سریال زندگی در بهشت | قسمت 174 - صفحه 61 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

911 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زیبا گفته:
    مدت عضویت: 2752 روز

    سلام استاد گرامی

    سلام مریم جان

    خوشحالم کتارتون هستم و یا شما سفر کردم.خیلی عالی بود سفر به دور آمریکا و سریال زندگی در بهشت

    من عاشق سفر هستم و یه سری باورهای محدود کننده منو از سفر دور کرده و امید دارم

    با حلشون بتونم اول ایران رو بگردم

    فایل و سوال عالی اون عالی تر بود

    منم فکر میکردم آمریکا مرکز فساد و بی بندوباری و اسلحه هست

    و دوم اینکه اونجا خیلی مردم و خانواده ها از هم دور هستند

    این سریال گفت که اینها واقعیت نداره

    و من میدونم باورهای ماست که زندگی ما رو میسازه

    تو سریال از همسایه افغان کشور گفتید

    که مردم همیشه از اونها میترسیدند

    ولی من دوستانی از این کشور همسایه دارم که خیلی با مرام و معرفت و انسانهای بسیار پاک و گلی هستن و آن کسانی که بد هستند دولت گرامی با زیر پا گذاشتن حق آنها در خیلی موارد بهشون ظلم میکنه

    من تو آمریکا دیدم چقدر احترام به دیگران

    خداست و هر کس بخاطر خودش و حضور هر کس با هر ملیتی در شغل مورد علاقه اش و اهمیت دادن به ایده های انسانها

    همین دادن به نظرات و طرز فکرمون چقدر زیبا است

    چقدر ازاری پوشش،و رفتار بسیار عالیست

    استاد دیدن جهان را برایم زیبا تر کردی

    ممنون از شما و ممنون از سریال زیبای که دارید

    شاد و موفق و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    فرنگیس محمدی گفته:
    مدت عضویت: 2902 روز

    سلام به استاد عزیزم

    قبل از سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت چه دیدگاهی در مورد آمریکا داشتید

    ۱ .ابدا فکر نمی‌کردم آمریکا کشوری به این زیبایی و سرسبزی و تمیزی باشد هیچ بگ گراندی از خیابانهای آمریکا نداشتم تنها تصویر ذهنی من از آمریکا که در فیلمها دیده بودم چند کاکتوس در بیابان بی آب و علف و یک قهوه خانه در بیابان گذشته بود

    طی چند سال اخیر نیز تنها تصویر من از آمریکا تصاویر هوایی و از بالا از سیاه پوستان و مردمی که همیشه معترض بودند و پلیس که روبروی آنها بود و همیشه به شدت در حال درگیری بودند سیاه پوستانی که به زمین کشیده می شدند و به طرز فجیعی توسط پلیس بازجویی می‌شدند

    ۲ ،کشوری با مردمانی بسیار سرد نسبت به ملت های دیگر کشوری جنگ طلب با سران فاسد که فقط به منافع خودش فکر می‌کند و حاضر است برای کسب منافع خود ،ملت های دیگر را قربانی کند از آنها به عنوان سکوی پرواز ،استفاده کند

    ۳ ،کشوری که در آن به کمترین حقوق مسلمانان اهمیتی داده نمی شود به طرز فجیعی با آنها برخورد می‌شود اجازه پوشش دلخواه به آنها داده نمی شود و هر آن باید منتظر باشند که در خیابان به آنها حمله کندو مسلمانان در آنجا به شدت در محدودیت هستند و همیشه نگران جان و امنیت پوشش خودهستند

    ۴ ،کشوری که در آن مجلس و قوای آن را دهک‌های بالای جامعه تشکیل داده است به مردمان طبقه متوسط و پایین کوچکترین اهمیتی داده نمی شود تمام تصمیمات به نفع ثروتمندان و طبقه مرفه جامعه است و مردم متوسط و فقیر جامعه همیشه در حال اعتراض در خیابان ها هستند

    ۴، کشوری با جامعه از هم گسیخته که به هیچ عنوان خانواده در آن استحکام ندارد پدر در اغلب مواردخانواده را ترک کرده و مادر روابط گوناگون دارد و بچه ها به حال خود رها هستند و در بهترین حالت ممکن درون خانواده هر کس مسئولیت کار خودش را دارد مسئولیت برای یکدیگر ارزش و احترام قائل نیستندو هرکسی مختار است هر زمان که خواست خانه را ترک کند.

    ۵،کشوری که دخترها و پسرهای ش از همان نوجوانی با هم روابط آزاد دارم هیچ مرزی بین آنها نیست بالاترین آمار سقط جنین را دارد خانواده ها هیچ نظارتی و رفتار بچه هایشان ندارند اصلا جرات چنین کاری را نیز ندارند بچه ها هر طور که دوست دارند می‌توانند والدین خود برخورد کنند می‌توانند در هر سنی روابط آزاد داشته باشند و خانواده ها حق دخالت در باره روابط خارج از عرف فرزندان شان را ندارند

    ۶,مادران کم سن و سال زیادی دارند بچه هایی که پدر و مادر بی نام و نشان دارند و در پرورشگاه ها بزرگ میشوند.

    ۷،کشوری که در آن روابط خویشاوندی عمه عمو دایی هیچ تعریف خاصی ندارد هر کسی مشغول کار خودش است به شدت همه مشغول کارند و زمان کم دارند چون هزینه های زندگی در آنجا بسیار بالاست، اصلا به تفریح خود اهمیت نمی‌دهند فقط به گذران امور فکر می کنند

    ۸,مردمانش را مردمی عبوس افسرده و تهی از هرگونه احساس خوب می دیدم که همیشه مشغول کارند و برای فرزندان خود وقت ندارند چه برسد به تفریح و مسافرت.

    ۹,کشوری که هیچ منابعی ندارد مانند نفت گاز معادن زغال سنگ کشوری فقیر که برای تامین مایحتاج خود به جنگ با کشورهای دیگر می پردازد.

    ۱۰,کشوری که در آن ممکن است خیلی راحت در خیابان مورد تعرض قرار بگیریم درآنجا هفت‌تیر آزاد است مشروب آزاد است و خطر همیشه در کمینه و هرگز نمیتونی به صورت آزاد یک پیاده روی ساده داشته باشی همیشه باید مراقب خودت باشی همیشه باید شش دنگ حواست به حفظ جانت باشه . بچه ها خیلی راحت می توانند روی پدر مادر خودشون هفت تیر بکشند یا معلم های خودش رو بکشند.

    ۱۱,کشوری که در آنجا مردمش بسیار عصبی هستند آرامش ندارند آدمهای افسرده هستند چون همیشه تحت فشار هستند از خدا بسیار دور هستند هیچ اعتقادی به خداوند ندارند اعتقاد مذهبی بسیار ضعیفی دارند یا اصلا ندارند, خیلی راحت گناه می کنند در قید و بند هیچ چیز نیستند به هر طور که امیال نفسانی آنها حکم می کنند رفتار می کنند.

    ۱۲,در مورد غذا خوردن و غذاهای محلی و فرهنگ غذایی آمریکایی‌ها ادمایی هستند که اصلاً برای خوراک خود ارزش قائل نیستند اصولاً فست فود خور هستند هیچ برنامه غذایی خاصی ندارند و آدم های بسیار بسیار چاق و بد فرمی هستند

    ،🤦🤦چرا این نگرش را داشتید

    مهمترین عامل در ایجاد این نگرش را می توان تلویزیون از جمله اخباری که قبلاً به صورت مکرر گوش می‌کردم که خوب بیشترین تمرکز روی قسمت های منفی اخبار منفی و جنایات می‌گذاشت که حتی اگر یک نفردر هر جای آمریکا به هر دلیلی کشته می‌شد این خبر بسیار بلد می‌شد و چندین بار پخش می‌شد و همین تکرار باعث باور سازی می شد.

    تصاویر هوایی از مردمی که به صورتی که در تعداد نفرات خیلی زیاد همیشه در حال اعتراض بودند در حالی که شاید آن تصاویر اصلاً از از مردم آمریکا نبود.

    ۲، فیلم های خانوادگی که از تلویزیون درباره آمریکا پخش می‌شد که این فیلم ها همیشه تنش بین اعضای خانواده را نشان میداد که شب و نصف شب با هم دعوا می‌کردند بچه ها خیلی راحت خانه را ترک می کردند هیچ ارزش احترامی برای والدین خود قائل نبودند و والدین هیچگونه حمایتی مالی چه عاطفی از فرزندان خودنداشتند ه و خیلی راحت می پذیرفتند که فرزندان اونها خانه راترک کنند.

    پدر خانواده آخر شب مست وارد خانه می شد مادر خانواده با کس دیگری رابطه داشت خیلی راحت بهم خیانت می کردند

    و یا اصلاً فرزند نداشتند و یا فرزندان به حال خود رها بودند و غالبادر مهمانی های شبانه به سر به سر می بردند که در آنجا خیلی راحت مواد و مشروب استفاده می کردند….

    ۳,پلیس در فیلمها به شدت خشن با مردم برخورد می‌کرد حتی پلیس های سیاه پوست به همنوعان خودکوچکترین رحمی نمی کردند کتک کاری و درگیری فیزیکی پلیس با مردم بسیار زیاد بود پلیس هایشان انسانهای بسیار عصبی و بی رحمی بودند

    ۴،خیلی راحت قتل و جنایت اتفاق می افتاد مخصوصا جنایت های خانوادگی شاید ماهها پلیس از چنین از وقوع چنین حادثه ای بی اطلاع بود .

    ،🌹🌹🌹برداشت الان شما از مردم و فرهنگ وکشور آمریکا

    آمریکا کشوری بسیار بسیار سرسبز ؛ سرسبز تر از شمال ما که وقتی در سریالها ی که از این سایت زیبا پخش میشه خیابون های اونجا رو میبینیم انگار یک فضای رویایی و غیر واقعی رو میبینیم که چنین سرسبزی حتی در شمال ماکمتر وجود داره چنین ساختمان های مرتب و شیک و به روزی پیاده روهای منظم مکانهای امن برای پیاده روی مکانهای امن برای دوچرخه سواری بزرگراه های چند بانده بسیار عریض برای رانندگی لذت بخش . قبلاًفکر میکردم در بهترین قسمت کره زمین زندگی می کنیم که خیلی شنیده بودم که ایران کشوری چهار فصل ولی خوب وقتی که با طبیعت و با آن آب انبوهو تمیزی آمریکا مقایسه می کنم سرسبزی اینجا در برابر سبزی اونجا میشه خیلی خیلی ناچیز هرچند اینجا هم خیلی زیباست

    ۲, مردم بسیار خونگرم و با فرهنگ خانواده دوست که هر خانواده لااقل دو فرزند به بالا داردکه بسیار اهل گشت و گذارو خوشگذرانی با خانواده هستند

    ۳،مردمانی که از لحاظ سطح مالی در سریالها دیدیم در سطح متوسط به بالا و می توان گفت پولدار که خیلی به تفریح اهمیت میدن به بودن با خانواده اهمیت میدن تقریبا همشون ماشین های مدل بالا و خیلی خوش رنگ دارند خیلی آدمای شادی هستن و شاد میپوشند خیلی به تربیت فرزندانشان اهمیت میدهند

    ۳, خانه های بسیار لوکس و زیبا شبیه باغشهرهای هاروارد با نماهای بسیار بسیار شیک که دور هیچ خانه ای حصار و دیوار کشیده نشده و نهایتاً یک پرچین نیم متر یا یک متری بود که بر زیبایی شهر افزوده بود

    کشوری بسیار مسطح که خیلی راحت همه چیز تا دوردست با چشم دیده می‌شد یک دشت مسطح سرسبز

    ۴،آدمهایی که خیلی خیلی با خودشون در صلح

    هستند ، خیلی طالبه شادی و زندگی کردن در لحظه هستند خیلی شاد میپوشند خیلی به تفریح و شادی اهمیت می دهند و از کوچکترین اتفاق برای شاد بودن و رقصیدن و زندگی در لحظه استفاده می کنند

    ۵, خانواده های آمریکایی بر خلاف فرهنگ الان خانواده های ایرانی خیلی به فرزندآوری و افزایش تعداد موالید علاقه مند هستند که این هم به نظر من به فرهنگ غالب آنجا برمیگرده که احساس نمی‌کند که باید تا ابد از فرزندانشان حمایت کنند انگار ناراحتی و نگرانی از آینده فرزندشان ندارند آدم‌های بسیار خوشبینی هستند

    ۶،دولت بسیار کارآمد با بخش خصوصی بسیار فعال و ثروتمند که بر همه چیز نظارت دقیق دارد به رفاه مردم اش بسیار اهمیت می دهید و در عین حال به طبیعی و دست نخورده بودن محیط طبیعی هم خیلی اهمیت می دهد (مانند استیک پارک های زیبا و با امکانات به روز و در عین حال طبیعت دست نخورده و پر از حیوانات گوناگون )

    ۷,همه از دوچرخه سوارها تا کسانی که اهل پیاده روی هستند تا کسانی که رانندگی می کنندمکان مخصوص به خود و حقوق مخصوص به خود را دارند حقوق شهروندی در سطح بسیار بالاست

    ۷،در مکان های عمومی خیلی همه با هم مهربان هستند دیگر لبخند میزنند کسی حقوق کس دیگر را پایمال نمی کند به قوانین و مقررات بسیار پایبند هستندو احترام می‌گذارند

    ۸, مردمش از هر لحاظ آزادی دارند آزادی پوشش آزادی در دین آزادی در انتخاب وسیله نقلیه که هر نوع وسیله ای داشته باشند و هیچ محدودیتی ندارند و آزادی به نظر من از بزرگترین مزایای کشور آمریکاست .

    ۹, اینکه اکثر مردمش شاید به دلیل شاد بودن خودشون همیشه رنگ های شاد میپوشند و به ندرت دیده میشه و به خاطر ندارم که کسی رنگ مشکی پوشیده باشه .

    ۱۰, پلیس به شدت با مردم دوست و مدارا می کنه خیلی به رفاه مردم به امنیت مردم اهمیت میده جاهایی که مخصوص نوشیدن مشروب در شب هاست نیز پلیس آنجا حضور داره تا امنیت اون آدم ها رو تامین کنه و این برای من خیلی جالب بود.

    ،🌹🌹🌹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    مهدی حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2283 روز

    سلام

    سلام

    سلام سلام

    همگی سلام. همگی سلام

    ای زندگی سلام ای زندگی سلام و ادامه ی آهنگ😉

    من بهار صفاری هستم

    از علاقه مندان به استاد و همراه شایسته شون و بقیه ی عزیزان دل مقیم در سایت عباسمنش جان!❤️👌

    مدتها بود فقط گاهی کامنت میخوندم و نمی نوشتم…خدا قبول کنه داشتم به درسها کمی عمل میکردم…برای سفر به دور امریکا از سفر به دور ایران استارت زدم…

    امروز بعد از یک غیبت کبری اومدم کمی بنویسم….

    خیلی برام جالب بود ….دیدم ۴۰ صفحه کامنت اومده!!!! ماشالله!

    چقدر خواهر برادر داشتیم و خبر نداشتیم!

    🤭😉👌

    راستی قبل از نوشتن کامنت مربوطه از یک دوستی شنیدم خانوم شایسته ی عزیزمون متولد ماه خرداده

    البته روز دقیق شو نمیدونم ولی از همین تریبون و از طرف همه ی همکلاسی های گلم میخوام بگم:

    بانوی مهربان و زیبای فصل بهار!

    تولدت مباااارک!!!!🌈🌄🎂🍩

    در کنار استاد عزیزمون ؛ شاد و سلامت و موفق باشی عزیزم!

    همگی دوستت دارم❤️🙏 و از زحماتت برای ثبت و ضبط فیلم ها خصوصا« سفر به دور امریکا» که باعث آشنایی و آگاهی ما نسبت به واقعیت زندگی در امریکا شد بسیار سپاسگزاریم!!!🧡💖💛💜♥️❤️

    خب بریم سراغ درس امروز که مربوط میشه به before – after دیدگاه ما نسبت به امریکا!!

    بنظرم بچه ها خیلی خوب و هوشمندانه به نکات اساسی اشاره کرده بودن و من واقعا لذت بردم از خوندن شون…

    من هم قبل از آشنایی با استاد و درسهاشون و دیدن سریال های مستند سفر به دور امریکا و زندگی در پرادایس نظرم متفاوت بود و به طور خلاصه از مهاجرت می‌ترسیدم!

    هرکسی میگفت دوست داری مهاجرت کنی

    همیشه میگفتم اصلا! آخه من کشورمو دوست دارم!

    لزومی نداره برم جای دیگه و…..

    چون فکر میکردم زندگی در جایی مثل امریکا سخته

    چون باید خیلی کار کنی!

    خیلی زبان بلد باشی!

    خیلی احساس تنهایی و غربت خواهی داشت!

    و اینکه فکر میکردم هرکسی توی وطن خودش راحت تره….همه هم زبونش هستن!

    با خیلی ها آشناست!

    یا حداقل هموطن ه! و خلاصه فقط ایران سرای من است!!

    ولی بعد از آشنایی با استاد و مریم جان و سبک زندگی شون خیلی آگاه تر شدم و دیدم

    اولا به قول سید بزرگوار:

    همه جای دنیا سرای من است ! سرزمین وسیع خداست!

    و این باور محدودکننده ی وطنم پاره ی تنم 😉…تا حد زیادی از ذهنم پاک شد!👌

    و یا اینکه استاد توی درسها و فیلم هاشون تعریف کردند در ابتدا خیلی زبان نمیدونستند ولی به راحتی اونجا زندگی کردند و به مرور یاد گرفتند و امریکایی ها با مهربونی و حوصله در این مورد همکاری میکنند و این برای من خیلی کمک کننده بود( با اینکه تا حدودی زبان میدونم ولی در کل میترسیدم!)

    موضوع بعدی مساله ی درآمد زایی و کار و فعالیت بود که در دوره های ثروت خصوصا جلسات دوره ثروت سه استاد به این موضوع اشاره کردند که اصلا اینطوری نیست که افراد فکر میکنند برای ثروت مند شدن باید خیلی تقلای فیزیکی کرد و اذیت شد !

    و یاد میدن که همه چیز ذهن ماست و تمرین های عالی میدن برای کسب درآمد مناسب!!

    و موضوع بعدی زیبایی بی نظیر طبیعت امریکا

    هوای مطبوع…باران های زیاد و

    تمیزی چشم نواز همه جا از کنار دریا گرفته تا خیابانها و جاده ها و ساختمانها و….

    در صلح بودن آدمها…..

    اجرای قوانین درست و عادلانه در این سرزمین!

    امنیت!

    امنیت!

    آرامش!

    مدیریت قوی و رفاه عالی برای مردم!!!

    شیک و مدرن و راحت زندگی کردن!

    همه وهمه دیدگاه من رو نسبت به پدیده ی مهاجرت و زندگی در جایی مثل امریکا تقویت کرد و جالب اینکه از وقتی دارم روی درسها تمرکزی و به قول مریم جون لیزری کار میکنم

    به طور معجزه آسایی راه داره برای رسیدنم به ارزوهام از جمله زندگی در جایی مثل امریکا فراهم میشه!

    که البته برای من حدود بیش یک سال طول کشید تا بتونم

    باورهای محدود کننده مو تغییر بدم و با کمک محصولاتی مثل عزت نفس و روانشناسی ثروت و قدم ها ؛ تکاملم رو طی کنم و به مرحله ی تصاعدی بالا رفتن نزدیک بشم انشالله!

    بچه ها به قول استاد برای «تغییر» یک جهاد اکبر لازمه!

    باید بت های ذهن رو با تمرین و تلاش هر روزه و با شجاعت؛ ابراهیم وار بشکنیم و منتظر ورود نور و روشنایی باشیم !!

    ما ایرانیا کمی عادت داریم که بشینیم و منتظر معجزه باشیم با اینکه برای دیدن معجزات باید از جا برخاست!

    باید سخاوتمندانه برای آگاهی هزینه کرد!

    و مثل یک ورزشکار هر روز ورزش کرد ولی این بار ورزش فکری!

    و مراقبت کردن از ورود غذاهای مسموم مثل ناامیدی؛ تمرکز روی کاستی ها؛ خبرهای ناخوشایندو…

    و برعکس تمرکز روی نکات مثبت هر موضوع هر شخص و هر چیزی در دنیای اطراف!

    من خودم روان شناس و زوج درمانگرم و خیلی مطالعه داشتم ولی بعد از آشنایی با استاد انگار دوره ی دکترامو گذروندم و خیلی درسهای عالی یاد گرفتم ونتیجه گرفتم و به مراجعینم هم یاد میدم!!

    نگاهم خیلی به زندگی بهتر و روشن تر شده

    دوست دارم با حال بهتر از قبل برم حداقل برای چند سالی در جایی مثل امریکا خصوصا به عشق استاد و مریم جان ؛ در فلوریدا زندگی کنم و

    به خودم تبریک بگم که آفرین! تو تونستی به جایی که دوست داشتی برسی و حال خودت و آدمهای اطرافت رو خوب کنی!

    و وقتی ما حالمون خوب باشه دنیا رو با وجودمون زیباتر کردیم !! و من امیدوارم همه مون بتونیم مثل استاد و مریم جان با رسیدن به حال خوب به زیبایی دنیا بیفزاییم!!

    به امید دیدار همه عزیزان دل در فلوریدا 😍🙏❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 1831 روز

    ما ادما تمام بدی هایی که تا کنون راجع به امریکا گفتیم اونقدر اوجه کردیم بهش وارد زندکب خودمون شده استاد نه تنها باورهام درکه مورد امریکا به شدت تغییر کرد و همیشه به مردمان و حتی افراد دولت اعم از پلیس و مسئولین و قوانینش احترام میگذارن بلکه به مردمش و کشورش درود میفرستم و علاوه بر تمام اینها تمام ایراد هاو باور های نادرست زندگی خودم رو ریشه یابی کردم و یک صلح درونی خالص در من ایجاد شد و این باور به وجود اومد که هر جای جهان باشم به دور از هر گونه قضاوت و توجه به باور های نادرستی که در ذهنم ساخته اند دیده ها و شنیده هایم اطرافیان و رسانه همه را کنار گذاشته و با دید خودم قدم بردارم

    اینهمه خودنمایی و تجملاتی هر اسمش میومد فکرمون میرفت سراغ امریکا و افراد اسراف کار و ثروتمندی که بی خدا فرضشون میکردم وو الان همان خودنمایی ها و تجمل گرایی ها در سر زمین خودم زیاد شده شما فرمودین کسی که بیاد امریکا اگه بخواد ماشینشو به رخ بکشه یا ظاهر سازی بکنه برا جلوه دادن و فخر فروشی افسرده میشه چقدر این فرهنگ خوبیه هرکس داره هر طور که دلش میخواد بدون تپجه به زندگی بقیه و نشون دادن زندگی خودش به دیگران اینطوری هر لحظه رو زندگی میکنه و لذت میبره اون نظمی واراستگی که در هرایالت و شهری سراسریه نه مثلا فقط در منطقه خاص یا بالا نشین شهر یا ایالت های خاص همیشه فکر میکردم یک قسمتش ساختمان ها و فضای زیبا داره و بقیه جاهاش هموناییه که کشورمون معرفی کرده و سراسر الودگی و زشتی و ناامنیه درحالی که این کشور اصلا جای محروم نداره و اونها نداسته دارن از قانون فراوانی استفاده میکنن و هرگز ناشکری نمیکنن اگه اتفاقی میفته خودشون رو مسئول میدونن و درصدد جبرانش برمیان همکاری شون چقدر خوبه بدون اینکه همو بشناسن اون صمیمیته و احترامی که میام مردمانش جاریه

    من همش فکر میکردم هرلحظه ش تجاوز و دزدی و خشونته و نمیذارن فردی با عقاید و نژاد دیگه اسوده زندگی کنه همه فکرای خودشونو تحمیل میکنن در حالی که اصلا اینطور نیس و برعکس با این باور ها اطراف خودمون پر شده از این افراد و این فرهنگا و خصوصیاتی که همیشه تصورمون از. امریکا بود من با این سفر به دور امریکا به چنان زیبایی ها و امکانات و فراوانی ها و نعمت های خلقت رسیدم که هرگز به کمبود ها توجهی نمیکنم و باعث شده در یک استان مرزی در ایران در شرایطی زندگی کنم که خیلی شباهت داره به امریکا و حتی بعد از این سریال و تغییر من تعصب بی جا و بی احترامی بین ترک و کورد و شیعه و سنی در شهرم کمرنگ شده و منی که هرروز با این موارد مواجه میشدم الان توسط همون ادمایی که باهاشون مخالف بود و به قولی (نژاد پرست)بودم با این فایل فهمیدم به خاطر توجهم در مورد امریکا خودم این شرایط رو در زندگیم ایجاد کردم و از روزی که باور های من با این سفر نامه و سریال زندگی در بهشت تغییر کرد شرایط زندگی خودم در ایران تغییر کرد خیلی جالبه حتی دریاچه ی خشک شده ی ارومیه دوباره زنده شد و دنیایی از فراوانی های زیبا به زندگی و محیط زندگیم وارد شد خدارو سپاسگذارم که شما رو هدایت کرد و دست خدا که مریم جان و استاد نازنینم و البته مایک مهربان و خلاقم این انرژی فوق العاده مثبت رو جاری کردین و مارو به این تغییر عظیم و لذت بی پایان دعوت کردین دوست دارم بیام امریکا و تو خیابوناش راه برم و از همه تشکر کنم وفریاد بزنم که یک استادی خداگونه ذهن مارو قلب مارو از تمام نفرت ها و باور های بیجادرمورد شما تغییر داد تو خیابان ها و طبیعت و سواحل زیباش امنیت و زیبایی صلح و دوستی رو فریاد بزنم بگم که پر از فراوانیه پر از اب و هوای پاک و ارامش و فرهنگ های درسته پر از امکانات مثبته نه اسلحه و خشونت پر از کار های نیکه بدون اینکه نام مسلمان به خود داشته باشن اونجا شکر خدا رو به جا بیارم و بگم خداااا به خاطر این همه زیبایی به خاطر استاد بی نظیرم بخاطر ثروت و نعمت و خوبی هات بخاطر دستان خالص شده از وجودت مریم بانوی من استاد بزرگوار من برادر کوچکی که بسیار درس ها ازش اموختم مایک مهربانم ممنونم به خاطر این نزدیکی درعین دور بودن ولی هم فرکانسی بی مانع و بدور از هر نوع فاصله ای از تو ممنونم چقدر این عالم گسترده و در عین حال نزدیک بهم است من هر لحظه در همون آر وی زیبا پشت پنجره های بزرگش طبیعت غیر قابل وصفش از زیبایی نشستم و با موزیک ها و صدای استاد و چهره ی شاد دوربین به دست مریم جان و مایک در حال بازی را نظاره میکردم هر روز با بچه های پر از محبت و وابسته ی بهشت پارادایس کنار استاد و مریم جان اموختم بزرگ شدم بالغ شدم و رشد کردم و از هر چه زیبایی و نعمت و سلامتی و ثروت و هر چه هر چه خوبیه برخوردار شدم نه تنها باور های من بلکه شخصیت و حتی چهره ی من هم تغییر کرد من فقط کالبدم تغییر نکرده و البته چهره م هم روشن تر و بشاش تر شده همه میگن پ چنان تغییری در من ایجاد شد که به صلحی عمیق به دور از هرگونه قضاوت در مورد خودم و باور هایم در مورد امریکا و البته زندگیم رسیدم که جهنمی ساخته شده بود در من به بهشت مبدل شد و به قول استاد بهشت رو در همین دنیا تجربه میکنم و ان شاالله کنار تک تک اعضای این خانواده بی ریا و صمیمی در اخرت هم این زندگی سعادتمندانه رو کنار هم رقم خواهیم زد خدایا شکرت 💖

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    مهرک الهی گفته:
    مدت عضویت: 1924 روز

    سلام بر استاد عزیزم وشایسته گلم.

    قبلا گفتم الانم دوباره میگم که حتی من نمیتونم شمارو مریم صدا کنم ،چون پدرم کرمانی بودن ومن عاشقشون بودم .یکی از چیزایی که سرزایمان هر کدوم از خواهرام وزن برادرام می‌گفت این بود که اسم فرزند دخترشون رو شایسته بزارن.

    پس درمورد این پیشفرض که اتفاقا برای من یاد آور پدر فرشته صفتم هست،دوست دارم مریم عزیز رو شایسته صدا کنم.

    این خارج از موضوع بود ولی چون به پیشفرض ربط داشت گفتم.

    من بچه قبل انقلابم .دوتا درک دارم که هردوشون پیشفرض منو درمورد آمریکا خراب کرده بود .

    اول قبل انقلاب که طوری تقلید ازامریکاییها میکردن وبعضی از اوقات مطلبو بقدری بد می‌فهمیدن، که اون افراط در تقلید حال ادمو خراب میکرد.

    مثلا اون قشری که ازنظراجتماعی آزاد بودن تارفتاربازی توی اجتماع داشته باشن،ازاد منش بودن و مدرن بودن رو در مصرف بی‌رویه مشروبات الکلی وازادی روابط بیندوبار جنسی درک میکردن ،واون زمان ،یکدفعه کشور ومملکت مثل اینکه توش انفجاری از عشق به آمریکاونمودهای بی بندوباری وافراط بوجود اومده بود ومن باوجود اینکه در خانواده آزادی زندگی میکردم ولی ،این نوع زندگی شبیه حیوانات برام نفرت انگیز بود .همه دخترا عاشق این بودن که یک پسر آمریکایی (که حکم شاهزاده رویاها و داشت)ازراه برسه واونارو به ارزوهاشون برسونه .وخیلی ازپسرها آرزو داشتن برن آمریکا وبادختران پولدار آمریکایی ازدواج کنند و بچه های موبور وچشم آبی دنیا بیارن.

    فکرکنید چقدرافکاردمردم محدود وابسته بود که حتی تصورنمیکردن که مردم آمریکا هم آدمهایی هستن مثل همه آدمها وکارمیکنن ویراساس ذات وجودی انسان ،اکثرا،به یک ندیم وهمدم ،یاپارتنر،بسنده میکنن.

    خلاصه اون پیشفرض درقبل انقلاب ،منو به اون شکل ازامریکا فراری میداد ،بطوریکه من درتخیلاتم، هم اگه به یک کشور خارجی سفرمیکردم ،اون کشور آمریکا نبود.ومن خیلی به سفر به خارج علاقه داشتم و دارم ولی درصدر اون کشورها ،فرانسه وژاپن سوییس بود.

    حالا می‌آییم به بعدانقلاب،

    اونقدرشعارمرگ برامریکا که درعنفوان جوانی مادردبیرستان، وهرروز راهپیمایی بردن دانش اموزا،اخبار و تبلیغات وفیلمهایی که ازسو استفاده بخصوص امریکاییهاازدختراننشون میدادن .

    و ازمنابع کشور وکشتن استعدادهای بزرگمون و……به مغز من و سایر هم سن وسالای من،

    این پیش‌فرض‌ها رو میخوروند.

    از نظر اقلیمی اون فیلمهای وسترن ،اون سرزمینهای خشک باکاکتوسها وفرسنگها زمین بی ابوعلف،

    اون دانش آموزانی که کلت حمل میکنن و هروقت چیزی اذیتشون کنه بهش شلیک میکنن.

    اون زندانیای خونخواری که ازبلندترین باستیلها میتونن فرار کنن،اون سرزمینی که توش پرخیانت وهرزگیه وخانواده معنا نداره،ومثلا هرمردی تاروشو اونور کنه ،دوستش به زنش پیشنهاد روابط نادرست داده….

    خودشون دانشمندی ندارن و استعدادهای مارو با پول میخرن،یا میکشن ،یا میدزدن.

    اینها همه پیش‌فرض‌های بود که من به خصوص از کشور آمریکا بود.حس میکردم اونجاعشق عمیق اصلا معنانداره و مردم سردوبیعاطفه وبدون ترحم و دلسوزی هستن.

    اینها پیش‌فرض‌ها سوابق من از آمریکا بود.

    ولی بعدازدیدن سفربه آمریکا وزندگی دربهشت،

    کلا دیدگاه من نسبت به آمریکا عوض شد.

    اول اون اقلیم سرسبز،که من عاااااشقشم والبته خودم تواستانهای شمالم.

    اون زندگی توام مدرنیته و طبیعت ،

    که همیشه اینطوری تصورمیشد که یا باید بری توروستا وباحداقل امکانات زندگی کنی یاتو شهر باحداکثرامکانات ولی توی دود و دم وشلوغی و ترافیک والودگی.

    شما به من طبیعت پاک ،خیابونای تمیز،هوای صاف،بارون همیشگی ،اونهمه درخت ودریاچه های اختصاصی ،که حتی تورویاهام نمی‌دیدم ،کسی دریاچه داشته باشه.

    کشتی و هواپیما وجزیره شخصی شنیده بودیم ولی دریاچه توی خونه ؟؟؟؟؟؟نشنیده بودم😊

    از جهت اینکه چقدر روستاها هم مدرن وعالیه .

    از فرهنگ خانواده ها که چقدر درزندگیشون درصلحند،بچه ها چقدر متکی به خودشونند وداشتن فرزند مستلزم کارکردن صبح تا شب برای بچه ها وبیزاری از داشتن فرزند نیست.

    (البته من دراین قسمت اززندگیم کاملا اروپایی هستم وبعدازتجربه ناموفق اولین فرزندم،یادگرفتم بچه هارو متکی به خودشون وازاده باربیارم)

    چقدرپدرومادرها از داشتن فرزند ووقت گذروندن بااونا لذت میبرن ونمیگن بزاربچه ها بزرگ بشن بریم فلان سفر چون حملشون سخته .

    بچه ها آزادانه اززندگیشون لذت میبرن ودربند کثیف نکن ،اونجانرو،و……نیستن .وازکوچکی براشون ،وظایفشون تعریف شده پس کار اضافه ای بردوش دیگران نمی‌زارن.

    اون همسایگی وکمک به هم که الان توی ایران بسیارکمرنگ شده.

    اون احترام وعشقی که با آزادی بین شما هست وهیچکدومتون براون یکی سروری وسالاری ندارین،وبسیار زیبا به هم عشق می‌ورزید.

    اون کمک و همکاری ،که فرقی نمیکنه چه کاری میکنید،ویاورهم هستید.

    اون تمیزی وشیکی وراحتی ،بدون توجه به نگاه مردم،ونداشتن وسایل غیر ضروری ،وراحت گرفتن زندگی،وانجام کاراتون توسط خودتون، شاید اگه من این ثروتو داشتم همه کارامو به کارگرمیدادم وفکر میکردم،لذت بردن یعنی این،ولی الان با دیدن شما ازانجام کاری که میکنم لذت میبرم وکسر شأن خودم نمیدونم،مگر اینکه انجام اون کار درتوانم نباشه.

    اینکه فراوانی رو درشما میبینم وداشتن بهترینها رو بدون اینکه پز بدید.

    اینکه سبک راحت وریلکس زندگی خودتون روساختید وبه نظر دیگران کاری ندارید.

    اینکه توی گردشهاتون ودرهمه جا مردم ازهمه رقم ،ازادانه باهرپوششی رفت‌وآمد میکنن و هیچکس بهشون چپ چپ نگاه نمیکنه.اگه تو ایران بود یکم مانتو کوتاه باشه ویا بی‌حجاب باشی می‌خورنت بانگاه یا تذکر.وای به حال اینکه بیکینی ،(اونم ازنوع پارچه کم اومده ،و بازتر دوختیمش)بپوشی😊

    این حرفو پدر شیرین زبون من می‌گفت وقتی که مثلا تو یه فیلم خارجی ،یه خانمی لباسش دکلته بود وقدلباسشم کوتاه بود ،بالحجه زیبای کرمانی می‌گفت :بابو اینا پارچه کم دوشتن،لباسشون ازدوطرف کوتا شده.🥰🥰

    نگاه به اینکه مهاجرت رو دوست نداشتم وخودمو وصل به این خاک واین افراد میدونستم،ولی الان نگاهم اینطوریه که همه جای دنیا می‌تونه سرای من باشه ،اگه من بهش عشق بدم وسخت نگیرم روزگارم رو برخوردم.

    اینکه مردم آمریکا چقدر آرامش داشتن وعجله نداشتن قوانین جامعه رو رعایت میکردن وماها باهمه ادعای مسلمانی ،ته وجودمون پراز،لایی کشیدن وزرنگیه.

    وخودمن، الان که دارم بدون عجله زندگی میکنم،همه راهها برام بازمیشه،دشوارهاراحت شده،خوشبخت وشاد هستم وبسیارامیدوارترازقبل ودرحال استفاده ولذت از مواهبی که دارم و ساختن موهبت‌های بیشتر،

    بسیارازاده ترازقبلم وبی قضاوتتر نسبت به اطرافیانم

    وبی توقع تر ازدیگران.

    قلبم گشاده،روحم لطیف،روزیم فراوون،روحم پرازعشق به همه،وازاد ورها،بدون افسوس گذشته ووحشت اینده،ودذرحال پیشرفت در همه زمینه های زندگیم،دارم زندگی میکنم ولذت میبرم. وهمه اینها با آشنایی باشما برام ساخته شد.

    هنوز خیلی حرف دارم که بگم ولی مثنوی هفتاد من کاغذه.

    الان اگه به من بگن به کدوم کشورمیخوای سفرکنی،فیوریت من آمریکا وفلوریداست.

    پس، پس‌زمینه ها خیلی درکاروزندگی تاثیر داره.

    خیلی حرف دیگه برای گفتن دارم،به شما استاد خوش بیان ونکته بین من،که همه نکاتو باریز فهم اون مطلب میگی ،وشایسته عزیزم که مطالب و خیلی اساسی وروان واکادمیک مینویسی،عاشقتونم وهرپولی که از سمت من به زحمات شما برسه باعشقه وباعشق بیشتر دوست دارم تو تمپا یا پرادایس در آغوش بگیرمتون. میبوسمتون🥰😘😘😍

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    مهرک الهی گفته:
    مدت عضویت: 1924 روز

    سلام بر استاد عزیزم وشایسته گلم.

    قبلا گفتم الانم دوباره میگم که حتی من نمیتونم شمارو مریم صدا کنم ،چون پدرم کرمانی بودن ومن عاشقشون بودم .یکی از چیزایی که سرزایمان هر کدوم از خواهرام وزن برادرام می‌گفت این بود که اسم فرزند دخترشون رو شایسته بزارن.

    پس درمورد این پیشفرض که اتفاقا برای من یاد آور پدر فرشته صفتم هست،دوست دارم مریم عزیز رو شایسته صدا کنم.

    این خارج از موضوع بود ولی چون به پیشفرض ربط داشت گفتم.

    من بچه قبل انقلابم .دوتا درک دارم که هردوشون پیشفرض منو درمورد آمریکا خراب کرده بود .

    اول قبل انقلاب که طوری تقلید ازامریکاییها میکردن وبعضی از اوقات مطلبو بقدری بد می‌فهمیدن، که اون افراط در تقلید حال ادمو خراب میکرد.

    مثلا اون قشری که ازنظراجتماعی آزاد بودن تارفتاربازی توی اجتماع داشته باشن،ازاد منش بودن و مدرن بودن رو در مصرف بی‌رویه مشروبات الکلی وازادی روابط بیندوبار جنسی درک میکردن ،واون زمان ،یکدفعه کشور ومملکت مثل اینکه توش انفجاری از عشق به آمریکاونمودهای بی بندوباری وافراط بوجود اومده بود ومن باوجود اینکه در خانواده آزادی زندگی میکردم ولی ،این نوع زندگی شبیه حیوانات برام نفرت انگیز بود .همه دخترا عاشق این بودن که یک پسر آمریکایی (که حکم شاهزاده رویاها و داشت)ازراه برسه واونارو به ارزوهاشون برسونه .وخیلی ازپسرها آرزو داشتن برن آمریکا وبادختران پولدار آمریکایی ازدواج کنند و بچه های موبور وچشم آبی دنیا بیارن.

    فکرکنید چقدرافکاردمردم محدود وابسته بود که حتی تصورنمیکردن که مردم آمریکا هم آدمهایی هستن مثل همه آدمها وکارمیکنن ویراساس ذات وجودی انسان ،اکثرا،به یک ندیم وهمدم ،یاپارتنر،بسنده میکنن.

    خلاصه اون پیشفرض درقبل انقلاب ،منو به اون شکل ازامریکا فراری میداد ،بطوریکه من درتخیلاتم، هم اگه به یک کشور خارجی سفرمیکردم ،اون کشور آمریکا نبود.ومن خیلی به سفر به خارج علاقه داشتم و دارم ولی درصدر اون کشورها ،فرانسه وژاپن سوییس بود.

    حالا می‌آییم به بعدانقلاب،

    اونقدرشعارمرگ برامریکا که درعنفوان جوانی مادردبیرستان، وهرروز راهپیمایی بردن دانش اموزا،اخبار و تبلیغات وفیلمهایی که ازسو استفاده بخصوص امریکاییهاازدختراننشون میدادن .

    و ازمنابع کشور وکشتن استعدادهای بزرگمون و……به مغز من و سایر هم سن وسالای من،

    این پیش‌فرض‌ها رو میخوروند.

    از نظر اقلیمی اون فیلمهای وسترن ،اون سرزمینهای خشک باکاکتوسها وفرسنگها زمین بی ابوعلف،

    اون دانش آموزانی که کلت حمل میکنن و هروقت چیزی اذیتشون کنه بهش شلیک میکنن.

    اون زندانیای خونخواری که ازبلندترین باستیلها میتونن فرار کنن،اون سرزمینی که توش پرخیانت وهرزگیه وخانواده معنا نداره،ومثلا هرمردی تاروشو اونور کنه ،دوستش به زنش پیشنهاد روابط نادرست داده….

    خودشون دانشمندی ندارن و استعدادهای مارو با پول میخرن،یا میکشن ،یا میدزدن.

    اینها همه پیش‌فرض‌های بود که من به خصوص از کشور آمریکا بود.حس میکردم اونجاعشق عمیق اصلا معنانداره و مردم سردوبیعاطفه وبدون ترحم و دلسوزی هستن.

    اینها پیش‌فرض‌ها سوابق من از آمریکا بود.

    ولی بعدازدیدن سفربه آمریکا وزندگی دربهشت،

    کلا دیدگاه من نسبت به آمریکا عوض شد.

    اول اون اقلیم سرسبز،که من عاااااشقشم والبته خودم تواستانهای شمالم.

    اون زندگی توام مدرنیته و طبیعت ،

    که همیشه اینطوری تصورمیشد که یا باید بری توروستا وباحداقل امکانات زندگی کنی یاتو شهر باحداکثرامکانات ولی توی دود و دم وشلوغی و ترافیک والودگی.

    شما به من طبیعت پاک ،خیابونای تمیز،هوای صاف،بارون همیشگی ،اونهمه درخت ودریاچه های اختصاصی ،که حتی تورویاهام نمی‌دیدم ،کسی دریاچه داشته باشه.

    کشتی و هواپیما وجزیره شخصی شنیده بودیم ولی دریاچه توی خونه ؟؟؟؟؟؟نشنیده بودم😊

    از جهت اینکه چقدر روستاها هم مدرن وعالیه .

    از فرهنگ خانواده ها که چقدر درزندگیشون درصلحند،بچه ها چقدر متکی به خودشونند وداشتن فرزند مستلزم کارکردن صبح تا شب برای بچه ها وبیزاری از داشتن فرزند نیست.

    (البته من دراین قسمت اززندگیم کاملا اروپایی هستم وبعدازتجربه ناموفق اولین فرزندم،یادگرفتم بچه هارو متکی به خودشون وازاده باربیارم)

    چقدرپدرومادرها از داشتن فرزند ووقت گذروندن بااونا لذت میبرن ونمیگن بزاربچه ها بزرگ بشن بریم فلان سفر چون حملشون سخته .

    بچه ها آزادانه اززندگیشون لذت میبرن ودربند کثیف نکن ،اونجانرو،و……نیستن .وازکوچکی براشون ،وظایفشون تعریف شده پس کار اضافه ای بردوش دیگران نمی‌زارن.

    اون همسایگی وکمک به هم که الان توی ایران بسیارکمرنگ شده.

    اون احترام وعشقی که با آزادی بین شما هست وهیچکدومتون براون یکی سروری وسالاری ندارین،وبسیار زیبا به هم عشق می‌ورزید.

    اون کمک و همکاری ،که فرقی نمیکنه چه کاری میکنید،ویاورهم هستید.

    اون تمیزی وشیکی وراحتی ،بدون توجه به نگاه مردم،ونداشتن وسایل غیر ضروری ،وراحت گرفتن زندگی،وانجام کاراتون توسط خودتون، شاید اگه من این ثروتو داشتم همه کارامو به کارگرمیدادم وفکر میکردم،لذت بردن یعنی این،ولی الان با دیدن شما ازانجام کاری که میکنم لذت میبرم وکسر شأن خودم نمیدونم،مگر اینکه انجام اون کار درتوانم نباشه.

    اینکه فراوانی رو درشما میبینم وداشتن بهترینها رو بدون اینکه پز بدید.

    اینکه سبک راحت وریلکس زندگی خودتون روساختید وبه نظر دیگران کاری ندارید.

    اینکه توی گردشهاتون ودرهمه جا مردم ازهمه رقم ،ازادانه باهرپوششی رفت‌وآمد میکنن و هیچکس بهشون چپ چپ نگاه نمیکنه.اگه تو ایران بود یکم مانتو کوتاه باشه ویا بی‌حجاب باشی می‌خورنت بانگاه یا تذکر.وای به حال اینکه بیکینی ،(اونم ازنوع پارچه کم اومده ،و بازتر دوختیمش)بپوشی😊

    این حرفو پدر شیرین زبون من می‌گفت وقتی که مثلا تو یه فیلم خارجی ،یه خانمی لباسش دکلته بود وقدلباسشم کوتاه بود ،بالحجه زیبای کرمانی می‌گفت :بابو اینا پارچه کم دوشتن،لباسشون ازدوطرف کوتا شده.🥰🥰

    من اگه این آزادی رو داشتم فقط یک تیشرت و شلوارک بارنگهای بسیارشادمیپوشیدم وراحت وازاد بدون آرایش مو و صورت ولی با پاکیزگی.

    توی ایران دخترا تبدیل به عروسک شدن ،ازبسکه محدودن اون فشارها رو به شکل لباسهای نامناسب وارایشهای زیاد وجراحیهای عجیبو غریب بروز میدن.

    نگاه به اینکه مهاجرت رو دوست نداشتم وخودمو وصل به این خاک واین افراد میدونستم،ولی الان نگاهم اینطوریه که همه جای دنیا می‌تونه سرای من باشه ،اگه من بهش عشق بدم وسخت نگیرم روزگارم رو برخوردم.

    اینکه مردم آمریکا چقدر آرامش داشتن وعجله نداشتن قوانین جامعه رو رعایت میکردن وماها باهمه ادعای مسلمانی ،ته وجودمون پراز،لایی کشیدن وزرنگیه.

    وخودمن، الان که دارم بدون عجله زندگی میکنم،همه راهها برام بازمیشه،دشوارهاراحت شده،خوشبخت وشاد هستم وبسیارامیدوارترازقبل ودرحال استفاده ولذت از مواهبی که دارم و ساختن موهبت‌های بیشتر،

    بسیارازاده ترازقبلم وبی قضاوتتر نسبت به اطرافیانم

    وبی توقع تر ازدیگران.

    قلبم گشاده،روحم لطیف،روزیم فراوون،روحم پرازعشق به همه،وازاد ورها،بدون افسوس گذشته ووحشت اینده،ودذرحال پیشرفت در همه زمینه های زندگیم،دارم زندگی میکنم ولذت میبرم. وهمه اینها با آشنایی باشما برام ساخته شد.

    هنوز خیلی حرف دارم که بگم ولی مثنوی هفتاد من کاغذه.

    الان اگه به من بگن به کدوم کشورمیخوای سفرکنی،فیوریت من آمریکا وفلوریداست.

    پس، پس‌زمینه ها خیلی درکاروزندگی تاثیر داره.

    خیلی حرف دیگه برای گفتن دارم،به شما استاد خوش بیان ونکته بین من،که همه نکاتو باریز فهم اون مطلب میگی ،وشایسته عزیزم که مطالب و خیلی اساسی وروان واکادمیک مینویسی،عاشقتونم وهرپولی که از سمت من به زحمات شما برسه باعشقه وباعشق بیشتر دوست دارم تو تمپا یا پرادایس در آغوش بگیرمتون. میبوسمتون🥰😘😘😍

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    maryam tamri گفته:
    مدت عضویت: 4119 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم مهربانم:

    می خواستم جواب مسابقه رو بدم البته نه برای برنده شدن برای اینکه توی این نوشتن متوجه بشم که چقدر برام مفید بوده این سفرنامه و زندگی در بهشت .

    خوب اول ازاین بگم که چه باورهایی درموردامریکاوکلاخارج ازکشورداشتم.من واقعاوحشت داشتم از خارج از کشور فکر می کردم پر از ادمهای وحشی و لاابلی است که به ادم صدمه می زنن و مزاحم میشن و امنیتی در خارج از کشور وجود نداره فقط ایرانه که امنیت داره و بهترین جا برای زندگیه و فکر می کردم کار کردن و پول دراوردن اونجا خیلی سخته و هیچ عدالتی وجود نداره و فکر می کردم که مردم ایران بهترین مردم دنیا هستن و مردم جاهای دیگه مثل ما خوب و صمیمی نیستن و فکر می کردم که ایرانی ها را جایی نمی پذیرن و توی یه کشور دیگه خیلی بهشون سخت می گذره و از همه مهمتر فکر می کردم نمی شه ارتباط خوبی برقرار کرد و احساس غربت واقعا احساس ترسناکی بود برام .

    حالا این باورهای خراب از کجا اومده اولین و بزرگترین منبعش تلویزیون بود انقدر توی زمان ما تو ذهنمون می کردن با صحبتهای و سخنرانی ها و با فیلم هایی که می دیدم که همش در مورد وحشیگری و ظلم و اسیب های روحی هزارتا چیزهای منفی دیگه بود.وعلت بعدی مذهب وای از دست این مذهب که تمام ارامش و راحتی وجود منو برده بود احساس عشق به خدا رو برده بود و ترس رو جایگزین کرده بود باورهای غلطی که توی ذهن ما به اسم اسلام از بچگی کاشته بودن و واقعا عین زنجیر به دست پام بود و باعث می شد از هر خوشی فرار کنم چون گناه داره و فکر کردن به خارج از کشور که برام شده بود مثل گناه کبیره .و علت بعدی ارق ملی داشتن فکر می کردم که من باید با جون دل فقط توی ایران باشم ایران مال منه نه جای دیگه ای و خیلی اشتباهه که برم جای دیگه .و بعدش خانواده که بسیار سخت به ما چسبیده اندو این باور رو به ما داده بودن که ما تا اخر عمر باید فقط کنار اونا باشیم و از کنارشون جم نخوریم.و توی مدرسه درسهایی که می خوندیم تا فعالیتهایی که داشتیم همش این باور رو القا می کرد که هیچ جا مثل ایران نیست و رفا و ارامشی که اینجا هست جای دیگه ای وجود نداره و این باورها عین یه درخت ریشه دار در ذهن من رشد کرد و کلا فکر خارج از کشور به ذهنم خطور نمی کرد و اصلا می ترسیدم بهش فکر کنم تا جایی که حتی دوستم خیلی پیشنهاد داده که برای ارشد بریم خارج از کشور من حتی نتونستم بهش فکر کنم .

    حالا با دیدن سفربه دور امریکا و بعدش زندگی در بهشت دیدم که چقدر اشتباه می کردم و اصلا اونی که به ما گفته بودن نبود و عاشق اونجا شدم. من دیدم که اونجا پر از نعمت و برکت است باران رحمت الهی بی دریغ براشون می باره با اینکه اینجا اونا رو کافر می دونن ولی نعمت و برکت براشون فراوانه در حالی که برای ما خیلی خیلی کمتره با اینکه فقط ادعای اسلام داریم.و من دیدم با اینکه مردم دین خاصی ندارن اما پر از صداقت و مهربونی هستن و همه با هم مهربونن همه ازادن ازاد هر طوری که دوسن دارن لباس می پوشن حرف می زنن تفریح می کنن واز زندگیشون لذت می برن از لحظه هاشون و باهم بودنشون .دورهمی های عالی دارن هر کس مسئول خوراک خودشه و کلی دور هم لذت می برن .در مورد احساس مسئولیت پذیری در مورد کاری که انجام می دن چقدر درست دقیق کارهاشون رو در هر حوزه ای انجام می دن از کارشون نمی دزدن و بابهترین کیفیت انجام می دن بدون اینکه دین خاصی داشته باشه و باورهای مذهبی باعث این نوع تفکر بشه و یه عالمه تفریحات سالم دیدن و بنیان محکم خانوادگی که باهم کلی رفیق هستن و توی کارها کلی مشارکت دارن و زن مرد ندارن همه با هم همکاری می کنن و کلی عشق دیدم که توی خانواده هست و توی دوستی ها و انقدر جنسیت باعث ترس برای حرف زدن و تبادل اطلاعات نمیشه و روابط به ساگی پیش میره و بازم اون ازادی باعث احساس ارامش ادمهای کنار هم میشه فارق از جنسیتی که دارن( امیدوارم منظورم رو درست بیان کرده باشم ).

    در کل این دو محصولی که استادم و مریم عزیز با عشق برامون اماده کردن و جلوی دید ما قرار دادن باعث شد که من با یه دنیای دیگه اشنا بشم و بیشتر از زندگیم لذت ببرن قدر لحظه هام و بدونم و ازاد بشم از اونم همه ترس و زنجیر و با کلی چیز تازه اشنا بشم و یه عالمه ارزو و خواسته در من شکل گرفته که اصلا قبلا نمی دونستم وجود داره حتی کلی چیز تازه یاد گرفتم و کلی لذت بردم و هر روز منتظر قسمت بعدی هستم انقدر ارتباط برقرار کردم که بارها خواب پارادایس رو دیدم و کنار استاد و مریم بودم و در پایان با تمام قلبم سپاسگزارم از مریم و استاد برای این همه تجربه جدید این همه کارهایی که با استاد یاد گرفتیم و با اون دوتا تجربه کردیم و قدم و قدم پیش رفتیم و واقعا الان باورهام هیچ ربطی به چند سال پیش نداره واقعا می خوام همه جای دنیا رو تجربه کنم .واقعا لذت بردم و از استاد خواهش می کنم اگر براشون مقدوره ادامه بدن این روندعالی رو و سپاسگزار خدای مهربونم که منو به این مسیر فوق العاده هدایت کرد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    ملیحه نصیری گفته:
    مدت عضویت: 2042 روز

    سلام ب همه خانواده عباسمنشی ها

    ب استاد عزیزم و مهربانوی زیبا مریم جون😍😍😍😍

    قبل اشنایی با شما و دیدن سریال زندگی دربهشت و سفر ب دور امریکا

    نطرم درباره امریکا و کلا کشورهای دیگر این بود ک درگیری و مشکلات همه جاهست.همه جا کمبود وجود داره.کمبود اب.منابع طبیعی.کمبود ثروت.فسادمالی و اخلاقی.عصبانیت(مثلا پلیسهای اونهاهم مثل اینجا هستند و مخالف شادبودن هستند و از پست و جایگاهشون سو استفاده میکنند)خشم.همش درگیری و… اونم بخاطر دیده ها و شنیده و البته مدهبمون بود

    اما ازوقتی زندگی شماهارو دیدم میبینم ک اصلاااا نژاد پرست نیستند و هرکسی با هر دین و مذهب و سبک زندگی اونجا زندگی میکنه و بهم احتدام میزارن (فایل زندگی آمیشها ک واقعا منو ب حیرت وا داشت ک بااینکه خیابون باریک بود و اونها با درشکه میرفتن کسی پشت سرش بوق بوق نمیکرد و دری وری نمیگفت بهش برااینکه راه رو بسته و اهسته میره و بهشون توهین نمیشه و مسخره نمیشن بخاطر سبک زندگیشونو این واقعااااااا باارزش بود و بنطرم اصل انسانسیت اجرا میشه و منم دارم سعی میکنم ب ادمها ب سبک و شیوه زندگبشون احترام بزارم فارق از دین و مدهب وهرچیز دیگشون ب انسان بودنشون احترام بزارم)😍😍😍😍

    از ازادی لباس پوشیدنشون واقعاااااا لدت بردم ک برا دل خودشون بدون نیاز ب جلب توجه و خییییلی ساده لباس میپوشن و اینکه باازادی کاملی ک دارن با مایو تو خیابون نمیان و فقط کنار ساحل این مدل لباس میپوشن و کنار ساحل بدون توجه ب لباس هم برا جلب توجه و… لدت میبرن و شادن.وچاق و لاعری وسیاه و سفیدیشون مهم نیس.ادمها بشددددددددت خودت واقعی شون هستند و نیازی ندارن طور دیگه برا دیده شدن و توچشم اومدن کاری انجام بدن😍😍😍😍😍 منم بیشتر دارم سعی میکنم برا دل خودم لباس بپوشم قبلا هم اینجوربودم اما الان دارم بیشترش میکنم ک ارزش من ب خودمه ن لباس تنم

    از فراوانی باران رحمت الهی و سرسبزی و تمیزی ک نگم اصلاااااا قبلا فکرمیکردم همه جاهمینطوریه و کمبود و هوای گرم و باران کم و… است امامیبینم نه ملتی هستند از توحیدی بودن زیادشون همیشه فراوانی هست نعمت هست و اونها بیشتر شکرگدارهستند نسبت ب ما ک مثلا مسلمان هستیم .خداوند بخاطر توحیدی بودنشون بهشون بیشتر نعمت داده فراوانی باران.سرسبزی.تمیزی.ارامش.اینکه میشه راحت زمین بزرگی ب بزرگی پارادایس داشت و اروم و امن اونجا زندگی کرد و لدت برد بدون نگرانی

    خدایاشکررررررت بابت این همه نعمت و زیبایی😍😍😍😍

    اینکه قبلا فکرمیکردم مشکلات و سختی ها هست و جزو امتحانات خداونده برا بنده های خوبش اما اللن فهمیدم هرچه عزیزتر باشی هرچی توحیدی تر باشی مشکلات و بلاها کمتره و تو ناز و نعمت بیشتری هستی

    وقتی فایل طوفان مایکل رو دیدم .دیدم ادمها چقدررررر باهم درصلح هستن و انسانیت رو درست اجرامیکنند فارق از هردیدن و مذهبشون هوای همو دارن.و منتطر کمک دولت و… نیستن و خودشون ب خودشون بی منت خوبی میکنند و حواسشون ب شادبودنشونه تاااینکه خودشو نو بدبخت جلوه بدن و از همه درخواست کمک کنند.اونها ب خودشون و خدای درونشون ایمان دارن و منتطر کمک نیستن

    واین چقدررررررررررر برامن درس داشت ک بزرگترین شرک ما هارو ندارن براهمین درکشوری پراز نعمت زندگی میکنند😍😍😍😍😍😍

    وانکه واقعا وقتی زنوگی شمارو میبینم قران رو میخونم درک میکنم ک هرکسی هرجاهست جای درسته تو قران هم وقتی قرار بوده بلا بیاد ادمها باایمان ازاونجا خارج شدن (واین مثال نقض این حرف ک بما میگفتن زندگی همینه خوب و بد با هم و بپای هم میسوزند😐😐😐😐😐))

    وقتی فایل شگداری امریکارو شنیدم واقعا از خودم خجالت کشیدم ک اونها بااینکه مثل کشور ما اسم اسلام رو خودشون نزاشتن اما خییییییلی بیشترازما سپاسگدار خداوند و نعمتهاش هستند

    برعکس ما ک مراسم عزا و … رو پررنگ میگیرم و فکرمیکنیم گریه کردن و عزاداری و توسر زدن مارو بخدا نزدیکتر میکنه اما ۱ملت دیگه اعتقادشون اینه سپاسگداری و شاد بودن ما رو بخدا نزدیکتر میکنه و اتفاقا نعمت و برکت و شادی بیشتر هم براشون از درو دیوار میاد خداروشکررررررررررررررر و واقعا ک لایق و شایسته هستند 😍😍😍😍😍😍😍😍😍

    وقتی دیدم بااینکه مشروب ازاده اونجا اما کسی خمار و مست تو خیابونها نیس و اگرهم باشه مشکلی نداره مردم چقدررررررررر دنبال شادیهای دیگه هستن تا مشروب و.. اما توکشور ما ک اسم مسلمان رو داره همه جا نقل هرمجلس باحال و جداب و خوبمون شده بودن مشروب و اگه مشروب نباشه انگار مجلس خوشی نداره و ادمها نمیتونند جور دیگه شاد باشند و خوش بگدرونند

    وقتی پارکهای بزرگ و سرسبز و تمیزو زیبارو میبینم خداروشکرررررر میکنم بخاطر این همه سرسبزی و میگم واقعا هرکسی لایقش هست ازشون استفاده میکنه و حداوند براشون از درو دیوار نعمت میفرسته و هرکی لایقش هست ازاین زیبایها و پاکی و ارامش لدت میبره چه حجم بزرگی از پارکها و سرسبزی ها و امکانات رفاهی عاااااااااالی 😍😍😍😍😍😍😍😍

    وقتی فایل اون خونه ابشار ک ۱ادم ثروتمند اونو هدیه داده بود ب میراث فرهنگی و اون همه ادم ازدیدن اون مکان زیبا لدت میبردن دیدم چقدرررررر ثروتمند بودن خوبه و هم خودشون لدت بردن و هم میزارن بقیه لدت ببرن بجای اینکه دورشو دیوار بکشن و تابلو بزنند (ملک شخصی است از ورود ب باغ خودداری کنید)یا ( ورود ممنوع سگها درباغ ازاد هستند)یک نفر ثروتمند همچین ملک زیبایی رو میبخشه و ادمها ازادانه ازاونجا بازدید میکنند و لذت میبرن😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍

    چقدرررررر ثروتمند بودن خوبه و لدت بخشه برخلاف باورهای ما ک بهمون گفتند

    وقتی فروشگهاهای آی کیا رو میبینم میفهمم ک چقدررررررر نظم.مرتبی.تمیزی.خدمات عااااالی هست و چقدررررررررر بسته های باکیفیت ک مشتری از خریدش لدت میبره و بالدت میاد توخونه خودش باز میکنه و لدت ساختنشو درک میکنه😍😍😍😍😍😍😍😍

    وقتی فایل مسابقه ها‌ی رو یخ رو دیدم دیدم پلیس هاچقدررررر خوش برخورد مهربونند و مواظب ارامش و امنیت هستند فهمیدم ک اونها حق دارن اونجا باشند و باهمچین ادمهایی برخورد کنند .دیدم ک مردم ب هربخانه ای دنبال شاد بودن هستند برخلاف کشور ما…. فارق از سن و جنس و ملیت و..‌ فقط شاد بودن و لدت بردن

    ازتمام فایلهاتون فهمیدم و درک کردم موصوع دین خاص نیس.موصوع پوشیدن چادر و دیده نشدن مو و … نیس.

    موصوع توحیده.باور ب خدای درونمون.صلح بودن باخودمونه.قصاوت نکردنه.ادمهارو دوست داشتن و احترام گداشتن ب حقوق هم دیگه اس.موصوع اینه بخودمون احترام بزاریم.باورکنیم خودمون خالق زندگیمون هستیم.باورکنیم برا دریافت نعمت بیشتر باید سپاسگدار بود.باخودمون درصلح باشیم و شکرگدار نعمتهامون باشیم.باید شخصیت خودمون رو رشد بدیم نه اینکه خرده ب دولت و مادر و پدر و ….بگیریم.وقتی در صلح باشیم.وقتی باورهای توحیدی داشته باشیم و شکرگدار نعمتها باشیم هدایت میشیم ب جاهایی ک نعمتهای بیشتر.ازادی بیشتر.امنیت بالا

    موصوع صلاته نه اون صلاتی ک به مایاد دادن

    صلاه یعنی توجه خاص ب خدا و نعمتهاش و تقوا(کنترل ذهن)

    و میبینم ک شما چطورررر هر روز و هرلحطه هم بصورت زبانی سپاسگدارید و هم بصورت عملی سپاسگدارید ک از نعمتهایی ک خدا بهتون داده نهایت لذت رو میبرید

    ومهمترین درسی از دیدن فایلها گرفتم اینکه میشه زن و شوهری دید و وجود داره ک باهم عاشقانه بارابطه عاااالی و زیبا ب دوراز تنش و بحث و …. باهم زندگی کنند و دنبال رشد باشند و عاشقانه همو دوست داشته باشند اما وابسته نباشند و این همیشه برام رویا بود ک زندگی ببینم ک توش دعوا و بحث و.. نباشه و بهم نگن زندگی همینه دعوا نمک زندگیه و…. منم ازاین زندگی و روابط عاشقانه ک هرلحظه اش شادی و ارامش و لذته و رشد کردن میخام😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍

    و از خدا و شما بینهاااااایت سپاسگدارم بابت نشون دادن زندگیتون و این حد از ازادی و ارامش و روابط عاشقانه و لدت بردن از دنیا و کشف خودتون

    (و سعی کردم طبق فرموده استاد فقط توجه رو خوبی بزارم و ازخوبیها حرف بزنم و نکات بد رو ک درکشورمون هست رو بازگو نکنم چون میخام فقط خوبی و خوشی تو زندگیم جاری باشه و کانون توجه من فقط رو چیزهایی ک میخام باشه😍😍😍😍)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    صدیقه بمانی گفته:
    مدت عضویت: 2585 روز

    به نام خداوند هدایت گر مهربان

    خدا را شکر میکنم که من رو با شما آشنا کرد

    از شما متشکرم به خاطر فایل ها و محصولات بی نظیرتون که باعث هدایت و بیداری ما شدیممن قبلاً دیدم در مورد آمریکا منفی بود یعنی تمام چیزهایی که در مورد آمریکا شنیده بودم و دیده بودم تماماً منفی بود از وقتی که ابتدا ابتدایی میرفتم مدرسه تو مدرسه به ما یاد دادند که بگین مرگ بر آمریکا و تو تمام دوره های ابتدایی راهنمایی و دبیرستان از معلمان و گروههای آموزشی و تربیتی و آموزش و پرورش می‌شنیدیم که آمریکا دشمن ما ایرانی هاست و هر طور که بتواند برای تخریب ایران تلاش می‌کند همیشه شعار مرگ بر آمریکا در مدرسه ها بلند بود و از تلویزیون برنامه های متعددی درباره اینکه آمریکا جنایتکار هست و به کشورهای ضعیف حمله می کند و منافع آنها را غارت می‌کند و اینکه آمریکا تروریست است و انسانهای بزرگ را که بداند باعث پیشرفت کشور های دیگر می‌شوند را ترور می‌کنند تا مانع پیشرفت و بیداری کشورهای دیگر بشود تا به این صورت خودش قدرت را در دست داشته باشد از خانواده و اجتماع هم زیاد می شنیدم که آمریکا با ایران دشمن هستند نه تنها مانع پیشرفت ایران بلکه مانع پیشرفت کشورهای دیگر و علی الخصوص مسلمانان هست و با دین اسلام به شدت مخالف است شنیده بودم که آنها خدا را قبول ندارد تمام چیزهایی که در مورد مردم آمریکا و روابط و زندگی شان هم شنیده بودم منفی بود بارها از روحانیون که بزرگتر دین ما هستند می‌شنیدم که در آمریکا به زنان ظلم می‌شود یعنی زنان با توجه به اینکه از مردها ضعیف‌تر هستند مجبورند و باید کار کند و خرج خودش را دربیاورد بچه ها فقط تا ۱۴ ۱۵ سالگی پیشه پدر می ماند و بعد از آن خانه را ترک می‌کنند و باید خودشان زندگی مستقلی داشته باشد و خرج خودشان را بدهند درتلویزیون میدیدم و می شنیدم که در مدارس آمریکا هیچ امنیتی نیست و هر چند وقت یک بار دانش آموزی اسلحه به روی معلمان ودانش آموزان دیگر می کشد و تعدادی از آنها را به قتل می‌رساند شنیده بودم که در آمریکا مشروبات الکلی زیاد مصرف می شود و مردم آنجا اغلب عصبی و پرخاشگر هستند و چون اسلحه آزاد است قتل و جنایت زیاد است و امنیت نیست آمریکا در نظر من یک دشمن متجاوز بی دین خدانشناس تروریست و ظالم بود که در هرکجا منافعی برای خودش میدید و آنجا حمله می کرد و ایران در نظر من بسیار خداشناس دلسوز به کشورهای دیگر بود که برای کمک به کشورهای دیگر بسیار تلاش می‌کرد من بسیار خوشحال بودند که در ایران هستم و خدا را شکر می کردند که در ایران هستم چون امنیت دارم و دین اسلام حاکم بر کشورم است فیلم هایی که شما برای ما فرستادید جز خوبی چیزی نداشت مکانی را دیدم که خوش آب و هوا بود و هیچ گونه خشونتی از مردمی که در فیلم‌ها بود ندیدم آنها بسیار آرام و خوش اخلاق و خوش برخورد بودند و هر کجا که در سفرها شما از آنها کمک خواستید آنها به شما کمک کردند مثلاً وقتی که تو یکی از سفره هاتون می‌خواستید برای اروی امکانات اینترنتی نصب کنید آنها به شما کمک کردند و یا در یک پارک یک خانواده که همسایه شما شده بودند شما را به جمع خودشان دعوت کردند دیدم که هیچ کجا تو سفر با مشکلی مثل برخورد با آدمهای بد و یا دعوا و حتی یک مورد تو فیلم های شما ندیدم که کسی سیگار بکشد و یا کار منفی مثل اینها انجام بدهد دیدن‌فیلم‌های شما باعث شد من از آمریکا خوشم بیاید مخصوصاً از آب و هوا و خوش اخلاقی و مثبت نگری مردمش و شاد بودنشون و بسیار مشتاق شدم که من هم در چنین جایی زندگی کنم چون در آنجا آب و هوای هوای خوب هست ولی اینجا نیست در آمریکا باران فراوان می بارد ولی اینجا نیست در آمریکا مردم شاد و سرحال هستند و آزادانه هرطور که دلشان بخواهد باحجاب و بی حجاب از خانه بیرون می آید اما در اینجا اینطور نیست مناطقی را که شما نشان دادید بسیار تمیز و مردم بسیار ثروتمند و در رفاه بودند اما اینجا اینطور نیست قبلاً اگر به من میگفتن بیا برویم آمریکا زندگی کنیم به شدت مخالفت می‌کردم اما الان اگر شرایط فراهم شود و به من بگویند اگر بخواهید می توانید برای زندگی کردن به آنجا بروید حتماً این کار را می کنم چون الان فکر می کنم آمریکا یک کشوری خوش آب و هواست با مردم شاد و خوش اخلاق و بسیار جای مناسبی برای زندگی هست و در آخر من به این نتیجه رسیدم که نباید هر چیزی را که می بینیم و می شنویم باور کنیم و به عنوان یک واقعیت بپذیریم بلکه باید در مورد آن چیست بسیار تحقیق کنیم و از درست بودن آن اطمینان پیدا کنیم و بعد بپذیریم بحث کردن در مورد این موضوع این موضوع ایمان من را نسبت به اینکه ورودی های ما یعنی چیزهایی که ما می بینیم و می شنویم و می خوانیم و به خاطر می آوریم و تصور می کنیم باورهای ما را شکل می‌دهد و باورهای ما زندگی ما را شکل می دهد و ما خودمان باعث تمام اتفاق های زندگی مان هستیم پس باید مواظب چیزهایی که می بینیم و می شنویم و یا می خوانیم باشیم و هر چیزی را زود و بدون فکر نپذیریم و تا اطمینان حاصل نکردیم نپذیریم به این نتیجه رسیدم که اگر ورودی های ما نسبت به چیزی مثبت باشد ذهنیت ما نسبت به آن چیست مثبت و اگر ورودی های ما نسبت به چیزی منفی باشد ذهنیت ما منفی می شودودر پایان بسیار از شما سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    اسما گفته:
    مدت عضویت: 1796 روز

    به نام خداوند یکتا

    سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته مهربان

    راستش من ذهنیتم در مورد مردم آمریکا خیلی بد بود و اصلا فکرشم نمیکردم یه روز دیدن فیلمی در مورد آمریکا برام جالب باشه!من با توجه به اخبار تلویزیون فکر میکردم مردم آمریکا بسیار خوشونت طلب،نژادپرست و بی احساس و نسبت به همدیگه بی تفاوت هستن و با توجه به فیلمهای وسترن و موزیک ویدئو هایی که از خواننده های لس انجلسی دیده بودم فکر میکردم آمریکا یه کشور خشک و بیابونی هست و شهر هاش پر از ساختمونای بلندو اسمون خراش هست بدون هیچ طبیعت و درخت و دریاچه ای،ولی با دیدن سفرنامه واقعا حیرت کردم از این همه سر سبزی و طبیعت بکر و وجود این همه آب و آدم هایی که با دیدن دوربین امکان نداره بهش لبخند نزنن و بسیار خوش برخوردن، اما سه تا موضوع خیلی منو به فکر وا داشت یکی اینکه همه جور آدم با هر نژاد و پوششی دارن کنار هم زندگی می کنن و به هیچ عنوان همدیگرو قضاوت نمیکنن و برخورد بدی باهم ندارن که این دقیقا معنی کلمه تقواست که من یک عمر میشنیدم اما مفهومش رو درک نمیکردم و دوم اینکه واقعا ازین لذت بردم که اکثرا بین خونه هاشون دیوار نیست و همش چمن و باغچه هست مثل همون باغچه بورلی وسوم شغل خانمها هستش مثلا اون قسمتی که رفتین پیش اسب ها مسئول ورودی پارکینگ یه خانم بود که این برام جالب بود که چقدر امنیت هست که خانما میتونن مث اقایون هر شغلی داشته باشن و یه موضوع مهم اینکه من یه پسر ۸ساله دارم که تا به حال بارها ازم پرسیده چرا امریکا انقد بدجنسه، من هیچ وقت آمریکا نمیرم پلیساش بدنو ازین حرفا،من کل سفرنامرو با پسرم دیدم و اون هم واقعا باورش نمیشد چیزی که داره میبینه کشور آمریکا باشه ودیدش کلا تغییر کرده قبلا میخواست از من تشکر کنه می گفت ایشالا بری کربلا ولی الان میگه ایشالا بری آمریکا و کلی میخنده.

    در آخر تشکر میکنم از استاد گل و خانم شایسته عزیز، ببخشید طولانی شد دوستون دارم……

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: