیزی بهترینش وجود داره
چقدر مهربانیها قشنگتر قابل لمسه
چقدر شادی کردن در آمریکا راحته
چقدر طبیعت تمیزه وچقدر زیاد به طبیعت احترام میگذارن ،چون خودم عاشق طبیعتم و خیلی دوس دارم اثر منفی روش نداشته باشم،واقعا در هر فایلی به وضوح این داستان رو میدیدم
با سپاس از همه دوستانم واستاد عزیزم ومریم شایسته مهربون
مهدی محمدی هستم و در رابطه با سوالی که در این بخش پرسیدید و کلا در رابطه با آمریکا
من تا قبل از اینکه سریال زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا باور هایی رو داشتم که آمریکایی ها دزد و قاتل و جنایت کاران قهاری هستند و از هر جهت بد و شخصیت های منفی دارن و منابعی که این باورهارو در ذهن من ساخته بودند رو هم شناسایی کردم و بسیار جالبه که بدونید من نابغه و مخترع 8 ساله ایرانم و این رو از این جهت بهش اشاره کردم که حدودا 6 ساله میخوام مهاجرت کنم و هر وقت به پیشنهاد هایی که بهم می شد نگاه میکردم از هر کشوری 100 تا ایراد در می آوردم و به نحوی از بعضی کشور ها که دعوت نامه میفرستادن فراری بودم ( حتی دلیلش رو هم همین باورهایی که در خودم پیداشون کردم میدونم ) اگر بخوام به جزِئیات اشاره کنم تا الانی که دارم دیدگاه ارسال میکنم ، من با ارگان های زیادی همکاری کردم و نتیجه همه شون یکسان بوده ، اول طرحم رو قبول میکردن بعد با یا بدون قرارداد شروع به کار میکردم و با هزینه خودم طرحو اجرا میکردم و بعد تحویل میدادم و زمانی که میخواستن هزینه رو پرداخت کنن که هیچ وقت پرداخت نکردند و در آخر تهدید و تحقیر و … ، و از زمانی که با برنامه ها و آموزش های شما آشنا شدم فهمیدم همه این ها به درون خودم برمیگرده ، استاد من واقعا ممنونم از تمام زحماتی که بابت تهیه و تدوین این سریال کشیدید چرا که نه تنها باورهایی که نسبت به جوامع مختلف داشتم بخصوص در مورد آمریکا عوض بشه بلکه باعث شدید من مسیر مهاجرتم و اینکه خواسته ای که از اعماق وجودم بارها و بارها ، بسیار قوی تر از هر دفعه قبل منو سوق بده و نتیجه دیدن این سریال و سفر نامه برای من این بود که سال قبل من هدایت بشم به پذیرش تحصیلی دانشگاه uwestern کالیفرنیا در رشته ای که بسیار بسیار علاقه دارم بهش و با اینکه بخاطر اینکه نتونستم هزینه تحصیل رو پرداخت کنم پذیرشم رد شد و بعد از اون اتفاقاتی در زندگی من افتاد که باعث شد نه تنها هزینه تحصیلم بلکه از چندین جهت و به نوعی به رشد در جهت تکامل فردی نزدیکتر بشم و اون اتفاق چیزی نبود جز پیشنهاد خرید یکی از طرح هایی که حتی فکر اینکه بتونم اون طرح رو بفروشم برام سخت بود و در آخر خدارو شکر میکنم بخاطر تمام نعمت هایی که به من داده و امیدوارم روزی از نزدیک شمارو ببینم ./
سلام به همه ی دوستان عزیزم از جمله استاد خوشتیپم که هر دفعه فایل میذارید بدو بدو میام دانلود میکنم و هر دفعه سوپرایز میشم از کیفیت مطالبی که میگید. خیلی خوشحالم که راجع به این موضوع صحبت کردید چون این ایراد خیلیا از جمله نیمای چند سال پیش بود که خیلی به تجربیات دیگران اکتفا میکردیم و فکر میکردیم واقعیت همینه، در حالی که قانون رو نمیدونستیم و روحمون هم خبر نداشت که هرکس نتیجه فرکانس های خودشو میبینه و واقعیت یه شهر یا کشور میتونه برای هر کس متفاوت باشه.
راجع به همین شهر تهران که دیگه تو کشور خودمونه و یادمه که اخبار میگفت ایران بهترین جای دنیاست (!) من و پسر خالم که از دوستان صمیمی هم دیگه هستیم سر موضوعات یکسان نتایج متفاوت گرفتیم. برای مثال ما چون کرمانی هستیم کمی لهجه کرمونی داریم که پسر خالم چون دیدش این بود که تهرانیا خیلی ما رو آدم حساب نمیکنن دقیقا هم همینطور میشد و یه جورایی خجالت میکشید از لهجش. همین باعث شد که همیشه با دوستان کرمونیش بگرده و وقت بگذرونه. در حالی که برای من نتیجه یه جور دیگه بود و خیلیا به من گفتن که چقدر لهجت باحاله در حالی که طرز حرف زدن منو اون نزدیک به همه مخصوصا اینکه زیاد باهم وقت میگذرونیم تاثیر میگیریم و حرف زدن و لهجمون هم یکی میشه. همچنین من از سراسر کشور رفیق دارم بر خلاف اون و بهترین دوستانم از بچه های اهواز و کردستان و تهران هستن. خیلی جالبه که همین جا هم نتیجه متفاوته دیگه چه برسه کشوری مثل امریکا که همیشه ازش بد میگن.
راجع به امریکا تنها چیزی که من زیاد تاثیر گرفتم اسلحه و کشت و کشتار بود چون فقط این رو تو اخبار ایران میدیدم که از وقتی هم که اخبار ندیدم دیگه این رو هم فراموش کردم. تلویزیون رو که حذف کردم برای تفریح فیلم و سریال و شوهای امریکا رو خیلی میدیدم و یوتیوب خیلی از ویروس های مسخره رو برای من حذف کرد چون واقعیت امریکا رو میدیدم و یا پیج کسایی که امریکا زندگی میکنند و از اتفاقات جالب امریکا میگن باعث شده بود که دیدم مثبت بشه.
اما بیشترین تاثیر رو از فایل های سفر به دور امریکا گرفتم چون یه مستند بود و مثل سریال ها فیلمنامه نداشت و غیر از اینکه با چیزایی اشنا شدم که قبلا ندیده بودم راجع به قانون هم لا به لاش صحبت میشد. کلی باورهای خوب به من منتقل شد که بیشترین باوری که تکرار میشد باور فراوانی بود
چقدر امریکا سرسبزه و منابع بی نهایته
چقدر RV جالبه و اصلا نمیدونستم که میتونه اینقدر مجهز باشه و برق و آب و فاضلاب و آشپزخونه ی حرفه ای و …
چقدر مردم ثروتمند زیادی هستند که اونا هم RV دارند
چقدر که استیت پارک ها زیادن و طبیعتشون فوق العادست
چقدر ماشین های شیک و لوکس زیاد بود
چقدر که آمازون جنس داره و همه جا استاد همه چی سفارش میداد که تو سریال زندگی در بهشت بیشتر هم شد. نکته ی جالب دیگه امنیت بود که پکیج ها رو میذارن دم در و میرن کسی کاری هم به کار اون پکیج ها نداره و روزها اتفاقی نمیوفته. چقدر خونه ها زیباترند بدون حصار و سیم خاردار!
مستند زندگی در بهشت هم خیلی جالب بود که چقدر میشه از همین امکاناتی که آدم داره با یکم ذوق همه چی رو بهتر کرد و من که اوایل فکر میکردم که پردایس یه جای بی نظیره و همه چی در بهترین حالتشه الان بعد از یه سال دیدن این سریال میفهمم که حتی تو تغییر و پیشرفت هم دنیا فراوانه و محدود نیست. مثل باورها و شخصیت خوب و قدرتمند همه چی بی نهایته. هیچی هیچوقت به کمال نمیرسه.
تو این 2تا مستند دیدم که چقدر روابط بین ادما میتونه بی نظیر باشه و اگه مشکلی پیش بیاد کافیه که ذهن رو کنترل کنیم و احساسمون بد نشه تا خدا خودش هدایت کنه. مثل وقتی که یه اتفاقاتی واسه RV افتاد و یه دستی از دستان خدا مکانیک بود و اومد راحت و سریع کار رو انجام داد. مردم امریکا چقدر شاد و خوشحالن و خوش میگذرونن.
حالا بگذریم از اینکه شما دقیقا به آموزه ها عمل میکنید و ما اینو به چشم دیدیم هم بحث کنترل ذهن و هم بحث عزت نفس که خودتونید و نقش بازی نمیکنید چقدر جلوی مهمون راحتید، چقدر همه هم دیگه رو اونجور که هستند میپذیرن و به زور نمیخوان بقیه رو به راست هدایت کنن. دیگه بارزترینش اون خیابون تو تمپا بود که بعضیا از کلیسا بدون هیچ اجباری داشتن از خوبیای اعتقادات خودشون میگفتن. لب ساحل کسی به افراد محجبه نمیگفت بکن برو تو آب حال کن و برعکس اونا نمیگفتن که بپوشون خودتو چیه با لباس زیر داری میچرخی!!!!!
واقعا دلنشینه دیدن این سریال ها و چقدر درس داره و چقدر عالی روی ناخودآگاه ما تاثیر میذاره. کلی نکات عالی داشتند که برای من مهم ترین هاش باور فراوانی و احساس لیاقت بود. دیگه چی بهتر از این که ببینی که خواسته های جدید در آدم شکل بگیره مثل
منم خونه و باغ و دریاچه ی شخصی میخوام
منم ماشین های اسپرت و موتورهای عالی میخوام
منم RV میخوام
منم کلی لباس و کلاه و وسایل حرفه ای آشپزخونه میخوام
منم اسپیکر خفن میخوام
منم ابزارهای خفن میلواکی رو میخوام داشته باشم که کارها ساده تر بشه
منم تلویزیون بزرگ و با کیفیت میخوام
منم خونه ی با استخر تو یه محله ی آروم و سرسبز میخوام که همه جا انگار فتوشاپه!
من عاشق تکنولوژی ام و من دوست دارم همیشه جدیدترین و بهترین وسایل الکترونیکی مثل موبایل لپ تاپ تبلت ساعت هوشمند و کلی چیزای دیگه میخوام
منم عاشق قسمت هایی ام که با درون فیلم برداری شده و اونا رو خیلی با جزئیات میبینم چون من عاشق درون هستم و فیلد کاریم هم رباتیک هستش و هر عاشق ربات هام.
استاد و مریم عزیز خیلی ازتون ممنونم و خدا رو شکر میکنم که هدایت شدم به این جا که این مستندات عالی رو ببینم. محتوایی با کیفیت که کلی نگرش من رو نه تنها به امریکا بلکه به زندگی تغییر داد تازه اونم رایگان. خیلی خوبی استاد واقعا تحسینت میکنم مرد.
درود به استاد عزیزم و خانم شایسته جان و همه دوستان خوبم
سپاس بی نهایت از خدای بی نهایت ها، به خاطر همین لحظه زیبا که فرصتی به من داد تا بتونم نفس بکشم و چند خطی از تجربیاتم برای شما بنویسم.
اول اینکه من میخام از استاد جان به خاطر تمام فیلم ها و فایل های تصویری و صوتی که از کشور آمریکا تهیه کردند و برای ما در سایتشون قرار دادند، سپاس گزاری ویژه کنم.
و بعد بگم که راستش برای من موضوع تصویرهایی که شما استاد عزیز از شرایط و وضعیت آمریکا ارسال کردید، از سریال های دور آمریکا و همچنین زندگی در پارادایس شروع نشد، بلکه از اون اولین ویدیوی اولی که شما بعد از رسیدن به آمریکا برای ما در تلگرام و یا سایت گذاشتید، شروع شد و همونجا بود که کلی از خدا سپاسگزاری کردم و شاد بودم.
شاید بهتر باشه تا اول یک توضیحی از خودم بدم و بگم که اصلا برای من موضوع آمریکا، موضوعی کاملا متفاوت هست از آنچه که دوستان دیگر باور داشتند و یا هنوز دارند.
من از معدود افرادی بودم که از بچگی یعنی وقتی که حدود ۹ یا ۱۰ سالم بود، طرفدار آمریکا و کلا مردم آمریکایی بودم. با اینکه از همون دوران کودکی که من در دهه ۷۰ مدرسه ابتدایی میرفتم، تمام سعی نظام حاکم بر مدرسه، رسانه، حکومت و … فقط تخریب آمریکا و اسراییل بود و کارهایی مثل آتش زدن پرچم این کشورها و خوندن سرودهای تخریبی که فقط روح و ذهن هر آدمی تخریب می کرد دیگه چه برسه به بچه ۷ ۸ ساله….
نمیدونم شما هم مجبور بودید که سرودهایی رو حفظ کنید و توی صف بخونید یا نه؟؟ ولی من قشنگ یادمه که توی برگه A۴ به همه ما دادند که یک سمتش آیته الکرسی بود و یک سمتش این شعر که تو این مایه ها بود (اگر حافظم یاری کنه):
آمریکا آمریکا مرگ بر نیرنگ تو خون جوانان ما می چکند از چنگ تو
…..
بقیش دیگه یادم نیست. خیلی طولانی بود.
بعد در مراسم های خاصی، در حین اینکه ما داشتیم این سرود انقلابی انفجاری میخوندیم، مدیر مدرسه با افتخار، با یک دست چادر به دست و با دست دیگر پرچم آمریکا به دست، در حال آتش زدن پرچم آمریکا بود. اصلا نمیدونید چه غوقایی بود… حماسه ای بود برای خودش.
اما تو این میون یک اتفاق جالب برام افتاد. بااینکه انقدر از همه طرف، ذهن من مورد هجوم افکار بیمارگونه حکومت و رسانه قرار گرفته بود، اما در من نتیجه برعکس داشت. باورتون میشه؟؟ من با هر بار خوندن این شعرها، بیشتر عاشق آمریکا میشدم. با خودم از همون بچگی میگفتم که این آمریکا کجاست که انقدر باحاله… انقدر همه جا ازش صحبت می کنند. عجب کشور باحالی هست که انقدر کارهایی که اینا میگن، انجام داده!!!
خب از اسراییل هم کم و بیش چنین افکار بیماری زایی میشنیدم…. ولی خب هیچ وقت عاشق اسراییل نشده بودم و یه جورایی میشه گفت جو حاکم روی من تاثیر گذاشت به طوریکه تا همین چند سال پیش یعنی دوران نوجوونی به بعد، من کمی تونستم بپذیرم که اسراییلی ها، مردمان خوبی هستند مثل هر کجای دنیا. برعکس این چیزای بدی که تو حلق ما کردند، اونها خیلی با ایرانیا خوبند و اصلا پرچم ایران اتش نمی زنند و تازه از ایران هم مهاجر و پناهنده میگیرند.
اما برگردیم به آمریکا. با اینکه در اون زمان تنها منبع رسانه ما، جمهوری اسلامی بود و مدرسه و تلویزیون و همه چیز تحت تاثیرات اونها بود و هیچ اثری از اینترنت، ماهواره و یا حتی فامیل و یا دوستی در آمریکا نبود، ولی نمیدونم اسمش چی بزارم، حس درونی، اون نیروی هدایتگرم …. جلوی وارد شدن هر صحبت منفی به قلب و ذهنم از آمریکا گرفت و اتفاقا برعکس، تازه با هر حرف منفی که میشنیدم، خودم اون تبدیل به نکته مثبت میکردم، تا مبادا حسم نسبت به آمریکا و آمریکایی ها بد نشه. (الان که فکر میکنم، میبینم عجب کاری کردمااا… چقدر خوب بود این کار در مورد باورهای فراوانی و عزت و نفس و اصلا هر باور مثبت و قدرتمند دیگری انجام میدادم D: )
بعد چند وقت که خب بزرگتر شده بودم و شناختم از کشورهای جهان بیشتر شد، فهمیدم که آمریکا قدرت نامبر ۱ جهان هست و هیچ کشوری به پاش نمیرسه. دیدم که اکثر نخبه ها از امریکا هستند، اکثر اختراعات، هنرها، تکنولوژی، هنرمندان معروف، خوانندگان، سینمای قدرتمند، شهرهای ثروتمند و خاص مثل نیویورک و اصولا هر شخص خارجی آدم حسابی که من میشناختم، همه آمریکایی بودند و یا حداقل از اون کشور بودند.
به همین ترتیب به خاطر عشق به زبان انگلیسی اونم با لهجه آمریکایی، از سال۱۰ ۱۱ سالگی کلاس زبان میرفتم و همه نمراتم جز تاپ ترین نمرات بود. یادمه در همه کلاس های زبانی که ما در مدرسه داشتیم، معلم های زبان همون اول به من میگفتند که تو برو بیرون. (یعنی برو حیاط برای خودت بازی کن). چون میدونستند که بودن من سر کلاس زبان، چیزی جز سروصدا کردن و اذیت کردن بقیه نبود. چون واقعا حوصلم سر میرفت.
حتی بعدها که میخاستم امتحان زبان انگلیسی برای دانشگاه بدم، بین تافل و آیلتس، من تاکیدم فقط روی تافل بود. چون راستش لهجه British نمیتونستم تحمل کنم. اعتقادم این بود که وقتی میشه زیبا و شیرین صحبت کرد، چرا باید سخت صحبت کرد؟ (حالا بماند که اخرشم مجبور شدم امتحان آیلتس بدم.)
حتی تو فیلم های هالیوودی، تا میبینم یکی داره با لهجه بریتش صحبت میکنه، سریع اداش در میارم و میگم مگه بازیگر آمریکایی نبود که اینا از یک انگلیسی دارند استفاده می کنند و …. (البته دارم یاد میگرم که این رفتار زشتم کنار بزارم و کمتر به این شکل رفتار کنم.)
خلاصه از وقتی که فهمیدم، استاد عزیز ما به آمریکا مهاجرت کردند، من از همون ویدیوهای کوتاهی که میفرستادند (در حال رانندگی و ….) کلی ذوق می کردم و شاد میشدم.
حقیقت این بود که موضوع خوبی و مثبت بودن آمریکا و علاقه من به این کشور، از سالها قبل برام اثبات شده بود. حالا به خاطر همون حس درونی که ازش صحبت کردم، یا عشق و علاقه درونی خودم و یا کنجکاوی ها و جستجوهایی که در بین کشورهای جهان میکردم و دوست داشتم که از جهان اطرافم سر دربیارم… خلاصه اینکه من میدونستم که آمریکا خوب و عالی هست، ولی حقیقتش نه انقدر عالی که استاد به تصویر کشیدند. و با دیدن فیلم ها و ویدوهای استاد، برام اثبات تر شد. برام محکم تر شد.
راستش میدونستم طبیعت عالی داره ولی نه انقدر بی نظیر و عالی و خاص و منحصر به فردی که به ما نشون دادید. میدونستم آمریکایی ها، مردمانی باحال و خونگرمی هستند، ولی نه انقدر باحالی که ما در ویدیوهای شما دیدیم. خیابان های تمیز، قانون مندی، نظم، احترام به افراد، …. نه انقدری که شما نشون دادید. در تک تک ویدیوها و فایل ها.
حتی استاد جان من یادمه در سالهای پیش که کامنت مینوشتم، یادمه بعضی دوستان خیلی اصرار داشتند که شما از دکوراسیون داخلی خونتون نشون بدید، چون به اونها انگیزه میده که یه خونه ای مثل خونه شما داشته باشند. البته برای من هم زیبا بود وهست که فضای داخلی خونه ببینم، چون مربوط به کارم میشد و میشه. اما اما اما در همون زمان بلافاصله من در کامنتی نوشتم که استاد اگه میشه لطفا برید بیرون و از فضای بیرون برای ما فیلم تهیه کنید. چون حس و فضای بیرون، نکاتی به ما یاد میده هیچ وقت اون فضای درونی اون حس به آدم نمیده. همش به خاطر این بود که اون آزادی محض از نوع آمریکایی با چشمام ببینم، اون رانندگی های منظم و دقیقشون با چشمام ببینم، خیابان های پهن و تمیز و زیبا، گلکاری و فضای سبز زیبا، ساختمان ها و معماری هاشون ببینم؛ احترامی که مردمشون به هم میزارند، ببینم و در کل فرکانس حاکم بر اون شهر و دیار، حداقل از پشت ال سی دی ببینم و نه فقط شنیده باشم.
استاد جان، ویدیوهایی که شما به همراه مریم جان برای ما فرستادید، البته به همراه نکات ویژه و اساسی که توش گفتید و میگید، همه و همه حکم تایید واثبات چیزی فراتر از آن چیزی بود که من تصور میکردم بود. که مهم ترین اون، اون فایل THANKS GIVING بود که چند سال پیش تهیه کرده بودید و از فرکانس بالای این مردمان صحبت کردید و گفتید که به خاطر فرکانس بالای این ادمهاست و حس خداپرستی و شعار معروف IN GOD WE TRUST که این کشور انقدر در همه مقام ها و جایگاه ها در بالاترین لول قرار داره. این موضوع دیگه مهر محکمی بر همه دانسته های قبلیم بود و فهمیدم که این همه علاقه من به یک کشور، بیخود نیست. قطعا چیزی فراتر از بقیه کشورها دارند که من از بچگی مجذوب این کشور و این مردمان شدم.
در کل هدف من از نوشتن این متن در تایم خارج از مسابقه این بود که فقط و فقط از شما استاد عزیزم سپاسگزاری کنم به خاطر همه تایید ها و اثبات هایی با ویدیوهای شما برام بوجود اومد و برام اثبات شد که اون حس درونی که من از بچگی مورد هدایت و حمایت خودش قرار داده بود، همش درست بود و چقدر عالی شد که من به اون حس اعتماد کردم و علی رقم جو حاکم بر کشور، به خودم اجازه ندادم حداقل در مورد این موضوع، مثل بقیه فکر کنم. (راستش استادجان من خیلی دوست داشتم این موضوع، حضوری و از نزدیک یعنی وقتی پام رسید به آمریکا و بیام خدمت شما به شما بگم، ولی خب اشکالی نداره، خوشحالم که اینجا فرصتی پیش اومد که دارم براتون مینویسم. البته حضوری همچنان جای خودش هست. )
یک نکته حاشیه ای بگم این وسط که بی ربط نیست به موضوع این فایل::
من خیلی اهل فیلم نیستم. ولی یادمه در اکثر فیلم های امریکایی که من دیدم، به طرز خاصی سعی داشتند، روس ها بد نشون بدند، تروریست و یا مافیا خطرناک و … (حالا نمیدونم این حس دو طرفه بین این دو کشور هست، سیاست خارجی شون نمیدونم؟؟) اما این موضوع به طرز بسیار زیادی روی من تاثیر گذاشت و من یه جواریی آنتی روس شده بودم. هر جا یک کار خرابی میشد میگفتم کار روس هاست. به طرز عجیبی از روسیه و مردمش میترسیدم و کلا از اروپای شرقی. فکر میکردم که اونها همشون تو کار خلاف هستند. از بس که فیلم هایی که من دیدم، همشون در مورد وجه بد اروپای شرقی، شوری و روسیه بود. اصلا یادم نمیاد فیلمی در مورد خوبی های روسیه دیده باشم. خلاصه اینکه این باور جدیدا شناسایی کردم و دارم روش کار می کنم که مردمان روس و اروپای شرقی هم مانند هر کشور دیگه خوب و بد دارند و نباید اجازه بدم که فکرم تحت تاثیر سیاست های رسانه ها قرار بگیره.
میخام بگم که شاید من در برابر آمریکا، فریب تاثیرات منفی رسانه و معلم و مدرسه و … نخوردم و بلکه تاثیر متفاوت هم داشتم؛ اما این موضوع می تونه به شکل های دیگه و با مردمان و کشورهای دیگه برای من اتفاق بیفته.
این موضوع یعنی تاثیر مستقیم خانواده، رسانه و محیط بر روی افکار و ذهن های ما خیلی بیشتر از اون چیزی هست که ما فکرش کنیم. و همین جا این موضوع، برای من هشداری بزرگ داره که چقدر باید مراقب ورودی هام باشم، اگر میخام نتایجی مشابه استاد عباسمنش بگیرم. حالا یکی در برابر آمریکا، یکی در برابر روسیه. آفت ذهنی سرجاش هست. ما باید اون آفت شناسایی کنیم و در جهت بهبودش اقدام کنیم.
“GOD BLESS AMERICA”
در پایان به دوست برنده مون هم پشاپیش تبریک میگم. باشد که هممون از جمله من، باورهام نسبت همه چیز به خصوص مردمان هر منطقه از کل این جهان پهناور خدا، بهتر و بهتر بشه.
سلام استاد جانم سلام مریم عزبزم و بچه های زندگی در بهشت💜
در مورد سوال اول باید بگم که من تمام باورهای اشتباهم رو در سن بزرگسالی بوجود اومدن بدترین باور من از سیاه پوستاست، فکر میکردم و میکنم هنوز که اینا کلا خلاف کارن، مواد مخدر زیاد مصرف میکنند و اعتماد بنفسشون به شدت پایینه، در مورد سفید پوستها کلا نظر منفی کم داشتم فقط توی بزرگسالی دیده بودم بچه ها ١٨ ساله میشن میرن و دیگه کلا از دست در میرن و ممکنه به خلاف کشیده شن،اما وقتی اومدم اروپا دیدم این خیلی خوبه که از سن ١٨ سالگی مستقل میشن و عالیه،حتی در مورد اروپا هم همینطور فکر میکردم که صمیمیت بین مادر و دختر نیست اصلا و یه باور غلط دیگه اینکه یهو عاشق یکی دیگه میشن و میرن ولی این باورها خیلی سطحی بودند و با زندگی اینجا و نزدیک شدن بهشون دیدم همش باور غلط بوده اینا خیلی هم انسانهای درستی هستن توی رابطه هاشون به شدت پایبندن ولی در مورد سیاه پوستها باور خیلی بدی داشتم و دارم و این باورها همه از فیلم بودند چون خانواده من اصلا نه اخبار گوش میکردند نه مذهبی بودند و یادم نمیاد چیزی راجع به غرب یا امریکا توی بچگی و خانوادم شنیده باشم اما بیشتر از فیلم های همین ۶-٧ سال اخیرن، و خانواده همسرم که سالهاست اونجان به ما میگفتن بعداز ساعت ٨-٩ نرید پیاده روی چون اینجا مثل فنلاند امن نیست، هُم لِس داره و خطرناک و اصلحه وقتی ازشون پرسیدم تاحالا چند بار تجربه بد دارید هیچ کدوم نداشتند حتی یکیشون هم نداشتن و گفتن ما تجربه نکردیم ولی شنیدیم.یعنی حتی کسانی که ٢۵ ساله دارن توی امریکا زندگی میکنند و میبینند که امن هست همه چی میلیونها برابر بهتر از کشور خودمون هست باز دارن میگن امن نیست چون صبح تا شب اخبار ایران رو گوش میدن و فیلم میبینن، مهم نیست کجایی وقتی باورهات خرابن چشمت واقعیت رو نمیبینه.
و ما هر شب دیر وقت طبق عادتمون میرفتیم پیاده روی دیدیم بابا اینا هیچ فرقی با مردم فنلاند ندارند حتی افراد فقیر و بی خانمان هیچ بدی ندیدیم،امن اَممممممممن، نه یک بار و دو بار، هر شب و روز بیرون بودیم وقتی عطسه کردم بارها و بارها گفتن عافیت باشی، یا اینکه وقتی کمپ کردیم یه نفر گفت کمک میخواید و چندساعت کمک کرد، کافی اورد و حرف زدیم و باورهامون خیلی بهتر شد، و در سریال سفر به دور امریکا هم که دیدم بابا اینا بینظیرن، اون خانمی که بهتون کتاب داد در مراسم روز شکرگزاری، اون خانمی که با مادرشون زندگی میکردن و شما رو دعوت کردن خونشون، مهمونهاتون که میومدن، همه بینظیر بودند یه صفت خوبشون که دیدم توی سفرم سلام میدن و میپرسن چطوری؟ این برام به شدت جذاب بود و من عاشق مردم امریکام بخصوص سفیدپوستها بطور کلی من باور بد ریشه دارم فقط به سیاه پوستهاست و به همین دلیل هم بود که توی اولین سفرم یهو اتفاقی هدایت شدیم به یه محله ای که سیاه پوستها دم در خونشون نشسته بودند و صحنه جالبی برام نبود من این باور رو به شدت دارم روش کار میکنم و هنوز هم میفهمم که توش ضعف دارم وقتی الان داریم دنبال خونه میگردیم اونجا تمام تلاشم اینه که سیاه پوستها همسایمون نباشن ، و دارم سعی میکنم باورهام رو شناسایی کنم و درستشون کنم.
ممنونم استاد جانم که با این فایل کمک کردید باورهامون رو یه شخم بزنیم باز ممنونم💜💜💜💜
باسلام خدمت استاد دوست داشتنی و مهربون و خوب و عزیز و خانم شایسته عزیز و همه دوستان .
استاد عزیزم من هرچقدر فکر کردم دیدم به حرف شما رسیدم که اره زمان جنگ نشون میدادن تو این فیلم ها ،فیلم های ساخته شده در ایران که اره عراقی ها بی رحم هستن و نامرد و ترسو و ….و آدم های خیلی بد و ناجور و قیافه های داغون
واقعا به قول شما ورودی های که به ذهنمون دادن یا دادیم باید ببینیم که چی هستن .چه خروجی دارن.
یه داستانی واسیه من اتفاق افتاد که میخواهم براتون بگم ..
چند وقت پیش دزد اومد خانه مون و خداروشکر چیزی به اونصورت نتونست ببره .زنگ زدم پلیس خیلی زود مامور اومد و گفت چی به چیه و …
فرداش رفتم کلانتری واسیه پیگیری کار و اونجا دیدم مامور ها خوش برخورد هستن و زود کار ها میندازن .یعنی کارهای من رو زود راه مینداختن یعنی سعی کردم از اموزش های شما استفاده کنم و حالم رو خوب نگه دارم و میدیم که با من حداقلش خوب بودن و میدیم که کسای دیگه که حالشون خوب نبود به زمین و زمان بد میگفتن هم با خودشون درگیر بودن و هم مامور بهشون توجهی نداشت یا برخورد جالبی نداشت ولی من با کسایی که برخورد داشتم خوش برخورد بودن
واسیه این کاری که برام پیش اومده بود رفتم دفتر خدمات قضایی الکترونیک و دیدم کلی آدم اونجا هستن هر کدوم هم به هر دلیلی اومده بودن وبعضی هاحالشون خوب نبود و هرکدوم غر میزدن و دادوبیداد و…بعضی هاشون هم آروم بودن بازم سعی کردم از آموزش های شما حالم رو خوب نگه دارم گفتم همه اینها واسیه خدمت هستن دادو بیداد و غر و نق و … واسیه چی ؟؟
صبر کردم تا نوبتم بشه و تو این بین یکی اومد و داد و فریاد و با یکی از کارمندها جرو بحث و توهین و …
ولی من سعی کردم که با آموزشهای شما حالم رو خوب نگه دارم و خوبی های اون ها رو دیدن و …
اتفاقی که افتاد نوبتم شد کارمند با صبر و حوصله پرسید چی شده و کارم رو انجام داد و تموم شد .
من از خودم پرسیدم که چرا برخوردی که با من شد با این آقا که حالش خوب نبود فرق میکرد و فهمیدم که آموزش های شما باعث شده حداقلش ما سعی کنیم آگاهانه حالمون رو بهتر کنیم .اونجور که میخواهیم باهامون رفتار کنن.و به زمین و زمان بد و بیراه نگیم.
واسیه ورودی های که به ما دادن همین آمریکا رو به قول شما همیشه همیشه هنوزم که هنوزه نشون میدن فلان جای آمریکا قتل و خودکشی و دزدی و …من تا قبل از اینکه آموزشهاتون رو درست و حسابی استفاده کنم میگفتم اره دیگه آمریکا اینجوریه کشور بی بند و باریه و ادمهاش معتاد و مصرف کننده مشروب و آدم های بی اعصاب و دعوایی و نامشروع و… هستن (به خاطر ورودی ها)
ولی از این ور وسایلی که میسازن مثل ماشین و قطعات و… خیانت تو کارش نیست ماشینای آمریکایی حرف نداره وخیلی قوی و پرقدرت و محکم هستش.
نگاهم با این دوتا ورودی تضاد داشت .
حالا که دارم مینویسم میفهمم که چه طرز تفکری دارم
از یه طرف به خاطر ورودی ها کشور آمریکا آدماش درست نیستن و ناجورا و از طرف دیگه مثلا ماشین ها و قطعاتش اینهه با کیفیت و اینهمه عمر میکنن (پمپ آب کولر که یکی از اقوام میگفت که آمیکایی و برای خیلی سال پیش هستش و چند تا ماشین که دیدم خودم مثل یه ماشین بزرگ شورولت که تو محلمون یکی داره که خیلی بزرگ و خیلی محکم و قشنگ و اینکه قدیمیه ولی خیلی خوب کار میکنه ولی ماهایی که خودمون رو بهتر میدونیم ماشینهمون جالب نیست و…
یه عمر به ما ورودی دادن که مرگ بر فلانی و ….
و اینکه ما خوبیم و اونا بد هستن و …
با این طرز فکر ما موندیم تو چهارچوب های که برای خودمون ساختیم از باورهای اشتباه و باعث پس رفت مون شده نه رشدمون.
وحالا شما با این فایل های که میزارین و نشونمون میدین میبینیم که واقعا ما باورهامون من خودم رو میگم من باورهام چقدر ایراد داره درمورد آدم ها .من خودم چقدر مورد و ایراد دارم .
میبینم که تو فایل هاتون مردم اونجا چقدر خوشحالن .چقدر ثروتمندن .به قول خودتون خیلی از همسایه های اونجا وقتی شما میرید اونجا براتون شیرینی میارن و کمک میکنن .من حرفتون روشنیدم و برخوردهارو دیدم میبینم که چقدر ذهنمون رو با حرف های بیهوده و بی سروته پر کردن که اینها آدم های بدبخت و بیچاره و مفسد و… هستن.
ومیبینم که تو این فایل هاتون شما و خانم شایسته چقدر خوشحالید تو یه کشور دیگه .
مردم اونجا چقدر خوشحال هستن و چقدر حالشون خوبه چقدر خوب میخندن و چقدر ثروتمندن برعکس ماهایی که یاد گرفتیم همش تو غم باشیم همش ناراحت و عصبی باشیم و همش حرص بزنیم و همش به زمین و زمان بدوبیراه بگیم .حالمون خوب نباشه.یه روز خوب باشه چند روز بد.
خودمون رو میبینیم مردمون رو میبینیم شما رو میبینیم مردم اونجا رو مبینیم شما که با این شفافیت نشون میدید زیبایی رو مردم خوب رو تو فکر میریم که ما چرا اینجوریم اونا چرا اینجوری هستن؟؟
ما خودمون رو خوب میدونیم ولی اونا رو بد
پس چرا حالمون خوب نیست و حال اونا خوبه
چرا چرا چرا؟؟
هی فکر هی فکر
حرفای شما رو گوش میدیم فایلهاتون رو گوش میدیم و میبینیم هی درک میکنیم هی درکمون بیشتر میشه که ای بابا باورهای اشتباه و غلط به ما خوروندن به ذهنمون دادن همه حرفهاتون رو هر چقدر گوش میدیم بازم میفهمیم که باورهامون درمورد بعضی چیزا و بعضی کس ها چقدر اشتباه هستش.
واقعا شما با این وضوح و کیفیت و صداقت که حرف میزنید و با این کیفیت ایده ال که شما زندگی میکنید من خودم به شخصه میفهم که خیلی از باورهام ایراد داره.
خیلی از باورهام هنوز جاداره واسه بهتر شدن
این باور باید باشه که شما تا ثروتمند نباشی نمیتونی بهترین غذاها بهترین جا برای زندگی بهترین وسایل بهترین ماشین ها رو بخری و لذت ببری و حداقل به اطرافیانت به خانوادت کمک کنی.
با ثرتمند شدنت اصلا جور دیگه لذت میبری از زندگی.
نمیگم آدم فقیر باشه لذت نمیبره چرا میبره ولی بعضی اوقات شاید لذت ببره و خیلی از اوقات نگرانه نگران همه چیز .
ولی وقتی ثروتمند هستی خداروجور دیگه میبینی و قبولش داری .خدارو انوقت از روی ترس نمیپرستی خدارو به خاطر اینکه بنده شی میپرستی .به خاطر رحمان و رحیم بودنش میپرستی .
به خاطر اینکه بهت اینهمه نعمت داده میپرستی.
از شوق و ذوق اشک میریزی نه از روی بدبختی و نداری و بیچاره گی
استاد از اون اول یادم نیست که چطور آشنا شدم با شما ولی از اون اول حرف هاتون به دل نشست .حرف هاتون قابل هضم بود .حرف هاتون رو راحت میشه قبول کرد .اصلا یادم نیست که بگم فلان حرف استاد دروغه .حتی تو دلم .
همه حرف هاتون انگاری حرفهای هستش که تو قلبم هستش .
نمیشه ایراد از حرف هاتون گرفت ایرادی هم که بشه گرفت ایراد از خودمونه .
استاد من هرچقدر فایل هاتون رو میبینم و گوش میدم انگاری کم میدونم خیلی کار دارم .خیلی باید کار کنم رو خودم.
استاد وقتی رو خودم کار نمیکنم یا خیلی کم کار میکنم میبینم که یه سری اتفاق ها میافته یه سری کارها پیش میاد که یاد حرف هاتون میافتم که شما میگید وقتی روخودتون کار نمیکنید یه اتفاق هایی میافته یه کارهایی پیش میاد اصلا نمیدونی این ها کجا بود و چه جوری اتفاق افتاده..
استاد به لطف خدای بزرگ و بی همتا و همینطور با استفاده از آموزش ها و فایل های شما خداروشکر زندگی بهتر میشه
حداقل زندگیم رو میفهم کجا عیب دارم کجا کارم مشکل داره .رفتارم ناشی از چیه و…
استاد ازتون ممنونم که باصبر و پشتکار و ذوق و علاقه فایل های عالی درست میکنید
هرچقدر روخودمون کار میکنیم باز بهتر میشیم عیب ها مون رو میفهمیم قوتمون رومیفهمیم .
مثل یه برنامه یا بازی که هرچقدر بیشار باهاش کارمیکنی بیشتر میفهمیش راهای مخفیشو پیدا میکنی و درنهایت یه جایی تموم میشه.
ولی هرچقدر رو خودت کار میکنی باز میبینی جاهایی دیگه ایراد داری .
هر چقدر کار میکنی میبینی بازم بهتر بازم بهتر
عیب هاتو رفع میکنی هی بهتر و بهتر ولی تمومی نداره
هی باید روخودت کار کنی .خوب ببینی خوب حس کنی خوب زندگی کنی
هرچقدر کار میکنی میبینی جای بهتر شدن هست .خطا ها رو میشناسی
باورهای اشتباه رو با درستش عوض میکنی
همون حرف هایی که میزنید که مثل غذا خوردن هستش مثل نفس کشیدن هستش.
مگه میشه یک هفته غذا بخوری و بعدش چند ماه نخوری؟؟!!
نه نمیشه باید همیشه بخوری
همیشه رو ورودی و باورها و ذهنت کار کنی تا حداقلش ثابت نمونی پس رفت نکنی
استاد ازتون ممنونم و خداروشکر با شما آشنا شدم و از فایل ها استفاده میکنم.
با عرض سلام خدمت استاد عباسمنش و مریم عزیز
وقتی ورودی های ذهن اشتباه باشد به هر دلیلی باورهای اشتباه شکل می گیرد و خواسته های اشتباه ایجاد می شود. وقتی از بچگی در مورد آمریکا چیز خوبی نشنیده ام و ندیده ام چه در مدرسه و چه از تلویزیون یقینا این کشور را جایی ناامن و پرفساد و اینکه پایبندی به خانواده وایمان و اعتقاد به خداوند وجود ندارد و مردم در بدبختی به سر می برند می دانستم اما با دیدن این فایلها کم کم فهمیدم که باورهای ساخته شده در من اشتباه بوده این همه زیبایی ،آزادی و شاد و رها زندگی کردن همه نشان دهنده این است که تا به امروز باورهای من اشتباه بوده است. البته باید اعتراف کنم که این نکته خیلی مهم است که شما چون اشخاص مثبت و زیبا بینی هستید به سمت زیبایی ها و خوبی ها هدایت می شوید و آنها را برای ما به تصویر می کشید واین باعث می شود ورودی های ذهن ما عوض شود و درنتیجه باورهای ما نیز عوض شود و خواسته های جدیدی در ذهنمان ایجاد شود اگر انسان منفی نگری قرار بود این سریالها را بسازد شاید من هنوز بر همان باورهای قبلی می ماندم چون او بخاطر ندیدن زیبایی ها و تمرکز بر روی منفی ها و ایرادات این ایالت باعث می شد ما بر همان باورها بمانیم . به نظر من ساختن باورهای زیبا و مثبت نگر در هر زمینه ای به ما برای خواسته های بهتر کمک می کند و این اتفاق با ورودیهای مثبت و زیبا می افتد مثل این فایلها که سرشار از انرژی و زیبایی هستند این فایلها من را به این باور می رساند که با انسانهای مثبت و زیبا بین رفت و آمد کنم و الان واقعا می فهمم ورودی ها چه تاثیر بزرگی برباورهای من دارند و از این بابت از استاد عباسمنش عزیز تشکر و سپاسگزاری میکنم و خداوند را شاکرم که با این خانواده عزیز آشنا شدم.
به نام الله که رحمتش بی نهایت است و آنرا به همه ی مخلوقاتش می رساند….
.
چند سالی هست که با اشنایی با شما استاد عزیزم و مریم جانم و تمام دوستان مهربانم تبدیل به انسان دیگه ای شدم که به قول استاد هیچ ربطی به اون آدم قبلی نداشت…این تغییر اونقدری زیاد بود و به من چنان عزت نفس، حس لیاقت و انگیزه داد که مدتهاست که روزهام مشغول کار کردن روی خودم و ساختن آرزوهایی شده که برای همه باورش دور از ذهنه و همینطور تلاشی که برای هیچ کس باور کردنی نیست….
من به همه ی اون ادما حق میدم که اینقدر متفاوت باشن و متفاوت فکر کنن چرا که خودشون نخواستن که باور کنن که میشه؛ که خدا زنده است و همیشه هست ….
به هر حال پس از چند سال تونستم بیام و این فایل استاد باعث شد بتونم یکم بگم از منه پس از او…
شاید خنده دار باشه اما تو آستانه ی تولد سی سالگی من فقط خودمو یه دختر بچه ی ۴ ساله میدونم که روزهای زندگیم از زمان اشنایی و باور کردن استاد عباس منش شروع شد و تا قبلش چیزی جز مردگی نبود چون خدایی نبود چون ایمانی نبود چون خدایی بود که در واقع فقط بتی بود که دیگران تو ذهن من ساخته بودن و من ناچار بودم به ترسیدن ازش و پرستش ظاهریش …
اما نکته اینجا بود که اون خدای واقعی میدونست که من با تمام وجودم خواستم که اون تو زندگیم جریان پیدا کنه، پس شد زبون استاد عباس منش، صدای استاد عباس منش، فکر استاد عباس منش، هدایت زندگی استاد عباس منش، تضادای زندگی استاد عباس منش؛ حتی جریان پیدا کرد توی احساس مریم شایسته، شد عشق مریم به ساختن و ثبت لحظات سفر به دور امریکا و سریال زندگی در بهشت ، جریان پیدا کرد و شد عشق مریم و استاد بهم و همراهیشون؛آره این خدا و این انرژی هماهنگ شد با ندای قلب استاد عباس منش و ثمره اش شد آرامش ما ها که بزرگ ترین نتیجه است ….
قبل ازهمه چیز خدا رو سپاسگزارم که در طول تاریخ خلقت منو دقیقا توی زمانی ومکانی خلق کرد که بتونم آگاهانه با این هدایت ها آشنا بشم و بهشون ایمان بیارم.
فقط یک لحظه به این هماهنگی فکر کنین؟؟؟؟
واقعا جز سپاسگزاری چه کار دیگه ای میشه کرد؟
.
تا قبل از سریال زندگی بهشت و دیدن روابط استاد و مریم جان من هیچ وقت تو ذهنم نمیگنجید رابطه به این زیبایی رو من بارها دوره عشق و مودت رو گوش کرده بودم اما خیلی از قوانینی که استاد اونجا میگفتن توی سریال زندگی در بهشت برام واضح شد که وقتی استاد از وابسته نبودن میگن چقدر زیبا نمود این باور رو میشه توی رفتار استاد و مریم جون دید،واقعا من عاشق لبخندای زیبای مریم جونم که بعنوان یه دختر میبینم وقت عشقش داره چند روز ازش دور میشه و میره سفر با صدای قشنگش و با آرامش کامل عشقشو بدرقه میکنه. چقدر زیبا کنار استاده و چقدر زیبا با هم هماهنگن.
لحظه به لحظه کنار هم کار کردناتون رو بدون ذره ای اخم و یا غر زدن …
آخ که چقدر از مریم جان یادگرفتم وقتی با عشق همه جا رو تمیز میکنه و برای استاد و خودش غذا درست میکنه واقعا همچین الگویی رو کجا میشد دید تو زندگی معمول همه که همه چیز از روی اجبار و روتینه …
منم مثل استاد عاشق انباکسینگ و خریدم واقعا خریدای استاد از Amazon ,یه عالمه آنیاکسینگ همیشگیشون چقدر این باورو تو ذهن من قابل دستیابی کرد که میتونی انقدری ثروتمند باشی که با یک کلیک هرچی که میخوای رو انقدر راحت و بی دغدغه بخری….
من بارها خیلی از محصولاتو گوش دادم اما واقعا با این فایل های زندگی در بهشت و سفرنامه تونستم به اون باوری برسم که نتیجه میده و شاید باورتون نشه که نشونه ها انقدر واضح میشدن مثلا زمانیکه بازی سوپربال در حال برگزاری بود و من فایل اون قسمت رو دیدم زمانی بود که خانواده من برای سفر به قشم رفته بودن و من ازشون خواستم که برای من یه بلوز سفید پشمی بخرن چون من هم سرماییم و هم عاشق رنگ سفید ، باورتون میشه وقتی اون لباس رو برای من آوردن و دقیقا تو روزی رسید به دستم که استاد و مریم جان اون فایلی رو گذاشتن که برا پیدا کردن تخم مرغ توی تمپا رفته بودن به اون محله ی تفریحی، و خدا رو شاهد میگیرم به این اتفاق که روزی که بلوز رسید به دست من و من با دیدنش میهوت بودم وداشتم میمردم از اینکه روی پیرهنم نوشته بود : TAMPA BAY BUCCANIERS….
واسه ی من که توی شیراز زندگی میکنم از قشم یه همچین نشونه ای تو یه همچین زمانی اومد….
.
خلاصه که این سریالا یجورایی انقدر ریز و تدریجی زندگی ما رو عوض کردن که خیلیاشو شاید واضح نبینیم مثلا خود من تو این چند سالی که دارم رو خودم کار میکنم باورتون میشه حس میکنم مادر من که اصلا این فایلا رو گوش نداده حتی بیشتر از من تغییر کرده یجوری که خودشم خبر نداره؟؟؟؟؟
برای من تک تک این فایل ها و تک تک لحظاتش حس خوب و تغییر باور و الگو سازی بود و واقعا نمیدونم کدومش رو باید بگم که حق این فایل ها ادا بشه… فقط میدونم کسی که واقعا باورکنه قوانین رو توی بهشته همونطور که ما تک تک لحظات دیدن فایل ها رو اونقدر حسمون خوب هست که حس میکنبم ما هم تو همون لحظه توی پردایس یا هرجایی کنار استاد هستیم یا یکی مث من حتی پیرهن تیم شهری که دوست دارم توش زندگی کنم رو هم از الان دارم…
.
میتونم بگم من همیشه به اخبار بی علاقه بودم و به قول دوستان از کشور امریکا فقط اولین جمله ای که شنبده بودم شعاری بود که علیه آمریکا میدادن و بیشتر توی فیلما میدیدم که آمریکا چطوریه و همیشه چون عاشق مهاجرت بودم نکته های مثبت اونجا رو میدیدم راجع به آزادیشون، امکانات زیادشون و …
اما میتونم بگم سفرنامه و اونچیزی که استاد و مریم جون نشون دادن واقعیت زندگی خودشون و اتفاقات و آدمای هماهنگ با باورهاشون بوده،شاید آدمای دیگه از آمریکا چیزای دیگه ای ببینن که با واقعیتی که استاد تجربه میکنن متفاوت باشه ….اما تغییر فرکانس ما هست که اتفاقات همسنگ با باورها و حس ما رو سر راهمون میذاره و من مطمئنم اگر استاد هرجای دیگه ی دنیا جز امریکا هم بودن بازهم با همچین آدم ها و شرایطی مثل اونچیزی که الان دارن مواجه میشدن چون این ها فقط اتفاقات مطابق باورهاشونه که اونجا دارن تجربه میکنن.
و اینکه چیزایی که استاد از تجربیاتشون توی امریکا نشون میدن حتی ورای اون چیزی هست که میشه از خود حتی فیلم های امریکایی دید و این ها فقط مربوط به یک چیزه اونم باورها و فرکانس های استاد.
.
ممنونم ازتون از همه تون که هستین و خوشحالمم که تو این دنیای پر از آدمای تنها . پریشون ما با هم هستیم و خدا رو داریم خدایی که جریان پیدا کرد به زندگی استاد و مریم تا به ماهایی که خواستیم که باشه بیشتر خودشو نشون بده و هر روز بیشتر دلبری کنه و ما رو عاشق خودش کنه….
عاشق همتون هستم و سپاسگزار چشم های زیباتونم که این چند خط نوشته منو خوندین.
سلام استاد عباس منش عزیز و استاد مریم شایسته نازنین. اول از همه اینکه میخواستم به ویژه از مریم جان شایسته تشکر کنم که با وجود اینکه استاد زیاد علاقهای به ساخت سریال سفر به دور امریکا نداشتن، ولی مریم جون روی شهودی که بهشون رسیده بود پافشاری کردن و این سریال را آغاز کردن که در نهایت منجربه به تهیه ۱۰۰ قسمت سفر به دور امریکا و در ادامه آن زندگی در بهشت شد. این درس بزرگی بود برام که حتی اگر خود استاد که این همه روی باورهاشون کار کردن هم به مریم جان شایسته گفتن بیخیال بشو، ولی شهود مریم جان کار خودش رو کرد. سپاس گزارم از هردو شما به خصوص مریم جان شایسته.
اما در جواب به سوالتون استاد جان، باید بگم که یکی از بزرگترین آرزوهای من زندگی کردن در لس آنجلس آمریکا (به خاطر هالیوود) بود، هر موقع میخواستم به جایی غیر از ایران فکر کنم به ال ای فکر میکردم و خیابوناشو تو گوگل ارث میدیدم، اما وقتی شما شروع به ساخت سریال سفر به دور امریکا کردید، دیدم چقدرررر مکانهای بهتری از لس آنجلس وجود داره که هم سرسبز و تمییز و منظم هست و هم خیلی آرامش بیشتری از لس آنجلس داره. همین فلوریدا که شما ساکن هستید رو در موردش تحقیق کردم که یکی از پر آب ترین و سرسبز ترین ایالت آمریکاست و خود آمریکاییها برای بازنشستگی به فلوریدا مهاجرت می کنند. خلاصهاش اینکه من هیچ وقت نظر منفی نسبت به آمریکا نداشتم و همیشه به مهاجرت به آمریکا فکر میکردم، ولی الان تصویر شفاف تری از ایالتهای دیگرش و جایی که دوست دارم در آمریکا زندگی کنم دارم.
یک نکته دیگهای که برام جالب بود که بهتون بگم، همزمان با پایان سفر به دور امریکا، ما هم از تهران اومدیم بیرون و یک خونه بسیار زیبا و ییلاقی در خارج از تهران خریدیم و کل دوران کرونا(اصلا نمیدونستیم تنها دو ماه بعد از خارج شدنمون از تهران، این بیماری میاد) را ما توی یک محیط آرام، خلوت و پر از سرسبزی و کنار کوه و در نزدیکی طبیعت گذران کردیم، زمانهایی که مردم در خانه هاشون در تهران دلشون میگرفت، ما یک تراس بزرگ ۱۷ متری داشتیم(خونه قبلیمون کلا ۵۰ متر بود) که صبحانه نهار عصرانه شام را اونجا برگزار میکردیم، به جهت نزدیکی به طبیعت و دیدن سریال سفر به دور امریکا و همراهی با شما، یکی از بزرگترین پاشنههای آشیل من که مسئله حجاب بود و مدتها بود که به داشتن یا نداشتنش فکر میکردم، به راحتی برام اتفاق افتاد و از این نظر اعتماد به نفسم خیلی بالاتر رفت و به قول شما اصل را از فرع تشخیص دادم، من مدتها بود که دوست داشتم رهاتر و راحتتر باشم، ولی برای امنیتش میترسیدم که نکنه اگه یکم شالم شل باشه، برام خطری ایجاد بشه ولی الان خیلی راحتتر از قبل هستم و شکر خدا هیچ مشکلی هم ندارم چون از درون با خودم به صلح رسیدم.
همیشه فکر میکردم که خیلی باید بی بند و بار باشم اگر برقصم، شادی کنم و بلند بلند تو جمع بخندم، ولی وقتی مردم آمریکا رو دیدم که چقدر روزهای زندگانیشون را با عشق و خنده و رقص میگذرونند و این هم نتیجهاش میشه برکت، ثروت، سلامتی، حال خوب، همونی که خدا تو قرآن به مومنانش تذکر داده که باید به فضل و رحمت من شاد باشید که این از هرآنچه گردآوری کردید برای شما بهتر است، تازه فهمیدم که ببین زهرا که چقدرررر مردم آمریکا مومن هستن، جای تعریف مومن و کافر برام عوض شد. معنی کافر و مشرک برام جا افتاد…. والهی شکر که فهمیدم در جوانی، خیلیا متاسفانه تا آخر عمر تعصب دارن و نمیخوان که حقیقت را متوجه بشن که باباجان، اصلا معنی کافر فرق داره، کافر به بی حجاب و نماز نخون و روزه نگیر و به این آدم و اون آدم ایمان داشته باش نیست، کافر یعنی اینکه تو حق رو میپوشونی و همیشه غمگینی چون نعماتت رو نمیبینی و روز به روز بدبخت تر میشی چرا که داری خلاف این رودخانه خوشبختی زندگی میکنی، اتفاقا مردم آمریکا مردم مومنی هستن، همونایی هستن که در زندگی دنیا بهشت رو تجربه کردن و قطعا در آخرت هم بهشت رو تجربه میکنند، انسان هایی شاد که بیش از مایی که اسممون رو مسلمان گذاشتیم، بی دلیل میخندن، میرقصن و شعار اصلی کشورشون، ما به خدا اعتقاد داریم هست ، این شعار را زندگی میکنند و بهش عمل میکنند و ما نتیجهاش رو در همه ابعاد زندگیشون میبینیم.
واااقعا سپاس گزارم، سپاس گزارم و سپاس گزارم که با عشق و لذت زندگی میکنید، به شهودتون عمل میکنید و به ما هم کمک میکنید که با عشق و آگاهی زندگی کنیم و به شهودمون عمل کنیم تا لذت زندگی رو ببریم. دعاتون بکنم یا نکنم شما همواره سلامت، شاااد، پر از عشق و سعادتمند در دنیا و آخرت هستید و از این بابت خوشحالم.
یا هو من لا هو الا هو
سلام به همه دوستانم و هم فرکانسی های نازنینم سلام به استاد عزیزم و مریم جان شایسته نازنین
خدارو شکر خداروشکر که هر لحظه آگاه میشم به ذهنم ،طرز فکرم،باورام،عقایدم و خود واقعیم
خداروشکر هر لحظه آگاهی جدید کسب میکنم و از ته قلبم میگم خدایا شکرت منو آگاه کردی
و چقدر حس خوبیه این آگاهی ،به آدم حس رهایی وآرامش میده مثل بچه ای که بدون قضاوت و با کنجکاوی کودکانه دنیا رو میبینه و لذت میبره
نگاه من نه تنها نسبت به امریکا بلکه نسبت به کل دنیا واقعا تغییر کرد و نگاه خیلی بدی نسبت به دنیا داشتم که از باورهای مذهبی، جامعه و کل دنیا نشات میگرفت .فکر میکردم امریکا داره به همه دنیا ظلم میکنه و داره به کشورهای ضعیف تجاوز میکنه و ثروت اونا رو غارت میکنه وبا استعمار دیگر کشورها به ثروت میرسن (آمریکای جهان خوار که دارن جهان رو میخورن!!!!!)به هیچ کس غیر از خودشون اهمیت نمیدن ،خودشون رو برتر میدونن وفقط خودشون رو لایق زندگی خوب میدونن و باقی انسانها بی ارزش هستن(فیلمهای هالیووودی!!!!!)و خیلی چیزای دیگه که وحشی ان، مغرور ونامهربونن و بیرحم
چقدر اونا از من برترن چقدر بزرگتر وقویترن و چقدر قدرتمندن و بادیدن فیلمهای فراماسونری چقدر ترس و پوچی وناامیدی دروجودم شکل گرفت وحالم بد شد !!!ما که ضعیفیم اونا که قوی ان بنابریان با این حرفا ماهیچ ما نگاه! این وسط خدا کشک!
خدایا شکر شکر شکر منو از این افکار شرک آلودم نجات دادی
یا اینکه اصلا خانمها دوس ندارن بچه دار بشن !همدم همه فقط یه سگه!!!یا همیشه در حال خیانت به هم هستن!!
از اون طرف به دلیل باورهای مسخره ای که در ذهنمون جا زدن از وطن پرستی و تعهد به سرزمین مادری و هم وطن و این حرفا اصلا یه چیز عجیبی در اومده بود بیا ببین
و این دیدگاهها برای کل دنیا بود حالا برای هر کشوری یه جور یا حتی هر شهری متاسفانه!!
نه تنها با دیدن سفرنامه و زندگی در بهشت بلکه با دیدن تمام آموزشهای استاد دیدگاهم کلا تغییر کرد که همه ما انسانها یکی هستیم این مرزها این قوانین واین نامگذاریها رو خودمون ساختیم که باعث فاصله همه ما شده !!مایی که همه یکی هستیم وهمه به خداوند واصل خودمون برمیگردیم
اگر من بتونم کاری انجام بدم یا خدمتی بکنم حالا هر جای دنیا به پیشرفت کل دنیا کمک کردم نه اینکه فقط محدود کنم خودم رو به ایران یا فلان شهر
دیدگاهم نسبت به کل مردم دنیا تغییر کرد به تمام انسانها با هر نژادی و قومیتی یا هر شهری
چقدر همه رو از خودم میدونم چقدر به همه عشق میورزم
حتی فراتر مثلا ما به کسانی که در خانواده مون هستند عشق ویژه ای داریم به پدرومادرمون وفرزندانمون که حتی در اشتباهات نیز طرف آنها رو میگیرم اما که همین روابط هم قراردادی است ومتعلق به این دنیاست
من دارم تمام تلاشم رو میکنم به همه عشق بورزم بدون فکر کردن به روابط بدون قضاوت
چقدر در زندگیم ناراحت میشدم اگرکسی به دوستان افغان توهین میکردن وچقدر این داستان رایجه داخل ایران متاسفانه!!!و چقدر خودم ازشون میترسیدم در کودکی ونوجوانی اما واقعا چه انسانهای شریف و سخت کوشی هستن
با دیدن فایلا باورام نسبت به تواضع مردم ،آزادی آنها،احترامی که برای هم قائل هستند به کل تغییر کرد
چقدر عزت نفس بالا و فروتنی زیادی دارند
چقدر در امریکا از هرچیزی بهترینش وجود داره
چقدر مهربانیها قشنگتر قابل لمسه
چقدر شادی کردن در آمریکا راحته
چقدر طبیعت تمیزه وچقدر زیاد به طبیعت احترام میگذارن ،چون خودم عاشق طبیعتم و خیلی دوس دارم اثر منفی روش نداشته باشم،واقعا در هر فایلی به وضوح این داستان رو میدیدم
با سپاس از همه دوستانم واستاد عزیزم ومریم شایسته مهربون
درپناه حق
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز و بانو شایسته
مهدی محمدی هستم و در رابطه با سوالی که در این بخش پرسیدید و کلا در رابطه با آمریکا
من تا قبل از اینکه سریال زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا باور هایی رو داشتم که آمریکایی ها دزد و قاتل و جنایت کاران قهاری هستند و از هر جهت بد و شخصیت های منفی دارن و منابعی که این باورهارو در ذهن من ساخته بودند رو هم شناسایی کردم و بسیار جالبه که بدونید من نابغه و مخترع 8 ساله ایرانم و این رو از این جهت بهش اشاره کردم که حدودا 6 ساله میخوام مهاجرت کنم و هر وقت به پیشنهاد هایی که بهم می شد نگاه میکردم از هر کشوری 100 تا ایراد در می آوردم و به نحوی از بعضی کشور ها که دعوت نامه میفرستادن فراری بودم ( حتی دلیلش رو هم همین باورهایی که در خودم پیداشون کردم میدونم ) اگر بخوام به جزِئیات اشاره کنم تا الانی که دارم دیدگاه ارسال میکنم ، من با ارگان های زیادی همکاری کردم و نتیجه همه شون یکسان بوده ، اول طرحم رو قبول میکردن بعد با یا بدون قرارداد شروع به کار میکردم و با هزینه خودم طرحو اجرا میکردم و بعد تحویل میدادم و زمانی که میخواستن هزینه رو پرداخت کنن که هیچ وقت پرداخت نکردند و در آخر تهدید و تحقیر و … ، و از زمانی که با برنامه ها و آموزش های شما آشنا شدم فهمیدم همه این ها به درون خودم برمیگرده ، استاد من واقعا ممنونم از تمام زحماتی که بابت تهیه و تدوین این سریال کشیدید چرا که نه تنها باورهایی که نسبت به جوامع مختلف داشتم بخصوص در مورد آمریکا عوض بشه بلکه باعث شدید من مسیر مهاجرتم و اینکه خواسته ای که از اعماق وجودم بارها و بارها ، بسیار قوی تر از هر دفعه قبل منو سوق بده و نتیجه دیدن این سریال و سفر نامه برای من این بود که سال قبل من هدایت بشم به پذیرش تحصیلی دانشگاه uwestern کالیفرنیا در رشته ای که بسیار بسیار علاقه دارم بهش و با اینکه بخاطر اینکه نتونستم هزینه تحصیل رو پرداخت کنم پذیرشم رد شد و بعد از اون اتفاقاتی در زندگی من افتاد که باعث شد نه تنها هزینه تحصیلم بلکه از چندین جهت و به نوعی به رشد در جهت تکامل فردی نزدیکتر بشم و اون اتفاق چیزی نبود جز پیشنهاد خرید یکی از طرح هایی که حتی فکر اینکه بتونم اون طرح رو بفروشم برام سخت بود و در آخر خدارو شکر میکنم بخاطر تمام نعمت هایی که به من داده و امیدوارم روزی از نزدیک شمارو ببینم ./
خردمند و پیروز و سلامت باشید
خدانگهدار
سلام به همه ی دوستان عزیزم از جمله استاد خوشتیپم که هر دفعه فایل میذارید بدو بدو میام دانلود میکنم و هر دفعه سوپرایز میشم از کیفیت مطالبی که میگید. خیلی خوشحالم که راجع به این موضوع صحبت کردید چون این ایراد خیلیا از جمله نیمای چند سال پیش بود که خیلی به تجربیات دیگران اکتفا میکردیم و فکر میکردیم واقعیت همینه، در حالی که قانون رو نمیدونستیم و روحمون هم خبر نداشت که هرکس نتیجه فرکانس های خودشو میبینه و واقعیت یه شهر یا کشور میتونه برای هر کس متفاوت باشه.
راجع به همین شهر تهران که دیگه تو کشور خودمونه و یادمه که اخبار میگفت ایران بهترین جای دنیاست (!) من و پسر خالم که از دوستان صمیمی هم دیگه هستیم سر موضوعات یکسان نتایج متفاوت گرفتیم. برای مثال ما چون کرمانی هستیم کمی لهجه کرمونی داریم که پسر خالم چون دیدش این بود که تهرانیا خیلی ما رو آدم حساب نمیکنن دقیقا هم همینطور میشد و یه جورایی خجالت میکشید از لهجش. همین باعث شد که همیشه با دوستان کرمونیش بگرده و وقت بگذرونه. در حالی که برای من نتیجه یه جور دیگه بود و خیلیا به من گفتن که چقدر لهجت باحاله در حالی که طرز حرف زدن منو اون نزدیک به همه مخصوصا اینکه زیاد باهم وقت میگذرونیم تاثیر میگیریم و حرف زدن و لهجمون هم یکی میشه. همچنین من از سراسر کشور رفیق دارم بر خلاف اون و بهترین دوستانم از بچه های اهواز و کردستان و تهران هستن. خیلی جالبه که همین جا هم نتیجه متفاوته دیگه چه برسه کشوری مثل امریکا که همیشه ازش بد میگن.
راجع به امریکا تنها چیزی که من زیاد تاثیر گرفتم اسلحه و کشت و کشتار بود چون فقط این رو تو اخبار ایران میدیدم که از وقتی هم که اخبار ندیدم دیگه این رو هم فراموش کردم. تلویزیون رو که حذف کردم برای تفریح فیلم و سریال و شوهای امریکا رو خیلی میدیدم و یوتیوب خیلی از ویروس های مسخره رو برای من حذف کرد چون واقعیت امریکا رو میدیدم و یا پیج کسایی که امریکا زندگی میکنند و از اتفاقات جالب امریکا میگن باعث شده بود که دیدم مثبت بشه.
اما بیشترین تاثیر رو از فایل های سفر به دور امریکا گرفتم چون یه مستند بود و مثل سریال ها فیلمنامه نداشت و غیر از اینکه با چیزایی اشنا شدم که قبلا ندیده بودم راجع به قانون هم لا به لاش صحبت میشد. کلی باورهای خوب به من منتقل شد که بیشترین باوری که تکرار میشد باور فراوانی بود
چقدر امریکا سرسبزه و منابع بی نهایته
چقدر RV جالبه و اصلا نمیدونستم که میتونه اینقدر مجهز باشه و برق و آب و فاضلاب و آشپزخونه ی حرفه ای و …
چقدر مردم ثروتمند زیادی هستند که اونا هم RV دارند
چقدر که استیت پارک ها زیادن و طبیعتشون فوق العادست
چقدر ماشین های شیک و لوکس زیاد بود
چقدر که آمازون جنس داره و همه جا استاد همه چی سفارش میداد که تو سریال زندگی در بهشت بیشتر هم شد. نکته ی جالب دیگه امنیت بود که پکیج ها رو میذارن دم در و میرن کسی کاری هم به کار اون پکیج ها نداره و روزها اتفاقی نمیوفته. چقدر خونه ها زیباترند بدون حصار و سیم خاردار!
مستند زندگی در بهشت هم خیلی جالب بود که چقدر میشه از همین امکاناتی که آدم داره با یکم ذوق همه چی رو بهتر کرد و من که اوایل فکر میکردم که پردایس یه جای بی نظیره و همه چی در بهترین حالتشه الان بعد از یه سال دیدن این سریال میفهمم که حتی تو تغییر و پیشرفت هم دنیا فراوانه و محدود نیست. مثل باورها و شخصیت خوب و قدرتمند همه چی بی نهایته. هیچی هیچوقت به کمال نمیرسه.
تو این 2تا مستند دیدم که چقدر روابط بین ادما میتونه بی نظیر باشه و اگه مشکلی پیش بیاد کافیه که ذهن رو کنترل کنیم و احساسمون بد نشه تا خدا خودش هدایت کنه. مثل وقتی که یه اتفاقاتی واسه RV افتاد و یه دستی از دستان خدا مکانیک بود و اومد راحت و سریع کار رو انجام داد. مردم امریکا چقدر شاد و خوشحالن و خوش میگذرونن.
حالا بگذریم از اینکه شما دقیقا به آموزه ها عمل میکنید و ما اینو به چشم دیدیم هم بحث کنترل ذهن و هم بحث عزت نفس که خودتونید و نقش بازی نمیکنید چقدر جلوی مهمون راحتید، چقدر همه هم دیگه رو اونجور که هستند میپذیرن و به زور نمیخوان بقیه رو به راست هدایت کنن. دیگه بارزترینش اون خیابون تو تمپا بود که بعضیا از کلیسا بدون هیچ اجباری داشتن از خوبیای اعتقادات خودشون میگفتن. لب ساحل کسی به افراد محجبه نمیگفت بکن برو تو آب حال کن و برعکس اونا نمیگفتن که بپوشون خودتو چیه با لباس زیر داری میچرخی!!!!!
واقعا دلنشینه دیدن این سریال ها و چقدر درس داره و چقدر عالی روی ناخودآگاه ما تاثیر میذاره. کلی نکات عالی داشتند که برای من مهم ترین هاش باور فراوانی و احساس لیاقت بود. دیگه چی بهتر از این که ببینی که خواسته های جدید در آدم شکل بگیره مثل
منم خونه و باغ و دریاچه ی شخصی میخوام
منم ماشین های اسپرت و موتورهای عالی میخوام
منم RV میخوام
منم کلی لباس و کلاه و وسایل حرفه ای آشپزخونه میخوام
منم اسپیکر خفن میخوام
منم ابزارهای خفن میلواکی رو میخوام داشته باشم که کارها ساده تر بشه
منم تلویزیون بزرگ و با کیفیت میخوام
منم خونه ی با استخر تو یه محله ی آروم و سرسبز میخوام که همه جا انگار فتوشاپه!
من عاشق تکنولوژی ام و من دوست دارم همیشه جدیدترین و بهترین وسایل الکترونیکی مثل موبایل لپ تاپ تبلت ساعت هوشمند و کلی چیزای دیگه میخوام
منم عاشق قسمت هایی ام که با درون فیلم برداری شده و اونا رو خیلی با جزئیات میبینم چون من عاشق درون هستم و فیلد کاریم هم رباتیک هستش و هر عاشق ربات هام.
استاد و مریم عزیز خیلی ازتون ممنونم و خدا رو شکر میکنم که هدایت شدم به این جا که این مستندات عالی رو ببینم. محتوایی با کیفیت که کلی نگرش من رو نه تنها به امریکا بلکه به زندگی تغییر داد تازه اونم رایگان. خیلی خوبی استاد واقعا تحسینت میکنم مرد.
برای همگی بهترین ها رو آرزو میکنم
درود به استاد عزیزم و خانم شایسته جان و همه دوستان خوبم
سپاس بی نهایت از خدای بی نهایت ها، به خاطر همین لحظه زیبا که فرصتی به من داد تا بتونم نفس بکشم و چند خطی از تجربیاتم برای شما بنویسم.
اول اینکه من میخام از استاد جان به خاطر تمام فیلم ها و فایل های تصویری و صوتی که از کشور آمریکا تهیه کردند و برای ما در سایتشون قرار دادند، سپاس گزاری ویژه کنم.
و بعد بگم که راستش برای من موضوع تصویرهایی که شما استاد عزیز از شرایط و وضعیت آمریکا ارسال کردید، از سریال های دور آمریکا و همچنین زندگی در پارادایس شروع نشد، بلکه از اون اولین ویدیوی اولی که شما بعد از رسیدن به آمریکا برای ما در تلگرام و یا سایت گذاشتید، شروع شد و همونجا بود که کلی از خدا سپاسگزاری کردم و شاد بودم.
شاید بهتر باشه تا اول یک توضیحی از خودم بدم و بگم که اصلا برای من موضوع آمریکا، موضوعی کاملا متفاوت هست از آنچه که دوستان دیگر باور داشتند و یا هنوز دارند.
من از معدود افرادی بودم که از بچگی یعنی وقتی که حدود ۹ یا ۱۰ سالم بود، طرفدار آمریکا و کلا مردم آمریکایی بودم. با اینکه از همون دوران کودکی که من در دهه ۷۰ مدرسه ابتدایی میرفتم، تمام سعی نظام حاکم بر مدرسه، رسانه، حکومت و … فقط تخریب آمریکا و اسراییل بود و کارهایی مثل آتش زدن پرچم این کشورها و خوندن سرودهای تخریبی که فقط روح و ذهن هر آدمی تخریب می کرد دیگه چه برسه به بچه ۷ ۸ ساله….
نمیدونم شما هم مجبور بودید که سرودهایی رو حفظ کنید و توی صف بخونید یا نه؟؟ ولی من قشنگ یادمه که توی برگه A۴ به همه ما دادند که یک سمتش آیته الکرسی بود و یک سمتش این شعر که تو این مایه ها بود (اگر حافظم یاری کنه):
آمریکا آمریکا مرگ بر نیرنگ تو خون جوانان ما می چکند از چنگ تو
…..
بقیش دیگه یادم نیست. خیلی طولانی بود.
بعد در مراسم های خاصی، در حین اینکه ما داشتیم این سرود انقلابی انفجاری میخوندیم، مدیر مدرسه با افتخار، با یک دست چادر به دست و با دست دیگر پرچم آمریکا به دست، در حال آتش زدن پرچم آمریکا بود. اصلا نمیدونید چه غوقایی بود… حماسه ای بود برای خودش.
اما تو این میون یک اتفاق جالب برام افتاد. بااینکه انقدر از همه طرف، ذهن من مورد هجوم افکار بیمارگونه حکومت و رسانه قرار گرفته بود، اما در من نتیجه برعکس داشت. باورتون میشه؟؟ من با هر بار خوندن این شعرها، بیشتر عاشق آمریکا میشدم. با خودم از همون بچگی میگفتم که این آمریکا کجاست که انقدر باحاله… انقدر همه جا ازش صحبت می کنند. عجب کشور باحالی هست که انقدر کارهایی که اینا میگن، انجام داده!!!
خب از اسراییل هم کم و بیش چنین افکار بیماری زایی میشنیدم…. ولی خب هیچ وقت عاشق اسراییل نشده بودم و یه جورایی میشه گفت جو حاکم روی من تاثیر گذاشت به طوریکه تا همین چند سال پیش یعنی دوران نوجوونی به بعد، من کمی تونستم بپذیرم که اسراییلی ها، مردمان خوبی هستند مثل هر کجای دنیا. برعکس این چیزای بدی که تو حلق ما کردند، اونها خیلی با ایرانیا خوبند و اصلا پرچم ایران اتش نمی زنند و تازه از ایران هم مهاجر و پناهنده میگیرند.
اما برگردیم به آمریکا. با اینکه در اون زمان تنها منبع رسانه ما، جمهوری اسلامی بود و مدرسه و تلویزیون و همه چیز تحت تاثیرات اونها بود و هیچ اثری از اینترنت، ماهواره و یا حتی فامیل و یا دوستی در آمریکا نبود، ولی نمیدونم اسمش چی بزارم، حس درونی، اون نیروی هدایتگرم …. جلوی وارد شدن هر صحبت منفی به قلب و ذهنم از آمریکا گرفت و اتفاقا برعکس، تازه با هر حرف منفی که میشنیدم، خودم اون تبدیل به نکته مثبت میکردم، تا مبادا حسم نسبت به آمریکا و آمریکایی ها بد نشه. (الان که فکر میکنم، میبینم عجب کاری کردمااا… چقدر خوب بود این کار در مورد باورهای فراوانی و عزت و نفس و اصلا هر باور مثبت و قدرتمند دیگری انجام میدادم D: )
بعد چند وقت که خب بزرگتر شده بودم و شناختم از کشورهای جهان بیشتر شد، فهمیدم که آمریکا قدرت نامبر ۱ جهان هست و هیچ کشوری به پاش نمیرسه. دیدم که اکثر نخبه ها از امریکا هستند، اکثر اختراعات، هنرها، تکنولوژی، هنرمندان معروف، خوانندگان، سینمای قدرتمند، شهرهای ثروتمند و خاص مثل نیویورک و اصولا هر شخص خارجی آدم حسابی که من میشناختم، همه آمریکایی بودند و یا حداقل از اون کشور بودند.
به همین ترتیب به خاطر عشق به زبان انگلیسی اونم با لهجه آمریکایی، از سال۱۰ ۱۱ سالگی کلاس زبان میرفتم و همه نمراتم جز تاپ ترین نمرات بود. یادمه در همه کلاس های زبانی که ما در مدرسه داشتیم، معلم های زبان همون اول به من میگفتند که تو برو بیرون. (یعنی برو حیاط برای خودت بازی کن). چون میدونستند که بودن من سر کلاس زبان، چیزی جز سروصدا کردن و اذیت کردن بقیه نبود. چون واقعا حوصلم سر میرفت.
حتی بعدها که میخاستم امتحان زبان انگلیسی برای دانشگاه بدم، بین تافل و آیلتس، من تاکیدم فقط روی تافل بود. چون راستش لهجه British نمیتونستم تحمل کنم. اعتقادم این بود که وقتی میشه زیبا و شیرین صحبت کرد، چرا باید سخت صحبت کرد؟ (حالا بماند که اخرشم مجبور شدم امتحان آیلتس بدم.)
حتی تو فیلم های هالیوودی، تا میبینم یکی داره با لهجه بریتش صحبت میکنه، سریع اداش در میارم و میگم مگه بازیگر آمریکایی نبود که اینا از یک انگلیسی دارند استفاده می کنند و …. (البته دارم یاد میگرم که این رفتار زشتم کنار بزارم و کمتر به این شکل رفتار کنم.)
خلاصه از وقتی که فهمیدم، استاد عزیز ما به آمریکا مهاجرت کردند، من از همون ویدیوهای کوتاهی که میفرستادند (در حال رانندگی و ….) کلی ذوق می کردم و شاد میشدم.
حقیقت این بود که موضوع خوبی و مثبت بودن آمریکا و علاقه من به این کشور، از سالها قبل برام اثبات شده بود. حالا به خاطر همون حس درونی که ازش صحبت کردم، یا عشق و علاقه درونی خودم و یا کنجکاوی ها و جستجوهایی که در بین کشورهای جهان میکردم و دوست داشتم که از جهان اطرافم سر دربیارم… خلاصه اینکه من میدونستم که آمریکا خوب و عالی هست، ولی حقیقتش نه انقدر عالی که استاد به تصویر کشیدند. و با دیدن فیلم ها و ویدوهای استاد، برام اثبات تر شد. برام محکم تر شد.
راستش میدونستم طبیعت عالی داره ولی نه انقدر بی نظیر و عالی و خاص و منحصر به فردی که به ما نشون دادید. میدونستم آمریکایی ها، مردمانی باحال و خونگرمی هستند، ولی نه انقدر باحالی که ما در ویدیوهای شما دیدیم. خیابان های تمیز، قانون مندی، نظم، احترام به افراد، …. نه انقدری که شما نشون دادید. در تک تک ویدیوها و فایل ها.
حتی استاد جان من یادمه در سالهای پیش که کامنت مینوشتم، یادمه بعضی دوستان خیلی اصرار داشتند که شما از دکوراسیون داخلی خونتون نشون بدید، چون به اونها انگیزه میده که یه خونه ای مثل خونه شما داشته باشند. البته برای من هم زیبا بود وهست که فضای داخلی خونه ببینم، چون مربوط به کارم میشد و میشه. اما اما اما در همون زمان بلافاصله من در کامنتی نوشتم که استاد اگه میشه لطفا برید بیرون و از فضای بیرون برای ما فیلم تهیه کنید. چون حس و فضای بیرون، نکاتی به ما یاد میده هیچ وقت اون فضای درونی اون حس به آدم نمیده. همش به خاطر این بود که اون آزادی محض از نوع آمریکایی با چشمام ببینم، اون رانندگی های منظم و دقیقشون با چشمام ببینم، خیابان های پهن و تمیز و زیبا، گلکاری و فضای سبز زیبا، ساختمان ها و معماری هاشون ببینم؛ احترامی که مردمشون به هم میزارند، ببینم و در کل فرکانس حاکم بر اون شهر و دیار، حداقل از پشت ال سی دی ببینم و نه فقط شنیده باشم.
استاد جان، ویدیوهایی که شما به همراه مریم جان برای ما فرستادید، البته به همراه نکات ویژه و اساسی که توش گفتید و میگید، همه و همه حکم تایید واثبات چیزی فراتر از آن چیزی بود که من تصور میکردم بود. که مهم ترین اون، اون فایل THANKS GIVING بود که چند سال پیش تهیه کرده بودید و از فرکانس بالای این مردمان صحبت کردید و گفتید که به خاطر فرکانس بالای این ادمهاست و حس خداپرستی و شعار معروف IN GOD WE TRUST که این کشور انقدر در همه مقام ها و جایگاه ها در بالاترین لول قرار داره. این موضوع دیگه مهر محکمی بر همه دانسته های قبلیم بود و فهمیدم که این همه علاقه من به یک کشور، بیخود نیست. قطعا چیزی فراتر از بقیه کشورها دارند که من از بچگی مجذوب این کشور و این مردمان شدم.
در کل هدف من از نوشتن این متن در تایم خارج از مسابقه این بود که فقط و فقط از شما استاد عزیزم سپاسگزاری کنم به خاطر همه تایید ها و اثبات هایی با ویدیوهای شما برام بوجود اومد و برام اثبات شد که اون حس درونی که من از بچگی مورد هدایت و حمایت خودش قرار داده بود، همش درست بود و چقدر عالی شد که من به اون حس اعتماد کردم و علی رقم جو حاکم بر کشور، به خودم اجازه ندادم حداقل در مورد این موضوع، مثل بقیه فکر کنم. (راستش استادجان من خیلی دوست داشتم این موضوع، حضوری و از نزدیک یعنی وقتی پام رسید به آمریکا و بیام خدمت شما به شما بگم، ولی خب اشکالی نداره، خوشحالم که اینجا فرصتی پیش اومد که دارم براتون مینویسم. البته حضوری همچنان جای خودش هست. )
یک نکته حاشیه ای بگم این وسط که بی ربط نیست به موضوع این فایل::
من خیلی اهل فیلم نیستم. ولی یادمه در اکثر فیلم های امریکایی که من دیدم، به طرز خاصی سعی داشتند، روس ها بد نشون بدند، تروریست و یا مافیا خطرناک و … (حالا نمیدونم این حس دو طرفه بین این دو کشور هست، سیاست خارجی شون نمیدونم؟؟) اما این موضوع به طرز بسیار زیادی روی من تاثیر گذاشت و من یه جواریی آنتی روس شده بودم. هر جا یک کار خرابی میشد میگفتم کار روس هاست. به طرز عجیبی از روسیه و مردمش میترسیدم و کلا از اروپای شرقی. فکر میکردم که اونها همشون تو کار خلاف هستند. از بس که فیلم هایی که من دیدم، همشون در مورد وجه بد اروپای شرقی، شوری و روسیه بود. اصلا یادم نمیاد فیلمی در مورد خوبی های روسیه دیده باشم. خلاصه اینکه این باور جدیدا شناسایی کردم و دارم روش کار می کنم که مردمان روس و اروپای شرقی هم مانند هر کشور دیگه خوب و بد دارند و نباید اجازه بدم که فکرم تحت تاثیر سیاست های رسانه ها قرار بگیره.
میخام بگم که شاید من در برابر آمریکا، فریب تاثیرات منفی رسانه و معلم و مدرسه و … نخوردم و بلکه تاثیر متفاوت هم داشتم؛ اما این موضوع می تونه به شکل های دیگه و با مردمان و کشورهای دیگه برای من اتفاق بیفته.
این موضوع یعنی تاثیر مستقیم خانواده، رسانه و محیط بر روی افکار و ذهن های ما خیلی بیشتر از اون چیزی هست که ما فکرش کنیم. و همین جا این موضوع، برای من هشداری بزرگ داره که چقدر باید مراقب ورودی هام باشم، اگر میخام نتایجی مشابه استاد عباسمنش بگیرم. حالا یکی در برابر آمریکا، یکی در برابر روسیه. آفت ذهنی سرجاش هست. ما باید اون آفت شناسایی کنیم و در جهت بهبودش اقدام کنیم.
“GOD BLESS AMERICA”
در پایان به دوست برنده مون هم پشاپیش تبریک میگم. باشد که هممون از جمله من، باورهام نسبت همه چیز به خصوص مردمان هر منطقه از کل این جهان پهناور خدا، بهتر و بهتر بشه.
شاد و سالم و ثروتمند و سپاسگزار عمیق باشیم.
سلام استاد کجایی دلمون برات تنگ شده چرا نیستی زودبیا دوست دارم من هروقت یه روز نباشی دلم میگیره انگار یه چیزی گم کردم معتاد شما شدیم پس کجایید زود بیایید دوستون دارممممممممم عاشقتونم میخام سریال زندگی را ببینم میخام باورام تقویت بشن .
سلام استاد جانم سلام مریم عزبزم و بچه های زندگی در بهشت💜
در مورد سوال اول باید بگم که من تمام باورهای اشتباهم رو در سن بزرگسالی بوجود اومدن بدترین باور من از سیاه پوستاست، فکر میکردم و میکنم هنوز که اینا کلا خلاف کارن، مواد مخدر زیاد مصرف میکنند و اعتماد بنفسشون به شدت پایینه، در مورد سفید پوستها کلا نظر منفی کم داشتم فقط توی بزرگسالی دیده بودم بچه ها ١٨ ساله میشن میرن و دیگه کلا از دست در میرن و ممکنه به خلاف کشیده شن،اما وقتی اومدم اروپا دیدم این خیلی خوبه که از سن ١٨ سالگی مستقل میشن و عالیه،حتی در مورد اروپا هم همینطور فکر میکردم که صمیمیت بین مادر و دختر نیست اصلا و یه باور غلط دیگه اینکه یهو عاشق یکی دیگه میشن و میرن ولی این باورها خیلی سطحی بودند و با زندگی اینجا و نزدیک شدن بهشون دیدم همش باور غلط بوده اینا خیلی هم انسانهای درستی هستن توی رابطه هاشون به شدت پایبندن ولی در مورد سیاه پوستها باور خیلی بدی داشتم و دارم و این باورها همه از فیلم بودند چون خانواده من اصلا نه اخبار گوش میکردند نه مذهبی بودند و یادم نمیاد چیزی راجع به غرب یا امریکا توی بچگی و خانوادم شنیده باشم اما بیشتر از فیلم های همین ۶-٧ سال اخیرن، و خانواده همسرم که سالهاست اونجان به ما میگفتن بعداز ساعت ٨-٩ نرید پیاده روی چون اینجا مثل فنلاند امن نیست، هُم لِس داره و خطرناک و اصلحه وقتی ازشون پرسیدم تاحالا چند بار تجربه بد دارید هیچ کدوم نداشتند حتی یکیشون هم نداشتن و گفتن ما تجربه نکردیم ولی شنیدیم.یعنی حتی کسانی که ٢۵ ساله دارن توی امریکا زندگی میکنند و میبینند که امن هست همه چی میلیونها برابر بهتر از کشور خودمون هست باز دارن میگن امن نیست چون صبح تا شب اخبار ایران رو گوش میدن و فیلم میبینن، مهم نیست کجایی وقتی باورهات خرابن چشمت واقعیت رو نمیبینه.
و ما هر شب دیر وقت طبق عادتمون میرفتیم پیاده روی دیدیم بابا اینا هیچ فرقی با مردم فنلاند ندارند حتی افراد فقیر و بی خانمان هیچ بدی ندیدیم،امن اَممممممممن، نه یک بار و دو بار، هر شب و روز بیرون بودیم وقتی عطسه کردم بارها و بارها گفتن عافیت باشی، یا اینکه وقتی کمپ کردیم یه نفر گفت کمک میخواید و چندساعت کمک کرد، کافی اورد و حرف زدیم و باورهامون خیلی بهتر شد، و در سریال سفر به دور امریکا هم که دیدم بابا اینا بینظیرن، اون خانمی که بهتون کتاب داد در مراسم روز شکرگزاری، اون خانمی که با مادرشون زندگی میکردن و شما رو دعوت کردن خونشون، مهمونهاتون که میومدن، همه بینظیر بودند یه صفت خوبشون که دیدم توی سفرم سلام میدن و میپرسن چطوری؟ این برام به شدت جذاب بود و من عاشق مردم امریکام بخصوص سفیدپوستها بطور کلی من باور بد ریشه دارم فقط به سیاه پوستهاست و به همین دلیل هم بود که توی اولین سفرم یهو اتفاقی هدایت شدیم به یه محله ای که سیاه پوستها دم در خونشون نشسته بودند و صحنه جالبی برام نبود من این باور رو به شدت دارم روش کار میکنم و هنوز هم میفهمم که توش ضعف دارم وقتی الان داریم دنبال خونه میگردیم اونجا تمام تلاشم اینه که سیاه پوستها همسایمون نباشن ، و دارم سعی میکنم باورهام رو شناسایی کنم و درستشون کنم.
ممنونم استاد جانم که با این فایل کمک کردید باورهامون رو یه شخم بزنیم باز ممنونم💜💜💜💜
Somi
باسلام خدمت استاد دوست داشتنی و مهربون و خوب و عزیز و خانم شایسته عزیز و همه دوستان .
استاد عزیزم من هرچقدر فکر کردم دیدم به حرف شما رسیدم که اره زمان جنگ نشون میدادن تو این فیلم ها ،فیلم های ساخته شده در ایران که اره عراقی ها بی رحم هستن و نامرد و ترسو و ….و آدم های خیلی بد و ناجور و قیافه های داغون
واقعا به قول شما ورودی های که به ذهنمون دادن یا دادیم باید ببینیم که چی هستن .چه خروجی دارن.
یه داستانی واسیه من اتفاق افتاد که میخواهم براتون بگم ..
چند وقت پیش دزد اومد خانه مون و خداروشکر چیزی به اونصورت نتونست ببره .زنگ زدم پلیس خیلی زود مامور اومد و گفت چی به چیه و …
فرداش رفتم کلانتری واسیه پیگیری کار و اونجا دیدم مامور ها خوش برخورد هستن و زود کار ها میندازن .یعنی کارهای من رو زود راه مینداختن یعنی سعی کردم از اموزش های شما استفاده کنم و حالم رو خوب نگه دارم و میدیم که با من حداقلش خوب بودن و میدیم که کسای دیگه که حالشون خوب نبود به زمین و زمان بد میگفتن هم با خودشون درگیر بودن و هم مامور بهشون توجهی نداشت یا برخورد جالبی نداشت ولی من با کسایی که برخورد داشتم خوش برخورد بودن
واسیه این کاری که برام پیش اومده بود رفتم دفتر خدمات قضایی الکترونیک و دیدم کلی آدم اونجا هستن هر کدوم هم به هر دلیلی اومده بودن وبعضی هاحالشون خوب نبود و هرکدوم غر میزدن و دادوبیداد و…بعضی هاشون هم آروم بودن بازم سعی کردم از آموزش های شما حالم رو خوب نگه دارم گفتم همه اینها واسیه خدمت هستن دادو بیداد و غر و نق و … واسیه چی ؟؟
صبر کردم تا نوبتم بشه و تو این بین یکی اومد و داد و فریاد و با یکی از کارمندها جرو بحث و توهین و …
ولی من سعی کردم که با آموزشهای شما حالم رو خوب نگه دارم و خوبی های اون ها رو دیدن و …
اتفاقی که افتاد نوبتم شد کارمند با صبر و حوصله پرسید چی شده و کارم رو انجام داد و تموم شد .
من از خودم پرسیدم که چرا برخوردی که با من شد با این آقا که حالش خوب نبود فرق میکرد و فهمیدم که آموزش های شما باعث شده حداقلش ما سعی کنیم آگاهانه حالمون رو بهتر کنیم .اونجور که میخواهیم باهامون رفتار کنن.و به زمین و زمان بد و بیراه نگیم.
واسیه ورودی های که به ما دادن همین آمریکا رو به قول شما همیشه همیشه هنوزم که هنوزه نشون میدن فلان جای آمریکا قتل و خودکشی و دزدی و …من تا قبل از اینکه آموزشهاتون رو درست و حسابی استفاده کنم میگفتم اره دیگه آمریکا اینجوریه کشور بی بند و باریه و ادمهاش معتاد و مصرف کننده مشروب و آدم های بی اعصاب و دعوایی و نامشروع و… هستن (به خاطر ورودی ها)
ولی از این ور وسایلی که میسازن مثل ماشین و قطعات و… خیانت تو کارش نیست ماشینای آمریکایی حرف نداره وخیلی قوی و پرقدرت و محکم هستش.
نگاهم با این دوتا ورودی تضاد داشت .
حالا که دارم مینویسم میفهمم که چه طرز تفکری دارم
از یه طرف به خاطر ورودی ها کشور آمریکا آدماش درست نیستن و ناجورا و از طرف دیگه مثلا ماشین ها و قطعاتش اینهه با کیفیت و اینهمه عمر میکنن (پمپ آب کولر که یکی از اقوام میگفت که آمیکایی و برای خیلی سال پیش هستش و چند تا ماشین که دیدم خودم مثل یه ماشین بزرگ شورولت که تو محلمون یکی داره که خیلی بزرگ و خیلی محکم و قشنگ و اینکه قدیمیه ولی خیلی خوب کار میکنه ولی ماهایی که خودمون رو بهتر میدونیم ماشینهمون جالب نیست و…
یه عمر به ما ورودی دادن که مرگ بر فلانی و ….
و اینکه ما خوبیم و اونا بد هستن و …
با این طرز فکر ما موندیم تو چهارچوب های که برای خودمون ساختیم از باورهای اشتباه و باعث پس رفت مون شده نه رشدمون.
وحالا شما با این فایل های که میزارین و نشونمون میدین میبینیم که واقعا ما باورهامون من خودم رو میگم من باورهام چقدر ایراد داره درمورد آدم ها .من خودم چقدر مورد و ایراد دارم .
میبینم که تو فایل هاتون مردم اونجا چقدر خوشحالن .چقدر ثروتمندن .به قول خودتون خیلی از همسایه های اونجا وقتی شما میرید اونجا براتون شیرینی میارن و کمک میکنن .من حرفتون روشنیدم و برخوردهارو دیدم میبینم که چقدر ذهنمون رو با حرف های بیهوده و بی سروته پر کردن که اینها آدم های بدبخت و بیچاره و مفسد و… هستن.
ومیبینم که تو این فایل هاتون شما و خانم شایسته چقدر خوشحالید تو یه کشور دیگه .
مردم اونجا چقدر خوشحال هستن و چقدر حالشون خوبه چقدر خوب میخندن و چقدر ثروتمندن برعکس ماهایی که یاد گرفتیم همش تو غم باشیم همش ناراحت و عصبی باشیم و همش حرص بزنیم و همش به زمین و زمان بدوبیراه بگیم .حالمون خوب نباشه.یه روز خوب باشه چند روز بد.
خودمون رو میبینیم مردمون رو میبینیم شما رو میبینیم مردم اونجا رو مبینیم شما که با این شفافیت نشون میدید زیبایی رو مردم خوب رو تو فکر میریم که ما چرا اینجوریم اونا چرا اینجوری هستن؟؟
ما خودمون رو خوب میدونیم ولی اونا رو بد
پس چرا حالمون خوب نیست و حال اونا خوبه
چرا چرا چرا؟؟
هی فکر هی فکر
حرفای شما رو گوش میدیم فایلهاتون رو گوش میدیم و میبینیم هی درک میکنیم هی درکمون بیشتر میشه که ای بابا باورهای اشتباه و غلط به ما خوروندن به ذهنمون دادن همه حرفهاتون رو هر چقدر گوش میدیم بازم میفهمیم که باورهامون درمورد بعضی چیزا و بعضی کس ها چقدر اشتباه هستش.
واقعا شما با این وضوح و کیفیت و صداقت که حرف میزنید و با این کیفیت ایده ال که شما زندگی میکنید من خودم به شخصه میفهم که خیلی از باورهام ایراد داره.
خیلی از باورهام هنوز جاداره واسه بهتر شدن
این باور باید باشه که شما تا ثروتمند نباشی نمیتونی بهترین غذاها بهترین جا برای زندگی بهترین وسایل بهترین ماشین ها رو بخری و لذت ببری و حداقل به اطرافیانت به خانوادت کمک کنی.
با ثرتمند شدنت اصلا جور دیگه لذت میبری از زندگی.
نمیگم آدم فقیر باشه لذت نمیبره چرا میبره ولی بعضی اوقات شاید لذت ببره و خیلی از اوقات نگرانه نگران همه چیز .
ولی وقتی ثروتمند هستی خداروجور دیگه میبینی و قبولش داری .خدارو انوقت از روی ترس نمیپرستی خدارو به خاطر اینکه بنده شی میپرستی .به خاطر رحمان و رحیم بودنش میپرستی .
به خاطر اینکه بهت اینهمه نعمت داده میپرستی.
از شوق و ذوق اشک میریزی نه از روی بدبختی و نداری و بیچاره گی
وقتی فایل های شمارو میبینم انگار مثل شما لذت میبرم .
دلم میخواهد چیزهای خوب رو بهتر و بیشتر تجربه کنم
ماشین خوب و خانه خوب
مسافرت خوب و حال خوب و خوب تر .
آرامش و آرامش بیشتر .
رابطه خوب و رابطه عالی تر
استاد از اون اول یادم نیست که چطور آشنا شدم با شما ولی از اون اول حرف هاتون به دل نشست .حرف هاتون قابل هضم بود .حرف هاتون رو راحت میشه قبول کرد .اصلا یادم نیست که بگم فلان حرف استاد دروغه .حتی تو دلم .
همه حرف هاتون انگاری حرفهای هستش که تو قلبم هستش .
نمیشه ایراد از حرف هاتون گرفت ایرادی هم که بشه گرفت ایراد از خودمونه .
استاد من هرچقدر فایل هاتون رو میبینم و گوش میدم انگاری کم میدونم خیلی کار دارم .خیلی باید کار کنم رو خودم.
استاد وقتی رو خودم کار نمیکنم یا خیلی کم کار میکنم میبینم که یه سری اتفاق ها میافته یه سری کارها پیش میاد که یاد حرف هاتون میافتم که شما میگید وقتی روخودتون کار نمیکنید یه اتفاق هایی میافته یه کارهایی پیش میاد اصلا نمیدونی این ها کجا بود و چه جوری اتفاق افتاده..
استاد به لطف خدای بزرگ و بی همتا و همینطور با استفاده از آموزش ها و فایل های شما خداروشکر زندگی بهتر میشه
حداقل زندگیم رو میفهم کجا عیب دارم کجا کارم مشکل داره .رفتارم ناشی از چیه و…
استاد ازتون ممنونم که باصبر و پشتکار و ذوق و علاقه فایل های عالی درست میکنید
هرچقدر روخودمون کار میکنیم باز بهتر میشیم عیب ها مون رو میفهمیم قوتمون رومیفهمیم .
مثل یه برنامه یا بازی که هرچقدر بیشار باهاش کارمیکنی بیشتر میفهمیش راهای مخفیشو پیدا میکنی و درنهایت یه جایی تموم میشه.
ولی هرچقدر رو خودت کار میکنی باز میبینی جاهایی دیگه ایراد داری .
هر چقدر کار میکنی میبینی بازم بهتر بازم بهتر
عیب هاتو رفع میکنی هی بهتر و بهتر ولی تمومی نداره
هی باید روخودت کار کنی .خوب ببینی خوب حس کنی خوب زندگی کنی
هرچقدر کار میکنی میبینی جای بهتر شدن هست .خطا ها رو میشناسی
باورهای اشتباه رو با درستش عوض میکنی
همون حرف هایی که میزنید که مثل غذا خوردن هستش مثل نفس کشیدن هستش.
مگه میشه یک هفته غذا بخوری و بعدش چند ماه نخوری؟؟!!
نه نمیشه باید همیشه بخوری
همیشه رو ورودی و باورها و ذهنت کار کنی تا حداقلش ثابت نمونی پس رفت نکنی
استاد ازتون ممنونم و خداروشکر با شما آشنا شدم و از فایل ها استفاده میکنم.
موفق و پیروز و ثروتمند و سلامت باشید